Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«گل نرگس»
از تو باغچه های بیدار
گل نرگس و ربودن
پشت میله های زندان
شعر وحشت میسرودن
نمیدونن گل نرگس
در حصار رنگ نمیبازه
روی پرده ی سیاهی
خورشید خوشرنگ میسازه
نمیدونن که پرنده
آخر قصه رو دیده
سر در اوین نوشته
عمر تو به سر رسیده
دست گلچین نمیدونه
که زمستون موندگار نیست
مقصد هر گل نرگس
جایی جز فصل بهار نیست
وقتی با دستهای خونی
گل نرگس توی حصره
مسجد وصومعه ی ما
زندان اوین و قصره
از چکاوک ها شنیدم
یک چکامه ی بهاری
باغچه ای به رنگ نرگس
بعد فصل بیقراری
باغچه گفت از انتظارو
باد نوشت بروی دیوار
یه کبوتر سفید خوند
میرسه لحظه ی دیدار
مینویسم گل نرگس
تو بخوان امروز اسیره
ماه میگفت ریشه دوانده
دیگه هیچ وقت نمیمیره
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
از تو باغچه های بیدار
گل نرگس و ربودن
پشت میله های زندان
شعر وحشت میسرودن
نمیدونن گل نرگس
در حصار رنگ نمیبازه
روی پرده ی سیاهی
خورشید خوشرنگ میسازه
نمیدونن که پرنده
آخر قصه رو دیده
سر در اوین نوشته
عمر تو به سر رسیده
دست گلچین نمیدونه
که زمستون موندگار نیست
مقصد هر گل نرگس
جایی جز فصل بهار نیست
وقتی با دستهای خونی
گل نرگس توی حصره
مسجد وصومعه ی ما
زندان اوین و قصره
از چکاوک ها شنیدم
یک چکامه ی بهاری
باغچه ای به رنگ نرگس
بعد فصل بیقراری
باغچه گفت از انتظارو
باد نوشت بروی دیوار
یه کبوتر سفید خوند
میرسه لحظه ی دیدار
مینویسم گل نرگس
تو بخوان امروز اسیره
ماه میگفت ریشه دوانده
دیگه هیچ وقت نمیمیره
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
📄 مقاله: "ایران در چشمانداز کوتاهمدت"
حمیدرضا جلاییپور، در مقالهای برای "راهبرد" نوشت:
✍ دربارهٔ یک سال آینده دو ارزیابی قطبی و سفید و سیاه در حوزه عمومی قابل شناسایی است. اول، ارزیابی حاکمیت و اصولگرایان تندرو است که معتقدند روزهای سخت ایران در حال اتمام است. ارزیابی دوم مربوط به سرنگونیطلبان است که ایران را در معرض شورشهای غیرقابلکنترل و آبستن بیگبنگ و تغییرات بنیادین غیرقابل پیشبینی میبینند. هدف این نوشته بررسی این ارزیابیها است.
✍ ارزیابی نگارنده برآمده از پاسخ به دو پرسش اصلی است:
۱- جامعه چه معضلات یا بحرانهای اصلیای دارد؟
۲- نیروهای دارای عاملیت تاثیرگذار در جامعه چه نسبتی با این بحرانها دارند؟
✍ جامعهٔ ایران «با معضلات چندگانهٔ همزمان» روبرو است. حداقل به شش معضل اصلی میتوان اشاره کرد:
اول، معضل «معیشت» بیش از نیمی از شهروندان. دهکهای بهرهمند در التهاب این هستند که چگونه ارزش ثروت خود را حفاظت کنند و هر روز شاهد بیارزش شدن پول ملیاند. کافی است به التهابات بازار ارز، طلا، مسکن، زمین و بورس نگاه کنیم. بخش بزرگتری از جامعه هم برای امرار معاش روزانه به تنگنا افتاده است. سه دهک محرومتر وضعیت بدتری پیدا کرده اند (به نمودار «سیسال رشد و نابرابری اقتصاد ایران» از امیر کرمانی در کانال نگارنده مراجعه کنید).
دوم، معضل نگرانی از آثار کرونا برای سلامتی شهروندان است. متاسفانه یک «وحشت جمعی و خاموش» خصوصا در میان میانسالان در جامعه در حال شکلگیری است و چند میلیون شهروند هم در اثر شیوع کرونا بیکار شدهاند. با نزدیک شدن پاییز و وضعیت فعلی حکمرانی در مبارزه با کرونا بعید است مبتلایان و مرگ کرونا افزایش نیابد و تا تولید و توزیع فراگیر واکسن و داروی کرونا هم شاید بیش از یکسال طول بکشد.
سوم، معضل تداوم «توهین سیاسی» از بالا به شهروندان است. این توهین را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم. میزان مشارکت مردم تهران حدود بیست درصد بود و نشان داد حاکمیت به گشایش سیاسی فکر نمیکند و نگرانیها و توهمات دیگری دارد.
چهارم، معضل تکرار «ناامنی»های داخلی و خارجی است. از جمله آتشسوزیها، انفجارها، حمله به تاسیسات نطنز و نگرانی مسافران هواپیمای ماهان در آسمان لبنان و سوریه.
پنجم، معضل تداوم تخریب شدید محیط زیست ایران است و در برابر فرسایش جبرانناپذیر آن نیروی موثر کنترلکنندهای وجود ندارد. فعالان محیط زیست هم با سیلی نهادهای امنیتی روبرو بوده و تعدادی از آنها هنوز در زنداناند.
معضل ششم (به نظرم مهمتر از همهٔ معضلات قبلی) این است که حاکمیت (مهمترین نهادی که میتواند از تبدیل «معضلات جامعه» به «وضعیت بحرانی غیرقابل کنترل» جلوگیری کند) ظاهرا ارادهای برای حل معضلات پیشگفته ندارد.
✍ در برابر این جامعه و شرایط بحرانی به نظر من سه نیروی دارای عاملیت تاثیرگذار در کوتاهمدت وجود دارد. به ترتیب اهمیت: نیروی حاکمیت، نیروی پاپولیستها و نیروی اصلاحطلبان و میانهروها.
✍ باید ببینیم این سه نیرو چگونه میخواهند با توجه به بحرانهای کشور جامعه را از این وضعیت عبور دهند؟ روشن است هر نیرویی که «برنامه» و از آن مهمتر «توان اجرا» داشته باشد در یک سال آینده موثرتر است.
✍ حاکمیت در ایران هم دولت (وزارتخانهها) و نهادهای انتخابی و هم جامعهٔ مدنی را در کنترل خود گرفته است. طبقه متوسط فرهنگی و بخش بزرگی از اقشار فرودست و فرادست در ایران حاکمیت ایران را نامقبول، ناکارآمد و رانتی میداند و معتقد است سیاستهای کلان این حاکمیت در بعد داخلی و خارجی پرهزینه و روند توسعه درونزا و بروننگر ایران را آهسته کرده است.
✍ با اینهمه، حاکمیت بهخاطر امکانات و سازمان بروکراتیکی که در اختیار دارد مهمترین نیروی موثر برای عبور جامعه از وضعیت بحرانی کنونی است. خود حاکمیت این تصویر انتقادی از خود را قبول ندارد و معتقد است در یک سال آینده ایران از گردنهٔ ترامپ و تحریمهای حداکثری او خواهد گذشت.
✍ حاکمیت سعی میکند بحران اقتصادی و بحران ناشی از کرونا را با هر مصیبتی که شده در چهار ماه آینده مدیریت کند و حاکمیت را یکپارچه و مقتدرتر سازد. میگوید قوهقضاییه و قوهمقننه را یکپارچه کردیم و با گرفتن قوه اجراییه در انتخابات۱۴۰۰ این فرآیند را به پایان میبریم.
✍ البته، از اکنون روشن نیست حاکمیت میخواهد رییسجمهوری۱۴۰۰ را بدون انتخاباتی پرشور به دست تیپی مثل رییسی بدهد یا با یک انتخابات پرشور، رییسجمهوری را به دست تکنوکراتی پخته و کاربلد و دارای پایگاه اجتماعی بدهد.
🔅متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/ایران-در-چشمانداز-کوتاهمدت-07-27
#فرهیختگان صدای فرزانگان
حمیدرضا جلاییپور، در مقالهای برای "راهبرد" نوشت:
✍ دربارهٔ یک سال آینده دو ارزیابی قطبی و سفید و سیاه در حوزه عمومی قابل شناسایی است. اول، ارزیابی حاکمیت و اصولگرایان تندرو است که معتقدند روزهای سخت ایران در حال اتمام است. ارزیابی دوم مربوط به سرنگونیطلبان است که ایران را در معرض شورشهای غیرقابلکنترل و آبستن بیگبنگ و تغییرات بنیادین غیرقابل پیشبینی میبینند. هدف این نوشته بررسی این ارزیابیها است.
✍ ارزیابی نگارنده برآمده از پاسخ به دو پرسش اصلی است:
۱- جامعه چه معضلات یا بحرانهای اصلیای دارد؟
۲- نیروهای دارای عاملیت تاثیرگذار در جامعه چه نسبتی با این بحرانها دارند؟
✍ جامعهٔ ایران «با معضلات چندگانهٔ همزمان» روبرو است. حداقل به شش معضل اصلی میتوان اشاره کرد:
اول، معضل «معیشت» بیش از نیمی از شهروندان. دهکهای بهرهمند در التهاب این هستند که چگونه ارزش ثروت خود را حفاظت کنند و هر روز شاهد بیارزش شدن پول ملیاند. کافی است به التهابات بازار ارز، طلا، مسکن، زمین و بورس نگاه کنیم. بخش بزرگتری از جامعه هم برای امرار معاش روزانه به تنگنا افتاده است. سه دهک محرومتر وضعیت بدتری پیدا کرده اند (به نمودار «سیسال رشد و نابرابری اقتصاد ایران» از امیر کرمانی در کانال نگارنده مراجعه کنید).
دوم، معضل نگرانی از آثار کرونا برای سلامتی شهروندان است. متاسفانه یک «وحشت جمعی و خاموش» خصوصا در میان میانسالان در جامعه در حال شکلگیری است و چند میلیون شهروند هم در اثر شیوع کرونا بیکار شدهاند. با نزدیک شدن پاییز و وضعیت فعلی حکمرانی در مبارزه با کرونا بعید است مبتلایان و مرگ کرونا افزایش نیابد و تا تولید و توزیع فراگیر واکسن و داروی کرونا هم شاید بیش از یکسال طول بکشد.
سوم، معضل تداوم «توهین سیاسی» از بالا به شهروندان است. این توهین را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم. میزان مشارکت مردم تهران حدود بیست درصد بود و نشان داد حاکمیت به گشایش سیاسی فکر نمیکند و نگرانیها و توهمات دیگری دارد.
چهارم، معضل تکرار «ناامنی»های داخلی و خارجی است. از جمله آتشسوزیها، انفجارها، حمله به تاسیسات نطنز و نگرانی مسافران هواپیمای ماهان در آسمان لبنان و سوریه.
پنجم، معضل تداوم تخریب شدید محیط زیست ایران است و در برابر فرسایش جبرانناپذیر آن نیروی موثر کنترلکنندهای وجود ندارد. فعالان محیط زیست هم با سیلی نهادهای امنیتی روبرو بوده و تعدادی از آنها هنوز در زنداناند.
معضل ششم (به نظرم مهمتر از همهٔ معضلات قبلی) این است که حاکمیت (مهمترین نهادی که میتواند از تبدیل «معضلات جامعه» به «وضعیت بحرانی غیرقابل کنترل» جلوگیری کند) ظاهرا ارادهای برای حل معضلات پیشگفته ندارد.
✍ در برابر این جامعه و شرایط بحرانی به نظر من سه نیروی دارای عاملیت تاثیرگذار در کوتاهمدت وجود دارد. به ترتیب اهمیت: نیروی حاکمیت، نیروی پاپولیستها و نیروی اصلاحطلبان و میانهروها.
✍ باید ببینیم این سه نیرو چگونه میخواهند با توجه به بحرانهای کشور جامعه را از این وضعیت عبور دهند؟ روشن است هر نیرویی که «برنامه» و از آن مهمتر «توان اجرا» داشته باشد در یک سال آینده موثرتر است.
✍ حاکمیت در ایران هم دولت (وزارتخانهها) و نهادهای انتخابی و هم جامعهٔ مدنی را در کنترل خود گرفته است. طبقه متوسط فرهنگی و بخش بزرگی از اقشار فرودست و فرادست در ایران حاکمیت ایران را نامقبول، ناکارآمد و رانتی میداند و معتقد است سیاستهای کلان این حاکمیت در بعد داخلی و خارجی پرهزینه و روند توسعه درونزا و بروننگر ایران را آهسته کرده است.
✍ با اینهمه، حاکمیت بهخاطر امکانات و سازمان بروکراتیکی که در اختیار دارد مهمترین نیروی موثر برای عبور جامعه از وضعیت بحرانی کنونی است. خود حاکمیت این تصویر انتقادی از خود را قبول ندارد و معتقد است در یک سال آینده ایران از گردنهٔ ترامپ و تحریمهای حداکثری او خواهد گذشت.
✍ حاکمیت سعی میکند بحران اقتصادی و بحران ناشی از کرونا را با هر مصیبتی که شده در چهار ماه آینده مدیریت کند و حاکمیت را یکپارچه و مقتدرتر سازد. میگوید قوهقضاییه و قوهمقننه را یکپارچه کردیم و با گرفتن قوه اجراییه در انتخابات۱۴۰۰ این فرآیند را به پایان میبریم.
✍ البته، از اکنون روشن نیست حاکمیت میخواهد رییسجمهوری۱۴۰۰ را بدون انتخاباتی پرشور به دست تیپی مثل رییسی بدهد یا با یک انتخابات پرشور، رییسجمهوری را به دست تکنوکراتی پخته و کاربلد و دارای پایگاه اجتماعی بدهد.
🔅متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/ایران-در-چشمانداز-کوتاهمدت-07-27
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
ایران در چشمانداز کوتاهمدت
حمیدرضا جلاییپور جامعهشناس و فعال سیاسی اصلاحطلب
وَجد شراب الفت است؛ وَجد پرتو نورِ آفتابِ قدس است که از مَطلعِ اُنس بر آید، بر جان عاشقان تابد، اوقات ایشان را منّور گرداند تا از خود بیگانه شوند و با حق آشنا؛ چون بنشینند در انس اند و چون برخیزند در قُرب، چون بِگردند در یافت اند و چون بروند در صاعقهٔ توحید اند، و چون بِگریند در حس فَقر اند، و چون بخندند در مشاهده اند و چون دست زنند درصبحِ صادقِ مکاشفه اند، چون نعره زنند در خطاب اند، و چون بُگریزند در عتاب اند، چون نیست شوند در هستی اند و هست باشند. از جذبِ هویت در صرف اتحاد افتند. از اعراض و جواهر و مکان و زمان منزه شوند، به عجائب و غرائب تجلّی در افتند. نورِ تجلی مشاهده کنند، از ادراکِ ذات مجنون گردند. از خود بیگانه شوند، جانِ ایشان به لذت مشاهده مُتلذّذ.
زان مِی خوردم که روح پیمانه ی اوست
زان مست شدم که عقل دیوانه ی اوست
دودی به من آمد، آتشی در من زد
زان شمع که آفتاب پروانه ی اوست
حدیقه الحقیقه، احمد جام(ژنده پیل)، به اهتمام دکتر محمدعلی موحد
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
زان مِی خوردم که روح پیمانه ی اوست
زان مست شدم که عقل دیوانه ی اوست
دودی به من آمد، آتشی در من زد
زان شمع که آفتاب پروانه ی اوست
حدیقه الحقیقه، احمد جام(ژنده پیل)، به اهتمام دکتر محمدعلی موحد
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
4_6050736659450824457.pdf
147.8 KB
غروب پابلیک انتلکتوئل های فرهمند، دموکراتیک شدن فضای اندیشگی و برزخِ در آستانهگی
آریابرزن محمدی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آریابرزن محمدی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
قیچی دولبه شرق-کیهان برای حذف جریان سوم
تاکید بر دوقطبی تفرقهزای ۸۸ ، برای عدم تکرار دوقطبیهای اصیل ۷۶، ۸۴ و ۹۸
🔴ماجرای خبر دروغ روزنامه شرق و واکنش خشمگینانه بقایی را همه دیدیم. چند روز پیش از آن هم روزنامه کیهان حملاتی را علیه رییس جمهور سابق ترتیب داده بود. در سالهای گذشته بر آگاهان سیاسی مستقل و منصف روشن شده که در سالهای پس از ۸۸ توافق پنهانی میان دو جناح حاکم (و شاید به واسطه برجام با بیگانگان) وجود دارد که علی رغم همه اختلافها، زمین بازی را منحصراً در اختیار خود بگیرند و در عملیاتی هماهنگ از ورود هر جریان سومی جلوگیری کنند. در هر حال دو جناح حاکم دو جناح راست و چپِ جناح راستِ حزب جمهوری اسلامی هستند و «منّا»؛ و بهتر میدانند که با حفظ سیستم دوحزبی تکقبیلهای چگونه کشور را اداره کنند. برخی از مهمترین عملیاتهای هماهنگ اصولگرایان و اصلاحطلبان را در سالهای اخیر میتوان چنین فهرست کرد:
1️⃣در برجام هر دو جناح در موضع ریاکارانه طرد مذاکره قبل از برجام و طرد دلواپسان حین برجام مشترک بودند.
2️⃣در بحث ضرورت استعفای حسن روحانی، هر دو جناح متفقالقول از تداوم دولت ورشکسته یازدهم پشتیبانی کردند و میکنند. رییس جمهور که هیچ، حتی وزیر کشور هم استیضاح نشد.
3️⃣در حوادث آبان ۹۸ هردو جناح متفقاً از سیاست افزایش قیمت بنزین حمایت کردند و اعتراضکنندگان را محکوم کردند.
4️⃣در مسائل سوریه ما یکبار هم از اصلاحطلبان و اصولگرایان ندیدیم که سیاست خارجه ایران را از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و دموکراسی و بیرون از چارچوب بسته «منافع ملّی» و «اقتدار دولتی» ارزیابی کنند.
5️⃣اخیراً در واکنش به نامه موسوی خوئینیها، هردوجناح مشترکاً به او حمله کردند.
6️⃣در کل چند سال قیام احمدینژاد علیه مفاسد قوه قضائیه آملی لاریجانی، اصلاحطلبان (جز یک نفر محمودصادقی) هرگز از اصلاحات حقوقی و پیگیری ریشه فساد و خفقان حمایت نکردند، بلکه با حمله به دولت سابق در کنار آملی لاریجانی ایستادند.
8️⃣در جریان مصاحبه با دکتر احمدینژاد، اتهام بهاییگری را متفقاًَ جعل کردند در حالیکه او گفته بود نسبت همه افراد با امام زمان برابر است. برعکس هیچیک از دوجناح حاضر نیستند که بهاییگری به معنای ادعای انحصار در رابطه با امام عصر را مورد ارزیابی قرار دهند. بعلاوه در تمام این سالها شیوه مواجهه اصلاحطلبان با آراء پستاسلامیستی مهندس مشایی نیز از همان منطق لجنپراکنی و اتهام مبتذل رمالی و جنگیری تبعیت میکرد.
9⃣اصلاحطلبان و اصولگرایان به رغم رخدادهای ۷۶ و ۸۴ همواره از معماری ناسیونال-نولیبرال توسعهای هاشمی رفسنجانی حمایت کردند و نیروهای چپِ منتقد را حذف کردند.
9️⃣در رسواییهای بزرگ یک دهه اخیر که هریک برای نیم قرن بحث و پژوهش سیاسی کافی است هردوجناح متفقاً سکوت کردهاند. در رسوایی سقوط هواپیمای اوکراینی، رسوایی حوادث آبان، رسوایی قتل میترا استاد به دست نجفی، رسوایی مازیار ابراهیمی، رسوایی قتل قاضی منصوری، ماجرای سرافراز، رسوایی نامهنگاری یزدی-لاریجانی و سپس پرونده فساد طبری-شریفی، رسوایی های امنیتی مربوط به نفوذ دستگاه های اطلاعاتی اسرائیلی و...
🔟در بحث اخیر قرارداد ۲۵ ساله با چین، هردو جناح در پنهانکاری سهیم بودند.
1️⃣1️⃣ به لحاظ مبنایی، رسانههای امنیتی-ژورنالیستیِ سازندگی/فرهنگ امروز هر دو در حمایت از سیدجواد طباطبایی و سرکوب منتقدین او مثل دکتر سیدجواد میری هماهنگند. قوچانی (سردبیر اولی) مشاور روحانی است و رسولی (سردبیر دومی) مشاور قالیباف. در بحث از دکتر شریعتی هم هردوجناح به طریق مشابه از هرنوع احیای تفکر شریعتی هراسانند.
🔴این فهرست قطعاً در جهات مختلف قابل گسترش است. عجیب نیست که کسی مثل تاجزاده با همه تفاوتهایش با کسی مثل محسنی اژهای همواره در این آدرس غلط مشترکند که تنها قاضیِ فاسد و ملعون، مرتضوی است که اتفاقاً رسواکننده خاندان لاریجانی در آن یکشنبه معروف مجلس بود؟ مسأله اصلی اینجاست که دو جناح حاکم با هماهنگی کامل، همه تلاش خود را به کار بستهاند که رویدادهای دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ دیگر در این کشور تکرار نشود. آنها اصرار دارند که شکافهای سیاسی عمودی ۷۶، ۸۴ و ۹۸ که نوزایش انقلاب اسلامی، طرد جناح راست و به هم پیوستن همه دلدادگان انقلاب ۵۷ را در پی داشت و میتوانست داشته باشد، حتماً لجنمال و منکوب شوند و به جای آن بر شکاف ایدئولوژیک و اجتماعی و افقی ۸۸ اصرار میکنند که در آن طبقه متوسط در برابر طبقات فرودست، آزادی در برابر عدالت، و دو جناح چپ انشعابی را در روبروی هم قرار دادند تا از این طریق امر سیاسی به کلی حذف، و دهه نود در انحصار دو جناح راست در قدرت قرار گیرد.
برجوانان نسل ما و بعد از ما واجب است که یوغ این سازماندهیهای منحط رسانهای در تداوم شکاف ۸۸ را از گردن باز کنند و به نحوی مستقل و اساسی درباره مسائل کشور خویش بیندیشند.
محمدحسین بادامچی
تاکید بر دوقطبی تفرقهزای ۸۸ ، برای عدم تکرار دوقطبیهای اصیل ۷۶، ۸۴ و ۹۸
🔴ماجرای خبر دروغ روزنامه شرق و واکنش خشمگینانه بقایی را همه دیدیم. چند روز پیش از آن هم روزنامه کیهان حملاتی را علیه رییس جمهور سابق ترتیب داده بود. در سالهای گذشته بر آگاهان سیاسی مستقل و منصف روشن شده که در سالهای پس از ۸۸ توافق پنهانی میان دو جناح حاکم (و شاید به واسطه برجام با بیگانگان) وجود دارد که علی رغم همه اختلافها، زمین بازی را منحصراً در اختیار خود بگیرند و در عملیاتی هماهنگ از ورود هر جریان سومی جلوگیری کنند. در هر حال دو جناح حاکم دو جناح راست و چپِ جناح راستِ حزب جمهوری اسلامی هستند و «منّا»؛ و بهتر میدانند که با حفظ سیستم دوحزبی تکقبیلهای چگونه کشور را اداره کنند. برخی از مهمترین عملیاتهای هماهنگ اصولگرایان و اصلاحطلبان را در سالهای اخیر میتوان چنین فهرست کرد:
1️⃣در برجام هر دو جناح در موضع ریاکارانه طرد مذاکره قبل از برجام و طرد دلواپسان حین برجام مشترک بودند.
2️⃣در بحث ضرورت استعفای حسن روحانی، هر دو جناح متفقالقول از تداوم دولت ورشکسته یازدهم پشتیبانی کردند و میکنند. رییس جمهور که هیچ، حتی وزیر کشور هم استیضاح نشد.
3️⃣در حوادث آبان ۹۸ هردو جناح متفقاً از سیاست افزایش قیمت بنزین حمایت کردند و اعتراضکنندگان را محکوم کردند.
4️⃣در مسائل سوریه ما یکبار هم از اصلاحطلبان و اصولگرایان ندیدیم که سیاست خارجه ایران را از منظر گفتمان انقلاب اسلامی و دموکراسی و بیرون از چارچوب بسته «منافع ملّی» و «اقتدار دولتی» ارزیابی کنند.
5️⃣اخیراً در واکنش به نامه موسوی خوئینیها، هردوجناح مشترکاً به او حمله کردند.
6️⃣در کل چند سال قیام احمدینژاد علیه مفاسد قوه قضائیه آملی لاریجانی، اصلاحطلبان (جز یک نفر محمودصادقی) هرگز از اصلاحات حقوقی و پیگیری ریشه فساد و خفقان حمایت نکردند، بلکه با حمله به دولت سابق در کنار آملی لاریجانی ایستادند.
8️⃣در جریان مصاحبه با دکتر احمدینژاد، اتهام بهاییگری را متفقاًَ جعل کردند در حالیکه او گفته بود نسبت همه افراد با امام زمان برابر است. برعکس هیچیک از دوجناح حاضر نیستند که بهاییگری به معنای ادعای انحصار در رابطه با امام عصر را مورد ارزیابی قرار دهند. بعلاوه در تمام این سالها شیوه مواجهه اصلاحطلبان با آراء پستاسلامیستی مهندس مشایی نیز از همان منطق لجنپراکنی و اتهام مبتذل رمالی و جنگیری تبعیت میکرد.
9⃣اصلاحطلبان و اصولگرایان به رغم رخدادهای ۷۶ و ۸۴ همواره از معماری ناسیونال-نولیبرال توسعهای هاشمی رفسنجانی حمایت کردند و نیروهای چپِ منتقد را حذف کردند.
9️⃣در رسواییهای بزرگ یک دهه اخیر که هریک برای نیم قرن بحث و پژوهش سیاسی کافی است هردوجناح متفقاً سکوت کردهاند. در رسوایی سقوط هواپیمای اوکراینی، رسوایی حوادث آبان، رسوایی قتل میترا استاد به دست نجفی، رسوایی مازیار ابراهیمی، رسوایی قتل قاضی منصوری، ماجرای سرافراز، رسوایی نامهنگاری یزدی-لاریجانی و سپس پرونده فساد طبری-شریفی، رسوایی های امنیتی مربوط به نفوذ دستگاه های اطلاعاتی اسرائیلی و...
🔟در بحث اخیر قرارداد ۲۵ ساله با چین، هردو جناح در پنهانکاری سهیم بودند.
1️⃣1️⃣ به لحاظ مبنایی، رسانههای امنیتی-ژورنالیستیِ سازندگی/فرهنگ امروز هر دو در حمایت از سیدجواد طباطبایی و سرکوب منتقدین او مثل دکتر سیدجواد میری هماهنگند. قوچانی (سردبیر اولی) مشاور روحانی است و رسولی (سردبیر دومی) مشاور قالیباف. در بحث از دکتر شریعتی هم هردوجناح به طریق مشابه از هرنوع احیای تفکر شریعتی هراسانند.
🔴این فهرست قطعاً در جهات مختلف قابل گسترش است. عجیب نیست که کسی مثل تاجزاده با همه تفاوتهایش با کسی مثل محسنی اژهای همواره در این آدرس غلط مشترکند که تنها قاضیِ فاسد و ملعون، مرتضوی است که اتفاقاً رسواکننده خاندان لاریجانی در آن یکشنبه معروف مجلس بود؟ مسأله اصلی اینجاست که دو جناح حاکم با هماهنگی کامل، همه تلاش خود را به کار بستهاند که رویدادهای دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ دیگر در این کشور تکرار نشود. آنها اصرار دارند که شکافهای سیاسی عمودی ۷۶، ۸۴ و ۹۸ که نوزایش انقلاب اسلامی، طرد جناح راست و به هم پیوستن همه دلدادگان انقلاب ۵۷ را در پی داشت و میتوانست داشته باشد، حتماً لجنمال و منکوب شوند و به جای آن بر شکاف ایدئولوژیک و اجتماعی و افقی ۸۸ اصرار میکنند که در آن طبقه متوسط در برابر طبقات فرودست، آزادی در برابر عدالت، و دو جناح چپ انشعابی را در روبروی هم قرار دادند تا از این طریق امر سیاسی به کلی حذف، و دهه نود در انحصار دو جناح راست در قدرت قرار گیرد.
برجوانان نسل ما و بعد از ما واجب است که یوغ این سازماندهیهای منحط رسانهای در تداوم شکاف ۸۸ را از گردن باز کنند و به نحوی مستقل و اساسی درباره مسائل کشور خویش بیندیشند.
محمدحسین بادامچی
بدرالزمانِ شاعر!
استاد بدرالزمان قریب درگذشت. همکاران و شاگردانش از او گفتهاند و خواهند گفت و حق دوستی و شاگردی ادا خواهند کرد.
در کتاب زنان سخنور از بدری جوان چندین شعر عاشقانه و زیبای استخواندار، با زبان خوب و سالم آورده شده که فکر میکنم خواندنشان روی دیگر شخصیّت این دانشیزنِ بالابلند را بر آفتاب میافکند. روی لطیف شاعرانۀ او را.
«دوشیزه بدرالزمان قریب که به بدری نامبردار است و همین نام را هم تخلّص شعری خود قرار داده است ۲۷ ساله و مجرد و از خانوادۀ محترمی است»
(زنان سخنور، از یک هزار سال پیش تا امروز که به زبان پارسی سخن گفتهاند، تألیف علیاکبر مشیرسلیمی، چاپ اوّل ۱۳۳۵، ص ۱۹)
دانم آزردهجان و خستهتنت
کرده بیخود تو را ز خویشتنت
دانم از درد بیوفایاری
مُهر خاموشی است بر دهنت
دانم از آتش درون چون شمع
میگدازد سراسر بدنت
زخم دل را به تیغ غم بشکاف
تا چکد خون ز رشحۀ سخنت
جاودان نغمه نغمۀ یاس است
گر چه آید ز سوخته کفنت
🍃🍂🍃
با توام بیخبر ز خویشتنم
بیتو در آتش است خستهتنم
یاد آن یار کردم از دل دور
غیر نام تو نیست بر دهنم
خواهم امشب به اشک غم شویم
ننگ این عشق شوم از بدنم
تا تویی در برابر نظرم
برنیاید ز من صدا که منم
گر بدین سوز دل روم در خاک
بویت آید ز سوختهکفنم
(صفحۀ ۲۶ و ۲۷)
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
استاد بدرالزمان قریب درگذشت. همکاران و شاگردانش از او گفتهاند و خواهند گفت و حق دوستی و شاگردی ادا خواهند کرد.
در کتاب زنان سخنور از بدری جوان چندین شعر عاشقانه و زیبای استخواندار، با زبان خوب و سالم آورده شده که فکر میکنم خواندنشان روی دیگر شخصیّت این دانشیزنِ بالابلند را بر آفتاب میافکند. روی لطیف شاعرانۀ او را.
«دوشیزه بدرالزمان قریب که به بدری نامبردار است و همین نام را هم تخلّص شعری خود قرار داده است ۲۷ ساله و مجرد و از خانوادۀ محترمی است»
(زنان سخنور، از یک هزار سال پیش تا امروز که به زبان پارسی سخن گفتهاند، تألیف علیاکبر مشیرسلیمی، چاپ اوّل ۱۳۳۵، ص ۱۹)
دانم آزردهجان و خستهتنت
کرده بیخود تو را ز خویشتنت
دانم از درد بیوفایاری
مُهر خاموشی است بر دهنت
دانم از آتش درون چون شمع
میگدازد سراسر بدنت
زخم دل را به تیغ غم بشکاف
تا چکد خون ز رشحۀ سخنت
جاودان نغمه نغمۀ یاس است
گر چه آید ز سوخته کفنت
🍃🍂🍃
با توام بیخبر ز خویشتنم
بیتو در آتش است خستهتنم
یاد آن یار کردم از دل دور
غیر نام تو نیست بر دهنم
خواهم امشب به اشک غم شویم
ننگ این عشق شوم از بدنم
تا تویی در برابر نظرم
برنیاید ز من صدا که منم
گر بدین سوز دل روم در خاک
بویت آید ز سوختهکفنم
(صفحۀ ۲۶ و ۲۷)
عاطفه طیه
جان آگه با #فرهیختگان
درگذشت دکتر بدرالزمان قریب
✍️سید احمدرضا قائممقامی
کل من علیها فان
بدرالزمان قریب، یا بقول خود او و بعضی نزدیکانش بدری قریب، درگذشت. بار هستی دنیوی را فروهشت و از رنج و تعب آن آسود. به شهری غریب سفر کرد، هرچند که او گویا مانند مانویان زندگی این جهان را غربت میشمرد. دوستان و همکاران و شاگردان نزدیکتر او بهتر از بنده در ساعتها و روزهای آینده از فضایل او سخن خواهند گفت. در وضع فعلی و حمله بیوقفه کرونا احتمالا مجلسی منعقد نخواهد شد و تشییع او نیز احتمالا متعذر خواهد بود. به همین سبب، در همین باصطلاح فضای مجازی، بعنوان شاگرد او، باختصار درباره او چیزی مینویسم و یادی از او میکنم.
زمانی که بنده و همدرسانم به دانشگاه تهران آمدیم، قریب حالی بیمارگونه داشت و این بیماری در همان دوره تحصیل ما کمکم بیشتر شد، چنانکه درس او را تعطیل کرد و مدتی روانه بیمارستانش کرد. بنابراین، درس او ناتمام ماند. در نیمسال بعد که بهبودی در حال او پیدا شد، نزد او متون مانوی به زبان پهلوی اشکانی را خواندیم. در کار خود استاد بود. بر متنها مسلط بود و صاحب اجتهاد شخصی بود، هر نظری را آسان نمیپذیرفت و اعتدال و پختگی در تدریسش نمایان بود. همین تسلط را به گواهی شاگردان قدیمتر از ما در فارسی باستان داشت. با عقاید مانوی، یا لااقل مانویت ایرانی، نیز خوب آشنا بود و چند مقاله هم که در این باره نوشته این سخن بنده را تایید میکند. آنچه مخصوصا در تدریس و تتبع او، علاوه بر معلوماتش، به نظر بنده ارجمند بود همین اجتهاد و اعتدالش بود. این قدر که بنده دیدم، هیچ ندیدم که در برابر نظرها و آراء تازه از خود "آنتوزیاسم" نشان دهد. این را چند بار به چشم خود دیدم. وقتی استادان جوان، که در زمره شاگردان او بودند، در کنفرانسها یا مناسبتهای دیگر نظر تازهای را با اعجاب و تحسین تلقی میکردند و نظر او را میخواستند، با آن خنده همیشگی میگفت: "حالا باید دید"، یا "باید بیشتر فکر کرد" و مانند اینها.
اما بنده کمتر به او نزدیک بودم و البته به اندازه شاگردان و دوستان نزدیک او شایستگی سخن گفتن درباره او را ندارم. مخصوصا درباره میراث او در تتبعات و تحقیقات سغدی، که او خود از استوانههای آن بود، اینجا نه جای سخن گفتن است و نه بنده در آن باب صاحب صلاحیتم. آشنایان به آن زبان در آینده درباره آن داوری خواهند کرد. این قدر را در نهایت تاثر و تاسف برای این نوشتم که یادی کرده باشم از دانشمندی که بر بنده حق تعلیم و تربیت داشت و چندین تن از استادان رشته فرهنگ و زبانهای باستانی ایران پروردگان و برکشیدگان او بودند. یادش گرامی باد.
از نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
✍️سید احمدرضا قائممقامی
کل من علیها فان
بدرالزمان قریب، یا بقول خود او و بعضی نزدیکانش بدری قریب، درگذشت. بار هستی دنیوی را فروهشت و از رنج و تعب آن آسود. به شهری غریب سفر کرد، هرچند که او گویا مانند مانویان زندگی این جهان را غربت میشمرد. دوستان و همکاران و شاگردان نزدیکتر او بهتر از بنده در ساعتها و روزهای آینده از فضایل او سخن خواهند گفت. در وضع فعلی و حمله بیوقفه کرونا احتمالا مجلسی منعقد نخواهد شد و تشییع او نیز احتمالا متعذر خواهد بود. به همین سبب، در همین باصطلاح فضای مجازی، بعنوان شاگرد او، باختصار درباره او چیزی مینویسم و یادی از او میکنم.
زمانی که بنده و همدرسانم به دانشگاه تهران آمدیم، قریب حالی بیمارگونه داشت و این بیماری در همان دوره تحصیل ما کمکم بیشتر شد، چنانکه درس او را تعطیل کرد و مدتی روانه بیمارستانش کرد. بنابراین، درس او ناتمام ماند. در نیمسال بعد که بهبودی در حال او پیدا شد، نزد او متون مانوی به زبان پهلوی اشکانی را خواندیم. در کار خود استاد بود. بر متنها مسلط بود و صاحب اجتهاد شخصی بود، هر نظری را آسان نمیپذیرفت و اعتدال و پختگی در تدریسش نمایان بود. همین تسلط را به گواهی شاگردان قدیمتر از ما در فارسی باستان داشت. با عقاید مانوی، یا لااقل مانویت ایرانی، نیز خوب آشنا بود و چند مقاله هم که در این باره نوشته این سخن بنده را تایید میکند. آنچه مخصوصا در تدریس و تتبع او، علاوه بر معلوماتش، به نظر بنده ارجمند بود همین اجتهاد و اعتدالش بود. این قدر که بنده دیدم، هیچ ندیدم که در برابر نظرها و آراء تازه از خود "آنتوزیاسم" نشان دهد. این را چند بار به چشم خود دیدم. وقتی استادان جوان، که در زمره شاگردان او بودند، در کنفرانسها یا مناسبتهای دیگر نظر تازهای را با اعجاب و تحسین تلقی میکردند و نظر او را میخواستند، با آن خنده همیشگی میگفت: "حالا باید دید"، یا "باید بیشتر فکر کرد" و مانند اینها.
اما بنده کمتر به او نزدیک بودم و البته به اندازه شاگردان و دوستان نزدیک او شایستگی سخن گفتن درباره او را ندارم. مخصوصا درباره میراث او در تتبعات و تحقیقات سغدی، که او خود از استوانههای آن بود، اینجا نه جای سخن گفتن است و نه بنده در آن باب صاحب صلاحیتم. آشنایان به آن زبان در آینده درباره آن داوری خواهند کرد. این قدر را در نهایت تاثر و تاسف برای این نوشتم که یادی کرده باشم از دانشمندی که بر بنده حق تعلیم و تربیت داشت و چندین تن از استادان رشته فرهنگ و زبانهای باستانی ایران پروردگان و برکشیدگان او بودند. یادش گرامی باد.
از نورسیاه
جان آگه با #فرهیختگان
📚 مجموعه مقالات:
🇨🇳 «آینده چین و چشمانداز جاده ابریشم»
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با توجه به پرسشهایی زیر اقدام به تهیه مجموعه مقالاتی کرده است. هدف از تهیه این کتاب، جلبتوجه مخاطبان به اهمیت چین با نظر به این پرسشهاست.
1️⃣ چین چه مسیری را طی کرد؟
2️⃣ چین به کجا میرود؟
3️⃣ اهداف چین در شکل دادن به جهان چیست؟
4️⃣ چگونه چینِ درحالتوسعه با سایر جهان تعامل خواهد داشت؟
✅ مجموعه دوجلدی «مجموعه مقالات چین» مشتمل بر 12 گزارش راهبردی در خصوص آینده و چشمانداز اقتصادی چین و نیز استراتژیهای پیش روی این کشور است.
📌 جلد اول: استراتژیهای آینده چین (اینجا دانلود کنید)
📌 جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده (اینجا دانلود کنید)
🌐 http://css.ir/ltonjg
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
🇨🇳 «آینده چین و چشمانداز جاده ابریشم»
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری با توجه به پرسشهایی زیر اقدام به تهیه مجموعه مقالاتی کرده است. هدف از تهیه این کتاب، جلبتوجه مخاطبان به اهمیت چین با نظر به این پرسشهاست.
1️⃣ چین چه مسیری را طی کرد؟
2️⃣ چین به کجا میرود؟
3️⃣ اهداف چین در شکل دادن به جهان چیست؟
4️⃣ چگونه چینِ درحالتوسعه با سایر جهان تعامل خواهد داشت؟
✅ مجموعه دوجلدی «مجموعه مقالات چین» مشتمل بر 12 گزارش راهبردی در خصوص آینده و چشمانداز اقتصادی چین و نیز استراتژیهای پیش روی این کشور است.
📌 جلد اول: استراتژیهای آینده چین (اینجا دانلود کنید)
📌 جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده (اینجا دانلود کنید)
🌐 http://css.ir/ltonjg
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
از سکولار بودن ویروس کرونا تا خلال امام رضا (ع)
این چند روز خبرهای جالبی به گوش رسید. از سکولار بودن ویروس کرونا، تا درمان عضو هیئت رئیسه مجلس با روغن بنفشه، از تفاوت حکم ماسک زدن بین زن و مرد تا کشف خلال دندان به نام امام رضا که با بی حیایی نام مبارک آن امام دنبال خلال آورده می شود. اندکی پیش از آن هم، نمونه هایی از مجلس جدید و اظهاراتی که داخل آن شد به گوش خورد. به نظرم، این مباحث ادامه خواهد داشت، و باز اظهاراتی و اتفاقاتی از این نوع بدست خواهد آمد. این امر غریبی نیست. کسانی که این باورها را دارند، طبیعی است که همانها را ابراز کنند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. این قصه ها، ما را به یاد دوران احمدی نژاد می اندازد که از این قبیل مطالب زیاد بود و هر روز نمونه های تازه ای سر زبانها بود. خاطرم هست می گفت ما کسانی را داریم که وقتی روی زمین نگاه می کنند، می فهمند چه معادنی در زیر آن هست. آن وقت ها یادداشتی نوشتم با عنوان اداره کشور با استخاره امکان پذیر نیست. البته، وقتی ماجرای آن دختر و انژری هسته ای به میان آمد، من یکی فهمیدم که دست کم او به این حرفها مطلقا اعتقادی نداشت. بعد که ت... پ را دیدم، قدری خیالم بابت این اعتقاد راحت تر شد. اما حالا البته اینها، بنده های خدا، به این حرفها باور دارند. به مراجع بزرگوار مملکت عرض می کنم که این خاطرات از روزگار شما می ماند و بعدها کتابها در باره رواج این نوع نگاه ها در عصر و زمان شما نوشته می شود. دست کم گاهی گوشه چشم انتقادی به این مطالب داشته باشید، همان اندازه که مرحوم آیت الله بروجردی داشت. این قبیل مطالب، نقش مهمی در سست کردن باورهای دینی جوانان دارد. در واقع، این رویه، هم علم را مسخره می کند و هم دین را. در این میانه، سیاست راه خودش را می رود و خیلی به این مسائل جز در حد منافع اقتصادی و سیاسی مملکت و فوایدی که از آن می برد، و اسمش را رعایت مصالح امت می گذارد، کاری ندارد. این طینت سیاست است و گریزی از آن نیست.
رسول جعفریان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
این چند روز خبرهای جالبی به گوش رسید. از سکولار بودن ویروس کرونا، تا درمان عضو هیئت رئیسه مجلس با روغن بنفشه، از تفاوت حکم ماسک زدن بین زن و مرد تا کشف خلال دندان به نام امام رضا که با بی حیایی نام مبارک آن امام دنبال خلال آورده می شود. اندکی پیش از آن هم، نمونه هایی از مجلس جدید و اظهاراتی که داخل آن شد به گوش خورد. به نظرم، این مباحث ادامه خواهد داشت، و باز اظهاراتی و اتفاقاتی از این نوع بدست خواهد آمد. این امر غریبی نیست. کسانی که این باورها را دارند، طبیعی است که همانها را ابراز کنند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. این قصه ها، ما را به یاد دوران احمدی نژاد می اندازد که از این قبیل مطالب زیاد بود و هر روز نمونه های تازه ای سر زبانها بود. خاطرم هست می گفت ما کسانی را داریم که وقتی روی زمین نگاه می کنند، می فهمند چه معادنی در زیر آن هست. آن وقت ها یادداشتی نوشتم با عنوان اداره کشور با استخاره امکان پذیر نیست. البته، وقتی ماجرای آن دختر و انژری هسته ای به میان آمد، من یکی فهمیدم که دست کم او به این حرفها مطلقا اعتقادی نداشت. بعد که ت... پ را دیدم، قدری خیالم بابت این اعتقاد راحت تر شد. اما حالا البته اینها، بنده های خدا، به این حرفها باور دارند. به مراجع بزرگوار مملکت عرض می کنم که این خاطرات از روزگار شما می ماند و بعدها کتابها در باره رواج این نوع نگاه ها در عصر و زمان شما نوشته می شود. دست کم گاهی گوشه چشم انتقادی به این مطالب داشته باشید، همان اندازه که مرحوم آیت الله بروجردی داشت. این قبیل مطالب، نقش مهمی در سست کردن باورهای دینی جوانان دارد. در واقع، این رویه، هم علم را مسخره می کند و هم دین را. در این میانه، سیاست راه خودش را می رود و خیلی به این مسائل جز در حد منافع اقتصادی و سیاسی مملکت و فوایدی که از آن می برد، و اسمش را رعایت مصالح امت می گذارد، کاری ندارد. این طینت سیاست است و گریزی از آن نیست.
رسول جعفریان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔻مذهب علیه مذهب؛ نگاهی به تجویز عزاداری در ایام کرونایی
✍سیدعلیرضا واسعی
✔️وقتی به بهانه برگزاری مراسم مذهبی، جان عدهای به خطر بیفتد، مذهب حقیقی قربانی میشود!
در سالیان اخیر، شکلی از مذهب تشیع رجحان یافت که با آن چه در گذشته، به ویژه در سالهای آغازین انقلاب ایران وجود داشت، به شدت متفاوت و حتی در تعارض و چالش است.
🔹مذهب عدالتخواهی، ظلمستیزی، ایثارگری، رواداری، تعاون و همیاری، زهد و فروتنی و در یک کلمه مذهب معرفتمحور نسبی که عالمان حقیقتاندیش در بستر مراسم عزا و مجالس سوگواری عهدهدار تبیین و اشاعه آن بودند، آهسته آهسته جای خود را به مذهب مناسکی، خودحقپندارنه، تفاخری و شعارمحور، تقدیری و تسلیمی، اکتساب قدرت و انتفاع مکنت و در یک کلمه مذهب مناسکمحور داد که تریبونداران کممایه و صحنهگردانان کماندیش به ترویج و تبلیغ آن روی دارند، تا جایی که سخن از مذهب معرفتی در کنار آن، نه تنها آسان نیست که تاوان سختی به دنبال خواهد داشت.
🔹در تشیع اولی، انسان و انسانیت در کانون همه فعالیتها و آیینها قرار دارد و اساسا آن چه محرک پیروان آن است، رهایی آدمیان از پلشتیهای فردی و نابسامانیهای اجتماعی در پرتو زندگی متعالی است که با بهرهگیری از اکسیر معنوی عاشورا و کربلا استحکام مییابد، چیزی که در مذهب دوم کمتر به آن اندیشه میشود، با همه اینها قدرت مذهب دوم که به حکم ضرورتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر روز فزونی مییابد، همچون سونامی بزرگی همه را با خود همراه ساخته و راهی برای توقف و تامل باز نمیگذارد و در این مسیر حتی متعهدان به ارزشهای اصیل شیعی نیز توان مقابله با آن را نمییابند.
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
✍سیدعلیرضا واسعی
✔️وقتی به بهانه برگزاری مراسم مذهبی، جان عدهای به خطر بیفتد، مذهب حقیقی قربانی میشود!
در سالیان اخیر، شکلی از مذهب تشیع رجحان یافت که با آن چه در گذشته، به ویژه در سالهای آغازین انقلاب ایران وجود داشت، به شدت متفاوت و حتی در تعارض و چالش است.
🔹مذهب عدالتخواهی، ظلمستیزی، ایثارگری، رواداری، تعاون و همیاری، زهد و فروتنی و در یک کلمه مذهب معرفتمحور نسبی که عالمان حقیقتاندیش در بستر مراسم عزا و مجالس سوگواری عهدهدار تبیین و اشاعه آن بودند، آهسته آهسته جای خود را به مذهب مناسکی، خودحقپندارنه، تفاخری و شعارمحور، تقدیری و تسلیمی، اکتساب قدرت و انتفاع مکنت و در یک کلمه مذهب مناسکمحور داد که تریبونداران کممایه و صحنهگردانان کماندیش به ترویج و تبلیغ آن روی دارند، تا جایی که سخن از مذهب معرفتی در کنار آن، نه تنها آسان نیست که تاوان سختی به دنبال خواهد داشت.
🔹در تشیع اولی، انسان و انسانیت در کانون همه فعالیتها و آیینها قرار دارد و اساسا آن چه محرک پیروان آن است، رهایی آدمیان از پلشتیهای فردی و نابسامانیهای اجتماعی در پرتو زندگی متعالی است که با بهرهگیری از اکسیر معنوی عاشورا و کربلا استحکام مییابد، چیزی که در مذهب دوم کمتر به آن اندیشه میشود، با همه اینها قدرت مذهب دوم که به حکم ضرورتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر روز فزونی مییابد، همچون سونامی بزرگی همه را با خود همراه ساخته و راهی برای توقف و تامل باز نمیگذارد و در این مسیر حتی متعهدان به ارزشهای اصیل شیعی نیز توان مقابله با آن را نمییابند.
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
جان آگه با #فرهیختگان
دینآنلاین
مذهب علیه مذهب؛ نگاهی به تجویز عزاداری در ایام کرونایی | دینآنلاین
وقتی به بهانه برگزاری مراسم مذهبی، جان عدهای به خطر بیفتد، مذهب حقیقی قربانی میشود!
وقف منابع ملی شرعاً حرام است
علیاصغر غروی
روزنامه همشهری در گزارشی خبر داده که بخشی از کوه و قله دماوند با حکم دیوان عالی کشور به نام سازمان اوقاف سند زده شده است. در واکنش به این خبر مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان مازندران در گفتوگو با ایلنا وجود سند برای کوه دماوند را مثلا تکذیب( و عملا تصدیق) کرده و گفته «قله دماوند وقف نیست، بلکه موقوفه یکی از یالهای دماوند است که به عنوان مرتع ملار شناخته شده است.»
این موضوع خوشبختانه به رسانهها راه یافته و امید است با حساسیت و پیگیری افکار عمومی وقف این اثر ملی منتفی شود، اما آنچه رسانهها کمتر به آن پرداختند و کمتر شنیده شد، خبری بود در خصوص تصرف (وقف) ۵۶۰۰ هکتار جنگل به نام امامزادهای در ساری. در این خبر آمده بود که فردی توانسته ۵۶۰۰ هکتار از جنگلهای هیرکانی که به عنوان میراث جهانی بشر ثبت شدهاند را به نام خود کند. این فرد حالا با استناد به سندی که گفته میشود به دوره قاجار بازمیگردد مالک بخش وسیعی از جنگلهای بکر کشور در روستای آق مشهد ساری شده است و حالا از سازمان جنگلها مجوز قطع درخت میخواهد. این کار یعنی ۵۶۰ هزار درخت کهنسال کمیاب با خطری جدی قطع شدن مواجهاند.
نگارنده درصدد پرداختن به آثار سوء این اعمال نیست و به دعاوی قانونی و رسمی آن نمیپردازد، صرفا میخواهد به این پرسش پاسخ دهد که آیا این عمل از نظر شرع و قرآن صحیح است؟ و آیا در اسلام وقف وجود دارد؟
یکی از اساسیات قرآن، ارائۀ راهکارهایی است منطقی و معقول جهت فقرزدایی از جامعۀ ایمانی و نیز همۀ جوامع بشری. بر این پایه، خدایتعالی در کتاب مجیدش، طرق مختلفی از انفاق را توصیه فرموده است. یکی از آنها جِهاد با مال در راه خدا است. همۀ انفاقها، از جمله خمس و زکات، در راه خدا است. فی سبیل الله است.
معنای کلمۀ «وقف» ایستادن و ایستاندن است و نیز فهم کردن. و در خصوص مال به این معنا است که شخصی تمام مال خود یا بخشی از آن را، جهت انجام کاری خاص، در نقطهای متوقف و محبوس سازد. ولی «وقف» به این معنا، به صَراحت، در قرآن کریم نیامده است.
وقف، زیرمجموعۀ احسان و ایثار و وصیت است، که آیات عدیده در قرآن دارد. اما وقف کردن در فعل حرام، حرام اندر حرام است! مثلاً مالش را وقف کند که کارخانۀ تولید سیگار یا مشروبات الکلی برای فقراء بسازند، یا از درآمد آن هزینۀ نیازمندان کنند!
خدایتعالی در یک آیه، وصیتهای ظالمانه را قابل تبدیل و تغییر میداند و میفرماید:
«فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (بقره، ۱۸۲)
پس هرکس که ترسیده باشد از وصیت کنندهای لغزشی یا گناهی را، پس اصلاح داده باشد میانشان را، پس نیست گناهی بر او. به راستی خداست بس آمرزندهای رحیم»
از سوی دیگر چنین نوشتههایی، چه قدیم یا جدید، که منابع ملی را در اختیار بگیرد، یا مغایر مصالح عامه باشد، اصلاً موضوعیت ندارد. و نه جایی در شرع دارد و نه در قانون. و عمل به محتوای آنها فعل حرام است. زیرا زمینهایی را اشغال میکنند، که متعلق به عموم مردم است و از انفال و بیتالمال محسوب میگردد.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/78546
جان آگه با #فرهیختگان
علیاصغر غروی
روزنامه همشهری در گزارشی خبر داده که بخشی از کوه و قله دماوند با حکم دیوان عالی کشور به نام سازمان اوقاف سند زده شده است. در واکنش به این خبر مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان مازندران در گفتوگو با ایلنا وجود سند برای کوه دماوند را مثلا تکذیب( و عملا تصدیق) کرده و گفته «قله دماوند وقف نیست، بلکه موقوفه یکی از یالهای دماوند است که به عنوان مرتع ملار شناخته شده است.»
این موضوع خوشبختانه به رسانهها راه یافته و امید است با حساسیت و پیگیری افکار عمومی وقف این اثر ملی منتفی شود، اما آنچه رسانهها کمتر به آن پرداختند و کمتر شنیده شد، خبری بود در خصوص تصرف (وقف) ۵۶۰۰ هکتار جنگل به نام امامزادهای در ساری. در این خبر آمده بود که فردی توانسته ۵۶۰۰ هکتار از جنگلهای هیرکانی که به عنوان میراث جهانی بشر ثبت شدهاند را به نام خود کند. این فرد حالا با استناد به سندی که گفته میشود به دوره قاجار بازمیگردد مالک بخش وسیعی از جنگلهای بکر کشور در روستای آق مشهد ساری شده است و حالا از سازمان جنگلها مجوز قطع درخت میخواهد. این کار یعنی ۵۶۰ هزار درخت کهنسال کمیاب با خطری جدی قطع شدن مواجهاند.
نگارنده درصدد پرداختن به آثار سوء این اعمال نیست و به دعاوی قانونی و رسمی آن نمیپردازد، صرفا میخواهد به این پرسش پاسخ دهد که آیا این عمل از نظر شرع و قرآن صحیح است؟ و آیا در اسلام وقف وجود دارد؟
یکی از اساسیات قرآن، ارائۀ راهکارهایی است منطقی و معقول جهت فقرزدایی از جامعۀ ایمانی و نیز همۀ جوامع بشری. بر این پایه، خدایتعالی در کتاب مجیدش، طرق مختلفی از انفاق را توصیه فرموده است. یکی از آنها جِهاد با مال در راه خدا است. همۀ انفاقها، از جمله خمس و زکات، در راه خدا است. فی سبیل الله است.
معنای کلمۀ «وقف» ایستادن و ایستاندن است و نیز فهم کردن. و در خصوص مال به این معنا است که شخصی تمام مال خود یا بخشی از آن را، جهت انجام کاری خاص، در نقطهای متوقف و محبوس سازد. ولی «وقف» به این معنا، به صَراحت، در قرآن کریم نیامده است.
وقف، زیرمجموعۀ احسان و ایثار و وصیت است، که آیات عدیده در قرآن دارد. اما وقف کردن در فعل حرام، حرام اندر حرام است! مثلاً مالش را وقف کند که کارخانۀ تولید سیگار یا مشروبات الکلی برای فقراء بسازند، یا از درآمد آن هزینۀ نیازمندان کنند!
خدایتعالی در یک آیه، وصیتهای ظالمانه را قابل تبدیل و تغییر میداند و میفرماید:
«فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَیْنَهُمْ فَلَا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (بقره، ۱۸۲)
پس هرکس که ترسیده باشد از وصیت کنندهای لغزشی یا گناهی را، پس اصلاح داده باشد میانشان را، پس نیست گناهی بر او. به راستی خداست بس آمرزندهای رحیم»
از سوی دیگر چنین نوشتههایی، چه قدیم یا جدید، که منابع ملی را در اختیار بگیرد، یا مغایر مصالح عامه باشد، اصلاً موضوعیت ندارد. و نه جایی در شرع دارد و نه در قانون. و عمل به محتوای آنها فعل حرام است. زیرا زمینهایی را اشغال میکنند، که متعلق به عموم مردم است و از انفال و بیتالمال محسوب میگردد.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/78546
جان آگه با #فرهیختگان
سایت خبری تحلیلی زیتون
وقف منابع ملی شرعاً حرام است | سایت خبری تحلیلی زیتون
روزنامه همشهری در گزارشی خبر داده که بخشی از کوه و قله دماوند با حکم دیوان عالی کشور به نام سازمان اوقاف سند زده شده است. در واکنش به این خبر مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان مازندران در گفتوگو با ایلنا وجود سند برای کوه دماوند را مثلا تکذیب( و عملا تصدیق)…
«آن شهاب را آشکارا کافر میگفتند آن سگان. گفتم: حاشا ! شهاب کافر چون باشد؟ چون نورانی است»
مقالات شمس تبریزی، تصحیح م.ع موحد، ص ۲۷۵
امروز سالروز (۵۸۷ ق) مرگ مظلومانه شهابالدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شیخ مقتول یا شیخ اشراق، فیلسوف و عارف نامدار ایرانی بدست ایوبیان در شهر حلب سوریه است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگی است
مقالات شمس تبریزی، تصحیح م.ع موحد، ص ۲۷۵
امروز سالروز (۵۸۷ ق) مرگ مظلومانه شهابالدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شیخ مقتول یا شیخ اشراق، فیلسوف و عارف نامدار ایرانی بدست ایوبیان در شهر حلب سوریه است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگی است
🔸منتقد نجف و مرزبندی بدون مرز
مجله تقریرات از نخستین نشریاتی بود که در شماره ۴ و ۵ خود (اردیبهشت و تیر ۹۵) به گزارشی از فعالیتها و آرای آقای سید کمال حیدری با عنوان «مارتین لوتر شیعه؟» پرداخت. آقای حیدری در این چهار سال به فعالیتهای خود شتاب بیشتری داده و همانگونه که در آن گزارش پیشبینی کرده بودیم، وی در این چهار سال مورد اقبال محافل و جریانهای نواندیش و تجدیدنظرطلب دینی قرار گرفته است.
🔻اکنون در شماره نهم مجله کوشیدهایم گزارشی انتقادی از آرای مهم وی ارائه کنیم و نشان دهیم که آقای حیدری در حال مرزبندی با فقهای شیعه و -بهویژه به گفته خود- مشغول نقد آرای فقیهان نجف است؛ بدون آنکه مرزهای او مشخص و ثابت باشد. این وصف به ابهام در فهم و نقد پروژه او دامن میزند و منجر به سوءتفاهمهای بیحاصل و جدالهای فرسایشی میشود. سید کمال همچنین از معدود روحانیون تجدیدنظرطلبی است که روابط حسنه خود با مسؤولین جمهوری اسلامی را حفظ کرده و در راهپیماییهای رسمی شرکت میکند. نمونه اخیر آن، تعطیلی دروس وی برای شرکت در راهپیمایی ۹ دی ۹۷ بود. شهرت اولیه وی مدیون تلویزیون جمهوری اسلامی بوده و نیز آنگونه که خود گفته است، از نظر مبانی فقهی به امام خمینی نزدیک است و نه استادش آیتاللهالعظمی خویی. حتی برخی حامیان وی معتقدند که دلیل حملات سنگین به وی، حمایتش از مرجعیت دینی رهبر جمهوری اسلامی در سال ۷۳ و روابط حسنه وی با رهبری است.
آقای حیدری مدام تکرار میکند که فهم عالمان دین، عین دین نیست. واضح است که این نیز سخن جدیدی نیست و اساسا فقه شیعه بر مبنای «تخطئه» و رد «تصویب» بنا شده و هیچ فقیهی خود را مصون از خطا نمیتواند بداند. با این حال ایرادی که به خود آقای حیدری بر مبنای همین سخن وارد میشود این است که برداشتهای خود وی نیز مساوی و عین دین نیست و لذا دلیلی وجود ندارد که وی بیمحابا به برداشتهای اغلب فقها بتازد و آنها را غیر دینی، غیر قرآنی و غیر عقلی جلوه دهد.
غیر علمیتر از همه، ادعای مبارزه روحانیون اهل سنت با خرافات عوامانه و سکوت علمای شیعه در برابر آن است که میتوان آن را ناشی از بیدقتی علمی و روحیه جدلی گوینده دانست. وی همچنین ضمن بیان دو دیدگاه آیتاللهالعظمی خویی و امام خمینی درباره شؤون و اختیارات فقها در عصر غیبت تأکید دارد که نظر امام خمینی مورد قبول اکثر فقهای شیعه بوده و نظر آقای خویی در اقلیت است و اگر کسی بگوید امام خمینی مبتکر نظریه ولایت فقیه به شکل کنونی بوده، بیمار یا نادان است.
علاقه ویژه سید کمال به دوگانهسازی در موضوعات مختلف مورد اشاره قرار گرفت؛ دوگانه اسلام قرآن و اسلام حدیث، دوگانه دین و فهم دینی، دوگانه فقه فردی و فقه اجتماعی، دوگانه نگاه قرآنی و نگاه علمایی، دوگانه فقهای شیعه و سید کمال حیدری، دوگانه امام خمینی و آیتالله خویی. این مفهومپردازیها و دوگانهسازیها – البته اگر همهشان ابداعی وابتکاری باشد که نیست- تا جایی که بتواند به تعریف و تبیین بهتر یک نظریه کمک کند و مواد خام و اطلاعات پراکنده را منضبط و منسجم کرده و به شکل یک نظام معرفتی و نظریه علمی درآورد، امری مرسوم و مقبول است. اما آنجا که به عنوان ابزاری برای تخطئه محض یک طرف ماجرا و دشمنتراشی غیر واقعی منجر میشود، چندان با آداب علمی و پژوهشی سازگار نیست.
علاوه بر این، آقای حیدری در موارد متعدد از آرایی سخن گفته که پیش از وی در لسان نوگرایان و تجدیدنظرطلبان دیگر مطرح شده و ایشان بدون اشاره به آنها کوشیده خود را نخستین مبتکر و مبدع معرفی کند.
ایراد دیگری که در سایتهای مختلف نیز بدان پرداخته شده، بحث سرقت علمی در آثار آقای حیدری است که موارد متعددی از آن را منتقدین ایشان کشف و منتشر کردهاند.
🔺میتوان گفت که نظریه «جواز تعبد به همه ادیان و مذاهب الهی و غیر الهی» نشانهای از شکست پروژه قرآنمحوری آقای حیدری در استنباطات دینی باشد. او اگرچه مدعی است که توجه سایر فقها به قرآن صوری و ظاهری و محدود بوده و او درصدد توجه واقعی و افزایش ظرفیت استفاده از دلیل عقل است، ولی با این نظریه اخیر نشان میدهد که نتوانسته راه جایگزینی به عنوان «اسلام قرآنی» عرضه کند و عملا به حیرت مخاطبان خود دامن زده است. پیامد چنین نظریهای حتی به سود افزایش مدارا و تساهل و صلح جهانی نیست، چون وقتی دلیل هر کسی برای او عذرآور باشد، عملا به رفتارهای گروههای خشونتگرا و تروریستی نیز که صبغه و ماهیت اعتقادی و اندیشهای دارند، مشروعیت بخشیدهایم.
❇برای مطالعه متن کامل این گزارش انتقادی در شماره نهم مجله تقریرات لطفا اینجا را بخوانید.
جان آگه با #فرهیختگان
مجله تقریرات از نخستین نشریاتی بود که در شماره ۴ و ۵ خود (اردیبهشت و تیر ۹۵) به گزارشی از فعالیتها و آرای آقای سید کمال حیدری با عنوان «مارتین لوتر شیعه؟» پرداخت. آقای حیدری در این چهار سال به فعالیتهای خود شتاب بیشتری داده و همانگونه که در آن گزارش پیشبینی کرده بودیم، وی در این چهار سال مورد اقبال محافل و جریانهای نواندیش و تجدیدنظرطلب دینی قرار گرفته است.
🔻اکنون در شماره نهم مجله کوشیدهایم گزارشی انتقادی از آرای مهم وی ارائه کنیم و نشان دهیم که آقای حیدری در حال مرزبندی با فقهای شیعه و -بهویژه به گفته خود- مشغول نقد آرای فقیهان نجف است؛ بدون آنکه مرزهای او مشخص و ثابت باشد. این وصف به ابهام در فهم و نقد پروژه او دامن میزند و منجر به سوءتفاهمهای بیحاصل و جدالهای فرسایشی میشود. سید کمال همچنین از معدود روحانیون تجدیدنظرطلبی است که روابط حسنه خود با مسؤولین جمهوری اسلامی را حفظ کرده و در راهپیماییهای رسمی شرکت میکند. نمونه اخیر آن، تعطیلی دروس وی برای شرکت در راهپیمایی ۹ دی ۹۷ بود. شهرت اولیه وی مدیون تلویزیون جمهوری اسلامی بوده و نیز آنگونه که خود گفته است، از نظر مبانی فقهی به امام خمینی نزدیک است و نه استادش آیتاللهالعظمی خویی. حتی برخی حامیان وی معتقدند که دلیل حملات سنگین به وی، حمایتش از مرجعیت دینی رهبر جمهوری اسلامی در سال ۷۳ و روابط حسنه وی با رهبری است.
آقای حیدری مدام تکرار میکند که فهم عالمان دین، عین دین نیست. واضح است که این نیز سخن جدیدی نیست و اساسا فقه شیعه بر مبنای «تخطئه» و رد «تصویب» بنا شده و هیچ فقیهی خود را مصون از خطا نمیتواند بداند. با این حال ایرادی که به خود آقای حیدری بر مبنای همین سخن وارد میشود این است که برداشتهای خود وی نیز مساوی و عین دین نیست و لذا دلیلی وجود ندارد که وی بیمحابا به برداشتهای اغلب فقها بتازد و آنها را غیر دینی، غیر قرآنی و غیر عقلی جلوه دهد.
غیر علمیتر از همه، ادعای مبارزه روحانیون اهل سنت با خرافات عوامانه و سکوت علمای شیعه در برابر آن است که میتوان آن را ناشی از بیدقتی علمی و روحیه جدلی گوینده دانست. وی همچنین ضمن بیان دو دیدگاه آیتاللهالعظمی خویی و امام خمینی درباره شؤون و اختیارات فقها در عصر غیبت تأکید دارد که نظر امام خمینی مورد قبول اکثر فقهای شیعه بوده و نظر آقای خویی در اقلیت است و اگر کسی بگوید امام خمینی مبتکر نظریه ولایت فقیه به شکل کنونی بوده، بیمار یا نادان است.
علاقه ویژه سید کمال به دوگانهسازی در موضوعات مختلف مورد اشاره قرار گرفت؛ دوگانه اسلام قرآن و اسلام حدیث، دوگانه دین و فهم دینی، دوگانه فقه فردی و فقه اجتماعی، دوگانه نگاه قرآنی و نگاه علمایی، دوگانه فقهای شیعه و سید کمال حیدری، دوگانه امام خمینی و آیتالله خویی. این مفهومپردازیها و دوگانهسازیها – البته اگر همهشان ابداعی وابتکاری باشد که نیست- تا جایی که بتواند به تعریف و تبیین بهتر یک نظریه کمک کند و مواد خام و اطلاعات پراکنده را منضبط و منسجم کرده و به شکل یک نظام معرفتی و نظریه علمی درآورد، امری مرسوم و مقبول است. اما آنجا که به عنوان ابزاری برای تخطئه محض یک طرف ماجرا و دشمنتراشی غیر واقعی منجر میشود، چندان با آداب علمی و پژوهشی سازگار نیست.
علاوه بر این، آقای حیدری در موارد متعدد از آرایی سخن گفته که پیش از وی در لسان نوگرایان و تجدیدنظرطلبان دیگر مطرح شده و ایشان بدون اشاره به آنها کوشیده خود را نخستین مبتکر و مبدع معرفی کند.
ایراد دیگری که در سایتهای مختلف نیز بدان پرداخته شده، بحث سرقت علمی در آثار آقای حیدری است که موارد متعددی از آن را منتقدین ایشان کشف و منتشر کردهاند.
🔺میتوان گفت که نظریه «جواز تعبد به همه ادیان و مذاهب الهی و غیر الهی» نشانهای از شکست پروژه قرآنمحوری آقای حیدری در استنباطات دینی باشد. او اگرچه مدعی است که توجه سایر فقها به قرآن صوری و ظاهری و محدود بوده و او درصدد توجه واقعی و افزایش ظرفیت استفاده از دلیل عقل است، ولی با این نظریه اخیر نشان میدهد که نتوانسته راه جایگزینی به عنوان «اسلام قرآنی» عرضه کند و عملا به حیرت مخاطبان خود دامن زده است. پیامد چنین نظریهای حتی به سود افزایش مدارا و تساهل و صلح جهانی نیست، چون وقتی دلیل هر کسی برای او عذرآور باشد، عملا به رفتارهای گروههای خشونتگرا و تروریستی نیز که صبغه و ماهیت اعتقادی و اندیشهای دارند، مشروعیت بخشیدهایم.
❇برای مطالعه متن کامل این گزارش انتقادی در شماره نهم مجله تقریرات لطفا اینجا را بخوانید.
جان آگه با #فرهیختگان
جاموارهٔ دریا
[سوگسرودی دیگر
برای سهروَردیِ اشراق]
▪️جز از حضورِ نور نمیگفت
جز با دعای جرزِ گلِ سرخ
هرگز شبی به عمر نمیخفت
میخواست،در سراسر آفاق
شمشیر بر مدارِ قضا و قدر کشد.
از خونِ خود مرکّبِ سُرخی
آورد بهرِ عصر
تا نقشۀ جدید زمین را
بیمرزِ اعتقاد و
بیمرزِ رنگها
انسان دوباره، دور ز خوف و خطر کشد.
تا باز
تا باز
تا باز بوتههای گلِ سرخ
در این زمین دوباره سر از خاک برکشد.
این بود سرگذشتش، آری
وین است سرنوشت کسی کو
میخواست جاموارۀ دریا را (بیدار یا که خواب)
یکباره سر کشد.
محمدرضا شفیعی کدکن
طفلی به نام شادی، تهران: ۱۳۹۹، ص ۱۷۴
#فرهیختگان صدای فرزانگان
[سوگسرودی دیگر
برای سهروَردیِ اشراق]
▪️جز از حضورِ نور نمیگفت
جز با دعای جرزِ گلِ سرخ
هرگز شبی به عمر نمیخفت
میخواست،در سراسر آفاق
شمشیر بر مدارِ قضا و قدر کشد.
از خونِ خود مرکّبِ سُرخی
آورد بهرِ عصر
تا نقشۀ جدید زمین را
بیمرزِ اعتقاد و
بیمرزِ رنگها
انسان دوباره، دور ز خوف و خطر کشد.
تا باز
تا باز
تا باز بوتههای گلِ سرخ
در این زمین دوباره سر از خاک برکشد.
این بود سرگذشتش، آری
وین است سرنوشت کسی کو
میخواست جاموارۀ دریا را (بیدار یا که خواب)
یکباره سر کشد.
محمدرضا شفیعی کدکن
طفلی به نام شادی، تهران: ۱۳۹۹، ص ۱۷۴
#فرهیختگان صدای فرزانگان
⭕️آغاز رنسانس اسلامی از قم
🖌ابراهیم فیاض
✅در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد.
✅این مسئله دقيقاً با اقتصاد مرتبط است. چنين اتفاقي در دورة رنسانس، در روم شرقي هم رخ داد. در کتاب «تاريخ گسترش اسلام» نوشتة «توماس واکر آرنولد» آمده است زماني که اسلام وارد اروپا شد، خود مردم درها را براي ورود اسلام باز ميکردند؛ کاردينالها، اسقفها و اشراف، وضعيت اقتصادي خيلي خوبي داشتند، اما کشيشها گرسنه، فاسد و بيسواد بودند. در فاصلة طبقاتيای که ميان علماي ديني رخ ميدهد، کشيشها به مردم ميپيوندند و اسقفها و کاردينالها عقب ميمانند...
✅چند وقت پیش در فرودگاه، وقتي که از سفر مشهد بازميگشتم، طلبة موجهي را ديدم که از متدينها «سهم سادات» ميخواست...این اتفاق يعني اینکه ديگر سهم امام را به حوزه ندهيد، به من که نيازمندم کمک کنيد. شک نکنيد که این اتفاق نشانگر یک شکاف عمیق است. اين طلبهها به مردم ميپيوندند و در نهايت، يک نوع عرفيگري وحشتناک یا «لائيسيته» رخ خواهد داد. خيلي هم طول نميکشد و در حدود 2 سال آينده اين اتفاق ميافتد. همین امروز هم در قم لائيسيته در حال رخ دادن است، فقط تلاش میشود پنهان بماند.
✅تأثير اين عرفيگري در اصفهان ممکن است خيلي کم باشد، در يزد و شيراز هم همينطور؛ اما در مشهد به احتمال زياد اتفاق مشابهی ميافتد. البته موجي که در مشهد ايجاد ميشود لائيسيته نخواهد بود، بلکه سکولاريسم است. زيرا در مشهد تعداد دانشآموختگان دانشگاهي بيشتر از قم است و همين خود مانع لائيسيته میشود. به عبارتی، در قم قضيه حادتر است، اما در مشهد به شدت و حدت آنجا نخواهد بود. البته فاصلة طبقاتيای که آستان قدس رضوی بين نزديکان خود و مردم ايجاد کرده، بهشدت مسئله را حاد کرده است و آثار اين فاصلة طبقاتي را بهوضوح میتوان در مشهد ديد. اما مسئلة مهم اين است که آنچه در انتظار قم است، لائيسيته است ولی آنچه در انتظار مشهد است سکولاریسم است. در تاريخ تحولات اروپا هم ما دو شهر مهم پاريس و لندن را داريم که در پاريس لائيسيته و در لندن سکولاريسم رخ داد.
✅لائيسيته هم رنگ و بوی مذهبي دارد! تأکيد من بر لائيسيته خيلي مهم و ظریف است؛ دقت کنید که در پاريس هم کشيشها لائیسیته را آغاز کردند. لائيسيته در این معنا ميگويد که دين و آيين موجود، براي اشراف است و در نتيجه، هر کس بايد دين خود را داشته باشد! در اين صورت، دين مردم يک دين عرفي خواهد شد، یعنی همان چيزي که الان مداحان در قم دنبال ميکنند.
✅در قم مداحمحوري رخ داده است، يعني يک دين عرفي ساده در حال ترویج و محوریت یافتن است، نه آن دين پيچيدة فقهی آخوندي، اسقفي و کاردينالي. در حال حاضر، مداحان در قم قدم اول را براي اين کار برداشتهاند و يک دين عرفي ساده را با صداي خوش، در قالب دستگاههاي موسيقي ارائه ميکنند که پذیرش زیادی هم داشته است.
✅آنچه آنها را ذيل لائيسيته قرار ميدهد اين است که به بحث عقلي کاري ندارند و ولايتي را که عوام قبول دارند، ترويج ميکنند. به عبارت ديگر، آنها عواميگري ولايت را با فلسفهبافي تئوريزه میکنند و در نهايت، روحانيت کاردينالي و فقهي را نفي ميکنند. آنها شديداً با مرجعيت زاويه دارند و البته علما و مراجع هم با اينها زاويه دارند. آنها حتي ميخواستند جامعة مدرسان قم را هم زمين بزنند. در این فضا، مرجعیت سنتی و فقهی که من همهشان را در چهارچوب دین اسقفي و کاردينالي ميبينيم و میفهمم ــ چون دين انتزاعي براي اسقف و کاردينال است ــ در اقلیت قرار میگیرند و طلبههاي جوان به مردم ميپيوندند و به عرفی شدن دین دامن میزنند. مراد من هم از لائيسيته همين است.
✅در این شرایط، حتی حاکميت هم تحول پيدا ميکند و نسلي که در انتخاباتها و مجلس خبرگان حضور پیدا میکنند، نسل جوانی هستند که با نسل قبلی تفاوتهای اساسی دارند. هر شخص یا نهادی هم تلاش کند جلوی این روند را بگیرد، نميتواند. حتي اگر همین الان هم اين کار را بکنند، در قم نهادی قوي شکل میگیرد که برای رسیدن به ساختار سیاسی تلاش میکند و قم دارای ساختار سياسي میشود. آن زمان، اعتبار مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي و... زير سؤال ميرود و روند مذکور در سطوح سیاسی دنبال میشود.
🖌ابراهیم فیاض
✅در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد.
✅این مسئله دقيقاً با اقتصاد مرتبط است. چنين اتفاقي در دورة رنسانس، در روم شرقي هم رخ داد. در کتاب «تاريخ گسترش اسلام» نوشتة «توماس واکر آرنولد» آمده است زماني که اسلام وارد اروپا شد، خود مردم درها را براي ورود اسلام باز ميکردند؛ کاردينالها، اسقفها و اشراف، وضعيت اقتصادي خيلي خوبي داشتند، اما کشيشها گرسنه، فاسد و بيسواد بودند. در فاصلة طبقاتيای که ميان علماي ديني رخ ميدهد، کشيشها به مردم ميپيوندند و اسقفها و کاردينالها عقب ميمانند...
✅چند وقت پیش در فرودگاه، وقتي که از سفر مشهد بازميگشتم، طلبة موجهي را ديدم که از متدينها «سهم سادات» ميخواست...این اتفاق يعني اینکه ديگر سهم امام را به حوزه ندهيد، به من که نيازمندم کمک کنيد. شک نکنيد که این اتفاق نشانگر یک شکاف عمیق است. اين طلبهها به مردم ميپيوندند و در نهايت، يک نوع عرفيگري وحشتناک یا «لائيسيته» رخ خواهد داد. خيلي هم طول نميکشد و در حدود 2 سال آينده اين اتفاق ميافتد. همین امروز هم در قم لائيسيته در حال رخ دادن است، فقط تلاش میشود پنهان بماند.
✅تأثير اين عرفيگري در اصفهان ممکن است خيلي کم باشد، در يزد و شيراز هم همينطور؛ اما در مشهد به احتمال زياد اتفاق مشابهی ميافتد. البته موجي که در مشهد ايجاد ميشود لائيسيته نخواهد بود، بلکه سکولاريسم است. زيرا در مشهد تعداد دانشآموختگان دانشگاهي بيشتر از قم است و همين خود مانع لائيسيته میشود. به عبارتی، در قم قضيه حادتر است، اما در مشهد به شدت و حدت آنجا نخواهد بود. البته فاصلة طبقاتيای که آستان قدس رضوی بين نزديکان خود و مردم ايجاد کرده، بهشدت مسئله را حاد کرده است و آثار اين فاصلة طبقاتي را بهوضوح میتوان در مشهد ديد. اما مسئلة مهم اين است که آنچه در انتظار قم است، لائيسيته است ولی آنچه در انتظار مشهد است سکولاریسم است. در تاريخ تحولات اروپا هم ما دو شهر مهم پاريس و لندن را داريم که در پاريس لائيسيته و در لندن سکولاريسم رخ داد.
✅لائيسيته هم رنگ و بوی مذهبي دارد! تأکيد من بر لائيسيته خيلي مهم و ظریف است؛ دقت کنید که در پاريس هم کشيشها لائیسیته را آغاز کردند. لائيسيته در این معنا ميگويد که دين و آيين موجود، براي اشراف است و در نتيجه، هر کس بايد دين خود را داشته باشد! در اين صورت، دين مردم يک دين عرفي خواهد شد، یعنی همان چيزي که الان مداحان در قم دنبال ميکنند.
✅در قم مداحمحوري رخ داده است، يعني يک دين عرفي ساده در حال ترویج و محوریت یافتن است، نه آن دين پيچيدة فقهی آخوندي، اسقفي و کاردينالي. در حال حاضر، مداحان در قم قدم اول را براي اين کار برداشتهاند و يک دين عرفي ساده را با صداي خوش، در قالب دستگاههاي موسيقي ارائه ميکنند که پذیرش زیادی هم داشته است.
✅آنچه آنها را ذيل لائيسيته قرار ميدهد اين است که به بحث عقلي کاري ندارند و ولايتي را که عوام قبول دارند، ترويج ميکنند. به عبارت ديگر، آنها عواميگري ولايت را با فلسفهبافي تئوريزه میکنند و در نهايت، روحانيت کاردينالي و فقهي را نفي ميکنند. آنها شديداً با مرجعيت زاويه دارند و البته علما و مراجع هم با اينها زاويه دارند. آنها حتي ميخواستند جامعة مدرسان قم را هم زمين بزنند. در این فضا، مرجعیت سنتی و فقهی که من همهشان را در چهارچوب دین اسقفي و کاردينالي ميبينيم و میفهمم ــ چون دين انتزاعي براي اسقف و کاردينال است ــ در اقلیت قرار میگیرند و طلبههاي جوان به مردم ميپيوندند و به عرفی شدن دین دامن میزنند. مراد من هم از لائيسيته همين است.
✅در این شرایط، حتی حاکميت هم تحول پيدا ميکند و نسلي که در انتخاباتها و مجلس خبرگان حضور پیدا میکنند، نسل جوانی هستند که با نسل قبلی تفاوتهای اساسی دارند. هر شخص یا نهادی هم تلاش کند جلوی این روند را بگیرد، نميتواند. حتي اگر همین الان هم اين کار را بکنند، در قم نهادی قوي شکل میگیرد که برای رسیدن به ساختار سیاسی تلاش میکند و قم دارای ساختار سياسي میشود. آن زمان، اعتبار مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي و... زير سؤال ميرود و روند مذکور در سطوح سیاسی دنبال میشود.
▪️جهانی بنشسته در گوشهای ــ یارشاطر و ایران
فخرالدین عظیمی
یارشاطر در همدان زاده شد. خاندان او کاشانی بودند ولی به همدان و سپس کرمانشاه کوچیدند. کودکی او در پی از دست دادن پدر و مادر، در پی بیماری و در اندک فاصلهای از یکدیگر، با تلخی درآمیخت.
متن کامل مقاله در:
https://azadiandisheh.com/featured/2477
جان آگه با #فرهیختگان
فخرالدین عظیمی
یارشاطر در همدان زاده شد. خاندان او کاشانی بودند ولی به همدان و سپس کرمانشاه کوچیدند. کودکی او در پی از دست دادن پدر و مادر، در پی بیماری و در اندک فاصلهای از یکدیگر، با تلخی درآمیخت.
متن کامل مقاله در:
https://azadiandisheh.com/featured/2477
جان آگه با #فرهیختگان
آیت الله مسعودی خمینی: می توانیم سوگواری چند روزه را رها کنیم/ اهمّ رعایت حال مردم است تا جان شان به خطر نیفتد
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
🔹سوگواری را می توانیم بعدا جبران کنیم اما دیگر نمی توانیم خلاء وجود افرادی را که گرفتار بیماری می شوند و از بین می روند جبران کنیم.
🔹اسلام و قرآن این اهم و مهم را برای ما تشریح کرده است. باید اهم را بگیریم و مهم را رها کنیم.
🔹تقاضای من از آقایان و بزرگان این است که ببینیم اهم کدام است و مهم چیست؟
جان آگه با #فرهیختگان
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
🔹سوگواری را می توانیم بعدا جبران کنیم اما دیگر نمی توانیم خلاء وجود افرادی را که گرفتار بیماری می شوند و از بین می روند جبران کنیم.
🔹اسلام و قرآن این اهم و مهم را برای ما تشریح کرده است. باید اهم را بگیریم و مهم را رها کنیم.
🔹تقاضای من از آقایان و بزرگان این است که ببینیم اهم کدام است و مهم چیست؟
جان آگه با #فرهیختگان
مقاله «مسئولیت انسانها در قبال محیط زیست: اجماع همپوش میان اخلاق دینی و اخلاق فرادینی»
به قلم ابوالقاسم فنائی و سجاد بهروزی
منتشر شده در: دو فصلنامه علمی هستی و شناخت، دوره ۴، شماره ۲ – شماره پیاپی ۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ (دوره ۴، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۶، پیاپی ۸)
رهایی از بحران محیط زیست، که سراسر کره زمین را در برگرفته است، نیازمند مشارکت همه انسانهاست؛ مشارکتی که بدون توافق بر سر هنجارهای جهانشمول در اخلاق محیط زیست ممکن نیست. اما، با توجه به اختلافنظر فرهنگها و مکاتب گوناگون در جهانبینی و مبانی اخلاق، این پرسش مطرح میشود که «چگونه میتوان به چنین توافقی دست یافت؟». ادعای اصلی این پژوهش این است که برای رسیدن به چنین توافقی میتوان از ایده «اجماع همپوش» بهره گرفت. بر اساس این ایده، برای توافق بر سر هنجارهای جهانشمول، توافق بر سر مبانی توجیهی اخلاق محیط زیست لازم نیست، بلکه کافی است که این هنجارها بهگونهای صورتبندی شوند که توجیه آنها به جنبههای اختصاصی هیچیک از سنتهای دینی، مکاتب جامع علمی، فلسفی و اخلاقی وابسته نباشد، و پیروان سنتها و مکاتب گوناگونِ عقیدتی با تمسک به دلایل پذیرفتهشده در سنت و مکتب خود، بتوانند بر سر آنها توافق کنند. این مقاله میکوشد نشان دهد که چنین اجماعی بر سر «لزوم اخلاقی احترام به طبیعت»، به عنوان هنجاری بنیادین در حفاظت از محیط زیست، ممکن است. برای مثال، مسلمانان میتوانند بر اساس آموزههای دینی خود این هنجار را به رسمیت بشناسند، و هواداران نظریۀ «احترام به طبیعت» -که نظریهای فرادینی در اخلاق محیط زیست است – نیز بر اساس مبانی فرادینی خود میتوانند چنین هنجاری را توجیه کنند.
دریافت مقاله از سایت دانشگاه مفید
#فرهیختگان صدای فرزانگان
به قلم ابوالقاسم فنائی و سجاد بهروزی
منتشر شده در: دو فصلنامه علمی هستی و شناخت، دوره ۴، شماره ۲ – شماره پیاپی ۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ (دوره ۴، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۶، پیاپی ۸)
رهایی از بحران محیط زیست، که سراسر کره زمین را در برگرفته است، نیازمند مشارکت همه انسانهاست؛ مشارکتی که بدون توافق بر سر هنجارهای جهانشمول در اخلاق محیط زیست ممکن نیست. اما، با توجه به اختلافنظر فرهنگها و مکاتب گوناگون در جهانبینی و مبانی اخلاق، این پرسش مطرح میشود که «چگونه میتوان به چنین توافقی دست یافت؟». ادعای اصلی این پژوهش این است که برای رسیدن به چنین توافقی میتوان از ایده «اجماع همپوش» بهره گرفت. بر اساس این ایده، برای توافق بر سر هنجارهای جهانشمول، توافق بر سر مبانی توجیهی اخلاق محیط زیست لازم نیست، بلکه کافی است که این هنجارها بهگونهای صورتبندی شوند که توجیه آنها به جنبههای اختصاصی هیچیک از سنتهای دینی، مکاتب جامع علمی، فلسفی و اخلاقی وابسته نباشد، و پیروان سنتها و مکاتب گوناگونِ عقیدتی با تمسک به دلایل پذیرفتهشده در سنت و مکتب خود، بتوانند بر سر آنها توافق کنند. این مقاله میکوشد نشان دهد که چنین اجماعی بر سر «لزوم اخلاقی احترام به طبیعت»، به عنوان هنجاری بنیادین در حفاظت از محیط زیست، ممکن است. برای مثال، مسلمانان میتوانند بر اساس آموزههای دینی خود این هنجار را به رسمیت بشناسند، و هواداران نظریۀ «احترام به طبیعت» -که نظریهای فرادینی در اخلاق محیط زیست است – نیز بر اساس مبانی فرادینی خود میتوانند چنین هنجاری را توجیه کنند.
دریافت مقاله از سایت دانشگاه مفید
#فرهیختگان صدای فرزانگان