ریحانه موسوی
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصرِ خود فراتر باشد ...
استاد یگانهام رضا بابایی از جمله نوادر ادبیات معاصر و فرزند خلف قلم سحرگاه ۱۸ فروردین مقارن با طلوع خورشید پس از عمری سرشار از انصاف و درستکاری و رواداری
و تحمل نامهربانی و بیانصافی و حقارت زمانه در اوج مظلومیت رخ در نقاب تیرهی خاک کشید ؛
از استاد رضا بابایی کتابها؛ مقالات و جستارهایی بسیار گوارا ؛ دلچسب و دلنشین به یادگار مانده است . نوشتار او مصداق عینی
"خَیرُ الکلام ما قَلَ و دَل" است .
رضا بابایی همواره شاگردانش را به ادب ، مدارا و سعهی صدر و تحمل مخالف توصیه میکرد؛ از مجادله بیزار بود .
نیز از مرید پروری و مجیز گویی و بتسازی برحذر میداشت .
حرف دل خویش را از زبان محمد مهتاب در کانالش منتشر میکرد ...
گرچه با تحمل این بیماری سراسر درد و رنجِ استخوان سوز ؛ پایان تلخی داشت اما فردای این سرزمین از آنِ اندیشه ی روشن اوست و آیندگان از ایشان به نیکی یاد خواهند کرد . از نزدیک شاهد رنج او و خانواده ی عزیزش در تهیه ی اقلام نایاب و کم یاب دارویی برای ایشان بودم دوستان عزیز و قدرشناس ، از قلمش نوشتند اما کمتر کسی میداند چه دردهایی تحمل کرد این انسان وارسته و این مرد نجیب تا اقلام دارویی را در این آشفته بازار تحریم بیابند ..
فردای ایران ما از آنِ بابایی هاست چرا که با قلم های آزاده شان چراغی فرا راه اندیشه افروختند جایی که دست و قامت ناساز و بی اندام ِ کوته فکران و تنگ نظران بدان نمیرسد ...
علی الدنیا بعدک العفا ...
کسی در اندرونم تلخ می گرید ...
چنین گفت مهتاب
از محمد مهتاب پرسیدند: در این عمر دراز که خدای عزّ و جلّ، تو را داده است، به کدامین عمل خویش، امید بهشت داری؟ گفت: روزی کسی را دیدم که در حق و حدّ من مبالغه میکرد و مدحها میگفت. چون ساعتی سخن گفتیم، او دانست که من نه چنانم که او میپنداشت. پس، از هم جدا شدیم در حالی که زنجیر من بر پای او نبود. از آن زنجیر که از پای بندهای برداشتم، امید بهشت دارم. / رضا بابایی
جان آگه با #فرهیختگان
باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصرِ خود فراتر باشد ...
استاد یگانهام رضا بابایی از جمله نوادر ادبیات معاصر و فرزند خلف قلم سحرگاه ۱۸ فروردین مقارن با طلوع خورشید پس از عمری سرشار از انصاف و درستکاری و رواداری
و تحمل نامهربانی و بیانصافی و حقارت زمانه در اوج مظلومیت رخ در نقاب تیرهی خاک کشید ؛
از استاد رضا بابایی کتابها؛ مقالات و جستارهایی بسیار گوارا ؛ دلچسب و دلنشین به یادگار مانده است . نوشتار او مصداق عینی
"خَیرُ الکلام ما قَلَ و دَل" است .
رضا بابایی همواره شاگردانش را به ادب ، مدارا و سعهی صدر و تحمل مخالف توصیه میکرد؛ از مجادله بیزار بود .
نیز از مرید پروری و مجیز گویی و بتسازی برحذر میداشت .
حرف دل خویش را از زبان محمد مهتاب در کانالش منتشر میکرد ...
گرچه با تحمل این بیماری سراسر درد و رنجِ استخوان سوز ؛ پایان تلخی داشت اما فردای این سرزمین از آنِ اندیشه ی روشن اوست و آیندگان از ایشان به نیکی یاد خواهند کرد . از نزدیک شاهد رنج او و خانواده ی عزیزش در تهیه ی اقلام نایاب و کم یاب دارویی برای ایشان بودم دوستان عزیز و قدرشناس ، از قلمش نوشتند اما کمتر کسی میداند چه دردهایی تحمل کرد این انسان وارسته و این مرد نجیب تا اقلام دارویی را در این آشفته بازار تحریم بیابند ..
فردای ایران ما از آنِ بابایی هاست چرا که با قلم های آزاده شان چراغی فرا راه اندیشه افروختند جایی که دست و قامت ناساز و بی اندام ِ کوته فکران و تنگ نظران بدان نمیرسد ...
علی الدنیا بعدک العفا ...
کسی در اندرونم تلخ می گرید ...
چنین گفت مهتاب
از محمد مهتاب پرسیدند: در این عمر دراز که خدای عزّ و جلّ، تو را داده است، به کدامین عمل خویش، امید بهشت داری؟ گفت: روزی کسی را دیدم که در حق و حدّ من مبالغه میکرد و مدحها میگفت. چون ساعتی سخن گفتیم، او دانست که من نه چنانم که او میپنداشت. پس، از هم جدا شدیم در حالی که زنجیر من بر پای او نبود. از آن زنجیر که از پای بندهای برداشتم، امید بهشت دارم. / رضا بابایی
جان آگه با #فرهیختگان
👎1
هابرماس: ویروس کرونا آگاهی انسان را نسبت به نادانی خود افزود/ تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است
🔺پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟ © AFP
📌یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهمترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب میشود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را میشکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید میکند.
📌روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس میپرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما میآموزد؟ هابرماس پاسخ میدهد: "از نظر فلسفی، میبینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...
📌هابرماس تأکید میکند که دولتها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمیدانند. دولتها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروسشناس که به آنها مشاوره میدهند دانستههای محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانستههای محدود تصمیمگیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی میبینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیمگیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام میشود.
📌به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کمسابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".
📌چالشهای اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد میکند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار میشوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور میشوند که به بیمار جوانتر الویت بدهند.
📌هابر ماس میافزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود میگذرد – که این رفتاری تحسینآمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه میتواند زندگی یک انسان را ارزشگذاری کند؟"
📌هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، میگوید که در این نوع داوری یا ارزشگذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید میکند که در "شرایط فاجعهبار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفهای و علمی تصمیم بگیرد.
🔺بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
📌هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز میاندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی میبیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و بهراه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستانها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس میگوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیانهای اقتصادی و اجتماعی فکر میکنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که میتواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایدهگرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".
📌پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟
📌اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راهحل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکنندهتر و یا بدهیهای بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینههای کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفتهای دولت آلمان با این صندوق انتقاد میکند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه میکند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.
📌هابرماس میگوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کردهاند. هابرماس تأسف میخورد که نگرشهای ناسیونالیستی و خودخواهیهای ملیگرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپاییها میشود. او میگوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".
📌هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار میورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که میتواند ما را از این بنبست پسادموکراسی برهاند".
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔺پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟ © AFP
📌یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهمترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب میشود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را میشکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید میکند.
📌روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس میپرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما میآموزد؟ هابرماس پاسخ میدهد: "از نظر فلسفی، میبینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...
📌هابرماس تأکید میکند که دولتها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمیدانند. دولتها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروسشناس که به آنها مشاوره میدهند دانستههای محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانستههای محدود تصمیمگیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی میبینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیمگیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام میشود.
📌به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کمسابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".
📌چالشهای اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد میکند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار میشوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور میشوند که به بیمار جوانتر الویت بدهند.
📌هابر ماس میافزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود میگذرد – که این رفتاری تحسینآمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه میتواند زندگی یک انسان را ارزشگذاری کند؟"
📌هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، میگوید که در این نوع داوری یا ارزشگذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید میکند که در "شرایط فاجعهبار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفهای و علمی تصمیم بگیرد.
🔺بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
📌هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز میاندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی میبیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و بهراه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستانها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس میگوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیانهای اقتصادی و اجتماعی فکر میکنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که میتواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایدهگرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".
📌پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟
📌اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راهحل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکنندهتر و یا بدهیهای بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینههای کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفتهای دولت آلمان با این صندوق انتقاد میکند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه میکند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.
📌هابرماس میگوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کردهاند. هابرماس تأسف میخورد که نگرشهای ناسیونالیستی و خودخواهیهای ملیگرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپاییها میشود. او میگوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".
📌هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار میورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که میتواند ما را از این بنبست پسادموکراسی برهاند".
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آدرس غلط ندهیم، ابزار لازم برای مقابله با خشونت علیه زنان وجود ندارد
امتداد – پرستو سرمدی : پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش خشونت علیه زنان در دوران کرونا، که سبب شد دبیرکل سازمان ملل هم در این مورد هشدار دهد و از دولتها بخواهد که زنان و دختران را بیشتر مورد حمایت قرار دهند، سکوت دولت ایران هم شکست و در این مورد عکسالعملی نشان داد و در عین حال نگران کننده به این دلیل که دولت اگرهم بخواهد مکانیزم و ابزار مناسب برای حمایت از زنان خشونت دیده را در اختیار ندارد.
📌 اورژانس اجتماعی صرفا نقش مشاوره ای دارد و از اختیار لازم برای مداخله در خشونتهای خانگی برخوردار نیست. نمیتواند در خشونتهای حاد دخالت لازم را انجام دهد، وارد خانه شود و یا خشونت دیده را به مکانی امن منتقل کند. بنابراین، اعلام این که اورژانس اجتماعی میتواند کودکان و زنان خشونت دیده را مورد حمایت موثر قرار دهد آدرس غلط دادن است. این کار نیاز به خانههای امن با تعداد و کیفیت بالا و دادن اختیار لازم به اورژانس اجتماعی و قوانین مورد نیاز برای حمایت از زنان و کودکان خشونت دیده دارد. دولتها سالها زمان مناسب برای ساختن چنین ابزارهایی را از دست دادهاند و حالا بحران کرونا در حال آشکارتر کردن آسیبهایی است که همه این سالها بوده است، بدون آن که اراده لازم برای مقابله با آنها وجود داشته باشد.
📌متاسفانه میزان خشونت علیه زنان در ایران پیش از کرونا هم ۲ برابر آمار جهانی بوده است، در حال حاضر این میزان افزایش یافتهاست. در شرایطی که یک سوم زنان در جهان خشونت را در زندگی خود تجربه کرده اند، این آمار شامل ۶۶ درصد زنان ایرانی بوده است. با این حال مواجهه با این مساله در ایران، به جای تسریع تصویب قوانین لازم و ایجاد سازوکارهای مورد نیاز برای مقابله با خشونت علیه زنان، خمیر کردن آمار خشونت، کتمان آن و کش دادن روند بررسی قوانین مقابله با این نوع خشونت بوده است. آخرین آمار اعلام شده در مورد خشونت علیه زنان در ایران مربوط به سال ۸۳ و دولت اصلاحات است، که نشان میداد ۶۶ درصد زنان از اول زندگی مشترک حداقل یک بار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن را داشتهاند و حدود ۳۰ درصد حداقل یک بار در طول زندگی مشترک، خشونتهای فیزیکی جدی و حاد داشتهاند و ۱۰ درصد خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی گزارش شده است.
📌نتایج این پژوهش پس از دولت اصلاحات از دسترس خارج و خمیر شد و بعد از آن زمان دیگر پژوهش ملی در مورد خشونت علیه زنان انجام نشد و یا اگر شده محرمانه مانده و اعلام عمومی نشده است.
متاسفانه این واکنش دور از تدبیر و مسوولیتپذیری نسبت به یک آسیب اجتماعی که سلامت و امنیت نیمی از جمعیت کشور را با تهدید مواجه کرده است، با دلایل موهوم و غیرقابل پذیرش همچنان پس از سالها ادامه دارد. از نظر برخی دخالت حکومت در این امور، ممکن است دخالت در حوزه خصوصیای باشد که ریاست آن با مرد است و ممکن است به نوعی از خانواده آسیب برساند، که متناسب با تحولات اجتماعی دهههای اخیر نیست. این در حالی است که هر جا خشونتی رخ دهد، وظیفه حکومت حمایت از خشونتدیده و مجازات خشونتگر است.
📌با این نگاه، درحالی که در ۱۲۵ کشور در رابطه با آزار جنسی و در ۵۲ کشور درباره تجاوز زناشویی قانون تصویبشده است، متأسفانه در کشور ما هنوز قانونی برای مبارزه با خشونت علیه زنان مصوب نشده است.دولت فعلی با توجه به اهمیت این مساله لایحه تامین امنیت زنان را تدوین کرد و در سال ۹۶ آن را برای بررسی به قوه قضاییه داد. بسیاری از کارشناسان و فعالان زنان لایحه تامین امنیت زنان را دارای ویژگیهای موثری برای مقابله با خشونت علیه زنان ارزیابی کردند. اما این لایحه پس از مدتها معطل ماندن در قوه قضاییه با تغییرات زیادی به دولت برگردانده شد، تغییراتی که در بسیاری موارد با روح این لایحه که منع خشونت علیه زنان بود، تعارض داشت. در حال حاضر لایحه که در قوه قضاییه تغییر نام هم یافته و دیگر "لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت" نامیده میشود در دست دولت است و دولت باید آن را مجددا بررسی و تصویب کند. بعد به مجلس دهد، کمیسیونهای مجلس آن را بررسی و تصویب کنند و به صحن ببرند و در صورت تصویب در صحن مجلس، به شورای نگهبان ارایه شود. روشن است که گذر لایحه از این هفت خوان زمان زیادی خواهد برد و معلوم نیست پس از آن لایحه چه تغییراتی خواهد کرد و آیا در نهایت به کار زنان خواهد آمد یا نه؟
✅برای خواندن متن کامل این یادداشت روی "INSTANT" بزنید:
https://b2n.ir/259833
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
امتداد – پرستو سرمدی : پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش خشونت علیه زنان در دوران کرونا، که سبب شد دبیرکل سازمان ملل هم در این مورد هشدار دهد و از دولتها بخواهد که زنان و دختران را بیشتر مورد حمایت قرار دهند، سکوت دولت ایران هم شکست و در این مورد عکسالعملی نشان داد و در عین حال نگران کننده به این دلیل که دولت اگرهم بخواهد مکانیزم و ابزار مناسب برای حمایت از زنان خشونت دیده را در اختیار ندارد.
📌 اورژانس اجتماعی صرفا نقش مشاوره ای دارد و از اختیار لازم برای مداخله در خشونتهای خانگی برخوردار نیست. نمیتواند در خشونتهای حاد دخالت لازم را انجام دهد، وارد خانه شود و یا خشونت دیده را به مکانی امن منتقل کند. بنابراین، اعلام این که اورژانس اجتماعی میتواند کودکان و زنان خشونت دیده را مورد حمایت موثر قرار دهد آدرس غلط دادن است. این کار نیاز به خانههای امن با تعداد و کیفیت بالا و دادن اختیار لازم به اورژانس اجتماعی و قوانین مورد نیاز برای حمایت از زنان و کودکان خشونت دیده دارد. دولتها سالها زمان مناسب برای ساختن چنین ابزارهایی را از دست دادهاند و حالا بحران کرونا در حال آشکارتر کردن آسیبهایی است که همه این سالها بوده است، بدون آن که اراده لازم برای مقابله با آنها وجود داشته باشد.
📌متاسفانه میزان خشونت علیه زنان در ایران پیش از کرونا هم ۲ برابر آمار جهانی بوده است، در حال حاضر این میزان افزایش یافتهاست. در شرایطی که یک سوم زنان در جهان خشونت را در زندگی خود تجربه کرده اند، این آمار شامل ۶۶ درصد زنان ایرانی بوده است. با این حال مواجهه با این مساله در ایران، به جای تسریع تصویب قوانین لازم و ایجاد سازوکارهای مورد نیاز برای مقابله با خشونت علیه زنان، خمیر کردن آمار خشونت، کتمان آن و کش دادن روند بررسی قوانین مقابله با این نوع خشونت بوده است. آخرین آمار اعلام شده در مورد خشونت علیه زنان در ایران مربوط به سال ۸۳ و دولت اصلاحات است، که نشان میداد ۶۶ درصد زنان از اول زندگی مشترک حداقل یک بار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن را داشتهاند و حدود ۳۰ درصد حداقل یک بار در طول زندگی مشترک، خشونتهای فیزیکی جدی و حاد داشتهاند و ۱۰ درصد خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی گزارش شده است.
📌نتایج این پژوهش پس از دولت اصلاحات از دسترس خارج و خمیر شد و بعد از آن زمان دیگر پژوهش ملی در مورد خشونت علیه زنان انجام نشد و یا اگر شده محرمانه مانده و اعلام عمومی نشده است.
متاسفانه این واکنش دور از تدبیر و مسوولیتپذیری نسبت به یک آسیب اجتماعی که سلامت و امنیت نیمی از جمعیت کشور را با تهدید مواجه کرده است، با دلایل موهوم و غیرقابل پذیرش همچنان پس از سالها ادامه دارد. از نظر برخی دخالت حکومت در این امور، ممکن است دخالت در حوزه خصوصیای باشد که ریاست آن با مرد است و ممکن است به نوعی از خانواده آسیب برساند، که متناسب با تحولات اجتماعی دهههای اخیر نیست. این در حالی است که هر جا خشونتی رخ دهد، وظیفه حکومت حمایت از خشونتدیده و مجازات خشونتگر است.
📌با این نگاه، درحالی که در ۱۲۵ کشور در رابطه با آزار جنسی و در ۵۲ کشور درباره تجاوز زناشویی قانون تصویبشده است، متأسفانه در کشور ما هنوز قانونی برای مبارزه با خشونت علیه زنان مصوب نشده است.دولت فعلی با توجه به اهمیت این مساله لایحه تامین امنیت زنان را تدوین کرد و در سال ۹۶ آن را برای بررسی به قوه قضاییه داد. بسیاری از کارشناسان و فعالان زنان لایحه تامین امنیت زنان را دارای ویژگیهای موثری برای مقابله با خشونت علیه زنان ارزیابی کردند. اما این لایحه پس از مدتها معطل ماندن در قوه قضاییه با تغییرات زیادی به دولت برگردانده شد، تغییراتی که در بسیاری موارد با روح این لایحه که منع خشونت علیه زنان بود، تعارض داشت. در حال حاضر لایحه که در قوه قضاییه تغییر نام هم یافته و دیگر "لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت" نامیده میشود در دست دولت است و دولت باید آن را مجددا بررسی و تصویب کند. بعد به مجلس دهد، کمیسیونهای مجلس آن را بررسی و تصویب کنند و به صحن ببرند و در صورت تصویب در صحن مجلس، به شورای نگهبان ارایه شود. روشن است که گذر لایحه از این هفت خوان زمان زیادی خواهد برد و معلوم نیست پس از آن لایحه چه تغییراتی خواهد کرد و آیا در نهایت به کار زنان خواهد آمد یا نه؟
✅برای خواندن متن کامل این یادداشت روی "INSTANT" بزنید:
https://b2n.ir/259833
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Telegraph
آدرس غلط ندهیم، ابزار لازم برای مقابله با خشونت علیه زنان وجود ندارد
امتداد – پرستو سرمدی پیامک وزارت بهداشت در مورد تماس با شماره تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی در صورت مشاهده همسرآزاری در ایام کرونا، کمی تسلا بخش و بیشتر نگران کننده بود. تسلا بخش از این رو که بعد از هفتهها اعلام گزارش کشورهای مختلف در مورد افزایش…
Forwarded from نشر افق + کتابهای فندق
Coronavirus-ABookForChildren.pdf
26.7 MB
ویروس کرونا و پرسشها و نگرانیهای من
برهمخوردن روال عادی زندگی باعث عدمامنیت و آشفتگی ذهنی کودکان میشود و
در ماههای اخیر، ویروس کرونا زندگی بچههای جهان را دگرگون کرده است.
در این وضعیت، اگر والدین نتوانند دغدغههای ذهنی فرزندانشان را تشخیص بدهند و پاسخگویی مناسب نداشته باشند، کودکان در تنظیم هیجان و سازگاری با بحران دچار مشکل خواهند شد.
والدین میتوانند با گسترش دایرهی شناختی خودشان و انتقال درست اطلاعات به کودکان گذر از این بحران را سادهتر کنند.
#نشرافق با ترجمه و انتشار رایگان کتاب #ویروس_کرونا و پرسشها و نگرانیهای من اثر الیزابت جِنِر، کِیت ویلسون، نیا رابرتس با تصویرگری اَکسِل شِفلِر برای برطرف کردن دغدغههای ذهنی کودکان به کمکِ والدین آمده است.
#اکسل_شفلر تصویرگر کتاب #گروفالو که جزو کتابهای محبوب کودکان ایرانی است، در این کتاب تلاش کرده است با شوخطبعی بر ویژگیهای مثبت زندگی در روزگار قرنطینه تأکید کند و لحظههایی خوشآیند برای مخاطبان خلق کند.
📖 @ofoqkidsandteens
برهمخوردن روال عادی زندگی باعث عدمامنیت و آشفتگی ذهنی کودکان میشود و
در ماههای اخیر، ویروس کرونا زندگی بچههای جهان را دگرگون کرده است.
در این وضعیت، اگر والدین نتوانند دغدغههای ذهنی فرزندانشان را تشخیص بدهند و پاسخگویی مناسب نداشته باشند، کودکان در تنظیم هیجان و سازگاری با بحران دچار مشکل خواهند شد.
والدین میتوانند با گسترش دایرهی شناختی خودشان و انتقال درست اطلاعات به کودکان گذر از این بحران را سادهتر کنند.
#نشرافق با ترجمه و انتشار رایگان کتاب #ویروس_کرونا و پرسشها و نگرانیهای من اثر الیزابت جِنِر، کِیت ویلسون، نیا رابرتس با تصویرگری اَکسِل شِفلِر برای برطرف کردن دغدغههای ذهنی کودکان به کمکِ والدین آمده است.
#اکسل_شفلر تصویرگر کتاب #گروفالو که جزو کتابهای محبوب کودکان ایرانی است، در این کتاب تلاش کرده است با شوخطبعی بر ویژگیهای مثبت زندگی در روزگار قرنطینه تأکید کند و لحظههایی خوشآیند برای مخاطبان خلق کند.
📖 @ofoqkidsandteens
دعوتنامه
به همت دستاندرکاران Pars Place، کلاسهای ادبیات معاصر ما به صورت مجازی از سر گرفته شد. حالا، علاوه بر عزیزانی که حضوراً تشریف میآوردند، همه میتوانند بپیوندند. شرکت در کلاس بسیار ساده و به این صورت است:
از طریق لینک زیر بلیط میخرید، و همانموقع برای شما دعوتنامۀ زوم فرستاده میشود تا با کلیک روی آن به کلاس بپیوندید.
در این جلسه دربارۀ احمد شاملو صحبت میکنیم و دو شعر از او را نقد و تحلیل خواهیم کرد: «مه» و «یه شب مهتاب».
قرار ما یکشنبه ۱۹ اپریل، ساعت ۲ تا۴، سر کوچۀ باصفای زوم!
به امید دیدار سایه اقتصادی نیا
https://iacommunitycenter.networkforgood.com/events/19451-virtual-contemporary-persian-literature
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
به همت دستاندرکاران Pars Place، کلاسهای ادبیات معاصر ما به صورت مجازی از سر گرفته شد. حالا، علاوه بر عزیزانی که حضوراً تشریف میآوردند، همه میتوانند بپیوندند. شرکت در کلاس بسیار ساده و به این صورت است:
از طریق لینک زیر بلیط میخرید، و همانموقع برای شما دعوتنامۀ زوم فرستاده میشود تا با کلیک روی آن به کلاس بپیوندید.
در این جلسه دربارۀ احمد شاملو صحبت میکنیم و دو شعر از او را نقد و تحلیل خواهیم کرد: «مه» و «یه شب مهتاب».
قرار ما یکشنبه ۱۹ اپریل، ساعت ۲ تا۴، سر کوچۀ باصفای زوم!
به امید دیدار سایه اقتصادی نیا
https://iacommunitycenter.networkforgood.com/events/19451-virtual-contemporary-persian-literature
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Iranian-American Community Center
Virtual Contemporary Persian Literature
Intro to Contemporary Persian Poetry Introduction to Contemporary Persian Poetry
آیتالله #سيستانی ضمن مخالفت با حکم شدید دو سال حبس برای اهانت به خود، خواستار آزادی سریع عبیس عبد شد.
متن نامه دفتر آیتالله سیستانی:
بسمالله الرحمن الرحیم
آقای سید حیدر کطوف علی
قاضی محترم دادگاه جزایی حِلَّه
امروز مطلع شدیم که دادگاه محترم شما بهتاریخ ۲۰۱۹/۵/۱۲ حکمی را مبنی بر حبس شدید بهمدت دو سال علیه شهروند کاظم عبیس عبد بهخاطر نشر مطلبی توهینآمیز در صفحه شخصیش علیه جایگاه مرجع اعلای شیعه سید علی سیستانی صادر کرده است.
برای ما اهمیت دارد شما را آگاه کنیم که جناب سید(دام ظله) هرگز راضی نیست که شخصی بهسبب نشر توهین بهایشان تحت تعقیب قرار گیرد و مجازات شود. از اینرو امید است که تصمیمات لازم قانونی از کوتاهترین راه برای رهایی و آزادی سریع آن شهروند اتخاذ شود.
با تشکر
دفتر سید سیستانی
نجف اشرف
۱۹ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری
۲۰۲۰/۴/۱۳ میلادی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/396
جان آگه با #فرهیختگان
متن نامه دفتر آیتالله سیستانی:
بسمالله الرحمن الرحیم
آقای سید حیدر کطوف علی
قاضی محترم دادگاه جزایی حِلَّه
امروز مطلع شدیم که دادگاه محترم شما بهتاریخ ۲۰۱۹/۵/۱۲ حکمی را مبنی بر حبس شدید بهمدت دو سال علیه شهروند کاظم عبیس عبد بهخاطر نشر مطلبی توهینآمیز در صفحه شخصیش علیه جایگاه مرجع اعلای شیعه سید علی سیستانی صادر کرده است.
برای ما اهمیت دارد شما را آگاه کنیم که جناب سید(دام ظله) هرگز راضی نیست که شخصی بهسبب نشر توهین بهایشان تحت تعقیب قرار گیرد و مجازات شود. از اینرو امید است که تصمیمات لازم قانونی از کوتاهترین راه برای رهایی و آزادی سریع آن شهروند اتخاذ شود.
با تشکر
دفتر سید سیستانی
نجف اشرف
۱۹ شعبان ۱۴۴۱ هجری قمری
۲۰۲۰/۴/۱۳ میلادی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/396
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
معادله حال خوب در زمانه کرونا
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای خودشان رضایتبخش است.
آرتور سی.بروکز، جامعهشناس و استاد دانشگاه هاروارد که متخصص «رهبری عمومی» است و در مدرسهی کندی دانشگاه هاروارد، «شادی» تدریس میکند، نویسندهی اصلی این ستون است. سی.بروکز سالهاست که متمرکز دربارهی «شادی و رضایت» تحقیق علمی میکند. او مینویسد حالا که «کوید-۱۹» زندگی همهی ما را انگار متوقف کرده و همه در خانه محبوس شدیم، شاید اتفاقا بهترین وقت باشد که کمی از بدو بدوی زندگی فاصله بگیریم و کمی عمیقتر به معنا و مفهوم زندگی بیاندیشیم. شاید همین حالا بهترین وقت باشد که چنین ستونی را آغاز کند.
محققان روانشناسی و جامعهشناسی، سالهاست که تحقیق و بررسی علمی «شادی و رضایت از زندگی» را آغاز کردند. یکی از شاهکارهای این حوزه، تحقیق طولانی مدت دانشگاه هاروارد طی ۸ دهه بر زندگی هزاران نفر بود و نتیجهی نهایی:« نه پول شما را خوشبخت میکند، نه پیشرفت شغلی و شهرت و نه هیچ چیز دیگر. تنها شادی و رضایت واقعی، دوست داشتن و دوست داشته شدن است و بس. تنها عنصر معنادار، ارتباطهای انسانیتان است که به شما رضایت و خوشی واقعی و درونی میدهد.»
در زیر خلاصهای از درس اول این ستون تازه را نوشتم؛ نکاتی که ملزومات اولیه است و سی.بروکز میگوید باید ابتدا به این ۳ معادله فکر کنید و جواباش را بدهید تا بشود قدم اول برای زندگی بهتر را برداشت.
فرناز سیفی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای خودشان رضایتبخش است.
آرتور سی.بروکز، جامعهشناس و استاد دانشگاه هاروارد که متخصص «رهبری عمومی» است و در مدرسهی کندی دانشگاه هاروارد، «شادی» تدریس میکند، نویسندهی اصلی این ستون است. سی.بروکز سالهاست که متمرکز دربارهی «شادی و رضایت» تحقیق علمی میکند. او مینویسد حالا که «کوید-۱۹» زندگی همهی ما را انگار متوقف کرده و همه در خانه محبوس شدیم، شاید اتفاقا بهترین وقت باشد که کمی از بدو بدوی زندگی فاصله بگیریم و کمی عمیقتر به معنا و مفهوم زندگی بیاندیشیم. شاید همین حالا بهترین وقت باشد که چنین ستونی را آغاز کند.
محققان روانشناسی و جامعهشناسی، سالهاست که تحقیق و بررسی علمی «شادی و رضایت از زندگی» را آغاز کردند. یکی از شاهکارهای این حوزه، تحقیق طولانی مدت دانشگاه هاروارد طی ۸ دهه بر زندگی هزاران نفر بود و نتیجهی نهایی:« نه پول شما را خوشبخت میکند، نه پیشرفت شغلی و شهرت و نه هیچ چیز دیگر. تنها شادی و رضایت واقعی، دوست داشتن و دوست داشته شدن است و بس. تنها عنصر معنادار، ارتباطهای انسانیتان است که به شما رضایت و خوشی واقعی و درونی میدهد.»
در زیر خلاصهای از درس اول این ستون تازه را نوشتم؛ نکاتی که ملزومات اولیه است و سی.بروکز میگوید باید ابتدا به این ۳ معادله فکر کنید و جواباش را بدهید تا بشود قدم اول برای زندگی بهتر را برداشت.
فرناز سیفی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
معادله حال خوب در زمانه کرونا
نشریهی «آتلانتیک» درست در میانهی بحران جهانی ویروس کرونا، یک ستون تازه راه انداخته است؛ ستونی به نام «چطور زندگی را بسازیم.» ستونی که به دنبال این است تا دانش و شیوههایی را در اختیار خوانندگان بگذارد تا به زندگی خود معنا ببخشند و زندگی را بنا کنند که برای…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوى مسعود بهنود با عبدالكريم سروش در مورد انتشار کتاب جدید #نصیحهالملوک
#فرهیختگان صدای فرزانگان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
موزه لوور در وبسایت خود امکان بازدید مجازی از این موزه را فراهم کرده است. از طریق لینک زیر میتوانید به تور مجازی موزه لوور دسترسی داشته باشید:
https://petitegalerie.louvre.fr/visite-virtuelle/saison5/
https://petitegalerie.louvre.fr/visite-virtuelle/saison5/
با خواندن این ۴ معیار میفهمید که هنوز ایران به "وضعیت نرمال" بازنگشته و نباید فریب ادعاهای حسن روحانی و دیگر مقامات جمهوری اسلامی برای بازگشت به کارها را خورد
آرون ای. کارول
✅«این که همه میپرسند "چه موقع دوباره از خانه بیرون میرویم و همه چیز به حالت عادی باز میگردد؟" احتمالا سوال کاملی نیست. شاید بتوان این سوال را بهتر طرح کرد: "چه طور بفهمیم که اوضاع برای بیرون رفت و بازگشت به روال عادی مناسب شده است؟"»
✅«تا این لحظه هر تاریخ و موعدی که به ما گفتهاند فقط در حد حدس و گمان است... ما در خانه ماندهایم و به هشدار فاصله اجتماعی عمل کردهایم چون مقامها وضعیت در چین، اروپا و نیویورک را دیدهاند و میخواهند کاری کنند که آن وضع برای ما تکرار نشود. اما تا اینجا همه اقدامها در آمریکا یا خیلی کوچک و یا خیلی دیر صورت گرفته. ما هنوز هم به اندازه کافی نمیتوانیم تست کرونا بگیریم و برای همین هم نمیتوانیم تشخیص دهیم که نقطه بحران اکنون کجاست و مبتلایان خاموش در کجا مشغول تکثیر ویروس هستند.»
✅از نظر کارشناسان و طراحان مدلهای پیشبینی وضعیت، برای دانستن زمان مناسب پایان دهی به محدودیتهای کرونا باید چهار معیار را در نظر گرفت:
1️⃣بیمارستانها باید به وضعیتی بازگردند که بتوانند بدون نگرانی مبتلایان جدید کرونا را بستری کنند و تخت و امکانات کافی برای درمان آنها داشته باشند. به عبارت دیگر منحنی ابتلا با سقف توان سیستم درمانی مماس باشد.
2️⃣شهر یا ایالت محل زندگی ما توانایی این را داشته باشند که از همه افرادی که نشانگان کووید۱۹ را دارند تست بگیرند و تستگیری محدود به کسانی که به علت وخامت حال به مراکز درمانی مراجعه کردهاند محدود نماند.
3️⃣سیستم درمانی آمادگی این را داشته باشد که موارد مثبت کرونا را به سرعت ردگیری و افرادی که با آنها در تماس مستقیم بودهاند را شناسایی کند و به این ترتیب از گسترش خاموش ویروس جلوگیری کنند.
4️⃣آمارهای ابتلا و مرگ و میر بر اثر کرونا دست کم برای ۱۴ روز گذشته رو به کاهش یا ثابت بوده باشد.
نقل از کانال اکبر گنجی
📌مقاله اصلی را میتوانید در لینک زیر بخوانید
https://www.nytimes.com/2020/04/06/upshot/coronavirus-four-benchmarks-reopening.html
جان آگه با #فرهیختگان
آرون ای. کارول
✅«این که همه میپرسند "چه موقع دوباره از خانه بیرون میرویم و همه چیز به حالت عادی باز میگردد؟" احتمالا سوال کاملی نیست. شاید بتوان این سوال را بهتر طرح کرد: "چه طور بفهمیم که اوضاع برای بیرون رفت و بازگشت به روال عادی مناسب شده است؟"»
✅«تا این لحظه هر تاریخ و موعدی که به ما گفتهاند فقط در حد حدس و گمان است... ما در خانه ماندهایم و به هشدار فاصله اجتماعی عمل کردهایم چون مقامها وضعیت در چین، اروپا و نیویورک را دیدهاند و میخواهند کاری کنند که آن وضع برای ما تکرار نشود. اما تا اینجا همه اقدامها در آمریکا یا خیلی کوچک و یا خیلی دیر صورت گرفته. ما هنوز هم به اندازه کافی نمیتوانیم تست کرونا بگیریم و برای همین هم نمیتوانیم تشخیص دهیم که نقطه بحران اکنون کجاست و مبتلایان خاموش در کجا مشغول تکثیر ویروس هستند.»
✅از نظر کارشناسان و طراحان مدلهای پیشبینی وضعیت، برای دانستن زمان مناسب پایان دهی به محدودیتهای کرونا باید چهار معیار را در نظر گرفت:
1️⃣بیمارستانها باید به وضعیتی بازگردند که بتوانند بدون نگرانی مبتلایان جدید کرونا را بستری کنند و تخت و امکانات کافی برای درمان آنها داشته باشند. به عبارت دیگر منحنی ابتلا با سقف توان سیستم درمانی مماس باشد.
2️⃣شهر یا ایالت محل زندگی ما توانایی این را داشته باشند که از همه افرادی که نشانگان کووید۱۹ را دارند تست بگیرند و تستگیری محدود به کسانی که به علت وخامت حال به مراکز درمانی مراجعه کردهاند محدود نماند.
3️⃣سیستم درمانی آمادگی این را داشته باشد که موارد مثبت کرونا را به سرعت ردگیری و افرادی که با آنها در تماس مستقیم بودهاند را شناسایی کند و به این ترتیب از گسترش خاموش ویروس جلوگیری کنند.
4️⃣آمارهای ابتلا و مرگ و میر بر اثر کرونا دست کم برای ۱۴ روز گذشته رو به کاهش یا ثابت بوده باشد.
نقل از کانال اکبر گنجی
📌مقاله اصلی را میتوانید در لینک زیر بخوانید
https://www.nytimes.com/2020/04/06/upshot/coronavirus-four-benchmarks-reopening.html
جان آگه با #فرهیختگان
NY Times
How Will We Know When It’s Time to Reopen the Nation? (Published 2020)
Experts offer four benchmarks that can serve as a guide for cities and states, eliminating some of the guesswork.
کتاب امروز. گفتگو با مسکوب.pdf
3.7 MB
کتاب امروز
گفتگو با شاهرخ مسکوب
گفتگوکنندگان: مهرداد بهار، داریوش شایگان، امیرحسین جهانبگلو، ناصر پاکدامن و محمدرضا شفیعی کدکنی
پاییز ۱۳۵۱
#فرهیختگان صدای فرزانگان
گفتگو با شاهرخ مسکوب
گفتگوکنندگان: مهرداد بهار، داریوش شایگان، امیرحسین جهانبگلو، ناصر پاکدامن و محمدرضا شفیعی کدکنی
پاییز ۱۳۵۱
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ستاداجرایی فرمان امام،بنیاد مستضعفان و آستان قدس اگر پولشان را برای مردم مستضعف هزینه نکنند به چه کاری میآیند؟
مسیح مهاجری
روزنامه جمهوری اسلامی
برای حل قطعی مشکلات باید قدرتهای مالی بزرگی به صحنه بیایند که از تمکن بسیار بالائی برخوردارند و اموال آنها متعلق به مردم است. این قدرتهای مالی عبارتند از ستاد اجرائی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی. امکانات و منابع مالی گستردهای که در اختیار این مراکز وجود دارند اگر به عرصه کمک به اقشار آسیبدیده از کرونا آورده شوند، مشکلات این اقشار در کوتاهترین زمان و به صورت کامل برطرف خواهد شد. این اموال و امکانات متعلق به مردم هستند و دقیقاً در چنین موقعیتهائی باید از آنها برای حل مشکل مردم استفاده شود.
این مراکز باید تمامقد و با دستهای گشاده و بدون محدودیت به صحنه بیایند و بدون فوت وقت، تمام نیازمندیهای مردمی که در شرایط سخت اقتصادی کنونی دچار تنگنا شدهاند را برطرف نمایند.درک صحیح این شرایطِ بسیار دشوار است که ایجاب میکند مراکز قدرت مالی متعلق به مردم به صحنه بیایند و به رسالت تاریخی خود عمل کنند. آنها اگر پولهائی را که در اختیار دارند برای نجات مردم مستضعف خرج نکنند، فلسفه وجودیشان را چگونه میخواهند توجیه کنند؟
جان آگه با #فرهیختگان
مسیح مهاجری
روزنامه جمهوری اسلامی
برای حل قطعی مشکلات باید قدرتهای مالی بزرگی به صحنه بیایند که از تمکن بسیار بالائی برخوردارند و اموال آنها متعلق به مردم است. این قدرتهای مالی عبارتند از ستاد اجرائی فرمان امام، بنیاد مستضعفان و آستان قدس رضوی. امکانات و منابع مالی گستردهای که در اختیار این مراکز وجود دارند اگر به عرصه کمک به اقشار آسیبدیده از کرونا آورده شوند، مشکلات این اقشار در کوتاهترین زمان و به صورت کامل برطرف خواهد شد. این اموال و امکانات متعلق به مردم هستند و دقیقاً در چنین موقعیتهائی باید از آنها برای حل مشکل مردم استفاده شود.
این مراکز باید تمامقد و با دستهای گشاده و بدون محدودیت به صحنه بیایند و بدون فوت وقت، تمام نیازمندیهای مردمی که در شرایط سخت اقتصادی کنونی دچار تنگنا شدهاند را برطرف نمایند.درک صحیح این شرایطِ بسیار دشوار است که ایجاب میکند مراکز قدرت مالی متعلق به مردم به صحنه بیایند و به رسالت تاریخی خود عمل کنند. آنها اگر پولهائی را که در اختیار دارند برای نجات مردم مستضعف خرج نکنند، فلسفه وجودیشان را چگونه میخواهند توجیه کنند؟
جان آگه با #فرهیختگان
بايد اموال ستاد اجرايي فرمان امام، بنياد مستضعفان و آستان قدس به دولت برگردد
عباس عبدی
عباس عبدی، فعال سیاسی با اشاره به عملکرد بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام(ره) در کمک به وضعیت معیشتی و کسب و کار مردم در شرایط کرونا گفت: یکی از مشکلاتی که در ایران وجود دارد این است که منابع ملی و حکومتی تجزیه شده است. بخشی از آن در دولت و بخش دیگر آن خارج از اختیارات دولت است. از جمله این موارد هم می توان به آستان قدس و بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام (ره) اشاره کرد که اختیارات و سازو کارش در اختیار دولت نیست که اساسا معقول و منطقی هم نیست.
موضوع قابل توجه اینجاست که این نهادها وقتی امکانات می خواهند می گویند دولتی هستیم و باید از امتیازات دولتی برخوردار باشیم چون نفع خصوصی نداریم. مثلا مالیات ندهند یا… و وقتی که می خواهند از این نهاد ها مسئولیت بخواهند تا در جامعه مشارکت کنند می گویند ما دولتی نیستیم. این عمل نادرستی است و باید اموال همه این نهاد ها به سیستم دولتی وارد شود تا در چنین مواقعی صرف نیاز های مردم شود. این بی معنی است که بخشی از منابع عمومی مردم به دست عده ای باشد که معلوم نیست با این منابع چه کاری انجام می دهند، کجا خرج می کنند و چه اهدافی را دنبال می کنند؟
جان آگه با #فرهیختگان
عباس عبدی
عباس عبدی، فعال سیاسی با اشاره به عملکرد بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام(ره) در کمک به وضعیت معیشتی و کسب و کار مردم در شرایط کرونا گفت: یکی از مشکلاتی که در ایران وجود دارد این است که منابع ملی و حکومتی تجزیه شده است. بخشی از آن در دولت و بخش دیگر آن خارج از اختیارات دولت است. از جمله این موارد هم می توان به آستان قدس و بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام (ره) اشاره کرد که اختیارات و سازو کارش در اختیار دولت نیست که اساسا معقول و منطقی هم نیست.
موضوع قابل توجه اینجاست که این نهادها وقتی امکانات می خواهند می گویند دولتی هستیم و باید از امتیازات دولتی برخوردار باشیم چون نفع خصوصی نداریم. مثلا مالیات ندهند یا… و وقتی که می خواهند از این نهاد ها مسئولیت بخواهند تا در جامعه مشارکت کنند می گویند ما دولتی نیستیم. این عمل نادرستی است و باید اموال همه این نهاد ها به سیستم دولتی وارد شود تا در چنین مواقعی صرف نیاز های مردم شود. این بی معنی است که بخشی از منابع عمومی مردم به دست عده ای باشد که معلوم نیست با این منابع چه کاری انجام می دهند، کجا خرج می کنند و چه اهدافی را دنبال می کنند؟
جان آگه با #فرهیختگان
اهل هوا؛ مونوگرافی ساعدی دربارهٔ جنوب
کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران چند روزی است که فایل «برخی کتابهای قدیمی را که مشکل حقوقی ندارند» در کانال منتشر میکند.
فایل زیر مونوگرافی غلامحسین ساعدی با نام اهل هوا است. این کتاب سالها است روی انتشار به خود ندیده.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران چند روزی است که فایل «برخی کتابهای قدیمی را که مشکل حقوقی ندارند» در کانال منتشر میکند.
فایل زیر مونوگرافی غلامحسین ساعدی با نام اهل هوا است. این کتاب سالها است روی انتشار به خود ندیده.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
مولف: غلامحسین ساعدی سال نشر : 1345 کتاب یک مونوگرافی است از یادداشت های نویسنده که در واقع مقدمه تحقیقاتی است در رابطه با آداب و رسوم و فرهنگ…
جهان پس از ویروس کرونا
یووال نوح هراری
گونهی انسان هماکنون با یک بحرانِ جهانی مواجه است. شاید بزرگترین بحرانِ گونه ما. تصمیماتی که مردم و دولت ها در چند هفتهی آینده میگیرند احتمالاً جهانِ سالهای پیش رو را شکل خواهد داد. این تصمیمات نه تنها سیستمِ سلامت، بلکه اقتصاد، سیاست و فرهنگِ ما را نیز، شکل خواهند داد. ما باید به سرعت و قاطع عمل کنیم و همچنین باید پیامدهای بلند مدتِ عملِ خود را در نظر بگیریم. وقتی در حالِ انتخاب بین گزینههای موجود هستیم نه تنها باید از خود بپرسیم که چگونه بر این تهدیدِ آنی فائق می آییم، بلکه همچنین به این پرسش پاسخ دهیم که بعد از عبور از این طوفان در چه نوع جهانی زیست(زندگی) خواهیم کرد. بله، طوفان خواهد گذشت، گونهی انسان نجات خواهد یافت و بیشتر ما زنده خواهیم ماند؛ اما در دنیایی متفاوت منزل خواهیم کرد.
بسیاری از اقداماتِ اضطراری کوتاهمدت تبدیل به بخشهای جداییناپذیری از زندگی میشوند. این در طبیعت یک امر ضروری است. اینها فرایندهای تاریخی را تسریع میکنند. تصمیماتی که در حالت عادی به سالها غور و بررسی نیاز دارند در مدتِ چند ساعت پذیرفته میشوند. تکنیکهای نیازموده و حتی خطرناک در عرصهی عمل به کار گرفته میشوند، چرا که خطرِ هیچ کاری انجام ندادن بیشتر است. در مقیاسِ کلانِ آزمایشهای اجتماعی، کشورها در حکمِ موشهای آزمایشگاهی هستند. چه اتفاقی میافتد هنگامی که همه در خانه کار کنند و تنها از دور با هم در ارتباط باشند؟ چه اتفاقی میافتد وقتی تمامیِ مدارس و دانشگاهها به صورتِ مجازی برگزار شوند؟ در حالتِ عادی دولتها، مشاغل و نظام آموزشی به هیچ وجه با اجرای طرح های آزمایشی این چنینی موافقت نخواهند کرد. اما شرایطِ کنونی شرایط عادی نیست.
در شرایط بحرانیِ امروز، ما با دو تصمیم روبرو هستیم که هر کدام منحصراً و در جایِ خود بسیار مهم هستند. اولین تصمیم، انتخاب بین نظارتِ توتالیتر توانمندسازی شهروندی است. دومین تصمیم، انتخاب بین انزوای ملی و یکپارچگی جهانی است.
جان آگه با #فرهیختگان
یووال نوح هراری
گونهی انسان هماکنون با یک بحرانِ جهانی مواجه است. شاید بزرگترین بحرانِ گونه ما. تصمیماتی که مردم و دولت ها در چند هفتهی آینده میگیرند احتمالاً جهانِ سالهای پیش رو را شکل خواهد داد. این تصمیمات نه تنها سیستمِ سلامت، بلکه اقتصاد، سیاست و فرهنگِ ما را نیز، شکل خواهند داد. ما باید به سرعت و قاطع عمل کنیم و همچنین باید پیامدهای بلند مدتِ عملِ خود را در نظر بگیریم. وقتی در حالِ انتخاب بین گزینههای موجود هستیم نه تنها باید از خود بپرسیم که چگونه بر این تهدیدِ آنی فائق می آییم، بلکه همچنین به این پرسش پاسخ دهیم که بعد از عبور از این طوفان در چه نوع جهانی زیست(زندگی) خواهیم کرد. بله، طوفان خواهد گذشت، گونهی انسان نجات خواهد یافت و بیشتر ما زنده خواهیم ماند؛ اما در دنیایی متفاوت منزل خواهیم کرد.
بسیاری از اقداماتِ اضطراری کوتاهمدت تبدیل به بخشهای جداییناپذیری از زندگی میشوند. این در طبیعت یک امر ضروری است. اینها فرایندهای تاریخی را تسریع میکنند. تصمیماتی که در حالت عادی به سالها غور و بررسی نیاز دارند در مدتِ چند ساعت پذیرفته میشوند. تکنیکهای نیازموده و حتی خطرناک در عرصهی عمل به کار گرفته میشوند، چرا که خطرِ هیچ کاری انجام ندادن بیشتر است. در مقیاسِ کلانِ آزمایشهای اجتماعی، کشورها در حکمِ موشهای آزمایشگاهی هستند. چه اتفاقی میافتد هنگامی که همه در خانه کار کنند و تنها از دور با هم در ارتباط باشند؟ چه اتفاقی میافتد وقتی تمامیِ مدارس و دانشگاهها به صورتِ مجازی برگزار شوند؟ در حالتِ عادی دولتها، مشاغل و نظام آموزشی به هیچ وجه با اجرای طرح های آزمایشی این چنینی موافقت نخواهند کرد. اما شرایطِ کنونی شرایط عادی نیست.
در شرایط بحرانیِ امروز، ما با دو تصمیم روبرو هستیم که هر کدام منحصراً و در جایِ خود بسیار مهم هستند. اولین تصمیم، انتخاب بین نظارتِ توتالیتر توانمندسازی شهروندی است. دومین تصمیم، انتخاب بین انزوای ملی و یکپارچگی جهانی است.
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
جهان پس از ویروس کرونا
ترجمه:فراز عطار گونهی انسان هماکنون با یک بحرانِ جهانی مواجه است. شاید بزرگترین بحرانِ گونه ما. تصمیماتی که مردم و دولت ها در چند هفتهی آینده میگیرند احتمالاً جهانِ سالهای پیش رو را شکل خواهد داد. این تصمیمات نه تنها سیستمِ سلامت، بلکه اقتصاد، سیاست…
گفت و گو با محمدعلی موحد.pdf
3.1 MB
گفت و گو با محمدعلی موحد درباره شمس و مولانا به نقل از کتاب با قافله شوق ارج نامه محمّدعلی موحّد به اهتمام: محمد طاهری خسروشاهی دانشگاه تبریز ۱۳۹۳
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
مقاومت فرهنگی: دستور کار تازهای برای جنبش چپ نوی مسلمان در جمهوری سوم
🔴جمهوری دومِ اصولگرایان و اصلاحطلبان در یک کلام رقابت دو لویاتان اقتدارگرای دینی و سکولار با یکدیگر بود و به رغم همه تلاشهایی که انجام شد، اراده غالب در دهه نود نشان داد که جمهوری سوم پیش رو، چیزی بیش از لویاتان ملی-مذهبی التقاطیای نخواهد بود که اینبار ایدئولوژی و فقاهت را پوستاندازی کرده و آشکارا بدون تعارف با لباس امنیت ملّی، سرمایهداری، ناسیونالیسم، نظامیگری و تکنولوژی کنترلگر دولتی به تأسی از پوتین و حزب کمونیست چین طی طریق خواهد کرد. بنابراین میتوان چنین حکم کرد که ذخیره امر سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی در «متن» به پایان رسیده است.
🔴اما آیا این را باید به معنای پایان کامل امر سیاسی در ایران تلقی کرد؟ تصور میکنم امر سیاسی در ایران آمیخته به رندیِ ذاتیِ ایرانیان است و هرگز نمیمیرد، بلکه در شرایط این چنینی تغییر ماهیت میدهد. انتخابات سرد یک ماه پیش را به گمانم بتوان به عنوان نقطه عطفی برای پایان امر سیاسی در متن و تبدیل و تبدل آن در حاشیه تلقی کرد: ما در حال گذار از «امر سیاسی» به «امر فرهنگی» و گذار از سیاستورزی مردانه به سیاستورزی زنانه هستیم.
🔴ما در ایران بعد از انقلاب بر خلاف جهتگیری مشروطیت و انقلاب اسلامی، فاقد دو سنت سیاسی مشروطهخواهی و جمهوریخواهی بودیم. چه در جمهوری اول و چه در جمهوری دوم، چپ و راست از آنجا که هردو از حزب جمهوری اسلامی برآمده بودند، حول دو تلقی مدرن و سنتی از دولتگرایی (اتاتیسم) تشکیل شدند و نزاع دینی-ایدئولوژیکِ بیهوده آنها به نظر میرسد که امروز به نحوی پراگماتیستی فیصله یافته و نقطه تعادل خود را -همانطور که گفته شد- در نوعی ناسیونال-نولیبرالیسمِ امنیتی پیدا کرده است. اما همینجا دقیقاً می تواند نقطه دگردیسی چپ نوی سیاسی در ایران باشد: تولد جنبش فرهنگیِ نویی که در شرایط پایان امر سیاسی در متن، مقاومت فرهنگی در حاشیه را دنبال می کند.
♦️«مقاومت فرهنگی» در واقع روش این جنبش اجتماعیِ گام دومی است و آرمان آن «جمهوریخواهی سیاسی» خواهد بود. مقاومت فرهنگی استراتژیک به این معناست که اولاً در کوتاه مدت و میان مدت جمهوریخواهی سیاسی ممکن نیست و تنها می توان به مقاومت و توسعهی امکان تنفس فرهنگی اقدام کرد، ثانیاً قدرت دولتیِ مردانه که برآمده از خشونت است را واگذار میکنیم و به جای آن در حاشیه فرهنگی به تولید قدرت می پردازیم؛ ثالثاً آرمانشهرِ جمهوریِ عدالت و دموکراسی و فضیلت نه از طریق تصاحب قدرت دولتی و به طور یکباره در انتهای مسیر، بلکه برعکس در طول مقاومت فرهنگی-اجتماعی و به طور تدریجی ساخته میشود. به تعبیر بهتر این آموزش و اقتصاد و سیاستِ دومی است که به تدریج روی زیربنای شبکه فرهنگی تازهی ما، در حاشیه متولد شده و در شرایطی مقاومتی و رزمنده، خواهد بالید و سیاست و اقتصاد پوسیدهی قدیم که حول دولت سامان یافته و فرهنگ و آموزش ریاکارانه، محافظهکارانه و فاسدی که آنرا پوشانده را بیاعتبار خواهد کرد.
محمدحسین بادامچی
جان آگه با #فرهیختگان
🔴جمهوری دومِ اصولگرایان و اصلاحطلبان در یک کلام رقابت دو لویاتان اقتدارگرای دینی و سکولار با یکدیگر بود و به رغم همه تلاشهایی که انجام شد، اراده غالب در دهه نود نشان داد که جمهوری سوم پیش رو، چیزی بیش از لویاتان ملی-مذهبی التقاطیای نخواهد بود که اینبار ایدئولوژی و فقاهت را پوستاندازی کرده و آشکارا بدون تعارف با لباس امنیت ملّی، سرمایهداری، ناسیونالیسم، نظامیگری و تکنولوژی کنترلگر دولتی به تأسی از پوتین و حزب کمونیست چین طی طریق خواهد کرد. بنابراین میتوان چنین حکم کرد که ذخیره امر سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی در «متن» به پایان رسیده است.
🔴اما آیا این را باید به معنای پایان کامل امر سیاسی در ایران تلقی کرد؟ تصور میکنم امر سیاسی در ایران آمیخته به رندیِ ذاتیِ ایرانیان است و هرگز نمیمیرد، بلکه در شرایط این چنینی تغییر ماهیت میدهد. انتخابات سرد یک ماه پیش را به گمانم بتوان به عنوان نقطه عطفی برای پایان امر سیاسی در متن و تبدیل و تبدل آن در حاشیه تلقی کرد: ما در حال گذار از «امر سیاسی» به «امر فرهنگی» و گذار از سیاستورزی مردانه به سیاستورزی زنانه هستیم.
🔴ما در ایران بعد از انقلاب بر خلاف جهتگیری مشروطیت و انقلاب اسلامی، فاقد دو سنت سیاسی مشروطهخواهی و جمهوریخواهی بودیم. چه در جمهوری اول و چه در جمهوری دوم، چپ و راست از آنجا که هردو از حزب جمهوری اسلامی برآمده بودند، حول دو تلقی مدرن و سنتی از دولتگرایی (اتاتیسم) تشکیل شدند و نزاع دینی-ایدئولوژیکِ بیهوده آنها به نظر میرسد که امروز به نحوی پراگماتیستی فیصله یافته و نقطه تعادل خود را -همانطور که گفته شد- در نوعی ناسیونال-نولیبرالیسمِ امنیتی پیدا کرده است. اما همینجا دقیقاً می تواند نقطه دگردیسی چپ نوی سیاسی در ایران باشد: تولد جنبش فرهنگیِ نویی که در شرایط پایان امر سیاسی در متن، مقاومت فرهنگی در حاشیه را دنبال می کند.
♦️«مقاومت فرهنگی» در واقع روش این جنبش اجتماعیِ گام دومی است و آرمان آن «جمهوریخواهی سیاسی» خواهد بود. مقاومت فرهنگی استراتژیک به این معناست که اولاً در کوتاه مدت و میان مدت جمهوریخواهی سیاسی ممکن نیست و تنها می توان به مقاومت و توسعهی امکان تنفس فرهنگی اقدام کرد، ثانیاً قدرت دولتیِ مردانه که برآمده از خشونت است را واگذار میکنیم و به جای آن در حاشیه فرهنگی به تولید قدرت می پردازیم؛ ثالثاً آرمانشهرِ جمهوریِ عدالت و دموکراسی و فضیلت نه از طریق تصاحب قدرت دولتی و به طور یکباره در انتهای مسیر، بلکه برعکس در طول مقاومت فرهنگی-اجتماعی و به طور تدریجی ساخته میشود. به تعبیر بهتر این آموزش و اقتصاد و سیاستِ دومی است که به تدریج روی زیربنای شبکه فرهنگی تازهی ما، در حاشیه متولد شده و در شرایطی مقاومتی و رزمنده، خواهد بالید و سیاست و اقتصاد پوسیدهی قدیم که حول دولت سامان یافته و فرهنگ و آموزش ریاکارانه، محافظهکارانه و فاسدی که آنرا پوشانده را بیاعتبار خواهد کرد.
محمدحسین بادامچی
جان آگه با #فرهیختگان
فرودستان و صدای شریف
------------
صدای شریف در عرصه سیاسی صدایی است که حتی الامکان از حلقوم همگان برآمده باشد. اصلاح طلبان دمکراسی خواه از همان نخست صدای برآمده از حلقوم طبقات متوسط شهری به بالا بودند. فرودستان به حاشیه رانده شده بودند. قرار بود سکوت اختیار کنند و منتظر بمانند تا از نعمت سفره دمکراسی سهمی ببرند. صدایی که شریف نیست، سرانجام خوشی ندارد. آرام آرام به منافع یک باند تقلیل پیدا میکند و به صورتک فریبکارانه استیلای ظالمانه تبدیل میشود. امروز همه صداها، بر اساس شاخص میزان نمایندگی از کل، باید خود را دوباره بسنجند.
فرودستان ایرانی داستانی شنیدنی در نیم قرن اخیر دارند. روزی روزگاری در پرتو گفتار چپ، نماد حقانیت بودند. با همان لباس ژنده و جیبهای خالی، زیبا بودند. نور از سر و پای آنها میتابید. معیار حقانیت و راهنمای زندگی سیاسی بودند. نفس نگاه کردن به آنها و نقاشی و تصویر برداری از زندگیشان، مبارزه سیاسی بود. برانگیزاننده خشم انقلابی بودند علیه هرچه صاحب سرمایه است و پول و قدرت. آنها خود چندان در انقلاب نقشی نداشتند، بیشتر تماشاگر بودند، اما انقلاب بیش از همه از آنها نیرو گرفت.
نظامی که به قدرت رسید، از همان روز نخست حق انحصاری دفاع از آنان را به نام خود ثبت کرد و دیگران را به نام دفاع از آنان کتک زد و از دایره به بیرون پرت کرد. تهی دستان در ساختار قدرت نقشی نیافتند اما تماشاگر ماندند ببینند چه چیز قرار است از ناحیه این همه دفاع جانانه از آنان تغییر کند. جمهوری اسلامی برای تهی دستان در عمل چه کرد موضوع جداگانهای است. مهمتر این بود که زندگی را با الگویی از رفتار و گفتار آغاز کرد که به زعم آنان به فرودستان تعلق داشت. اگر میپرسیدی این چه سبک رفتار با مخالفین است؟ این چه سبک سخن گفتن با مردم است؟ این چه سبک توزیع منابع مادی است؟ چرا اینهمه با نهادهای مدنی ستیز میکند؟ این چه سبک دینداری است؟ پاسخ میشنیدی فرودستان که نماد حقانیتاند چنیناند. با رفتار و گفتار اتوکشیده شما صاحبان ثروت و مکنت نسبتی ندارند. گم شوید. هر چه طبقه صاحب ثروت رانت خوار در ساختار سیاسی بیشتر و بیشتر رشد کرد، دفاع از فرودستان پر حرارتتر شد و مشی و رفتار منتسب به فرودستان نیز در آنان بیشتر و بیشتر قوت گرفت.
اصلاح طلبان که مدعی اصلاح در ساختار بودند، از همان نخست رفتار و گفتاری را اختیار کردند که منتسب به طبقات متوسط شهری بود. آنان به عمد از گفتار و رفتاری که منتسب به طبقات فرودست دانسته شده بود، پرهیز کردند. به فرودستان بی اعتنا نبودند اما به آنها گفتند منتظر بمانید تا کار دمکراتیک سازی نظام سیاسی به جایی برسد. سهم شما محفوظ است.
احمدی نژاد خواست کارستانی کند و کرد و با خود سنتی به جا گذاشت. خواست فرودستان را منتظر نگذارد. هر چه میتواند به آنان نیز سهمی از رانتهای حکومتی بدهد و از سفره فرادستان و طبقات متوسط نیز تا جایی که میسر است بکند و بین آنها توزیع کند. او هم صدای شریف نبود چرا که نمیتوانست صدای همگان باشد. آنچه کرد در کوتاه مدت منافعی برای طبقات فرودست داشت، اما در دراز مدت تنها به شمار و حجم فرودستان افزود. فرودسنان با دولت احمدی نژاد به امکانی برای اجرای نمایش جذاب یک رابین هود سیاسی تبدیل شدند. احمدی نژاد از صحنه خارج شد، اما تا جایی که پیداست اوضاع آبستن زایش رابین هودهای تازه است.
فرودستان در دوران روحانی به یک منزل تازه رسیدهاند: در ذهن طبقه متوسط و صاحب رانت و ثروت شهری، به منبع تولید ترس تبدیل شدند. آنها که روزی یادآور پیامبر و ابوذر بودند، اینک در مخیله طبقات رانت خوار و صاحب ثروت، لشگر خطرناک گرسنگان تصویر شدند. آنگاه که صدای اعتراضشان برانگیخته میشود، استدلالهای متفاوت عقلانی روی میز چیده میشود مبنی برآنکه فعلا کار موثری برای آنان نمیتوان کرد. از آنان خواهش کنید بازهم صبر کنند اگر نمیکنند چارهای نیست همه به نیروهای امنیتی التجا میبریم. چماق و گلوله یکباره راهگشای دمکراسی و اصلاحات میشود.
پیامدهای اقتصادی کرونا، از همین امروز بسترهای جنبش فرودستان را فراهم کرده است. همزمان با آماده باش نیروهای امنیتی، رابینودهای تازه از راه رسیده نیز، در خیال تکرار بازیهای کهنه در عرصه سیاسیاند. باید به سرعت از این بازی ناشریف بیرون آمد و فکری کرد برای تولید یک صدای شریف. به صرف سخن گفتن از فرودستان و اضافه کردن شعار عدالت کنار دمکراسی مساله امروز جامعه ایرانی حل نمیشود. باید برخاست. جای دیگری نشست. جایی که سخن دایره شمول خود را گسترش داده باشد. صداهایی که با وابستگی به باندهای ذی نفع، ناشریف شدهاند امروز برای احراز شرافت نیازمند فرودستانند.
محمدجوادغلامرضاکاشی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
------------
صدای شریف در عرصه سیاسی صدایی است که حتی الامکان از حلقوم همگان برآمده باشد. اصلاح طلبان دمکراسی خواه از همان نخست صدای برآمده از حلقوم طبقات متوسط شهری به بالا بودند. فرودستان به حاشیه رانده شده بودند. قرار بود سکوت اختیار کنند و منتظر بمانند تا از نعمت سفره دمکراسی سهمی ببرند. صدایی که شریف نیست، سرانجام خوشی ندارد. آرام آرام به منافع یک باند تقلیل پیدا میکند و به صورتک فریبکارانه استیلای ظالمانه تبدیل میشود. امروز همه صداها، بر اساس شاخص میزان نمایندگی از کل، باید خود را دوباره بسنجند.
فرودستان ایرانی داستانی شنیدنی در نیم قرن اخیر دارند. روزی روزگاری در پرتو گفتار چپ، نماد حقانیت بودند. با همان لباس ژنده و جیبهای خالی، زیبا بودند. نور از سر و پای آنها میتابید. معیار حقانیت و راهنمای زندگی سیاسی بودند. نفس نگاه کردن به آنها و نقاشی و تصویر برداری از زندگیشان، مبارزه سیاسی بود. برانگیزاننده خشم انقلابی بودند علیه هرچه صاحب سرمایه است و پول و قدرت. آنها خود چندان در انقلاب نقشی نداشتند، بیشتر تماشاگر بودند، اما انقلاب بیش از همه از آنها نیرو گرفت.
نظامی که به قدرت رسید، از همان روز نخست حق انحصاری دفاع از آنان را به نام خود ثبت کرد و دیگران را به نام دفاع از آنان کتک زد و از دایره به بیرون پرت کرد. تهی دستان در ساختار قدرت نقشی نیافتند اما تماشاگر ماندند ببینند چه چیز قرار است از ناحیه این همه دفاع جانانه از آنان تغییر کند. جمهوری اسلامی برای تهی دستان در عمل چه کرد موضوع جداگانهای است. مهمتر این بود که زندگی را با الگویی از رفتار و گفتار آغاز کرد که به زعم آنان به فرودستان تعلق داشت. اگر میپرسیدی این چه سبک رفتار با مخالفین است؟ این چه سبک سخن گفتن با مردم است؟ این چه سبک توزیع منابع مادی است؟ چرا اینهمه با نهادهای مدنی ستیز میکند؟ این چه سبک دینداری است؟ پاسخ میشنیدی فرودستان که نماد حقانیتاند چنیناند. با رفتار و گفتار اتوکشیده شما صاحبان ثروت و مکنت نسبتی ندارند. گم شوید. هر چه طبقه صاحب ثروت رانت خوار در ساختار سیاسی بیشتر و بیشتر رشد کرد، دفاع از فرودستان پر حرارتتر شد و مشی و رفتار منتسب به فرودستان نیز در آنان بیشتر و بیشتر قوت گرفت.
اصلاح طلبان که مدعی اصلاح در ساختار بودند، از همان نخست رفتار و گفتاری را اختیار کردند که منتسب به طبقات متوسط شهری بود. آنان به عمد از گفتار و رفتاری که منتسب به طبقات فرودست دانسته شده بود، پرهیز کردند. به فرودستان بی اعتنا نبودند اما به آنها گفتند منتظر بمانید تا کار دمکراتیک سازی نظام سیاسی به جایی برسد. سهم شما محفوظ است.
احمدی نژاد خواست کارستانی کند و کرد و با خود سنتی به جا گذاشت. خواست فرودستان را منتظر نگذارد. هر چه میتواند به آنان نیز سهمی از رانتهای حکومتی بدهد و از سفره فرادستان و طبقات متوسط نیز تا جایی که میسر است بکند و بین آنها توزیع کند. او هم صدای شریف نبود چرا که نمیتوانست صدای همگان باشد. آنچه کرد در کوتاه مدت منافعی برای طبقات فرودست داشت، اما در دراز مدت تنها به شمار و حجم فرودستان افزود. فرودسنان با دولت احمدی نژاد به امکانی برای اجرای نمایش جذاب یک رابین هود سیاسی تبدیل شدند. احمدی نژاد از صحنه خارج شد، اما تا جایی که پیداست اوضاع آبستن زایش رابین هودهای تازه است.
فرودستان در دوران روحانی به یک منزل تازه رسیدهاند: در ذهن طبقه متوسط و صاحب رانت و ثروت شهری، به منبع تولید ترس تبدیل شدند. آنها که روزی یادآور پیامبر و ابوذر بودند، اینک در مخیله طبقات رانت خوار و صاحب ثروت، لشگر خطرناک گرسنگان تصویر شدند. آنگاه که صدای اعتراضشان برانگیخته میشود، استدلالهای متفاوت عقلانی روی میز چیده میشود مبنی برآنکه فعلا کار موثری برای آنان نمیتوان کرد. از آنان خواهش کنید بازهم صبر کنند اگر نمیکنند چارهای نیست همه به نیروهای امنیتی التجا میبریم. چماق و گلوله یکباره راهگشای دمکراسی و اصلاحات میشود.
پیامدهای اقتصادی کرونا، از همین امروز بسترهای جنبش فرودستان را فراهم کرده است. همزمان با آماده باش نیروهای امنیتی، رابینودهای تازه از راه رسیده نیز، در خیال تکرار بازیهای کهنه در عرصه سیاسیاند. باید به سرعت از این بازی ناشریف بیرون آمد و فکری کرد برای تولید یک صدای شریف. به صرف سخن گفتن از فرودستان و اضافه کردن شعار عدالت کنار دمکراسی مساله امروز جامعه ایرانی حل نمیشود. باید برخاست. جای دیگری نشست. جایی که سخن دایره شمول خود را گسترش داده باشد. صداهایی که با وابستگی به باندهای ذی نفع، ناشریف شدهاند امروز برای احراز شرافت نیازمند فرودستانند.
محمدجوادغلامرضاکاشی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
چرا بايد «نيم دانگ پيونگ يانگ» را خواند؟
محمدرضا زائری
«نيم دانگ پيونگ يانگ»
نویسنده: رضا امیرخانی
ناشر: افق؛ چاپ اول ۱۳۹۸
۳۴۳ صفحه، ۵۰۰۰۰ تومان
#سفرنامه #نشرافق
رضا اميرخاني پديده عجيب و جالبی است، نابغهای معمولی و ببادعا كه بيشتر به عنوان داستان نويس شناخته میشود.
تنها پسر یک پدر كارآفرين و ثروتمند-و چه پيرمرد دوست داشتنی و نازنينی بود- كه در مدرسه تيزهوشان درس خواند و بعد به دانشگاه صنعتی شريف رفت ولی از حلقههای ادبی همان مدرسه علامه حلی و نشريه "روايت" با قلم زيبا و متفاوتش شناخته شد و "ارميا" را زمانی نوشت كه هنوز خيلی جوان بود.
اميرخانی هم بسيار اهل سفر است و عادت به خوابيدن در يک كلبه ساده و محقر روستایی دارد و هم گرفتار اداره كارهای اقتصادی پدر بعد از فوت ايشان و اسير تهران است، هم دوره خلبانی ديده و هواپيما میراند و زمانی از او به عنوان جوانترين خلبان ايران ياد میكردند و هم برای معرفی و تبليغ كتاب جديدش از اين شهر به آن شهر و از اين نمايشگاه به آن كتابفروشی میرود زيرا قرار گذاشته از درآمد فروش كتابهايش زندگی كند. هم از سفر مفصلش به آمريكا در "بیوتن" گزارش مینويسد و هم در همراهی با رهبر انقلاب "داستان سيستان" را روايت میكند. هم رييس هيأت مديره انجمن قلم بوده و به عنوان نويسنده شاخص جريان انقلاب شناخته میشود و هم جدیترين انتقادها را با زبانی صريح مطرح میكند و با هنرمندان و نويسندگانی از طيف مقابل رفاقت و ارتباط دارد.
هم با سردبيری سايت "لوح" سالها قبل از خيلی افراد مدعی جلودار روزنامهنگاری در فضای مجازی میشود و هم تحليلهای عميق و دقيق از موضوعات اجتماعی و فرهنگی روز حتى در عرصه سياست دارد.
هم پدری است كه برای دو فرزندش وقت میگذارد و برای بازی و سرگرمیشان اهتمام میورزد و هم ساعتهای طولانی مشغول كار اصلی و حرفه جدژ خودش يعنی نوشتن است و نمودار سرعت پيشرفت قلمش را روی كاغذی بر ديوار اتاق كارش ثبت میكند.
هم دغدغههایی در حوزه رشته تحصيلی و تخصص فنی خودش دارد و اشتغالاتی برای پروژههای صنعتی يافته و هم در اواخر عمر شريف مرحوم آيت الله سيدعلی آقا گلپايگانی با آن بزرگوار انس و الفت نزديک داشته و با او حشر و نشر فراوان پيدا میكند.
اين آدم خاص و جالب طبيعی است كه وقتی با پيشنهاد سفر به كره شمالی روبرو شود از آن استقبال كند و قدر فرصتی استثنایی و كم نظير برای ثبت یک تجربه منحصر به فرد را بداند.
كره شمالی به دليل انزوای سياسی و اجتماعی غير عادیاش امروز رازآلودترين كشور جهان است و چنان در پشت ديوارهای محدوديت و منع پنهان شده كه همه روزنامهنگاران و نويسندگان و پژوهشگران كنجكاوند حتى یک عكس يا خبر از داخل مرزهايش به دست بياورند.
به همين دليل در دنيای غرب تاكنون كتابهای متعدد از خاطرات و تجربه كسانی كه موفق به فرار از كره شمالی شدهاند به چاپ رسيده و غالب آنها به فارسی نيز ترجمه شده - حداقل خودم به دليل همين كنجكاوی تا حالا پنج ششتايش را خواندهام- و البته اين كه چرا مثلا به زبانهای غير فارسی اين قدر ترجمه نشده كاملا معلوم است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/3990127111.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
محمدرضا زائری
«نيم دانگ پيونگ يانگ»
نویسنده: رضا امیرخانی
ناشر: افق؛ چاپ اول ۱۳۹۸
۳۴۳ صفحه، ۵۰۰۰۰ تومان
#سفرنامه #نشرافق
رضا اميرخاني پديده عجيب و جالبی است، نابغهای معمولی و ببادعا كه بيشتر به عنوان داستان نويس شناخته میشود.
تنها پسر یک پدر كارآفرين و ثروتمند-و چه پيرمرد دوست داشتنی و نازنينی بود- كه در مدرسه تيزهوشان درس خواند و بعد به دانشگاه صنعتی شريف رفت ولی از حلقههای ادبی همان مدرسه علامه حلی و نشريه "روايت" با قلم زيبا و متفاوتش شناخته شد و "ارميا" را زمانی نوشت كه هنوز خيلی جوان بود.
اميرخانی هم بسيار اهل سفر است و عادت به خوابيدن در يک كلبه ساده و محقر روستایی دارد و هم گرفتار اداره كارهای اقتصادی پدر بعد از فوت ايشان و اسير تهران است، هم دوره خلبانی ديده و هواپيما میراند و زمانی از او به عنوان جوانترين خلبان ايران ياد میكردند و هم برای معرفی و تبليغ كتاب جديدش از اين شهر به آن شهر و از اين نمايشگاه به آن كتابفروشی میرود زيرا قرار گذاشته از درآمد فروش كتابهايش زندگی كند. هم از سفر مفصلش به آمريكا در "بیوتن" گزارش مینويسد و هم در همراهی با رهبر انقلاب "داستان سيستان" را روايت میكند. هم رييس هيأت مديره انجمن قلم بوده و به عنوان نويسنده شاخص جريان انقلاب شناخته میشود و هم جدیترين انتقادها را با زبانی صريح مطرح میكند و با هنرمندان و نويسندگانی از طيف مقابل رفاقت و ارتباط دارد.
هم با سردبيری سايت "لوح" سالها قبل از خيلی افراد مدعی جلودار روزنامهنگاری در فضای مجازی میشود و هم تحليلهای عميق و دقيق از موضوعات اجتماعی و فرهنگی روز حتى در عرصه سياست دارد.
هم پدری است كه برای دو فرزندش وقت میگذارد و برای بازی و سرگرمیشان اهتمام میورزد و هم ساعتهای طولانی مشغول كار اصلی و حرفه جدژ خودش يعنی نوشتن است و نمودار سرعت پيشرفت قلمش را روی كاغذی بر ديوار اتاق كارش ثبت میكند.
هم دغدغههایی در حوزه رشته تحصيلی و تخصص فنی خودش دارد و اشتغالاتی برای پروژههای صنعتی يافته و هم در اواخر عمر شريف مرحوم آيت الله سيدعلی آقا گلپايگانی با آن بزرگوار انس و الفت نزديک داشته و با او حشر و نشر فراوان پيدا میكند.
اين آدم خاص و جالب طبيعی است كه وقتی با پيشنهاد سفر به كره شمالی روبرو شود از آن استقبال كند و قدر فرصتی استثنایی و كم نظير برای ثبت یک تجربه منحصر به فرد را بداند.
كره شمالی به دليل انزوای سياسی و اجتماعی غير عادیاش امروز رازآلودترين كشور جهان است و چنان در پشت ديوارهای محدوديت و منع پنهان شده كه همه روزنامهنگاران و نويسندگان و پژوهشگران كنجكاوند حتى یک عكس يا خبر از داخل مرزهايش به دست بياورند.
به همين دليل در دنيای غرب تاكنون كتابهای متعدد از خاطرات و تجربه كسانی كه موفق به فرار از كره شمالی شدهاند به چاپ رسيده و غالب آنها به فارسی نيز ترجمه شده - حداقل خودم به دليل همين كنجكاوی تا حالا پنج ششتايش را خواندهام- و البته اين كه چرا مثلا به زبانهای غير فارسی اين قدر ترجمه نشده كاملا معلوم است.
ادامه...
https://www.alef.ir/news/3990127111.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
جامعه خبری تحلیلی الف
«نيم دانگ پيونگ يانگ»؛ رضا امیرخانی؛ نشر افق چرا بايد «نيم دانگ پيونگ يانگ» را خواند؟
«نيم دانگ پيونگ يانگ»
میخواهم خوشبین بمانم اما برداشت کلی من از آثار و عوارض کرونا، نوعی تغییر پارادایم در عرصه نظامهای سیاسی است. بنظرم میرسد که اگر شرایط اقتصادی با تهدید کرونا همچنان رو به وخامت رود، شکاف میان فقیر و غنی زیادتر شده و فشار اکثریت ضعیف جامعه (در اغلب جوامع امروز) برای دستیابی به شاخصهای عدالت، دولتها را ناگزیر از بکارگیری قوه قهریه به بهانه امنیت و ثبات خواهد کرد. بنظرم (با فرض بالا) دستکم در اینده نزدیک از میزان آزادیهای فردی و حقوق رسمی مندرج در معاهدات بینالمللی کاسته خواهد شد و شکل تازهای از نظامهای استبدادی با لعاب ثبات و عدالت، عمومیت خواهد یافت.
مسلم چنین عارضهای با استعداد ساختار در کشورهای شبه استبدادی زودتر و آسانتر آشکار خواهد شد ولی کشورهای مدعی دمکراسی هم از ترس شورش گرسنگان، تمهیداتی خواهند اندیشید که به آفرینش جهانی یکدست ولی تنگتر کمک میکند. امیدوارم بهرههای اقتصادی ناشی از انتشار ویروس هرچه زودتر قدرتمندان ذینفع را راضی و در ماههای آتی سایه این بلا رفع شود وگرنه پایداری این وضع، ما را وارد جهان تازهای میکند. ناگفته پیداست که روی دیگر این فرض، "آنارشی" است که ساحت داخلی و بینالمللی آن از هم تفکیک ناپذیر است !
https://t.me/arshivefarhikhtegan/377
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مسلم چنین عارضهای با استعداد ساختار در کشورهای شبه استبدادی زودتر و آسانتر آشکار خواهد شد ولی کشورهای مدعی دمکراسی هم از ترس شورش گرسنگان، تمهیداتی خواهند اندیشید که به آفرینش جهانی یکدست ولی تنگتر کمک میکند. امیدوارم بهرههای اقتصادی ناشی از انتشار ویروس هرچه زودتر قدرتمندان ذینفع را راضی و در ماههای آتی سایه این بلا رفع شود وگرنه پایداری این وضع، ما را وارد جهان تازهای میکند. ناگفته پیداست که روی دیگر این فرض، "آنارشی" است که ساحت داخلی و بینالمللی آن از هم تفکیک ناپذیر است !
https://t.me/arshivefarhikhtegan/377
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegram
آرشیو
رضا بهشتی معز