خیلی هم مثبت فکر نکنید
ترجمان علوم انسانی
خیلی هم مثبت فکر نکنید
اگر دوستِ صمیمیتان یا یکی از اعضای خانوادهتان گرفتار افسردگی و ناامیدی شده باشد، چه کار میتوانید بکنید؟ احتمالاً همان دم شروع میکنیم به دلداریدادن که «غصه نخور» و «همهچیز درست خواهد شد» و «نیمۀ پر لیوان را ببین». این حرفها در کوتاهمدت بد نیستند. اما تحقیقاتِ مفصل گروهی از روانشناسان دانشگاه نیویورک نشان میدهد که «مثبتاندیشی» در طولانیمدت، معمولاً تأثیرات وخیمی بر عملکرد انسانها میگذارد.
📍این مطلب دربارهٔ جدیدترین کتاب انتشارات ترجمان، «مثبت فکر نکنید»، است. در این نوشتار گابريله اوتينگن، استاد روانشناسی دانشگاه نیویورک، ایدهٔ کتابش را توضیح میدهد.
لینک خرید کتاب:
https://cutt.ly/adOx5NH
#فرهیختگان صدای فرزانگان
اگر دوستِ صمیمیتان یا یکی از اعضای خانوادهتان گرفتار افسردگی و ناامیدی شده باشد، چه کار میتوانید بکنید؟ احتمالاً همان دم شروع میکنیم به دلداریدادن که «غصه نخور» و «همهچیز درست خواهد شد» و «نیمۀ پر لیوان را ببین». این حرفها در کوتاهمدت بد نیستند. اما تحقیقاتِ مفصل گروهی از روانشناسان دانشگاه نیویورک نشان میدهد که «مثبتاندیشی» در طولانیمدت، معمولاً تأثیرات وخیمی بر عملکرد انسانها میگذارد.
📍این مطلب دربارهٔ جدیدترین کتاب انتشارات ترجمان، «مثبت فکر نکنید»، است. در این نوشتار گابريله اوتينگن، استاد روانشناسی دانشگاه نیویورک، ایدهٔ کتابش را توضیح میدهد.
لینک خرید کتاب:
https://cutt.ly/adOx5NH
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔵 نقد یک توصیه: "قضاوت کردنِ دیگران" آیا کرداری قبیح است؟
از سوی بسیاری، بارها و بارها شنیدهایم که میگویند: "دیگران را قضاوت نکنید".
❓ توصیه میکنند دیگران را قضاوت نکنید. اما آیا تا کنون به این توصیهی به ظاهر صواب، اندیشیدهایم؟ آیا معنا و ابعاد آن را کاوش کردهایم و آیا از خود پرسیدهایم که چرا قضاوت کردنِ دیگران کاری غیر اخلاقی است؟ و اساسا چرا باید داوری و قضاوت کردن رفتار دیگران کاری قبیح و ناشایست تلقی شود؟
✅ آن هنگام که به وجوه این توصیه، دقت کنیم درمییابیم که "دیگران را قضاوت نکنید":
اولا ، سه ابهام دارد. یعنی روشن نیست این توصیه دقیقا ناظر به چیست. زیرا، قضاوت و داوری، انواعی دارد. کدام یکی از اصناف قضاوت امری قبیح و نکوهش شدنی است؟
ثانیا، این توصیه، اگر جدیاش بگیریم، و به ویژه اگر به نحو افراطی مد نظر قرار گیرد، به نتایج منفی منجر میشود. "فرسودگی اخلاق" و "بیتفاوتی"از آثار منفی این توصیه است.
مهارت و انصاف در قضاوت، این همان کاری است که باید بیاموزیم
⬇️ در فایل پیوست تلاش کردهام:
۱. ابهام و اشکال این توصیه را مطرح کنم
۲. انواع و اصناف داوری و قضاوت را معرفی نمایم
۳. و در نهایت به جای توصیه به قضاوت نکردن، راههای بدیل را نیز شرح دهم
علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۵/۱۸
خردمنتقد
جان آگه با #فرهیختگان
از سوی بسیاری، بارها و بارها شنیدهایم که میگویند: "دیگران را قضاوت نکنید".
❓ توصیه میکنند دیگران را قضاوت نکنید. اما آیا تا کنون به این توصیهی به ظاهر صواب، اندیشیدهایم؟ آیا معنا و ابعاد آن را کاوش کردهایم و آیا از خود پرسیدهایم که چرا قضاوت کردنِ دیگران کاری غیر اخلاقی است؟ و اساسا چرا باید داوری و قضاوت کردن رفتار دیگران کاری قبیح و ناشایست تلقی شود؟
✅ آن هنگام که به وجوه این توصیه، دقت کنیم درمییابیم که "دیگران را قضاوت نکنید":
اولا ، سه ابهام دارد. یعنی روشن نیست این توصیه دقیقا ناظر به چیست. زیرا، قضاوت و داوری، انواعی دارد. کدام یکی از اصناف قضاوت امری قبیح و نکوهش شدنی است؟
ثانیا، این توصیه، اگر جدیاش بگیریم، و به ویژه اگر به نحو افراطی مد نظر قرار گیرد، به نتایج منفی منجر میشود. "فرسودگی اخلاق" و "بیتفاوتی"از آثار منفی این توصیه است.
مهارت و انصاف در قضاوت، این همان کاری است که باید بیاموزیم
⬇️ در فایل پیوست تلاش کردهام:
۱. ابهام و اشکال این توصیه را مطرح کنم
۲. انواع و اصناف داوری و قضاوت را معرفی نمایم
۳. و در نهایت به جای توصیه به قضاوت نکردن، راههای بدیل را نیز شرح دهم
علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۵/۱۸
خردمنتقد
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
attach 📎
من منتقد دیدگاههای سیاسی میرحسینام و نگرش او را برای بهبود سپهر سیاسی و اجتماعی این مرز و و بوم "کافی" نمیدانم. البته ممکن است که او اکنون در تنهاییهای تحمیل شدهی خویش، چند گام بلند دیگری برداشته و از برخی مواضع فکریاش، عدول کرده و فراتر رفته باشد.
تا اینجایش چندان مهم نیست که هر کسی را دیدگاهی است و اصطلاحی.
اما من، شیفتهی آزادگی و پایمردی او و همسر در بند او، و همچنین مهدی کروبی نیز هستم.
واقعا جای تحسین و شیفتگی دارد که در هنگامه کهن سالی -که گذرگاه عافیت بس تنگتر است- چنین استوار ماند و پایید!
این تصویر را که دیدم، بغض ام در گلو شکست و با خود به آرامی نجوا کردم که گویا تصویر بر خیل خواب زدگان ما با طنینی حزین، ندا سر میدهد که:
"اختر به سحر شمرده یاد آر."
در برخی تحلیلهای اهل خرد از تاریخ معاصر ایران، آورده شده است که #محمدرضا_پهلوی ، وقتی #محمد_مصدق را به قلعه احمدآباد تبعید کرد و موجب شد که مصدق تا آخر عمر در آن تبعید و حصر بماند تا بمیرد، این کار شاه و مرگ تلخ مصدق در آن حصار، باعث شکسته شدن دل و روح و غرور ملی کثیری از ایرانیان شد ؛ که شاه نهایتا تتمه آن را در سال ۵۷ دید. ای کاش تلخی دیگری اینچنین، بر دل و روح زجر کشیده این مردم روا ندارند و از تاریخ، درس آموزی کنند و این جرثومه زخم زننده حصر را، بشکنند تا بیش از این، روح دوستداران حصرشدگان زخمی و رنجه نشود.
امین جباری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تا اینجایش چندان مهم نیست که هر کسی را دیدگاهی است و اصطلاحی.
اما من، شیفتهی آزادگی و پایمردی او و همسر در بند او، و همچنین مهدی کروبی نیز هستم.
واقعا جای تحسین و شیفتگی دارد که در هنگامه کهن سالی -که گذرگاه عافیت بس تنگتر است- چنین استوار ماند و پایید!
این تصویر را که دیدم، بغض ام در گلو شکست و با خود به آرامی نجوا کردم که گویا تصویر بر خیل خواب زدگان ما با طنینی حزین، ندا سر میدهد که:
"اختر به سحر شمرده یاد آر."
در برخی تحلیلهای اهل خرد از تاریخ معاصر ایران، آورده شده است که #محمدرضا_پهلوی ، وقتی #محمد_مصدق را به قلعه احمدآباد تبعید کرد و موجب شد که مصدق تا آخر عمر در آن تبعید و حصر بماند تا بمیرد، این کار شاه و مرگ تلخ مصدق در آن حصار، باعث شکسته شدن دل و روح و غرور ملی کثیری از ایرانیان شد ؛ که شاه نهایتا تتمه آن را در سال ۵۷ دید. ای کاش تلخی دیگری اینچنین، بر دل و روح زجر کشیده این مردم روا ندارند و از تاریخ، درس آموزی کنند و این جرثومه زخم زننده حصر را، بشکنند تا بیش از این، روح دوستداران حصرشدگان زخمی و رنجه نشود.
امین جباری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ده سؤال بنیادین از «بنیاد»
محمد فاضلی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
جان آگه با #فرهیختگان
محمد فاضلی
✅ من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفتههای جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن بهکار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آنها میگشاید.
✅ توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بودهاند از: علینقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیقدوست، محمد فروزنده و محمد سعیدیکیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کردهاند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمیگردند.
☑️⭕️ سؤالات از بنیاد
✅ طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروتهای نامشروع به دست آوردهاند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و میکند و تملک آنها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و بهخصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.
⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورتهای مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص) اما چرا بنیاد هیچگاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش داراییها، درآمدها در سالهای قبل از 1395، نوع واگذاریها و شیوه هزینهکرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.
⭕️ دو. چرا بنیاد هیچگاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادرهشده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آنها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان داراییهای مصادرهشده در سالیان بعد با شکایت به دادگاهها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟
⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سالها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آنها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟
⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینهکرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه میتوانند از بهکارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟
⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکیپدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم داراییهای بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟
⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبتشده، و مالیات پرداختشده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟
⭕️ هفت. عبارت «بهخصوص مسکن آنها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیبپذیر را نشان میدهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمانهای بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟
⭕️ هشت. اموال مصادرهشده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟
⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیونها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمیشود. آیا زمان یکپارچهسازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمانها و سهمشان در رفع فقر فرانرسیده است؟
⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخصهایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده میشود؟
✅ مدیرانی قبلی رفتهاند، اما #پرویز_فتاح میتواند به این سؤالات پاسخ دهد.
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
دغدغه ایران
فتوحات فتّاح
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تصور میکنم سخنان پرویز فتاح – رئیس بنیاد مستضعفان – درباره اموال این بنیاد مهمترین خبر این هفته باشد. این سخنان را نمیتوان در یک یادداشت تحلیل کرد و اگر خدا توفیق دهد در دو سه قسمت به آن میپردازم.…
حقوق اهل سنت وحادثه ی مسجد جامع اهل سنت مشهد در روز غدیر
جلال جلالیزاده
ایرانیان در طول تاریخ با هر فکر و مسلکی مردمانی فرهیخته و اهل تسامح و مدارا بودهاند و این موضوع بارها ثابت شده است و در ادبیات فارسی و دیوان شاعران بزرگی مانند حافظ, مولانا و سعدی به وفور چنین مطالبی مشاهده می شود. البته موضعگیری قاطبه ی ملت با عده ای نا آگاه از وضعیت زمانه و یا عدهای که از طریق دین و مذهب سوداگری می کنند فرق می کند.
علاوه برآن آموزه های دینی و سیرهی رهبران دین نشانده ی سعه ی صدر و مدارا با مخالفان و دگراندیشان بوده است . زیرا دین و اعتقاد با زور و اجبار سازگار نیست و یا دینی که از طریق تطمیع و تهدید بر جامعه تحمیل شود آخر و عاقبت خوبی ندارد و منجر به نفاق می شود و این مقوله با ادعای اسلام تناسبی ندارد.
هیچ اندیشه ای با سرکوب وخشونت ازبین نمی رود زیرا مقابله با افکار واندیشه ها مانند بستن مسیر آب رودخانه است که به ناچار از جای دیگری سر باز خواهد کرد واین ربطی به حق یا باطل بودن فکر ندارد چون هر فکر وعقیده ای بر ای خود مسیر و بستری دارد که به سبب عوامل مختلف پیش آمده است .مبارزه با فکر و اندیشه در هیچ دورانی ره به جایی نبرده است, بسیاری از افکار و اندیشه ها در طول تاریخ اعم از دینی و غیردینی با سرکوب مواجه شده اند اما ازبین نرفتهاند و به فرقههای مرموز و زیرزمینی تبدیل شدهاند و خسارت های زیادی را بار آوردهاند تجربه نشان داده نباید راه را بر افکار و مذاهب بست بویژه در جهانی که زندگی می کنیم و ملتها به رشد و توسعه ی بسیار زیادی نسبت به گذشته رسیدهاند. سختگیری و فشار لطمات زیادی به همبستگی و توسعه می رساند و موجب می شود یا عده ای راه بی تفاوتی را در پیش بگیرند و یا مجبور به مهاجرت شوند و یا عدهای راه خشونت را برگزینند که محروم کردن اهل سنت در مشارکت در سازندگی واداره ی کشور خسارت های زیادی به بارآورده است.
امروز با گذشته متفاوت است .با وجود این همه رسانهها و فضای مجازی هیچ راهی برای تحمیل عقیده نمانده است .و چه جاهلانه و احمقانه است تصور شود که از طریق قدرت و ثروت و یا تطمیع وتهدید می توان پبروان مذهبی را از عمل به ان مذهب بازداشت. علوم مختلف روان شناسی ومعرفت شناسی ثابت نموده که یکدست نمودن مردم از لحاظ فکری وایدولوژی واعتقادی ممکن نیست .نه عربستان توانسته اسماعیلیه و شیعه را ازبین ببرد و نه ایران توانسته اهل سنت و بهایی را .
سخت گیری وتعصب خامی است
تاجنینی کار خون آشامی است
آنکه گوید جمله حقند زاحمقی است
آن که گوید جمله باطل او شقی است
امروز بهترین شیوه ی زندگی برای اهالی یک کشور همزیستی مسالمت آمیز وبراساس عقلانیت وخرد جمعی است .فلسفه ی دولت مدرن در جامعه ی مدنی تحمل همه ی افکار وعقاید است,یعنی همه ی شهروندان با آزادی ورفاه ومساوات زندگی کنند وهر گروهی از امنیت لازم درابعاد مختلف برخوردار باشند .قلع وقمع افکار در جهان امروز از پیش شکست خورده است ونباید به دنبال پندار وتوهمات ذهنی غلبه ی فکری بود .زیرا بشر هرگز از فکر یکسانی برخوردار نبوده ویکسان سازی فکری مانند یکسان سازی نژادی می ماند ومحکوم به شکست است وباید به جای غوغاسالاری تضارب افکار واندیشه هارا ترویج نمود ودریچه های معرفت را گشود واندیشه را با اندیشه پاسخ داد درغیر این صورت با عوارض فاجعه آمیزی مواجه خواهیم شد. زیرا هرگونه ممنوعیتی موجب روی آوردن دیگران به آن فکرواندیشه خواهد شد .
متاسفانه آثار وشواهدی وجود دارد که برخی از مسئولین چه در لباس روحانیت ویا غیر روحانیت در مناطق اهل سنت با عملکرد خود چنان نشان داده اند که می توانند تغییراتی در مذهب هموطنان اهل سنت ایجاد کنند ویا نلاشی در ترویج اهل تشیع داشته باشند .اهل سنت با این رفتارها حذف نمی شوند بلکه موجب می شود که احساسات وعواطف به طرف آنان جلب شود .
انتظار می رود مسئولین عالی مقام تذکرات لازم را به قانون شکنان وتضییع کنندگان حقوق مردم بدهند وهنوز که هنوز است اثری از پاسخ نامه ی دفتر مقام رهبری به مولانا عبدالحمید در جامعه ی اهل سنت دیده نمی شود.
جان آگه با #فرهیختگان
جلال جلالیزاده
ایرانیان در طول تاریخ با هر فکر و مسلکی مردمانی فرهیخته و اهل تسامح و مدارا بودهاند و این موضوع بارها ثابت شده است و در ادبیات فارسی و دیوان شاعران بزرگی مانند حافظ, مولانا و سعدی به وفور چنین مطالبی مشاهده می شود. البته موضعگیری قاطبه ی ملت با عده ای نا آگاه از وضعیت زمانه و یا عدهای که از طریق دین و مذهب سوداگری می کنند فرق می کند.
علاوه برآن آموزه های دینی و سیرهی رهبران دین نشانده ی سعه ی صدر و مدارا با مخالفان و دگراندیشان بوده است . زیرا دین و اعتقاد با زور و اجبار سازگار نیست و یا دینی که از طریق تطمیع و تهدید بر جامعه تحمیل شود آخر و عاقبت خوبی ندارد و منجر به نفاق می شود و این مقوله با ادعای اسلام تناسبی ندارد.
هیچ اندیشه ای با سرکوب وخشونت ازبین نمی رود زیرا مقابله با افکار واندیشه ها مانند بستن مسیر آب رودخانه است که به ناچار از جای دیگری سر باز خواهد کرد واین ربطی به حق یا باطل بودن فکر ندارد چون هر فکر وعقیده ای بر ای خود مسیر و بستری دارد که به سبب عوامل مختلف پیش آمده است .مبارزه با فکر و اندیشه در هیچ دورانی ره به جایی نبرده است, بسیاری از افکار و اندیشه ها در طول تاریخ اعم از دینی و غیردینی با سرکوب مواجه شده اند اما ازبین نرفتهاند و به فرقههای مرموز و زیرزمینی تبدیل شدهاند و خسارت های زیادی را بار آوردهاند تجربه نشان داده نباید راه را بر افکار و مذاهب بست بویژه در جهانی که زندگی می کنیم و ملتها به رشد و توسعه ی بسیار زیادی نسبت به گذشته رسیدهاند. سختگیری و فشار لطمات زیادی به همبستگی و توسعه می رساند و موجب می شود یا عده ای راه بی تفاوتی را در پیش بگیرند و یا مجبور به مهاجرت شوند و یا عدهای راه خشونت را برگزینند که محروم کردن اهل سنت در مشارکت در سازندگی واداره ی کشور خسارت های زیادی به بارآورده است.
امروز با گذشته متفاوت است .با وجود این همه رسانهها و فضای مجازی هیچ راهی برای تحمیل عقیده نمانده است .و چه جاهلانه و احمقانه است تصور شود که از طریق قدرت و ثروت و یا تطمیع وتهدید می توان پبروان مذهبی را از عمل به ان مذهب بازداشت. علوم مختلف روان شناسی ومعرفت شناسی ثابت نموده که یکدست نمودن مردم از لحاظ فکری وایدولوژی واعتقادی ممکن نیست .نه عربستان توانسته اسماعیلیه و شیعه را ازبین ببرد و نه ایران توانسته اهل سنت و بهایی را .
سخت گیری وتعصب خامی است
تاجنینی کار خون آشامی است
آنکه گوید جمله حقند زاحمقی است
آن که گوید جمله باطل او شقی است
امروز بهترین شیوه ی زندگی برای اهالی یک کشور همزیستی مسالمت آمیز وبراساس عقلانیت وخرد جمعی است .فلسفه ی دولت مدرن در جامعه ی مدنی تحمل همه ی افکار وعقاید است,یعنی همه ی شهروندان با آزادی ورفاه ومساوات زندگی کنند وهر گروهی از امنیت لازم درابعاد مختلف برخوردار باشند .قلع وقمع افکار در جهان امروز از پیش شکست خورده است ونباید به دنبال پندار وتوهمات ذهنی غلبه ی فکری بود .زیرا بشر هرگز از فکر یکسانی برخوردار نبوده ویکسان سازی فکری مانند یکسان سازی نژادی می ماند ومحکوم به شکست است وباید به جای غوغاسالاری تضارب افکار واندیشه هارا ترویج نمود ودریچه های معرفت را گشود واندیشه را با اندیشه پاسخ داد درغیر این صورت با عوارض فاجعه آمیزی مواجه خواهیم شد. زیرا هرگونه ممنوعیتی موجب روی آوردن دیگران به آن فکرواندیشه خواهد شد .
متاسفانه آثار وشواهدی وجود دارد که برخی از مسئولین چه در لباس روحانیت ویا غیر روحانیت در مناطق اهل سنت با عملکرد خود چنان نشان داده اند که می توانند تغییراتی در مذهب هموطنان اهل سنت ایجاد کنند ویا نلاشی در ترویج اهل تشیع داشته باشند .اهل سنت با این رفتارها حذف نمی شوند بلکه موجب می شود که احساسات وعواطف به طرف آنان جلب شود .
انتظار می رود مسئولین عالی مقام تذکرات لازم را به قانون شکنان وتضییع کنندگان حقوق مردم بدهند وهنوز که هنوز است اثری از پاسخ نامه ی دفتر مقام رهبری به مولانا عبدالحمید در جامعه ی اهل سنت دیده نمی شود.
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویژگی های تشیع در عصر صفوی؛
به قرائت علامه مجلسی
1⃣ محوریت "روایات" و به حاشیه راندن "قرآن"
2⃣ اولویت "فقه" بر "کلام و اعتقادات"
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
به قرائت علامه مجلسی
1⃣ محوریت "روایات" و به حاشیه راندن "قرآن"
2⃣ اولویت "فقه" بر "کلام و اعتقادات"
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ایرانشهری و مسئله ایران
داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
📝ایرانشهری و مسئله ایران
🔹 دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
https://t.me/iranianstrategy
@Nedaye_siyasat
🔹 دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
https://t.me/iranianstrategy
@Nedaye_siyasat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای حراج آبرو و اعتبار یک ملت را میشنوید. صدای شکستن ستون فقرات یک کشور و نابودی امید به شکوفایی و حیات مردمی که زمانی با کوشش و غیرت، مشعل دار علمی جهان بودهاند و امروز در اوج فساد و بی کفایتی مدیران به نظاره مرگ خویش نشستهاند. دشمن خانگی است، نشانی غلط ندهید و بیرون نگردید.
#فرهیختگان با شما و همراه شماست
#فرهیختگان با شما و همراه شماست
درگذشت نصرتالله نوح
نصرتالله نوحیان معروف و متخلص به نوح (۱۳۱۰-۱۳۹۹) درگذشت. نوح نویسندهای خوب و شاعری متوسط به پایین بود و اغلب در قاب معانی القاءشده از سوی حزب توده، شعر جدی و طنز و نوگونه و کلاسیک میسرود. از تودهایهای کهنهکار بود. مردمدوست بود. از کودکی کار کرد. درس خواند و نجاری کرد. در دورۀ شاه به زندان افتاد. نفرت عجیبی از شاه و سلطنت داشت که در برخی شعرهایش بازتاب یافته. چند دفتر شعر داشت. برگزیدۀ اشعار سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۹ او در دفتری به اسم فرزند رنج منتشر شده است. از همین اسم، مذاق تودهای او مشخص است. نوح روزنامهنگار بود. از جوانی در مطبوعات چپ مینوشت. بیستسال در کیهان و سالها در رادیو تلویزیون ملی و مطبوعات دیگر کار کرد. خودش را بیشتر ژورنالیست میدانست و حق همین بود. بعد از مهاجرت هم در مطبوعات خارج نوشت. برنامههای خوب تلویزیونی هم داشت.
نوح طنزپرداز بود. دربارۀ طنز کتاب نوشته: بررسی طنز در ادبیات و مطبوعات فارسی. مقالۀ خوبی هم دربارۀ یغمای جندقی نوشت که حبیب یغمایی از بس خوشش آمد آن را در یغما تجدید چاپ کرد. شیفتۀ محمدعلی افراشته بود و بعضی آثار افراشته را در سه جلد جمع کرد. این کارش با همۀ کاستیها خدمت ارجمندی بود. مطالب مفیدی هم دربارۀ افراشته نوشت. نوح اولین شعرش را در چلنگر افراشته چاپ کرد. مثل افراشته کارگرپیشه بود. مثل افراشته شعر طنز میگفت. مثل افراشته تودهای و روزنامهنویس بود. مثل افراشته مخاطب طنزش را مردم عادی قرار داده بود. اگر افراشته در شعر گیلکی استاد بود، نوشتهاند که نوح نیز درشعر به لهجۀ سمنانی متبحر بود و مثل افراشته و به خواست و تشویق افراشته، شعر به گویش محلی را در خدمت آرمانهای سیاسی و اجتماعی خود درآورد. حسرت هم میخورد که کاش افراشته زنده بود و پیروزی انقلاب را میدید!
نصرتالله نوح به ادب خطۀ سمنان خدمت کرد. او دیوان رفعت سمنانی، صوفی باذوق، را تصحیح کرد. کتاب تذکرۀ شعرای سمنان او مهم و ارزشمند است. مرارتها برای تدوین آن و نوشتن شرح حال شاعران گمنام سمنان کشید. خاطرات مفصلی هم نوشته به اسم یادماندهها که متأسفانه من آن را ندیدهام و پراکنده بخشهایی از آن را اینجا و آنجا خواندهام . خودش این کتاب را بهترین کارش میدانست.
نصرتالله نوح یک تودهای بود که سالها بغض حکومت پهلوی را در دل نهفت و پرورد. به قول خودش «با سرنگونی آن رژیم خونآشام در جشن پیروزی انقلاب شکوهمند ایران پایکوبی» کرد. بعد از پایکوبی، وقتی عرصه بر رفقا تنگ شد، نوح به عون و نصرت الهی، بر کشتی طنز روزگار نشست و از ورطۀ انقلاب زمانه، رخت به «آمریکای جهانخوار» کشید و در همانجا بزیست تا درگذشت. نامش بماناد.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نصرتالله نوحیان معروف و متخلص به نوح (۱۳۱۰-۱۳۹۹) درگذشت. نوح نویسندهای خوب و شاعری متوسط به پایین بود و اغلب در قاب معانی القاءشده از سوی حزب توده، شعر جدی و طنز و نوگونه و کلاسیک میسرود. از تودهایهای کهنهکار بود. مردمدوست بود. از کودکی کار کرد. درس خواند و نجاری کرد. در دورۀ شاه به زندان افتاد. نفرت عجیبی از شاه و سلطنت داشت که در برخی شعرهایش بازتاب یافته. چند دفتر شعر داشت. برگزیدۀ اشعار سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۹ او در دفتری به اسم فرزند رنج منتشر شده است. از همین اسم، مذاق تودهای او مشخص است. نوح روزنامهنگار بود. از جوانی در مطبوعات چپ مینوشت. بیستسال در کیهان و سالها در رادیو تلویزیون ملی و مطبوعات دیگر کار کرد. خودش را بیشتر ژورنالیست میدانست و حق همین بود. بعد از مهاجرت هم در مطبوعات خارج نوشت. برنامههای خوب تلویزیونی هم داشت.
نوح طنزپرداز بود. دربارۀ طنز کتاب نوشته: بررسی طنز در ادبیات و مطبوعات فارسی. مقالۀ خوبی هم دربارۀ یغمای جندقی نوشت که حبیب یغمایی از بس خوشش آمد آن را در یغما تجدید چاپ کرد. شیفتۀ محمدعلی افراشته بود و بعضی آثار افراشته را در سه جلد جمع کرد. این کارش با همۀ کاستیها خدمت ارجمندی بود. مطالب مفیدی هم دربارۀ افراشته نوشت. نوح اولین شعرش را در چلنگر افراشته چاپ کرد. مثل افراشته کارگرپیشه بود. مثل افراشته شعر طنز میگفت. مثل افراشته تودهای و روزنامهنویس بود. مثل افراشته مخاطب طنزش را مردم عادی قرار داده بود. اگر افراشته در شعر گیلکی استاد بود، نوشتهاند که نوح نیز درشعر به لهجۀ سمنانی متبحر بود و مثل افراشته و به خواست و تشویق افراشته، شعر به گویش محلی را در خدمت آرمانهای سیاسی و اجتماعی خود درآورد. حسرت هم میخورد که کاش افراشته زنده بود و پیروزی انقلاب را میدید!
نصرتالله نوح به ادب خطۀ سمنان خدمت کرد. او دیوان رفعت سمنانی، صوفی باذوق، را تصحیح کرد. کتاب تذکرۀ شعرای سمنان او مهم و ارزشمند است. مرارتها برای تدوین آن و نوشتن شرح حال شاعران گمنام سمنان کشید. خاطرات مفصلی هم نوشته به اسم یادماندهها که متأسفانه من آن را ندیدهام و پراکنده بخشهایی از آن را اینجا و آنجا خواندهام . خودش این کتاب را بهترین کارش میدانست.
نصرتالله نوح یک تودهای بود که سالها بغض حکومت پهلوی را در دل نهفت و پرورد. به قول خودش «با سرنگونی آن رژیم خونآشام در جشن پیروزی انقلاب شکوهمند ایران پایکوبی» کرد. بعد از پایکوبی، وقتی عرصه بر رفقا تنگ شد، نوح به عون و نصرت الهی، بر کشتی طنز روزگار نشست و از ورطۀ انقلاب زمانه، رخت به «آمریکای جهانخوار» کشید و در همانجا بزیست تا درگذشت. نامش بماناد.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
کتابخانه دانشگاه بن واقع در کشور آلمان اخیراً آرشیو شماری از نشریات قدیمی ایران را به صورت دیجیتال در شبکه اینترنت قرار داده است. این نشریات از جمله عبارتند از اختر، آینده، باباشمل، بهار، دانش، حبل المتین، جنگل، مجلس، نامه فرهنگستان، نشریه مدرسه مبارکه دارالفنون تبریز، نوروز، روح القدس، شرف، شرافت، شرق، شکوفه، سراج الاخبار، صوراسرافیل، تربیت و یادگار.
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
جان آگه با #فرهیختگان
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
جان آگه با #فرهیختگان
کتاب : «فارابی و الحروف؛ جستاری در تأملات زبانی فلسفی فارابی»
🔹کتاب «الحروف» به مسئله عقل و دین و پیوند آنها و اهمیت توجه به عقل در جامعه پرداخته است. بر این اساس، نویسنده در کتاب فارابی و الحروف سعی کرده نشان دهد «الحروف» تنها یک کتاب نیست، بلکه رهیافت کلانی دارد که اهمیت اساسی اندیشه عقلی را نشان میدهد.
بخشی از کتاب فارابی و الحروف تالیف قاسم پورحسن
🔹آدمی در درجه اول برای بیان مقصودش از اشاره بهره می برد بعد از اشاره، آدمی صدا را بکار گرفته است. نخستین نوع از صداها، نداء و خطاب قرار دادن بود. اشاره تنها زمانی بکار میرود که آدمی بخواهد مقصود خود را با اشاره به امور محسوس بیان نماید. بعد از آن است که صداهای گوناگون بکار برده میشود تا با هر کدام از صداها، معانی و امور محسوس را بنحو متمایز نشان دهد. هر کدام از صداها بنحو مشخص و منحصر بر مدلولی خاص و محدود دلالت میکند هر کدام از این صداها حکایت از معانی و مدلول خاص دارد.
🔹بنظر میرسد پیدایش این آواها بدین نحو باشد که با کوبیدن و برخورد هوای نَفَس (هوای ریه ها م.) با بخشی از اجزای حلق یا با چیزی که از اجزای درون آن است و درون بینی یا دو لب است، شکل میگیرد. این اجزاء و اعضاء با هوای نَفَس برخورد میکند. برخورد و کوبیدن اولا همان نیرویی است که هوای نَفَس را از ریه و درون حلق میدمد و به سوی آن بخشی از حلقی که به جانب دهان و بینی کشیده شده، سوق میدهد و سپس به جانب دو لب میراند. سپس زبان، این هوا را دریافت میکند و پس از آن هوا را فشار داده و تجزیه میکند و به اجزایی متناسب با اجزای درونی دهان و آنگاه آنها را متناسب با تک تک اجزای ریشه ها و پایین دندان، تجزیه کرده و به سمت دندان هدایت میکند. با کارکرد زبان و دندان، هر جزیی که زبان بر روی آن فشار وارد میکند و برخورد پیدا میکند، با این کوبیدن و ضربه زدن، صدا و آوای مشخصی پدید میآید و سپس زبان، این صداها را به کمک هوا از بخشی به بخش دیگر دهان منتقل میکند و بدین ترتیب، صداها و آواهای فراوانی به صورت پی در پی و به صورت مشخص شکل میگیرد.
🔹ظاهر امر چنین است که زبان ابتدائا به جانب جزئی حرکت میکند که حرکت بدان سمت برای آن ، آسانترین جانب باشد. مردمانی که در سرزمینی واحد زندگی میکنند و بگونه ای هستند که اعضاء و بخش های زیستی آنها از سرشت و خلقت نزدیکی برخوردار است زبانشان بگونه ای آفریده شده که انواع حرکات آن در بخش های مختلف در درون دهان، در واقع یک نوع میباشد و این برای زبان آن قوم آسانتر از حرکت به بخش های گوناگون دیگر است.
🔹ساکنان دیگر در سرزمین و مکانی دیگر، در صورتی که مردمانش دارای سرشت و مزاج متفاوتی از سرشت افراد سرزمین نخست داشته باشند، بگونه ای آفریده شدند که حرکت گوناگون زبان هایشان در درون دهان آسانتر از حرکات زبان به اجزایی است که زبانشان مربوط به سرزمین و آبادی دیگری است. بدینسان آواها و صداهای مختلفی پیدایش یافتند که انسانها آنها را در ابتدا بمثابه علامات و نشانه هایی برای حکایت کردن از مقصودشان در اشاره نمودن و نشان دادن امور عینی ِ محسوس بکار میبرند. این نخستین دلیل در تفاوت های زبان ملت ها می باشد. از اینرو این آواها و صداهای نخستین، همان حروف هجایی و الفبایی میباشند.
🔹از آنجاییکه تعداد حروفی که در ابتدا بمنزله علائم و نشانه ها بکار رفته اند محدود بوده و برای دلالت کردن بر تمامی آنچه را که مقصودشان بوده، کفایت نمیکرد لذا انسانها ناچار شدند تا دست به ترکیب آنها با کنار هم نهادن حروف بزنند. بدینسان الفاظی از دو حرف یا حروف بیشتر بوجود آمده و از آنها بعنوان علاماتی برای حکایت کردن اشیاء و امور استفاده کردند.
🔹حروف و الفاظ در ابتدا نشانه هایی برای امور محسوس که امکان اشاره کردن به آنها وجود داشت، استفاده شد و سپس برای معقولاتی که مرتبط با محسوسات بوده و امکان اشاره به آنها بود، استفاده گردید. هر معقول کلی دارای اشخاصی است متفاوت از اشخاص معقول دیگر. بنابراین آواها و صداهای مختلف بسیاری بوجود آمدند که برخی از آنها نشانه ای برای امور محسوس بوده – که همان القاب و نامها است - و برخی دیگر دلالت بر معقولات کلیه ای میکند که دارای افراد و اشخاص محسوس است . تنها زمانی فهمیده میشود که آواها و صداها دلالت بر معقولات میکند که هر صدایی بعینه هم بر شخص خاص دلالت نماید و هم بر تمامی اشخاصی که در معقول بودن تشابه با او دارند سپس صدایی دیگر بر شخصی که در ذیل مفهوم معقول دیگری است، استفاده میشود و همچنین بر همه اشخاصی که در معقول بودن با آن شباهت داشته باشد بکار میرود.
قاسم پورحسن
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔹کتاب «الحروف» به مسئله عقل و دین و پیوند آنها و اهمیت توجه به عقل در جامعه پرداخته است. بر این اساس، نویسنده در کتاب فارابی و الحروف سعی کرده نشان دهد «الحروف» تنها یک کتاب نیست، بلکه رهیافت کلانی دارد که اهمیت اساسی اندیشه عقلی را نشان میدهد.
بخشی از کتاب فارابی و الحروف تالیف قاسم پورحسن
🔹آدمی در درجه اول برای بیان مقصودش از اشاره بهره می برد بعد از اشاره، آدمی صدا را بکار گرفته است. نخستین نوع از صداها، نداء و خطاب قرار دادن بود. اشاره تنها زمانی بکار میرود که آدمی بخواهد مقصود خود را با اشاره به امور محسوس بیان نماید. بعد از آن است که صداهای گوناگون بکار برده میشود تا با هر کدام از صداها، معانی و امور محسوس را بنحو متمایز نشان دهد. هر کدام از صداها بنحو مشخص و منحصر بر مدلولی خاص و محدود دلالت میکند هر کدام از این صداها حکایت از معانی و مدلول خاص دارد.
🔹بنظر میرسد پیدایش این آواها بدین نحو باشد که با کوبیدن و برخورد هوای نَفَس (هوای ریه ها م.) با بخشی از اجزای حلق یا با چیزی که از اجزای درون آن است و درون بینی یا دو لب است، شکل میگیرد. این اجزاء و اعضاء با هوای نَفَس برخورد میکند. برخورد و کوبیدن اولا همان نیرویی است که هوای نَفَس را از ریه و درون حلق میدمد و به سوی آن بخشی از حلقی که به جانب دهان و بینی کشیده شده، سوق میدهد و سپس به جانب دو لب میراند. سپس زبان، این هوا را دریافت میکند و پس از آن هوا را فشار داده و تجزیه میکند و به اجزایی متناسب با اجزای درونی دهان و آنگاه آنها را متناسب با تک تک اجزای ریشه ها و پایین دندان، تجزیه کرده و به سمت دندان هدایت میکند. با کارکرد زبان و دندان، هر جزیی که زبان بر روی آن فشار وارد میکند و برخورد پیدا میکند، با این کوبیدن و ضربه زدن، صدا و آوای مشخصی پدید میآید و سپس زبان، این صداها را به کمک هوا از بخشی به بخش دیگر دهان منتقل میکند و بدین ترتیب، صداها و آواهای فراوانی به صورت پی در پی و به صورت مشخص شکل میگیرد.
🔹ظاهر امر چنین است که زبان ابتدائا به جانب جزئی حرکت میکند که حرکت بدان سمت برای آن ، آسانترین جانب باشد. مردمانی که در سرزمینی واحد زندگی میکنند و بگونه ای هستند که اعضاء و بخش های زیستی آنها از سرشت و خلقت نزدیکی برخوردار است زبانشان بگونه ای آفریده شده که انواع حرکات آن در بخش های مختلف در درون دهان، در واقع یک نوع میباشد و این برای زبان آن قوم آسانتر از حرکت به بخش های گوناگون دیگر است.
🔹ساکنان دیگر در سرزمین و مکانی دیگر، در صورتی که مردمانش دارای سرشت و مزاج متفاوتی از سرشت افراد سرزمین نخست داشته باشند، بگونه ای آفریده شدند که حرکت گوناگون زبان هایشان در درون دهان آسانتر از حرکات زبان به اجزایی است که زبانشان مربوط به سرزمین و آبادی دیگری است. بدینسان آواها و صداهای مختلفی پیدایش یافتند که انسانها آنها را در ابتدا بمثابه علامات و نشانه هایی برای حکایت کردن از مقصودشان در اشاره نمودن و نشان دادن امور عینی ِ محسوس بکار میبرند. این نخستین دلیل در تفاوت های زبان ملت ها می باشد. از اینرو این آواها و صداهای نخستین، همان حروف هجایی و الفبایی میباشند.
🔹از آنجاییکه تعداد حروفی که در ابتدا بمنزله علائم و نشانه ها بکار رفته اند محدود بوده و برای دلالت کردن بر تمامی آنچه را که مقصودشان بوده، کفایت نمیکرد لذا انسانها ناچار شدند تا دست به ترکیب آنها با کنار هم نهادن حروف بزنند. بدینسان الفاظی از دو حرف یا حروف بیشتر بوجود آمده و از آنها بعنوان علاماتی برای حکایت کردن اشیاء و امور استفاده کردند.
🔹حروف و الفاظ در ابتدا نشانه هایی برای امور محسوس که امکان اشاره کردن به آنها وجود داشت، استفاده شد و سپس برای معقولاتی که مرتبط با محسوسات بوده و امکان اشاره به آنها بود، استفاده گردید. هر معقول کلی دارای اشخاصی است متفاوت از اشخاص معقول دیگر. بنابراین آواها و صداهای مختلف بسیاری بوجود آمدند که برخی از آنها نشانه ای برای امور محسوس بوده – که همان القاب و نامها است - و برخی دیگر دلالت بر معقولات کلیه ای میکند که دارای افراد و اشخاص محسوس است . تنها زمانی فهمیده میشود که آواها و صداها دلالت بر معقولات میکند که هر صدایی بعینه هم بر شخص خاص دلالت نماید و هم بر تمامی اشخاصی که در معقول بودن تشابه با او دارند سپس صدایی دیگر بر شخصی که در ذیل مفهوم معقول دیگری است، استفاده میشود و همچنین بر همه اشخاصی که در معقول بودن با آن شباهت داشته باشد بکار میرود.
قاسم پورحسن
#فرهیختگان صدای فرزانگان
چرا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست؟
حسین دباغ
آیا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین در ایام محرم حین شیوع کرونا اخلاقاً رواست؟ به باور من تقریباً یقیناً نارواست. استدلال من به سادگی تمام چنین است:
🔹برگزاری و شرکت در مراسمی غیر ضروری که جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند، اخلاقاً نارواست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، چه به جهت اخلاقی، چه به جهت دینی، ضروری نیست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، به سبب شیوع کرونا، جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند.
🔹بنابراین، برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست...
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
#فرهیختگان صدای فرزانگان
حسین دباغ
آیا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین در ایام محرم حین شیوع کرونا اخلاقاً رواست؟ به باور من تقریباً یقیناً نارواست. استدلال من به سادگی تمام چنین است:
🔹برگزاری و شرکت در مراسمی غیر ضروری که جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند، اخلاقاً نارواست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، چه به جهت اخلاقی، چه به جهت دینی، ضروری نیست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، به سبب شیوع کرونا، جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند.
🔹بنابراین، برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست...
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
#فرهیختگان صدای فرزانگان
دینآنلاین
چرا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست؟ ll حسین دباغ
تصور میکنم استدلال "اخلاقی" له این ادعا که برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین ضروری نیست چندان مشکل نباشد. آیا شیعیانی که معتقد به عزاداری امام حسین هستند وظیفه اخلاقی دارند که حتماً در هر شرایطی در این مراسم شرکت کنند و آن را برگزار کنند؟
واعظی خوشآواز در کتابخانه و مرکز اسناد "مجلس شورا" نشستی هماندیشانه در مذمت انتخابات برگزار کرده تا آسیبهای "صندوق رای" این بلای جان ولایت شناسایی شده و برای ساماندهی و ارادتبندی همه گرایشها زیر عمود خیمه انقلاب چارهاندیشی شود. این "مقام مجلس شورا" چاره را در وصلت صندوقهای رای با اصل اصیل و فصل قویم "بیعت" دانسته و افزوده که قرار از اول چنین نبود و سقف خلافت بر ستون بیعت بود و اساسا ما را چه به انتخابات !
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتیمعز
متن خبر
https://www.ical.ir/ical/fa/Content/articles/1399051610183
جان آگه با #فرهیختگان
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتیمعز
متن خبر
https://www.ical.ir/ical/fa/Content/articles/1399051610183
جان آگه با #فرهیختگان
www.ical.ir
اولین نشست از سلسه نشستهای "دوشنبه های اندیشه" در کتابخانه مجلس برگزار شد
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام و توصیه عبدالکریم سروش مبنی بر شرکت نکردن در مراسم عزاداریهای حسینی در ایام شیوع بیماری کرونا
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
🔵 "دیدهبان اندیشه"
دیدهبان اندیشه مجله الکترونیکی رصد و تحلیل انتقادی در حوزه علوم انسانی، مطالعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. با مرور صفحات مجازی اندیشه در ماه گذشته، شاهد مباحث مختلف در حوزه اندیشه بودهایم. ت
✅ میزگرد این شماره
در این شماره به گزارشی از همایش «روششناسی علوم انسانی؛ چالشها و راهکارها» پرداخته شده که از سوی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد. در این میزگرد به بهانه کتاب جدید او با عنوان «پسااسلامیسم»، به بحث و گفتگو از جریان چپ نو میپردازد.
✅ ویژه این شماره
مساله عدالت، تحلیل و بررسی جریان عدالت خواهی، مساله فساد، تحولات قوه قضائیه و سیری در اندیشههای شهید بهشتی مباحثی است که در این بخش مورد توجه قرار گرفته است.
✅ بازتاب این شماره
در بازتاب این شماره به مصاحبه جنجالی علیرضا علوی تبار پرداخته شده که بار دیگر به صراحت به مساله رادیکالیسم در جریان چپ اشاره کرده و بسیاری از اصلاحطلبان را به باد انتقاد گرفت. این مصاحبه واکنشهای بسیاری را در پی داشت که سعی شده به برخی از مهمترین آنها اشاره گردد.
✅ چالش این شماره
در ابتدا تیرماه بود که خبر نامه موسوی خوئینیها، به تیتر اول خبرگزاریها بدل شد. موسوی خوئینیها که سالها نسبت به مسائل و مشکلات عدیده جامعه سکوت را برگزیده بود، با نگارش نامهای دوباره نگاهها را به خود جلب کرد. فارغ از اصل نامه که به وخامت اوضاع جامعه هشدار داده بود، واکنشهای مختلفی را از سوی جریانات سیاسی و فرهنگی در پی داشت. تا آنجا که بین خود اصلاحطلبان در حمایت از این نامه اختلاف افتاد و هر کسی سعی کرد به نوعی به این مساله واکنش نشان بدهد. آرمین و حجاریان و تاجزاده به دفاع از وی پرداختند و مطالبی را در تأیید وی آوردند و از سوی دیگر صادق زیباکلام و تدینی و قوچانی این نامه را نمایشی مضحک برای توجیه کارنامه گذشته خود دانستند! در بخش چالش به این توضیح و تحلیلها این نامه پرداختهایم.
علاقه مندان را به مطالعه این نشریه دعوت می کنم.
علی زمانیان
جان آگه با #فرهیختگان
دیدهبان اندیشه مجله الکترونیکی رصد و تحلیل انتقادی در حوزه علوم انسانی، مطالعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. با مرور صفحات مجازی اندیشه در ماه گذشته، شاهد مباحث مختلف در حوزه اندیشه بودهایم. ت
✅ میزگرد این شماره
در این شماره به گزارشی از همایش «روششناسی علوم انسانی؛ چالشها و راهکارها» پرداخته شده که از سوی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد. در این میزگرد به بهانه کتاب جدید او با عنوان «پسااسلامیسم»، به بحث و گفتگو از جریان چپ نو میپردازد.
✅ ویژه این شماره
مساله عدالت، تحلیل و بررسی جریان عدالت خواهی، مساله فساد، تحولات قوه قضائیه و سیری در اندیشههای شهید بهشتی مباحثی است که در این بخش مورد توجه قرار گرفته است.
✅ بازتاب این شماره
در بازتاب این شماره به مصاحبه جنجالی علیرضا علوی تبار پرداخته شده که بار دیگر به صراحت به مساله رادیکالیسم در جریان چپ اشاره کرده و بسیاری از اصلاحطلبان را به باد انتقاد گرفت. این مصاحبه واکنشهای بسیاری را در پی داشت که سعی شده به برخی از مهمترین آنها اشاره گردد.
✅ چالش این شماره
در ابتدا تیرماه بود که خبر نامه موسوی خوئینیها، به تیتر اول خبرگزاریها بدل شد. موسوی خوئینیها که سالها نسبت به مسائل و مشکلات عدیده جامعه سکوت را برگزیده بود، با نگارش نامهای دوباره نگاهها را به خود جلب کرد. فارغ از اصل نامه که به وخامت اوضاع جامعه هشدار داده بود، واکنشهای مختلفی را از سوی جریانات سیاسی و فرهنگی در پی داشت. تا آنجا که بین خود اصلاحطلبان در حمایت از این نامه اختلاف افتاد و هر کسی سعی کرد به نوعی به این مساله واکنش نشان بدهد. آرمین و حجاریان و تاجزاده به دفاع از وی پرداختند و مطالبی را در تأیید وی آوردند و از سوی دیگر صادق زیباکلام و تدینی و قوچانی این نامه را نمایشی مضحک برای توجیه کارنامه گذشته خود دانستند! در بخش چالش به این توضیح و تحلیلها این نامه پرداختهایم.
علاقه مندان را به مطالعه این نشریه دعوت می کنم.
علی زمانیان
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
attach 📎
Forwarded from کانال پویش ملی هر خانه یک حسینیه
"محرم، ماهی برای اندیشیدن به هستی و رسالت باورمندان"
شب های دهه اول محرم، همراه هستیم با سخنرانی های استادان دانشگاه و حوزه.
سخنرانان مدعو:
- دکتر انشاالله رحمتی
- دکتر حجت الاسلام اکبری
- آیت الله فاضلی
- دکتر حسن محدثی
- دکتر سید جواد میری
- دکتر مهراب صادق نيا
- دکتر حسین روحانی
- دکتر نوشین
- دکتر محمدحسین بادامچی
- دکتر حجت الاسلام حسین حسینی
- دکتر ادبی
- دکتر محمدحسن علایی
- دکتر محمدتقی سبحانی
#در_خانه_بمانیم
#هر_خانه_یک_حسینیه
https://t.me/harkhaneh
https://www.instagram.com/khaneh.hoseinieh/
شب های دهه اول محرم، همراه هستیم با سخنرانی های استادان دانشگاه و حوزه.
سخنرانان مدعو:
- دکتر انشاالله رحمتی
- دکتر حجت الاسلام اکبری
- آیت الله فاضلی
- دکتر حسن محدثی
- دکتر سید جواد میری
- دکتر مهراب صادق نيا
- دکتر حسین روحانی
- دکتر نوشین
- دکتر محمدحسین بادامچی
- دکتر حجت الاسلام حسین حسینی
- دکتر ادبی
- دکتر محمدحسن علایی
- دکتر محمدتقی سبحانی
#در_خانه_بمانیم
#هر_خانه_یک_حسینیه
https://t.me/harkhaneh
https://www.instagram.com/khaneh.hoseinieh/
«ستایش کیهان کلهر در کلام بهرام بیضایی»
این یادداشت «هنر کلهر بودن» نام دارد که به مناسبت سوم آذر سالروز تولد کیهان کلهر منتشر شده است. متن یادداشت بیضایی به این شرح است:
موشکی ساختهاند مدعیان صلح، در جنگی بیمعنا خانه و خانواده پدری کیهان کلهر کمانچهنواز را وسط شهر تهران نابود کرد. وی از دور فقط میتوانست در مرگ دلبندانش بهتش بزند که ابلهان جهان در جواب هم عربده میکردند و جوانان کرور کرور قربانیشدن خود را رژه میرفتند، و تاجران به تجارت اسلحه سودهای کلان میاندوختند و سرودهای ستایش جنگ و تعصب از رسانهها به هوا بود. میگویند شور در هنر کلهر از این ستم افتاد. شگفت نیست که از ساز کلهر گاه نوای مویه میآید یا شکوه و خروش و سرزنش و دشنام!
امتیاز این شور را به جنگنده و بمبافکن و موشک ندهیم. برخی در بهت چنین فاجعهای خود نیز رفته رفته نابود میشوند. کلهر این نابودی را با دو تکه چوب بیجان پس راند. با کمانک و کُمچه، کَمانچه. یا به لفظ خود استاد کُمانچه، با آفرینش فرهنگ. و از پای درنیامد. کمانچه کلهر را مینوازد و کلهر کمانچه را. از کمانچه نوای کلهر برمیآید و از کلهر نوای کمانچه. از کلهر شور و خروشِ ساز میشنوی و از ساز شور و خروش کلهر. کدامیک کدامند؟
بی هر کدام دیگری خاموش است، بی هر کدام دیگری نامی گذراست. کمانچه به کلهر و کلهر به کمانچه دروغ نمیگوید. هر کدام دیگری را چنان مینوازد که گم کنی نوازنده کدام است و کدام است آنکه مینوازندش. کلهر ساز خودش است و نوازنده خودش. استادان بسیار بوده و هستند، شوریده جان چندان نیست. کمانچه و کلهر گاه یک فریادند که هر که شنید با هر دو همنواست. کلهر در خشم، در ویرانی و در نیایشِ آفریدن است که به شور خود دو پاره چوب بیزبان را جان میدهد و خود بدان باز آفریده میشود. و شگفت نیست که از دل رنجیده ساز وی سرانجام آوایِ شادی میشنویم. کلهر دمی بشکنزنان و دمی پنجهکشان کمانچهاش را به رقص درمیآورد. کمانچه از کمانچهبودن خود فراتر میرود، دمی ره به تمبک میزند و دمی سر به تنبور و دوتار میساید و شکوه و خروش و سرزنش به ستایش زندگانی نو و مژده بهروزی فردای بهتر میانجامد. همین است که بسیاری چون من، که کسی هم نیستیم، یک کشش تلخ کمانک بر کمانچه را برتر از خروش همه ارتشهای جهان میگیریم و همه بمبها و اسلحهها و افتخارات، همه عربدههای غرور در بلندگوهای فریب، و همه خدعههای ویرانگر مرگبار جهانجویان خودپرست. اگر نوازندۀ آن کسی چون کیهان کلهر باشد!
بهرام بیضایی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
این یادداشت «هنر کلهر بودن» نام دارد که به مناسبت سوم آذر سالروز تولد کیهان کلهر منتشر شده است. متن یادداشت بیضایی به این شرح است:
موشکی ساختهاند مدعیان صلح، در جنگی بیمعنا خانه و خانواده پدری کیهان کلهر کمانچهنواز را وسط شهر تهران نابود کرد. وی از دور فقط میتوانست در مرگ دلبندانش بهتش بزند که ابلهان جهان در جواب هم عربده میکردند و جوانان کرور کرور قربانیشدن خود را رژه میرفتند، و تاجران به تجارت اسلحه سودهای کلان میاندوختند و سرودهای ستایش جنگ و تعصب از رسانهها به هوا بود. میگویند شور در هنر کلهر از این ستم افتاد. شگفت نیست که از ساز کلهر گاه نوای مویه میآید یا شکوه و خروش و سرزنش و دشنام!
امتیاز این شور را به جنگنده و بمبافکن و موشک ندهیم. برخی در بهت چنین فاجعهای خود نیز رفته رفته نابود میشوند. کلهر این نابودی را با دو تکه چوب بیجان پس راند. با کمانک و کُمچه، کَمانچه. یا به لفظ خود استاد کُمانچه، با آفرینش فرهنگ. و از پای درنیامد. کمانچه کلهر را مینوازد و کلهر کمانچه را. از کمانچه نوای کلهر برمیآید و از کلهر نوای کمانچه. از کلهر شور و خروشِ ساز میشنوی و از ساز شور و خروش کلهر. کدامیک کدامند؟
بی هر کدام دیگری خاموش است، بی هر کدام دیگری نامی گذراست. کمانچه به کلهر و کلهر به کمانچه دروغ نمیگوید. هر کدام دیگری را چنان مینوازد که گم کنی نوازنده کدام است و کدام است آنکه مینوازندش. کلهر ساز خودش است و نوازنده خودش. استادان بسیار بوده و هستند، شوریده جان چندان نیست. کمانچه و کلهر گاه یک فریادند که هر که شنید با هر دو همنواست. کلهر در خشم، در ویرانی و در نیایشِ آفریدن است که به شور خود دو پاره چوب بیزبان را جان میدهد و خود بدان باز آفریده میشود. و شگفت نیست که از دل رنجیده ساز وی سرانجام آوایِ شادی میشنویم. کلهر دمی بشکنزنان و دمی پنجهکشان کمانچهاش را به رقص درمیآورد. کمانچه از کمانچهبودن خود فراتر میرود، دمی ره به تمبک میزند و دمی سر به تنبور و دوتار میساید و شکوه و خروش و سرزنش به ستایش زندگانی نو و مژده بهروزی فردای بهتر میانجامد. همین است که بسیاری چون من، که کسی هم نیستیم، یک کشش تلخ کمانک بر کمانچه را برتر از خروش همه ارتشهای جهان میگیریم و همه بمبها و اسلحهها و افتخارات، همه عربدههای غرور در بلندگوهای فریب، و همه خدعههای ویرانگر مرگبار جهانجویان خودپرست. اگر نوازندۀ آن کسی چون کیهان کلهر باشد!
بهرام بیضایی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
واعظی خوشآواز در کتابخانه و مرکز اسناد "مجلس شورا" نشستی هماندیشانه در مذمت انتخابات برگزار کرده تا آسیبهای "صندوق رای" این بلای جان ولایت شناسایی شده و برای ساماندهی و ارادتبندی همه گرایشها زیر عمود خیمه انقلاب چارهاندیشی شود. این "مقام مجلس شورا" چاره را در وصلت صندوقهای رای با اصل اصیل و فصل قویم "بیعت" دانسته و افزوده که قرار از اول چنین نبود و سقف خلافت بر ستون بیعت بود و اساسا ما را چه به انتخابات !
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مردم لبنان را درک کنیم!
گروهی از مردم مصیبتزدهی لبنان، کارد چنان بهمغز استخوانشان رسیده است، که خواستهاند ادارهی کشورشان برای مدت ده سال بهفرانسه سپرده شود. بهنظرم کاملاً حق دارند. سالها با خود کلنجار میرفتم که استعمار خارجی بدتر است یا استبداد داخلی؟ مدتیست پاسخ سؤالم را یافتهام: شهروندی که زیر خط فقر زندگی میکند، امیدی بهآینده ندارد، تحقیر میشود، خود و عزیزانش، تنها و تنها بهسبب اعتراض، زندان، تبعید، از حقوق اجتماعی محروم، آواره و حتی اعدام میشوند، برایش چه فرق دارد که مسبب سیهروزیاش، استعمار خارجی است یا استبداد داخلی؟ ظالم، ظالم است؛ خودی و غیرخودی هم ندارد. الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. نزاع دو جناح هشت و چهارده مارس در لبنان، آن هم بهنیابت از ایران و عربستان، مردم آن کشور را بهمنتها درجهی ستوه آورده است. افراط معترضین، نتیجهی قهری سالها تفریط هر دو جناح، در ادارهی شرافتمندانهی امور مردم است.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان
گروهی از مردم مصیبتزدهی لبنان، کارد چنان بهمغز استخوانشان رسیده است، که خواستهاند ادارهی کشورشان برای مدت ده سال بهفرانسه سپرده شود. بهنظرم کاملاً حق دارند. سالها با خود کلنجار میرفتم که استعمار خارجی بدتر است یا استبداد داخلی؟ مدتیست پاسخ سؤالم را یافتهام: شهروندی که زیر خط فقر زندگی میکند، امیدی بهآینده ندارد، تحقیر میشود، خود و عزیزانش، تنها و تنها بهسبب اعتراض، زندان، تبعید، از حقوق اجتماعی محروم، آواره و حتی اعدام میشوند، برایش چه فرق دارد که مسبب سیهروزیاش، استعمار خارجی است یا استبداد داخلی؟ ظالم، ظالم است؛ خودی و غیرخودی هم ندارد. الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. نزاع دو جناح هشت و چهارده مارس در لبنان، آن هم بهنیابت از ایران و عربستان، مردم آن کشور را بهمنتها درجهی ستوه آورده است. افراط معترضین، نتیجهی قهری سالها تفریط هر دو جناح، در ادارهی شرافتمندانهی امور مردم است.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان