در شبکه های اجتماعی باب شده که نقل قولی از کسی در هزار سال پیش درباره زنان می آورند و دستمایه اظهارنظرهای دین ستیزانه می کنند. این عزیزان البته به ویروس مهلک زمان پریشی دچارند و من برای اندک مبارزه ای با این ویروس، نقل قولی از علی دشتی می آورم که به سبب کتاب بیست و سه سال، بسیار محبوب عزیزان دین ستیز زمان پریش است. هرچند قطعا این دوستان نه این کتاب را خوانده اند و نه جز چند نقل قول در کانالهای تلگرامی چیزی از این کتاب به چشمشان خورده. علی دشتی را هم درست نمی شناسند.
این سخنان را علی دشتی در ۲۹ بهمن ۱۳۱۲ به عنوان نماینده بوشهر در مجلس شورای ملی در نطق خود در نشستی گفته که با افزایش امکانات آموزشی برای دختران مرتبط بوده است:
«بعضى مدارس دخترانه یک پروگرامهایى خیلى بى معنى دارد. در مدارس متوسطه دخترانه، یک قسمت ریاضیات عالى درس مى دهند و این براى کسانى است که فردا بخواهند مهندس بشوند. جبر و مقابله، تناسب، لگاریتم درس مى دهند. اینها یعنى چه؟ بنده مکرر دخترهاى پانزده، شانزده ساله را دیده ام بعضى اوقات به پدرانشان متوسل شده اند که مسائل ریاضى را برایشان حل کنند در صورتى که یک دختر هیچ وقت محتاج به ریاضیات عالى نیست. اول باید فکر کنیم که دختر را براى چه مدرسه مى فرستیم. براى اینکه وقتى بیرون مى آید بچه دارى خوب بتواند بکند، خانه دارى خوب بلد باشد، معلومات داشته باشد که آن معلومات را از طفولیت و از شیرخوارگى به بچه یکساله تا وقتى که مهیاى مدرسه مى شود بیاموزد. براى اینهاست. ملاحظه بفرمایید یک دختر مثلثات و جبر و مقابله مىخواهد چه کند؟ و فایدهاش چیست و در عوض اگر مناژ (خانه داری) و طباخى به آنها خوب یاد بدهند، لباسدوزی به آنها خوب یاد بدهند، موسیقى به آنها یاد بدهند این خیلى بمراتب بهتر است».
در مجلس آن زمان، دشتی یکی از روشنفکرترین و تجددخواه ترین نمایندگان بود. اما نظر او با شیخ حسین تهرانی نماینده سنتگرای تهران فرقی ندارد، جز اینکه دشتی لفظ فرانسوی مناژ را به کار برد و شیخ حسین به جای آن گفت خانه داری:
«راجع به مدارس متوسطه نسوان، ما اساساً باید ببینیم که اکثریت مردم چه می خواهند. چه چیز خوبى می خواهند. چه احتیاجى دارند. ما مادرهاى خوبى می خواهیم ما یک دختران خوبى میخواهیم که وقتى از این مدارس بیرون می آیند و فردا که به یک خانه وارد می شوند، قدرت اداره آن خانواده را داشته باشند. بتوانند تربیت کنند، بتوانند خیاطى را خوب بکنند، بتوانند آشپزى را خوب به کلفتشان یاد بدهند، بتوانند طریق تنظیف، حفظ الصحه، نظافت و یک چیزهایى را انجام بدهند و از عهده برآیند که آن مردى که در خارج زحمت می کشد و جان میکند، وقتى به خانه می آید از هر جهت و در حقیقت از هر حیث، خانه و زندگانی اش در رفاه باشد. البته در قسمت معلومات هم بنده تصور می کنم که اکثریت مردم احتیاجشان بر این باشد که این خانم سواد فارسى خوب داشته باشد، بتواند یک روزنامه یا یک کتاب فارسى را بخواند و بفهمد، یک حسابى هم به قدر یک جمع و تفریق، یک حسابى که بتواند محاسبات خانه و زندگى، نظارت و خرید و فروش را که در خانه می شود یا حساب آن پولى را که شوهرش در خانه مصرف می کند، داشته باشد که آن شوهر و آن مرد خانه از این قسمتها راحت باشد. امروز پروگرام مدارس متوسطه نسوان فاقد این طور از تربیت است. اگر هم در پروگرام یک همچون قسمتهایى موجود است، در موقع تربیت و عمل، این کارها دیده نمی شود. این را نمی بینیم و اکثر را می بینیم که شکایت دارند هر وقتى که عیالى اختیار می کنند از این طبقه (درس خواندگان) مخصوصاً شکایت دارند از این که فاقد این قسمت از معلومات هستند، فاقدند از حیث معلومات زندگى و امور خانه دارى».
هیچ نماینده ای با این سخنان مخالفتی نکرد و حتی علی اصغر حکمت سرپرست وزارت معارف که از روشنفکران مملکت بود و باعث و بانی توسعه آموزش و پرورش در ایران به شمار می رود، در پاسخ به همین آقا شیخ حسین تهرانی به او اطمینان داد که نظراتش برآورده خواهد شد و گفت:
«بیکار ننشسته ایم. بخصوص در قسمت تعلیمات متوسطه نسوان اگر ملاحظه فرموده باشید، در جزو اخبار شوراى عالى معارف منتشر شده است یک مقدارى زیاد از پروگرام مدارس نسوان که بى فایده بود حذف شده است و براى آنها کارهاى عملى را در نظر گرفته اند از قبیل خیاطى، برش، طباخى و مخصوصاً ورزش منظور شده است که نسبتاً امسال هم تخفیفى در پروگرام حاصل می شود».
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
این سخنان را علی دشتی در ۲۹ بهمن ۱۳۱۲ به عنوان نماینده بوشهر در مجلس شورای ملی در نطق خود در نشستی گفته که با افزایش امکانات آموزشی برای دختران مرتبط بوده است:
«بعضى مدارس دخترانه یک پروگرامهایى خیلى بى معنى دارد. در مدارس متوسطه دخترانه، یک قسمت ریاضیات عالى درس مى دهند و این براى کسانى است که فردا بخواهند مهندس بشوند. جبر و مقابله، تناسب، لگاریتم درس مى دهند. اینها یعنى چه؟ بنده مکرر دخترهاى پانزده، شانزده ساله را دیده ام بعضى اوقات به پدرانشان متوسل شده اند که مسائل ریاضى را برایشان حل کنند در صورتى که یک دختر هیچ وقت محتاج به ریاضیات عالى نیست. اول باید فکر کنیم که دختر را براى چه مدرسه مى فرستیم. براى اینکه وقتى بیرون مى آید بچه دارى خوب بتواند بکند، خانه دارى خوب بلد باشد، معلومات داشته باشد که آن معلومات را از طفولیت و از شیرخوارگى به بچه یکساله تا وقتى که مهیاى مدرسه مى شود بیاموزد. براى اینهاست. ملاحظه بفرمایید یک دختر مثلثات و جبر و مقابله مىخواهد چه کند؟ و فایدهاش چیست و در عوض اگر مناژ (خانه داری) و طباخى به آنها خوب یاد بدهند، لباسدوزی به آنها خوب یاد بدهند، موسیقى به آنها یاد بدهند این خیلى بمراتب بهتر است».
در مجلس آن زمان، دشتی یکی از روشنفکرترین و تجددخواه ترین نمایندگان بود. اما نظر او با شیخ حسین تهرانی نماینده سنتگرای تهران فرقی ندارد، جز اینکه دشتی لفظ فرانسوی مناژ را به کار برد و شیخ حسین به جای آن گفت خانه داری:
«راجع به مدارس متوسطه نسوان، ما اساساً باید ببینیم که اکثریت مردم چه می خواهند. چه چیز خوبى می خواهند. چه احتیاجى دارند. ما مادرهاى خوبى می خواهیم ما یک دختران خوبى میخواهیم که وقتى از این مدارس بیرون می آیند و فردا که به یک خانه وارد می شوند، قدرت اداره آن خانواده را داشته باشند. بتوانند تربیت کنند، بتوانند خیاطى را خوب بکنند، بتوانند آشپزى را خوب به کلفتشان یاد بدهند، بتوانند طریق تنظیف، حفظ الصحه، نظافت و یک چیزهایى را انجام بدهند و از عهده برآیند که آن مردى که در خارج زحمت می کشد و جان میکند، وقتى به خانه می آید از هر جهت و در حقیقت از هر حیث، خانه و زندگانی اش در رفاه باشد. البته در قسمت معلومات هم بنده تصور می کنم که اکثریت مردم احتیاجشان بر این باشد که این خانم سواد فارسى خوب داشته باشد، بتواند یک روزنامه یا یک کتاب فارسى را بخواند و بفهمد، یک حسابى هم به قدر یک جمع و تفریق، یک حسابى که بتواند محاسبات خانه و زندگى، نظارت و خرید و فروش را که در خانه می شود یا حساب آن پولى را که شوهرش در خانه مصرف می کند، داشته باشد که آن شوهر و آن مرد خانه از این قسمتها راحت باشد. امروز پروگرام مدارس متوسطه نسوان فاقد این طور از تربیت است. اگر هم در پروگرام یک همچون قسمتهایى موجود است، در موقع تربیت و عمل، این کارها دیده نمی شود. این را نمی بینیم و اکثر را می بینیم که شکایت دارند هر وقتى که عیالى اختیار می کنند از این طبقه (درس خواندگان) مخصوصاً شکایت دارند از این که فاقد این قسمت از معلومات هستند، فاقدند از حیث معلومات زندگى و امور خانه دارى».
هیچ نماینده ای با این سخنان مخالفتی نکرد و حتی علی اصغر حکمت سرپرست وزارت معارف که از روشنفکران مملکت بود و باعث و بانی توسعه آموزش و پرورش در ایران به شمار می رود، در پاسخ به همین آقا شیخ حسین تهرانی به او اطمینان داد که نظراتش برآورده خواهد شد و گفت:
«بیکار ننشسته ایم. بخصوص در قسمت تعلیمات متوسطه نسوان اگر ملاحظه فرموده باشید، در جزو اخبار شوراى عالى معارف منتشر شده است یک مقدارى زیاد از پروگرام مدارس نسوان که بى فایده بود حذف شده است و براى آنها کارهاى عملى را در نظر گرفته اند از قبیل خیاطى، برش، طباخى و مخصوصاً ورزش منظور شده است که نسبتاً امسال هم تخفیفى در پروگرام حاصل می شود».
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
مردی در سایه بازرگان
گفتگو با سمیه اسکندری
📌 در جریان شکلگیری انقلاب، محور اصلی دغدغه سحابی حاکمیت ملت بود. تا جاییکه در سال ۵۷ در بیانیه ۱۴ آبان، پذیرش رهبری امام را به اتکای حمایت و رای اکثریت قاطع ملت میداند و علیرغم تأکید به اسلامیت و ایرانیت، معتقد به جدایی دین از دولت و قدرت بود.
📌 عملکرد سیاسی دکتر سحابی را باید در قالب فعالیتهای حزبی مورد بررسی قرار داد. از جمله، مشارکت ایشان در تأسیس جمعیت دفاع از آزادی، حضور در صحن مجلس اول شورای اسلامی بهعنوان منتخب مردم تهران، مسئله تسخیر سفارت آمریکا، جنگ تحمیلی، دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری از جمله این موارد است.
📌آنچه مسلم است، سحابی از موضع یک ناصح هیچگاه از بیان عقاید خود درباره رویدادهای زمان خود، چه در قالب صدور بیانیه یا انتشار نامه و اطلاعیه باز نایستاد و این تلاشهای او در قالب وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر، که منبعث تفکر دینی وی بود، قابل تفسیر است.
📌 سحابی را بیشتر میتوان از سلاله اصلاحطلبان دانست. چراکه مشی وی معتدل و مبتنی بر قانون بود. دکتر سحابی از اقدامات خشونتآمیز و تند و غیرقانونی بهشدت پرهیز میکردند؛ چرا که معتقد بودند اصلاحات امری درازمدت، تدریجی و مستمر است.
📌دکتر سحابی با مطالعه آیات متعدد قرآن در رابطه با تنوع اشکال حیات و تغییر انواع موجودات زنده و تکامل انسان، ضمن نقد نظرات داروین که اصل تبدیل انواع را از اصل تکامل استنتاج کرده، به اصل تکامل و پیوستگی کلیه موجودات تأکید دارد و معتقد است خلقت تدریجی موجودات و پیوستگی و تکامل آنها، یکی از اصول مسلم نظام کائنات است.
📌بدون شک پذیرش چنین نظریهای در مورد تکامل تدریجی و پیوستگی موجودات و گزینش انسان و دادن عقل و آزادی به وی در مواضع سیاسی و اجتماعی سحابی بیتأثیر نبود. بهطوری که میتوان گفت با تأثیر از این اندیشه بود که راه تکامل را، راه رشد و دسترسی به جامعه مبتنی بر قانون و در نهایت، دستیابی به استقلال، آزادی و عدالت میداند./ ایرنا پلاس
متن کامل مصاحبه را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3ek4pZR
جان آگه با #فرهیختگان
گفتگو با سمیه اسکندری
📌 در جریان شکلگیری انقلاب، محور اصلی دغدغه سحابی حاکمیت ملت بود. تا جاییکه در سال ۵۷ در بیانیه ۱۴ آبان، پذیرش رهبری امام را به اتکای حمایت و رای اکثریت قاطع ملت میداند و علیرغم تأکید به اسلامیت و ایرانیت، معتقد به جدایی دین از دولت و قدرت بود.
📌 عملکرد سیاسی دکتر سحابی را باید در قالب فعالیتهای حزبی مورد بررسی قرار داد. از جمله، مشارکت ایشان در تأسیس جمعیت دفاع از آزادی، حضور در صحن مجلس اول شورای اسلامی بهعنوان منتخب مردم تهران، مسئله تسخیر سفارت آمریکا، جنگ تحمیلی، دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری از جمله این موارد است.
📌آنچه مسلم است، سحابی از موضع یک ناصح هیچگاه از بیان عقاید خود درباره رویدادهای زمان خود، چه در قالب صدور بیانیه یا انتشار نامه و اطلاعیه باز نایستاد و این تلاشهای او در قالب وظیفه شرعی امر به معروف و نهی از منکر، که منبعث تفکر دینی وی بود، قابل تفسیر است.
📌 سحابی را بیشتر میتوان از سلاله اصلاحطلبان دانست. چراکه مشی وی معتدل و مبتنی بر قانون بود. دکتر سحابی از اقدامات خشونتآمیز و تند و غیرقانونی بهشدت پرهیز میکردند؛ چرا که معتقد بودند اصلاحات امری درازمدت، تدریجی و مستمر است.
📌دکتر سحابی با مطالعه آیات متعدد قرآن در رابطه با تنوع اشکال حیات و تغییر انواع موجودات زنده و تکامل انسان، ضمن نقد نظرات داروین که اصل تبدیل انواع را از اصل تکامل استنتاج کرده، به اصل تکامل و پیوستگی کلیه موجودات تأکید دارد و معتقد است خلقت تدریجی موجودات و پیوستگی و تکامل آنها، یکی از اصول مسلم نظام کائنات است.
📌بدون شک پذیرش چنین نظریهای در مورد تکامل تدریجی و پیوستگی موجودات و گزینش انسان و دادن عقل و آزادی به وی در مواضع سیاسی و اجتماعی سحابی بیتأثیر نبود. بهطوری که میتوان گفت با تأثیر از این اندیشه بود که راه تکامل را، راه رشد و دسترسی به جامعه مبتنی بر قانون و در نهایت، دستیابی به استقلال، آزادی و عدالت میداند./ ایرنا پلاس
متن کامل مصاحبه را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3ek4pZR
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
مردی در سایه بازرگان
۲۳ فروردین سالگرد درگذشت دکتر یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی ایران است؛ کسی که در تمام عمر سیاسی و فکریاش در سایه نام مهندس بازرگان قرار داشت و کمتر به وجوه فکری و شخصیتی وی پرداخته شد. آنچه در پی میآید، گفتوگوی ایرناپلاس با سمیه اسکندری، پژوهشگر…
پیامبران هم میفهمیدهاند
ترجیح میدهم کوشش معنایابانه خود را که قدمتی ۲۰ ساله دارد «الهیات تفهمی» بنامم تا «الهیات تفسیری»... تفسیر انواع گوناگون تفهمی و غیرتفهمی دارد و آنچه من در کوششهای علمیام با دقت و تأمل فراوان آن را تعقیب میکنم، نوع تفهمی آن است... در الهیات تفهمی خدا «معنای معناها» ست و من گاهی به صورت اجمال و گاهی به صورت تفصیل این موضوع را شرح کردهام...
در الهیات تفهمی موضوع دعوت نبوت و رسالت پیامبران هم از سنخ و جنس تفهم است. به شهادت کتب منسوب به پیامبران و رسولان الهی که فعلاً در دسترس ماست آنچه را که آنان با مخاطبان خود در میان گذاشته اند و آنها را به تأمل در آن دعوت کردهاند از جنس و سنخ امور فهمیدنی (تفهمی) بوده است.
انسانها تنها در مواردی میتوانند دیگران را به فهمیدن یک موضوع دعوت کنند که نخست خود، آن موضوع را فهمیده باشند. تنها «فهمیده شدهها» هستند که ممکن است از سوی انسانهای دیگر هم فهمیده شوند. اگر کسی به حقیقتهایی غیر از حقیقتهای تفهمی رسیده باشد نمیتواند از دیگران بخواهد آن حقیقت غیرتفهمی را فهم کنند. فهم پسین همیشه از فهم پیشین سیراب میشود.
پیامبران و رسولان چون به فهم امور فهمیده شدنی دعوت کردهاند لاجرم آنها خود فهمی از آن داشته اند. بدین ترتیب در الهیات تفهمی معنای نبوت و رسالت جز این نیست که پیامبران و رسولان انسانهایی بودهاند که از مخاطبان خود خواستهاند آنچه را که آنها فهمیده اند آن مخاطبان هم بفهمند. این که در تجربه پیامبران و رسولان از یک امداد الهی (وحی) سخن به میان آمده که تفهم آنها را ممکن میساخته و یا اینکه آنها حالات معنوی ویژهای داشته اند اصل این مطلب را که آنچه آنها به دیگران عرضه میکردند خود آنرا میفهمیده اند، تغییر نمیدهد.
نزاع الهیات تفهمی با الهیات جزمیتگرا بویژه الهیات فقیهان در این است که متفهمان میگویند چون آنچه را پیامبر اسلام به مخاطبان خود عرضه کرده به شهادت متن قرآن از جنس و سنخ امور فهمیدنی است لاجرم مخاطبان آن حضرت در عصر حاضر باید آن را با کوشش تفهمی به فهم خود در آورند و غیر از این ممکن نیست.
حال اگر قرار بر این است که مخاطبان آن پیامبر در عصر حاضر فهمیده شدههای او را که در قرآن و حدیث آمده بفهمند، هیچ گریزی از این نیست که آنچه را که در عصر حاضر دربارۀ فهم و تفهم و چگونه ممکن شدن آن در میان فیلسوفان مطرح است مد نظر قرار دهند و این آن تحول بزرگ است که باید در جهان اسلام اتفاق بیفتد، اما متاسفانه علمای رسمی دین و بویژه فقیهان با بکار گیری تمام قدرت و امکانات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود از وقوع آن تحول اساسی جلوگیری میکنند، چه خود از آن آگاه باشند چه نه. آنها کوشش میکنند با یک سلسله وصله پینههای فقهی و افتائی پارهای از مشکلات خطیر زیستن مسلمانان در جهان حاضر را حل و فصل کنند، اما اینها ره به جایی نخواهد برد و من بیم آن دارم که در آیندهای نه چندان دور مسلمانان کشورهای اسلامی در گردابها و پیچ و خم های پر تلاطم زیستن در جهان مدرن غرق شوند.
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
(سعدی)
مجتهد شبستری
گزیده ی از مقاله «الهیات تفهمی»
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ترجیح میدهم کوشش معنایابانه خود را که قدمتی ۲۰ ساله دارد «الهیات تفهمی» بنامم تا «الهیات تفسیری»... تفسیر انواع گوناگون تفهمی و غیرتفهمی دارد و آنچه من در کوششهای علمیام با دقت و تأمل فراوان آن را تعقیب میکنم، نوع تفهمی آن است... در الهیات تفهمی خدا «معنای معناها» ست و من گاهی به صورت اجمال و گاهی به صورت تفصیل این موضوع را شرح کردهام...
در الهیات تفهمی موضوع دعوت نبوت و رسالت پیامبران هم از سنخ و جنس تفهم است. به شهادت کتب منسوب به پیامبران و رسولان الهی که فعلاً در دسترس ماست آنچه را که آنان با مخاطبان خود در میان گذاشته اند و آنها را به تأمل در آن دعوت کردهاند از جنس و سنخ امور فهمیدنی (تفهمی) بوده است.
انسانها تنها در مواردی میتوانند دیگران را به فهمیدن یک موضوع دعوت کنند که نخست خود، آن موضوع را فهمیده باشند. تنها «فهمیده شدهها» هستند که ممکن است از سوی انسانهای دیگر هم فهمیده شوند. اگر کسی به حقیقتهایی غیر از حقیقتهای تفهمی رسیده باشد نمیتواند از دیگران بخواهد آن حقیقت غیرتفهمی را فهم کنند. فهم پسین همیشه از فهم پیشین سیراب میشود.
پیامبران و رسولان چون به فهم امور فهمیده شدنی دعوت کردهاند لاجرم آنها خود فهمی از آن داشته اند. بدین ترتیب در الهیات تفهمی معنای نبوت و رسالت جز این نیست که پیامبران و رسولان انسانهایی بودهاند که از مخاطبان خود خواستهاند آنچه را که آنها فهمیده اند آن مخاطبان هم بفهمند. این که در تجربه پیامبران و رسولان از یک امداد الهی (وحی) سخن به میان آمده که تفهم آنها را ممکن میساخته و یا اینکه آنها حالات معنوی ویژهای داشته اند اصل این مطلب را که آنچه آنها به دیگران عرضه میکردند خود آنرا میفهمیده اند، تغییر نمیدهد.
نزاع الهیات تفهمی با الهیات جزمیتگرا بویژه الهیات فقیهان در این است که متفهمان میگویند چون آنچه را پیامبر اسلام به مخاطبان خود عرضه کرده به شهادت متن قرآن از جنس و سنخ امور فهمیدنی است لاجرم مخاطبان آن حضرت در عصر حاضر باید آن را با کوشش تفهمی به فهم خود در آورند و غیر از این ممکن نیست.
حال اگر قرار بر این است که مخاطبان آن پیامبر در عصر حاضر فهمیده شدههای او را که در قرآن و حدیث آمده بفهمند، هیچ گریزی از این نیست که آنچه را که در عصر حاضر دربارۀ فهم و تفهم و چگونه ممکن شدن آن در میان فیلسوفان مطرح است مد نظر قرار دهند و این آن تحول بزرگ است که باید در جهان اسلام اتفاق بیفتد، اما متاسفانه علمای رسمی دین و بویژه فقیهان با بکار گیری تمام قدرت و امکانات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود از وقوع آن تحول اساسی جلوگیری میکنند، چه خود از آن آگاه باشند چه نه. آنها کوشش میکنند با یک سلسله وصله پینههای فقهی و افتائی پارهای از مشکلات خطیر زیستن مسلمانان در جهان حاضر را حل و فصل کنند، اما اینها ره به جایی نخواهد برد و من بیم آن دارم که در آیندهای نه چندان دور مسلمانان کشورهای اسلامی در گردابها و پیچ و خم های پر تلاطم زیستن در جهان مدرن غرق شوند.
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
(سعدی)
مجتهد شبستری
گزیده ی از مقاله «الهیات تفهمی»
#فرهیختگان صدای فرزانگان
روزنامه «بیلد» آلمان خطاب به رهبر چین کمونیست: شما، جهان را به فاجعه کشاندید
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
شیب مقهور قدرت شدن!
مسیح مهاجری
🔸درست است که قدرت، چشمها و گوشها را میبندد و کسانی که به قدرت میرسند معمولاً فراموش میکنند که چگونه و برای چه به قدرت رسیدهاند و به همین دلیل از موضع قدرت با دیگران مواجه میشوند و دیگر خدا را بنده نیستند، ولی هنوز خوشبختانه هستند کسانی که قدرت نتوانسته آنها را به تسخیر خود درآورد و اسیر و بنده خود کند.
🔹در خبرها دیدیم و خواندیم که آقای «قیس سعید» رئیسجمهور جدید تونس، شخصاً موادغذائی بستهبندی شده در کارتنها را بر دوش کشید و میان نیازمندان کشورش توزیع کرد. اطرافیان خواستند مانع شوند و او را از این کار منع کنند ولی او علاوه بر اینکه به اصرار آنها اعتنا نکرد، نکته مهمی خطاب به آنان گفت که برای عموم مردم در کشورهای مختلف بسیار پرجاذبه است و تحسین همگان را برانگیخت و به سرعت به رسانههای دیداری، شنیداری، مکتوب و فضای مجازی راه یافت. او با استناد به سیره و فرمایشات امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام گفت: «حضرت در یکی از شبها که در شهر برای اطلاع از حال مردم به گشتزنی مشغول بود صدای زنی را شنید که با خدا درددل میکرد و میگفت «بر تمام شئون زندگی ما حاکم شده ولی ما را رها کرده است.» حضرت با شنیدن این سخن، به خزانه بیتالمال مراجعه کرد و مقداری گندم برداشت و به راه افتاد تا برای آن زن ببرد. شخصی که همراه حضرت بود در صدد برآمد آن گندم را بر دوش خود بگذارد و با علی علیهالسلام به مکان آن زن ببرد ولی حضرت اجازه ندادند و گندم را بر دوش خود گذاشتند و به راه افتادند و به شخص همراه خود گفتند:
🔸آیا در روز قیامت هم به جای من بار مسئولیت مرا بر دوش خواهی کشید؟» رئیسجمهور تونس سپس کارتنها را با دست خود میان نیازمندان توزیع کرد.
🔹شاید آقای قیس سعید، تنها رئیسجمهوری باشد که با چنین روحیهای قدرت را در یک کشور اسلامی در دست دارد. سابقه زندگی و عملکرد و مواضع او نیز نشاندهنده همین روحیه مردمی و مقهور قدرت نشدن است. او که ۶۲ ساله است، یک استاد قانون اساسی در دانشگاه بود که در ۲۲ مهر سال گذشته با آراء بالای مردم تونس به ریاست جمهوری انتخاب شد و با اینکه فردی مستقل است، به دلیل عملکرد خوبی که در کارنامه خود دارد مورد حمایت جناحها و احزاب مختلف قرار گرفت و تاکنون توانسته با موفقیت به وظایف خود عمل کند. هرچند هنوز بیش از ۶ ماه از رسیدن او به قدرت نگذشته ولی آنچه در کارنامه همین نیمساله خود به ثبت رسانده نشاندهنده اینست که هنوز اجازه نداده است قدرت بر او سوار شود و توانسته این اسب مست طغیانگر را مهار کند.
🔸در ایران، وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همین روحیه بر دولتمردان مستولی بود و تلاش امام خمینی نیز این بود که مسئولین را به حفظ و تقویت این ویژگی تشویق نماید. آنهمه تذکر که ایشان به مسئولین میدادند و به آنها یادآوری میکردند که شما را این مردم از گوشه زندانها یا از کنج خانههایتان به این منصبها رساندهاند و شما باید مردم را ولینعمتهای خود بدانید و هرگز از آنها جدا نشوید، برای این بود که آنها مقهور قدرت نشوند و اجازه ندهند اسب قدرت بر آنها سوار شود. تزکیه نفس، تکیه کلام امام خمینی در تمام ۱۰ سال رهبری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان اصلیترین توصیه به دولتمردان بود تا آنها همواره توجه داشته باشند که «حبالدنیا رأس کل خطیئه».
🔹قطعاً نمیتوان ادعا کرد که در میان مسئولین ردههای مختلف نظام جمهوری اسلامی افراد مهذبی که مهار اسب قدرت را در اختیار داشته باشند، وجود ندارند، ولی میتوان گفت اولاً چنین افرادی به نسبت اقتضای ماهیت نظام جمهوری اسلامی که مدعی پیروی از حضرت علی علیهالسلام است بسیار کم داریم و ثانیاً شیب مقهور قدرت شدن در سطح مسئولین ما نگرانکننده است. اگر نصیحتها و موعظهها تاکنون نتوانستهاند به ما بفهمانند که مرام علی علیهالسلام، فاصله گرفتن از مردم نبود، شاید عبرتهای برجای مانده از کرونا بتوانند ما را متحول کنند تا این واقعیت را درک کنیم که شیعه علی باید لااقل به اندازه قیس سعید، ملتزم به سیره علی علیهالسلام باشد./ روزنامه جمهوری اسلامی
جان آگه با #فرهیختگان
مسیح مهاجری
🔸درست است که قدرت، چشمها و گوشها را میبندد و کسانی که به قدرت میرسند معمولاً فراموش میکنند که چگونه و برای چه به قدرت رسیدهاند و به همین دلیل از موضع قدرت با دیگران مواجه میشوند و دیگر خدا را بنده نیستند، ولی هنوز خوشبختانه هستند کسانی که قدرت نتوانسته آنها را به تسخیر خود درآورد و اسیر و بنده خود کند.
🔹در خبرها دیدیم و خواندیم که آقای «قیس سعید» رئیسجمهور جدید تونس، شخصاً موادغذائی بستهبندی شده در کارتنها را بر دوش کشید و میان نیازمندان کشورش توزیع کرد. اطرافیان خواستند مانع شوند و او را از این کار منع کنند ولی او علاوه بر اینکه به اصرار آنها اعتنا نکرد، نکته مهمی خطاب به آنان گفت که برای عموم مردم در کشورهای مختلف بسیار پرجاذبه است و تحسین همگان را برانگیخت و به سرعت به رسانههای دیداری، شنیداری، مکتوب و فضای مجازی راه یافت. او با استناد به سیره و فرمایشات امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام گفت: «حضرت در یکی از شبها که در شهر برای اطلاع از حال مردم به گشتزنی مشغول بود صدای زنی را شنید که با خدا درددل میکرد و میگفت «بر تمام شئون زندگی ما حاکم شده ولی ما را رها کرده است.» حضرت با شنیدن این سخن، به خزانه بیتالمال مراجعه کرد و مقداری گندم برداشت و به راه افتاد تا برای آن زن ببرد. شخصی که همراه حضرت بود در صدد برآمد آن گندم را بر دوش خود بگذارد و با علی علیهالسلام به مکان آن زن ببرد ولی حضرت اجازه ندادند و گندم را بر دوش خود گذاشتند و به راه افتادند و به شخص همراه خود گفتند:
🔸آیا در روز قیامت هم به جای من بار مسئولیت مرا بر دوش خواهی کشید؟» رئیسجمهور تونس سپس کارتنها را با دست خود میان نیازمندان توزیع کرد.
🔹شاید آقای قیس سعید، تنها رئیسجمهوری باشد که با چنین روحیهای قدرت را در یک کشور اسلامی در دست دارد. سابقه زندگی و عملکرد و مواضع او نیز نشاندهنده همین روحیه مردمی و مقهور قدرت نشدن است. او که ۶۲ ساله است، یک استاد قانون اساسی در دانشگاه بود که در ۲۲ مهر سال گذشته با آراء بالای مردم تونس به ریاست جمهوری انتخاب شد و با اینکه فردی مستقل است، به دلیل عملکرد خوبی که در کارنامه خود دارد مورد حمایت جناحها و احزاب مختلف قرار گرفت و تاکنون توانسته با موفقیت به وظایف خود عمل کند. هرچند هنوز بیش از ۶ ماه از رسیدن او به قدرت نگذشته ولی آنچه در کارنامه همین نیمساله خود به ثبت رسانده نشاندهنده اینست که هنوز اجازه نداده است قدرت بر او سوار شود و توانسته این اسب مست طغیانگر را مهار کند.
🔸در ایران، وقتی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، همین روحیه بر دولتمردان مستولی بود و تلاش امام خمینی نیز این بود که مسئولین را به حفظ و تقویت این ویژگی تشویق نماید. آنهمه تذکر که ایشان به مسئولین میدادند و به آنها یادآوری میکردند که شما را این مردم از گوشه زندانها یا از کنج خانههایتان به این منصبها رساندهاند و شما باید مردم را ولینعمتهای خود بدانید و هرگز از آنها جدا نشوید، برای این بود که آنها مقهور قدرت نشوند و اجازه ندهند اسب قدرت بر آنها سوار شود. تزکیه نفس، تکیه کلام امام خمینی در تمام ۱۰ سال رهبری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان اصلیترین توصیه به دولتمردان بود تا آنها همواره توجه داشته باشند که «حبالدنیا رأس کل خطیئه».
🔹قطعاً نمیتوان ادعا کرد که در میان مسئولین ردههای مختلف نظام جمهوری اسلامی افراد مهذبی که مهار اسب قدرت را در اختیار داشته باشند، وجود ندارند، ولی میتوان گفت اولاً چنین افرادی به نسبت اقتضای ماهیت نظام جمهوری اسلامی که مدعی پیروی از حضرت علی علیهالسلام است بسیار کم داریم و ثانیاً شیب مقهور قدرت شدن در سطح مسئولین ما نگرانکننده است. اگر نصیحتها و موعظهها تاکنون نتوانستهاند به ما بفهمانند که مرام علی علیهالسلام، فاصله گرفتن از مردم نبود، شاید عبرتهای برجای مانده از کرونا بتوانند ما را متحول کنند تا این واقعیت را درک کنیم که شیعه علی باید لااقل به اندازه قیس سعید، ملتزم به سیره علی علیهالسلام باشد./ روزنامه جمهوری اسلامی
جان آگه با #فرهیختگان
اثر زهرا رهنورد بانوی محصور؛ تقديم به پزشكان، پرستاران و كادرهای درمانی در روزهاى سخت كرونايى
#فرهیختگان، صدای آزادگی
#فرهیختگان، صدای آزادگی
♦ بیپرده و صریح از منافع ملی دفاع کنیم
ابراهیم اسکافی
🔹مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد. این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار سازد. این یادداشت ابتدا ادّعاها و فرضیات نویسنده را که در سه یادداشت اخیر او آمده است، تشریح کرده و سپس آنان را بررسی میکند.
🔸نویسنده در یادداشتی با عنوان «جدال بر سر منافع مردم یا منافع حکومتها؟» که بنا است بار فلسفی ماجرا را بر دوش بکشد، «منافع ملی» را زیر سؤال برده و «منافع تمام بشریت» را جایگزین آن ساخته و از سوی دیگر «جهانوطنی» را جایگزین «ملیگرایی» میکند تا هیچ دلیلی برای مبارزه با تحریم علیه ایران باقی نماند. میگوید «در تعهد روشنفکری، استدلالهای ناسیونالیستی نمیتوانند جایگاهی داشته باشند.» در واقع میگوید در کنار گذاشتن ملیگرایی تنها نیست و روشنفکران جهان پشتیبان نظری او هستند.
🔹در یادداشت دیگری با عنوان «شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار» استدلال میکند که ما در دورهای هستیم که دولتهای مدرن بهوجود آمدند، و احتمالاً نویسنده از این دولتهای مدرن دوست دارد، اما ویژگی این دولتها این است که اگر بودجهشان شفاف نباشد، نمایندهٔ مردم نیستند و مشروعیت ندارند. نویسنده چون هنوز به خواستهاش که «دولت مدرن» است دست نیافته پس شهروند دولت مدرن نیست و نتیجهٔ نهایی اینکه موضوع تحریم اصلاً جای بحث ندارد.
🔸آیا عصر روشنگری دستاورد سیاسی از نوع جهانوطنی یا اومانیسم داشت؟ انسان عصر روشنگری به محض آنکه قدرت و فناوری لازم را به دست آورد برای تصاحب منابع دیگران، دست به استعمارگری زد، منابع دیگران را غارت کرد، به صنعت بردهداری روی آورد، نژادپرستی را مبنای حکومت قرار داد و تا اواسط قرن بیستم زنها را شهروندان درجه دوم تلقی نمود. عصر روشنگری صرفاً تلاشی بود برای عقب راندن مذهب و بها دادن به علم و هنر.
🔹میرحسین موسوی با آنکه اعتقاد داشت در انتخابات ۸۸ تقلب صورت گرفته است، رییس دولت را بهعنوان دستکم رییس دستگاه دیوانسالاری کشور به رسمیت شناخت تا از دولت بخواهد که پاسخگوی عملکرد خودش بوده و به حقوق مردم رسیدگی کند.(۹) زمانی میتوان از دولت دست کشید و هرگونه همکاری با آن را تقبیح نمود و موضع قهرآمیز نسبت به آن اتخاذ نمود که دیگر تنها در انتظار اضمحلال نظام سیاسی باشیم.
🔸اما اگر هدف واقعی ما پاسخگویی دولت و شفافیت در بودجه است، این مهم ماحصل فرایند دمکراتیزاسیونی است که با مبارزات پیگیر به دست میآید، این فرایند از طریق مداخله در سیاست و مشارکت در آن پیشرفت میکند. بیرون کشیدن از فضای سیاست و نظارهگر بودن دستاوردی نخواهد داشت. گذار به دموکراسی فرایندی یکشبه نیست. ضمن اینکه اگر بنا بر ساختن جامعهای پویا و دمکراتیک باشد، شهروندان نیز باید فارغ از دولت مسئولیتپذیر بوده و برای تأمین منافع ملی و خدمت به جامعه کوشا باشند.
🔹شاید بیش از هر متن دیگری یادداشت میرحسین موسوی در مورد صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، در سالهای آغاز جنبش سبز به وضعیت کنونی ما نزدیکتر باشد. در آن بیانیه به آثار ویرانگر این بیانیه بر اقتصاد کشور و بیکفایتی دولتمردانی که تحریمها را کاغذپاره میخواندند تأکید زیادی دارد. ترجیعبند آن یادداشت منافع ملی است.
متن کامل مقاله:
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-04-14-2
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ابراهیم اسکافی
🔹مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد. این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار سازد. این یادداشت ابتدا ادّعاها و فرضیات نویسنده را که در سه یادداشت اخیر او آمده است، تشریح کرده و سپس آنان را بررسی میکند.
🔸نویسنده در یادداشتی با عنوان «جدال بر سر منافع مردم یا منافع حکومتها؟» که بنا است بار فلسفی ماجرا را بر دوش بکشد، «منافع ملی» را زیر سؤال برده و «منافع تمام بشریت» را جایگزین آن ساخته و از سوی دیگر «جهانوطنی» را جایگزین «ملیگرایی» میکند تا هیچ دلیلی برای مبارزه با تحریم علیه ایران باقی نماند. میگوید «در تعهد روشنفکری، استدلالهای ناسیونالیستی نمیتوانند جایگاهی داشته باشند.» در واقع میگوید در کنار گذاشتن ملیگرایی تنها نیست و روشنفکران جهان پشتیبان نظری او هستند.
🔹در یادداشت دیگری با عنوان «شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار» استدلال میکند که ما در دورهای هستیم که دولتهای مدرن بهوجود آمدند، و احتمالاً نویسنده از این دولتهای مدرن دوست دارد، اما ویژگی این دولتها این است که اگر بودجهشان شفاف نباشد، نمایندهٔ مردم نیستند و مشروعیت ندارند. نویسنده چون هنوز به خواستهاش که «دولت مدرن» است دست نیافته پس شهروند دولت مدرن نیست و نتیجهٔ نهایی اینکه موضوع تحریم اصلاً جای بحث ندارد.
🔸آیا عصر روشنگری دستاورد سیاسی از نوع جهانوطنی یا اومانیسم داشت؟ انسان عصر روشنگری به محض آنکه قدرت و فناوری لازم را به دست آورد برای تصاحب منابع دیگران، دست به استعمارگری زد، منابع دیگران را غارت کرد، به صنعت بردهداری روی آورد، نژادپرستی را مبنای حکومت قرار داد و تا اواسط قرن بیستم زنها را شهروندان درجه دوم تلقی نمود. عصر روشنگری صرفاً تلاشی بود برای عقب راندن مذهب و بها دادن به علم و هنر.
🔹میرحسین موسوی با آنکه اعتقاد داشت در انتخابات ۸۸ تقلب صورت گرفته است، رییس دولت را بهعنوان دستکم رییس دستگاه دیوانسالاری کشور به رسمیت شناخت تا از دولت بخواهد که پاسخگوی عملکرد خودش بوده و به حقوق مردم رسیدگی کند.(۹) زمانی میتوان از دولت دست کشید و هرگونه همکاری با آن را تقبیح نمود و موضع قهرآمیز نسبت به آن اتخاذ نمود که دیگر تنها در انتظار اضمحلال نظام سیاسی باشیم.
🔸اما اگر هدف واقعی ما پاسخگویی دولت و شفافیت در بودجه است، این مهم ماحصل فرایند دمکراتیزاسیونی است که با مبارزات پیگیر به دست میآید، این فرایند از طریق مداخله در سیاست و مشارکت در آن پیشرفت میکند. بیرون کشیدن از فضای سیاست و نظارهگر بودن دستاوردی نخواهد داشت. گذار به دموکراسی فرایندی یکشبه نیست. ضمن اینکه اگر بنا بر ساختن جامعهای پویا و دمکراتیک باشد، شهروندان نیز باید فارغ از دولت مسئولیتپذیر بوده و برای تأمین منافع ملی و خدمت به جامعه کوشا باشند.
🔹شاید بیش از هر متن دیگری یادداشت میرحسین موسوی در مورد صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، در سالهای آغاز جنبش سبز به وضعیت کنونی ما نزدیکتر باشد. در آن بیانیه به آثار ویرانگر این بیانیه بر اقتصاد کشور و بیکفایتی دولتمردانی که تحریمها را کاغذپاره میخواندند تأکید زیادی دارد. ترجیعبند آن یادداشت منافع ملی است.
متن کامل مقاله:
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-04-14-2
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
بیپرده و صریح از منافع ملّی دفاع کنیم
پاسخی به یادداشتهای آرمان امیری در خصوص تحریمهای اقتصادی ✒ابراهیم اسکافی مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد.(۱) این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار…
سندرم سوگ ابرازنیافته
سخنگوی وزارت بهداشت گفته در این ایام کرونازده نگران شیوع «سندرم سوگ ابرازنیافته» در میان مردم هستیم. این نگرانی بجا نیست. ملت ایران همزاد و همزیست با «سوگهای ابرازنیافته» است و در برابر آن کرخت و ایمن شده است. ازبس بغض خود را فرو برده؛ ازبس راه فریاد نداشته؛ ازبس مجال آه نداشته، عادت کرده است به درخویشگریستن. عادت کرده ابرهای همهعالم شبوروز در دلش بگرید. عادت کرده سرّ دلبران را در حدیث دیگران بجوید و در سوگ سیاوش نه بر سر بریدۀ سیاوش که بر داغ خود بگرید. بر مظلومیت و بیپناهی خود بگرید. بر سرنوشت سیاه و تباه خود بگرید.
سایه میگفت مرتضی کیوان را کشتند. گورش را محو کردند و به جایش سرو کاشتند تا دیگر نشانی هم از او نماند. پوری سلطانی سالها با «سوگ ابرازنیافته» مرتضی کیوان زیست و در خود گریست:
ساحت گور تو سروستان شد
ای عزیز دل من!
تو کدامین سروی؟
دکتر مصدق که درگذشت شاه نگذاشت پیرمرد در جایی که وصیت کرده بود، دفن شود. کسی نتوانست در سوگ ساکت مصدق بنالد. ایرج افشار خوددارمردی بود. این مرد خوددار وقتی امکان گفتار یافت اولین مقالههایی که در گیرودار انقلاب نوشت، دربارۀ مصدق و کیوان بود. خواست سوگ بردلمانده را ابراز کند...
در سوگت اى درختِ تناور
ما را
حتى امانِ گريه ندادند.
«سوگ ابرازنشده» سرنوشت ماست. ما مردم دفن شبانه و گورهای سروستانشده هستیم. ما مردم «انگار در من گریه میکرد ابر» هستیم.
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سخنگوی وزارت بهداشت گفته در این ایام کرونازده نگران شیوع «سندرم سوگ ابرازنیافته» در میان مردم هستیم. این نگرانی بجا نیست. ملت ایران همزاد و همزیست با «سوگهای ابرازنیافته» است و در برابر آن کرخت و ایمن شده است. ازبس بغض خود را فرو برده؛ ازبس راه فریاد نداشته؛ ازبس مجال آه نداشته، عادت کرده است به درخویشگریستن. عادت کرده ابرهای همهعالم شبوروز در دلش بگرید. عادت کرده سرّ دلبران را در حدیث دیگران بجوید و در سوگ سیاوش نه بر سر بریدۀ سیاوش که بر داغ خود بگرید. بر مظلومیت و بیپناهی خود بگرید. بر سرنوشت سیاه و تباه خود بگرید.
سایه میگفت مرتضی کیوان را کشتند. گورش را محو کردند و به جایش سرو کاشتند تا دیگر نشانی هم از او نماند. پوری سلطانی سالها با «سوگ ابرازنیافته» مرتضی کیوان زیست و در خود گریست:
ساحت گور تو سروستان شد
ای عزیز دل من!
تو کدامین سروی؟
دکتر مصدق که درگذشت شاه نگذاشت پیرمرد در جایی که وصیت کرده بود، دفن شود. کسی نتوانست در سوگ ساکت مصدق بنالد. ایرج افشار خوددارمردی بود. این مرد خوددار وقتی امکان گفتار یافت اولین مقالههایی که در گیرودار انقلاب نوشت، دربارۀ مصدق و کیوان بود. خواست سوگ بردلمانده را ابراز کند...
در سوگت اى درختِ تناور
ما را
حتى امانِ گريه ندادند.
«سوگ ابرازنشده» سرنوشت ماست. ما مردم دفن شبانه و گورهای سروستانشده هستیم. ما مردم «انگار در من گریه میکرد ابر» هستیم.
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ولایت فقیه و خروج از قانون اساسی
سید مصطفی تاجزاده
📌درمورد ولایتفقیه مثل دیگر اصول قانون اساسی ما با دو موضوع مواجهیم؛ التزام و اعتقاد. بسیاری ولایتفقیه را قبول ندارند، اما به حاکمیت قانون و نیز قانون اساسی ملتزم هستند. پس باید از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند.
📌در قراداد اجتماعی لازم نیست تمام شهروندان یک کشور معتقد باشند نظام سیاسی حاکم بهترین است. مهم رعایت قوانین توسط همگان است.
📌به کسانی که ولایت فقیه را بهترین نظریه سیاسی و حکومتی میدانند، پیشنهاد میکنم خود آن را از قانون اساسی خارج کنند تا بهعنوان یک نظریه سیاسی مهم باقی بماند.
📌از زمانی که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد، که به نظر من بزرگترین اشتباه ما بود، جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون تبدیل شد و مشکلات بسیاری پدید آمد.
📌ساختار سیاسی ما از یک دوگانگی رنج میبرد. مردم به رییسجمهوری با وعدههای خاصی رای میدهند ولی رهبر اجرای عکس آن وعدهها را انتظار دارد.
📌یا باید اختیارات و وظایف رئیسجمهور را به رهبر بدهیم و او را انتخابی، پاسخگو و مدتدار کنیم یا اختیارات و تکالیف ولیفقیه را به رییسجمهور دهیم.
📌روحانیون بهمیزانی که با مردم صمیمی و نزدیک شوند، بههمان میزان حکومتها مجبور به حرفشنوی از آنها خواهند بود.
📌روحانیون با واگذاری مسئولیت حکومت ضریب اثرگذاری خود را بالا خواهند برد و از گسترش دینگریزی جلوگیری خواهند کرد.
📌امروزه عراق با موج دینگریزی و روحانیتستیزی مواجه نیست با اینکه حرف اول را آیتالله سیستانی میزند، چراکه مسئولیت اداره جامعه با دولت و پارلمان است و تمام قشرها از دیندار تا سکولار در حکومت مشارکت دارند. مردم نیز خوب یا بد عملکرد حکومت را از افراد و احزاب میبینند نه از دین.
📌وجود ولایتفقیه در قانون اساسی یعنی مسئولیت حکومت با روحانیت است، پس محدودیتهای تحمیلی بر مردم و نیز قصور و تقصیرهای حکومت بهنام روحانیت نوشته میشود.
📌امروز در عراق آیتالله سیستانی مسئولیت ندارد چرا برخی خانمها بیحجاب هستند.
📌حکومت اسلامی بهمعنای اجرای اجباری احکام فقهی، همان اندیشه و الگوی طالبانی و داعشی است که میخواهد جامعه را با زور اسلامی کند. اما جمهوری اسلامی یعنی ارکان حکومت برخلاف دین گام برندارند و اگر قوانینی برخلاف اسلام تصویب شد، شورای نگهبان مانع آن شود.
📌ما مجازات دنیوی برای بسیاری از واجبهای فردی نداریم. هیچ فقیهی از شیعه یا سنی برای نخواندن نماز یا غیبتکردن یا عدم رعایت حجاب مجازات تعیین نکرده است.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
سید مصطفی تاجزاده
📌درمورد ولایتفقیه مثل دیگر اصول قانون اساسی ما با دو موضوع مواجهیم؛ التزام و اعتقاد. بسیاری ولایتفقیه را قبول ندارند، اما به حاکمیت قانون و نیز قانون اساسی ملتزم هستند. پس باید از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند.
📌در قراداد اجتماعی لازم نیست تمام شهروندان یک کشور معتقد باشند نظام سیاسی حاکم بهترین است. مهم رعایت قوانین توسط همگان است.
📌به کسانی که ولایت فقیه را بهترین نظریه سیاسی و حکومتی میدانند، پیشنهاد میکنم خود آن را از قانون اساسی خارج کنند تا بهعنوان یک نظریه سیاسی مهم باقی بماند.
📌از زمانی که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد، که به نظر من بزرگترین اشتباه ما بود، جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون تبدیل شد و مشکلات بسیاری پدید آمد.
📌ساختار سیاسی ما از یک دوگانگی رنج میبرد. مردم به رییسجمهوری با وعدههای خاصی رای میدهند ولی رهبر اجرای عکس آن وعدهها را انتظار دارد.
📌یا باید اختیارات و وظایف رئیسجمهور را به رهبر بدهیم و او را انتخابی، پاسخگو و مدتدار کنیم یا اختیارات و تکالیف ولیفقیه را به رییسجمهور دهیم.
📌روحانیون بهمیزانی که با مردم صمیمی و نزدیک شوند، بههمان میزان حکومتها مجبور به حرفشنوی از آنها خواهند بود.
📌روحانیون با واگذاری مسئولیت حکومت ضریب اثرگذاری خود را بالا خواهند برد و از گسترش دینگریزی جلوگیری خواهند کرد.
📌امروزه عراق با موج دینگریزی و روحانیتستیزی مواجه نیست با اینکه حرف اول را آیتالله سیستانی میزند، چراکه مسئولیت اداره جامعه با دولت و پارلمان است و تمام قشرها از دیندار تا سکولار در حکومت مشارکت دارند. مردم نیز خوب یا بد عملکرد حکومت را از افراد و احزاب میبینند نه از دین.
📌وجود ولایتفقیه در قانون اساسی یعنی مسئولیت حکومت با روحانیت است، پس محدودیتهای تحمیلی بر مردم و نیز قصور و تقصیرهای حکومت بهنام روحانیت نوشته میشود.
📌امروز در عراق آیتالله سیستانی مسئولیت ندارد چرا برخی خانمها بیحجاب هستند.
📌حکومت اسلامی بهمعنای اجرای اجباری احکام فقهی، همان اندیشه و الگوی طالبانی و داعشی است که میخواهد جامعه را با زور اسلامی کند. اما جمهوری اسلامی یعنی ارکان حکومت برخلاف دین گام برندارند و اگر قوانینی برخلاف اسلام تصویب شد، شورای نگهبان مانع آن شود.
📌ما مجازات دنیوی برای بسیاری از واجبهای فردی نداریم. هیچ فقیهی از شیعه یا سنی برای نخواندن نماز یا غیبتکردن یا عدم رعایت حجاب مجازات تعیین نکرده است.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
اندر اخلاق ویرایش و شناختن حقوق ویراستار
✅هنوز بسیاری از ناشران، خصوصاً ناشران معروف، از نامبردن از ویراستار در شناسنامۀ کتاب، ابا دارند؛ بهویژه وقتی کتاب به صاحباثری کهنهکار و پرآوازه متعلق باشد. در این اوضاع، دیدن نام ویراستار در شناسنامۀ کتابی که حسن کامشادِ سالخورده و کارکشته ترجمه کرده، بهراستی تحسینبرانگیز است. چه خوب است که این اخلاقمداری جا بیفتد و حقوق معنوی تمام دستاندرکارانِ کتاب به رسمیت شناخته شود.
محمد یوسفیشیرازی
جان آگه با #فرهیختگان
✅هنوز بسیاری از ناشران، خصوصاً ناشران معروف، از نامبردن از ویراستار در شناسنامۀ کتاب، ابا دارند؛ بهویژه وقتی کتاب به صاحباثری کهنهکار و پرآوازه متعلق باشد. در این اوضاع، دیدن نام ویراستار در شناسنامۀ کتابی که حسن کامشادِ سالخورده و کارکشته ترجمه کرده، بهراستی تحسینبرانگیز است. چه خوب است که این اخلاقمداری جا بیفتد و حقوق معنوی تمام دستاندرکارانِ کتاب به رسمیت شناخته شود.
محمد یوسفیشیرازی
جان آگه با #فرهیختگان
کرونا و دوراهی نان و جان
محمد باقر تاج الدین
✅تداوم حضور ویروس کرونا در کشور بخش قابل توجهی از شهروندان را در دو راهی نان و جان قرار داده است به گونه ای که حالا بعد از مدتی تحمل کردن و در قرنطینه خانگی ماندن و قرار گرفتن در این دو راهی بالاخره نان را بر جان ترجیح داده اند و برای تهیه لقمه ای نان دل به دریا زده اند و بر سر کسب و کارهای خود بازگشته اند و با خود گفته اند که بادا باد هر چه می خواهد بشود بشود!!! وقتی در سفره نانی نیست، وقتی اعضای خانواده گرسته هستند، وقتی اقساط ماهانه عقب مانده، وقتی اجاره خانه و مغازه به تأخیر افتاده است، وقتی پولی در بساط نیست، وقتی هزینه ها زیاد شده و توان پوشش هزینه ها وجود ندارد به جز رفتن بر سر کار برای رسیدن به نان دیگر چه می توان کرد؟!!
✳️مطابق با جدید ترین نظرسنجی صورت گرفته توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران(ایسپا) که در تاریخ 27 فروردین ماه 1399 صورت گرفته است شیوع ویروس کرونا موجب کاهش درآمد 7/50 درصد افراد شده است، 7/41 درصد کسب و کارشان تعطیل شده است و 5/13 درصد شغلشان را از دست دادهاند(سایت انتخاب). به نظر می رسد که نتایج این تحقیق آن قدر نگران کننده باشد که حالا این درصد قابل توجه از جمعیت برای نان شان فکری بکنند.
✅حالا تو گویی که دست کم برای مدت زمانی هرچند کوتاه جان ارزشش از نان کم تر شده است تا از قِبَلِ به دست آوردن نان دوباره جان ارزشی بیابد و برای حفظ اَش کوشش نمود. بنابراین جان فدای نان می شود تا مگر روزی دیگر نان را فدای جان کنند چرا که تا چه زمانی باید این گونه بی تابانه بر دو راهی نان و جان ایستاد؟ روشن است که بخشی از مردمان جامعه که همه چیز برای شان مهیّا و آماده است و حالا حالاها هم اگر در خانه بمانند آن مقدار اندوخته مالی و پولی دارند که هیچ نیازی به کار کردن نداشته باشند. اما کارگر روز مزدی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و به جز با کار روزانه هیچ نانی نمی یابد چگونه می تواند در خانه بماند و فقط به فکر حفظ جان خویش باشد؟! او هر روز و حتی دَم به ساعت از سوی اعضای خانواده خویش برای تأمین هزینه ها تحت فشار قرار می گیرد و اگر به فرض مستأجر هم باشد که واویلائیست که مگو و مپرس!!! آری آدمیانی چون او دل به دریا می زنند و از قرنطینه خارج می شوند و برای یافتن نان حاضرند که جان خود را نیز فدا کنند!!!
✳️این که حالا دیده می شود خیابان ها، معابر اصلی و فرعی، متروها و اتوبوس های کلان شهری چون تهران مملوّ از جمعیت شده است چندان تعجبی ندارد، چرا که عمده این جمعیت همان کارگران و یا کارکنانی هستند که برای یافتن لقمه نانی بیرون زده اند و جز این چه می توانند بکنند؟!! اینان به واقع آن قدر بر سر دو راهی نان و جان ایستاده اند که از دریافت هرگونه حمایت اساسی و واقعی نهادهای حمایتی و رفاهی نا امید شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که باید نان را برگزینند و جان را قربانی آن کنند تا ببینند در این کارزار بالاخره همراه با یافتن نان آیا جان شان در معرض خطر قرار می گیرد و یا شانس می آورند و حفظ می شود؟! آنان البته کم و بیش از خطر حضور در این شلوغی ها آگاه هستند اما گویی چاره ای دیگر نیافته اند و مستأصل شده اند که این گونه دل به دریا زده اند و خطر ابتلا به ویروس را به جان خریده اند تا دست کم بتوانند بخشی از هزینه های زندگی خود را پوشش دهند!!!
✅گفتن ندارد که در این میان بخش آسیب پذیر جامعه(نظیر کارگران روزمزد و فصلی، دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، افراد زیر خط فقر مطلق و حتی نسبی، بیماران، از کار افتادگان و سایر افراد مشابه) بیشترین ضرر و زیان مالی و جانی را خواهند دید و اگر حمایت همه جانبه ای از آنان صورت نگیرد حقیقتا باید منتظر فاجعه ای تلخ و ناگوار باشیم!!!
جان آگه با #فرهیختگان
محمد باقر تاج الدین
✅تداوم حضور ویروس کرونا در کشور بخش قابل توجهی از شهروندان را در دو راهی نان و جان قرار داده است به گونه ای که حالا بعد از مدتی تحمل کردن و در قرنطینه خانگی ماندن و قرار گرفتن در این دو راهی بالاخره نان را بر جان ترجیح داده اند و برای تهیه لقمه ای نان دل به دریا زده اند و بر سر کسب و کارهای خود بازگشته اند و با خود گفته اند که بادا باد هر چه می خواهد بشود بشود!!! وقتی در سفره نانی نیست، وقتی اعضای خانواده گرسته هستند، وقتی اقساط ماهانه عقب مانده، وقتی اجاره خانه و مغازه به تأخیر افتاده است، وقتی پولی در بساط نیست، وقتی هزینه ها زیاد شده و توان پوشش هزینه ها وجود ندارد به جز رفتن بر سر کار برای رسیدن به نان دیگر چه می توان کرد؟!!
✳️مطابق با جدید ترین نظرسنجی صورت گرفته توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران(ایسپا) که در تاریخ 27 فروردین ماه 1399 صورت گرفته است شیوع ویروس کرونا موجب کاهش درآمد 7/50 درصد افراد شده است، 7/41 درصد کسب و کارشان تعطیل شده است و 5/13 درصد شغلشان را از دست دادهاند(سایت انتخاب). به نظر می رسد که نتایج این تحقیق آن قدر نگران کننده باشد که حالا این درصد قابل توجه از جمعیت برای نان شان فکری بکنند.
✅حالا تو گویی که دست کم برای مدت زمانی هرچند کوتاه جان ارزشش از نان کم تر شده است تا از قِبَلِ به دست آوردن نان دوباره جان ارزشی بیابد و برای حفظ اَش کوشش نمود. بنابراین جان فدای نان می شود تا مگر روزی دیگر نان را فدای جان کنند چرا که تا چه زمانی باید این گونه بی تابانه بر دو راهی نان و جان ایستاد؟ روشن است که بخشی از مردمان جامعه که همه چیز برای شان مهیّا و آماده است و حالا حالاها هم اگر در خانه بمانند آن مقدار اندوخته مالی و پولی دارند که هیچ نیازی به کار کردن نداشته باشند. اما کارگر روز مزدی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و به جز با کار روزانه هیچ نانی نمی یابد چگونه می تواند در خانه بماند و فقط به فکر حفظ جان خویش باشد؟! او هر روز و حتی دَم به ساعت از سوی اعضای خانواده خویش برای تأمین هزینه ها تحت فشار قرار می گیرد و اگر به فرض مستأجر هم باشد که واویلائیست که مگو و مپرس!!! آری آدمیانی چون او دل به دریا می زنند و از قرنطینه خارج می شوند و برای یافتن نان حاضرند که جان خود را نیز فدا کنند!!!
✳️این که حالا دیده می شود خیابان ها، معابر اصلی و فرعی، متروها و اتوبوس های کلان شهری چون تهران مملوّ از جمعیت شده است چندان تعجبی ندارد، چرا که عمده این جمعیت همان کارگران و یا کارکنانی هستند که برای یافتن لقمه نانی بیرون زده اند و جز این چه می توانند بکنند؟!! اینان به واقع آن قدر بر سر دو راهی نان و جان ایستاده اند که از دریافت هرگونه حمایت اساسی و واقعی نهادهای حمایتی و رفاهی نا امید شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که باید نان را برگزینند و جان را قربانی آن کنند تا ببینند در این کارزار بالاخره همراه با یافتن نان آیا جان شان در معرض خطر قرار می گیرد و یا شانس می آورند و حفظ می شود؟! آنان البته کم و بیش از خطر حضور در این شلوغی ها آگاه هستند اما گویی چاره ای دیگر نیافته اند و مستأصل شده اند که این گونه دل به دریا زده اند و خطر ابتلا به ویروس را به جان خریده اند تا دست کم بتوانند بخشی از هزینه های زندگی خود را پوشش دهند!!!
✅گفتن ندارد که در این میان بخش آسیب پذیر جامعه(نظیر کارگران روزمزد و فصلی، دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، افراد زیر خط فقر مطلق و حتی نسبی، بیماران، از کار افتادگان و سایر افراد مشابه) بیشترین ضرر و زیان مالی و جانی را خواهند دید و اگر حمایت همه جانبه ای از آنان صورت نگیرد حقیقتا باید منتظر فاجعه ای تلخ و ناگوار باشیم!!!
جان آگه با #فرهیختگان
در روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی، نسخه گلستان بایسنقری را در سایت "چستربیتی" ببینید و بارگذاری کنید. مینیاتورها را هم با جستجوی واژه Baysunghur در همان نشانی بجویید و بیابید.
این نسخهٔ گلستان اثری از کمالالدین جعفر بن علی تبریزی از خوشنویسان بنام قرن نهم ه.ق. و رییس کتابخانهٔ بایسنقر است. از کانال کاغذ
https://bit.ly/2KlxwhI
#فرهیختگان روز پرافتخار سعدی را به همه فارسی زبانان و ایران دوستان تبریک میگوید.
این نسخهٔ گلستان اثری از کمالالدین جعفر بن علی تبریزی از خوشنویسان بنام قرن نهم ه.ق. و رییس کتابخانهٔ بایسنقر است. از کانال کاغذ
https://bit.ly/2KlxwhI
#فرهیختگان روز پرافتخار سعدی را به همه فارسی زبانان و ایران دوستان تبریک میگوید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🎼 غمِ زمانه
🗣 استاد شجریان
✍ سعدی جان
غمِ زمانه خورم
یا فراقِ یار کشم؟
به طاقتی که ندارم
کدام بار کشم؟
نه دستِ صبر
که در آستینِ عقل برم
نه پای عقل
که در دامنِ قرار کشم
نه قُوّتی که توانم
کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش
در کنار کشم...
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🗣 استاد شجریان
✍ سعدی جان
غمِ زمانه خورم
یا فراقِ یار کشم؟
به طاقتی که ندارم
کدام بار کشم؟
نه دستِ صبر
که در آستینِ عقل برم
نه پای عقل
که در دامنِ قرار کشم
نه قُوّتی که توانم
کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش
در کنار کشم...
#فرهیختگان صدای فرزانگان
کرونا به ما یادآوری کرد که بدون دغدغه زندگی دیگران و همیاری تک تک ما، نه تنها خوشبختی که حتی سلامتی ما هم ناممکن است. پس در این شرایط بحرانی دست یاری به هم میدهیم حتی به قدر تهیه یک قرص نان و بسته ای صابون، تا هموطنان ما در مناطق کم برخوردار قدری از غم نان بیاسایند و از بیماری به دور باشند.
بنیاد خیریه حضرت علی (ع) با مشارکت موسسه توسعه پایدار اردیبهشت به مناسبت ماه رمضان؛ ماه خدا، از شما دعوت میکند برای تهیه نان و صابون هموطنان نیازمند و زنان سرپرست خانوار در شهر زاهدان و محلههای شیرآباد، همتآباد، داییآباد، کریمآباد، کارخانه نمک، پشت گاراژها و شهرک دامداران و چند روستا در اطراف این شهر، همچون همیشه همراه ما باشید.
هزینه یک هفته «نان و صابون» هر خانواده ۶۰هزار تومان است؛ اما ... شما هر قدر که میتوانید.
www.bonyadali.com
بنیاد خیریه حضرت علی (ع) با مشارکت موسسه توسعه پایدار اردیبهشت به مناسبت ماه رمضان؛ ماه خدا، از شما دعوت میکند برای تهیه نان و صابون هموطنان نیازمند و زنان سرپرست خانوار در شهر زاهدان و محلههای شیرآباد، همتآباد، داییآباد، کریمآباد، کارخانه نمک، پشت گاراژها و شهرک دامداران و چند روستا در اطراف این شهر، همچون همیشه همراه ما باشید.
هزینه یک هفته «نان و صابون» هر خانواده ۶۰هزار تومان است؛ اما ... شما هر قدر که میتوانید.
www.bonyadali.com
سلام آقای سعدی
منصور ضابطیان
بیان نکاتی از زنده گی و اندیشه ی حضرت سعدی
منصور ضابطیان
خوانشِ غزل زیبای :
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
با صدایِ آیدین آغداشلو
جان آگه با #فرهیختگان
منصور ضابطیان
خوانشِ غزل زیبای :
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
با صدایِ آیدین آغداشلو
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥آندره آ بوچلی، سلن دیون، لیدی گاگا و جان لجند آهنگ «دعا» را با هم و هرکدام در منازلشان اجرا کردند
این همکاری با عنوان «یک جهان: با همدیگر در خانه» ارائه شد. آهنگ «نماز» یا «دعا» اثر مشترک بوچلی و سلن دیون ٢١ سال قبل است./ فرارو
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
این همکاری با عنوان «یک جهان: با همدیگر در خانه» ارائه شد. آهنگ «نماز» یا «دعا» اثر مشترک بوچلی و سلن دیون ٢١ سال قبل است./ فرارو
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
«طفلی به نام شادی» در راه است.
▪️بعد از ۲۳ سال مجموعهٔ شعر تازهای از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با نام «طفلی به نام شادی» اردیبهشتماه امسال منتشر میشود. این مجموعهٔ شعر پنج دفتر خواهد بود و سرودههای بعد از «هزارهٔ دوم آهوی کوهی» است.
«طفلی به نام شادی» را انتشارات سخن روانهٔ بازار کتاب خواهد کرد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔴 تأملات کرونایی
(درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی)
اردشیر منصوری
۱۶فروردین ۱۳۹۹
بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده
بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها
🔸 بخش نخست: تبیینها:
برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن، منظرهای چهارگانهای قابل تشخیص و تمییزاند:
• تبیین (1) حادثهانگاری؛
• تبیین (2) توطئهانگاری؛
• تبیین (3) طبیعت-جاندارانگاری؛
• تبیین (4): اکولوژیک (تمرکز بر عیب و هنر کرونا)
متن کامل
Instant View
#فرهیختگان صدای فرزانگان
(درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی)
اردشیر منصوری
۱۶فروردین ۱۳۹۹
بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده
بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها
🔸 بخش نخست: تبیینها:
برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن، منظرهای چهارگانهای قابل تشخیص و تمییزاند:
• تبیین (1) حادثهانگاری؛
• تبیین (2) توطئهانگاری؛
• تبیین (3) طبیعت-جاندارانگاری؛
• تبیین (4): اکولوژیک (تمرکز بر عیب و هنر کرونا)
متن کامل
Instant View
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
تأملات کرونایی
تأملات کرونایی (درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی) اردشیر منصوری 16 فروردین 1399 بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها بخش نخست: تبیین برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن،…