This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜گنگ خوابدیده
🖋من اسم درونگراهای شهودی را "گنگ خوابدیده" گذاشته ام.
گُنگ، یعنی لال و به عربی "ابکم" خوانند یعنی شخصی که به ایما و اشاره حرف زند نه به زبان
ترکیب گنگ خوابدیده، اشارتی است به شعری منتسب به مولانا:
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
فکر کن گنگ باشی و ناتوان در سخن گفتن و خوابی شهودی ببینی که درک عمیقی از زندگی و جهان هستی به تو بدهد، و عاجز از بیانش باشی
این همان ترکیب شخصیتی است که "کارل گوستاو یونگ" آنها را "درونگرای شهودی" می نامد.
درونگراهای شهودی، ابتدا به ساکن حالشان بد است، چرا که از یک طرف قادر به بیان درک و دریافت خاصی که از وقایع دارند، نیستند و از طرف دیگر، دیگران هم امکان فهم آنچه او میگوید را ندارند.
بنابراین در کنار درک و فهم خاص و عمیقی که از وقایع دارند، چاره ای جز خاموشی ندارند و رنج میبرند.
از جنس همان زخم هایی که صادق هدایت در مقدمه بوف کور میگوید:
"در زندگی زخمهايی هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته می خورد و می تراشد.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۱🍁
#گنگ_خوابدیده
#درونگرای_شهودی
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋من اسم درونگراهای شهودی را "گنگ خوابدیده" گذاشته ام.
گُنگ، یعنی لال و به عربی "ابکم" خوانند یعنی شخصی که به ایما و اشاره حرف زند نه به زبان
ترکیب گنگ خوابدیده، اشارتی است به شعری منتسب به مولانا:
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش
فکر کن گنگ باشی و ناتوان در سخن گفتن و خوابی شهودی ببینی که درک عمیقی از زندگی و جهان هستی به تو بدهد، و عاجز از بیانش باشی
این همان ترکیب شخصیتی است که "کارل گوستاو یونگ" آنها را "درونگرای شهودی" می نامد.
درونگراهای شهودی، ابتدا به ساکن حالشان بد است، چرا که از یک طرف قادر به بیان درک و دریافت خاصی که از وقایع دارند، نیستند و از طرف دیگر، دیگران هم امکان فهم آنچه او میگوید را ندارند.
بنابراین در کنار درک و فهم خاص و عمیقی که از وقایع دارند، چاره ای جز خاموشی ندارند و رنج میبرند.
از جنس همان زخم هایی که صادق هدایت در مقدمه بوف کور میگوید:
"در زندگی زخمهايی هست كه مثل خوره در انزوا روح را اهسته می خورد و می تراشد.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۱🍁
#گنگ_خوابدیده
#درونگرای_شهودی
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
❤36👌6👏3👍2
📜رفیقم من اینجام...
🖋از دو روز قبل که "رفیقم کجایی" را استوری کردم، پیام های زیادی از رفیقان زیادی دریافت کردم با مضمامینی چون " من اینجام "، "ما هستیم" و "بگو کی و کجا" و.... امروز هم اول صبح، رفیقی آمد و مرا به صبحانه ای دلچسب در کافه ی جذاب "نیمکت" دعوت کرد.
به خانه که برگشتم، مواجه شدم با....
خبر درگذشت "احمد احمدپور"، بازیگر فیلم «خانه دوست کجاست»
🌱"نرسیده به درخت،
کوچه باغی ست که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی ست.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی، خانه دوست کجاست؟*
🎥 تماشای فیلم "خانه دوست کحاست" را برای بعد از ظهر امروز، جمعه دوم آبان پیشنهاد میکنم.
*سهراب سپهری
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
🖋از دو روز قبل که "رفیقم کجایی" را استوری کردم، پیام های زیادی از رفیقان زیادی دریافت کردم با مضمامینی چون " من اینجام "، "ما هستیم" و "بگو کی و کجا" و.... امروز هم اول صبح، رفیقی آمد و مرا به صبحانه ای دلچسب در کافه ی جذاب "نیمکت" دعوت کرد.
به خانه که برگشتم، مواجه شدم با....
خبر درگذشت "احمد احمدپور"، بازیگر فیلم «خانه دوست کجاست»
🌱"نرسیده به درخت،
کوچه باغی ست که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی ست.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی، خانه دوست کجاست؟*
🎥 تماشای فیلم "خانه دوست کحاست" را برای بعد از ظهر امروز، جمعه دوم آبان پیشنهاد میکنم.
*سهراب سپهری
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
❤23👏4
📜رفیقم من اینجام...
🖋از دو روز قبل که "رفیقم کجایی" را استوری کردم، پیام های زیادی از رفیقان زیادی دریافت کردم با مضمامینی چون " من اینجام "، "ما هستیم" و "بگو کی و کجا" و.... امروز هم اول صبح، رفیقی آمد و مرا به صبحانه ای دلچسب در کافه ی جذاب "نیمکت" دعوت کرد.
به خانه که برگشتم، مواجه شدم با....
خبر درگذشت "احمد احمدپور"، بازیگر فیلم «خانه دوست کجاست»
.........
🖋سهگانه "کوکر" یا سهگانه زلزله ( Koker trilogy)، به سه فیلم "خانه دوست کجاست؟" (۱۳۶۶)، زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰) و "زیر درختان زیتون" (۱۳۷۳) ساخته "عباس کیارستمی" گفته میشود.
محل ساخت این سه فیلم در استان گیلان و روستای "کوکر" میباشد این سه فیلم از لحاظ موضوع، تقریبا" به هم وابسته هستند.
کیارستمی برای ارتباط میان این فیلمها از تمهای زندگی، مرگ، تغییر و تداوم بهره برد..
"خانه دوست کجاست"، اولین فیلم این سه گانه بود که قبل از زلزله مرگبار رودبار ساخته شد و دوفیلم دیگر بعد از زلزله
▪️خلاصه داستان :
یک بچه مدرسهای متوجه میشود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته است؛ بنابراین از خانه بیرون میرود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک و بزرگترهایی که مدام مانع می شوند و او را به بیراهه میکشانند.
پسر بچه که در ده و روستای کناری زندگی میکند به بهانه خرید نان از خانه خارج میشود و تا غروب آن روز به دنبال خانه دوستش میگردد اما نمیتواند خانه را بیابد و غمگین به خانه خودشان برمیگردد؛ ولی تصمیم میگیرد تکالیف دوستش را برایش بنویسد تا مانع اخراج شدن او شود و صبح فردا دفتر را به او برساند.
"احمد احمدپور"، بازیگر نقش " محمدرضا نعمت زاده"، در فیلم خانه دوست کجاست، پنجشنبه، اول آبان درگذشت.
و حالا با رفتن عباس کیارستمی (کارگردان)، کیومرث پوراحمد (دستیار کارگردان) و احمد احمدپور (بازیگر نقش محمدرضا نعمت زاده)، سه گانه ی "خانه دوست" ، همچون سه گانه این جهانی ِ "کوکر"، در جهانی دیگر کامل شد.
🌱"نرسیده به درخت،
کوچه باغی ست که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی ست.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی، خانه دوست کجاست؟*
🎥 تماشای فیلم "خانه دوست کحاست" را برای بعد از ظهر امروز، جمعه دوم آبان پیشنهاد میکنم.
*سهراب سپهری
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲
#خانه_دوست_کجاست
#رفیقم_کجایی_دقیقا_کجایی
#عباس_کیارستمی
#کیومرث_پوراحمد
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋از دو روز قبل که "رفیقم کجایی" را استوری کردم، پیام های زیادی از رفیقان زیادی دریافت کردم با مضمامینی چون " من اینجام "، "ما هستیم" و "بگو کی و کجا" و.... امروز هم اول صبح، رفیقی آمد و مرا به صبحانه ای دلچسب در کافه ی جذاب "نیمکت" دعوت کرد.
به خانه که برگشتم، مواجه شدم با....
خبر درگذشت "احمد احمدپور"، بازیگر فیلم «خانه دوست کجاست»
.........
🖋سهگانه "کوکر" یا سهگانه زلزله ( Koker trilogy)، به سه فیلم "خانه دوست کجاست؟" (۱۳۶۶)، زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰) و "زیر درختان زیتون" (۱۳۷۳) ساخته "عباس کیارستمی" گفته میشود.
محل ساخت این سه فیلم در استان گیلان و روستای "کوکر" میباشد این سه فیلم از لحاظ موضوع، تقریبا" به هم وابسته هستند.
کیارستمی برای ارتباط میان این فیلمها از تمهای زندگی، مرگ، تغییر و تداوم بهره برد..
"خانه دوست کجاست"، اولین فیلم این سه گانه بود که قبل از زلزله مرگبار رودبار ساخته شد و دوفیلم دیگر بعد از زلزله
▪️خلاصه داستان :
یک بچه مدرسهای متوجه میشود که دفتر دوستش را به اشتباه برداشته است؛ بنابراین از خانه بیرون میرود تا او را پیدا کند و دفتر را به او پس دهد، اما راهی دشوار و دراز در پیش است و فرصتی اندک و بزرگترهایی که مدام مانع می شوند و او را به بیراهه میکشانند.
پسر بچه که در ده و روستای کناری زندگی میکند به بهانه خرید نان از خانه خارج میشود و تا غروب آن روز به دنبال خانه دوستش میگردد اما نمیتواند خانه را بیابد و غمگین به خانه خودشان برمیگردد؛ ولی تصمیم میگیرد تکالیف دوستش را برایش بنویسد تا مانع اخراج شدن او شود و صبح فردا دفتر را به او برساند.
"احمد احمدپور"، بازیگر نقش " محمدرضا نعمت زاده"، در فیلم خانه دوست کجاست، پنجشنبه، اول آبان درگذشت.
و حالا با رفتن عباس کیارستمی (کارگردان)، کیومرث پوراحمد (دستیار کارگردان) و احمد احمدپور (بازیگر نقش محمدرضا نعمت زاده)، سه گانه ی "خانه دوست" ، همچون سه گانه این جهانی ِ "کوکر"، در جهانی دیگر کامل شد.
🌱"نرسیده به درخت،
کوچه باغی ست که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی ست.
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی
کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی، خانه دوست کجاست؟*
🎥 تماشای فیلم "خانه دوست کحاست" را برای بعد از ظهر امروز، جمعه دوم آبان پیشنهاد میکنم.
*سهراب سپهری
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲
#خانه_دوست_کجاست
#رفیقم_کجایی_دقیقا_کجایی
#عباس_کیارستمی
#کیومرث_پوراحمد
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤38👍7👏1
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم #احمدشاملو
در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد....
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم*
*احمد شاملو
@HypnoseChannel
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم*
*احمد شاملو
@HypnoseChannel
❤38👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🦅 سیمرغ
سیمرغ صدایم کرد
در مرز امید و ترک حیات
ایستاده بود.
بازگشتم را که دید.
باری سبک همراهم کرد. ....
این پر برای توست.
در تاریک ترین و تنهاترین لحظات
آن را به آتشی بیافروز
پناه و همراهت خواهم بود در آن .آن
چند روزی که عابر شد
به عادت حیات
روزگارم تمام شد
آنگاه ناگهان دلم در آتش سوخت
وقتی باد، خاکسترم میبرد
پَرَش
آن سپرده به مًنَش
به حرارت خاطرم
به شعله ای از ترسم، دودی شد
ناگاه توهم حضورش مقابل من ایستاد
نگران_دلت آویز چیست؟
از من پرسید، در آن وهم کمرنگ
پاسخ اما از اول آماده بود....
خاطر عزیزانم
مهر برادرم
لبخند خواهرم
شادی دوستانم
اشک مادرم
خواب کودکم
امید هم سرایم
وطنم....
روزگارشان مکدر نباشد و کاسته نشود.
پاسخش تکراری از تاریخ بود...
این پر از آن توست
ان دیگران..هریک پَرِ خود دارند
تو از نیازت بگو
از آن چه خواهی.....
دیگر اما رفته بودم....
به امید اُن جرقه ی امید
که نزد دوستان ماند
اما کدامیک ... به موقع
آتش بر این پر زیبایی نیاز می کشد
تا نبیند
خاکستر نشینی امید همراهانش
🦅🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۴/۸/۱۴🍁🦅
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
سیمرغ صدایم کرد
در مرز امید و ترک حیات
ایستاده بود.
بازگشتم را که دید.
باری سبک همراهم کرد. ....
این پر برای توست.
در تاریک ترین و تنهاترین لحظات
آن را به آتشی بیافروز
پناه و همراهت خواهم بود در آن .آن
چند روزی که عابر شد
به عادت حیات
روزگارم تمام شد
آنگاه ناگهان دلم در آتش سوخت
وقتی باد، خاکسترم میبرد
پَرَش
آن سپرده به مًنَش
به حرارت خاطرم
به شعله ای از ترسم، دودی شد
ناگاه توهم حضورش مقابل من ایستاد
نگران_دلت آویز چیست؟
از من پرسید، در آن وهم کمرنگ
پاسخ اما از اول آماده بود....
خاطر عزیزانم
مهر برادرم
لبخند خواهرم
شادی دوستانم
اشک مادرم
خواب کودکم
امید هم سرایم
وطنم....
روزگارشان مکدر نباشد و کاسته نشود.
پاسخش تکراری از تاریخ بود...
این پر از آن توست
ان دیگران..هریک پَرِ خود دارند
تو از نیازت بگو
از آن چه خواهی.....
دیگر اما رفته بودم....
به امید اُن جرقه ی امید
که نزد دوستان ماند
اما کدامیک ... به موقع
آتش بر این پر زیبایی نیاز می کشد
تا نبیند
خاکستر نشینی امید همراهانش
🦅🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین. ۱۴۰۴/۸/۱۴🍁🦅
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
❤44👍4👏1
📜 روز جهانی مرد
روز مرد مبارک باد
روز مردهای شرمنده
مردانی که دیر به خانه می آیند که فرزندانشان خواب باشند و شرمنده دستهایی خالی خودش و چشم های منتظر فرزندانش نباشد
روز مردان دروغگو مبارک
مردانی که غصه هاشون را بیرون در میگذارند و خندان به خانه می آیند.
آنهایی که حالشان بد است ولی به دروغ میگویند که حالشان خوب است.
خسته اند ولی میگویند خسته نیستند
دل شکسته اند ولی تظاهر به خوشحالی می کنند.
نگران آینده اند، ولی میگویند امیدوارند
روز مرد مبارک باد
روز مردان زحمتکش و شریف با جیب های خالی
روز دست های پینه بسته و پاهای استوار
کمرهای شکسته و گردن های سرفراز
دلهای شکسته و قلب های مهربان
قصه ها و غصه های بزرگ
مرد را دردهایش می سازد و رنج هایش صیقلش میدهد ولی رنج سرافکندگی در خانه، زخم عمیق و جانکاهی است.
نوزدهم نوامبر "۲۸ آبان"، روز جهانی مرد، نه یک مناسبت برای تبریک، بلکه فرصتی است تا جامعه یک مکث معنادار داشته باشد و به سلامت روانی، جسمی، و نقشهای پیچیده و اغلب نادیده گرفته شدهی مردان در دنیای مدرن توجه کند
🥸رشت #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲۸
Tel: @HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
روز مرد مبارک باد
روز مردهای شرمنده
مردانی که دیر به خانه می آیند که فرزندانشان خواب باشند و شرمنده دستهایی خالی خودش و چشم های منتظر فرزندانش نباشد
روز مردان دروغگو مبارک
مردانی که غصه هاشون را بیرون در میگذارند و خندان به خانه می آیند.
آنهایی که حالشان بد است ولی به دروغ میگویند که حالشان خوب است.
خسته اند ولی میگویند خسته نیستند
دل شکسته اند ولی تظاهر به خوشحالی می کنند.
نگران آینده اند، ولی میگویند امیدوارند
روز مرد مبارک باد
روز مردان زحمتکش و شریف با جیب های خالی
روز دست های پینه بسته و پاهای استوار
کمرهای شکسته و گردن های سرفراز
دلهای شکسته و قلب های مهربان
قصه ها و غصه های بزرگ
مرد را دردهایش می سازد و رنج هایش صیقلش میدهد ولی رنج سرافکندگی در خانه، زخم عمیق و جانکاهی است.
نوزدهم نوامبر "۲۸ آبان"، روز جهانی مرد، نه یک مناسبت برای تبریک، بلکه فرصتی است تا جامعه یک مکث معنادار داشته باشد و به سلامت روانی، جسمی، و نقشهای پیچیده و اغلب نادیده گرفته شدهی مردان در دنیای مدرن توجه کند
🥸رشت #دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۸/۲۸
Tel: @HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤61👏8👍7👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎵در رثای ناصر مسعودی، بلبل گیلان
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇
❤23👍7👏1🙏1
🎵در رثای ناصر مسعودی، بلبل گیلان
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
🖋سریال کوچک جنگلی از محبوبترین سریالهای دهه شصت بود.
فیلمی که در ابتدا قرار بود توسط ناصرتقوایی (کارگردان سریال دائی جان ناپلئون) براساس فیلم نامه ایی که او برمبنای داستان "مردی از جنگل" نوشته "احمداحرار" ، نگاشته بود، ساخته شود ولی توسط "بهروزافخمی" و با فیلمنامه ای متفاوت ساخته شد.
احمداحرار را از ابتدای نوجوانی میشناختم و مجموعه داستانهای شاهنامه را که توسط او به زیبایی به نثر درآورده شده بود و بطور سریالی در مجله "دختران_پسران" منتشر می شد را به طور مرتب میخواندم.
تردیدی ندارم که اگر این سریال بر اساس داستان احمد احرار و فیلمنامه و کارگردانی ناصر تقوایی ساخته میشد، یکی از جذابترین و ماندگارترین سریالهای تاریخ سینمای ایران می شد که متاسفانه نشد. مع الذالک سریال ساخته شده نیز، سریالی زیبا، پرمحتوا و جذاب بود.
شاید تفاوت ایجاد شده را باید در اختلافی که همواره و هنوز هم پیرامون ماجراهای قیام جنگل و شخص میرزا کوچک، حتی بین مورخین وجود دارد، جستجو کرد.
سوای این ماجراها، یکی از جذاب ترین بخش های این فیلم، ترانه آخر فیلم بود که در ابتدا توسط "تورج زاهدی" خوانده میشد که گیلک نبود و گویش درستی نداشت، ولی شعر و آهنگ ترانه ی آن انقدر زیبا بود که به دل می نشست .
فکر میکنم قسمت چهارم یا پنجم سریال بود که وقتی در انتهای فیلم، مشتاقانه منتظر پخش ترانه بودیم، خواننده تغییر کرد و صدایی آسمانی شنیدیم که با توجه به حزن ذاتی متن و آهنگ ترانه که برمبنای سرگذشت میرزا سروده شده بود، در اعماق جانمان نفوذ کرد و خواننده جدید، کسی نبود جز ناصر خانِ مسعودی...
جالب اینکه ملودی این قطعه را در ابتدا، خانم "فرخ لقا هوشمند"، هنرمند برجسته سینما و تئاتر که او را بیشتر در نقش "ننه آقا"، در مجموعه فیلم های "صمدآقا" میشناسیم برای آهنگساز اثر "میرزمانی" خوانده بود تا او، آن را به نت و قطعه ارکسترال تبدیل کند...
چندین سال قبل، با دخترم و خواهرزاده ام که دانشجوی رشته موسیقی و اپرا در خارج از کشور بود و در سفری به ایران آمده بود، افتخار حضور در منزل استاد ناصر مسعودی را پیدا کردیم و مهمان ایشان و همسر گرامی شان شدیم و علاوه بر گقتگو و دیدار از آرشیو گرانبهای موسیقی ایرانی و آلبوم دیدنی عکس های ایشان، ترانه "میرزاکوچک" را برای ما خواندند که برای توصیف حظ وافری که بردیم از این سروده "فریدون مشیری" یاری می جویم که:
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
در شب تاریک دوران، بی گمان
چلچراغی بود هر آواز او
🖋سریال کوچک جنگلی از محبوبترین سریالهای دهه شصت بود.
فیلمی که در ابتدا قرار بود توسط ناصرتقوایی (کارگردان سریال دائی جان ناپلئون) براساس فیلم نامه ایی که او برمبنای داستان "مردی از جنگل" نوشته "احمداحرار" ، نگاشته بود، ساخته شود ولی توسط "بهروزافخمی" و با فیلمنامه ای متفاوت ساخته شد.
احمداحرار را از ابتدای نوجوانی میشناختم و مجموعه داستانهای شاهنامه را که توسط او به زیبایی به نثر درآورده شده بود و بطور سریالی در مجله "دختران_پسران" منتشر می شد را به طور مرتب میخواندم.
تردیدی ندارم که اگر این سریال بر اساس داستان احمد احرار و فیلمنامه و کارگردانی ناصر تقوایی ساخته میشد، یکی از جذابترین و ماندگارترین سریالهای تاریخ سینمای ایران می شد که متاسفانه نشد. مع الذالک سریال ساخته شده نیز، سریالی زیبا، پرمحتوا و جذاب بود.
شاید تفاوت ایجاد شده را باید در اختلافی که همواره و هنوز هم پیرامون ماجراهای قیام جنگل و شخص میرزا کوچک، حتی بین مورخین وجود دارد، جستجو کرد.
سوای این ماجراها، یکی از جذاب ترین بخش های این فیلم، ترانه آخر فیلم بود که در ابتدا توسط "تورج زاهدی" خوانده میشد که گیلک نبود و گویش درستی نداشت، ولی شعر و آهنگ ترانه ی آن انقدر زیبا بود که به دل می نشست .
فکر میکنم قسمت چهارم یا پنجم سریال بود که وقتی در انتهای فیلم، مشتاقانه منتظر پخش ترانه بودیم، خواننده تغییر کرد و صدایی آسمانی شنیدیم که با توجه به حزن ذاتی متن و آهنگ ترانه که برمبنای سرگذشت میرزا سروده شده بود، در اعماق جانمان نفوذ کرد و خواننده جدید، کسی نبود جز ناصر خانِ مسعودی...
جالب اینکه ملودی این قطعه را در ابتدا، خانم "فرخ لقا هوشمند"، هنرمند برجسته سینما و تئاتر که او را بیشتر در نقش "ننه آقا"، در مجموعه فیلم های "صمدآقا" میشناسیم برای آهنگساز اثر "میرزمانی" خوانده بود تا او، آن را به نت و قطعه ارکسترال تبدیل کند...
چندین سال قبل، با دخترم و خواهرزاده ام که دانشجوی رشته موسیقی و اپرا در خارج از کشور بود و در سفری به ایران آمده بود، افتخار حضور در منزل استاد ناصر مسعودی را پیدا کردیم و مهمان ایشان و همسر گرامی شان شدیم و علاوه بر گقتگو و دیدار از آرشیو گرانبهای موسیقی ایرانی و آلبوم دیدنی عکس های ایشان، ترانه "میرزاکوچک" را برای ما خواندند که برای توصیف حظ وافری که بردیم از این سروده "فریدون مشیری" یاری می جویم که:
جویبار نغمه می غلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل می ریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو؟
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
استاد ناصر مسعودی، زاده ی ششم فروردین ۱۳۱۴، در ششم آذر۱۴۰۴، چشم از جهان فروبست.
حق بود، آسمان بی باران پاییز امسال، حداقل امشب را در فراق او میگریست.
روحش شاد و یاد و خاطره اش گرامی باد.
صدای او تا ابد در خاطر گیلانیان خواهد ماند.
چون "تنها صداست که می ماند"
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۷🍁
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
❤51👍5👏4🙏1👌1
💚خانه سبز به روایت نسرین و محمد
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"*
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
🍀و برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوستو به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!!
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
👇یادداشت کامل در پست بعدی👇
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"*
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
🍀و برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوستو به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!!
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
👇یادداشت کامل در پست بعدی👇
❤29👏2
💚خانه سبز به روایت نسرین و محمد
🖋چند روزی است که خانم و آقای جوانی سرگرم رنگ کردن درب پارکینگ خانه ما هستند..
دیروز فرصتی شد و سر صحبت را با ایشان بازکردم.
زن و شوهری هستند به نام نسرین و محمد
نسرین کرد است و محمد رشتی...
با دوچرخه دور ایران را می چرخند و کافه ای سیار دارند بر پشت دوچرخه هایشان و با امکاناتی بسیار ساده قهوه هایشان را آماده و سرو میکنند...
نام کافه شان را "کافه دوچرخه ی مسافر" گذاشته اند و پاتوق قهوه سرای ایشان در رشت، در پارک محتشم و کنار آرامگاه ابتهاج است..
در عین حال، هر کاری بتوانند برای امرار معاش میکنند مثل همین رنگ کردن درب پارکینگ خانه ی ما
بقول محمد، همه کاره ی هیچ کاره...
سبک زندگی شان ساده زیستی، فرار از روزمرگی و کاستن از سرعت گذران زندگی است، در این زمانه ی پیچیده ی پرشتاب
این سادگی و کندی را در کار رنگ آمیزی شان و طمانینه، دقت و آرامش را در حرکت قلم موهای رنگشان هم میشود دید.
در هنگام کار و در گفتگو، چهره ی هر دو، بشاش بود و دامنه ی صمیمیت بینشان، مخاطب را نیز دربر میگیرد.
رنگ قبلی درب پارکینگ ما سیاه بود و آنها این بار، رنگ سبز را انتخاب کرده اند. به سبک و سیاق "خانه سبز"
و چه رنگ فوق العاده و نوستالژیکی...
به قول خسرو شکیبایی در دکلمه ی آنونس ابتدایی سریال خانه سبز..
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست..
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است.
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
بی تردید خانه ی دل "نسرین و محمد" همیشه سبز خواهد ماند و هیچ اتفاقی نمیتواند جلوی سبز ماندنش را بگیرد، چون ریشه های عشق سبزشان از قلب پاک شان جان میگیرد.
تکمله:
سبز شدن درب خانه ی ما برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب بود....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوست و به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!! و البته چند اتفاق و نشانه ی دیگر که شاید روزی از آنها نیز بنویسم.
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋چند روزی است که خانم و آقای جوانی سرگرم رنگ کردن درب پارکینگ خانه ما هستند..
دیروز فرصتی شد و سر صحبت را با ایشان بازکردم.
زن و شوهری هستند به نام نسرین و محمد
نسرین کرد است و محمد رشتی...
با دوچرخه دور ایران را می چرخند و کافه ای سیار دارند بر پشت دوچرخه هایشان و با امکاناتی بسیار ساده قهوه هایشان را آماده و سرو میکنند...
نام کافه شان را "کافه دوچرخه ی مسافر" گذاشته اند و پاتوق قهوه سرای ایشان در رشت، در پارک محتشم و کنار آرامگاه ابتهاج است..
در عین حال، هر کاری بتوانند برای امرار معاش میکنند مثل همین رنگ کردن درب پارکینگ خانه ی ما
بقول محمد، همه کاره ی هیچ کاره...
سبک زندگی شان ساده زیستی، فرار از روزمرگی و کاستن از سرعت گذران زندگی است، در این زمانه ی پیچیده ی پرشتاب
این سادگی و کندی را در کار رنگ آمیزی شان و طمانینه، دقت و آرامش را در حرکت قلم موهای رنگشان هم میشود دید.
در هنگام کار و در گفتگو، چهره ی هر دو، بشاش بود و دامنه ی صمیمیت بینشان، مخاطب را نیز دربر میگیرد.
رنگ قبلی درب پارکینگ ما سیاه بود و آنها این بار، رنگ سبز را انتخاب کرده اند. به سبک و سیاق "خانه سبز"
و چه رنگ فوق العاده و نوستالژیکی...
به قول خسرو شکیبایی در دکلمه ی آنونس ابتدایی سریال خانه سبز..
"به نظر من یه خونه هرجایی میتونه باشه
میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه
میتونه تویه کوچه ی قدیمی که زیر یه بازارچه هست یاشه
میتونه بزرگ یا میتونه کوچیک باشه
میتونه برای هرکی مفهومی داشته باشه
یا هر رنگی داشته باشه
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه
میتونه رنگ قرمز یا به رنگ ….
ولی من، یعنی بهتر بگم ما
معتقدیم خونه هرچی که باشه
باید سبز باشه بله سبز و همیشه سبز"
این روزها
خیلی از خانه ها سبز نیست..
حتی گیلان سرسبز ما
برگ بسیاری از درختان، نه زرد پاییزی، بلکه زرد و چروکیده و سوخته از کم آبی است.
و باید امیدوار باشیم که "دوباره سبز شوند" و "دوباره سبز شویم"
بی تردید خانه ی دل "نسرین و محمد" همیشه سبز خواهد ماند و هیچ اتفاقی نمیتواند جلوی سبز ماندنش را بگیرد، چون ریشه های عشق سبزشان از قلب پاک شان جان میگیرد.
تکمله:
سبز شدن درب خانه ی ما برای من، یک همزمانی (Synchronicity) عجیب بود....
هفته گذشته، بعد از چندین ماه شنیدن روایاتی رمزآلود از "مسجد اکبریه لاهیجان"، به برکت همراهی یک دوست و به یمن وجود یک راهنمای جوان، مشتاق و مطلع به دیدار این مسجد رفتم و درب زیبای سبزش!!! و به فاصله چند روز، درب خانه ی ما به رنگ سبز درآمد!! و البته چند اتفاق و نشانه ی دیگر که شاید روزی از آنها نیز بنویسم.
🌿 رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۹ 🌿
#خانه_سبز
#مسجد_اکبریه_لاهیجان
#همزمانی
#synchronicity
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤61👏3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️ تنها صدای مادر است که می ماند.
🖋 حواس، دریچه ادراک ما از هستی اند و تجربه شنیداری، اولین تجربه درک ما از هستی در لحظه تولد است.
عمیق ترین لذت ها در شنیدن است و اولین لذت شنیداری زندگی، صدای لالایی مادر است.
انسان ها با شنیدن، هیپنوتیزم می شوند و اولین هیپنوتیزم زندگی با صدای مادر، با نیروی عشق و با اولین لالایی صورت میگیرد.
صدای مادر، در اعماق ذهن ناخودآگاه ثبت میگردد و تا آخرین لحظه حیات، تا جان در بدن داریم، با ماست و اثر عمیقی بر سرنوشت ما دارد.
روز مادر، مبارک باد
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۲۰🍁
#روز_مادر
#هیپنوتیزم
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋 حواس، دریچه ادراک ما از هستی اند و تجربه شنیداری، اولین تجربه درک ما از هستی در لحظه تولد است.
عمیق ترین لذت ها در شنیدن است و اولین لذت شنیداری زندگی، صدای لالایی مادر است.
انسان ها با شنیدن، هیپنوتیزم می شوند و اولین هیپنوتیزم زندگی با صدای مادر، با نیروی عشق و با اولین لالایی صورت میگیرد.
صدای مادر، در اعماق ذهن ناخودآگاه ثبت میگردد و تا آخرین لحظه حیات، تا جان در بدن داریم، با ماست و اثر عمیقی بر سرنوشت ما دارد.
روز مادر، مبارک باد
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۹/۲۰🍁
#روز_مادر
#هیپنوتیزم
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
❤61
Looking for the Summer
Chris Rea
کریستوفر آنتون ریا
Christopher Rea؛
( ۴ مارس ۱۹۵۱ – ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵)
* «کریس ریا» خوانندهٔ مشهور بریتانیایی بیست و دوم دسامبر ۲۰۲۵ میلادی (اول دی ماه۱۴۰۴) در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
#موسیقی #موسیقی_راک #کریس_ریا
@HypnoseChannel
Christopher Rea؛
( ۴ مارس ۱۹۵۱ – ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵)
* «کریس ریا» خوانندهٔ مشهور بریتانیایی بیست و دوم دسامبر ۲۰۲۵ میلادی (اول دی ماه۱۴۰۴) در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
#موسیقی #موسیقی_راک #کریس_ریا
@HypnoseChannel
❤36🙏4👏1👌1
🖤 خاک، آتش گرفت.
بهرام بیضایی ...
آخرین سوار زبان و پیر ادبیات تاریخی،
ندای شعور آگاه و تجسم شرف متمدن،
از میان ما رفت ..
اسطوره ای که در روز تولدش، در گذشت..
جایش بسی خالی خواهد ماند.
#بهرام_بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر ، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و پژوهشگر..
تولد: پنج دیماه ۱۳۱۷
درگذشت: پنج دی ماه ۱۴۰۴
@HypnoseChannel
بهرام بیضایی ...
آخرین سوار زبان و پیر ادبیات تاریخی،
ندای شعور آگاه و تجسم شرف متمدن،
از میان ما رفت ..
اسطوره ای که در روز تولدش، در گذشت..
جایش بسی خالی خواهد ماند.
#بهرام_بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر ، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس و پژوهشگر..
تولد: پنج دیماه ۱۳۱۷
درگذشت: پنج دی ماه ۱۴۰۴
@HypnoseChannel
❤62👌3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤️ قبله گاه
🖊مراجعی دارم افغانی...
گاها مرا "قبله گاه" میخواند...
یک بار به او تذکر دادم که از اغراق گریزانم..
در جواب گفت:
ما در افغانستان به پدر میگوییم "قبله گاه"
🖊 روز پدر بر پدران قبله گاه مبارک باد.
پدران نگرانیهای در پستو پنهان
پدران تپش نامنظم قلب
پدران سیگار پشت سیگار
پدران انتظار
پدران سکوت
پدران زمزمه در زیرلب
پدران تماشای فرزند هنگام خواب
پدران پاییدن قدمها از پشتسر
پدران پشت دیوار
پدران ساکن خاطرات
پدران خو کرده به مزه تلخ صبوری
پدران اکنون مردد
پدران از فردا بیمناک
پدران ایران
☘رشت.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
پی نوشت:
این روزها بیشتر از پیش، بیشتر از تمام سالیان گذشته، مراجعین مرد دارم.
پدرانی که در حال فروریختن هستند و دیگر زورشان نمیرسد سرپا بمانند و هرچه میدوند به جایی نمیرسند.
پدران تلاش ها و شکست هایی متوالی و جیب های خالی از تورم افسارگسیخته،
#روز_پدر
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
🖊مراجعی دارم افغانی...
گاها مرا "قبله گاه" میخواند...
یک بار به او تذکر دادم که از اغراق گریزانم..
در جواب گفت:
ما در افغانستان به پدر میگوییم "قبله گاه"
🖊 روز پدر بر پدران قبله گاه مبارک باد.
پدران نگرانیهای در پستو پنهان
پدران تپش نامنظم قلب
پدران سیگار پشت سیگار
پدران انتظار
پدران سکوت
پدران زمزمه در زیرلب
پدران تماشای فرزند هنگام خواب
پدران پاییدن قدمها از پشتسر
پدران پشت دیوار
پدران ساکن خاطرات
پدران خو کرده به مزه تلخ صبوری
پدران اکنون مردد
پدران از فردا بیمناک
پدران ایران
☘رشت.۱۴۰۴/۱۰/۱۳
پی نوشت:
این روزها بیشتر از پیش، بیشتر از تمام سالیان گذشته، مراجعین مرد دارم.
پدرانی که در حال فروریختن هستند و دیگر زورشان نمیرسد سرپا بمانند و هرچه میدوند به جایی نمیرسند.
پدران تلاش ها و شکست هایی متوالی و جیب های خالی از تورم افسارگسیخته،
#روز_پدر
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
❤69🙏4👏3
Audio
🎵#علیرضا_مجیبیان
🎵 🎵
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
@HypnoseChannel
🎵 🎵
ای ایران ایران ، گلزار سبزت دور از تاراج خزان ، جور زمان
ای مهر رخشان ، ای روشنگر دنیای من به جهان ، تو بمان
@HypnoseChannel
❤43
👁اشک چشم راست:
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇
❤40👌8👏1
👁اشک چشم راست:
🖋بعد از سالها طبابت و مواجهه با درد های جسمانی و تالمات روحی مراجعین، به تاثیرات متقابل منفی هر دو سیستم بر یکدیگر پی برده ام.
جسم و روان در یک تقابل پایاپای با هم قرار دارند و هریک اضافه بارش را بر دیگری تحمیل میکند.
چه بسیار دردهای جسمانی که روان آن ها را فریاد میکشد و فزون تر از آن، بسیاری تالمات روانی که انعکاس فشارشان در جسم متجلی میشود.
در این میان، چیزی که خود مثالش گشته ام، بازگشت یک روند فیزیولوژیک آسیب دیده ی فراموش شده است.
حوالی چهل سال قبل، در یک تصادف رانندگی، در اثر شکستگی استخوان پتروس بخش شقیقه ای جمجمه در سمت راست، دچار قطع نیمه کامل عصب فاشیال(عصب زوج ۷ ) سمت راست شدم و در اثر این عارضه، نیمه راست صورتم کاملا فلج شد.
حادثه ای که در نهایت، منجر به تغییر مسیر تحصیلی من از رشته ریاضی به تجربی و پزشک شدنم شد.
بعد از این سانحه، علی رغم اعمال جراحی و درمانهای نسبتا" موفقی که داشتم، عوارضی نیز به جا ماند. از جمله اختلال جدی در حد قطع کامل جریان اشک چشم راست که بخاطر آن مکررا" باید از قطره اشک مصنوعی استفاده میکردم.
اما این سیستم فیزیولوژیک آسیب دیده، این روزها در اثر فشار روحی و تالمات بسیاری که بر روح و روانم سنگینی میکند و اندوه عمیقی که بر دلم چیره گشته است، به طرز شگفت انگیزی به وضعیت فراتر از نرمال! برگشته و ریزش اشک از چشم راستم، در گریه هایی که به توالی امانم را بریده، به گونه ای است که صورتم را به شدت خیس میکند.
اشکی که خیلی حرف دارد...
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
چون درد آن قدر گسترده است
که اشک ها نمیدانند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخم ایران فرو بریزند.
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
🖋بعد از سالها طبابت و مواجهه با درد های جسمانی و تالمات روحی مراجعین، به تاثیرات متقابل منفی هر دو سیستم بر یکدیگر پی برده ام.
جسم و روان در یک تقابل پایاپای با هم قرار دارند و هریک اضافه بارش را بر دیگری تحمیل میکند.
چه بسیار دردهای جسمانی که روان آن ها را فریاد میکشد و فزون تر از آن، بسیاری تالمات روانی که انعکاس فشارشان در جسم متجلی میشود.
در این میان، چیزی که خود مثالش گشته ام، بازگشت یک روند فیزیولوژیک آسیب دیده ی فراموش شده است.
حوالی چهل سال قبل، در یک تصادف رانندگی، در اثر شکستگی استخوان پتروس بخش شقیقه ای جمجمه در سمت راست، دچار قطع نیمه کامل عصب فاشیال(عصب زوج ۷ ) سمت راست شدم و در اثر این عارضه، نیمه راست صورتم کاملا فلج شد.
حادثه ای که در نهایت، منجر به تغییر مسیر تحصیلی من از رشته ریاضی به تجربی و پزشک شدنم شد.
بعد از این سانحه، علی رغم اعمال جراحی و درمانهای نسبتا" موفقی که داشتم، عوارضی نیز به جا ماند. از جمله اختلال جدی در حد قطع کامل جریان اشک چشم راست که بخاطر آن مکررا" باید از قطره اشک مصنوعی استفاده میکردم.
اما این سیستم فیزیولوژیک آسیب دیده، این روزها در اثر فشار روحی و تالمات بسیاری که بر روح و روانم سنگینی میکند و اندوه عمیقی که بر دلم چیره گشته است، به طرز شگفت انگیزی به وضعیت فراتر از نرمال! برگشته و ریزش اشک از چشم راستم، در گریه هایی که به توالی امانم را بریده، به گونه ای است که صورتم را به شدت خیس میکند.
اشکی که خیلی حرف دارد...
به قول حسین پناهی:
اشک سه حرف ندارد، اشک خیلی حرف دارد...
و او که میگفت:
مگه اشک چقدر وزن داره که با جاری شدنش، اینقدر سبک میشویم...
و تجربه نکرده بود اشکی را که هرچقدر جاری میشود، سبک نمیشویم...
چون درد آن قدر گسترده است
که اشک ها نمیدانند
بر کدام نام،
بر کدام شهر،
بر کدام زخم ایران فرو بریزند.
😥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۴/۱۱/۱۳😥
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein
Telegram
🍀🍀 ( یادداشت های یک پزشک/روانشناس.....دکتر اخوین☘)
دغدغه ها ، اندیشه ها ، خاطرات و دل نوشته ها..
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
دکتر اخوین..."پزشک و روانشناس"
❤123👍8👏3🙏2