اثر زهرا رهنورد بانوی محصور؛ تقديم به پزشكان، پرستاران و كادرهای درمانی در روزهاى سخت كرونايى
#فرهیختگان، صدای آزادگی
#فرهیختگان، صدای آزادگی
♦ بیپرده و صریح از منافع ملی دفاع کنیم
ابراهیم اسکافی
🔹مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد. این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار سازد. این یادداشت ابتدا ادّعاها و فرضیات نویسنده را که در سه یادداشت اخیر او آمده است، تشریح کرده و سپس آنان را بررسی میکند.
🔸نویسنده در یادداشتی با عنوان «جدال بر سر منافع مردم یا منافع حکومتها؟» که بنا است بار فلسفی ماجرا را بر دوش بکشد، «منافع ملی» را زیر سؤال برده و «منافع تمام بشریت» را جایگزین آن ساخته و از سوی دیگر «جهانوطنی» را جایگزین «ملیگرایی» میکند تا هیچ دلیلی برای مبارزه با تحریم علیه ایران باقی نماند. میگوید «در تعهد روشنفکری، استدلالهای ناسیونالیستی نمیتوانند جایگاهی داشته باشند.» در واقع میگوید در کنار گذاشتن ملیگرایی تنها نیست و روشنفکران جهان پشتیبان نظری او هستند.
🔹در یادداشت دیگری با عنوان «شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار» استدلال میکند که ما در دورهای هستیم که دولتهای مدرن بهوجود آمدند، و احتمالاً نویسنده از این دولتهای مدرن دوست دارد، اما ویژگی این دولتها این است که اگر بودجهشان شفاف نباشد، نمایندهٔ مردم نیستند و مشروعیت ندارند. نویسنده چون هنوز به خواستهاش که «دولت مدرن» است دست نیافته پس شهروند دولت مدرن نیست و نتیجهٔ نهایی اینکه موضوع تحریم اصلاً جای بحث ندارد.
🔸آیا عصر روشنگری دستاورد سیاسی از نوع جهانوطنی یا اومانیسم داشت؟ انسان عصر روشنگری به محض آنکه قدرت و فناوری لازم را به دست آورد برای تصاحب منابع دیگران، دست به استعمارگری زد، منابع دیگران را غارت کرد، به صنعت بردهداری روی آورد، نژادپرستی را مبنای حکومت قرار داد و تا اواسط قرن بیستم زنها را شهروندان درجه دوم تلقی نمود. عصر روشنگری صرفاً تلاشی بود برای عقب راندن مذهب و بها دادن به علم و هنر.
🔹میرحسین موسوی با آنکه اعتقاد داشت در انتخابات ۸۸ تقلب صورت گرفته است، رییس دولت را بهعنوان دستکم رییس دستگاه دیوانسالاری کشور به رسمیت شناخت تا از دولت بخواهد که پاسخگوی عملکرد خودش بوده و به حقوق مردم رسیدگی کند.(۹) زمانی میتوان از دولت دست کشید و هرگونه همکاری با آن را تقبیح نمود و موضع قهرآمیز نسبت به آن اتخاذ نمود که دیگر تنها در انتظار اضمحلال نظام سیاسی باشیم.
🔸اما اگر هدف واقعی ما پاسخگویی دولت و شفافیت در بودجه است، این مهم ماحصل فرایند دمکراتیزاسیونی است که با مبارزات پیگیر به دست میآید، این فرایند از طریق مداخله در سیاست و مشارکت در آن پیشرفت میکند. بیرون کشیدن از فضای سیاست و نظارهگر بودن دستاوردی نخواهد داشت. گذار به دموکراسی فرایندی یکشبه نیست. ضمن اینکه اگر بنا بر ساختن جامعهای پویا و دمکراتیک باشد، شهروندان نیز باید فارغ از دولت مسئولیتپذیر بوده و برای تأمین منافع ملی و خدمت به جامعه کوشا باشند.
🔹شاید بیش از هر متن دیگری یادداشت میرحسین موسوی در مورد صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، در سالهای آغاز جنبش سبز به وضعیت کنونی ما نزدیکتر باشد. در آن بیانیه به آثار ویرانگر این بیانیه بر اقتصاد کشور و بیکفایتی دولتمردانی که تحریمها را کاغذپاره میخواندند تأکید زیادی دارد. ترجیعبند آن یادداشت منافع ملی است.
متن کامل مقاله:
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-04-14-2
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ابراهیم اسکافی
🔹مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد. این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار سازد. این یادداشت ابتدا ادّعاها و فرضیات نویسنده را که در سه یادداشت اخیر او آمده است، تشریح کرده و سپس آنان را بررسی میکند.
🔸نویسنده در یادداشتی با عنوان «جدال بر سر منافع مردم یا منافع حکومتها؟» که بنا است بار فلسفی ماجرا را بر دوش بکشد، «منافع ملی» را زیر سؤال برده و «منافع تمام بشریت» را جایگزین آن ساخته و از سوی دیگر «جهانوطنی» را جایگزین «ملیگرایی» میکند تا هیچ دلیلی برای مبارزه با تحریم علیه ایران باقی نماند. میگوید «در تعهد روشنفکری، استدلالهای ناسیونالیستی نمیتوانند جایگاهی داشته باشند.» در واقع میگوید در کنار گذاشتن ملیگرایی تنها نیست و روشنفکران جهان پشتیبان نظری او هستند.
🔹در یادداشت دیگری با عنوان «شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار» استدلال میکند که ما در دورهای هستیم که دولتهای مدرن بهوجود آمدند، و احتمالاً نویسنده از این دولتهای مدرن دوست دارد، اما ویژگی این دولتها این است که اگر بودجهشان شفاف نباشد، نمایندهٔ مردم نیستند و مشروعیت ندارند. نویسنده چون هنوز به خواستهاش که «دولت مدرن» است دست نیافته پس شهروند دولت مدرن نیست و نتیجهٔ نهایی اینکه موضوع تحریم اصلاً جای بحث ندارد.
🔸آیا عصر روشنگری دستاورد سیاسی از نوع جهانوطنی یا اومانیسم داشت؟ انسان عصر روشنگری به محض آنکه قدرت و فناوری لازم را به دست آورد برای تصاحب منابع دیگران، دست به استعمارگری زد، منابع دیگران را غارت کرد، به صنعت بردهداری روی آورد، نژادپرستی را مبنای حکومت قرار داد و تا اواسط قرن بیستم زنها را شهروندان درجه دوم تلقی نمود. عصر روشنگری صرفاً تلاشی بود برای عقب راندن مذهب و بها دادن به علم و هنر.
🔹میرحسین موسوی با آنکه اعتقاد داشت در انتخابات ۸۸ تقلب صورت گرفته است، رییس دولت را بهعنوان دستکم رییس دستگاه دیوانسالاری کشور به رسمیت شناخت تا از دولت بخواهد که پاسخگوی عملکرد خودش بوده و به حقوق مردم رسیدگی کند.(۹) زمانی میتوان از دولت دست کشید و هرگونه همکاری با آن را تقبیح نمود و موضع قهرآمیز نسبت به آن اتخاذ نمود که دیگر تنها در انتظار اضمحلال نظام سیاسی باشیم.
🔸اما اگر هدف واقعی ما پاسخگویی دولت و شفافیت در بودجه است، این مهم ماحصل فرایند دمکراتیزاسیونی است که با مبارزات پیگیر به دست میآید، این فرایند از طریق مداخله در سیاست و مشارکت در آن پیشرفت میکند. بیرون کشیدن از فضای سیاست و نظارهگر بودن دستاوردی نخواهد داشت. گذار به دموکراسی فرایندی یکشبه نیست. ضمن اینکه اگر بنا بر ساختن جامعهای پویا و دمکراتیک باشد، شهروندان نیز باید فارغ از دولت مسئولیتپذیر بوده و برای تأمین منافع ملی و خدمت به جامعه کوشا باشند.
🔹شاید بیش از هر متن دیگری یادداشت میرحسین موسوی در مورد صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت، در سالهای آغاز جنبش سبز به وضعیت کنونی ما نزدیکتر باشد. در آن بیانیه به آثار ویرانگر این بیانیه بر اقتصاد کشور و بیکفایتی دولتمردانی که تحریمها را کاغذپاره میخواندند تأکید زیادی دارد. ترجیعبند آن یادداشت منافع ملی است.
متن کامل مقاله:
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-04-14-2
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
بیپرده و صریح از منافع ملّی دفاع کنیم
پاسخی به یادداشتهای آرمان امیری در خصوص تحریمهای اقتصادی ✒ابراهیم اسکافی مدتی است یادداشتهایی با قلم آرمان امیری در وبسایت کلمه با موضوع تحریمهای بینالمللی علیه ایران منتشر میگردد.(۱) این نویسنده تلاش میکند با فلسفهبافی هرگونه مبارزهٔ ضدتحریم را بیاعتبار…
سندرم سوگ ابرازنیافته
سخنگوی وزارت بهداشت گفته در این ایام کرونازده نگران شیوع «سندرم سوگ ابرازنیافته» در میان مردم هستیم. این نگرانی بجا نیست. ملت ایران همزاد و همزیست با «سوگهای ابرازنیافته» است و در برابر آن کرخت و ایمن شده است. ازبس بغض خود را فرو برده؛ ازبس راه فریاد نداشته؛ ازبس مجال آه نداشته، عادت کرده است به درخویشگریستن. عادت کرده ابرهای همهعالم شبوروز در دلش بگرید. عادت کرده سرّ دلبران را در حدیث دیگران بجوید و در سوگ سیاوش نه بر سر بریدۀ سیاوش که بر داغ خود بگرید. بر مظلومیت و بیپناهی خود بگرید. بر سرنوشت سیاه و تباه خود بگرید.
سایه میگفت مرتضی کیوان را کشتند. گورش را محو کردند و به جایش سرو کاشتند تا دیگر نشانی هم از او نماند. پوری سلطانی سالها با «سوگ ابرازنیافته» مرتضی کیوان زیست و در خود گریست:
ساحت گور تو سروستان شد
ای عزیز دل من!
تو کدامین سروی؟
دکتر مصدق که درگذشت شاه نگذاشت پیرمرد در جایی که وصیت کرده بود، دفن شود. کسی نتوانست در سوگ ساکت مصدق بنالد. ایرج افشار خوددارمردی بود. این مرد خوددار وقتی امکان گفتار یافت اولین مقالههایی که در گیرودار انقلاب نوشت، دربارۀ مصدق و کیوان بود. خواست سوگ بردلمانده را ابراز کند...
در سوگت اى درختِ تناور
ما را
حتى امانِ گريه ندادند.
«سوگ ابرازنشده» سرنوشت ماست. ما مردم دفن شبانه و گورهای سروستانشده هستیم. ما مردم «انگار در من گریه میکرد ابر» هستیم.
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سخنگوی وزارت بهداشت گفته در این ایام کرونازده نگران شیوع «سندرم سوگ ابرازنیافته» در میان مردم هستیم. این نگرانی بجا نیست. ملت ایران همزاد و همزیست با «سوگهای ابرازنیافته» است و در برابر آن کرخت و ایمن شده است. ازبس بغض خود را فرو برده؛ ازبس راه فریاد نداشته؛ ازبس مجال آه نداشته، عادت کرده است به درخویشگریستن. عادت کرده ابرهای همهعالم شبوروز در دلش بگرید. عادت کرده سرّ دلبران را در حدیث دیگران بجوید و در سوگ سیاوش نه بر سر بریدۀ سیاوش که بر داغ خود بگرید. بر مظلومیت و بیپناهی خود بگرید. بر سرنوشت سیاه و تباه خود بگرید.
سایه میگفت مرتضی کیوان را کشتند. گورش را محو کردند و به جایش سرو کاشتند تا دیگر نشانی هم از او نماند. پوری سلطانی سالها با «سوگ ابرازنیافته» مرتضی کیوان زیست و در خود گریست:
ساحت گور تو سروستان شد
ای عزیز دل من!
تو کدامین سروی؟
دکتر مصدق که درگذشت شاه نگذاشت پیرمرد در جایی که وصیت کرده بود، دفن شود. کسی نتوانست در سوگ ساکت مصدق بنالد. ایرج افشار خوددارمردی بود. این مرد خوددار وقتی امکان گفتار یافت اولین مقالههایی که در گیرودار انقلاب نوشت، دربارۀ مصدق و کیوان بود. خواست سوگ بردلمانده را ابراز کند...
در سوگت اى درختِ تناور
ما را
حتى امانِ گريه ندادند.
«سوگ ابرازنشده» سرنوشت ماست. ما مردم دفن شبانه و گورهای سروستانشده هستیم. ما مردم «انگار در من گریه میکرد ابر» هستیم.
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمت است
کاینهمه زخم نهان هست و مجال آه نیست
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ولایت فقیه و خروج از قانون اساسی
سید مصطفی تاجزاده
📌درمورد ولایتفقیه مثل دیگر اصول قانون اساسی ما با دو موضوع مواجهیم؛ التزام و اعتقاد. بسیاری ولایتفقیه را قبول ندارند، اما به حاکمیت قانون و نیز قانون اساسی ملتزم هستند. پس باید از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند.
📌در قراداد اجتماعی لازم نیست تمام شهروندان یک کشور معتقد باشند نظام سیاسی حاکم بهترین است. مهم رعایت قوانین توسط همگان است.
📌به کسانی که ولایت فقیه را بهترین نظریه سیاسی و حکومتی میدانند، پیشنهاد میکنم خود آن را از قانون اساسی خارج کنند تا بهعنوان یک نظریه سیاسی مهم باقی بماند.
📌از زمانی که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد، که به نظر من بزرگترین اشتباه ما بود، جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون تبدیل شد و مشکلات بسیاری پدید آمد.
📌ساختار سیاسی ما از یک دوگانگی رنج میبرد. مردم به رییسجمهوری با وعدههای خاصی رای میدهند ولی رهبر اجرای عکس آن وعدهها را انتظار دارد.
📌یا باید اختیارات و وظایف رئیسجمهور را به رهبر بدهیم و او را انتخابی، پاسخگو و مدتدار کنیم یا اختیارات و تکالیف ولیفقیه را به رییسجمهور دهیم.
📌روحانیون بهمیزانی که با مردم صمیمی و نزدیک شوند، بههمان میزان حکومتها مجبور به حرفشنوی از آنها خواهند بود.
📌روحانیون با واگذاری مسئولیت حکومت ضریب اثرگذاری خود را بالا خواهند برد و از گسترش دینگریزی جلوگیری خواهند کرد.
📌امروزه عراق با موج دینگریزی و روحانیتستیزی مواجه نیست با اینکه حرف اول را آیتالله سیستانی میزند، چراکه مسئولیت اداره جامعه با دولت و پارلمان است و تمام قشرها از دیندار تا سکولار در حکومت مشارکت دارند. مردم نیز خوب یا بد عملکرد حکومت را از افراد و احزاب میبینند نه از دین.
📌وجود ولایتفقیه در قانون اساسی یعنی مسئولیت حکومت با روحانیت است، پس محدودیتهای تحمیلی بر مردم و نیز قصور و تقصیرهای حکومت بهنام روحانیت نوشته میشود.
📌امروز در عراق آیتالله سیستانی مسئولیت ندارد چرا برخی خانمها بیحجاب هستند.
📌حکومت اسلامی بهمعنای اجرای اجباری احکام فقهی، همان اندیشه و الگوی طالبانی و داعشی است که میخواهد جامعه را با زور اسلامی کند. اما جمهوری اسلامی یعنی ارکان حکومت برخلاف دین گام برندارند و اگر قوانینی برخلاف اسلام تصویب شد، شورای نگهبان مانع آن شود.
📌ما مجازات دنیوی برای بسیاری از واجبهای فردی نداریم. هیچ فقیهی از شیعه یا سنی برای نخواندن نماز یا غیبتکردن یا عدم رعایت حجاب مجازات تعیین نکرده است.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
سید مصطفی تاجزاده
📌درمورد ولایتفقیه مثل دیگر اصول قانون اساسی ما با دو موضوع مواجهیم؛ التزام و اعتقاد. بسیاری ولایتفقیه را قبول ندارند، اما به حاکمیت قانون و نیز قانون اساسی ملتزم هستند. پس باید از حقوق قانونی خود بهرهمند شوند.
📌در قراداد اجتماعی لازم نیست تمام شهروندان یک کشور معتقد باشند نظام سیاسی حاکم بهترین است. مهم رعایت قوانین توسط همگان است.
📌به کسانی که ولایت فقیه را بهترین نظریه سیاسی و حکومتی میدانند، پیشنهاد میکنم خود آن را از قانون اساسی خارج کنند تا بهعنوان یک نظریه سیاسی مهم باقی بماند.
📌از زمانی که ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد، که به نظر من بزرگترین اشتباه ما بود، جمهوری اسلامی به حکومت روحانیون تبدیل شد و مشکلات بسیاری پدید آمد.
📌ساختار سیاسی ما از یک دوگانگی رنج میبرد. مردم به رییسجمهوری با وعدههای خاصی رای میدهند ولی رهبر اجرای عکس آن وعدهها را انتظار دارد.
📌یا باید اختیارات و وظایف رئیسجمهور را به رهبر بدهیم و او را انتخابی، پاسخگو و مدتدار کنیم یا اختیارات و تکالیف ولیفقیه را به رییسجمهور دهیم.
📌روحانیون بهمیزانی که با مردم صمیمی و نزدیک شوند، بههمان میزان حکومتها مجبور به حرفشنوی از آنها خواهند بود.
📌روحانیون با واگذاری مسئولیت حکومت ضریب اثرگذاری خود را بالا خواهند برد و از گسترش دینگریزی جلوگیری خواهند کرد.
📌امروزه عراق با موج دینگریزی و روحانیتستیزی مواجه نیست با اینکه حرف اول را آیتالله سیستانی میزند، چراکه مسئولیت اداره جامعه با دولت و پارلمان است و تمام قشرها از دیندار تا سکولار در حکومت مشارکت دارند. مردم نیز خوب یا بد عملکرد حکومت را از افراد و احزاب میبینند نه از دین.
📌وجود ولایتفقیه در قانون اساسی یعنی مسئولیت حکومت با روحانیت است، پس محدودیتهای تحمیلی بر مردم و نیز قصور و تقصیرهای حکومت بهنام روحانیت نوشته میشود.
📌امروز در عراق آیتالله سیستانی مسئولیت ندارد چرا برخی خانمها بیحجاب هستند.
📌حکومت اسلامی بهمعنای اجرای اجباری احکام فقهی، همان اندیشه و الگوی طالبانی و داعشی است که میخواهد جامعه را با زور اسلامی کند. اما جمهوری اسلامی یعنی ارکان حکومت برخلاف دین گام برندارند و اگر قوانینی برخلاف اسلام تصویب شد، شورای نگهبان مانع آن شود.
📌ما مجازات دنیوی برای بسیاری از واجبهای فردی نداریم. هیچ فقیهی از شیعه یا سنی برای نخواندن نماز یا غیبتکردن یا عدم رعایت حجاب مجازات تعیین نکرده است.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
اندر اخلاق ویرایش و شناختن حقوق ویراستار
✅هنوز بسیاری از ناشران، خصوصاً ناشران معروف، از نامبردن از ویراستار در شناسنامۀ کتاب، ابا دارند؛ بهویژه وقتی کتاب به صاحباثری کهنهکار و پرآوازه متعلق باشد. در این اوضاع، دیدن نام ویراستار در شناسنامۀ کتابی که حسن کامشادِ سالخورده و کارکشته ترجمه کرده، بهراستی تحسینبرانگیز است. چه خوب است که این اخلاقمداری جا بیفتد و حقوق معنوی تمام دستاندرکارانِ کتاب به رسمیت شناخته شود.
محمد یوسفیشیرازی
جان آگه با #فرهیختگان
✅هنوز بسیاری از ناشران، خصوصاً ناشران معروف، از نامبردن از ویراستار در شناسنامۀ کتاب، ابا دارند؛ بهویژه وقتی کتاب به صاحباثری کهنهکار و پرآوازه متعلق باشد. در این اوضاع، دیدن نام ویراستار در شناسنامۀ کتابی که حسن کامشادِ سالخورده و کارکشته ترجمه کرده، بهراستی تحسینبرانگیز است. چه خوب است که این اخلاقمداری جا بیفتد و حقوق معنوی تمام دستاندرکارانِ کتاب به رسمیت شناخته شود.
محمد یوسفیشیرازی
جان آگه با #فرهیختگان
کرونا و دوراهی نان و جان
محمد باقر تاج الدین
✅تداوم حضور ویروس کرونا در کشور بخش قابل توجهی از شهروندان را در دو راهی نان و جان قرار داده است به گونه ای که حالا بعد از مدتی تحمل کردن و در قرنطینه خانگی ماندن و قرار گرفتن در این دو راهی بالاخره نان را بر جان ترجیح داده اند و برای تهیه لقمه ای نان دل به دریا زده اند و بر سر کسب و کارهای خود بازگشته اند و با خود گفته اند که بادا باد هر چه می خواهد بشود بشود!!! وقتی در سفره نانی نیست، وقتی اعضای خانواده گرسته هستند، وقتی اقساط ماهانه عقب مانده، وقتی اجاره خانه و مغازه به تأخیر افتاده است، وقتی پولی در بساط نیست، وقتی هزینه ها زیاد شده و توان پوشش هزینه ها وجود ندارد به جز رفتن بر سر کار برای رسیدن به نان دیگر چه می توان کرد؟!!
✳️مطابق با جدید ترین نظرسنجی صورت گرفته توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران(ایسپا) که در تاریخ 27 فروردین ماه 1399 صورت گرفته است شیوع ویروس کرونا موجب کاهش درآمد 7/50 درصد افراد شده است، 7/41 درصد کسب و کارشان تعطیل شده است و 5/13 درصد شغلشان را از دست دادهاند(سایت انتخاب). به نظر می رسد که نتایج این تحقیق آن قدر نگران کننده باشد که حالا این درصد قابل توجه از جمعیت برای نان شان فکری بکنند.
✅حالا تو گویی که دست کم برای مدت زمانی هرچند کوتاه جان ارزشش از نان کم تر شده است تا از قِبَلِ به دست آوردن نان دوباره جان ارزشی بیابد و برای حفظ اَش کوشش نمود. بنابراین جان فدای نان می شود تا مگر روزی دیگر نان را فدای جان کنند چرا که تا چه زمانی باید این گونه بی تابانه بر دو راهی نان و جان ایستاد؟ روشن است که بخشی از مردمان جامعه که همه چیز برای شان مهیّا و آماده است و حالا حالاها هم اگر در خانه بمانند آن مقدار اندوخته مالی و پولی دارند که هیچ نیازی به کار کردن نداشته باشند. اما کارگر روز مزدی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و به جز با کار روزانه هیچ نانی نمی یابد چگونه می تواند در خانه بماند و فقط به فکر حفظ جان خویش باشد؟! او هر روز و حتی دَم به ساعت از سوی اعضای خانواده خویش برای تأمین هزینه ها تحت فشار قرار می گیرد و اگر به فرض مستأجر هم باشد که واویلائیست که مگو و مپرس!!! آری آدمیانی چون او دل به دریا می زنند و از قرنطینه خارج می شوند و برای یافتن نان حاضرند که جان خود را نیز فدا کنند!!!
✳️این که حالا دیده می شود خیابان ها، معابر اصلی و فرعی، متروها و اتوبوس های کلان شهری چون تهران مملوّ از جمعیت شده است چندان تعجبی ندارد، چرا که عمده این جمعیت همان کارگران و یا کارکنانی هستند که برای یافتن لقمه نانی بیرون زده اند و جز این چه می توانند بکنند؟!! اینان به واقع آن قدر بر سر دو راهی نان و جان ایستاده اند که از دریافت هرگونه حمایت اساسی و واقعی نهادهای حمایتی و رفاهی نا امید شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که باید نان را برگزینند و جان را قربانی آن کنند تا ببینند در این کارزار بالاخره همراه با یافتن نان آیا جان شان در معرض خطر قرار می گیرد و یا شانس می آورند و حفظ می شود؟! آنان البته کم و بیش از خطر حضور در این شلوغی ها آگاه هستند اما گویی چاره ای دیگر نیافته اند و مستأصل شده اند که این گونه دل به دریا زده اند و خطر ابتلا به ویروس را به جان خریده اند تا دست کم بتوانند بخشی از هزینه های زندگی خود را پوشش دهند!!!
✅گفتن ندارد که در این میان بخش آسیب پذیر جامعه(نظیر کارگران روزمزد و فصلی، دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، افراد زیر خط فقر مطلق و حتی نسبی، بیماران، از کار افتادگان و سایر افراد مشابه) بیشترین ضرر و زیان مالی و جانی را خواهند دید و اگر حمایت همه جانبه ای از آنان صورت نگیرد حقیقتا باید منتظر فاجعه ای تلخ و ناگوار باشیم!!!
جان آگه با #فرهیختگان
محمد باقر تاج الدین
✅تداوم حضور ویروس کرونا در کشور بخش قابل توجهی از شهروندان را در دو راهی نان و جان قرار داده است به گونه ای که حالا بعد از مدتی تحمل کردن و در قرنطینه خانگی ماندن و قرار گرفتن در این دو راهی بالاخره نان را بر جان ترجیح داده اند و برای تهیه لقمه ای نان دل به دریا زده اند و بر سر کسب و کارهای خود بازگشته اند و با خود گفته اند که بادا باد هر چه می خواهد بشود بشود!!! وقتی در سفره نانی نیست، وقتی اعضای خانواده گرسته هستند، وقتی اقساط ماهانه عقب مانده، وقتی اجاره خانه و مغازه به تأخیر افتاده است، وقتی پولی در بساط نیست، وقتی هزینه ها زیاد شده و توان پوشش هزینه ها وجود ندارد به جز رفتن بر سر کار برای رسیدن به نان دیگر چه می توان کرد؟!!
✳️مطابق با جدید ترین نظرسنجی صورت گرفته توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران(ایسپا) که در تاریخ 27 فروردین ماه 1399 صورت گرفته است شیوع ویروس کرونا موجب کاهش درآمد 7/50 درصد افراد شده است، 7/41 درصد کسب و کارشان تعطیل شده است و 5/13 درصد شغلشان را از دست دادهاند(سایت انتخاب). به نظر می رسد که نتایج این تحقیق آن قدر نگران کننده باشد که حالا این درصد قابل توجه از جمعیت برای نان شان فکری بکنند.
✅حالا تو گویی که دست کم برای مدت زمانی هرچند کوتاه جان ارزشش از نان کم تر شده است تا از قِبَلِ به دست آوردن نان دوباره جان ارزشی بیابد و برای حفظ اَش کوشش نمود. بنابراین جان فدای نان می شود تا مگر روزی دیگر نان را فدای جان کنند چرا که تا چه زمانی باید این گونه بی تابانه بر دو راهی نان و جان ایستاد؟ روشن است که بخشی از مردمان جامعه که همه چیز برای شان مهیّا و آماده است و حالا حالاها هم اگر در خانه بمانند آن مقدار اندوخته مالی و پولی دارند که هیچ نیازی به کار کردن نداشته باشند. اما کارگر روز مزدی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و به جز با کار روزانه هیچ نانی نمی یابد چگونه می تواند در خانه بماند و فقط به فکر حفظ جان خویش باشد؟! او هر روز و حتی دَم به ساعت از سوی اعضای خانواده خویش برای تأمین هزینه ها تحت فشار قرار می گیرد و اگر به فرض مستأجر هم باشد که واویلائیست که مگو و مپرس!!! آری آدمیانی چون او دل به دریا می زنند و از قرنطینه خارج می شوند و برای یافتن نان حاضرند که جان خود را نیز فدا کنند!!!
✳️این که حالا دیده می شود خیابان ها، معابر اصلی و فرعی، متروها و اتوبوس های کلان شهری چون تهران مملوّ از جمعیت شده است چندان تعجبی ندارد، چرا که عمده این جمعیت همان کارگران و یا کارکنانی هستند که برای یافتن لقمه نانی بیرون زده اند و جز این چه می توانند بکنند؟!! اینان به واقع آن قدر بر سر دو راهی نان و جان ایستاده اند که از دریافت هرگونه حمایت اساسی و واقعی نهادهای حمایتی و رفاهی نا امید شده اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که باید نان را برگزینند و جان را قربانی آن کنند تا ببینند در این کارزار بالاخره همراه با یافتن نان آیا جان شان در معرض خطر قرار می گیرد و یا شانس می آورند و حفظ می شود؟! آنان البته کم و بیش از خطر حضور در این شلوغی ها آگاه هستند اما گویی چاره ای دیگر نیافته اند و مستأصل شده اند که این گونه دل به دریا زده اند و خطر ابتلا به ویروس را به جان خریده اند تا دست کم بتوانند بخشی از هزینه های زندگی خود را پوشش دهند!!!
✅گفتن ندارد که در این میان بخش آسیب پذیر جامعه(نظیر کارگران روزمزد و فصلی، دست فروشان، زنان سرپرست خانوار، افراد زیر خط فقر مطلق و حتی نسبی، بیماران، از کار افتادگان و سایر افراد مشابه) بیشترین ضرر و زیان مالی و جانی را خواهند دید و اگر حمایت همه جانبه ای از آنان صورت نگیرد حقیقتا باید منتظر فاجعه ای تلخ و ناگوار باشیم!!!
جان آگه با #فرهیختگان
در روز بزرگداشت شیخ اجل سعدی، نسخه گلستان بایسنقری را در سایت "چستربیتی" ببینید و بارگذاری کنید. مینیاتورها را هم با جستجوی واژه Baysunghur در همان نشانی بجویید و بیابید.
این نسخهٔ گلستان اثری از کمالالدین جعفر بن علی تبریزی از خوشنویسان بنام قرن نهم ه.ق. و رییس کتابخانهٔ بایسنقر است. از کانال کاغذ
https://bit.ly/2KlxwhI
#فرهیختگان روز پرافتخار سعدی را به همه فارسی زبانان و ایران دوستان تبریک میگوید.
این نسخهٔ گلستان اثری از کمالالدین جعفر بن علی تبریزی از خوشنویسان بنام قرن نهم ه.ق. و رییس کتابخانهٔ بایسنقر است. از کانال کاغذ
https://bit.ly/2KlxwhI
#فرهیختگان روز پرافتخار سعدی را به همه فارسی زبانان و ایران دوستان تبریک میگوید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🎼 غمِ زمانه
🗣 استاد شجریان
✍ سعدی جان
غمِ زمانه خورم
یا فراقِ یار کشم؟
به طاقتی که ندارم
کدام بار کشم؟
نه دستِ صبر
که در آستینِ عقل برم
نه پای عقل
که در دامنِ قرار کشم
نه قُوّتی که توانم
کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش
در کنار کشم...
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🗣 استاد شجریان
✍ سعدی جان
غمِ زمانه خورم
یا فراقِ یار کشم؟
به طاقتی که ندارم
کدام بار کشم؟
نه دستِ صبر
که در آستینِ عقل برم
نه پای عقل
که در دامنِ قرار کشم
نه قُوّتی که توانم
کناره جُستن از او
نه قدرتی که به شوخیش
در کنار کشم...
#فرهیختگان صدای فرزانگان
کرونا به ما یادآوری کرد که بدون دغدغه زندگی دیگران و همیاری تک تک ما، نه تنها خوشبختی که حتی سلامتی ما هم ناممکن است. پس در این شرایط بحرانی دست یاری به هم میدهیم حتی به قدر تهیه یک قرص نان و بسته ای صابون، تا هموطنان ما در مناطق کم برخوردار قدری از غم نان بیاسایند و از بیماری به دور باشند.
بنیاد خیریه حضرت علی (ع) با مشارکت موسسه توسعه پایدار اردیبهشت به مناسبت ماه رمضان؛ ماه خدا، از شما دعوت میکند برای تهیه نان و صابون هموطنان نیازمند و زنان سرپرست خانوار در شهر زاهدان و محلههای شیرآباد، همتآباد، داییآباد، کریمآباد، کارخانه نمک، پشت گاراژها و شهرک دامداران و چند روستا در اطراف این شهر، همچون همیشه همراه ما باشید.
هزینه یک هفته «نان و صابون» هر خانواده ۶۰هزار تومان است؛ اما ... شما هر قدر که میتوانید.
www.bonyadali.com
بنیاد خیریه حضرت علی (ع) با مشارکت موسسه توسعه پایدار اردیبهشت به مناسبت ماه رمضان؛ ماه خدا، از شما دعوت میکند برای تهیه نان و صابون هموطنان نیازمند و زنان سرپرست خانوار در شهر زاهدان و محلههای شیرآباد، همتآباد، داییآباد، کریمآباد، کارخانه نمک، پشت گاراژها و شهرک دامداران و چند روستا در اطراف این شهر، همچون همیشه همراه ما باشید.
هزینه یک هفته «نان و صابون» هر خانواده ۶۰هزار تومان است؛ اما ... شما هر قدر که میتوانید.
www.bonyadali.com
سلام آقای سعدی
منصور ضابطیان
بیان نکاتی از زنده گی و اندیشه ی حضرت سعدی
منصور ضابطیان
خوانشِ غزل زیبای :
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
با صدایِ آیدین آغداشلو
جان آگه با #فرهیختگان
منصور ضابطیان
خوانشِ غزل زیبای :
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
با صدایِ آیدین آغداشلو
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥آندره آ بوچلی، سلن دیون، لیدی گاگا و جان لجند آهنگ «دعا» را با هم و هرکدام در منازلشان اجرا کردند
این همکاری با عنوان «یک جهان: با همدیگر در خانه» ارائه شد. آهنگ «نماز» یا «دعا» اثر مشترک بوچلی و سلن دیون ٢١ سال قبل است./ فرارو
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
این همکاری با عنوان «یک جهان: با همدیگر در خانه» ارائه شد. آهنگ «نماز» یا «دعا» اثر مشترک بوچلی و سلن دیون ٢١ سال قبل است./ فرارو
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
«طفلی به نام شادی» در راه است.
▪️بعد از ۲۳ سال مجموعهٔ شعر تازهای از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با نام «طفلی به نام شادی» اردیبهشتماه امسال منتشر میشود. این مجموعهٔ شعر پنج دفتر خواهد بود و سرودههای بعد از «هزارهٔ دوم آهوی کوهی» است.
«طفلی به نام شادی» را انتشارات سخن روانهٔ بازار کتاب خواهد کرد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔴 تأملات کرونایی
(درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی)
اردشیر منصوری
۱۶فروردین ۱۳۹۹
بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده
بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها
🔸 بخش نخست: تبیینها:
برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن، منظرهای چهارگانهای قابل تشخیص و تمییزاند:
• تبیین (1) حادثهانگاری؛
• تبیین (2) توطئهانگاری؛
• تبیین (3) طبیعت-جاندارانگاری؛
• تبیین (4): اکولوژیک (تمرکز بر عیب و هنر کرونا)
متن کامل
Instant View
#فرهیختگان صدای فرزانگان
(درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی)
اردشیر منصوری
۱۶فروردین ۱۳۹۹
بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده
بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها
🔸 بخش نخست: تبیینها:
برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن، منظرهای چهارگانهای قابل تشخیص و تمییزاند:
• تبیین (1) حادثهانگاری؛
• تبیین (2) توطئهانگاری؛
• تبیین (3) طبیعت-جاندارانگاری؛
• تبیین (4): اکولوژیک (تمرکز بر عیب و هنر کرونا)
متن کامل
Instant View
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
تأملات کرونایی
تأملات کرونایی (درسآموختههای مواجهه با یک بیماری فراگیر، تأملاتی برای وضعیت پساکرونایی) اردشیر منصوری 16 فروردین 1399 بخش نخست: تبیین و راهبردهای اتخاذ شده بخش دو: درسآموختهها و پیشنهادها بخش نخست: تبیین برای فهم علت بروز و شیوع کرونا، و مواجهه با آن،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر داریوش شایگان درباره اهمیت سعدی در ادبیات و زندگی ایرانیان:
“نقش سعدی در فرهنگ ایرانیان با نقش کنفسیوس در چین قابل مقایسه است”...
از مدرسه زندگی
جان آگه با #فرهیختگان
“نقش سعدی در فرهنگ ایرانیان با نقش کنفسیوس در چین قابل مقایسه است”...
از مدرسه زندگی
جان آگه با #فرهیختگان
نمک پارسی
(تأملّی در بیتی از سعدی)
به این بیت توجه کنید :
در پارس چنین نمک ندیدیم
در مصر چنین شکر نباشد
مصر به قند و شکر مرغوب معروف بوده است. فرمود:
هر متاعی ز معدنی خیزد
شکر از مصر و سعدی از شیراز
دیدیم شیخ اجل نمک پارس/ فارس را در برابر شکر مصر قرار داده است و این بی چیزی نیست. لابد در نظر مبارک شیخ ما نمک فارس هم مثل قند مصر نامور بوده است.
فارس البته اقلیم نمکخیزی بوده است. قدرتی خدا همیشه لبریز بوده است از به تعبیر سعدی «امیران و پادشاهان ملاحت»:
هر "شکرپاره" که درمیرسد از عالم غیب
بر دل ریش عزیزان "نمکی" میآید
از شیرینان نمکین که بگذریم اقلیم فارس بحیرهها/ دریاچههایی مثل بختگان و ماهلویه/ مهارلو و جنگان داشته که آبشان شور و دورشان «نمکلاخ» بوده است(۱). به بختگان و مهارلو «دریاچۀ نمک» میگفتند(۲) و دربارۀ بختگان نوشتهاند :« آب وی شور بود و آنچ از وی به ساحل افتد، نمک گردد»(۳). همچنین در فارس کوههای نمک بوده است؛ مثل کوههای نمک دشتی، خفر، جره و کوه نمک اغر که در تابستان از بسیاری نمک گمان میبردند برف بر این کوه باریده است (۴). در اطراف شهر دیرین دارابگرد نیز کوههای نمک معروفی بوده و در معادن آن کوهها، نمک به رنگهای سپید و سیاه و سرخ و زرد و سبز و کبود وجود داشته است. سنگ نمکهای الوان و هفترنگ معدن دارابگرد را میتراشیدند و از آن «خوان» و «خوانچه» و «چیزها» میساختند و «به آفاق میبردند» و میفروختند (۵). این نمک را در زمرۀ «آنچه از دیار فارس برآید و [فاضلتر از جنس خود بود] و به شهرهای دیگر برند به جهت نیکویی آن جنس» قرار دادهاند (۶). این را هم بنویسم که نمکی بوده به نام «نمک پارسی» که مصارف دارویی خاص داشته است (۷).
پانوشت
۱. فارسنامه ابنبلخی، تصحیح لسترنج و نیکلسون، افست اساطیر،ص۱۵۳؛ جهاننامه، تصحیح ریاحی،ص۸۳؛ مسالک و ممالک، تصحیح ایرج افشار، ۱۳۴۰، ص ۱۰۹؛ عجایبالمخلوقات طوسی، تصحیح منوچهر ستوده،ص ۹۱و۶۶۱؛ جغرافیای حافظ ابرو ، تصحیح صادق سجادی، ج۱، ص۱۳۴ و ج۲، صص۱۴۳-۱۴۴؛ فارسنامه ناصری، تصحیح رستگار فسایی، ج۲، صص۱۶۰۰-۱۶۰۱.
۲. فارسنامه ناصری، ج۲، ص۱۲۴۲ و۱۶۰۱.
۳. عجایبالمخلوقات طوسی، ص ۹۱.
۴. فارسنامه ناصری، ج۲، ص۱۶۳۶.
۵. حدودالعالم، تصحیح منوچهر ستوده،ص ۱۳۴؛ جهاننامه ،ص۸۳ ؛ مسالک و ممالک، ص ۱۳۵؛ نزهةالقلوب، تصحیح دبیرسیاقی، ص۱۹۸؛ جغرافیای حافظ ابرو ، ج۲، ص۱۱۷.
۶. مسالک و ممالک، ص ۱۳۳. با توجه به نسخه بدل.
۷.آدابالحرب و الشجاعه، تصحیح سهیلی خوانساری، ص۲۲۸.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
(تأملّی در بیتی از سعدی)
به این بیت توجه کنید :
در پارس چنین نمک ندیدیم
در مصر چنین شکر نباشد
مصر به قند و شکر مرغوب معروف بوده است. فرمود:
هر متاعی ز معدنی خیزد
شکر از مصر و سعدی از شیراز
دیدیم شیخ اجل نمک پارس/ فارس را در برابر شکر مصر قرار داده است و این بی چیزی نیست. لابد در نظر مبارک شیخ ما نمک فارس هم مثل قند مصر نامور بوده است.
فارس البته اقلیم نمکخیزی بوده است. قدرتی خدا همیشه لبریز بوده است از به تعبیر سعدی «امیران و پادشاهان ملاحت»:
هر "شکرپاره" که درمیرسد از عالم غیب
بر دل ریش عزیزان "نمکی" میآید
از شیرینان نمکین که بگذریم اقلیم فارس بحیرهها/ دریاچههایی مثل بختگان و ماهلویه/ مهارلو و جنگان داشته که آبشان شور و دورشان «نمکلاخ» بوده است(۱). به بختگان و مهارلو «دریاچۀ نمک» میگفتند(۲) و دربارۀ بختگان نوشتهاند :« آب وی شور بود و آنچ از وی به ساحل افتد، نمک گردد»(۳). همچنین در فارس کوههای نمک بوده است؛ مثل کوههای نمک دشتی، خفر، جره و کوه نمک اغر که در تابستان از بسیاری نمک گمان میبردند برف بر این کوه باریده است (۴). در اطراف شهر دیرین دارابگرد نیز کوههای نمک معروفی بوده و در معادن آن کوهها، نمک به رنگهای سپید و سیاه و سرخ و زرد و سبز و کبود وجود داشته است. سنگ نمکهای الوان و هفترنگ معدن دارابگرد را میتراشیدند و از آن «خوان» و «خوانچه» و «چیزها» میساختند و «به آفاق میبردند» و میفروختند (۵). این نمک را در زمرۀ «آنچه از دیار فارس برآید و [فاضلتر از جنس خود بود] و به شهرهای دیگر برند به جهت نیکویی آن جنس» قرار دادهاند (۶). این را هم بنویسم که نمکی بوده به نام «نمک پارسی» که مصارف دارویی خاص داشته است (۷).
پانوشت
۱. فارسنامه ابنبلخی، تصحیح لسترنج و نیکلسون، افست اساطیر،ص۱۵۳؛ جهاننامه، تصحیح ریاحی،ص۸۳؛ مسالک و ممالک، تصحیح ایرج افشار، ۱۳۴۰، ص ۱۰۹؛ عجایبالمخلوقات طوسی، تصحیح منوچهر ستوده،ص ۹۱و۶۶۱؛ جغرافیای حافظ ابرو ، تصحیح صادق سجادی، ج۱، ص۱۳۴ و ج۲، صص۱۴۳-۱۴۴؛ فارسنامه ناصری، تصحیح رستگار فسایی، ج۲، صص۱۶۰۰-۱۶۰۱.
۲. فارسنامه ناصری، ج۲، ص۱۲۴۲ و۱۶۰۱.
۳. عجایبالمخلوقات طوسی، ص ۹۱.
۴. فارسنامه ناصری، ج۲، ص۱۶۳۶.
۵. حدودالعالم، تصحیح منوچهر ستوده،ص ۱۳۴؛ جهاننامه ،ص۸۳ ؛ مسالک و ممالک، ص ۱۳۵؛ نزهةالقلوب، تصحیح دبیرسیاقی، ص۱۹۸؛ جغرافیای حافظ ابرو ، ج۲، ص۱۱۷.
۶. مسالک و ممالک، ص ۱۳۳. با توجه به نسخه بدل.
۷.آدابالحرب و الشجاعه، تصحیح سهیلی خوانساری، ص۲۲۸.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تاثیر چهار دهه 'اسلامی کردن دانشگاه' بر 'پایان نامهها'
نتیجه پروژه "اسلامی کردن دانشگاه"، تولید انبوه "پایاننامه" دکترا و فوق لیسانس در موضوعاتی از جنس –مثلا- "تاثیرسوره حمد برسرطان"، "تعامل جن وانس"، "ویژگیهای قوم یهود" و تاثیر درمانی "عنبرنسارا" [مدفوع الاغ] شده.
در نتیجه این پروژه، همچنین صدها نفر با نوشتن متونی با موضوع مرور تمجیدآمیز سخنان رهبران جمهوری اسلامی در موضوعات گوناگون –از بررسی جایگاه آیت الله خامنه ای در "شعر معاصر" گرفته تا تحلیل "بیانات ادبی" او– مدرک دکترا یا کارشناسی ارشد گرفته اند. یا افراد بی شماری با تز نوشتن در مورد موضوعاتی که کاربرد پرداختن مکرر به آنها مشخص نیست –از حضرت لوط گرفته تا حضرت یونس- به بالاترین مدارک دانشگاهی رسیده اند.
گزارش زیر، با پرهیز از هرگونه رویکرد تحلیلی، به مرور فهرستوارِ مجموعهای از پایان نامههای تولید شده در موسسات آموزش عالی ایران در یک دوره نمونه (۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸) و در شش موضوع نمونه میپردازد. موضوعاتی که اگرچه لزوما مرتبط نیستند، اما در یک چیز اشتراک دارند: اینکه متاثر از اولویت های حکومت در چهارمین دهه "اسلامی کردن دانشگاه ها" به نظر میرسند.
https://www.bbc.com/persian/iran-features-52360823
حسین باستانی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نتیجه پروژه "اسلامی کردن دانشگاه"، تولید انبوه "پایاننامه" دکترا و فوق لیسانس در موضوعاتی از جنس –مثلا- "تاثیرسوره حمد برسرطان"، "تعامل جن وانس"، "ویژگیهای قوم یهود" و تاثیر درمانی "عنبرنسارا" [مدفوع الاغ] شده.
در نتیجه این پروژه، همچنین صدها نفر با نوشتن متونی با موضوع مرور تمجیدآمیز سخنان رهبران جمهوری اسلامی در موضوعات گوناگون –از بررسی جایگاه آیت الله خامنه ای در "شعر معاصر" گرفته تا تحلیل "بیانات ادبی" او– مدرک دکترا یا کارشناسی ارشد گرفته اند. یا افراد بی شماری با تز نوشتن در مورد موضوعاتی که کاربرد پرداختن مکرر به آنها مشخص نیست –از حضرت لوط گرفته تا حضرت یونس- به بالاترین مدارک دانشگاهی رسیده اند.
گزارش زیر، با پرهیز از هرگونه رویکرد تحلیلی، به مرور فهرستوارِ مجموعهای از پایان نامههای تولید شده در موسسات آموزش عالی ایران در یک دوره نمونه (۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸) و در شش موضوع نمونه میپردازد. موضوعاتی که اگرچه لزوما مرتبط نیستند، اما در یک چیز اشتراک دارند: اینکه متاثر از اولویت های حکومت در چهارمین دهه "اسلامی کردن دانشگاه ها" به نظر میرسند.
https://www.bbc.com/persian/iran-features-52360823
حسین باستانی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
BBC News فارسی
تاثیر چهار دهه 'اسلامی کردن دانشگاه' بر 'پایان نامهها'
پروژه موسوم به 'اسلامی کردن دانشگاهها'، به تهیه حجم عظیمی از پایان نامه های خاص در مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد منجر شده که مرور آنها، در فهم بهتر نتایج عملی این پروژه مفید خواهد بود.
جایگزین روزه در قرآن
آیا در قرآن آیهای هست که برای روزه قائل به جایگزین و عوض شده باشد؟ با فرض مثبت بودنِ پاسخ، آیا این برداشت از آن آیه، فقط خاصِ نواندیشان معاصر است و چنین برداشتی از آن آیۀ مفروض، سابقهای در تفسیر و در نزد پیشینیان ندارد؟
پاسخ این است که نه فقط "معدودی" از نواندیشان معاصر و قرآنپژوهان، قائل به وجود آیهای در این باره هستند بلکه دست بر قضا "بسیاری" و بلکه اکثرِ قدما نیز وجود آن آیه را (هر چند با اعتبارِ موقت) تأیید کرده و معتقدند قرآن در آن آیه به مؤمنان اختیار داده که یا روزه بگیرند و یا به جای هر روز روزه یک روز غذای نیازمندان را تأمین کنند
آن آیه، عبارتِ (و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین) است که اطاقه در آن به معنای توانایی و استطاعت جسمانی، و فدیه به معنای عوض و جایگزین بوده و آیه چنین معنا میشود:و بر کسانی که توان روزه گرفتن دارند، جایگزینی وجود دارد که عبارت از تامین خوراک نیازمندان است
بر این اساس، این عوض و جایگزین، "برخلاف ذهنیّتی که وجود دارد" خاصِ کسانی که روزه گرفتن طاقتِ آنها را طاق میکند و تابشان را میبرد و مشقّت بسیاری برایشان ایجاد میکند نیست بلکه اتفاقا عام و شامل همه است؛ و در واقع روزه را حکمی تخییری (و نه تعیینی) یعنی مخیّر میان اِمساک (روزه گرفتن) یا اِطعام (سیر کردن گرسنگان) نشان میدهد
پس با دقت به اذعان قدما توجه کنید تا سدّی سخت در فهم آیات روزه شکسته شده و یک گام بزرگ به نظریهای که پیشتر ارائه کردم نزدیک شویم:
۱- ... ثم قال (و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسكين) رخص فی صدر الاسلام للمشاهدین له من اهل السلامة و الصحة من الامراض افطاره علی التعمد علی شرط قیامهم بفدیة الافطار من الاطعام، و دل علی ان الصوم له مع ذلک افضل عنده و اولی من الفدیة للافطار ... و المعنی بقوله (و علی الذین یطیقونه) انه سائر الناس، كان فی اول الاسلام من شاء صام و من شاء أفطر و افتدی لکل یوم طعام مسکین (فقه القرآن قطب راوندی ج۱ ص ۱۷۳ و ۱۷۷)
۲- (و علی الذین یطیقونه) الهاء يعود الی الصوم عند أکثر أهل العلم أی:یطیقون الصوم. خیّر الله المطيقين الصوم من الناس کلهم بین أن یصوموا ولا یکفّروا و بین أن یفطروا و یکفّروا عن کل یوم بإطعام مسکین، لأنهم کانوا لم یتعوّدوا الصوم. ثم نسخ ذلک بقوله (فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) و قیل:إن الهاء یعود الی الفداء عن الحسن و أبی مسلم. و أما المعنی بقوله (الذین یطیقونه) ففیه ثلاثة أقوال أولها: إنه سائر الناس كما قدمنا ذكره من التخيير و النسخ بعده (مجمع االبيان ج٢ص١٠)
٣- ... المریض والمسافر لا یصومان فی حال المرض والسفر لما فی ذلک من المشقة عليهما بل يفطران و يقضيان بعدة ذلك من أيام أخر و أما الصحيح المقيم الذی یطیق الصیام فقد کان مخیّرا بین الصیام و بین الإطعام إن شاء صام و إن شاء أفطر و أطعم عن کل یوم مسکینا فإن أطعم أکثر من مسکین عن کل یوم فهو خیر و إن صام فهو أفضل من الإطعام (تفسیر ابن کثیر ج۱ ص۲۲۰-۲۱۹)
۴- (و علی الذین یطیقونه) و علی المطیقین للصیام الذین لا عذر لهم إن افطروا (فديةٌ طعام مسكين) نصف صاع، و عن الباقر طعام مساكين؛ و كان ذلك فی بدء الاسلام فرض علیهم الصوم ولم یتعودوا فاشتد علیهم فرُخّص لهم فی الإفطار و الفدیة ...(جوامع الجامع طبرسی ج۱ ص۱۰۳ + کشاف ج۱ ص۲۲۶)
۵- ... (و علی الذین یطیقونه فدیةٌ طعام مسکین) فکان من شاء صام و من شاء أطعم مسکیناً فأجزی ذلک عنه ثم ... / قال [الراوی] کُنّا فی رمضان فی عهد رسول الله من شاء صام و من شاء افطر و افتدی بطعام مسکین حتی نزلت الآیة فمن شهد منکم الشهر فلیصمه (المستدرک حاکم ج۲ ص۲۷۴ / ج۱ ص۴۲۳)
۶- ... أنه قد کان رخص للشاهدین له من أهل الصحة والسلامة من الامراض إفطاره علی التعمد بشرط قیامهم بفدیة الافطار ثم نسخ ذلک خاصة بما اردفه فی الذکر من القرآن فقال: شهر رمضان ... (المقنعة شیخ مفید ص۲۹۴)
۷- فاضل مقداد در ذیل آیۀ (و علی الذین یطیقونه) چنین آورده است "قیل: کان القادر علی الصوم مخیّراً بینه و بین الفدیة بکلّ یوم نصف صاع و قیل: مُدّ (فمن تطوّع خیراً) ای زاد علی الفدیة فهو خیرٌ له و لکن صوم هذا القادر خیرٌ له. ثم نسخ ذلک بقوله تعالی (فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) و قیل انّه غیر منسوخ. ابوالفتوح پس از نقل اختلاف در قرائت یطیقون و فدیة طعام مسکین به وجوهی چند که آنها را برشمرده، چنین گفته است: بدان که علماء در تأویل و معنی آیه خلاف کردند: گروهی گفتهاند: این در بدایت شرع بوده چون حق تعالی مکلفان را تکلیفِ روزه کرد ایشان را عادت نبود دشخوار آمد بر ایشان حق تعالی در این تکلیف، تخییر کرد ایشان را بین الصیام و الاطعام، گفت: هر کس که خواهد روزه دارد و هر که نتواند اطعام کند به طعام. آنگه تخییر، منسوخ کرد به تضییق به قوله تعالی فمن شهد منکم الشهر فلیصمه (ادوار فقه شهابی ج۱ ص۱۷۷)
امیر ترکاشوند
جان آگه با #فرهیختگان
آیا در قرآن آیهای هست که برای روزه قائل به جایگزین و عوض شده باشد؟ با فرض مثبت بودنِ پاسخ، آیا این برداشت از آن آیه، فقط خاصِ نواندیشان معاصر است و چنین برداشتی از آن آیۀ مفروض، سابقهای در تفسیر و در نزد پیشینیان ندارد؟
پاسخ این است که نه فقط "معدودی" از نواندیشان معاصر و قرآنپژوهان، قائل به وجود آیهای در این باره هستند بلکه دست بر قضا "بسیاری" و بلکه اکثرِ قدما نیز وجود آن آیه را (هر چند با اعتبارِ موقت) تأیید کرده و معتقدند قرآن در آن آیه به مؤمنان اختیار داده که یا روزه بگیرند و یا به جای هر روز روزه یک روز غذای نیازمندان را تأمین کنند
آن آیه، عبارتِ (و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین) است که اطاقه در آن به معنای توانایی و استطاعت جسمانی، و فدیه به معنای عوض و جایگزین بوده و آیه چنین معنا میشود:و بر کسانی که توان روزه گرفتن دارند، جایگزینی وجود دارد که عبارت از تامین خوراک نیازمندان است
بر این اساس، این عوض و جایگزین، "برخلاف ذهنیّتی که وجود دارد" خاصِ کسانی که روزه گرفتن طاقتِ آنها را طاق میکند و تابشان را میبرد و مشقّت بسیاری برایشان ایجاد میکند نیست بلکه اتفاقا عام و شامل همه است؛ و در واقع روزه را حکمی تخییری (و نه تعیینی) یعنی مخیّر میان اِمساک (روزه گرفتن) یا اِطعام (سیر کردن گرسنگان) نشان میدهد
پس با دقت به اذعان قدما توجه کنید تا سدّی سخت در فهم آیات روزه شکسته شده و یک گام بزرگ به نظریهای که پیشتر ارائه کردم نزدیک شویم:
۱- ... ثم قال (و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسكين) رخص فی صدر الاسلام للمشاهدین له من اهل السلامة و الصحة من الامراض افطاره علی التعمد علی شرط قیامهم بفدیة الافطار من الاطعام، و دل علی ان الصوم له مع ذلک افضل عنده و اولی من الفدیة للافطار ... و المعنی بقوله (و علی الذین یطیقونه) انه سائر الناس، كان فی اول الاسلام من شاء صام و من شاء أفطر و افتدی لکل یوم طعام مسکین (فقه القرآن قطب راوندی ج۱ ص ۱۷۳ و ۱۷۷)
۲- (و علی الذین یطیقونه) الهاء يعود الی الصوم عند أکثر أهل العلم أی:یطیقون الصوم. خیّر الله المطيقين الصوم من الناس کلهم بین أن یصوموا ولا یکفّروا و بین أن یفطروا و یکفّروا عن کل یوم بإطعام مسکین، لأنهم کانوا لم یتعوّدوا الصوم. ثم نسخ ذلک بقوله (فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) و قیل:إن الهاء یعود الی الفداء عن الحسن و أبی مسلم. و أما المعنی بقوله (الذین یطیقونه) ففیه ثلاثة أقوال أولها: إنه سائر الناس كما قدمنا ذكره من التخيير و النسخ بعده (مجمع االبيان ج٢ص١٠)
٣- ... المریض والمسافر لا یصومان فی حال المرض والسفر لما فی ذلک من المشقة عليهما بل يفطران و يقضيان بعدة ذلك من أيام أخر و أما الصحيح المقيم الذی یطیق الصیام فقد کان مخیّرا بین الصیام و بین الإطعام إن شاء صام و إن شاء أفطر و أطعم عن کل یوم مسکینا فإن أطعم أکثر من مسکین عن کل یوم فهو خیر و إن صام فهو أفضل من الإطعام (تفسیر ابن کثیر ج۱ ص۲۲۰-۲۱۹)
۴- (و علی الذین یطیقونه) و علی المطیقین للصیام الذین لا عذر لهم إن افطروا (فديةٌ طعام مسكين) نصف صاع، و عن الباقر طعام مساكين؛ و كان ذلك فی بدء الاسلام فرض علیهم الصوم ولم یتعودوا فاشتد علیهم فرُخّص لهم فی الإفطار و الفدیة ...(جوامع الجامع طبرسی ج۱ ص۱۰۳ + کشاف ج۱ ص۲۲۶)
۵- ... (و علی الذین یطیقونه فدیةٌ طعام مسکین) فکان من شاء صام و من شاء أطعم مسکیناً فأجزی ذلک عنه ثم ... / قال [الراوی] کُنّا فی رمضان فی عهد رسول الله من شاء صام و من شاء افطر و افتدی بطعام مسکین حتی نزلت الآیة فمن شهد منکم الشهر فلیصمه (المستدرک حاکم ج۲ ص۲۷۴ / ج۱ ص۴۲۳)
۶- ... أنه قد کان رخص للشاهدین له من أهل الصحة والسلامة من الامراض إفطاره علی التعمد بشرط قیامهم بفدیة الافطار ثم نسخ ذلک خاصة بما اردفه فی الذکر من القرآن فقال: شهر رمضان ... (المقنعة شیخ مفید ص۲۹۴)
۷- فاضل مقداد در ذیل آیۀ (و علی الذین یطیقونه) چنین آورده است "قیل: کان القادر علی الصوم مخیّراً بینه و بین الفدیة بکلّ یوم نصف صاع و قیل: مُدّ (فمن تطوّع خیراً) ای زاد علی الفدیة فهو خیرٌ له و لکن صوم هذا القادر خیرٌ له. ثم نسخ ذلک بقوله تعالی (فمن شهد منکم الشهر فلیصمه) و قیل انّه غیر منسوخ. ابوالفتوح پس از نقل اختلاف در قرائت یطیقون و فدیة طعام مسکین به وجوهی چند که آنها را برشمرده، چنین گفته است: بدان که علماء در تأویل و معنی آیه خلاف کردند: گروهی گفتهاند: این در بدایت شرع بوده چون حق تعالی مکلفان را تکلیفِ روزه کرد ایشان را عادت نبود دشخوار آمد بر ایشان حق تعالی در این تکلیف، تخییر کرد ایشان را بین الصیام و الاطعام، گفت: هر کس که خواهد روزه دارد و هر که نتواند اطعام کند به طعام. آنگه تخییر، منسوخ کرد به تضییق به قوله تعالی فمن شهد منکم الشهر فلیصمه (ادوار فقه شهابی ج۱ ص۱۷۷)
امیر ترکاشوند
جان آگه با #فرهیختگان
🔵 تلگرام و قانون "همهپرسی"
در اصل 59 قانون اساسی آمده است که "در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم صورت گیرد". این اصل نشان میدهد که در شرایط سرنوشتساز، رأی و گرایش مردم راهگشاست و نظام سیاسی باید در برابر آن تمکین کند. از سویی دیگر وقتی رأی مردم در باب مسائل بسیار مهم نافذ باشد، به طریق اولی و به نحو منطقی در بارهی امور کمتر مهم نیز نافذ و مسموع است.
✅ 1. طبق برآورد "مرکز آمار ایران"، جمعیت کشور به 83 میلیون رسیده است. از این رقم حدود 25 درصد زیر سن 15 سال قرار دارند و هم چنین، 6 و نیم درصد بالای 65 سال سن دارند. به تعبیری دیگر، مجموع جمعیت بالای 15 سال تا 65 سالهی کشور، حدودا معادل 57 میلیون میشود.
✅ 2. اگر فرض کنیم شهروندان ایرانی، از 15 ساله تا 65 ساله، کاربران اصلی فضای مجازی باشند، آن گاه حدود 57 میلیون ایرانی به فضای مجازی و حضور در شبکه های اجتماعی دسترسی دارند و از آن استفاده میبرند.
✅ 3. بر اساس برخی منابع، حدود 40 میلیون کاربر ایرانی در تلگرام حضور و فعالیت دارند. به سخن دیگر، از 57 میلیون ایرانی که اجازه و یا توان استفاده از تلگرام را دارند، 40 میلیون، از فضای تلگرام استفاده میکنند. به تعبیر دیگر، بیش از 70 درصد ایرانیان دارای سن 15 تا 65 ساله، از امکان تلگرام بهرهمندند و عملا با این نرمافزار کار میکنند.
✅ 4. برگردیم به اصل "همهپرسی قانون اساسی".
اصل همهپرسی قانون اساسی، مکانیسم روشنی برای سیاستگذاری و احتمالا حل منازعات و اختلاف آرایی است که مانع تصمیمات مهم سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی شدهاند. طبق این اصل، ارجاع به رای مردم، فصلِالخطاب و ختمِ کلام است. (اگر این برداشت درست باشد که احتمالا چنین است)، آن گاه میتوان به 70 درصد شهروندانی اشاره کرد که نه با دادن رأی در همه پرسی، بلکه با عمل خود، نشان دادهاند که چه میخواهند. و نظرشان چیست.
مگر با اجرای انتخابات همه پرسی چه اتفاقی میافتد؟ آیا جز این است که از این طریق میخواهند دریابند که اکثریتِ مردم به چه سیاستی تمایل دارند و از میان مسیرها، کدام مسیر را برمیگزینند؟ آمارهای تقریبی به ما میگویند که 70 درصد مردم، خواهان استفاده از تلگرام هستند و هم اکنون نیز با مشقت از این اپلیکیشن استفاده میکنند.
❓ اکنون باید با سیاستگذاران و مجریانی که تلگرام را فیلتر کردهاند و با این کار خواستهاند حضور و استفادهی کاربران را در این اپلیکیشن مسدود و یا محدود کنند، این پرسش را مطرح کرد که وقتی 70 درصد مردم خواهان استفاده از تلگرام هستند، فیلتر کردن آن را چگونه توجیه میکنند؟ آیا این کار، نپذیرفتن رای مردم و لجاجت با جامعه نیست؟ آیا میدانید نادیده گرفتن میل و خواست اجتماعی، به فاصلهی سیاسیِ هر چه بیشتر جامعه از نظامی منجر میشود که نسبت به خواستهی مردم بی تفاوت است و بلکه در برابرش مقاومت میکند؟ حدود 40 میلیون کاربر ایرانی در تلگرام را نادیده انگاشتن و با اعصاب و روان آنها بازی کردن و حتی خسارت مالی به آنان تحمیل کردن، چه آورده و سودی برای حاکمیت سیاسی به ارمغان میآورد؟ و با کدام عقل سیاسی چنین مقاومت و تقابلی را دامن زدهاند؟
✔️ وقتی حاکمیت سیاسی برای خواست و نظر شهروندان احترام قایل نیست، چگونه انتظار دارد شهروندان نسبت به تصمیمات و فرامیناش، احترام قائل شوند؟
علی زمانیان....... ۹۹/۱/۲۸
خردمنتقد
#فرهیختگان صدای فرزانگان
در اصل 59 قانون اساسی آمده است که "در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آرا مردم صورت گیرد". این اصل نشان میدهد که در شرایط سرنوشتساز، رأی و گرایش مردم راهگشاست و نظام سیاسی باید در برابر آن تمکین کند. از سویی دیگر وقتی رأی مردم در باب مسائل بسیار مهم نافذ باشد، به طریق اولی و به نحو منطقی در بارهی امور کمتر مهم نیز نافذ و مسموع است.
✅ 1. طبق برآورد "مرکز آمار ایران"، جمعیت کشور به 83 میلیون رسیده است. از این رقم حدود 25 درصد زیر سن 15 سال قرار دارند و هم چنین، 6 و نیم درصد بالای 65 سال سن دارند. به تعبیری دیگر، مجموع جمعیت بالای 15 سال تا 65 سالهی کشور، حدودا معادل 57 میلیون میشود.
✅ 2. اگر فرض کنیم شهروندان ایرانی، از 15 ساله تا 65 ساله، کاربران اصلی فضای مجازی باشند، آن گاه حدود 57 میلیون ایرانی به فضای مجازی و حضور در شبکه های اجتماعی دسترسی دارند و از آن استفاده میبرند.
✅ 3. بر اساس برخی منابع، حدود 40 میلیون کاربر ایرانی در تلگرام حضور و فعالیت دارند. به سخن دیگر، از 57 میلیون ایرانی که اجازه و یا توان استفاده از تلگرام را دارند، 40 میلیون، از فضای تلگرام استفاده میکنند. به تعبیر دیگر، بیش از 70 درصد ایرانیان دارای سن 15 تا 65 ساله، از امکان تلگرام بهرهمندند و عملا با این نرمافزار کار میکنند.
✅ 4. برگردیم به اصل "همهپرسی قانون اساسی".
اصل همهپرسی قانون اساسی، مکانیسم روشنی برای سیاستگذاری و احتمالا حل منازعات و اختلاف آرایی است که مانع تصمیمات مهم سیاسی، اقتصادی و یا فرهنگی شدهاند. طبق این اصل، ارجاع به رای مردم، فصلِالخطاب و ختمِ کلام است. (اگر این برداشت درست باشد که احتمالا چنین است)، آن گاه میتوان به 70 درصد شهروندانی اشاره کرد که نه با دادن رأی در همه پرسی، بلکه با عمل خود، نشان دادهاند که چه میخواهند. و نظرشان چیست.
مگر با اجرای انتخابات همه پرسی چه اتفاقی میافتد؟ آیا جز این است که از این طریق میخواهند دریابند که اکثریتِ مردم به چه سیاستی تمایل دارند و از میان مسیرها، کدام مسیر را برمیگزینند؟ آمارهای تقریبی به ما میگویند که 70 درصد مردم، خواهان استفاده از تلگرام هستند و هم اکنون نیز با مشقت از این اپلیکیشن استفاده میکنند.
❓ اکنون باید با سیاستگذاران و مجریانی که تلگرام را فیلتر کردهاند و با این کار خواستهاند حضور و استفادهی کاربران را در این اپلیکیشن مسدود و یا محدود کنند، این پرسش را مطرح کرد که وقتی 70 درصد مردم خواهان استفاده از تلگرام هستند، فیلتر کردن آن را چگونه توجیه میکنند؟ آیا این کار، نپذیرفتن رای مردم و لجاجت با جامعه نیست؟ آیا میدانید نادیده گرفتن میل و خواست اجتماعی، به فاصلهی سیاسیِ هر چه بیشتر جامعه از نظامی منجر میشود که نسبت به خواستهی مردم بی تفاوت است و بلکه در برابرش مقاومت میکند؟ حدود 40 میلیون کاربر ایرانی در تلگرام را نادیده انگاشتن و با اعصاب و روان آنها بازی کردن و حتی خسارت مالی به آنان تحمیل کردن، چه آورده و سودی برای حاکمیت سیاسی به ارمغان میآورد؟ و با کدام عقل سیاسی چنین مقاومت و تقابلی را دامن زدهاند؟
✔️ وقتی حاکمیت سیاسی برای خواست و نظر شهروندان احترام قایل نیست، چگونه انتظار دارد شهروندان نسبت به تصمیمات و فرامیناش، احترام قائل شوند؟
علی زمانیان....... ۹۹/۱/۲۸
خردمنتقد
#فرهیختگان صدای فرزانگان