https://t.me/bbcpersian/73664
از وقتی ایا صوفیا دوباره مسجد شده، رسانه ها روی لعن و نفرین اردوغان متمرکز شده اند. من در گزارشم درباره نخستین نماز جمعه در ایا صوفیا پس از ۸۶ سال، کوشیده ام از این نگاه یکسویه بپرهیزم و نشان دهم که تا از روزن هواداران تبدیل ایا صوفیا به مسجد هم نگاه نکنیم، درک درستی از این تصمیم نخواهیم داشت. عنایت داشته باشید که چه در گزارشم و چه در این نوشته، به واقعیتهای موجود پرداخته ام که نادیده گرفته شده نه اینکه این واقعیتها را تبلیغ یا با آنها همدلی کنم. واقعیتهای دیگر را ده روز است صداهای بلندتر از من دارند می گویند.
ایا صوفیا برای ترکیه فراتر از کلیسایی است که مسجد شده، مسجد ایا صوفیا نماد غرور ملی ترکیه است، نماد تاریخ و هویت این مردم است. تمام غرور و روحیه ملی ترکیه بر پایه فتح قسطنطنیه بنا شده. سلطان محمد فاتح برای مردم ترکیه، تنها پادشاه و حکمرانی در پانصد سال پیش نبوده، پدر و بانی ملت بوده و قداست دارد. همان گونه که سقوط شاهنشاهی ساسانی هزار و چهارصد سال است عقده ای در دل ملت ایران شده، همان گونه که گلستان و ترکمانچای بر پیکر این ملت زخم زده، عقده سقوط امپراتوری عثمانی هم بر دل مردم ترکیه مانده، هنوز عزادار کشوری اند به پهناوری کانادا که به سرزمینی تقریبا نصف ایران فرو کاسته شد.
داغ ایا صوفیا ۸۶ سال بر دل مذهبی و ملی ماند. جمع مذهبی و ملی یعنی اکثریت قاطع مردم ترکیه. بر خلاف ملی گرایی ایرانی که امروزه مد شده اسلام ستیزی را هم چاشنی خود کند، ملی گرایی ترکی از دین اسلام جدایی ناپذیر است. نماز جمعه در ایا صوفیا، آرزویی بود که ۸۶ سال بر دل ملتی مانده بود. در ترکیه البته اقلیت انتلکتوئل (به قول خودشان سوسیته) با مسجد شدن ایا صوفیا مخالفند اما هیچ جای دنیا این اقلیت، مردم را نمایندگی نمی کند. همان گونه که در ایران هم اقلیت انتلکتوئل با هر آنچه نشانی از میهن و ملیت داشته باشد، دشمنی می ورزد.
اگر اردوغان بزودی به هجده سالگی فرمانروایی اش می رسد، برای این است که همه اینها را بخوبی می داند. آنهایی که هر بار انتخابات می شود، سقوط اردوغان را پیش بینی می کنند، این واقعیتها را نمی فهمند و درک نمی کنند. هجده سال است می گویند اردوغان می خواهد ترکیه را ایران کند و چادر سر زنها و کشور را اسلامی کند. کدام اسلامی؟ ترکیه همچنان دارد از گازینوها (کاباره ها) و کارخانه ها (روسپی خانه ها) پول در می آورد و توریستهای لخت و پتی را در ساحلش به آغوش می کشد. رابطه اش با اسرائیل اندکی خدشه دار نشده. بازارهای اسرائیل پر از کالای ترکیه ای است.
اردوغان هر چه کرده، نمایش اسلام بوده نه پیاده کردن اسلام. بخوبی انگشت روی نقاط حساس ملی و مذهبی مردم گذشته و حکومت کرده. اگر هم روزی به زیر کشیده شود، از سر اسلامگرایی نخواهد بود. او ردای سلطان محمد فاتح را به تن کرده، ردایی که به تنش گشاد است و زار می زند. سقوط او روزی خواهد که بخواهد اسب سلطان محمد فاتح را هم سوار شود و این اسب به زمینش بزند.
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
از وقتی ایا صوفیا دوباره مسجد شده، رسانه ها روی لعن و نفرین اردوغان متمرکز شده اند. من در گزارشم درباره نخستین نماز جمعه در ایا صوفیا پس از ۸۶ سال، کوشیده ام از این نگاه یکسویه بپرهیزم و نشان دهم که تا از روزن هواداران تبدیل ایا صوفیا به مسجد هم نگاه نکنیم، درک درستی از این تصمیم نخواهیم داشت. عنایت داشته باشید که چه در گزارشم و چه در این نوشته، به واقعیتهای موجود پرداخته ام که نادیده گرفته شده نه اینکه این واقعیتها را تبلیغ یا با آنها همدلی کنم. واقعیتهای دیگر را ده روز است صداهای بلندتر از من دارند می گویند.
ایا صوفیا برای ترکیه فراتر از کلیسایی است که مسجد شده، مسجد ایا صوفیا نماد غرور ملی ترکیه است، نماد تاریخ و هویت این مردم است. تمام غرور و روحیه ملی ترکیه بر پایه فتح قسطنطنیه بنا شده. سلطان محمد فاتح برای مردم ترکیه، تنها پادشاه و حکمرانی در پانصد سال پیش نبوده، پدر و بانی ملت بوده و قداست دارد. همان گونه که سقوط شاهنشاهی ساسانی هزار و چهارصد سال است عقده ای در دل ملت ایران شده، همان گونه که گلستان و ترکمانچای بر پیکر این ملت زخم زده، عقده سقوط امپراتوری عثمانی هم بر دل مردم ترکیه مانده، هنوز عزادار کشوری اند به پهناوری کانادا که به سرزمینی تقریبا نصف ایران فرو کاسته شد.
داغ ایا صوفیا ۸۶ سال بر دل مذهبی و ملی ماند. جمع مذهبی و ملی یعنی اکثریت قاطع مردم ترکیه. بر خلاف ملی گرایی ایرانی که امروزه مد شده اسلام ستیزی را هم چاشنی خود کند، ملی گرایی ترکی از دین اسلام جدایی ناپذیر است. نماز جمعه در ایا صوفیا، آرزویی بود که ۸۶ سال بر دل ملتی مانده بود. در ترکیه البته اقلیت انتلکتوئل (به قول خودشان سوسیته) با مسجد شدن ایا صوفیا مخالفند اما هیچ جای دنیا این اقلیت، مردم را نمایندگی نمی کند. همان گونه که در ایران هم اقلیت انتلکتوئل با هر آنچه نشانی از میهن و ملیت داشته باشد، دشمنی می ورزد.
اگر اردوغان بزودی به هجده سالگی فرمانروایی اش می رسد، برای این است که همه اینها را بخوبی می داند. آنهایی که هر بار انتخابات می شود، سقوط اردوغان را پیش بینی می کنند، این واقعیتها را نمی فهمند و درک نمی کنند. هجده سال است می گویند اردوغان می خواهد ترکیه را ایران کند و چادر سر زنها و کشور را اسلامی کند. کدام اسلامی؟ ترکیه همچنان دارد از گازینوها (کاباره ها) و کارخانه ها (روسپی خانه ها) پول در می آورد و توریستهای لخت و پتی را در ساحلش به آغوش می کشد. رابطه اش با اسرائیل اندکی خدشه دار نشده. بازارهای اسرائیل پر از کالای ترکیه ای است.
اردوغان هر چه کرده، نمایش اسلام بوده نه پیاده کردن اسلام. بخوبی انگشت روی نقاط حساس ملی و مذهبی مردم گذشته و حکومت کرده. اگر هم روزی به زیر کشیده شود، از سر اسلامگرایی نخواهد بود. او ردای سلطان محمد فاتح را به تن کرده، ردایی که به تنش گشاد است و زار می زند. سقوط او روزی خواهد که بخواهد اسب سلطان محمد فاتح را هم سوار شود و این اسب به زمینش بزند.
مهرداد فرهمند
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
BBCPersian
برای نخستین بار پس از ۸۶ سال در مسجد ایاصوفیای استانبول نماز جمعه بر پا شد. جمعیت زیادی در این نماز جمعه شرکت کردند.
این در حالی است که در سطح بین المللی اعتراض به تبدیل آن از موزه به مسجد همچنان ادامه دارد.
گزارش مهرداد فرهمند
@BBCPersian
این در حالی است که در سطح بین المللی اعتراض به تبدیل آن از موزه به مسجد همچنان ادامه دارد.
گزارش مهرداد فرهمند
@BBCPersian
هویت شهروندی، پیشنیاز هویت ملی؛
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟
از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه
برگرفته از سخنان محسن رنانی
▫️چرا تنوع قومی میتواند سرمایه باشد؟ همانطور که اگر یک کشور منابع اقتصادی متنوعتری داشته باشد پایداری اقتصادی بالایی دارد، کشوری که تنوع قومی و مذهبی و فرهنگی دارد هم در درازمدت از مزایای این تنوع بهرهمند میشود.
▫️بحرانی که در ایران با آن مواجه هستیم تکمنبعبودن اقتصاد است. همه زندگی ما وابسته به قیمت و درآمد نفت است. بیماری هلندی، تورم مزمن، رانتخواری و انواع فساد، همه محصولات این اقتصاد تکمحصولی هستند.
▫️برای رهایی از بیماری هلندی و فساد و رانت، راهی نداریم جز آنکه نفت را از سبد درآمدهای دولت حذف کنیم و اقتصادمان را بر مبنای تواناییهای علمی و تولیدی و نو آفرینانه مردم این کشور بنا کنیم.
▫️تنوع فرهنگی، تنوع زبانها، تنوع اقوام، تنوع آدابورسوم، تنوع موسیقی و رقص ایرانی همه اینها سرمایه هستند. اما متأسفانه همانطور که اکنون ما در اقتصاد بر نفت متمرکز شدهایم و همه ساختار بودجه دولت و اقتصاد ملی را بر نفت بنا کردهایم، در فرهنگ هم تنها بر داراییهای فرهنگی که مرتبط با فارسهاست تمرکز کردهایم.
▫️زبان، پوشش، گویش، خورش و منش فارسها را معیار قرار دادهایم و تمامی داراییهای دیگر ایران که متعلق به انواع اقوام ایرانی است را کتمان کردهایم. در مقایسه با جمعیت اقوام ما، چند ساعت موسیقیهای قومی در صداوسیما پخش میشود؟ کدام شاعر ترک، شاعر عرب، شاعر لر، شاعر ترکمن، شاعر کُرد را در رسانههای ملی تکریم کردیم؟ کدامیک از شخصیتهای تاریخی اقوام را به مردم معرفی کردیم؟ کدام لباس و سنت و رسم قومی را بزرگ داشتیم؟
▫️در جامعهای که رنگینکمانی از اقوام و مذاهب وجود دارد، تکیه انحصاری بر یک زبان و فرهنگ یک قوم، موجب میشود که منابع متنوع فرهنگی به عوامل تضاد ملی تبدیل شوند؛ یعنی نهتنها نقش سرمایه را بازی نکنند بلکه به تهدید ملی تبدیل شوند.
▫️در پیشگرفتن مسیر انحصار فرهنگی، همانگونه که الان حکومت ما در پیش گرفته است و تنها بر بخشی از منابع فرهنگی فارسها تکیه میکند، خطر دیگری را در پیش دارد و آن این است که عناصر ضد توسعه و تضادآمیز فرهنگهای قومی و مذهبی رشد کرده و به منبعی از اندیشهها و رفتارهای ضد توسعه تبدیل میشوند. در حالی که اگر رویه چندفرهنگی در پیش گرفته شود، خردهفرهنگها یکدیگر را تکمیل و تصحیح میکنند.
▫️بنابراین یکی از معیارهای توسعهخواهبودن حکومت در ایران این است که آیا آگاهانه با مسئله تنوع قومی برخورد میکند و آیا به جای انحصارگری فرهنگی میکوشد بر تنوع فرهنگی تکیه کند یا نه؟/پویش فکری
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
Telegra.ph/-07-20-266
جان آگه با #فرهیختگان
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟
از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه
برگرفته از سخنان محسن رنانی
▫️چرا تنوع قومی میتواند سرمایه باشد؟ همانطور که اگر یک کشور منابع اقتصادی متنوعتری داشته باشد پایداری اقتصادی بالایی دارد، کشوری که تنوع قومی و مذهبی و فرهنگی دارد هم در درازمدت از مزایای این تنوع بهرهمند میشود.
▫️بحرانی که در ایران با آن مواجه هستیم تکمنبعبودن اقتصاد است. همه زندگی ما وابسته به قیمت و درآمد نفت است. بیماری هلندی، تورم مزمن، رانتخواری و انواع فساد، همه محصولات این اقتصاد تکمحصولی هستند.
▫️برای رهایی از بیماری هلندی و فساد و رانت، راهی نداریم جز آنکه نفت را از سبد درآمدهای دولت حذف کنیم و اقتصادمان را بر مبنای تواناییهای علمی و تولیدی و نو آفرینانه مردم این کشور بنا کنیم.
▫️تنوع فرهنگی، تنوع زبانها، تنوع اقوام، تنوع آدابورسوم، تنوع موسیقی و رقص ایرانی همه اینها سرمایه هستند. اما متأسفانه همانطور که اکنون ما در اقتصاد بر نفت متمرکز شدهایم و همه ساختار بودجه دولت و اقتصاد ملی را بر نفت بنا کردهایم، در فرهنگ هم تنها بر داراییهای فرهنگی که مرتبط با فارسهاست تمرکز کردهایم.
▫️زبان، پوشش، گویش، خورش و منش فارسها را معیار قرار دادهایم و تمامی داراییهای دیگر ایران که متعلق به انواع اقوام ایرانی است را کتمان کردهایم. در مقایسه با جمعیت اقوام ما، چند ساعت موسیقیهای قومی در صداوسیما پخش میشود؟ کدام شاعر ترک، شاعر عرب، شاعر لر، شاعر ترکمن، شاعر کُرد را در رسانههای ملی تکریم کردیم؟ کدامیک از شخصیتهای تاریخی اقوام را به مردم معرفی کردیم؟ کدام لباس و سنت و رسم قومی را بزرگ داشتیم؟
▫️در جامعهای که رنگینکمانی از اقوام و مذاهب وجود دارد، تکیه انحصاری بر یک زبان و فرهنگ یک قوم، موجب میشود که منابع متنوع فرهنگی به عوامل تضاد ملی تبدیل شوند؛ یعنی نهتنها نقش سرمایه را بازی نکنند بلکه به تهدید ملی تبدیل شوند.
▫️در پیشگرفتن مسیر انحصار فرهنگی، همانگونه که الان حکومت ما در پیش گرفته است و تنها بر بخشی از منابع فرهنگی فارسها تکیه میکند، خطر دیگری را در پیش دارد و آن این است که عناصر ضد توسعه و تضادآمیز فرهنگهای قومی و مذهبی رشد کرده و به منبعی از اندیشهها و رفتارهای ضد توسعه تبدیل میشوند. در حالی که اگر رویه چندفرهنگی در پیش گرفته شود، خردهفرهنگها یکدیگر را تکمیل و تصحیح میکنند.
▫️بنابراین یکی از معیارهای توسعهخواهبودن حکومت در ایران این است که آیا آگاهانه با مسئله تنوع قومی برخورد میکند و آیا به جای انحصارگری فرهنگی میکوشد بر تنوع فرهنگی تکیه کند یا نه؟/پویش فکری
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
Telegra.ph/-07-20-266
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
هویت شهروندی، پیشنیاز هویت ملی
چرا تنوع قومی، سرمایهای توسعهآفرین است؟ از مجموعه یادداشتهای استخراج شده از میزگردهای توسعه برگرفته از سخنان دکتر محسن رنانی تدوین شده توسط پویش فکری توسعه مقدمه تنوع فرهنگی و چندفرهنگگرایی برای توسعه یک سرمایه است. در تبیین این ادعا ابتدا تعریف خود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کرونا هم غرور علمی تمدن غربی را به چالش کشیده و هم روایتهای رسمی روحانیت ادیان را (ازجمله اسلام)
آیتالله سیدکمال حیدری
"امام زمانی که مشکل یک انسان گم شده را در بیابان حل میکند چرا اکنون مشکل صدها میلیون انسان را حل نمیکند؟"
موسسات حوزوی در مقابل این مشکل چه جوابی دارند!؟
در ایران اثر دعا و توسل در مورد این بیماری چه بوده است!؟
ما که معتقد به مکتب اهل بیت و دین هستیم چه چیزی برای حل این مشکل داریم که دیگر کشورها ندارند؟
گزارشهایی که طبق اعتقاد شیعیان هر ماه به امام زمان میرسد، ایشان چهکار کردهاند؟
کشورهایی که معتقد به امام زمان نیستند در مقابله با کرونا از ما جلوترند!
هر زمان جایی گیر میکنید میگویید دین در امور علمی دخالت نمیکند، چرا قبلاً نگفتید؟
کرونا مسجد الحرام را هم تعطیل کرد چه رسد به مساجد، حرمها و امام زادهها
شمایی که معتقدید توسل داریم، اهل بیت داریم، دعا داریم، امام زمان داریم، اسلام داریم و... چه وجه امتیازی نسبت به دیگر کشورها دارید که آنها ندارند؟
چرا دیگران باید مسلمان و شیعه شوند در حالی که شما هیچ چیز سالمی از نظر اقتصاد، جامعه شناسی و... ندارید؟
جان آگه با #فرهیختگان
آیتالله سیدکمال حیدری
"امام زمانی که مشکل یک انسان گم شده را در بیابان حل میکند چرا اکنون مشکل صدها میلیون انسان را حل نمیکند؟"
موسسات حوزوی در مقابل این مشکل چه جوابی دارند!؟
در ایران اثر دعا و توسل در مورد این بیماری چه بوده است!؟
ما که معتقد به مکتب اهل بیت و دین هستیم چه چیزی برای حل این مشکل داریم که دیگر کشورها ندارند؟
گزارشهایی که طبق اعتقاد شیعیان هر ماه به امام زمان میرسد، ایشان چهکار کردهاند؟
کشورهایی که معتقد به امام زمان نیستند در مقابله با کرونا از ما جلوترند!
هر زمان جایی گیر میکنید میگویید دین در امور علمی دخالت نمیکند، چرا قبلاً نگفتید؟
کرونا مسجد الحرام را هم تعطیل کرد چه رسد به مساجد، حرمها و امام زادهها
شمایی که معتقدید توسل داریم، اهل بیت داریم، دعا داریم، امام زمان داریم، اسلام داریم و... چه وجه امتیازی نسبت به دیگر کشورها دارید که آنها ندارند؟
چرا دیگران باید مسلمان و شیعه شوند در حالی که شما هیچ چیز سالمی از نظر اقتصاد، جامعه شناسی و... ندارید؟
جان آگه با #فرهیختگان
Audio
آیا دموکراسی در ایران بدون توجه به موانع ژئوپلیتیکی امکانپذیر میباشد؟ آلترناتیوهای جمهوری اسلامی توهم هستند یا واقعی؟
تحلیل های تلگرامی
سیدجوادمیری
۱ مرداد ۱۳۹۹
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تحلیل های تلگرامی
سیدجوادمیری
۱ مرداد ۱۳۹۹
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ما یک جامعه توسعه نایافته تاریخی هستیم
نسل وارث ما یک نسل سردرگم خواهد بود، سؤالات اساسی و تصمیمات بزرگ برای جهت گیری های کلی را پاسخ نداده ایم
بیژن عبدالکریمی
♦️مسئله امروز ما مسئله «توسعه نایافتگی تاریخی» است؛ ما یک جامعه توسعه نایافته هستیم لذا هرنوع رابطه ای که داریم همه و همه ناعادلانه است.
♦️بسیاری از این روابط ناعادلانه به دلیل همین «توسعه نایافتگی تاریخی» است.
♦️تا نتوانیم بر معضل و مشکل توسعه نایافتگی تاریخی خودمان غلبه پیدا کنیم، این مشکلات کما کان وجود خواهد داشت.
♦️مسئله اصلی ما امروز توزیع عادلانه ثروت نیست بلکه مسأله نبود ثروت و عدم تولید ثروت است.
♦️امروز مسئله اصلی ما این است که ۸۵ میلیون هستیم، درآمدمان صرفا نفت است.
♦️در واقع همه ملت دهنهای گشادی برای مصرفاند و بخش عمده در مسیر تولید هیچ نقشی ندارند و فقط مصرف کننده هستند.
♦️متأسفانه راه اصلی یعنی "مسیر توسعه" را هنوز پیدا نکرده ایم./ خبرگزاری مهر
جان آگه با #فرهیختگان
نسل وارث ما یک نسل سردرگم خواهد بود، سؤالات اساسی و تصمیمات بزرگ برای جهت گیری های کلی را پاسخ نداده ایم
بیژن عبدالکریمی
♦️مسئله امروز ما مسئله «توسعه نایافتگی تاریخی» است؛ ما یک جامعه توسعه نایافته هستیم لذا هرنوع رابطه ای که داریم همه و همه ناعادلانه است.
♦️بسیاری از این روابط ناعادلانه به دلیل همین «توسعه نایافتگی تاریخی» است.
♦️تا نتوانیم بر معضل و مشکل توسعه نایافتگی تاریخی خودمان غلبه پیدا کنیم، این مشکلات کما کان وجود خواهد داشت.
♦️مسئله اصلی ما امروز توزیع عادلانه ثروت نیست بلکه مسأله نبود ثروت و عدم تولید ثروت است.
♦️امروز مسئله اصلی ما این است که ۸۵ میلیون هستیم، درآمدمان صرفا نفت است.
♦️در واقع همه ملت دهنهای گشادی برای مصرفاند و بخش عمده در مسیر تولید هیچ نقشی ندارند و فقط مصرف کننده هستند.
♦️متأسفانه راه اصلی یعنی "مسیر توسعه" را هنوز پیدا نکرده ایم./ خبرگزاری مهر
جان آگه با #فرهیختگان
بهترین برهان علیه خداوند.pdf
1.6 MB
📕«بهترین برهان علیه خداوند»
نوشتهی گراهام آپی (فیلسوف تحلیلی)
برگردان: زهیر باقری نوعپرست
▪️مقدمه
▪️فصل اول: موضوعات مقدماتی
▪️فصل دوم: برخی ایدههای بزرگ
▪️فصل سوم: رویکرد حداقلی در خداباوری و طبیعتگرایی
▪️فصل چهارم: خداباوری استاندارد و طبیعتگرایی استاندارد
▪️فصل پنجم: نتیجهگیری
ضمیمه ↙️
▪️گفتگویی با تام استونهم درباره خداناباوری و ندانمگرایی
▪️مدخل دانشنامه استنفورد. جی. جی اسمارت
▪️آیا وجود خداوند برای وجود خوبی و اخلاق ضروری است؟ مناظره بین پیتر سینگر و اندی بنیستر
جان آگه با #فرهیختگان
نوشتهی گراهام آپی (فیلسوف تحلیلی)
برگردان: زهیر باقری نوعپرست
▪️مقدمه
▪️فصل اول: موضوعات مقدماتی
▪️فصل دوم: برخی ایدههای بزرگ
▪️فصل سوم: رویکرد حداقلی در خداباوری و طبیعتگرایی
▪️فصل چهارم: خداباوری استاندارد و طبیعتگرایی استاندارد
▪️فصل پنجم: نتیجهگیری
ضمیمه ↙️
▪️گفتگویی با تام استونهم درباره خداناباوری و ندانمگرایی
▪️مدخل دانشنامه استنفورد. جی. جی اسمارت
▪️آیا وجود خداوند برای وجود خوبی و اخلاق ضروری است؟ مناظره بین پیتر سینگر و اندی بنیستر
جان آگه با #فرهیختگان
معنای تغییر کاربری ایاصوفیه و اهمیت آن
محمد مسجدجامعی
۵ مرداد ۱۳۹۹
در روزهای گذشته، تغییر کاربری ایاصوفیه از موزه به مسجد توسط دولت ترکیه، خبرساز شد و واکنشهایی را در سراسر دنیا برانگیخت. اهمیت این بنا در چیست و چرا این تغییر کاربری بدین اندازه جلب توجه کرده است؟
ایاصوفیه یک مکان عادی نیست و یکی از رموز و بلکه از مهمترین رموز جهان مسیحیت است و حساسیت خیلی زیادی نسبت بدان وجود دارد. بدین لحاظ و با توجه به شرایط جهانی و جغرافیای دینی موجود، سؤال این است که واقعاً اردوغان به چه انگیزهای این اقدام تنشآفرین را انجام داده است؛ مضافاً که در استانبول مساجدِ فراوان و بعضاً بسیار بزرگی وجود دارد، مانند «مسجد سلطان احمد»، «مسجد سلیمانیه» و «مسجد چاملیجا».
زبان عموم مسلمانان داخل روسیه ترکی یا به بیان دقیقتر، «آلتایی» است. آنها از نظر نژادی نیز خود را ترک میدانند و در منطقۀ بزرگ ما، از جمله اقوامی هستند که نسبت به قومیت خود، یعنی نسبت به ترک بودن و ترکزبان بودن خود، خیلی حساسند.
بنابراین، اینکه تغییر کاربری ایاصوفیه را «ترکیۀ ترکزبان» انجام داده است، به طور طبیعی نوعی ناآرامی نهفته به وجود میآورد. و این ناآرامی نهفته را کلیسای ارتدوکس کاملاً میفهمد و در نتیجه، دچار مشکل میشود و به احتمال خیلی زیاد، تمایلش به اینکه مسلمانها را بخشی از جامعۀ طبیعی روسیه تلقی کند، کاهش مییابد.
واقعیت این است که اقدام اخیر اردوغان چیزی جز یک سیاست پوپولیستی و عوامپسندانه نیست؛ تحریک تنشبرانگیزی است که هیچ نوع مصلحت مسلمانی یا کلی ندارد و جز به نفع جایگاه داخلی خود اردوغان و حزب او نیست.
پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
محمد مسجدجامعی
۵ مرداد ۱۳۹۹
در روزهای گذشته، تغییر کاربری ایاصوفیه از موزه به مسجد توسط دولت ترکیه، خبرساز شد و واکنشهایی را در سراسر دنیا برانگیخت. اهمیت این بنا در چیست و چرا این تغییر کاربری بدین اندازه جلب توجه کرده است؟
ایاصوفیه یک مکان عادی نیست و یکی از رموز و بلکه از مهمترین رموز جهان مسیحیت است و حساسیت خیلی زیادی نسبت بدان وجود دارد. بدین لحاظ و با توجه به شرایط جهانی و جغرافیای دینی موجود، سؤال این است که واقعاً اردوغان به چه انگیزهای این اقدام تنشآفرین را انجام داده است؛ مضافاً که در استانبول مساجدِ فراوان و بعضاً بسیار بزرگی وجود دارد، مانند «مسجد سلطان احمد»، «مسجد سلیمانیه» و «مسجد چاملیجا».
زبان عموم مسلمانان داخل روسیه ترکی یا به بیان دقیقتر، «آلتایی» است. آنها از نظر نژادی نیز خود را ترک میدانند و در منطقۀ بزرگ ما، از جمله اقوامی هستند که نسبت به قومیت خود، یعنی نسبت به ترک بودن و ترکزبان بودن خود، خیلی حساسند.
بنابراین، اینکه تغییر کاربری ایاصوفیه را «ترکیۀ ترکزبان» انجام داده است، به طور طبیعی نوعی ناآرامی نهفته به وجود میآورد. و این ناآرامی نهفته را کلیسای ارتدوکس کاملاً میفهمد و در نتیجه، دچار مشکل میشود و به احتمال خیلی زیاد، تمایلش به اینکه مسلمانها را بخشی از جامعۀ طبیعی روسیه تلقی کند، کاهش مییابد.
واقعیت این است که اقدام اخیر اردوغان چیزی جز یک سیاست پوپولیستی و عوامپسندانه نیست؛ تحریک تنشبرانگیزی است که هیچ نوع مصلحت مسلمانی یا کلی ندارد و جز به نفع جایگاه داخلی خود اردوغان و حزب او نیست.
پیوند به متن کامل این مطلب در سایت دینآنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
دینآنلاین
معنای تغییر کاربری ایاصوفیه و اهمیت آن* | دینآنلاین
در روزهای گذشته، تغییر کاربری ایاصوفیه از موزه به مسجد توسط دولت ترکیه، خبرساز شد و واکنشهایی را در سراسر دنیا برانگیخت. اهمیت این بنا در چیست و چرا این تغییر کاربری بدین اندازه جلب توجه کرده است؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«گل نرگس»
از تو باغچه های بیدار
گل نرگس و ربودن
پشت میله های زندان
شعر وحشت میسرودن
نمیدونن گل نرگس
در حصار رنگ نمیبازه
روی پرده ی سیاهی
خورشید خوشرنگ میسازه
نمیدونن که پرنده
آخر قصه رو دیده
سر در اوین نوشته
عمر تو به سر رسیده
دست گلچین نمیدونه
که زمستون موندگار نیست
مقصد هر گل نرگس
جایی جز فصل بهار نیست
وقتی با دستهای خونی
گل نرگس توی حصره
مسجد وصومعه ی ما
زندان اوین و قصره
از چکاوک ها شنیدم
یک چکامه ی بهاری
باغچه ای به رنگ نرگس
بعد فصل بیقراری
باغچه گفت از انتظارو
باد نوشت بروی دیوار
یه کبوتر سفید خوند
میرسه لحظه ی دیدار
مینویسم گل نرگس
تو بخوان امروز اسیره
ماه میگفت ریشه دوانده
دیگه هیچ وقت نمیمیره
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
از تو باغچه های بیدار
گل نرگس و ربودن
پشت میله های زندان
شعر وحشت میسرودن
نمیدونن گل نرگس
در حصار رنگ نمیبازه
روی پرده ی سیاهی
خورشید خوشرنگ میسازه
نمیدونن که پرنده
آخر قصه رو دیده
سر در اوین نوشته
عمر تو به سر رسیده
دست گلچین نمیدونه
که زمستون موندگار نیست
مقصد هر گل نرگس
جایی جز فصل بهار نیست
وقتی با دستهای خونی
گل نرگس توی حصره
مسجد وصومعه ی ما
زندان اوین و قصره
از چکاوک ها شنیدم
یک چکامه ی بهاری
باغچه ای به رنگ نرگس
بعد فصل بیقراری
باغچه گفت از انتظارو
باد نوشت بروی دیوار
یه کبوتر سفید خوند
میرسه لحظه ی دیدار
مینویسم گل نرگس
تو بخوان امروز اسیره
ماه میگفت ریشه دوانده
دیگه هیچ وقت نمیمیره
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
📄 مقاله: "ایران در چشمانداز کوتاهمدت"
حمیدرضا جلاییپور، در مقالهای برای "راهبرد" نوشت:
✍ دربارهٔ یک سال آینده دو ارزیابی قطبی و سفید و سیاه در حوزه عمومی قابل شناسایی است. اول، ارزیابی حاکمیت و اصولگرایان تندرو است که معتقدند روزهای سخت ایران در حال اتمام است. ارزیابی دوم مربوط به سرنگونیطلبان است که ایران را در معرض شورشهای غیرقابلکنترل و آبستن بیگبنگ و تغییرات بنیادین غیرقابل پیشبینی میبینند. هدف این نوشته بررسی این ارزیابیها است.
✍ ارزیابی نگارنده برآمده از پاسخ به دو پرسش اصلی است:
۱- جامعه چه معضلات یا بحرانهای اصلیای دارد؟
۲- نیروهای دارای عاملیت تاثیرگذار در جامعه چه نسبتی با این بحرانها دارند؟
✍ جامعهٔ ایران «با معضلات چندگانهٔ همزمان» روبرو است. حداقل به شش معضل اصلی میتوان اشاره کرد:
اول، معضل «معیشت» بیش از نیمی از شهروندان. دهکهای بهرهمند در التهاب این هستند که چگونه ارزش ثروت خود را حفاظت کنند و هر روز شاهد بیارزش شدن پول ملیاند. کافی است به التهابات بازار ارز، طلا، مسکن، زمین و بورس نگاه کنیم. بخش بزرگتری از جامعه هم برای امرار معاش روزانه به تنگنا افتاده است. سه دهک محرومتر وضعیت بدتری پیدا کرده اند (به نمودار «سیسال رشد و نابرابری اقتصاد ایران» از امیر کرمانی در کانال نگارنده مراجعه کنید).
دوم، معضل نگرانی از آثار کرونا برای سلامتی شهروندان است. متاسفانه یک «وحشت جمعی و خاموش» خصوصا در میان میانسالان در جامعه در حال شکلگیری است و چند میلیون شهروند هم در اثر شیوع کرونا بیکار شدهاند. با نزدیک شدن پاییز و وضعیت فعلی حکمرانی در مبارزه با کرونا بعید است مبتلایان و مرگ کرونا افزایش نیابد و تا تولید و توزیع فراگیر واکسن و داروی کرونا هم شاید بیش از یکسال طول بکشد.
سوم، معضل تداوم «توهین سیاسی» از بالا به شهروندان است. این توهین را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم. میزان مشارکت مردم تهران حدود بیست درصد بود و نشان داد حاکمیت به گشایش سیاسی فکر نمیکند و نگرانیها و توهمات دیگری دارد.
چهارم، معضل تکرار «ناامنی»های داخلی و خارجی است. از جمله آتشسوزیها، انفجارها، حمله به تاسیسات نطنز و نگرانی مسافران هواپیمای ماهان در آسمان لبنان و سوریه.
پنجم، معضل تداوم تخریب شدید محیط زیست ایران است و در برابر فرسایش جبرانناپذیر آن نیروی موثر کنترلکنندهای وجود ندارد. فعالان محیط زیست هم با سیلی نهادهای امنیتی روبرو بوده و تعدادی از آنها هنوز در زنداناند.
معضل ششم (به نظرم مهمتر از همهٔ معضلات قبلی) این است که حاکمیت (مهمترین نهادی که میتواند از تبدیل «معضلات جامعه» به «وضعیت بحرانی غیرقابل کنترل» جلوگیری کند) ظاهرا ارادهای برای حل معضلات پیشگفته ندارد.
✍ در برابر این جامعه و شرایط بحرانی به نظر من سه نیروی دارای عاملیت تاثیرگذار در کوتاهمدت وجود دارد. به ترتیب اهمیت: نیروی حاکمیت، نیروی پاپولیستها و نیروی اصلاحطلبان و میانهروها.
✍ باید ببینیم این سه نیرو چگونه میخواهند با توجه به بحرانهای کشور جامعه را از این وضعیت عبور دهند؟ روشن است هر نیرویی که «برنامه» و از آن مهمتر «توان اجرا» داشته باشد در یک سال آینده موثرتر است.
✍ حاکمیت در ایران هم دولت (وزارتخانهها) و نهادهای انتخابی و هم جامعهٔ مدنی را در کنترل خود گرفته است. طبقه متوسط فرهنگی و بخش بزرگی از اقشار فرودست و فرادست در ایران حاکمیت ایران را نامقبول، ناکارآمد و رانتی میداند و معتقد است سیاستهای کلان این حاکمیت در بعد داخلی و خارجی پرهزینه و روند توسعه درونزا و بروننگر ایران را آهسته کرده است.
✍ با اینهمه، حاکمیت بهخاطر امکانات و سازمان بروکراتیکی که در اختیار دارد مهمترین نیروی موثر برای عبور جامعه از وضعیت بحرانی کنونی است. خود حاکمیت این تصویر انتقادی از خود را قبول ندارد و معتقد است در یک سال آینده ایران از گردنهٔ ترامپ و تحریمهای حداکثری او خواهد گذشت.
✍ حاکمیت سعی میکند بحران اقتصادی و بحران ناشی از کرونا را با هر مصیبتی که شده در چهار ماه آینده مدیریت کند و حاکمیت را یکپارچه و مقتدرتر سازد. میگوید قوهقضاییه و قوهمقننه را یکپارچه کردیم و با گرفتن قوه اجراییه در انتخابات۱۴۰۰ این فرآیند را به پایان میبریم.
✍ البته، از اکنون روشن نیست حاکمیت میخواهد رییسجمهوری۱۴۰۰ را بدون انتخاباتی پرشور به دست تیپی مثل رییسی بدهد یا با یک انتخابات پرشور، رییسجمهوری را به دست تکنوکراتی پخته و کاربلد و دارای پایگاه اجتماعی بدهد.
🔅متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/ایران-در-چشمانداز-کوتاهمدت-07-27
#فرهیختگان صدای فرزانگان
حمیدرضا جلاییپور، در مقالهای برای "راهبرد" نوشت:
✍ دربارهٔ یک سال آینده دو ارزیابی قطبی و سفید و سیاه در حوزه عمومی قابل شناسایی است. اول، ارزیابی حاکمیت و اصولگرایان تندرو است که معتقدند روزهای سخت ایران در حال اتمام است. ارزیابی دوم مربوط به سرنگونیطلبان است که ایران را در معرض شورشهای غیرقابلکنترل و آبستن بیگبنگ و تغییرات بنیادین غیرقابل پیشبینی میبینند. هدف این نوشته بررسی این ارزیابیها است.
✍ ارزیابی نگارنده برآمده از پاسخ به دو پرسش اصلی است:
۱- جامعه چه معضلات یا بحرانهای اصلیای دارد؟
۲- نیروهای دارای عاملیت تاثیرگذار در جامعه چه نسبتی با این بحرانها دارند؟
✍ جامعهٔ ایران «با معضلات چندگانهٔ همزمان» روبرو است. حداقل به شش معضل اصلی میتوان اشاره کرد:
اول، معضل «معیشت» بیش از نیمی از شهروندان. دهکهای بهرهمند در التهاب این هستند که چگونه ارزش ثروت خود را حفاظت کنند و هر روز شاهد بیارزش شدن پول ملیاند. کافی است به التهابات بازار ارز، طلا، مسکن، زمین و بورس نگاه کنیم. بخش بزرگتری از جامعه هم برای امرار معاش روزانه به تنگنا افتاده است. سه دهک محرومتر وضعیت بدتری پیدا کرده اند (به نمودار «سیسال رشد و نابرابری اقتصاد ایران» از امیر کرمانی در کانال نگارنده مراجعه کنید).
دوم، معضل نگرانی از آثار کرونا برای سلامتی شهروندان است. متاسفانه یک «وحشت جمعی و خاموش» خصوصا در میان میانسالان در جامعه در حال شکلگیری است و چند میلیون شهروند هم در اثر شیوع کرونا بیکار شدهاند. با نزدیک شدن پاییز و وضعیت فعلی حکمرانی در مبارزه با کرونا بعید است مبتلایان و مرگ کرونا افزایش نیابد و تا تولید و توزیع فراگیر واکسن و داروی کرونا هم شاید بیش از یکسال طول بکشد.
سوم، معضل تداوم «توهین سیاسی» از بالا به شهروندان است. این توهین را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم. میزان مشارکت مردم تهران حدود بیست درصد بود و نشان داد حاکمیت به گشایش سیاسی فکر نمیکند و نگرانیها و توهمات دیگری دارد.
چهارم، معضل تکرار «ناامنی»های داخلی و خارجی است. از جمله آتشسوزیها، انفجارها، حمله به تاسیسات نطنز و نگرانی مسافران هواپیمای ماهان در آسمان لبنان و سوریه.
پنجم، معضل تداوم تخریب شدید محیط زیست ایران است و در برابر فرسایش جبرانناپذیر آن نیروی موثر کنترلکنندهای وجود ندارد. فعالان محیط زیست هم با سیلی نهادهای امنیتی روبرو بوده و تعدادی از آنها هنوز در زنداناند.
معضل ششم (به نظرم مهمتر از همهٔ معضلات قبلی) این است که حاکمیت (مهمترین نهادی که میتواند از تبدیل «معضلات جامعه» به «وضعیت بحرانی غیرقابل کنترل» جلوگیری کند) ظاهرا ارادهای برای حل معضلات پیشگفته ندارد.
✍ در برابر این جامعه و شرایط بحرانی به نظر من سه نیروی دارای عاملیت تاثیرگذار در کوتاهمدت وجود دارد. به ترتیب اهمیت: نیروی حاکمیت، نیروی پاپولیستها و نیروی اصلاحطلبان و میانهروها.
✍ باید ببینیم این سه نیرو چگونه میخواهند با توجه به بحرانهای کشور جامعه را از این وضعیت عبور دهند؟ روشن است هر نیرویی که «برنامه» و از آن مهمتر «توان اجرا» داشته باشد در یک سال آینده موثرتر است.
✍ حاکمیت در ایران هم دولت (وزارتخانهها) و نهادهای انتخابی و هم جامعهٔ مدنی را در کنترل خود گرفته است. طبقه متوسط فرهنگی و بخش بزرگی از اقشار فرودست و فرادست در ایران حاکمیت ایران را نامقبول، ناکارآمد و رانتی میداند و معتقد است سیاستهای کلان این حاکمیت در بعد داخلی و خارجی پرهزینه و روند توسعه درونزا و بروننگر ایران را آهسته کرده است.
✍ با اینهمه، حاکمیت بهخاطر امکانات و سازمان بروکراتیکی که در اختیار دارد مهمترین نیروی موثر برای عبور جامعه از وضعیت بحرانی کنونی است. خود حاکمیت این تصویر انتقادی از خود را قبول ندارد و معتقد است در یک سال آینده ایران از گردنهٔ ترامپ و تحریمهای حداکثری او خواهد گذشت.
✍ حاکمیت سعی میکند بحران اقتصادی و بحران ناشی از کرونا را با هر مصیبتی که شده در چهار ماه آینده مدیریت کند و حاکمیت را یکپارچه و مقتدرتر سازد. میگوید قوهقضاییه و قوهمقننه را یکپارچه کردیم و با گرفتن قوه اجراییه در انتخابات۱۴۰۰ این فرآیند را به پایان میبریم.
✍ البته، از اکنون روشن نیست حاکمیت میخواهد رییسجمهوری۱۴۰۰ را بدون انتخاباتی پرشور به دست تیپی مثل رییسی بدهد یا با یک انتخابات پرشور، رییسجمهوری را به دست تکنوکراتی پخته و کاربلد و دارای پایگاه اجتماعی بدهد.
🔅متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/ایران-در-چشمانداز-کوتاهمدت-07-27
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
ایران در چشمانداز کوتاهمدت
حمیدرضا جلاییپور جامعهشناس و فعال سیاسی اصلاحطلب
وَجد شراب الفت است؛ وَجد پرتو نورِ آفتابِ قدس است که از مَطلعِ اُنس بر آید، بر جان عاشقان تابد، اوقات ایشان را منّور گرداند تا از خود بیگانه شوند و با حق آشنا؛ چون بنشینند در انس اند و چون برخیزند در قُرب، چون بِگردند در یافت اند و چون بروند در صاعقهٔ توحید اند، و چون بِگریند در حس فَقر اند، و چون بخندند در مشاهده اند و چون دست زنند درصبحِ صادقِ مکاشفه اند، چون نعره زنند در خطاب اند، و چون بُگریزند در عتاب اند، چون نیست شوند در هستی اند و هست باشند. از جذبِ هویت در صرف اتحاد افتند. از اعراض و جواهر و مکان و زمان منزه شوند، به عجائب و غرائب تجلّی در افتند. نورِ تجلی مشاهده کنند، از ادراکِ ذات مجنون گردند. از خود بیگانه شوند، جانِ ایشان به لذت مشاهده مُتلذّذ.
زان مِی خوردم که روح پیمانه ی اوست
زان مست شدم که عقل دیوانه ی اوست
دودی به من آمد، آتشی در من زد
زان شمع که آفتاب پروانه ی اوست
حدیقه الحقیقه، احمد جام(ژنده پیل)، به اهتمام دکتر محمدعلی موحد
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
زان مِی خوردم که روح پیمانه ی اوست
زان مست شدم که عقل دیوانه ی اوست
دودی به من آمد، آتشی در من زد
زان شمع که آفتاب پروانه ی اوست
حدیقه الحقیقه، احمد جام(ژنده پیل)، به اهتمام دکتر محمدعلی موحد
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
4_6050736659450824457.pdf
147.8 KB
غروب پابلیک انتلکتوئل های فرهمند، دموکراتیک شدن فضای اندیشگی و برزخِ در آستانهگی
آریابرزن محمدی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آریابرزن محمدی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
قیچی دولبه شرق-کیهان برای حذف جریان سوم
تاکید بر دوقطبی تفرقهزای ۸۸ ، برای عدم تکرار دوقطبیهای اصیل ۷۶، ۸۴ و ۹۸
🔴ماجرای خبر دروغ روزنامه شرق و واکنش خشمگینانه بقایی را همه دیدیم. چند روز پیش از آن هم روزنامه کیهان حملاتی را علیه رییس جمهور سابق ترتیب داده بود. در سالهای گذشته بر آگاهان سیاسی مستقل و منصف روشن شده که در سالهای پس از ۸۸ توافق پنهانی میان دو جناح حاکم (و شاید به واسطه برجام با بیگانگان) وجود دارد که علی رغم همه اختلافها، زمین بازی را منحصراً در اختیار خود بگیرند و در عملیاتی هماهنگ از ورود هر جریان سومی جلوگیری کنند. در هر حال دو جناح حاکم دو جناح راست و چپِ جناح راستِ حزب جمهوری اسلامی هستند و «منّا»؛ و بهتر میدانند که با حفظ سیستم دوحزبی تکقبیلهای چگونه کشور را اداره کنند. برخی از مهمترین عملیاتهای هماهنگ اصولگرایان و اصلاحطلبان را در سالهای اخیر میتوان چنین فهرست کرد:
1️⃣در برجام هر دو جناح در موضع ریاکارانه طرد مذاکره قبل از برجام و طرد دلواپسان حین برجام مشترک بودند.
2️⃣در بحث ضرورت استعفای حسن روحانی، هر دو جناح متفقالقول از تداوم دولت ورشکسته یازدهم پشتیبانی کردند و میکنند. رییس جمهور که هیچ، حتی وزیر کشور هم استیضاح نشد.
3️⃣در حوادث آبان ۹۸ هردو جناح متفقاً از سیاست افزایش قیمت بنزین حمایت کردند و اعتراضکنندگان را محکوم کردند.
4️⃣در مسائل سوریه ما یکبار هم از اصلاحطلبان و اصولگرایان ندیدیم که سیاست خارجه ایران را از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و دموکراسی و بیرون از چارچوب بسته «منافع ملّی» و «اقتدار دولتی» ارزیابی کنند.
5️⃣اخیراً در واکنش به نامه موسوی خوئینیها، هردوجناح مشترکاً به او حمله کردند.
6️⃣در کل چند سال قیام احمدینژاد علیه مفاسد قوه قضائیه آملی لاریجانی، اصلاحطلبان (جز یک نفر محمودصادقی) هرگز از اصلاحات حقوقی و پیگیری ریشه فساد و خفقان حمایت نکردند، بلکه با حمله به دولت سابق در کنار آملی لاریجانی ایستادند.
8️⃣در جریان مصاحبه با دکتر احمدینژاد، اتهام بهاییگری را متفقاًَ جعل کردند در حالیکه او گفته بود نسبت همه افراد با امام زمان برابر است. برعکس هیچیک از دوجناح حاضر نیستند که بهاییگری به معنای ادعای انحصار در رابطه با امام عصر را مورد ارزیابی قرار دهند. بعلاوه در تمام این سالها شیوه مواجهه اصلاحطلبان با آراء پستاسلامیستی مهندس مشایی نیز از همان منطق لجنپراکنی و اتهام مبتذل رمالی و جنگیری تبعیت میکرد.
9⃣اصلاحطلبان و اصولگرایان به رغم رخدادهای ۷۶ و ۸۴ همواره از معماری ناسیونال-نولیبرال توسعهای هاشمی رفسنجانی حمایت کردند و نیروهای چپِ منتقد را حذف کردند.
9️⃣در رسواییهای بزرگ یک دهه اخیر که هریک برای نیم قرن بحث و پژوهش سیاسی کافی است هردوجناح متفقاً سکوت کردهاند. در رسوایی سقوط هواپیمای اوکراینی، رسوایی حوادث آبان، رسوایی قتل میترا استاد به دست نجفی، رسوایی مازیار ابراهیمی، رسوایی قتل قاضی منصوری، ماجرای سرافراز، رسوایی نامهنگاری یزدی-لاریجانی و سپس پرونده فساد طبری-شریفی، رسوایی های امنیتی مربوط به نفوذ دستگاه های اطلاعاتی اسرائیلی و...
🔟در بحث اخیر قرارداد ۲۵ ساله با چین، هردو جناح در پنهانکاری سهیم بودند.
1️⃣1️⃣ به لحاظ مبنایی، رسانههای امنیتی-ژورنالیستیِ سازندگی/فرهنگ امروز هر دو در حمایت از سیدجواد طباطبایی و سرکوب منتقدین او مثل دکتر سیدجواد میری هماهنگند. قوچانی (سردبیر اولی) مشاور روحانی است و رسولی (سردبیر دومی) مشاور قالیباف. در بحث از دکتر شریعتی هم هردوجناح به طریق مشابه از هرنوع احیای تفکر شریعتی هراسانند.
🔴این فهرست قطعاً در جهات مختلف قابل گسترش است. عجیب نیست که کسی مثل تاجزاده با همه تفاوتهایش با کسی مثل محسنی اژهای همواره در این آدرس غلط مشترکند که تنها قاضیِ فاسد و ملعون، مرتضوی است که اتفاقاً رسواکننده خاندان لاریجانی در آن یکشنبه معروف مجلس بود؟ مسأله اصلی اینجاست که دو جناح حاکم با هماهنگی کامل، همه تلاش خود را به کار بستهاند که رویدادهای دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ دیگر در این کشور تکرار نشود. آنها اصرار دارند که شکافهای سیاسی عمودی ۷۶، ۸۴ و ۹۸ که نوزایش انقلاب اسلامی، طرد جناح راست و به هم پیوستن همه دلدادگان انقلاب ۵۷ را در پی داشت و میتوانست داشته باشد، حتماً لجنمال و منکوب شوند و به جای آن بر شکاف ایدئولوژیک و اجتماعی و افقی ۸۸ اصرار میکنند که در آن طبقه متوسط در برابر طبقات فرودست، آزادی در برابر عدالت، و دو جناح چپ انشعابی را در روبروی هم قرار دادند تا از این طریق امر سیاسی به کلی حذف، و دهه نود در انحصار دو جناح راست در قدرت قرار گیرد.
برجوانان نسل ما و بعد از ما واجب است که یوغ این سازماندهیهای منحط رسانهای در تداوم شکاف ۸۸ را از گردن باز کنند و به نحوی مستقل و اساسی درباره مسائل کشور خویش بیندیشند.
محمدحسین بادامچی
تاکید بر دوقطبی تفرقهزای ۸۸ ، برای عدم تکرار دوقطبیهای اصیل ۷۶، ۸۴ و ۹۸
🔴ماجرای خبر دروغ روزنامه شرق و واکنش خشمگینانه بقایی را همه دیدیم. چند روز پیش از آن هم روزنامه کیهان حملاتی را علیه رییس جمهور سابق ترتیب داده بود. در سالهای گذشته بر آگاهان سیاسی مستقل و منصف روشن شده که در سالهای پس از ۸۸ توافق پنهانی میان دو جناح حاکم (و شاید به واسطه برجام با بیگانگان) وجود دارد که علی رغم همه اختلافها، زمین بازی را منحصراً در اختیار خود بگیرند و در عملیاتی هماهنگ از ورود هر جریان سومی جلوگیری کنند. در هر حال دو جناح حاکم دو جناح راست و چپِ جناح راستِ حزب جمهوری اسلامی هستند و «منّا»؛ و بهتر میدانند که با حفظ سیستم دوحزبی تکقبیلهای چگونه کشور را اداره کنند. برخی از مهمترین عملیاتهای هماهنگ اصولگرایان و اصلاحطلبان را در سالهای اخیر میتوان چنین فهرست کرد:
1️⃣در برجام هر دو جناح در موضع ریاکارانه طرد مذاکره قبل از برجام و طرد دلواپسان حین برجام مشترک بودند.
2️⃣در بحث ضرورت استعفای حسن روحانی، هر دو جناح متفقالقول از تداوم دولت ورشکسته یازدهم پشتیبانی کردند و میکنند. رییس جمهور که هیچ، حتی وزیر کشور هم استیضاح نشد.
3️⃣در حوادث آبان ۹۸ هردو جناح متفقاً از سیاست افزایش قیمت بنزین حمایت کردند و اعتراضکنندگان را محکوم کردند.
4️⃣در مسائل سوریه ما یکبار هم از اصلاحطلبان و اصولگرایان ندیدیم که سیاست خارجه ایران را از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و دموکراسی و بیرون از چارچوب بسته «منافع ملّی» و «اقتدار دولتی» ارزیابی کنند.
5️⃣اخیراً در واکنش به نامه موسوی خوئینیها، هردوجناح مشترکاً به او حمله کردند.
6️⃣در کل چند سال قیام احمدینژاد علیه مفاسد قوه قضائیه آملی لاریجانی، اصلاحطلبان (جز یک نفر محمودصادقی) هرگز از اصلاحات حقوقی و پیگیری ریشه فساد و خفقان حمایت نکردند، بلکه با حمله به دولت سابق در کنار آملی لاریجانی ایستادند.
8️⃣در جریان مصاحبه با دکتر احمدینژاد، اتهام بهاییگری را متفقاًَ جعل کردند در حالیکه او گفته بود نسبت همه افراد با امام زمان برابر است. برعکس هیچیک از دوجناح حاضر نیستند که بهاییگری به معنای ادعای انحصار در رابطه با امام عصر را مورد ارزیابی قرار دهند. بعلاوه در تمام این سالها شیوه مواجهه اصلاحطلبان با آراء پستاسلامیستی مهندس مشایی نیز از همان منطق لجنپراکنی و اتهام مبتذل رمالی و جنگیری تبعیت میکرد.
9⃣اصلاحطلبان و اصولگرایان به رغم رخدادهای ۷۶ و ۸۴ همواره از معماری ناسیونال-نولیبرال توسعهای هاشمی رفسنجانی حمایت کردند و نیروهای چپِ منتقد را حذف کردند.
9️⃣در رسواییهای بزرگ یک دهه اخیر که هریک برای نیم قرن بحث و پژوهش سیاسی کافی است هردوجناح متفقاً سکوت کردهاند. در رسوایی سقوط هواپیمای اوکراینی، رسوایی حوادث آبان، رسوایی قتل میترا استاد به دست نجفی، رسوایی مازیار ابراهیمی، رسوایی قتل قاضی منصوری، ماجرای سرافراز، رسوایی نامهنگاری یزدی-لاریجانی و سپس پرونده فساد طبری-شریفی، رسوایی های امنیتی مربوط به نفوذ دستگاه های اطلاعاتی اسرائیلی و...
🔟در بحث اخیر قرارداد ۲۵ ساله با چین، هردو جناح در پنهانکاری سهیم بودند.
1️⃣1️⃣ به لحاظ مبنایی، رسانههای امنیتی-ژورنالیستیِ سازندگی/فرهنگ امروز هر دو در حمایت از سیدجواد طباطبایی و سرکوب منتقدین او مثل دکتر سیدجواد میری هماهنگند. قوچانی (سردبیر اولی) مشاور روحانی است و رسولی (سردبیر دومی) مشاور قالیباف. در بحث از دکتر شریعتی هم هردوجناح به طریق مشابه از هرنوع احیای تفکر شریعتی هراسانند.
🔴این فهرست قطعاً در جهات مختلف قابل گسترش است. عجیب نیست که کسی مثل تاجزاده با همه تفاوتهایش با کسی مثل محسنی اژهای همواره در این آدرس غلط مشترکند که تنها قاضیِ فاسد و ملعون، مرتضوی است که اتفاقاً رسواکننده خاندان لاریجانی در آن یکشنبه معروف مجلس بود؟ مسأله اصلی اینجاست که دو جناح حاکم با هماهنگی کامل، همه تلاش خود را به کار بستهاند که رویدادهای دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ دیگر در این کشور تکرار نشود. آنها اصرار دارند که شکافهای سیاسی عمودی ۷۶، ۸۴ و ۹۸ که نوزایش انقلاب اسلامی، طرد جناح راست و به هم پیوستن همه دلدادگان انقلاب ۵۷ را در پی داشت و میتوانست داشته باشد، حتماً لجنمال و منکوب شوند و به جای آن بر شکاف ایدئولوژیک و اجتماعی و افقی ۸۸ اصرار میکنند که در آن طبقه متوسط در برابر طبقات فرودست، آزادی در برابر عدالت، و دو جناح چپ انشعابی را در روبروی هم قرار دادند تا از این طریق امر سیاسی به کلی حذف، و دهه نود در انحصار دو جناح راست در قدرت قرار گیرد.
برجوانان نسل ما و بعد از ما واجب است که یوغ این سازماندهیهای منحط رسانهای در تداوم شکاف ۸۸ را از گردن باز کنند و به نحوی مستقل و اساسی درباره مسائل کشور خویش بیندیشند.
محمدحسین بادامچی
بدرالزمانِ شاعر!
استاد بدرالزمان قریب درگذشت. همکاران و شاگردانش از او گفتهاند و خواهند گفت و حق دوستی و شاگردی ادا خواهند کرد.
در کتاب زنان سخنور از بدری جوان چندین شعر عاشقانه و زیبای استخواندار، با زبان خوب و سالم آورده شده که فکر میکنم خواندنشان روی دیگر شخصیّت این دانشیزنِ بالابلند را بر آفتاب میافکند. روی لطیف شاعرانۀ او را.
«دوشیزه بدرالزمان قریب که به بدری نامبردار است و همین نام را هم تخلّص شعری خود قرار داده است ۲۷ ساله و مجرد و از خانوادۀ محترمی است»
(زنان سخنور، از یک هزار سال پیش تا امروز که به زبان پارسی سخن گفتهاند، تألیف علیاکبر مشیرسلیمی، چاپ اوّل ۱۳۳۵، ص ۱۹)
دانم آزردهجان و خستهتنت
کرده بیخود تو را ز خویشتنت
دانم از درد بیوفایاری
مُهر خاموشی است بر دهنت
دانم از آتش درون چون شمع
میگدازد سراسر بدنت
زخم دل را به تیغ غم بشکاف
تا چکد خون ز رشحۀ سخنت
جاودان نغمه نغمۀ یاس است
گر چه آید ز سوخته کفنت
🍃🍂🍃
با توام بیخبر ز خویشتنم
بیتو در آتش است خستهتنم
یاد آن یار کردم از دل دور
غیر نام تو نیست بر دهنم
خواهم امشب به اشک غم شویم
ننگ این عشق شوم از بدنم
تا تویی در برابر نظرم
برنیاید ز من صدا که منم
گر بدین سوز دل روم در خاک
بویت آید ز سوختهکفنم
(صفحۀ ۲۶ و ۲۷)
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
استاد بدرالزمان قریب درگذشت. همکاران و شاگردانش از او گفتهاند و خواهند گفت و حق دوستی و شاگردی ادا خواهند کرد.
در کتاب زنان سخنور از بدری جوان چندین شعر عاشقانه و زیبای استخواندار، با زبان خوب و سالم آورده شده که فکر میکنم خواندنشان روی دیگر شخصیّت این دانشیزنِ بالابلند را بر آفتاب میافکند. روی لطیف شاعرانۀ او را.
«دوشیزه بدرالزمان قریب که به بدری نامبردار است و همین نام را هم تخلّص شعری خود قرار داده است ۲۷ ساله و مجرد و از خانوادۀ محترمی است»
(زنان سخنور، از یک هزار سال پیش تا امروز که به زبان پارسی سخن گفتهاند، تألیف علیاکبر مشیرسلیمی، چاپ اوّل ۱۳۳۵، ص ۱۹)
دانم آزردهجان و خستهتنت
کرده بیخود تو را ز خویشتنت
دانم از درد بیوفایاری
مُهر خاموشی است بر دهنت
دانم از آتش درون چون شمع
میگدازد سراسر بدنت
زخم دل را به تیغ غم بشکاف
تا چکد خون ز رشحۀ سخنت
جاودان نغمه نغمۀ یاس است
گر چه آید ز سوخته کفنت
🍃🍂🍃
با توام بیخبر ز خویشتنم
بیتو در آتش است خستهتنم
یاد آن یار کردم از دل دور
غیر نام تو نیست بر دهنم
خواهم امشب به اشک غم شویم
ننگ این عشق شوم از بدنم
تا تویی در برابر نظرم
برنیاید ز من صدا که منم
گر بدین سوز دل روم در خاک
بویت آید ز سوختهکفنم
(صفحۀ ۲۶ و ۲۷)
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
درگذشت دکتر بدرالزمان قریب
✍️سید احمدرضا قائممقامی
کل من علیها فان
بدرالزمان قریب، یا بقول خود او و بعضی نزدیکانش بدری قریب، درگذشت. بار هستی دنیوی را فروهشت و از رنج و تعب آن آسود. به شهری غریب سفر کرد، هرچند که او گویا مانند مانویان زندگی این جهان را غربت میشمرد. دوستان و همکاران و شاگردان نزدیکتر او بهتر از بنده در ساعتها و روزهای آینده از فضایل او سخن خواهند گفت. در وضع فعلی و حمله بیوقفه کرونا احتمالا مجلسی منعقد نخواهد شد و تشییع او نیز احتمالا متعذر خواهد بود. به همین سبب، در همین باصطلاح فضای مجازی، بعنوان شاگرد او، باختصار درباره او چیزی مینویسم و یادی از او میکنم.
زمانی که بنده و همدرسانم به دانشگاه تهران آمدیم، قریب حالی بیمارگونه داشت و این بیماری در همان دوره تحصیل ما کمکم بیشتر شد، چنانکه درس او را تعطیل کرد و مدتی روانه بیمارستانش کرد. بنابراین، درس او ناتمام ماند. در نیمسال بعد که بهبودی در حال او پیدا شد، نزد او متون مانوی به زبان پهلوی اشکانی را خواندیم. در کار خود استاد بود. بر متنها مسلط بود و صاحب اجتهاد شخصی بود، هر نظری را آسان نمیپذیرفت و اعتدال و پختگی در تدریسش نمایان بود. همین تسلط را به گواهی شاگردان قدیمتر از ما در فارسی باستان داشت. با عقاید مانوی، یا لااقل مانویت ایرانی، نیز خوب آشنا بود و چند مقاله هم که در این باره نوشته این سخن بنده را تایید میکند. آنچه مخصوصا در تدریس و تتبع او، علاوه بر معلوماتش، به نظر بنده ارجمند بود همین اجتهاد و اعتدالش بود. این قدر که بنده دیدم، هیچ ندیدم که در برابر نظرها و آراء تازه از خود "آنتوزیاسم" نشان دهد. این را چند بار به چشم خود دیدم. وقتی استادان جوان، که در زمره شاگردان او بودند، در کنفرانسها یا مناسبتهای دیگر نظر تازهای را با اعجاب و تحسین تلقی میکردند و نظر او را میخواستند، با آن خنده همیشگی میگفت: "حالا باید دید"، یا "باید بیشتر فکر کرد" و مانند اینها.
اما بنده کمتر به او نزدیک بودم و البته به اندازه شاگردان و دوستان نزدیک او شایستگی سخن گفتن درباره او را ندارم. مخصوصا درباره میراث او در تتبعات و تحقیقات سغدی، که او خود از استوانههای آن بود، اینجا نه جای سخن گفتن است و نه بنده در آن باب صاحب صلاحیتم. آشنایان به آن زبان در آینده درباره آن داوری خواهند کرد. این قدر را در نهایت تاثر و تاسف برای این نوشتم که یادی کرده باشم از دانشمندی که بر بنده حق تعلیم و تربیت داشت و چندین تن از استادان رشته فرهنگ و زبانهای باستانی ایران پروردگان و برکشیدگان او بودند. یادش گرامی باد.
از نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
✍️سید احمدرضا قائممقامی
کل من علیها فان
بدرالزمان قریب، یا بقول خود او و بعضی نزدیکانش بدری قریب، درگذشت. بار هستی دنیوی را فروهشت و از رنج و تعب آن آسود. به شهری غریب سفر کرد، هرچند که او گویا مانند مانویان زندگی این جهان را غربت میشمرد. دوستان و همکاران و شاگردان نزدیکتر او بهتر از بنده در ساعتها و روزهای آینده از فضایل او سخن خواهند گفت. در وضع فعلی و حمله بیوقفه کرونا احتمالا مجلسی منعقد نخواهد شد و تشییع او نیز احتمالا متعذر خواهد بود. به همین سبب، در همین باصطلاح فضای مجازی، بعنوان شاگرد او، باختصار درباره او چیزی مینویسم و یادی از او میکنم.
زمانی که بنده و همدرسانم به دانشگاه تهران آمدیم، قریب حالی بیمارگونه داشت و این بیماری در همان دوره تحصیل ما کمکم بیشتر شد، چنانکه درس او را تعطیل کرد و مدتی روانه بیمارستانش کرد. بنابراین، درس او ناتمام ماند. در نیمسال بعد که بهبودی در حال او پیدا شد، نزد او متون مانوی به زبان پهلوی اشکانی را خواندیم. در کار خود استاد بود. بر متنها مسلط بود و صاحب اجتهاد شخصی بود، هر نظری را آسان نمیپذیرفت و اعتدال و پختگی در تدریسش نمایان بود. همین تسلط را به گواهی شاگردان قدیمتر از ما در فارسی باستان داشت. با عقاید مانوی، یا لااقل مانویت ایرانی، نیز خوب آشنا بود و چند مقاله هم که در این باره نوشته این سخن بنده را تایید میکند. آنچه مخصوصا در تدریس و تتبع او، علاوه بر معلوماتش، به نظر بنده ارجمند بود همین اجتهاد و اعتدالش بود. این قدر که بنده دیدم، هیچ ندیدم که در برابر نظرها و آراء تازه از خود "آنتوزیاسم" نشان دهد. این را چند بار به چشم خود دیدم. وقتی استادان جوان، که در زمره شاگردان او بودند، در کنفرانسها یا مناسبتهای دیگر نظر تازهای را با اعجاب و تحسین تلقی میکردند و نظر او را میخواستند، با آن خنده همیشگی میگفت: "حالا باید دید"، یا "باید بیشتر فکر کرد" و مانند اینها.
اما بنده کمتر به او نزدیک بودم و البته به اندازه شاگردان و دوستان نزدیک او شایستگی سخن گفتن درباره او را ندارم. مخصوصا درباره میراث او در تتبعات و تحقیقات سغدی، که او خود از استوانههای آن بود، اینجا نه جای سخن گفتن است و نه بنده در آن باب صاحب صلاحیتم. آشنایان به آن زبان در آینده درباره آن داوری خواهند کرد. این قدر را در نهایت تاثر و تاسف برای این نوشتم که یادی کرده باشم از دانشمندی که بر بنده حق تعلیم و تربیت داشت و چندین تن از استادان رشته فرهنگ و زبانهای باستانی ایران پروردگان و برکشیدگان او بودند. یادش گرامی باد.
از نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
📚 مجموعه مقالات:
🇨🇳 «آینده چین و چشمانداز جاده ابریشم»
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با توجه به پرسشهایی زیر اقدام به تهیه مجموعه مقالاتی کرده است. هدف از تهیه این کتاب، جلبتوجه مخاطبان به اهمیت چین با نظر به این پرسشهاست.
1️⃣ چین چه مسیری را طی کرد؟
2️⃣ چین به کجا میرود؟
3️⃣ اهداف چین در شکل دادن به جهان چیست؟
4️⃣ چگونه چینِ درحالتوسعه با سایر جهان تعامل خواهد داشت؟
✅ مجموعه دوجلدی «مجموعه مقالات چین» مشتمل بر 12 گزارش راهبردی در خصوص آینده و چشمانداز اقتصادی چین و نیز استراتژیهای پیش روی این کشور است.
📌 جلد اول: استراتژیهای آینده چین (اینجا دانلود کنید)
📌 جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده (اینجا دانلود کنید)
🌐 http://css.ir/ltonjg
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
🇨🇳 «آینده چین و چشمانداز جاده ابریشم»
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با توجه به پرسشهایی زیر اقدام به تهیه مجموعه مقالاتی کرده است. هدف از تهیه این کتاب، جلبتوجه مخاطبان به اهمیت چین با نظر به این پرسشهاست.
1️⃣ چین چه مسیری را طی کرد؟
2️⃣ چین به کجا میرود؟
3️⃣ اهداف چین در شکل دادن به جهان چیست؟
4️⃣ چگونه چینِ درحالتوسعه با سایر جهان تعامل خواهد داشت؟
✅ مجموعه دوجلدی «مجموعه مقالات چین» مشتمل بر 12 گزارش راهبردی در خصوص آینده و چشمانداز اقتصادی چین و نیز استراتژیهای پیش روی این کشور است.
📌 جلد اول: استراتژیهای آینده چین (اینجا دانلود کنید)
📌 جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده (اینجا دانلود کنید)
🌐 http://css.ir/ltonjg
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
از سکولار بودن ویروس کرونا تا خلال امام رضا (ع)
این چند روز خبرهای جالبی به گوش رسید. از سکولار بودن ویروس کرونا، تا درمان عضو هیئت رئیسه مجلس با روغن بنفشه، از تفاوت حکم ماسک زدن بین زن و مرد تا کشف خلال دندان به نام امام رضا که با بی حیایی نام مبارک آن امام دنبال خلال آورده می شود. اندکی پیش از آن هم، نمونه هایی از مجلس جدید و اظهاراتی که داخل آن شد به گوش خورد. به نظرم، این مباحث ادامه خواهد داشت، و باز اظهاراتی و اتفاقاتی از این نوع بدست خواهد آمد. این امر غریبی نیست. کسانی که این باورها را دارند، طبیعی است که همانها را ابراز کنند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. این قصه ها، ما را به یاد دوران احمدی نژاد می اندازد که از این قبیل مطالب زیاد بود و هر روز نمونه های تازه ای سر زبانها بود. خاطرم هست می گفت ما کسانی را داریم که وقتی روی زمین نگاه می کنند، می فهمند چه معادنی در زیر آن هست. آن وقت ها یادداشتی نوشتم با عنوان اداره کشور با استخاره امکان پذیر نیست. البته، وقتی ماجرای آن دختر و انژری هسته ای به میان آمد، من یکی فهمیدم که دست کم او به این حرفها مطلقا اعتقادی نداشت. بعد که ت... پ را دیدم، قدری خیالم بابت این اعتقاد راحت تر شد. اما حالا البته اینها، بنده های خدا، به این حرفها باور دارند. به مراجع بزرگوار مملکت عرض می کنم که این خاطرات از روزگار شما می ماند و بعدها کتابها در باره رواج این نوع نگاه ها در عصر و زمان شما نوشته می شود. دست کم گاهی گوشه چشم انتقادی به این مطالب داشته باشید، همان اندازه که مرحوم آیت الله بروجردی داشت. این قبیل مطالب، نقش مهمی در سست کردن باورهای دینی جوانان دارد. در واقع، این رویه، هم علم را مسخره می کند و هم دین را. در این میانه، سیاست راه خودش را می رود و خیلی به این مسائل جز در حد منافع اقتصادی و سیاسی مملکت و فوایدی که از آن می برد، و اسمش را رعایت مصالح امت می گذارد، کاری ندارد. این طینت سیاست است و گریزی از آن نیست.
رسول جعفریان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
این چند روز خبرهای جالبی به گوش رسید. از سکولار بودن ویروس کرونا، تا درمان عضو هیئت رئیسه مجلس با روغن بنفشه، از تفاوت حکم ماسک زدن بین زن و مرد تا کشف خلال دندان به نام امام رضا که با بی حیایی نام مبارک آن امام دنبال خلال آورده می شود. اندکی پیش از آن هم، نمونه هایی از مجلس جدید و اظهاراتی که داخل آن شد به گوش خورد. به نظرم، این مباحث ادامه خواهد داشت، و باز اظهاراتی و اتفاقاتی از این نوع بدست خواهد آمد. این امر غریبی نیست. کسانی که این باورها را دارند، طبیعی است که همانها را ابراز کنند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. این قصه ها، ما را به یاد دوران احمدی نژاد می اندازد که از این قبیل مطالب زیاد بود و هر روز نمونه های تازه ای سر زبانها بود. خاطرم هست می گفت ما کسانی را داریم که وقتی روی زمین نگاه می کنند، می فهمند چه معادنی در زیر آن هست. آن وقت ها یادداشتی نوشتم با عنوان اداره کشور با استخاره امکان پذیر نیست. البته، وقتی ماجرای آن دختر و انژری هسته ای به میان آمد، من یکی فهمیدم که دست کم او به این حرفها مطلقا اعتقادی نداشت. بعد که ت... پ را دیدم، قدری خیالم بابت این اعتقاد راحت تر شد. اما حالا البته اینها، بنده های خدا، به این حرفها باور دارند. به مراجع بزرگوار مملکت عرض می کنم که این خاطرات از روزگار شما می ماند و بعدها کتابها در باره رواج این نوع نگاه ها در عصر و زمان شما نوشته می شود. دست کم گاهی گوشه چشم انتقادی به این مطالب داشته باشید، همان اندازه که مرحوم آیت الله بروجردی داشت. این قبیل مطالب، نقش مهمی در سست کردن باورهای دینی جوانان دارد. در واقع، این رویه، هم علم را مسخره می کند و هم دین را. در این میانه، سیاست راه خودش را می رود و خیلی به این مسائل جز در حد منافع اقتصادی و سیاسی مملکت و فوایدی که از آن می برد، و اسمش را رعایت مصالح امت می گذارد، کاری ندارد. این طینت سیاست است و گریزی از آن نیست.
رسول جعفریان
#فرهیختگان صدای فرزانگان