فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
کشکول چاغ داغ: مرگ‌اندیشی جمعی

حامد قدوسی

کرونا فاصله بین زندگی، بیماری، زمین‌گیری و حتی مرگ را به شکل مضحک و بی‌سابقه‌ای کوتاه کرده است، گاهی در حد یک چشم به هم زدن، چیزی که شاید فقط در زمان جنگ این قدر وسیع و محتمل بود. زمان بمباران و موشک‌باران بود که طرف نشسته بود خانه‌اش و ناهار می‌خورد و ده دقیقه بعد زیر آوار بود.

یکی دو هفته پیش رفتم لباس‌های‌‌مان را در رخت‌شوخانه ساختمان بشویم. صبح اول وقت روز تعطیل رفتم که کسی نباشد و نبود. داشتم پول ماشین‌لباس‌شویی‌ها را می‌دادم که دیدم کارتم خالی است، معمولا اتفاق نمی‌افتد. در همین کش و قوس یک نفر دیگر هم آمد. کلاه لباسش را سرش کشیده بود و مدام سرفه‌های خشکی می‌کرد، از آن‌هایی که اطبا می‌گویند نشانه کرونا است. لباس‌ها را ریخت و کارتش را کشید، کارتش خالی بود! سرفه‌کنان رفت سراغ پر کردن کارتش در ماشین روی دیوار و یک پنج دقیقه‌ای به اجبار یا از سر بی‌تصمیمی با هم تماس اضافه داشتیم. وقتی رفتیم دیگر کسی نیامده بود. اگر من پنج دقیقه زودتر آمده بودم یا اگر کارت حداقل یکی‌مان خالی نشده بود، احتمالا تماس خاصی با هم نداشتیم یا هم را نمی‌دیدیم، ولی خب قسمت این بود که ساعت هفت صبح یک روز آخر هفته دقیقا در یک زمان در اتاق کوچک بدون تهویه باشیم و من در تیررس سرفه‌های او یا او در تیررس نفس‌های بی‌علامت من باشد. البته ظاهرا این یک بار از من به خیر گذشت (او را نمی‌دانم) چون زمان کافی از روی قضیه گذشت و خبری نشد. دفعه بعد را نمی‌دانم.

همیشه از مرگ‌های الکی و قابل اجتناب در تاریخ عصبانی می‌شوم. از آن نفری که اگر پنج دقیقه زودتر خانه‌ای را خالی یا جلسه‌ای را ترک می‌کرد، گیر نیروهای امنیتی نمی‌افتاد و الان زنده بود. از آن کسی که روز قبل از ساختن دیوار برلین یا سقوط پایتخت در ویتنام و کامبوج شهر را ترک نکرد و فردایش موقع فرار کشته شد. از آن طیاره‌ای که هزار کیلومتر را از جنوب می‌کوبد و می‌آید و در کهریزک و دم فرودگاه زمین می‌خورد. از آن مین‌‌هایی که زیر پای کاوه گلستان و مرتضی آوینی منفجر شدند و می‌توانستند نیم متر آن‌طرف‌تر باشند. از آن ساختمانی که لحظه آخر سرراه طیاره خبرنگاران ظاهر شد و می‌توانست کمی کوتاه‌تر باشد. ولی مگر این‌ها دست خود آدم است؟ این همه آدمی که در تصادف ماشین کشته می‌شوند، اگر یک ثانیه دیرتر و زودتر از آن نقطه رد می‌شدند شاید الان بین ما بودند.

کرونا الان خیلی از ما را برده است درست وسط چنین موقعیت‌هایی: بی‌دفاع در مقابل ویروس ریزی که نمی‌دانیم از کجا وارد می‌شود و بی‌اطمینان از آینده. شاید مرگ بعضی از ما را یک اتفاق ساده در حد باز و بسته شدن نا به جای در آسانسور یا سرفه کردن نفر جلویی در صف خرید دستمال کاغذی رقم بزند. مرگی خیلی ساده، پیش پا افتاده و بی‌شکوه که می‌‌شد با سی ثانیه این طرف و آن طرف بودن از کنارش رد شد یا دچارش شد.

البته شاید هم باید قدر بدانیم که فرصت داریم که چنین موقعیت متزلزل و بی‌دفاعی را در زندگی تجربه می‌کنیم. چند روز دیگر که قضیه که تمام بشود احتمالا بیش‌ترمان بر می‌‌گردیم به همان اطمینان زیاد از خود و موقعیت برتر بشری‌‌مان و کنترل‌مان بر اوضاع. شاید الان تنها فرصتی در زندگی خیلی‌های‌مان باشد که یک مرگ‌‌اندیشی فردی و جمعی را یک بار به عینه تجربه کنیم.

#فرهیختگان صدای فرزانگان
برداشت فرانسیس بیکن از «علم»

... بیکن میان شناخت نقشه‌های خدا، «الهام‌شده از راه وحی یا مکاشفۀ الهی»، و شناختِ بر پایۀ مشاهده و «برخاسته از حواس» تمایز می‌گذارد. اما با اینکه اینها هیچ ربط متقابلی ندارند، و نباید به هم آمیخته شوند، جهان طبیعی هنوز آفریدۀ خداست، و مطالعۀ آن کاری بی‌دینانه یا تا اندازه‌ای ناشایست گمان رفته است؛ با این همه، میل به شناخت بود که به هبوط آدم ابوالبشر انجامید. اما، به طوری که بیکن خاطر نشان می‌کند، «میل جاه‌طلبانه و غرورآمیز شناخت اخلاقی به قضاوت کردن دربارۀ خیر و شرّ، بدین قصد که انسان می‌تواند از فرمان خدا سربپیچد و خود قانونگذار خویش شود، این آن چیزی بود که ظاهر و طرز عمل وسوسه بود». مثال آدم ابوالبشر به ما هیچ دلیلی نمی‌دهد که فلسفۀ طبیعی را دنبال نکنیم. با این همه، این تصور که مطالعۀ طبیعت بی‌دینانه است تصوّری است که بسیاری در قرن هفدهم با آن رو به رو شده بودند. یک پاسخ به آن بر این فرض مبتنی بود که چنین مطالعه‌ای صورتی از عبادت یا پرستش است. پاسخ بیکن بر نیاز به مطالعۀ طبیعت بر دلایل درست اصرار می‌ورزد.

به گفتۀ او، دنبال کردن شناخت یا دانش نباید «برای به دست آوردن لذّت ذهن، یا برای مجادله یا برای برتری بر دیگران، یا برای منفعت، یا شهرت، یا قدرت، یا هر یک از این چیزهای پست باشد؛ بلکه باید برای بهره و استفادۀ زندگی باشد». این اشارات به انگیزه‌های ناشایست و مختلف صرفاً اتفاقی نیست، بلکه پایۀ تاریخی دارند. بنا به نظری اساساً ارسطویی، علم چیزی بود که کاملاً جدا از امور عملی زندگی قرار می‌گرفت. علم اساساً حوزۀ کار و علاقۀ آن کسانی بود که فراغتی برای پرورش عقل با علایق صرفاً نظری داشتند. بنابراین، بنا به سنّتی فیثاغوری، سنّتی که کیمیا را رواج داد، دانش چیزی اسرارآمیز بود که می‌باید در میان برادران اهل طریقت محدود می‌ماند، و این راز از خلایق پوشیده می‌بود. البته کیمیاگران شیّادی نیز بودند که از دانش‌شان برای به دست آوردن قدرت، یا شهرت، یا انگشت نمایی، استفاده کرده بودند و نتایجی چشمگیر و گیج‌کننده و سرگرم‌کننده به وجود آورده بودند، از آن قبیل که اکنون می‌توانیم در نمایش‌های «جادو» یا «شعبده»، یا در سخنرانی‌های کریسمس «مؤسسۀ سلطنتی»، شاهد باشیم. سنّتی از علاقه به هیولاهای نامعمول و کنجکاوی‌های بسیار عجیب نسبت به چیزهایی که بتوان در طبیعت یافت وجود داشت. بیکن هیچ یک از اینها را نداشته است. او اصرار می ورزد که مقام ذهن با بحث از امور واقع هرروزی که حواس مان بر ما آشکار می‌کنند پایین نمی‌آید. او همچنین اصرار می‌ورزد که آنها را باید به طور نظام‌مند گرد آورد، و به قصد پژوهش بیش‌تر. او اصرار می ورزد که این کار را نباید افراد یا گروه‌های کوچکِ گزینش‌شده انجام دهند، بلکه باید کاری به‌راستی جمعی باشد، یعنی نهادینه و سازماندهی‌شده به شیوه‌ای به‌درستی علنی. علاوه بر این، او اصرار می‌ورزد که علم هنگامی آغاز نمی‌شود که نیازهای مادّی برآورده شده باشند، بلکه علم را باید برای برآوردن نیازهای همگان دنبال کرد و از آن استفاده کرد.

وولهاوس، تجربه‌گرایان، ص ۳۷–۳۶


محمدسعیدحنایی‌کاشانی


#فرهیختگان صدای فرزانگان
فرهیختگان pinned «تاثیر چهار دهه 'اسلامی کردن دانشگاه' بر 'پایان نامه‌ها' نتیجه پروژه "اسلامی کردن دانشگاه"، تولید انبوه "پایان‌نامه" دکترا و فوق لیسانس در موضوعاتی از جنس –مثلا- "تاثیرسوره حمد برسرطان"، "تعامل جن وانس"، "ویژگیهای قوم یهود" و تاثیر درمانی "عنبرنسارا" [مدفوع…»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_کرونا

شیوه ضدعفونی کردن کتاب و کالاهای فرهنگی/شهرکتاب


جان آگه با #فرهیختگان
ماجرای کهنه و نو

اغلب ما از کودکی سرمان به سوی هر چیز نو می‌چرخد و چشمانمان بر هرچه می‌لغزد آن را چون شیری تازه می‌نوشد. این نوخواهی تا حدّی‌ست که ممکن است دور از چشم بزرگ‌ترها اسباب‌بازی‌های گران‌قیمت‌مان را با خنزر‌پنزرهای دوستمان تاخت بزنیم فقط به این دلیل که آنچه او دارد برایمان تازه است. این روند و روش ادامه پیدا می‌کند تا بزرگ می‌شویم. در بزرگسالی اغلب می‌توانیم با چرتکه انداختن این میل نوجویی را کنترل کنیم و خانۀ دنگال و کلنگی پدربزرگمان را به آپارتمانی کوچک و نوساخت ندهیم!
همین امر در ساحت‌های دیگر مانند هنر و ادبیات هم صادق است. بدین معنی که خامان و تازه‌‌‌ازراه‌رسیدگان مثل کودکی که با چشمان گشاده و دهان بازمانده پی بانگ هر جرس می‌رود، در برخورد با هر حرف تازه یا سبک و قالب و ایدۀ نوی از خود می‌روند ولی پختگان و استخوان‌خردکرده‌ها که عیار کار دستشان است قیمت حقیقی هر جنس را می‌‌دانند، نو بودن را فقط یکی از امتیازهای اثر می‌دانند و بیش از آنچه بایست، به آن وقعی ‌نمی‌نهند.

خلاصۀ یادداشتی از پرویز ناتل خانلری را بخوانیم.

«به دیدن دوستی رفتم که هنردوست و صاحب‌ذوق است. چشمم به قالی اتاق افتاد. قالی نوی بود. غرضم از نو این نیست که آن را تازه بافته بودند. البته بافت آن تازه بود اما شیوۀ بافت آن تازه‌تر بود. این قالی، مستطیلی سه‌درچهار بود که خط وتر آن‌را به دو مثلث قسمت می‌کرد. یک مثلث به رنگ سبز چمنی بود و مثلث دیگر به رنگ سرخ خونی. میان مثلث سبز چیزی شبیهِ گل‌ و بته به رنگ زرد و قرمز کشیده بودند و میان قسمت سرخ هم نظیر همان چیز با رنگ‌های سبز و سفید دیده می‌شد. همۀ آنچه دربارۀ آن قالی می‌توان گفت همین است.
دوستم گفت: این قالی سبک تازه‌ای است. تا کی می‌توان با آن قالی‌هایی که هزاران سال است با یک رنگ و طرح در خانۀ اجداد ما افتاده‌ بسر برد؟!
گفتم: آری، در تازگی آن هیچ شک ندارم. اما در ارزش آن جای گفتگوست. من یک قالی تبریزی در اتاقم دارم. از همین قالی‌هایی است که شما دوست ندارید و مبتذل و معمول می‌خوانید. اما من هر شب که به خانه می‌روم و از قیل‌وقال بیرون فراغتی می‌یابم، چشم به آن می‌دوزم. در رنگ‌های گوناگون و نقش‌های درهم‌پیچیدۀ آن‌ باریک می‌شوم، از هر رنگ و هر نقش نکته‌ها درمی‌یابم یا می‌پندارم که باید دریافت. تناسب رنگ‌های آن که حاصل تجربه و ذوق نسل‌های متوالی است چنان در من اثر می‌کند که هیچ امری دلکش‌تر و زیباتر از آن در نظرم نمی‌آید. شما یک قالی نو سفارش داده‌اید که نیمی از آن سبز و نیم دیگر سرخ است. بسیار هنر کرده‌اید. اما این هنر شما اگر هم مایۀ لذّت بیننده باشد، بیش از چند دقیقه ذهن را مشغول نمی‌کند. هنر قدیم، راست می‌گویید، بسیار مکرّر شده است. اما هنر شما هم گمان نمی‌کنید که بسیار ساده و بی‌بنیاد باشد؟»

(هفتاد سخن، پرویز ناتل خانلری، جلد اوّل، ص ۱۰۹ تا ۱۱۳)

#عاطفه_طیه


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
در آستانه‌ی ماه روزه
(مرور منظرهای رایج و چهارگانه، و برجسته‌سازی مواجهه‌ی پنجم با رمضان)


اردشیر منصوری
۴ اردیبهشت ۱۳۹۹

چهار مواجهه‌ی آشنا با ماه رمضان به گمانم به قرار زیراند:

۱- رویکرد سنتی؛ روزه‌داری یک ماهه همچون یک فریضه‌ی دینی که ترکش عقوبت دارد و پاسداشتش ثواب الهی. پایبندی شدید شکلی به امساک با چاشنی مقادیری دعا و مناسک (قرآن‌به‌سر شب قدر و ...)!

۲- رویکرد انکار؛ سکوت کامل در برابر رمضان و روزه و وانهادن آن به سلیقه‌ی شخصی افراد، بی‌التفاتی در عین احترامی حداقلی به کسانی که لابد با این مناسک و رسوبات سنت آرامشی کسب می‌کنند، آماده شدن برای گذران یک ماه دشوار با مراعات ظواهر سخت‌گیرانه در جامعه و حکومتی ایدئولوژیک، و صبر تا به سر آید.

۳- رمضان‌ستیزی؛ تلاش برای اثبات آن که روزه‌داری چه ضررها دارد از منظر پزشکی، و چه جنابتی است علیه بشریت با صدور دستور محرومیت از حتی نوشیدن لیوانی آب در روزهای بلند تا ۱۵-۱۶ ساعت، آن هم سی روز!

۴- تن دادن خواهی-نخواهی به رمضان اما با نگاه تجدیدنظر طلبانه؛ اینان نه ترک دین توانند کرد و نه همچون سنتی‌اندیشان به پاسخ‌های دیروز به پرسش‌های انسان امروز قانع‌اند. صاحبان این نگاه‌اند که این روزها فتاوای آقایان سیستانی و صانعی را دست به دست می‌کنند. گویی شاداند که می‌توان از زیر بار یک واجب فقهی دشوار تن رها کرد، اما البته با تکیه بر فهم فقیهانه‌ی دیگر. اینان گاه در پی آنند تا اثبات کنند در قرآن شمار روزهای واحب برای صیام مثلاً سه روز بوده و نه سی، این دیدگاه چهارمی‌ها از سختی دین فقاهتی به‌رنج‌اند، اما توان خروج از فقه‌اندیشی را نیز ندارند و با جا‌به‌جایی از یک فتوی به فتوایی دیگر در پی خلاصی از دشواری این عبادت ناآسان، به‌ویژه برای انسان مصرف‌زده و لذت‌جو و سیری‌ناپذیر دنیای کنونی‌اند. هم می‌خواهند از دین خارج نشوند و هم برای دینداری بهای زیاد نپردازند. طفلکی این نگاه چهارمی‌ها باید در دو جبهه با صاحبان رویکرد (۱) و (۳) مبارزه کنند و انرژی صرف رفع تسخر زدن آن دو گروه به خود بنمایند.

اما نگاه دیگری که مایلم در کنار چهار نگاه مألوف معرفی کنم:

۵-روزه‌داری همچون تمرینی داوطلبانه و به قدر وسع؛ با اعتماد اجمالی فهم رایج از متن و سنت نبوی و در مشابهت با برخی دیگر ادیان، به مثابه‌ی تمرینی قابل بهره‌گیری.
▫️اولاً انسان سالم و معمولی، همچون پستانداری بزرگ‌جثه، قاعدتاً به لحاظ فیزیولوژیک چندان توان دارد که ۱۵-۱۶ ساعت نخوردن و نیاشامیدن زیستش را مختل نکند، البته لذت‌خواهی فزون‌طلبانه‌اش را نه!روزه‌هم می‌تواند به تعالی معنوی کمک کند، البته با فهمی موسع از متن دین و بدون تأکید بر سخت‌گیری سنتی-فقهی (که ترک روزه را گناه می‌انگارد).

▫️ثانیاً می‌توان تا اطلاع ثانوی به فهم رایج یک ماهه اعتمادی نسبی کرد؛ اگر توانش بود افق زمانی تا سی روز تواند بود (که در متن آمده “شهر رمضان”)، و اگر توانش نبود به مقدار طاقت شخص (که در متن آمده “ایاماً معدودات”). باری دست شستن از خورد و نوش و برخ دیگر لذات در طول روز، و اهتمامی بیشتر به اذکار معنوی، احتمالاً هم زمینه‌ساز تجدید نوعی معنای زندگی و تحکیم ملکات اخلاقی برای شخص تواند بود، و هم بسترساز کسب لذت مضاعف جسمی، به قاعده‌ی عقلایی-اپیکوری، (لذت پس از توقف موقتی لذت، به مصداق الفرج بعد الشدت)!

🔹اگر این نگاه پنجم واجد اعتنا باشد، حیفا و حسرتا که روزه‌ و رمضان از سویی به مظهر خشونت دین‌داران علیه روزه‌ناداران بدل شده (با سخت‌گیری نابخردانه‌ی حکومتی برای مجازات “روزه‌خواران”) و از سوی دیگر بدل شده است به محل بروز خصومت دین‌ستیزانه علیه روزه‌داران!



#فرهیختگان صدای فرزانگان
دولت غارتگر و توسعه اقتصادی
https://www.radiozamaneh.com/495588
اقتصاد سیاسی چیست؟
درباره دولت چه دیدگاه‌هایی در اقتصاد سیاسی رایج است؟
غارتگری از منظر اقتصاد سیاسی به چه معناست؟
دولت غارتگر چه مشخصاتی دارد؟
آیا چپاول‌گری تنها خصیصه دولت‌هایی چون دولت ایران است که مبتنی بر تبعیض و رانت‌خواری است؟
چپاول‌گری در ایران چگونه عمل می‌کند؟
تأثیر آن بر روی تولید و انباشت چیست؟
چه تأثیری بر روی طبقات مختلف دارد؟
به طول مشخص در ایران چپاولگری چه تأثیری بر روی فرودستان و همچنین طبقه متوسط به جا می‌گذارد؟

دکتر مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس) در هفت جلسه آنلاین به این پرسش‌ها و موضوع‌های مرتبط به آنها می‌پردازد.

جلسه پنجم: دو نگرش درباره دولت و مفهوم تصاحب
در روز جمعه، ۵ اردیبشهت ۱۳۹۹ (۲۴ آوریل۲۰۲۰)
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران (۱۸ به وقت اروپای مرکزی) برگزار خواهد شد.
برای شرکت در وبینار در ساعت و تاریخ مقرر به لینک زیر رجوع کنید:
https://bit.ly/webinar5zamaneh
وبینار به صورت هم‌زمان و زنده در سایت زمانه، توییتر، یوتیوب، تلگرام و فیسبوک زمانه در دسترس شماست.


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
بستهٔ صوتی پیش از افطار
شجریان-موذن‌زاده
فایل صوتی مثنوی افشاری و ربنای شجریان، اسماء‌الحسنی و اذان موذن‌زاده.

حالا که متاسفانه صداوسیما بی توجه به خواست ملی، پخش نمی‌کند، اگر یکربع مانده به اذان این فایل را پخش کنید، قطعات به ترتیب پخش و به اذان ختم می‌شود. /محمدرضا جلائی‌پور (با ویرایش اندک)

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
روزه و رجوع به حکم اوّل اسلام

امیرحسین ترکاشوند

مسلمانان به “همۀ” آیات قرآن ایمان دارند و این‌گونه نیست که یک آیه را به بایگانی بفرستند و آیۀ دیگر را تابلوی مسلمانی خود کنند؛ به همین خاطر هنگام مواجهه با احکام متفاوت قرآن در موضوعی واحد، آن تفاوت و تعدّد را ناشی از برهه‌های مختلف بعثت، و تغییر شرایط و معادلات می‌دانند. این “تغییر” نشان از سیّالیّت، شناوری، واقعیّت‌گرایی، به‌روز بودنِ قرآن، و توجّهش به “اقتضائات” دارد؛ مثلاً اگر قرآن در مواجهه با مخالفان رسالتِ پیامبر «یک جا همزیستی، یک جا تحمّل، یک جا قهر، یک جا پیکار، یک جا صلح، یک جا گذشت و…» را ابلاغ کرده، قطعاً این واکنش‌های متفاوت (علاوه بر عوامل دیگر، همچنین) ناظر به کنش‌های متفاوت مخالفانِ این دین نوظهور بوده، و در نتیجه همواره پای‌فشردن بر پیکار و قهر دائم و قطع ارتباط، یا همواره بر صلح و مدارا و تحمّل اصرار ورزیدن، سیاست واحدِ نامعقول و جامدی است

الگوی روزه‌های مکی برای ایام کرونایی:
گویند پیامبر گرامی و یارانش در آغاز اسلام، روزه‌شان ماهی سه روز بود. اخبار در این باب فراوان است؛ برخی این روال روزه را حتّی به حضرت آدم و نوح نیز امتداد می‌دهند:

کان الصوم الاول صامه نوح فمن دونه حتّی صامه النبی و اصحابه و کان صومهم من شهر ثلاثه ایام الی العشاء و هکذا صامه النبی و اصحابه[۱]

… و کان (ص) یصوم هو و اصحابه قبل فرض رمضان ثلاثه ایام من کل شهر …[۲]


بسیاری از مفسران (به قطع یا به احتمال) آیۀ ایّاماّ معدودات[۳] را در اشاره به همین روال روزه‌داری در مکّه می‌دانند:

ایّاماً معدودات … و اختلف فی هذه الایام علی قولین احدهما أنّها غیر شهر رمضان، و کان ثلاثه ایام من کل شهر، و صوم عاشورا … و الآخر ان المعدودات شهر رمضان[۴]

قال عطا و قتاده: الأیام المعدودات کانت ثلاثه أیام من کل شهر، ثم نسخ. و کذلک روی عن ابن عباس. و قال ابن أبی لیلی: المعنی به شهر رمضان[۵]

اختلف أهل التأویل فیما عنی الله عز و جلّ بقوله: أیاماً معدودات فقال بعضهم: الأیام المعدودات: صوم ثلاثه أیام من کل شهر. قال: و کان ذلک الذی فرض علی الناس من الصیام قبل أن یفرض علیهم شهر رمضان[۶]


مفسران گویند سپس این روال روزه‌داری (به عللی که باید استخراج کرد) با آیۀ شهر رمضان[۷] جایگزین شد و ۳۶ روز روزه در سال (هر ماه ۳ روز) به ۳۰ روز روزۀ پیوسته در ماه رمضان تبدیل شد:

یا أَیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون[۸] أَیَّاماً معدودات فمن کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أُخر و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین فمن تطوّع خیرا فهو خیرٌ له و أن تصوموا خیرٌ لکم إن کنتم تعلمون[۹] شهر رمضان الذی أُنزل فیه القرآن هُدیً للناس و بیّنات من الهدی و الفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه و من کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أخر یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر و لِتُکملوا العدّة و لتکبّروا الله علی ما هداکم و لعلّکم تشکرون[۱۰]


اینک اگر یکماه روزه‌داری پیوسته، به “ضعف سیستم ایمنی بدن” می‌انجامد و زمینه را برای خطرات ناشی از ویروس سریع‌الانتشار کرونای جدید سخت‌تر و نامساعد می‌کند و ریسک مرگ‌ومیر را بالا می‌بَرَد، چرا نباید به نخستین روال روزه‌داری در اسلام بازگشت و بنا به “اقتضا” روزۀ ماهی ۳ روز را تجدید کرد؟ به ویژه که برخی قدما قائل به جایگزین‌پذیری آن سه روزها با سه روز اطعام نیازمندان بودند.
آیا اینک با این اقتضائات روبرو نبوده و نیازمند گزینش بهترین و متناسب‌ترین آیۀ مرتبط با شرایط ویژۀ کنونی نیستیم؟

انعطاف خدا
گویند هرگاه آیه ای با محتوای سخت و شدید بر رسول خدا نازل می‏شد، مردم آن را می‏پذیرفتند و مطابق خواستِ خدا عمل می‏کردند، و [طبیعتاً] دچار مشقّت می‏شدند؛ در این هنگام بود که خدا [انعطاف نشان می‏داد و] با نزول آیه ای جدید که نَرم‏تر و آسان‏تر بود، به آن سختی پایان می‏داد (قال ابن عباس إن رسول الله کان إذا نزلت علیه آیه فیها شده أخذ الناس بها و عملوا ما شاء الله أن یعملوا فیشق ذلک علیهم فینسخ الله تعالی هذه الشده و یأتیهم بما هو ألین منها و أهون علیهم منها) [۱۱]

گفتنی است برداشت نویسنده از آیات روزه، نگاه تبصره‌ای به آیۀ شهر رمضان است که در این یادداشت، آن را ملاک قرار ندادم و تلاش کردم بر اساس تفسیر مشهور، پیشنهادی ارائه کنم.

۱- الدرالمنثور ج۱ ص۱۷۷
۲- السیره الحلبیه ج۲ ص۳۵۸
۳- بقره۱۸۴
۴- مجمع‌البیان ج۲ ص۹
۵- تفسیر تبیان ج۲ ص۱۱۶
۶- تفسیر طبری ج۲ ص۱۷۷
۷- بقره۱۸۵
۸- بقره۱۸۳
۹- بقره۱۸۴
۱۰- بقره۱۸۵
۱۱- تفسیر سمرقندی ج۲ ص۲۹۱


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
فرهیختگان pinned «جایگزین روزه در قرآن آیا در قرآن آیه‌ای هست که برای روزه قائل به جایگزین و عوض شده باشد؟ با فرض مثبت بودنِ پاسخ، آیا این برداشت از آن آیه، فقط خاصِ نواندیشان معاصر است و چنین برداشتی از آن آیۀ مفروض، سابقه‌ای در تفسیر و در نزد پیشینیان ندارد؟ پاسخ این است…»
بانوی اردیبهشت،نرگس محمدی
تولدت مبارک
کاری از ژیلا مکوندی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
زبان «وجود» و «هست» در غزلی از «سعدی»

«زبان» برای انسان فقط ابزاری برای ارتباط با «دیگری» نیست. بدون دیگری هم باز ناگزیریم گفت و گو کنیم: با «خود»مان. ما بدون گفت وگو با «خود» اصلاً چه خبر از «هستی» یا «نیستی» داریم؟ آنچه ما «بودن» و «هستن» و «وجود داشتن» می‌نامیم از همین «گفت و گویی» است که با «خود» داریم، آن «خود»ی که افلاطون از آن به «تفکر» و «اندیشیدن» تعبیر کرد و آن را «گفت و گوی خاموش با نفس» نامید. از نظر افلاطون، از همین جاست که ما می‌توانیم پی ببریم هریک از ما «دو چیز» است: روح و بدن. آن که به او با نام «خود»م و «روح»ام و «نفس»ام اشاره می‌کنم، همین چیزی است که با او در گفت و گویم. بدون این گفت و گو چه خبر از نیستی یا هستی هست؟

دکارت وقتی نتیجه گرفت: «می‌اندیشم، پس هستم»، این اندیشیدن را از گفت و گویی که با «خود» داشت نتیجه گرفت، گفت و گویی که به او گفت: «تو هرچه هم باشی، نمی‌توانی نباشی، تا هنگامی که داری می‌اندیشی (یعنی، داری با خودت سخن می‌گویی)!» برای هریک از ما آنچه «زندگی» خود می‌نامیم در همین آگاهی از گفت وگوی‌مان با خویش است که «هست». اما زندگی اجتماعی به ما آموخته است که این گفت و گو را با صدایی خاموش انجام دهیم تا کسی ما را «دیوانه» نخواند! تورات و انجیل و قرآن وقتی «روح» را کلمه می‌خوانند، از همین «دوگانگی» است که پرده بر می‌دارند و وقتی انجیل متی از قول عیسی به شیطان می‌گوید که: «انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلمۀ خداوند زنده است» باز بر همین دوگانگی است که تأکید می‌شود. تاریکی مرگ برای ما، چه پیش از تولد، و چه پس از زندگی، همین بی‌خبری از گفت و گویی است که با خود داریم یا نداریم. ما تا هنگامی زنده‌ایم که دست کم «خود»مان را در گفت و گو با «خویش» نگه داریم یا گفت و گویی داشته باشیم. پس از آن هر زندگی هم که داشته باشیم برای ما «هیچ» است. برای ما «گفت و گو» و «اندیشیدن» و «بودن» یکی است. و زبان میانجی آنها. بدون «زبان» هیچ میانجی برای گفت و گو و اندیشیدن و بودن نیست، همان طور که بدون سیم وسیله‌ای برای انتقال «برق» نیست. خاموشی تاریکی است. مرگ همین است.

هنر، و به‌ویژه شعر، و باز ویژه‌تر غزل، برترین صورت «گفت و گو» با خویش است. حاضری با غایبی به میانجی گفت و گویی با «خود» سخن می‌گوید و حضور «غایب» را آشکار می‌کند. همین نیاز به «حضور» است که «غزل» را ممکن می‌کند. در غزل زیر سعدی به زیبایی با «وجود» («خود») و «هست» (حضور «او») بازی می‌کند تا «حضور» معشوق را برای خویش ممکن سازد. هریک از ما نیز با خواندن این غزل همین کار را برای «خود» می‌کند.

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حُسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که می‌گوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیرین‌دهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست


محمدسعیدحنایی‌کاشانی
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹


جان آگه با #فرهیختگان
🔴 از اتومبیل آب‌سوز تا دستگاه کرونایاب

▪️ مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم

عباس عبدی

📍 قضیه دستگاه كرونایاب و بازتاب‌هایی كه پیرامون آن به وجود آمد، از یك جهت موضوع جدیدی نیست. چنین ساده‌انگاری‌هایی پیش‌تر هم بوده است.

📍 شاید این خیال‌پردازی‌ها خیلی هم بد نباشد، اینها تا وقتی به نوشتن و انتشار محدود شود ایرادی ندارد ولی مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم.

📍 این بدخیمی از سال ۱۳۸۴ به بعد برجسته شد یا سر باز کرد. نوعی توهم و نیز از میان رفتن‌ مرزهای قدرت و اراده بشر، و اینكه دانش‌آموزان نیز در زیرزمین خانه خود می‌توانند غنی‌سازی كنند.

📍 در این دوره نگاه‌های خیالی و فراعقلی وارد عرصه مدیریت كشور شدند. در اولین گام دانش اجتماعی به كلی رد شد. اقتصاد را از حوزه دانش کاربردی خارج كردند. جامعه‌شناسی كه پیش از آن نیز مطرود بود به فراموشی سپرده شد. كم‌كم وارد فیزیك و شیمی و مهندسی شدند.

📍 چون در ضمیر خودشان می‌دانستند كه اینها همگی غیر واقعی است، به‌طور مستقیم وارد حوزه پزشكی نشدند، چون در هر حال گذر پوست آنان به دباغ‌خانه پزشكی می‌افتاد. ولی شرایطی را فراهم كردند كه كاسبان مناسبی برای كلاه‌برداری تحت‌عنوان طب‌های غیرعلمی میدان‌دار شدند.

📍 مشكل ما در اینجاست كه حوزه علوم انسانی و اجتماعی همچنان تحت فشار هستند و تا این نگاه فاجعه‌بار در علوم اجتماعی حل نشود، و تن به علوم انسانی داده نشود، مشكل كشور همچنان غیرقابل حل خواهد بود.

متن کامل در instant view
yun.ir/k7ctd5

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!

يوسف اباذری

شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست.

شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد

🔴 شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد.

🔴 شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست!

🔴 مدام می‌گوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر می‌کنند تفریح و شادی عملی غیر دینی‌ست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.

🔴 انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم، حقوقش را بشناسیم.

🔴 بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال می‌کنیم حالا که جوانان تفریح ندارند می‌آیند پای منبر می‌نشینند!

🔴 یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را می‌شکنند و مثل آتشفشان بیرون می‌زنند.




#فرهیختگان صدای فرزانگان
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه‌های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
آزمون کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر

مثنوی مولانا جلال الدین محمد

#فرهیختگان با تبریک حلول ماه مبارک رمضان به خوانندگان دانشور، برای همه عزیزان لحظات سرشار معنوی همراه با عافیت و تندرستی آرزو می‌کند.
رمضان یکم: توکل

وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا سوره طلاق/۳

"مجنون مغربی" را گذر بر گورستان افتاد و "فیض مشرقی" را دید گوشه بنشسته و آیه سیم سوره طلاق را زمزمه می‌کند (ومن یتوکل علی الله ..) پرسید چه می‌جویی؟ گفت توکل. کار بدو سپرده‌ام و اعتماد بر تدبیر و تقدیر او دارم.
مجنون گفت ناکرده کار و نارفته راه ؟! باید که اعتماد و گمان نیک بر خالق هستی داشت اما توکل در کمند آگاهی از قدرت او و اراده توست. برخیز که زاویه نشستن، مقام تسلیم و کار اولیای سوخته است. فیض گفت ما تسلیم حقیم و برخاست. مجنون گفت هان، رسیدی. برخیز و توکل کن، خدا سالک عاطل نمی‌خواهد !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان
معنای روزه حقیقی
«معنی روزه، غایب گشتن است از دیدار خلق به دیدار حق، و به این، روزه سِرّ می‌خواهد نه روزه ظاهر. چه روزه در وضع بغت امساک است که چون ظاهر را از شهوت و مراد بازداری به حکم شریعت روزه‌دار باشی، و چون باطن را از هوای نفس و خلق بازداری روزه‌دار‌باشی به حقیقت؛ و نیز سرّی است میان بنده و میان حق و بر این حجت از قرآن است در قصه مریم که گفت:من با خدا نذر کرده‌ام که روزه دارم و با هیچ آدمی سخن نگویم؛ و روزه را خویش بازایستادن می‌دانست از صحبت خلق. روزه تنها ناخوردن نَبُوَد لکن ظاهر و باطن خویش روزه‌دار گردانیده بود؛ زبانش نیز روزه‌دار بود که از خلق بریده بود و به ذکر خدا مشغول گشته و دلیل، قول پیغمبر است (ص) که گوید: روزه سپری است. یعنی حجاب است از هر چه دون خداست. گروهی گفته‌اند که غرض از سپر، غیبت کردن و دروغ گفتن و محال اندیشیدن است. گروهی گفتند: سپر گردد از آتش دوزخ؛ و گروهی گفته‌اند سپر گردد دل بنده را از هر چه جز حق است تا ایشان را نبینند.»

شرح تعرف کلاآبادی، ج۴، ص۱۵۴


#فرهیختگان، آواز معنویت
اعتراف نشریه سپاه به ضررهای امنیتی فیلترینگ تلگرام

✅ هفته نامه صبح صادق متعلق به دفترسیاسی سپاه در آخرین شماره خود به بهانه لایو اینستاگرامی تتلو و یکی از سلبریتی های اینستاگرامی که رکورد بازدید را شکسته بود به تحلیل این موضوع پرداخت است.

✅فارغ از نگاهی که به این موضوع دارند مبحث فیلترینگ در این یادداشت اهمیت دارد.
بخش مهم این یادداشت جایی است که صراحتا می گوید فیلترینگ تلگرام مردم را به استفاده از فیلترشکن سوق داد که اطلاعات آنها راسرقت می کنند. در این بخش می خوانید: «بدون شک جلب این حجم بالا از مخاطب جوان و نوجوان زنگ هشداری پرصدا برای خانواده‌ها و مسئولان فرهنگی کشور است که باید برای آن چاره‌اندیشی کنند و صرفاً به فکر پاک کردن صورت مسئله نباشند. چرا که تجربه ثابت کرده که مثلاً برای نمونه فیلترینگ تلگرام و بی‌توجهی به حمایت مستمر از پیام‌رسان‌های داخلی موجب شده است امروز بازار خرید و فروش پروکسی‌های ضد فیلتر تلگرام در کشور داغ باشد و کاربران در سودای دسترسی به این پیام‌رسان خارجی، حجم قابل توجهی از اطلاعات خصوصی خود را علاوه بر سرورهای این پیام‌رسان در دسترس سرویس‌دهندگان نامعلوم فیلترشکن‌ها قرار دهند.»

✅همان زمان که تلگرام با دستور یک قاضی که سال گذشته خودش به اتهام فساد به زندان افتاد فیلتر شد آگاهان و دلسوزان نوشتند که این کار با شکست روبه رو میشود اما در عین حال نصب فیلترشکن افراد کم سن و سال را در معرض همه نوع محتوای غیراخلاقی هم قرار می دهد. حالا بعد از چند سال همانها که فیلترینگ تلگرام را راه حل مشکلات کشور معرفی می کردند، متوجه شدند که چه خطای بزرگی صورت گرفته است. نشریه صبح صادق می نویسد: «فعال کردن یک ابزار عبور از فیلترینگ در رایانه یا تلفن همراه هوشمند کاربر، عملاً امکان دسترسی بدون محدودیت او به دریایی از محتوای ضد ارزشی و اخلاقی را ممکن می‌کند.»

✅به عبارت روشنتر سه اتفاق مهم رخ داده است. اول: همه آنها که تلگرام را رها کردند و فکر کردند با رفتنشان این پیام رسان را بی اعتبار می کنند، به در بسته خوردند و ناچار با شرمندگی به این پیام رسان بازگشتند.

✅دوم: امروز دیگر نشریه سپاه هم فهمیده است که با فیلتر کردن برنامه ای که مردم در آن حضور داشتند آنها را در معرض خطر سرقت های اطلاعاتی قرار داده است.

✅سوم: بعد از چند سال به این حرف منتقدان رسیدند که فیلترینگ تلگرام اتفاقا به جای دور کردن مردم از محتوای غیراخلاقی فضای وب، اتفاقا آنها را در معرض آن قرار می دهد. تا قبل از فیلترینگ تلگرام افراد تمام نیازهایشان را در همان فضا برطرف می کردند و اساسا نیازی به نصب فیلترشکن نداشتند. اما مسدود کردن تلگرام همه کاربران این شبکه را به فیلرشکن مجهز کرد. پاسخگوی تبعات این تصمیم در دنیا و آخرت کیست که مردم را به این ست و سو هدایت کردند؟/امتداد



#فرهیختگان صدای فرزانگان
ویسنده برگزیده کتاب سال ایران درگذشت

▫️سوسن طاقدیس نویسنده «قدم یازدهم» برگزیده بیست و سومین دوره کتاب سال ایران به علت عارضه قلبی درگذشت./ ایرنا


جان آگه با #فرهیختگان