فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من محمدرضا شجریان فرزند ایران

صدای من بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است
بخشی از دفاعیات دکتر مصدق به نقل از کتاب «خواب آشفته نفت- از کودتای ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی»، تالیف دکتر محمدعلی موحد:


دادستان: مصدق السلطنه برای اینکه قسمش راست باشد و تمام اعمال خلاف قانون اساسی را مرتکب شده باشد، برخلاف دین مبین اسلام هم قیام کرده است و قطع نظر از حقانیت دین مقدس اسلام و ادعای مسلمانی، او اصل اول متمم قانون اساسی که مذهب رسمی ایران را مذهب اسلام و طریقه حقه جعفریه اثناعشریه مقرر داشته، نادیده گرفته است و رساله‌ای بر ضد دین مبین اسلام نگاشته.

مصدق: خلاف است، این اظهارات باطل است. امروز ایشان حربه تکفیر مرا به دست گرفته‌اند. دادستان حق ندارد راجع به این موضوع صحبت کند. من مسلمانم. خانواده‌ام مسلمان. پدرم مسلمان. مادرم مسلمان. عیالم مسلمان (در حالی که بغض گلوی او را گرفته بود) شبهای جمعه روضه منزل ما ترک نمی‌شود. شما بفرستید ببینید هر شب جمعه چند نفر می‌آیند منزل ما و روضه می‌خوانند. آنوقت این آقا به تحریک یک جاهایی می‌خواهد در این جا مرا بی‌ایمان و بی‌عقیده معرفی کند تا بعد مرا بکشند و قاتل را بگویند از روی تعصب اقدام به این کار کرد. ایشان حق ندارد چنین حرفهایی بزند...

🔹دادستان ارتش که می‌دید تهمت بی‌دینی، مصدق را اینگونه عصبانی و ناراخت می‌کند، حاضر نبود به آسانی این حربه را از دست فرو بگذارد. این تکه را از درگیریهای دادستان و مصدق در دو جلسه مورخه دوم و سوم آذر ۳۲ نقل می‌کنیم:

دادستان: او از روز ۲۵ تا ۲۸ مرداد که به حکومت یاغی خود ادامه می‌داده است، اعمال و رفتاری نموده که هیچ مسلمانی این کارها را نمی‌کند و دادستان ارتش در اینجا می‌تواند بگوید که این مرد با اعمالی که کرده، مرد مسلمانی نیست.

مصدق: بنده آقای رییس اخطار دادم. دادستان حق ندارد این صحبتها را بکند. حق ندارد به مذهب من دخالت کند. اگر این طور است پس بنده مرخص می‌شوم. (در این وقت دکتر مصدق از جا برخاست و کیف خود را زیر بغل گرفت و خواست تالار جلسه را ترک کند)

مصدق: اگر او این حرفها را بزند من در اینجا نمی‌مانم. مگر مرا زنجیر کنید. او حق ندارد این حرفها را بزند.

دادستان: اینکه گفتم این مرد ایمان ندارد برای این است که مرد مسلمان وقتی که به قرآن مجید قسم یاد کرد به هیچ قیمتی ولو این که خود و تمام خانواده‌اش از بین بروند ممکن نیست خلاف سوگندی که یاد کرده عمل کند.

مصدق: به خدا نمی‌کنم. به خدایی که سوگند خورده‌ام تا حیات دارم به سوگند خود وفادارم. من در تمام عمرم دروغ نگفته‌ام چه برسد به این که خلاف قسم رفتار کنم.

دادستان: آقای دکتر مصدق علاوه بر سوابق موجود در همین دادگاه، به کرات اظهار کردند که من نسبت به شاهنشاه فقید...

مصدق: عقیده نداشتم.

دادستان: سوگند وفاداری نخورده بودم...

مصدق: صحیح است.

دادستان: و به همین جهت به او عقیده و ایمان نداشتم.

مصدق: صحیح است. صحیح است. قربان تو آدم چیزفهم! (خنده حضار)

دادستان: ولی نسبت به اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوی...

مصدق: مرهونش هستم.

دادستان: که می‌گوید وفادار هستم با نقض قانون اساسی و عدم اجرای دستور اعلیحضرت همایونی، دادستان ارتش مدعی است که این مرد به قرآن مجید و قانون اساسی خیانت کرده است. دادستان ارتش این مرد را به این مناسبت تحت تعقیب قرار داده که با نقض سوگند وفاداری

مصدق: باید ثابت کنی.

دادستان: این مرد به اعلیحضرت همایون شاهنشاهی خیانت کرده است.

مصدق: هروقت ثابت کردی، آن‌وقت درست است.

دادستان: این مرد مسلمان نیست. زیرا خیانت به مذهب اسلام و خیانت به قانون اساسی کرده است. اگر می‌گوید که شبهای جمعه روضه‌خوانیش ترک نمی‌شد با این خیانتی که به مردم مسلمان و مذهب اسلام کرده...

مصدق: روضه خوانی هم دروغ بود؟

دادستان: برای عوام فریبی بوده. زیرا دادستان ارتش معتقد است که این مرد از ساعت یک صبح روز ۲۵ مرداد ...

مصدق: مرتد شده است.

دادستان: اعمالش جز خیانت به مذهب اسلام و رفتارش بر مبنایی جز آنچه در کیفرخواست ذکر شده ندارد.

مصدق: آقای رییس، من اخطار می‌کنم. آقا حق ندارد این حرفها را بزند. چرا جلوگیری نمی‌کنید؟
....

مصدق: باید عرض بکنم که اشهدان لااله الاالله، اشهد ان محمدرسول الله . این شهادتین است که تمام فرق مذهب اسلام باید بگویند. من در این دادگاه اقرار می‌کنم که مسلمان و شیعه اثناعشری هستم. مسلک من، مسلک حضرت سیدالشهداست. یعنی آنجایی که حقی در کار باشد با هر قوه‌ای مخالفت ‌می‌کنم. از همه‌چیزم می‌گذرم. نه زن دارم. نه پسر دارم. نه دختر دارم. هیچ چیز ندارم مگر وطنم را در جلو چشمم دارم. (در این موقع دکتر مصدق به گریه می‌افتد)


#فرهیختگان صدای فرزانگان
مجموعه پادکست‌های
آینه‌ای در برابر آینه‌داران
ده شب ده مجلس

(محرم الحرام 1442)


با حضور:
🔸محمد اسفندیاری
🔸سارا شریعتی
🔸محمدهادی یوسفی غروی
🔸محمدرضا هدایت‌پناه
🔸سعید طاووسی مسرور
🔸محسن حسام مظاهری
🔸مسعود فراستی
🔸حبیب‌الله بابایی
🔸مصطفی صادقی کاشانی


نشریه چندرسانه‌ای رباط
@rebaatmagazine


جان آگه با #فرهیختگان
✅ انتخابات آتی رياست جمهوری با يك نامزد مورد تاييد شورای نگهبان برگزار شود

✍️ سعید حجاریان:

به مردم هم گفته شود چنانچه مهر انتخابات در شناسنامه تان نباشد قادر به دريافت گذرنامه و گواهي نامه نخواهيد بود و حق تحصيل و استخدام هم نخواهيد داشت

دوست گرامی آقای عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «احيای نهاد نخست‌ وزيري جهت حل مسئله چندین ساله رؤسای جمهور و حواشی این منصب اعم از برگزاری انتخابات، کارآمدی کابینه و البته بیشینه کردن کارکرد مجلس مؤمن و انقلابی پیشنهاد کردند به سوی احیاء نهاد نخست‌وزیری حرکت کنیم.

من معتقدم آقای عبدی در این یادداشت به لوازم سخن‌شان ملتفت نبوده‌اند. زیرا چنانکه می‌دانیم در قانون اساسی در چندین اصل از منصب رئیس‌جمهور سخن به میان آمده است و حتی مطابق آن سند، برای این مقام اختیارات و دایره عملی نیز ترسیم شده است! بنابراین ورود واژه نخست‌وزیری مستلزم حذف یا تغییر وضعیت رئیس‌جمهور –به‌معنایی که از سال ۱۳۶۸ به این سو شاهد بودیم- است.

همچنین التفات داریم پروسه تغییر قانون اساسی طولانی است و نمی‌توان یک‌ شبه شورا، نهاد یا فردی را به قانون اساسی تحمیل کرد! مضاف بر این، کشور ما جمهوری است و بعد از حذف پست ریاست جمهوری همه خواهند پرسید این چه جمهوری است که رئیس جمهوری ندارد؟

من برای آنکه نظر آقای عبدی لحاظ شود و ترکیب قانون اساسی برهم نخورد، پیشنهاد ایشان را این‌گونه اصلاح می‌کنم که در انتخابات آتی فقط یک نامزد از سوی شورای نگهبان برای تصدی سمت ریاست جمهوری معرفی و تأیید شود. به این ترتیب اولاً احزاب و نیروهای سیاسی تکلیف کار خود را پیش از موعد می‌دانند. ثانیاً مردم سود و زیان ورود یا عدم ورود به انتخابات را دقیق‌تر محاسبه می‌کنند.

ثالثاً دعوایی میان نهاد اجرایی و نظارتی پدید نخواهد آمد، وانگهی در مصرف صندوق صرفه‌جویی می‌شود. رابعاً در تولیدات سمعی و بصری و متنی صرفه‌جویی می‌شود و خبری از برنامه تلویزیونی و ستاد انتخاباتی و پوستر و... نخواهد بود.

البته فکر نکنیم مردم از چنین انتخاباتی استقبال نخواهد کرد. چرا که به هر حال در کشور ما عده‌ای سخن، عمل و پروژه کلان آقای جنتی را حجّت می‌دانند. بر همین مبنا می‌توان عده‌ای را هم بسیج و به‌ سوی صندوق رأی دلالت‌شان کرد و گفت، چنانچه مُهر انتخابات ۱۴۰۰ در شناسنامه‌تان درج و کدملی‌تان ثبت نشده باشد، قادر به دریافت گذرنامه و گواهینامه و کارت بازرگانی و... نخواهید بود و حق استخدام و تحصیل و هر نوع ارتقاء هم از شما سلب خواهد شد.

البته، در ادوار پیشین انتخابات هم کمابیش چنین رویه‌ای برقرار بوده است. مثلاً در سومین و چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کاندیداهای رقیب به اتفاق آیت‌الله خامنه‌ای را اصلح‌ تشخیص داده و اعلام کردند به ایشان رأی خواهند داد. یا در انتخابات ریاست جمهوری دوره پنجم، آقای عباس شیبانی پوسترهای تبلیغاتی خود را منتشر کرد اما به رقیب خود (مرحوم هاشمی) گفت من برای رونق انتخابات آمده‌ام، لطفاً هزینه تبلیغات من را پرداخت کنید و خود هم اعلام کرد به همراه امت شهیدپرور به ایشان رأی خواهد داد.


جان آگه با #فرهیختگان
مجموعه عظیم میراث اسلامی در شهر تومبوکتوی کشور مالی که در چند دهه اخیر نگاه و توجه کارشناسان و پژوهشگران جهان را برانگیخته و به اقدامات مبارکی (رسمیت در یونسکو، بازشناسی و بازخوانی آثار، ترجمه، انتشار و ...) هم انجامیده، امروز پرآوازه است. هرچند جنبش‌های اسلامی رادیکال آفریقا در سالهای پیش خساراتی به این مجموعه‌ نفیس و استثنایی وارد کرده اما همچنان بحث بر سر هزاران نسخه ارزشمند موجود باقیست. این میراث نفیس بشری اغلب در سده‌های پیش از راه مراکش و دولت‌های اسلامی وقت آفریقایی، به غرب این قاره و منطقه نیجر و مالی رسیده و امروز بخش مهمی از میراث مخطوط و کهن مسلمانان است. انتشارات گوتــنر پاریس که در خاورشناسی و اسلام‌پژوهی نامدار است در چندسال گذشته کلکسیونی از آثار تومبوکتو را با عنوان "نسخ خطی رهانیده از صحرا" بچاپ رسانده است. یکی از این آثار مجموعه پنج حکایت با عنوان "حماسه‌های امام علی‌ابن‌ابیطالب و فرزند او الحسین" است که حکایت پنجم این رساله نوعی مقتل نویسی (شبیه وقعة الطفِ ابی‌مخنف) از واقعه جانسوز کربلاست. این کار را سه تن از استادان فرانسوی از عربی به فرانسه برگردانده و گوتـنر انتشار داده است. چهار اثر اول از کتابخانه "ماما حیدره" تومبوکتو و اثر آخر از دپارتمان نسخ خطی نیامی در نیجر بدست آمده است. معرفی این اثر داستانی کهن بهانه‌ای شد برای ادای احترام به شخصیت استثنایی قهرمان کربلا که این روزها جهان اسلام در سوگ اوست و نام و یاد او با جان شیعیان عجین است.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/423
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان صدای فرزانگان
کاری از Luc Vernimmen

جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from jomhourtv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه ملاحظه می کنید طرح مسئله ی قسمت اول مجموعه ی «کربلا به روایت یزید!» است که در محرم و صفر امسال (1399) در سایت آپارات و کانال تلگرام جمهور تی وی ارائه خواهد شد.
طرح مسئله ی قسمت اول را به عنوان «اولین» دموی معرفی این مجموعه تقدیم میکنیم.
این روایت با کمک برادر مجتبی احمدی (پژوهشگر دین) انجام شده است که پروژه ی مطالعاتی ده ساله را با نام «قصه الامه» به پایان رسانده و نتیجه ی مطالعات جامعه شناختی خود را در حوزه ی تاریخ اسلام با ما در میان گذاشته اند.
گمان می کنیم تا وقتی نسبتی واقعی با زمینه ی رخدادهای تاریخی پیدا نکنیم شناخت درستی از خود واقعه پیدا نخواهیم کرد و در دو اَبَر دوگانه ی «عاشورای فریز شده در تاریخ» و «گفتمانِ حسینِ روزمره (شمره زمانه ات را بشناس)» گرفتار خواهیم ماند. تولید این برنامه در زمانه ی اعوجاج های نظری و وضعیتِ «یخرجون من دین الله افواجا» و منبر های تکراری صدا و سیما، می تواند به فهم و رشد دینی دینداران منجر شود.

کاری از: یاسر عرب. سید محمد فاطمی. ابراهیم قهوه چی زاده.
@jomhourtv
اگر مایل هستید از تولید این برنامه حمایت کنید از این لینک در تلگرام استفاده کنید:
@roya_iran
چراغی دیگر؛ سلسله نشست های خانه اندیشمندان علوم انسانی به مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا (مجازی)

خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار می‌کند؛

ویژه‌برنامه محرمی «چراغی دیگر» در فضای مجازی/ وقتی موبد زرتشتی از عاشورا می‌گوید

خانه اندیشمندان علوم انسانی همزمان با آغاز دهه اول محرم ویژه‌ برنامه‌های «چراغی دیگر» را برای تبیین فلسفه و آموزه­های حسینی در فضای مجازی با حضور چهره‌های مطرح عرفان و اندیشه اسلامی برگزار می‌کند.


#فرهیختگان صدای فرزانگان
عاشورا و چگونگی ما

رضابابایی

سال‌هاست که با آمدن ماه محرم، چندین پرسش هم به سراغ من می‌آید. از خود می‌پرسم: چرا عاشورا و هزار سال عزاداری برای امام حسین(ع) و لعن یزید و ابن زیاد، نتوانسته است تأثیری بر سرنوشت جمعی ما بگذارد؟ چرا عاشوراییان نتوانستند جامعۀ شیعی را رشک جهانیان کنند؟ دربارۀ عاشورا هر چندوچونی روا باشد، در این تردیدی نیست که شهدای کربلا، به قول مولانا در داستان عزاداران اهل حلب، انسان‌هایی «پاک‌باخته»، «دلیر»، «سبک‌بار»، «چشم‌سیر»، «متوکل» و «جان‌سپار» بودند؛ نه تن‌پرست و بردۀ دنیا و مضطرب. چرا مردمی که برای امام حسین می‌گریند، در پاک‌باختگی و سبک‌باری و فداکاری، تفاوتی مهم و معنادار با ملت‌های دیگر ندارند، اگر نگوییم از ایشان عقب‌ترند؟
برای این گونه پرسش‌ها پاسخی اگر باشد، همان است که شاعر گفته است:
چو تیره شود مرد را روزگار
همه آن کند کِش نیاید به کار
(کِش = که او را)
جامعه‌ای که دچار مناسبات غلط و ساختارهای منحط است و اسیر آرمان‌های ویرانگر و فرهنگ نابارور، اگر دست به سوی زر برد، آن را خاکستر می‌کند.
کاملی گر خاک گیرد زر شود
ناقص ار زر بُرد خاکستر شود
عاشورا و دین و مانند آن، این‌چنین را آن‌چنان نمی‌کند، «آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند.»



#فرهیختگان صدای فرزانگان
کارنامه محرم
سهند ایرانمهر

🔸معاویه این کیاست و سیاست را داشت که تصویر انسانی بردبار و جلوه ای از حکومت معتقد به مدارا را از خود و دستگاه خلافتش نشان دهد. در زمان عمر برخی از اهل شام شکایت او را به نزد خلیفه بردند. عمر گفت:" این جوان قریش را رها کنید. جوانی که می تواند به هنگام غضب، تبسم کند".( #استیعاب ، ج3، ص 1418).

معاویه برای حکومت، بسیار حلیم بود چنانکه مردی به او سخن زشتی گفت و معاویه خویشتن داری کرد. با اين خشم و کینه که در تو سراغ داریم، چطور تادیبش نکردی؟ گفت: تا زمانی که مردم میان من و حکومت حایل نشوند، مانع زبانشان نمی شوم.( #المحاضرات الادباء راغب اصفهانی- چاپ دارمکتبه الحیاه بیروت).

ابن عبدالبر در #عقدالفرید (جلد اول، ص41) به نقل از معاویه می نویسد:"انی لا استحی ان اظلم من لا یجد علی ناصرا الا الله"(شرم دارم به کسی که جز خدا کسی را ندارد، ظلم کنم).

🔸این روش البته فلسفه خود را داشته است:"چون یکی از ماموران مالیات عبیدالله بن زیاد، سهمی بیشتر برای خود برداشت و سهمی کمتر برای عبیدالله، از هراس خشم او به نزد معاویه گریخت. معاویه او را پناه داد. عبیدالله به معاویه اعتراض کرد. معاویه گفت: تو باید سختگیر و خشن باشی. من هم باید مهربان و ملایم باشم.(عقدالفرید،ج4،ص 340)

🔸در ورای این حلم و مهربانی اما سیر حوادث و جدی شدن زبان منتقدین، تصویری عریان تر را بر پرده می برد. حجربن عدی از یاران علی بن ابیطالب و در زمره مخالفان و منتقدین معاویه است . اهل سنت به دلیل صحابی بودن او را محترم می‌دانند؛ و از او با لقب "حجرالخیر" نام می‌برند. #ابن_اثیر می‌نویسد: «وهو المعروف بحجر الخیر.. وفد عَلَی النَّبِیّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هو و أخوه هانئ، و شهد القادسیة، وکان من فضلاء الصحابة» و او معروف است به حجر الخیر.. و از بزرگان صحابه بوده (اسد الغابة۱/۴۶۱ دارالفکر) ابن سعد (ت:۲۳۰ه) می‌نویسد: «وکان ثقة معروفاً» از افراد مورد اعتماد بود. وقتی حجر بن عدی، صراحتا زبان به انتقاد از معاویه می گشاید دیگر از آن حلم و بردباری و ملایمت و خیرخواهی خبری نیست. آن شیوه نمایشی مبتنی بر خشم کارگزاران حکومتی و رافت خلیفه هم دیگر بکار نمی آید.

🔸حجر را با دست بسته در در منطقه مرج عذراء ( حومه منطقه الغوطه در اطراف دمشق)گردن می زنند ( همانجایی که بدست حجر و توسط ارتش اسلام فتح شده است!) #ابن_عساکر در تاریخ مدینة دمشق (جلد 6 ،ص241)می نویسد :" معاویه پس از کشتن حجر می گفت که او را به خاطر مصلحت امت کشته اند و اگر زنده میماند، مفسده می کرد". نکته جالب توجه ان است که پس از اینکه آب ها از آسیاب می افتد و منتقد این شیوه از حکومت،از میان می رود، دوباره معاویه به نقش خود باز می گردد بر سر نعش حجر نماز می خواند و وقتی عایشه همسر پیامبر به او اعتراض می کند که: "حلم ابوسفیانی" ات چه شد ؟ می گوید:" مثل تویی نبود که مرا نصیحت کند!".( #استیعاب، ج1، ص329 و330).

🔸معاویه چندی بعد، در یکی از سفرها حج خود با حسین بن علی روبرو می شود . آن نماز خواندن بر حجر؛ حالا به کار می آید. در نتیجه وقتی حسین از او می پرسد که با حجر چه کردی؟ معاویه، مضمون طعنه آمیزی که حکایت از قدرت حکومتش را دارد، در لفافه تعبد و تشرع می پیچید و می گوید: کشتیم و دفن کردیم و بر او "نماز " خواندیم!

پاسخ حسین بن علی اما هوشمندانه است و مستقیما آن وجهی از حکومت بنی امیه را نشانه می رود که تلاش دارد بر" اسلام " خود تاکید کند در نتیجه حسین بن علی، اصل آن "اسلام"- ی که در ظاهر چنین توام با معرفت و بردباری جلوه می کند و در باطن جز به گردن زدن معترض و منتقدی چون حجربن عدی رضا نمی دهد- را زیر سوال می برد و می گوید:"ما اگر پیروان تو را بکشیم، برآنان نماز نمی خوانیم!".( #احتجاج، ابومنصور شیخ احمد بن علی بن ابیطالب #طبرسی، ص 296)



#فرهیختگان صدای فرزانگان
بیانیه استاد عبدالعلی بازرگان پیرامون برخی اتهامات


هموطنان عزیز و ارجمند؛

اخیراً برخی اساتید و صاحب نظران داخل كشور با اتكاء به برخی اظهار نظرهای این جانب نسبت به نادرست بودن پاره‌ای از احادیث و روایات موجود در کتب تاریخی انتقاداتی را مطرح ساخته و این کمترین را از منکران مطلق احادیث و روایات منقول از پیامبر مکرم اسلام(ص) و اهل بیت مطهر(ع) او پنداشته‌اند.
چنین سوء برداشتی ایجاب کرد شرح مختصر زیر را در شرایط سخت بیماری برای رفع سوء تفاهمات پدید آمده به رشته تحریر درآورم:
۱ - حضور صدها حدیث و روایات در آثار کتبی و شفاهی منتشر شده این جانب، به خصوص استفاده فراوان از کتاب شریف نهج البلاغه نشانگر باور عمیق این قلم و بیان به وجود کلمات درخشانی در میان فرمایشات منقول پیامبر مکرم(ص) و اهل بیت مطهر(ع) او می‌باشد.
۲ - معیار اصالت احادیث، آن طور که پیامبر(ص) فرمود، عرضه به قرآن و عدم تضاد با آن می‌باشد.
۳ - اولین کسی که اصالت در بستِ احادیث را زیر سؤال برد خود پیامبر اسلام بود که برحسب گزارش حضرت علی(ع) در خطبه ۲۱۰ نهج البلاغه، آن قدر سخنانی به دروغ درباره او نقل گردید که ایستاد و در خطبه‌ای فرمود: «هر کس عمداً سخنی به دروغ به من نسبت دهد جایگاهش در دوزخ است».
۴ - امام علی(ع) در همان خطبه راویان حدیث را در چهار دسته: منافق، مخطئ، جاهل و صادق به تفصیل معرفی و تنها گروه چهارم را مورد تأیید قرار داده و در انتها تفاوت صحابه پیامبر با یکدیگر را تبیین فرمود.
۵ - در همان خطبه نیز با عرضه طبقه‌بندی ۱۲ گانه: حق و باطل، صدق و کذب، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه، و حفظ و وهم معیار مهمی برای تشخیص احادیث و روایات مطرح ساخت.
۶ - امام علی(ع) در خطبه ۱۸ نهج البلاغه در نکوهش اختلاف نظر علمای دینی در فتواها و در مذمّت اهل رأی و نظر فرمود: «آیا خدای سبحان دین ناقصی نازل کرده و از آنان برای اتمامش یاری گرفته و آن‌ها شریکان او هستند که هرچه گویند رضایت خواهد داد، یا دینی تمام نازل ساخته است؟ یا این که رسول او از رساندن دین و ادایش کوتاهی کرده و آنها باید آن را ادا کنند؟ حال آن که خداوند سبحان فرمود: در قرآن بیان همه حقایق موجود است و هر بخشی از آن بخش دیگر را تصدیق می‌کند و اختلافی در آن نیست».
۷ - یکی از علل انحراف مسلمانان و دوری آنان از قرآن، به خصوص بروز خشونت‌های اجتماعی و برخورد با زنان، به نظر این حقیر وجود همین احادیث تسویه نشده در کتب حوزه‌های علمیه می‌باشد.


۳۰ امرداد ماه ۱۳۹۹
عبدالعلی بازرگان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
مکانیسم ماشه و سه سناریوی محتمل!

احمد زیدآبادی

آمریکا به طور رسمی مکانیسم ماشه را در شورای امنیت فعال کرده است و این مسئله سبب نگرانی روسیه از بروز بحرانی بی‌سابقه در این شورا شده است. ظاهراً از نگاه روس‌ها، مکانیسم ماشه به هر نتیجه‌ای که ختم شود، بحران‌زاست، زیرا سبب شکاف عمیقی در بین اعضای دائم شورای امنیت و در واقع فلج شدن آن خواهد شد.

برای پیشگیری از وقوع چنین اتفاقی، ولادیمیر پوتین پیشنهاد برگزاری نشستی مجازی بین سران کشورهای 5+1 برای بحث در بارۀ این موضوع داده است. در واقع هدف اصلی پوتین از این پیشنهاد، کشاندن ترامپ و حسن روحانی پشت یک میز به منظور یافتن راهی برای جلوگیری از بحران مربوط به فعال کردن مکانیسم ماشه است.

دولت‌های ایران و آمریکا هر دو با پیشنهاد پوتین بسیار سرد برخورد کرده‌اند به طوری دونالد ترامپ ضمن اظهار بی‌اطلاعی از جزئیات پیشنهاد، حضورخود در نشست مجازی سران را بعید دانسته و علی ربیعی سخنگوی دولت ایران نیز همزمان با تأکید بر حسن نیّت روسیه، برگزاری نشست سران را به دلیل عدم صداقت آمریکا بی‌اثر قلمداد کرده است.

با این همه، روس‌ها اعلام کرده‌اند که طرح مورد نظر خود را با دیگر طرف‌های برجام پیش خواهند برد. منظور آنها سه کشور اروپاییِ بریتانیا، فرانسه و آلمان در کنار چین است که از امضاء کنندگان توافق برجام هستند.

با توجه به مجموع سیاست‌ها و منافع این دسته از قدرت‌ها ظاهراً هیچکدام از آنها به تبدیل "مسئلۀ ایران" به مؤلفه‌ای بحرانی در روابط خود با آمریکا علاقه‌ای ندارند و هر کدام به شیوۀ مخصوص خود می‌کوشند تا راه‌حلی برای این مشکل پیدا کنند.

در حقیقت، اختلاف پیش آمده بین آمریکا از یک سو و سایر اعضای دائم شورای امنیت از سوی دیگر، عمدتاً مربوط به تحریم تسلیحاتی ایران است که طبق قطعنامۀ 2231 باید در اواخر مهر ماه پایان یابد. ادامۀ سایر تحریم‌ها فعلاً محل منازعه نیست چرا که آمریکا به طور یکجانبه آن را به تقریباً تمام کشورهای جهان تحمیل کرده و به صورت امری عادی در آورده است!

روس‌ها بر این باورند که پایان تحریم تسلیحاتی ایران، اصولاً تغییری در وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایجاد نمی‌کند. از نگاه آنان، پیش از تحریم تسلیحاتی ایران از سوی سازمان ملل، بازار داد و ستد تسلیحاتی با ایران هیچ رونقی نداشت. بنابراین، لغو تحریم‌ها در این دوره نیز عملاً کمکی به رونق داد و ستد آن نخواهد کرد.

بریتانیا و فرانسه همراه با آلمان اما به طور رسمی از لغو تحریم تسلیحاتی ایران نگران‌اند و آن را سبب افزایش تشنج در خاورمیانه می‌دانند. این سه کشور خواهان تمدید مدت‌دار تحریم تسلیحاتی ایران هستند به طوری که اِعمال آن به معنای پایان عمر برجام تلقی نشود.
چینی‌ها هم که در مورد مسائل مربوط به خاورمیانه معمولاً موضع سکوت یا کم‌حرفی را ترجیح می‌دهند، جز تأکید بر مخالفت با موضع آمریکا، نکتۀ دیگری در این باره نگفته‌اند اما به نظرم نگاه آنها در این مورد تا اندازۀ بسیاری شبیه روسیه است.

در چنین صحنه‌ای آمریکا می‌کوشد تا یک‌تنه کار تداوم تحریم تسلیحاتی نامحدود ایران را پیش ببرد. البته این کشور می‌توانست همانطور که تحریم‌های اقتصادی را با استفاده از مکانیزم تحریم‌های ثانویه علیه ایران اِعمال کرده است، تحریم تسلیحاتی ایران را نیز با همین ابزار ادامه دهد، اما مقام‌های کاخ سفید اصرارشان بر این است که مسیر خود را از طریق شورای امنیت دنبال کنند. با آنکه در این مسیر علی‌الظاهر مین‌های بسیاری کار گذاشته شده است، پرسش این است که چرا آمریکا در این مورد اصرار دارد؟

آیا آمریکا با توجه به ابهام‌های حقوقی مربوط به فعال کردن مکانیسم ماشه، موفقیت خود را در شورای امنیت مسجل می‌داند؟ یا اینکه به عمد در پی ایجاد بحران در شورای امنیت است تا با فلج کردن آن، فرصت و بهانۀ لازم را برای پیشبرد سیاست‌های یکجانبۀ خود بخصوص منطقۀ خاورمیانه به دست آورد؟ یا اینکه در صدد ایجاد فضایی پرفشار و متشنج است تا شرکای دیگر آن در شورای امنیت، مجبور به ارائۀ طرح‌های میانجی‌گرایانه‌ای شوند که ایران را عملاً به پای میز مذاکرۀ مجدد در بارۀ برجام بکشاند؟

هر سۀ این سناریوها محتمل است، اما به نظرم مورد سوم به واقع‌بینی نزدیک‌تر باشد. به واقع، تمام اعضای دائم شورای امنیت از تماس و مذاکرۀ مستقیم ایران و آمریکا برای حل بحران کنونی حمایت می‌کنند. شاید بحرانی شدن اوضاع به این کشورها کمک کند تا با ارائۀ طرح‌هایی مشابه طرح پوتین، ایران را بر سر میز مذاکره با آمریکا بنشانند. با توجه به گرایشی که ایران به روسیه و چین پیدا کرده است، به نظرم این دو کشور از ابزار و قدرت لازم برای پیشبرد چنین ابتکاری برخوردار شده‌اند! از این پس نه گفتن صریح به روس‌ها و چینی‌ها برای جمهوری اسلامی به نظرم آسان نخواهد بود.


#فرهیختگان صدای فرزانگان
آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، کمتر از ۳ هفته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت محمد مصدق در گفتگو با روزنامه مصری اخبار الیوم دیدگاه‌های خود را درباره دولت مصدق و کودتای ۲۸ مرداد تشریح کرد.
وی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به ‌نظر شما بزرگ‌ترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت: «پایمال کردن قانون اساسی و عدم اطاعت از اوامر شاه» او هم‌چنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت می‌کوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند؛ اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»

«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشته‌است نتیجهٔ عدل خداوندی است.»

«این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بوده‌است. تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»

«مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن می‌باشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمی‌شد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند. مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»

منبع: روزنامه آتش، ۳۱ مرداد ۱۳۳۲
کیهان، ۲۳ شهریور ۱۳۳۲
مجموعه‌ای از مکتوبات وسخنرانی‌های آیت‌الله کاشانی، ج۳، ص ۱۱۲»


#فرهیختگان صدای فرزانگان
Audio
🔺فایل کامل صوتی بازخوانی تاریخی و اسنادی روند سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق/ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

💫دکتر مجید تفرشی

ضبط صدا: سید عماد برادران

پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹/ ۲۰ آگوست ۲۰۲۰

#فرهیختگان صدای فرزانگان
شمایل ملّی مصدّق

حبیب یغمایی مدیر مجلۀ یغما در خاطرات خود نوشته که دکتر مصدّق مشترک یغما بود و نوشته که در یک سال هشت بار از مصدّق حق اشتراک ستانده بود!! تفصیلش را بعدها دکتر باستانی‌پاریزی در مجلۀ کلک نوشت: یغمایی هر سال به مشترکان یغما نامه می‌نوشت که حقّ اشتراک سالیانۀ خود را بپردازند. مصدّق هم هر سال مباشرش را به دفتر مجله می‌فرستاد و برای کمک به یغمایی دو‌سه برابر حقّ اشتراک پرداخت می‌کرد. یک سال یغمایی بی‌پول بود و تجاهل کرد و هشت بار نامۀ درخواست حقّ اشتراک فرستاد! پیرمرد بزرگوار هم هی مباشرش را فرستاد و حقّ اشتراک را پرداخت. آخر یک روز مباشر مصدّق گفت آقا فرمودند که خدمت آقای یغمایی عرض کنید که تا آخر سال هر مقدار که باید حقّ اشتراک بپردازیم همین الآن یک‌جا بفرمایند که راه دور است و رفت‌وآمد دشوار.

بگذریم. یغمایی ندیم و امین فروغی بود. با تقی‌زاده و قوام و سیدضیاء مناسبات دوستانۀ محکم داشت. آنها را خادم ایران می‌دانست و قبولشان داشت. همچنین می‌دانیم که دکتر مصدّق با این رجال اختلافات اساسی داشت. جای دیگر نشان داده‌ام که یغمایی در وقایع سی‌تیر تلویحا طرف قوام را گرفت. با اینهمه یغمایی سردوگرم‌چشیدۀ کتاب‌خواندۀ آدم‌دیدۀ آدم‌شناس دربارۀ دکتر مصدّق چنین داوری کرده است: «مصدّق بی هیچ تردیدی وطن‌پرست‌ترین مردی از رجال کشور بود» و این بیت را دربارۀ مصدّق سروده:

برخاست درین دوران یک مرد فقط یک مرد
می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

این یعنی یغمایی هرچند با برخی داوری‌ها و عملکردهای سیاسی مصدّق موافق نبوده اما او را چنین بزرگ و گرامی می‌دانسته است.

این را هم بنویسم. استاد ایرج افشار در مجلۀ آینده نوشته که دکتر محمدامین ریاحی هنگامی که تصدّی امور بنیاد شاهنامه را داشته این ابیات را در یادداشتی به خط استاد مجتبی مینوی دیده است:

گفتا نه قرن پیش از این قطران
رو بازشنو تو گفتۀ حق را:

«از صدق خود آفرید یزدانش
طعنه نتوان زدن مصدق را»

تاریخ این شعر معلوم نیست. مینوی از سال ۱۳۵۰ در بنیاد شاهنامه بوده. پس از درگذشت مصدّق. می‌توان تصور کرد که مینوی دنبال چیزی در دیوان قطران بود که این بیت را دید و ناگهان به یاد دکتر مصدّق افتاد و به یاد مظلومیت و حصر و مرگ غریبانۀ نخست‌وزیر سربلند افتاد و به یاد طعنه‌ها و تهمت‌ها و دشنام‌هایی که نثار مصدّق می‌شد افتاد و این بیت را نوشت. شاید هم چشمش تر شد.

شاه مصدّق را در حصر کرد تا از یادها فراموش شود. اما مصدّق فراموش نشد. بلکه یاد و خاطرۀ مصدّق کودتاگران را در حصر خود گرفت. تاحدی‌که مینوی شیفتۀ فروغی و تقی‌زاده هم مصدّق را این‌گونه دوست داشت و به یادش بود.

حصر مصدّق با مرگ او پایان یافت اما حصر کودتاگران تمام‌شدنی نیست. هر سال یاد مصدّق و داغ مصدّق تازه می‌شود. مردم ایران در سیمای شکستۀ مصدّق چهرۀ آرمانی مردی را می‌بینند که استوار بود و صادق بود و مردم‌دوست بود و وطن‌پرست بود و دزد نبود و نوکر خارجی نبود و مظلوم بود. شکست خورد اما نشکست. از اسب افتاد اما از اصل نه. مردی که زخم می‌خورد و درد می‌کشید و می‌گریست اما تسلیم نمی‌شد. این است شمایل ملّی مصدّق. ملّت ایران این شمایل را دوست دارد و از آن محافظت می‌کند.

حراست مردم از شمایل اسطوره‌وار مصدّق به‌یک‌معنا دهن‌کجی مستمر به سیطرۀ ناگزیر امثال شعبان جعفری‌ است. مردم به این شمایل نیاز داشتند تا روح زخمی و غرور پامال‌شدۀ خود را نوازش کنند. شاید به همین دلیل سیمای مصدّق چنین درخشنده و تازه و جذاب ماند.

میلاد عظیمی
نورسیاه


#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔶معاویه از تمام عناصر فقهی و کلامی برای شست‌وشوی مغزی مردم بهره گرفت
🔹استاد سید مصطفی محقق داماد

🔸فرعون با آن همه قدرت و رعبی که از رهگذر قتل و جنایت در دل مردم افکنده است،از نیروی توده‌های مردم هراس دارد سعی میکند افکارشان را تحت تاثیر قرار دهد[1]. چنانچه قدرت تفکر و انتخاب را از انسان بگیرند، انسان درون‌تهی و سبک می‌شود. شخصی را که وزین و سنگین است، نمی‌توانند مطیع کنند؛ لذا بهترین راه برای مقطع ساختن یک قوم، درون‌تهی‌سازی، یعنی گرفتن نیروی فکر و انتخاب از اوست. به جایی می‌رسد که فرعون می‌گوید: «... قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَىٰ وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ». «... فرعون گفت: شما را جز آنچه خود مصلحت دیده‌ام راهی ننمایم و جز به راه صواب راهنمایی نکنم».
🔸در حکومت اموی نیز دقیقا چنین اتفاقی افتاد. معاویه از تمام عناصر فقهی و کلامی برای شست‌وشوی مغزی مردم بهره گرفت. وقتی او طی نامه‌ای به زیاد بن سمیه، حاکم بصره، فرمان داد تا از مردم آن سامان برای پسرش، یزید، بیعت بگیرد، زیاد به وی نوشت که چون بزرگان و شخصیت‌های با نفوذی همچون حسین بن علی (ع) و ابن عباس و... در میان مردمند و به مراتب از یزید به خلافت شایسته‌‌ترند، مناسب است که به یزید فرمان دهی که یک یا دو سالی به اخلاق آنان در آید تا بتوان وی را بر مردم مشتبه ساخت.
معاویه برای آنکه سیمای دینی و معنوی یزید را در جامعه اسلامی ترسیم کند و به تعبیر زیاد بن سمیه، چهره‌ای جعلی از یزید بر مردم مشتبه شود، در سال‌های ۵۱ تا ۵۳ ه.ق، یزید را از طرف خود مسئول برگزاری حج کرد تا چهره‌ای معنوی، مقدس و دوست‌داشتنی از یزید در ذهن مسلمانان نقش بندد.
قدرت‌های نامشروع برای تسلیم کردن ملت باید کاری کنند که نیروی تفکر و اندیشه از ملت گرفته شود و مردم همان‌گونه که قدرت می‌خواهد، بیندیشند. وقایع تاریخی این حقیقت را به خوبی به اثبات رسانید. همه دیدند که با حربه دین و جهاد مقدس و به امید رفتن به بهشت، معاویه موفق شد مغز مردم را کاملا بشوید و آنان را برای جنگ با علی(ع) بسیج کند. همه برای خدا و فی سبیل‌الله به نبرد با علی گسیل شدند و خود را سربازان خدا دانستند و لشکریان را جند‌الله خواندند.
[1]. اشاره به آیات شریفه ۵۱ تا ۵۴ سوره زخرف
📖 کتاب #فاجعه_جهل_مقدس / گفتارِ شست‌و‌شوی‌ مغزی (استخفاف) و راه فرار از آن



#فرهیختگان صدای فرزانگان
شجریان دماوند موسیقی ایران

رضا بابایی

آنچه می‌دانم از آن یار بگویم یا نه
شمّه‌ای زان ‌‌همه بسیار بگویم یا نه
نوشتن دربارۀ شجریان، برای من آسان نیست. می‌دانم که از عهده بیرون نمی‌آیم. اما گاهی ننوشتن، سخت‌تر از نوشتن است.
این‌قدر هم گر نگویم ای سَنَد
شیشۀ دل از ضعیفی بشکند
مقام او در موسیقی ایران، «گوشه» و «ردیف» نیست؛ «دستگاه» است. ماهور و چهارگاه و بیات ترک و نوا، با «سرّ عشق» و «دستان» و «آستان جانان» و «دود عود» به معراج رفتند. آواز شجریان، گلبانگ عشق است، در روزگاری که بوی سُرب و باروت، مشام‌ها را مست کرده بود. آیندگان، او را آنچنان دوست خواهند داشت که ما امروز حافظ را. آواز در دستگاه شجریان، همان شکوهی را یافت که الفاظ در غزل سعدی و حافظ. آنچه او آفرید – به‌ویژه در دهه‌های پنجاه تا هفتاد – نه یک سر و گردن، که بیش از اینها، برتر از هر تصنیف و آوازی است که پیش از او ساختند و خواندند. موسیقی ایرانی در زمانۀ شجریان، هیچ‌گاه حسرت گذشته را نخورد. و تو امروز کدام هنر را می‌شناسی که حسرت دیروز را نمی‌خورد؟
آواز شجریان، از گلو و حنجره نیست؛ از دل و جان است. پشت این صدا، روحی بزرگ و دلی آسمانی ایستاده است؛ وگرنه چنین بر دل‌ها نمی‌نشست و در سرها شور نمی‌افکند. در زمانۀ ما صدای شش‌دانگ و مخملی کم نیست؛ اما صدایی که از ما دل برد و بازنگرداند، صدای او است.
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبداله بود

چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شب‌های دیگر. در آن شب روشن، دل‌نوشته‌ای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبوم‌های شجریان را تا آن زمان، آورده‌ام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.

مناجات خدا با ما
زمستان است و جامِ تهی در دست. آسمان عشق، همنوا با بم و همچون جان عشاق می‌لرزد. قاصدک، پیام نسیم را به آهنگ وفا در گوش سپیده می‌خواند. ساز قصه‌گو، دلشدگانِ خلوت‌گزیده را که افتخار آفاق‌اند، به شب وصل نوید می‌دهد، و فریادِ «بی تو به سر نمی‌شود» چون دود عود همه‌جا پراکنده است. امشب به یاد عارف و آن دل مجنون که همایون‌مثنوی را جز چهره به چهره با جانِِ جان، به تحریر درنمی‌آورد، گنبد مینا را از چشمۀ نوش سیراب می‌کنیم. در خیال عاشقان از این خوش‌تر نمی‌گنجد که سرّ عشق را از دهان تو بشنوند. بخوان تا به رقص آوری سرو چمان را در این زمانۀ بیداد. بخوان و بدان که میان حلقه‌نشینان بزم انس، ساقی مهرویی است که معمای هستی را در صُراحی می حل می‌کند، و آنگاه معجونی می‌سازد که از آن پیوند مهر می‌خیزد. گلبانگ تو پوشانْد راز دل را، تا بیش از این رسوای دل نباشند آنان که مست از بوی باران‌اند و یاد ایام. بخوان! به یاد کارون، به یاد الوند، به یاد البرز، به یاد ایران، به یاد آرش، به یاد پدر و به یاد هر آن کس که تو را به این مرز و بوم پیوست. از پرده برون آر نکیسا را و باربد را به دستان داوودی، که انتظار دل می‌فشارد گلوی عیش مستان را.
آستان جانان بی نغمه و نوای تو، هیچ نیست، جز شب، سکوت، کویر. پس ای آرام جان، بخوان که مناجات خدایی با ما .


#فرهیختگان صدای فرزانگان
emam_hosseinwww.mobareze.ir_.pdf
938.6 KB
🔸«کربلا از آغاز تا پایان»، گزارشی محققانه از رسول جعفریان بر اساس منابع کهن و معتبر.


#فرهیختگان صدای فرزانگان
رساله‌ی دکتری با عنوان؛
"حرم امام حسین (ع) در کربلا"

نوشته‌ی آرنولد نولدکه
سال انتشار: 1909
دانشگاه ارلانگن آلمان

برای دریافت متن رساله کلیک کنید


#فرهیختگان صدای فرزانگان