Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کانفورمیست (حزب باد) ترانهای طنز با اجرای قدرتمندانه جورجو گابر هنرمند برجسته ایتالیایی
این #موسیقی یکی از نمونههای موسیقی انتقادی پاپ در حوزه اجتماعی است که جامعه جدید غرب و جوامع روبه توسعه جهان سوم را به باد انتقاد میگیرد. کانفورمیست به افرادی گفته میشود که طرفدار حزب باد هستند گاهی سوسیالیستاند، گاهی لیبرال و گاهی هرچه باد تعیین کند!
گابر شیوه جدیدی را در موسیقی ایتالیا ابداع کرد که در آن با بهرهگیری از مولفههای هنرهای نمایشی، ترانههایی با مضامین سیاسی و اجتماعی اجرا میشدند.
@HosseinGaeeni
این #موسیقی یکی از نمونههای موسیقی انتقادی پاپ در حوزه اجتماعی است که جامعه جدید غرب و جوامع روبه توسعه جهان سوم را به باد انتقاد میگیرد. کانفورمیست به افرادی گفته میشود که طرفدار حزب باد هستند گاهی سوسیالیستاند، گاهی لیبرال و گاهی هرچه باد تعیین کند!
گابر شیوه جدیدی را در موسیقی ایتالیا ابداع کرد که در آن با بهرهگیری از مولفههای هنرهای نمایشی، ترانههایی با مضامین سیاسی و اجتماعی اجرا میشدند.
@HosseinGaeeni
👍11❤1
تماس گرفته بود به یک سخنرانی دعوتم بکند که برای مخاطبانشان داستان موفقیتم رو بگویم.
پرسیدم:
اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟
دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟
درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش هم خندهای کرد و گفت: "باز هم سوال کوچینگی!"
درباره سوال دوم گفت: "از تلاشها و پشتکارت در این راه بگو که مخاطبان ما انگیزه بگیرند."
از اینجا به بعد سکوت کردم و زندگیام را مرور کردم.
شانس آوردم در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتا تاریخی شرایط مناسبی برای رشد من مهیا شده بود.
شانس آوردم حدود سی سال پیش در دوره دانشجویی فرصت کارآموزی در یک شرکت شناخته شده برایم فراهم شد و دوباره شانس آوردم که آن فردی که در آن دوره سرپرست کارآموزی من بود، چند سال بعد یکی از مدیران آن سازمان شده بود و همین آشنایی نقش مهمی در استخدام من داشت.
شانس آوردم حدود هفت سال پیش در یک گروه تلگرامی مطلبی که درباره مدیریت دانش نوشته بودم را فوروارد کردم و یکی از اعضای آن گروه که تهیهکننده برنامههای مدیریتی در رادیو اقتصاد بود پیام داد و دعوتم کرد که در چند برنامههای رادیویی صحبت کنم.
شش سال پیش، شانس این را داشتم که با چند انسانِ حرفهای و عملگرا آشنا شوم و با همراهی همین دوستان مجموعه کیفکو را خلق کردیم که به نظرم منشا اثرات مهمی بود.
بنابراین فکر میکنم لااقل برای من عامل محیطی و شانس خیلی مهمتر و موثرتر از پشتکار و تلاش بوده است.
شبکههای اجتماعی پر شده است از روایت داستان زندگی آدمهایی که موفقیتشان را صرفا ناشی از پشتکار خودشان میدانند. و در اکثر این روایتها، قهرمان داستان در کودکی و نوجوانی بدبختی و بیچارگی و زندگی در فقر را تجربه کرده است.
برخی از مشاورین تبلیغات و برندینگ هم مشتاقان پرسنال برندینگ را به روایت اینگونه داستانهای جذاب برای مخاطب تشویق میکنند.
اما در این داستانها تمام واقعیت از جمله شانسهای سر راهِ افراد و شرایط محیطی بازگو نمیشود. و در نتیجه گوینده از مسیر تمامیت و رو راستی با مخاطب دور میافتد و از سویی سرنخهای ناکارآمدی هم به مخاطب میدهد.
نظر شما چیست؟ نقش شانس و محیط را در موفقیتهای خود چگونه ارزیابی میکنید؟
پ.ن.: لیست شانسهایم بسیار است و همه آنها در محدودیت یک پست نمیگنجد.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
#کوچینگ
پرسیدم:
اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟
دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟
درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش هم خندهای کرد و گفت: "باز هم سوال کوچینگی!"
درباره سوال دوم گفت: "از تلاشها و پشتکارت در این راه بگو که مخاطبان ما انگیزه بگیرند."
از اینجا به بعد سکوت کردم و زندگیام را مرور کردم.
شانس آوردم در خانوادهای به دنیا آمدم که در آن از لحاظ اجتماعی و اقتصادی و حتا تاریخی شرایط مناسبی برای رشد من مهیا شده بود.
شانس آوردم حدود سی سال پیش در دوره دانشجویی فرصت کارآموزی در یک شرکت شناخته شده برایم فراهم شد و دوباره شانس آوردم که آن فردی که در آن دوره سرپرست کارآموزی من بود، چند سال بعد یکی از مدیران آن سازمان شده بود و همین آشنایی نقش مهمی در استخدام من داشت.
شانس آوردم حدود هفت سال پیش در یک گروه تلگرامی مطلبی که درباره مدیریت دانش نوشته بودم را فوروارد کردم و یکی از اعضای آن گروه که تهیهکننده برنامههای مدیریتی در رادیو اقتصاد بود پیام داد و دعوتم کرد که در چند برنامههای رادیویی صحبت کنم.
شش سال پیش، شانس این را داشتم که با چند انسانِ حرفهای و عملگرا آشنا شوم و با همراهی همین دوستان مجموعه کیفکو را خلق کردیم که به نظرم منشا اثرات مهمی بود.
بنابراین فکر میکنم لااقل برای من عامل محیطی و شانس خیلی مهمتر و موثرتر از پشتکار و تلاش بوده است.
شبکههای اجتماعی پر شده است از روایت داستان زندگی آدمهایی که موفقیتشان را صرفا ناشی از پشتکار خودشان میدانند. و در اکثر این روایتها، قهرمان داستان در کودکی و نوجوانی بدبختی و بیچارگی و زندگی در فقر را تجربه کرده است.
برخی از مشاورین تبلیغات و برندینگ هم مشتاقان پرسنال برندینگ را به روایت اینگونه داستانهای جذاب برای مخاطب تشویق میکنند.
اما در این داستانها تمام واقعیت از جمله شانسهای سر راهِ افراد و شرایط محیطی بازگو نمیشود. و در نتیجه گوینده از مسیر تمامیت و رو راستی با مخاطب دور میافتد و از سویی سرنخهای ناکارآمدی هم به مخاطب میدهد.
نظر شما چیست؟ نقش شانس و محیط را در موفقیتهای خود چگونه ارزیابی میکنید؟
پ.ن.: لیست شانسهایم بسیار است و همه آنها در محدودیت یک پست نمیگنجد.
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
#کوچینگ
👏13👍9❤7
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
تماس گرفته بود به یک سخنرانی دعوتم بکند که برای مخاطبانشان داستان موفقیتم رو بگویم. پرسیدم: اول: از کجا معلوم که موفق باشم؟ اصلا موفقیت به چه معنا است؟ دوم: تمایل دارید چگونه داستانی درباره موفقیتم بگویم؟ درباره بخش نخستِ سوال اولم لطف داشت و برای بخش دومش…
پیرو پستِ پیشین یکی از دوستان این متن را از یک صفحه اینستاگرامی برای من فرستاد. جالب بود. 👇
یک منتقد فرانسوی درباره عباس کیارستمی نوشته بود؛ او به تنبلی پیشرفته مجهز بود و معتقد بود اثر هنری یا به سادگی به دست میآید و یا لازم نیست اصلا به دست بیاید. بنظرم این منتقد درک عمیقی از کیارستمی به دست آورده بود چرا که هزاران مثال در تایید حرف او وجود دارد. کیارستمی با زندگیاش توصیههای گرانبهایی برای همهی هنرمندان در همهی رشتهها و در تمام سطوح ارائه کرد. وقتی کانون از او و چند شاعر و نویسندهی معروف دعوت میکند که برای نوجوانان در مراسمی صحبت کنند و بگویند چه کارهایی انجام دادهاند که حالا موفق شدهاند، آن نویسندهها و شاعرها از رنجهایی که متحمل شدهاند و کار شبانهروزی برای نوجوانان سخن گفتند اما کیارستمی میگوید وقتی چهرهی بچهها را دیدم که انگار ترسیده بودند گفتم برای کارگردان شدن هیچ زحمتی نکشیدهام و خیلی شانسی وارد این کار شدم و به بچهها توصیه میکند جایی برای شانس و تقدیر هم باز بگذارند و کاری را انجام دهند که دوست دارند. کیارستمی واقعیت را میگوید و این دقیقا کاری است که خودش انجام داده است. بنظرم او لذت را فدای هیچکاری نمیکرد. اگر از کاری لذت نمیبرد انجامش نمیداد. اگر جا داشت کاری را به سادگی بیشتری برساند که لذتش بیشتر باشد و مشقتش کمتر حتما اینکار را میکرد و بقیهی چیزها را واگذار به تقدیر میکرد. اگر پول زیادی را وارد کارش نمیکرد به این خاطر بود که از لذت کار برایش کم میکرد و مسئولیت پول، برایش رنجآور بود. یکجا گفته تهیهکنندهی معروفی از او خواسته بود باهم کار کنند و در جلسهای که داشتهاند آن تهیه کننده گفته نگران پول نباش و هرچه بخواهی در اختیارت میگذارم، کیارستمی میگوید از آن جلسه که خارج شدم فهمیدم نمیتوانم با او کار کنم چون پول انتظارات و ملاحظاتی با خودش میآورد. کیارستمی تا آخر عمر عکاسی از مناظر اطراف تهران را تعطیل نمیکند و سراغ پروژههای سنگین نمیرود چراکه او نسبت به کارهای بیلذت، مجهز به نوعی تنبلی پیشرفته بود.
@HosseinGaeeni
یک منتقد فرانسوی درباره عباس کیارستمی نوشته بود؛ او به تنبلی پیشرفته مجهز بود و معتقد بود اثر هنری یا به سادگی به دست میآید و یا لازم نیست اصلا به دست بیاید. بنظرم این منتقد درک عمیقی از کیارستمی به دست آورده بود چرا که هزاران مثال در تایید حرف او وجود دارد. کیارستمی با زندگیاش توصیههای گرانبهایی برای همهی هنرمندان در همهی رشتهها و در تمام سطوح ارائه کرد. وقتی کانون از او و چند شاعر و نویسندهی معروف دعوت میکند که برای نوجوانان در مراسمی صحبت کنند و بگویند چه کارهایی انجام دادهاند که حالا موفق شدهاند، آن نویسندهها و شاعرها از رنجهایی که متحمل شدهاند و کار شبانهروزی برای نوجوانان سخن گفتند اما کیارستمی میگوید وقتی چهرهی بچهها را دیدم که انگار ترسیده بودند گفتم برای کارگردان شدن هیچ زحمتی نکشیدهام و خیلی شانسی وارد این کار شدم و به بچهها توصیه میکند جایی برای شانس و تقدیر هم باز بگذارند و کاری را انجام دهند که دوست دارند. کیارستمی واقعیت را میگوید و این دقیقا کاری است که خودش انجام داده است. بنظرم او لذت را فدای هیچکاری نمیکرد. اگر از کاری لذت نمیبرد انجامش نمیداد. اگر جا داشت کاری را به سادگی بیشتری برساند که لذتش بیشتر باشد و مشقتش کمتر حتما اینکار را میکرد و بقیهی چیزها را واگذار به تقدیر میکرد. اگر پول زیادی را وارد کارش نمیکرد به این خاطر بود که از لذت کار برایش کم میکرد و مسئولیت پول، برایش رنجآور بود. یکجا گفته تهیهکنندهی معروفی از او خواسته بود باهم کار کنند و در جلسهای که داشتهاند آن تهیه کننده گفته نگران پول نباش و هرچه بخواهی در اختیارت میگذارم، کیارستمی میگوید از آن جلسه که خارج شدم فهمیدم نمیتوانم با او کار کنم چون پول انتظارات و ملاحظاتی با خودش میآورد. کیارستمی تا آخر عمر عکاسی از مناظر اطراف تهران را تعطیل نمیکند و سراغ پروژههای سنگین نمیرود چراکه او نسبت به کارهای بیلذت، مجهز به نوعی تنبلی پیشرفته بود.
@HosseinGaeeni
👍9👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ طراحی زندگی بر پایه: دلیل، هدف و عزت نفس.
🎬 فلسفهی #آین_رند در دو دقیقه!
فلسفهای که به آن نیاز داریم.
این فلسفه، میتواند زندگی شخصی ما را متحول کند و در صورت تحقق در یک جامعه، میتواند زندگی جمعی ما را نیز دگرگون کند.
#فلسفه #کوچینگ
@HosseinGaeeni
@iranian_libertarian
🎬 فلسفهی #آین_رند در دو دقیقه!
فلسفهای که به آن نیاز داریم.
این فلسفه، میتواند زندگی شخصی ما را متحول کند و در صورت تحقق در یک جامعه، میتواند زندگی جمعی ما را نیز دگرگون کند.
#فلسفه #کوچینگ
@HosseinGaeeni
@iranian_libertarian
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا تمرکز روی خودیاری، زندگی شما را تباه میکند؟
شش دقیقه وقت بگذارید و این ویدیو را ببینید و بشنوید.
#تفکر_پرسشگرانه
#یادگیری_از_تجربه
#پادیادگیری
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
شش دقیقه وقت بگذارید و این ویدیو را ببینید و بشنوید.
#تفکر_پرسشگرانه
#یادگیری_از_تجربه
#پادیادگیری
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
👍5❤1
DrMardihaPasokhBeNaqd_1397-8-27-5-33
<unknown>
🎧 #نسخه_شنیداری ده دقیقهای
🎤پاسخ تاملبرانگیز دکتر مرتضی مردیها به منتقدان کاپیتالیسم؛
✅ مدرنیته بشر را از گرسنگی، بیماری، عفونت، نجاست، بیفرهنگی، بردگی، بیاخلاقی و هزار بلیهی انسانی دیگر نجات داد.
✅ مخالفانِ دنیای مدرن (چپها) از ابتدا روی دو چیز دست گذاشتند: حسادت و جهل. با این همه تجربههای سوء در کره شمالی، شوروی، کوبا، کامبوج، ونزوئلا و.. واقعا جگر شیر میخواهد که اینطور با وقاحت به صحنه بیایند و از ژیژک و سایر روشنفکران چپ دفاع کنند، کسانی که واقعا پیشنهادشان برای ما در این دنیا جز فساد، جز عقب ماندگی، جز دربدری، جز اشتباه نشان دادن مساله و راه حل نبوده است!
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
#آزادی
@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
🎤پاسخ تاملبرانگیز دکتر مرتضی مردیها به منتقدان کاپیتالیسم؛
✅ مدرنیته بشر را از گرسنگی، بیماری، عفونت، نجاست، بیفرهنگی، بردگی، بیاخلاقی و هزار بلیهی انسانی دیگر نجات داد.
✅ مخالفانِ دنیای مدرن (چپها) از ابتدا روی دو چیز دست گذاشتند: حسادت و جهل. با این همه تجربههای سوء در کره شمالی، شوروی، کوبا، کامبوج، ونزوئلا و.. واقعا جگر شیر میخواهد که اینطور با وقاحت به صحنه بیایند و از ژیژک و سایر روشنفکران چپ دفاع کنند، کسانی که واقعا پیشنهادشان برای ما در این دنیا جز فساد، جز عقب ماندگی، جز دربدری، جز اشتباه نشان دادن مساله و راه حل نبوده است!
#تفکر_پرسشگرانه
#پادیادگیری
#آزادی
@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
👍7
ترس با ما چه میکند؟
دریانوردانی که یوحنا را به دریا انداختند، تصور میکردند که حضور او باعث طوفانی بود که غرقشدن کشتیشان را تهدید میکرد. به همین ترتیب، ژاپنیها درزمان زلزله توکیو، دست به کشتار کرهایها و لیبرالها زدند. زمانی که رومیها در جنگهای پونیک پیروز شدند، کارتاژیها متقاعد شده بودند که علت تمام بدبختیهایشان به دلیل سهلانگاری آنها در پرستش مولوخ بود. مولوخ میخواست که کودکان را برایش قربانی کنند و ترجیح میداد که کودکان قربانی، از طبقه اشراف باشند؛ اما خانوادههای اشراف زاده کارتاژی، کودکان طبقه فرومایه را به جای کودکان خودشان قربانی کرده بودند. و گمان میکردند که این کار خدا راناخشنود کرده و در بدترین لحظات، حتی اشرافی ترین کودکان در آتش سوزانده شدند. نکته عجیب این است که رومیها علیرغم این اصلاح دموکراتیکی که از طرف دشمنانشان صورت گرفته بود، پیروز شدند.
ترس جمعی غریزه جمعی را برمیانگیزد و نوعی سنگ دلی نسبت به کسانی که عضوی از این اجتماع نیستند، به وجود میآورد. در زمان انقلاب فرانسه، ترس از ارتش خارجی، نوعی وحشت را به وجود آورد. و این ترس وجود دارد که نازیها بر شدت مبارزهشان برای نابودی یهودیها بیافزایند.
برتراند راسل در #کتاب "در ستایش شکاکیت" مینویسد:
ترس نوعی تمایل به ظلم و ستمگری را ایجاد میکند و باعث شکلگیری عقایدی خرافی میشود که به نظر میرسد ظلم را موجه میسازد.
انتظار رفتاری انسانی و عاقلانه اندیشی، از هیچ فرد، جامعه و یا ملتی تا زمانی که تحت سیطره ترس باشند، وجود نخواهد داشت.
به همین دلیل، بزدلها بیشتر مستعد ظلم و وحشیگری و خرافهگرایی هستند تا انسانهای شجاع.
منظور من از افراد شجاع کسانی است که از هر لحاظ شجاع هستند نه تنها در رویارویی با مرگ.
چه بسا افرادی هستند که دلیرانه میمیرند اما، شجاعت این را ندارند که به زبان بیاورند و یا حتی فکر کنند که دلیلی که بخاطرش جانشان را میدهند، بیارزش است.
رسوایی برای بیشتر افراد از خود مرگ دردناکتر است؛ و برای همین است که تعداد انگشت شماری از افراد هنگام ابراز احساسات در جمع جرات مخالفت با عقیده رایج در اجتماع را دارند.
🤔 با ترسهایمان چگونه مواجه میشویم؟
چه تجربههایی از ترس و پیامدهای اینگونهاش چه در مقیاس فردی و یا در مقیاس جمعی داریم؟
@HosseinGaeeni
#ترس
#یادگیری_از_تجربه
#تفکر_پرسشگرانه
دریانوردانی که یوحنا را به دریا انداختند، تصور میکردند که حضور او باعث طوفانی بود که غرقشدن کشتیشان را تهدید میکرد. به همین ترتیب، ژاپنیها درزمان زلزله توکیو، دست به کشتار کرهایها و لیبرالها زدند. زمانی که رومیها در جنگهای پونیک پیروز شدند، کارتاژیها متقاعد شده بودند که علت تمام بدبختیهایشان به دلیل سهلانگاری آنها در پرستش مولوخ بود. مولوخ میخواست که کودکان را برایش قربانی کنند و ترجیح میداد که کودکان قربانی، از طبقه اشراف باشند؛ اما خانوادههای اشراف زاده کارتاژی، کودکان طبقه فرومایه را به جای کودکان خودشان قربانی کرده بودند. و گمان میکردند که این کار خدا راناخشنود کرده و در بدترین لحظات، حتی اشرافی ترین کودکان در آتش سوزانده شدند. نکته عجیب این است که رومیها علیرغم این اصلاح دموکراتیکی که از طرف دشمنانشان صورت گرفته بود، پیروز شدند.
ترس جمعی غریزه جمعی را برمیانگیزد و نوعی سنگ دلی نسبت به کسانی که عضوی از این اجتماع نیستند، به وجود میآورد. در زمان انقلاب فرانسه، ترس از ارتش خارجی، نوعی وحشت را به وجود آورد. و این ترس وجود دارد که نازیها بر شدت مبارزهشان برای نابودی یهودیها بیافزایند.
برتراند راسل در #کتاب "در ستایش شکاکیت" مینویسد:
ترس نوعی تمایل به ظلم و ستمگری را ایجاد میکند و باعث شکلگیری عقایدی خرافی میشود که به نظر میرسد ظلم را موجه میسازد.
انتظار رفتاری انسانی و عاقلانه اندیشی، از هیچ فرد، جامعه و یا ملتی تا زمانی که تحت سیطره ترس باشند، وجود نخواهد داشت.
به همین دلیل، بزدلها بیشتر مستعد ظلم و وحشیگری و خرافهگرایی هستند تا انسانهای شجاع.
منظور من از افراد شجاع کسانی است که از هر لحاظ شجاع هستند نه تنها در رویارویی با مرگ.
چه بسا افرادی هستند که دلیرانه میمیرند اما، شجاعت این را ندارند که به زبان بیاورند و یا حتی فکر کنند که دلیلی که بخاطرش جانشان را میدهند، بیارزش است.
رسوایی برای بیشتر افراد از خود مرگ دردناکتر است؛ و برای همین است که تعداد انگشت شماری از افراد هنگام ابراز احساسات در جمع جرات مخالفت با عقیده رایج در اجتماع را دارند.
🤔 با ترسهایمان چگونه مواجه میشویم؟
چه تجربههایی از ترس و پیامدهای اینگونهاش چه در مقیاس فردی و یا در مقیاس جمعی داریم؟
@HosseinGaeeni
#ترس
#یادگیری_از_تجربه
#تفکر_پرسشگرانه
👍15
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅ به یاد داشته باشیم که ویژگیها و اولویتهای افراد با یکدیگر متفاوت است. درک و پذیرش این تفاوت از یک سو کمک میکند تا طرز فکری را شکل دهیم که در آن حق آزادی انتخاب هر فرد برای تصمیمهای زندگیاش به رسمیت شناخته میشود.
از سوی دیگر لازم است هر کدام از ما با شناخت ویژگیهای فردی و اولویتها و شرایط خود، #برنامه_توسعه_فردی ویژه خود را طراحی کنیم و مهارتهای مورد نیاز خود را توسعه بدهیم.
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نکات آموزنده و جالبی را درباره تفاوتهای فردی بیان میکند.
@HosseinGaeeni
#یادگیری
#کوچینگ
از سوی دیگر لازم است هر کدام از ما با شناخت ویژگیهای فردی و اولویتها و شرایط خود، #برنامه_توسعه_فردی ویژه خود را طراحی کنیم و مهارتهای مورد نیاز خود را توسعه بدهیم.
🎬 در این ویدیو #جردن_پیترسون نکات آموزنده و جالبی را درباره تفاوتهای فردی بیان میکند.
@HosseinGaeeni
#یادگیری
#کوچینگ
👍8👎1
تفکر و احساسات
<unknown>
🎤 نگاهی به یک مانع مهم در تفکر نقادانه
#تفکر_پرسشگرانه
چقدر آمادهاید نظرات و عقایدی که به آنها تعلق خاطر دارید را زیر سوال ببرید؟
@HosseinGaeeni
#تفکر_پرسشگرانه
چقدر آمادهاید نظرات و عقایدی که به آنها تعلق خاطر دارید را زیر سوال ببرید؟
@HosseinGaeeni
👏14👍2
📚 در کوچه باغ #کتاب
داد سخن دادن در باب سعادتمندی و رستگاری بشر، اگر خود نتوانی بدان دست یابی، چه حاصل دارد؟ و در اینجا نقل داستانی که دیدرو گفته است بی مناسبت نیست: «خواجهای بود که از یکی از مردان اهل مارسی درس زیبایی شناسی فرا میگرفت تا بتواند کنیزکان بهتری برای حرمسرای سلطان دستچین کند. در پایان نخستین درسی که درس فیزیولوژی و شناخت بیپردهی اعضای پنهانی بود، خواجه آهی سرد از دل برکشید: پیداست که من از زیبایی شناسی چیزی نخواهم فهمید!» نکته همین جاست. خواجگان، علم الجمالی را که برای انتخاب دخترکان دلربا لازم است نمیتوانند آموخت، همچنین خردگرایان محض نه از اخلاق چیزی سر در میآوردند، نه میتوانند سعادت و رستگاری را معنا کنند، زیرا سعادت چیزی است زیستنی و حس کردنی، نه اندیشیدنی و معنا کردنی.
📗 درد جاودانگی / ✍ میگل دِ اونامونو
@HosseinGaeeni
#یادگیری یک #مهارت_نرم است که به عملی کردن دانستهها و #تغییر در رفتار میانجامد.
داد سخن دادن در باب سعادتمندی و رستگاری بشر، اگر خود نتوانی بدان دست یابی، چه حاصل دارد؟ و در اینجا نقل داستانی که دیدرو گفته است بی مناسبت نیست: «خواجهای بود که از یکی از مردان اهل مارسی درس زیبایی شناسی فرا میگرفت تا بتواند کنیزکان بهتری برای حرمسرای سلطان دستچین کند. در پایان نخستین درسی که درس فیزیولوژی و شناخت بیپردهی اعضای پنهانی بود، خواجه آهی سرد از دل برکشید: پیداست که من از زیبایی شناسی چیزی نخواهم فهمید!» نکته همین جاست. خواجگان، علم الجمالی را که برای انتخاب دخترکان دلربا لازم است نمیتوانند آموخت، همچنین خردگرایان محض نه از اخلاق چیزی سر در میآوردند، نه میتوانند سعادت و رستگاری را معنا کنند، زیرا سعادت چیزی است زیستنی و حس کردنی، نه اندیشیدنی و معنا کردنی.
📗 درد جاودانگی / ✍ میگل دِ اونامونو
@HosseinGaeeni
#یادگیری یک #مهارت_نرم است که به عملی کردن دانستهها و #تغییر در رفتار میانجامد.
❤7
چطور با معمولی بودن کنار بیایم؟
معمولی یعنی «حد وسط». بنابه تعریف، دقیقا نیمی از هر جمعیتی بالای حد متوسط است، و نیمی دیگر زیر حد متوسط. اگر اینطوری به قضیه نگاه کنیم، معمولی بودن در خیلی از امور زندگی هیچ اشکالی ندارد. مهم اینجاست که یکی دو موردی را پیدا کنید که در آنها سرآمد هستید.
تکتک آدمها روی این سیاره استعداد خاصی دارند بله، از جمله خودِ شما. ببینیم چهطور نقاط قوت و مهارتهای ویژهمان را پیدا کنیم: 👇
https://lnkd.in/eJFBCJRg
#توسعه_فردی #مهارت_نرم #یادگیری #کوچینگ
معمولی یعنی «حد وسط». بنابه تعریف، دقیقا نیمی از هر جمعیتی بالای حد متوسط است، و نیمی دیگر زیر حد متوسط. اگر اینطوری به قضیه نگاه کنیم، معمولی بودن در خیلی از امور زندگی هیچ اشکالی ندارد. مهم اینجاست که یکی دو موردی را پیدا کنید که در آنها سرآمد هستید.
تکتک آدمها روی این سیاره استعداد خاصی دارند بله، از جمله خودِ شما. ببینیم چهطور نقاط قوت و مهارتهای ویژهمان را پیدا کنیم: 👇
https://lnkd.in/eJFBCJRg
#توسعه_فردی #مهارت_نرم #یادگیری #کوچینگ
👍8🙏3👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 اینکه خیلیها کاری را انجام میدهند که ربطی به رشته تحصیلیشان ندارد، به چه معناست؟
✅ دکتر موسی غنینژاد درباره نقش برنامهریزی متمرکز دولتی در ایجاد بیکاری روزافزون تحصیلکردههای دانشگاهی میگوید.
@ghaninejad_mousa
@HosseinGaeeni
#یادگیری_از_تجربه
✅ دکتر موسی غنینژاد درباره نقش برنامهریزی متمرکز دولتی در ایجاد بیکاری روزافزون تحصیلکردههای دانشگاهی میگوید.
@ghaninejad_mousa
@HosseinGaeeni
#یادگیری_از_تجربه
👍3
- چهکار کنیم؟
- سوال بهتر شاید این است که چهکارهایی که تا حالا انجام میدادیم را متوقف کنیم و دیگر انجامشان ندهیم.
#تفکر_پرسشگرانه
- سوال بهتر شاید این است که چهکارهایی که تا حالا انجام میدادیم را متوقف کنیم و دیگر انجامشان ندهیم.
#تفکر_پرسشگرانه
👍25
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
📖 در کوچه باغ #کتاب
بعد از هیتلر، همهی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛ اما یک چیز نابود شدهی اساسی بود که هر کسی نمیفهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود. خیلی از کلمات شریف، دیگر معنی خود را از دست داده بودند، پوچ و مسخره شده بودند. عوض شده بودند. آشغال شده بودند.
کلماتی مانند آزادی، #آگاهی، پیشرفت و عدالت...
📗 آدم کجا بودی؟/👤✍ هاینریش بل
🆔 @HosseinGaeeni
بعد از هیتلر، همهی آلمان درک کردند که او چه بلایی بر سر کشور و زیربناهای آن آورده است؛ اما یک چیز نابود شدهی اساسی بود که هر کسی نمیفهمید و آن، خیانت هیتلر به کلمات بود. خیلی از کلمات شریف، دیگر معنی خود را از دست داده بودند، پوچ و مسخره شده بودند. عوض شده بودند. آشغال شده بودند.
کلماتی مانند آزادی، #آگاهی، پیشرفت و عدالت...
📗 آدم کجا بودی؟/👤✍ هاینریش بل
🆔 @HosseinGaeeni
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ مهناز افخمی در سال ۱۳۵۵ از برنامههای ویژه برای زنان میگوید.
مهناز افخمی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ دبیرکل سازمان زنان ایران، و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ وزیر مشاور در امور زنان بود.
با یادی از همه زنان آزادیخواه ایران به پاس تلاشهای ارزشمندشان ❤
@HosseinGaeeni
مهناز افخمی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ دبیرکل سازمان زنان ایران، و از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ وزیر مشاور در امور زنان بود.
با یادی از همه زنان آزادیخواه ایران به پاس تلاشهای ارزشمندشان ❤
@HosseinGaeeni
👍28
#گزین_گویه
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا دو اصل را در مورد خود روشن کردی؛ یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند یا آنقدر ضعیف بودهای که دشمنانت، مردمت را کنترل میکنند...!
"پاول یوزف گوبلز"
#آزادی
@HosseinGaeeni
هیچگاه مردمانت را دشمن یا عناصر دشمن مخوان زیرا دو اصل را در مورد خود روشن کردی؛ یا اینقدر ظالم بودی که مردم خودت دشمنت شدهاند یا آنقدر ضعیف بودهای که دشمنانت، مردمت را کنترل میکنند...!
"پاول یوزف گوبلز"
#آزادی
@HosseinGaeeni
👍27👌9