درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
408 photos
172 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
✅ چه کارهایی که می‌بایست بکنیم و هرگز نکردیم! برای اینکه به ملاحظاتی پایبند بودیم، فرصتی مناسب را انتظار می‌کشیدیم، تنبلی می‌کردیم و برای اینکه مدام به خود می‌گفتیم: «چیزی نیست، همیشه فرصت خواهیم داشت.» زیرا نمی‌دانستیم هر روزی که می‌گذرد بی جانشین و هر لحظه نایافتنی است. تصمیم‌گیری، تلاش و عشق‌ورزی را به وقتی دیگر وا نهاده بودیم.

📚 برداشتی از #کتاب "مائده‌های تازه" / آندره ژید
🆔 @CYFCo
✅ اعتمادِ ارزشمندِ شما، سرمایه‌ی ماست.

📷 کانون یادگیری فردا (کیف‌کو) در سال ۹۶ از نگاه دوربین
👌 برگزاری بیش از ۴۰ کارگاه آموزشی مهارت‌محور در ۱۲ شرکت و سازمان، سخنرانی در ۳ کنفرانس و همایش ملی، برگزاری ۸ کافه کوچینگ و تعدادی کارگاه‌های آزاد همراه با برگزاری بیش از ۷۰۰ جلسه کوچینگ فردی و سازمانی

https://www.aparat.com/v/pFmdR
Forwarded from Hossein Gaeeni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ سال ۹۷ را با این هفت‌سین کوچینگی بر خودتان مبارک سازید.
@CYFCo
کانون یادگیری فردا
✅ سیستم‌ ذهن انسان برای #اندیشیدن چگونه کار می‌کند؟

چگونه ذهن انسان به اتخاذ تصمیم می‌رسد؟ چه عواملی سبب می‌شود که تصمیم‌ها اشتباه درآید و یا اینکه ما اصولاً نسبت به اتخاذ تصمیم اشتباه خود نیز بی‌خبر باشیم؟ دانیل کاهنمن، روان‌شناسی که در سال ۲۰۰۲ برنده جایزه نوبل علوم اقتصادی شد، طی ده‌ها سال تحقیق عملی پیرامون مراحل ادراک و تشخیص دنیای بیرونی توسط ذهن انسان، به نتایجی دست یافت که در مقالات و کتاب‌های متعدد منتشر شد. وی چند سال پیش کتابی منتشر کرد که در آن به زبان ساده نتایج این تحقیقات را ارائه کرده است. نام این کتاب “اندیشیدن: سریع و آهسته” است که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد. این کتاب با توجه به روش تحقیق و کنکاش در زمینه تصمیم‌گیری و مراحلی که ذهن انسان در این مورد طی می‌کند و مثال‌ها و مواردی که مطرح می‌شود به کتابی بسیار خواندنی و جالب تبدیل شده است.

📗 محور اصلی #کتاب دوگانگی میان دو حالت اندیشیدن است: سیستم دو آهسته‌تر، خودخواسته‌تر و منطقی‌تر است، در حالی که سیستم یک سریع، غریزی و احساسی است...

این کتاب برنده جایزه بهترین کتاب آکادمی ملی علوم و جایزه کتاب لس‌آنجلس تایمز و برگزیده منتقدان کتاب نیویورک تایمز به عنوان یکی از ده کتاب سال 2011 شناخته شده است.
🆔 @CYFCo
🎁 در پُستِ بعدی، فایل خلاصه کتاب "اندیشیدن؛ سریع و آهسته" تقدیم همراهان عزیز کیف‌کو و اعضای محترم کانال تلگرام کانون یادگیری فردا می‌شود.
✅ دانلود گُزیده #کتاب "اندیشیدن؛ سریع و آهسته": http://goo.gl/xJz96o
🆔 @CYFCo
گذرواژه دسترسی به فایل دانلود:
thinking95
جرعه‌ای #شعر

– امروز چه روزى است؟
– ما خود تمامىِ روزهاییم اى دوست
ما خود زندگى‌‏ایم به‌تمامى اى یار،
یکدیگر را دوست مى‏‌داریم و زند‏گى مى‏‌کنیم
زندگى مى‏‌کنیم و یکدیگر را دوست مى‌‏داریم و
نه مى‏‌دانیم زند‌گى چیست و
نه مى‌‏دانیم روز چیست و
نه مى‌‏دانیم عشق چیست.

👤ژاک پره‌ور / ✍برگردان به فارسی: احمد شاملو
@HosseinGaeeni
✅ کامل‌ترین مرجع نوشتار و مقاله‌های تخصصی درباره #کوچینگ، #منتورینگ و #مهارت_نرم به زبان فارسی؛ هدیه به شما همراهان عزیز و علاقمندان به رشد و #توسعه_فردی: 👇
http://goo.gl/kZrvZJ
۴ #پرسش اساسی کانت:
- چه چیزی می‌توانم بدانم؟
- چه چیزی باید انجام دهم؟
- به چه چیز اجازه دارم امید داشته‌باشم؟
- انسان چیست؟
@HosseinGaeeni
✅آیا ره‌یاری (کوچینگ) برای من مفید است؟

👈دوستان زیادی سوال می‌کنند که "چه نوع مسائل و چالش‌هایی را می‌توانم در جلسات #کوچینگ مطرح كنم؟"
این نوشتار پاسخی‌ست به این پرسش 😉 👇
http://goo.gl/GB4uA6
☕️ نُهمین کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
📆 پنج‌شنبه ۶ اردی‌بهشت ۹۷ ساعت 🕣۸:۳۰ تا 🕜۱۳:۳۰
اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت‌نام: 👇
https://goo.gl/DN1FXS
(ظرفیت باقی‌مانده: ۴ نفر)
✅ می‌خواهی نتایج و خروجی‌ات #تغییر کند؟
👌 #عادت های خود را تغییر بده...
🆔 @CYFCo
گور دسته‌جمعی بود آن پناهگاه
"محمد فاضلی"
✅ سال‌های وحشت جنگ و حمله هوایی عراق بود و وسط حیاط مدرسه ما یک پناهگاه ساخته بودند. آژیر قرمز که به صدا در می‌آمد، چهارصد پانصد نفر دانش‌آموز دوره راهنمایی، وحشت‌زده به سمت دو در ورودی پناهگاه حمله می‌بردیم. پناهگاهی تاریک که کودکانه تصور می‌کردیم اگر بمب بر سر آن بریزد در امان خواهیم بود؛ چه تصوری خامی. بمبی اگر به آن پناهگاه می‌خورد، گور دسته‌جمعی ما می‌شد.
✅ بمب هیچ وقت به مدرسه ما نخورد و هیچ‌ دانش‌آموزی با بمب آسیب ندید، اما هر بار که صدای آژیر قرمز به صدا درآمد، شلوغی و حمله به در پناهگاه، چند آسیب‌دیده و دست و پا شکسته به جا گذاشت. ما از ترس بمب، با صدای آژیر قرمز، همدیگر را زیر دست و پا له می‌کردیم؛ برای رسیدن به گوری دسته‌جمعی که توهم جان‌پناه بود.
✅ ازدحام این روزها برای خرید ارز جلوی صرافی‌ها هم چیزی شبیه حمله ما به پناهگاه مدرسه ماست. همه کاستی‌ها، ناتوانی‌ها و بی‌کفایتی‌ها درست، اما ما چرا کم و زیاد پول‌مان را به دست گرفته‌ایم و جلوی صرافی‌ها صف کشیده‌ایم؟ ما چرا باید با دامن زدن به یک «وحشت عمومی» خودمان را زیر دست و پا له کنیم؟
✅ ترامپ آژیر می‌کشد، کشورهایی در منطقه هم صدای این آژیر را تقویت می‌کنند، و شاید کسانی هم در داخل عمداً یا از سر نادانی بر وحشت آژیرها می‌افزایند. آیا این ما هستیم که از ترس آژیر خود را برای رساندن به پناهگاهی که جز ابهام و تاریکی در آن نیست، زیر دست و پای یکدیگر له خواهیم کرد؟
✅ می‌ترسیم ارزش پول ملی سقوط کند و دارایی‌ها ما کاهش یابد؟ هر قدر بیشتر جلوی صرافی‌ها صف بکشیم، قیمت بالاتر می‌رود و این سقوط بیشتر می‌شود، بدون آن‌که چیزی گیر اکثریت بیاید. می‌ترسیم بمبی در اقتصاد منفجر شود و ما بیرون از پناهگاه، زیان کنیم؟ صف کشیدن برای خرید دلار، می‌تواند پیش از آن‌که بمبی از راه برسد، ما را زیر دست و پای خودمان له کند.
✅ می‌ترسیم گروه‌هایی با دارایی‌های کلان از خرید و فروش در بازار ارز سودهای کلان ببرند و خرده‌پول‌های دست ما هیچ شود و از این نمد کلاهی برای ما ساخته نشود؟ صف کشیدن ما برای خرید دلار، سود صاحبان دارایی‌های بزرگ را بیشتر می‌کند. هر یک تومان که با حضور وحشت‌آلود ما جلوی صرافی‌ها بر قیمت دلار افزوده می‌شود، صاحبان سرمایه‌های مشروع و نامشروع حاضر در بازار ارز را بیش از آن‌چه تصور کنید افزایش می‌دهد.
✅ بیایید از ترس آژیر، یکدیگر را در رسیدن به توهمی از پناهگاه له نکنیم. آرام بگیریم و کنار بکشیم، بگذار ببینیم آن‌ها که تنها در میان میدان می‌مانند، کیستند. آن‌ها که نان‌شان در همراهی ما با شلوغی میانه میدان است.
✅ آژیرها را همه به صدا درمی‌آورند، عکس‌هایی از بی‌ارزش شدن پول فلان کشورها پخش می‌کنند؛ و همه برای آن است که من و شما بترسیم و خرده‌پول‌های‌مان را به میدان بیاوریم، وحشت بیافرینیم و در میانه تاریکی یکدیگر را زیر دست و پا له کنیم.
✅ نترسیم و فعلاً آرام بگیریم. اوضاع که آرام شد، از دولتمردان ارائه گزارشی شفاف و دقیق، با صراحت و بی‌پرده‌پوشی، فارغ از شعار و پر از شعور، و صادقانه با مردم طلب کنیم. بپرسیم این چه حکایتی است؟ این چه مصیبتی است که آرامش نداریم. چرا کسی پاسخ نمی‌دهد چه خبر است. آشکار شدن همه کاستی‌ها را مطالبه کنیم و مو از ماست بکشیم؛ اما فعلاً نترسیم و به این معرکه دامن نزنیم. مطالبه پاسخ‌گویی را فراموش نکنیم، اما در فضای ناآرام و پرتنش، کسی پاسخ نمی‌دهد. بیایید برای ایران، بر تنش‌های این فضا نیفزاییم. پناهگاهی در کار نیست، ما فقط خود را زیر دست و پا له می‌کنیم.
@fazeli_mohammad
#گزین_گویه

انسان‌های احمق نه از کتاب خوش‌شان می‌آيد نه از فيلم‌های مفهومی و نه هر چيز که آنها را وادار به تفکر کند.
انسان‌های کمی احمق تا حدودی کتاب خوانده‌اند، البته به دليل اينکه بتوانند مدارک تحصيلی خود را تکميل کنند.
انسان‌های رمانتيک شعر می‌خوانند،‌ رمان‌های عاشقانه را دنبال می‌کنند.
انسان‌های باهوش با معادلات سر و کار دارند، رياضيات و فيزيک و از اين دست...
انسان‌های پيشرو اما درگير فلسفه می‌شوند، هميشه در ذهن‌شان بی‌شمار پرسش‌های بی پاسخ تجمع کرده است، آنها را از نوجوانی‌شان می‌توانی بشناسی، گاه سوالاتی می‌پرسند که شما را به چالش می‌کشند و پرده‌هایی را کنار می‌زنند که وحشت زده می‌شويد.
اگر تویی که اين را خواندی نخست وزير يا رييس جمهور کشورت هستی
فرهنگ‌سراها را به انسان‌های احساساتی،
سياست را به باهوش‌ها
و آينده‌ی ميهنت را به فيلسوفانت بسپار.

👤"آندره ژید" در مصاحبه با روزنامه‌ی ديلی تلگرام سال ١٩٢۵
@HosseinGaeeni
✅ ۷ عامل افزایش اعتماد در روابط حرفه‌ای
⏳ زمان لازم برای مطالعه این نوشتار:
۳ دقیقه
👇
http://goo.gl/XyvhRv
#مهارت_نرم
جرعه‌ای #شعر

کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی...
در قناری ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز، شادی های شیرین است.
کمترین تصویری از یک زندگانی،
آب،
نان،
آواز،
ور فزون تر خواهی از آن، گاهگه پرواز
ور فزون تر خواهی از آن، شادیِ آغاز
ور فزون تر، باز هم خواهی، بگویم باز...

" آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود "
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود...


✍ محمدرضا شفیعی کدکنی
@HosseinGaeeni
📗 در کوچه باغ #کتاب
انقلاب علمی و اندیشه‌ی ترقی از راه رسید. پایه و اساس اندیشه‌ی ترقی این عقیده است که اگر نادانی خود را بپذیریم و منابعی را صرف تحقیق کنیم اوضاع بهتر خواهد شد. این اندیشه خیلی زود به زبان اقتصادی ترجمه شد. کسی که به ترقی باور داشته باشد اعتقاد دارد که اکتشافات جغرافیایی، اختراعات تکنولوژیک و تحول در شیوه‌های سازماندهی می‌توانند مجموع تولیدات و بازرگانی و ثروت انسان را افزایش دهند. مسیرهای تجاری نوینی می‌توانستند در اقیانوس اطلس گشوده شوند، بدون آنکه راه‌های قدیمی اقیانوس هند را از بین ببرند. کالاهای جدیدی می‌توانستند تولید شوند، بدون آنکه تولیدات قدیمی را کاهش دهند. مثلاً فردی می‌توانست یک نانوایی جدید باز کند که در تولید کیک شکلاتی تخصص داشته باشد، بدون آنکه نانوایی‌هایی را که در پختن نان تخصص دارند ورشکست کند. هر کسی به‌راحتی می‌تواند ذوق و ذائقه‌ی جدید پیدا کند و بیشتر بخورد. من می‌توانم ثروتمند شوم بدون آنکه شما فقیر شوید؛ من می‌توانم فربه شوم بدون آنکه شما از گرسنگی بمیرید. کیک جهانی می‌تواند بزرگتر شود.

📚 انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر / ✍ یووال نوح هراری
@HosseinGaeeni