⭕️آغاز رنسانس اسلامی از قم
🖌ابراهیم فیاض
✅در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد.
✅این مسئله دقيقاً با اقتصاد مرتبط است. چنين اتفاقي در دورة رنسانس، در روم شرقي هم رخ داد. در کتاب «تاريخ گسترش اسلام» نوشتة «توماس واکر آرنولد» آمده است زماني که اسلام وارد اروپا شد، خود مردم درها را براي ورود اسلام باز ميکردند؛ کاردينالها، اسقفها و اشراف، وضعيت اقتصادي خيلي خوبي داشتند، اما کشيشها گرسنه، فاسد و بيسواد بودند. در فاصلة طبقاتيای که ميان علماي ديني رخ ميدهد، کشيشها به مردم ميپيوندند و اسقفها و کاردينالها عقب ميمانند...
✅چند وقت پیش در فرودگاه، وقتي که از سفر مشهد بازميگشتم، طلبة موجهي را ديدم که از متدينها «سهم سادات» ميخواست...این اتفاق يعني اینکه ديگر سهم امام را به حوزه ندهيد، به من که نيازمندم کمک کنيد. شک نکنيد که این اتفاق نشانگر یک شکاف عمیق است. اين طلبهها به مردم ميپيوندند و در نهايت، يک نوع عرفيگري وحشتناک یا «لائيسيته» رخ خواهد داد. خيلي هم طول نميکشد و در حدود 2 سال آينده اين اتفاق ميافتد. همین امروز هم در قم لائيسيته در حال رخ دادن است، فقط تلاش میشود پنهان بماند.
✅تأثير اين عرفيگري در اصفهان ممکن است خيلي کم باشد، در يزد و شيراز هم همينطور؛ اما در مشهد به احتمال زياد اتفاق مشابهی ميافتد. البته موجي که در مشهد ايجاد ميشود لائيسيته نخواهد بود، بلکه سکولاريسم است. زيرا در مشهد تعداد دانشآموختگان دانشگاهي بيشتر از قم است و همين خود مانع لائيسيته میشود. به عبارتی، در قم قضيه حادتر است، اما در مشهد به شدت و حدت آنجا نخواهد بود. البته فاصلة طبقاتيای که آستان قدس رضوی بين نزديکان خود و مردم ايجاد کرده، بهشدت مسئله را حاد کرده است و آثار اين فاصلة طبقاتي را بهوضوح میتوان در مشهد ديد. اما مسئلة مهم اين است که آنچه در انتظار قم است، لائيسيته است ولی آنچه در انتظار مشهد است سکولاریسم است. در تاريخ تحولات اروپا هم ما دو شهر مهم پاريس و لندن را داريم که در پاريس لائيسيته و در لندن سکولاريسم رخ داد.
✅لائيسيته هم رنگ و بوی مذهبي دارد! تأکيد من بر لائيسيته خيلي مهم و ظریف است؛ دقت کنید که در پاريس هم کشيشها لائیسیته را آغاز کردند. لائيسيته در این معنا ميگويد که دين و آيين موجود، براي اشراف است و در نتيجه، هر کس بايد دين خود را داشته باشد! در اين صورت، دين مردم يک دين عرفي خواهد شد، یعنی همان چيزي که الان مداحان در قم دنبال ميکنند.
✅در قم مداحمحوري رخ داده است، يعني يک دين عرفي ساده در حال ترویج و محوریت یافتن است، نه آن دين پيچيدة فقهی آخوندي، اسقفي و کاردينالي. در حال حاضر، مداحان در قم قدم اول را براي اين کار برداشتهاند و يک دين عرفي ساده را با صداي خوش، در قالب دستگاههاي موسيقي ارائه ميکنند که پذیرش زیادی هم داشته است.
✅آنچه آنها را ذيل لائيسيته قرار ميدهد اين است که به بحث عقلي کاري ندارند و ولايتي را که عوام قبول دارند، ترويج ميکنند. به عبارت ديگر، آنها عواميگري ولايت را با فلسفهبافي تئوريزه میکنند و در نهايت، روحانيت کاردينالي و فقهي را نفي ميکنند. آنها شديداً با مرجعيت زاويه دارند و البته علما و مراجع هم با اينها زاويه دارند. آنها حتي ميخواستند جامعة مدرسان قم را هم زمين بزنند. در این فضا، مرجعیت سنتی و فقهی که من همهشان را در چهارچوب دین اسقفي و کاردينالي ميبينيم و میفهمم ــ چون دين انتزاعي براي اسقف و کاردينال است ــ در اقلیت قرار میگیرند و طلبههاي جوان به مردم ميپيوندند و به عرفی شدن دین دامن میزنند. مراد من هم از لائيسيته همين است.
✅در این شرایط، حتی حاکميت هم تحول پيدا ميکند و نسلي که در انتخاباتها و مجلس خبرگان حضور پیدا میکنند، نسل جوانی هستند که با نسل قبلی تفاوتهای اساسی دارند. هر شخص یا نهادی هم تلاش کند جلوی این روند را بگیرد، نميتواند. حتي اگر همین الان هم اين کار را بکنند، در قم نهادی قوي شکل میگیرد که برای رسیدن به ساختار سیاسی تلاش میکند و قم دارای ساختار سياسي میشود. آن زمان، اعتبار مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي و... زير سؤال ميرود و روند مذکور در سطوح سیاسی دنبال میشود.
🖌ابراهیم فیاض
✅در قم يک انقلاب مذهبي رخ خواهد داد. به عقيدة من رنسانس اسلامي از آنجا آغاز ميشود؛ رنسانسي که اولين تحول آن در علم کلام است. من در حال حاضر، بهويژه در ميان طلبهها، ارتداد زيادي ميبينم؛ ارتداد به معناي از دست دادن امور تعبدی و ايمان. وقتي ايمان از دست برود، به طور خودکار مناسک هم از ميان ميرود. تصور من این است که در آينده، ارتداد از خود طلبهها آغاز ميشود و اين همان اتفاقي است که در غرب هم براي کشيشها رخ داد و منجر به رنسانس شد.
✅این مسئله دقيقاً با اقتصاد مرتبط است. چنين اتفاقي در دورة رنسانس، در روم شرقي هم رخ داد. در کتاب «تاريخ گسترش اسلام» نوشتة «توماس واکر آرنولد» آمده است زماني که اسلام وارد اروپا شد، خود مردم درها را براي ورود اسلام باز ميکردند؛ کاردينالها، اسقفها و اشراف، وضعيت اقتصادي خيلي خوبي داشتند، اما کشيشها گرسنه، فاسد و بيسواد بودند. در فاصلة طبقاتيای که ميان علماي ديني رخ ميدهد، کشيشها به مردم ميپيوندند و اسقفها و کاردينالها عقب ميمانند...
✅چند وقت پیش در فرودگاه، وقتي که از سفر مشهد بازميگشتم، طلبة موجهي را ديدم که از متدينها «سهم سادات» ميخواست...این اتفاق يعني اینکه ديگر سهم امام را به حوزه ندهيد، به من که نيازمندم کمک کنيد. شک نکنيد که این اتفاق نشانگر یک شکاف عمیق است. اين طلبهها به مردم ميپيوندند و در نهايت، يک نوع عرفيگري وحشتناک یا «لائيسيته» رخ خواهد داد. خيلي هم طول نميکشد و در حدود 2 سال آينده اين اتفاق ميافتد. همین امروز هم در قم لائيسيته در حال رخ دادن است، فقط تلاش میشود پنهان بماند.
✅تأثير اين عرفيگري در اصفهان ممکن است خيلي کم باشد، در يزد و شيراز هم همينطور؛ اما در مشهد به احتمال زياد اتفاق مشابهی ميافتد. البته موجي که در مشهد ايجاد ميشود لائيسيته نخواهد بود، بلکه سکولاريسم است. زيرا در مشهد تعداد دانشآموختگان دانشگاهي بيشتر از قم است و همين خود مانع لائيسيته میشود. به عبارتی، در قم قضيه حادتر است، اما در مشهد به شدت و حدت آنجا نخواهد بود. البته فاصلة طبقاتيای که آستان قدس رضوی بين نزديکان خود و مردم ايجاد کرده، بهشدت مسئله را حاد کرده است و آثار اين فاصلة طبقاتي را بهوضوح میتوان در مشهد ديد. اما مسئلة مهم اين است که آنچه در انتظار قم است، لائيسيته است ولی آنچه در انتظار مشهد است سکولاریسم است. در تاريخ تحولات اروپا هم ما دو شهر مهم پاريس و لندن را داريم که در پاريس لائيسيته و در لندن سکولاريسم رخ داد.
✅لائيسيته هم رنگ و بوی مذهبي دارد! تأکيد من بر لائيسيته خيلي مهم و ظریف است؛ دقت کنید که در پاريس هم کشيشها لائیسیته را آغاز کردند. لائيسيته در این معنا ميگويد که دين و آيين موجود، براي اشراف است و در نتيجه، هر کس بايد دين خود را داشته باشد! در اين صورت، دين مردم يک دين عرفي خواهد شد، یعنی همان چيزي که الان مداحان در قم دنبال ميکنند.
✅در قم مداحمحوري رخ داده است، يعني يک دين عرفي ساده در حال ترویج و محوریت یافتن است، نه آن دين پيچيدة فقهی آخوندي، اسقفي و کاردينالي. در حال حاضر، مداحان در قم قدم اول را براي اين کار برداشتهاند و يک دين عرفي ساده را با صداي خوش، در قالب دستگاههاي موسيقي ارائه ميکنند که پذیرش زیادی هم داشته است.
✅آنچه آنها را ذيل لائيسيته قرار ميدهد اين است که به بحث عقلي کاري ندارند و ولايتي را که عوام قبول دارند، ترويج ميکنند. به عبارت ديگر، آنها عواميگري ولايت را با فلسفهبافي تئوريزه میکنند و در نهايت، روحانيت کاردينالي و فقهي را نفي ميکنند. آنها شديداً با مرجعيت زاويه دارند و البته علما و مراجع هم با اينها زاويه دارند. آنها حتي ميخواستند جامعة مدرسان قم را هم زمين بزنند. در این فضا، مرجعیت سنتی و فقهی که من همهشان را در چهارچوب دین اسقفي و کاردينالي ميبينيم و میفهمم ــ چون دين انتزاعي براي اسقف و کاردينال است ــ در اقلیت قرار میگیرند و طلبههاي جوان به مردم ميپيوندند و به عرفی شدن دین دامن میزنند. مراد من هم از لائيسيته همين است.
✅در این شرایط، حتی حاکميت هم تحول پيدا ميکند و نسلي که در انتخاباتها و مجلس خبرگان حضور پیدا میکنند، نسل جوانی هستند که با نسل قبلی تفاوتهای اساسی دارند. هر شخص یا نهادی هم تلاش کند جلوی این روند را بگیرد، نميتواند. حتي اگر همین الان هم اين کار را بکنند، در قم نهادی قوي شکل میگیرد که برای رسیدن به ساختار سیاسی تلاش میکند و قم دارای ساختار سياسي میشود. آن زمان، اعتبار مجلس خبرگان و مجلس شوراي اسلامي و... زير سؤال ميرود و روند مذکور در سطوح سیاسی دنبال میشود.
▪️جهانی بنشسته در گوشهای ــ یارشاطر و ایران
فخرالدین عظیمی
یارشاطر در همدان زاده شد. خاندان او کاشانی بودند ولی به همدان و سپس کرمانشاه کوچیدند. کودکی او در پی از دست دادن پدر و مادر، در پی بیماری و در اندک فاصلهای از یکدیگر، با تلخی درآمیخت.
متن کامل مقاله در:
https://azadiandisheh.com/featured/2477
جان آگه با #فرهیختگان
فخرالدین عظیمی
یارشاطر در همدان زاده شد. خاندان او کاشانی بودند ولی به همدان و سپس کرمانشاه کوچیدند. کودکی او در پی از دست دادن پدر و مادر، در پی بیماری و در اندک فاصلهای از یکدیگر، با تلخی درآمیخت.
متن کامل مقاله در:
https://azadiandisheh.com/featured/2477
جان آگه با #فرهیختگان
آیت الله مسعودی خمینی: می توانیم سوگواری چند روزه را رها کنیم/ اهمّ رعایت حال مردم است تا جان شان به خطر نیفتد
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
🔹سوگواری را می توانیم بعدا جبران کنیم اما دیگر نمی توانیم خلاء وجود افرادی را که گرفتار بیماری می شوند و از بین می روند جبران کنیم.
🔹اسلام و قرآن این اهم و مهم را برای ما تشریح کرده است. باید اهم را بگیریم و مهم را رها کنیم.
🔹تقاضای من از آقایان و بزرگان این است که ببینیم اهم کدام است و مهم چیست؟
جان آگه با #فرهیختگان
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم:
🔹سوگواری را می توانیم بعدا جبران کنیم اما دیگر نمی توانیم خلاء وجود افرادی را که گرفتار بیماری می شوند و از بین می روند جبران کنیم.
🔹اسلام و قرآن این اهم و مهم را برای ما تشریح کرده است. باید اهم را بگیریم و مهم را رها کنیم.
🔹تقاضای من از آقایان و بزرگان این است که ببینیم اهم کدام است و مهم چیست؟
جان آگه با #فرهیختگان
مقاله «مسئولیت انسانها در قبال محیط زیست: اجماع همپوش میان اخلاق دینی و اخلاق فرادینی»
به قلم ابوالقاسم فنائی و سجاد بهروزی
منتشر شده در: دو فصلنامه علمی هستی و شناخت، دوره ۴، شماره ۲ – شماره پیاپی ۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ (دوره ۴، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۶، پیاپی ۸)
رهایی از بحران محیط زیست، که سراسر کره زمین را در برگرفته است، نیازمند مشارکت همه انسانهاست؛ مشارکتی که بدون توافق بر سر هنجارهای جهانشمول در اخلاق محیط زیست ممکن نیست. اما، با توجه به اختلافنظر فرهنگها و مکاتب گوناگون در جهانبینی و مبانی اخلاق، این پرسش مطرح میشود که «چگونه میتوان به چنین توافقی دست یافت؟». ادعای اصلی این پژوهش این است که برای رسیدن به چنین توافقی میتوان از ایده «اجماع همپوش» بهره گرفت. بر اساس این ایده، برای توافق بر سر هنجارهای جهانشمول، توافق بر سر مبانی توجیهی اخلاق محیط زیست لازم نیست، بلکه کافی است که این هنجارها بهگونهای صورتبندی شوند که توجیه آنها به جنبههای اختصاصی هیچیک از سنتهای دینی، مکاتب جامع علمی، فلسفی و اخلاقی وابسته نباشد، و پیروان سنتها و مکاتب گوناگونِ عقیدتی با تمسک به دلایل پذیرفتهشده در سنت و مکتب خود، بتوانند بر سر آنها توافق کنند. این مقاله میکوشد نشان دهد که چنین اجماعی بر سر «لزوم اخلاقی احترام به طبیعت»، به عنوان هنجاری بنیادین در حفاظت از محیط زیست، ممکن است. برای مثال، مسلمانان میتوانند بر اساس آموزههای دینی خود این هنجار را به رسمیت بشناسند، و هواداران نظریۀ «احترام به طبیعت» -که نظریهای فرادینی در اخلاق محیط زیست است – نیز بر اساس مبانی فرادینی خود میتوانند چنین هنجاری را توجیه کنند.
دریافت مقاله از سایت دانشگاه مفید
#فرهیختگان صدای فرزانگان
به قلم ابوالقاسم فنائی و سجاد بهروزی
منتشر شده در: دو فصلنامه علمی هستی و شناخت، دوره ۴، شماره ۲ – شماره پیاپی ۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۶ (دوره ۴، شماره ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۶، پیاپی ۸)
رهایی از بحران محیط زیست، که سراسر کره زمین را در برگرفته است، نیازمند مشارکت همه انسانهاست؛ مشارکتی که بدون توافق بر سر هنجارهای جهانشمول در اخلاق محیط زیست ممکن نیست. اما، با توجه به اختلافنظر فرهنگها و مکاتب گوناگون در جهانبینی و مبانی اخلاق، این پرسش مطرح میشود که «چگونه میتوان به چنین توافقی دست یافت؟». ادعای اصلی این پژوهش این است که برای رسیدن به چنین توافقی میتوان از ایده «اجماع همپوش» بهره گرفت. بر اساس این ایده، برای توافق بر سر هنجارهای جهانشمول، توافق بر سر مبانی توجیهی اخلاق محیط زیست لازم نیست، بلکه کافی است که این هنجارها بهگونهای صورتبندی شوند که توجیه آنها به جنبههای اختصاصی هیچیک از سنتهای دینی، مکاتب جامع علمی، فلسفی و اخلاقی وابسته نباشد، و پیروان سنتها و مکاتب گوناگونِ عقیدتی با تمسک به دلایل پذیرفتهشده در سنت و مکتب خود، بتوانند بر سر آنها توافق کنند. این مقاله میکوشد نشان دهد که چنین اجماعی بر سر «لزوم اخلاقی احترام به طبیعت»، به عنوان هنجاری بنیادین در حفاظت از محیط زیست، ممکن است. برای مثال، مسلمانان میتوانند بر اساس آموزههای دینی خود این هنجار را به رسمیت بشناسند، و هواداران نظریۀ «احترام به طبیعت» -که نظریهای فرادینی در اخلاق محیط زیست است – نیز بر اساس مبانی فرادینی خود میتوانند چنین هنجاری را توجیه کنند.
دریافت مقاله از سایت دانشگاه مفید
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تاریخ، سراسر قصه ی پر غصه ی قربانی شدن انسان است.
داستان ابراهیم، نمایشنامه ی خدایی است که نمی خواهد پس از آن، انسان، حتی پیش پای خود او قربانی شود.
نمایشنامه ای تلخ و پراضطراب برای خاتمه دادن به قربانی شدن انسان
👇👇
علی زمانیان
خرد منتقد
قربانی کردن در پای خدایان و اسطوره ها، در طول تاریخ در میان اغلب ادیان و مذاهب رواج داشته است. کافی است به تاریخ ادیان مراجعه کنید و یا تاریخ هند را ورقی بزنید تا ببینید که چگونه مومنان در پای خدایان خویش قربانی هایی هدیه می کردند. قربانی دادن چنان مهم بوده است که گاهی آدمی جان خویش را هدیه کرده است و به هدف رضایت خدای خود از مهمترین هستی خویش گذشته است. به عنوان مثال: هنگامی که دریا طوفانی می شده است و تلاطم دریا هندیان را به هول و هراس می افکنده است، این عقیده جان می گرفت که خدای دریا از آدمیان خشمگین شده است. ساکنان هند و پیروان خدای دریا ، برای فروکاستن از خشم خدای دریا ، زیباترین دختر قبیله را انتخاب می کردند و پس از آن که او را می آراستند، بهترین و زیباترین لباس بر او می پوشاندند. آن دختر نگون بخت نیز خوشحال از این که به آغوش خدا می رود.
قبیله جمع می شدند و پس از مراسمی مفصل آن دختر را تا کنار دریا همراهی می کردند. سپس دختر به دریا می زد و تا جایی که می توانست از دیده ها دور می شد و تا آن هنگام که به کام دریا گرفتار می شد و در فراز و نشیب امواج ، جان خویش را به خدا تقدیم می کرد. او قربانی خدای دریا می شد. مثال های فراوانی را می توان از " شاخه ی زرین" ( نوشته ی جورج فریزر ) در میان آورد که آدمی در طول تاریخ قربانی خدا می شده است.
داستان قربانی شدن اسماعیل و یا اسحاق ( به عقیده ی یهودیان )، نمونه ی اول و یا آخر از قربانی شدن انسان نیست. قبل و بعد از داستان حضرت ابراهیم، موارد فراوانی اتفاق افتاده بود. ما مسلمانان معتقد هستیم که حضرت ابراهیم بنا به فرمانی که (در هنگام خواب)، از خدا به او رسید، باید پسر خود را با دست خود برای رضای او و به پای او قربانی می کرد. ایمان ابراهیم، هیچ جای انکار و یا شک برای او باقی نمی گذاشت. موضوع را با اسماعیل در میان گذاشت، کاردی برداشت و تا دوردست ها رفت. او فرمان خدا را اجرا می کرد. کارد بر گلوی اسماعیل نهاد. چشم های خود را بست. کارد را بر گردن پسرش کشید اما چاقوی تیز، وظیفه ی خود را انجام نداد. (کتاب ترس و لرز، نوشته ی کی رکگارد را بخوانید. حقیقتا این کتاب به زیبایی تمام آن صحنه ی ایمان ورزی ابراهیم و اسماعیل را پردازش کرده است ).
اسماعیل قربانی نشد، زنده ماند. زیرا خداوند نخواست خون او بر زمین ریخته شود. قوچ و یا گوسفندی را فرستاد و فرمان داد تا از قربانی کردن اسماعیل صرف نظر کند و گوسفند را در پای خدا ذبح نماید. و ابراهیم چنان کرد که خدا گفته بود.
درک من از سرگذشت نمادین ابراهیم و اسماعیل ، این است که :
✔️خدا در حرکتی سمبلیک، به انسان فهماند ، از این پس خود را پیش پای هیچ کس قربانی نکند. شاید خواسته است به ما و همه ی انسان ها یادآوری کند که خدا از حق خود در قربانی کردن انسان درگذشته است. داستانی نمادین که شرافت و کرامت انسان را به نمایش می گذارد. وقتی که نباید و نمی توان خون انسان را حتی در پای خدا بر زمین بریزد، دیگر چه جای دیگران و مخلوقات او. در این داستان، خدا با قربانی کردن انسان مخالف است. زیرا شرافت و حرمت انسان را به رسمیت شناخته است. و امام مگر قربانی کردن انسان صرفا با ریختن خون او اتفاق می افتد؟ هر انسانی، هدف خلقت است و کرامتش با همه ی هستی برابری می کند. چنین است که نباید خویشتن خویش را قربانی دیگران کند.
و چه شکوهمند است این دو صحنه
🔹صحنه ی اول:
پس از خلقت انسان: خداوند همه را فراخواند که به انسان کرنش کنند. و شیطان سجده نکرد و از درگاه رانده شد
🔹صحنه ی دوم:
این انسانی که فرشتگان و ... باید بر او کرنش می کردند. اینک خدا نمی خواهد حتی پای خودش هم قربانی شود..
#فرهیختگان صدای فرزانگان
داستان ابراهیم، نمایشنامه ی خدایی است که نمی خواهد پس از آن، انسان، حتی پیش پای خود او قربانی شود.
نمایشنامه ای تلخ و پراضطراب برای خاتمه دادن به قربانی شدن انسان
👇👇
علی زمانیان
خرد منتقد
قربانی کردن در پای خدایان و اسطوره ها، در طول تاریخ در میان اغلب ادیان و مذاهب رواج داشته است. کافی است به تاریخ ادیان مراجعه کنید و یا تاریخ هند را ورقی بزنید تا ببینید که چگونه مومنان در پای خدایان خویش قربانی هایی هدیه می کردند. قربانی دادن چنان مهم بوده است که گاهی آدمی جان خویش را هدیه کرده است و به هدف رضایت خدای خود از مهمترین هستی خویش گذشته است. به عنوان مثال: هنگامی که دریا طوفانی می شده است و تلاطم دریا هندیان را به هول و هراس می افکنده است، این عقیده جان می گرفت که خدای دریا از آدمیان خشمگین شده است. ساکنان هند و پیروان خدای دریا ، برای فروکاستن از خشم خدای دریا ، زیباترین دختر قبیله را انتخاب می کردند و پس از آن که او را می آراستند، بهترین و زیباترین لباس بر او می پوشاندند. آن دختر نگون بخت نیز خوشحال از این که به آغوش خدا می رود.
قبیله جمع می شدند و پس از مراسمی مفصل آن دختر را تا کنار دریا همراهی می کردند. سپس دختر به دریا می زد و تا جایی که می توانست از دیده ها دور می شد و تا آن هنگام که به کام دریا گرفتار می شد و در فراز و نشیب امواج ، جان خویش را به خدا تقدیم می کرد. او قربانی خدای دریا می شد. مثال های فراوانی را می توان از " شاخه ی زرین" ( نوشته ی جورج فریزر ) در میان آورد که آدمی در طول تاریخ قربانی خدا می شده است.
داستان قربانی شدن اسماعیل و یا اسحاق ( به عقیده ی یهودیان )، نمونه ی اول و یا آخر از قربانی شدن انسان نیست. قبل و بعد از داستان حضرت ابراهیم، موارد فراوانی اتفاق افتاده بود. ما مسلمانان معتقد هستیم که حضرت ابراهیم بنا به فرمانی که (در هنگام خواب)، از خدا به او رسید، باید پسر خود را با دست خود برای رضای او و به پای او قربانی می کرد. ایمان ابراهیم، هیچ جای انکار و یا شک برای او باقی نمی گذاشت. موضوع را با اسماعیل در میان گذاشت، کاردی برداشت و تا دوردست ها رفت. او فرمان خدا را اجرا می کرد. کارد بر گلوی اسماعیل نهاد. چشم های خود را بست. کارد را بر گردن پسرش کشید اما چاقوی تیز، وظیفه ی خود را انجام نداد. (کتاب ترس و لرز، نوشته ی کی رکگارد را بخوانید. حقیقتا این کتاب به زیبایی تمام آن صحنه ی ایمان ورزی ابراهیم و اسماعیل را پردازش کرده است ).
اسماعیل قربانی نشد، زنده ماند. زیرا خداوند نخواست خون او بر زمین ریخته شود. قوچ و یا گوسفندی را فرستاد و فرمان داد تا از قربانی کردن اسماعیل صرف نظر کند و گوسفند را در پای خدا ذبح نماید. و ابراهیم چنان کرد که خدا گفته بود.
درک من از سرگذشت نمادین ابراهیم و اسماعیل ، این است که :
✔️خدا در حرکتی سمبلیک، به انسان فهماند ، از این پس خود را پیش پای هیچ کس قربانی نکند. شاید خواسته است به ما و همه ی انسان ها یادآوری کند که خدا از حق خود در قربانی کردن انسان درگذشته است. داستانی نمادین که شرافت و کرامت انسان را به نمایش می گذارد. وقتی که نباید و نمی توان خون انسان را حتی در پای خدا بر زمین بریزد، دیگر چه جای دیگران و مخلوقات او. در این داستان، خدا با قربانی کردن انسان مخالف است. زیرا شرافت و حرمت انسان را به رسمیت شناخته است. و امام مگر قربانی کردن انسان صرفا با ریختن خون او اتفاق می افتد؟ هر انسانی، هدف خلقت است و کرامتش با همه ی هستی برابری می کند. چنین است که نباید خویشتن خویش را قربانی دیگران کند.
و چه شکوهمند است این دو صحنه
🔹صحنه ی اول:
پس از خلقت انسان: خداوند همه را فراخواند که به انسان کرنش کنند. و شیطان سجده نکرد و از درگاه رانده شد
🔹صحنه ی دوم:
این انسانی که فرشتگان و ... باید بر او کرنش می کردند. اینک خدا نمی خواهد حتی پای خودش هم قربانی شود..
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مستند اعتماد
اولین مستند اعتمادآنلاین درباره وضعیت رسانههای ایران، با رویکردی انتقادی به صداوسیما و علل راهاندازی شبکههای بیبیسی فارسی، منوتو و ایراناینترنشنال در گفتوگو با عباس عبدی، عمادالدین باقی، مسعود بهنود، علی دهباشی، مجید تفرشی، علی علیزاده، احسان منصوری و علیاصغر رمضانپور تهیه شده است.
مشاهده مستند در سایت اعتمادآنلاین
https://etemadonline.com/content/421215
جان آگه با #فرهیختگان
اولین مستند اعتمادآنلاین درباره وضعیت رسانههای ایران، با رویکردی انتقادی به صداوسیما و علل راهاندازی شبکههای بیبیسی فارسی، منوتو و ایراناینترنشنال در گفتوگو با عباس عبدی، عمادالدین باقی، مسعود بهنود، علی دهباشی، مجید تفرشی، علی علیزاده، احسان منصوری و علیاصغر رمضانپور تهیه شده است.
مشاهده مستند در سایت اعتمادآنلاین
https://etemadonline.com/content/421215
جان آگه با #فرهیختگان
✅ عید قربان عید اصلاح جامعه و امامت و حاکمیت صالحان
✍ رحمتاله بیگدلی، رییس دفتر سیاسی حزب جمهوریت ایران اسلامی
💠 عید بزرگ قربان عید موفقیت حضرت ابراهیم(ع) در امتحانات سنگین الهی در طریق اصلاح جامعه و نیل به مقام عظیم امامت و رهبری بشریت است:
«وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛
و [به یاد آر] هنگامی را که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را بهجای آورد، خدا به او گفت:
من تو را به پیشوایی خلق برگزینم.
ابراهیم گفت: و از فرزندان من؟
فرمود: [اگر شایسته باشند آری زیرا] عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.»
💠 حضرت ابراهيم(ع) در بين پیامبران جايگاه رفیعی دارد. نام آن حضرت ۶۹ بار و در ۲۵ سوره قرآن آمده و همانند حضرت محمد(ص) به عنوان الگو و اسوه براى جهانیان معرفی شده است.
💠 حضرت ابراهیم(ع) در قامت یک پیامبر الهی و یک مصلح بزرگ تاریخ بشری نهایت تلاش خود را برای اصلاح جامعه خویش و زدودن انواع انحراف، شرك، فساد ظلم، دیکتاتوری و ... بهکار برد و از همه امتحاناتی که در سر راه او قرار داشت سرفراز بیرون آمد.
💠 آن بزرگوار در اصلاح امور جامعه خویش از روشهای گوناگون استفاده کرد. در مقابل ستارهپرستان، ماهپرستان، خورشیدپرستان از راه برهان و استدلال و در برابر بتپرستان از طریق مبارزه عملى و در برابر نمرود از مسیر احتجاج وارد شد و با پشت سر گذاشتن آزمايشهای بسیار سنگین مراتب عالی صلاحیتها را پشت سر گذاشت و بهجایی رسید که خدای متعال او را به مقام بزرگ امامت و به عنون اسوه و نمونه برای بشریت معرفی کرد.
💠 حضرت ابراهيم(ع) پس از موفقیت در هر امتحانی، به مقامى میرسید. آن حضرت ابتدا عبداللّه شد. سپس به مقام نبوت و پس از آن به مقام رسالت و بعد از آن به مقام خليلاللّهی و در نهايت به مقام امامت نایل آمد!
❇️ پیامهای عید سعید قربان و آیه شریفه
۱. دنیا دار امتحان است و همه آدمیان حتی پيامبران نيز مورد آزمايش الهى قرار مىگيرند. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ»
۲. برای انتخاب افراد برای مسوولیتها گزينش بر اساس آزمايش لازم است. «إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ ... بِكَلِماتٍ»
۳. منشأ مسوولیت و رهبری لياقت است كه فقط از طریق موفقیت در امتحانات ثابت مىشود. «فَأَتَمَّهُنَّ»
۵. پستها و مسووليّتها بايد بهتدريج و پس از موفّقيّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فَأَتَمَّهُنَّ ...»
۶. امامت و رهبری عهدی الهی است. «عَهْدِي»
۷. امامت و رهبری بايد به اذن الهی محقق گردد. «إِنِّي جاعِلُكَ»
۸. از اهمّ شرايط رهبرى مورد رضایت خدا، عدالت و حسن سابقه است. هركس سابقه ظلم داشته باشد، شایسته رهبری نيست. «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»
۹. آنچه توده مردم از واژه ظلم میفهمند، عبارت است از تجاوز به حقوق دیگران و آنچه از کلمه عدل میفهمند، عبارت است از تجاوز نکردن به حقوق دیگران و در نتیجه ظلم و عدل را فقط اجتماعی میدانند، اما با توجه به ریشه کلمه ظلم و عدل (ظلم به معنای عدم رعایت جایگاه و حد واقعی امور و عدل به معنای رعایت این حد و جایگاه و به عبارت دیگر، ظلم به معنای تخلف از قانون نظام هستی، و عدل به معنای عدم تخلف از این قانون است)، اسلام تعبیری عمیق در باره انواع ظلم و عدل دارد.
۱۰. از دیدگاه اسلام عدل بر سه قسم است: عدل عقیدتی، عدل فردی، عدل اجتماعی. و ظلم نیز بر همین اقسام است.
#ظلم_عقیدتی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در عقیده و باور. از همین روست که قرآن کریم از شرک به عنوان ظلمی عظیم یاد میکند:
«اِنَّ الشِّرْکَ لَظُـلْمٌ عَظِیمٌ؛ شرک قطعا ستمی بزرگ است.»
#ظلمِ_فردی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در مورد حقوق خود. کسی که کاری میکند که برای جسم یا جان او زیانآور است، به حق فطری و طبیعی خود تجاوز کرده و از قانون نظام هستی در باره خویش تخلف ورزیده و به خود ستم روا داشته است. آدم و حوا وقتی از شجره منهیه خوردند، متوجه شدند که این عمل به زیان آنان تمام شد، لذا در مقام توبه و عذرخواهی از خدا گفتند:«رَبَّنَا ظَـلَمْنَآ اَنفُسَنَا؛ پروردگارا، ما به خود ستم کردیم.»
#ظلم_اجتماعی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی حقوق مردم و تخلف از قوانینی که موجب تأمین نیازهای واقعی جامعه است.
به عنوان مثال، رسول خدا(ص) فرمود: «ايما رجل استعمل رجلا علي عشرة انفس علم ان في العشرة افضل ممن استعمل فقد غش الله و غش رسوله و غش جماعة المسلمين؛
هر كس فردی را به عنوان ریيس بر ده تن ديگر بگمارد و بداند در ميان آنان فردی بهتر از او وجود دارد، بیترديد به خدا و پيامبرش و جماعت مسلمانان خيانت كرده است.»(كنزالعمال، ج ۱۹/۶، حديث ۱۴۶۵۳)
جان آگه با #فرهیختگان
✍ رحمتاله بیگدلی، رییس دفتر سیاسی حزب جمهوریت ایران اسلامی
💠 عید بزرگ قربان عید موفقیت حضرت ابراهیم(ع) در امتحانات سنگین الهی در طریق اصلاح جامعه و نیل به مقام عظیم امامت و رهبری بشریت است:
«وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ؛
و [به یاد آر] هنگامی را که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را بهجای آورد، خدا به او گفت:
من تو را به پیشوایی خلق برگزینم.
ابراهیم گفت: و از فرزندان من؟
فرمود: [اگر شایسته باشند آری زیرا] عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.»
💠 حضرت ابراهيم(ع) در بين پیامبران جايگاه رفیعی دارد. نام آن حضرت ۶۹ بار و در ۲۵ سوره قرآن آمده و همانند حضرت محمد(ص) به عنوان الگو و اسوه براى جهانیان معرفی شده است.
💠 حضرت ابراهیم(ع) در قامت یک پیامبر الهی و یک مصلح بزرگ تاریخ بشری نهایت تلاش خود را برای اصلاح جامعه خویش و زدودن انواع انحراف، شرك، فساد ظلم، دیکتاتوری و ... بهکار برد و از همه امتحاناتی که در سر راه او قرار داشت سرفراز بیرون آمد.
💠 آن بزرگوار در اصلاح امور جامعه خویش از روشهای گوناگون استفاده کرد. در مقابل ستارهپرستان، ماهپرستان، خورشیدپرستان از راه برهان و استدلال و در برابر بتپرستان از طریق مبارزه عملى و در برابر نمرود از مسیر احتجاج وارد شد و با پشت سر گذاشتن آزمايشهای بسیار سنگین مراتب عالی صلاحیتها را پشت سر گذاشت و بهجایی رسید که خدای متعال او را به مقام بزرگ امامت و به عنون اسوه و نمونه برای بشریت معرفی کرد.
💠 حضرت ابراهيم(ع) پس از موفقیت در هر امتحانی، به مقامى میرسید. آن حضرت ابتدا عبداللّه شد. سپس به مقام نبوت و پس از آن به مقام رسالت و بعد از آن به مقام خليلاللّهی و در نهايت به مقام امامت نایل آمد!
❇️ پیامهای عید سعید قربان و آیه شریفه
۱. دنیا دار امتحان است و همه آدمیان حتی پيامبران نيز مورد آزمايش الهى قرار مىگيرند. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ»
۲. برای انتخاب افراد برای مسوولیتها گزينش بر اساس آزمايش لازم است. «إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ ... بِكَلِماتٍ»
۳. منشأ مسوولیت و رهبری لياقت است كه فقط از طریق موفقیت در امتحانات ثابت مىشود. «فَأَتَمَّهُنَّ»
۵. پستها و مسووليّتها بايد بهتدريج و پس از موفّقيّت در هر مرحله به افراد واگذار شود. «فَأَتَمَّهُنَّ ...»
۶. امامت و رهبری عهدی الهی است. «عَهْدِي»
۷. امامت و رهبری بايد به اذن الهی محقق گردد. «إِنِّي جاعِلُكَ»
۸. از اهمّ شرايط رهبرى مورد رضایت خدا، عدالت و حسن سابقه است. هركس سابقه ظلم داشته باشد، شایسته رهبری نيست. «لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»
۹. آنچه توده مردم از واژه ظلم میفهمند، عبارت است از تجاوز به حقوق دیگران و آنچه از کلمه عدل میفهمند، عبارت است از تجاوز نکردن به حقوق دیگران و در نتیجه ظلم و عدل را فقط اجتماعی میدانند، اما با توجه به ریشه کلمه ظلم و عدل (ظلم به معنای عدم رعایت جایگاه و حد واقعی امور و عدل به معنای رعایت این حد و جایگاه و به عبارت دیگر، ظلم به معنای تخلف از قانون نظام هستی، و عدل به معنای عدم تخلف از این قانون است)، اسلام تعبیری عمیق در باره انواع ظلم و عدل دارد.
۱۰. از دیدگاه اسلام عدل بر سه قسم است: عدل عقیدتی، عدل فردی، عدل اجتماعی. و ظلم نیز بر همین اقسام است.
#ظلم_عقیدتی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در عقیده و باور. از همین روست که قرآن کریم از شرک به عنوان ظلمی عظیم یاد میکند:
«اِنَّ الشِّرْکَ لَظُـلْمٌ عَظِیمٌ؛ شرک قطعا ستمی بزرگ است.»
#ظلمِ_فردی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی امور در مورد حقوق خود. کسی که کاری میکند که برای جسم یا جان او زیانآور است، به حق فطری و طبیعی خود تجاوز کرده و از قانون نظام هستی در باره خویش تخلف ورزیده و به خود ستم روا داشته است. آدم و حوا وقتی از شجره منهیه خوردند، متوجه شدند که این عمل به زیان آنان تمام شد، لذا در مقام توبه و عذرخواهی از خدا گفتند:«رَبَّنَا ظَـلَمْنَآ اَنفُسَنَا؛ پروردگارا، ما به خود ستم کردیم.»
#ظلم_اجتماعی عبارت است از رعایت نکردن جایگاه واقعی حقوق مردم و تخلف از قوانینی که موجب تأمین نیازهای واقعی جامعه است.
به عنوان مثال، رسول خدا(ص) فرمود: «ايما رجل استعمل رجلا علي عشرة انفس علم ان في العشرة افضل ممن استعمل فقد غش الله و غش رسوله و غش جماعة المسلمين؛
هر كس فردی را به عنوان ریيس بر ده تن ديگر بگمارد و بداند در ميان آنان فردی بهتر از او وجود دارد، بیترديد به خدا و پيامبرش و جماعت مسلمانان خيانت كرده است.»(كنزالعمال، ج ۱۹/۶، حديث ۱۴۶۵۳)
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارغوان میبینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند...
ماندهایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجرهی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
هوشنگ ابتهاج
از کانال سهند ایرانمهر
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند...
ماندهایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجرهی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
هوشنگ ابتهاج
از کانال سهند ایرانمهر
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
کاغذهای و خاطرات سرگردان
مانا روانبد
کاغذهای سرگردان میان کتابها گاهی از گلولههای سرگران کشندهترند، خاصه وقتی کتابی را باز میکنی شعری ببینی یا سطری بجوری که حافظه یاری نکرده نقل کنی تا عیناً از روش برای دوستی بخوانی ناغافل برمیخوری به بریدهی مستطیلیِ آبیرنگی که کمی لیز است و اصلاً آبیش رنگ پریده است و دستخط نازک و لرزانی رویش سه بند شعر یا چیزی شبیه شعر نوشته که نه میدانی مال کیست نه به چشمت آشناست این خط نه میتوانی حدس بزنی که زبان شعر به که میخورد باشد، حتی دقت میکنی شاید از لغات حدسی بزنی یا راهی به دهی ببری یا از نوع خودکار یا رواننویس نوکنمدیِ سیاه خاطرت به جایی برود باز هم شکستخورده ایستاده برجا میمانی با حسی از اصابت تیری سرگردان در میانهی گفتوگویی تلفنی با دوستی همدل و دیریاب و خوشصحبت و دقیق که پروا نداری از دانسته / ندانستهها حرف به میان بیاوری یا ذکری از دلخوری و خستگی یا ناگهان ابراز تأسفی از غفلتی یا حرمانی یا حسرتی از ندانستن زبانی یا نخواندن شعری؛ با این فرق که حالا سه بند شعر هر کدام سه سطر کوتاه شاید بگو سر و تهش بیست کلمه شکارت کرده بیحرکت ایستادهای میانهی اتاق همچون حیوانی که از سهمِ تیر برجا مانده باشد و میکوشی میانهی حرفزدن و شنیدن خاطرت نرود پی این تیر سرگردان یا اذانی که چند لحظه پس از اذان قبلی لابد از مسجدی دورتر میآید و از لحظات اولش میدانی همان نسخهی مفصل مؤذنزاده است نه از این خواندههای بیمزهی امروزی...
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
http://mana-ravanbod.blogspot.com/2020/07/blog-post.html
جان آگه با #فرهیختگان
مانا روانبد
کاغذهای سرگردان میان کتابها گاهی از گلولههای سرگران کشندهترند، خاصه وقتی کتابی را باز میکنی شعری ببینی یا سطری بجوری که حافظه یاری نکرده نقل کنی تا عیناً از روش برای دوستی بخوانی ناغافل برمیخوری به بریدهی مستطیلیِ آبیرنگی که کمی لیز است و اصلاً آبیش رنگ پریده است و دستخط نازک و لرزانی رویش سه بند شعر یا چیزی شبیه شعر نوشته که نه میدانی مال کیست نه به چشمت آشناست این خط نه میتوانی حدس بزنی که زبان شعر به که میخورد باشد، حتی دقت میکنی شاید از لغات حدسی بزنی یا راهی به دهی ببری یا از نوع خودکار یا رواننویس نوکنمدیِ سیاه خاطرت به جایی برود باز هم شکستخورده ایستاده برجا میمانی با حسی از اصابت تیری سرگردان در میانهی گفتوگویی تلفنی با دوستی همدل و دیریاب و خوشصحبت و دقیق که پروا نداری از دانسته / ندانستهها حرف به میان بیاوری یا ذکری از دلخوری و خستگی یا ناگهان ابراز تأسفی از غفلتی یا حرمانی یا حسرتی از ندانستن زبانی یا نخواندن شعری؛ با این فرق که حالا سه بند شعر هر کدام سه سطر کوتاه شاید بگو سر و تهش بیست کلمه شکارت کرده بیحرکت ایستادهای میانهی اتاق همچون حیوانی که از سهمِ تیر برجا مانده باشد و میکوشی میانهی حرفزدن و شنیدن خاطرت نرود پی این تیر سرگردان یا اذانی که چند لحظه پس از اذان قبلی لابد از مسجدی دورتر میآید و از لحظات اولش میدانی همان نسخهی مفصل مؤذنزاده است نه از این خواندههای بیمزهی امروزی...
متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید:
http://mana-ravanbod.blogspot.com/2020/07/blog-post.html
جان آگه با #فرهیختگان
علیه اعدامگستری و سیاست ارعاب
احسان شریعتی
🔸زندگی در ذات خود خود پدیدهی است حیرتانگیز، یگانه و ارجمند. نفسِ حیات، و به تعبیر حکمایی حیات فینفسه، در جهانبینی توحید امری قدسی و تجلی الوهی است و از همینرو، در اینجا میان زندگی، میل زیستی از سویی و استعلا و معنویت از دیگر سو، هیچگونه دوگانگیای متصور نیست. از میان انواع زندگی، حیات نفس یا روان و شخصیت انسانی، برترین شکل زیستی و دارای شایستگی ذاتی یا «کرامتی» خداداد است و از همینرو، کسی جز خدا یا طبیعت نمیتواند آنرا از دیگری بگیرد. زیرا با گرفتن جان کسی (کشتن نفسی بی آنکه کسی را کشته باشد یا در همین حد تبهکاری کرده باشد)، گویی جان همهی مردم را یکجا میگیرد. صدور حکم اعدام (و ترور) اشخاص چنین امر خطیری است: نشستن برجای خداوند و تصمیم به گرفتن برترین «هبه»ای که باری به بشر اعطا کرده است: جان (نفس) او.
🔹در این روزگار «وانفسا»(زمانهی عدم رعایت دیگران) گویی دیگربار سکهی صدور حکم اعدام رواج یافته است و باز میشنویم که به جرم شرب شراب و شرکت در فلان اغتشاش حکم اعدام صادر شده است. و به یاد زمانی میافتیم که بهجرم ایراد یک سخنرانی و یا به اتهام یک موضعگیری، حکم اعدام علیه دوستان روشنفکرمان صادر میشد (ماجراهای دکتر آغاجری و استاد اشکوری). اما امروز بنا به کدام مصلحت و دلالت عقلانی و عقلایی، سیاسی و اجتماعی، شرعی و حقوقی، اخلاقی و انسانی، چنین احکامی صادر میشود؟
آیا جز ایجاد ترس همگانی و ارعاب عمومی دلیل دیگری برای اتخاذ چنین تصمیماتی میتوان یافت؟ «دلیل» (و بیشتر «علت») چنین رویکردی آیا براستی مستدل، موجه و مستحکم، است؟ تجربهی تاریخی نشان میدهد که این واپسین تمهید در هواهای پس، نیز محدودیتی دارد و آن هنگامی است که حرمت جان آدمی دیگر پاس داشته نشود و کار «اغتشاش» به آشوب و فروپاشی سراسری بیانجامد و سنگ روی سنگ بند نشود و خلاصه، نقض غرض حاصل شود: بیباکی در میل به مقاتله و کشت و کشتار.
🔸این مسیر خوش(و شوم)بختانه طی دههی شصت در کشور ما آزموده و کنار گذاشته شد و در نهایت، مبارزهی مدنی و مقاومت منفی و مشی خشونتپرهیز از سوی اکثر نیروهای سیاسی در پیش گرفته شد.
🔹در عین حال مسلط شدن یک «سرمشق» (انقلاب، اصلاح) در یک دورهی بهنسبت کوتاه تاریخی بهمعنای بازگشتناپذیری و غیرقابل تکرار بودن آن و ضرورت نیافتن دوبارهی علتها و دلایل رخدادها و دورههای گذشته نیست؛ چنانکه افزایش خشونت و رشد رادیکالیسم در جنبش مطالباتی و اعتراضی چندسال اخیر شاهدی بر این امکان تکرار موقعیتهای مشابه رویداده در گذشته است. هرچند تاریخ دوبار بهشکل همانند تکرار نمیشود مگر بهشکل مضحک آن در بار دوم (مارکس)! و همین نکته نشانگر این واقعیت است که ترس بر اثر تکرار پیاپی فاجعه فرومیریزد. و همین پیآمد اعلام این خطر است که توان تأثیر و بازدارندگی سرکوب و خشونت بهدلیل عادی شدن فاجعه از هر دو سو رخت برمیبندد.
پس بهجای لغزیدن به ورطهی سیاست گسترش ارعاب و اعدام و سرکوب «خشونتزا» بهنوبهیخود، آیا عقلانیت قدرت و «مصلحت» حاکمیت حکم نمیکند که صاحبان مناصب و مسئولان قضا بیشتر به فکر تابآوری و تحمل و گذشت در برابر اعتراضات (و حتی «اغتشاشات» تا مرز خشونت)، ناشی از ناهنجاریها و بحرانهای ناگوار و تحملناپذیر موجود باشند؟
... که زمانی فروید گفته بود: «نخستین کسی که بهجای پیکان دشنام بهسوی دشمن پرتاب کرد، بنیانگذار تمدن بود ! »
لینک وبسایت
http://www.ehsanshariati.org/PostView?Action=Post&ID=40
عکاس : روزبه روزبهانی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
احسان شریعتی
🔸زندگی در ذات خود خود پدیدهی است حیرتانگیز، یگانه و ارجمند. نفسِ حیات، و به تعبیر حکمایی حیات فینفسه، در جهانبینی توحید امری قدسی و تجلی الوهی است و از همینرو، در اینجا میان زندگی، میل زیستی از سویی و استعلا و معنویت از دیگر سو، هیچگونه دوگانگیای متصور نیست. از میان انواع زندگی، حیات نفس یا روان و شخصیت انسانی، برترین شکل زیستی و دارای شایستگی ذاتی یا «کرامتی» خداداد است و از همینرو، کسی جز خدا یا طبیعت نمیتواند آنرا از دیگری بگیرد. زیرا با گرفتن جان کسی (کشتن نفسی بی آنکه کسی را کشته باشد یا در همین حد تبهکاری کرده باشد)، گویی جان همهی مردم را یکجا میگیرد. صدور حکم اعدام (و ترور) اشخاص چنین امر خطیری است: نشستن برجای خداوند و تصمیم به گرفتن برترین «هبه»ای که باری به بشر اعطا کرده است: جان (نفس) او.
🔹در این روزگار «وانفسا»(زمانهی عدم رعایت دیگران) گویی دیگربار سکهی صدور حکم اعدام رواج یافته است و باز میشنویم که به جرم شرب شراب و شرکت در فلان اغتشاش حکم اعدام صادر شده است. و به یاد زمانی میافتیم که بهجرم ایراد یک سخنرانی و یا به اتهام یک موضعگیری، حکم اعدام علیه دوستان روشنفکرمان صادر میشد (ماجراهای دکتر آغاجری و استاد اشکوری). اما امروز بنا به کدام مصلحت و دلالت عقلانی و عقلایی، سیاسی و اجتماعی، شرعی و حقوقی، اخلاقی و انسانی، چنین احکامی صادر میشود؟
آیا جز ایجاد ترس همگانی و ارعاب عمومی دلیل دیگری برای اتخاذ چنین تصمیماتی میتوان یافت؟ «دلیل» (و بیشتر «علت») چنین رویکردی آیا براستی مستدل، موجه و مستحکم، است؟ تجربهی تاریخی نشان میدهد که این واپسین تمهید در هواهای پس، نیز محدودیتی دارد و آن هنگامی است که حرمت جان آدمی دیگر پاس داشته نشود و کار «اغتشاش» به آشوب و فروپاشی سراسری بیانجامد و سنگ روی سنگ بند نشود و خلاصه، نقض غرض حاصل شود: بیباکی در میل به مقاتله و کشت و کشتار.
🔸این مسیر خوش(و شوم)بختانه طی دههی شصت در کشور ما آزموده و کنار گذاشته شد و در نهایت، مبارزهی مدنی و مقاومت منفی و مشی خشونتپرهیز از سوی اکثر نیروهای سیاسی در پیش گرفته شد.
🔹در عین حال مسلط شدن یک «سرمشق» (انقلاب، اصلاح) در یک دورهی بهنسبت کوتاه تاریخی بهمعنای بازگشتناپذیری و غیرقابل تکرار بودن آن و ضرورت نیافتن دوبارهی علتها و دلایل رخدادها و دورههای گذشته نیست؛ چنانکه افزایش خشونت و رشد رادیکالیسم در جنبش مطالباتی و اعتراضی چندسال اخیر شاهدی بر این امکان تکرار موقعیتهای مشابه رویداده در گذشته است. هرچند تاریخ دوبار بهشکل همانند تکرار نمیشود مگر بهشکل مضحک آن در بار دوم (مارکس)! و همین نکته نشانگر این واقعیت است که ترس بر اثر تکرار پیاپی فاجعه فرومیریزد. و همین پیآمد اعلام این خطر است که توان تأثیر و بازدارندگی سرکوب و خشونت بهدلیل عادی شدن فاجعه از هر دو سو رخت برمیبندد.
پس بهجای لغزیدن به ورطهی سیاست گسترش ارعاب و اعدام و سرکوب «خشونتزا» بهنوبهیخود، آیا عقلانیت قدرت و «مصلحت» حاکمیت حکم نمیکند که صاحبان مناصب و مسئولان قضا بیشتر به فکر تابآوری و تحمل و گذشت در برابر اعتراضات (و حتی «اغتشاشات» تا مرز خشونت)، ناشی از ناهنجاریها و بحرانهای ناگوار و تحملناپذیر موجود باشند؟
... که زمانی فروید گفته بود: «نخستین کسی که بهجای پیکان دشنام بهسوی دشمن پرتاب کرد، بنیانگذار تمدن بود ! »
لینک وبسایت
http://www.ehsanshariati.org/PostView?Action=Post&ID=40
عکاس : روزبه روزبهانی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجتماع دستههای عزاداری مسلمیه در سه شب گذشته در شهرری علیرغم اعلام لغو مراسم تجربه خوبی بود که نشان دهد رعایت پروتکلهای بهداشتی در اجرا و در دل میدان چقدر غیرواقعبینانه و نشدنی است.
تازه اینجا گوشهای از پایتخت است نه یک منطقه دورافتاده کشور با امکانات به مراتب کمتر و اطلاعرسانی به مراتب محدودتر.
20 روز دیگر تا محرم باقی است. فرصت اندکی برای مسئولان کشور و متولیان مجالس مذهبی تا در سیاست غلط برگزاری "پرشور" مجالس و مراسم عزاداری "به هر قیمت" تجدیدنظر کنند.
آخرین فرصتها برای پیشگیری از آنکه (خدای ناکرده) محرم 99 به عنوان تلخترین محرم در تاریخ ثبت شود.
محسن حسام مظاهری
جان آگه با #فرهیختگان
تازه اینجا گوشهای از پایتخت است نه یک منطقه دورافتاده کشور با امکانات به مراتب کمتر و اطلاعرسانی به مراتب محدودتر.
20 روز دیگر تا محرم باقی است. فرصت اندکی برای مسئولان کشور و متولیان مجالس مذهبی تا در سیاست غلط برگزاری "پرشور" مجالس و مراسم عزاداری "به هر قیمت" تجدیدنظر کنند.
آخرین فرصتها برای پیشگیری از آنکه (خدای ناکرده) محرم 99 به عنوان تلخترین محرم در تاریخ ثبت شود.
محسن حسام مظاهری
جان آگه با #فرهیختگان
شما نباید یک انسان را با مرگ کیفر دهید، بهویژه به خاطر یک حکومت.
—مارتین بوبر
این جمله انسان را در مقابل نهاد مینشاند. انسان دستپروردهی خداوند است و نهاد دستپروردهی انسان. انسان تکرارناپذیر است و نهاد تکرارپذیر. پس انسان نباید به خاطر یک نهاد حقوقی اعدام شود. آدولف آیشمن یکی از فرماندهان بلندپایهی نازی و یکی از آمران هلوکاست بود که پس از جنگ جهانی به برزیل گریخت. سال ۱۹۶۱ موساد و شاباک او را میربایند و به اسرائیل میآورند تا محاکمه شود. هدف از محاکمهی علنی و پرطمطراق او فریاد زدن مظلومیت یهودیان و البته محکم کردن ریشههای حکومت نوپا و مذهبگرای یهودی بود. جملهای که در صدر مطلب خواندید اعتراض مارتین بوبر در نامهاش به بنگوریون دربارهی حکم اعدام آیشمن است که البته هیچ وقت شنیده نشد. ظلم بیتردیدی که در دورهی نازیها و در دوردستها یعنی آلمان در حق یهودیان روا داشته شد بهانهی محکمی شد برای خونریزی درون کشور به نام حفظ امنیت. اسرائیل بهعنوان یک نظام، تا همین امروز به نام امنیت، صاحبان اصلی سرزمینی را که بر آن حکم میراند میکشد. متفکران اسرائیلی از جمله ایتامار رابینویچ میدانند و بارها گفتهاند که سرسختترین نیروها برای ویران کردن سرزمینها، اقلیتها هستند. اقلیتهایی همچون یهودیان پیشاپیش واجد حس مظلومیتی همواره، خودبرترپنداری الهیاتی و کینه از همگان هستند و اگر به قدرت برسند با تکیه بر الهیات جدابافتهشان با خاطری آسوده و حتی در عین حس مظلومیت، همه چیز را ویران میکنند و هر کسی را از دم تیغ میگذرانند. الهیات برای اقلیتها چون هزاران سال با موجودیتشان گره خورده بوده، همواره از انسانیت که هزاران سال سرکوبشان میکرده، برتر مینشیند و هرگز آمادگی نخواهند داشت از اعتبار الهیات بکاهند و بر اعتبار انسانیت بیافزایند. این درست همان نقطهی حیاتی است که بوبر به عنوان یک الهیدان آن را میشناسد و بر آن انگشت میگذارد. میگوید انسان برتر از نظام مبتنی بر الهیات اقلیت است. چون انسان ساختهی خداست و نظام ساختهی انسان./فراموشی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
—مارتین بوبر
این جمله انسان را در مقابل نهاد مینشاند. انسان دستپروردهی خداوند است و نهاد دستپروردهی انسان. انسان تکرارناپذیر است و نهاد تکرارپذیر. پس انسان نباید به خاطر یک نهاد حقوقی اعدام شود. آدولف آیشمن یکی از فرماندهان بلندپایهی نازی و یکی از آمران هلوکاست بود که پس از جنگ جهانی به برزیل گریخت. سال ۱۹۶۱ موساد و شاباک او را میربایند و به اسرائیل میآورند تا محاکمه شود. هدف از محاکمهی علنی و پرطمطراق او فریاد زدن مظلومیت یهودیان و البته محکم کردن ریشههای حکومت نوپا و مذهبگرای یهودی بود. جملهای که در صدر مطلب خواندید اعتراض مارتین بوبر در نامهاش به بنگوریون دربارهی حکم اعدام آیشمن است که البته هیچ وقت شنیده نشد. ظلم بیتردیدی که در دورهی نازیها و در دوردستها یعنی آلمان در حق یهودیان روا داشته شد بهانهی محکمی شد برای خونریزی درون کشور به نام حفظ امنیت. اسرائیل بهعنوان یک نظام، تا همین امروز به نام امنیت، صاحبان اصلی سرزمینی را که بر آن حکم میراند میکشد. متفکران اسرائیلی از جمله ایتامار رابینویچ میدانند و بارها گفتهاند که سرسختترین نیروها برای ویران کردن سرزمینها، اقلیتها هستند. اقلیتهایی همچون یهودیان پیشاپیش واجد حس مظلومیتی همواره، خودبرترپنداری الهیاتی و کینه از همگان هستند و اگر به قدرت برسند با تکیه بر الهیات جدابافتهشان با خاطری آسوده و حتی در عین حس مظلومیت، همه چیز را ویران میکنند و هر کسی را از دم تیغ میگذرانند. الهیات برای اقلیتها چون هزاران سال با موجودیتشان گره خورده بوده، همواره از انسانیت که هزاران سال سرکوبشان میکرده، برتر مینشیند و هرگز آمادگی نخواهند داشت از اعتبار الهیات بکاهند و بر اعتبار انسانیت بیافزایند. این درست همان نقطهی حیاتی است که بوبر به عنوان یک الهیدان آن را میشناسد و بر آن انگشت میگذارد. میگوید انسان برتر از نظام مبتنی بر الهیات اقلیت است. چون انسان ساختهی خداست و نظام ساختهی انسان./فراموشی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🖇 گام نخست ایدئولوژیکی شدن فهم دینی
📋سبب اينكه، تا زماني كه ايرانشناسان اصطلاحي مانند ناسيوناليسم يا «ملّيگرايي» را به مورد تاريخ و تاريخ انديشه در ايران اطلاق كردند، اصطلاح ملّي و ملّيگرايي هرگز رواج چنداني در ايران پيدا نكرد اين بود كه ايرانيان از كهنترين ايام شهودي از وضع ملّي خود پيدا كرده بودند و، از آنجا كه تا آغاز دوران جديد هنوز آشنايي دقيقي با مفاهيم جديد علوم اجتماعي نداشتند، نميتوانستند وضع خود را در قالب مفاهيمي بفهمند كه مضمون آنها براي اينان كمابيش ناشناخته مانده بود. به اين مباحث بازخواهم گشت؛ پيشتر، بايد به دومين دليلي اشاره كنم كه به سبب آن عصر رضا شاه را اوج دورة ناسيوناليسم ايراني خواندهاند. واكنش به ايجاد سامان جديد سياسي، به عنوان دستاورد مشروطيت، و تأسيس نهادهاي آن، كه ميبايست زمينة حكومت قانون را فراهم آورد، پديدار شدن افراد و سازمانهاي اسلامخواهي بود كه به تدريج گسترش پيدا كردند. همين واكنش، دهههايي پس از آن، بويژه در دهههاي چهل و پنجاه خورشيدي، به جرياني تنومند تبديل شد و، افزون بر آن، با آل احمد و علي شريعتي، شالودهاي «نظري» نيز پيدا كرد. پيشتر نيز با تأسيس دانشگاه تهران، با دانشكدههايي كه در آنها علوم انساني و اجتماعي تدريس ميشد، دستكم، گروههايي از نخبگان ايراني با نظام مفاهيم اين دانشها آشناييهايي به هم رسانده بودند. چنانكه در جاي ديگري توضيح دادهام، دانشگاه در ايران به ضرورتي، و در خلأ انديشيدن ايراني، تأسيس شد و، در واقع، تاكنون، هنوز به دانشگاه «ايراني» تبديل نشده است. در شرايطي كه «موضوعِ» دانشگاهِ ايرانْ «ايران» نبود، يعني دانشگاه ايران نميتوانست نظام علمي ايجاد كند كه بتواند ايران به عنوان «موضوع» علم دانشگاه را توضيح دهد، ايران به عنوان «مضمون» نظام مفاهيمي فهميده و توضيح داده شد كه سنخيتي با مواد تاريخ و تاريخ انديشيدن ايران نداشت. اين بازسازي فكر ديني، در تحول تاريخي نزديك به يك سده، بيش از پيش، در صورت ايدئولوژيكي شدن فهم ديني ممكن شد. اگر از سازمانها و محافل «سياسي»ـ ديني دهة بيست و بعد صرف نظر كنيم ميتوان گفت كه گام نخستِ اين ايدئولوژيكي شدن فهم ديني با آل احمد برداشته شد كه كوشش ميكرد ديانت را به عنوان ابزاري در خدمت سياست قرار دهد، اما با علي شريعتي ديانت در قالب نوعي از ايدئولوژي مترقيـ «ماركسيستي» ريخته شد كه زير رداي «جامعهشناسي» استتار كرده و جز ظاهر ديانت چيزي از آن باقي نمانده بود. اين «جامعهشناسي»، مانند جامعهشناسيهايي از سنخ آنچه اميرحسين آريانپور در دهة چهل تدارك ديد، به طور عمده ماركسيسمي بود كه به عنوان ايدئولوژي پيكار طبقاتي فراهم آمده بود🖊
سید جواد طباطبایی
ملت، دولت و حکومت قانون،. انتشارت مینوی خرد. ۱۳۹۸
جان آگه با #فرهیختگان
📋سبب اينكه، تا زماني كه ايرانشناسان اصطلاحي مانند ناسيوناليسم يا «ملّيگرايي» را به مورد تاريخ و تاريخ انديشه در ايران اطلاق كردند، اصطلاح ملّي و ملّيگرايي هرگز رواج چنداني در ايران پيدا نكرد اين بود كه ايرانيان از كهنترين ايام شهودي از وضع ملّي خود پيدا كرده بودند و، از آنجا كه تا آغاز دوران جديد هنوز آشنايي دقيقي با مفاهيم جديد علوم اجتماعي نداشتند، نميتوانستند وضع خود را در قالب مفاهيمي بفهمند كه مضمون آنها براي اينان كمابيش ناشناخته مانده بود. به اين مباحث بازخواهم گشت؛ پيشتر، بايد به دومين دليلي اشاره كنم كه به سبب آن عصر رضا شاه را اوج دورة ناسيوناليسم ايراني خواندهاند. واكنش به ايجاد سامان جديد سياسي، به عنوان دستاورد مشروطيت، و تأسيس نهادهاي آن، كه ميبايست زمينة حكومت قانون را فراهم آورد، پديدار شدن افراد و سازمانهاي اسلامخواهي بود كه به تدريج گسترش پيدا كردند. همين واكنش، دهههايي پس از آن، بويژه در دهههاي چهل و پنجاه خورشيدي، به جرياني تنومند تبديل شد و، افزون بر آن، با آل احمد و علي شريعتي، شالودهاي «نظري» نيز پيدا كرد. پيشتر نيز با تأسيس دانشگاه تهران، با دانشكدههايي كه در آنها علوم انساني و اجتماعي تدريس ميشد، دستكم، گروههايي از نخبگان ايراني با نظام مفاهيم اين دانشها آشناييهايي به هم رسانده بودند. چنانكه در جاي ديگري توضيح دادهام، دانشگاه در ايران به ضرورتي، و در خلأ انديشيدن ايراني، تأسيس شد و، در واقع، تاكنون، هنوز به دانشگاه «ايراني» تبديل نشده است. در شرايطي كه «موضوعِ» دانشگاهِ ايرانْ «ايران» نبود، يعني دانشگاه ايران نميتوانست نظام علمي ايجاد كند كه بتواند ايران به عنوان «موضوع» علم دانشگاه را توضيح دهد، ايران به عنوان «مضمون» نظام مفاهيمي فهميده و توضيح داده شد كه سنخيتي با مواد تاريخ و تاريخ انديشيدن ايران نداشت. اين بازسازي فكر ديني، در تحول تاريخي نزديك به يك سده، بيش از پيش، در صورت ايدئولوژيكي شدن فهم ديني ممكن شد. اگر از سازمانها و محافل «سياسي»ـ ديني دهة بيست و بعد صرف نظر كنيم ميتوان گفت كه گام نخستِ اين ايدئولوژيكي شدن فهم ديني با آل احمد برداشته شد كه كوشش ميكرد ديانت را به عنوان ابزاري در خدمت سياست قرار دهد، اما با علي شريعتي ديانت در قالب نوعي از ايدئولوژي مترقيـ «ماركسيستي» ريخته شد كه زير رداي «جامعهشناسي» استتار كرده و جز ظاهر ديانت چيزي از آن باقي نمانده بود. اين «جامعهشناسي»، مانند جامعهشناسيهايي از سنخ آنچه اميرحسين آريانپور در دهة چهل تدارك ديد، به طور عمده ماركسيسمي بود كه به عنوان ايدئولوژي پيكار طبقاتي فراهم آمده بود🖊
سید جواد طباطبایی
ملت، دولت و حکومت قانون،. انتشارت مینوی خرد. ۱۳۹۸
جان آگه با #فرهیختگان
از نظر مولوی تنها عید، عید قربان است
عبدالكريم سروش
مولوی در مثنوی می فرماید:
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
این چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از نگاه مولوی عید وقتی است که قفل زندان می شکند و زندانیان آزاد می شوند. نه فقط زندانیان طبیعت بلکه زندانیان سلطان ، یعنی گناهکاران دربند . ویژگی عید شکستن قفل زندان و شکستن چنگال و دندان این چرخ مردمخوار است . یعنی زندان ستم ، زندان تعلق ، زندان رذیلت ، زندان گناه ، زندان بیگانگی با خود ، زندان تنهایی ، زندان جدایی .
و در عالم طبیعت هم یعنی شکستن زندان زمستان و خزان و گشودن ابروی طبیعت
این بهار نو ز بعد برگریز / هست برهان وجود رستخیز
زندانیان خاک از زمین می گریزند.دانه هایی که در خاک رفته اند کم کم سربر می آورند و سبز می شوند.از همه ی اینها مهمتر،بدن هم از نظر عارفان یک زندان است و عید روح،شکستن زندان بدن است.یعنی سلطه ی روح بر بدن و بیرون آمدن از اسارت تن
یکی تیشه بگیرید پی حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
به همین معناست که در مثنوی می گوید:
مکر آن باشد که زندان حفر کرد
آنکه حفره بست آن مکری است سرد
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
با این معنا مرگ هم عید می شود و مردن هم معنای تازه ای می یابد و به جای آنکه مغلوبیت باشد، غالبیت می شود. لکن نه مرگ طبیعی بلکه مرگ ارادی که عین قربان کردن است و به این معنا، هر عیدی عید قربان است. قربانی کردن خزان نزد بهار، قربانی کردن ظلمت در پیش پای نور و قربانی کردن حقارت پیش پای عظمت
بهترین سرنوشت سایه و ظلمت این است که قربانی نور شود.از این لطیف تر نمی شود گفت که مولانا می گوید:
دشمن خویشیم و یارِ آنکه ما را میکشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا می کشد
زان چنان در پیش او شیرین و خوش جان می دهیم
کان ملک ما را به شهد و شیر و حلوا می کشد
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می کشد
خویش فربه می نماییم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد
قربانی کردن از مشخصات عید است. به همین دلیل نه تنها در عید قربان بلکه در هر عیدی ما باید قربانی داشته باشیم از جمله عید نوروز. کهنه ها را قربانی نوها کنیم، ظلمت ها را قربانی نورها کنیم، کوچکی ها را قربانی عظمت ها کنیم و خشونت ها را لگدمال لطافت ها کنیم
از طرفی اهل ظاهر گمان می کنند که عید حادثه مبارک و تازه ایست که در بیرون وجود آدمی روی می دهد، حادثه ای در جهان روی می دهد، روزی نو می شود، دوره ای به پایان می رسد و برحسب قرارداد آن روز معین، عید نامیده می شود
آدمیان بیش از آنکه رخ دادن حادثه یا روی آوردن نعمتی را ناشی از درون خود بدانند، آنها را متاثر از محیط پیرامون و جهان بیرون می دانند و گویی باید منتظر بمانند تا حادثه ای دررسد و بر آنها تاثیری بگذارد
به تاکید باید گفت که نو شدن عیدانه، به معنای دقیق کلمه در بیرون وجود آدمی روی نمی دهد و تا کسی از درون نو و تازه نشود، دنیای بیرون او هم تازگی نخواهد یافت. نو شدن درونی حاصل فرآیندی طولانی و گاه تلخ است و آنگاه شیرینی هایی که از پس تلخی ها، کامیابی هایی که پس از ناکامی هابرای سالک منتظر پیش می آید، شایسته عید دانستن است
اما کسی که رنجی نمی برد و تلخی ای نمی چشد و به انتظاری نمی نشیند،اگر همه ی عالم را طراوت فراگیرد، ذره ای از آن شادابی به ضمیر وی راه نمی یابد.برای او نعمت های عالم، همواره کهنه است و هرگز رنگ تازگی به خود نمی گیرد درحالیکه همین نعمت ها برای برخی لحظه به لحظه نو می شود
از خدا می خواهیم که سایه ی عید را بر جسم و روح همگان بگستراند و همزمان با طراوت گرفتن خاک، سرزمین دلهای ما را نیز معطر بگرداند…
عبدالكريم سروش
مولوی در مثنوی می فرماید:
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
این چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از نگاه مولوی عید وقتی است که قفل زندان می شکند و زندانیان آزاد می شوند. نه فقط زندانیان طبیعت بلکه زندانیان سلطان ، یعنی گناهکاران دربند . ویژگی عید شکستن قفل زندان و شکستن چنگال و دندان این چرخ مردمخوار است . یعنی زندان ستم ، زندان تعلق ، زندان رذیلت ، زندان گناه ، زندان بیگانگی با خود ، زندان تنهایی ، زندان جدایی .
و در عالم طبیعت هم یعنی شکستن زندان زمستان و خزان و گشودن ابروی طبیعت
این بهار نو ز بعد برگریز / هست برهان وجود رستخیز
زندانیان خاک از زمین می گریزند.دانه هایی که در خاک رفته اند کم کم سربر می آورند و سبز می شوند.از همه ی اینها مهمتر،بدن هم از نظر عارفان یک زندان است و عید روح،شکستن زندان بدن است.یعنی سلطه ی روح بر بدن و بیرون آمدن از اسارت تن
یکی تیشه بگیرید پی حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
به همین معناست که در مثنوی می گوید:
مکر آن باشد که زندان حفر کرد
آنکه حفره بست آن مکری است سرد
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
با این معنا مرگ هم عید می شود و مردن هم معنای تازه ای می یابد و به جای آنکه مغلوبیت باشد، غالبیت می شود. لکن نه مرگ طبیعی بلکه مرگ ارادی که عین قربان کردن است و به این معنا، هر عیدی عید قربان است. قربانی کردن خزان نزد بهار، قربانی کردن ظلمت در پیش پای نور و قربانی کردن حقارت پیش پای عظمت
بهترین سرنوشت سایه و ظلمت این است که قربانی نور شود.از این لطیف تر نمی شود گفت که مولانا می گوید:
دشمن خویشیم و یارِ آنکه ما را میکشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا می کشد
زان چنان در پیش او شیرین و خوش جان می دهیم
کان ملک ما را به شهد و شیر و حلوا می کشد
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می کشد
خویش فربه می نماییم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد
قربانی کردن از مشخصات عید است. به همین دلیل نه تنها در عید قربان بلکه در هر عیدی ما باید قربانی داشته باشیم از جمله عید نوروز. کهنه ها را قربانی نوها کنیم، ظلمت ها را قربانی نورها کنیم، کوچکی ها را قربانی عظمت ها کنیم و خشونت ها را لگدمال لطافت ها کنیم
از طرفی اهل ظاهر گمان می کنند که عید حادثه مبارک و تازه ایست که در بیرون وجود آدمی روی می دهد، حادثه ای در جهان روی می دهد، روزی نو می شود، دوره ای به پایان می رسد و برحسب قرارداد آن روز معین، عید نامیده می شود
آدمیان بیش از آنکه رخ دادن حادثه یا روی آوردن نعمتی را ناشی از درون خود بدانند، آنها را متاثر از محیط پیرامون و جهان بیرون می دانند و گویی باید منتظر بمانند تا حادثه ای دررسد و بر آنها تاثیری بگذارد
به تاکید باید گفت که نو شدن عیدانه، به معنای دقیق کلمه در بیرون وجود آدمی روی نمی دهد و تا کسی از درون نو و تازه نشود، دنیای بیرون او هم تازگی نخواهد یافت. نو شدن درونی حاصل فرآیندی طولانی و گاه تلخ است و آنگاه شیرینی هایی که از پس تلخی ها، کامیابی هایی که پس از ناکامی هابرای سالک منتظر پیش می آید، شایسته عید دانستن است
اما کسی که رنجی نمی برد و تلخی ای نمی چشد و به انتظاری نمی نشیند،اگر همه ی عالم را طراوت فراگیرد، ذره ای از آن شادابی به ضمیر وی راه نمی یابد.برای او نعمت های عالم، همواره کهنه است و هرگز رنگ تازگی به خود نمی گیرد درحالیکه همین نعمت ها برای برخی لحظه به لحظه نو می شود
از خدا می خواهیم که سایه ی عید را بر جسم و روح همگان بگستراند و همزمان با طراوت گرفتن خاک، سرزمین دلهای ما را نیز معطر بگرداند…
خسرو سینایی کارگردان سینما بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت
سینایی از جمله آثاری چون جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، گفتگو با سایه، عروس آتش، کوچه پاییز، هیولای درون، زنده باد و تهران امروز را آفرید و نام خود را ماندگار کرد.
جان آگه با #فرهیختگان
سینایی از جمله آثاری چون جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، گفتگو با سایه، عروس آتش، کوچه پاییز، هیولای درون، زنده باد و تهران امروز را آفرید و نام خود را ماندگار کرد.
جان آگه با #فرهیختگان
پاسخ آیتالله العظمی سیستانی به استفتایی درباره مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) در ماه محرم سال ۱۴۴۲ هجری قمری در شرایط بیماری کرونا
بسم الله الرحمن الرحیم
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی (مُدّ ظلّه)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با نزدیک شدن به ماه محرم الحرام و فرا رسیدن سالروز فاجعه کربلا، و با توجه به ادامه وبای کرونا و تأکید مسئولان ذیربط بر ضرورت پرهیز از برپایی تجمّعات بزرگ، بهخصوص در فضاهای سرپوشیده، بسیاری از مؤمنین که تمایل بسیاری به ادامه برپایی مراسم معمول عزاداری دارند، از آنچه سزاوار است نسبت به برگزاری مراسم سوگواری حضرت سید الشهداء (صلوات الله علیه) و خاندان و یاران آن حضرت (علیهم السلام) انجام دهند سؤال میکنند. مستدعی است در این زمینه راهنمایی فرمایید. با تشکر فراوان.
جمعی از مؤمنین – نجف اشرف
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته
برای ابراز غم و اندوه در این مناسبت دردناک، و اظهار همدردی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک آن حضرت در این مصیبت بزرگی که به اسلام و مسلمانان وارد شده است، راههای مختلفی وجود دارد؛ که از جمله، موارد زیر است:
۱ـ افزایش قابل توجه در پخش مستقیم مجالس حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) از طریق شبکههای تلویزیونی و فضاهای اینترنتی؛ برای این منظور شایسته است که مراکز و مؤسسات دینی و فرهنگی، با خطیبان برجسته و مدّاحان توانا هماهنگی به عمل آورند، و نیز مؤمنان را تشویق کنند تا در خانه های خود و جاهایی مانند آن، به برنامههای سخنرانی و مداحی گوش فرا داده و از آنها استفاده کنند.
۲ـ برگزاری مجالس خانگی در ساعتهای معینی از شب یا روز؛ به گونهای که تنها افراد خانواده و کسانی که با ایشان رفتوآمد دارند در آن حضور یابند و به برخی از برنامههای عزاداری، هر چند مجالسی که به صورت مستقیم از شبکههای ماهوارهای یا در فضاهای اینترنتی پخش میشود، گوش بسپارند.
اما در مجالس عمومی، باید همه ضوابط بهداشتی با دقت تمام رعایت گردد؛ بدین معنا که فاصله اجتماعی بین حاضران منظور شود و ماسکهای بهداشتی و دیگر لوازم بازدارنده از گسترش ویروس کرونا مورد استفاده قرار گیرد.
در این مورد همچنین لازم است به تعداد مجاز حاضران برابر با ضوابطی که مقامات ذیربط تعیین می کنند، اکتفا شود، که البته این موضوع با توجه به برگزاری مراسم در فضاهای سرپوشیده یا باز، و بسته به میزان گسترش ویروس در شهرهای مختلف، تفاوت دارد.
۳ـ پخش و توزیع پردامنه نمادهای عاشورایی، و برافراشتن پرچمها و قطعات سیاه رنگ در میدانها و خیابانها و کوچهها و دیگر فضاهای عمومی، با رعایت عدم تعرض به حرمت اموال و املاک خصوصی و مانند آن، و تبعیت از قوانین جاری در کشور. البته مناسب است که در این نمادها، بخشهایی از سخنان حضرت امام حسین (علیه السلام) در نهضت بزرگ اصلاحطلبانه آن حضرت و شاهکارهای اشعار و متون گفتهشده پیرامون فاجعه کربلا آورده شود.
در زمینه خوراکیهای مرسوم به این مناسبت، ضرورت دارد که شرایط بهداشتی لازم در تولید و توزیع آنها مد نظر قرار گیرد؛ هر چند رعایت این مسائل موجب گردد که برای جلوگیری از شلوغی در زمان توزیع، تنها به تهیه غذای خشک و رساندن آن به خانههای مؤمنان بسنده شود.
خداوند همه را در راه احیای این مناسبت مهم و اقامه عزای سرور جوانان بهشتی (صلوات الله و سلامه علیه) برابر با شرایط موجود موفّق بفرماید؛ انه ولیُّ التوفیق.
۹ ذی الحجه ۱۴۴۱ هـ.ق
دفتر آقای سیستانی (مُدّ ظلّه)– نجف اشرف
#فرهیختگان صدای فرزانگان
بسم الله الرحمن الرحیم
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی (مُدّ ظلّه)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با نزدیک شدن به ماه محرم الحرام و فرا رسیدن سالروز فاجعه کربلا، و با توجه به ادامه وبای کرونا و تأکید مسئولان ذیربط بر ضرورت پرهیز از برپایی تجمّعات بزرگ، بهخصوص در فضاهای سرپوشیده، بسیاری از مؤمنین که تمایل بسیاری به ادامه برپایی مراسم معمول عزاداری دارند، از آنچه سزاوار است نسبت به برگزاری مراسم سوگواری حضرت سید الشهداء (صلوات الله علیه) و خاندان و یاران آن حضرت (علیهم السلام) انجام دهند سؤال میکنند. مستدعی است در این زمینه راهنمایی فرمایید. با تشکر فراوان.
جمعی از مؤمنین – نجف اشرف
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته
برای ابراز غم و اندوه در این مناسبت دردناک، و اظهار همدردی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک آن حضرت در این مصیبت بزرگی که به اسلام و مسلمانان وارد شده است، راههای مختلفی وجود دارد؛ که از جمله، موارد زیر است:
۱ـ افزایش قابل توجه در پخش مستقیم مجالس حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) از طریق شبکههای تلویزیونی و فضاهای اینترنتی؛ برای این منظور شایسته است که مراکز و مؤسسات دینی و فرهنگی، با خطیبان برجسته و مدّاحان توانا هماهنگی به عمل آورند، و نیز مؤمنان را تشویق کنند تا در خانه های خود و جاهایی مانند آن، به برنامههای سخنرانی و مداحی گوش فرا داده و از آنها استفاده کنند.
۲ـ برگزاری مجالس خانگی در ساعتهای معینی از شب یا روز؛ به گونهای که تنها افراد خانواده و کسانی که با ایشان رفتوآمد دارند در آن حضور یابند و به برخی از برنامههای عزاداری، هر چند مجالسی که به صورت مستقیم از شبکههای ماهوارهای یا در فضاهای اینترنتی پخش میشود، گوش بسپارند.
اما در مجالس عمومی، باید همه ضوابط بهداشتی با دقت تمام رعایت گردد؛ بدین معنا که فاصله اجتماعی بین حاضران منظور شود و ماسکهای بهداشتی و دیگر لوازم بازدارنده از گسترش ویروس کرونا مورد استفاده قرار گیرد.
در این مورد همچنین لازم است به تعداد مجاز حاضران برابر با ضوابطی که مقامات ذیربط تعیین می کنند، اکتفا شود، که البته این موضوع با توجه به برگزاری مراسم در فضاهای سرپوشیده یا باز، و بسته به میزان گسترش ویروس در شهرهای مختلف، تفاوت دارد.
۳ـ پخش و توزیع پردامنه نمادهای عاشورایی، و برافراشتن پرچمها و قطعات سیاه رنگ در میدانها و خیابانها و کوچهها و دیگر فضاهای عمومی، با رعایت عدم تعرض به حرمت اموال و املاک خصوصی و مانند آن، و تبعیت از قوانین جاری در کشور. البته مناسب است که در این نمادها، بخشهایی از سخنان حضرت امام حسین (علیه السلام) در نهضت بزرگ اصلاحطلبانه آن حضرت و شاهکارهای اشعار و متون گفتهشده پیرامون فاجعه کربلا آورده شود.
در زمینه خوراکیهای مرسوم به این مناسبت، ضرورت دارد که شرایط بهداشتی لازم در تولید و توزیع آنها مد نظر قرار گیرد؛ هر چند رعایت این مسائل موجب گردد که برای جلوگیری از شلوغی در زمان توزیع، تنها به تهیه غذای خشک و رساندن آن به خانههای مؤمنان بسنده شود.
خداوند همه را در راه احیای این مناسبت مهم و اقامه عزای سرور جوانان بهشتی (صلوات الله و سلامه علیه) برابر با شرایط موجود موفّق بفرماید؛ انه ولیُّ التوفیق.
۹ ذی الحجه ۱۴۴۱ هـ.ق
دفتر آقای سیستانی (مُدّ ظلّه)– نجف اشرف
#فرهیختگان صدای فرزانگان
✅ بهترین دفاع؛ صادق ترین تحقیق
احیاگر غدیرـ۱۶| اگر تاریخ، صحیح بیان شود به لشکرکشی خیابانی نیازی نیست
حجتالاسلام داود فیرحی گفت: مطابق نظر علامه امینی، بهترین دفاع، صادقترین تحقیق است. اگر تاریخ صحیح بیان شود، دیگر به لشکرکشی خیابانی احتیاج ندارید....
http://fna.ir/eyei7w
جان آگه با #فرهیختگان
احیاگر غدیرـ۱۶| اگر تاریخ، صحیح بیان شود به لشکرکشی خیابانی نیازی نیست
حجتالاسلام داود فیرحی گفت: مطابق نظر علامه امینی، بهترین دفاع، صادقترین تحقیق است. اگر تاریخ صحیح بیان شود، دیگر به لشکرکشی خیابانی احتیاج ندارید....
http://fna.ir/eyei7w
جان آگه با #فرهیختگان
وقتی فساد تا قله دماوند پیشروی کرده، پیشبینی آینده چندان دشوار نیست.
سعید مدنی در گفتگو با اعتماد
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1460358
جان آگه با #فرهیختگان
سعید مدنی در گفتگو با اعتماد
متن کامل را در لینک زیر بخوانید:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1460358
جان آگه با #فرهیختگان
پایگاه خبری جماران
وقتی فساد تا قله دماوند پیشروی کرده، پیشبینی آینده چندان دشوار نیست
یک پژوهشگر مسائل اجتماعی گفت: وقتی بحران سراسر ساختارهای موجود را فرا گرفته، وقتی فساد تا قله دماوند پیشروی کرده، وقتی فقر و نابرابری رنج و فلاکت را دوچندان کرده و کاهش ارزش پول ملی فقرا را فقیرتر و پولدارها را پولدارتر کرده، وقتی بوی مشمئزکننده تبعیض و…