#فرازی در کتاب "سید ضیا عامل کودتا" هست که به نظرم ارزش جامعه شناختی دارد. صدر الدین الهی از سید ضیاء الدین طباطبایی می پرسد
"قبل از اینکه به اصل مطلب بپردازیم میخواهم بدانم که به نظر سرکار وضع عمومی روحی اداره کننده های مملکت، در ظرف این صد سال یا دویست سال قبل از کودتا ... چی بوده و چه عواملی ملت را به یک فرج غیرمنتظره به اصطلاح دعوت می کرده؟" (۱۳۹۷. ۲۱۱)
سید ضیاء الدین به این پرسش پاسخ قابل تاملی می دهد و می گوید
"بر اثر روزنامه نویسی و تماسی که در مدت چند سال با مصادر امور و اداره کنندگان مملکت حاصل کردم، به این نتیجه رسیدم در ایران تمام طبقات و تمام افراد بدون استثناء - این که عرض می کنم بدون استثناء مبالغه نیست- همه طرفدار ظلم هستند، اختلاف سر این است که ظالم کی باشد، در نتیجه ی این روحیه به این شکل، چیزی که هیچ وقت مورد توجه و مطرح نبود، مصالح عمومی مملکت بود" (۱۳۹۷. ۲۱۲).
نکته مهمی در سخنان سید ضیاء الدین طباطبایی است که "روانشناسی جمعی ایرانیان" را به زیبایی صورتبندی می کند و اگر جامعه شناس باشید و ساختارها و بافت کنشگری ایرانیان را از این منظر مورد تدقیق قرار دهید به نتایج خوبی خواهید رسید.
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
"قبل از اینکه به اصل مطلب بپردازیم میخواهم بدانم که به نظر سرکار وضع عمومی روحی اداره کننده های مملکت، در ظرف این صد سال یا دویست سال قبل از کودتا ... چی بوده و چه عواملی ملت را به یک فرج غیرمنتظره به اصطلاح دعوت می کرده؟" (۱۳۹۷. ۲۱۱)
سید ضیاء الدین به این پرسش پاسخ قابل تاملی می دهد و می گوید
"بر اثر روزنامه نویسی و تماسی که در مدت چند سال با مصادر امور و اداره کنندگان مملکت حاصل کردم، به این نتیجه رسیدم در ایران تمام طبقات و تمام افراد بدون استثناء - این که عرض می کنم بدون استثناء مبالغه نیست- همه طرفدار ظلم هستند، اختلاف سر این است که ظالم کی باشد، در نتیجه ی این روحیه به این شکل، چیزی که هیچ وقت مورد توجه و مطرح نبود، مصالح عمومی مملکت بود" (۱۳۹۷. ۲۱۲).
نکته مهمی در سخنان سید ضیاء الدین طباطبایی است که "روانشناسی جمعی ایرانیان" را به زیبایی صورتبندی می کند و اگر جامعه شناس باشید و ساختارها و بافت کنشگری ایرانیان را از این منظر مورد تدقیق قرار دهید به نتایج خوبی خواهید رسید.
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
#معرفی_کتاب
چرا با این وفور سرمایه، با اینهمه منابع، اینهمه تحصیل کرده ما در سیاست و اقتصاد ناکامیم؟ چرا به رغم سیاستهای تعدیل و خصوصیسازی که از کشورهای پیشرفته اروپای غربی و آمریکای شمالی الگو برداری شده است، ما با نتایج متفاوتی از آنها مواجهایم؟ پاسخ به این سوالات و سوالاتی از این دست را نباید روانشناسانه و اخلاقی بررسی کرد. نتایج متفاوت است و به صورت تقلیلگرایانه پاسخ را به افراد فروکاست. اینکه در آلمان میبینیم اقتصاد به طرز چشمگیری خوب کار میکند و فقر در پایینترین حد قرار دارد و دموکراسی و آزادی بیان بخوبی رعایت میشود، برای این نیست که مرکل صدراعظم آنجاست.
“موفقیت در اقتصاد و توسعهی سیاسی در درجه اول به بهبود نهادها بستگی دارد”. این پاسخی است که در طول سه دهه اخیر میان اقتصاددانان و سیاستشناسان و پژهشگران توسعه نهادگرا به اجماع رسیده است.
پیش از دولتسازی و توسعه نهادی، استقرار دموکراسی نابهنگام خواهد بود. همان مشکلی که بعد از مشروطه با آن مواجه بودیم و الان در کشورهای همسایه میبینیم(عراق و افغانستان).
داگلاس نورث (نوبلیست نهادگرا) به همراه همکارانش در کتاب «در سایه خشونت»، میکوشد چارچوبی جایگزین در جهت درک تعاملات پویا میان نیروهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه ارائه دهد.
آنها دو دسته جوامع را شناسایی میکنند: اولی «جوامع با دسترسی محدود به حقوق مالکیت و قانون» و دومی «جوامع با دسترسی همگانی به قانون(یا جوامع با دسترسی باز)». توسعه را معمولا گذر از جامعه نوع اول به جامعه نوع دوم تعریف میکنند. البته واضح است که چنین تحولی ساده نیست و باید در این میان مراحل مختلی طی شود. نورث و همکارانش تاکید میکنند که کپی برداری از نهادهای جوامع با دسترسی باز برای جوامع توسعه نیافته ممکن است به فروپاشی درونی جوامع منتهی شود و جوامع را در معرض خشونت فراگیر قرار دهد. توصیههایی مانند خصوصی سازی، شکل گیری بازار آزاد و احزاب و انتخابات آزاد در کشورهای با دسترسی محدود یا قابلیت اجرایی ندارند یا با محتوایی کاملا مغایر اجرا میشوند و یا در صورت اجرا نظمهای اقتصادی و سیاسی را مختل میکنند.
نورث و همکارانش در این کتاب علاوه بر ارائه یافتههای تئوریک، به صورت کیساستادی هشت کشور را هم بررسی میکنند از جمله هند، کرهجنوبی، مکزیک و...
این اثر یکی از تحسین شدهترین کتابهای دو دهه اخیر در زمینه توسعه است.
#در_سایه_خشونت
#انتشارات_روزنه
#توسعه #کتاب
برای خرید اینترنتی کتاب اینجا کلیک کنید
جان آگه با #فرهیختگان
چرا با این وفور سرمایه، با اینهمه منابع، اینهمه تحصیل کرده ما در سیاست و اقتصاد ناکامیم؟ چرا به رغم سیاستهای تعدیل و خصوصیسازی که از کشورهای پیشرفته اروپای غربی و آمریکای شمالی الگو برداری شده است، ما با نتایج متفاوتی از آنها مواجهایم؟ پاسخ به این سوالات و سوالاتی از این دست را نباید روانشناسانه و اخلاقی بررسی کرد. نتایج متفاوت است و به صورت تقلیلگرایانه پاسخ را به افراد فروکاست. اینکه در آلمان میبینیم اقتصاد به طرز چشمگیری خوب کار میکند و فقر در پایینترین حد قرار دارد و دموکراسی و آزادی بیان بخوبی رعایت میشود، برای این نیست که مرکل صدراعظم آنجاست.
“موفقیت در اقتصاد و توسعهی سیاسی در درجه اول به بهبود نهادها بستگی دارد”. این پاسخی است که در طول سه دهه اخیر میان اقتصاددانان و سیاستشناسان و پژهشگران توسعه نهادگرا به اجماع رسیده است.
پیش از دولتسازی و توسعه نهادی، استقرار دموکراسی نابهنگام خواهد بود. همان مشکلی که بعد از مشروطه با آن مواجه بودیم و الان در کشورهای همسایه میبینیم(عراق و افغانستان).
داگلاس نورث (نوبلیست نهادگرا) به همراه همکارانش در کتاب «در سایه خشونت»، میکوشد چارچوبی جایگزین در جهت درک تعاملات پویا میان نیروهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه ارائه دهد.
آنها دو دسته جوامع را شناسایی میکنند: اولی «جوامع با دسترسی محدود به حقوق مالکیت و قانون» و دومی «جوامع با دسترسی همگانی به قانون(یا جوامع با دسترسی باز)». توسعه را معمولا گذر از جامعه نوع اول به جامعه نوع دوم تعریف میکنند. البته واضح است که چنین تحولی ساده نیست و باید در این میان مراحل مختلی طی شود. نورث و همکارانش تاکید میکنند که کپی برداری از نهادهای جوامع با دسترسی باز برای جوامع توسعه نیافته ممکن است به فروپاشی درونی جوامع منتهی شود و جوامع را در معرض خشونت فراگیر قرار دهد. توصیههایی مانند خصوصی سازی، شکل گیری بازار آزاد و احزاب و انتخابات آزاد در کشورهای با دسترسی محدود یا قابلیت اجرایی ندارند یا با محتوایی کاملا مغایر اجرا میشوند و یا در صورت اجرا نظمهای اقتصادی و سیاسی را مختل میکنند.
نورث و همکارانش در این کتاب علاوه بر ارائه یافتههای تئوریک، به صورت کیساستادی هشت کشور را هم بررسی میکنند از جمله هند، کرهجنوبی، مکزیک و...
این اثر یکی از تحسین شدهترین کتابهای دو دهه اخیر در زمینه توسعه است.
#در_سایه_خشونت
#انتشارات_روزنه
#توسعه #کتاب
برای خرید اینترنتی کتاب اینجا کلیک کنید
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
انتشارات روزنه
چرا با این وفور سرمایه، با اینهمه منابع، اینهمه تحصیل کرده ما در سیاست و اقتصاد ناکامیم؟ چرا به رغم سیاستهای تعدیل و خصوصیسازی که از کشورهای پیشرفته اروپای غربی و آمریکای شمالی الگو برداری شده است، ما با نتایج متفاوتی از آنها مواجهایم؟ پاسخ به این سوالات…
آن تیر آتشین و مصدق
فریدون مجلسی
📌قیام ملی ۳۰ تیر سه متولی داشت. مصدقیهای متعلق به نخبگان جامعه ولی متشتت و فاقد سازماندهی منسجم. نیروهای مذهبی که پیاده نظام اصلی قیام را از میان جوامع مردمی و مساجد و زورخانهها فراهم کرده بودند و حزب توده که با توجه به شعارهای جدید ضداستعماری و هیجان معاون جوان دولت با گرایشهای چپ، برای نخستین بار با تغییر موضع به طرفداری از مصدق و با شعارهای غربستیزانه وارد عرصه شده بود. ورود حزب توده و قدرتنماییهای بعدی آنان خوشایند نیروهای مذهبی و نظامیان رضاشاهی طرد شده و ضدکمونیست نبود که اکنون زاهدی رهبری آنها را بر عهده گرفته داشت.
📌تیر ۱۳۳۱ را با آنکه ۸ ساله بودم به یاد دارم، شاید یک دلیل آن شنیدن تکراری آن مسائل و وقایع از اطرافیان در سالهای بعد بوده است. از همان آغاز کار مصدق یعنی اجرایی شدن قانون نفت ملی شدن تا پایان حکومت او، روزی نبود که کشور از بحران و آشوب در امان باشد. بحرانآفرین حزب توده بود که در واقع با بهرهمندی از تدارکات و پشتیبانی دولت شوروی برنامه نفوذ و استیلای تدریجی آن کشور را مرحله به مرحله اجرا میکرد.
📌حزب توده از آغاز اشغال ایران توسط نیروهای شوروی، از بقایای ۵۳ نفر کمونیستهایی که در زندان رضاشاه بودند در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد و در آن شرایط حاد توانست گروهی از جوانان تحصیلکرده و عدالتخواه و اهل علم و ادب و هنر را در ساختار خود جلب کند و به همین دلیل عضویت در آن حزب نوعی اعتبار فرهنگی و شخصیتی تلقی میشد و کسان بیشتری را جلب میکرد. اما رهبری حزب به سرعت مجری برنامههای توسعهطلبانه دولت شوروی شد که خواهان دستیابی به منابع نفت ایران و محروم کردن رقبای غربی از آن منابع بود. هنوز جنگ به پایان نرسیده بود که فرقه دموکرات را در آذربایجان تشکیل دادند و دست دولت مرکزی را کوتاه کردند. این امر منجر به اعتراض ایران و دخالت ترومن شد که دولت شوروی را وادار به خارج کردن نیروهایش از ایران کرد و سیاست قوام کمک کرد که بلافاصله نیروهای دولتی با استقبال مردم وارد تبریز و ارومیه شوند و نیروهای فرقه به شوروی گریختند.
📌حزب دو سال بعد در بهمن ۱۳۲۷ اقدام به ترور شاه کرد که ناموفق ماند و کوشید آن کار را به گردن رزمآرا بگذارد که فرماندهی بیرون راندن قوای فرقه را بر عهده داشت. حزب توده غیرقانونی شد، اما کوشید به توسعه نفوذ در شبکه نظامی راه دیگری برای روی کار آوردن دولتی تابع شوروی بگشاید. زمانی که مصدق رهبری اعتراض به ادامه بهرهبرداری سودجویانه انگلیس را از منابع نفت ایران بر عهده گرفت . حزب توده که نگران توسعه موج ناسیونالیستی در میان نخبگان جامعه ایران بود و آن را مغایر برنامههای نفوذی خود میدانست، از همان آغاز به بهانههای مختلف بنای مخالفت با نهضت ملی نفت ایران را گذاشت.
📌هنوز سه ماه از روی کار آمدن مصدق نگذشته بود که حزب توده که مصدق را بازیچه امپریالیسم مینامید در ۲۳ تیر ۱۳۳۰ نیروهای کارگری و دانشجویی برای در صفوف ۱۰ هزار نفری بسیج کرد و برای قدرتنمایی به میدان فردوسی و بهارستان گسیل داشت. در بهارستان به درگیری با برخی از جناحهای تندرو نهضت ملی و به تیراندازی عناصری از حزب به پلیس و کشتن یک افسر و چند پلیس منجر شد.با اینکه تظاهرات در هم شکسته شد، برکناری و تعقیب رئیس و معاون شهربانی از سوی مصدق پیروزی بزرگی برای حزب توده بود؛ زیرا این کار موجب اعتراض سرلشکر زاهدی، وزیر کشور بود که خواهان آزادی افسران تحت امر خود شد. پذیرفته نشدن این درخواست موجب استعفا و جدایی زاهدی از نهضت ملی شد.
📌بعد از آن ماجرا، در تیر ۱۳۳۱ تغییر اوضاع موجب شکایت انگلیس از ایران به شورای امنیت ملل متحد و به دادگاه لاهه شد. انگلیسیها که منافع مهمی را از دست داده بودند فسخ یکجانبه قرارداد شرکت نفت خودشان را غیرقانونی میدانستند و به آن دو مرجع شکایت کردند. امریکایی که ضمناً با بریتانیا نیز دوست بودند، کوشیدند پیشنهادهای مرضیالطرفینی ارائه دهند که مصدق پذیرای آن نشد و شخصاً در جلسه رسیدگی به شکایت انگلیس در شورای امنیت حضور یافت.
📌بازگشت مصدق مصادف بود با معرفی دولت جدید. مصدق خواهان وزارت دفاع و فرماندهی قوا برای خود بود که شاه موافق نبود. مصدق استعفا کرد. قوام از سوی شاه مامور تشکیل کابینه شد. اما شورش عمومی ملت در زمانی که مصدق در اوج محبوبیت بود، شاه را ناچار به تجدیدنظر کرد و مصدق پنج روز بعد با اقتدار ریاست دولت جدید و فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت. یک روز بعد از ۳۰ تیر حکم دادگاه لاهه در تایید نظر ایران صادر شد و بر شور مردم افزود. مصدق میگوید اگر آن رای زودتر ابلاغ شده بود، استعفا نمیکردم! /اعتماد
جان آگه با #فرهیختگان
فریدون مجلسی
📌قیام ملی ۳۰ تیر سه متولی داشت. مصدقیهای متعلق به نخبگان جامعه ولی متشتت و فاقد سازماندهی منسجم. نیروهای مذهبی که پیاده نظام اصلی قیام را از میان جوامع مردمی و مساجد و زورخانهها فراهم کرده بودند و حزب توده که با توجه به شعارهای جدید ضداستعماری و هیجان معاون جوان دولت با گرایشهای چپ، برای نخستین بار با تغییر موضع به طرفداری از مصدق و با شعارهای غربستیزانه وارد عرصه شده بود. ورود حزب توده و قدرتنماییهای بعدی آنان خوشایند نیروهای مذهبی و نظامیان رضاشاهی طرد شده و ضدکمونیست نبود که اکنون زاهدی رهبری آنها را بر عهده گرفته داشت.
📌تیر ۱۳۳۱ را با آنکه ۸ ساله بودم به یاد دارم، شاید یک دلیل آن شنیدن تکراری آن مسائل و وقایع از اطرافیان در سالهای بعد بوده است. از همان آغاز کار مصدق یعنی اجرایی شدن قانون نفت ملی شدن تا پایان حکومت او، روزی نبود که کشور از بحران و آشوب در امان باشد. بحرانآفرین حزب توده بود که در واقع با بهرهمندی از تدارکات و پشتیبانی دولت شوروی برنامه نفوذ و استیلای تدریجی آن کشور را مرحله به مرحله اجرا میکرد.
📌حزب توده از آغاز اشغال ایران توسط نیروهای شوروی، از بقایای ۵۳ نفر کمونیستهایی که در زندان رضاشاه بودند در سال ۱۳۲۰ تشکیل شد و در آن شرایط حاد توانست گروهی از جوانان تحصیلکرده و عدالتخواه و اهل علم و ادب و هنر را در ساختار خود جلب کند و به همین دلیل عضویت در آن حزب نوعی اعتبار فرهنگی و شخصیتی تلقی میشد و کسان بیشتری را جلب میکرد. اما رهبری حزب به سرعت مجری برنامههای توسعهطلبانه دولت شوروی شد که خواهان دستیابی به منابع نفت ایران و محروم کردن رقبای غربی از آن منابع بود. هنوز جنگ به پایان نرسیده بود که فرقه دموکرات را در آذربایجان تشکیل دادند و دست دولت مرکزی را کوتاه کردند. این امر منجر به اعتراض ایران و دخالت ترومن شد که دولت شوروی را وادار به خارج کردن نیروهایش از ایران کرد و سیاست قوام کمک کرد که بلافاصله نیروهای دولتی با استقبال مردم وارد تبریز و ارومیه شوند و نیروهای فرقه به شوروی گریختند.
📌حزب دو سال بعد در بهمن ۱۳۲۷ اقدام به ترور شاه کرد که ناموفق ماند و کوشید آن کار را به گردن رزمآرا بگذارد که فرماندهی بیرون راندن قوای فرقه را بر عهده داشت. حزب توده غیرقانونی شد، اما کوشید به توسعه نفوذ در شبکه نظامی راه دیگری برای روی کار آوردن دولتی تابع شوروی بگشاید. زمانی که مصدق رهبری اعتراض به ادامه بهرهبرداری سودجویانه انگلیس را از منابع نفت ایران بر عهده گرفت . حزب توده که نگران توسعه موج ناسیونالیستی در میان نخبگان جامعه ایران بود و آن را مغایر برنامههای نفوذی خود میدانست، از همان آغاز به بهانههای مختلف بنای مخالفت با نهضت ملی نفت ایران را گذاشت.
📌هنوز سه ماه از روی کار آمدن مصدق نگذشته بود که حزب توده که مصدق را بازیچه امپریالیسم مینامید در ۲۳ تیر ۱۳۳۰ نیروهای کارگری و دانشجویی برای در صفوف ۱۰ هزار نفری بسیج کرد و برای قدرتنمایی به میدان فردوسی و بهارستان گسیل داشت. در بهارستان به درگیری با برخی از جناحهای تندرو نهضت ملی و به تیراندازی عناصری از حزب به پلیس و کشتن یک افسر و چند پلیس منجر شد.با اینکه تظاهرات در هم شکسته شد، برکناری و تعقیب رئیس و معاون شهربانی از سوی مصدق پیروزی بزرگی برای حزب توده بود؛ زیرا این کار موجب اعتراض سرلشکر زاهدی، وزیر کشور بود که خواهان آزادی افسران تحت امر خود شد. پذیرفته نشدن این درخواست موجب استعفا و جدایی زاهدی از نهضت ملی شد.
📌بعد از آن ماجرا، در تیر ۱۳۳۱ تغییر اوضاع موجب شکایت انگلیس از ایران به شورای امنیت ملل متحد و به دادگاه لاهه شد. انگلیسیها که منافع مهمی را از دست داده بودند فسخ یکجانبه قرارداد شرکت نفت خودشان را غیرقانونی میدانستند و به آن دو مرجع شکایت کردند. امریکایی که ضمناً با بریتانیا نیز دوست بودند، کوشیدند پیشنهادهای مرضیالطرفینی ارائه دهند که مصدق پذیرای آن نشد و شخصاً در جلسه رسیدگی به شکایت انگلیس در شورای امنیت حضور یافت.
📌بازگشت مصدق مصادف بود با معرفی دولت جدید. مصدق خواهان وزارت دفاع و فرماندهی قوا برای خود بود که شاه موافق نبود. مصدق استعفا کرد. قوام از سوی شاه مامور تشکیل کابینه شد. اما شورش عمومی ملت در زمانی که مصدق در اوج محبوبیت بود، شاه را ناچار به تجدیدنظر کرد و مصدق پنج روز بعد با اقتدار ریاست دولت جدید و فرماندهی کل قوا را بر عهده گرفت. یک روز بعد از ۳۰ تیر حکم دادگاه لاهه در تایید نظر ایران صادر شد و بر شور مردم افزود. مصدق میگوید اگر آن رای زودتر ابلاغ شده بود، استعفا نمیکردم! /اعتماد
جان آگه با #فرهیختگان
مردم ما امروز رهبرانند
علیرضا بهشتی شیرازی
https://t.me/iv?rhash=70c4a7bdae1671&url=http://www.kaleme.com/1399/04/31/klm-280627/?i=1
جان آگه با #فرهیختگان
علیرضا بهشتی شیرازی
https://t.me/iv?rhash=70c4a7bdae1671&url=http://www.kaleme.com/1399/04/31/klm-280627/?i=1
جان آگه با #فرهیختگان
سهم خواجه طوسي در کلام اهل سنت
دانش کلام اهل سنت در طی هفتصد سال گذشته به انحای مختلف تحت تأثير شخصيت و آثار کلامی و فلسفی خواجه نصير طوسي، از مهمترين نمايندگان تفکر فلسفی اسلام و کلام شيعی بوده است. تعدادی از شاگردان خواجه از اهل سنت بودند و از طريق همان شاگردان و نيز از طريق آثار خود او و همه شاگردانش مکتب و شيوه کلامی خواجه به مهمترين نمايندگان کلام اهل سنت در سده های بعدی منتقل شد. بسياری از اهل سنت در طی اين دوران شروح و حاشيه هایی بر آثار فلسفی و کلامی خواجه نوشتند. مهمترين اين نوع ادبی را می توان در مکتب شيراز ديد. آنچه در دوران عثمانی و يا در طی دوران های مختلف سير فکر کلامی در ايران و شامات و مصر و شبه قاره بعد از سده های هفتم و هشتم در ميان اهل سنت نوشته شده به نحوی ريشه اش به انديشه و کارنامه خواجه طوسي می رسد و در حاشيه آن نوشته شده. شايد مهمترين شخصيت هایی که نام آنان در ادبيات کلامی اهل سنت تا امروز ديده می شود را بتوان مير سيد شريف جرجانی و جلال الدين دوانی و شارحان و يا ناقدان آن دو در عصر عثمانی دانست. اين دو شخصيت آنچه دارند به نحوی ميراثی است از خواجه طوسي. سهم خواجه در کلام اهل سنت بسی بيش از فخر رازي است.
حسن انصاری
جان آگه با #فرهیختگان
دانش کلام اهل سنت در طی هفتصد سال گذشته به انحای مختلف تحت تأثير شخصيت و آثار کلامی و فلسفی خواجه نصير طوسي، از مهمترين نمايندگان تفکر فلسفی اسلام و کلام شيعی بوده است. تعدادی از شاگردان خواجه از اهل سنت بودند و از طريق همان شاگردان و نيز از طريق آثار خود او و همه شاگردانش مکتب و شيوه کلامی خواجه به مهمترين نمايندگان کلام اهل سنت در سده های بعدی منتقل شد. بسياری از اهل سنت در طی اين دوران شروح و حاشيه هایی بر آثار فلسفی و کلامی خواجه نوشتند. مهمترين اين نوع ادبی را می توان در مکتب شيراز ديد. آنچه در دوران عثمانی و يا در طی دوران های مختلف سير فکر کلامی در ايران و شامات و مصر و شبه قاره بعد از سده های هفتم و هشتم در ميان اهل سنت نوشته شده به نحوی ريشه اش به انديشه و کارنامه خواجه طوسي می رسد و در حاشيه آن نوشته شده. شايد مهمترين شخصيت هایی که نام آنان در ادبيات کلامی اهل سنت تا امروز ديده می شود را بتوان مير سيد شريف جرجانی و جلال الدين دوانی و شارحان و يا ناقدان آن دو در عصر عثمانی دانست. اين دو شخصيت آنچه دارند به نحوی ميراثی است از خواجه طوسي. سهم خواجه در کلام اهل سنت بسی بيش از فخر رازي است.
حسن انصاری
جان آگه با #فرهیختگان
برترین علم ،علمِ خودشناسی است
جان جمله علمها اینست این
که بدانی من کیم در یوم دین
قُرَّةُ عَيْنِهِ فيما لايَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فيما لايَبْقى.
متقین در امور فانی زاهدنند ولی در امور باقی مشتاقند
معنای تفکر در نگاه اهل حقیقت چیست؟
پلورالیزم مثبت و منفی به چه معناست؟
بخشی از سخنرانی دکتر سروش " دین شناسی مولانا " جلسه چهارم
امریکا کالیفرنیا دانشگاه استنفورد2015
لینک مستقیم کامل صوتی سخنرانی👇👇👇
https://iutbox.iut.ac.ir/index.php/s/MBL7R5seki2PG9s
لینک مستقیم مشاهده کامل سخنرانی👇👇👇
https://www.youtube.com/watch?v=wY-14hFUGEg&list=PLWSxgHM7OHeeh_92kgl5c96WLI-_kDZpY&index=4
#فرهیختگان صدای فرزانگان
جان جمله علمها اینست این
که بدانی من کیم در یوم دین
قُرَّةُ عَيْنِهِ فيما لايَزُولُ، وَ زَهادَتُهُ فيما لايَبْقى.
متقین در امور فانی زاهدنند ولی در امور باقی مشتاقند
معنای تفکر در نگاه اهل حقیقت چیست؟
پلورالیزم مثبت و منفی به چه معناست؟
بخشی از سخنرانی دکتر سروش " دین شناسی مولانا " جلسه چهارم
امریکا کالیفرنیا دانشگاه استنفورد2015
لینک مستقیم کامل صوتی سخنرانی👇👇👇
https://iutbox.iut.ac.ir/index.php/s/MBL7R5seki2PG9s
لینک مستقیم مشاهده کامل سخنرانی👇👇👇
https://www.youtube.com/watch?v=wY-14hFUGEg&list=PLWSxgHM7OHeeh_92kgl5c96WLI-_kDZpY&index=4
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegram
attach 📎
"بایدن فانتزی در دنیای ما"
هادی خسروشاهین، روزنامهنگار و تحلیلگر روابط بینالملل، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
اول ژانویه۲۰۲۱ است؛ بایدن کلید کاخ سفید را از ترامپ تحویل گرفته است و هنوز چند ساعتی از شروع ریاستجمهوریاش نگذشته که در فرمانی بازگشت ایالاتمتحده به برجام را اعلام میکند. همهی تحریمهایی که در چارچوب کمپین فشار حداکثری در دورهی ترامپ اعمال شد، به کنار مینهد.
در گام بعدی، احتمالا فردی در قد و قوارهی جک سولیوان را مامور گفتوگو و مذاکره با ایران میکند تا همه چیز به ۱۴ ژوئیه۲۰۱۵ یعنی زمان امضای برجام در وین بازگردد.
این جملات روایتی از آیندهی در دسترس و امکانپذیر نیست؛ بلکه اینها همه ساخته و پرداختهی ذهن ایرانی است، تفاوتی هم نمیکند که این فرد در چه مقام و موقعیتی قرار داشته باشد.
همه در آفرینش و خلق این دنیای فانتزی با یکدیگر اشتراکنظر دارند. اما بیگمان، هزینهی چنین تصوراتی از آمریکای پس از ترامپ وقتی افزون میشود که فرد خیالپرداز در جایگاهی مهم در حیطهی تصمیمگیری سیاسی قرار داشته باشد. ازهمینرو، ضروری است قدری این دنیای فانتزی را برهم زد و خواب و خیالها را آشفته کرد.
بهتر است در گام اول به سراغ آن ستون محوریای برویم که همهی این خواب و خیالها به آن تکیه دادهاند. آن مفروضهی بنیادین این است که دولت اوباما و بهطورکلی دموکراتها همواره از سر آشتی با ایران درآمدهاند.
البته، مولفهها و نشانههایی نیز وجود دارد که تا حدی این ادعا را تایید میکند؛ ازجمله برجام. اما آنچه در این میان مورد غفلت قرار میگیرد تا دنیای مطلوب ایرانی ساخته و پرداخته شود، تحولات قبل و بعد از توافق جامع هستهای است.
از نظر دیپلماتها و سیاستمداران ارشد دولت اوباما، آنچه ایران را در نوامبر۲۰۱۳ به پشت میز مذاکرات آورد، موازین و هنجارهای اخلاقی و پرنسیبی نبود؛ بلکه تحریمهایی بود که حداقل از ژانویه و مارس۲۰۱۲ بهطور جدی مورد پیگیری قرار گرفت (تحریم نفت و بانک مرکزی ایران).
اما صرفنظر از این مساله آنچه مهم است، هدفگذاری دولت اوباما از به سرانجام رساندن برجام بود. واقعیت این است که پس از انقلاب۱۹۷۹، ایران به یک معمای همیشگی و چالشساز در سیاستخارجی آمریکا تبدیل شده است. به همین دلیل، هر دولتی در واشنگتن تمام تلاش خود را میکند که مطابق با ایدهها و نظریات استراتژیستهای خود این معما را حل کند.
اما راهکار خاص دولت اوباما حل تدریجی و گامبهگام معمای چهار دههای ایران بود. این دولت پروژهی خود را از فوریترین و اضطراریترین بخش این معمای سخت یعنی برنامهی هستهای آغاز کرد؛ اما به این امید که پس از رفع و رجوع این بخش، وارد فازهای دیگر حل معما شود.
درواقع، برنامهی موشکی، نقش منطقهای، تروریسم و غیره به ترتیب در مراحل دیگر این استراتژی کلان دموکراتها قرار داشتند.
اوباما در نامهای که اسفند سال۱۳۹۴ یعنی تقریبا ۹ماه پس از امضای برجام خطاب به حسن روحانی نوشته بود، از این برنامهی خود بهطور رسمی رونمایی کرده بود.
مفاد این نامه هیچگاه علنی نشد؛ ولی منابع مطلع در آن مقطع زمانی این نکته را بیان میکردند که اوباما در این نامه از آمادگی واشنگتن برای حل سایر مسائل باقیمانده با ایران خبر داده بود. مجید تختروانچی در گفتوگویی که در سال۱۳۹۷ با وی داشتم، بهطور ضمنی اصل وجود این نامه را تایید کرد.
احتمالا در راستای محتویات همین نامه بود که روحانی در پیام نوروزی سال۱۳۹۶ در لفافه از برجام ۲ و ۳ سخن گفت؛ اما واکنش رهبری طی سخنرانی سالیانه در مشهد در همان برههی زمانی هرگونه طرح و برنامه برای تداوم مذاکرات میان ایران و آمریکا را مسدود کرد.
چنین انسدادی برای استراتژیستهای دولت اوباما معنای مهم و درعین حال ناامیدکنندهای داشت: «معمای ایران به طور تدریجی و گامبهگام حلشدنی نیست». اما این نتیجهگیری در مقطع زمانیای حاصل شده بود که حداقل بخشی از تحریمهای ایران ازجمله در زمینهی نفت، بانک مرکزی و کشتیرانی تعلیق شده بود.
به همین دلیل، اوباما تلاش کرد در یک سال باقیمانده به پایان دولتش رفتار کجدارومریزی را در قبال اجرای برجام اتخاذ کند؛ یعنی تا آنجا که ممکن بود در حوزهی لغو تحریمهای ثانویه تعلل بورزد تا اهرم فشار را برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات بهطور کامل از دست ندهد.
بهطور مثال، صدور مجوز فروش ایرباس و بوئینگ تا جایی که ممکن بود به تعویق انداخته شد و سرانجام پس از ۱۱ماه موافقت با این فروش عملیاتی شد. اما کار به همینجا نیز ختم نشد..
🔅متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/بایدن-فانتزی-در-دنیای-ما-07-21
هادی خسروشاهین، روزنامهنگار و تحلیلگر روابط بینالملل، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
اول ژانویه۲۰۲۱ است؛ بایدن کلید کاخ سفید را از ترامپ تحویل گرفته است و هنوز چند ساعتی از شروع ریاستجمهوریاش نگذشته که در فرمانی بازگشت ایالاتمتحده به برجام را اعلام میکند. همهی تحریمهایی که در چارچوب کمپین فشار حداکثری در دورهی ترامپ اعمال شد، به کنار مینهد.
در گام بعدی، احتمالا فردی در قد و قوارهی جک سولیوان را مامور گفتوگو و مذاکره با ایران میکند تا همه چیز به ۱۴ ژوئیه۲۰۱۵ یعنی زمان امضای برجام در وین بازگردد.
این جملات روایتی از آیندهی در دسترس و امکانپذیر نیست؛ بلکه اینها همه ساخته و پرداختهی ذهن ایرانی است، تفاوتی هم نمیکند که این فرد در چه مقام و موقعیتی قرار داشته باشد.
همه در آفرینش و خلق این دنیای فانتزی با یکدیگر اشتراکنظر دارند. اما بیگمان، هزینهی چنین تصوراتی از آمریکای پس از ترامپ وقتی افزون میشود که فرد خیالپرداز در جایگاهی مهم در حیطهی تصمیمگیری سیاسی قرار داشته باشد. ازهمینرو، ضروری است قدری این دنیای فانتزی را برهم زد و خواب و خیالها را آشفته کرد.
بهتر است در گام اول به سراغ آن ستون محوریای برویم که همهی این خواب و خیالها به آن تکیه دادهاند. آن مفروضهی بنیادین این است که دولت اوباما و بهطورکلی دموکراتها همواره از سر آشتی با ایران درآمدهاند.
البته، مولفهها و نشانههایی نیز وجود دارد که تا حدی این ادعا را تایید میکند؛ ازجمله برجام. اما آنچه در این میان مورد غفلت قرار میگیرد تا دنیای مطلوب ایرانی ساخته و پرداخته شود، تحولات قبل و بعد از توافق جامع هستهای است.
از نظر دیپلماتها و سیاستمداران ارشد دولت اوباما، آنچه ایران را در نوامبر۲۰۱۳ به پشت میز مذاکرات آورد، موازین و هنجارهای اخلاقی و پرنسیبی نبود؛ بلکه تحریمهایی بود که حداقل از ژانویه و مارس۲۰۱۲ بهطور جدی مورد پیگیری قرار گرفت (تحریم نفت و بانک مرکزی ایران).
اما صرفنظر از این مساله آنچه مهم است، هدفگذاری دولت اوباما از به سرانجام رساندن برجام بود. واقعیت این است که پس از انقلاب۱۹۷۹، ایران به یک معمای همیشگی و چالشساز در سیاستخارجی آمریکا تبدیل شده است. به همین دلیل، هر دولتی در واشنگتن تمام تلاش خود را میکند که مطابق با ایدهها و نظریات استراتژیستهای خود این معما را حل کند.
اما راهکار خاص دولت اوباما حل تدریجی و گامبهگام معمای چهار دههای ایران بود. این دولت پروژهی خود را از فوریترین و اضطراریترین بخش این معمای سخت یعنی برنامهی هستهای آغاز کرد؛ اما به این امید که پس از رفع و رجوع این بخش، وارد فازهای دیگر حل معما شود.
درواقع، برنامهی موشکی، نقش منطقهای، تروریسم و غیره به ترتیب در مراحل دیگر این استراتژی کلان دموکراتها قرار داشتند.
اوباما در نامهای که اسفند سال۱۳۹۴ یعنی تقریبا ۹ماه پس از امضای برجام خطاب به حسن روحانی نوشته بود، از این برنامهی خود بهطور رسمی رونمایی کرده بود.
مفاد این نامه هیچگاه علنی نشد؛ ولی منابع مطلع در آن مقطع زمانی این نکته را بیان میکردند که اوباما در این نامه از آمادگی واشنگتن برای حل سایر مسائل باقیمانده با ایران خبر داده بود. مجید تختروانچی در گفتوگویی که در سال۱۳۹۷ با وی داشتم، بهطور ضمنی اصل وجود این نامه را تایید کرد.
احتمالا در راستای محتویات همین نامه بود که روحانی در پیام نوروزی سال۱۳۹۶ در لفافه از برجام ۲ و ۳ سخن گفت؛ اما واکنش رهبری طی سخنرانی سالیانه در مشهد در همان برههی زمانی هرگونه طرح و برنامه برای تداوم مذاکرات میان ایران و آمریکا را مسدود کرد.
چنین انسدادی برای استراتژیستهای دولت اوباما معنای مهم و درعین حال ناامیدکنندهای داشت: «معمای ایران به طور تدریجی و گامبهگام حلشدنی نیست». اما این نتیجهگیری در مقطع زمانیای حاصل شده بود که حداقل بخشی از تحریمهای ایران ازجمله در زمینهی نفت، بانک مرکزی و کشتیرانی تعلیق شده بود.
به همین دلیل، اوباما تلاش کرد در یک سال باقیمانده به پایان دولتش رفتار کجدارومریزی را در قبال اجرای برجام اتخاذ کند؛ یعنی تا آنجا که ممکن بود در حوزهی لغو تحریمهای ثانویه تعلل بورزد تا اهرم فشار را برای بازگرداندن ایران به میز مذاکرات بهطور کامل از دست ندهد.
بهطور مثال، صدور مجوز فروش ایرباس و بوئینگ تا جایی که ممکن بود به تعویق انداخته شد و سرانجام پس از ۱۱ماه موافقت با این فروش عملیاتی شد. اما کار به همینجا نیز ختم نشد..
🔅متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/بایدن-فانتزی-در-دنیای-ما-07-21
Telegraph
بایدن فانتزی در دنیای ما
هادی خسروشاهین روزنامهنگار و تحلیلگر روابط بینالملل اول ژانویه۲۰۲۱ است؛ بایدن کلید کاخ سفید را از ترامپ تحویل گرفته است و هنوز چند ساعتی از شروع ریاستجمهوریاش نگذشته که در فرمانی بازگشت ایالاتمتحده به برجام را اعلام میکند. همهی تحریمهایی که در چارچوب…
♦️حجتالاسلام صدّیقی و یا مصطفی ملکیان؛ تفاوت نمیکند.
✍️ حجتالاسلام دکتر مهراب صادقنیا
🔻این سالها فیلسوفانی چون استاد مصطفی ملکیان، عبدالکریم سروش، آرش نراقی و یا حتی، محمود سریعالقلم بیش و کم در نقش معلمان اخلاق ظاهر میشوند. آنها نسخههای فلسفی-روانشناختیای از اخلاق میپیچند و به مخاطبان خود ارائه میدهند. و البته، این نسخهها برای نسلی که به هر دلیل از معلمان سنتیِ اخلاق رویگردان و گریزان شده است، تا اندازه زیادی کِشش هم دارد. به همین دلیل، توصیههای اخلاقی و تربیتی این اساتید دست به دست در فضای مجازی میچرخد و از این پیج به آن پیج کپی پِیست میشود.
🔻با این حال، به همان دلیلی که موعظههای روحانیان سنتیای چون صدیقی، عالی، کاشانی، و رفیعی کاری از پیش نمیبرند و گِرهی از وضعیّتِ فروبستهی اخلاق در جامعه باز نمیکنند، از این توصیهها نیز آبی گرم نخواهد شد.
🔻بزرگترین مشکل این بیانیههای اخلاقی آن است که تفاوت انسان سنتی و مدرن را نمیدانند.
شعار "خودسازی کنید تا جامعه ساخته شود" و یا گمان این که جامعهی اخلاقی محصول انسانهای اخلاقی است، مبنای نظری تعلیم اخلاق برای انسان سنتی بود؛ ولی حالا چند دهه است که آن اندیشه جای خود را به رویکرد جدیدی به انسان داده است. علوم انسانی جدید انسان را سکّهای معلّق در آسمان ندانسته، و بر خلاف نگاههای سنّتی معتقداند که انسان فرآوردهی جامعهی خویش است و نه سازندهی آن. علم جدید معتقد است که کلیّت جامعه چیزی بیش از افراد آن است. خودسازی همهی افراد یک جامعه، اگر آن را یک شوخی سرگرمکننده معلمان اخلاق ندانیم، نمیتواند به دگرگونی سیستم و نظم اجتماعی کمک کرده و آن را اخلاقی کند.
🔻این فیلسوفان واژگان سنتی را لباسی تازه پوشاندهاند و شراب کُهنه را در جامی نو ریختهاند. آنها به جای منبر تریبون دارند و گرنه حرف همان حرف است. جان کلام هر دو در توصیّههای جذّاب و البته عامیانه «مشغول خویشتن شدن» است؛ غافل از این که خویشتن آدمها در جامعهای ریشه دارد که از آن سر برآوردهاند. آدمها حتّی اگر بخواهند خود را بسازند و چیزی بهتر از آنی باشند که هستند، "مفهوم بهتر بودن" را نیز از همان جامعهای دارند که در آن رشد کرده و به آن پیوستگی دارند. انسان جدید، فکرش، فهماش، نظام اخلاقیاش، آرمانها و ایدهآلهایش همه و همه فرآوردهی جامعه هستند و نباید امیدوار بود که بدون دگرگونی در ساختار و نظم جامعه، تغییری در او پدید بیاید.
🔻برای ساختن یک جامعهی اخلاقی باید مفهومِ انسان جدید را شناخت. نمیتوان اخلاق را با شیوههای سنتی در جوامع مدرن تعلیم داد. اگر نخواهیم خوشبین باشیم، بیانیههای اخلاقی فیلسوفانی که با تمرکز بر خویشتنِ انسانها آنها را موعظه میکنند، کارکردی جز "تخدیر" آدمها و مایوس کردنشان ندارد.
مهراب صادقنیا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
✍️ حجتالاسلام دکتر مهراب صادقنیا
🔻این سالها فیلسوفانی چون استاد مصطفی ملکیان، عبدالکریم سروش، آرش نراقی و یا حتی، محمود سریعالقلم بیش و کم در نقش معلمان اخلاق ظاهر میشوند. آنها نسخههای فلسفی-روانشناختیای از اخلاق میپیچند و به مخاطبان خود ارائه میدهند. و البته، این نسخهها برای نسلی که به هر دلیل از معلمان سنتیِ اخلاق رویگردان و گریزان شده است، تا اندازه زیادی کِشش هم دارد. به همین دلیل، توصیههای اخلاقی و تربیتی این اساتید دست به دست در فضای مجازی میچرخد و از این پیج به آن پیج کپی پِیست میشود.
🔻با این حال، به همان دلیلی که موعظههای روحانیان سنتیای چون صدیقی، عالی، کاشانی، و رفیعی کاری از پیش نمیبرند و گِرهی از وضعیّتِ فروبستهی اخلاق در جامعه باز نمیکنند، از این توصیهها نیز آبی گرم نخواهد شد.
🔻بزرگترین مشکل این بیانیههای اخلاقی آن است که تفاوت انسان سنتی و مدرن را نمیدانند.
شعار "خودسازی کنید تا جامعه ساخته شود" و یا گمان این که جامعهی اخلاقی محصول انسانهای اخلاقی است، مبنای نظری تعلیم اخلاق برای انسان سنتی بود؛ ولی حالا چند دهه است که آن اندیشه جای خود را به رویکرد جدیدی به انسان داده است. علوم انسانی جدید انسان را سکّهای معلّق در آسمان ندانسته، و بر خلاف نگاههای سنّتی معتقداند که انسان فرآوردهی جامعهی خویش است و نه سازندهی آن. علم جدید معتقد است که کلیّت جامعه چیزی بیش از افراد آن است. خودسازی همهی افراد یک جامعه، اگر آن را یک شوخی سرگرمکننده معلمان اخلاق ندانیم، نمیتواند به دگرگونی سیستم و نظم اجتماعی کمک کرده و آن را اخلاقی کند.
🔻این فیلسوفان واژگان سنتی را لباسی تازه پوشاندهاند و شراب کُهنه را در جامی نو ریختهاند. آنها به جای منبر تریبون دارند و گرنه حرف همان حرف است. جان کلام هر دو در توصیّههای جذّاب و البته عامیانه «مشغول خویشتن شدن» است؛ غافل از این که خویشتن آدمها در جامعهای ریشه دارد که از آن سر برآوردهاند. آدمها حتّی اگر بخواهند خود را بسازند و چیزی بهتر از آنی باشند که هستند، "مفهوم بهتر بودن" را نیز از همان جامعهای دارند که در آن رشد کرده و به آن پیوستگی دارند. انسان جدید، فکرش، فهماش، نظام اخلاقیاش، آرمانها و ایدهآلهایش همه و همه فرآوردهی جامعه هستند و نباید امیدوار بود که بدون دگرگونی در ساختار و نظم جامعه، تغییری در او پدید بیاید.
🔻برای ساختن یک جامعهی اخلاقی باید مفهومِ انسان جدید را شناخت. نمیتوان اخلاق را با شیوههای سنتی در جوامع مدرن تعلیم داد. اگر نخواهیم خوشبین باشیم، بیانیههای اخلاقی فیلسوفانی که با تمرکز بر خویشتنِ انسانها آنها را موعظه میکنند، کارکردی جز "تخدیر" آدمها و مایوس کردنشان ندارد.
مهراب صادقنیا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
اشتراک و افتراق منافع با چین!
هنوز بحث و جنجال پیرامون توافقنامه همکاری جامع میان چین و ایران داغ بود که به دنبال سخنان وزیر خارجه مساله توسعه توافقنامه همکاری با روسیه نیز تنور این بحثها داغتر و چشمانداز پازل شرقی شدن رویکرد سیاست خارجی کشور نیز روشنتر شد. با کنکاش آرای موافقان و مخالفان این رویکرد، به نظر میرسد که غالب جهتگیریها از خاستگاهی سوگیرانه و نه واقعبینانه بر میخیزد و توجیهات هر دو طیف نیز بیشتر منبعث از دو گانه غربستیزی و شرقستیزی است تا برگرفته از واقعیتهای سیاست و الزامات روابط بینالملل در جهان معاصر و ضرورت توسعه مناسبات خارجی. در وهله اول، این رویکرد سیاست خارجی ایران منعکس کننده نوعی همسویی ناچاری میان دو طیف طرفدار روابط با شرق و غرب در حاکمیت به دنبال شکست برجام و سست شدن موقعیت طیف طرفدار بهبود روابط با آمریکاست.
در درجه بعدی نیز، پر واضح است که کاربست رویکرد به شرق در سیاست خارجی نتیجه طبیعی شدت گرفتن کارزار با غرب و به ویژه آمریکا است و به نظر میرسد همین بالا گرفتن تنش و گره خوردن هر نوع گشایشی در روابط با غرب به مابازاهای کلان، نزدیکی بیشتر به چین و روسیه را به الزامی ناگزیر مبدل ساخته که جدا از اهداف راهبردی بلندمدت، گویا هدف مقطعی یافتن گریزگاهی در مقابل سیاست فشار حداکثری آمریکا در بعد اقتصادی آن برای عبور از این دوره دشوار است.
پیداست که ایران همذاتپنداری سیاسی و امنیتی با دو قدرت شرقی در تقابل با غرب و شدت گرفتن اختلافات میان دو بلوک را محملی طبیعی برای نزدیکی به اجماع شرق و توسعه روابط با آن به ویژه در شرایط کنونی میداند و از این رهگذر منافعی را به ویژه در بعد اقتصادی برای تابآوری در مواجهه با آمریکا جستجو میکند.
واقعیت اما این است که تقابل میان جمهوری اسلامی و غرب به ویژه آمریکا با تنش میان دو اجماع شرق و غرب از یک جنس نیست، بلکه اولی از خاستگاه عداوت و دشمنی است و دیگری از جنس رقابت است که در چارچوبی متعارف و بر پایه پذیرش نظم جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و فروپاشی شوروی صورت میگیرد. در این میان، چین بر عکس روسیه که همچنان به ماهیت سختافزاری و نظامی رقابت باور دارد، زود دریافت که اقتصاد مهمترین فاکتور در این رقابت است و برنامه توسعه اقتصادی مدونی به اجرا گذاشت كه بر اساس آن، روابط اقتصادی خود را با رقیب آمریکایی به طرز چشمگیری توسعه داد؛ تا جایی که از 4 میلیارد دلار صادرات در سال 1985 به هم اکنون حدود 300 میلیارد دلار رسانده و همین هر نوع مواجهه با چین را برای آمریکا بسیار پرهزینه کرده است.
اما از طرف دیگر، چنان منافع اقتصادی چین با آمریکا در هم تنیده شده که عملا تشدید جنگ اقتصادی آمریکا علیه کشور به همان اندازه که مشوق ایران برای نزدیکی به چین است، مانع پکن برای تجارت با ایران و دور زدن تحریمهاست و توقع این که این ائتلاف برآیند اقتصادی چشمگیری در این شرایط تحریم داشته باشد، واقعبینانه نیست.
تالی منطقی چنین مسالهای هم این است که بدون کاهش تنش با غرب و آمریکا که آن هم فعلا متصور نیست، نزدیکی به شرق و هر توافقنامهای برگردان اقتصادی ملموسی نخواهد داشت؛ هر چند در دیگر زمینههای سیاسی و امنیتی میتواند همگرایی میان ایران و این دو قدرت شرقی را بیشتر کند. البته نباید غافل از این مساله هم شد که این نزدیکی در عین حال میتواند قدرت چانهزنی پکن و مسکو در تنش با غرب بالا برد.
اما فارغ از اینها، هم چین و هم روسیه سیاست خاورمیانهای متوازنی را دنبال میکنند و عملا در بلوکبندیهای ژئوپلیتیک منطقهای (میان تهران و ریاض) که آن هم در حقیقت تابعی از تنش مرکب میان آمریکا و ایران شده است، از قرار گرفتن له یا علیه طرفی خودداری، ولی در عین حال بجد منافع اقتصادی خود را پیگیری کرده و شرایط را برای توسعه مناسبات اقتصادی با رقبای منطقهای ایران به ویژه عربستان مهیاتر میدانند و اساسا حجم مبادلات تجاری چین با آنها بسیار بیشتر است؛ به عنوان مثال اکنون بزرگترین شریک تجاری عربستان با حدود 80 میلیارد دلار مراوده تجاری سالیانه شده که یک همپیمان مهم آمریکا در منطقه است؛ در حالی که مبادلات تجاری عربستان با آمریکا 46 میلیارد دلار است.
مخلص کلام این که توسعه روابط خارجی به ویژه با قدرتی اقتصادی مثل چین یک امر مطلوب و ضرورت است؛ اما تحقق همزمان آن در همه زمینهها الزامات، ظرافتها و شرایط خاصی را میطلبد. امروزه هر چند روابط اقتصادی کشورها متاثر از فاکتورهای سیاسی و امنیتی وغیره است، اما تا حدود زیادی مسیر جداگانهای را طی میکند و بیشتر تابع منافع اقتصادی است. از این رو، اشتراک منافع سیاسی و امنیتی لزوما نمیتواند به معنای اشتراک منافع اقتصادی هم باشد؛ چه بسا کشورهایی در عین تعارض منافع ژئوپلیتکی و سیاسی، اما منافع اقتصادی در هم تنیدهای دارند.
صابر گلعنبری
هنوز بحث و جنجال پیرامون توافقنامه همکاری جامع میان چین و ایران داغ بود که به دنبال سخنان وزیر خارجه مساله توسعه توافقنامه همکاری با روسیه نیز تنور این بحثها داغتر و چشمانداز پازل شرقی شدن رویکرد سیاست خارجی کشور نیز روشنتر شد. با کنکاش آرای موافقان و مخالفان این رویکرد، به نظر میرسد که غالب جهتگیریها از خاستگاهی سوگیرانه و نه واقعبینانه بر میخیزد و توجیهات هر دو طیف نیز بیشتر منبعث از دو گانه غربستیزی و شرقستیزی است تا برگرفته از واقعیتهای سیاست و الزامات روابط بینالملل در جهان معاصر و ضرورت توسعه مناسبات خارجی. در وهله اول، این رویکرد سیاست خارجی ایران منعکس کننده نوعی همسویی ناچاری میان دو طیف طرفدار روابط با شرق و غرب در حاکمیت به دنبال شکست برجام و سست شدن موقعیت طیف طرفدار بهبود روابط با آمریکاست.
در درجه بعدی نیز، پر واضح است که کاربست رویکرد به شرق در سیاست خارجی نتیجه طبیعی شدت گرفتن کارزار با غرب و به ویژه آمریکا است و به نظر میرسد همین بالا گرفتن تنش و گره خوردن هر نوع گشایشی در روابط با غرب به مابازاهای کلان، نزدیکی بیشتر به چین و روسیه را به الزامی ناگزیر مبدل ساخته که جدا از اهداف راهبردی بلندمدت، گویا هدف مقطعی یافتن گریزگاهی در مقابل سیاست فشار حداکثری آمریکا در بعد اقتصادی آن برای عبور از این دوره دشوار است.
پیداست که ایران همذاتپنداری سیاسی و امنیتی با دو قدرت شرقی در تقابل با غرب و شدت گرفتن اختلافات میان دو بلوک را محملی طبیعی برای نزدیکی به اجماع شرق و توسعه روابط با آن به ویژه در شرایط کنونی میداند و از این رهگذر منافعی را به ویژه در بعد اقتصادی برای تابآوری در مواجهه با آمریکا جستجو میکند.
واقعیت اما این است که تقابل میان جمهوری اسلامی و غرب به ویژه آمریکا با تنش میان دو اجماع شرق و غرب از یک جنس نیست، بلکه اولی از خاستگاه عداوت و دشمنی است و دیگری از جنس رقابت است که در چارچوبی متعارف و بر پایه پذیرش نظم جهانی برآمده از جنگ جهانی دوم، جنگ سرد و فروپاشی شوروی صورت میگیرد. در این میان، چین بر عکس روسیه که همچنان به ماهیت سختافزاری و نظامی رقابت باور دارد، زود دریافت که اقتصاد مهمترین فاکتور در این رقابت است و برنامه توسعه اقتصادی مدونی به اجرا گذاشت كه بر اساس آن، روابط اقتصادی خود را با رقیب آمریکایی به طرز چشمگیری توسعه داد؛ تا جایی که از 4 میلیارد دلار صادرات در سال 1985 به هم اکنون حدود 300 میلیارد دلار رسانده و همین هر نوع مواجهه با چین را برای آمریکا بسیار پرهزینه کرده است.
اما از طرف دیگر، چنان منافع اقتصادی چین با آمریکا در هم تنیده شده که عملا تشدید جنگ اقتصادی آمریکا علیه کشور به همان اندازه که مشوق ایران برای نزدیکی به چین است، مانع پکن برای تجارت با ایران و دور زدن تحریمهاست و توقع این که این ائتلاف برآیند اقتصادی چشمگیری در این شرایط تحریم داشته باشد، واقعبینانه نیست.
تالی منطقی چنین مسالهای هم این است که بدون کاهش تنش با غرب و آمریکا که آن هم فعلا متصور نیست، نزدیکی به شرق و هر توافقنامهای برگردان اقتصادی ملموسی نخواهد داشت؛ هر چند در دیگر زمینههای سیاسی و امنیتی میتواند همگرایی میان ایران و این دو قدرت شرقی را بیشتر کند. البته نباید غافل از این مساله هم شد که این نزدیکی در عین حال میتواند قدرت چانهزنی پکن و مسکو در تنش با غرب بالا برد.
اما فارغ از اینها، هم چین و هم روسیه سیاست خاورمیانهای متوازنی را دنبال میکنند و عملا در بلوکبندیهای ژئوپلیتیک منطقهای (میان تهران و ریاض) که آن هم در حقیقت تابعی از تنش مرکب میان آمریکا و ایران شده است، از قرار گرفتن له یا علیه طرفی خودداری، ولی در عین حال بجد منافع اقتصادی خود را پیگیری کرده و شرایط را برای توسعه مناسبات اقتصادی با رقبای منطقهای ایران به ویژه عربستان مهیاتر میدانند و اساسا حجم مبادلات تجاری چین با آنها بسیار بیشتر است؛ به عنوان مثال اکنون بزرگترین شریک تجاری عربستان با حدود 80 میلیارد دلار مراوده تجاری سالیانه شده که یک همپیمان مهم آمریکا در منطقه است؛ در حالی که مبادلات تجاری عربستان با آمریکا 46 میلیارد دلار است.
مخلص کلام این که توسعه روابط خارجی به ویژه با قدرتی اقتصادی مثل چین یک امر مطلوب و ضرورت است؛ اما تحقق همزمان آن در همه زمینهها الزامات، ظرافتها و شرایط خاصی را میطلبد. امروزه هر چند روابط اقتصادی کشورها متاثر از فاکتورهای سیاسی و امنیتی وغیره است، اما تا حدود زیادی مسیر جداگانهای را طی میکند و بیشتر تابع منافع اقتصادی است. از این رو، اشتراک منافع سیاسی و امنیتی لزوما نمیتواند به معنای اشتراک منافع اقتصادی هم باشد؛ چه بسا کشورهایی در عین تعارض منافع ژئوپلیتکی و سیاسی، اما منافع اقتصادی در هم تنیدهای دارند.
صابر گلعنبری
ديكتاتورها بیكس و تنهايند!
محمدحسین كریمیپور
مرگ ژوزف استالين، درس بزرگيست. شاخصترين ديكتاتور قرن بيستم تا ساعتها بعد از سكته، هنوز در بسترش، زندهبود و در تنهايي، جان میكند. در حالی كه تيم پزشکیِ مخصوص ، تنها چند قدم دورتر مستقر بودند، ژوزفِ مخوف از رسيدن سادهترين امداد طبي، محروم ماند.
صبح بعد از سكته، عليرغم تاخير طولاني و بیسابقه او برای آغاز برنامه روزانه، هيچ یک از اعضاي مضطرب دفتر و گارد، جرات نكرده بودند در بزنند و حالش را بپرسند. شب قبل، پيرمرد مخوف وقتي مي رفت بخوابد به لفظِ مباركِ خودش، گفته بود كسي مزاحمش نشود! فرمان او، هرچه بود ، در سراسر دنياي سرخ، ياسايي مقدس بود.
ساعتها طول كشيد تا مسئولين دفتر جرات كردند تا به هيات رييسه اتحاد جماهير شوروي خبر دهند كه استالين از اتاق خواب خارج نشده است . اعضاي دفتر و افسران گارد، ميترسيدند تمام اينها، نقشه پيرمرد موذي براي سنجش ميزان وفاداري آنها باشد. اعضاي كادر رهبري شوروي هم تا همهشان جمع نشدند، جرات نكردند در اتاق خواب را بگشايند. آنها هم میترسيدند مانند دهها چهره شاخص حزب و ارتش، به اتهام واهي دسيسه عليه استالين، راهي سياه چالهاي موحش ک.گ.ب. در ميدان لوبيانكا شوند.
آنجا روي تخت، صورت بنفش پيرمرد مفلوک، اصلا شبيه امپراطور نيمي از ارض مسكون نبود. مردي كه چند سال پيش از آن، نظم دو قطبي جهان را معماري كرده بود، از تنظيم مصلحت شخص خودش ناتوان ماند!
ديكتاتورها، چون نيک بنگري، به طرز رقت باري، بیكس و تنهايند.
جان آگه با #فرهیختگان
محمدحسین كریمیپور
مرگ ژوزف استالين، درس بزرگيست. شاخصترين ديكتاتور قرن بيستم تا ساعتها بعد از سكته، هنوز در بسترش، زندهبود و در تنهايي، جان میكند. در حالی كه تيم پزشکیِ مخصوص ، تنها چند قدم دورتر مستقر بودند، ژوزفِ مخوف از رسيدن سادهترين امداد طبي، محروم ماند.
صبح بعد از سكته، عليرغم تاخير طولاني و بیسابقه او برای آغاز برنامه روزانه، هيچ یک از اعضاي مضطرب دفتر و گارد، جرات نكرده بودند در بزنند و حالش را بپرسند. شب قبل، پيرمرد مخوف وقتي مي رفت بخوابد به لفظِ مباركِ خودش، گفته بود كسي مزاحمش نشود! فرمان او، هرچه بود ، در سراسر دنياي سرخ، ياسايي مقدس بود.
ساعتها طول كشيد تا مسئولين دفتر جرات كردند تا به هيات رييسه اتحاد جماهير شوروي خبر دهند كه استالين از اتاق خواب خارج نشده است . اعضاي دفتر و افسران گارد، ميترسيدند تمام اينها، نقشه پيرمرد موذي براي سنجش ميزان وفاداري آنها باشد. اعضاي كادر رهبري شوروي هم تا همهشان جمع نشدند، جرات نكردند در اتاق خواب را بگشايند. آنها هم میترسيدند مانند دهها چهره شاخص حزب و ارتش، به اتهام واهي دسيسه عليه استالين، راهي سياه چالهاي موحش ک.گ.ب. در ميدان لوبيانكا شوند.
آنجا روي تخت، صورت بنفش پيرمرد مفلوک، اصلا شبيه امپراطور نيمي از ارض مسكون نبود. مردي كه چند سال پيش از آن، نظم دو قطبي جهان را معماري كرده بود، از تنظيم مصلحت شخص خودش ناتوان ماند!
ديكتاتورها، چون نيک بنگري، به طرز رقت باري، بیكس و تنهايند.
جان آگه با #فرهیختگان
⭕️آقای روحانی! با تشویق به تجمعهای محرم زمینهساز صدها مرگ میشوید
محمدرضا جلائیپور
آقای روحانی! امروز فرمودهاید تجمعهای عزاداری محرم «باید» برگزار شود، «حتی در مناطق قرمز و زرد»! تصریح کردهاید که با «رعایت پروتکلهای بهداشتی»، اما گویی توجه نداشتهاید که با باید گفتن شما این پروتکلها در همه جا رعایت نخواهد شد و به همین دلیل است که طبق پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی و اجماع متخصصان، دولتهای مسئول همهٔ تجمعات را در ماههای گذشته ممنوع کردهاند.
مناسک جمعی عزاداریهای محرم، در کنار نوروز، بزرگترین آیین جمعی ایرانیان است و ممنوع نشدن این تجمعات در شرایط شیوع کرونا بدون شک به ابتلای دهها هزار و مرگ صدها ایرانی خواهد انجامید. خودتان بهتر میدانید هیچ نهاد ناظری توانایی ضمانت رعایت پروتکلهای بهداشتی توسط میلیونها شرکتکننده در تجمعهای عزاداری را ندارد و اگر برگزاری عزاداریهای جمعی حضوری ممنوع نباشد عملا دهها هزار تجمع انسانی، بعضا متراکم و عموما در فضاهای بسته تشکیل خواهد شد. در فضاهای بسته یا جمعیتهای متراکم حتی با زدن ماسک هم امکان مبتلا کردن دیگران بالاست.
این تصمیم بسیار غیرمسئولانهٔ دولت در شرایطی گرفته میشود که ایران تنها کشور بزرگ جهان است که با موج دوم مرگِ بلندتر از موج اول مواجه است و تنها سه استان ایران شهرستان قرمز ندارند، در سطح کشور وضعیت ۱۷۲ شهرستان قرمز (بسیار پرخطر) و ۱۳۸ شهرستان نارنجی (پرخطر) است و تنها یک شهرستان (ابوموسی) وضعیت سبز (بیخطر) دارد. هیچ متخصصی تردید ندارد که در این شرایط برگزاری دهها هزار اجتماع عزاداری به وخامت بیشتر وضعیت و ابتلای هزاران و مرگ پیشگیریپذیرِ صدها هموطنمان خواهد انجامید.
شما در صورت تجدیدنظر نکردن در این تصمیم غیرمسئولانه و غیرکارشناسانه زمینهساز صدها مرگ خواهید بود. صدها جان شیرینی که زندگی ارزشمندشان با این تصمیم اشتباه پایان میگیرد و هزاران هموطنمان را داغدار میکند. عزاداران سیدالشهدا را با این تصمیم اشتباه قربانی نکنید. هموطنانتان را با این خطای آشکار به کام مرگ نفرستید. آیا اگر یکی از صدها انسانی که در اثر این تصمیم اشتباه جانشان را از دست خواهند داد خودتان یا فرزندتان یا یکی از عزیزانتان باشد هم به همین راحتی میگویید حتی در شهرهای قرمز هم باید اجتماعات عزاداری برگزار شود؟ جان صدها هموطنی که قطعا با عدم ممنوعیت برگزاری اجتماعات محرم در شرایط بحرانی کرونا از دست خواهد رفت برایتان ارزشی ندارد؟
مناسک جمعی نوروز و اجتماعات رمضان به خاطر حفظ جان انسانها در شرایط شیوع کرونا امسال ممنوع بود. از این جهت چه تفاوتی است میان نوروز و رمضان و محرم؟ امروز تعداد مرگ روزانهٔ کرونا و تعداد شهرستانهای قرمز حتی از رمضان و نوروز هم بیشتر است. کلاسهای حضوریِ مدارس و دانشگاهها و عروسیها و ختمها به خاطر پیشگیری از ابتلا و مرگ هموطنانمان تعطیل شدهاند. چرا به همین دلیل (وجوبِ حفظ سلامتی و جان انسانها) که اخلاقا و شرعا بر هر مستحب دیگری مقدم است تجمعهای حضوری محرم نباید ممنوع شود؟ مهمترین وظیفهٔ دولت حفاظت از جان و سلامت شهروندانش نیست؟ آیا خدای سیدالشهدا به مرگ پیشگیریپذیر هزاران عزادار او و این تصمیم فوقالعاده غیرمسئولانهٔ دولت راضی است؟
مگر تعطیلی اضطراری و استثنایی تجمعهای رمضانی در امسال مانع برگزاری مناسک جمعی رمضانی در سالهای بعد است که یک سال ممنوعیت تجمعهای حضوری محرم برای پیشگیری از مرگ عزاداران مانع تداوم پررونق مناسک محرم در سالهای بعد باشد؟ وقتی کلاسهای میلیونها دانشآموز و دانشجو به اضطرار غیرحضوری و آنلاین میشود، مگر نمیشود یکسال استثنائا عزاداری هم آنلاین و در رسانهها برگزار شود؟
شک نکنید که این تصمیم غیرمسئولانه اگر تغییر نکند به هزاران ابتلا خواهد انجامید و انتشار اخبار این ابتلاهای پیشگیریپذیر و مرگ عزاداران حسینی مایهٔ انتقاد بهحق بسیاری از شهروندان به دولت شما و وهنِ مناسک دینی خواهد شد. شما در قبال نتایج پیشبینیپذیر این تصمیم مسئولید. با این تصمیم زمینهساز مرگ صدها انسان نشوید.
به جای این تصمیمات غیرکارشناسانه برای کنترل موج بلند و دوم مرگ کرونا در ایران تصمیمات کارساز و موثر بگیرید و فکری به حال وضعیت تاسفبار تامین داروهای بیماران کرونا بکنید. کادر درمان در حال فرسایش است، دهها هزار ایرانی داغدار عزیزانشان و میلیونها ایرانی بیکار شدهاند. به جای مدیریت بهتر و موثرتر بحران با استفاده از تجربهٔ جوامع موفقتر، با آزاد کردن دهها هزار تجمع محرم بر عمق بحران و تعداد قربانیان کرونا نیفزایید.
جان آگه با #فرهیختگان
محمدرضا جلائیپور
آقای روحانی! امروز فرمودهاید تجمعهای عزاداری محرم «باید» برگزار شود، «حتی در مناطق قرمز و زرد»! تصریح کردهاید که با «رعایت پروتکلهای بهداشتی»، اما گویی توجه نداشتهاید که با باید گفتن شما این پروتکلها در همه جا رعایت نخواهد شد و به همین دلیل است که طبق پیشنهاد سازمان بهداشت جهانی و اجماع متخصصان، دولتهای مسئول همهٔ تجمعات را در ماههای گذشته ممنوع کردهاند.
مناسک جمعی عزاداریهای محرم، در کنار نوروز، بزرگترین آیین جمعی ایرانیان است و ممنوع نشدن این تجمعات در شرایط شیوع کرونا بدون شک به ابتلای دهها هزار و مرگ صدها ایرانی خواهد انجامید. خودتان بهتر میدانید هیچ نهاد ناظری توانایی ضمانت رعایت پروتکلهای بهداشتی توسط میلیونها شرکتکننده در تجمعهای عزاداری را ندارد و اگر برگزاری عزاداریهای جمعی حضوری ممنوع نباشد عملا دهها هزار تجمع انسانی، بعضا متراکم و عموما در فضاهای بسته تشکیل خواهد شد. در فضاهای بسته یا جمعیتهای متراکم حتی با زدن ماسک هم امکان مبتلا کردن دیگران بالاست.
این تصمیم بسیار غیرمسئولانهٔ دولت در شرایطی گرفته میشود که ایران تنها کشور بزرگ جهان است که با موج دوم مرگِ بلندتر از موج اول مواجه است و تنها سه استان ایران شهرستان قرمز ندارند، در سطح کشور وضعیت ۱۷۲ شهرستان قرمز (بسیار پرخطر) و ۱۳۸ شهرستان نارنجی (پرخطر) است و تنها یک شهرستان (ابوموسی) وضعیت سبز (بیخطر) دارد. هیچ متخصصی تردید ندارد که در این شرایط برگزاری دهها هزار اجتماع عزاداری به وخامت بیشتر وضعیت و ابتلای هزاران و مرگ پیشگیریپذیرِ صدها هموطنمان خواهد انجامید.
شما در صورت تجدیدنظر نکردن در این تصمیم غیرمسئولانه و غیرکارشناسانه زمینهساز صدها مرگ خواهید بود. صدها جان شیرینی که زندگی ارزشمندشان با این تصمیم اشتباه پایان میگیرد و هزاران هموطنمان را داغدار میکند. عزاداران سیدالشهدا را با این تصمیم اشتباه قربانی نکنید. هموطنانتان را با این خطای آشکار به کام مرگ نفرستید. آیا اگر یکی از صدها انسانی که در اثر این تصمیم اشتباه جانشان را از دست خواهند داد خودتان یا فرزندتان یا یکی از عزیزانتان باشد هم به همین راحتی میگویید حتی در شهرهای قرمز هم باید اجتماعات عزاداری برگزار شود؟ جان صدها هموطنی که قطعا با عدم ممنوعیت برگزاری اجتماعات محرم در شرایط بحرانی کرونا از دست خواهد رفت برایتان ارزشی ندارد؟
مناسک جمعی نوروز و اجتماعات رمضان به خاطر حفظ جان انسانها در شرایط شیوع کرونا امسال ممنوع بود. از این جهت چه تفاوتی است میان نوروز و رمضان و محرم؟ امروز تعداد مرگ روزانهٔ کرونا و تعداد شهرستانهای قرمز حتی از رمضان و نوروز هم بیشتر است. کلاسهای حضوریِ مدارس و دانشگاهها و عروسیها و ختمها به خاطر پیشگیری از ابتلا و مرگ هموطنانمان تعطیل شدهاند. چرا به همین دلیل (وجوبِ حفظ سلامتی و جان انسانها) که اخلاقا و شرعا بر هر مستحب دیگری مقدم است تجمعهای حضوری محرم نباید ممنوع شود؟ مهمترین وظیفهٔ دولت حفاظت از جان و سلامت شهروندانش نیست؟ آیا خدای سیدالشهدا به مرگ پیشگیریپذیر هزاران عزادار او و این تصمیم فوقالعاده غیرمسئولانهٔ دولت راضی است؟
مگر تعطیلی اضطراری و استثنایی تجمعهای رمضانی در امسال مانع برگزاری مناسک جمعی رمضانی در سالهای بعد است که یک سال ممنوعیت تجمعهای حضوری محرم برای پیشگیری از مرگ عزاداران مانع تداوم پررونق مناسک محرم در سالهای بعد باشد؟ وقتی کلاسهای میلیونها دانشآموز و دانشجو به اضطرار غیرحضوری و آنلاین میشود، مگر نمیشود یکسال استثنائا عزاداری هم آنلاین و در رسانهها برگزار شود؟
شک نکنید که این تصمیم غیرمسئولانه اگر تغییر نکند به هزاران ابتلا خواهد انجامید و انتشار اخبار این ابتلاهای پیشگیریپذیر و مرگ عزاداران حسینی مایهٔ انتقاد بهحق بسیاری از شهروندان به دولت شما و وهنِ مناسک دینی خواهد شد. شما در قبال نتایج پیشبینیپذیر این تصمیم مسئولید. با این تصمیم زمینهساز مرگ صدها انسان نشوید.
به جای این تصمیمات غیرکارشناسانه برای کنترل موج بلند و دوم مرگ کرونا در ایران تصمیمات کارساز و موثر بگیرید و فکری به حال وضعیت تاسفبار تامین داروهای بیماران کرونا بکنید. کادر درمان در حال فرسایش است، دهها هزار ایرانی داغدار عزیزانشان و میلیونها ایرانی بیکار شدهاند. به جای مدیریت بهتر و موثرتر بحران با استفاده از تجربهٔ جوامع موفقتر، با آزاد کردن دهها هزار تجمع محرم بر عمق بحران و تعداد قربانیان کرونا نیفزایید.
جان آگه با #فرهیختگان
https://t.me/bbcpersian/73664
از وقتی ایا صوفیا دوباره مسجد شده، رسانه ها روی لعن و نفرین اردوغان متمرکز شده اند. من در گزارشم درباره نخستین نماز جمعه در ایا صوفیا پس از ۸۶ سال، کوشیده ام از این نگاه یکسویه بپرهیزم و نشان دهم که تا از روزن هواداران تبدیل ایا صوفیا به مسجد هم نگاه نکنیم، درک درستی از این تصمیم نخواهیم داشت. عنایت داشته باشید که چه در گزارشم و چه در این نوشته، به واقعیتهای موجود پرداخته ام که نادیده گرفته شده نه اینکه این واقعیتها را تبلیغ یا با آنها همدلی کنم. واقعیتهای دیگر را ده روز است صداهای بلندتر از من دارند می گویند.
ایا صوفیا برای ترکیه فراتر از کلیسایی است که مسجد شده، مسجد ایا صوفیا نماد غرور ملی ترکیه است، نماد تاریخ و هویت این مردم است. تمام غرور و روحیه ملی ترکیه بر پایه فتح قسطنطنیه بنا شده. سلطان محمد فاتح برای مردم ترکیه، تنها پادشاه و حکمرانی در پانصد سال پیش نبوده، پدر و بانی ملت بوده و قداست دارد. همان گونه که سقوط شاهنشاهی ساسانی هزار و چهارصد سال است عقده ای در دل ملت ایران شده، همان گونه که گلستان و ترکمانچای بر پیکر این ملت زخم زده، عقده سقوط امپراتوری عثمانی هم بر دل مردم ترکیه مانده، هنوز عزادار کشوری اند به پهناوری کانادا که به سرزمینی تقریبا نصف ایران فرو کاسته شد.
داغ ایا صوفیا ۸۶ سال بر دل مذهبی و ملی ماند. جمع مذهبی و ملی یعنی اکثریت قاطع مردم ترکیه. بر خلاف ملی گرایی ایرانی که امروزه مد شده اسلام ستیزی را هم چاشنی خود کند، ملی گرایی ترکی از دین اسلام جدایی ناپذیر است. نماز جمعه در ایا صوفیا، آرزویی بود که ۸۶ سال بر دل ملتی مانده بود. در ترکیه البته اقلیت انتلکتوئل (به قول خودشان سوسیته) با مسجد شدن ایا صوفیا مخالفند اما هیچ جای دنیا این اقلیت، مردم را نمایندگی نمی کند. همان گونه که در ایران هم اقلیت انتلکتوئل با هر آنچه نشانی از میهن و ملیت داشته باشد، دشمنی می ورزد.
اگر اردوغان بزودی به هجده سالگی فرمانروایی اش می رسد، برای این است که همه اینها را بخوبی می داند. آنهایی که هر بار انتخابات می شود، سقوط اردوغان را پیش بینی می کنند، این واقعیتها را نمی فهمند و درک نمی کنند. هجده سال است می گویند اردوغان می خواهد ترکیه را ایران کند و چادر سر زنها و کشور را اسلامی کند. کدام اسلامی؟ ترکیه همچنان دارد از گازینوها (کاباره ها) و کارخانه ها (روسپی خانه ها) پول در می آورد و توریستهای لخت و پتی را در ساحلش به آغوش می کشد. رابطه اش با اسرائیل اندکی خدشه دار نشده. بازارهای اسرائیل پر از کالای ترکیه ای است.
اردوغان هر چه کرده، نمایش اسلام بوده نه پیاده کردن اسلام. بخوبی انگشت روی نقاط حساس ملی و مذهبی مردم گذشته و حکومت کرده. اگر هم روزی به زیر کشیده شود، از سر اسلامگرایی نخواهد بود. او ردای سلطان محمد فاتح را به تن کرده، ردایی که به تنش گشاد است و زار می زند. سقوط او روزی خواهد که بخواهد اسب سلطان محمد فاتح را هم سوار شود و این اسب به زمینش بزند.
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
از وقتی ایا صوفیا دوباره مسجد شده، رسانه ها روی لعن و نفرین اردوغان متمرکز شده اند. من در گزارشم درباره نخستین نماز جمعه در ایا صوفیا پس از ۸۶ سال، کوشیده ام از این نگاه یکسویه بپرهیزم و نشان دهم که تا از روزن هواداران تبدیل ایا صوفیا به مسجد هم نگاه نکنیم، درک درستی از این تصمیم نخواهیم داشت. عنایت داشته باشید که چه در گزارشم و چه در این نوشته، به واقعیتهای موجود پرداخته ام که نادیده گرفته شده نه اینکه این واقعیتها را تبلیغ یا با آنها همدلی کنم. واقعیتهای دیگر را ده روز است صداهای بلندتر از من دارند می گویند.
ایا صوفیا برای ترکیه فراتر از کلیسایی است که مسجد شده، مسجد ایا صوفیا نماد غرور ملی ترکیه است، نماد تاریخ و هویت این مردم است. تمام غرور و روحیه ملی ترکیه بر پایه فتح قسطنطنیه بنا شده. سلطان محمد فاتح برای مردم ترکیه، تنها پادشاه و حکمرانی در پانصد سال پیش نبوده، پدر و بانی ملت بوده و قداست دارد. همان گونه که سقوط شاهنشاهی ساسانی هزار و چهارصد سال است عقده ای در دل ملت ایران شده، همان گونه که گلستان و ترکمانچای بر پیکر این ملت زخم زده، عقده سقوط امپراتوری عثمانی هم بر دل مردم ترکیه مانده، هنوز عزادار کشوری اند به پهناوری کانادا که به سرزمینی تقریبا نصف ایران فرو کاسته شد.
داغ ایا صوفیا ۸۶ سال بر دل مذهبی و ملی ماند. جمع مذهبی و ملی یعنی اکثریت قاطع مردم ترکیه. بر خلاف ملی گرایی ایرانی که امروزه مد شده اسلام ستیزی را هم چاشنی خود کند، ملی گرایی ترکی از دین اسلام جدایی ناپذیر است. نماز جمعه در ایا صوفیا، آرزویی بود که ۸۶ سال بر دل ملتی مانده بود. در ترکیه البته اقلیت انتلکتوئل (به قول خودشان سوسیته) با مسجد شدن ایا صوفیا مخالفند اما هیچ جای دنیا این اقلیت، مردم را نمایندگی نمی کند. همان گونه که در ایران هم اقلیت انتلکتوئل با هر آنچه نشانی از میهن و ملیت داشته باشد، دشمنی می ورزد.
اگر اردوغان بزودی به هجده سالگی فرمانروایی اش می رسد، برای این است که همه اینها را بخوبی می داند. آنهایی که هر بار انتخابات می شود، سقوط اردوغان را پیش بینی می کنند، این واقعیتها را نمی فهمند و درک نمی کنند. هجده سال است می گویند اردوغان می خواهد ترکیه را ایران کند و چادر سر زنها و کشور را اسلامی کند. کدام اسلامی؟ ترکیه همچنان دارد از گازینوها (کاباره ها) و کارخانه ها (روسپی خانه ها) پول در می آورد و توریستهای لخت و پتی را در ساحلش به آغوش می کشد. رابطه اش با اسرائیل اندکی خدشه دار نشده. بازارهای اسرائیل پر از کالای ترکیه ای است.
اردوغان هر چه کرده، نمایش اسلام بوده نه پیاده کردن اسلام. بخوبی انگشت روی نقاط حساس ملی و مذهبی مردم گذشته و حکومت کرده. اگر هم روزی به زیر کشیده شود، از سر اسلامگرایی نخواهد بود. او ردای سلطان محمد فاتح را به تن کرده، ردایی که به تنش گشاد است و زار می زند. سقوط او روزی خواهد که بخواهد اسب سلطان محمد فاتح را هم سوار شود و این اسب به زمینش بزند.
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
BBCPersian
برای نخستین بار پس از ۸۶ سال در مسجد ایاصوفیای استانبول نماز جمعه بر پا شد. جمعیت زیادی در این نماز جمعه شرکت کردند.
این در حالی است که در سطح بین المللی اعتراض به تبدیل آن از موزه به مسجد همچنان ادامه دارد.
گزارش مهرداد فرهمند
@BBCPersian
این در حالی است که در سطح بین المللی اعتراض به تبدیل آن از موزه به مسجد همچنان ادامه دارد.
گزارش مهرداد فرهمند
@BBCPersian
هویت شهروندی، پیشنیاز هویت ملی؛
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟
از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه
برگرفته از سخنان محسن رنانی
▫️چرا تنوع قومی میتواند سرمایه باشد؟ همانطور که اگر یک کشور منابع اقتصادی متنوعتری داشته باشد پایداری اقتصادی بالایی دارد، کشوری که تنوع قومی و مذهبی و فرهنگی دارد هم در درازمدت از مزایای این تنوع بهرهمند میشود.
▫️بحرانی که در ایران با آن مواجه هستیم تکمنبعبودن اقتصاد است. همه زندگی ما وابسته به قیمت و درآمد نفت است. بیماری هلندی، تورم مزمن، رانتخواری و انواع فساد، همه محصولات این اقتصاد تکمحصولی هستند.
▫️برای رهایی از بیماری هلندی و فساد و رانت، راهی نداریم جز آنکه نفت را از سبد درآمدهای دولت حذف کنیم و اقتصادمان را بر مبنای تواناییهای علمی و تولیدی و نو آفرینانه مردم این کشور بنا کنیم.
▫️تنوع فرهنگی، تنوع زبانها، تنوع اقوام، تنوع آدابورسوم، تنوع موسیقی و رقص ایرانی همه اینها سرمایه هستند. اما متأسفانه همانطور که اکنون ما در اقتصاد بر نفت متمرکز شدهایم و همه ساختار بودجه دولت و اقتصاد ملی را بر نفت بنا کردهایم، در فرهنگ هم تنها بر داراییهای فرهنگی که مرتبط با فارسهاست تمرکز کردهایم.
▫️زبان، پوشش، گویش، خورش و منش فارسها را معیار قرار دادهایم و تمامی داراییهای دیگر ایران که متعلق به انواع اقوام ایرانی است را کتمان کردهایم. در مقایسه با جمعیت اقوام ما، چند ساعت موسیقیهای قومی در صداوسیما پخش میشود؟ کدام شاعر ترک، شاعر عرب، شاعر لر، شاعر ترکمن، شاعر کُرد را در رسانههای ملی تکریم کردیم؟ کدامیک از شخصیتهای تاریخی اقوام را به مردم معرفی کردیم؟ کدام لباس و سنت و رسم قومی را بزرگ داشتیم؟
▫️در جامعهای که رنگینکمانی از اقوام و مذاهب وجود دارد، تکیه انحصاری بر یک زبان و فرهنگ یک قوم، موجب میشود که منابع متنوع فرهنگی به عوامل تضاد ملی تبدیل شوند؛ یعنی نهتنها نقش سرمایه را بازی نکنند بلکه به تهدید ملی تبدیل شوند.
▫️در پیشگرفتن مسیر انحصار فرهنگی، همانگونه که الان حکومت ما در پیش گرفته است و تنها بر بخشی از منابع فرهنگی فارسها تکیه میکند، خطر دیگری را در پیش دارد و آن این است که عناصر ضد توسعه و تضادآمیز فرهنگهای قومی و مذهبی رشد کرده و به منبعی از اندیشهها و رفتارهای ضد توسعه تبدیل میشوند. در حالی که اگر رویه چندفرهنگی در پیش گرفته شود، خردهفرهنگها یکدیگر را تکمیل و تصحیح میکنند.
▫️بنابراین یکی از معیارهای توسعهخواهبودن حکومت در ایران این است که آیا آگاهانه با مسئله تنوع قومی برخورد میکند و آیا به جای انحصارگری فرهنگی میکوشد بر تنوع فرهنگی تکیه کند یا نه؟/پویش فکری
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
Telegra.ph/-07-20-266
جان آگه با #فرهیختگان
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟
از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه
برگرفته از سخنان محسن رنانی
▫️چرا تنوع قومی میتواند سرمایه باشد؟ همانطور که اگر یک کشور منابع اقتصادی متنوعتری داشته باشد پایداری اقتصادی بالایی دارد، کشوری که تنوع قومی و مذهبی و فرهنگی دارد هم در درازمدت از مزایای این تنوع بهرهمند میشود.
▫️بحرانی که در ایران با آن مواجه هستیم تکمنبعبودن اقتصاد است. همه زندگی ما وابسته به قیمت و درآمد نفت است. بیماری هلندی، تورم مزمن، رانتخواری و انواع فساد، همه محصولات این اقتصاد تکمحصولی هستند.
▫️برای رهایی از بیماری هلندی و فساد و رانت، راهی نداریم جز آنکه نفت را از سبد درآمدهای دولت حذف کنیم و اقتصادمان را بر مبنای تواناییهای علمی و تولیدی و نو آفرینانه مردم این کشور بنا کنیم.
▫️تنوع فرهنگی، تنوع زبانها، تنوع اقوام، تنوع آدابورسوم، تنوع موسیقی و رقص ایرانی همه اینها سرمایه هستند. اما متأسفانه همانطور که اکنون ما در اقتصاد بر نفت متمرکز شدهایم و همه ساختار بودجه دولت و اقتصاد ملی را بر نفت بنا کردهایم، در فرهنگ هم تنها بر داراییهای فرهنگی که مرتبط با فارسهاست تمرکز کردهایم.
▫️زبان، پوشش، گویش، خورش و منش فارسها را معیار قرار دادهایم و تمامی داراییهای دیگر ایران که متعلق به انواع اقوام ایرانی است را کتمان کردهایم. در مقایسه با جمعیت اقوام ما، چند ساعت موسیقیهای قومی در صداوسیما پخش میشود؟ کدام شاعر ترک، شاعر عرب، شاعر لر، شاعر ترکمن، شاعر کُرد را در رسانههای ملی تکریم کردیم؟ کدامیک از شخصیتهای تاریخی اقوام را به مردم معرفی کردیم؟ کدام لباس و سنت و رسم قومی را بزرگ داشتیم؟
▫️در جامعهای که رنگینکمانی از اقوام و مذاهب وجود دارد، تکیه انحصاری بر یک زبان و فرهنگ یک قوم، موجب میشود که منابع متنوع فرهنگی به عوامل تضاد ملی تبدیل شوند؛ یعنی نهتنها نقش سرمایه را بازی نکنند بلکه به تهدید ملی تبدیل شوند.
▫️در پیشگرفتن مسیر انحصار فرهنگی، همانگونه که الان حکومت ما در پیش گرفته است و تنها بر بخشی از منابع فرهنگی فارسها تکیه میکند، خطر دیگری را در پیش دارد و آن این است که عناصر ضد توسعه و تضادآمیز فرهنگهای قومی و مذهبی رشد کرده و به منبعی از اندیشهها و رفتارهای ضد توسعه تبدیل میشوند. در حالی که اگر رویه چندفرهنگی در پیش گرفته شود، خردهفرهنگها یکدیگر را تکمیل و تصحیح میکنند.
▫️بنابراین یکی از معیارهای توسعهخواهبودن حکومت در ایران این است که آیا آگاهانه با مسئله تنوع قومی برخورد میکند و آیا به جای انحصارگری فرهنگی میکوشد بر تنوع فرهنگی تکیه کند یا نه؟/پویش فکری
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
Telegra.ph/-07-20-266
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
هویت شهروندی، پیشنیاز هویت ملی
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟ از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه برگرفته از سخنان دکتر محسن رنانی تدوین شده توسط پویش فکری توسعه مقدمه تنوع فرهنگی و چندفرهنگگرایی برای توسعه یک سرمایه است. در تبیین این ادعا ابتدا تعریف خود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرونا هم غرور علمی تمدن غربی را به چالش کشیده و هم روایتهای رسمی روحانیت ادیان را (ازجمله اسلام)
آیتالله سیدکمال حیدری
"امام زمانی که مشکل یک انسان گم شده را در بیابان حل میکند چرا اکنون مشکل صدها میلیون انسان را حل نمیکند؟"
موسسات حوزوی در مقابل این مشکل چه جوابی دارند!؟
در ایران اثر دعا و توسل در مورد این بیماری چه بوده است!؟
ما که معتقد به مکتب اهل بیت و دین هستیم چه چیزی برای حل این مشکل داریم که دیگر کشورها ندارند؟
گزارشهایی که طبق اعتقاد شیعیان هر ماه به امام زمان میرسد، ایشان چهکار کردهاند؟
کشورهایی که معتقد به امام زمان نیستند در مقابله با کرونا از ما جلوترند!
هر زمان جایی گیر میکنید میگویید دین در امور علمی دخالت نمیکند، چرا قبلاً نگفتید؟
کرونا مسجد الحرام را هم تعطیل کرد چه رسد به مساجد، حرمها و امام زادهها
شمایی که معتقدید توسل داریم، اهل بیت داریم، دعا داریم، امام زمان داریم، اسلام داریم و... چه وجه امتیازی نسبت به دیگر کشورها دارید که آنها ندارند؟
چرا دیگران باید مسلمان و شیعه شوند در حالی که شما هیچ چیز سالمی از نظر اقتصاد، جامعه شناسی و... ندارید؟
جان آگه با #فرهیختگان
آیتالله سیدکمال حیدری
"امام زمانی که مشکل یک انسان گم شده را در بیابان حل میکند چرا اکنون مشکل صدها میلیون انسان را حل نمیکند؟"
موسسات حوزوی در مقابل این مشکل چه جوابی دارند!؟
در ایران اثر دعا و توسل در مورد این بیماری چه بوده است!؟
ما که معتقد به مکتب اهل بیت و دین هستیم چه چیزی برای حل این مشکل داریم که دیگر کشورها ندارند؟
گزارشهایی که طبق اعتقاد شیعیان هر ماه به امام زمان میرسد، ایشان چهکار کردهاند؟
کشورهایی که معتقد به امام زمان نیستند در مقابله با کرونا از ما جلوترند!
هر زمان جایی گیر میکنید میگویید دین در امور علمی دخالت نمیکند، چرا قبلاً نگفتید؟
کرونا مسجد الحرام را هم تعطیل کرد چه رسد به مساجد، حرمها و امام زادهها
شمایی که معتقدید توسل داریم، اهل بیت داریم، دعا داریم، امام زمان داریم، اسلام داریم و... چه وجه امتیازی نسبت به دیگر کشورها دارید که آنها ندارند؟
چرا دیگران باید مسلمان و شیعه شوند در حالی که شما هیچ چیز سالمی از نظر اقتصاد، جامعه شناسی و... ندارید؟
جان آگه با #فرهیختگان
Audio
آیا دموکراسی در ایران بدون توجه به موانع ژئوپلیتیکی امکانپذیر میباشد؟ آلترناتیوهای جمهوری اسلامی توهم هستند یا واقعی؟
تحلیل های تلگرامی
سیدجوادمیری
۱ مرداد ۱۳۹۹
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تحلیل های تلگرامی
سیدجوادمیری
۱ مرداد ۱۳۹۹
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ما یک جامعه توسعه نایافته تاریخی هستیم
نسل وارث ما یک نسل سردرگم خواهد بود، سؤالات اساسی و تصمیمات بزرگ برای جهت گیری های کلی را پاسخ نداده ایم
بیژن عبدالکریمی
♦️مسئله امروز ما مسئله «توسعه نایافتگی تاریخی» است؛ ما یک جامعه توسعه نایافته هستیم لذا هرنوع رابطه ای که داریم همه و همه ناعادلانه است.
♦️بسیاری از این روابط ناعادلانه به دلیل همین «توسعه نایافتگی تاریخی» است.
♦️تا نتوانیم بر معضل و مشکل توسعه نایافتگی تاریخی خودمان غلبه پیدا کنیم، این مشکلات کما کان وجود خواهد داشت.
♦️مسئله اصلی ما امروز توزیع عادلانه ثروت نیست بلکه مسأله نبود ثروت و عدم تولید ثروت است.
♦️امروز مسئله اصلی ما این است که ۸۵ میلیون هستیم، درآمدمان صرفا نفت است.
♦️در واقع همه ملت دهنهای گشادی برای مصرفاند و بخش عمده در مسیر تولید هیچ نقشی ندارند و فقط مصرف کننده هستند.
♦️متأسفانه راه اصلی یعنی "مسیر توسعه" را هنوز پیدا نکرده ایم./ خبرگزاری مهر
جان آگه با #فرهیختگان
نسل وارث ما یک نسل سردرگم خواهد بود، سؤالات اساسی و تصمیمات بزرگ برای جهت گیری های کلی را پاسخ نداده ایم
بیژن عبدالکریمی
♦️مسئله امروز ما مسئله «توسعه نایافتگی تاریخی» است؛ ما یک جامعه توسعه نایافته هستیم لذا هرنوع رابطه ای که داریم همه و همه ناعادلانه است.
♦️بسیاری از این روابط ناعادلانه به دلیل همین «توسعه نایافتگی تاریخی» است.
♦️تا نتوانیم بر معضل و مشکل توسعه نایافتگی تاریخی خودمان غلبه پیدا کنیم، این مشکلات کما کان وجود خواهد داشت.
♦️مسئله اصلی ما امروز توزیع عادلانه ثروت نیست بلکه مسأله نبود ثروت و عدم تولید ثروت است.
♦️امروز مسئله اصلی ما این است که ۸۵ میلیون هستیم، درآمدمان صرفا نفت است.
♦️در واقع همه ملت دهنهای گشادی برای مصرفاند و بخش عمده در مسیر تولید هیچ نقشی ندارند و فقط مصرف کننده هستند.
♦️متأسفانه راه اصلی یعنی "مسیر توسعه" را هنوز پیدا نکرده ایم./ خبرگزاری مهر
جان آگه با #فرهیختگان
بهترین برهان علیه خداوند.pdf
1.6 MB
📕«بهترین برهان علیه خداوند»
نوشتهی گراهام آپی (فیلسوف تحلیلی)
برگردان: زهیر باقری نوعپرست
▪️مقدمه
▪️فصل اول: موضوعات مقدماتی
▪️فصل دوم: برخی ایدههای بزرگ
▪️فصل سوم: رویکرد حداقلی در خداباوری و طبیعتگرایی
▪️فصل چهارم: خداباوری استاندارد و طبیعتگرایی استاندارد
▪️فصل پنجم: نتیجهگیری
ضمیمه ↙️
▪️گفتگویی با تام استونهم درباره خداناباوری و ندانمگرایی
▪️مدخل دانشنامه استنفورد. جی. جی اسمارت
▪️آیا وجود خداوند برای وجود خوبی و اخلاق ضروری است؟ مناظره بین پیتر سینگر و اندی بنیستر
جان آگه با #فرهیختگان
نوشتهی گراهام آپی (فیلسوف تحلیلی)
برگردان: زهیر باقری نوعپرست
▪️مقدمه
▪️فصل اول: موضوعات مقدماتی
▪️فصل دوم: برخی ایدههای بزرگ
▪️فصل سوم: رویکرد حداقلی در خداباوری و طبیعتگرایی
▪️فصل چهارم: خداباوری استاندارد و طبیعتگرایی استاندارد
▪️فصل پنجم: نتیجهگیری
ضمیمه ↙️
▪️گفتگویی با تام استونهم درباره خداناباوری و ندانمگرایی
▪️مدخل دانشنامه استنفورد. جی. جی اسمارت
▪️آیا وجود خداوند برای وجود خوبی و اخلاق ضروری است؟ مناظره بین پیتر سینگر و اندی بنیستر
جان آگه با #فرهیختگان