This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویژگی های تشیع در عصر صفوی؛
به قرائت علامه مجلسی
1⃣ محوریت "روایات" و به حاشیه راندن "قرآن"
2⃣ اولویت "فقه" بر "کلام و اعتقادات"
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
به قرائت علامه مجلسی
1⃣ محوریت "روایات" و به حاشیه راندن "قرآن"
2⃣ اولویت "فقه" بر "کلام و اعتقادات"
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ایرانشهری و مسئله ایران
داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
#فرهیختگان صدای فرزانگان
📝ایرانشهری و مسئله ایران
🔹 دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
https://t.me/iranianstrategy
@Nedaye_siyasat
🔹 دکتر داود فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در آخرین مقاله پژوهشی خود به موضوع «ایرانشهری و مسئله ایران» پرداخته است. فیرحی در این مقاله کوشیده تا به بررسی مفردات ایده ایرانشهری در اندیشه دکتر سید جواد طباطبایی بپردازد و وجوه سلبی و ایجابی آن را مورد واکاوی قرار دهد.
🔹 لینک دسترسی به مقاله:
http://tssq.atu.ac.ir/article_11252.html
https://t.me/iranianstrategy
@Nedaye_siyasat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای حراج آبرو و اعتبار یک ملت را میشنوید. صدای شکستن ستون فقرات یک کشور و نابودی امید به شکوفایی و حیات مردمی که زمانی با کوشش و غیرت، مشعل دار علمی جهان بودهاند و امروز در اوج فساد و بی کفایتی مدیران به نظاره مرگ خویش نشستهاند. دشمن خانگی است، نشانی غلط ندهید و بیرون نگردید.
#فرهیختگان با شما و همراه شماست
#فرهیختگان با شما و همراه شماست
درگذشت نصرتالله نوح
نصرتالله نوحیان معروف و متخلص به نوح (۱۳۱۰-۱۳۹۹) درگذشت. نوح نویسندهای خوب و شاعری متوسط به پایین بود و اغلب در قاب معانی القاءشده از سوی حزب توده، شعر جدی و طنز و نوگونه و کلاسیک میسرود. از تودهایهای کهنهکار بود. مردمدوست بود. از کودکی کار کرد. درس خواند و نجاری کرد. در دورۀ شاه به زندان افتاد. نفرت عجیبی از شاه و سلطنت داشت که در برخی شعرهایش بازتاب یافته. چند دفتر شعر داشت. برگزیدۀ اشعار سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۹ او در دفتری به اسم فرزند رنج منتشر شده است. از همین اسم، مذاق تودهای او مشخص است. نوح روزنامهنگار بود. از جوانی در مطبوعات چپ مینوشت. بیستسال در کیهان و سالها در رادیو تلویزیون ملی و مطبوعات دیگر کار کرد. خودش را بیشتر ژورنالیست میدانست و حق همین بود. بعد از مهاجرت هم در مطبوعات خارج نوشت. برنامههای خوب تلویزیونی هم داشت.
نوح طنزپرداز بود. دربارۀ طنز کتاب نوشته: بررسی طنز در ادبیات و مطبوعات فارسی. مقالۀ خوبی هم دربارۀ یغمای جندقی نوشت که حبیب یغمایی از بس خوشش آمد آن را در یغما تجدید چاپ کرد. شیفتۀ محمدعلی افراشته بود و بعضی آثار افراشته را در سه جلد جمع کرد. این کارش با همۀ کاستیها خدمت ارجمندی بود. مطالب مفیدی هم دربارۀ افراشته نوشت. نوح اولین شعرش را در چلنگر افراشته چاپ کرد. مثل افراشته کارگرپیشه بود. مثل افراشته شعر طنز میگفت. مثل افراشته تودهای و روزنامهنویس بود. مثل افراشته مخاطب طنزش را مردم عادی قرار داده بود. اگر افراشته در شعر گیلکی استاد بود، نوشتهاند که نوح نیز درشعر به لهجۀ سمنانی متبحر بود و مثل افراشته و به خواست و تشویق افراشته، شعر به گویش محلی را در خدمت آرمانهای سیاسی و اجتماعی خود درآورد. حسرت هم میخورد که کاش افراشته زنده بود و پیروزی انقلاب را میدید!
نصرتالله نوح به ادب خطۀ سمنان خدمت کرد. او دیوان رفعت سمنانی، صوفی باذوق، را تصحیح کرد. کتاب تذکرۀ شعرای سمنان او مهم و ارزشمند است. مرارتها برای تدوین آن و نوشتن شرح حال شاعران گمنام سمنان کشید. خاطرات مفصلی هم نوشته به اسم یادماندهها که متأسفانه من آن را ندیدهام و پراکنده بخشهایی از آن را اینجا و آنجا خواندهام . خودش این کتاب را بهترین کارش میدانست.
نصرتالله نوح یک تودهای بود که سالها بغض حکومت پهلوی را در دل نهفت و پرورد. به قول خودش «با سرنگونی آن رژیم خونآشام در جشن پیروزی انقلاب شکوهمند ایران پایکوبی» کرد. بعد از پایکوبی، وقتی عرصه بر رفقا تنگ شد، نوح به عون و نصرت الهی، بر کشتی طنز روزگار نشست و از ورطۀ انقلاب زمانه، رخت به «آمریکای جهانخوار» کشید و در همانجا بزیست تا درگذشت. نامش بماناد.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نصرتالله نوحیان معروف و متخلص به نوح (۱۳۱۰-۱۳۹۹) درگذشت. نوح نویسندهای خوب و شاعری متوسط به پایین بود و اغلب در قاب معانی القاءشده از سوی حزب توده، شعر جدی و طنز و نوگونه و کلاسیک میسرود. از تودهایهای کهنهکار بود. مردمدوست بود. از کودکی کار کرد. درس خواند و نجاری کرد. در دورۀ شاه به زندان افتاد. نفرت عجیبی از شاه و سلطنت داشت که در برخی شعرهایش بازتاب یافته. چند دفتر شعر داشت. برگزیدۀ اشعار سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۹ او در دفتری به اسم فرزند رنج منتشر شده است. از همین اسم، مذاق تودهای او مشخص است. نوح روزنامهنگار بود. از جوانی در مطبوعات چپ مینوشت. بیستسال در کیهان و سالها در رادیو تلویزیون ملی و مطبوعات دیگر کار کرد. خودش را بیشتر ژورنالیست میدانست و حق همین بود. بعد از مهاجرت هم در مطبوعات خارج نوشت. برنامههای خوب تلویزیونی هم داشت.
نوح طنزپرداز بود. دربارۀ طنز کتاب نوشته: بررسی طنز در ادبیات و مطبوعات فارسی. مقالۀ خوبی هم دربارۀ یغمای جندقی نوشت که حبیب یغمایی از بس خوشش آمد آن را در یغما تجدید چاپ کرد. شیفتۀ محمدعلی افراشته بود و بعضی آثار افراشته را در سه جلد جمع کرد. این کارش با همۀ کاستیها خدمت ارجمندی بود. مطالب مفیدی هم دربارۀ افراشته نوشت. نوح اولین شعرش را در چلنگر افراشته چاپ کرد. مثل افراشته کارگرپیشه بود. مثل افراشته شعر طنز میگفت. مثل افراشته تودهای و روزنامهنویس بود. مثل افراشته مخاطب طنزش را مردم عادی قرار داده بود. اگر افراشته در شعر گیلکی استاد بود، نوشتهاند که نوح نیز درشعر به لهجۀ سمنانی متبحر بود و مثل افراشته و به خواست و تشویق افراشته، شعر به گویش محلی را در خدمت آرمانهای سیاسی و اجتماعی خود درآورد. حسرت هم میخورد که کاش افراشته زنده بود و پیروزی انقلاب را میدید!
نصرتالله نوح به ادب خطۀ سمنان خدمت کرد. او دیوان رفعت سمنانی، صوفی باذوق، را تصحیح کرد. کتاب تذکرۀ شعرای سمنان او مهم و ارزشمند است. مرارتها برای تدوین آن و نوشتن شرح حال شاعران گمنام سمنان کشید. خاطرات مفصلی هم نوشته به اسم یادماندهها که متأسفانه من آن را ندیدهام و پراکنده بخشهایی از آن را اینجا و آنجا خواندهام . خودش این کتاب را بهترین کارش میدانست.
نصرتالله نوح یک تودهای بود که سالها بغض حکومت پهلوی را در دل نهفت و پرورد. به قول خودش «با سرنگونی آن رژیم خونآشام در جشن پیروزی انقلاب شکوهمند ایران پایکوبی» کرد. بعد از پایکوبی، وقتی عرصه بر رفقا تنگ شد، نوح به عون و نصرت الهی، بر کشتی طنز روزگار نشست و از ورطۀ انقلاب زمانه، رخت به «آمریکای جهانخوار» کشید و در همانجا بزیست تا درگذشت. نامش بماناد.
میلاد عظیمی
نور سیاه
#فرهیختگان صدای فرزانگان
کتابخانه دانشگاه بن واقع در کشور آلمان اخیراً آرشیو شماری از نشریات قدیمی ایران را به صورت دیجیتال در شبکه اینترنت قرار داده است. این نشریات از جمله عبارتند از اختر، آینده، باباشمل، بهار، دانش، حبل المتین، جنگل، مجلس، نامه فرهنگستان، نشریه مدرسه مبارکه دارالفنون تبریز، نوروز، روح القدس، شرف، شرافت، شرق، شکوفه، سراج الاخبار، صوراسرافیل، تربیت و یادگار.
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
جان آگه با #فرهیختگان
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
جان آگه با #فرهیختگان
کتاب : «فارابی و الحروف؛ جستاری در تأملات زبانی فلسفی فارابی»
🔹کتاب «الحروف» به مسئله عقل و دین و پیوند آنها و اهمیت توجه به عقل در جامعه پرداخته است. بر این اساس، نویسنده در کتاب فارابی و الحروف سعی کرده نشان دهد «الحروف» تنها یک کتاب نیست، بلکه رهیافت کلانی دارد که اهمیت اساسی اندیشه عقلی را نشان میدهد.
بخشی از کتاب فارابی و الحروف تالیف قاسم پورحسن
🔹آدمی در درجه اول برای بیان مقصودش از اشاره بهره می برد بعد از اشاره، آدمی صدا را بکار گرفته است. نخستین نوع از صداها، نداء و خطاب قرار دادن بود. اشاره تنها زمانی بکار میرود که آدمی بخواهد مقصود خود را با اشاره به امور محسوس بیان نماید. بعد از آن است که صداهای گوناگون بکار برده میشود تا با هر کدام از صداها، معانی و امور محسوس را بنحو متمایز نشان دهد. هر کدام از صداها بنحو مشخص و منحصر بر مدلولی خاص و محدود دلالت میکند هر کدام از این صداها حکایت از معانی و مدلول خاص دارد.
🔹بنظر میرسد پیدایش این آواها بدین نحو باشد که با کوبیدن و برخورد هوای نَفَس (هوای ریه ها م.) با بخشی از اجزای حلق یا با چیزی که از اجزای درون آن است و درون بینی یا دو لب است، شکل میگیرد. این اجزاء و اعضاء با هوای نَفَس برخورد میکند. برخورد و کوبیدن اولا همان نیرویی است که هوای نَفَس را از ریه و درون حلق میدمد و به سوی آن بخشی از حلقی که به جانب دهان و بینی کشیده شده، سوق میدهد و سپس به جانب دو لب میراند. سپس زبان، این هوا را دریافت میکند و پس از آن هوا را فشار داده و تجزیه میکند و به اجزایی متناسب با اجزای درونی دهان و آنگاه آنها را متناسب با تک تک اجزای ریشه ها و پایین دندان، تجزیه کرده و به سمت دندان هدایت میکند. با کارکرد زبان و دندان، هر جزیی که زبان بر روی آن فشار وارد میکند و برخورد پیدا میکند، با این کوبیدن و ضربه زدن، صدا و آوای مشخصی پدید میآید و سپس زبان، این صداها را به کمک هوا از بخشی به بخش دیگر دهان منتقل میکند و بدین ترتیب، صداها و آواهای فراوانی به صورت پی در پی و به صورت مشخص شکل میگیرد.
🔹ظاهر امر چنین است که زبان ابتدائا به جانب جزئی حرکت میکند که حرکت بدان سمت برای آن ، آسانترین جانب باشد. مردمانی که در سرزمینی واحد زندگی میکنند و بگونه ای هستند که اعضاء و بخش های زیستی آنها از سرشت و خلقت نزدیکی برخوردار است زبانشان بگونه ای آفریده شده که انواع حرکات آن در بخش های مختلف در درون دهان، در واقع یک نوع میباشد و این برای زبان آن قوم آسانتر از حرکت به بخش های گوناگون دیگر است.
🔹ساکنان دیگر در سرزمین و مکانی دیگر، در صورتی که مردمانش دارای سرشت و مزاج متفاوتی از سرشت افراد سرزمین نخست داشته باشند، بگونه ای آفریده شدند که حرکت گوناگون زبان هایشان در درون دهان آسانتر از حرکات زبان به اجزایی است که زبانشان مربوط به سرزمین و آبادی دیگری است. بدینسان آواها و صداهای مختلفی پیدایش یافتند که انسانها آنها را در ابتدا بمثابه علامات و نشانه هایی برای حکایت کردن از مقصودشان در اشاره نمودن و نشان دادن امور عینی ِ محسوس بکار میبرند. این نخستین دلیل در تفاوت های زبان ملت ها می باشد. از اینرو این آواها و صداهای نخستین، همان حروف هجایی و الفبایی میباشند.
🔹از آنجاییکه تعداد حروفی که در ابتدا بمنزله علائم و نشانه ها بکار رفته اند محدود بوده و برای دلالت کردن بر تمامی آنچه را که مقصودشان بوده، کفایت نمیکرد لذا انسانها ناچار شدند تا دست به ترکیب آنها با کنار هم نهادن حروف بزنند. بدینسان الفاظی از دو حرف یا حروف بیشتر بوجود آمده و از آنها بعنوان علاماتی برای حکایت کردن اشیاء و امور استفاده کردند.
🔹حروف و الفاظ در ابتدا نشانه هایی برای امور محسوس که امکان اشاره کردن به آنها وجود داشت، استفاده شد و سپس برای معقولاتی که مرتبط با محسوسات بوده و امکان اشاره به آنها بود، استفاده گردید. هر معقول کلی دارای اشخاصی است متفاوت از اشخاص معقول دیگر. بنابراین آواها و صداهای مختلف بسیاری بوجود آمدند که برخی از آنها نشانه ای برای امور محسوس بوده – که همان القاب و نامها است - و برخی دیگر دلالت بر معقولات کلیه ای میکند که دارای افراد و اشخاص محسوس است . تنها زمانی فهمیده میشود که آواها و صداها دلالت بر معقولات میکند که هر صدایی بعینه هم بر شخص خاص دلالت نماید و هم بر تمامی اشخاصی که در معقول بودن تشابه با او دارند سپس صدایی دیگر بر شخصی که در ذیل مفهوم معقول دیگری است، استفاده میشود و همچنین بر همه اشخاصی که در معقول بودن با آن شباهت داشته باشد بکار میرود.
قاسم پورحسن
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔹کتاب «الحروف» به مسئله عقل و دین و پیوند آنها و اهمیت توجه به عقل در جامعه پرداخته است. بر این اساس، نویسنده در کتاب فارابی و الحروف سعی کرده نشان دهد «الحروف» تنها یک کتاب نیست، بلکه رهیافت کلانی دارد که اهمیت اساسی اندیشه عقلی را نشان میدهد.
بخشی از کتاب فارابی و الحروف تالیف قاسم پورحسن
🔹آدمی در درجه اول برای بیان مقصودش از اشاره بهره می برد بعد از اشاره، آدمی صدا را بکار گرفته است. نخستین نوع از صداها، نداء و خطاب قرار دادن بود. اشاره تنها زمانی بکار میرود که آدمی بخواهد مقصود خود را با اشاره به امور محسوس بیان نماید. بعد از آن است که صداهای گوناگون بکار برده میشود تا با هر کدام از صداها، معانی و امور محسوس را بنحو متمایز نشان دهد. هر کدام از صداها بنحو مشخص و منحصر بر مدلولی خاص و محدود دلالت میکند هر کدام از این صداها حکایت از معانی و مدلول خاص دارد.
🔹بنظر میرسد پیدایش این آواها بدین نحو باشد که با کوبیدن و برخورد هوای نَفَس (هوای ریه ها م.) با بخشی از اجزای حلق یا با چیزی که از اجزای درون آن است و درون بینی یا دو لب است، شکل میگیرد. این اجزاء و اعضاء با هوای نَفَس برخورد میکند. برخورد و کوبیدن اولا همان نیرویی است که هوای نَفَس را از ریه و درون حلق میدمد و به سوی آن بخشی از حلقی که به جانب دهان و بینی کشیده شده، سوق میدهد و سپس به جانب دو لب میراند. سپس زبان، این هوا را دریافت میکند و پس از آن هوا را فشار داده و تجزیه میکند و به اجزایی متناسب با اجزای درونی دهان و آنگاه آنها را متناسب با تک تک اجزای ریشه ها و پایین دندان، تجزیه کرده و به سمت دندان هدایت میکند. با کارکرد زبان و دندان، هر جزیی که زبان بر روی آن فشار وارد میکند و برخورد پیدا میکند، با این کوبیدن و ضربه زدن، صدا و آوای مشخصی پدید میآید و سپس زبان، این صداها را به کمک هوا از بخشی به بخش دیگر دهان منتقل میکند و بدین ترتیب، صداها و آواهای فراوانی به صورت پی در پی و به صورت مشخص شکل میگیرد.
🔹ظاهر امر چنین است که زبان ابتدائا به جانب جزئی حرکت میکند که حرکت بدان سمت برای آن ، آسانترین جانب باشد. مردمانی که در سرزمینی واحد زندگی میکنند و بگونه ای هستند که اعضاء و بخش های زیستی آنها از سرشت و خلقت نزدیکی برخوردار است زبانشان بگونه ای آفریده شده که انواع حرکات آن در بخش های مختلف در درون دهان، در واقع یک نوع میباشد و این برای زبان آن قوم آسانتر از حرکت به بخش های گوناگون دیگر است.
🔹ساکنان دیگر در سرزمین و مکانی دیگر، در صورتی که مردمانش دارای سرشت و مزاج متفاوتی از سرشت افراد سرزمین نخست داشته باشند، بگونه ای آفریده شدند که حرکت گوناگون زبان هایشان در درون دهان آسانتر از حرکات زبان به اجزایی است که زبانشان مربوط به سرزمین و آبادی دیگری است. بدینسان آواها و صداهای مختلفی پیدایش یافتند که انسانها آنها را در ابتدا بمثابه علامات و نشانه هایی برای حکایت کردن از مقصودشان در اشاره نمودن و نشان دادن امور عینی ِ محسوس بکار میبرند. این نخستین دلیل در تفاوت های زبان ملت ها می باشد. از اینرو این آواها و صداهای نخستین، همان حروف هجایی و الفبایی میباشند.
🔹از آنجاییکه تعداد حروفی که در ابتدا بمنزله علائم و نشانه ها بکار رفته اند محدود بوده و برای دلالت کردن بر تمامی آنچه را که مقصودشان بوده، کفایت نمیکرد لذا انسانها ناچار شدند تا دست به ترکیب آنها با کنار هم نهادن حروف بزنند. بدینسان الفاظی از دو حرف یا حروف بیشتر بوجود آمده و از آنها بعنوان علاماتی برای حکایت کردن اشیاء و امور استفاده کردند.
🔹حروف و الفاظ در ابتدا نشانه هایی برای امور محسوس که امکان اشاره کردن به آنها وجود داشت، استفاده شد و سپس برای معقولاتی که مرتبط با محسوسات بوده و امکان اشاره به آنها بود، استفاده گردید. هر معقول کلی دارای اشخاصی است متفاوت از اشخاص معقول دیگر. بنابراین آواها و صداهای مختلف بسیاری بوجود آمدند که برخی از آنها نشانه ای برای امور محسوس بوده – که همان القاب و نامها است - و برخی دیگر دلالت بر معقولات کلیه ای میکند که دارای افراد و اشخاص محسوس است . تنها زمانی فهمیده میشود که آواها و صداها دلالت بر معقولات میکند که هر صدایی بعینه هم بر شخص خاص دلالت نماید و هم بر تمامی اشخاصی که در معقول بودن تشابه با او دارند سپس صدایی دیگر بر شخصی که در ذیل مفهوم معقول دیگری است، استفاده میشود و همچنین بر همه اشخاصی که در معقول بودن با آن شباهت داشته باشد بکار میرود.
قاسم پورحسن
#فرهیختگان صدای فرزانگان
چرا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست؟
حسین دباغ
آیا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین در ایام محرم حین شیوع کرونا اخلاقاً رواست؟ به باور من تقریباً یقیناً نارواست. استدلال من به سادگی تمام چنین است:
🔹برگزاری و شرکت در مراسمی غیر ضروری که جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند، اخلاقاً نارواست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، چه به جهت اخلاقی، چه به جهت دینی، ضروری نیست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، به سبب شیوع کرونا، جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند.
🔹بنابراین، برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست...
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
#فرهیختگان صدای فرزانگان
حسین دباغ
آیا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین در ایام محرم حین شیوع کرونا اخلاقاً رواست؟ به باور من تقریباً یقیناً نارواست. استدلال من به سادگی تمام چنین است:
🔹برگزاری و شرکت در مراسمی غیر ضروری که جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند، اخلاقاً نارواست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، چه به جهت اخلاقی، چه به جهت دینی، ضروری نیست.
🔹برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین، به سبب شیوع کرونا، جان کثیری از آدمیان را تهدید میکند.
🔹بنابراین، برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست...
پیوند به متن کامل این یادداشت در سایت دینآنلاین
#فرهیختگان صدای فرزانگان
دینآنلاین
چرا برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین حین شیوع کرونا اخلاقاً نارواست؟ ll حسین دباغ
تصور میکنم استدلال "اخلاقی" له این ادعا که برگزاری و شرکت در مراسم عزاداری امام حسین ضروری نیست چندان مشکل نباشد. آیا شیعیانی که معتقد به عزاداری امام حسین هستند وظیفه اخلاقی دارند که حتماً در هر شرایطی در این مراسم شرکت کنند و آن را برگزار کنند؟
واعظی خوشآواز در کتابخانه و مرکز اسناد "مجلس شورا" نشستی هماندیشانه در مذمت انتخابات برگزار کرده تا آسیبهای "صندوق رای" این بلای جان ولایت شناسایی شده و برای ساماندهی و ارادتبندی همه گرایشها زیر عمود خیمه انقلاب چارهاندیشی شود. این "مقام مجلس شورا" چاره را در وصلت صندوقهای رای با اصل اصیل و فصل قویم "بیعت" دانسته و افزوده که قرار از اول چنین نبود و سقف خلافت بر ستون بیعت بود و اساسا ما را چه به انتخابات !
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتیمعز
متن خبر
https://www.ical.ir/ical/fa/Content/articles/1399051610183
جان آگه با #فرهیختگان
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتیمعز
متن خبر
https://www.ical.ir/ical/fa/Content/articles/1399051610183
جان آگه با #فرهیختگان
www.ical.ir
اولین نشست از سلسه نشستهای "دوشنبه های اندیشه" در کتابخانه مجلس برگزار شد
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام و توصیه عبدالکریم سروش مبنی بر شرکت نکردن در مراسم عزاداریهای حسینی در ایام شیوع بیماری کرونا
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
🔵 "دیدهبان اندیشه"
دیدهبان اندیشه مجله الکترونیکی رصد و تحلیل انتقادی در حوزه علوم انسانی، مطالعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. با مرور صفحات مجازی اندیشه در ماه گذشته، شاهد مباحث مختلف در حوزه اندیشه بودهایم. ت
✅ میزگرد این شماره
در این شماره به گزارشی از همایش «روششناسی علوم انسانی؛ چالشها و راهکارها» پرداخته شده که از سوی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد. در این میزگرد به بهانه کتاب جدید او با عنوان «پسااسلامیسم»، به بحث و گفتگو از جریان چپ نو میپردازد.
✅ ویژه این شماره
مساله عدالت، تحلیل و بررسی جریان عدالت خواهی، مساله فساد، تحولات قوه قضائیه و سیری در اندیشههای شهید بهشتی مباحثی است که در این بخش مورد توجه قرار گرفته است.
✅ بازتاب این شماره
در بازتاب این شماره به مصاحبه جنجالی علیرضا علوی تبار پرداخته شده که بار دیگر به صراحت به مساله رادیکالیسم در جریان چپ اشاره کرده و بسیاری از اصلاحطلبان را به باد انتقاد گرفت. این مصاحبه واکنشهای بسیاری را در پی داشت که سعی شده به برخی از مهمترین آنها اشاره گردد.
✅ چالش این شماره
در ابتدا تیرماه بود که خبر نامه موسوی خوئینیها، به تیتر اول خبرگزاریها بدل شد. موسوی خوئینیها که سالها نسبت به مسائل و مشکلات عدیده جامعه سکوت را برگزیده بود، با نگارش نامهای دوباره نگاهها را به خود جلب کرد. فارغ از اصل نامه که به وخامت اوضاع جامعه هشدار داده بود، واکنشهای مختلفی را از سوی جریانات سیاسی و فرهنگی در پی داشت. تا آنجا که بین خود اصلاحطلبان در حمایت از این نامه اختلاف افتاد و هر کسی سعی کرد به نوعی به این مساله واکنش نشان بدهد. آرمین و حجاریان و تاجزاده به دفاع از وی پرداختند و مطالبی را در تأیید وی آوردند و از سوی دیگر صادق زیباکلام و تدینی و قوچانی این نامه را نمایشی مضحک برای توجیه کارنامه گذشته خود دانستند! در بخش چالش به این توضیح و تحلیلها این نامه پرداختهایم.
علاقه مندان را به مطالعه این نشریه دعوت می کنم.
علی زمانیان
جان آگه با #فرهیختگان
دیدهبان اندیشه مجله الکترونیکی رصد و تحلیل انتقادی در حوزه علوم انسانی، مطالعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. با مرور صفحات مجازی اندیشه در ماه گذشته، شاهد مباحث مختلف در حوزه اندیشه بودهایم. ت
✅ میزگرد این شماره
در این شماره به گزارشی از همایش «روششناسی علوم انسانی؛ چالشها و راهکارها» پرداخته شده که از سوی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به صورت مجازی برگزار شد. در این میزگرد به بهانه کتاب جدید او با عنوان «پسااسلامیسم»، به بحث و گفتگو از جریان چپ نو میپردازد.
✅ ویژه این شماره
مساله عدالت، تحلیل و بررسی جریان عدالت خواهی، مساله فساد، تحولات قوه قضائیه و سیری در اندیشههای شهید بهشتی مباحثی است که در این بخش مورد توجه قرار گرفته است.
✅ بازتاب این شماره
در بازتاب این شماره به مصاحبه جنجالی علیرضا علوی تبار پرداخته شده که بار دیگر به صراحت به مساله رادیکالیسم در جریان چپ اشاره کرده و بسیاری از اصلاحطلبان را به باد انتقاد گرفت. این مصاحبه واکنشهای بسیاری را در پی داشت که سعی شده به برخی از مهمترین آنها اشاره گردد.
✅ چالش این شماره
در ابتدا تیرماه بود که خبر نامه موسوی خوئینیها، به تیتر اول خبرگزاریها بدل شد. موسوی خوئینیها که سالها نسبت به مسائل و مشکلات عدیده جامعه سکوت را برگزیده بود، با نگارش نامهای دوباره نگاهها را به خود جلب کرد. فارغ از اصل نامه که به وخامت اوضاع جامعه هشدار داده بود، واکنشهای مختلفی را از سوی جریانات سیاسی و فرهنگی در پی داشت. تا آنجا که بین خود اصلاحطلبان در حمایت از این نامه اختلاف افتاد و هر کسی سعی کرد به نوعی به این مساله واکنش نشان بدهد. آرمین و حجاریان و تاجزاده به دفاع از وی پرداختند و مطالبی را در تأیید وی آوردند و از سوی دیگر صادق زیباکلام و تدینی و قوچانی این نامه را نمایشی مضحک برای توجیه کارنامه گذشته خود دانستند! در بخش چالش به این توضیح و تحلیلها این نامه پرداختهایم.
علاقه مندان را به مطالعه این نشریه دعوت می کنم.
علی زمانیان
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
attach 📎
Forwarded from کانال پویش ملی هر خانه یک حسینیه
"محرم، ماهی برای اندیشیدن به هستی و رسالت باورمندان"
شب های دهه اول محرم، همراه هستیم با سخنرانی های استادان دانشگاه و حوزه.
سخنرانان مدعو:
- دکتر انشاالله رحمتی
- دکتر حجت الاسلام اکبری
- آیت الله فاضلی
- دکتر حسن محدثی
- دکتر سید جواد میری
- دکتر مهراب صادق نيا
- دکتر حسین روحانی
- دکتر نوشین
- دکتر محمدحسین بادامچی
- دکتر حجت الاسلام حسین حسینی
- دکتر ادبی
- دکتر محمدحسن علایی
- دکتر محمدتقی سبحانی
#در_خانه_بمانیم
#هر_خانه_یک_حسینیه
https://t.me/harkhaneh
https://www.instagram.com/khaneh.hoseinieh/
شب های دهه اول محرم، همراه هستیم با سخنرانی های استادان دانشگاه و حوزه.
سخنرانان مدعو:
- دکتر انشاالله رحمتی
- دکتر حجت الاسلام اکبری
- آیت الله فاضلی
- دکتر حسن محدثی
- دکتر سید جواد میری
- دکتر مهراب صادق نيا
- دکتر حسین روحانی
- دکتر نوشین
- دکتر محمدحسین بادامچی
- دکتر حجت الاسلام حسین حسینی
- دکتر ادبی
- دکتر محمدحسن علایی
- دکتر محمدتقی سبحانی
#در_خانه_بمانیم
#هر_خانه_یک_حسینیه
https://t.me/harkhaneh
https://www.instagram.com/khaneh.hoseinieh/
«ستایش کیهان کلهر در کلام بهرام بیضایی»
این یادداشت «هنر کلهر بودن» نام دارد که به مناسبت سوم آذر سالروز تولد کیهان کلهر منتشر شده است. متن یادداشت بیضایی به این شرح است:
موشکی ساختهاند مدعیان صلح، در جنگی بیمعنا خانه و خانواده پدری کیهان کلهر کمانچهنواز را وسط شهر تهران نابود کرد. وی از دور فقط میتوانست در مرگ دلبندانش بهتش بزند که ابلهان جهان در جواب هم عربده میکردند و جوانان کرور کرور قربانیشدن خود را رژه میرفتند، و تاجران به تجارت اسلحه سودهای کلان میاندوختند و سرودهای ستایش جنگ و تعصب از رسانهها به هوا بود. میگویند شور در هنر کلهر از این ستم افتاد. شگفت نیست که از ساز کلهر گاه نوای مویه میآید یا شکوه و خروش و سرزنش و دشنام!
امتیاز این شور را به جنگنده و بمبافکن و موشک ندهیم. برخی در بهت چنین فاجعهای خود نیز رفته رفته نابود میشوند. کلهر این نابودی را با دو تکه چوب بیجان پس راند. با کمانک و کُمچه، کَمانچه. یا به لفظ خود استاد کُمانچه، با آفرینش فرهنگ. و از پای درنیامد. کمانچه کلهر را مینوازد و کلهر کمانچه را. از کمانچه نوای کلهر برمیآید و از کلهر نوای کمانچه. از کلهر شور و خروشِ ساز میشنوی و از ساز شور و خروش کلهر. کدامیک کدامند؟
بی هر کدام دیگری خاموش است، بی هر کدام دیگری نامی گذراست. کمانچه به کلهر و کلهر به کمانچه دروغ نمیگوید. هر کدام دیگری را چنان مینوازد که گم کنی نوازنده کدام است و کدام است آنکه مینوازندش. کلهر ساز خودش است و نوازنده خودش. استادان بسیار بوده و هستند، شوریده جان چندان نیست. کمانچه و کلهر گاه یک فریادند که هر که شنید با هر دو همنواست. کلهر در خشم، در ویرانی و در نیایشِ آفریدن است که به شور خود دو پاره چوب بیزبان را جان میدهد و خود بدان باز آفریده میشود. و شگفت نیست که از دل رنجیده ساز وی سرانجام آوایِ شادی میشنویم. کلهر دمی بشکنزنان و دمی پنجهکشان کمانچهاش را به رقص درمیآورد. کمانچه از کمانچهبودن خود فراتر میرود، دمی ره به تمبک میزند و دمی سر به تنبور و دوتار میساید و شکوه و خروش و سرزنش به ستایش زندگانی نو و مژده بهروزی فردای بهتر میانجامد. همین است که بسیاری چون من، که کسی هم نیستیم، یک کشش تلخ کمانک بر کمانچه را برتر از خروش همه ارتشهای جهان میگیریم و همه بمبها و اسلحهها و افتخارات، همه عربدههای غرور در بلندگوهای فریب، و همه خدعههای ویرانگر مرگبار جهانجویان خودپرست. اگر نوازندۀ آن کسی چون کیهان کلهر باشد!
بهرام بیضایی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
این یادداشت «هنر کلهر بودن» نام دارد که به مناسبت سوم آذر سالروز تولد کیهان کلهر منتشر شده است. متن یادداشت بیضایی به این شرح است:
موشکی ساختهاند مدعیان صلح، در جنگی بیمعنا خانه و خانواده پدری کیهان کلهر کمانچهنواز را وسط شهر تهران نابود کرد. وی از دور فقط میتوانست در مرگ دلبندانش بهتش بزند که ابلهان جهان در جواب هم عربده میکردند و جوانان کرور کرور قربانیشدن خود را رژه میرفتند، و تاجران به تجارت اسلحه سودهای کلان میاندوختند و سرودهای ستایش جنگ و تعصب از رسانهها به هوا بود. میگویند شور در هنر کلهر از این ستم افتاد. شگفت نیست که از ساز کلهر گاه نوای مویه میآید یا شکوه و خروش و سرزنش و دشنام!
امتیاز این شور را به جنگنده و بمبافکن و موشک ندهیم. برخی در بهت چنین فاجعهای خود نیز رفته رفته نابود میشوند. کلهر این نابودی را با دو تکه چوب بیجان پس راند. با کمانک و کُمچه، کَمانچه. یا به لفظ خود استاد کُمانچه، با آفرینش فرهنگ. و از پای درنیامد. کمانچه کلهر را مینوازد و کلهر کمانچه را. از کمانچه نوای کلهر برمیآید و از کلهر نوای کمانچه. از کلهر شور و خروشِ ساز میشنوی و از ساز شور و خروش کلهر. کدامیک کدامند؟
بی هر کدام دیگری خاموش است، بی هر کدام دیگری نامی گذراست. کمانچه به کلهر و کلهر به کمانچه دروغ نمیگوید. هر کدام دیگری را چنان مینوازد که گم کنی نوازنده کدام است و کدام است آنکه مینوازندش. کلهر ساز خودش است و نوازنده خودش. استادان بسیار بوده و هستند، شوریده جان چندان نیست. کمانچه و کلهر گاه یک فریادند که هر که شنید با هر دو همنواست. کلهر در خشم، در ویرانی و در نیایشِ آفریدن است که به شور خود دو پاره چوب بیزبان را جان میدهد و خود بدان باز آفریده میشود. و شگفت نیست که از دل رنجیده ساز وی سرانجام آوایِ شادی میشنویم. کلهر دمی بشکنزنان و دمی پنجهکشان کمانچهاش را به رقص درمیآورد. کمانچه از کمانچهبودن خود فراتر میرود، دمی ره به تمبک میزند و دمی سر به تنبور و دوتار میساید و شکوه و خروش و سرزنش به ستایش زندگانی نو و مژده بهروزی فردای بهتر میانجامد. همین است که بسیاری چون من، که کسی هم نیستیم، یک کشش تلخ کمانک بر کمانچه را برتر از خروش همه ارتشهای جهان میگیریم و همه بمبها و اسلحهها و افتخارات، همه عربدههای غرور در بلندگوهای فریب، و همه خدعههای ویرانگر مرگبار جهانجویان خودپرست. اگر نوازندۀ آن کسی چون کیهان کلهر باشد!
بهرام بیضایی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
واعظی خوشآواز در کتابخانه و مرکز اسناد "مجلس شورا" نشستی هماندیشانه در مذمت انتخابات برگزار کرده تا آسیبهای "صندوق رای" این بلای جان ولایت شناسایی شده و برای ساماندهی و ارادتبندی همه گرایشها زیر عمود خیمه انقلاب چارهاندیشی شود. این "مقام مجلس شورا" چاره را در وصلت صندوقهای رای با اصل اصیل و فصل قویم "بیعت" دانسته و افزوده که قرار از اول چنین نبود و سقف خلافت بر ستون بیعت بود و اساسا ما را چه به انتخابات !
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
خب البته پیداست که این مجلس با آن تایید محکم رهبری، ماموریتی جز تمهید منویات معظم برای صعود جمهوریِ بدنام به ملکوت ولایت عظمای الهیه ندارد اما چرا نقشه هدم انتخابات در خانه ملت ! چنین نشستی میشد در یک مرکز غیرانتخابی یا ولایتی/خلافتی برگزار شود نه درجایی که ظاهرا منسوب به مردم است و وظیفه اعمال و اجرای اراده عمومی را دارد. مثل اینکه با بودجه شورای مدیریت یا جامعه مدرسین نشستی در فیضیه برای برچیدن حوزههای علمیه برگزار شود یا همایشی در بیت رهبری برای خاتمه نظام ولایت و اعلام کامل جمهوری !
هرچه فروماندگی دولت در کار خویش و خفت رای جمهور بیشتر است، شوق شتابناک اهل ولایت و ذوق خلافتـیان در خلق شعبدههای بدیع، بیشتر !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
مردم لبنان را درک کنیم!
گروهی از مردم مصیبتزدهی لبنان، کارد چنان بهمغز استخوانشان رسیده است، که خواستهاند ادارهی کشورشان برای مدت ده سال بهفرانسه سپرده شود. بهنظرم کاملاً حق دارند. سالها با خود کلنجار میرفتم که استعمار خارجی بدتر است یا استبداد داخلی؟ مدتیست پاسخ سؤالم را یافتهام: شهروندی که زیر خط فقر زندگی میکند، امیدی بهآینده ندارد، تحقیر میشود، خود و عزیزانش، تنها و تنها بهسبب اعتراض، زندان، تبعید، از حقوق اجتماعی محروم، آواره و حتی اعدام میشوند، برایش چه فرق دارد که مسبب سیهروزیاش، استعمار خارجی است یا استبداد داخلی؟ ظالم، ظالم است؛ خودی و غیرخودی هم ندارد. الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. نزاع دو جناح هشت و چهارده مارس در لبنان، آن هم بهنیابت از ایران و عربستان، مردم آن کشور را بهمنتها درجهی ستوه آورده است. افراط معترضین، نتیجهی قهری سالها تفریط هر دو جناح، در ادارهی شرافتمندانهی امور مردم است.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان
گروهی از مردم مصیبتزدهی لبنان، کارد چنان بهمغز استخوانشان رسیده است، که خواستهاند ادارهی کشورشان برای مدت ده سال بهفرانسه سپرده شود. بهنظرم کاملاً حق دارند. سالها با خود کلنجار میرفتم که استعمار خارجی بدتر است یا استبداد داخلی؟ مدتیست پاسخ سؤالم را یافتهام: شهروندی که زیر خط فقر زندگی میکند، امیدی بهآینده ندارد، تحقیر میشود، خود و عزیزانش، تنها و تنها بهسبب اعتراض، زندان، تبعید، از حقوق اجتماعی محروم، آواره و حتی اعدام میشوند، برایش چه فرق دارد که مسبب سیهروزیاش، استعمار خارجی است یا استبداد داخلی؟ ظالم، ظالم است؛ خودی و غیرخودی هم ندارد. الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم. نزاع دو جناح هشت و چهارده مارس در لبنان، آن هم بهنیابت از ایران و عربستان، مردم آن کشور را بهمنتها درجهی ستوه آورده است. افراط معترضین، نتیجهی قهری سالها تفریط هر دو جناح، در ادارهی شرافتمندانهی امور مردم است.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیمای ملی و عناد با علم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد بهاء الدین خرمشاهی از استاد عباس زریاب خویی می گوید
کاری از موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران
#فرهیختگان صدای فرزانگان