جرعهای #شعر بنیوشیم...
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون...
@HosseinGaeeni
شعر: مولانا جلال/ با صدای: احمد شاملو/ موسیقی: فرهاد فخرالدینی
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون...
@HosseinGaeeni
شعر: مولانا جلال/ با صدای: احمد شاملو/ موسیقی: فرهاد فخرالدینی
✍ برای زخمِ قلبت، ای بامدادِ خستهی ایران در سالگرد رهاییات
@HosseinGaeeni
•همین روزها بود زیر آفتاب سوزان مرداد 79 که شهر شاهد واپسین دیدار ما بود با بامدادش، با تو: شیرآهن کوه مردِ شعر پارسی. مردم گروه گروه به راه افتادند از روبروی بیمارستان ایرانمهر خیابان شریعتی... بر دستهاشان تابلوهایی و بر هر کدام تکه شعری از تو... تا امامزاده طاهر... در این مسیر هنگامی که صدای همیشهات از بلندگو پخش میشد، انگار با همان لب پایین فرو افتاده نگاهی به رندی میکردی جمع را...
•آن روز "ایران" تیتر زد: "جهان شاملو را از دست داد." چرا که تو خود گفته بودی که خویشاوند نزدیک هر انسانی هستی...
•در سال های پر شور نوجوانی برای نخستین بار پریا را خواندم و قصهی دخترای ننه دریا را شنیدم و گوش سپردم به صدای جادوییات در روایت شازده کوچولو...
• با "شعرهایی که زندگی ست" که ستایش انسان است و آزادی؛ زندگی کردم... آن هنگام که آیدا را در آینه به تماشا نشسته بودی و با او آن گونه سخن گفتی که درخت با جنگل و ستاره با کهکشان... با انسان این دغدغهی همیشهات و با باور زیبایت: " انسان خداست اگر که بخواهد". عشق و بوسه را در ترانههایت قسمت کردی با همهی ما؛ عشقی که سراسر انسانی ست: تو انسانی را در کنار خویش یافتی آینهوار تا در او بخندی و بگریی؛ و نجوا کنی برایش: "در فراسوی مرزهای تنت دوستات می دارم"... و شبی هم در آلاچیق مردمان ترکمن، گمان بردی که نگاه خیره ماندهی دختران دشت و انتظار به زخم قلب آبایی میاندیشد...
•باور داشتی که شعر باید از دغدغههای اجتماعی بگوید... بنبستها را برایمان به تصویر کشد و هشدار دهد که شبپرستان "دهانت را میبویند"... همواره انسان را رعایت کردی و بیزاری جستی از وهنی که بر تبار آدمیان میرود و در دشوارترین گردنههای بلاخیز ما را ندا دادی: "من درد مشترکم، مرا فریاد کن!"... و هراس تو نه از مرگ، که از مردن در سرزمینی بود که مزد گورکن در آن بیشتر است از بهای آزادییِ آدمی... رو به جانب آسمان داشتیم که به ناگاه زمین را به گفتوگومان نشاندی: " آن افسونکار (آسمان) به تو میآموزد که عدالت از عشق والاتر است. دریغا که اگر عشق به کار میبود هرگز ستمی در وجود نمیآمد تا به عدالتی نابکارانه از آندست نیازی پدید افتد"... میدانم که به تقدیر و به پیشانی و اینگونه اباطیل نداری باور؛ با این حال همیشه ما را به چاووشی امیدانگیزی میخوانی: "معشوق در ذره ذرهی جان توست که باور داشتهای" و نومید مردم را معادی مقدر نیست... افق روشنی را ترسیم نمودی که آرزوی هر آزاده انسانیست: "روزی که کمترین سرود بوسه باشد و قفل افسانهیی؛ و مهربانی دست زیبایی را بگیرد، قلب برای زندگی بس باشد و آهنگ هر حرف، زندگی" ....و من آن روز را انتظار می کشم حتا روزی که دیگر نباشم...
•سوگ وار همه ی آن یاران بر خاک افتاده درسال های بد هستی "چرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند" و هنوز که هنوز است بازماندگان را از چشم خونابه روان است؛ و برای آنان که تقوای خاک و آب را باور نداشتند آخر بازی را هم به تصویر کشیدی: "باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد"... و البته لحظههای نخستین عاشقی را نیز پیوند زدی با یاد یارانت: "نخستین بوسه های ما/ بگذار یادبود آن بوسه ها باد/ که یاران با دهان سرخ زخم های خویش/ بر زمین نا سپاس نهادند"... همهی مدایحات بی صله بود چرا که هرگز نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکردی و " بهشت مینوی تو بزروی طوع و خاکساری نبود... آری" تو را دیگرگونه خدایی میبایست" و خدایی دیگرگونه آفریدی.
• ای بامدادی که خلاصهی خود بودی، با همهی جمع چه تنها نشستهای: "کوه ها با همند و تنهایند"...
•در آستانهی رهاییات، اوج شکوه شعر را به نمایش گذاردی که باید اِستاد و فرود آمد: "و خاطرهات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد" ...وتو ای بامداد خسته حقگذار و منتپذیربودی برای این فرصت کوتاه و سفر جانکاه که یگانه بود و هیچ کم نداشت... در سوگ فروغ مرثیهای ساز کردی که امروز ورد زبانمان است در ماتم رفتن همهی یاران و نیز در سوگ همیشهی تو: "به جست و جوی تو بر درگاه کوه میگریم در آستانهی دریا و علف...به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد... متبرک باد نام تو/ و ما هم چنان دوره میکنیم شب را و روز را/ هنوز را."
•"مرا تو بی سببی نیستی" و از این رو قول و قرار این چند سالهی خود را با تو هرگز فرو نخواهم گذارد که ما را میزبان باشی در آرامگاهت "در ساعت پنج عصر"...
پنجشنبهی 31 تیر1389/ حسین گایینی
@HosseinGaeeni
@HosseinGaeeni
•همین روزها بود زیر آفتاب سوزان مرداد 79 که شهر شاهد واپسین دیدار ما بود با بامدادش، با تو: شیرآهن کوه مردِ شعر پارسی. مردم گروه گروه به راه افتادند از روبروی بیمارستان ایرانمهر خیابان شریعتی... بر دستهاشان تابلوهایی و بر هر کدام تکه شعری از تو... تا امامزاده طاهر... در این مسیر هنگامی که صدای همیشهات از بلندگو پخش میشد، انگار با همان لب پایین فرو افتاده نگاهی به رندی میکردی جمع را...
•آن روز "ایران" تیتر زد: "جهان شاملو را از دست داد." چرا که تو خود گفته بودی که خویشاوند نزدیک هر انسانی هستی...
•در سال های پر شور نوجوانی برای نخستین بار پریا را خواندم و قصهی دخترای ننه دریا را شنیدم و گوش سپردم به صدای جادوییات در روایت شازده کوچولو...
• با "شعرهایی که زندگی ست" که ستایش انسان است و آزادی؛ زندگی کردم... آن هنگام که آیدا را در آینه به تماشا نشسته بودی و با او آن گونه سخن گفتی که درخت با جنگل و ستاره با کهکشان... با انسان این دغدغهی همیشهات و با باور زیبایت: " انسان خداست اگر که بخواهد". عشق و بوسه را در ترانههایت قسمت کردی با همهی ما؛ عشقی که سراسر انسانی ست: تو انسانی را در کنار خویش یافتی آینهوار تا در او بخندی و بگریی؛ و نجوا کنی برایش: "در فراسوی مرزهای تنت دوستات می دارم"... و شبی هم در آلاچیق مردمان ترکمن، گمان بردی که نگاه خیره ماندهی دختران دشت و انتظار به زخم قلب آبایی میاندیشد...
•باور داشتی که شعر باید از دغدغههای اجتماعی بگوید... بنبستها را برایمان به تصویر کشد و هشدار دهد که شبپرستان "دهانت را میبویند"... همواره انسان را رعایت کردی و بیزاری جستی از وهنی که بر تبار آدمیان میرود و در دشوارترین گردنههای بلاخیز ما را ندا دادی: "من درد مشترکم، مرا فریاد کن!"... و هراس تو نه از مرگ، که از مردن در سرزمینی بود که مزد گورکن در آن بیشتر است از بهای آزادییِ آدمی... رو به جانب آسمان داشتیم که به ناگاه زمین را به گفتوگومان نشاندی: " آن افسونکار (آسمان) به تو میآموزد که عدالت از عشق والاتر است. دریغا که اگر عشق به کار میبود هرگز ستمی در وجود نمیآمد تا به عدالتی نابکارانه از آندست نیازی پدید افتد"... میدانم که به تقدیر و به پیشانی و اینگونه اباطیل نداری باور؛ با این حال همیشه ما را به چاووشی امیدانگیزی میخوانی: "معشوق در ذره ذرهی جان توست که باور داشتهای" و نومید مردم را معادی مقدر نیست... افق روشنی را ترسیم نمودی که آرزوی هر آزاده انسانیست: "روزی که کمترین سرود بوسه باشد و قفل افسانهیی؛ و مهربانی دست زیبایی را بگیرد، قلب برای زندگی بس باشد و آهنگ هر حرف، زندگی" ....و من آن روز را انتظار می کشم حتا روزی که دیگر نباشم...
•سوگ وار همه ی آن یاران بر خاک افتاده درسال های بد هستی "چرا که مردگان این سال عاشق ترین زندگان بوده اند" و هنوز که هنوز است بازماندگان را از چشم خونابه روان است؛ و برای آنان که تقوای خاک و آب را باور نداشتند آخر بازی را هم به تصویر کشیدی: "باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد"... و البته لحظههای نخستین عاشقی را نیز پیوند زدی با یاد یارانت: "نخستین بوسه های ما/ بگذار یادبود آن بوسه ها باد/ که یاران با دهان سرخ زخم های خویش/ بر زمین نا سپاس نهادند"... همهی مدایحات بی صله بود چرا که هرگز نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکردی و " بهشت مینوی تو بزروی طوع و خاکساری نبود... آری" تو را دیگرگونه خدایی میبایست" و خدایی دیگرگونه آفریدی.
• ای بامدادی که خلاصهی خود بودی، با همهی جمع چه تنها نشستهای: "کوه ها با همند و تنهایند"...
•در آستانهی رهاییات، اوج شکوه شعر را به نمایش گذاردی که باید اِستاد و فرود آمد: "و خاطرهات تا جاودانِ جاویدان در گذرگاه ادوار داوری خواهد شد" ...وتو ای بامداد خسته حقگذار و منتپذیربودی برای این فرصت کوتاه و سفر جانکاه که یگانه بود و هیچ کم نداشت... در سوگ فروغ مرثیهای ساز کردی که امروز ورد زبانمان است در ماتم رفتن همهی یاران و نیز در سوگ همیشهی تو: "به جست و جوی تو بر درگاه کوه میگریم در آستانهی دریا و علف...به انتظار تصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد... متبرک باد نام تو/ و ما هم چنان دوره میکنیم شب را و روز را/ هنوز را."
•"مرا تو بی سببی نیستی" و از این رو قول و قرار این چند سالهی خود را با تو هرگز فرو نخواهم گذارد که ما را میزبان باشی در آرامگاهت "در ساعت پنج عصر"...
پنجشنبهی 31 تیر1389/ حسین گایینی
@HosseinGaeeni
Forwarded from Hossein Gaeeni
Audio
@HosseinGaeeni
جرعهای #شعر بنیوشیم...
یله بر نازکای چمن رها شده باشی...
شبانهای از احمد شاملو
با صدای آیدا و بامداد
جرعهای #شعر بنیوشیم...
یله بر نازکای چمن رها شده باشی...
شبانهای از احمد شاملو
با صدای آیدا و بامداد
اهمیت شناخت #نقاط_قوت
@HosseinGaeeni
⚠️ خیلی وقت ها، نقاط قوت کودکانمان با آرزوهای ما متفاوت است...
ما دوست داریم کودکمان در درس ریاضی بهترین باشد، اما او استعداد هنری شگرفی دارد... ما دوست داریم فرزندمان تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما او در کارهای فنی بسیار توانمند است... دوست داریم در آینده موزیسین شود، ولی او استعداد ورزشی فوقالعادهای دارد...
✅✅✅ همه کودکان توانا هستند، مهم این است که نوع توانمندی و نقطه قوت آنها شناسایی و از سوی بزرگترها تایید و حمایت شود...
@HosseinGaeeni
◀️◀️◀️ نقاط قوت خود را شناسایی کنید؛ مسیر رشد و توسعهی فردی همهی انسانها باید بر اساس استعدادها، توانمندیها و نقاط قوت خودشان ترسیم شود نه بر اساس خواستهها و آرزوهای دیگران...
#برنامه_توسعه_فردی #مهارت_نرم #کوچینگ
@HosseinGaeeni
⚠️ خیلی وقت ها، نقاط قوت کودکانمان با آرزوهای ما متفاوت است...
ما دوست داریم کودکمان در درس ریاضی بهترین باشد، اما او استعداد هنری شگرفی دارد... ما دوست داریم فرزندمان تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما او در کارهای فنی بسیار توانمند است... دوست داریم در آینده موزیسین شود، ولی او استعداد ورزشی فوقالعادهای دارد...
✅✅✅ همه کودکان توانا هستند، مهم این است که نوع توانمندی و نقطه قوت آنها شناسایی و از سوی بزرگترها تایید و حمایت شود...
@HosseinGaeeni
◀️◀️◀️ نقاط قوت خود را شناسایی کنید؛ مسیر رشد و توسعهی فردی همهی انسانها باید بر اساس استعدادها، توانمندیها و نقاط قوت خودشان ترسیم شود نه بر اساس خواستهها و آرزوهای دیگران...
#برنامه_توسعه_فردی #مهارت_نرم #کوچینگ
📚📖 در سایهسار #کتاب
بر ماست که لذت ببریم از غذا، از بوهای خوش، از رنگها، از جامههای زیبنده، از موسیقی، از بازیها، از نمایشها و از همه گونه تفریح که هر کس میتواند بیآنکه آزاری به کسی برساند به آن بپردازد.
@HosseinGaeeni
باید موهبتهای زندگی را به کار برد و تا هر اندازه که بتوان از آن لذت برد. باید به دیگران پیوست و در پیوند دادنشان به هم کوشید، زیرا هر چیز که در راستای پیوند دادنشان به هم باشد خوب است.
برای سهیم کردن دیگران در شادی خود باید کوشید؛ با #آگاهی کامل باید با همه طبیعت یکی شد.
یکدیگر را در آغوش بگیریم، ای میلیونها مردم!
@HosseinGaeeni
📕📗📘 سفر درونی/ 👤 رومن رولان
#مهارت_نرم #کوچینگ
بر ماست که لذت ببریم از غذا، از بوهای خوش، از رنگها، از جامههای زیبنده، از موسیقی، از بازیها، از نمایشها و از همه گونه تفریح که هر کس میتواند بیآنکه آزاری به کسی برساند به آن بپردازد.
@HosseinGaeeni
باید موهبتهای زندگی را به کار برد و تا هر اندازه که بتوان از آن لذت برد. باید به دیگران پیوست و در پیوند دادنشان به هم کوشید، زیرا هر چیز که در راستای پیوند دادنشان به هم باشد خوب است.
برای سهیم کردن دیگران در شادی خود باید کوشید؛ با #آگاهی کامل باید با همه طبیعت یکی شد.
یکدیگر را در آغوش بگیریم، ای میلیونها مردم!
@HosseinGaeeni
📕📗📘 سفر درونی/ 👤 رومن رولان
#مهارت_نرم #کوچینگ
kermanshahi- @HosseinGaeeni.mov
3.5 MB
🎼 #موسیقی
ترانهی "هویت گمشده"
با گویش زیبای کرمانشاهی
شعر: امين شيرزادی
موسيقی: ذبيح وحيد
صدای: کوروش تیمورزاده
@HosseinGaeeni
ترانهی "هویت گمشده"
با گویش زیبای کرمانشاهی
شعر: امين شيرزادی
موسيقی: ذبيح وحيد
صدای: کوروش تیمورزاده
@HosseinGaeeni
Forwarded from Gilsoo
سایت شما تا چه اندازه بهینه سازی شده است؟
آیا از ایرادهای سئوی سایت خود اطلاع دارید؟
همین حالا وضعیت سئوی سایت خود را بررسی کنید:
http://seo.gilsoo.ir/
@gilsoo
آیا از ایرادهای سئوی سایت خود اطلاع دارید؟
همین حالا وضعیت سئوی سایت خود را بررسی کنید:
http://seo.gilsoo.ir/
@gilsoo
seo.gilsoo.ir
سئو / بهنیه سازی سایت گیلسو
سایت شما تا چه اندازه بهینهسازی شده است؟ آیا از ایرادهای سئوی سایت خود اطلاع دارید؟وضعیت سئوی سایت شما در مقایسه با سایت رقبا چگونه است؟
تفکر انتقادی، یکی از مهمترین مهارتهای نرم است.
◀️ تفکر انتقادی، تفکری است بر مبنای تحلیل و ارزیابی...
تفکر انتقادی،در جستوجوی شواهد، دلایل و مدارک برای رسیدن به نتیجه، تصمیم و اقدام است.
✅ زمانیکه نقادانه فکر میکنیم، منتظر نمیمانیم که اتفاقی بیفتد؛ بلکه در فرایند رسیدن به اهداف، تصمیمگیری و تحلیل موضوعها؛ فعالانه درگیر میشویم.
✔️ تفکر انتقادی در همهی شرایط و موقعیتها به کارمان میآید و همهی ما برای موفقیت در جنبههای مختلف زندگی نیازمند تقویت این مهارت هستیم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_انتقادی #حل_مسئله #تصمیم_گیری #مهارت_نرم
◀️ تفکر انتقادی، تفکری است بر مبنای تحلیل و ارزیابی...
تفکر انتقادی،در جستوجوی شواهد، دلایل و مدارک برای رسیدن به نتیجه، تصمیم و اقدام است.
✅ زمانیکه نقادانه فکر میکنیم، منتظر نمیمانیم که اتفاقی بیفتد؛ بلکه در فرایند رسیدن به اهداف، تصمیمگیری و تحلیل موضوعها؛ فعالانه درگیر میشویم.
✔️ تفکر انتقادی در همهی شرایط و موقعیتها به کارمان میآید و همهی ما برای موفقیت در جنبههای مختلف زندگی نیازمند تقویت این مهارت هستیم.
@HosseinGaeeni
#تفکر_انتقادی #حل_مسئله #تصمیم_گیری #مهارت_نرم
چگونه میتوانیم تفکر انتقادی را در خودمان تقویت کنیم؟ + معرفی یک #کتاب
به همراه دانلود فایل الکترونیکی کتاب “ورزیدگی در تفکر انتقادی”
در این لینک 👈👈👈http://goo.gl/K2e1UF
@HosseinGaeeni
#مهارت_نرم
به همراه دانلود فایل الکترونیکی کتاب “ورزیدگی در تفکر انتقادی”
در این لینک 👈👈👈http://goo.gl/K2e1UF
@HosseinGaeeni
#مهارت_نرم
جرعهای #شعر
من به وسعت نیاز دارم؛
به طول ِ یک صدا،
یک سلام...
ماهیها فقط در آب شنا نمیکنند.
و وسعت اقیانوسها کم است...
آنها در تلالو آسمان در آبها شنا میکنند،
در تلالو ستارگان،
ماه
و خورشید.
من خورشید را صدا کردم
و بر دیوارهایی که احاطهام کرده بودند
آسمان را نقاشی کردم،
اما نردهها
وسعت ِ مرا تکه تکه میکنند و میفشارند
و صدای من
در سکوت ِ پُر هیاهوی دیوارهای ممنوع
خاموش میشود.
بین ِ ما دیوارهای ممنوع وجود دارد.
دیوارهایی اسیر سکوت،
و نردههایی که با بیخردی
وسعت ِ مرا تکه تکه میکنند.
اگر روزی آمدی
و من نبودم،
نردههای مزارم را از جا بکن
و برایم وسعتی بیاور
به اندازهی یک سلام...
@HosseinGaeeni
👤ادوارد حق وردیان/ برگردان به فارسی: واهه آرمن
من به وسعت نیاز دارم؛
به طول ِ یک صدا،
یک سلام...
ماهیها فقط در آب شنا نمیکنند.
و وسعت اقیانوسها کم است...
آنها در تلالو آسمان در آبها شنا میکنند،
در تلالو ستارگان،
ماه
و خورشید.
من خورشید را صدا کردم
و بر دیوارهایی که احاطهام کرده بودند
آسمان را نقاشی کردم،
اما نردهها
وسعت ِ مرا تکه تکه میکنند و میفشارند
و صدای من
در سکوت ِ پُر هیاهوی دیوارهای ممنوع
خاموش میشود.
بین ِ ما دیوارهای ممنوع وجود دارد.
دیوارهایی اسیر سکوت،
و نردههایی که با بیخردی
وسعت ِ مرا تکه تکه میکنند.
اگر روزی آمدی
و من نبودم،
نردههای مزارم را از جا بکن
و برایم وسعتی بیاور
به اندازهی یک سلام...
@HosseinGaeeni
👤ادوارد حق وردیان/ برگردان به فارسی: واهه آرمن
کاری ارزشمند...
"شهرنگار" محلی برای به اشتراک گذاری دغدغهها و مسائل روزمره زندگی از جنس مدیریت شهری، محیط زیست، معماری و شهرسازی، هنرهای تجسمی، توسعه پایدار، موارد اجتماعی و... که در طول روز با آنها در تماس بودهایم و از آنها لذت بردهایم و یا آزار دیدهایم...
"شهرنگار" محلی برای به اشتراک گذاری دغدغهها و مسائل روزمره زندگی از جنس مدیریت شهری، محیط زیست، معماری و شهرسازی، هنرهای تجسمی، توسعه پایدار، موارد اجتماعی و... که در طول روز با آنها در تماس بودهایم و از آنها لذت بردهایم و یا آزار دیدهایم...
Forwarded from شهرنگار
آمده ایم تا با فکر و چشمانی باز
بنگاریم کژی ها و راستی های شهرمان را
و دست در دست هم
بسازیم میهنمان را آنچنان که شایسته است
دلگرم خواهیم بود به یاری و همراهیتان💐
@ShahrNegaar
بنگاریم کژی ها و راستی های شهرمان را
و دست در دست هم
بسازیم میهنمان را آنچنان که شایسته است
دلگرم خواهیم بود به یاری و همراهیتان💐
@ShahrNegaar
📚📖 در سایهسار #کتاب
هنر #گوش سپردن
@HosseinGaeeni
هنگامى كه به كسى گوش مىدهيد، فقط با ذهنتان گوش ندهيد، با تمامى بدن خود گوش بسپاريد.
درحالى كه گوش مىدهيد، ميدان انرژى درون بدنتان را احساس كنيد.
اين كار يك فضاى آرام مىآفريند كه شما را توانا مىكند تا بدون دخالت ذهن به راستى گوش فرا دهيد.
ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮد ﻣﻘﺎﺑﻞﺗﺎن ﻧﻴﺰ ﻓﻀﺎ میدﻫﻴﺪ: ﻓﻀﺎی ﺑﻮدن. اﻳﻦ ﺑﺎ ارزشﺗﺮﻳﻦ ﻫﺪﻳﻪای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ میﺗﻮاﻧﻴﺪ ﺑﻪ او ﺑﺪﻫﻴﺪ.
@HosseinGaeeni
📕📗📘 نيروى حال/ 👤 اكهارت تله
#مهارت_نرم #کوچینگ
هنر #گوش سپردن
@HosseinGaeeni
هنگامى كه به كسى گوش مىدهيد، فقط با ذهنتان گوش ندهيد، با تمامى بدن خود گوش بسپاريد.
درحالى كه گوش مىدهيد، ميدان انرژى درون بدنتان را احساس كنيد.
اين كار يك فضاى آرام مىآفريند كه شما را توانا مىكند تا بدون دخالت ذهن به راستى گوش فرا دهيد.
ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻓﺮد ﻣﻘﺎﺑﻞﺗﺎن ﻧﻴﺰ ﻓﻀﺎ میدﻫﻴﺪ: ﻓﻀﺎی ﺑﻮدن. اﻳﻦ ﺑﺎ ارزشﺗﺮﻳﻦ ﻫﺪﻳﻪای اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ میﺗﻮاﻧﻴﺪ ﺑﻪ او ﺑﺪﻫﻴﺪ.
@HosseinGaeeni
📕📗📘 نيروى حال/ 👤 اكهارت تله
#مهارت_نرم #کوچینگ
وقتی نقاط ضعف و عیبهات رو بپذیری، دیگه هیچکس نمیتونه از اونها علیهات استفاده کنه.
🎬Game Of Thrones - 2011
#دیالوگ #خودارزیابی #کوچینگ #مهارت_نرم #برنامه_توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
🎬Game Of Thrones - 2011
#دیالوگ #خودارزیابی #کوچینگ #مهارت_نرم #برنامه_توسعه_فردی
@HosseinGaeeni
ریشهی بسیاری از اختلاف نظرها...
هر فردی درک خود از موضوع را از جایی که ایستاده است،بیان میکند. @HosseinGaeeni
#دیدگاه #همدلی #تعارض #مهارت_نرم
هر فردی درک خود از موضوع را از جایی که ایستاده است،بیان میکند. @HosseinGaeeni
#دیدگاه #همدلی #تعارض #مهارت_نرم
michelle Obama-diversity- @HosseinGaeeni.mov
1.5 MB
دربارهی لزوم تحمل و پذیرش تفاوتها و اختلاف نظرها برای ایجاد جامعهای بهتر
#مهارت_نرم @HosseinGaeeni
#مهارت_نرم @HosseinGaeeni