رستگاري در سومين تلاش.docx
20.3 KB
رستگاری در سومين تلاش
مجيد تفرشی
روزنامه اعتماد، ص ۱، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹
رييسجمهور عراق در سومين تلاش يک سال اخير خود براي انتخاب نخستوزير جديد، موفق به جلب اجماع نسبي گروههاي مختلف براي صدارت مصطفي الكاظمي شده است. مصطفي الكاظمي، سياستمدار و روزنامهنگار ۵۳ ساله و رييس كنوني سازمان امنيت عراق است كه در مجموع عملكرد او در حفظ امنيت و گفتوگوهاي موفق با جناحهاي مختلف مورد تاييد و رضايت بيشتر جريانهاي سياسي تاثيرگذار در عراق واقع شده است. اگرچه الكاظمي در شرايط متعادل كانديداي آرماني ايران براي احراز اين سمت محسوب نميشد، ولي در شرايط خروج ناگزير عادل عبدالمهدي پس از شورشها و انتخابات اخير و در قياس با محمد علاوي و عدنان الزرفي، دو نامزد ناكام قبلي اين سمت، قطعا پيروزي مهمي براي ايران در برابر خواستههاي امريكا، سعودي و ديگر جريانهاي ضدايراني بهشمار ميرود.
در يك نگاه ساده و گذرا شايد به نظر برسد كه با اين گزينش نيز اوضاع عراق تفاوت چنداني نكرده است. ولی شايد در عمل اينطور نباشد....
متن کامل در فایل ضمیمه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مجيد تفرشی
روزنامه اعتماد، ص ۱، شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۹
رييسجمهور عراق در سومين تلاش يک سال اخير خود براي انتخاب نخستوزير جديد، موفق به جلب اجماع نسبي گروههاي مختلف براي صدارت مصطفي الكاظمي شده است. مصطفي الكاظمي، سياستمدار و روزنامهنگار ۵۳ ساله و رييس كنوني سازمان امنيت عراق است كه در مجموع عملكرد او در حفظ امنيت و گفتوگوهاي موفق با جناحهاي مختلف مورد تاييد و رضايت بيشتر جريانهاي سياسي تاثيرگذار در عراق واقع شده است. اگرچه الكاظمي در شرايط متعادل كانديداي آرماني ايران براي احراز اين سمت محسوب نميشد، ولي در شرايط خروج ناگزير عادل عبدالمهدي پس از شورشها و انتخابات اخير و در قياس با محمد علاوي و عدنان الزرفي، دو نامزد ناكام قبلي اين سمت، قطعا پيروزي مهمي براي ايران در برابر خواستههاي امريكا، سعودي و ديگر جريانهاي ضدايراني بهشمار ميرود.
در يك نگاه ساده و گذرا شايد به نظر برسد كه با اين گزينش نيز اوضاع عراق تفاوت چنداني نكرده است. ولی شايد در عمل اينطور نباشد....
متن کامل در فایل ضمیمه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
درگذشت حسن انوشه
حسن انوشه یکی از ناموران فرهنگی شهر ما بابل درگذشت. انوشه مترجم بود. چند کتاب خوب از تحقیقات تاریخی ایرانشناسان ترجمه کرد: غزنویان باسورث ، تاریخ سیستان باسورث، ایران و تمدن ایرانی کلمان هوار و چند جلد از تاریخ ایران کمبریج. نثر روانی داشت. انتخاب این کتابهای مهم برای ترجمه هم نشان آگاهی او بود.
کار دیگر انوشه سرپرستی دانشنامۀ ادب فارسی بود. اهمیت این دانشنامه – فارغ از کاستیها و فرازوفرودهایی که در روش و محتوا داشت و جای بحثش اینجا نیست - این است که تمرکز دارد بر معرفی کار و کارنامۀ زبان و ادب فارسی در قلمرو تاریخی و فرهنگی آن. در این کتاب چندهزار صفحه اطلاعات دربارۀ میراث زبان و ادب فارسی در افغانستان و آناطولی و شبهقاره هند و قفقاز و ماوراءالنهر گردآمده است. (نمیدانم چرا نام سیاسی و تازۀ «آسیای میانه» به جای نامهای کهن و ریشهدار «ورارود» و «ماوراءالنهر» بر کتاب نهاده شد). اصل توجه به قلمرو زبان فارسی و تدوین دانشنامه در این موضوع به نظرم کاری بجا و لازم بود و هنوز هم در این زمینه باید کار کرد. خیلی از مطالب دانشنامۀ ادب فارسی تازه و سودمند است. این کتاب، با همۀ کاستیهایش، سند علمی و مستند حضور وسیع و عمیق و مستمر زبان فارسی و فرهنگ و ادب ایرانی در قلمرو تاریخی و فرهنگی آن است. بخصوص وقتی ببینیم سیاستمداران چگونه خاک در چشم حقایق علمی میپاشند و تاریخ را برای اغراض سیاسی و اقتصادی خود وارونه روایت میکنند، قدر و قیمت آن بیشتر شناخته میشود. توجه فرهنگی و ملی به قلمرو زبان فارسی را در کتاب دیگر انوشه با نام فارسی ناشنیده (با همکاری غلامرضا خدابندهلو) هم میتوان دید. کتابی که فرهنگ واژگان و اصطلاحات فارسی و فارسیشدۀ کاربردی در افغانستان است و مورد نقد محققان هم قرار گرفته است. در همین عرصه انوشه کتابی هم دربارۀ شاعران معاصر افغانستان نوشت که ندیدهام.
این سالهای آخر انوشه مشغول تدوین و ساماندهی دانشنامۀ مازندران بود. در مؤسسهای خصوصی به اسم «بنیاد مازندرانپژوهی انوشه». پشتیبان مالی این بنیاد دکتر علی شافی پزشک فرهنگدوست بابلی است؛ این یعنی هنوز در این وانفسا هستند کسانی که خریدار دکان بیرونق خدمات فرهنگی باشند. دوسه سال پیش دهباشی شب بنیاد مازندرانپژوهی انوشه را در دانشگاه بابل برگزار کرد که من هم چند کلمهای حرف زدم. آن روز گفتم امیدوارم بنیاد مازندرانپژوهی انوشه مرکزی شود برای گردآوردن اسناد و مدارک دربارۀ مازندران و هر کس سندی و عکسی دربارۀ تاریخ و فرهنگ و میراث طبیعی مازندران دارد، تصویری از آن به این بنیاد بدهد.
امیدوارم کار دانشنامۀ مازندران به سرانجام برسد و منتشر شود. این را هم بنویسم حسن انوشه کسی نبود که معتقد باشد مازندران تافتۀ جدابافته است. او مازندران را بخشی از ایران میدانست و نام مازندران را ذیل نام بزرگ ایران میخواست. دنبال این نبود که برای مازندران افتخارات دروغی و غیرعلمی بتراشد. دانشنامۀ مازندران که انوشه قرار بود منتشر کند علیالقاعده پیراسته از تعصبات لوس و تشبثات بیمزه بود و بر مبنای مستندات علمی به معرفی این تکّه از خاک ایران میپرداخت.
میلاد عظیمی
نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
حسن انوشه یکی از ناموران فرهنگی شهر ما بابل درگذشت. انوشه مترجم بود. چند کتاب خوب از تحقیقات تاریخی ایرانشناسان ترجمه کرد: غزنویان باسورث ، تاریخ سیستان باسورث، ایران و تمدن ایرانی کلمان هوار و چند جلد از تاریخ ایران کمبریج. نثر روانی داشت. انتخاب این کتابهای مهم برای ترجمه هم نشان آگاهی او بود.
کار دیگر انوشه سرپرستی دانشنامۀ ادب فارسی بود. اهمیت این دانشنامه – فارغ از کاستیها و فرازوفرودهایی که در روش و محتوا داشت و جای بحثش اینجا نیست - این است که تمرکز دارد بر معرفی کار و کارنامۀ زبان و ادب فارسی در قلمرو تاریخی و فرهنگی آن. در این کتاب چندهزار صفحه اطلاعات دربارۀ میراث زبان و ادب فارسی در افغانستان و آناطولی و شبهقاره هند و قفقاز و ماوراءالنهر گردآمده است. (نمیدانم چرا نام سیاسی و تازۀ «آسیای میانه» به جای نامهای کهن و ریشهدار «ورارود» و «ماوراءالنهر» بر کتاب نهاده شد). اصل توجه به قلمرو زبان فارسی و تدوین دانشنامه در این موضوع به نظرم کاری بجا و لازم بود و هنوز هم در این زمینه باید کار کرد. خیلی از مطالب دانشنامۀ ادب فارسی تازه و سودمند است. این کتاب، با همۀ کاستیهایش، سند علمی و مستند حضور وسیع و عمیق و مستمر زبان فارسی و فرهنگ و ادب ایرانی در قلمرو تاریخی و فرهنگی آن است. بخصوص وقتی ببینیم سیاستمداران چگونه خاک در چشم حقایق علمی میپاشند و تاریخ را برای اغراض سیاسی و اقتصادی خود وارونه روایت میکنند، قدر و قیمت آن بیشتر شناخته میشود. توجه فرهنگی و ملی به قلمرو زبان فارسی را در کتاب دیگر انوشه با نام فارسی ناشنیده (با همکاری غلامرضا خدابندهلو) هم میتوان دید. کتابی که فرهنگ واژگان و اصطلاحات فارسی و فارسیشدۀ کاربردی در افغانستان است و مورد نقد محققان هم قرار گرفته است. در همین عرصه انوشه کتابی هم دربارۀ شاعران معاصر افغانستان نوشت که ندیدهام.
این سالهای آخر انوشه مشغول تدوین و ساماندهی دانشنامۀ مازندران بود. در مؤسسهای خصوصی به اسم «بنیاد مازندرانپژوهی انوشه». پشتیبان مالی این بنیاد دکتر علی شافی پزشک فرهنگدوست بابلی است؛ این یعنی هنوز در این وانفسا هستند کسانی که خریدار دکان بیرونق خدمات فرهنگی باشند. دوسه سال پیش دهباشی شب بنیاد مازندرانپژوهی انوشه را در دانشگاه بابل برگزار کرد که من هم چند کلمهای حرف زدم. آن روز گفتم امیدوارم بنیاد مازندرانپژوهی انوشه مرکزی شود برای گردآوردن اسناد و مدارک دربارۀ مازندران و هر کس سندی و عکسی دربارۀ تاریخ و فرهنگ و میراث طبیعی مازندران دارد، تصویری از آن به این بنیاد بدهد.
امیدوارم کار دانشنامۀ مازندران به سرانجام برسد و منتشر شود. این را هم بنویسم حسن انوشه کسی نبود که معتقد باشد مازندران تافتۀ جدابافته است. او مازندران را بخشی از ایران میدانست و نام مازندران را ذیل نام بزرگ ایران میخواست. دنبال این نبود که برای مازندران افتخارات دروغی و غیرعلمی بتراشد. دانشنامۀ مازندران که انوشه قرار بود منتشر کند علیالقاعده پیراسته از تعصبات لوس و تشبثات بیمزه بود و بر مبنای مستندات علمی به معرفی این تکّه از خاک ایران میپرداخت.
میلاد عظیمی
نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
تحریف صورت مسئله!
احمد زیدآبادی
سایت الف که احمد توکلی مسئولیت آن را به عهده دارد، طی یادداشتی "از جنجالی که بر سر چین و روسیه به پا شده" به سختی انتقاد کرده است.
جان کلام یادداشت این است که اولاً تمام سفیران کشورهای غربی در امور داخلی کشورهای محل مأموریت خود مداخله میکنند و ثانیاً سفیران ایران هم در کشورهای محل خدمتشان در نقد رفتار دولتهای میزبان ید طولایی دارند؛ بنابراین، سفیر چین در تهران هم مثل آنان رفتار کرده است، پس عدهای "چرا بر سر چین و روسیه اینقدر جنجال میکنند؟"
این نوع صورتبندی مسئله، در واقع پاک کردن صورت مسئله و حتی تحریف آن است! اولاً اگر سفیران کشورهای غربی در امور داخلی کشور میزبان دخالت کنند، معمولاً دخالتشان از سوی محافل رسمی و غیر رسمی آن دولتها بیپاسخ نمیماند، ثانیاً، اصل انتقاد به ماجرای اخیر، به اظهارات سفیر چین برنمیگردد، بلکه به رفتار برخی مقامها و نهادهای رسمی در دفاع تمام عیار از دولت چین و هجومشان به منتقدان مربوط میشود.
این درست مانند این است که مثلاً سفیر آمریکا در برلین، سخنان متکبرانه یا مداخلهجویانهای در امور داخلی آلمان به زبان براند و آنگاه وزارت خارجۀ آلمان و دیگر نهادهای حاکم بر آن کشور، به جای پاسخ به سفیر آمریکا و یا حداقل تلاش برای رفع و رجوع مسئله، به منتقدان رفتارِ سفیر حمله کنند و آنان را به همسویی با سیاستهای بینالمللی چین و روسیه متهم سازند! طبعاً اگر وزارت خارجۀ آلمان به دفاع از سفیر آمریکا برخیزد، جز وابستگی یا خودباختگی آلمان در برابر آمریکا چه معنای دیگری پیدا میکند؟
در واقع این کاری است که در ایران صورت گرفته است! متأسفانه وزارت خارجۀ ایران و بسیاری از اصولگرایان در ماجرای اخیر، یقۀ منتقدان داخلی چین را چسبیدهاند و نقد آنها به نوع واکنش سفیر چین به سخنان سخنگوی وزارت بهداشت را به همراهی و همسویی با آمریکا متهم میکنند!
به نظرم بسیاری از اصولگرایان هنوز با حدود و ثغور مفاهیم روابط بینالملل آشنایی ندارند و از همین رو، هم به ناروا بسیاری از مخالفان و منتقدان خود را به وابستگی به غرب متهم میکنند و هم خود در سر بزنگاهی مانند حادثۀ اخیر، در مقام وکیل مدافع دولتی بیگانه ظاهر میشوند!
آنها اگر به جای آلوده کردن فضا و ترویج اتهام، به بحث و گفتگویی امن و آزاد در این موارد تن در میدادند، هم برای خودشان مفید بود و هم افکار عمومی را روشن میکرد! اما دریغ که اهل گفتگو نیستند!
جان آگه با #فرهیختگان
احمد زیدآبادی
سایت الف که احمد توکلی مسئولیت آن را به عهده دارد، طی یادداشتی "از جنجالی که بر سر چین و روسیه به پا شده" به سختی انتقاد کرده است.
جان کلام یادداشت این است که اولاً تمام سفیران کشورهای غربی در امور داخلی کشورهای محل مأموریت خود مداخله میکنند و ثانیاً سفیران ایران هم در کشورهای محل خدمتشان در نقد رفتار دولتهای میزبان ید طولایی دارند؛ بنابراین، سفیر چین در تهران هم مثل آنان رفتار کرده است، پس عدهای "چرا بر سر چین و روسیه اینقدر جنجال میکنند؟"
این نوع صورتبندی مسئله، در واقع پاک کردن صورت مسئله و حتی تحریف آن است! اولاً اگر سفیران کشورهای غربی در امور داخلی کشور میزبان دخالت کنند، معمولاً دخالتشان از سوی محافل رسمی و غیر رسمی آن دولتها بیپاسخ نمیماند، ثانیاً، اصل انتقاد به ماجرای اخیر، به اظهارات سفیر چین برنمیگردد، بلکه به رفتار برخی مقامها و نهادهای رسمی در دفاع تمام عیار از دولت چین و هجومشان به منتقدان مربوط میشود.
این درست مانند این است که مثلاً سفیر آمریکا در برلین، سخنان متکبرانه یا مداخلهجویانهای در امور داخلی آلمان به زبان براند و آنگاه وزارت خارجۀ آلمان و دیگر نهادهای حاکم بر آن کشور، به جای پاسخ به سفیر آمریکا و یا حداقل تلاش برای رفع و رجوع مسئله، به منتقدان رفتارِ سفیر حمله کنند و آنان را به همسویی با سیاستهای بینالمللی چین و روسیه متهم سازند! طبعاً اگر وزارت خارجۀ آلمان به دفاع از سفیر آمریکا برخیزد، جز وابستگی یا خودباختگی آلمان در برابر آمریکا چه معنای دیگری پیدا میکند؟
در واقع این کاری است که در ایران صورت گرفته است! متأسفانه وزارت خارجۀ ایران و بسیاری از اصولگرایان در ماجرای اخیر، یقۀ منتقدان داخلی چین را چسبیدهاند و نقد آنها به نوع واکنش سفیر چین به سخنان سخنگوی وزارت بهداشت را به همراهی و همسویی با آمریکا متهم میکنند!
به نظرم بسیاری از اصولگرایان هنوز با حدود و ثغور مفاهیم روابط بینالملل آشنایی ندارند و از همین رو، هم به ناروا بسیاری از مخالفان و منتقدان خود را به وابستگی به غرب متهم میکنند و هم خود در سر بزنگاهی مانند حادثۀ اخیر، در مقام وکیل مدافع دولتی بیگانه ظاهر میشوند!
آنها اگر به جای آلوده کردن فضا و ترویج اتهام، به بحث و گفتگویی امن و آزاد در این موارد تن در میدادند، هم برای خودشان مفید بود و هم افکار عمومی را روشن میکرد! اما دریغ که اهل گفتگو نیستند!
جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه بیل گیتس با دیلی شو درباره کرونا با زیرنویس فارسی
بیلگیتس در یک سخنرانی خود در پنج سال قبل تهدید یک بیماری همه گیر برای بشر را پیش بینی کرده بود.
بیلگیتس میگوید الان باید تمرکز بر این باشد که آزمایش کرونا در دسترس همه مردم جهان قرار گیرد و تاکید دارد تا زمان کشف واکسن کرونا و رساندن این واکسن به چند میلیارد نفر از مردم جهان شاید در یک تا دو سال آینده، بسیاری از اتفاقات جهان از جمله تماشای یک مسابقه ورزشی یا یک کنسرت موسیقی به همراه عزیزانتان به روال سابق برنخواهد گشت. /کانال نظر
بیلگیتس در یک سخنرانی خود در پنج سال قبل تهدید یک بیماری همه گیر برای بشر را پیش بینی کرده بود.
بیلگیتس میگوید الان باید تمرکز بر این باشد که آزمایش کرونا در دسترس همه مردم جهان قرار گیرد و تاکید دارد تا زمان کشف واکسن کرونا و رساندن این واکسن به چند میلیارد نفر از مردم جهان شاید در یک تا دو سال آینده، بسیاری از اتفاقات جهان از جمله تماشای یک مسابقه ورزشی یا یک کنسرت موسیقی به همراه عزیزانتان به روال سابق برنخواهد گشت. /کانال نظر
مصائب حاجی !
محمد حسین کریمی پور
دیشب خواب دیدم قیامتست و نوبت حساب من رسیده. کارم را بلد بودم. گفتم:” من اهل زیارت وارث بوده ام. نباس یه فرقی با این جماعت بکنم؟” گفتند آیا دوست داری تو را با همین زیارت شریف، بسنجیم؟ گل از گلم شکفت :”اوس کریم! ناز شستت! این دنیا هم حاجیت، افتاد تو خط ویژه!”
گفتند با کدام فراز زیارت تو را بسنجیم؟ الله بختکی دستم را گذاشتم یک جای صفحه وخواندم: .. وَلَعَنَ اللهُ اُمَةً سَمِعت بـِذلك فَرَضِيَت به . گفتند معنایش را می فهمی؟ جواب دادم: “بعله! پیر غلام هیاتیم. البت می فهمم. اعلام برائت از اوناییه که در کربلا نبودن، اما وقتی قصه ظلم بر حسین ع رو شنفتن، قلبا راضی بودن.” پرسیدند چه تقصیر داشته اند وقتی تابع شیوخ و فقیهان و قضات بنی امیه بودند که بینشان اصحاب وتابعین هم بود؟ گفتم : “ اینا بهونه س ! پس حجت عقل را واس چی به آدم دادن؟ “ گفتند درست فهمیده ای. با همین قاعده تو را می سنجیم. قند توی دلم آب شد. یک عمر پامنبری گری جواب داد و خوب پیششان در آمده بودم.عرض کردم :”سلمنا، برو بریم!”
تصویر زنده ای نشان دادند. سال ۵۹ در حلقه رفقای مسجد، یکی از بچه ها مدعی بود خلخالی فلان هم محلی را بی گناه کشته و اموالش را مصادره کرده و زن و دوطفلش، لنگنان شب اند. مقتول را نمی شناختم اما مثل همیشه حرف آخر را من زدم: “انقلاب همینه. حکم قاضی شرع، حکم خداس. حقش بوده. مام نباس پشت تیر طائفه ضدانقلاب در آیم.” برق از چشم ملک محاسب جست و رویش سیاه شد. نه گذاشت و نه برداشت و مشارکت در قتل و غصب را پایم نوشت. آمدم کولی بازی در آورم، چنان اخم موحشی کرد که زبانم بند آمد.
تا آمدم بجنبم، کلی سند از حرکات ، اعتقادات و افاضاتم در دنیا پخش کردند. در خون و مال وآبروی یک جماعت غالبا غریبه و ندرتا آشنا گرفتار شدم. در یک خروار اعدام و ترور و مصادره وشکنجه و آزار و غارت و فساد وهتک آبرو و اکل مال غیر، پایم بند بود. از کتک خورهای اول انقلاب تا زندانیان له شده تا سبزولک های لت وپار فتنه ۸۸ تا یک مشت زن و بچه پا پتی عرب خارجی علیه من ادعای قتل و خشونت داشتند. منی که در عمرم دست روی کسی بلند نکرده بودم! افاضاتم در باب سیاست بلاد ، کاسبی آن ستاد ، انحصار این نهاد و سهم از ما بهتران از بودجه بیت المال، دودمانم را بباد داد. فقر و بیکاری و ورشکستگی و فحشاء و بدبختی یک کرور آدم را انداختند گردنم.
یک سهمی از ترور و انفجار در اقصی نقاط عالم نصیب منی شد که در عمرم یک ترقه هم در نکرده ام. البت یک چیزهایی مثل دوسیه اسدالله شریک و باجناقم رو شد که جای ناله نداشت. وقتی سکته زد و ششدانگ حجره را برای من گذاشت، یکباباکرم سیری رفته بودم که فیلمش را آنجا پخش کردند و ما این یک فقره را جبرا گردن گرفتیم.
باید اعتراض می کردم. آمدم بگویم تابع علماء اسلام بوده ام ، دیدم قبلا خودم با طرح حجت عقل، این راه را بسته ام. داد زدم : “تو این والذاریاتی که نشون می دین، مخلص نه آمر بوده ام نه فاعل و نه معاون! یه کاسب متشرع با آبرو بودم. برید خر مجرمای اصلی رو بچسبین! پس کو عدالتت خدا؟ “ً مستنداتی آوردند که نشان می داد من بدان فجایع راضی بوده ، از مسبب دفاع کرده ، از ظلم تبری نجسته بل در حمایت آن سنگ تمام گذاشته و راه ظالم را صاف کرده بودم. گفتم :” یعنی کل مصائب دنیا روی کاکل مخلص بوده؟” ًوجوه آمران وفاعلان را آوردند. مجانی در دنیا سنگشان را به سینه زده بودم. جای آن بود آنجا جبران کنند. اما گفتند بدون همراهی امثال من، کارشان پیش نمی رفته. مفت ومسلم، پاسوز این چشم سفیدها شده بودم.
نسخه ام را با همان یک قلم قاعده “ظلم را شنید و بدان راضی شد” پیچیدند، رفت پی کارش. یقه ام را گرفتند و کشان کشان بسوی آتش می بردند که صدای آشنایی از قعر جهنم بلند شد: “مرد! پا شو. وقت نماز گذشت. نون هم نداریم. بگیر.”
آقای مسجد می گوید خواب فدوی، اضغاث الاحلام و وساوس الشیطان بوده. می گوید رمز نجات قیامت، تمسک به ولایتست و کسی باید بترسد که ذوب در ولایت نباشد.
آقامکه شما باشی، غریبه که نیستی، کفاره مفصلم دادم، دلم اما آروم نمی گیره. انگاری تو خیکم رخت میشورن. شوما که اهل کمالاتی، چی می گی؟ ها؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
محمد حسین کریمی پور
دیشب خواب دیدم قیامتست و نوبت حساب من رسیده. کارم را بلد بودم. گفتم:” من اهل زیارت وارث بوده ام. نباس یه فرقی با این جماعت بکنم؟” گفتند آیا دوست داری تو را با همین زیارت شریف، بسنجیم؟ گل از گلم شکفت :”اوس کریم! ناز شستت! این دنیا هم حاجیت، افتاد تو خط ویژه!”
گفتند با کدام فراز زیارت تو را بسنجیم؟ الله بختکی دستم را گذاشتم یک جای صفحه وخواندم: .. وَلَعَنَ اللهُ اُمَةً سَمِعت بـِذلك فَرَضِيَت به . گفتند معنایش را می فهمی؟ جواب دادم: “بعله! پیر غلام هیاتیم. البت می فهمم. اعلام برائت از اوناییه که در کربلا نبودن، اما وقتی قصه ظلم بر حسین ع رو شنفتن، قلبا راضی بودن.” پرسیدند چه تقصیر داشته اند وقتی تابع شیوخ و فقیهان و قضات بنی امیه بودند که بینشان اصحاب وتابعین هم بود؟ گفتم : “ اینا بهونه س ! پس حجت عقل را واس چی به آدم دادن؟ “ گفتند درست فهمیده ای. با همین قاعده تو را می سنجیم. قند توی دلم آب شد. یک عمر پامنبری گری جواب داد و خوب پیششان در آمده بودم.عرض کردم :”سلمنا، برو بریم!”
تصویر زنده ای نشان دادند. سال ۵۹ در حلقه رفقای مسجد، یکی از بچه ها مدعی بود خلخالی فلان هم محلی را بی گناه کشته و اموالش را مصادره کرده و زن و دوطفلش، لنگنان شب اند. مقتول را نمی شناختم اما مثل همیشه حرف آخر را من زدم: “انقلاب همینه. حکم قاضی شرع، حکم خداس. حقش بوده. مام نباس پشت تیر طائفه ضدانقلاب در آیم.” برق از چشم ملک محاسب جست و رویش سیاه شد. نه گذاشت و نه برداشت و مشارکت در قتل و غصب را پایم نوشت. آمدم کولی بازی در آورم، چنان اخم موحشی کرد که زبانم بند آمد.
تا آمدم بجنبم، کلی سند از حرکات ، اعتقادات و افاضاتم در دنیا پخش کردند. در خون و مال وآبروی یک جماعت غالبا غریبه و ندرتا آشنا گرفتار شدم. در یک خروار اعدام و ترور و مصادره وشکنجه و آزار و غارت و فساد وهتک آبرو و اکل مال غیر، پایم بند بود. از کتک خورهای اول انقلاب تا زندانیان له شده تا سبزولک های لت وپار فتنه ۸۸ تا یک مشت زن و بچه پا پتی عرب خارجی علیه من ادعای قتل و خشونت داشتند. منی که در عمرم دست روی کسی بلند نکرده بودم! افاضاتم در باب سیاست بلاد ، کاسبی آن ستاد ، انحصار این نهاد و سهم از ما بهتران از بودجه بیت المال، دودمانم را بباد داد. فقر و بیکاری و ورشکستگی و فحشاء و بدبختی یک کرور آدم را انداختند گردنم.
یک سهمی از ترور و انفجار در اقصی نقاط عالم نصیب منی شد که در عمرم یک ترقه هم در نکرده ام. البت یک چیزهایی مثل دوسیه اسدالله شریک و باجناقم رو شد که جای ناله نداشت. وقتی سکته زد و ششدانگ حجره را برای من گذاشت، یکباباکرم سیری رفته بودم که فیلمش را آنجا پخش کردند و ما این یک فقره را جبرا گردن گرفتیم.
باید اعتراض می کردم. آمدم بگویم تابع علماء اسلام بوده ام ، دیدم قبلا خودم با طرح حجت عقل، این راه را بسته ام. داد زدم : “تو این والذاریاتی که نشون می دین، مخلص نه آمر بوده ام نه فاعل و نه معاون! یه کاسب متشرع با آبرو بودم. برید خر مجرمای اصلی رو بچسبین! پس کو عدالتت خدا؟ “ً مستنداتی آوردند که نشان می داد من بدان فجایع راضی بوده ، از مسبب دفاع کرده ، از ظلم تبری نجسته بل در حمایت آن سنگ تمام گذاشته و راه ظالم را صاف کرده بودم. گفتم :” یعنی کل مصائب دنیا روی کاکل مخلص بوده؟” ًوجوه آمران وفاعلان را آوردند. مجانی در دنیا سنگشان را به سینه زده بودم. جای آن بود آنجا جبران کنند. اما گفتند بدون همراهی امثال من، کارشان پیش نمی رفته. مفت ومسلم، پاسوز این چشم سفیدها شده بودم.
نسخه ام را با همان یک قلم قاعده “ظلم را شنید و بدان راضی شد” پیچیدند، رفت پی کارش. یقه ام را گرفتند و کشان کشان بسوی آتش می بردند که صدای آشنایی از قعر جهنم بلند شد: “مرد! پا شو. وقت نماز گذشت. نون هم نداریم. بگیر.”
آقای مسجد می گوید خواب فدوی، اضغاث الاحلام و وساوس الشیطان بوده. می گوید رمز نجات قیامت، تمسک به ولایتست و کسی باید بترسد که ذوب در ولایت نباشد.
آقامکه شما باشی، غریبه که نیستی، کفاره مفصلم دادم، دلم اما آروم نمی گیره. انگاری تو خیکم رخت میشورن. شوما که اهل کمالاتی، چی می گی؟ ها؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
جامعه چاپلوس پرور
مصطفی ملکیان
من بارها گفته ام در این جامعه چاپلوس پرور، در این جامعه ای که مدار آن مبتنی بر چاپلوسی است. شماها از من چاپلوسی میکنید بعد، یواش یواش با هر چاپلوسی کردن کمی مرا بادم میکنید. باد میکنید، باد می کنید، یواش یواش من غولی می شوم که مثل بختک روی سر خود شماها می افتم. شما خودتان مرا گنده کرده اید. اگر هر کسی در برابر هر کس دیگری که می ایستد فقط به مقتضای حقیقت در مقام نظر و به مقتضای عدالت در مقام عمل با او سخن بگوید و با او عمل بکند. هیچ کسی اصلا باد نمی شود. که بعد روی ما بیافتد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مصطفی ملکیان
من بارها گفته ام در این جامعه چاپلوس پرور، در این جامعه ای که مدار آن مبتنی بر چاپلوسی است. شماها از من چاپلوسی میکنید بعد، یواش یواش با هر چاپلوسی کردن کمی مرا بادم میکنید. باد میکنید، باد می کنید، یواش یواش من غولی می شوم که مثل بختک روی سر خود شماها می افتم. شما خودتان مرا گنده کرده اید. اگر هر کسی در برابر هر کس دیگری که می ایستد فقط به مقتضای حقیقت در مقام نظر و به مقتضای عدالت در مقام عمل با او سخن بگوید و با او عمل بکند. هیچ کسی اصلا باد نمی شود. که بعد روی ما بیافتد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
هشت فیلمساز شناخته شده سینمای ایران با صدور بیانیهای خواستار آزادی تمام زندانیان سیاسی از جمله فعالان محیط زیست زندانی شدند.
در این بیانیه که روز دوشنبه ۲۵ فروردین منتشر شده است، این هشت فیلمساز با هشدار نسبت به تامین بهداشت و سلامت زندانیان عقیدتی، سیاسی و فعالان محیط زیست، تاکید کردهاند که تداوم در زندان نگه داشتن این افراد میتواند عواقب جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
این فیلمسازان با اشاره به پیشبینی موج دوم شیوع ویروس کرونا از سوی پزشکان، خواستار اعطای هرچه سریعتر مرخصی به زندانیان عقیدتی، سیاسی و فعالان محیط زیست شدهاند.
داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، محمد رسولاف، کیومرث پوراحمد، رضا درمیشیان، علیرضا داودنژاد، محسن امیریوسفی و مجتبی میرطهماسب، هشت فیلمسازی هستند که این بیانیه را امضا کردهاند.
پیش از این هم برخی از سینماگران برای درخواست آزادی محمد امامی، از متهمان پرونده فساد مالی بانک سرمایه شده بودند. آنها نیز باتوجه به شیوع بیماری ناشی از ویروس کرونا خواستار آزادی موقت آقای امامی شده بودند.
نامه این گروه از فیلمسازان بازتاب زیادی در رسانهها و شبکههای اجتماعی شد و برخی از افراد امضای خود را پس گرفتند یا اعلام کردند که بدون اجازه آنها نامشان به فهرست امضاکنندگان این نامه افزوده شده است./رادیوفردا
جان آگه با #فرهیختگان
در این بیانیه که روز دوشنبه ۲۵ فروردین منتشر شده است، این هشت فیلمساز با هشدار نسبت به تامین بهداشت و سلامت زندانیان عقیدتی، سیاسی و فعالان محیط زیست، تاکید کردهاند که تداوم در زندان نگه داشتن این افراد میتواند عواقب جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
این فیلمسازان با اشاره به پیشبینی موج دوم شیوع ویروس کرونا از سوی پزشکان، خواستار اعطای هرچه سریعتر مرخصی به زندانیان عقیدتی، سیاسی و فعالان محیط زیست شدهاند.
داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، محمد رسولاف، کیومرث پوراحمد، رضا درمیشیان، علیرضا داودنژاد، محسن امیریوسفی و مجتبی میرطهماسب، هشت فیلمسازی هستند که این بیانیه را امضا کردهاند.
پیش از این هم برخی از سینماگران برای درخواست آزادی محمد امامی، از متهمان پرونده فساد مالی بانک سرمایه شده بودند. آنها نیز باتوجه به شیوع بیماری ناشی از ویروس کرونا خواستار آزادی موقت آقای امامی شده بودند.
نامه این گروه از فیلمسازان بازتاب زیادی در رسانهها و شبکههای اجتماعی شد و برخی از افراد امضای خود را پس گرفتند یا اعلام کردند که بدون اجازه آنها نامشان به فهرست امضاکنندگان این نامه افزوده شده است./رادیوفردا
جان آگه با #فرهیختگان
نخستین نشست علمی پیشهمایش «ابعاد انسانی-اجتماعی کرونا در ایران» با موضوع «تأملات فلسفی درباره بحران کرونا» برگزار میشود.
سخنرانان:
علیاصغر مصلح
بحران کرونا و نسبت آن با «قدرت» و «فناوری»
حسین هوشنگی
کرونا و بازخوانی جایگاه علوم انسانی در کلیت فرهنگ
مهدی معینزاده
عدم را تاب آوردن
زمان: چهارشنبه ۲۷ فروردین ۹۹، ساعت ۱۶ تا ۱۸
جهت پیوستن به نشست به لینک زیر مراجعه فرمایید:
http://www.ihcs.ac.ir/coronaconf/fa/news/19375/برگزاری-اولین-نشست-علمی-پیش-همایش-ابعاد-انسانی-اجتماعی-کرونا-در-ایران
جان آگه با #فرهیختگان
سخنرانان:
علیاصغر مصلح
بحران کرونا و نسبت آن با «قدرت» و «فناوری»
حسین هوشنگی
کرونا و بازخوانی جایگاه علوم انسانی در کلیت فرهنگ
مهدی معینزاده
عدم را تاب آوردن
زمان: چهارشنبه ۲۷ فروردین ۹۹، ساعت ۱۶ تا ۱۸
جهت پیوستن به نشست به لینک زیر مراجعه فرمایید:
http://www.ihcs.ac.ir/coronaconf/fa/news/19375/برگزاری-اولین-نشست-علمی-پیش-همایش-ابعاد-انسانی-اجتماعی-کرونا-در-ایران
جان آگه با #فرهیختگان
فاصلهی انتقادیات را حفظ کن
"مریدان، بی حفاظاند"
در این ایام که ویروس کرونا بر جهانیان سلطنت میکند، برای آن که سلامت بمانیم و احتمال آلوده شدن به ویروس را به نحو عملی و معقول کاهش دهیم، باید فاصلهمان را با دیگران حفظ کنیم و در چند قدمی آنها حرکت نماییم. این همان توصیهای است که کارشناسان بهداشت، از آن با عبارت حفظِ "فاصلهگذاری اجتماعی" یاد میکنند. گرچه عبارتِ "فاصلهگذاری اجتماعی" (از منظر جامعهشناسی)، عبارت نادرستی است و باید از واژهی "فاصلهگذاری فیزیکی" و یا "فاصلهگذاری جسمی" استفاده کرد، اما عمل به این توصیه، ضرورتی اجتنابناپذیر در کنترل ویروس و کاهش بیماری ناشی از آلوده شدن به آن است. خلاصهی کلام این است: اگر میخواهید سلامت بمانید، از دیگران فاصله بگیرید.
فاصلهی معقول از دیگران، صرفا به داستان کرونا ختم نمیشود. زیرا اگر بخواهیم سلامتی باورهایمان نیز تضمین شود، همواره باید فاصلهی انتقادیمان را از دیگران حفظ کنیم. فقط جسم ما نیست که با نزدیک شدن بی پروا به دیگران، سلامتیاش را از دست میدهد، بلکه باورها، شناخت و معرفت نیز بیمار میشوند. باورِ ناسالم و بیمار، همان باورِ کاذب، سست و بی پایهای است که نسبتاش را با واقعیت از دست داده است، زیرا قوهی استدلال و عقلانیاندیشی را فرونهادهایم. از این رو همواره باید نگران باشیم که حوزهی معرفت و مجموعه باورهای ما به ویروسی از خطا و کذب آلوده شده باشد. بیماری جسم را از درد و رنجی که بر ما وارد میشود، میفهمیم، اما آن هنگام که باورهای ما دچار انواع خطاها و مغالطات و اشتباهات است (و یعنی باور ما بیمار است)، متوجه بیمار شدناش نمیشویم.
نمیدانیم باورهای کاذب و سست داریم و نمیدانیم که ناتوانی ما در فهم واقعیتها و گم شدن در تاریکی جهل، ناشی از همین باورهای بیمارگونه است. به جسممان آگاه هستیم، اما آیا به باورها و معرفت خویش نیز آگاهی داریم؟ حفظ فاصلهگذاری انتقادی با دیگران، راهی است که احتمال آلودگی به انواع خطاها در اندیشیدن و تفکر را کاهش میدهد. و معنایش این است که به دیگران (از نظر پذیرش مدعیات)، چنان نزدیک نشویم که یادمان برود یکی از وظایف اخلاقی ما این است که از حوزهی باورهایمان در برابر خطاها نیز حراست و حفاظت کنیم.
هر یک از ما در همهی روزها تا زمانی که زندهایم، از زمانی که چشم از خواب برمیگیریم و تا هنگامی که دوباره به خواب میرویم با انبوهی از مدعیات و سخنان این و آن روبرو میشویم. رسانهها، سخنرانیها، نوشتهها (و منجمله همین نوشتهای که میخوانید)، کتابها و.... مملو از مدعیاتی است که چون باران سمی بر سر و روی ما فرو میریزد. و ما منفعلانه در برابر آنها در کار پذیرش هستیم. پذیرش هر سخن یاوه و بیاساس و ادعای بیپایه و سست و بعضا کاذب، به این دلیل است که دریچه معرفت را به سوی هر یاوهای گشودهایم، چراغ عقل نقاد را خاموش کردهایم و در تاریکی گام میزنیم. خودمان را در آغوشِ باورهای این و آن رها کردهایم و هر ادعایی را به راحتی میپذیریم، زیرا مهارت تفکر نقادانه را نیاموختهایم و سپر "عقلِ سنجشگر" را از دست دادهایم.
فاصلهی انتقادی با دیگران، اشاره به این نکته دارد که همواره باید میان خود و هر گونه سخن و ادعای دیگران، چیزی با عنوانِ "سنجشگرانه اندیشیدن" و معیارهای آن قرار دهیم. این معیارها میتواند ما را در برابر دو چیز محافظت کند: اولا، سخنان بیهوده و معطل. ثانیا مدعیات کذب و خطاآمیز. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از مریدی و پیروی از کسانی که بزرگشان میپنداریم، حراست مینماید. زیرا همواره بر این نکته تاکید میکند که وقتی در برابر هر ادعایی و مطلقا از سوی هر کسی قرار میگیری، فاصلهات را حفظ کن و آن را با معیارهای عقل سنجشگر وارسی نما. همچنان که این روزها از دیگران فاصله میگیریم، از باورهای دیگران نیز فاصله بگیریم و نگذاریم باورهای ویروسیشان به ما سرایت کند. برای این کار به فیلترینگ مدعیات محتاجیم. پیش از پذیرش مدعیات، آنان را سبک سنگین کنیم و در مهارتی که آموختهایم، با معیارهای منطقیاندیشی بسنجیم.
برای حراست از باورهایمان در برابر سیل مدعیاتِ این و آن، سیلبندی از تفکرِ نقادانه بزنیم و دریچهی معرفت خود را مطلقا به سوی کسی باز نکنیم مگر آن که به سخنانشان سوءظنی منطقی و اخلاقی داشته باشیم و فارغ از این که سخن را چه کسی گفته است، آن را از زیر تیغ سختگیرانهی نقد بگذرانیم. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از خطر فریب خوردن و پذیرش ادعاهای کاذب، محافظت میکند. و این درست همان چیزی است که دستگاه تبلیغی رسمی از آن بیم دارد. مریدان، در برابر مراد خود، بی حفاظاند و تمام ادعاهای مرادشان را بدون در میان آوردن عقل سنجشگر، میپذیرند.
علی زمانیان....... ۵ ۹۹/۱/۲
#فرهیختگان صدای فرزانگان
"مریدان، بی حفاظاند"
در این ایام که ویروس کرونا بر جهانیان سلطنت میکند، برای آن که سلامت بمانیم و احتمال آلوده شدن به ویروس را به نحو عملی و معقول کاهش دهیم، باید فاصلهمان را با دیگران حفظ کنیم و در چند قدمی آنها حرکت نماییم. این همان توصیهای است که کارشناسان بهداشت، از آن با عبارت حفظِ "فاصلهگذاری اجتماعی" یاد میکنند. گرچه عبارتِ "فاصلهگذاری اجتماعی" (از منظر جامعهشناسی)، عبارت نادرستی است و باید از واژهی "فاصلهگذاری فیزیکی" و یا "فاصلهگذاری جسمی" استفاده کرد، اما عمل به این توصیه، ضرورتی اجتنابناپذیر در کنترل ویروس و کاهش بیماری ناشی از آلوده شدن به آن است. خلاصهی کلام این است: اگر میخواهید سلامت بمانید، از دیگران فاصله بگیرید.
فاصلهی معقول از دیگران، صرفا به داستان کرونا ختم نمیشود. زیرا اگر بخواهیم سلامتی باورهایمان نیز تضمین شود، همواره باید فاصلهی انتقادیمان را از دیگران حفظ کنیم. فقط جسم ما نیست که با نزدیک شدن بی پروا به دیگران، سلامتیاش را از دست میدهد، بلکه باورها، شناخت و معرفت نیز بیمار میشوند. باورِ ناسالم و بیمار، همان باورِ کاذب، سست و بی پایهای است که نسبتاش را با واقعیت از دست داده است، زیرا قوهی استدلال و عقلانیاندیشی را فرونهادهایم. از این رو همواره باید نگران باشیم که حوزهی معرفت و مجموعه باورهای ما به ویروسی از خطا و کذب آلوده شده باشد. بیماری جسم را از درد و رنجی که بر ما وارد میشود، میفهمیم، اما آن هنگام که باورهای ما دچار انواع خطاها و مغالطات و اشتباهات است (و یعنی باور ما بیمار است)، متوجه بیمار شدناش نمیشویم.
نمیدانیم باورهای کاذب و سست داریم و نمیدانیم که ناتوانی ما در فهم واقعیتها و گم شدن در تاریکی جهل، ناشی از همین باورهای بیمارگونه است. به جسممان آگاه هستیم، اما آیا به باورها و معرفت خویش نیز آگاهی داریم؟ حفظ فاصلهگذاری انتقادی با دیگران، راهی است که احتمال آلودگی به انواع خطاها در اندیشیدن و تفکر را کاهش میدهد. و معنایش این است که به دیگران (از نظر پذیرش مدعیات)، چنان نزدیک نشویم که یادمان برود یکی از وظایف اخلاقی ما این است که از حوزهی باورهایمان در برابر خطاها نیز حراست و حفاظت کنیم.
هر یک از ما در همهی روزها تا زمانی که زندهایم، از زمانی که چشم از خواب برمیگیریم و تا هنگامی که دوباره به خواب میرویم با انبوهی از مدعیات و سخنان این و آن روبرو میشویم. رسانهها، سخنرانیها، نوشتهها (و منجمله همین نوشتهای که میخوانید)، کتابها و.... مملو از مدعیاتی است که چون باران سمی بر سر و روی ما فرو میریزد. و ما منفعلانه در برابر آنها در کار پذیرش هستیم. پذیرش هر سخن یاوه و بیاساس و ادعای بیپایه و سست و بعضا کاذب، به این دلیل است که دریچه معرفت را به سوی هر یاوهای گشودهایم، چراغ عقل نقاد را خاموش کردهایم و در تاریکی گام میزنیم. خودمان را در آغوشِ باورهای این و آن رها کردهایم و هر ادعایی را به راحتی میپذیریم، زیرا مهارت تفکر نقادانه را نیاموختهایم و سپر "عقلِ سنجشگر" را از دست دادهایم.
فاصلهی انتقادی با دیگران، اشاره به این نکته دارد که همواره باید میان خود و هر گونه سخن و ادعای دیگران، چیزی با عنوانِ "سنجشگرانه اندیشیدن" و معیارهای آن قرار دهیم. این معیارها میتواند ما را در برابر دو چیز محافظت کند: اولا، سخنان بیهوده و معطل. ثانیا مدعیات کذب و خطاآمیز. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از مریدی و پیروی از کسانی که بزرگشان میپنداریم، حراست مینماید. زیرا همواره بر این نکته تاکید میکند که وقتی در برابر هر ادعایی و مطلقا از سوی هر کسی قرار میگیری، فاصلهات را حفظ کن و آن را با معیارهای عقل سنجشگر وارسی نما. همچنان که این روزها از دیگران فاصله میگیریم، از باورهای دیگران نیز فاصله بگیریم و نگذاریم باورهای ویروسیشان به ما سرایت کند. برای این کار به فیلترینگ مدعیات محتاجیم. پیش از پذیرش مدعیات، آنان را سبک سنگین کنیم و در مهارتی که آموختهایم، با معیارهای منطقیاندیشی بسنجیم.
برای حراست از باورهایمان در برابر سیل مدعیاتِ این و آن، سیلبندی از تفکرِ نقادانه بزنیم و دریچهی معرفت خود را مطلقا به سوی کسی باز نکنیم مگر آن که به سخنانشان سوءظنی منطقی و اخلاقی داشته باشیم و فارغ از این که سخن را چه کسی گفته است، آن را از زیر تیغ سختگیرانهی نقد بگذرانیم. طرح "فاصلهگذاری انتقادی"، ما را از خطر فریب خوردن و پذیرش ادعاهای کاذب، محافظت میکند. و این درست همان چیزی است که دستگاه تبلیغی رسمی از آن بیم دارد. مریدان، در برابر مراد خود، بی حفاظاند و تمام ادعاهای مرادشان را بدون در میان آوردن عقل سنجشگر، میپذیرند.
علی زمانیان....... ۵ ۹۹/۱/۲
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آیا کرونا روزهداری در ماه رمضان را نیز تعطیل خواهد کرد؟
سیدرضا سجادی نژاد
فعالیتهای مربوط به مناسک دینی و مذهبی، نخستین فعالیتهای اجتماعی بودند که از ابتدای شیوع کرونا تأثیر پذیرفتند و در مواردی محدود و درمواردی دیگر تعطیل شدند. مناسکگزاران با توصیه رهبران دینی، مناسک و اعمال زیارتی و دینی را به دلیل خطر فراگیری کرونا محدود کردند و گاه راههای جایگزین برای اعمال عبادی خود برگزیدند. هماکنون در آستانه عید پاک مسیحیان رهبران مذهبی نظرات متفاوتی درباره برگزاری این مراسم دارند و باید دید مسیحیان جهان در برگزاری این مناسک مهم چه رویکردی را بیشتر خواهند پذیرفت. همچنین هماکنون در آستانه ماه رمضان درباره روزهگیری، این سنتی که بیش از هزار سال در میان مسلمانان بدون توقف ادامه پیدا کرده، نگاهها به طرف رهبران مذهبی است که چه چارهای برای مسلمانان در رمضانی دارند که هم باید روزه بگیرند و هم کرونا را شکست دهند.
📎 متن کامل این گزارش را در سایت دین آنلاین بخوانید:
http://www.dinonline.com/content/16277/
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
سیدرضا سجادی نژاد
فعالیتهای مربوط به مناسک دینی و مذهبی، نخستین فعالیتهای اجتماعی بودند که از ابتدای شیوع کرونا تأثیر پذیرفتند و در مواردی محدود و درمواردی دیگر تعطیل شدند. مناسکگزاران با توصیه رهبران دینی، مناسک و اعمال زیارتی و دینی را به دلیل خطر فراگیری کرونا محدود کردند و گاه راههای جایگزین برای اعمال عبادی خود برگزیدند. هماکنون در آستانه عید پاک مسیحیان رهبران مذهبی نظرات متفاوتی درباره برگزاری این مراسم دارند و باید دید مسیحیان جهان در برگزاری این مناسک مهم چه رویکردی را بیشتر خواهند پذیرفت. همچنین هماکنون در آستانه ماه رمضان درباره روزهگیری، این سنتی که بیش از هزار سال در میان مسلمانان بدون توقف ادامه پیدا کرده، نگاهها به طرف رهبران مذهبی است که چه چارهای برای مسلمانان در رمضانی دارند که هم باید روزه بگیرند و هم کرونا را شکست دهند.
📎 متن کامل این گزارش را در سایت دین آنلاین بخوانید:
http://www.dinonline.com/content/16277/
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
دینآنلاین
آیا کرونا روزهداری در ماه رمضان را نیز تعطیل خواهد کرد؟ - دینآنلاین
فعالیتهای مربوط به مناسک دینی و مذهبی، نخستین فعالیتهای اجتماعی بودند که از ابتدای شیوع کرونا تأثیر پذیرفتند و در مواردی محدود و درمواردی دیگر تعطیل شدند. مناسکگزاران با توصیه رهبران دینی مناسک و اعمال زیارتی و دینی را به دلیل خطر فراگیری کرونا محدود کردند…
آیا حکومت ایران بحران را با دروغ مدیریت میکند؟
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/498421&rhash=eec6b76cb50965
محمد غلامابوالفضل- با نگاهی اجمالی به گفتار و رفتار مسئولان در مواجهه با بحران اخیر میتوان دریافت کشندهتر از ویروس کرونا، دروغ پردازیهای سیستماتیک در ساختار مدیریت بحران در جمهوری اسلامی است. رویهای که به نظر میرسد به شیوه اصلی مدیریت بحران در این ساختار سیاستزده تبدیل شده است.
#فرهیختگان با شما و از شماست
🔗 https://t.me/iv?url=https://www.radiozamaneh.com/498421&rhash=eec6b76cb50965
محمد غلامابوالفضل- با نگاهی اجمالی به گفتار و رفتار مسئولان در مواجهه با بحران اخیر میتوان دریافت کشندهتر از ویروس کرونا، دروغ پردازیهای سیستماتیک در ساختار مدیریت بحران در جمهوری اسلامی است. رویهای که به نظر میرسد به شیوه اصلی مدیریت بحران در این ساختار سیاستزده تبدیل شده است.
#فرهیختگان با شما و از شماست
رادیو زمانه
آیا حکومت ایران بحران را با دروغ مدیریت میکند؟
محمد غلامابوالفضل- با نگاهی اجمالی به گفتار و رفتار مسئولان در مواجهه با بحران اخیر میتوان دریافت کشندهتر از ویروس کرونا، دروغ پردازیهای سیستماتیک در ساختار مدیریت بحران در جمهوری اسلامی است. رویه
بشر بودنِ جنّ
با سلام به خوانندگان یادداشتهای اینجانب در کانال بازنگری، و با آرزوی نوروز و سالی ایمن از بلایا و بهتر از پیش؛
چنانکه کمابیش میدانید از ششم فروردین، نوشتنِ سلسله یادداشتهایی با عنوان کلیِ «جنّ انسان است» را آغاز کردم و تاکنون هشت بخش از آن را تدوین، تنظیم و منتشر کردهام.
در این یادداشتها تلاش کردم با بازخوانی آیات قرآن، نقاب از چهرهٔ نامرئی، اشباحی و ارواحیِ جنّ بردارم و این موجود حقیقی را در ادبیات قرآنی «بشرهای غریبه و نامأنوسِ آنسوی مرزها و متعلق به نژاد و قوم متفاوت (نسبت به اقوام نبیمحور)» معرفی کنم.
نگارش و تنظیم این بخشها انرژی بسیاری از من گرفت و روزها و ساعات طاقتفرسایی را برای تحقیق، تنظیم و چگونگی ارائه (به ویژه با قالب فشردهٔ صفحهبندی در تلگرام) در این موضوع حساس سپری کردم؛ به همین خاطر نیاز است مدتی استراحت کنم تا در دور دوم، نوشتن بخشهای باقیمانده ادامه یابد.
مایهٔ خرسندی است که انتشار یادداشتها باعث تلنگر و تردید در هزاران خوانندهٔ کانال شد و اذهان را مشوّش کرد تا در این باره تأمل بیشتری کنند.
لینک هر هشت بخشِ منتشر شده را در زیر آوردم تا چنانچه مطالعه نشده، با حوصله خوانده شود.
پس تا دور بعد، فعلا خدانگهدار
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۱/۲۱
کانال بازنگری
جن انسان است بخش۱:
https://t.me/baznegari/531
بخش۲- شواهد روایی:
https://t.me/baznegari/532
بخش۳- دیو آریایی ، جنّ عربی:
https://t.me/baznegari/536
بخش۴- بشری بودن جن در داستان سلیمان:
https://t.me/baznegari/537
بخش۵- بیگانههای قرآندوست (آیهٔ استماع قرآن):
https://t.me/baznegari/538
بخش۶- تشابه جنّ و انس:
https://t.me/baznegari/539
بخش۷- خاک و آتش (جن نه از آتش است نه نامرئی):
https://t.me/baznegari/540
بخش۸- قوم آدم:
https://t.me/baznegari/541
جان آگه با #فرهیختگان
با سلام به خوانندگان یادداشتهای اینجانب در کانال بازنگری، و با آرزوی نوروز و سالی ایمن از بلایا و بهتر از پیش؛
چنانکه کمابیش میدانید از ششم فروردین، نوشتنِ سلسله یادداشتهایی با عنوان کلیِ «جنّ انسان است» را آغاز کردم و تاکنون هشت بخش از آن را تدوین، تنظیم و منتشر کردهام.
در این یادداشتها تلاش کردم با بازخوانی آیات قرآن، نقاب از چهرهٔ نامرئی، اشباحی و ارواحیِ جنّ بردارم و این موجود حقیقی را در ادبیات قرآنی «بشرهای غریبه و نامأنوسِ آنسوی مرزها و متعلق به نژاد و قوم متفاوت (نسبت به اقوام نبیمحور)» معرفی کنم.
نگارش و تنظیم این بخشها انرژی بسیاری از من گرفت و روزها و ساعات طاقتفرسایی را برای تحقیق، تنظیم و چگونگی ارائه (به ویژه با قالب فشردهٔ صفحهبندی در تلگرام) در این موضوع حساس سپری کردم؛ به همین خاطر نیاز است مدتی استراحت کنم تا در دور دوم، نوشتن بخشهای باقیمانده ادامه یابد.
مایهٔ خرسندی است که انتشار یادداشتها باعث تلنگر و تردید در هزاران خوانندهٔ کانال شد و اذهان را مشوّش کرد تا در این باره تأمل بیشتری کنند.
لینک هر هشت بخشِ منتشر شده را در زیر آوردم تا چنانچه مطالعه نشده، با حوصله خوانده شود.
پس تا دور بعد، فعلا خدانگهدار
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۱/۲۱
کانال بازنگری
جن انسان است بخش۱:
https://t.me/baznegari/531
بخش۲- شواهد روایی:
https://t.me/baznegari/532
بخش۳- دیو آریایی ، جنّ عربی:
https://t.me/baznegari/536
بخش۴- بشری بودن جن در داستان سلیمان:
https://t.me/baznegari/537
بخش۵- بیگانههای قرآندوست (آیهٔ استماع قرآن):
https://t.me/baznegari/538
بخش۶- تشابه جنّ و انس:
https://t.me/baznegari/539
بخش۷- خاک و آتش (جن نه از آتش است نه نامرئی):
https://t.me/baznegari/540
بخش۸- قوم آدم:
https://t.me/baznegari/541
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
جن انسان است بخش۱
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۱/۶
در بسیاری از آیات قرآن، جنّ عبارت از انسان است چنانکه اِنس نیز عبارت از انسان است؛
و یعنی جمعیّتِ هفت و نیم میلیاردی کنونیِ مردم جهان، ترکیبی از اِنسها و جِنها است که هیچ تفاوتی با هم ندارند مگر اینکه هر…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۱/۶
در بسیاری از آیات قرآن، جنّ عبارت از انسان است چنانکه اِنس نیز عبارت از انسان است؛
و یعنی جمعیّتِ هفت و نیم میلیاردی کنونیِ مردم جهان، ترکیبی از اِنسها و جِنها است که هیچ تفاوتی با هم ندارند مگر اینکه هر…
ریحانه موسوی
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصرِ خود فراتر باشد ...
استاد یگانهام رضا بابایی از جمله نوادر ادبیات معاصر و فرزند خلف قلم سحرگاه ۱۸ فروردین مقارن با طلوع خورشید پس از عمری سرشار از انصاف و درستکاری و رواداری
و تحمل نامهربانی و بیانصافی و حقارت زمانه در اوج مظلومیت رخ در نقاب تیرهی خاک کشید ؛
از استاد رضا بابایی کتابها؛ مقالات و جستارهایی بسیار گوارا ؛ دلچسب و دلنشین به یادگار مانده است . نوشتار او مصداق عینی
"خَیرُ الکلام ما قَلَ و دَل" است .
رضا بابایی همواره شاگردانش را به ادب ، مدارا و سعهی صدر و تحمل مخالف توصیه میکرد؛ از مجادله بیزار بود .
نیز از مرید پروری و مجیز گویی و بتسازی برحذر میداشت .
حرف دل خویش را از زبان محمد مهتاب در کانالش منتشر میکرد ...
گرچه با تحمل این بیماری سراسر درد و رنجِ استخوان سوز ؛ پایان تلخی داشت اما فردای این سرزمین از آنِ اندیشه ی روشن اوست و آیندگان از ایشان به نیکی یاد خواهند کرد . از نزدیک شاهد رنج او و خانواده ی عزیزش در تهیه ی اقلام نایاب و کم یاب دارویی برای ایشان بودم دوستان عزیز و قدرشناس ، از قلمش نوشتند اما کمتر کسی میداند چه دردهایی تحمل کرد این انسان وارسته و این مرد نجیب تا اقلام دارویی را در این آشفته بازار تحریم بیابند ..
فردای ایران ما از آنِ بابایی هاست چرا که با قلم های آزاده شان چراغی فرا راه اندیشه افروختند جایی که دست و قامت ناساز و بی اندام ِ کوته فکران و تنگ نظران بدان نمیرسد ...
علی الدنیا بعدک العفا ...
کسی در اندرونم تلخ می گرید ...
چنین گفت مهتاب
از محمد مهتاب پرسیدند: در این عمر دراز که خدای عزّ و جلّ، تو را داده است، به کدامین عمل خویش، امید بهشت داری؟ گفت: روزی کسی را دیدم که در حق و حدّ من مبالغه میکرد و مدحها میگفت. چون ساعتی سخن گفتیم، او دانست که من نه چنانم که او میپنداشت. پس، از هم جدا شدیم در حالی که زنجیر من بر پای او نبود. از آن زنجیر که از پای بندهای برداشتم، امید بهشت دارم. / رضا بابایی
جان آگه با #فرهیختگان
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصرِ خود فراتر باشد ...
استاد یگانهام رضا بابایی از جمله نوادر ادبیات معاصر و فرزند خلف قلم سحرگاه ۱۸ فروردین مقارن با طلوع خورشید پس از عمری سرشار از انصاف و درستکاری و رواداری
و تحمل نامهربانی و بیانصافی و حقارت زمانه در اوج مظلومیت رخ در نقاب تیرهی خاک کشید ؛
از استاد رضا بابایی کتابها؛ مقالات و جستارهایی بسیار گوارا ؛ دلچسب و دلنشین به یادگار مانده است . نوشتار او مصداق عینی
"خَیرُ الکلام ما قَلَ و دَل" است .
رضا بابایی همواره شاگردانش را به ادب ، مدارا و سعهی صدر و تحمل مخالف توصیه میکرد؛ از مجادله بیزار بود .
نیز از مرید پروری و مجیز گویی و بتسازی برحذر میداشت .
حرف دل خویش را از زبان محمد مهتاب در کانالش منتشر میکرد ...
گرچه با تحمل این بیماری سراسر درد و رنجِ استخوان سوز ؛ پایان تلخی داشت اما فردای این سرزمین از آنِ اندیشه ی روشن اوست و آیندگان از ایشان به نیکی یاد خواهند کرد . از نزدیک شاهد رنج او و خانواده ی عزیزش در تهیه ی اقلام نایاب و کم یاب دارویی برای ایشان بودم دوستان عزیز و قدرشناس ، از قلمش نوشتند اما کمتر کسی میداند چه دردهایی تحمل کرد این انسان وارسته و این مرد نجیب تا اقلام دارویی را در این آشفته بازار تحریم بیابند ..
فردای ایران ما از آنِ بابایی هاست چرا که با قلم های آزاده شان چراغی فرا راه اندیشه افروختند جایی که دست و قامت ناساز و بی اندام ِ کوته فکران و تنگ نظران بدان نمیرسد ...
علی الدنیا بعدک العفا ...
کسی در اندرونم تلخ می گرید ...
چنین گفت مهتاب
از محمد مهتاب پرسیدند: در این عمر دراز که خدای عزّ و جلّ، تو را داده است، به کدامین عمل خویش، امید بهشت داری؟ گفت: روزی کسی را دیدم که در حق و حدّ من مبالغه میکرد و مدحها میگفت. چون ساعتی سخن گفتیم، او دانست که من نه چنانم که او میپنداشت. پس، از هم جدا شدیم در حالی که زنجیر من بر پای او نبود. از آن زنجیر که از پای بندهای برداشتم، امید بهشت دارم. / رضا بابایی
جان آگه با #فرهیختگان
👎1
هابرماس: ویروس کرونا آگاهی انسان را نسبت به نادانی خود افزود/ تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است
🔺پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟ © AFP
📌یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهمترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب میشود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را میشکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید میکند.
📌روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس میپرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما میآموزد؟ هابرماس پاسخ میدهد: "از نظر فلسفی، میبینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...
📌هابرماس تأکید میکند که دولتها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمیدانند. دولتها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروسشناس که به آنها مشاوره میدهند دانستههای محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانستههای محدود تصمیمگیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی میبینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیمگیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام میشود.
📌به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کمسابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".
📌چالشهای اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد میکند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار میشوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور میشوند که به بیمار جوانتر الویت بدهند.
📌هابر ماس میافزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود میگذرد – که این رفتاری تحسینآمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه میتواند زندگی یک انسان را ارزشگذاری کند؟"
📌هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، میگوید که در این نوع داوری یا ارزشگذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید میکند که در "شرایط فاجعهبار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفهای و علمی تصمیم بگیرد.
🔺بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
📌هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز میاندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی میبیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و بهراه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستانها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس میگوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیانهای اقتصادی و اجتماعی فکر میکنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که میتواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایدهگرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".
📌پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟
📌اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راهحل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکنندهتر و یا بدهیهای بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینههای کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفتهای دولت آلمان با این صندوق انتقاد میکند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه میکند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.
📌هابرماس میگوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کردهاند. هابرماس تأسف میخورد که نگرشهای ناسیونالیستی و خودخواهیهای ملیگرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپاییها میشود. او میگوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".
📌هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار میورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که میتواند ما را از این بنبست پسادموکراسی برهاند".
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔺پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟ © AFP
📌یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهمترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب میشود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را میشکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید میکند.
📌روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس میپرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما میآموزد؟ هابرماس پاسخ میدهد: "از نظر فلسفی، میبینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...
📌هابرماس تأکید میکند که دولتها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمیدانند. دولتها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروسشناس که به آنها مشاوره میدهند دانستههای محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانستههای محدود تصمیمگیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی میبینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیمگیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام میشود.
📌به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کمسابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".
📌چالشهای اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد میکند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار میشوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور میشوند که به بیمار جوانتر الویت بدهند.
📌هابر ماس میافزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود میگذرد – که این رفتاری تحسینآمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه میتواند زندگی یک انسان را ارزشگذاری کند؟"
📌هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، میگوید که در این نوع داوری یا ارزشگذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید میکند که در "شرایط فاجعهبار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفهای و علمی تصمیم بگیرد.
🔺بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
📌هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز میاندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی میبیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و بهراه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستانها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس میگوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیانهای اقتصادی و اجتماعی فکر میکنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که میتواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایدهگرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".
📌پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟
📌اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راهحل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکنندهتر و یا بدهیهای بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینههای کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفتهای دولت آلمان با این صندوق انتقاد میکند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه میکند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.
📌هابرماس میگوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کردهاند. هابرماس تأسف میخورد که نگرشهای ناسیونالیستی و خودخواهیهای ملیگرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپاییها میشود. او میگوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".
📌هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار میورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که میتواند ما را از این بنبست پسادموکراسی برهاند".
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آدرس غلط ندهیم، ابزار لازم برای مقابله با خشونت علیه زنان وجود ندارد
امتداد – پرستو سرمدی : پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش خشونت علیه زنان در دوران کرونا، که سبب شد دبیرکل سازمان ملل هم در این مورد هشدار دهد و از دولتها بخواهد که زنان و دختران را بیشتر مورد حمایت قرار دهند، سکوت دولت ایران هم شکست و در این مورد عکسالعملی نشان داد و در عین حال نگران کننده به این دلیل که دولت اگرهم بخواهد مکانیزم و ابزار مناسب برای حمایت از زنان خشونت دیده را در اختیار ندارد.
📌 اورژانس اجتماعی صرفا نقش مشاوره ای دارد و از اختیار لازم برای مداخله در خشونتهای خانگی برخوردار نیست. نمیتواند در خشونتهای حاد دخالت لازم را انجام دهد، وارد خانه شود و یا خشونت دیده را به مکانی امن منتقل کند. بنابراین، اعلام این که اورژانس اجتماعی میتواند کودکان و زنان خشونت دیده را مورد حمایت موثر قرار دهد آدرس غلط دادن است. این کار نیاز به خانههای امن با تعداد و کیفیت بالا و دادن اختیار لازم به اورژانس اجتماعی و قوانین مورد نیاز برای حمایت از زنان و کودکان خشونت دیده دارد. دولتها سالها زمان مناسب برای ساختن چنین ابزارهایی را از دست دادهاند و حالا بحران کرونا در حال آشکارتر کردن آسیبهایی است که همه این سالها بوده است، بدون آن که اراده لازم برای مقابله با آنها وجود داشته باشد.
📌متاسفانه میزان خشونت علیه زنان در ایران پیش از کرونا هم ۲ برابر آمار جهانی بوده است، در حال حاضر این میزان افزایش یافتهاست. در شرایطی که یک سوم زنان در جهان خشونت را در زندگی خود تجربه کرده اند، این آمار شامل ۶۶ درصد زنان ایرانی بوده است. با این حال مواجهه با این مساله در ایران، به جای تسریع تصویب قوانین لازم و ایجاد سازوکارهای مورد نیاز برای مقابله با خشونت علیه زنان، خمیر کردن آمار خشونت، کتمان آن و کش دادن روند بررسی قوانین مقابله با این نوع خشونت بوده است. آخرین آمار اعلام شده در مورد خشونت علیه زنان در ایران مربوط به سال ۸۳ و دولت اصلاحات است، که نشان میداد ۶۶ درصد زنان از اول زندگی مشترک حداقل یک بار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن را داشتهاند و حدود ۳۰ درصد حداقل یک بار در طول زندگی مشترک، خشونتهای فیزیکی جدی و حاد داشتهاند و ۱۰ درصد خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی گزارش شده است.
📌نتایج این پژوهش پس از دولت اصلاحات از دسترس خارج و خمیر شد و بعد از آن زمان دیگر پژوهش ملی در مورد خشونت علیه زنان انجام نشد و یا اگر شده محرمانه مانده و اعلام عمومی نشده است.
متاسفانه این واکنش دور از تدبیر و مسوولیتپذیری نسبت به یک آسیب اجتماعی که سلامت و امنیت نیمی از جمعیت کشور را با تهدید مواجه کرده است، با دلایل موهوم و غیرقابل پذیرش همچنان پس از سالها ادامه دارد. از نظر برخی دخالت حکومت در این امور، ممکن است دخالت در حوزه خصوصیای باشد که ریاست آن با مرد است و ممکن است به نوعی از خانواده آسیب برساند، که متناسب با تحولات اجتماعی دهههای اخیر نیست. این در حالی است که هر جا خشونتی رخ دهد، وظیفه حکومت حمایت از خشونتدیده و مجازات خشونتگر است.
📌با این نگاه، درحالی که در ۱۲۵ کشور در رابطه با آزار جنسی و در ۵۲ کشور درباره تجاوز زناشویی قانون تصویبشده است، متأسفانه در کشور ما هنوز قانونی برای مبارزه با خشونت علیه زنان مصوب نشده است.دولت فعلی با توجه به اهمیت این مساله لایحه تامین امنیت زنان را تدوین کرد و در سال ۹۶ آن را برای بررسی به قوه قضاییه داد. بسیاری از کارشناسان و فعالان زنان لایحه تامین امنیت زنان را دارای ویژگیهای موثری برای مقابله با خشونت علیه زنان ارزیابی کردند. اما این لایحه پس از مدتها معطل ماندن در قوه قضاییه با تغییرات زیادی به دولت برگردانده شد، تغییراتی که در بسیاری موارد با روح این لایحه که منع خشونت علیه زنان بود، تعارض داشت. در حال حاضر لایحه که در قوه قضاییه تغییر نام هم یافته و دیگر "لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت" نامیده میشود در دست دولت است و دولت باید آن را مجددا بررسی و تصویب کند. بعد به مجلس دهد، کمیسیونهای مجلس آن را بررسی و تصویب کنند و به صحن ببرند و در صورت تصویب در صحن مجلس، به شورای نگهبان ارایه شود. روشن است که گذر لایحه از این هفت خوان زمان زیادی خواهد برد و معلوم نیست پس از آن لایحه چه تغییراتی خواهد کرد و آیا در نهایت به کار زنان خواهد آمد یا نه؟
✅برای خواندن متن کامل این یادداشت روی "INSTANT" بزنید:
https://b2n.ir/259833
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
امتداد – پرستو سرمدی : پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش خشونت علیه زنان در دوران کرونا، که سبب شد دبیرکل سازمان ملل هم در این مورد هشدار دهد و از دولتها بخواهد که زنان و دختران را بیشتر مورد حمایت قرار دهند، سکوت دولت ایران هم شکست و در این مورد عکسالعملی نشان داد و در عین حال نگران کننده به این دلیل که دولت اگرهم بخواهد مکانیزم و ابزار مناسب برای حمایت از زنان خشونت دیده را در اختیار ندارد.
📌 اورژانس اجتماعی صرفا نقش مشاوره ای دارد و از اختیار لازم برای مداخله در خشونتهای خانگی برخوردار نیست. نمیتواند در خشونتهای حاد دخالت لازم را انجام دهد، وارد خانه شود و یا خشونت دیده را به مکانی امن منتقل کند. بنابراین، اعلام این که اورژانس اجتماعی میتواند کودکان و زنان خشونت دیده را مورد حمایت موثر قرار دهد آدرس غلط دادن است. این کار نیاز به خانههای امن با تعداد و کیفیت بالا و دادن اختیار لازم به اورژانس اجتماعی و قوانین مورد نیاز برای حمایت از زنان و کودکان خشونت دیده دارد. دولتها سالها زمان مناسب برای ساختن چنین ابزارهایی را از دست دادهاند و حالا بحران کرونا در حال آشکارتر کردن آسیبهایی است که همه این سالها بوده است، بدون آن که اراده لازم برای مقابله با آنها وجود داشته باشد.
📌متاسفانه میزان خشونت علیه زنان در ایران پیش از کرونا هم ۲ برابر آمار جهانی بوده است، در حال حاضر این میزان افزایش یافتهاست. در شرایطی که یک سوم زنان در جهان خشونت را در زندگی خود تجربه کرده اند، این آمار شامل ۶۶ درصد زنان ایرانی بوده است. با این حال مواجهه با این مساله در ایران، به جای تسریع تصویب قوانین لازم و ایجاد سازوکارهای مورد نیاز برای مقابله با خشونت علیه زنان، خمیر کردن آمار خشونت، کتمان آن و کش دادن روند بررسی قوانین مقابله با این نوع خشونت بوده است. آخرین آمار اعلام شده در مورد خشونت علیه زنان در ایران مربوط به سال ۸۳ و دولت اصلاحات است، که نشان میداد ۶۶ درصد زنان از اول زندگی مشترک حداقل یک بار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن را داشتهاند و حدود ۳۰ درصد حداقل یک بار در طول زندگی مشترک، خشونتهای فیزیکی جدی و حاد داشتهاند و ۱۰ درصد خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی گزارش شده است.
📌نتایج این پژوهش پس از دولت اصلاحات از دسترس خارج و خمیر شد و بعد از آن زمان دیگر پژوهش ملی در مورد خشونت علیه زنان انجام نشد و یا اگر شده محرمانه مانده و اعلام عمومی نشده است.
متاسفانه این واکنش دور از تدبیر و مسوولیتپذیری نسبت به یک آسیب اجتماعی که سلامت و امنیت نیمی از جمعیت کشور را با تهدید مواجه کرده است، با دلایل موهوم و غیرقابل پذیرش همچنان پس از سالها ادامه دارد. از نظر برخی دخالت حکومت در این امور، ممکن است دخالت در حوزه خصوصیای باشد که ریاست آن با مرد است و ممکن است به نوعی از خانواده آسیب برساند، که متناسب با تحولات اجتماعی دهههای اخیر نیست. این در حالی است که هر جا خشونتی رخ دهد، وظیفه حکومت حمایت از خشونتدیده و مجازات خشونتگر است.
📌با این نگاه، درحالی که در ۱۲۵ کشور در رابطه با آزار جنسی و در ۵۲ کشور درباره تجاوز زناشویی قانون تصویبشده است، متأسفانه در کشور ما هنوز قانونی برای مبارزه با خشونت علیه زنان مصوب نشده است.دولت فعلی با توجه به اهمیت این مساله لایحه تامین امنیت زنان را تدوین کرد و در سال ۹۶ آن را برای بررسی به قوه قضاییه داد. بسیاری از کارشناسان و فعالان زنان لایحه تامین امنیت زنان را دارای ویژگیهای موثری برای مقابله با خشونت علیه زنان ارزیابی کردند. اما این لایحه پس از مدتها معطل ماندن در قوه قضاییه با تغییرات زیادی به دولت برگردانده شد، تغییراتی که در بسیاری موارد با روح این لایحه که منع خشونت علیه زنان بود، تعارض داشت. در حال حاضر لایحه که در قوه قضاییه تغییر نام هم یافته و دیگر "لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت" نامیده میشود در دست دولت است و دولت باید آن را مجددا بررسی و تصویب کند. بعد به مجلس دهد، کمیسیونهای مجلس آن را بررسی و تصویب کنند و به صحن ببرند و در صورت تصویب در صحن مجلس، به شورای نگهبان ارایه شود. روشن است که گذر لایحه از این هفت خوان زمان زیادی خواهد برد و معلوم نیست پس از آن لایحه چه تغییراتی خواهد کرد و آیا در نهایت به کار زنان خواهد آمد یا نه؟
✅برای خواندن متن کامل این یادداشت روی "INSTANT" بزنید:
https://b2n.ir/259833
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Telegraph
آدرس غلط ندهیم، ابزار لازم برای مقابله با خشونت علیه زنان وجود ندارد
امتداد – پرستو سرمدی پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش…
Forwarded from نشر افق + کتابهای فندق
Coronavirus-ABookForChildren.pdf
26.7 MB
ویروس کرونا و پرسشها و نگرانیهای من
برهمخوردن روال عادی زندگی باعث عدمامنیت و آشفتگی ذهنی کودکان میشود و
در ماههای اخیر، ویروس کرونا زندگی بچههای جهان را دگرگون کرده است.
در این وضعیت، اگر والدین نتوانند دغدغههای ذهنی فرزندانشان را تشخیص بدهند و پاسخگویی مناسب نداشته باشند، کودکان در تنظیم هیجان و سازگاری با بحران دچار مشکل خواهند شد.
والدین میتوانند با گسترش دایرهی شناختی خودشان و انتقال درست اطلاعات به کودکان گذر از این بحران را سادهتر کنند.
#نشرافق با ترجمه و انتشار رایگان کتاب #ویروس_کرونا و پرسشها و نگرانیهای من اثر الیزابت جِنِر، کِیت ویلسون، نیا رابرتس با تصویرگری اَکسِل شِفلِر برای برطرف کردن دغدغههای ذهنی کودکان به کمکِ والدین آمده است.
#اکسل_شفلر تصویرگر کتاب #گروفالو که جزو کتابهای محبوب کودکان ایرانی است، در این کتاب تلاش کرده است با شوخطبعی بر ویژگیهای مثبت زندگی در روزگار قرنطینه تأکید کند و لحظههایی خوشآیند برای مخاطبان خلق کند.
📖 @ofoqkidsandteens
برهمخوردن روال عادی زندگی باعث عدمامنیت و آشفتگی ذهنی کودکان میشود و
در ماههای اخیر، ویروس کرونا زندگی بچههای جهان را دگرگون کرده است.
در این وضعیت، اگر والدین نتوانند دغدغههای ذهنی فرزندانشان را تشخیص بدهند و پاسخگویی مناسب نداشته باشند، کودکان در تنظیم هیجان و سازگاری با بحران دچار مشکل خواهند شد.
والدین میتوانند با گسترش دایرهی شناختی خودشان و انتقال درست اطلاعات به کودکان گذر از این بحران را سادهتر کنند.
#نشرافق با ترجمه و انتشار رایگان کتاب #ویروس_کرونا و پرسشها و نگرانیهای من اثر الیزابت جِنِر، کِیت ویلسون، نیا رابرتس با تصویرگری اَکسِل شِفلِر برای برطرف کردن دغدغههای ذهنی کودکان به کمکِ والدین آمده است.
#اکسل_شفلر تصویرگر کتاب #گروفالو که جزو کتابهای محبوب کودکان ایرانی است، در این کتاب تلاش کرده است با شوخطبعی بر ویژگیهای مثبت زندگی در روزگار قرنطینه تأکید کند و لحظههایی خوشآیند برای مخاطبان خلق کند.
📖 @ofoqkidsandteens
دعوتنامه
به همت دستاندرکاران Pars Place، کلاسهای ادبیات معاصر ما به صورت مجازی از سر گرفته شد. حالا، علاوه بر عزیزانی که حضوراً تشریف میآوردند، همه میتوانند بپیوندند. شرکت در کلاس بسیار ساده و به این صورت است:
از طریق لینک زیر بلیط میخرید، و همانموقع برای شما دعوتنامۀ زوم فرستاده میشود تا با کلیک روی آن به کلاس بپیوندید.
در این جلسه دربارۀ احمد شاملو صحبت میکنیم و دو شعر از او را نقد و تحلیل خواهیم کرد: «مه» و «یه شب مهتاب».
قرار ما یکشنبه ۱۹ اپریل، ساعت ۲ تا۴، سر کوچۀ باصفای زوم!
به امید دیدار سایه اقتصادی نیا
https://iacommunitycenter.networkforgood.com/events/19451-virtual-contemporary-persian-literature
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
به همت دستاندرکاران Pars Place، کلاسهای ادبیات معاصر ما به صورت مجازی از سر گرفته شد. حالا، علاوه بر عزیزانی که حضوراً تشریف میآوردند، همه میتوانند بپیوندند. شرکت در کلاس بسیار ساده و به این صورت است:
از طریق لینک زیر بلیط میخرید، و همانموقع برای شما دعوتنامۀ زوم فرستاده میشود تا با کلیک روی آن به کلاس بپیوندید.
در این جلسه دربارۀ احمد شاملو صحبت میکنیم و دو شعر از او را نقد و تحلیل خواهیم کرد: «مه» و «یه شب مهتاب».
قرار ما یکشنبه ۱۹ اپریل، ساعت ۲ تا۴، سر کوچۀ باصفای زوم!
به امید دیدار سایه اقتصادی نیا
https://iacommunitycenter.networkforgood.com/events/19451-virtual-contemporary-persian-literature
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Iranian-American Community Center
Virtual Contemporary Persian Literature
Intro to Contemporary Persian Poetry Introduction to Contemporary Persian Poetry
آیتالله #سيستانی ضمن مخالفت با حکم شدید دو سال حبس برای اهانت به خود، خواستار آزادی سریع عبیس عبد شد.
متن نامه دفتر آیتالله سیستانی:
بسمالله الرحمن الرحیم
آقای سید حیدر کطوف علی
قاضی محترم دادگاه جزایی حِلَّه
امروز مطلع شدیم که دادگاه محترم شما بهتاریخ ۲۰۱۹/۵/۱۲ حکمی را مبنی بر حبس شدید بهمدت دو سال علیه شهروند کاظم عبیس عبد بهخاطر نشر مطلبی توهینآمیز در صفحه شخصیش علیه جایگاه مرجع اعلای شیعه سید علی سیستانی صادر کرده است.
برای ما اهمیت دارد شما را آگاه کنیم که جناب سید(دام ظله) هرگز راضی نیست که شخصی بهسبب نشر توهین بهایشان تحت تعقیب قرار گیرد و مجازات شود. از اینرو امید است که تصمیمات لازم قانونی از کوتاهترین راه برای رهایی و آزادی سریع آن شهروند اتخاذ شود.
با تشکر
دفتر سید سیستانی
نجف اشرف
۱۹ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری
۲۰۲۰/۴/۱۳ میلادی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/396
جان آگه با #فرهیختگان
متن نامه دفتر آیتالله سیستانی:
بسمالله الرحمن الرحیم
آقای سید حیدر کطوف علی
قاضی محترم دادگاه جزایی حِلَّه
امروز مطلع شدیم که دادگاه محترم شما بهتاریخ ۲۰۱۹/۵/۱۲ حکمی را مبنی بر حبس شدید بهمدت دو سال علیه شهروند کاظم عبیس عبد بهخاطر نشر مطلبی توهینآمیز در صفحه شخصیش علیه جایگاه مرجع اعلای شیعه سید علی سیستانی صادر کرده است.
برای ما اهمیت دارد شما را آگاه کنیم که جناب سید(دام ظله) هرگز راضی نیست که شخصی بهسبب نشر توهین بهایشان تحت تعقیب قرار گیرد و مجازات شود. از اینرو امید است که تصمیمات لازم قانونی از کوتاهترین راه برای رهایی و آزادی سریع آن شهروند اتخاذ شود.
با تشکر
دفتر سید سیستانی
نجف اشرف
۱۹ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری
۲۰۲۰/۴/۱۳ میلادی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/396
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
معادله حال خوب در زمانه کرونا
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای خودشان رضایتبخش است.
آرتور سی.بروکز، جامعهشناس و استاد دانشگاه هاروارد که متخصص «رهبری عمومی» است و در مدرسهی کندی دانشگاه هاروارد، «شادی» تدریس میکند، نویسندهی اصلی این ستون است. سی.بروکز سالهاست که متمرکز دربارهی «شادی و رضایت» تحقیق علمی میکند. او مینویسد حالا که «کوید-۱۹» زندگی همهی ما را انگار متوقف کرده و همه در خانه محبوس شدیم، شاید اتفاقا بهترین وقت باشد که کمی از بدو بدوی زندگی فاصله بگیریم و کمی عمیقتر به معنا و مفهوم زندگی بیاندیشیم. شاید همین حالا بهترین وقت باشد که چنین ستونی را آغاز کند.
محققان روانشناسی و جامعهشناسی، سالهاست که تحقیق و بررسی علمی «شادی و رضایت از زندگی» را آغاز کردند. یکی از شاهکارهای این حوزه، تحقیق طولانی مدت دانشگاه هاروارد طی ۸ دهه بر زندگی هزاران نفر بود و نتیجهی نهایی:« نه پول شما را خوشبخت میکند، نه پیشرفت شغلی و شهرت و نه هیچ چیز دیگر. تنها شادی و رضایت واقعی، دوست داشتن و دوست داشته شدن است و بس. تنها عنصر معنادار، ارتباطهای انسانیتان است که به شما رضایت و خوشی واقعی و درونی میدهد.»
در زیر خلاصهای از درس اول این ستون تازه را نوشتم؛ نکاتی که ملزومات اولیه است و سی.بروکز میگوید باید ابتدا به این ۳ معادله فکر کنید و جواباش را بدهید تا بشود قدم اول برای زندگی بهتر را برداشت.
فرناز سیفی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای خودشان رضایتبخش است.
آرتور سی.بروکز، جامعهشناس و استاد دانشگاه هاروارد که متخصص «رهبری عمومی» است و در مدرسهی کندی دانشگاه هاروارد، «شادی» تدریس میکند، نویسندهی اصلی این ستون است. سی.بروکز سالهاست که متمرکز دربارهی «شادی و رضایت» تحقیق علمی میکند. او مینویسد حالا که «کوید-۱۹» زندگی همهی ما را انگار متوقف کرده و همه در خانه محبوس شدیم، شاید اتفاقا بهترین وقت باشد که کمی از بدو بدوی زندگی فاصله بگیریم و کمی عمیقتر به معنا و مفهوم زندگی بیاندیشیم. شاید همین حالا بهترین وقت باشد که چنین ستونی را آغاز کند.
محققان روانشناسی و جامعهشناسی، سالهاست که تحقیق و بررسی علمی «شادی و رضایت از زندگی» را آغاز کردند. یکی از شاهکارهای این حوزه، تحقیق طولانی مدت دانشگاه هاروارد طی ۸ دهه بر زندگی هزاران نفر بود و نتیجهی نهایی:« نه پول شما را خوشبخت میکند، نه پیشرفت شغلی و شهرت و نه هیچ چیز دیگر. تنها شادی و رضایت واقعی، دوست داشتن و دوست داشته شدن است و بس. تنها عنصر معنادار، ارتباطهای انسانیتان است که به شما رضایت و خوشی واقعی و درونی میدهد.»
در زیر خلاصهای از درس اول این ستون تازه را نوشتم؛ نکاتی که ملزومات اولیه است و سی.بروکز میگوید باید ابتدا به این ۳ معادله فکر کنید و جواباش را بدهید تا بشود قدم اول برای زندگی بهتر را برداشت.
فرناز سیفی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
معادله حال خوب در زمانه کرونا
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوى مسعود بهنود با عبدالكريم سروش در مورد انتشار کتاب جدید #نصیحهالملوک
#فرهیختگان صدای فرزانگان
#فرهیختگان صدای فرزانگان