فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
یک بام و دو هوا

آقای اردشیر زاهدی با بی‌بی‌سی فارسی مصاحبه کرده است و سخنانی گفته که به مذاق بعضی دوستداران جمهوری‌اسلامی سخت خوش آمده است. کسانی که دیروز به نام زاهدی کتاب خاطرات جعل کردند و هزار دروغ‌ودونگ به او بستند حالا او را حلواحلوا می‌کنند.
من از اردشیر زاهدی خوشم می‌آید و او را مردی ایران‌دوست و آزاده و شجاع می‌دانم. او را تحسین می‌کنم چون جرأت دارد از غوغا و دشنام نهراسد و نظرش را دلیرانه ابراز کند و آنچه را حق می‌پندارد و به نفع ایران و مردم می‌داند، فارغ از حب‌وبغض‌های شخصی، بیان کند. تحسینش می‌کنم چون آن‌قدر منصف و آزادمرد است که می‌کوشد در ارزیابی کار و کارنامۀ کسانی که موجب رانده‌شدنش از ایران شدند، نیز منصف و جوانمرد باشد. درستی و نادرستی نظر زاهدی سخن دیگر است و می‌تواند در بوتۀ نقد و بحث گذاشته شود و لابد هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد.

اما سخنی با برخی هواخواهان جمهوری اسلامی! شما که اردشیر زاهدی را به‌سبب این سخنانش آزاده و شریف و منصف می‌دانید، خودتان چرا در قبال مخالفان خود از این آزادگی و شرف و انصاف بهره ندارید. چرا در داوری‌های سیاسی‌تان این‌همه بی‌اخلاق و بی‌انصاف و بی‌تقوا هستید؟ چهل سال دربارۀ سلسلۀ پهلوی گفتید و نوشتید و فیلم ساختید. آیا در کارنامۀ بیش از پنجاه سال حکمرانی سلسلۀ پهلوی، یک نقطۀ روشن وجود ندارد؟ چرا صداوسیمای بی‌پرنسیب بی‌انصافتان هیچ خوبی و خدمتی در کارنامۀ سلسلۀ پهلوی ندیده و نمی‌بیند و فقط از سیاهی و تباهی و خفت و خیانت دوران پهلوی می‌گوید؟ چرا به دروغ برای وابستگان و رجال حکومت پهلوی کتاب خاطرات جعل کردید و بر مبنای آن دروغ‌های مفتضح و ناجوانمردانه سریا‌ل‌های میلیاردی مزخرف ساختید و تاریخی وارونه و کاریکاتوری به خورد مردم دادید؟ چرا به مخالفان و دشمنانتان بهتان می‌زنید و لجن‌مالشان می‌کنید؟ دیگران را به نیکی و عدل و انصاف و ادب و آزادگی و شرف و اخلاق دعوت می‌کنید و خودتان را از یاد می‌برید؟ زهی شریعت و ملّت و زهی شریعت و کیش!
طرفه اینکه این همه دروغ و بی‌تقوایی فایده‌ای هم ندارد. زمانه نشسته پی داوری است و خوب و بد و خدمت و خیانت آشکار می‌شود و ما دوره می‌کنیم شب را و روز را و هنوز را...
میلاد عظیمی
نورسیاه


جان آگه با #فرهیختگان
کرونا به کام کیست؟
گفت‌وگو با ناصر فکوهی

سامان موحدی‌راد: کرونا در حالی در ابتدای ۲۰۲۰ بر دنیا سایه گسترانده بود که ۲۰۱۹ با جنبش‌های اعتراضی گسترده‌ای در سراسر دنیا به پایان رسیده بود. سالی که تجربه‌های خونین زیادی در خیابان‌های شهرهای مختلف دنیا داشت و همه‌گیری اعتراضاتش شهرهای زیادی را در بر می‌گرفت. از شیلی و هنگ‌کنگ تا لبنان و عراق و در مقاطعی هم خیابان‌هایی در ایران؛ اما همان‌طورکه اعتراضات مردمی در شهرهای زیادی در حال ویروسی‌شدن بود، یک‌باره یک همه‌گیری ناشناخته دکمه توقف بسیاری از امور از جمله اعتراضات مردمی را هم زد. ذات ابتلا به این بیماری که همه را مجبور کرده بود زندگی با فاصله‌ای از یکدیگر را تجربه کنند، عملا امکانی برای ادامه اعتراضات نگذاشت. در این میان دولت‌ها هم چندان از سیاست‌های خود عقب‌نشینی نکردند؛ معترضان که به خانه‌های‌شان رفتند، طرف دیگر ماجرا در زمین بدون مبارز به تاخت‌و‌تاز پرداخت. این موضوع دست‌مایه گفت‌وگویی با «ناصر فکوهی»، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه شد تا با او درباره تأثیر کرونا بر اعتراضات اجتماعی و همچنین آینده اعتراضات مدنی در دنیای بعد از کرونا حرف بزنیم.

🔹ناصر فکوهی‌درباره تاثیر کرونا بر آینده اعتراضات مدنی گفت: من معتقدم در مجموع و بنا بر سازوکارهایی که در سرمایه داری مالی متاخر وجود دارد، کرونا سبب خواهد شد درست مثل واقعه ۱۱ سپتامبر، شاهد شدت گرفتن اشکال اقتدار گرایی حتی در دموکراسی های غربی بشویم. مثالی بزنم؛ بدون شک ورود به این کشورها سخت تر خواهد شد، سیاست های مهاجرتی تبعیض آمیز تری خواهند داشت، کنترل پلیسی بر جامعه شدیدتر خواهد شد و همه اینها سبب می شود واکنش ها نیز خشونت آمیز تر شوند.

🔹اعتراضات به نظر من در سال های آتی بیشتر به مطالبات اقتصادی مربوط خواهند شد. فشار فقر ناشی از این بحران به شدت ممکن است بالا باشد. همچنین مطالبات برای آزادی های مدنی که به بهانه کرونا از افراد گرفته شده، ممکن است آغاز شوند. تمام این مسائل تا حد زیادی بستگی به آن دارد که آیا جنبشی جهانی برای دفاع از فرودستان و مبارزه با نولیبرالیسم شکل بگیرد یا نه؟ البته منظورم جنبشی خودانگیخته و در قالب خرده جنبش های کوچک در سراسر جهان به ویژه از خلال جامعه مدنی است و همچنین به این بستگی دارد که جامعه مدنی و فعالان این جنبش تا چه حد بتوانند با هوشمندی از دست کاری شدن به وسیله قدرت های بزرگ که سال هاست به این کار مشغولند خود را در امان نگه دارند و بازی آنها را نخورند.

🔹به احتمال زیاد نه تنها بعید به نظر می رسد که شاهد امواج اعتراضی از جانب فرودستان شهری یا معترضان مدنی در جناح های پیشرو باشیم، بلکه درست برعکس احتمال امواج اعتراضی از سوی پوپولیست های راست علیه اقدامات دولت ها ممکن است اتفاق بیفتد یا شورش های کوری پدید بیاید که از جانب آنها مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. مصداق این سخن نیز آن است که در همین هفته گذشته در میشیگان، ویرجینیا، مینه سوتا و چند ایالت دیگر آمریکا، طرفداران ترامپ به خیابان ها ریخته اند و با تحریک خود ترامپ که در چند توییت از مردم این ایالات خواسته بود «ایالت خویش را آزاد کنند» به ناآرامی هایی دامن زده اند. راست آمریکا با وحشت از آنکه انتخابات ماه نوامبر آینده را ببازد، در حال سوءاستفاده شدید از این بیماری در تحریک مردم به شورش و در نهایت شاید به تعویق انداختن انتخابات یا جلوگیری از رای دادن پستی برای پیروزی مجدد ترامپ است. شبکه راست افراطی و پروپاگاندای فاکس نیوز و پزشکان تلویزیونی آن نیز از جمله «دکتر آز» که مخاطبان ایرانی شبکه های ماهواره ای خوب او را می شناسند نیز همراه با راست آمریکا در این کارزار مشارکت دارند. همین سناریو را می توان اگر بیماری ادامه یابد، در کشورهای اروپای شرقی به ویژه در مجارستان، هند و ترکیه و برزیل که دولت های دست راستی پوپولیستی در آنها روی کار آمده اند، مشاهده کرد. به عبارت دیگر راست نولیبرالی برای نجات دادن سیستم سرمایه داری مالی و طرفدار عدم مسئولیت دولت در سلامت عمومی، کاملا آمادگی دارد به بهای مرگ انسان ها که اغلب آنها فرودستان هستند (حدود ۷۰ درصد مرگ ومیر کرونا در آمریکا به طور تقریبی از جمعیت ۳۰ درصدی سیاهان آن است) به شورش هایی اجتماعی دامن بزند تا به بهانه «ناآرامی»، جناح های تندرو را به قدرت برساند یا در قدرت نگاه دارد.

برای خواندن گفت‌وگو در روزنامه‌ی شرق بر روی لینک کلیک کنید:
https://plink.ir/AOZKr


جان آگه با #فرهیختگان
آنچه «کرونا» به ما آموخت: با هر «دشمنی» نباید گلاویز شد!

🔶 «کرونا»، «ویروسی» برخاسته از جهان حیات وحش، اما در واقع «ذرّه ای ناچیز»، امروز کاری با زندگی انسان قرن بیست و یکم کرده است که هیچ «اژدها»، «نهنگ»، «دیو» یا «غول»ی، در روزگاران افسانه ای، نیز نتوانسته بود با زندگی آدمیان بکند، و حتی هیچ جنگ جهانی و بمب هسته ای و شیمیایی در مقیاس قرن بیست و یکم: آسیبی اقتصادی به این گستردگی که شاید فقر و فلاکتش برای زندگان بدتر از مردگان باشد. انسان، این دلیرترین و درنده ترین حیوانی که زمین به خود دیده است، بر هر درنده ای در روی زمین پیروز شده است و به گزارش افسانه ها و اسطوره ها چه جانوران عظیم و ترسناک و بس بزرگ تر و نیرومندتر از خود را که از پا در نیاورده است یا به اسارت نگرفته است. اما انسان این بار به جنگی وارد شده است که نه «دلیر»ی قهرمانان و «رویین تنان» و جادوی «جادوگران» قدیم بر آن کارگر است و نه سلاح های مرگبار ماشینی و هسته ای و میکروبی و شیمیایی جدید. حداکثر کاری که انسان اکنون می تواند با این «دشمن» انجام دهد این است که خود را از او دور نگه دارد و با او گلاویز و دست به گریبان نشود: دوری و دوستی.

اما چه نتیجه از این: ۱) هیچ «دشمنی» را «کوچک» نشمار، حتی اگر «ذرّه»ای ناچیز باشد. ۲) پیروزی بر «دشمن» لزوماً به معنای نابود کردن «دشمن» نیست، «نابود نشدن» به دست «دشمن» کافی است. ۳) بنابراین، انسان «عاقل» با هر چیز و هرکس درنمی‌افتد، و دست به گریبان نمی‌شود، همین که «آزار» چیزی یا کسی به او نرسد برایش کافی است و البته باید «آزار»ش هم به کسی نرسد تا برای خودش «دشمن» درست نکند و «تلافی» نبیند. دوری گزیدن از «شرّ» همواره بهترین راه برای در «امان» ماندن است، به قول سیمین بهبهانی: «دلا خو کن به تنهایی که از تن‌ها بلا خیزد/سعادت آن کسی دارد که از تن‌ها بپرهیزد!» «ویروسی» داشت در جهان خودش خوب و خوش زندگی می‌کرد و به «خِرخِرۀ» ما کاری نداشت. ما به سراغ او رفتیم، «خِر»ش را گرفتیم، «بی‌خانمان»اش کردیم و افتاد به «جان» ما و «خِر» ما را گرفت تا «خرخرۀ» ما را نه همچون خون‌آشام‌ها و دراکولاهای فیلم‌های ترسناک از «بیرون» بلکه از «درون» بجود، بدون خون و خونریزی. حالا باید کاری کنیم تا دوباره برگردد سر جای خودش، همان جا که بود. ما نمی‌توانیم هر چیزی را از صفحۀ «هستی» پاک کنیم. بگذار هر چیز و هرکس زندگی‌اش را بکند، تا تو هم بتوانی زندگی‌ات را بکنی. آن را که گوشی هست بشنود. آن را که چشمی هست ببیند.


سه شنبه ۹ اردیبهشت ۹۹
محمدسعید حنایی‌کاشانی


جان آگه با #فرهیختگان
کارل رانر، در جست‌وجوی دینِ حق

کارل رانر (۱۹۰۴-۱۹۸۴) را می‌توان یکی از برجسته‌ترین دین‌پژوهان کاتولیک در قرن بیستم به شمار آورد. وی در فرایبورگ آلمان زاده شد. در دانشگاه فرایبورگ ضمن تحصیل در رشته الهیات در کلاس‌های مارتین هایدگر شرکت می‌کرد. وی علاوه بر هایدگر، از فیلسوفان دیگری نیز اثر پذیرفته بود. ایمانوئل کانت و ژوزف مارشال (بنیان‌گذار مکتب تومیسم استعلایی) از افرادی بودند که بر رانر اثر فراوان گذاشته بودند.

🔹کارل رانر به فقدان امر متعالی در جهان سکولار می‌اندیشید. وی به راههایی فکر می‌کرد که بر اساس آن می‌توان به امر متعالی دست یافت. رانر به این نتیجه دست یافته بود که زنده شدن دوبارهٔ امر متعالی، تنها از طریق تمسک به آموزه‌های مسیح امکان پذیر است.


🔹کارل رانر معتقد بود که وجود خداوند تنها از طریق مخلوقات قابل درک و فهم است. به تعبیر رانر، برای اینکه ارتباط خدا و انسان و آشکارسازی خدا کامل شود، باید دریافت کننده‌ای وجود داشته باشد. انسان تنها مخلوقی است که با آزادی می‌تواند این خود آشکار سازی خدا را از طریق فیض بپذیرد. وی با این تبیین از ساحت خدا و مخلوقات بود که وارد بحث از ادیان می‌شد.

🔹رانر به سمت نظریه‌ای متمایل می‌شود که آن را ایدهٔ “مسیحیان گمنام” می‌نامد. به باور او، هر کسی تحت لوای دین باشد، می‌تواند رستگار شود. اما دینِ حقیقی تنها مسیحیت است و سایر ادیان نیز بواسطهٔ مسیح است که سعادت رستگاری را می‌یابند. رانر مؤلفه‌هایی را بر می‌شمرد که بواسطهٔ آن، سایر ادیان با تمسک به نقش محوری مسیح، سعادتمند می‌گردند.

🔹کارل رانر برای رفع اختلافات دینی ایده “مسیحی گمنام” را مطرح می‌کند ولی از نظر وی مسیحیت آشکار بر آن ترجیح دارد. زیرا ارتباط مناسب با خدا از طریق مسیح امکان پذیر است و این روح مسیح است که به سایر ادیان اجازه می‌دهد زمینه‌ای برای رستگاری باشند. در این دیدگاه فقط مسیحیت صریح و آشکار است که می‌تواند به طور کامل از تجربه زنده متعالی انسانی سخن بگوید.

📎متن کامل این مطلب را در دین‌آنلاین بخوانید!


جان آگه با #فرهیختگان


جااف
و ازو(شیخ ابوبکر شِبلی)می آید که یک روز طهارت کرده، عزمِ مسجد کرد. به سرّش ندا کردند که «طهارتِ آن داری که بدین گستاخی در خانه‌ی ما خواهی آمد؟» این بشنید بازگشت. ندا آمد که «از درگاهِ ما بازمی گردی؟ کجا خواهی شد؟» نعره‌ای درگرفت. ندا آمد که «بر ما تشنیع می‌ زنی؟» بر جای بایستاد و خاموش شد. ندا آمد که «دعویِ تحمّل و صبر می کنی؟»گفت:«المُستغاثُ مِنکَ اِلیک.»

(تذکرة الأولیاء، عطّار نیشابوری، مقدّمه، تصحیح و تعلیقات محمّدرضا شفیعی کدکنی،سخن،۱۳۹۸، ج۱،ص ۶۷۵)




جان آگه با #فرهیختگان
رمضان پنجم: گشاده رویی و خوشخویی

 وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ. سوره قلم/ آیه ۴

مولانا والی بلخ مکانتی عظیم داشت و مهابتی قویم اما گشاده روی و خوش خوی نبود. شیخ را بیم لرزش ارکان شرع چندان بود که حق رعیت از یاد میبرد و درشتی‌ها میکرد. جماعت پژمرده و ترس خورده را یقین شد که لابد قوام شرع انور جز با وحشت و دهشت ممکن نیست ازین روی باقتضای معاش و خوف عقاب، جریده می‌رفت تا گذرگاه عافیت تنگتر نشود.

فیض مشرقی قدس الله روحه والی را در صلاه آدینه دید و بنای شکوه گذاشت که مگر خوی عظیم محمد نشنیدی؟ روی عبوس تو خلقی را مایوس کرده و غصه طاعت راه عافیت مردمان بسته است. دولت آباد و عزت آحاد را باید در رویِ خوش و حسنِ سلوک جست که رونق ارکان شرع در نرمی و مداراست. با این ترشی و تلخی تو، نه شریعت را حرمت می‌ماند، نه دولت را شوکت، نه ملت را عزت !


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رمضان آمد ...آقای رئیس... افطار در قدس....


جان آگه با #فرهیختگان
‍ اهتمام به متون مقدس متوقف بر فهم و قبول آنها نيست!

مى شود کسى با اينکه استدلالى به سود سخن متون مقدس مثل قرآن ندارد ،هم چنان به آن توجه داشته باشد. عرفاى مسيحى و مسلمان مى گويند اهتمام به متون مقدس ولو فهمى هم حاصل نشود ، قابل توصيه است.

مصطفى ملکيان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
مجموعه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران یکی از مجموعه‌های ارزشمند برای مطالعه و آگاهی یافتن از تاریخ دوره پهلوی در زمینه‌های گوناگون است.
زمینه‌هایی چون دگرگونی‌ها در نظام آموزش و پرورش، اهداف و سیاست‌های اقتصادی و مسائل مربوط به رشد و توسعه و نوآوری، رویدادهای عمده اجتماعی و سیاسی، نهادهای دولتی و انتخابی تصمیم گیری، سیاست خارجی، جنبش زنان، اصلاحات ارضی و انقلاب اسلامی.

این برنامه که از ۱۳۶۱ آغاز شد شامل مصاحبه‌های شفاهی با کسانی است که یا به نوعی در عرصه تصمیم گیری، اجرای سیاست‌ها و تحقق اهداف عمومی در تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا کرده اند، یا گواه مستقیم رویدادهای کلیدی این دوران بوده اند. بسیاری از دولتمردان، روشنفکران، سیاست پیشگان، دیپلمات‌ها، امرای ارشد ارتش، هنرمندان، روزنامه نگاران، و منتقدان نظام پیشین ایران، و نیز برخی از پژوهشگران و دیپلمات‌های غیرایرانی، در جمع مصاحبه شوندگان جای دارند.

باید توجه داشت که مجموعه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، برنامه‌ای متفاوت با مجموعه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروراد است.

بعضی از ۱۷۶ چهره‌ای که در این برنامه با آنها مصاحبه شده عبارتند از:

چهره‌های دانشگاهی: داریوش آشوری، غلامرضا افخمی، جمشید بهنام، مجید رهنما، داریوش شایگان، منوچهر گودرزی، محمدعلی مجتهدی، جلال متینی، محمدجعفر محجوب، هما ناطق

هنرمندان و نویسندگان: فریدون آور، نادر اردلان، مهشید امیرشاهی، آربی آوانسیان، پری صابری، بیژن صفاری، ناصر عصار، فریده فرجام، اسلام کاظمیه، شاهرخ گلستان، نادر نادرپور، باقر پرهام

فعالان حقوق بشر و حقوق زن: پری اباصلتی، مهرانگیز دولتشاهی، صفیه نمازی، عبدالکریم لاهیجی

نظامیان: ابوالفتح اردلان، حسن طوفانیان، رضا عظیمی، احمد مدنی،
افسران اطلاعاتی: حسن علوی‌کیا، عیسی پژمان، منصور قدر،

مدیران ارشد و نمایندگان مجلس و سیاستمداران: ‌اکبر اعتماد، علی امینی، هلاکو رامبد، مظفر فیروز، عبدالمجید مجیدی، داریوش همایون، فریدون هویدا

فایل‌های صوتی و متنی این برنامه ارزشمند در کانال تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در دسترس قرار گرفته است.

https://t.me/fisohc
سخنی با وزارت ارشاد

اردیبهشت برای کتاب‌خوانان و کتاب‌دوستان ماه پرخاطره‌ای است. نمایشگاه کتاب و پرسه‌های تمام‌نشدنی در نمایشگاه و کتاب‌دیدن و کتاب‌خریدن و حسرت کتاب‌های ناخریده را خوردن...
همه چیز گران شده و کتاب خیلی گران شده است. توانایی کتاب‌خوانان برای خرید کتاب روزبه‌روز کمتر می‌شود. حال‌وروز نشر خوب نیست. ناشر و مؤلف و خریدار و کتاب‌فروش ناراضی هستند.
در ایام نمایشگاه وزارت ارشاد به دانشجویان بن‌هایی می‌داد که هرچند ناچیز بود ولی باز به از هیچ بود و مفید بود. دانشجویان با استفاده از این کمک و تخفیف ناشران می‌توانستند چند جلد کتاب بخرند. هر سال ایام نمایشگاه می‌آمدند مشورت می‌کردند که با دراهم معدودشان چه کتاب‌هایی بخرند. بعد هم خریدهایشان را در صفحه‌های شخصی‌شان به نمایش می‌گذاشتند. اوقات خوشی بود. اجاق کتاب کم‌وبیش برافروخته بود. امسال این کرونای لعنتی همه چیز را به‌هم زده است. نمایشگاه برگزار نشد. وضع مالی مردم هم که خراب است. دانشجویان هم به‌طریق‌اولی وضع مالیشان خراب‌اندرخراب است.

اگر نمایشگاه تعطیل شده کتاب‌خریدن و کتاب‌خواندن که نباید تعطیل شود. کمک به دانشجویان برای خرید کتاب که نباید متوقف شود. وزارت ارشاد تمهیدی بیندیشد که به سنت هر سال به دانشجویان بن و اعتبار خرید کتاب داده شود. بیشتر از پارسال. تا بچه‌ها بتوانند در کتاب‌فروشی‌های معتبر شهرشان و شهرکتاب‌ها از این بن استفاده کنند و کتاب بخرند. بتوانند از ناشران معتبری که فروش اینترنتی دارند و تخفیف هم می‌دهند کتاب بخرند. تا چراغ کتاب سوسو بزند. تا چرخ کتاب قدری بچرخد.

میلاد عظیمی
نورسیاه

جان آگه با #فرهیختگان
درخواست وزیر فرهنگ بریتانیا از مردم: لطفاً روزنامه بخرید

🔹«الیور دودن» طی مقاله‌ای که در روزنامه تایمز منتشر شد نوشت: اکنون دقیقاً زمانی است که خبررسانی یک خدمت حیاتی برای شهروندان محسوب می‌شود زیرا می‌تواند اطلاعاتی را در مورد روند شیوع این ویروس در اختیارشان قرار دهد.

🔹او تاکید کرد زیان و کاهش فعالیت رسانه‌ها می‌تواند عواقب بلندمدتی برای دموکراسی در پی داشته باشد.

🔹او در بخش دیگری از یادداشت خود نوشت: روزنامه‌ها اکنون در حال مبارزه با بزرگ‌ترین بحران حیاتی تاریخ خود هستند. روزنامه‌های ناسیونالیستی، منطقه‌ای و محلی تحت فشار مالی شدیدی قرار گرفته‌اند و از بین رفتن آگهی‌ها هم مزید بر علت شده است. از این رو شماری از مطبوعات بریتانیا در پی بحران فعلی حقوق کارمندان خود را کاهش داده‌اند./ اعتمادآنلاین

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
شتر در خواب پنبه‌دانه یا گربه در آرزوی شکار موش؟

رمزگشایی‌از سخنان ‌ اردشیر زاهدی

🔹شخصیتی که حاضر است برای انتشار ایده‌‌هایش پول هم بدهد درحالی‌که می‌داند نه میان هم‌سلکانش برایش اعتبار و کف و هورا می‌آورد و نه آغوشی در میان مخالفان سابق و حاضرش برایش باز می‌شود. از سوی دسته اول توهین و دشنام می‌شود و دسته دوم را متعجب و گیج کرده است. او کسی نیست جز اردشیر زاهدی. نامه اخیرش به ترامپ، یادداشت دو سال قبلش در نیویورک‌تایمز در تمجید از سیاست‌های ایران یا گفت‌وگویش با یک شبکه تلویزیونی روسی و حمایت‌هایش از سردار سلیمانی به نظر خلاف جهت آب شناکردن او می‌رسد. داماد سابق شاه، سفیر سابق ایران در آمریکا، فرزند یکی از عوامل مهم کودتای آمریکایی 28 مرداد که با رخداد انقلاب اسلامی57 از ایران کوچ کرد که اگر مانده بود، حتما محاکمه شده بود، چرا باید به آمریکا بتازد و از ایران حمایت کند؟

🔹کلید این نگاه زاهدی را باید در تاریخ جست. طبق یکی از اسناد ساواک در اردیبهشت 1356، كمك 120ميليون‌دلاري اردشير زاهدي، سفير شاه در آمريكا به جمهوري‌خواهان كه براي جلوگيري از شكست آنان در انتخابات ارسال شده بود، خشم دموكرات‌هاي پيروز آن كشور را برانگيخته است. در کتاب خاطرات علم هم آمده است که محمد‌رضا پهلوی بارها از طریق زاهدی سعی کرده است در انتخابات‌های مختلف به نفع جمهوری‌خواهان با هزینه‌های هنگفت دلاری اثر بگذارد. اینها نشان می‌دهد سیاست خارجی ایران در قبال آمریکا در زمان شاه حاوی جزئیات و نکات ریزی بوده که در پشت یک کلیشه کلی در همه این سال‌ها، از دید پنهان مانده است.

🔹این سند نشان می‌دهد که ایران احتمالا آن زمان از درگیری بین دو جناح استفاده می‌کرده چون درست یا غلط از نگاه امروز، به دنبال منافع خود بوده است. اردشیر زاهدی در نوشته‌ها و گفته‌هایش هم امروز دقیقا از همین منظر به رابطه ایران و آمریکا نگاه می‌کند؛ حمایت از منافع ایران.

🔹در مصاحبه‌‌ای گفته بود: «بی‌کارم و یک پایم هم در گور است، من الان نه به کاری علاقه‌مندم نه چیزی، عشقم به مردم و مملکتم است... من عقل کل نیستم. زمانی هم که پادشاه بود به او خدمت می‌کردم، دوست داشتم و دارم چیزهایی که به‌ نظرم می‌رسید به او عرض می‌کردم، یا قبول می‌کرد یا قبول نمی‌کرد، اغلب هم قبول می‌کرد. خدا بیامرزد مرحوم معتمدالملک را».

🔹حالا زاهدی در نامه‌‌ای که جمعه در ستون آگهی‌ها در روزنامه نیویورک‌تایمز با عنوان «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه» منتشر کرده، به آمریکا توصیه می‌کند به ایران حمله نظامی نداشته باشد. این نامه که شش روز بعد از نوشته‌شدن منتشر شده، حضور ایران در سوریه را به دعوت دولت این کشور دانسته و هم‌زمان از عربستان (متحد بسیار نزدیک آمریکا) به دلیل بمباران یک مراسم عروسی در یمن انتقاد کرده است. آخرین سفیر ایران در آمریکا، در این یادداشت حمله به عراق را یادآوری کرده و پرسیده: آیا مغزهای وزارت خارجه و سیا از دودشدن هفت‌ هزار میلیارد دلار بی‌خبرند؟ دو سال پیش هم نوشته دیگری در نیویورک‌تایمز منتشر کرده و نام آن را «گربه‌هایی که در آرزوی گرفتن موش می‌مانند» گذاشته بود. در آن نامه استراتژی دولت دونالد ترامپ و «12 خواسته وزیر خارجه آمریکا از ایران» را نقد کرده بود. اظهارات مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا درباره ایران را هم سردرگم‌کننده و هم ناراحت‌کننده خوانده و نوشته بود قلدری به ندرت توفیق می‌یابد: «تاریخ به سرعت به متجاوزان خارجی این درس را داده است که افکار پوچ و خیال خام درباره شکستن و خردکردن ایران را رها کنند. گربه‌ها در آرزوی گرفتن موش خواهند ماند. هیچ‌کس قادر نخواهد بود ایران را درهم بشکند و خرد کند». او درخصوص برجام نیز گفته بود «حتی اگر یکی از طرف‌های امضاکننده توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 از آن خارج شود، این همچنان یک سند معتبر و لازم‌الاجراست. من دعا می‌کنم منطق و عقلانیت و بلوغ دیپلماتیک غالب شود».

🔹زاهدی پشت‌بند نامه اخیر خود به ترامپ با بی‌بی‌سی فارسی هم گفت‌وگویی انجام داده و در پاسخ به این سؤال که آیا او از جمهوری اسلامی حمایت می‌کند، گفته: راجع به دولت و جمهوری اسلامی هیچ‌وقت صحبت نکردم و نمی‌کنم، در این موضوع عقیده‌ام بوده و هست درحالی‌که ما در اینجا [خارج] خوش می‌گذرانیم و خوب می‌خوریم، دلم با ایرانی‌هایی است که در ایران شرایط اقتصادی مساعد و حتی دارو ندارند. آنها را برادران و خواهران خودم می‌خوانم. دیپلمات‌های ایران الحق‌والانصاف پنج سال زحمت کشیدند و توافق‌نامه‌ای را امضا کردند اما رئیس‌جمهور آمریکا [ترامپ] آمد گفت چون رئیس‌جمهور قبلی [اوباما] که امضا کرده سیاه‌پوست است، من آن را قبول ندارم؛ این چیزها در دنیای امروز قابل قبول نیست.

برای خواندن گزارش بر روی لینک کلیک کنید:
https://plink.ir/MPyDA

#فرهیختگان صدای فرزانگان
رمضان ششم: آفات زبان _ غیبت

وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ سوره حجرات / آیه ۱۲
 
مجنون مغربی بر سکویی در بازار شام ایستاده بود و از کتاب خدا می‌خواند: "بعضى از شما غيبت دیگری نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ خود بخورد، از آن كراهت داريد".
عابری گفت: این جواز اکل مردار برای مضطر پس چیست ؟
مجنون: برای خلاص جان از هلاکت است و واجب.
عابر: پس آدمی را بحکم شرع نمی‌توان از ارتکاب غیبت بازداشت.
مجنون: آدم مضطر را حرجی نیست.
عابر: همین شرط و الا و اگر، مردم را به خوردن گوشت همدگر وادارد. "کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم".
مجنون از سکو بزیر آمد و عابر بر فراز کرد که: تو بخوان. گوهر قرآن طریقت اخلاقست، نه شریعت احکام.
اگر هرآینه مردمان برای آرامش خویش زبان به بدگویی هم نمی‌گشودند، آسوده‌تر بودند تا از خوف فرمان شرع.

عابر: خدا ترا از بدگویان برهاند ! متشرعان بی جواز غیبت نمی‌کنند. اول حلال می‌کنند و بعد به نیش می‌کشند !
غیبت از جنس تربیت است نه حرمت.

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان
گفتگو با دکتر عبدالمجید ارفعی
رادیو تهران/برنامه‌ی فرهنگی تمام قد پیشکش میکند :

گفتگوی فرشید ابراهیمی با پروفسور عبدالمجید ارفعی/سرگذشت و کارنامه‌ی ایرانشناسیِ نخستین مترجم استوانه‌ی کوروش به پارسی


جان آگه با #فرهیختگان
✅ احمد نقيب زاده ، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل: عضويت آمريكا در برجام، هيچ‌ مبنای حقوقی ندارد/آمريكا می گويد پروسه خروجش از برجام ناتمام بوده است

📌گزيده‌ای از مصاحبه احمد نقیب‌زاده، تحلیلگر مسائل بین‌الملل را در رابطه ادعای جدید امریکایی‌ها مبنی بر تداوم حضورشان در برجام می‌خوانیم.این مصاحبه با پایگاه ديپلماسی ايرانی انجام شده است:

📌سران و مقامات کاخ سفید از خود دونالد ترامپ تا مایک پامپئو، جان‌بولتون و دیگر اعضای کابینه در طول سه سال گذشته مواضع، سخنان و ادعاهای مسخره و خنده دار زیادی مطرح کردند، اما بی شک تدوین استدلال حقوقی برای تبیین طرح بازگشت به برجام برای استفاده از اهرم مکانیسم ماشه خنده‌دارترین آنهاست. زمانی که دونالد ترامپ ۱۸ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۷ به طور رسمی فرمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای را امضا کرد به صورت اتوماتیک از منظر حقوق بین الملل از تمامی حقوق این معاهده نیز محروم شد. پس واشنگتن نمی تواند به صورت دلبخواه انتخاب ‌کند که برای پیشبرد اهداف و منافعش بخشی از توافق برجام هست یا نه!

📌آمریکا چه خوشش بیاید چه خوشش نیاید، ایران طبق قطعنامه ۲۲۳۱ که از سال ۲۰۱۶ و همزمان با برجام اجرایی شد تا پنج سال از خرید تسلیحات تهاجمی منع شده است. اما این محدودیت و تحریم ۱۸ اکتبر/ ۲۷ مهر منقضی می‌شود و پس از آن تهران این امکان را خواهد داشت که از کشورهای خارجی جنگ‌افزار بخرد. پس هیچ مبنای حقوقی برای طرح آمریکا در خصوص این که ایالات متحده هنوز جزئی از برجام است، وجود ندارد.

📌کاخ سفید معتقد است که ایالات متحده آمریکا بدون طی مکانیسم های در نظر گرفته شده از طریق برجام و به صورت یک جانبه با صدور بیانیه ای در ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ از توافق هسته ای خارج شده است. لذا بر این اساس پمئو بر این باور است که صدور این بیانیه و امضای فرمان خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ به این معنا است که هنوز پروسه خروج ایالات متحده آمریکا از توافق هسته ای کامل اجرا نشده و ناتمام مانده است. لذا به زعم وزیر امور خارجه آمریکا می توان گفت که واشنگتن هنوز جزء و یکی از اعضای توافق هسته ای است. به بیان دیگر چون که قطعنامه شورای امنیت برجام را به عنوان ضمیمه خود قبول کرده است، بنابراین خروج از این توافق برای آمریکا و دیگر اعضاء از منظر حقوقی میسر نیست.

📌در سایه استدلال و نگاه پمپئو این ادعا وجود دارد که فرمان دونالد ترامپ با استناد به همان نکته قبلی من به منظور خروج آمریکا از برجام اساسا وجاهت حقوقی بین‌المللی ندارد. لذا کاخ سفید سعی دارد این گونه عنوان کند که در دو سال گذشته امریکا با احیای تحریم و به کارگیری سیاست فشار حداکثری در حال نقض برجام و عدم تعهد به بندها و مفاد الزام آور آن، ذیل قطعنامه شورای امنیت بوده است.

📌واشنگتن، هم در مسئله موفقیت قطعنامه خود برای ممنوعیت فروش و صادرات سلاح به ایران و هم در مسئله بازگشت به برجام به منظور استفاده از مکانیسم ماشه ناموفق خواهد بود./امتداد


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
جدال در خلیج فارس[1].doc
223 KB
به مناسبت روز ملی خلیج فارس، یک مقاله و گزارش بلند قدیمی خود درباره ماجرای بازپس گیری و اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه خلیج فارس، در سال ۱۳۵۰/ ۱۹۷۱، بر اساس اسناد تازه آزاد شده بریتانیایی را تقدیم میکنم. اکنون مشغول تکمیل نسخه بلند این مطلب به صورت کتاب هستم.
نسخه اولیه و ارایه شده این مقاله و گزارش بلند، به نظر و تایید مرحومان اساتید ایرج افشار و احمد اقتداری رسیده بود.



مجید تفرشی


#فرهیختگان صدای فرزانگان
رمضان هفتم: آفات زبان ـ تهمت

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا سوره احزاب آیه ۵۸

فیض مشرقی را عادت ملامتیان بود، در خرابات می‌رفت و با لوطیان می‌نشست. در کوی و برزن پیچید که زاهد شهر آلوده فسق است و پروای رسوایی ندارد. ملازمان او پرهیز دادند که برای بستن دهان خلایق، ترک عادت کند که گفته‌اند: در موضع تهمت منشین !
فیض گفت: آنان که نسبتی ناروا به پاکدامنان می‌دهند را باید پرهیز داد که تهمت و بهتان نزنند.
یاران گفتند: میان گوش و چشم مردم چارانگشت فاصله است و این فاصله هرگز پر نمی‌شود.

فیض گفت: باید آب را از سرچشمه بست. بدگمانی، بدگویی آورد و عادت به غیبت کار را به تهمت رسانید. گام بعدی مشاجره مردمان و نابودی شهرست، بیم دهید و آگاه کنید که فرصت نیست !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان



جان آگه با #فرهیختگان
آدم !

محمّد حسين كريمي پور

بارها برايتان گفته ام مرحوم علّامه كرباسچي معتقد بود :
" تربيت يعني دادن فرصت به بچه آميزاد كه يك آدم را درك كند." من از پلكيدن دور اين ايده، خسته نمي شوم. اصل كار خود علامه هم اين بود كه "آدم" بيابد و بچه هاي علوي و نيكان را در معرض آنها بنهد.

رضا روزبه نمونه اعلاي شكار شاهانه علامه بود. روزبه- خيلي خوب- درس دين خوانده ، ملّا بود. مجسمه اخلاق ديني و همزمان از درخشانترين چهره هاي جوان فيزيك دانشگاه تهران بود. آينده آكادميك مطمئني داشت كه علامه، عامدانه به باد داد! روزبه در اخلاق عملي، بيش از خود علامه بر بچه هاي علوي اثر گذاشت. او معلم اطفال شد و در همين كسوت مرد. اين آخرها، وقتي سرطان او را فرسوده بود، ظريفي ازو پرسيده بود اگر باز جوان شوي، چه راهي را مي روي؟ معلم پير كه هميشه در قضاوت محتاط بود ، اين بار با اطمينان گفته بود: عينا همين راه را خواهم رفت!

روزبه فاخرترين "شكار متعارف"علامه بود. اما شكارچي زيرك ما، شكارهاي نامتعارف هم زياد داشت. امروز از محمد آقاي نوري برايتان ميگويم.
بزن زنگو..

جناب نوري دبير رياضيست. پهلوون چارشونه و بچّه ناف طهرون ، روي تشك كشتي بزرگ شده است. صاحب گويش، حركات و اطوار اصيل لوطيهاي سنگلجيست. سرپيري هم كه اسم"آق تختي" بيايد، خودش را جمع و جور مي كند و صداي مردانه اش مي لرزد. در بادي امر، تا وقتي محضرش را درك نكرده باشي، اين لوطي قوي هيكل گوش شكسته در نگاهت، به همه چيز مي ماند جز شريك تربيتي مجتهدي مثل علامه كرباسچي!

نوري دبير رياضي بي نظيري بود. اما باور دارم علامه بسي فراتر از تعليم رياضي، بچه ها را محتاج مي ديد در معرض صفا و مروت و آزادگي و لينت قلب او قرار گيرند. او براي حفظ نوري، همه كار مي كرد.

خود آقاي نوري ميگويد:
"یك سال من حالم مناسب نبود و نمی‌توانستم در هر دو مدرسه كار كنم. به نيكان گفتم نمي آيم. شب حاج آقا زنگ زد. سلام كردم. گفت: فلانی! اگر توی كوچه می‌رفتی، می‌دیدی من گوشه‌ی كوچه افتاده‌ام، چه كار می‌كردی؟ گفتم: حاج آقا خدا نكند. گفت: نه كار است، اتفاق است. حالم به‌هم خورده، افتادم گوشه‌ی كوچه، چه كار می‌كردی؟ گفتم:  وظیفه‌ام بود شما را بگیرم. گفت: حالا هم همین‌جور است.
من رفتم توی فكر. یك دفعه فهمیدم مسأله چیست. به من نگفت مدرسه‌ی نیكان را ول نكن. من لال شدم مثل این که یكی دهانم را بست. گفتم: چشم آقا. خدا شاهد است حرف كه می‌زد، زبانم بند می‌آمد. خدایا بیامرزدشان."

در محيط اتو كشيده و الهي قلبي محجوبِ علوي و نيكان، وجود نوراني اين جوانمرد رشيد و گريزان از تظاهر ، مكمّل خيلي چيزها بود. او براي ما الگو بود، بيشتر از معلمان وارسته ديني و قرآن و شرائع مان.

من شخصا درسي بزرگ ازو گرفته ام. تازه در علوي، معلم شده بودم. از بخت خوش، دو تا از كلاسهاي من همزمان با كلاس استاد بود. لذا قبل و بعد كلاس، در اتاق استراحت معلمين، در محضرش بودم. ظهر يك روز دهه اول محّرم بود و بعد از نماز جماعت ، ذكر مصيبت كوتاهي در نمازخانه مدرسه جريان داشت. من كنار استاد از پله ها بالا مي رفتم. روضه خوان، داشت يكي از آن عجايب غير معقول را ميخواند. آقاي نوري ايستاد. منهم ايستادم. صورتش مغموم و چشمش تر بود. آهسته گفت: "آقا! دروغ بد است، خيلي بد. بركت را مي برد. برا آقام امام حسين ع باشه، بدتر هم هست."
نوري درس دين نخوانده بود. اما فطرت پاك، مذاق سالم و اخلاق ديني داشت. نشانه استقرار دين در ضمير، جز اخلاق حسن چيست؟ آنروز، در محضر اين حجت الاسلام ريش تراشيده، چقدر احساس حقارت كردم.

راستش بعنوان يك پدر، آرزو دارم پسرم روزي معلمي لاهوتي، شبيه رضا روزبه شود. شما كه غريبه نيستي، يا يك "آدم" ، شبيه آق نوري گل گلاب!
جمال هر چي مرده....
دِ بزن زنگو!

https://bit.ly/2tYDZr4

#فرهیختگان صدای فرزانگان