در آستانهی ماه روزه
(مرور منظرهای رایج و چهارگانه، و برجستهسازی مواجههی پنجم با رمضان)
اردشیر منصوری
۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهار مواجههی آشنا با ماه رمضان به گمانم به قرار زیراند:
۱- رویکرد سنتی؛ روزهداری یک ماهه همچون یک فریضهی دینی که ترکش عقوبت دارد و پاسداشتش ثواب الهی. پایبندی شدید شکلی به امساک با چاشنی مقادیری دعا و مناسک (قرآنبهسر شب قدر و ...)!
۲- رویکرد انکار؛ سکوت کامل در برابر رمضان و روزه و وانهادن آن به سلیقهی شخصی افراد، بیالتفاتی در عین احترامی حداقلی به کسانی که لابد با این مناسک و رسوبات سنت آرامشی کسب میکنند، آماده شدن برای گذران یک ماه دشوار با مراعات ظواهر سختگیرانه در جامعه و حکومتی ایدئولوژیک، و صبر تا به سر آید.
۳- رمضانستیزی؛ تلاش برای اثبات آن که روزهداری چه ضررها دارد از منظر پزشکی، و چه جنابتی است علیه بشریت با صدور دستور محرومیت از حتی نوشیدن لیوانی آب در روزهای بلند تا ۱۵-۱۶ ساعت، آن هم سی روز!
۴- تن دادن خواهی-نخواهی به رمضان اما با نگاه تجدیدنظر طلبانه؛ اینان نه ترک دین توانند کرد و نه همچون سنتیاندیشان به پاسخهای دیروز به پرسشهای انسان امروز قانعاند. صاحبان این نگاهاند که این روزها فتاوای آقایان سیستانی و صانعی را دست به دست میکنند. گویی شاداند که میتوان از زیر بار یک واجب فقهی دشوار تن رها کرد، اما البته با تکیه بر فهم فقیهانهی دیگر. اینان گاه در پی آنند تا اثبات کنند در قرآن شمار روزهای واحب برای صیام مثلاً سه روز بوده و نه سی، این دیدگاه چهارمیها از سختی دین فقاهتی بهرنجاند، اما توان خروج از فقهاندیشی را نیز ندارند و با جابهجایی از یک فتوی به فتوایی دیگر در پی خلاصی از دشواری این عبادت ناآسان، بهویژه برای انسان مصرفزده و لذتجو و سیریناپذیر دنیای کنونیاند. هم میخواهند از دین خارج نشوند و هم برای دینداری بهای زیاد نپردازند. طفلکی این نگاه چهارمیها باید در دو جبهه با صاحبان رویکرد (۱) و (۳) مبارزه کنند و انرژی صرف رفع تسخر زدن آن دو گروه به خود بنمایند.
اما نگاه دیگری که مایلم در کنار چهار نگاه مألوف معرفی کنم:
۵-روزهداری همچون تمرینی داوطلبانه و به قدر وسع؛ با اعتماد اجمالی فهم رایج از متن و سنت نبوی و در مشابهت با برخی دیگر ادیان، به مثابهی تمرینی قابل بهرهگیری.
▫️اولاً انسان سالم و معمولی، همچون پستانداری بزرگجثه، قاعدتاً به لحاظ فیزیولوژیک چندان توان دارد که ۱۵-۱۶ ساعت نخوردن و نیاشامیدن زیستش را مختل نکند، البته لذتخواهی فزونطلبانهاش را نه!روزههم میتواند به تعالی معنوی کمک کند، البته با فهمی موسع از متن دین و بدون تأکید بر سختگیری سنتی-فقهی (که ترک روزه را گناه میانگارد).
▫️ثانیاً میتوان تا اطلاع ثانوی به فهم رایج یک ماهه اعتمادی نسبی کرد؛ اگر توانش بود افق زمانی تا سی روز تواند بود (که در متن آمده “شهر رمضان”)، و اگر توانش نبود به مقدار طاقت شخص (که در متن آمده “ایاماً معدودات”). باری دست شستن از خورد و نوش و برخ دیگر لذات در طول روز، و اهتمامی بیشتر به اذکار معنوی، احتمالاً هم زمینهساز تجدید نوعی معنای زندگی و تحکیم ملکات اخلاقی برای شخص تواند بود، و هم بسترساز کسب لذت مضاعف جسمی، به قاعدهی عقلایی-اپیکوری، (لذت پس از توقف موقتی لذت، به مصداق الفرج بعد الشدت)!
🔹اگر این نگاه پنجم واجد اعتنا باشد، حیفا و حسرتا که روزه و رمضان از سویی به مظهر خشونت دینداران علیه روزهناداران بدل شده (با سختگیری نابخردانهی حکومتی برای مجازات “روزهخواران”) و از سوی دیگر بدل شده است به محل بروز خصومت دینستیزانه علیه روزهداران!
#فرهیختگان صدای فرزانگان
(مرور منظرهای رایج و چهارگانه، و برجستهسازی مواجههی پنجم با رمضان)
اردشیر منصوری
۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهار مواجههی آشنا با ماه رمضان به گمانم به قرار زیراند:
۱- رویکرد سنتی؛ روزهداری یک ماهه همچون یک فریضهی دینی که ترکش عقوبت دارد و پاسداشتش ثواب الهی. پایبندی شدید شکلی به امساک با چاشنی مقادیری دعا و مناسک (قرآنبهسر شب قدر و ...)!
۲- رویکرد انکار؛ سکوت کامل در برابر رمضان و روزه و وانهادن آن به سلیقهی شخصی افراد، بیالتفاتی در عین احترامی حداقلی به کسانی که لابد با این مناسک و رسوبات سنت آرامشی کسب میکنند، آماده شدن برای گذران یک ماه دشوار با مراعات ظواهر سختگیرانه در جامعه و حکومتی ایدئولوژیک، و صبر تا به سر آید.
۳- رمضانستیزی؛ تلاش برای اثبات آن که روزهداری چه ضررها دارد از منظر پزشکی، و چه جنابتی است علیه بشریت با صدور دستور محرومیت از حتی نوشیدن لیوانی آب در روزهای بلند تا ۱۵-۱۶ ساعت، آن هم سی روز!
۴- تن دادن خواهی-نخواهی به رمضان اما با نگاه تجدیدنظر طلبانه؛ اینان نه ترک دین توانند کرد و نه همچون سنتیاندیشان به پاسخهای دیروز به پرسشهای انسان امروز قانعاند. صاحبان این نگاهاند که این روزها فتاوای آقایان سیستانی و صانعی را دست به دست میکنند. گویی شاداند که میتوان از زیر بار یک واجب فقهی دشوار تن رها کرد، اما البته با تکیه بر فهم فقیهانهی دیگر. اینان گاه در پی آنند تا اثبات کنند در قرآن شمار روزهای واحب برای صیام مثلاً سه روز بوده و نه سی، این دیدگاه چهارمیها از سختی دین فقاهتی بهرنجاند، اما توان خروج از فقهاندیشی را نیز ندارند و با جابهجایی از یک فتوی به فتوایی دیگر در پی خلاصی از دشواری این عبادت ناآسان، بهویژه برای انسان مصرفزده و لذتجو و سیریناپذیر دنیای کنونیاند. هم میخواهند از دین خارج نشوند و هم برای دینداری بهای زیاد نپردازند. طفلکی این نگاه چهارمیها باید در دو جبهه با صاحبان رویکرد (۱) و (۳) مبارزه کنند و انرژی صرف رفع تسخر زدن آن دو گروه به خود بنمایند.
اما نگاه دیگری که مایلم در کنار چهار نگاه مألوف معرفی کنم:
۵-روزهداری همچون تمرینی داوطلبانه و به قدر وسع؛ با اعتماد اجمالی فهم رایج از متن و سنت نبوی و در مشابهت با برخی دیگر ادیان، به مثابهی تمرینی قابل بهرهگیری.
▫️اولاً انسان سالم و معمولی، همچون پستانداری بزرگجثه، قاعدتاً به لحاظ فیزیولوژیک چندان توان دارد که ۱۵-۱۶ ساعت نخوردن و نیاشامیدن زیستش را مختل نکند، البته لذتخواهی فزونطلبانهاش را نه!روزههم میتواند به تعالی معنوی کمک کند، البته با فهمی موسع از متن دین و بدون تأکید بر سختگیری سنتی-فقهی (که ترک روزه را گناه میانگارد).
▫️ثانیاً میتوان تا اطلاع ثانوی به فهم رایج یک ماهه اعتمادی نسبی کرد؛ اگر توانش بود افق زمانی تا سی روز تواند بود (که در متن آمده “شهر رمضان”)، و اگر توانش نبود به مقدار طاقت شخص (که در متن آمده “ایاماً معدودات”). باری دست شستن از خورد و نوش و برخ دیگر لذات در طول روز، و اهتمامی بیشتر به اذکار معنوی، احتمالاً هم زمینهساز تجدید نوعی معنای زندگی و تحکیم ملکات اخلاقی برای شخص تواند بود، و هم بسترساز کسب لذت مضاعف جسمی، به قاعدهی عقلایی-اپیکوری، (لذت پس از توقف موقتی لذت، به مصداق الفرج بعد الشدت)!
🔹اگر این نگاه پنجم واجد اعتنا باشد، حیفا و حسرتا که روزه و رمضان از سویی به مظهر خشونت دینداران علیه روزهناداران بدل شده (با سختگیری نابخردانهی حکومتی برای مجازات “روزهخواران”) و از سوی دیگر بدل شده است به محل بروز خصومت دینستیزانه علیه روزهداران!
#فرهیختگان صدای فرزانگان
دولت غارتگر و توسعه اقتصادی
https://www.radiozamaneh.com/495588
اقتصاد سیاسی چیست؟
درباره دولت چه دیدگاههایی در اقتصاد سیاسی رایج است؟
غارتگری از منظر اقتصاد سیاسی به چه معناست؟
دولت غارتگر چه مشخصاتی دارد؟
آیا چپاولگری تنها خصیصه دولتهایی چون دولت ایران است که مبتنی بر تبعیض و رانتخواری است؟
چپاولگری در ایران چگونه عمل میکند؟
تأثیر آن بر روی تولید و انباشت چیست؟
چه تأثیری بر روی طبقات مختلف دارد؟
به طول مشخص در ایران چپاولگری چه تأثیری بر روی فرودستان و همچنین طبقه متوسط به جا میگذارد؟
دکتر مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس) در هفت جلسه آنلاین به این پرسشها و موضوعهای مرتبط به آنها میپردازد.
جلسه پنجم: دو نگرش درباره دولت و مفهوم تصاحب
در روز جمعه، ۵ اردیبشهت ۱۳۹۹ (۲۴ آوریل۲۰۲۰)
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران (۱۸ به وقت اروپای مرکزی) برگزار خواهد شد.
برای شرکت در وبینار در ساعت و تاریخ مقرر به لینک زیر رجوع کنید:
https://bit.ly/webinar5zamaneh
وبینار به صورت همزمان و زنده در سایت زمانه، توییتر، یوتیوب، تلگرام و فیسبوک زمانه در دسترس شماست.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
https://www.radiozamaneh.com/495588
اقتصاد سیاسی چیست؟
درباره دولت چه دیدگاههایی در اقتصاد سیاسی رایج است؟
غارتگری از منظر اقتصاد سیاسی به چه معناست؟
دولت غارتگر چه مشخصاتی دارد؟
آیا چپاولگری تنها خصیصه دولتهایی چون دولت ایران است که مبتنی بر تبعیض و رانتخواری است؟
چپاولگری در ایران چگونه عمل میکند؟
تأثیر آن بر روی تولید و انباشت چیست؟
چه تأثیری بر روی طبقات مختلف دارد؟
به طول مشخص در ایران چپاولگری چه تأثیری بر روی فرودستان و همچنین طبقه متوسط به جا میگذارد؟
دکتر مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس) در هفت جلسه آنلاین به این پرسشها و موضوعهای مرتبط به آنها میپردازد.
جلسه پنجم: دو نگرش درباره دولت و مفهوم تصاحب
در روز جمعه، ۵ اردیبشهت ۱۳۹۹ (۲۴ آوریل۲۰۲۰)
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران (۱۸ به وقت اروپای مرکزی) برگزار خواهد شد.
برای شرکت در وبینار در ساعت و تاریخ مقرر به لینک زیر رجوع کنید:
https://bit.ly/webinar5zamaneh
وبینار به صورت همزمان و زنده در سایت زمانه، توییتر، یوتیوب، تلگرام و فیسبوک زمانه در دسترس شماست.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
بستهٔ صوتی پیش از افطار
شجریان-موذنزاده
فایل صوتی مثنوی افشاری و ربنای شجریان، اسماءالحسنی و اذان موذنزاده.
حالا که متاسفانه صداوسیما بی توجه به خواست ملی، پخش نمیکند، اگر یکربع مانده به اذان این فایل را پخش کنید، قطعات به ترتیب پخش و به اذان ختم میشود. /محمدرضا جلائیپور (با ویرایش اندک)
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
حالا که متاسفانه صداوسیما بی توجه به خواست ملی، پخش نمیکند، اگر یکربع مانده به اذان این فایل را پخش کنید، قطعات به ترتیب پخش و به اذان ختم میشود. /محمدرضا جلائیپور (با ویرایش اندک)
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
روزه و رجوع به حکم اوّل اسلام
امیرحسین ترکاشوند
مسلمانان به “همۀ” آیات قرآن ایمان دارند و اینگونه نیست که یک آیه را به بایگانی بفرستند و آیۀ دیگر را تابلوی مسلمانی خود کنند؛ به همین خاطر هنگام مواجهه با احکام متفاوت قرآن در موضوعی واحد، آن تفاوت و تعدّد را ناشی از برهههای مختلف بعثت، و تغییر شرایط و معادلات میدانند. این “تغییر” نشان از سیّالیّت، شناوری، واقعیّتگرایی، بهروز بودنِ قرآن، و توجّهش به “اقتضائات” دارد؛ مثلاً اگر قرآن در مواجهه با مخالفان رسالتِ پیامبر «یک جا همزیستی، یک جا تحمّل، یک جا قهر، یک جا پیکار، یک جا صلح، یک جا گذشت و…» را ابلاغ کرده، قطعاً این واکنشهای متفاوت (علاوه بر عوامل دیگر، همچنین) ناظر به کنشهای متفاوت مخالفانِ این دین نوظهور بوده، و در نتیجه همواره پایفشردن بر پیکار و قهر دائم و قطع ارتباط، یا همواره بر صلح و مدارا و تحمّل اصرار ورزیدن، سیاست واحدِ نامعقول و جامدی است
الگوی روزههای مکی برای ایام کرونایی:
گویند پیامبر گرامی و یارانش در آغاز اسلام، روزهشان ماهی سه روز بود. اخبار در این باب فراوان است؛ برخی این روال روزه را حتّی به حضرت آدم و نوح نیز امتداد میدهند:
کان الصوم الاول صامه نوح فمن دونه حتّی صامه النبی و اصحابه و کان صومهم من شهر ثلاثه ایام الی العشاء و هکذا صامه النبی و اصحابه[۱]
… و کان (ص) یصوم هو و اصحابه قبل فرض رمضان ثلاثه ایام من کل شهر …[۲]
بسیاری از مفسران (به قطع یا به احتمال) آیۀ ایّاماّ معدودات[۳] را در اشاره به همین روال روزهداری در مکّه میدانند:
ایّاماً معدودات … و اختلف فی هذه الایام علی قولین احدهما أنّها غیر شهر رمضان، و کان ثلاثه ایام من کل شهر، و صوم عاشورا … و الآخر ان المعدودات شهر رمضان[۴]
قال عطا و قتاده: الأیام المعدودات کانت ثلاثه أیام من کل شهر، ثم نسخ. و کذلک روی عن ابن عباس. و قال ابن أبی لیلی: المعنی به شهر رمضان[۵]
اختلف أهل التأویل فیما عنی الله عز و جلّ بقوله: أیاماً معدودات فقال بعضهم: الأیام المعدودات: صوم ثلاثه أیام من کل شهر. قال: و کان ذلک الذی فرض علی الناس من الصیام قبل أن یفرض علیهم شهر رمضان[۶]
مفسران گویند سپس این روال روزهداری (به عللی که باید استخراج کرد) با آیۀ شهر رمضان[۷] جایگزین شد و ۳۶ روز روزه در سال (هر ماه ۳ روز) به ۳۰ روز روزۀ پیوسته در ماه رمضان تبدیل شد:
یا أَیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون[۸] أَیَّاماً معدودات فمن کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أُخر و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین فمن تطوّع خیرا فهو خیرٌ له و أن تصوموا خیرٌ لکم إن کنتم تعلمون[۹] شهر رمضان الذی أُنزل فیه القرآن هُدیً للناس و بیّنات من الهدی و الفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه و من کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أخر یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر و لِتُکملوا العدّة و لتکبّروا الله علی ما هداکم و لعلّکم تشکرون[۱۰]
اینک اگر یکماه روزهداری پیوسته، به “ضعف سیستم ایمنی بدن” میانجامد و زمینه را برای خطرات ناشی از ویروس سریعالانتشار کرونای جدید سختتر و نامساعد میکند و ریسک مرگومیر را بالا میبَرَد، چرا نباید به نخستین روال روزهداری در اسلام بازگشت و بنا به “اقتضا” روزۀ ماهی ۳ روز را تجدید کرد؟ به ویژه که برخی قدما قائل به جایگزینپذیری آن سه روزها با سه روز اطعام نیازمندان بودند.
آیا اینک با این اقتضائات روبرو نبوده و نیازمند گزینش بهترین و متناسبترین آیۀ مرتبط با شرایط ویژۀ کنونی نیستیم؟
انعطاف خدا
گویند هرگاه آیه ای با محتوای سخت و شدید بر رسول خدا نازل میشد، مردم آن را میپذیرفتند و مطابق خواستِ خدا عمل میکردند، و [طبیعتاً] دچار مشقّت میشدند؛ در این هنگام بود که خدا [انعطاف نشان میداد و] با نزول آیه ای جدید که نَرمتر و آسانتر بود، به آن سختی پایان میداد (قال ابن عباس إن رسول الله کان إذا نزلت علیه آیه فیها شده أخذ الناس بها و عملوا ما شاء الله أن یعملوا فیشق ذلک علیهم فینسخ الله تعالی هذه الشده و یأتیهم بما هو ألین منها و أهون علیهم منها) [۱۱]
گفتنی است برداشت نویسنده از آیات روزه، نگاه تبصرهای به آیۀ شهر رمضان است که در این یادداشت، آن را ملاک قرار ندادم و تلاش کردم بر اساس تفسیر مشهور، پیشنهادی ارائه کنم.
۱- الدرالمنثور ج۱ ص۱۷۷
۲- السیره الحلبیه ج۲ ص۳۵۸
۳- بقره۱۸۴
۴- مجمعالبیان ج۲ ص۹
۵- تفسیر تبیان ج۲ ص۱۱۶
۶- تفسیر طبری ج۲ ص۱۷۷
۷- بقره۱۸۵
۸- بقره۱۸۳
۹- بقره۱۸۴
۱۰- بقره۱۸۵
۱۱- تفسیر سمرقندی ج۲ ص۲۹۱
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
امیرحسین ترکاشوند
مسلمانان به “همۀ” آیات قرآن ایمان دارند و اینگونه نیست که یک آیه را به بایگانی بفرستند و آیۀ دیگر را تابلوی مسلمانی خود کنند؛ به همین خاطر هنگام مواجهه با احکام متفاوت قرآن در موضوعی واحد، آن تفاوت و تعدّد را ناشی از برهههای مختلف بعثت، و تغییر شرایط و معادلات میدانند. این “تغییر” نشان از سیّالیّت، شناوری، واقعیّتگرایی، بهروز بودنِ قرآن، و توجّهش به “اقتضائات” دارد؛ مثلاً اگر قرآن در مواجهه با مخالفان رسالتِ پیامبر «یک جا همزیستی، یک جا تحمّل، یک جا قهر، یک جا پیکار، یک جا صلح، یک جا گذشت و…» را ابلاغ کرده، قطعاً این واکنشهای متفاوت (علاوه بر عوامل دیگر، همچنین) ناظر به کنشهای متفاوت مخالفانِ این دین نوظهور بوده، و در نتیجه همواره پایفشردن بر پیکار و قهر دائم و قطع ارتباط، یا همواره بر صلح و مدارا و تحمّل اصرار ورزیدن، سیاست واحدِ نامعقول و جامدی است
الگوی روزههای مکی برای ایام کرونایی:
گویند پیامبر گرامی و یارانش در آغاز اسلام، روزهشان ماهی سه روز بود. اخبار در این باب فراوان است؛ برخی این روال روزه را حتّی به حضرت آدم و نوح نیز امتداد میدهند:
کان الصوم الاول صامه نوح فمن دونه حتّی صامه النبی و اصحابه و کان صومهم من شهر ثلاثه ایام الی العشاء و هکذا صامه النبی و اصحابه[۱]
… و کان (ص) یصوم هو و اصحابه قبل فرض رمضان ثلاثه ایام من کل شهر …[۲]
بسیاری از مفسران (به قطع یا به احتمال) آیۀ ایّاماّ معدودات[۳] را در اشاره به همین روال روزهداری در مکّه میدانند:
ایّاماً معدودات … و اختلف فی هذه الایام علی قولین احدهما أنّها غیر شهر رمضان، و کان ثلاثه ایام من کل شهر، و صوم عاشورا … و الآخر ان المعدودات شهر رمضان[۴]
قال عطا و قتاده: الأیام المعدودات کانت ثلاثه أیام من کل شهر، ثم نسخ. و کذلک روی عن ابن عباس. و قال ابن أبی لیلی: المعنی به شهر رمضان[۵]
اختلف أهل التأویل فیما عنی الله عز و جلّ بقوله: أیاماً معدودات فقال بعضهم: الأیام المعدودات: صوم ثلاثه أیام من کل شهر. قال: و کان ذلک الذی فرض علی الناس من الصیام قبل أن یفرض علیهم شهر رمضان[۶]
مفسران گویند سپس این روال روزهداری (به عللی که باید استخراج کرد) با آیۀ شهر رمضان[۷] جایگزین شد و ۳۶ روز روزه در سال (هر ماه ۳ روز) به ۳۰ روز روزۀ پیوسته در ماه رمضان تبدیل شد:
یا أَیها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون[۸] أَیَّاماً معدودات فمن کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أُخر و علی الذین یطیقونه فدیة طعام مسکین فمن تطوّع خیرا فهو خیرٌ له و أن تصوموا خیرٌ لکم إن کنتم تعلمون[۹] شهر رمضان الذی أُنزل فیه القرآن هُدیً للناس و بیّنات من الهدی و الفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه و من کان منکم مریضا أو علی سفر فعدّة من أیام أخر یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر و لِتُکملوا العدّة و لتکبّروا الله علی ما هداکم و لعلّکم تشکرون[۱۰]
اینک اگر یکماه روزهداری پیوسته، به “ضعف سیستم ایمنی بدن” میانجامد و زمینه را برای خطرات ناشی از ویروس سریعالانتشار کرونای جدید سختتر و نامساعد میکند و ریسک مرگومیر را بالا میبَرَد، چرا نباید به نخستین روال روزهداری در اسلام بازگشت و بنا به “اقتضا” روزۀ ماهی ۳ روز را تجدید کرد؟ به ویژه که برخی قدما قائل به جایگزینپذیری آن سه روزها با سه روز اطعام نیازمندان بودند.
آیا اینک با این اقتضائات روبرو نبوده و نیازمند گزینش بهترین و متناسبترین آیۀ مرتبط با شرایط ویژۀ کنونی نیستیم؟
انعطاف خدا
گویند هرگاه آیه ای با محتوای سخت و شدید بر رسول خدا نازل میشد، مردم آن را میپذیرفتند و مطابق خواستِ خدا عمل میکردند، و [طبیعتاً] دچار مشقّت میشدند؛ در این هنگام بود که خدا [انعطاف نشان میداد و] با نزول آیه ای جدید که نَرمتر و آسانتر بود، به آن سختی پایان میداد (قال ابن عباس إن رسول الله کان إذا نزلت علیه آیه فیها شده أخذ الناس بها و عملوا ما شاء الله أن یعملوا فیشق ذلک علیهم فینسخ الله تعالی هذه الشده و یأتیهم بما هو ألین منها و أهون علیهم منها) [۱۱]
گفتنی است برداشت نویسنده از آیات روزه، نگاه تبصرهای به آیۀ شهر رمضان است که در این یادداشت، آن را ملاک قرار ندادم و تلاش کردم بر اساس تفسیر مشهور، پیشنهادی ارائه کنم.
۱- الدرالمنثور ج۱ ص۱۷۷
۲- السیره الحلبیه ج۲ ص۳۵۸
۳- بقره۱۸۴
۴- مجمعالبیان ج۲ ص۹
۵- تفسیر تبیان ج۲ ص۱۱۶
۶- تفسیر طبری ج۲ ص۱۷۷
۷- بقره۱۸۵
۸- بقره۱۸۳
۹- بقره۱۸۴
۱۰- بقره۱۸۵
۱۱- تفسیر سمرقندی ج۲ ص۲۹۱
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
زبان «وجود» و «هست» در غزلی از «سعدی»
«زبان» برای انسان فقط ابزاری برای ارتباط با «دیگری» نیست. بدون دیگری هم باز ناگزیریم گفت و گو کنیم: با «خود»مان. ما بدون گفت وگو با «خود» اصلاً چه خبر از «هستی» یا «نیستی» داریم؟ آنچه ما «بودن» و «هستن» و «وجود داشتن» مینامیم از همین «گفت و گویی» است که با «خود» داریم، آن «خود»ی که افلاطون از آن به «تفکر» و «اندیشیدن» تعبیر کرد و آن را «گفت و گوی خاموش با نفس» نامید. از نظر افلاطون، از همین جاست که ما میتوانیم پی ببریم هریک از ما «دو چیز» است: روح و بدن. آن که به او با نام «خود»م و «روح»ام و «نفس»ام اشاره میکنم، همین چیزی است که با او در گفت و گویم. بدون این گفت و گو چه خبر از نیستی یا هستی هست؟
دکارت وقتی نتیجه گرفت: «میاندیشم، پس هستم»، این اندیشیدن را از گفت و گویی که با «خود» داشت نتیجه گرفت، گفت و گویی که به او گفت: «تو هرچه هم باشی، نمیتوانی نباشی، تا هنگامی که داری میاندیشی (یعنی، داری با خودت سخن میگویی)!» برای هریک از ما آنچه «زندگی» خود مینامیم در همین آگاهی از گفت وگویمان با خویش است که «هست». اما زندگی اجتماعی به ما آموخته است که این گفت و گو را با صدایی خاموش انجام دهیم تا کسی ما را «دیوانه» نخواند! تورات و انجیل و قرآن وقتی «روح» را کلمه میخوانند، از همین «دوگانگی» است که پرده بر میدارند و وقتی انجیل متی از قول عیسی به شیطان میگوید که: «انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلمۀ خداوند زنده است» باز بر همین دوگانگی است که تأکید میشود. تاریکی مرگ برای ما، چه پیش از تولد، و چه پس از زندگی، همین بیخبری از گفت و گویی است که با خود داریم یا نداریم. ما تا هنگامی زندهایم که دست کم «خود»مان را در گفت و گو با «خویش» نگه داریم یا گفت و گویی داشته باشیم. پس از آن هر زندگی هم که داشته باشیم برای ما «هیچ» است. برای ما «گفت و گو» و «اندیشیدن» و «بودن» یکی است. و زبان میانجی آنها. بدون «زبان» هیچ میانجی برای گفت و گو و اندیشیدن و بودن نیست، همان طور که بدون سیم وسیلهای برای انتقال «برق» نیست. خاموشی تاریکی است. مرگ همین است.
هنر، و بهویژه شعر، و باز ویژهتر غزل، برترین صورت «گفت و گو» با خویش است. حاضری با غایبی به میانجی گفت و گویی با «خود» سخن میگوید و حضور «غایب» را آشکار میکند. همین نیاز به «حضور» است که «غزل» را ممکن میکند. در غزل زیر سعدی به زیبایی با «وجود» («خود») و «هست» (حضور «او») بازی میکند تا «حضور» معشوق را برای خویش ممکن سازد. هریک از ما نیز با خواندن این غزل همین کار را برای «خود» میکند.
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حُسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که میگوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیریندهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست
محمدسعیدحناییکاشانی
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
«زبان» برای انسان فقط ابزاری برای ارتباط با «دیگری» نیست. بدون دیگری هم باز ناگزیریم گفت و گو کنیم: با «خود»مان. ما بدون گفت وگو با «خود» اصلاً چه خبر از «هستی» یا «نیستی» داریم؟ آنچه ما «بودن» و «هستن» و «وجود داشتن» مینامیم از همین «گفت و گویی» است که با «خود» داریم، آن «خود»ی که افلاطون از آن به «تفکر» و «اندیشیدن» تعبیر کرد و آن را «گفت و گوی خاموش با نفس» نامید. از نظر افلاطون، از همین جاست که ما میتوانیم پی ببریم هریک از ما «دو چیز» است: روح و بدن. آن که به او با نام «خود»م و «روح»ام و «نفس»ام اشاره میکنم، همین چیزی است که با او در گفت و گویم. بدون این گفت و گو چه خبر از نیستی یا هستی هست؟
دکارت وقتی نتیجه گرفت: «میاندیشم، پس هستم»، این اندیشیدن را از گفت و گویی که با «خود» داشت نتیجه گرفت، گفت و گویی که به او گفت: «تو هرچه هم باشی، نمیتوانی نباشی، تا هنگامی که داری میاندیشی (یعنی، داری با خودت سخن میگویی)!» برای هریک از ما آنچه «زندگی» خود مینامیم در همین آگاهی از گفت وگویمان با خویش است که «هست». اما زندگی اجتماعی به ما آموخته است که این گفت و گو را با صدایی خاموش انجام دهیم تا کسی ما را «دیوانه» نخواند! تورات و انجیل و قرآن وقتی «روح» را کلمه میخوانند، از همین «دوگانگی» است که پرده بر میدارند و وقتی انجیل متی از قول عیسی به شیطان میگوید که: «انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلمۀ خداوند زنده است» باز بر همین دوگانگی است که تأکید میشود. تاریکی مرگ برای ما، چه پیش از تولد، و چه پس از زندگی، همین بیخبری از گفت و گویی است که با خود داریم یا نداریم. ما تا هنگامی زندهایم که دست کم «خود»مان را در گفت و گو با «خویش» نگه داریم یا گفت و گویی داشته باشیم. پس از آن هر زندگی هم که داشته باشیم برای ما «هیچ» است. برای ما «گفت و گو» و «اندیشیدن» و «بودن» یکی است. و زبان میانجی آنها. بدون «زبان» هیچ میانجی برای گفت و گو و اندیشیدن و بودن نیست، همان طور که بدون سیم وسیلهای برای انتقال «برق» نیست. خاموشی تاریکی است. مرگ همین است.
هنر، و بهویژه شعر، و باز ویژهتر غزل، برترین صورت «گفت و گو» با خویش است. حاضری با غایبی به میانجی گفت و گویی با «خود» سخن میگوید و حضور «غایب» را آشکار میکند. همین نیاز به «حضور» است که «غزل» را ممکن میکند. در غزل زیر سعدی به زیبایی با «وجود» («خود») و «هست» (حضور «او») بازی میکند تا «حضور» معشوق را برای خویش ممکن سازد. هریک از ما نیز با خواندن این غزل همین کار را برای «خود» میکند.
مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حُسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که میگوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیریندهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست
محمدسعیدحناییکاشانی
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
🔴 از اتومبیل آبسوز تا دستگاه کرونایاب
▪️ مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم
عباس عبدی
📍 قضیه دستگاه كرونایاب و بازتابهایی كه پیرامون آن به وجود آمد، از یك جهت موضوع جدیدی نیست. چنین سادهانگاریهایی پیشتر هم بوده است.
📍 شاید این خیالپردازیها خیلی هم بد نباشد، اینها تا وقتی به نوشتن و انتشار محدود شود ایرادی ندارد ولی مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم.
📍 این بدخیمی از سال ۱۳۸۴ به بعد برجسته شد یا سر باز کرد. نوعی توهم و نیز از میان رفتن مرزهای قدرت و اراده بشر، و اینكه دانشآموزان نیز در زیرزمین خانه خود میتوانند غنیسازی كنند.
📍 در این دوره نگاههای خیالی و فراعقلی وارد عرصه مدیریت كشور شدند. در اولین گام دانش اجتماعی به كلی رد شد. اقتصاد را از حوزه دانش کاربردی خارج كردند. جامعهشناسی كه پیش از آن نیز مطرود بود به فراموشی سپرده شد. كمكم وارد فیزیك و شیمی و مهندسی شدند.
📍 چون در ضمیر خودشان میدانستند كه اینها همگی غیر واقعی است، بهطور مستقیم وارد حوزه پزشكی نشدند، چون در هر حال گذر پوست آنان به دباغخانه پزشكی میافتاد. ولی شرایطی را فراهم كردند كه كاسبان مناسبی برای كلاهبرداری تحتعنوان طبهای غیرعلمی میداندار شدند.
📍 مشكل ما در اینجاست كه حوزه علوم انسانی و اجتماعی همچنان تحت فشار هستند و تا این نگاه فاجعهبار در علوم اجتماعی حل نشود، و تن به علوم انسانی داده نشود، مشكل كشور همچنان غیرقابل حل خواهد بود.
متن کامل در instant view
yun.ir/k7ctd5
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
▪️ مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم
عباس عبدی
📍 قضیه دستگاه كرونایاب و بازتابهایی كه پیرامون آن به وجود آمد، از یك جهت موضوع جدیدی نیست. چنین سادهانگاریهایی پیشتر هم بوده است.
📍 شاید این خیالپردازیها خیلی هم بد نباشد، اینها تا وقتی به نوشتن و انتشار محدود شود ایرادی ندارد ولی مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم.
📍 این بدخیمی از سال ۱۳۸۴ به بعد برجسته شد یا سر باز کرد. نوعی توهم و نیز از میان رفتن مرزهای قدرت و اراده بشر، و اینكه دانشآموزان نیز در زیرزمین خانه خود میتوانند غنیسازی كنند.
📍 در این دوره نگاههای خیالی و فراعقلی وارد عرصه مدیریت كشور شدند. در اولین گام دانش اجتماعی به كلی رد شد. اقتصاد را از حوزه دانش کاربردی خارج كردند. جامعهشناسی كه پیش از آن نیز مطرود بود به فراموشی سپرده شد. كمكم وارد فیزیك و شیمی و مهندسی شدند.
📍 چون در ضمیر خودشان میدانستند كه اینها همگی غیر واقعی است، بهطور مستقیم وارد حوزه پزشكی نشدند، چون در هر حال گذر پوست آنان به دباغخانه پزشكی میافتاد. ولی شرایطی را فراهم كردند كه كاسبان مناسبی برای كلاهبرداری تحتعنوان طبهای غیرعلمی میداندار شدند.
📍 مشكل ما در اینجاست كه حوزه علوم انسانی و اجتماعی همچنان تحت فشار هستند و تا این نگاه فاجعهبار در علوم اجتماعی حل نشود، و تن به علوم انسانی داده نشود، مشكل كشور همچنان غیرقابل حل خواهد بود.
متن کامل در instant view
yun.ir/k7ctd5
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Telegraph
از اتومبیل آبسوز تا دستگاه کرونایاب
قضیه دستگاه كرونایاب و بازتابهایی كه پیرامون آن به وجود آمد، از یك جهت موضوع جدیدی نیست. خوب به یاد دارم كه یك بار در اواسط دهه شصت یكی از دوستان كه اتفاقاً مهندسی هم خوانده بود میگفت كه شخصی توانسته است پیكان را به گونهای طراحی كند كه به جای بنزین آب…
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!
يوسف اباذری
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست.
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
🔴 شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد.
🔴 شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست!
🔴 مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.
🔴 انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم، حقوقش را بشناسیم.
🔴 بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند!
🔴 یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
يوسف اباذری
شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست.
شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد
🔴 شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد.
🔴 شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست!
🔴 مدام میگوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر میکنند تفریح و شادی عملی غیر دینیست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.
🔴 انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم، حقوقش را بشناسیم.
🔴 بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال میکنیم حالا که جوانان تفریح ندارند میآیند پای منبر مینشینند!
🔴 یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را میشکنند و مثل آتشفشان بیرون میزنند.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمههای راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
آزمون کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
مثنوی مولانا جلال الدین محمد
#فرهیختگان با تبریک حلول ماه مبارک رمضان به خوانندگان دانشور، برای همه عزیزان لحظات سرشار معنوی همراه با عافیت و تندرستی آرزو میکند.
تا خورنده لقمههای راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
آزمون کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
مثنوی مولانا جلال الدین محمد
#فرهیختگان با تبریک حلول ماه مبارک رمضان به خوانندگان دانشور، برای همه عزیزان لحظات سرشار معنوی همراه با عافیت و تندرستی آرزو میکند.
رمضان یکم: توکل
وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا سوره طلاق/۳
"مجنون مغربی" را گذر بر گورستان افتاد و "فیض مشرقی" را دید گوشه بنشسته و آیه سیم سوره طلاق را زمزمه میکند (ومن یتوکل علی الله ..) پرسید چه میجویی؟ گفت توکل. کار بدو سپردهام و اعتماد بر تدبیر و تقدیر او دارم.
مجنون گفت ناکرده کار و نارفته راه ؟! باید که اعتماد و گمان نیک بر خالق هستی داشت اما توکل در کمند آگاهی از قدرت او و اراده توست. برخیز که زاویه نشستن، مقام تسلیم و کار اولیای سوخته است. فیض گفت ما تسلیم حقیم و برخاست. مجنون گفت هان، رسیدی. برخیز و توکل کن، خدا سالک عاطل نمیخواهد !
فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه
#رمضان
وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا سوره طلاق/۳
"مجنون مغربی" را گذر بر گورستان افتاد و "فیض مشرقی" را دید گوشه بنشسته و آیه سیم سوره طلاق را زمزمه میکند (ومن یتوکل علی الله ..) پرسید چه میجویی؟ گفت توکل. کار بدو سپردهام و اعتماد بر تدبیر و تقدیر او دارم.
مجنون گفت ناکرده کار و نارفته راه ؟! باید که اعتماد و گمان نیک بر خالق هستی داشت اما توکل در کمند آگاهی از قدرت او و اراده توست. برخیز که زاویه نشستن، مقام تسلیم و کار اولیای سوخته است. فیض گفت ما تسلیم حقیم و برخاست. مجنون گفت هان، رسیدی. برخیز و توکل کن، خدا سالک عاطل نمیخواهد !
فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه
#رمضان
معنای روزه حقیقی
«معنی روزه، غایب گشتن است از دیدار خلق به دیدار حق، و به این، روزه سِرّ میخواهد نه روزه ظاهر. چه روزه در وضع بغت امساک است که چون ظاهر را از شهوت و مراد بازداری به حکم شریعت روزهدار باشی، و چون باطن را از هوای نفس و خلق بازداری روزهدارباشی به حقیقت؛ و نیز سرّی است میان بنده و میان حق و بر این حجت از قرآن است در قصه مریم که گفت:من با خدا نذر کردهام که روزه دارم و با هیچ آدمی سخن نگویم؛ و روزه را خویش بازایستادن میدانست از صحبت خلق. روزه تنها ناخوردن نَبُوَد لکن ظاهر و باطن خویش روزهدار گردانیده بود؛ زبانش نیز روزهدار بود که از خلق بریده بود و به ذکر خدا مشغول گشته و دلیل، قول پیغمبر است (ص) که گوید: روزه سپری است. یعنی حجاب است از هر چه دون خداست. گروهی گفتهاند که غرض از سپر، غیبت کردن و دروغ گفتن و محال اندیشیدن است. گروهی گفتند: سپر گردد از آتش دوزخ؛ و گروهی گفتهاند سپر گردد دل بنده را از هر چه جز حق است تا ایشان را نبینند.»
شرح تعرف کلاآبادی، ج۴، ص۱۵۴
#فرهیختگان، آواز معنویت
«معنی روزه، غایب گشتن است از دیدار خلق به دیدار حق، و به این، روزه سِرّ میخواهد نه روزه ظاهر. چه روزه در وضع بغت امساک است که چون ظاهر را از شهوت و مراد بازداری به حکم شریعت روزهدار باشی، و چون باطن را از هوای نفس و خلق بازداری روزهدارباشی به حقیقت؛ و نیز سرّی است میان بنده و میان حق و بر این حجت از قرآن است در قصه مریم که گفت:من با خدا نذر کردهام که روزه دارم و با هیچ آدمی سخن نگویم؛ و روزه را خویش بازایستادن میدانست از صحبت خلق. روزه تنها ناخوردن نَبُوَد لکن ظاهر و باطن خویش روزهدار گردانیده بود؛ زبانش نیز روزهدار بود که از خلق بریده بود و به ذکر خدا مشغول گشته و دلیل، قول پیغمبر است (ص) که گوید: روزه سپری است. یعنی حجاب است از هر چه دون خداست. گروهی گفتهاند که غرض از سپر، غیبت کردن و دروغ گفتن و محال اندیشیدن است. گروهی گفتند: سپر گردد از آتش دوزخ؛ و گروهی گفتهاند سپر گردد دل بنده را از هر چه جز حق است تا ایشان را نبینند.»
شرح تعرف کلاآبادی، ج۴، ص۱۵۴
#فرهیختگان، آواز معنویت
اعتراف نشریه سپاه به ضررهای امنیتی فیلترینگ تلگرام
✅ هفته نامه صبح صادق متعلق به دفترسیاسی سپاه در آخرین شماره خود به بهانه لایو اینستاگرامی تتلو و یکی از سلبریتی های اینستاگرامی که رکورد بازدید را شکسته بود به تحلیل این موضوع پرداخت است.
✅فارغ از نگاهی که به این موضوع دارند مبحث فیلترینگ در این یادداشت اهمیت دارد.
بخش مهم این یادداشت جایی است که صراحتا می گوید فیلترینگ تلگرام مردم را به استفاده از فیلترشکن سوق داد که اطلاعات آنها راسرقت می کنند. در این بخش می خوانید: «بدون شک جلب این حجم بالا از مخاطب جوان و نوجوان زنگ هشداری پرصدا برای خانوادهها و مسئولان فرهنگی کشور است که باید برای آن چارهاندیشی کنند و صرفاً به فکر پاک کردن صورت مسئله نباشند. چرا که تجربه ثابت کرده که مثلاً برای نمونه فیلترینگ تلگرام و بیتوجهی به حمایت مستمر از پیامرسانهای داخلی موجب شده است امروز بازار خرید و فروش پروکسیهای ضد فیلتر تلگرام در کشور داغ باشد و کاربران در سودای دسترسی به این پیامرسان خارجی، حجم قابل توجهی از اطلاعات خصوصی خود را علاوه بر سرورهای این پیامرسان در دسترس سرویسدهندگان نامعلوم فیلترشکنها قرار دهند.»
✅همان زمان که تلگرام با دستور یک قاضی که سال گذشته خودش به اتهام فساد به زندان افتاد فیلتر شد آگاهان و دلسوزان نوشتند که این کار با شکست روبه رو میشود اما در عین حال نصب فیلترشکن افراد کم سن و سال را در معرض همه نوع محتوای غیراخلاقی هم قرار می دهد. حالا بعد از چند سال همانها که فیلترینگ تلگرام را راه حل مشکلات کشور معرفی می کردند، متوجه شدند که چه خطای بزرگی صورت گرفته است. نشریه صبح صادق می نویسد: «فعال کردن یک ابزار عبور از فیلترینگ در رایانه یا تلفن همراه هوشمند کاربر، عملاً امکان دسترسی بدون محدودیت او به دریایی از محتوای ضد ارزشی و اخلاقی را ممکن میکند.»
✅به عبارت روشنتر سه اتفاق مهم رخ داده است. اول: همه آنها که تلگرام را رها کردند و فکر کردند با رفتنشان این پیام رسان را بی اعتبار می کنند، به در بسته خوردند و ناچار با شرمندگی به این پیام رسان بازگشتند.
✅دوم: امروز دیگر نشریه سپاه هم فهمیده است که با فیلتر کردن برنامه ای که مردم در آن حضور داشتند آنها را در معرض خطر سرقت های اطلاعاتی قرار داده است.
✅سوم: بعد از چند سال به این حرف منتقدان رسیدند که فیلترینگ تلگرام اتفاقا به جای دور کردن مردم از محتوای غیراخلاقی فضای وب، اتفاقا آنها را در معرض آن قرار می دهد. تا قبل از فیلترینگ تلگرام افراد تمام نیازهایشان را در همان فضا برطرف می کردند و اساسا نیازی به نصب فیلترشکن نداشتند. اما مسدود کردن تلگرام همه کاربران این شبکه را به فیلرشکن مجهز کرد. پاسخگوی تبعات این تصمیم در دنیا و آخرت کیست که مردم را به این ست و سو هدایت کردند؟/امتداد
#فرهیختگان صدای فرزانگان
✅ هفته نامه صبح صادق متعلق به دفترسیاسی سپاه در آخرین شماره خود به بهانه لایو اینستاگرامی تتلو و یکی از سلبریتی های اینستاگرامی که رکورد بازدید را شکسته بود به تحلیل این موضوع پرداخت است.
✅فارغ از نگاهی که به این موضوع دارند مبحث فیلترینگ در این یادداشت اهمیت دارد.
بخش مهم این یادداشت جایی است که صراحتا می گوید فیلترینگ تلگرام مردم را به استفاده از فیلترشکن سوق داد که اطلاعات آنها راسرقت می کنند. در این بخش می خوانید: «بدون شک جلب این حجم بالا از مخاطب جوان و نوجوان زنگ هشداری پرصدا برای خانوادهها و مسئولان فرهنگی کشور است که باید برای آن چارهاندیشی کنند و صرفاً به فکر پاک کردن صورت مسئله نباشند. چرا که تجربه ثابت کرده که مثلاً برای نمونه فیلترینگ تلگرام و بیتوجهی به حمایت مستمر از پیامرسانهای داخلی موجب شده است امروز بازار خرید و فروش پروکسیهای ضد فیلتر تلگرام در کشور داغ باشد و کاربران در سودای دسترسی به این پیامرسان خارجی، حجم قابل توجهی از اطلاعات خصوصی خود را علاوه بر سرورهای این پیامرسان در دسترس سرویسدهندگان نامعلوم فیلترشکنها قرار دهند.»
✅همان زمان که تلگرام با دستور یک قاضی که سال گذشته خودش به اتهام فساد به زندان افتاد فیلتر شد آگاهان و دلسوزان نوشتند که این کار با شکست روبه رو میشود اما در عین حال نصب فیلترشکن افراد کم سن و سال را در معرض همه نوع محتوای غیراخلاقی هم قرار می دهد. حالا بعد از چند سال همانها که فیلترینگ تلگرام را راه حل مشکلات کشور معرفی می کردند، متوجه شدند که چه خطای بزرگی صورت گرفته است. نشریه صبح صادق می نویسد: «فعال کردن یک ابزار عبور از فیلترینگ در رایانه یا تلفن همراه هوشمند کاربر، عملاً امکان دسترسی بدون محدودیت او به دریایی از محتوای ضد ارزشی و اخلاقی را ممکن میکند.»
✅به عبارت روشنتر سه اتفاق مهم رخ داده است. اول: همه آنها که تلگرام را رها کردند و فکر کردند با رفتنشان این پیام رسان را بی اعتبار می کنند، به در بسته خوردند و ناچار با شرمندگی به این پیام رسان بازگشتند.
✅دوم: امروز دیگر نشریه سپاه هم فهمیده است که با فیلتر کردن برنامه ای که مردم در آن حضور داشتند آنها را در معرض خطر سرقت های اطلاعاتی قرار داده است.
✅سوم: بعد از چند سال به این حرف منتقدان رسیدند که فیلترینگ تلگرام اتفاقا به جای دور کردن مردم از محتوای غیراخلاقی فضای وب، اتفاقا آنها را در معرض آن قرار می دهد. تا قبل از فیلترینگ تلگرام افراد تمام نیازهایشان را در همان فضا برطرف می کردند و اساسا نیازی به نصب فیلترشکن نداشتند. اما مسدود کردن تلگرام همه کاربران این شبکه را به فیلرشکن مجهز کرد. پاسخگوی تبعات این تصمیم در دنیا و آخرت کیست که مردم را به این ست و سو هدایت کردند؟/امتداد
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ویسنده برگزیده کتاب سال ایران درگذشت
▫️سوسن طاقدیس نویسنده «قدم یازدهم» برگزیده بیست و سومین دوره کتاب سال ایران به علت عارضه قلبی درگذشت./ ایرنا
جان آگه با #فرهیختگان
▫️سوسن طاقدیس نویسنده «قدم یازدهم» برگزیده بیست و سومین دوره کتاب سال ایران به علت عارضه قلبی درگذشت./ ایرنا
جان آگه با #فرهیختگان
لغو قرنطینه و منطق سیاستگذاری سلامت-سلامت
جهان پساکرونا
عباس آخوندی و امید حاتمی، اردیبهشت/۱۳۹۹
🔸سیاستهای دولت در مواجهه با بیماری همهگیر کرونا از مشاهدهی اولین نمونهی آن در قم تاکنون که تاکید بر کمکردن محدودیتهاست؛ و به نحوی اعلام پایان دورهی قرنطینهی خانگی است، همواره چالشبرانگیز بودهاست. دراینارتباط دو نقد کلی به دولت وارد است. یکی ابهام در مورد منطق تصمیمگیری دولت و دیگری نحوه ارتباط دولت با مردم است. آنهم مسالهای که به زندگی تکتک مردم مرتبط است و ارتباط آمرانه نهتنها کمکی به پیشبرد اهداف دولت نمیکند که ممکن است تبدیل به ضدِّ خود شود.
🔸تاخیر در اعلام موضوع و موضعهای تقلیلگرایانه اولیه و مدّتها اصرار بر آن، این تردید را در مردم ایجاد کردند که یا دولت موضوع را نمیشناسد و یا آنکه دولت پنهانکاری میکند؛ مسائل دیگری مهمتر از جان مردم در این میان است. سرمایهی اندک اجتماعی دولت و غلبهی سیاست توطئهانگاری که گروهی برای حذف رقیب؛ بخوانید دولت مستقر بهطور افراطی و رسمی و از مجرای رسانهی رسمی بهکار میگیرند، اینجا برعلیه دولت به مفهوم کل حکومت عمل کرد. لذا، فرض دوم را در برخی لایههای اجتماعی تشدید کرد. حال آنکه واقعیّت آن است که این پدیده نهتنها برای دولت ایران که برای جهان ناشناخته بود. لذا، نگاهی به سیاستهای اتخاذی در سایر کشورها، نیز برخی فرازوفرودها را نشان میدهد. ولی آنها بهمحض درک واقعیّت و حسِّ خطر مواضع خود را اصلاح کردند.
🔸لیکن در ایران، افزون بر ناشناختگی پدیده، وجود شکاف ژرف در ساختار حاکمیّت و فارغ از حبّوبغضها و توجیه ناکارآمدیهای دولت، ۱- امکان درک واقعیّت، ۲-قدرت تصمیمگیری و ۳- توان سازماندهی عملِ جمعی در اندازهی یک ملّت را از آن سلب کردهاست. لذا، ماییم و تصمیمهای متناقض، ناسازگار و نابهنگام و درنهایت درست ولی غیر قانعکنندهی دولت که هرروز با آن مواجهیم.
🔻برای مطالعه ادامه یادداشت روی لینک زیر کلیک کنید
https://virgool.io/@AbbasAkhoundi/corona8-x2yn7tcu4lff
جان آگه با #فرهیختگان
جهان پساکرونا
عباس آخوندی و امید حاتمی، اردیبهشت/۱۳۹۹
🔸سیاستهای دولت در مواجهه با بیماری همهگیر کرونا از مشاهدهی اولین نمونهی آن در قم تاکنون که تاکید بر کمکردن محدودیتهاست؛ و به نحوی اعلام پایان دورهی قرنطینهی خانگی است، همواره چالشبرانگیز بودهاست. دراینارتباط دو نقد کلی به دولت وارد است. یکی ابهام در مورد منطق تصمیمگیری دولت و دیگری نحوه ارتباط دولت با مردم است. آنهم مسالهای که به زندگی تکتک مردم مرتبط است و ارتباط آمرانه نهتنها کمکی به پیشبرد اهداف دولت نمیکند که ممکن است تبدیل به ضدِّ خود شود.
🔸تاخیر در اعلام موضوع و موضعهای تقلیلگرایانه اولیه و مدّتها اصرار بر آن، این تردید را در مردم ایجاد کردند که یا دولت موضوع را نمیشناسد و یا آنکه دولت پنهانکاری میکند؛ مسائل دیگری مهمتر از جان مردم در این میان است. سرمایهی اندک اجتماعی دولت و غلبهی سیاست توطئهانگاری که گروهی برای حذف رقیب؛ بخوانید دولت مستقر بهطور افراطی و رسمی و از مجرای رسانهی رسمی بهکار میگیرند، اینجا برعلیه دولت به مفهوم کل حکومت عمل کرد. لذا، فرض دوم را در برخی لایههای اجتماعی تشدید کرد. حال آنکه واقعیّت آن است که این پدیده نهتنها برای دولت ایران که برای جهان ناشناخته بود. لذا، نگاهی به سیاستهای اتخاذی در سایر کشورها، نیز برخی فرازوفرودها را نشان میدهد. ولی آنها بهمحض درک واقعیّت و حسِّ خطر مواضع خود را اصلاح کردند.
🔸لیکن در ایران، افزون بر ناشناختگی پدیده، وجود شکاف ژرف در ساختار حاکمیّت و فارغ از حبّوبغضها و توجیه ناکارآمدیهای دولت، ۱- امکان درک واقعیّت، ۲-قدرت تصمیمگیری و ۳- توان سازماندهی عملِ جمعی در اندازهی یک ملّت را از آن سلب کردهاست. لذا، ماییم و تصمیمهای متناقض، ناسازگار و نابهنگام و درنهایت درست ولی غیر قانعکنندهی دولت که هرروز با آن مواجهیم.
🔻برای مطالعه ادامه یادداشت روی لینک زیر کلیک کنید
https://virgool.io/@AbbasAkhoundi/corona8-x2yn7tcu4lff
جان آگه با #فرهیختگان
ویرگول
لغو قرنطینه و منطق سیاستگذاری سلامت-سلامت - جهان پساکرونا #7
سیاستهای دولت در مواجهه با بیماری همهگیر کرونا از مشاهدهی اولین نمونهی آن در قم تاکنون که تاکید بر کمکردن محدودیتهاست؛ و به نحوی اعلا…
رمضان دوم: حسد
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ... وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ سوره فلق/۵
فیض مشرقی را آواز دادند که فلان در همسایگی تملق تو میکند. گفت این تنها یکی از ارکان حسد است. از شر او بخدا پناه باید برد تا به دو رکن دیگر نرسد.
یعنی در مصیبت من شادی کند و در شادمانی من هلاک شود. از حسادت او ما را آن مایه زیان نرسد که خود او را. حسود آسوده ننشیند تا نعمت تو را بقیمت جان تباه کند.
یکی از مریدان پرسید ما را از حسادت او هم سودی هست ؟
فیض گفت: بجای حسد رشک برید تا خیرخواه کهتران باشید و غبطه خوار مهتران.
فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه
#رمضان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ... وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ سوره فلق/۵
فیض مشرقی را آواز دادند که فلان در همسایگی تملق تو میکند. گفت این تنها یکی از ارکان حسد است. از شر او بخدا پناه باید برد تا به دو رکن دیگر نرسد.
یعنی در مصیبت من شادی کند و در شادمانی من هلاک شود. از حسادت او ما را آن مایه زیان نرسد که خود او را. حسود آسوده ننشیند تا نعمت تو را بقیمت جان تباه کند.
یکی از مریدان پرسید ما را از حسادت او هم سودی هست ؟
فیض گفت: بجای حسد رشک برید تا خیرخواه کهتران باشید و غبطه خوار مهتران.
فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه
#رمضان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سعدی و حقیقت روزهداری
در بیان حقیقت روزه شعری شریفتر و درخشانتر از این بیتهای سعدی، نمیشناسم:
مسلّم کسی را بود روزهداشت
که درماندهای را دهد نانِ چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟!
میگوید ثمرۀ صیام باید ایثار و کرَم باشد. کسی روزهدار است که دستکم آن مقدار خوراکی را که وقت روزه امساک کرده؛ نانِ چاشتِ خود را، به درماندگان میدهد. روزهای که با دستگیری از مستمندان همراه نباشد عملی لغو و بیفایده است و از آنجا که ممکن است موجب خودخواهی و خودپسندی روزهدار شود، شاید مضر هم باشد:
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان ازین خوبتر راه رفت
و این بیتهای بلند جاودانه...
به احسانی آسودهکردن دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی
خورنده که خیرش برآید ز دست
به از صائمالدهر دنیاپرست
به بانگ بلند میگوید روزهخواری که خیرش به مردم میرسد بر عابد زاهد روزهداری که بیخیر و بخیل است، ترجیح دارد...
سعدی که این سخنان را گفته مردی دیندار بود. شیخی عارف و صاحب خانقاه بود. ولی او شریعت و طریقت را برای انسان و در خدمت انسان میخواست و آن را راهی و وسیلهای برای آسایش انسان و زدودن رنج مردم میدید. میگفت طریقت به جز خدمت خلق نیست و خودش هم اهل خدمت به خلق بود. دلسوز مردم بود. سقا بود. جوانمرد بود. خانقاه ساخت تا به فقرا طعام دهد و به مسافران خدمت کند. سپرده بود در خانقاهش برای پرندگان دانه بپاشند:
خورش ده به گنجشک و کبک و حَمام
که یک روزت افتد همایی به دام
نگویید چرا سعدی مشکلات جامعه را تا حدّ نانِچاشتبهدرماندگاندادن فروکاسته است. نگویید خانه از پایبست ویران است و با یک گل بهار نمیشود. شیخ اجل گوش استماع برای این سخنان ندارد. او در روزگاری سخت و سیاه میزیست. مردم و حکومت را خوب میشناخت و با آنان در ارتباط بود. در برج عاج ننشسته بود. واقعبین بود و مقدورات و موانع را درست میدید و همچنین میکوشید چراغ آرمانهای اخلاقی را در حدّ وسع روشن نگاه بدارد. هدفش این بود زندگی قدری اخلاقیتر و انسانیتر و زیستنیتر و خوشایندتر باشد. به هر دستاویزی میآویخت تا حلم و رحم و رحمت را در جهان حاکمان و برخورداران رواج دهد تا شاید چرخ زندگی ذرّهای بیشتر به مراد مردم درمانده و فرودست بگردد. سعدی فقر و رنج و ستم و مصیبت را میفهمید. آنقدر عقل و تجربه و شفقت داشت که سیرشدن یک کودک گرسنه را هم مغتنم بداند؛ قدرشناس کسی باشد که یک قطره اشک را میسترد؛ بر یک لب لبخندکی مینشاند و یک دل را، ولو برای لحظهای، شاد و آسوده میکند.
شاعر روشنبین با خود میگفت روزهداران اگر در حدّ یک وعده غذا هم به فکر درماندگان باشند، خود گامی به پیش است. وقتی سخن از آسایش آدمی به میان بود برای سعدی با یک گل هم بهار میشد.
میلادعظیمی
در بیان حقیقت روزه شعری شریفتر و درخشانتر از این بیتهای سعدی، نمیشناسم:
مسلّم کسی را بود روزهداشت
که درماندهای را دهد نانِ چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟!
میگوید ثمرۀ صیام باید ایثار و کرَم باشد. کسی روزهدار است که دستکم آن مقدار خوراکی را که وقت روزه امساک کرده؛ نانِ چاشتِ خود را، به درماندگان میدهد. روزهای که با دستگیری از مستمندان همراه نباشد عملی لغو و بیفایده است و از آنجا که ممکن است موجب خودخواهی و خودپسندی روزهدار شود، شاید مضر هم باشد:
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان ازین خوبتر راه رفت
و این بیتهای بلند جاودانه...
به احسانی آسودهکردن دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی
خورنده که خیرش برآید ز دست
به از صائمالدهر دنیاپرست
به بانگ بلند میگوید روزهخواری که خیرش به مردم میرسد بر عابد زاهد روزهداری که بیخیر و بخیل است، ترجیح دارد...
سعدی که این سخنان را گفته مردی دیندار بود. شیخی عارف و صاحب خانقاه بود. ولی او شریعت و طریقت را برای انسان و در خدمت انسان میخواست و آن را راهی و وسیلهای برای آسایش انسان و زدودن رنج مردم میدید. میگفت طریقت به جز خدمت خلق نیست و خودش هم اهل خدمت به خلق بود. دلسوز مردم بود. سقا بود. جوانمرد بود. خانقاه ساخت تا به فقرا طعام دهد و به مسافران خدمت کند. سپرده بود در خانقاهش برای پرندگان دانه بپاشند:
خورش ده به گنجشک و کبک و حَمام
که یک روزت افتد همایی به دام
نگویید چرا سعدی مشکلات جامعه را تا حدّ نانِچاشتبهدرماندگاندادن فروکاسته است. نگویید خانه از پایبست ویران است و با یک گل بهار نمیشود. شیخ اجل گوش استماع برای این سخنان ندارد. او در روزگاری سخت و سیاه میزیست. مردم و حکومت را خوب میشناخت و با آنان در ارتباط بود. در برج عاج ننشسته بود. واقعبین بود و مقدورات و موانع را درست میدید و همچنین میکوشید چراغ آرمانهای اخلاقی را در حدّ وسع روشن نگاه بدارد. هدفش این بود زندگی قدری اخلاقیتر و انسانیتر و زیستنیتر و خوشایندتر باشد. به هر دستاویزی میآویخت تا حلم و رحم و رحمت را در جهان حاکمان و برخورداران رواج دهد تا شاید چرخ زندگی ذرّهای بیشتر به مراد مردم درمانده و فرودست بگردد. سعدی فقر و رنج و ستم و مصیبت را میفهمید. آنقدر عقل و تجربه و شفقت داشت که سیرشدن یک کودک گرسنه را هم مغتنم بداند؛ قدرشناس کسی باشد که یک قطره اشک را میسترد؛ بر یک لب لبخندکی مینشاند و یک دل را، ولو برای لحظهای، شاد و آسوده میکند.
شاعر روشنبین با خود میگفت روزهداران اگر در حدّ یک وعده غذا هم به فکر درماندگان باشند، خود گامی به پیش است. وقتی سخن از آسایش آدمی به میان بود برای سعدی با یک گل هم بهار میشد.
میلادعظیمی
کرونا، مرکززدایی و شبکه فرهنگی جریان سوم
🔴وقتی از جریان سوم چپ نوی مسلمان سخن میگوییم، بسیاری از افراد به فراخور تصور سنتی از سیاست، از «ایدئولوژی» و «حزب» و «برنامه» و «تشکیلات» میپرسند.
🔺اول آنکه حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به نظامهای پارلمانی و لیبرال-دموکرات است و ربطی به ساختار سیاسی کنونی ما (بویژه در جمهوری دوم) ندارد که در آن دو جناح حاکم اصولگرا و اصلاحطلب در واقع دو بالِ راست و چپ الیگارشی هستند و هرآنچه می گویند اشکال مختلفی از گفتمان قدرت و تکنولوژی کنترل و اداره اقشار مختلف مردم است که در تقسیمِ کاری تدریجی در طول چند دهه کار با آنها را یاد گرفتهاند و مفاهیم سیاسی و مقولات فرهنگی را بعنوان پوشش شبکه قدرت خود به کار میبرند.
🔺ثانیاً حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به اشکال متمرکز، پدرسالارانه، تشکیلاتی، عمودی و نخبهسالارانه و پیرسالارانه سیاستورزی است که از زمان حزب توده در ایران وارد شده و حزب جمهوری اسلامی و دو شاخه منشعب از آن نیز بر پایه همین الگو عمل کردهاند و امروز زمان آن رسیده است که این الگو را به کلی کنار بگذاریم.
🔺بنیاد دیدگاه جریان سوم بازگشت به آن اصل اساسی در الهیات رهاییبخش انقلاب اسلامی و نظریه سیاسی جمهوری اسلامی است که «خداوند هرکس را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده» و این اصل اساسی طرد تمام اشکال «قیممآبانه و پدرسالارانه» را ایجاب می کند. فرم سیاستورزی کنونی بنیاد سیاست را در «خشونت» میداند و به همین دلیل است که من در الگوی جدیدی که پیشنهاد میکنم از «زنانه شدن سیاست» به طور جدی دفاع می کنم.
🔴جامعه ایران در طول یک سده اخیر (با بدعت رضاشاه) به نحوی عمودی و بالابه پایین سازماندهی شده است و بعد از انقلاب این سازماندهی عمودی تا مغز استخوان نهاد دین، بازار، محلات و خانواده نیز نفوذ کرد. گویی همه ما عادت کردهایم که هر چیزی را می خواهیم تصور کنیم از همان اول کار به دنبال یک مرکز و یک قیّم بگردیم و مسئولیت امور را به او واگذار کنیم و خود از او پیروی کنیم و از آن پس وظیفه مقدس خود را دفاع از این فرقه و مخالفت با فرقه های جدید تعریف کنیم. ساختاری که در بطن خود خشونت و امنیت را بر صدر مینشاند و تمام مفاهیم و آرمانهای سیاسی را به ابزاری برای جنگ قدرت تبدیل میکند.
🔴اینک کرونا فرصتی است برای بازسازماندهی جامعه ایرانی. با فاصلهگذاری اجتماعی کرونا، جامعه ایران امروز به یک جامعه تودهای تبدیل شده است که تنها دو نهاد اصلی در آن باقی مانده: دولت و خانه-اینترنت؛ و بنابراین تنها دو چشمانداز دارد: یا توتالیتاریسم متمرکزی که از شرایط فوقالعاده استفاده کند و بار دیگر سازماندهی های عمودی خود را به نام ضرورت، تثبیتتر و محکمتر کند و یا جامعهای که از این فرصت استفاده کند و برای اولین بار تجربهای از شبکه سازی افقی را بر پایه فرهنگ و سوژگی نوظهور خود در فضای مجازی تجربه کند.
♦️پرسشهای ناظر به ایدئولوژی و حزب و سران و نخبگان پیشرو و مرزبندیهای هویتی تماماً استراتژیهای تفرقه و اختلافند که در بطن خود رقابت قدرت و جزماندیشی و انقیاد را دنبال میکنند و در صورت پیروزی هم تنها به شیوه امنیتی قادر به حفظ وحدت هستند. در مقابل در استراتژی زنانهی سیاستورزی، تک تک سوژهها اهمیت دارند و هیچ مرکز پدرسالارانهای در کار نیست که افراد مجبور باشند با ارجاع هویت خود به آن، مشروعیت بدست بیاورند. در جنبش مقاومت فرهنگی چپ نوی مسلمان، هر نفر، هر اکانت، هر خانه و هر گروهی، فکر، معنا و عمل تازه و باارزشی به صحنه میآورد و البته همه اینها در جهان گفتگو و نقد فرهنگی به تکامل عقلانی میرسد. حقانیت و مشروعیت نه از منطق جزمی و قیاسی متافیزیکی و الهیاتی و سلسله مراتب نخبگانی و خبرگانی، بلکه از منطق محک و اشتراک و توافق و تعهد عقلایی و با بازگشت به تجربیات عینی و وجودی و مشترک همه شهروندان تبعیت میکند. در این جنبش فرهنگی «پرچم»ها نیستند که یونیفرمِ معرف افرادند، بلکه افرادند که با اشتراک خود رنگهای تازهای می آفرینند.
کرونا را از تهدید به فرصت تبدیل کنیم...
محمدحسین بادامچی
جان آگه با #فرهیختگان
🔴وقتی از جریان سوم چپ نوی مسلمان سخن میگوییم، بسیاری از افراد به فراخور تصور سنتی از سیاست، از «ایدئولوژی» و «حزب» و «برنامه» و «تشکیلات» میپرسند.
🔺اول آنکه حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به نظامهای پارلمانی و لیبرال-دموکرات است و ربطی به ساختار سیاسی کنونی ما (بویژه در جمهوری دوم) ندارد که در آن دو جناح حاکم اصولگرا و اصلاحطلب در واقع دو بالِ راست و چپ الیگارشی هستند و هرآنچه می گویند اشکال مختلفی از گفتمان قدرت و تکنولوژی کنترل و اداره اقشار مختلف مردم است که در تقسیمِ کاری تدریجی در طول چند دهه کار با آنها را یاد گرفتهاند و مفاهیم سیاسی و مقولات فرهنگی را بعنوان پوشش شبکه قدرت خود به کار میبرند.
🔺ثانیاً حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به اشکال متمرکز، پدرسالارانه، تشکیلاتی، عمودی و نخبهسالارانه و پیرسالارانه سیاستورزی است که از زمان حزب توده در ایران وارد شده و حزب جمهوری اسلامی و دو شاخه منشعب از آن نیز بر پایه همین الگو عمل کردهاند و امروز زمان آن رسیده است که این الگو را به کلی کنار بگذاریم.
🔺بنیاد دیدگاه جریان سوم بازگشت به آن اصل اساسی در الهیات رهاییبخش انقلاب اسلامی و نظریه سیاسی جمهوری اسلامی است که «خداوند هرکس را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده» و این اصل اساسی طرد تمام اشکال «قیممآبانه و پدرسالارانه» را ایجاب می کند. فرم سیاستورزی کنونی بنیاد سیاست را در «خشونت» میداند و به همین دلیل است که من در الگوی جدیدی که پیشنهاد میکنم از «زنانه شدن سیاست» به طور جدی دفاع می کنم.
🔴جامعه ایران در طول یک سده اخیر (با بدعت رضاشاه) به نحوی عمودی و بالابه پایین سازماندهی شده است و بعد از انقلاب این سازماندهی عمودی تا مغز استخوان نهاد دین، بازار، محلات و خانواده نیز نفوذ کرد. گویی همه ما عادت کردهایم که هر چیزی را می خواهیم تصور کنیم از همان اول کار به دنبال یک مرکز و یک قیّم بگردیم و مسئولیت امور را به او واگذار کنیم و خود از او پیروی کنیم و از آن پس وظیفه مقدس خود را دفاع از این فرقه و مخالفت با فرقه های جدید تعریف کنیم. ساختاری که در بطن خود خشونت و امنیت را بر صدر مینشاند و تمام مفاهیم و آرمانهای سیاسی را به ابزاری برای جنگ قدرت تبدیل میکند.
🔴اینک کرونا فرصتی است برای بازسازماندهی جامعه ایرانی. با فاصلهگذاری اجتماعی کرونا، جامعه ایران امروز به یک جامعه تودهای تبدیل شده است که تنها دو نهاد اصلی در آن باقی مانده: دولت و خانه-اینترنت؛ و بنابراین تنها دو چشمانداز دارد: یا توتالیتاریسم متمرکزی که از شرایط فوقالعاده استفاده کند و بار دیگر سازماندهی های عمودی خود را به نام ضرورت، تثبیتتر و محکمتر کند و یا جامعهای که از این فرصت استفاده کند و برای اولین بار تجربهای از شبکه سازی افقی را بر پایه فرهنگ و سوژگی نوظهور خود در فضای مجازی تجربه کند.
♦️پرسشهای ناظر به ایدئولوژی و حزب و سران و نخبگان پیشرو و مرزبندیهای هویتی تماماً استراتژیهای تفرقه و اختلافند که در بطن خود رقابت قدرت و جزماندیشی و انقیاد را دنبال میکنند و در صورت پیروزی هم تنها به شیوه امنیتی قادر به حفظ وحدت هستند. در مقابل در استراتژی زنانهی سیاستورزی، تک تک سوژهها اهمیت دارند و هیچ مرکز پدرسالارانهای در کار نیست که افراد مجبور باشند با ارجاع هویت خود به آن، مشروعیت بدست بیاورند. در جنبش مقاومت فرهنگی چپ نوی مسلمان، هر نفر، هر اکانت، هر خانه و هر گروهی، فکر، معنا و عمل تازه و باارزشی به صحنه میآورد و البته همه اینها در جهان گفتگو و نقد فرهنگی به تکامل عقلانی میرسد. حقانیت و مشروعیت نه از منطق جزمی و قیاسی متافیزیکی و الهیاتی و سلسله مراتب نخبگانی و خبرگانی، بلکه از منطق محک و اشتراک و توافق و تعهد عقلایی و با بازگشت به تجربیات عینی و وجودی و مشترک همه شهروندان تبعیت میکند. در این جنبش فرهنگی «پرچم»ها نیستند که یونیفرمِ معرف افرادند، بلکه افرادند که با اشتراک خود رنگهای تازهای می آفرینند.
کرونا را از تهدید به فرصت تبدیل کنیم...
محمدحسین بادامچی
جان آگه با #فرهیختگان
همراهان گرانقدر
#فرهیختگان بمناسبت ماه مبارک رمضان هر روز حکمتی اخلاقی-عرفانی را بر پایه یک آیه قرآنی در قالب حکایتی شیوا و با نثری ممتاز بقلم یکی از حکمای معاصر (نام نزد #فرهیختگان محفوظ است)، بازنشر میکند. انتشار و بازنشر این مجموعه فقط در انحصار #فرهیختگان بوده و تنها با نام و نشان آن مجازست.
با شما #فرهیختگان هر روز در گلستان رمضان.
❇️برای جستجو از هشتگ #رمضان استفاده کنید.
جان آگه با #فرهیختگان
#فرهیختگان بمناسبت ماه مبارک رمضان هر روز حکمتی اخلاقی-عرفانی را بر پایه یک آیه قرآنی در قالب حکایتی شیوا و با نثری ممتاز بقلم یکی از حکمای معاصر (نام نزد #فرهیختگان محفوظ است)، بازنشر میکند. انتشار و بازنشر این مجموعه فقط در انحصار #فرهیختگان بوده و تنها با نام و نشان آن مجازست.
با شما #فرهیختگان هر روز در گلستان رمضان.
❇️برای جستجو از هشتگ #رمضان استفاده کنید.
جان آگه با #فرهیختگان
the Qur'an based on Tanzil.pdf
154 MB
یاسر میردامادی:
اگر میخواهید ماه رمضان قرآن بخوانید میتوانید از قرآن پیوست استفاده کنید که، به خلاف قرآن رایج، بر اساس (یک روایت از) ترتیب تاریخی مرتب شده (گرچه فاتحه را اول گذاشته). بدین شیوه میتوان تصویری تاریخی از قرآن داشت. این نوع قرآنخوانی اشکال فقهی هم ندارد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
اگر میخواهید ماه رمضان قرآن بخوانید میتوانید از قرآن پیوست استفاده کنید که، به خلاف قرآن رایج، بر اساس (یک روایت از) ترتیب تاریخی مرتب شده (گرچه فاتحه را اول گذاشته). بدین شیوه میتوان تصویری تاریخی از قرآن داشت. این نوع قرآنخوانی اشکال فقهی هم ندارد.
#فرهیختگان صدای فرزانگان