فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
ashena.pdf
212.1 KB
گفت‌وگوی ماهنامه اندیشه پویا با حسام‌الدین آشنا

یادتان هست که در گفت‌وگوی اولی که داشتیم، گقتید که آقای روحانی نمی‌خواهد مانند آقای خاتمی باشد، و گفتید که آقای روحانی نمی‌خواهد تدارکاتچی باشد و می‌خواهد جایگاه ریاست‌جمهوری را به این مقام برگرداند؟

بله، همینطور است. آقای خاتمی هم نمی‌خواست تدارکاتچی باشد، آقای احمدی نژاد هم نمی‌خواست تدارکاتچی باشد.

متن کامل گفتگو در فایل پی دی اف ضمیمه


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
🔺نشست سقوط دموکراسی در ایران؟ (مروری بر عملیات آژاکس: کودتای 28 مرداد 32) حسب تصمیم گروه مدیریت مطالعات بریتانیا در اینستاگرام مطالعات اروپا و بریتانیا به شرح زیر برگزار می شود.

⏰این نشست در تاریخ 20 آگوست 2020 از ساعت 17:30 تا 19:30 به‌وقت لندن برابر با 30 مرداد 1399 از ساعت 21 تا 23 به‌وقت تهران برگزار می‌شود.

http://Instagram.com/European_and_British_studies


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
جامی‌‌ست که عقل آفرین می‌زندش

سایه تعریف می‌کرد روزی آقای به‌آذین، نویسنده و مترجم نامور، و آقای شجریان مهمان او بودند. حرف خیام به میان آمد و شجریان با آواز این رباعی خیام را خواند:

جامی‌‌ست که عقل آفرین می‌زندش
صد بوسۀ مهر بر جبین می‌زندش

این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف
می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش

شجریان چنان آواز عجیبی خواند که به‌آذین پرید و دست شجریان را بوسید.

سایه می‌گفت این کار آقای به‌آذین عجیب‌ترین کار دنیا بود. چون به‌آذین مرد بسیار استوار و سختی بود. خیلی خوددار بود و تلاش داشت که عواطف خود را نشان ندهد. اما شعر خیام و آواز شجریان چنان او را به هیجان آورد و تسخیر کرد که برخاست و دست شجریان را که سال‌ها از او کوچک‌تر بود، بوسید.

درواقع این آواز شجریان بود که به شعر خیام رونقی بیشتر داده بود. آواز شجریان بر رونق و شوکت شعر خیام و حافظ و سعدی می‌افزود و شجریان قدر خود را می‌دانست و به جایگاه خود واقف بود و سخن به مقتضای سلطنت هنر خود می‌گفت.

این بیت از شفیعی کدکنی را هم بنویسم. شاید نخوانده باشید:

گلبانگِ آتشینِ سیاووشِ عصرِ ما
آینده را فزون‌تر ازین می‌دهد شرر

حرف درست و حقی است. هنر شجریان مثل شعر فردوسی و خیام و سعدی و حافظ می‌رود و می‌رود و می‌رود تا فردا تا آیندۀ دور. تا زمانه‌ای که هنر از دریچۀ خرد و حقیر شرارت و تنگ‌چشمی داوری نمی‌شود... از ازل تا به ابد فرصت هنر اصیل است و کدام هنر اصیل‌تر از هنر شجریان.

فردوسی در ابتدای داستان سیاوش بیتی دارد که نقدحال سیاوش عصر ما هم هست:

یکی میوه‌داری بماند ز من
که باردهمی بار او بر چمن

عکس از خانم مریم زندی است.

میلاد عظیمی
نورسیاه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/421

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ابتلائات بلای منحوس کرونا عمیق‌تر از ظواهر ماجراست و چنانکه اوایل بحران نوشتم و دیگران هم یادآور شدند پیامدهای اقتصادی و فرهنگی ناشی از کرونا زخم‌های کاری و عمیق بر پیکر نحیف هر اجتماعی خواهد نشانید.
از جمله این حوزه‌های شکننده و حساس حوزه آموزش عمومی است. چندوقتی است که با نزدیکی بازگشایی مدارس نگرانی‌ها هم زیاد شده است. حوزه مهم و استراتژیک آموزش عمومی شاید هیچ وقت در کشور ما ازنظر مدیریت و اقتصاد حوزه توانمندی نبوده است. همیشه آسیب‌پذیر، شکننده، حجیم، وسیع، مصرفی، ضروری، کاربردی و با ابعاد و آثار روحی فرهنگی پایدار و عمیق. این روزها خبرهای بدی میرسد: از یک سو بسیاری از مدارس غیردولتی که بخشی از بار آموزشی جامعه را بدوش دارند با خانواده‌هایی ناتوان از شهریه روبرو هستند. صندلی‌ها خالی می‌ماند، پایه‌های تحصیلی راکد و در نهایت برخی از آموزشگاهها ورشکسته و تعطیل می‌شود و این برای نظام آموزشی ضعیف ما یک فاجعه بزرگ است. از سوی دیگر مدارس دولتی با ضعف مالی و مدیریتی موجود نمی‌تواند این حجم از فرزندان بجا مانده از آموزش را پوشش دهد و پشتیبانی کند. دیروز مناطق دورافتاده و محروم را نمی‌توانست، امروز فرزندان خانواده‌های شهری ضعیف را نمی‌تواند (برخی اخبار رسیده حکایت از ناتوانی مدارس و رد ثبت‌نام فرزندان مردم دارد). بنظرم جا دارد نخبگان مردم خود چاره‌اندیشی کنند و تا دیرتر نشده برای پیش‌گیری از گسترش این "خشکسالی فرهنگی" و تعمیق فاجعه "بیسوادی شهری"، طرح‌هایی ابتکاری پیشنهاد کنند. دولت هم بار مقررات حراستی امنیتی و سیاسی بخش آموزش را کاهش و انعطاف دهد شاید بتوان با سبک‌سازی مدیریت منابع انسانی بخشی از این خسارات را تا دیرتر نشده مرمت و افراد دلسوز و توانمند را شریک کرد و نونهالان جا مانده مظلوم را نجات داد و والدین را از شرمندگی رهانید.

رضا بهشتی معز
فیس بوک نگارنده

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
🔴احیای نهاد نخست وزیری

عباس عبدی
اعتماد ۲۵ مرداد ۱۳۹۹

در پایان یاددداشت هفته پیش با عنوان "نقش‌بازی هم قلق دارد"؛ نوشته بودم که در باره انتخابات سال آینده پیشنهادی دارم که در یادداشت جداگانه‌ای آن را شرح خواهم داد که اینک به آن می‌پردازم.

یکی از وجوهی که در قانون اساسی است و به نحوی متضاد به نظر می‌آید، وجود دو نوع ساختار تعریف شده با مبانی متفاوت برای اجزای قدرت حکومت در ایران است. یکی ساختار از بالا است که خارج از فرآیند خواست مستقیم و اولویت‌های عمومی است. البته آن ساختار نیز بظاهر با واسطه به رأی مردم مربوط می‌شود ولی در درجه اول، این امر بطور مستقیم مربوط نیست، و در درجه دوم نیز به نوعی دچار دور است و مهم‌تر از این دو ویژگی این است که انتخابات آن به نحوی تعریف شده است که عملاً هر چه جلوتر آمده‌ایم تحت کنترل بیشتر بالا قرار گرفته است. این بخش معرف همان وجه اسلامیت ساختار البته با تعبیر بالا است.


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
برگزیدگان یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی فارابی معرفی و تقدیر شدند



به گزارش دبیرخانه یازدهمین جشنواره بین المللی فارابی در آیین اختتامیه جشنواره بین‌المللی فارابی، صاحبان ۱۹ اثر برگزیده داخلی (۲۰ نفر) و هفت شخصیت برگزیده خارجی در حوزه ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی از کشور‌های اندونزی، لبنان، انگلستان، ژاپن، کانادا، گرجستان و آمریکا و همچنین هشت شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی شامل دو تن از شخصیت‌های فقید پیشرو علوم انسانی و اسلامی و دو نفر از پیشکسوتان علوم انسانی ایران، یک نفر مترجم برتر، نظریه پرداز برجسته و انجمن علمی و نشریه علمی به عنوان برگزیدگان حائز رتبه یا شایسته تقدیر برگزیده معرفی و تقدیر شدند.



در بین ۱۹ اثر برگزیده داخلی، ۱۵ اثر رساله دکتری و چهار اثر کتاب بود و از لحاظ رده سنی، ۱۱ اثر در بخش بزرگسال و هشت اثر در بخش جوان برگزیده شده اند.



در بخش ویژه جشنواره فارابی از مرحوم آیت الله ابراهیم امینی و مرحوم دکتر داریوش شایگان به عنوان شخصیت‌های پیشرو علوم انسانی و اسلامی و از دکتر منصوره اتحادیه و دکتر غلامعباس توسلی به عنوان دو پیشکسوت علوم انسانی ایران تجلیل شد.



در این بخش، حجت الاسلام دکتر نجف لک زایی به عنوان نظریه پرداز برجسته (به پیشنهاد هیات حمایت از کرسی های نظریه پردازی، نقد و مناظره) و عبدالله کوثری به عنوان مترجم برتر مورد تقدیر قرار گرفتند.



از بین نهادهای پژوهشی فعال در حوزه علوم انسانی و اسلامی هم از انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات به عنوان انجمن علمی برتر و از Journal of research in applied linguistics به عنوان فصلنامه علمی برتر تقدیر شد.



در بخش برگزیدگان گروه‌های علمی در گروه اخلاق، ادیان و عرفان، حسین خندق آبادی، دانش آموخته دانشگاه ادیان و مذاهب با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «شکاف میان معرفت اخلاقی و عمل اخلاقی نزد قاضی عبدالجبار و ابوحامد غزالی» در سطح بزرگسال و سید مرتضی طباطبائی، دانش آموخته دانشگاه اصفهان با ارائه رساله دکتری خود با عنوان «اصول اخلاقی کاربری تکنولوژی مدرن: الگویی تلفیقی براساس مکاتب وظیفه گرا، پیامدگرا و فضیلت گرا» در سطح جوان، شایسته تقدیر شناخته شدند.


فایل کتابچه را از اینجا دریافت کنید.


جان آگه با #فرهیختگان
حسین وارث آدم در روایت شریعتی: نقدی بر دفتر تدوین و تنظیم آثار
یکی از کارهای مهمی که در حوزه شریعتی پژوهی در ایران انجام شده است "تدوین آثار" شریعتی است که به نوعی مجموعه آثار او را در یک منظومه کامل برای مخاطبان فراهم آورده اند. اما این پروژه بسیار خوب آفاتی هم دارد و یکی از آفات این "تدوین و تنظیم" دقیقاً همین مسئله "تنظیم" است یعنی به "نظم" درآوردن متنی که به هیچ روی با "نظم" دفتر تدوین و تنظیم مجموعه آثار معلم شهید دکتر علی شریعتی همخوانی و سازگاری ندارد. این سخن به چه معناست؟ منظورم این است که شریعتی کتابی با عنوان "حسین وارث آدم" در ۳۹۷ صفحه ننگاشته بود بل متنی با عنوان "حسین وارث آدم" در عاشورای ۱۳۴۹ به رشته تحریر درآورده بود که ۲۷ صفحه بود و این متن دارای "نظمی شریعتی وار" است که با نظم تحمیل شده دفتر تدوین و تنظیم هماهنگی ندارد و مجموعه آثار شماره ۱۹ که تدوین شده توسط "دفتر" می باشد ما را با نظام معنایی دیگری مواجه می کند که از نظم موجود در متن شریعتی فاصله زیادی دارد. به نظر من وقت آن رسیده است که ما آثار شریعتی را به همانگونه که او منتشر کرده بود به چاپ برسانیم تا بتوان به نوعی به "منطق درونی افکار" شریعتی آنگونه که در متن اولین رخ نموده بود دست پیدا کنیم. در فهرست تدوین شده توسط "دفتر" چینشی وجود دارد که این چینش با منطق درونی متن هر کدام از متون گنجانده شده همخوانی ندارد و به خواننده این بینش نادرست را القاء می کند که شریعتی به صورت منظم (نظمی که حاصل تدوین "دفتر" است) میاندیشیده ولی واقع امر این است که شریعتی اینگونه افکار خویش را تدوین و تنظیم نکرده است و اگر بخواهیم عنوانی بر آثار او برگزینیم شاید مفهوم "آنارشیسم" و رویکرد "دادائیستی" مناسبترین باشند. شریعتی برساخته "دفتر تدوین و تنظیم" یک متفکر سیستماتیک است ولی واقع امر این است که متن خودِ شریعتی دارای نظم مفهومی می باشد ولی او متفکری سیستماتیک نیست و این سیستماتیک نبودن تخفیف اندیشه و مقام تفکر در تزد شریعتی نیست بل بازگو کردن این واقعیت است که سنت فکری شریعتی هگلی یا صدرایی (سیستم ساز) نیست. او آنارشیست است و این مفهوم به معنای "هرج و مرج" نیست که این خود تفسیری نادرست از مفهوم آنارشیسم و نحله فکری آنارشیست ها در ایران می باشد. حال این نقد چه سودی دارد و به کجا ما را خواهد کشاند؟‌ اولین اثری که این نقد می تواند داشته باشد این است که ما با شریعتی هنوز مواجهه پیدا نکرده ایم و آنچه در این ۵۰ سال در باب شریعتی در جامعه ما از پیش از انقلاب (دکتر نصر و آیت الله مصباح و ...) و پس از انقلاب (سروش و ملکیان و شایگان و طباطبایی و احسان شریعتی و ...) گفته شده است ربط و نسبت وثیقی با متن شریعتی نداشته است بل برآمده از نظم اِعمال شده بر متن شریعتی توسط "دفتر" است که دارای عناصر کلیدی "دفتر" و "تدوین" و "تنظیم" و "مجموعه" و "آثار" و "معلم" (یعنی تفسیری استاندارد از شریعتی به مثابه معلم) بوده است. بر هیچکس که ذره ای با پدیدارشناسی آشنایی داشته باشد پوشیده نیست که هر کدام از این مولفه ها چگونه به صورت عمیق متن شریعتی را می تواند دگرگون کند و نظمی غیر از نظمی که ماتن مقصود داشته است خلق نماید. به سخن دیگر، دفتر یعنی مجموعه ای که تصمیم می گیرد و هر تصمیمی مبتنی بر مفروضاتی است و این مفروضات به تدوین کننده این اذن را می دهد که بر اساس فهم خود از شریعتی به مثابه "معلم" متون آفریده شده توسط شریعتی را آنگونه که خود (یا مجموعه افراد) میفهمد "تدوین و تنظیم" کند ولی نکته اینجاست که تدوین صرف گردآوری نیست بل تالیف بر اساس یک "طرح مشخص" است که با طرح خالق متن متمایز می باشد و نظمی از تدوین دفتر ظهور کرده است که با نظم متن نخستین شریعتی متفاوت است. به عبارت دیگر، حسین وارث آدم شریعتی را نباید به "صورت" مجموعه آثار ۱۹ خوانش کرد زیرا "محتوا" تحریف خواهد گشت بل باید به "صورت" متن نخستین مورد خوانش قرار گیرد.

سیدجوادمیری

جان آگه با #فرهیختگان
سکون و آرامش پارسایان در سختی ها

«نزلت انفسهم فی البلاء کاللتی نزلت فی الرخاء»؛ پارسایان در هنگام بلا و سختی چنانند که دیگران در هنگام آسودگی‌ها.
( بخشی از خطبه همام ، نهج البلاغه)

🔹همچنان که انسان‌های عادی در رخاء آسایش دارند، در هنگام سختی آرامش دارند. برای ما آرامش در گرو آسایش ما است؛ اگر آسوده باشیم، آرام می‌گیریم اما متقین چه در بلاء باشند و چه در رخاء طمانینه و وقار را از دست نمی‌دهند.
گرچه در بیرون دچار ناآرامی باشند، شغلشان را از دست داده باشند، دچار گرفتاری شده باشند و ... اما سکون و آرامش قلب را از دست نمی‌دهند. از مهمترین عناصر اخلاقی رواقی همین است که توصیه می‌شود کاری کنید که آرامش شما با آسایش شما در پیوند نباشد. این رشته ارتباطی را ببرید. یعنی آنچه در دل شما می‌گذرد، در گرو آنچه بر بدن شما می‌گذرد، نباشد.

🔹یکی از علمای بسیار بسیار قوی‌النظر و از جهت عرفان پیشرفته، مرحوم شیخ محمد حسین غروی اصفهانی (استاد علامه طباطبایی در فلسفه و اصول) است. کمتر کسی به این درجه از کمال از جهت نظر و عمل رسیده است. پدر ایشان از تجّار به یک معنا بین‌المللی بودند و بسیار ثروتمند بودند. بعد از مرگ پدر تمام ثروت به ایشان رسید، ایشان تمام آن را در راه کسب علم خود و طلاب خرج کرد وتمام آن را به دیگران دادند. دو صحنه را از ایشان نقل کرده‌اند: یکی این‌که روزی در راه که می‌رفتند تسبیح گرانبهایی که در دستشان بود، از دستشان رها شد و افتاد.

🔹 می‌گویند اصلاً ایشان برنگشت که حتی نگاه کند. گویا ننگشان آمد که خم شوند و آن‌ها را از زمین بردارند. صحنه دیگر وقتی بود که پیاز خریده بودند و به خانه می‌بردند، ناگهان دستمالی که پیازها را در آن بسته بودند، باز شد و پیازها ریخت. ایشان خم شدند و پیازها را جمع کردند! کسی که هر دو صحنه را دیده بود، از ایشان پرسید: که در آن وقت و این وقت چه حالی داشتی؟ ایشان به حضرت علی بن ابی‌طالب(ع) قسم خوردند که حال من در آن وقت والآن ذره‌ای فرق نکرده است. یعنی من آرامش درون را در گرو آسایش بیرون قرار نداده‌ام. به دست آوردن این حالت که جداً قابل توصیه است، بسیار دشوار است.

🔹اگر به این نکته برسید که فقط و فقط آنچه باید برای شما آرامش بیاورد یا آن را بگیرد، انجام وظفه و عدم انجام وظیفه باشد. اگر عمل کرده‌اید، آرام آرامید ولو «ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد». بیرون به من نه آرامش می‌دهد و نه آرامش می‌ستاند. اوضاع و احوال بیرونی حلاوت و شعف درونی نمی‌آورد. این را بدانید که هرکس نعمت دنیوی دارد، دیگران از آن بیشتر لذت می‌برند؛ درست برخلاف نعمات معنوی که خود شخص از آن بهره می‌برد. این نکته خیلی خیلی مطلب پر اهمیتی است که توجه کنید که کدام به خود شما لذت می‌دهد و کدام به دیگران لذت می‌دهد. اگر دنیوی است، شما از آن لذتی که دیگران می‌برند، نمی‌برید و اگر معنوی است، دیگران لذتی که شما از آن می‌برید، نمی‌برید. باید روزی به اینجا برسیم که ارتباطمان را با واقع ببریم و این به این معناست که از واقع تاثیر نپذیریم. اما چون در پی انجام وظیفه‌ایم بر واقع تاثیر می‌گذاریم. پس آرامش ما در گرو امر بیرونی نباید باشد، باید در گرو انجام وظیفه باشد.

رویکرد وجودی به نهج البلاغه

مصطفی ملکیان


جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به روایت یک شاهد عینی؛ سخنان کمتر شنیده شده‌ی مرحوم طالقانی درباره نقش فدائیان اسلام در شکست دولت دکتر مصدق و حمایت آیت‌اله کاشانی از کودتای ۲۸ مرداد

در طول تاریخ مصدق‌ها همیشه کم یابند اما تا دلتان بخواهد کاشانی و نواب صفوی داریم!


#فرهیختگان صدای فرزانگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من محمدرضا شجریان فرزند ایران

صدای من بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است
بخشی از دفاعیات دکتر مصدق به نقل از کتاب «خواب آشفته نفت- از کودتای ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی»، تالیف دکتر محمدعلی موحد:


دادستان: مصدق السلطنه برای اینکه قسمش راست باشد و تمام اعمال خلاف قانون اساسی را مرتکب شده باشد، برخلاف دین مبین اسلام هم قیام کرده است و قطع نظر از حقانیت دین مقدس اسلام و ادعای مسلمانی، او اصل اول متمم قانون اساسی که مذهب رسمی ایران را مذهب اسلام و طریقه حقه جعفریه اثناعشریه مقرر داشته، نادیده گرفته است و رساله‌ای بر ضد دین مبین اسلام نگاشته.

مصدق: خلاف است، این اظهارات باطل است. امروز ایشان حربه تکفیر مرا به دست گرفته‌اند. دادستان حق ندارد راجع به این موضوع صحبت کند. من مسلمانم. خانواده‌ام مسلمان. پدرم مسلمان. مادرم مسلمان. عیالم مسلمان (در حالی که بغض گلوی او را گرفته بود) شبهای جمعه روضه منزل ما ترک نمی‌شود. شما بفرستید ببینید هر شب جمعه چند نفر می‌آیند منزل ما و روضه می‌خوانند. آنوقت این آقا به تحریک یک جاهایی می‌خواهد در این جا مرا بی‌ایمان و بی‌عقیده معرفی کند تا بعد مرا بکشند و قاتل را بگویند از روی تعصب اقدام به این کار کرد. ایشان حق ندارد چنین حرفهایی بزند...

🔹دادستان ارتش که می‌دید تهمت بی‌دینی، مصدق را اینگونه عصبانی و ناراخت می‌کند، حاضر نبود به آسانی این حربه را از دست فرو بگذارد. این تکه را از درگیریهای دادستان و مصدق در دو جلسه مورخه دوم و سوم آذر ۳۲ نقل می‌کنیم:

دادستان: او از روز ۲۵ تا ۲۸ مرداد که به حکومت یاغی خود ادامه می‌داده است، اعمال و رفتاری نموده که هیچ مسلمانی این کارها را نمی‌کند و دادستان ارتش در اینجا می‌تواند بگوید که این مرد با اعمالی که کرده، مرد مسلمانی نیست.

مصدق: بنده آقای رییس اخطار دادم. دادستان حق ندارد این صحبتها را بکند. حق ندارد به مذهب من دخالت کند. اگر این طور است پس بنده مرخص می‌شوم. (در این وقت دکتر مصدق از جا برخاست و کیف خود را زیر بغل گرفت و خواست تالار جلسه را ترک کند)

مصدق: اگر او این حرفها را بزند من در اینجا نمی‌مانم. مگر مرا زنجیر کنید. او حق ندارد این حرفها را بزند.

دادستان: اینکه گفتم این مرد ایمان ندارد برای این است که مرد مسلمان وقتی که به قرآن مجید قسم یاد کرد به هیچ قیمتی ولو این که خود و تمام خانواده‌اش از بین بروند ممکن نیست خلاف سوگندی که یاد کرده عمل کند.

مصدق: به خدا نمی‌کنم. به خدایی که سوگند خورده‌ام تا حیات دارم به سوگند خود وفادارم. من در تمام عمرم دروغ نگفته‌ام چه برسد به این که خلاف قسم رفتار کنم.

دادستان: آقای دکتر مصدق علاوه بر سوابق موجود در همین دادگاه، به کرات اظهار کردند که من نسبت به شاهنشاه فقید...

مصدق: عقیده نداشتم.

دادستان: سوگند وفاداری نخورده بودم...

مصدق: صحیح است.

دادستان: و به همین جهت به او عقیده و ایمان نداشتم.

مصدق: صحیح است. صحیح است. قربان تو آدم چیزفهم! (خنده حضار)

دادستان: ولی نسبت به اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی...

مصدق: مرهونش هستم.

دادستان: که می‌گوید وفادار هستم با نقض قانون اساسی و عدم اجرای دستور اعلیحضرت همایونی، دادستان ارتش مدعی است که این مرد به قرآن مجید و قانون اساسی خیانت کرده است. دادستان ارتش این مرد را به این مناسبت تحت تعقیب قرار داده که با نقض سوگند وفاداری

مصدق: باید ثابت کنی.

دادستان: این مرد به اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خیانت کرده است.

مصدق: هروقت ثابت کردی، آن‌وقت درست است.

دادستان: این مرد مسلمان نیست. زیرا خیانت به مذهب اسلام و خیانت به قانون اساسی کرده است. اگر می‌گوید که شبهای جمعه روضه‌خوانیش ترک نمی‌شد با این خیانتی که به مردم مسلمان و مذهب اسلام کرده...

مصدق: روضه خوانی هم دروغ بود؟

دادستان: برای عوام فریبی بوده. زیرا دادستان ارتش معتقد است که این مرد از ساعت یک صبح روز ۲۵ مرداد ...

مصدق: مرتد شده است.

دادستان: اعمالش جز خیانت به مذهب اسلام و رفتارش بر مبنایی جز آنچه در کیفرخواست ذکر شده ندارد.

مصدق: آقای رییس، من اخطار می‌کنم. آقا حق ندارد این حرفها را بزند. چرا جلوگیری نمی‌کنید؟
....

مصدق: باید عرض بکنم که اشهدان لااله الاالله، اشهد ان محمدرسول الله . این شهادتین است که تمام فرق مذهب اسلام باید بگویند. من در این دادگاه اقرار می‌کنم که مسلمان و شیعه اثناعشری هستم. مسلک من، مسلک حضرت سیدالشهداست. یعنی آنجایی که حقی در کار باشد با هر قوه‌ای مخالفت ‌می‌کنم. از همه‌چیزم می‌گذرم. نه زن دارم. نه پسر دارم. نه دختر دارم. هیچ چیز ندارم مگر وطنم را در جلو چشمم دارم. (در این موقع دکتر مصدق به گریه می‌افتد)


#فرهیختگان صدای فرزانگان
مجموعه پادکست‌های
آینه‌ای در برابر آینه‌داران
ده شب ده مجلس

(محرم الحرام 1442)


با حضور:
🔸محمد اسفندیاری
🔸سارا شریعتی
🔸محمدهادی یوسفی غروی
🔸محمدرضا هدایت‌پناه
🔸سعید طاووسی مسرور
🔸محسن حسام مظاهری
🔸مسعود فراستی
🔸حبیب‌الله بابایی
🔸مصطفی صادقی کاشانی


نشریه چندرسانه‌ای رباط
@rebaatmagazine


جان آگه با #فرهیختگان
✅ انتخابات آتی رياست جمهوری با يك نامزد مورد تاييد شورای نگهبان برگزار شود

✍️ سعید حجاریان:

به مردم هم گفته شود چنانچه مهر انتخابات در شناسنامه تان نباشد قادر به دريافت گذرنامه و گواهي نامه نخواهيد بود و حق تحصيل و استخدام هم نخواهيد داشت

دوست گرامی آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «احيای نهاد نخست‌ وزيري جهت حل مسئله چندین ساله رؤسای جمهور و حواشی این منصب اعم از برگزاری انتخابات، کارآمدی کابینه و البته بیشینه کردن کارکرد مجلس مؤمن و انقلابی پیشنهاد کردند به سوی احیاء نهاد نخست‌وزیری حرکت کنیم.

من معتقدم آقای عبدی در این یادداشت به لوازم سخن‌شان ملتفت نبوده‌اند. زیرا چنانکه می‌دانیم در قانون اساسی در چندین اصل از منصب رئیس‌جمهور سخن به میان آمده است و حتی مطابق آن سند، برای این مقام اختیارات و دایره عملی نیز ترسیم شده است! بنابراین ورود واژه نخست‌وزیری مستلزم حذف یا تغییر وضعیت رئیس‌جمهور –به‌معنایی که از سال ۱۳۶۸ به این سو شاهد بودیم- است.

همچنین التفات داریم پروسه تغییر قانون اساسی طولانی است و نمی‌توان یک‌ شبه شورا، نهاد یا فردی را به قانون اساسی تحمیل کرد! مضاف بر این، کشور ما جمهوری است و بعد از حذف پست ریاست جمهوری همه خواهند پرسید این چه جمهوری است که رئیس جمهوری ندارد؟

من برای آنکه نظر آقای عبدی لحاظ شود و ترکیب قانون اساسی برهم نخورد، پیشنهاد ایشان را این‌گونه اصلاح می‌کنم که در انتخابات آتی فقط یک نامزد از سوی شورای نگهبان برای تصدی سمت ریاست جمهوری معرفی و تأیید شود. به این ترتیب اولاً احزاب و نیروهای سیاسی تکلیف کار خود را پیش از موعد می‌دانند. ثانیاً مردم سود و زیان ورود یا عدم ورود به انتخابات را دقیق‌تر محاسبه می‌کنند.

ثالثاً دعوایی میان نهاد اجرایی و نظارتی پدید نخواهد آمد، وانگهی در مصرف صندوق صرفه‌جویی می‌شود. رابعاً در تولیدات سمعی و بصری و متنی صرفه‌جویی می‌شود و خبری از برنامه تلویزیونی و ستاد انتخاباتی و پوستر و... نخواهد بود.

البته فکر نکنیم مردم از چنین انتخاباتی استقبال نخواهد کرد. چرا که به هر حال در کشور ما عده‌ای سخن، عمل و پروژه کلان آقای جنتی را حجّت می‌دانند. بر همین مبنا می‌توان عده‌ای را هم بسیج و به‌ سوی صندوق رأی دلالت‌شان کرد و گفت، چنانچه مُهر انتخابات ۱۴۰۰ در شناسنامه‌تان درج و کدملی‌تان ثبت نشده باشد، قادر به دریافت گذرنامه و گواهینامه و کارت بازرگانی و... نخواهید بود و حق استخدام و تحصیل و هر نوع ارتقاء هم از شما سلب خواهد شد.

البته، در ادوار پیشین انتخابات هم کمابیش چنین رویه‌ای برقرار بوده است. مثلاً در سومین و چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیداهای رقیب به اتفاق آیت‌الله خامنه‌ای را اصلح‌ تشخیص داده و اعلام کردند به ایشان رأی خواهند داد. یا در انتخابات ریاست جمهوری دوره پنجم، آقای عباس شیبانی پوسترهای تبلیغاتی خود را منتشر کرد اما به رقیب خود (مرحوم هاشمی) گفت من برای رونق انتخابات آمده‌ام، لطفاً هزینه تبلیغات من را پرداخت کنید و خود هم اعلام کرد به همراه امت شهیدپرور به ایشان رأی خواهد داد.


جان آگه با #فرهیختگان
مجموعه عظیم میراث اسلامی در شهر تومبوکتوی کشور مالی که در چند دهه اخیر نگاه و توجه کارشناسان و پژوهشگران جهان را برانگیخته و به اقدامات مبارکی (رسمیت در یونسکو، بازشناسی و بازخوانی آثار، ترجمه، انتشار و ...) هم انجامیده، امروز پرآوازه است. هرچند جنبش‌های اسلامی رادیکال آفریقا در سالهای پیش خساراتی به این مجموعه‌ نفیس و استثنایی وارد کرده اما همچنان بحث بر سر هزاران نسخه ارزشمند موجود باقیست. این میراث نفیس بشری اغلب در سده‌های پیش از راه مراکش و دولت‌های اسلامی وقت آفریقایی، به غرب این قاره و منطقه نیجر و مالی رسیده و امروز بخش مهمی از میراث مخطوط و کهن مسلمانان است. انتشارات گوتــنر پاریس که در خاورشناسی و اسلام‌پژوهی نامدار است در چندسال گذشته کلکسیونی از آثار تومبوکتو را با عنوان "نسخ خطی رهانیده از صحرا" بچاپ رسانده است. یکی از این آثار مجموعه پنج حکایت با عنوان "حماسه‌های امام علی‌ابن‌ابیطالب و فرزند او الحسین" است که حکایت پنجم این رساله نوعی مقتل نویسی (شبیه وقعة الطفِ ابی‌مخنف) از واقعه جانسوز کربلاست. این کار را سه تن از استادان فرانسوی از عربی به فرانسه برگردانده و گوتـنر انتشار داده است. چهار اثر اول از کتابخانه "ماما حیدره" تومبوکتو و اثر آخر از دپارتمان نسخ خطی نیامی در نیجر بدست آمده است. معرفی این اثر داستانی کهن بهانه‌ای شد برای ادای احترام به شخصیت استثنایی قهرمان کربلا که این روزها جهان اسلام در سوگ اوست و نام و یاد او با جان شیعیان عجین است.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/423
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان صدای فرزانگان
کاری از Luc Vernimmen

جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from jomhourtv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه ملاحظه می کنید طرح مسئله ی قسمت اول مجموعه ی «کربلا به روایت یزید!» است که در محرم و صفر امسال (1399) در سایت آپارات و کانال تلگرام جمهور تی وی ارائه خواهد شد.
طرح مسئله ی قسمت اول را به عنوان «اولین» دموی معرفی این مجموعه تقدیم میکنیم.
این روایت با کمک برادر مجتبی احمدی (پژوهشگر دین) انجام شده است که پروژه ی مطالعاتی ده ساله را با نام «قصه الامه» به پایان رسانده و نتیجه ی مطالعات جامعه شناختی خود را در حوزه ی تاریخ اسلام با ما در میان گذاشته اند.
گمان می کنیم تا وقتی نسبتی واقعی با زمینه ی رخدادهای تاریخی پیدا نکنیم شناخت درستی از خود واقعه پیدا نخواهیم کرد و در دو اَبَر دوگانه ی «عاشورای فریز شده در تاریخ» و «گفتمانِ حسینِ روزمره (شمره زمانه ات را بشناس)» گرفتار خواهیم ماند. تولید این برنامه در زمانه ی اعوجاج های نظری و وضعیتِ «یخرجون من دین الله افواجا» و منبر های تکراری صدا و سیما، می تواند به فهم و رشد دینی دینداران منجر شود.

کاری از: یاسر عرب. سید محمد فاطمی. ابراهیم قهوه چی زاده.
@jomhourtv
اگر مایل هستید از تولید این برنامه حمایت کنید از این لینک در تلگرام استفاده کنید:
@roya_iran
چراغی دیگر؛ سلسله نشست های خانه اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا (مجازی)

خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌کند؛

ویژه‌برنامه محرمی «چراغی دیگر» در فضای مجازی/ وقتی موبد زرتشتی از عاشورا می‌گوید

خانه اندیشمندان علوم انسانی همزمان با آغاز دهه اول محرم ویژه‌ برنامه‌های «چراغی دیگر» را برای تبیین فلسفه و آموزه­های حسینی در فضای مجازی با حضور چهره‌های مطرح عرفان و اندیشه اسلامی برگزار می‌کند.


#فرهیختگان صدای فرزانگان
عاشورا و چگونگی ما

رضابابایی

سال‌هاست که با آمدن ماه محرم، چندین پرسش هم به سراغ من می‌آید. از خود می‌پرسم: چرا عاشورا و هزار سال عزاداری برای امام حسین(ع) و لعن یزید و ابن زیاد، نتوانسته است تأثیری بر سرنوشت جمعی ما بگذارد؟ چرا عاشوراییان نتوانستند جامعۀ شیعی را رشک جهانیان کنند؟ دربارۀ عاشورا هر چندوچونی روا باشد، در این تردیدی نیست که شهدای کربلا، به قول مولانا در داستان عزاداران اهل حلب، انسان‌هایی «پاک‌باخته»، «دلیر»، «سبک‌بار»، «چشم‌سیر»، «متوکل» و «جان‌سپار» بودند؛ نه تن‌پرست و بردۀ دنیا و مضطرب. چرا مردمی که برای امام حسین می‌گریند، در پاک‌باختگی و سبک‌باری و فداکاری، تفاوتی مهم و معنادار با ملت‌های دیگر ندارند، اگر نگوییم از ایشان عقب‌ترند؟
برای این گونه پرسش‌ها پاسخی اگر باشد، همان است که شاعر گفته است:
چو تیره شود مرد را روزگار
همه آن کند کِش نیاید به کار
(کِش = که او را)
جامعه‌ای که دچار مناسبات غلط و ساختارهای منحط است و اسیر آرمان‌های ویرانگر و فرهنگ نابارور، اگر دست به سوی زر برد، آن را خاکستر می‌کند.
کاملی گر خاک گیرد زر شود
ناقص ار زر بُرد خاکستر شود
عاشورا و دین و مانند آن، این‌چنین را آن‌چنان نمی‌کند، «آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند.»



#فرهیختگان صدای فرزانگان
کارنامه محرم
سهند ایرانمهر

🔸معاویه این کیاست و سیاست را داشت که تصویر انسانی بردبار و جلوه ای از حکومت معتقد به مدارا را از خود و دستگاه خلافتش نشان دهد. در زمان عمر برخی از اهل شام شکایت او را به نزد خلیفه بردند. عمر گفت:" این جوان قریش را رها کنید. جوانی که می تواند به هنگام غضب، تبسم کند".( #استیعاب ، ج3، ص 1418).

معاویه برای حکومت، بسیار حلیم بود چنانکه مردی به او سخن زشتی گفت و معاویه خویشتن داری کرد. با اين خشم و کینه که در تو سراغ داریم، چطور تادیبش نکردی؟ گفت: تا زمانی که مردم میان من و حکومت حایل نشوند، مانع زبانشان نمی شوم.( #المحاضرات الادباء راغب اصفهانی- چاپ دارمکتبه الحیاه بیروت).

ابن عبدالبر در #عقدالفرید (جلد اول، ص41) به نقل از معاویه می نویسد:"انی لا استحی ان اظلم من لا یجد علی ناصرا الا الله"(شرم دارم به کسی که جز خدا کسی را ندارد، ظلم کنم).

🔸این روش البته فلسفه خود را داشته است:"چون یکی از ماموران مالیات عبیدالله بن زیاد، سهمی بیشتر برای خود برداشت و سهمی کمتر برای عبیدالله، از هراس خشم او به نزد معاویه گریخت. معاویه او را پناه داد. عبیدالله به معاویه اعتراض کرد. معاویه گفت: تو باید سختگیر و خشن باشی. من هم باید مهربان و ملایم باشم.(عقدالفرید،ج4،ص 340)

🔸در ورای این حلم و مهربانی اما سیر حوادث و جدی شدن زبان منتقدین، تصویری عریان تر را بر پرده می برد. حجربن عدی از یاران علی بن ابیطالب و در زمره مخالفان و منتقدین معاویه است . اهل سنت به دلیل صحابی بودن او را محترم می‌دانند؛ و از او با لقب "حجرالخیر" نام می‌برند. #ابن_اثیر می‌نویسد: «وهو المعروف بحجر الخیر.. وفد عَلَی النَّبِیّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هو و أخوه هانئ، و شهد القادسیة، وکان من فضلاء الصحابة» و او معروف است به حجر الخیر.. و از بزرگان صحابه بوده (اسد الغابة۱/۴۶۱ دارالفکر) ابن سعد (ت:۲۳۰ه) می‌نویسد: «وکان ثقة معروفاً» از افراد مورد اعتماد بود. وقتی حجر بن عدی، صراحتا زبان به انتقاد از معاویه می گشاید دیگر از آن حلم و بردباری و ملایمت و خیرخواهی خبری نیست. آن شیوه نمایشی مبتنی بر خشم کارگزاران حکومتی و رافت خلیفه هم دیگر بکار نمی آید.

🔸حجر را با دست بسته در در منطقه مرج عذراء ( حومه منطقه الغوطه در اطراف دمشق)گردن می زنند ( همانجایی که بدست حجر و توسط ارتش اسلام فتح شده است!) #ابن_عساکر در تاریخ مدینة دمشق (جلد 6 ،ص241)می نویسد :" معاویه پس از کشتن حجر می گفت که او را به خاطر مصلحت امت کشته اند و اگر زنده میماند، مفسده می کرد". نکته جالب توجه ان است که پس از اینکه آب ها از آسیاب می افتد و منتقد این شیوه از حکومت،از میان می رود، دوباره معاویه به نقش خود باز می گردد بر سر نعش حجر نماز می خواند و وقتی عایشه همسر پیامبر به او اعتراض می کند که: "حلم ابوسفیانی" ات چه شد ؟ می گوید:" مثل تویی نبود که مرا نصیحت کند!".( #استیعاب، ج1، ص329 و330).

🔸معاویه چندی بعد، در یکی از سفرها حج خود با حسین بن علی روبرو می شود . آن نماز خواندن بر حجر؛ حالا به کار می آید. در نتیجه وقتی حسین از او می پرسد که با حجر چه کردی؟ معاویه، مضمون طعنه آمیزی که حکایت از قدرت حکومتش را دارد، در لفافه تعبد و تشرع می پیچید و می گوید: کشتیم و دفن کردیم و بر او "نماز " خواندیم!

پاسخ حسین بن علی اما هوشمندانه است و مستقیما آن وجهی از حکومت بنی امیه را نشانه می رود که تلاش دارد بر" اسلام " خود تاکید کند در نتیجه حسین بن علی، اصل آن "اسلام"- ی که در ظاهر چنین توام با معرفت و بردباری جلوه می کند و در باطن جز به گردن زدن معترض و منتقدی چون حجربن عدی رضا نمی دهد- را زیر سوال می برد و می گوید:"ما اگر پیروان تو را بکشیم، برآنان نماز نمی خوانیم!".( #احتجاج، ابومنصور شیخ احمد بن علی بن ابیطالب #طبرسی، ص 296)



#فرهیختگان صدای فرزانگان