فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
بانوی اردیبهشت،نرگس محمدی
تولدت مبارک
کاری از ژیلا مکوندی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
زبان «وجود» و «هست» در غزلی از «سعدی»

«زبان» برای انسان فقط ابزاری برای ارتباط با «دیگری» نیست. بدون دیگری هم باز ناگزیریم گفت و گو کنیم: با «خود»مان. ما بدون گفت وگو با «خود» اصلاً چه خبر از «هستی» یا «نیستی» داریم؟ آنچه ما «بودن» و «هستن» و «وجود داشتن» می‌نامیم از همین «گفت و گویی» است که با «خود» داریم، آن «خود»ی که افلاطون از آن به «تفکر» و «اندیشیدن» تعبیر کرد و آن را «گفت و گوی خاموش با نفس» نامید. از نظر افلاطون، از همین جاست که ما می‌توانیم پی ببریم هریک از ما «دو چیز» است: روح و بدن. آن که به او با نام «خود»م و «روح»ام و «نفس»ام اشاره می‌کنم، همین چیزی است که با او در گفت و گویم. بدون این گفت و گو چه خبر از نیستی یا هستی هست؟

دکارت وقتی نتیجه گرفت: «می‌اندیشم، پس هستم»، این اندیشیدن را از گفت و گویی که با «خود» داشت نتیجه گرفت، گفت و گویی که به او گفت: «تو هرچه هم باشی، نمی‌توانی نباشی، تا هنگامی که داری می‌اندیشی (یعنی، داری با خودت سخن می‌گویی)!» برای هریک از ما آنچه «زندگی» خود می‌نامیم در همین آگاهی از گفت وگوی‌مان با خویش است که «هست». اما زندگی اجتماعی به ما آموخته است که این گفت و گو را با صدایی خاموش انجام دهیم تا کسی ما را «دیوانه» نخواند! تورات و انجیل و قرآن وقتی «روح» را کلمه می‌خوانند، از همین «دوگانگی» است که پرده بر می‌دارند و وقتی انجیل متی از قول عیسی به شیطان می‌گوید که: «انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلمۀ خداوند زنده است» باز بر همین دوگانگی است که تأکید می‌شود. تاریکی مرگ برای ما، چه پیش از تولد، و چه پس از زندگی، همین بی‌خبری از گفت و گویی است که با خود داریم یا نداریم. ما تا هنگامی زنده‌ایم که دست کم «خود»مان را در گفت و گو با «خویش» نگه داریم یا گفت و گویی داشته باشیم. پس از آن هر زندگی هم که داشته باشیم برای ما «هیچ» است. برای ما «گفت و گو» و «اندیشیدن» و «بودن» یکی است. و زبان میانجی آنها. بدون «زبان» هیچ میانجی برای گفت و گو و اندیشیدن و بودن نیست، همان طور که بدون سیم وسیله‌ای برای انتقال «برق» نیست. خاموشی تاریکی است. مرگ همین است.

هنر، و به‌ویژه شعر، و باز ویژه‌تر غزل، برترین صورت «گفت و گو» با خویش است. حاضری با غایبی به میانجی گفت و گویی با «خود» سخن می‌گوید و حضور «غایب» را آشکار می‌کند. همین نیاز به «حضور» است که «غزل» را ممکن می‌کند. در غزل زیر سعدی به زیبایی با «وجود» («خود») و «هست» (حضور «او») بازی می‌کند تا «حضور» معشوق را برای خویش ممکن سازد. هریک از ما نیز با خواندن این غزل همین کار را برای «خود» می‌کند.

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست
وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست
مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست
اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست
به گفتن راست ناید شرح حُسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست
ندانم قامتست آن یا قیامت
که می‌گوید چنین سرو روان هست
توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیرین‌دهان هست
بجز پیشت نخواهم سر نهادن
اگر بالین نباشد آستان هست
برو سعدی که کوی وصل جانان
نه بازاریست کان جا قدر جان هست


محمدسعیدحنایی‌کاشانی
پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۹


جان آگه با #فرهیختگان
🔴 از اتومبیل آب‌سوز تا دستگاه کرونایاب

▪️ مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم

عباس عبدی

📍 قضیه دستگاه كرونایاب و بازتاب‌هایی كه پیرامون آن به وجود آمد، از یك جهت موضوع جدیدی نیست. چنین ساده‌انگاری‌هایی پیش‌تر هم بوده است.

📍 شاید این خیال‌پردازی‌ها خیلی هم بد نباشد، اینها تا وقتی به نوشتن و انتشار محدود شود ایرادی ندارد ولی مشكل از هنگامی آغاز خواهد شد كه داستان «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» را بخواهیم عملیاتی كنیم و آن را جدی بگیریم.

📍 این بدخیمی از سال ۱۳۸۴ به بعد برجسته شد یا سر باز کرد. نوعی توهم و نیز از میان رفتن‌ مرزهای قدرت و اراده بشر، و اینكه دانش‌آموزان نیز در زیرزمین خانه خود می‌توانند غنی‌سازی كنند.

📍 در این دوره نگاه‌های خیالی و فراعقلی وارد عرصه مدیریت كشور شدند. در اولین گام دانش اجتماعی به كلی رد شد. اقتصاد را از حوزه دانش کاربردی خارج كردند. جامعه‌شناسی كه پیش از آن نیز مطرود بود به فراموشی سپرده شد. كم‌كم وارد فیزیك و شیمی و مهندسی شدند.

📍 چون در ضمیر خودشان می‌دانستند كه اینها همگی غیر واقعی است، به‌طور مستقیم وارد حوزه پزشكی نشدند، چون در هر حال گذر پوست آنان به دباغ‌خانه پزشكی می‌افتاد. ولی شرایطی را فراهم كردند كه كاسبان مناسبی برای كلاه‌برداری تحت‌عنوان طب‌های غیرعلمی میدان‌دار شدند.

📍 مشكل ما در اینجاست كه حوزه علوم انسانی و اجتماعی همچنان تحت فشار هستند و تا این نگاه فاجعه‌بار در علوم اجتماعی حل نشود، و تن به علوم انسانی داده نشود، مشكل كشور همچنان غیرقابل حل خواهد بود.

متن کامل در instant view
yun.ir/k7ctd5

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!

يوسف اباذری

شهرهای اسلامی در درجۀ اول یک تعریف عدالت محور دارند شهری که طلاق در آن زیاد باشد اسلامی نیست.

شهری که خانۀ میلیاردی در آن ساخته شود اما آن طرف هزاران نفر حتی توانایی اجارۀ یک اتاق را نداشته باشند آن شهر اسلامی نیست حتی اگر در روز عاشورا همه جای آن سیاه پوش باشد

🔴 شهری که در آن رباخواری زیاد باشد آن شهر اسلامی نیست حتی اگر همه جایش گنبد و مناره باشد.

🔴 شهری که در آن دو نفر عاشق نتوانند اتاقی اجاره کنند و ازدواج کنند آن شهر اسلامی نیست!

🔴 مدام می‌گوییم که بنیاد خانواده در غرب فروپاشیده اما تا چند سال دیگر خودمان روی غرب را سفید خواهیم کرد یک عده فکر می‌کنند تفریح و شادی عملی غیر دینی‌ست و انسان فقط باید در دین خلاصه شود.

🔴 انسان بدن دارد، نیاز مادی دارد ، روح دارد ، عقل دارد، باید نیازش را بشناسیم، حقوقش را بشناسیم.

🔴 بین دین و زندگی دیوار کشیدیم و خیال می‌کنیم حالا که جوانان تفریح ندارند می‌آیند پای منبر می‌نشینند!

🔴 یک چیزهایی در زیر پوست شهرها در حال اتفاق افتادن است که اگر زودتر نفهمیم به زودی پوسته را می‌شکنند و مثل آتشفشان بیرون می‌زنند.




#فرهیختگان صدای فرزانگان
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه‌های راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
آزمون کن چند روزی در صیام
چند شبها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر

مثنوی مولانا جلال الدین محمد

#فرهیختگان با تبریک حلول ماه مبارک رمضان به خوانندگان دانشور، برای همه عزیزان لحظات سرشار معنوی همراه با عافیت و تندرستی آرزو می‌کند.
رمضان یکم: توکل

وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا سوره طلاق/۳

"مجنون مغربی" را گذر بر گورستان افتاد و "فیض مشرقی" را دید گوشه بنشسته و آیه سیم سوره طلاق را زمزمه می‌کند (ومن یتوکل علی الله ..) پرسید چه می‌جویی؟ گفت توکل. کار بدو سپرده‌ام و اعتماد بر تدبیر و تقدیر او دارم.
مجنون گفت ناکرده کار و نارفته راه ؟! باید که اعتماد و گمان نیک بر خالق هستی داشت اما توکل در کمند آگاهی از قدرت او و اراده توست. برخیز که زاویه نشستن، مقام تسلیم و کار اولیای سوخته است. فیض گفت ما تسلیم حقیم و برخاست. مجنون گفت هان، رسیدی. برخیز و توکل کن، خدا سالک عاطل نمی‌خواهد !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان
معنای روزه حقیقی
«معنی روزه، غایب گشتن است از دیدار خلق به دیدار حق، و به این، روزه سِرّ می‌خواهد نه روزه ظاهر. چه روزه در وضع بغت امساک است که چون ظاهر را از شهوت و مراد بازداری به حکم شریعت روزه‌دار باشی، و چون باطن را از هوای نفس و خلق بازداری روزه‌دار‌باشی به حقیقت؛ و نیز سرّی است میان بنده و میان حق و بر این حجت از قرآن است در قصه مریم که گفت:من با خدا نذر کرده‌ام که روزه دارم و با هیچ آدمی سخن نگویم؛ و روزه را خویش بازایستادن می‌دانست از صحبت خلق. روزه تنها ناخوردن نَبُوَد لکن ظاهر و باطن خویش روزه‌دار گردانیده بود؛ زبانش نیز روزه‌دار بود که از خلق بریده بود و به ذکر خدا مشغول گشته و دلیل، قول پیغمبر است (ص) که گوید: روزه سپری است. یعنی حجاب است از هر چه دون خداست. گروهی گفته‌اند که غرض از سپر، غیبت کردن و دروغ گفتن و محال اندیشیدن است. گروهی گفتند: سپر گردد از آتش دوزخ؛ و گروهی گفته‌اند سپر گردد دل بنده را از هر چه جز حق است تا ایشان را نبینند.»

شرح تعرف کلاآبادی، ج۴، ص۱۵۴


#فرهیختگان، آواز معنویت
اعتراف نشریه سپاه به ضررهای امنیتی فیلترینگ تلگرام

✅ هفته نامه صبح صادق متعلق به دفترسیاسی سپاه در آخرین شماره خود به بهانه لایو اینستاگرامی تتلو و یکی از سلبریتی های اینستاگرامی که رکورد بازدید را شکسته بود به تحلیل این موضوع پرداخت است.

✅فارغ از نگاهی که به این موضوع دارند مبحث فیلترینگ در این یادداشت اهمیت دارد.
بخش مهم این یادداشت جایی است که صراحتا می گوید فیلترینگ تلگرام مردم را به استفاده از فیلترشکن سوق داد که اطلاعات آنها راسرقت می کنند. در این بخش می خوانید: «بدون شک جلب این حجم بالا از مخاطب جوان و نوجوان زنگ هشداری پرصدا برای خانواده‌ها و مسئولان فرهنگی کشور است که باید برای آن چاره‌اندیشی کنند و صرفاً به فکر پاک کردن صورت مسئله نباشند. چرا که تجربه ثابت کرده که مثلاً برای نمونه فیلترینگ تلگرام و بی‌توجهی به حمایت مستمر از پیام‌رسان‌های داخلی موجب شده است امروز بازار خرید و فروش پروکسی‌های ضد فیلتر تلگرام در کشور داغ باشد و کاربران در سودای دسترسی به این پیام‌رسان خارجی، حجم قابل توجهی از اطلاعات خصوصی خود را علاوه بر سرورهای این پیام‌رسان در دسترس سرویس‌دهندگان نامعلوم فیلترشکن‌ها قرار دهند.»

✅همان زمان که تلگرام با دستور یک قاضی که سال گذشته خودش به اتهام فساد به زندان افتاد فیلتر شد آگاهان و دلسوزان نوشتند که این کار با شکست روبه رو میشود اما در عین حال نصب فیلترشکن افراد کم سن و سال را در معرض همه نوع محتوای غیراخلاقی هم قرار می دهد. حالا بعد از چند سال همانها که فیلترینگ تلگرام را راه حل مشکلات کشور معرفی می کردند، متوجه شدند که چه خطای بزرگی صورت گرفته است. نشریه صبح صادق می نویسد: «فعال کردن یک ابزار عبور از فیلترینگ در رایانه یا تلفن همراه هوشمند کاربر، عملاً امکان دسترسی بدون محدودیت او به دریایی از محتوای ضد ارزشی و اخلاقی را ممکن می‌کند.»

✅به عبارت روشنتر سه اتفاق مهم رخ داده است. اول: همه آنها که تلگرام را رها کردند و فکر کردند با رفتنشان این پیام رسان را بی اعتبار می کنند، به در بسته خوردند و ناچار با شرمندگی به این پیام رسان بازگشتند.

✅دوم: امروز دیگر نشریه سپاه هم فهمیده است که با فیلتر کردن برنامه ای که مردم در آن حضور داشتند آنها را در معرض خطر سرقت های اطلاعاتی قرار داده است.

✅سوم: بعد از چند سال به این حرف منتقدان رسیدند که فیلترینگ تلگرام اتفاقا به جای دور کردن مردم از محتوای غیراخلاقی فضای وب، اتفاقا آنها را در معرض آن قرار می دهد. تا قبل از فیلترینگ تلگرام افراد تمام نیازهایشان را در همان فضا برطرف می کردند و اساسا نیازی به نصب فیلترشکن نداشتند. اما مسدود کردن تلگرام همه کاربران این شبکه را به فیلرشکن مجهز کرد. پاسخگوی تبعات این تصمیم در دنیا و آخرت کیست که مردم را به این ست و سو هدایت کردند؟/امتداد



#فرهیختگان صدای فرزانگان
ویسنده برگزیده کتاب سال ایران درگذشت

▫️سوسن طاقدیس نویسنده «قدم یازدهم» برگزیده بیست و سومین دوره کتاب سال ایران به علت عارضه قلبی درگذشت./ ایرنا


جان آگه با #فرهیختگان
لغو قرنطینه و منطق سیاست‌گذاری سلامت-سلامت

جهان پساکرونا

عباس آخوندی و امید حاتمی، اردی‌بهشت/۱۳۹۹

🔸سیاست‌های دولت در مواجهه با بیماری همه‌گیر کرونا از مشاهده‌ی اولین نمونه‌ی آن در قم تاکنون که تاکید بر کم‌کردن محدودیت‌هاست؛ و به نحوی اعلام پایان دوره‌ی قرنطینه‌ی خانگی است، همواره چالش‌برانگیز بوده‌‌است. دراین‌ارتباط دو نقد کلی به دولت وارد است. یکی ابهام در مورد منطق تصمیم‌گیری دولت و دیگری نحوه ارتباط دولت با مردم است. آن‌هم مساله‌ای که به زندگی تک‌تک مردم مرتبط است و ارتباط آمرانه نه‌تنها کمکی به پیشبرد اهداف دولت نمی‌کند که ممکن است تبدیل به ضدِّ خود شود.

🔸تاخیر در اعلام موضوع و موضع‌های تقلیل‌گرایانه اولیه و مدّت‌ها اصرار بر آن، این تردید را در مردم ایجاد کردند که یا دولت موضوع را نمی‌شناسد و یا آن‌که دولت پنهان‌کاری می‌کند؛ مسائل دیگری مهم‌تر از جان مردم در این میان است. سرمایه‌ی اندک اجتماعی دولت و غلبه‌ی سیاست توطئه‌انگاری که گروهی برای حذف رقیب؛ بخوانید دولت مستقر به‌طور افراطی و رسمی و از مجرای رسانه‌ی رسمی به‌کار می‌گیرند، اینجا برعلیه دولت به مفهوم کل حکومت عمل کرد. لذا، فرض دوم را در برخی لایه‌های اجتماعی تشدید کرد. حال آن‌که واقعیّت آن است که این پدیده نه‌تنها برای دولت ایران که برای جهان ناشناخته بود. لذا، نگاهی به سیاست‌های اتخاذی در سایر کشورها، نیز برخی فرازوفرودها را نشان می‌دهد. ولی آن‌ها به‌محض درک واقعیّت و حسِّ خطر مواضع خود را اصلاح کردند.

🔸لیکن در ایران، افزون بر ناشناختگی پدیده، وجود شکاف ژرف در ساختار حاکمیّت و فارغ از حبّ‌وبغض‌ها و توجیه ناکارآمدی‌های دولت، ۱- امکان درک واقعیّت، ۲-قدرت تصمیم‌گیری و ۳- توان سازمان‌دهی عملِ جمعی در اندازه‌ی یک ملّت را از آن سلب کرده‌است. لذا، ماییم و تصمیم‌های متناقض، ناسازگار و نابهنگام و درنهایت درست ولی غیر قانع‌کننده‌ی دولت که هرروز با آن مواجهیم.

🔻برای مطالعه ادامه یادداشت روی لینک زیر کلیک کنید
https://virgool.io/@AbbasAkhoundi/corona8-x2yn7tcu4lff




جان آگه با #فرهیختگان
رمضان دوم: حسد

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ... وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ سوره فلق/۵

فیض مشرقی را آواز دادند که فلان در همسایگی تملق تو می‌کند. گفت این تنها یکی از ارکان حسد است. از شر او بخدا پناه باید برد تا به دو رکن دیگر نرسد.
یعنی در مصیبت من شادی کند و در شادمانی من هلاک شود. از حسادت او ما را آن مایه زیان نرسد که خود او را. حسود آسوده ننشیند تا نعمت تو را بقیمت جان تباه کند.
یکی از مریدان پرسید ما را از حسادت او هم سودی هست ؟
فیض گفت: بجای حسد رشک برید تا خیرخواه کهتران باشید و غبطه خوار مهتران.


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
سعدی و حقیقت روزه‌داری

در بیان حقیقت روزه شعری شریف‌تر و درخشان‌تر از این بیت‌های سعدی، نمی‌شناسم:
مسلّم کسی را بود روزه‌داشت
که درمانده‌ای را دهد نانِ چاشت

وگرنه چه لازم که سعیی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟!

می‌گوید ثمرۀ صیام باید ایثار و کرَم باشد. کسی روزه‌دار است که دست‌کم آن مقدار خوراکی را که وقت روزه امساک کرده؛ نانِ چاشتِ خود را، به درماندگان می‌دهد. روزه‌ای که با دستگیری از مستمندان همراه نباشد عملی لغو و بی‌فایده است و از آنجا که ممکن است موجب خودخواهی و خودپسندی روزه‌دار شود، شاید مضر هم باشد:
به تلبیس ابلیس در چاه رفت
که نتوان ازین خوب‌تر راه رفت

و این بیت‌های بلند جاودانه...

به احسانی آسوده‌کردن دلی
به از الْف رکعت به هر منزلی

خورنده که خیرش برآید ز دست
به از صائم‌الدهر دنیاپرست

به بانگ بلند می‌گوید روزه‌خواری که خیرش به مردم می‌رسد بر عابد زاهد روزه‌داری که بی‌خیر و بخیل است، ترجیح دارد...
سعدی که این سخنان را گفته مردی دین‌دار بود. شیخی عارف و صاحب خانقاه بود. ولی او شریعت و طریقت را برای انسان و در خدمت انسان می‌خواست و آن را راهی و وسیله‌ای برای آسایش انسان و زدودن رنج مردم می‌دید. می‌گفت طریقت به جز خدمت خلق نیست و خودش هم اهل خدمت به خلق بود. دلسوز مردم بود. سقا بود. جوانمرد بود. خانقاه ساخت تا به فقرا طعام دهد و به مسافران خدمت کند. سپرده بود در خانقاهش برای پرندگان دانه بپاشند:
خورش ده به گنجشک و کبک و حَمام
که یک روزت افتد همایی به دام

نگویید چرا سعدی مشکلات جامعه را تا حدّ نانِ‌چاشت‌به‌درماندگان‌دادن فروکاسته است. نگویید خانه از پای‌بست ویران است و با یک گل بهار نمی‌شود. شیخ اجل گوش استماع برای این سخنان ندارد. او در روزگاری سخت و سیاه می‌زیست. مردم و حکومت را خوب می‌شناخت و با آنان در ارتباط بود. در برج عاج ننشسته بود. واقع‌بین بود و مقدورات و موانع را درست می‌دید و همچنین می‌کوشید چراغ آرمان‌های اخلاقی را در حدّ وسع روشن نگاه بدارد. هدفش این بود زندگی قدری اخلاقی‌تر و انسانی‌تر و زیستنی‌تر و خوشایندتر باشد. به هر دستاویزی می‌آویخت تا حلم و رحم و رحمت‌ را در جهان حاکمان و برخورداران رواج دهد تا شاید چرخ زندگی ذرّه‌ای بیشتر به مراد مردم درمانده و فرودست بگردد. سعدی فقر و رنج و ستم و مصیبت را می‌فهمید. آن‌قدر عقل و تجربه و شفقت داشت که سیرشدن یک کودک گرسنه را هم مغتنم بداند؛ قدرشناس کسی باشد که یک قطره اشک را می‌سترد؛ بر یک لب لبخندکی می‌نشاند و یک دل را، ولو برای لحظه‌ای، شاد و آسوده می‌کند.
شاعر روشن‌بین با خود می‌گفت روزه‌داران اگر در حدّ یک وعده غذا هم به فکر درماندگان باشند، خود گامی به پیش است. وقتی سخن از آسایش آدمی به میان بود برای سعدی با یک گل هم بهار می‌شد.

میلادعظیمی
کرونا، مرکززدایی و شبکه فرهنگی جریان سوم


🔴وقتی از جریان سوم چپ نوی مسلمان سخن می‌گوییم، بسیاری از افراد به فراخور تصور سنتی از سیاست، از «ایدئولوژی» و «حزب» و «برنامه» و «تشکیلات» می‌پرسند.
🔺اول آنکه حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به نظامهای پارلمانی و لیبرال-دموکرات است و ربطی به ساختار سیاسی کنونی ما (بویژه در جمهوری دوم) ندارد که در آن دو جناح حاکم اصولگرا و اصلاح‌طلب در واقع دو بالِ راست و چپ الیگارشی هستند و هرآنچه می گویند اشکال مختلفی از گفتمان قدرت و تکنولوژی کنترل و اداره اقشار مختلف مردم است که در تقسیمِ کاری تدریجی در طول چند دهه کار با آنها را یاد گرفته‌اند و مفاهیم سیاسی و مقولات فرهنگی را بعنوان پوشش شبکه قدرت خود به کار می‌برند.
🔺ثانیاً حزب و ایدئولوژی و برنامه و تشکیلات مربوط به اشکال متمرکز، پدرسالارانه، تشکیلاتی، عمودی و نخبه‌سالارانه و پیرسالارانه سیاست‌ورزی است که از زمان حزب توده در ایران وارد شده و حزب جمهوری اسلامی و دو شاخه منشعب از آن نیز بر پایه همین الگو عمل کرده‌اند و امروز زمان آن رسیده است که این الگو را به کلی کنار بگذاریم.
🔺بنیاد دیدگاه جریان سوم بازگشت به آن اصل اساسی در الهیات رهایی‌بخش انقلاب اسلامی و نظریه سیاسی جمهوری اسلامی است که «خداوند هرکس را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده» و این اصل اساسی طرد تمام اشکال «قیم‌مآبانه و پدرسالارانه» را ایجاب می کند. فرم سیاست‌ورزی کنونی بنیاد سیاست را در «خشونت» می‌داند و به همین دلیل است که من در الگوی جدیدی که پیشنهاد می‌کنم از «زنانه شدن سیاست» به طور جدی دفاع می کنم.


🔴جامعه ایران در طول یک سده اخیر (با بدعت رضاشاه) به نحوی عمودی و بالابه پایین سازماندهی شده است و بعد از انقلاب این سازماندهی عمودی تا مغز استخوان نهاد دین، بازار، محلات و خانواده نیز نفوذ کرد. گویی همه ما عادت کرده‌ایم که هر چیزی را می خواهیم تصور کنیم از همان اول کار به دنبال یک مرکز و یک قیّم بگردیم و مسئولیت امور را به او واگذار کنیم و خود از او پیروی کنیم و از آن پس وظیفه مقدس خود را دفاع از این فرقه و مخالفت با فرقه های جدید تعریف کنیم. ساختاری که در بطن خود خشونت و امنیت را بر صدر می‌نشاند و تمام مفاهیم و آرمانهای سیاسی را به ابزاری برای جنگ قدرت تبدیل می‌کند.


🔴اینک کرونا فرصتی است برای بازسازماندهی جامعه ایرانی. با فاصله‌گذاری اجتماعی کرونا، جامعه ایران امروز به یک جامعه توده‌ای تبدیل شده است که تنها دو نهاد اصلی در آن باقی مانده: دولت و خانه-اینترنت؛ و بنابراین تنها دو چشم‌انداز دارد: یا توتالیتاریسم متمرکزی که از شرایط فوق‌العاده استفاده کند و بار دیگر سازماندهی های عمودی خود را به نام ضرورت، تثبیت‌تر و محکم‌تر کند و یا جامعه‌ای که از این فرصت استفاده کند و برای اولین بار تجربه‌ای از شبکه سازی افقی را بر پایه فرهنگ و سوژگی نوظهور خود در فضای مجازی تجربه کند.


♦️پرسشهای ناظر به ایدئولوژی و حزب و سران و نخبگان پیشرو و مرزبندیهای هویتی تماماً استراتژیهای تفرقه و اختلافند که در بطن خود رقابت قدرت و جزم‌اندیشی و انقیاد را دنبال می‌کنند و در صورت پیروزی هم تنها به شیوه امنیتی قادر به حفظ وحدت هستند. در مقابل در استراتژی زنانه‌ی سیاست‌ورزی، تک تک سوژه‌ها اهمیت دارند و هیچ مرکز پدرسالارانه‌ای در کار نیست که افراد مجبور باشند با ارجاع هویت خود به آن، مشروعیت بدست بیاورند. در جنبش مقاومت فرهنگی چپ نوی مسلمان، هر نفر، هر اکانت، هر خانه و هر گروهی، فکر، معنا و عمل تازه‌ و باارزشی به صحنه می‌آورد و البته همه اینها در جهان گفتگو و نقد فرهنگی به تکامل عقلانی می‌رسد. حقانیت و مشروعیت نه از منطق جزمی و قیاسی متافیزیکی و الهیاتی و سلسله مراتب نخبگانی و خبرگانی، بلکه از منطق محک و اشتراک و توافق و تعهد عقلایی و با بازگشت به تجربیات عینی و وجودی و مشترک همه شهروندان تبعیت می‌کند. در این جنبش فرهنگی «پرچم»ها نیستند که یونیفرمِ معرف افرادند، بلکه افرادند که با اشتراک خود رنگهای تازه‌ای می آفرینند.
کرونا را از تهدید به فرصت تبدیل کنیم...


محمدحسین بادامچی

جان آگه با #فرهیختگان
همراهان گرانقدر

#فرهیختگان بمناسبت ماه مبارک رمضان هر روز حکمتی اخلاقی-عرفانی را بر پایه یک آیه قرآنی در قالب حکایتی شیوا و با نثری ممتاز بقلم یکی از حکمای معاصر (نام نزد #فرهیختگان محفوظ است)، بازنشر می‌کند. انتشار و بازنشر این مجموعه فقط در انحصار #فرهیختگان بوده و تنها با نام و نشان آن مجازست.

با شما #فرهیختگان هر روز در گلستان رمضان.


❇️برای جستجو از هشتگ #رمضان استفاده کنید.


جان آگه با #فرهیختگان
the Qur'an based on Tanzil.pdf
154 MB
یاسر میردامادی:

‏اگر می‌خواهید ماه رمضان قرآن بخوانید می‌توانید از قرآن پیوست استفاده کنید که، به خلاف قرآن رایج، بر اساس (یک روایت از) ترتیب تاریخی مرتب شده (گرچه فاتحه را اول گذاشته). بدین شیوه می‌توان تصویری تاریخی از قرآن داشت. این نوع قرآن‌خوانی اشکال فقهی هم ندارد.


#فرهیختگان صدای فرزانگان
در نکوهش پیوند ادبیات و سیاست: دو نمونه روسی و کردی

▪️"الکسی دوتوکویل: هرگز نباید عقلِ...شهروندان را به دست ادیبان سپرد، زیرا با ذهنیت رمانتیک و فهم ناچیزی که از امر مهیب سیاست دارند، درهای جهنم را به روی مردم باز می کنند."
این چند جمله منسوب به دوتوکویل متفکر و نظریه پرداز قرن نوزده فرانسه و به عبارتی پدر و معمار نظریات مرتبط با توسعه سیاسی، که حقایق بزرگی در آنها نهفته است، دو نکته مهم را در آثار دو نویسنده بزرگ به خاطرم آورد.
▪️بازیل نیکیتین در کتاب کرد و کردستان به نقل از همکار شرق شناسش ویلچفسکی می نویسد: در مطالعه ادبیات کردی آنچه آدم را حیرت زده می کند، رشد بیش از حد فولکلور ـ ادب شفاهی ـ است. وی این این رشد سرطانزا را دنباله بی سوادی مطلق و فقدان زبان ادبی مادری می داند.
داوری نیکیتین البته مربوط به حدود صد سال قبل و زمانی است که هنوز گویش سورانی کردی قابلیت های عظیم نوشتاری کنونی را نیافته بود.
این شرق شناس روس می گوید فولکلور زدگی کردها بازتابی از حیات اجتماعی آنهاست که تحت سلطه درازمدت یک فئودالیته کرد بودند و آنها می توانستند مازاد تولید کشاورزی معیشتی را صرف نقالان و آوازخوانان و شایران کنند.
وی البته از جنبه های مثبت موضوع هم غافل نیست و می افزاید که علیرغم اینکه سوژه های ژانرهای گوناگون ادب فولکلور به بیان زندگی طبقات بالای جامعه کرد نظیر اغاها و امیران پرداخته، اما با انتقال سینه به سینه حماسه ها و تراژدیها، در مقام "شاهنامه های" شفاهی به تجسد شخصیت ملی کرد کمک کرده است. به عبارت بهتر صرف نظر از غیبت فرودستان در این داستانها، اصل پردازش موضوع کرد به تداوم حیات ملی یاری رسانده است.
▪️شگفت انگیز آنکه نیم قرن پس از داوری شرق شناسانه و البته صائب نیکیتین و ویلچکفسکی درباره کردستان، لشک کولاکوفسکی متفکر لهستانی سابقا مارکسیست نظریه مشابهی درباره ظهور غولهای ادبی روسیه در قرن نوزده و قبل از انقلاب اکتبر صادر کرد. کولاکوفسکی در کتاب جریان های اصلی مارکسیسم نوشت:
فلسفه آکادمیک در مفهومی که در غرب مراد است، هیچ وقت در روسیه پا نگرفت و اثر تراز اولی از خود بجا نگذاشت.
به باور وی ریشه های نبوغ رمان سده نوزدهم روس را باید در علل ناتوانی فلسفی روسیه سراغ گرفت. مطابق این نظر فقر فلسفی زاینده غولهای ادبی مانند چخوف، تولستوی و داستایوسکی بود.
فلسفه آکادمیک تازه در ربع آخر قرن نوزده در روسیه داشت پا می گرفت، که طوفان انقلاب بلشویکی آن را از ریشه برکند. انقلاب هم البته با سنت ادبی غنی روسیه هم از در مدارا و قدرشناسی درنیامد.
رمان البته به نسبت ادبیات شفاهی و حتی شعر ژانری مترقی و غیرقابل مقایسه محسوب می شود.
رمان روسی بر خلاف زندگی ساده اجتماعی کردستان، بازتاب پیچیدگیهای زندگی شهری و موازنه های سیال میان اشرافیت زمیندار و طبقه کارگر و بورژوازی نوظهور و نیز و کشاکش های هویتی مزمن کشور و به ویژه به تاخیر افتادن نوسازی سیاسی و اقتصادی در این مملکت عجیب آسیایی ـ اروپایی بود. اما متهم کردن نبوغ ادبی روسها به زائیده فقر فلسفی بودن، تز جدیدی بود که تنها از عهده اندیشمند ژرف کاو و ابتدا مارکسیستی چون کولاکوفسکی بر می آمد. شاید هم به این اعتبار که موطن وی به نسبت روسیه، به لحاظ جغرافیایی و اشتراکات مذهبی، غربی تر محسوب و از شان بیشتری برای صدور گزاره های شرق شناسانه برخوردار بود.
▪️مناقشه درباره درستی یا نادرستی این نظریات فایده چندانی ندارد. حیات اجتماعی روسها هنوز سرشار از تحسین استبداد و اعتیاد به کاربست حداکثری قدرت و گزاره های دین خویانه است و هیچ متفکر اجتماعی طراز اول یا فیلسوف و نظریه پرداز دمکراسی در این کشور ظهور نکرده است.
در کردستان هم ادب شفاهی که مختص جوامع کشاورزی و رژیم ارباب و رعیتی بود، از زایش باز ایستاده و سراغ آن را باید در آرشیوها و کتابخانه ها گرفت. اما شعر بعنوان دنباله طبیعی و تکاملی آن هنوز ترکتازی می کند و ژانرهایی همچون رمان و فیلم و هنرهای تصویری و تجسمی به نسبت آن غریبند. بازتاب این وضعیت در زندگی اجتماعی، شاعرانه دیدن امر سیاسی و افت سواد رسانه ای و کاهش قدرت تحلیل و تبیین مسائل روز است. تاریخ اندیشی به مثابه نگاهی فرایندی و مستمر به پدیده ها و آنها را در چارچوب تاریخ و زمان و مکان قرار دادن، امری مهجور و تمایل به گسستن و انقطاع ممدوح است.
چند سال قبل یک جامعه شناس ایرانی در نقد فقر تفکر جامعه شناختی و فلسفی اندیشیدن در ایران گفته بود، در مملکتی که سر و ته پیچیده ترین مباحث با یک شعر یا ضرب المثل بند آورده می شود، نمی توان انتظار درک عمیق داشت.
در کردستان ایران هم تا ادبیات دست از سر سیاست بر ندارد و تاریخ اندیشی جای شاعرانگی را نگیرد، نمی توان به رهایی افکار عمومی از کلیشه ها و تورهای رسانه های حزبی و ...امیدی داشت.

صلاح‌الدین خدیو


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
رمضان سوم: غرور

...إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ. سوره لقمان/ آیه ۳۳

مجنون مغربی را آینه‌ پیش رو بود و زیرلب حدیث نفس می‌کرد. فیض از سر شیطنت پرسید: به چند می ارزی ؟ گفت: ما را قیمت نی چون از اندازه فزونیم. فیض گفت: آینه باژگونه کن تا اندازه بینی !

مجنون آه کشید و گفت امان از وهم و پندار. مرشدی کو ما را دست گیرد و اندازه حقیقی نماید. آدمی اسیر خیال و پندار خویش است. مال، جمال، علم و مقام چهار وسوسه خیال انگیزست که دزدانه در اندازه ما دست می‌برد و امر بر ما مشتبه می‌شود.
فیض گفت: هول انگیزست، چاره در تربیت است!
مغربی گفت: باید جان آدمی فربه شود تا در دام اوهام چارگانه نیفتد. غرور آینه کاستی‌های درون ماست. آدمی اگر سرشارست، طعمه غرور ناپایدار نیست. مال و جمال در بند زوال، علم میراث گذشتگان و مقام مایه هلاک است.
فیض گفت: غفرالله لک، وسوسه پنجمی هم بیفزا و آن توهم تقواست. آه از غرور عبادت !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
روزنامه همدلی: توسعه نیافتگی یا تعویق زندگی!
محمد حسن علایی

https://www.hamdelidaily.ir/index.php?newsletternumber=1406&page=8


جان آگه با #فرهیختگان
سعدی؛ تایپیست بزرگ قرن هفتم!

برگی از پروندۀ ظلم‌های آموزش و پرورش کبیر

حامد صفایی‌پور


یکی از ظلم‌های آموزش و پرورش این است که سعدی، مولوی، حافظ و ... را فقط در کلاس ادبیات و نه در کلاس اجتماعی، روان‌شناسی، دین و زندگی و ... به دانش‌آموزان معرفی می‌کند. امر می‌کنیم: «شاعرند و جای آن‌ها در کتاب ادبیات است». این تصمیم غلط مانع از آن است که دانش‌آموز، مثلا «حافظ» را در مقام یک اندیشمند و منتقد اجتماعی ببیند و زندگی عقلانی خود را با او پیوند بزند. در اینجا زبان شاعرانه و شعر حافظ -که روزی بهترین به‌روزترین و بهترین رسانه بوده است- به حجاب دیدن چهره فکری و اجتماعی او تبدیل شده است.

این کار ما، درست مثل این است که به من، در مقام نویسنده‌ی این یادداشت، جایزه یا مدرک تایپ (/ماشین‌نویسی) بدهند؛ یعنی به جای این‌که درباره درونمایه نوشته‌ام حرف بزنند، به این نکته‌ی نغز بپردازند که: آفرین! تو توانایی تایپ‌کردن داری!. حال و روز سعدی هم همین است. اشعار او را در حکم «جدول کلمات متقاطع» و مسابقه‌ی هوشِ صنایع ادبی درآورده‌ایم و با ضربدستِ کنکور (بخوانید: «کن کور!»)، در ابعاد نانو، به پرسش چهارگزینه‌‌ای تبدیل نمودیم. یک نفر به من جواب بدهد که چرا در کتاب «دین و زندگی» از بزرگ‌ترین احیاگران دین، حرفی به میان نمی‌آید؟ و امثال مولانا را تنها «مثنوی‌سرای قرن هفت» معرفی می‌کنیم؟

بیایید با هم تصور کنیم: در یکی از کتاب‌‌های درسی، وقتی از مفهوم «اعتماد به نفس» صحبت می‌شود، با این شعر سعدی روبه‌رو شویم:
جهان به تیغ بلاغت گرفته‌ای، سعدی؛
سپاس‌دار که جز فیض آسمانی نیست.
بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت؛
نرفت دجله که آبش به این روانی نیست!
و بعد با دانش‌آموزان در اینباره بحث کنیم (نه اینکه دیکته کنیم!) که این حرف «آقای سعدی» به چه معنا و با پشتیبانی چه واقعیاتی، یک «اعتماد به نفس» واقعی، و نه خودبزرگ‌بینی و اعتماد به نفس کاذب است؟ و شاید بتوانیم در ادامه، آن را با حرف «آقای فردوسی» مقایسه کنیم که: «هنر نزد ایرانیان است و بس». یا زمانی‌که در کتاب اجتماعی از رابطة دولت و ملت سخن می‌گوییم به دانش‌آموزان بگوییم که سعدی بعد از حملة مغول، در خطاب به یکی از پادشاهان مغول «گفته است» (و نه سروده است(!)) که:
شهی که پاس رعیت نگاه می‌دارد
حلال باد خراجش که مُزد چوپانی است.
اگر نه راعی خلق است، زهرِ مارش باد!
که هرچه می خورد او «جزیت مسلمانی» است.

و در گام بعد، ده‌ها سوال جذاب و متنوع درباره همین شعر بپرسیم و دانش‌آموزان را به برخورد نقادانه با ادبیات راهنمایی کنیم.

از همین نکته استفاده کنم و تاکید نمایم که از دیگر ظلم‌های آموزش و پرورش این است که به ما نیاموخت که با «ادبیات»، چگونه نقادانه برخورد کنیم. از اینرو ما غالبا این اشعار را، نه درونمایه و طعام مجالس بلکه تشریفات و نُقل مجالس می‌‌دانیم. این شاعران را نیز بیشتر زبان‌‌آور و نه اندیشه‌‌آور معرفی می‌‌کنیم. (بماند که دانش‌‌آموزانِ ما با روش‌‌های تدریس «کن‌-کوری»، امثال سعدی را بیشتر زبان‌‌باز می‌دانند تا زبان‌آور(!)).

خلاصه، فکر می‌کنم اگر سعدی امروز «گلستان» را منتشر می‌کرد و ما آن را به راحتی در قفسة ادبیات می‌گذاشتیم، مُضحک به نظر می‌رسید. چراکه با یک تورق سادۀ مشخص می‌شد که موضوعِ این کتاب ادبیات نیست؛ بلکه «اخلاق و سبك زندگي» است؛ اخلاق و سبک زندگی ایرانی-اسلامی .

به هشت فصل گلستان نگاه کنید: در سیرت پادشان، در اخلاق درویشان، در فضیلت قناعت، در فواید خاموشی، در عشق و جوانی، در ضعف و پیری، در تاثیر تربیت و در آداب صحبت. اگر دیل کارنگی امروز کتابی با این سرفصل‌ها بنویسد، شما آن را در قفسه کتاب‌های ادبیات قرار می‌دهید؟ ما با تبدیل «پندنامه اخلاقیِ» سعدی به یک اثر صرفا ادبی، سعدی را از مقام اندیشمندی، و خود را از مقام برخورداری از یک نصیحتگر اجتماعی زبردست محروم کرده‌ایم. پیامی که ما می‌بایست از سعدی می‌گرفتیم و البته نگرفتیم این است که کتاب‌های عمومی، مثلا در روان‌شناسی، اخلاق و دینداری، را پس از غربالگری، خرافات‌زدایی و به تعبیر سعدی، «به پرویزن معرفت» بیختن، به «شهد عبارت» برآمیزیم و با نثری زیبا، روان و خواندنی منتشر کنیم. نه اینکه سعدی را به حبس در قفسه ادبیات محکوم کنیم و فرمایشات درشت و زمخت خود را که به یقین از نبود روحی لطیف و احساسی سرشار و نفسی آزاده در ما مربوط است، معارف الهی بنامیم.

گناه سعدی چیست که کتابی نوشته است که هم از زیبایی و هم به زیبایی سخن گفته است؟

چه خوش گفت یک روز دارو فروش
شفا بایدت داروی پند نوش
اگر شربتی بایدت سودمند
ز سعدی ستان «دارویِ تلخِ پند»
به پرویزن معرفت بیخته
به شهد عبارت برآمیخته!


جان آگه با #فرهیختگان
🔴 نه! به تحریم، نه! به تکدی گری بین المللی، نه! به تحریف

✍️ #اردشیر_امیرارجمند:

به نام خدا

🔺تحریم ها مخالف منافع ملی ما و نفع عمومی ملت است، زیرا موجب آسیب جدیِ پایدار به زیر ساخت های سنگین اقتصادی کشور و به تبع آن آسیب به ساختارهای اجتماعی و فرهنگی می شود. تحریم ها مغایر با ارزشهای انسانی و حقوق بشر است چرا که موجب آسیب به حق حیات و کرامت انسانی مردم ما و تحکیم اقتدارگرایی فاسد می شود.

🔺بازگشت تحریم ها مغایر با موازین بین المللی از جمله موازین حقوق بشر است. هر گونه حمایت یا توجیه تحریم ها بدون تردید مغایر با اصول و ارزشهایی است که جنبش سبز بر آنها استوار بوده و هست و به همین دلیل قطعا محکوم و مذموم است.

🔺مواضع دیکتاتور خودکامه ای مانند ترامپ هم روشن است و از او انتظاری جز این نیست. افشای این مواضع و تلاش جهت تغییر و تضعیف آن نیز وظیفه همه ماست.

🔺اما به هیچ خواندن تحریم ها از یک طرف، بلکه نعمت الهی دانستن آن، از جانب هسته سخت قدرت و شخص رهبری و همزمان فرافکنی کردن و دفع مسئولیت از خود در قبال بحران های عظیم کشور در حوزه های مختلف به بهانه تحریم ها و متاسفانه در برخی موارد تکدی گری بین المللی و تنزل عزت و کرامت بین المللی و شان تاریخی مردم ایران نیز قطعا مغایر با منافع ملی کشور است. فراموش نکنیم. قلب و بطن منافع ملی این جاست.

🔺کاسبان تحریم فقط بخشی از سپاه و بنگاه های اقتصادی غیر قانونی وابسته به آن نیستند، آنهایی که با پیش کشیدن تحریم ها به هر بهانه، از جمله دین و مذهب و حتی ملی گرایی تصنعی، به دنبال به فراموشی سپردن این واقعیت یا انحراف افکار عمومی از آن یا توجیه فساد و بی کفایتی و اقتدارگرایی حاکم می باشند نیز نوعی دیگر از کاسبان تحریم هستند.

🔺موجودیت ایران، تمامیت ارضی، حق حاکمیت مردم، تحکیم زیر ساخت های سنگین اقتصادی که لازمه رفاه جامعه و مردم و به ویژه اقشار ضعیف جامعه است، همبستگی ملی و ارزشهای ماندگار یک ملت و شان و جایگاه آن از جمله منافع ملی پایداری است که مستقل از این نظام یا آن نظام ، از این دولت یا آن دولت است. چه نظام شاهنشاهی باشد چه نظام جهموری اسلامی یا هر نظام دیگری، چه دولت موسوی یا خاتمی باشد چه دولت احمدی نژاد یا روحانی فرقی نمی کند، اولین وظیفه هر ایرانی وطن پرست حمایت از این منافع است. دوستی یا دشمنی با یک نظام یا حاکمان یا دولتِ وقت کشور نمی تواند و نباید توجیهی جهت نقض یا تضعیف این منافع شود. از دروغ گفتن به مردم آغاز کردیم و اکنو به خودمان هم دروغ می گوییم؛ فراتر از آن، برای دروغ دستگاه توجیهی هم می سازیم. اگر با خودمان صادق نباشیم نمی توانیم با مردم صادق باشیم. قدرت ما در دفع شر ترامپ محدود است. اما وظیفه اصلی ما تغییر شرایط کشور به گونه ای است که نه امریکا و نه هیچ قدرت دیگری نتواند این چنین رفتار تحقیر آمیزی را با مردم و کشور ما داشته باشند.

🔺مواضع جنبش سبز همانقدر که درباره تحریم روشن است درباره تحریف مرزبندی با کسانی روشن است که دستگاه دروغ حاکم بر کشور را توجیه می‌کنند و کنار سرکوبگران می ایستند.

✅@Kaleme