فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
‍ اهتمام به متون مقدس متوقف بر فهم و قبول آنها نيست!

مى شود کسى با اينکه استدلالى به سود سخن متون مقدس مثل قرآن ندارد ،هم چنان به آن توجه داشته باشد. عرفاى مسيحى و مسلمان مى گويند اهتمام به متون مقدس ولو فهمى هم حاصل نشود ، قابل توصيه است.

مصطفى ملکيان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
مجموعه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران یکی از مجموعه‌های ارزشمند برای مطالعه و آگاهی یافتن از تاریخ دوره پهلوی در زمینه‌های گوناگون است.
زمینه‌هایی چون دگرگونی‌ها در نظام آموزش و پرورش، اهداف و سیاست‌های اقتصادی و مسائل مربوط به رشد و توسعه و نوآوری، رویدادهای عمده اجتماعی و سیاسی، نهادهای دولتی و انتخابی تصمیم گیری، سیاست خارجی، جنبش زنان، اصلاحات ارضی و انقلاب اسلامی.

این برنامه که از ۱۳۶۱ آغاز شد شامل مصاحبه‌های شفاهی با کسانی است که یا به نوعی در عرصه تصمیم گیری، اجرای سیاست‌ها و تحقق اهداف عمومی در تاریخ معاصر ایران نقشی ایفا کرده اند، یا گواه مستقیم رویدادهای کلیدی این دوران بوده اند. بسیاری از دولتمردان، روشنفکران، سیاست پیشگان، دیپلمات‌ها، امرای ارشد ارتش، هنرمندان، روزنامه نگاران، و منتقدان نظام پیشین ایران، و نیز برخی از پژوهشگران و دیپلمات‌های غیرایرانی، در جمع مصاحبه شوندگان جای دارند.

باید توجه داشت که مجموعه تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران، برنامه‌ای متفاوت با مجموعه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروراد است.

بعضی از ۱۷۶ چهره‌ای که در این برنامه با آنها مصاحبه شده عبارتند از:

چهره‌های دانشگاهی: داریوش آشوری، غلامرضا افخمی، جمشید بهنام، مجید رهنما، داریوش شایگان، منوچهر گودرزی، محمدعلی مجتهدی، جلال متینی، محمدجعفر محجوب، هما ناطق

هنرمندان و نویسندگان: فریدون آور، نادر اردلان، مهشید امیرشاهی، آربی آوانسیان، پری صابری، بیژن صفاری، ناصر عصار، فریده فرجام، اسلام کاظمیه، شاهرخ گلستان، نادر نادرپور، باقر پرهام

فعالان حقوق بشر و حقوق زن: پری اباصلتی، مهرانگیز دولتشاهی، صفیه نمازی، عبدالکریم لاهیجی

نظامیان: ابوالفتح اردلان، حسن طوفانیان، رضا عظیمی، احمد مدنی،
افسران اطلاعاتی: حسن علوی‌کیا، عیسی پژمان، منصور قدر،

مدیران ارشد و نمایندگان مجلس و سیاستمداران: ‌اکبر اعتماد، علی امینی، هلاکو رامبد، مظفر فیروز، عبدالمجید مجیدی، داریوش همایون، فریدون هویدا

فایل‌های صوتی و متنی این برنامه ارزشمند در کانال تاریخ شفاهی بنیاد مطالعات ایران در دسترس قرار گرفته است.

https://t.me/fisohc
سخنی با وزارت ارشاد

اردیبهشت برای کتاب‌خوانان و کتاب‌دوستان ماه پرخاطره‌ای است. نمایشگاه کتاب و پرسه‌های تمام‌نشدنی در نمایشگاه و کتاب‌دیدن و کتاب‌خریدن و حسرت کتاب‌های ناخریده را خوردن...
همه چیز گران شده و کتاب خیلی گران شده است. توانایی کتاب‌خوانان برای خرید کتاب روزبه‌روز کمتر می‌شود. حال‌وروز نشر خوب نیست. ناشر و مؤلف و خریدار و کتاب‌فروش ناراضی هستند.
در ایام نمایشگاه وزارت ارشاد به دانشجویان بن‌هایی می‌داد که هرچند ناچیز بود ولی باز به از هیچ بود و مفید بود. دانشجویان با استفاده از این کمک و تخفیف ناشران می‌توانستند چند جلد کتاب بخرند. هر سال ایام نمایشگاه می‌آمدند مشورت می‌کردند که با دراهم معدودشان چه کتاب‌هایی بخرند. بعد هم خریدهایشان را در صفحه‌های شخصی‌شان به نمایش می‌گذاشتند. اوقات خوشی بود. اجاق کتاب کم‌وبیش برافروخته بود. امسال این کرونای لعنتی همه چیز را به‌هم زده است. نمایشگاه برگزار نشد. وضع مالی مردم هم که خراب است. دانشجویان هم به‌طریق‌اولی وضع مالیشان خراب‌اندرخراب است.

اگر نمایشگاه تعطیل شده کتاب‌خریدن و کتاب‌خواندن که نباید تعطیل شود. کمک به دانشجویان برای خرید کتاب که نباید متوقف شود. وزارت ارشاد تمهیدی بیندیشد که به سنت هر سال به دانشجویان بن و اعتبار خرید کتاب داده شود. بیشتر از پارسال. تا بچه‌ها بتوانند در کتاب‌فروشی‌های معتبر شهرشان و شهرکتاب‌ها از این بن استفاده کنند و کتاب بخرند. بتوانند از ناشران معتبری که فروش اینترنتی دارند و تخفیف هم می‌دهند کتاب بخرند. تا چراغ کتاب سوسو بزند. تا چرخ کتاب قدری بچرخد.

میلاد عظیمی
نورسیاه

جان آگه با #فرهیختگان
درخواست وزیر فرهنگ بریتانیا از مردم: لطفاً روزنامه بخرید

🔹«الیور دودن» طی مقاله‌ای که در روزنامه تایمز منتشر شد نوشت: اکنون دقیقاً زمانی است که خبررسانی یک خدمت حیاتی برای شهروندان محسوب می‌شود زیرا می‌تواند اطلاعاتی را در مورد روند شیوع این ویروس در اختیارشان قرار دهد.

🔹او تاکید کرد زیان و کاهش فعالیت رسانه‌ها می‌تواند عواقب بلندمدتی برای دموکراسی در پی داشته باشد.

🔹او در بخش دیگری از یادداشت خود نوشت: روزنامه‌ها اکنون در حال مبارزه با بزرگ‌ترین بحران حیاتی تاریخ خود هستند. روزنامه‌های ناسیونالیستی، منطقه‌ای و محلی تحت فشار مالی شدیدی قرار گرفته‌اند و از بین رفتن آگهی‌ها هم مزید بر علت شده است. از این رو شماری از مطبوعات بریتانیا در پی بحران فعلی حقوق کارمندان خود را کاهش داده‌اند./ اعتمادآنلاین

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
شتر در خواب پنبه‌دانه یا گربه در آرزوی شکار موش؟

رمزگشایی‌از سخنان ‌ اردشیر زاهدی

🔹شخصیتی که حاضر است برای انتشار ایده‌‌هایش پول هم بدهد درحالی‌که می‌داند نه میان هم‌سلکانش برایش اعتبار و کف و هورا می‌آورد و نه آغوشی در میان مخالفان سابق و حاضرش برایش باز می‌شود. از سوی دسته اول توهین و دشنام می‌شود و دسته دوم را متعجب و گیج کرده است. او کسی نیست جز اردشیر زاهدی. نامه اخیرش به ترامپ، یادداشت دو سال قبلش در نیویورک‌تایمز در تمجید از سیاست‌های ایران یا گفت‌وگویش با یک شبکه تلویزیونی روسی و حمایت‌هایش از سردار سلیمانی به نظر خلاف جهت آب شناکردن او می‌رسد. داماد سابق شاه، سفیر سابق ایران در آمریکا، فرزند یکی از عوامل مهم کودتای آمریکایی 28 مرداد که با رخداد انقلاب اسلامی57 از ایران کوچ کرد که اگر مانده بود، حتما محاکمه شده بود، چرا باید به آمریکا بتازد و از ایران حمایت کند؟

🔹کلید این نگاه زاهدی را باید در تاریخ جست. طبق یکی از اسناد ساواک در اردیبهشت 1356، كمك 120ميليون‌دلاري اردشير زاهدي، سفير شاه در آمريكا به جمهوري‌خواهان كه براي جلوگيري از شكست آنان در انتخابات ارسال شده بود، خشم دموكرات‌هاي پيروز آن كشور را برانگيخته است. در کتاب خاطرات علم هم آمده است که محمد‌رضا پهلوی بارها از طریق زاهدی سعی کرده است در انتخابات‌های مختلف به نفع جمهوری‌خواهان با هزینه‌های هنگفت دلاری اثر بگذارد. اینها نشان می‌دهد سیاست خارجی ایران در قبال آمریکا در زمان شاه حاوی جزئیات و نکات ریزی بوده که در پشت یک کلیشه کلی در همه این سال‌ها، از دید پنهان مانده است.

🔹این سند نشان می‌دهد که ایران احتمالا آن زمان از درگیری بین دو جناح استفاده می‌کرده چون درست یا غلط از نگاه امروز، به دنبال منافع خود بوده است. اردشیر زاهدی در نوشته‌ها و گفته‌هایش هم امروز دقیقا از همین منظر به رابطه ایران و آمریکا نگاه می‌کند؛ حمایت از منافع ایران.

🔹در مصاحبه‌‌ای گفته بود: «بی‌کارم و یک پایم هم در گور است، من الان نه به کاری علاقه‌مندم نه چیزی، عشقم به مردم و مملکتم است... من عقل کل نیستم. زمانی هم که پادشاه بود به او خدمت می‌کردم، دوست داشتم و دارم چیزهایی که به‌ نظرم می‌رسید به او عرض می‌کردم، یا قبول می‌کرد یا قبول نمی‌کرد، اغلب هم قبول می‌کرد. خدا بیامرزد مرحوم معتمدالملک را».

🔹حالا زاهدی در نامه‌‌ای که جمعه در ستون آگهی‌ها در روزنامه نیویورک‌تایمز با عنوان «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه» منتشر کرده، به آمریکا توصیه می‌کند به ایران حمله نظامی نداشته باشد. این نامه که شش روز بعد از نوشته‌شدن منتشر شده، حضور ایران در سوریه را به دعوت دولت این کشور دانسته و هم‌زمان از عربستان (متحد بسیار نزدیک آمریکا) به دلیل بمباران یک مراسم عروسی در یمن انتقاد کرده است. آخرین سفیر ایران در آمریکا، در این یادداشت حمله به عراق را یادآوری کرده و پرسیده: آیا مغزهای وزارت خارجه و سیا از دودشدن هفت‌ هزار میلیارد دلار بی‌خبرند؟ دو سال پیش هم نوشته دیگری در نیویورک‌تایمز منتشر کرده و نام آن را «گربه‌هایی که در آرزوی گرفتن موش می‌مانند» گذاشته بود. در آن نامه استراتژی دولت دونالد ترامپ و «12 خواسته وزیر خارجه آمریکا از ایران» را نقد کرده بود. اظهارات مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا درباره ایران را هم سردرگم‌کننده و هم ناراحت‌کننده خوانده و نوشته بود قلدری به ندرت توفیق می‌یابد: «تاریخ به سرعت به متجاوزان خارجی این درس را داده است که افکار پوچ و خیال خام درباره شکستن و خردکردن ایران را رها کنند. گربه‌ها در آرزوی گرفتن موش خواهند ماند. هیچ‌کس قادر نخواهد بود ایران را درهم بشکند و خرد کند». او درخصوص برجام نیز گفته بود «حتی اگر یکی از طرف‌های امضاکننده توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 از آن خارج شود، این همچنان یک سند معتبر و لازم‌الاجراست. من دعا می‌کنم منطق و عقلانیت و بلوغ دیپلماتیک غالب شود».

🔹زاهدی پشت‌بند نامه اخیر خود به ترامپ با بی‌بی‌سی فارسی هم گفت‌وگویی انجام داده و در پاسخ به این سؤال که آیا او از جمهوری اسلامی حمایت می‌کند، گفته: راجع به دولت و جمهوری اسلامی هیچ‌وقت صحبت نکردم و نمی‌کنم، در این موضوع عقیده‌ام بوده و هست درحالی‌که ما در اینجا [خارج] خوش می‌گذرانیم و خوب می‌خوریم، دلم با ایرانی‌هایی است که در ایران شرایط اقتصادی مساعد و حتی دارو ندارند. آنها را برادران و خواهران خودم می‌خوانم. دیپلمات‌های ایران الحق‌والانصاف پنج سال زحمت کشیدند و توافق‌نامه‌ای را امضا کردند اما رئیس‌جمهور آمریکا [ترامپ] آمد گفت چون رئیس‌جمهور قبلی [اوباما] که امضا کرده سیاه‌پوست است، من آن را قبول ندارم؛ این چیزها در دنیای امروز قابل قبول نیست.

برای خواندن گزارش بر روی لینک کلیک کنید:
https://plink.ir/MPyDA

#فرهیختگان صدای فرزانگان
رمضان ششم: آفات زبان _ غیبت

وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ سوره حجرات / آیه ۱۲
 
مجنون مغربی بر سکویی در بازار شام ایستاده بود و از کتاب خدا می‌خواند: "بعضى از شما غيبت دیگری نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ خود بخورد، از آن كراهت داريد".
عابری گفت: این جواز اکل مردار برای مضطر پس چیست ؟
مجنون: برای خلاص جان از هلاکت است و واجب.
عابر: پس آدمی را بحکم شرع نمی‌توان از ارتکاب غیبت بازداشت.
مجنون: آدم مضطر را حرجی نیست.
عابر: همین شرط و الا و اگر، مردم را به خوردن گوشت همدگر وادارد. "کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم".
مجنون از سکو بزیر آمد و عابر بر فراز کرد که: تو بخوان. گوهر قرآن طریقت اخلاقست، نه شریعت احکام.
اگر هرآینه مردمان برای آرامش خویش زبان به بدگویی هم نمی‌گشودند، آسوده‌تر بودند تا از خوف فرمان شرع.

عابر: خدا ترا از بدگویان برهاند ! متشرعان بی جواز غیبت نمی‌کنند. اول حلال می‌کنند و بعد به نیش می‌کشند !
غیبت از جنس تربیت است نه حرمت.

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان
گفتگو با دکتر عبدالمجید ارفعی
رادیو تهران/برنامه‌ی فرهنگی تمام قد پیشکش میکند :

گفتگوی فرشید ابراهیمی با پروفسور عبدالمجید ارفعی/سرگذشت و کارنامه‌ی ایرانشناسیِ نخستین مترجم استوانه‌ی کوروش به پارسی


جان آگه با #فرهیختگان
✅ احمد نقيب زاده ، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل: عضويت آمريكا در برجام، هيچ‌ مبنای حقوقی ندارد/آمريكا می گويد پروسه خروجش از برجام ناتمام بوده است

📌گزيده‌ای از مصاحبه احمد نقیب‌زاده، تحلیلگر مسائل بین‌الملل را در رابطه ادعای جدید امریکایی‌ها مبنی بر تداوم حضورشان در برجام می‌خوانیم.این مصاحبه با پایگاه ديپلماسی ايرانی انجام شده است:

📌سران و مقامات کاخ سفید از خود دونالد ترامپ تا مایک پامپئو، جان‌بولتون و دیگر اعضای کابینه در طول سه سال گذشته مواضع، سخنان و ادعاهای مسخره و خنده دار زیادی مطرح کردند، اما بی شک تدوین استدلال حقوقی برای تبیین طرح بازگشت به برجام برای استفاده از اهرم مکانیسم ماشه خنده‌دارترین آنهاست. زمانی که دونالد ترامپ ۱۸ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۷ به طور رسمی فرمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای را امضا کرد به صورت اتوماتیک از منظر حقوق بین الملل از تمامی حقوق این معاهده نیز محروم شد. پس واشنگتن نمی تواند به صورت دلبخواه انتخاب ‌کند که برای پیشبرد اهداف و منافعش بخشی از توافق برجام هست یا نه!

📌آمریکا چه خوشش بیاید چه خوشش نیاید، ایران طبق قطعنامه ۲۲۳۱ که از سال ۲۰۱۶ و همزمان با برجام اجرایی شد تا پنج سال از خرید تسلیحات تهاجمی منع شده است. اما این محدودیت و تحریم ۱۸ اکتبر/ ۲۷ مهر منقضی می‌شود و پس از آن تهران این امکان را خواهد داشت که از کشورهای خارجی جنگ‌افزار بخرد. پس هیچ مبنای حقوقی برای طرح آمریکا در خصوص این که ایالات متحده هنوز جزئی از برجام است، وجود ندارد.

📌کاخ سفید معتقد است که ایالات متحده آمریکا بدون طی مکانیسم های در نظر گرفته شده از طریق برجام و به صورت یک جانبه با صدور بیانیه ای در ۱۸ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ از توافق هسته ای خارج شده است. لذا بر این اساس پمئو بر این باور است که صدور این بیانیه و امضای فرمان خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ به این معنا است که هنوز پروسه خروج ایالات متحده آمریکا از توافق هسته ای کامل اجرا نشده و ناتمام مانده است. لذا به زعم وزیر امور خارجه آمریکا می توان گفت که واشنگتن هنوز جزء و یکی از اعضای توافق هسته ای است. به بیان دیگر چون که قطعنامه شورای امنیت برجام را به عنوان ضمیمه خود قبول کرده است، بنابراین خروج از این توافق برای آمریکا و دیگر اعضاء از منظر حقوقی میسر نیست.

📌در سایه استدلال و نگاه پمپئو این ادعا وجود دارد که فرمان دونالد ترامپ با استناد به همان نکته قبلی من به منظور خروج آمریکا از برجام اساسا وجاهت حقوقی بین‌المللی ندارد. لذا کاخ سفید سعی دارد این گونه عنوان کند که در دو سال گذشته امریکا با احیای تحریم و به کارگیری سیاست فشار حداکثری در حال نقض برجام و عدم تعهد به بندها و مفاد الزام آور آن، ذیل قطعنامه شورای امنیت بوده است.

📌واشنگتن، هم در مسئله موفقیت قطعنامه خود برای ممنوعیت فروش و صادرات سلاح به ایران و هم در مسئله بازگشت به برجام به منظور استفاده از مکانیسم ماشه ناموفق خواهد بود./امتداد


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
جدال در خلیج فارس[1].doc
223 KB
به مناسبت روز ملی خلیج فارس، یک مقاله و گزارش بلند قدیمی خود درباره ماجرای بازپس گیری و اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه خلیج فارس، در سال ۱۳۵۰/ ۱۹۷۱، بر اساس اسناد تازه آزاد شده بریتانیایی را تقدیم میکنم. اکنون مشغول تکمیل نسخه بلند این مطلب به صورت کتاب هستم.
نسخه اولیه و ارایه شده این مقاله و گزارش بلند، به نظر و تایید مرحومان اساتید ایرج افشار و احمد اقتداری رسیده بود.



مجید تفرشی


#فرهیختگان صدای فرزانگان
رمضان هفتم: آفات زبان ـ تهمت

وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا سوره احزاب آیه ۵۸

فیض مشرقی را عادت ملامتیان بود، در خرابات می‌رفت و با لوطیان می‌نشست. در کوی و برزن پیچید که زاهد شهر آلوده فسق است و پروای رسوایی ندارد. ملازمان او پرهیز دادند که برای بستن دهان خلایق، ترک عادت کند که گفته‌اند: در موضع تهمت منشین !
فیض گفت: آنان که نسبتی ناروا به پاکدامنان می‌دهند را باید پرهیز داد که تهمت و بهتان نزنند.
یاران گفتند: میان گوش و چشم مردم چارانگشت فاصله است و این فاصله هرگز پر نمی‌شود.

فیض گفت: باید آب را از سرچشمه بست. بدگمانی، بدگویی آورد و عادت به غیبت کار را به تهمت رسانید. گام بعدی مشاجره مردمان و نابودی شهرست، بیم دهید و آگاه کنید که فرصت نیست !

فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان



جان آگه با #فرهیختگان
آدم !

محمّد حسين كريمي پور

بارها برايتان گفته ام مرحوم علّامه كرباسچي معتقد بود :
" تربيت يعني دادن فرصت به بچه آميزاد كه يك آدم را درك كند." من از پلكيدن دور اين ايده، خسته نمي شوم. اصل كار خود علامه هم اين بود كه "آدم" بيابد و بچه هاي علوي و نيكان را در معرض آنها بنهد.

رضا روزبه نمونه اعلاي شكار شاهانه علامه بود. روزبه- خيلي خوب- درس دين خوانده ، ملّا بود. مجسمه اخلاق ديني و همزمان از درخشانترين چهره هاي جوان فيزيك دانشگاه تهران بود. آينده آكادميك مطمئني داشت كه علامه، عامدانه به باد داد! روزبه در اخلاق عملي، بيش از خود علامه بر بچه هاي علوي اثر گذاشت. او معلم اطفال شد و در همين كسوت مرد. اين آخرها، وقتي سرطان او را فرسوده بود، ظريفي ازو پرسيده بود اگر باز جوان شوي، چه راهي را مي روي؟ معلم پير كه هميشه در قضاوت محتاط بود ، اين بار با اطمينان گفته بود: عينا همين راه را خواهم رفت!

روزبه فاخرترين "شكار متعارف"علامه بود. اما شكارچي زيرك ما، شكارهاي نامتعارف هم زياد داشت. امروز از محمد آقاي نوري برايتان ميگويم.
بزن زنگو..

جناب نوري دبير رياضيست. پهلوون چارشونه و بچّه ناف طهرون ، روي تشك كشتي بزرگ شده است. صاحب گويش، حركات و اطوار اصيل لوطيهاي سنگلجيست. سرپيري هم كه اسم"آق تختي" بيايد، خودش را جمع و جور مي كند و صداي مردانه اش مي لرزد. در بادي امر، تا وقتي محضرش را درك نكرده باشي، اين لوطي قوي هيكل گوش شكسته در نگاهت، به همه چيز مي ماند جز شريك تربيتي مجتهدي مثل علامه كرباسچي!

نوري دبير رياضي بي نظيري بود. اما باور دارم علامه بسي فراتر از تعليم رياضي، بچه ها را محتاج مي ديد در معرض صفا و مروت و آزادگي و لينت قلب او قرار گيرند. او براي حفظ نوري، همه كار مي كرد.

خود آقاي نوري ميگويد:
"یك سال من حالم مناسب نبود و نمی‌توانستم در هر دو مدرسه كار كنم. به نيكان گفتم نمي آيم. شب حاج آقا زنگ زد. سلام كردم. گفت: فلانی! اگر توی كوچه می‌رفتی، می‌دیدی من گوشه‌ی كوچه افتاده‌ام، چه كار می‌كردی؟ گفتم: حاج آقا خدا نكند. گفت: نه كار است، اتفاق است. حالم به‌هم خورده، افتادم گوشه‌ی كوچه، چه كار می‌كردی؟ گفتم:  وظیفه‌ام بود شما را بگیرم. گفت: حالا هم همین‌جور است.
من رفتم توی فكر. یك دفعه فهمیدم مسأله چیست. به من نگفت مدرسه‌ی نیكان را ول نكن. من لال شدم مثل این که یكی دهانم را بست. گفتم: چشم آقا. خدا شاهد است حرف كه می‌زد، زبانم بند می‌آمد. خدایا بیامرزدشان."

در محيط اتو كشيده و الهي قلبي محجوبِ علوي و نيكان، وجود نوراني اين جوانمرد رشيد و گريزان از تظاهر ، مكمّل خيلي چيزها بود. او براي ما الگو بود، بيشتر از معلمان وارسته ديني و قرآن و شرائع مان.

من شخصا درسي بزرگ ازو گرفته ام. تازه در علوي، معلم شده بودم. از بخت خوش، دو تا از كلاسهاي من همزمان با كلاس استاد بود. لذا قبل و بعد كلاس، در اتاق استراحت معلمين، در محضرش بودم. ظهر يك روز دهه اول محّرم بود و بعد از نماز جماعت ، ذكر مصيبت كوتاهي در نمازخانه مدرسه جريان داشت. من كنار استاد از پله ها بالا مي رفتم. روضه خوان، داشت يكي از آن عجايب غير معقول را ميخواند. آقاي نوري ايستاد. منهم ايستادم. صورتش مغموم و چشمش تر بود. آهسته گفت: "آقا! دروغ بد است، خيلي بد. بركت را مي برد. برا آقام امام حسين ع باشه، بدتر هم هست."
نوري درس دين نخوانده بود. اما فطرت پاك، مذاق سالم و اخلاق ديني داشت. نشانه استقرار دين در ضمير، جز اخلاق حسن چيست؟ آنروز، در محضر اين حجت الاسلام ريش تراشيده، چقدر احساس حقارت كردم.

راستش بعنوان يك پدر، آرزو دارم پسرم روزي معلمي لاهوتي، شبيه رضا روزبه شود. شما كه غريبه نيستي، يا يك "آدم" ، شبيه آق نوري گل گلاب!
جمال هر چي مرده....
دِ بزن زنگو!

https://bit.ly/2tYDZr4

#فرهیختگان صدای فرزانگان
معلم، اندیشیدن و اندیشه ها

(به مناسبت روز معلم و تقدیم به تمامی معلمان و استادان گرانقدر)

محمد باقر تاج الدین

✅اگر بخواهیم مهم ترین و پایه ای ترین کارکرد نظام تعلیم و تربیت در دنیای امروز را یادآور شویم به نظر می رسد که باید از اندیشیدن، تفکر و استدلال ورزی سخن بگوییم. بر این اساس و در این راستا مهم ترین وظیفه معلمی تربیت انسان های متفکر و اندیشمند است. انسان هایی که از پسِ تفکر و اندیشیدن قادر به یافتن یک زندگی خوب و خوش و ارزشمند یا به تعبیر دیگر «زندگی اصیل» باشند و نه لزوماً انسان های موفق در زمینه هایی خاص. نظام تعلیم و تربیت و به تَبَعِ آن معلمان و استادان در حال انتقال اندیشه هایی به دانش آموزان و دانشجویان هستند که این اندیشه ها چندان آنان را متفکر و اندیشمند تربیت نکرده و نخواهد کرد.

✳️این موضوع البته درباره معلمان مدارس بسیار دشوارتر و رنج آورتر است چرا که آنان گویی مجبورند در چارچوب کتاب های درسی مدارس که عموماً کتاب هایی انباشته از اندیشه های خرد گریز و خرد ستیز هستند به تدریس بپردازند. این وضعیت نه تنها برای دانش آموزان برانگیزاننده تفکر، خلاقیت و خردورزی نبوده است، بلکه در طول زمان معلمان را نیز به چنین ورطه هولناکی سوق داده و اندک تفکر و اندیشه ورزی ای که داشته اند را به باد فنا داده است. ماندن و درجا زدن در قالب های تنگ و تاریکی که کتاب های درسی مدارس به ویژه در حوزه علوم انسانی برای دانش آموزان و معلمان ایجاد کرده است حقیقتا جای تأمل و تعمق فراوان دارد. اما لازم و ضروری است گفته شود که معلمان در حد توان خویش باید که در مسیر تفکر و اندیشه ورزی دانش آموزان گام بردارند اگر چه برخی دشواری هایی داشته باشد. در صورتی که اکنون چنین نیست و معلمان عموما مشتی اندیشه های نیازموده و نقد ناشده را به دانش آموزان انتقال می دهند که این اندیشه ها تقریبا هیچ کاربرد مثبت و تأثیرگذاری در جهان امروزین برای آنان ندارد.

✅این موضوع تلخ و درآور البته که در محیط های دانشگاهی و آموزش عالی هم رواج دارد و استادان چندان اهتمامی در بسط و گسترش تفکر و اندیشه ورزی در بین دانشجویان نداشته و هنوز که هنوز است با «جزوه» هایی فاقد هرگونه رنگ و لعاب علمی و فکری کلاس های خود را برگزار می کنند. تأسف بارتر این که برخی استادان نه تنها چنین «جزوه» های غیر علمی ای را به خورد دانشجویان می دهند بلکه تأسف بارتر این که در پایان ترم تحصیلی چند نمونه سئوال به دانشجویان می دهند و یادآور می شوند که از بین این سئوالات مثلا 5 سئوال در آزمون پایان ترم طرح می کنند!!!! زهی تأسف و زهی افسوس.

✳️این ماجرا البته فقط درباره دروس تحصیلی در هر ترم نبوده و پایان نامه ها که خود ماجراهای غم بار و دردآوری دارند که مسلمان نشنود و کافر مبیناد!!! پایان نامه هایی که حتی یک بار آری حتی یک بار هم توسط برخی استادان خوانده نمی شوند و صد البته به راحتی دفاع شده و بدتر این که نمرات بالایی هم به دانشجویان داده می شود. این گونه است که دانشگاه ها هم شده اند کارخانه های تولید مدارک بی خاصیت!! زهی تفکر و زهی اندیشه ورزی و زهی نقد!!! آن گاه باید روزگارانی را ببینیم که لشگری از مدرک به دستانِ فاقد هرگونه قدرت تفکر و اندیشه ورزی در جامعه جولان می دهند آن هم با ادعاهای پر طمطراق و گوشِ فلک پر کن که فقط خدا باید به داد همگان برسد!!!

✅زیاده گویی نکنم و این اصل مهم را دوباره یادآور شوم که معلمان و استادان گرامی فقط باید در جهت اندیشه ورز و متفکر نمودن دانش آموزان و دانشجویان گام بردارند نه انتقال اندیشه های نه چندان مثمر ثمر تا از این طریق زمینه و مسیر برای دست یابی به یک «زندگی اصیل» به خوبی هر چه تمام تر فراهم گردد. هر اقدام دیگری غیر از این که گفته شد محکوم به شکست خواهد بود کما این که تاکنون نیز موفقیت چندانی در این زمینه به دست نیامده است.


جان آگه با #فرهیختگان
در سوگِ آن معلمِ کاهنده ...

این آب و خاک بیش از هر روز دیگری محتاج و مشتاق اندیشه های زلال و راهگشای اوست
به او که بیش از آنکه بیاموزاند، آموزش‌های پیشین را می‌ستُرد و می‌کَند. او غلط‌ها را نشان می‌داد، بر خطاها انگشت می‌گذاشت جان‌های انباری را سبک‌بار و رودخانۀ جامعه را لایروبی می‌کرد. بدون "رضا بابایی" ها از درۀ حماقت و بلاهت بیرون نمی‌آییم
مُزدِ او ، خون دل بود و بدنامی و اتهامات رنگارنگ و مرگ آهسته. او نه جایی استخدام بود، نه جیره و مواجب داشت
"نگاه جان های بیدار به
او اما سراسر حرمت و احترام بود "
. او ، به جرم کاستن و کندن، آماج تیر ابلهان و شمشیر ابله‌سواران و نیزۀ بلاهت‌پرستان بود
"فردا همه ی روزهای سال، به نام او ست؛ همو که آینده بر گردۀ زخمی ش سوار است".

امروز روز معلم است این چند سطر را برای استادم رضابابایی نوشته‌ام‌

ریحانه موسوی


«معلم»ها

انسان‌ها به دو گونه معلم نیاز دارند: معلم‌های کاهنده و معلم‌های افزاینده. کاهندگان، بیش از آنکه بیاموزانند، آموزش‌های پیشین را می‌ستُرند و می‌کَنند. آنان غلط‌ها را نشان می‌دهند، بر خطاها انگشت می‌گذارند، جان‌های انباری را سبک‌بار و رودخانۀ جامعه را لایروبی می‌کنند. سپس نوبت به افزایندگان می‌رسد که آموزه‌های نو بیاورند و اندیشه‌های بکر بیافرینند. بدون معلم‌های کاهنده، از درۀ حماقت و بلاهت بیرون نمی‌آییم و بدون معلم‌های افزاینده، به هیچ قله‌ای نمی‌رسیم.
مُزد معلم‌های کاهنده، خون دل است و بدنامی و اتهامات رنگارنگ و فقر و مرگ آهسته. این گروه از آموزگاران، نه جایی استخدام می‌شوند، نه جیره و مواجب دارند و نه حرمت و احترام. آنان، به جرم کاستن و کندن، آماج تیر ابلهان و شمشیر ابله‌سواران و نیزۀ بلاهت‌پرستانند. هیچ روزی از سال، به نام ایشان نیست؛ اما آینده بر گردۀ زخمی آنان سوار است.

رضا بابایی


#فرهیختگان صدای فرزانگان
👎1
رمضان هشتم: آفات زبان ـ دروغ

 اِنَّ الله لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفّار 
سوره زمر آیه ۳

مجنون مغربی از سفر روم بازگشته و مهمان عالمان شهر بود. گفتند ما را چه تحفه آورده‌ای از کافران؟ گفت: صدق و آبادی !
مجلسیان گفتند: حیرتا، چگونه ممکن است! بحکم کتاب‌ و رسول، ما راستان و رسته‌ایم، سرّ این بازگوی !
مجنون گفت: آنچه در کتاب خداست قاعده است و قاعده دروغ، حرمت مطلق است و عکس ان راستی مطلق و چنین راستان البته رسته‌اند. اما آنچه در رسالات شماست مستثنیات دروغ است و مقلدان نه بحکم قرآن که بفتوی شما، راستگویان مصلحت ند.
شیوخ طایفه بانگ برآوردند که مصلحت برای مکلفِ مضطر است !
مجنون گفت: و هر مکلفی بحکم کتاب و سنت مصلحت خویش را بهتر از شما می‌شناسد و عندالاقتضا مضطر است و لامحاله بمصلحت دروغ می‌گوید !

رندی از جمع شیوخ لحیه جنبانید که: آری، این است رمز خرابی دارالاسلام و آبادی دارالکفر: تقدیم استثنای مصلحتی و تاخیر قاعده دروغ !


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان

#فرهیختگان صدای فرزانگان
وبینار: دولت غارتگر و توسعه اقتصادی
https://www.radiozamaneh.com/495588

با مهرداد وهابی، استاد اقتصاد در دانشگاه سوربن شمالی (پاریس)

جلسه ششم:
رابطه غارت و محفاظت در دو بینش درباره دولت و موضوع تصاحب

جمعه، ۱۲ اردیبشهت ۱۳۹۹ (اول ماه مه۲۰۲۰)

ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران (۱۸ به وقت اروپای مرکزی)

برای شرکت در وبینار در ساعت و تاریخ مقرر به لینک زیر رجوع کنید:
https://bit.ly/webinar6zamaneh
وبینار به صورت هم‌زمان و زنده در سایت زمانه، توییتر، یوتیوب، تلگرام و فیسبوک زمانه در دسترس شماست.

جان آگه با #فرهیختگان
هروقت که روز معلم می‌رسد و یاد بزرگانی زنده می‌شود نام مرحوم آقای مطهری بابتکار نظام مقدس ما درصدر است اما هرسال در من خاطره‌ای زنده می‌کند که یکی از نقطه‌های عطف بارش عنایات همان نظام مقدس بر سر صاحبِ مختصرِ این قلم است. تفصیل داستان را باید جایی جداگانه بنویسم که خواندنی است اما اجمال آن این‌ است که آقای انبارلویی سردبیر وقت روزنامه رسالت با من تماس گرفت و تقاضای مطلبی در بزرگداشت استاد مطهری کرد. من عذرخواستم و او اصرار کرد و سرانجام با شرط اینکه "نکته‌ای" از مطلب "انتقادی" من کم نشود، پذیرفت.
من مطلب را نوشتم و فرستادم و او با لطف و احترام تمام در نیم صفحه اول روزنامه (بهترین جای ممکن) ۱۱ ارديبهشت ۱۳۷۴ انتشار داد. عنوان مطلب را بیاد ندارم اما بباور من نگاهی انصافی و بیطرف اما صریح و بی‌تعارف به استاد مطهری و آثار او داشت که اصلا آن‌روزها آن‌هم از تریبون راست کشور معمول و مرسوم نبود.
مصائب پس از انتشار زیاد است که جایی بازگو نکرده‌ام اما آگاهانی دارد و زمانی خواهم آورد. بعدها ولی آقای انبارلویی در تماسی پرده از انتقادهای مفصلی برداشت که بدفتر روزنامه رسیده بود (او دقیقا از حدود هزار تماس تلفنی اعتراضی یاد کرد!). آثار آن مصائب بر من هم‌چنان سنگین است اما مدارای حکومت با مشفقان صادق، شجاع و بی‌توقع، بسود او بود که نکرد.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/398
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده

#فرهیختگان صدای فرزانگان
برای مطهری‌های فردا

روحانیت اگر بخواهد در آینده نیز معلمانی چون استاد مطهری پرورش دهد، چاره‌ای ندارد جز آنکه در آن عزیز متوقف نماند و روش ایشان را به‌روز کند. از شروط موفقیت معلم روحانی، مخاطب‌شناسی است. معلم روحانی باید فرهنگ و ارزش‌های مخاطبش را بشناسد و متناسب با آن، معارف دینی را عرضه کند. کار مهم مطهری این بود که به‌هر دلیل، از محیط بسته‌ی قم خارج شد و مخاطب تحصیل‌کرده‌ی تهران را دریافت. شکی نیست که فضای فرهنگی و ارزشی تهران نیز متقابلاً افق نگاه مطهری را ارتقا داد و دِینش را به‌او ادا کرد. در دهکده‌ی کوچک جهانی امروز، ایران نیز محیطی بسته است و معلم روحانی، مخاطب دنیا را باید دریابد. چنین نکند، نه تنها دنیا، که ایران و حتی قم را نیز از دست خواهد داد. چه فرهنگ و ارزش‌های غربی، بخواهیم یا نخواهیم، با کمک رسانه‌های جمعی و فضای مجازی، تمام جهان را درنوردیده و نظام فکری و عاطفی نسل جوان را متأثر ساخته است. معلم روحانی امروز، اگر هوشمند باشد و بخواهد از تحولات پیشی گیرد، چاره‌ای ندارد جز آنکه فرهنگ و ارزش‌های دنیای غرب را دقیق بشناسد. کسب این شناخت دقیق، با نشستن در قم و تهران ممکن نیست. مثل این می‌ماند که متون دینی غربی را از روی ترجمه‌های نارسای فارسی آنها بخوانیم. معلم روحانی حتماً باید چند سالی را مجتهداً در جوامع غربی بسر برَد، از نزدیک با اندیشمندان آنها گفتگو و شخصاً سبک زندگی مردم آنجا را تجربه کند. فقیهان ما نیز صدالبته باید چنین کنند. اگر نکنند، اقتضائات زمان و مکان را نخواهند شناخت و فقه‌شان همچنان عقب‌مانده و از حل مشکلات فقهی امروز عاجز خواهد ماند. حل مشکلات فکری و عملی فردا تنها و تنها زمانی برای مطهری‌های آینده امکان‌پذیر خواهد بود که مانند صدر و بهشتی، افق نگاه بالاتری داشته باشند، دنیا را بشناسند، جهانی بیاندیشند و بتوانند با گفتار، نوشتار و حتی کردار، تفسیرهای درست و زنده‌ای از مبانی دینی برای عموم شهروندان دهکده‌ی کوچک جهانی ارائه کنند.


محسن کمالیان

#فرهیختگان صدای فرزانگان
سخنی با تولیت آستان قدس رضوی به بهانه آن مداح و مداحی !

هادی سروش

جناب آقای مروی ؛ با توجه آشنایی از سوابق و کارآمدی شما در قم و ارتباط محترمانه تان با مراجع و علماء ، وقتی به تولیت آستان قدس ثامن الحجج (ع) مشرف شدید ، بارقه امید در دل مان دمید که ارتباط آن مرکز معنویت با علماء و خردمندان بیشتر شده و اهداف سیاسی به حاشیه رانده شود ، که هنوز هم این امید در دل ها روشن است و البته راه طولانی است .

متاسفانه حضور یک مداح که سابقه پرونده آنچنانی در مورد"اسلحه" داشته در پشت تریبون حرم مقدس ، تعجب آور بود!
این تعجب وقتی به شرمندگی در برابر ساحت قدس رضوی (ع) انجامید که ایشان در مراسمی رسمی که از شبکه دو سیما پخش شد به قصه ای متوسل شد که مقام شامخ امام هشتم (ع) مورد اهانت قرار گرفت وسخن از مستی و بازی با نرد و کیسه برنج و.. به میان آورد !!
آیا این مقولات تخیلی و خرافه گونه ، که حتی اگر مستند به تاریخ و روایت مورد اِعراض باشد ، برای ائمه(ع) زینت است یا زشتی ؟
و آیا دست ما خدای نخواسته در معارف مربوط به اهلبیت (ع) اینقدرخالی است که پناه به این حرفهای غیر مقبول و غیر مشروع آورده ایم ؟!

تولیت محترم ؛
صاحب همان بارگاه ملکوتی که شما خادم آن هستید به "ابن ابی محمود خراسانی" در ضمن روایتی سه مشکل مهم اهلبیت را چنین برآورد فرمود:
اول ؛ تندروی ها و مبالغه ها و غلوها
دوم ؛ پایین آوردن شاَن و مقام اهلبیت
سوم ؛ بهانه به دست دشمن دادن.

عجیب است در مداحی مذکور هر سه این چالشهایی که امام رضا (ع) برای مکتب اهلبیت (ع) شمرده است ، دیده میشود!

از شما انتظار است در آن موقعیت بسیار حساس ، حریم آن حرم را از این سه آفات مهم محافظت فرمایید ، و البته نه تنها که انتظار است بلکه "مسئولیت" است.

امروز آنچه در حرم مقدس تولید میشود و با از تریبون آن پخش میشود ، از مخلص ترین شیعیان امام رضا (ع) و نیز نحله های فکری مانند روشنفکران ، تا برادران اهل سنت در داخل و خارج کشور ، و حتی تا دشمنان اهلبیت مانند وهابیت ، رصد میکنند و بر آن ترتیب اثر میدهند .

جناب اقای مروی ؛
پیشنهاد میکنم ؛ شخصا با مدیریت مستقیم ، با بی توجهی به همه روابط و واسطه ها و سفارش ها ، آنچه مورد رضایت مقام شامخ رضوی (ع) است را مهیا سازید تا این افتخار در کارنامه شخصیتی خود تا ابد نگاشته شود گرچه میدانم عده ای ناخوشایندشان است.
با توجه به اینکه سالها در قم بودید و از نزدیک با چهره های دانشمند و خردمند در حوزه آشنایی نزدیک دارید ، شایسته است و انتظار میرود در آن فضای معنوی و بهشت گونه حرم رضوی از بهترین چهره های محبوب و دانشمند و خردمند استفاده نمایید و تربیون سخنرانی های آن حرم مقدس را برای استادان و خطیبان با تقوا و دانشمندی که عاقل اند و میدانند چه بگویند و چه نگویند را بیشتر باز بفرمایید .
و برای دعاخوانی به سیره ممدوحه سلف تمسک کنید که همواره در دعاخوانی ها از انسانهای درس خوانده و خوش صدا و وراسته ای که "اهل تعلق و تملق" نبودند استفاده میشده ، بهره بجوئید .
ضروری است از "دعا خوانان" تعهد بگیرید غیر از "متن دعا" چیزی بعنوان شرح و حاشیه و گریز به متن دعا اضافه نکنند .
با هرکسی که در آن تریبون ، احیانا از الفاظ غیر مودبانه استفاده میکند و یا به طرحِ داستانهای تخیلی و خرافه روی می آورد ، و یا سخن و داستان و یا روایتی که متضاد با پاکدامنی است و شنونده را به شرم در می آورد ، و یا با نقل روایات ضعیف به جنگ با اصول اعتقادی میرود ، و یا نماینده جناح های سیاسی است و یا مُبلغ صنف خاصی میباشد ، بشدت مبارزه کنید که این مجاهده در پیشگاه الهی بسیار پر ارج است.


جان آگه با #فرهیختگان
رمضان نهم: آفات زبان ـ راز داری

عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‌ غَيْبِهِ أَحَداً. سوره جن آیه۲۶

فیض مشرقی مریدان را گرد آورده مصحف شریف میخواند که: آبروی هم مریزید، رسوایی مسازید و در خواری هم شادی مکنید که فرجام ان تباهی است.
رندی آواز داد: این بهای آگاهی است و آگاهی مقدمه آزادی ست.
فیض گفت: خاموش! فاش کردن اسرار دیگران، نه آزادی که دربند کردن مردمان و انداختن تیری بر آبگینه ناموس طایفه است !
عاقلی گفت: در زمانه و میانه فاش‌گویان، پس چگونه رازداری کنیم؟
فیض گفت: پرحرفی مکنید، از خودنمایی بپرهیزید، با هرکسی نرد دوستی مبازید، دست در خلوتِ هم مبرید و هر خبری را مایه آگاهی نشمارید. اسرار جز در سینه مردان بزرگ نمی‌ماند و با امارت فرومایگان، پرده‌های حرمت رعیت هم دریده است.


فضائل القوم فی شوارق الصوم / اخلاق عامه در روشنای روزه

#رمضان

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست