فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجتماع دسته‌های عزاداری مسلمیه در سه شب گذشته در شهرری علیرغم اعلام لغو مراسم تجربه خوبی بود که نشان دهد رعایت پروتکل‌های بهداشتی در اجرا و در دل میدان چقدر غیرواقع‌بینانه و نشدنی است.
تازه اینجا گوشه‌ای از پایتخت است نه یک منطقه دورافتاده کشور با امکانات به مراتب کمتر و اطلاع‌رسانی به مراتب محدودتر.

20 روز دیگر تا محرم باقی است. فرصت اندکی برای مسئولان کشور و متولیان مجالس مذهبی تا در سیاست غلط برگزاری "پرشور" مجالس و مراسم عزاداری "به هر قیمت" تجدیدنظر کنند.
آخرین فرصت‌ها برای پیشگیری از آنکه (خدای ناکرده) محرم 99 به عنوان تلخترین محرم در تاریخ ثبت شود.

محسن حسام مظاهری



جان آگه با #فرهیختگان
شما نباید یک انسان را با مرگ کیفر دهید، به‌ویژه به خاطر یک حکومت.
—مارتین بوبر

این جمله انسان را در مقابل نهاد می‌نشاند. انسان دست‌پرورده‌ی خداوند است و نهاد دست‌پرورده‌ی انسان. انسان تکرارناپذیر است و نهاد تکرارپذیر. پس انسان نباید به خاطر یک نهاد حقوقی اعدام شود. آدولف آیشمن یکی از فرماندهان بلندپایه‌ی نازی و یکی از آمران هلوکاست بود که پس از جنگ جهانی به برزیل گریخت. سال ۱۹۶۱ موساد و شاباک او را می‌ربایند و به اسرائیل می‌آورند تا محاکمه شود. هدف از محاکمه‌ی علنی و پرطمطراق او فریاد زدن مظلومیت یهودیان و البته محکم کردن ریشه‌های حکومت نوپا و مذهب‌گرای یهودی بود. جمله‌ای که در صدر مطلب خواندید اعتراض مارتین بوبر در نامه‌اش به بن‌گوریون درباره‌ی حکم اعدام آیشمن است که البته هیچ وقت شنیده نشد. ظلم بی‌تردیدی که در دوره‌ی نازی‌ها و در دوردست‌ها یعنی آلمان در حق یهودیان روا داشته شد بهانه‌ی محکمی شد برای خون‌ریزی درون کشور به نام حفظ امنیت. اسرائیل به‌عنوان یک نظام، تا همین امروز به نام امنیت، صاحبان اصلی سرزمینی را که بر آن حکم می‌راند می‌کشد. متفکران اسرائیلی از جمله ایتامار رابینویچ می‌دانند و بارها گفته‌اند که سرسخت‌ترین نیروها برای ویران کردن سرزمین‌ها، اقلیت‌ها هستند. اقلیت‌هایی همچون یهودیان پیشاپیش واجد حس مظلومیتی همواره، خودبرترپنداری الهیاتی و کینه از همگان هستند و اگر به قدرت برسند با تکیه بر الهیات جدابافته‌شان با خاطری آسوده و حتی در عین حس مظلومیت، همه چیز را ویران می‌کنند و هر کسی را از دم تیغ می‌گذرانند. الهیات برای اقلیت‌ها چون هزاران سال با موجودیتشان گره خورده بوده، همواره از انسانیت که هزاران سال سرکوبشان می‌کرده، برتر می‌نشیند و هرگز آمادگی نخواهند داشت از اعتبار الهیات بکاهند و بر اعتبار انسانیت بیافزایند. این درست همان نقطه‌ی حیاتی است که بوبر به عنوان یک الهی‌دان آن را می‌شناسد و بر آن انگشت می‌گذارد. می‌گوید انسان برتر از نظام مبتنی بر الهیات اقلیت است. چون انسان ساخته‌ی خداست و نظام ساخته‌ی انسان./فراموشی

#فرهیختگان صدای فرزانگان
🖇 گام نخست ایدئولوژیکی شدن فهم دینی

📋سبب اين‌كه، تا زماني كه ايران‌شناسان اصطلاحي مانند ناسيوناليسم يا «ملّي‌گرايي» را به مورد تاريخ و تاريخ انديشه در ايران اطلاق كردند، اصطلاح ملّي و ملّي‌گرايي هرگز رواج چنداني در ايران پيدا نكرد اين بود كه ايرانيان از كهن‌ترين ايام شهودي از وضع ملّي خود پيدا كرده بودند و،‌ از آن‌جا كه تا آغاز دوران جديد هنوز آشنايي دقيقي با مفاهيم جديد علوم اجتماعي نداشتند،‌ نمي‌توانستند وضع خود را در قالب مفاهيمي بفهمند كه مضمون آن‌ها براي اينان كمابيش ناشناخته مانده بود. به اين مباحث بازخواهم گشت؛ پيشتر،‌ بايد به دومين دليلي اشاره كنم كه به سبب آن عصر رضا شاه را اوج دورة ناسيوناليسم ايراني خوانده‌اند. واكنش به ايجاد سامان جديد سياسي،‌ به عنوان دستاورد مشروطيت،‌ و تأسيس نهادهاي آن، كه مي‌بايست زمينة حكومت قانون را فراهم آورد،‌ پديدار شدن افراد و سازمان‌هاي اسلام‌خواهي بود كه به تدريج گسترش پيدا كردند. همين واكنش،‌ دهه‌هايي پس از آن،‌ بويژه در دهه‌هاي چهل و پنجاه خورشيدي،‌ به جرياني تنومند تبديل شد و،‌ افزون بر آن،‌ با آل احمد و علي شريعتي،‌ شالوده‌اي «نظري» نيز پيدا كرد. پيشتر نيز با تأسيس دانشگاه تهران،‌ با دانشكده‌هايي كه در آن‌ها علوم انساني و اجتماعي تدريس مي‌شد،‌ دست‌كم،‌ گروه‌هايي از نخبگان ايراني با نظام مفاهيم اين دانش‌ها آشنايي‌هايي به هم رسانده بودند. چنان‌كه در جاي ديگري توضيح داده‌ام،‌ دانشگاه در ايران به ضرورتي،‌ و در خلأ انديشيدن ايراني،‌ تأسيس شد و،‌ در واقع،‌ تاكنون،‌ هنوز به دانشگاه «ايراني» تبديل نشده است. در شرايطي كه «موضوعِ» دانشگاهِ ايرانْ «ايران» نبود،‌ يعني دانشگاه ايران نمي‌توانست نظام علمي ايجاد كند كه بتواند ايران‌ به عنوان «موضوع» علم دانشگاه را توضيح دهد،‌ ايران به عنوان «مضمون» نظام مفاهيمي فهميده و توضيح داده شد كه سنخيتي با مواد تاريخ و تاريخ انديشيدن ايران نداشت. اين بازسازي فكر ديني،‌ در تحول تاريخي نزديك به يك سده،‌ بيش از پيش،‌ در صورت ايدئولوژيكي شدن فهم ديني ممكن شد. اگر از سازمان‌ها و محافل «سياسي»ـ ديني دهة بيست و بعد صرف نظر كنيم مي‌توان گفت كه گام نخستِ اين ايدئولوژيكي شدن فهم ديني با آل احمد برداشته شد كه كوشش مي‌كرد ديانت را به عنوان ابزاري در خدمت سياست قرار دهد،‌ اما با علي شريعتي ديانت در قالب نوعي از ايدئولوژي مترقي‌ـ «ماركسيستي» ريخته شد كه زير رداي «جامعه‌شناسي» استتار كرده و جز ظاهر ديانت چيزي از آن باقي نمانده بود. اين «جامعه‌شناسي»،‌ مانند جامعه‌شناسي‌هايي از سنخ آن‌چه اميرحسين آريانپور در دهة چهل تدارك ديد،‌ به طور عمده ماركسيسمي بود كه به عنوان ايدئولوژي پيكار طبقاتي فراهم آمده بود🖊

سید جواد طباطبایی
ملت، دولت و حکومت قانون،. انتشارت مینوی خرد. ۱۳۹۸


جان آگه با #فرهیختگان
از نظر مولوی تنها عید، عید قربان است
عبدالكريم سروش
مولوی در مثنوی می فرماید:
باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
این چرخ مردمخوار را چنگال و دندان بشکنم
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
از نگاه مولوی عید وقتی است که قفل زندان می شکند و زندانیان آزاد می شوند. نه فقط زندانیان طبیعت بلکه زندانیان سلطان ، یعنی گناهکاران دربند . ویژگی عید شکستن قفل زندان و شکستن چنگال و دندان این چرخ مردمخوار است . یعنی زندان ستم ، زندان تعلق ، زندان رذیلت ، زندان گناه ، زندان بیگانگی با خود ، زندان تنهایی ، زندان جدایی .
و در عالم طبیعت هم یعنی شکستن زندان زمستان و خزان و گشودن ابروی طبیعت
این بهار نو ز بعد برگریز / هست برهان وجود رستخیز
زندانیان خاک از زمین می گریزند.دانه هایی که در خاک رفته اند کم کم سربر می آورند و سبز می شوند.از همه ی اینها مهمتر،بدن هم از نظر عارفان یک زندان است و عید روح،شکستن زندان بدن است.یعنی سلطه ی روح بر بدن و بیرون آمدن از اسارت تن
یکی تیشه بگیرید پی حفره ی زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
به همین معناست که در مثنوی می گوید:
مکر آن باشد که زندان حفر کرد
آنکه حفره بست آن مکری است سرد
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
با این معنا مرگ هم عید می شود و مردن هم معنای تازه ای می یابد و به جای آنکه مغلوبیت باشد، غالبیت می شود. لکن نه مرگ طبیعی بلکه مرگ ارادی که عین قربان کردن است و به این معنا، هر عیدی عید قربان است. قربانی کردن خزان نزد بهار، قربانی کردن ظلمت در پیش پای نور و قربانی کردن حقارت پیش پای عظمت
بهترین سرنوشت سایه و ظلمت این است که قربانی نور شود.از این لطیف تر نمی شود گفت که مولانا می گوید:
دشمن خویشیم و یارِ آنکه ما را میکشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا می کشد
زان چنان در پیش او شیرین و خوش جان می دهیم
کان ملک ما را به شهد و شیر و حلوا می کشد
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می کشد
خویش فربه می نماییم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد
قربانی کردن از مشخصات عید است. به همین دلیل نه تنها در عید قربان بلکه در هر عیدی ما باید قربانی داشته باشیم از جمله عید نوروز. کهنه ها را قربانی نوها کنیم، ظلمت ها را قربانی نورها کنیم، کوچکی ها را قربانی عظمت ها کنیم و خشونت ها را لگدمال لطافت ها کنیم
از طرفی اهل ظاهر گمان می کنند که عید حادثه مبارک و تازه ایست که در بیرون وجود آدمی روی می دهد، حادثه ای در جهان روی می دهد، روزی نو می شود، دوره ای به پایان می رسد و برحسب قرارداد آن روز معین، عید نامیده می شود
آدمیان بیش از آنکه رخ دادن حادثه یا روی آوردن نعمتی را ناشی از درون خود بدانند، آنها را متاثر از محیط پیرامون و جهان بیرون می دانند و گویی باید منتظر بمانند تا حادثه ای دررسد و بر آنها تاثیری بگذارد
به تاکید باید گفت که نو شدن عیدانه، به معنای دقیق کلمه در بیرون وجود آدمی روی نمی دهد و تا کسی از درون نو و تازه نشود، دنیای بیرون او هم تازگی نخواهد یافت. نو شدن درونی حاصل فرآیندی طولانی و گاه تلخ است و آنگاه شیرینی هایی که از پس تلخی ها، کامیابی هایی که پس از ناکامی هابرای سالک منتظر پیش می آید، شایسته عید دانستن است
اما کسی که رنجی نمی برد و تلخی ای نمی چشد و به انتظاری نمی نشیند،اگر همه ی عالم را طراوت فراگیرد، ذره ای از آن شادابی به ضمیر وی راه نمی یابد.برای او نعمت های عالم، همواره کهنه است و هرگز رنگ تازگی به خود نمی گیرد درحالیکه همین نعمت ها برای برخی لحظه به لحظه نو می شود
از خدا می خواهیم که سایه ی عید را بر جسم و روح همگان بگستراند و همزمان با طراوت گرفتن خاک، سرزمین دلهای ما را نیز معطر بگرداند…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"تجسم یک قرن" صد سال هنرهای تجسمی ایران.


سهراب سپهری



جان آگه با #فرهیختگان
خسرو سینایی کارگردان سینما بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت

سینایی از جمله آثاری چون جزیره رنگین، کویر خون، مثل یک قصه، گفتگو با سایه، عروس آتش، کوچه پاییز، هیولای درون، زنده باد و تهران امروز را آفرید و نام خود را ماندگار کرد.


جان آگه با #فرهیختگان
پاسخ آیت‌الله العظمی سیستانی به استفتایی درباره مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) در ماه محرم سال ۱۴۴۲ هجری قمری در شرایط بیماری کرونا

بسم الله الرحمن الرحیم
مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی (مُدّ ظلّه)
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
با نزدیک شدن به ماه محرم الحرام و فرا رسیدن سالروز فاجعه کربلا، و با توجه به ادامه وبای کرونا و تأکید مسئولان ذی‌ربط بر ضرورت پرهیز از برپایی تجمّعات بزرگ، به‌خصوص در فضاهای سرپوشیده، بسیاری از مؤمنین که تمایل بسیاری به ادامه برپایی مراسم معمول عزاداری دارند، از آنچه سزاوار است نسبت به برگزاری مراسم سوگواری حضرت سید الشهداء (صلوات الله علیه) و خاندان و یاران آن حضرت (علیهم السلام) انجام دهند سؤال می‌کنند. مستدعی است در این زمینه راهنمایی فرمایید. با تشکر فراوان.
جمعی از مؤمنین – نجف اشرف

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته
برای ابراز غم و اندوه در این مناسبت دردناک، و اظهار همدردی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک آن حضرت در این مصیبت بزرگی که به اسلام و مسلمانان وارد شده است، راه‌های مختلفی وجود دارد؛ که از جمله، موارد زیر است:
۱ـ افزایش قابل توجه در پخش مستقیم مجالس حضرت ابا عبد الله (علیه السلام) از طریق شبکه‌های تلویزیونی و فضاهای اینترنتی؛ برای این منظور شایسته است که مراکز و مؤسسات دینی و فرهنگی، با خطیبان برجسته و مدّاحان توانا هماهنگی به عمل آورند، و نیز مؤمنان را تشویق کنند تا در خانه های خود و جاهایی مانند آن، به برنامه‌های سخنرانی و مداحی گوش فرا داده و از آنها استفاده کنند.
۲ـ برگزاری مجالس خانگی در ساعت‌های معینی از شب یا روز؛ به گونه‌ای که تنها افراد خانواده و کسانی که با ایشان رفت‌وآمد دارند در آن حضور یابند و به برخی از برنامه‌های عزاداری، هر چند مجالسی که به صورت مستقیم از شبکه‌های ماهواره‌ای یا در فضاهای اینترنتی پخش می‌شود، گوش بسپارند.
اما در مجالس عمومی، باید همه ضوابط بهداشتی با دقت تمام رعایت گردد؛ بدین معنا که فاصله اجتماعی بین حاضران منظور شود و ماسک‌های بهداشتی و دیگر لوازم بازدارنده از گسترش ویروس کرونا مورد استفاده قرار گیرد.
در این مورد همچنین لازم است به تعداد مجاز حاضران برابر با ضوابطی که مقامات ذی‌ربط تعیین می کنند، اکتفا شود، که البته این موضوع با توجه به برگزاری مراسم در فضاهای سرپوشیده یا باز، و بسته به میزان گسترش ویروس در شهرهای مختلف، تفاوت دارد.
۳ـ پخش و توزیع پردامنه نمادهای عاشورایی، و برافراشتن پرچم‌ها و قطعات سیاه رنگ در میدان‌ها و خیابان‌ها و کوچه‌ها و دیگر فضاهای عمومی، با رعایت عدم تعرض به حرمت اموال و املاک خصوصی و مانند آن، و تبعیت از قوانین جاری در کشور. البته مناسب است که در این نمادها، بخش‌هایی از سخنان حضرت امام حسین (علیه السلام) در نهضت بزرگ اصلاح‌طلبانه آن حضرت و شاهکارهای اشعار و متون گفته‌شده پیرامون فاجعه کربلا آورده شود.
در زمینه خوراکی‌های مرسوم به این مناسبت، ضرورت دارد که شرایط بهداشتی لازم در تولید و توزیع آنها مد نظر قرار گیرد؛ هر چند رعایت این مسائل موجب گردد که برای جلوگیری از شلوغی در زمان توزیع، تنها به تهیه غذای خشک و رساندن آن به خانه‌های مؤمنان بسنده شود.
خداوند همه را در راه احیای این مناسبت مهم و اقامه عزای سرور جوانان بهشتی (صلوات الله و سلامه علیه) برابر با شرایط موجود موفّق بفرماید؛ انه ولیُّ التوفیق.
۹ ذی الحجه ۱۴۴۱ هـ.ق
دفتر آقای سیستانی (مُدّ ظلّه)– نجف اشرف


#فرهیختگان صدای فرزانگان
✅ بهترین دفاع؛ صادق ترین تحقیق

احیاگر غدیرـ۱۶| اگر تاریخ، صحیح بیان شود به لشکرکشی خیابانی نیازی نیست
حجت‌الاسلام داود فیرحی گفت: مطابق نظر علامه امینی، بهترین دفاع، صادق‌ترین تحقیق است. اگر تاریخ صحیح بیان شود، دیگر به لشکرکشی خیابانی احتیاج ندارید....

http://fna.ir/eyei7w

جان آگه با #فرهیختگان
فرهیختگان pinned «پاسخ آیت‌الله العظمی سیستانی به استفتایی درباره مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) در ماه محرم سال ۱۴۴۲ هجری قمری در شرایط بیماری کرونا بسم الله الرحمن الرحیم مرجع عالیقدر حضرت آیت الله سیستانی (مُدّ ظلّه) السلام علیکم و رحمة الله و برکاته با نزدیک…»
طنز الهیاتی و اعتراض الهیاتی

سروش دباغ
۱۱ مرداد ۱۳۹۹

پس از انتشار مقاله «الهیات سینوی، طنز الهیاتی و معضل شرّ»، سؤالات و ملاحظات متعددی دریافت کردم؛ ازاین‌رو بر آن شدم تا جهت ایضاح بیشتر، نوشتاری تکمیلی در این باب به رشته تحریر درآورم.

در سه جستار «می‌شود به سراغ “خدا” رفت»، «بحران کرونا، مسئله شر و فلسفه اسلامی» و «الهیات سینوی، طنز الهیاتی و معضل شرّ»، جهت مواجهه جامع‌الاطراف با مسئله شرّ، سویه منطقی- معرفتی آن از سویه اگزیستانسیل تفکیک شده است. عموم الهی‌دانان سنتی، برای پرداختن به مسئله، از الهیات ایجابیِ متعارف بهره برده‌اند. افزون بر این، الهیات تنزیهیِ مبتنی بر آراء عرفای مسلمان که تلقیِ تنزیهی- سلبی از ساحت قدسی دارد و خداوند را بی‌رنگ و بی‌صورت و فوق مقوله می‌انگارد؛ به نحو دیگری مسئله شرّ را توضیح داده است.

پیوند به این مقاله در سایت دین‌آنلاین



جان آگه با #فرهیختگان
«فقه گفت‌وگو» کو؟

حامد صفایی‌پور

اگر به زبان دینی، شایسته است که «مومن «دقیق النظر» (/ریزبین) باشد؛ جز به استواری سخن نگوید؛ بر ظن و گمانه‌زنی‌های بی‌وجه خود دامن نزند؛ در جبهه‌گیری‌ها جانب پارسایی(/تقوا) و بی‌طرفی(/انصاف) را فرو نگذارد؛ «گوش» باشد، بیش از آنکه «زبان» باشد و برای فهم و عمل به بهترین‌ها مجاهدت کند؛ کلامش متین، نرم و دلیل¬مند باشد؛ با هر تصمیم تفکر نماید و در عاقبت هر عمل اندیشه کند؛ ژرف‌اندیش باشد و ظواهر امور فریبش ندهد. از ریشه‌یابی(/تفقه) در امور بازنایستد؛ دانش‌های اکتسابی(علم المسموع) را بی‌بهره از دانش‌های طبیعی و سرشتین(علم المطبوع) فرانگیرد؛ بررسی گوینده (من قال) را بر گفته (ما قال) برتری ندهد؛ حق را از اهل باطل پذیرفته و باطل را از اهل حق نپذیرد و به باطل، لباس حق نپوشاند و در نهایت، آشکارا، حق را آشکار کند، آن¬گاه لازم نیست این آموزه‌ها ترجمانی فقاهتی داشته باشد؟ آیا لوازمِ فقهی این آموزه‌های دینی، این «بایدها» و «نبایدها» وجود دارد؟


اگر ساختار پرداخت ما به موضوعات فقهی متقارن و به‌روز بود آن‌گاه انتظار می‌رفت چیزی بیش از چند برابر احکام فقهی موضوعاتی همچون «ارث» و «مطهرات» درباره «#گفتگو » و «بیان» می‌داشتیم. «چند برابر» را از این جهت می‌گویم که برای نمونه در آیۀ «یا ایها الذین آمنوا تقوالله و قولوا قولا سدیدا»، امرِ روشنِ صریحی دربارۀ «سِدادِ گفتار» وجود دارد. یا در آیاتی دیگر، «مُرجفین» -به معنای افرادی با قول لرزان- مورد ملامت قرار گرفته اند. «بیان»، همچون فکر و نیت، از مقوله افعال باطنی نیست تا موضوعِ احکام فقهی نباشد، و از این¬رو می‌توان به صراحت گفت که به نظر می‌رسد بسط فقهی درباره مقولات همچون «گفت‌و‌گو» و «بیان» یا از اساس صورت نگرفته یا به قاعده نیست.


«تفکر نقادانه» تبیین و ترویج‌کننده‌ی امروزین معیارهای رو‌ش‌شناختی و استانداردهای سنجشگرانه اندیشیدن است. تفکر نقادانه دربردارنده شماری «آمادگی‌ها» دانش‌ها و مهارت‌ها»ست که شخص را در بررسی ریزبینانۀ باورها، گفته‌ها و شنیده‌ها ورزیده می‌کند. چنین فردی سنجیده‌تر فکر می‌کند و برای نمونه، مهارت در خوری در بررسی ادّعاها، کشفِ پیش‌فرض‌ها و شفافسازی مفاهیم دارد. تفکر نقادانه مهارت‌های شخص را در توجه به مواردی از قبیل #وضوح، #درستی، #دقت، #عمق، #ربط داشتن، #اهمیت موضوع و .... برمی‌انگیزد تا فرد این استانداردها و ابزارها را درباره چگونگی اندیشیدنش به کار گیرد. منبع معرفت شناختی تولید و بسط تفکر نقادانه عقلی-تجربی است و از اینرو از نظر نگارنده اگر دانش‌های عقلی و تجربی در عقل فقاهتی اعتبار و حجیتی دارند، آن‌گاه می‌توان –دست کم به عنوان یک چارچوبۀ اولیه- از آن‌ها به عنوان گامی به سوی تدوین « فقه گفت‌وگو» استفاده کرد. در نظر نگارنده حکم نهایی در این موضوع وابسته به بررسی این سه »اگر-آنگاه» مطرح شده است.


جان آگه با #فرهیختگان
68 سالگي استاد جمشيد كيان.pdf
235.3 KB
۶۸ سالگی استاد جمشید کیان فر

تازه ترین یادداشت هفتگی من در روزنامه اعتماد، یادداشت کوتاه و ناقصی است به افتخار استاد جمشید کیان فر، به مناسبت شصت و هشتمین سالروز تولد ایشان.
کمترین ادای دینی است به دانش و مرام و شرافت ایشان.
این مجموعه یادداشتهای هفتگی، معمولا پنجشنبه ها و با عنوان مشترک «تا چه شود به عاقبت» منتشر می شود که تعبیری از سعدی است.

مجید تفرشی



جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلامی از امام حسین(ع) که به گمان من متضمن نکته‌ی حکیمانه‌ی فوق‌العاده مغتنمی است که برای همه‌ی ما باید آموزنده باشد و گوشواره‌ی گوش خرد ما باشد،نقل شده است که امام(ع) در روز عاشورا وقتی که دشمنان به حرم و خانواده‌ی ایشان حمله کردند،این جمله را گفتند: «اگر دین ندارید؛آزاده باشید»

روضه‌خوان‌ها معمولا این جمله را این چنین ترجمه می‌کنند:
اگر دین ندارید «لااقل» آزاده باشید.

ولی در کلام امام حسین «لااقل» نیامده است و این کلمه را آوردن،لطف و حسن و عمق این جمله را کاملاً می‌گیرد.
در واقع در کلام امام،یک معادله‌ی بسیار مهمی برقرار شده است؛گویا آزاده بودن،عدل دینی بودن است.
اگر کسی «آزاده» بود درست شبیه این است که کسی دیندار است.

از یک «دیندار»،انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده نباشد دیندار نیست؛
از یک «انسان»،ولو اینکه در حوزه‌‌ای از حوزه‌های دینی قرار ندارد،انتظار می‌رود که آزاده باشد و اگر آزاده بود ولو دینی هم نداشته باشد و به گوش او نخورده باشد،همچنان یک انسانِ شریف و مقبول درگاه خداوند است.
این اصل،اساس و گوهر اندیشه‌ی اخلاقی‌ست که آدمی باید آزاده باشد.




عبدالکریم سروش


جان آگه با #فرهیختگان
شهید شدن علم تاریخ
امروز متن خوبی از آقای صلاح الدین خدیو در باره گزارش من و تو از تاریخ دوره پهلوی و این بار در باره سفر شاه به آلمان دیدم. عالی بود. خلاصه اش این بود که این سفر بسیار بد را چنان عالی جلوه داده و تحریف کرده است که واقعا اسباب شگفتی است. آخرش هم این نکته را نوشته است: در پایان باید گفت جسارت و ریسک شبکه من و تو، در بازگویی وارونه یکی از بدنام ترین سفرهای خارجی شاه و روایت آن بعنوان حدیث محبوبیت و مقبولیت وی، بیانگر خلاء ناشی از فقدان یک جریان تاریخ نگاری مستند و بیطرفانه و سردمداری دیدگاه های سپید و سیاه در این زمینه است. امری که دستکم برای نسل های پس از انقلاب موجب امتناع تاریخ اندیشی شده است.
ارزیابی ایشان را از تاریخ نویسی مربوط به دوره پهلوی در سالهای پس از انقلاب به مقدار زیادی درست می دانم. مدتی قبل، روزنامه اعتماد از من پرسید که چرا برخی از کتابهای تاریخی، هیچ توجهی را جلب نمی کند، آما برخی از آثار نویسندگانی مانند آقای آبراهامیان حتی به عنوان متن های امتحانی برای دوره های ارشد و دکتری معرفی می شود. من آنجا توضیحاتی دادم و گفتم که مشکل سر نگاشته های متعصبانه است که کاری به کشف حقیقت ندارند و از هر شاهد ریز و درشتی برای نابود کردن دیگران استفاده می کنند.
اگر از برخی از دوستان ما بپرسید، می گویند، سبب توجه به برخی از کتابها، ناشی از یک توطئه است که کسانی می خواهند آن افکار را ترویج کنند.
البته، شاید آدم های پژوهشگر هم که کارهای جدی می کنند، بسیاری از کارهای بیرون از ایران را نپسندند و دست کم بسیاری را از لحاظ اسناد و مدارک ضعیف بدانند.
اما یک مشکل هست که سبب شده تا تاریخ نویسی مربوط به دوره پهلوی به این نقطه برسد. این مشکل، سیاه و سپید دیدن همه مسائل مربوط به آن دوره است، امری که سبب شده است همه آنچه متعلق به آن دوره تاریخی است، سیاه تبیین و تفسیر شود.
یک مشکل دیگر، مسائل سیاسی جاری روز و کار سیاسی شبکه ها و استفاده از آن است، مردم به دلایلی روزگار سختی را می گذرانند، و راه حل ساده این است که فکر کنند، روزگاری همه چیز آنها گل و بلبل بوده و حالا از دست رفته است.
طبیعی است که برخی از تحقیقات در داخل و خارج، با حمایت های مالی دنبال می شود و انگیزه های سیاسی دارد. تحقیقی که با این پشتوانه های مالی دنبال شود، طبعا بدون اعتبار است و تا وقتی که زور تبلیغ پشت آنهاست، و توزیع می شود اثر می گذارد. البته برخی همین را می خواهند، کاری هم به شفافیت ندارند. در واقع تاریخ سازی می کنند، نه تاریخ خوانی و تاریخ دانی.
در باره عوامل این مسأله بیش از اینها می شود گفت. این چند مرکزی که در اینجا کار تاریخ نویسی آن دوره را می کنند، اکثرا وابسته به نهاد های رسمی هستند و طبیعی است که کارشان استوار کردن مواضع باشد، تا روشن کردن حقایق. یک مرکز، همه وابستگان به آن رژیم را فراماسونر می داند، دیگری غالب آنها را بهایی می شمرد، و سومی حتی، برای تاریخ نویسی دوره معاصر هم، آدم هایی مثل هاشمی رفسنجانی را بدتر از شاه معرفی می کند. غالب اینها مراکز رسمی تاریخ نگاری ما هستند که با بودجه خاص، بیشتر کار سیاسی برای استوار کردن مواضع می کنند اما عنوان تاریخ را یدک می کشند.
حقیقت این اقدامات، نمونه ای است که نشان می دهد، ما علمی نیستیم و هدفی جز ساختن علم سیاسی یا علم دینی یا تحقیق خط دار و جهت دار نداریم. این روش راه به جایی نمی برد، مگر آن که زورش پرزور باشد، مگر آن که با تبلیغ برای سالیانی جا بیفتد.
حالا که روزهای سالگرد مشروطه است می شود گفت، آنچه در باره نوشته ایم و گفته ایم، با یک تحول سیاسی، بر باد می رود. ممکن است بگویند، برود، و راست هم می گویند، بالاخره نسل بعدی دوباره این ها را باور می کند. اما دست کم به نظر من، اینها نشان از آن دارد که هدف ما روشن کردن تاریخ نیست، استوار کردن مواضع فکری خودمان به عنوان یک حزب سیاسی است. با سقوط این احزاب به هر شکل آن افکار هم از بین می رود، هر چند ممکن است یک اقلیتی برای همیشه وفادار به این مطالب باشند.
مهم «علم تاریخ» است که شهید می شود.
در باره توانایی های این مراکز هم، صرف نظر از پژوهش که غالب اوقات کودکانه انجام می شود، مطلب زیاد است. چنان که اشاره کردم، مخاطبان اینها، یک گروه خاص هستند که تنها به فکر تغذیه فکری مخاطبان خود هستند، و با باقی مردم کاری ندارند.
اگر به وضع نرسیم، به تدریج اوضاع در باره قضاوت های تاریخی مربوط به گذشته از این هم که هست، بدتر می شود، زیرا مخالفان هم امروزه، با روش های بسیار متفاوتی در این زمینه فعال شده اند و رقابت جدی تر شده است.


رسول جعفریان


جان آگه با #فرهیختگان
بورگن هابر ماس فیلسوف آلمانی از چگونگی در افتادن با کرونا سخن‌می گوید

✅یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهم‌ترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب می‌شود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را می‌شکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید می‌کند.

✅روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس می‌پرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما می‌آموزد؟ هابرماس پاسخ می‌دهد: "از نظر فلسفی، می‌بینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...

✅هابرماس تأکید می‌کند که دولت‌ها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمی‌دانند. دولت‌ها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروس‌شناس که به آنها مشاوره می‌دهند دانسته‌های محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانسته‌های محدود تصمیم‌گیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی می‌بینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیم‌گیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام می‌شود. به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کم‌سابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".

✅چالش‌های اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد می‌کند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار می‌شوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور می‌شوند که به بیمار جوان‌تر الویت بدهند. هابر ماس می‌افزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود می‌گذرد – که این رفتاری تحسین‌آمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه می‌تواند زندگی یک انسان را ارزش‌گذاری کند؟"

✅هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، می‌گوید که در این نوع داوری یا ارزش‌گذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید می‌کند که در "شرایط فاجعه‌بار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفه‌ای و علمی تصمیم بگیرد.

✅بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز می‌اندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی می‌بیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و به‌راه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستان‌ها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس می‌گوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیان‌های اقتصادی و اجتماعی فکر می‌کنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که می‌تواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایده‌گرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".

✅پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟

✅اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راه‌حل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکننده‌تر و یا بدهی‌های بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینه‌های کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفت‌های دولت آلمان با این صندوق انتقاد می‌کند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه می‌کند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.

✅هابرماس می‌گوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کرده‌اند. هابرماس تأسف می‌خورد که نگرش‌های ناسیونالیستی و خودخواهی‌های ملی‌گرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپایی‌ها می‌شود. او می‌گوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".

✅هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار می‌ورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که می‌تواند ما را از این بن‌بست پسادموکراسی برهاند"./شرق دور


جان آگه با #فرهیختگان
همراهان عزیز

اخبار رسیده از مناطق مختلف ایران حکایت از خطر جدی کرونا و تلفات مصیبت بار دارد. بخش مهمی از میهن عزیز ما در وضعیت قرمز و جان بسیاری از مردم در معرض ابتلا و نابودی است. کادرهای فداکار درمانی هم محدود و هم خسته‌اند.
#فرهیختگان به سهم خود از شما عزیزان همراه میخواهد با انتشار این هشدار، هموطنان را نسبت به جدی گرفتن خطر، ماندن در خانه، پرهیز از اجتماع، زدن ماسک و شستن دستها، تشویق کنید.
برای پیشگیری از ابتلای گروهی و فاجعه کشتار، مراقبت همگانی و مسئولانه کنیم. خطر نزدیک و درکمین است، جدی بگیریم.

#فرهیختگان، نگران و در کنار شماست.
انتقادها به ترجمه قرآن فولادوند

به بهانه 15 مرداد ماه؛ سالروز درگذشت محمدمهدی فولادوند

راوی دین: مرحوم استاد دکتر محمدمهدی فولادوند (1387-1299) هرچند از مهم‌ترین مترجمان قرآن در دوره معاصر است، ولی ترجمه‌ او نیز با برخی نکته‌بینی‌ها و نقدها مواجه بوده است.

مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر احمد احمدی نقدی به برخی از ترجمه‌های فارسی از قرآن کرده بود. او در حین این نقد، به ترجمه‌ فولادوند هم اشاره کرده و برخی از تعابیر وی را به نقد کشید. دکتر احمدی با مبنا قرار دادن تفسیر المیزان گفته بود که «پیداست که مترجمان محترم حتی یک بار هم به تفسیر معتبر المیزان مراجعه نکرده‌اند و گرنه چنین ترجمه بی‌اساس و گمراه‌کننده‌ای را انتخاب نمی‌کردند». (بلای تقلید در ترجمه قرآن کریم، مجله بینات، ش 13).

دکتر احمدی در حالی فولادوند و برخی دیگر از مترجمان قرآن را با ایراد نادیده گرفتن تفسیر المیزان نکوهش می‌کرد که فولادوند گفته بود: «من اکثر کارهایی را که در زمینه‌ ترجمه قرآن شده است، دیده‌ام و با توجه به تجربه‌ای که در فن ترجمه داشتم، سعی کردم اشتباهات دیگران را تکرار نکنم. غیر از ترجمه به تفسیرهای زیادی مراجعه کردم؛ از تفسیرهای علمی قرآن گرفته تا تفسیرهای متصوفه. غیر از مقایسه ترجمه‌ها، من بعد از اینکه ترجمه خودم را می‌نوشتم خیلی در پس و پیش کردن کلمات زحمت کشیدم» (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج1، صص، 556-557).

مسعود انصاری نیز از دیگر پژوهشگرانی بود که به نقد ترجمه‌ فولادوند پرداخت. او گفته بود که مجموعه یادداشت‌های انتقادی‌اش از ترجمه فولادوند از سوره بقره بیش از صد مورد است. به عنوان نمونه در آیه هفتم سوره بقره «عذاب عظیم» به عذابی دردناک ترجمه شده است که بدیهی است خطاست و معنای عظیم، سترگ و سهمگین و بزرگ است نه دردناک. انصاری اما گفته بود که وقتی خوانندگان با اشکالات یک ترجمه روبه‌رو می‌شوند می‌پندارند که این ترجمه از ارزش ساقط است، بلکه برعکس بر گرانقدری آن ترجمه دلالت دارد که نظر دانشوران را جلب کرده تا اشکالات احتمالی‌اش را برطرف سازند (نگاهی به ترجمه قرآن کریم از استاد محمد مهدی فولادوند، بینات، شماره 11).

حجت‌الاسلام محمدعلی کوشا هم در مقاله‌ای با ذکر نزدیک به شصت اشکال، به نقد برخی از تعابیر در ترجمه فولادوند پرداخته بود. وی البته این اشکالات را تَرک اولی در ترجمه فولادوند خوانده بود (نقدی بر ترجمه استاد محمدمهدی فولادوند از قرآن کریم، ترجمان وحی، سال سوم، شماره اول).

استاد محمدمهدی فولادوند علاوه بر قرآن، به ترجمه نهج‌البلاغه، صحیفه‌ سجادیه، «اقتصادنا»ی شهید صدر، «المنقذ من الضلال» غزالی و برخی دیگر آثار در فرهنگ اسلامی اقدام کرد. وی که استاد الهیات دانشگاه تهران و نواده دختری آیت‌الله سید محسن عراقی (اراکی) از علمای بزرگ اراک در اواخر دوره قاجار بود، دعای کمیل را هم به زبان فرانسوی برگرداند. او با این آثار خود، یکی از اثرگذارترین اصحاب فرهنگ اسلام و ایران محسوب می‌شود. وی به فارسی و فرانسوی شعر می‌سرود.



جان آگه با #فرهیختگان