امر دینی و امر فرادینی در پیام عاشورا
ابوالقاسم فنائی
تحریر و تنقیح سخنرانی به مناسبت عاشورا در جمع برخی از دانشجویان کیمبریج / آبان ۱۳۹۲
🔅مناسبت اقتضا میکند دربارهی شخصیت سرور آزادگان، امام حسین و مهمترین حادثهی زندگی ایشان، یعنی واقعهی کربلا، گفتگو کنیم. هم در مورد شخصیت ایشان و هم در مورد تحلیل و تبیین واقعهی کربلا کم سخن نگفتهاند، و دوستان علاقهمند نیز کمابیش با ادبیاتی که پیرامون این دو موضوع بسط یافته آشنا هستند. بنده نیز سالها پیش توفیق داشتهام که تبیینی اخلاقی از کنش سیاسی امام حسین بدست دهم. در اینجا قصد تکرار گفتههای خود و دیگران را ندارم. بلکه مایلم از فرصت استفاده کنم و به تفسیر یکی از سخنانی بپردازم که به ایشان منسوب است.
🔅آن سخن این است: «اِن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ لاتَخافُونَ المَعادَ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم»: «اگر دین ندارید، و از بازگشت به سوی خداوند نمیترسید، [دستکم] در دنیای خود آزاده باشید». این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند میتوانند رویکرد ما در دینشناسی و دینداری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند.
🔅 این دو حقیقت عبارتند از:
(۱) «استقلال اخلاق از دین» و
(۲) «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».
بحث امشب ما به شرح و بسط این دو حقیقت اختصاص دارد. به نظر میرسد اگر دینداران بخواهند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین و تضمین کنند، یکی از مقدمات ضروری آن این است که به این دو حقیقت تسلیم شوند.
دریافت فایل PDF
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ابوالقاسم فنائی
تحریر و تنقیح سخنرانی به مناسبت عاشورا در جمع برخی از دانشجویان کیمبریج / آبان ۱۳۹۲
🔅مناسبت اقتضا میکند دربارهی شخصیت سرور آزادگان، امام حسین و مهمترین حادثهی زندگی ایشان، یعنی واقعهی کربلا، گفتگو کنیم. هم در مورد شخصیت ایشان و هم در مورد تحلیل و تبیین واقعهی کربلا کم سخن نگفتهاند، و دوستان علاقهمند نیز کمابیش با ادبیاتی که پیرامون این دو موضوع بسط یافته آشنا هستند. بنده نیز سالها پیش توفیق داشتهام که تبیینی اخلاقی از کنش سیاسی امام حسین بدست دهم. در اینجا قصد تکرار گفتههای خود و دیگران را ندارم. بلکه مایلم از فرصت استفاده کنم و به تفسیر یکی از سخنانی بپردازم که به ایشان منسوب است.
🔅آن سخن این است: «اِن لَم یَکُن لَکُم دینٌ وَ لاتَخافُونَ المَعادَ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم»: «اگر دین ندارید، و از بازگشت به سوی خداوند نمیترسید، [دستکم] در دنیای خود آزاده باشید». این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند میتوانند رویکرد ما در دینشناسی و دینداری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند.
🔅 این دو حقیقت عبارتند از:
(۱) «استقلال اخلاق از دین» و
(۲) «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».
بحث امشب ما به شرح و بسط این دو حقیقت اختصاص دارد. به نظر میرسد اگر دینداران بخواهند سعادت دنیا و آخرت خود را تأمین و تضمین کنند، یکی از مقدمات ضروری آن این است که به این دو حقیقت تسلیم شوند.
دریافت فایل PDF
#فرهیختگان صدای فرزانگان
عکس را در صفحۀ یکی از دوستانم دیدم. پیرمرد پدربزرگ اوست. امسال مهمان ندارد و چشمش به در خشک شده. فرش گسترده، جارو کشیده. چراغها روشنند. سماور جوش است. عطر گلاب و اسفند و چای تازهدم به هم آمیخته. استکان و نعلبکیها هم شسته و آمادهاند.
حالا پیرمرد استکانهایش را برای که پر کند؟
خودش مانده و خودش. غریبانه میخواند و وفادارانه اشک میریزد.
حقا که عشق در همۀ کسوتها زیبا و ستایشبرانگیز است.
عاطفه طیه
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
حالا پیرمرد استکانهایش را برای که پر کند؟
خودش مانده و خودش. غریبانه میخواند و وفادارانه اشک میریزد.
حقا که عشق در همۀ کسوتها زیبا و ستایشبرانگیز است.
عاطفه طیه
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Audio
🔸امروز سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث است.
میکس : امیر ملکی
از کانال سهندایرانمهر
#فرهیختگان صدای قرزانگان
میکس : امیر ملکی
از کانال سهندایرانمهر
#فرهیختگان صدای قرزانگان
Audio
🎙 نظریه "تاریخمندی معرفت دینی" از دیدگاه آیت الله حیدری
📆 تاریخ: ۹۹/۰۵/۲۱
⏰ مدت: ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه
🔹 برخی از عناوین مورد بحث در این جلسه عبارتاند از:
➖ بررسی نظریه تاریخمندی از منظر دروندینی
➖ معانی و مصادیق مختلف نظریه تاریخمندی
➖ تاریخیت مربوط به احکام دین
➖ تاریخیت ناظر به اعتقادات دینی
➖ وحدت دین، و تعدّد و تاریخیّت شرایع
➖ تبیین پیشفرضهای دروندینی نظریه تاریخمندی
(۱. تفصیل بین اسلامِ دین و اسلامِ شریعت
۲. تفکیک بین افعالی وحیانی و بشری پیامبر اکرم (ص)
۳. تمایز بین اقسام افعال پیامبر (ص) اعم از وحیانی، ولایی، قضایی، شخصی و غیره).
➖ضرورت تفکیک بین تاریخیّت مفاهیم دینی، و تاریخیّت مصادیق مفاهیم دینی
➖ تبیین نظریه تاریخمندی، بر اساس نظریه وحدت مفهوم و تعدّد مصداق.
جان آگه با #فرهیختگان
📆 تاریخ: ۹۹/۰۵/۲۱
⏰ مدت: ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه
🔹 برخی از عناوین مورد بحث در این جلسه عبارتاند از:
➖ بررسی نظریه تاریخمندی از منظر دروندینی
➖ معانی و مصادیق مختلف نظریه تاریخمندی
➖ تاریخیت مربوط به احکام دین
➖ تاریخیت ناظر به اعتقادات دینی
➖ وحدت دین، و تعدّد و تاریخیّت شرایع
➖ تبیین پیشفرضهای دروندینی نظریه تاریخمندی
(۱. تفصیل بین اسلامِ دین و اسلامِ شریعت
۲. تفکیک بین افعالی وحیانی و بشری پیامبر اکرم (ص)
۳. تمایز بین اقسام افعال پیامبر (ص) اعم از وحیانی، ولایی، قضایی، شخصی و غیره).
➖ضرورت تفکیک بین تاریخیّت مفاهیم دینی، و تاریخیّت مصادیق مفاهیم دینی
➖ تبیین نظریه تاریخمندی، بر اساس نظریه وحدت مفهوم و تعدّد مصداق.
جان آگه با #فرهیختگان
مرگِ فرهنگ
چرا فرهنگ میمیرد؟
نشانههای سقوط و اضمحلال فرهنگ، در سترونی و نازایی روشها و شیوههای زیست اجتماعی و فردی خود را نشان میدهد. زیستِ اجتماعی به بحران میرسد، اما مولفههای فرهنگ نمیتواند کاری برای ساکنانش بکند. مسئلهها (که امری طبیعی در زندگی انسانی است)، حل نمیشوند زیرا فرهنگ، قدرت حل مسئله را از دست میدهد و بهتدریج، خودش به زخم و رنجی دائمی تبدیل میگردد. سستیِ فرهنگ، در ضعف کارکردهایش انعکاس مییابد. به تعبیر دیگر، کارویژههای تاریخی خود را از دست میدهد، دیگر دلی را نمیرباید و بوی کهنگیاش شامهی زندگی را میآزارد. فرهنگِ فرتوت و ناتوان، توانایی خلق شیوههای جدید برای زیست نو را ندارد و هنجارها یکی پس از دیگری، مشروعیتشان را از دست میدهند. سرگردانی در وادی زندگی و این که افراد نمیدانند در وقت مواجه شدن با مسئلههایشان چه باید بکنند، از نشانههای واضح فرهنگِ نیمهجانی است که از ارائهی راه حل کارآمد عاجز است.
"فرهنگ از دست رفته"، خود، وبال گردن جامعه میگردد. چونان بیماری که زمینگیر شده و محتاج خدمت دیگران است. فرهنگ نازا و فرتوت، نه تنها بار نمیدهد که خود، باری میشود بر دوش آنان که روزی، روزیخوارِ خوان پرنعمتاش بودند و از آن ارتزاق میکردند و به آن افتخار مینمودند.
فرهنگ رو به زوال، دست به دامان پاسخهای کهنه، ناکارآمد و تکراری در برابر پرسشهای نو میبرد. فرسودگی فرهنگ، خودش را در ناسازگاریاش با مسئلهها نشان میدهد. درختی است که در پاییز عمر خود، بار و سایه نمیدهد. از این رو اهالی، آرامآرام به زیر سایهی درختی دیگر مینشینند که "او گلهای تر دارد." فرهنگ، اگر بخواهد زنده بماند، مستمرا نیاز دارد در بده بستان با محیط خود و در حرکت دائمی باشد. "فرهنگ ایستا" و راکد، داشتهها و سرمایههای خود را از دست می دهد و از آن جز جنازهای و مرده ای بر روی دست جامعه باقی نمیماند.
❓ اما چرا فرهنگ، فرسوده میشود و چرا میمیرد؟
از میان پاسخهایی که به چرایی مرگِ فرهنگ داده شده است، "نیل پستمن"، به نحو اجمالی، پاسخی درخور و ستایشبرانگیز میدهد. پاسخی در خور تامل. "پستمن" در کتابِ"زندگی در عیش، مردن در خوشی"، سه عامل و علت مرگ فرهنگ را برمیشمارد.
✅ سه روش و مکانیسمی که میتواند روح یک فرهنگ را مورد تاخت و تاز قرار دهد و آن را تخریب کند":
❗️ 1. زندانی کردن فرهنگ
بنا به آن چه "پستمن" توضیح میدهد، روشی است که در رمان "1984 جورج اورول" آمده است.
وقتی فرهنگ در حلقه و حصار تعصبها و یا احساس "استغنا و خودبسندگی کاذب"، گرفتار شده و رابطهاش را با محیط فرهنگی جهان از دست میدهد، آنگاه همچون ماهیای که از آب بیرون میافتد، میمیرد. فرهنگ، تر و تازگی و پویاییاش را در تنفس میان فضای آرامِ سایر فرهنگها و در داد و ستد دائمی با آنها به دست میآورد. کسانی که خود را بی نیاز از سایر فرهنگها می بینند و احساس "خودبسندگی" میکنند، در نتیجه نمیتوانند رابطهای پویا و متقابل با دیگران داشته باشند. این همان زندانی کردن فرهنگ است. "آرتور کستلر"، در رمان "کسوف"(ظلمت در نیمروز)، نمایی از ابزار و ماشین کنترل عقاید را نشان میدهد که انسانها را زیر سیطرهی خود دارد و همه چیزشان و منجمله اندیشهشان را مدیریت میکند.
ادامه را در این جا مطالعه بفرمایید
علی زمانیان
خردمنتقد
#فرهیختگان صدای فرزانگان
چرا فرهنگ میمیرد؟
نشانههای سقوط و اضمحلال فرهنگ، در سترونی و نازایی روشها و شیوههای زیست اجتماعی و فردی خود را نشان میدهد. زیستِ اجتماعی به بحران میرسد، اما مولفههای فرهنگ نمیتواند کاری برای ساکنانش بکند. مسئلهها (که امری طبیعی در زندگی انسانی است)، حل نمیشوند زیرا فرهنگ، قدرت حل مسئله را از دست میدهد و بهتدریج، خودش به زخم و رنجی دائمی تبدیل میگردد. سستیِ فرهنگ، در ضعف کارکردهایش انعکاس مییابد. به تعبیر دیگر، کارویژههای تاریخی خود را از دست میدهد، دیگر دلی را نمیرباید و بوی کهنگیاش شامهی زندگی را میآزارد. فرهنگِ فرتوت و ناتوان، توانایی خلق شیوههای جدید برای زیست نو را ندارد و هنجارها یکی پس از دیگری، مشروعیتشان را از دست میدهند. سرگردانی در وادی زندگی و این که افراد نمیدانند در وقت مواجه شدن با مسئلههایشان چه باید بکنند، از نشانههای واضح فرهنگِ نیمهجانی است که از ارائهی راه حل کارآمد عاجز است.
"فرهنگ از دست رفته"، خود، وبال گردن جامعه میگردد. چونان بیماری که زمینگیر شده و محتاج خدمت دیگران است. فرهنگ نازا و فرتوت، نه تنها بار نمیدهد که خود، باری میشود بر دوش آنان که روزی، روزیخوارِ خوان پرنعمتاش بودند و از آن ارتزاق میکردند و به آن افتخار مینمودند.
فرهنگ رو به زوال، دست به دامان پاسخهای کهنه، ناکارآمد و تکراری در برابر پرسشهای نو میبرد. فرسودگی فرهنگ، خودش را در ناسازگاریاش با مسئلهها نشان میدهد. درختی است که در پاییز عمر خود، بار و سایه نمیدهد. از این رو اهالی، آرامآرام به زیر سایهی درختی دیگر مینشینند که "او گلهای تر دارد." فرهنگ، اگر بخواهد زنده بماند، مستمرا نیاز دارد در بده بستان با محیط خود و در حرکت دائمی باشد. "فرهنگ ایستا" و راکد، داشتهها و سرمایههای خود را از دست می دهد و از آن جز جنازهای و مرده ای بر روی دست جامعه باقی نمیماند.
❓ اما چرا فرهنگ، فرسوده میشود و چرا میمیرد؟
از میان پاسخهایی که به چرایی مرگِ فرهنگ داده شده است، "نیل پستمن"، به نحو اجمالی، پاسخی درخور و ستایشبرانگیز میدهد. پاسخی در خور تامل. "پستمن" در کتابِ"زندگی در عیش، مردن در خوشی"، سه عامل و علت مرگ فرهنگ را برمیشمارد.
✅ سه روش و مکانیسمی که میتواند روح یک فرهنگ را مورد تاخت و تاز قرار دهد و آن را تخریب کند":
❗️ 1. زندانی کردن فرهنگ
بنا به آن چه "پستمن" توضیح میدهد، روشی است که در رمان "1984 جورج اورول" آمده است.
وقتی فرهنگ در حلقه و حصار تعصبها و یا احساس "استغنا و خودبسندگی کاذب"، گرفتار شده و رابطهاش را با محیط فرهنگی جهان از دست میدهد، آنگاه همچون ماهیای که از آب بیرون میافتد، میمیرد. فرهنگ، تر و تازگی و پویاییاش را در تنفس میان فضای آرامِ سایر فرهنگها و در داد و ستد دائمی با آنها به دست میآورد. کسانی که خود را بی نیاز از سایر فرهنگها می بینند و احساس "خودبسندگی" میکنند، در نتیجه نمیتوانند رابطهای پویا و متقابل با دیگران داشته باشند. این همان زندانی کردن فرهنگ است. "آرتور کستلر"، در رمان "کسوف"(ظلمت در نیمروز)، نمایی از ابزار و ماشین کنترل عقاید را نشان میدهد که انسانها را زیر سیطرهی خود دارد و همه چیزشان و منجمله اندیشهشان را مدیریت میکند.
ادامه را در این جا مطالعه بفرمایید
علی زمانیان
خردمنتقد
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
مرگِ فرهنگ
2. . از فرهنگ زندان ساختن و این زمانی است که از هنجارها و عرف و عادات اجتماعی و یا باورداشت ها، بدیهیات و پنداشت های پیشین، چهاردیواری ساخته شود و همگان به اجبار تنها درون چهاردیواری تعیین شده حق اندیشیدن و عمل کردن داشته باشند. فرهنگ، وقتی زندان می شود،…
علیه اعدام
سعید مدنی
روشهای اجرای حکم اعدام در قوانین ایران
اگرچه روند کلی سیاست جهانی توقف و کاهش اجرای حکم اعدام است اما حتی در کشورهایی که هنوز اجرای حکم مرگ پابرجا است تلاش میشود اجرای این حکم تا حد ممکن به نحوی باشد که محکوم به اعدام کمتر درد متحمل شود و به همین سبب چگونگی اجرای حکم اعدام از اهمیت بسیار برخوردار است.
تبصره ماده ۲۹۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ مقرر داشته: «آییننامه اجرای این ماده در خصوص نحوه اجرای احکام اعدام، قصاص نفس، رجم و سلب و همچنین چگونگی اجرای حکم شلاق ظرف سه ماه توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید». با تصویب آییننامه مذکور مصوب ۱۳۸۲/۹/۴ به موجب ماده ۴: «در اجرای قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلقآویز به چوبه دار و شلیک اسلحه آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکننده رای انجام گیرد». در تبصره این ماده آمده است: «در صورتی که حکم صادره نسبت به نحوه و کیفیت اعدام، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد، محکوم به دار کشیده میشود.»
بر این اساس، مهمترین روشهای اجرای حکم اعدام به قرار زیرند:
– مرگ با طناب دار
طناب دار متداولترین شیوه اعدام در جهان است. در این شیوه، مجرم خفه میشود. به عملی که با گرفتن گلوی قربانی، موجب نرسیدن خون به مغز و یا نرسیدن هوا به ریهها شود، خفه کردن میگویند. در این شیوه، ابتدا طناب دار را آماده کرده و چهارپایهای زیر طناب دار قرار میدهند. قربانی را روی صندلی به صورت ایستاده قرار داده و طناب را به گردن او محکم کرده و صندلی را از زیر پاهای وی خارج میکنند. در سالهای پس از انقلاب، دار زدن با استفاده از جرثقیل نیز رواج یافت. دار زدن یکی از شیوههای اعدام است که باعث شکستن ستون فقرات و گردن و در نتیجه آسیب شدید بصلالنخاع و موجب ایست دستگاه تنفسی به دلیل فلج شدن ششها میشود. البته اگر طول طناب کم انتخاب شده باشد شکستن گردن اتفاق نمیافتد و وی با خفه شدن کشته میشود و در حالتی که طول طناب زیاد باشد، سر از بدن جدا خواهد شد. روشهای اصلیِ دار زدن در ایران را میتوان بدینگونه دستهبندی کرد:
#فرهیختگان صدای فرزانگان
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/79415
سعید مدنی
روشهای اجرای حکم اعدام در قوانین ایران
اگرچه روند کلی سیاست جهانی توقف و کاهش اجرای حکم اعدام است اما حتی در کشورهایی که هنوز اجرای حکم مرگ پابرجا است تلاش میشود اجرای این حکم تا حد ممکن به نحوی باشد که محکوم به اعدام کمتر درد متحمل شود و به همین سبب چگونگی اجرای حکم اعدام از اهمیت بسیار برخوردار است.
تبصره ماده ۲۹۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۷۸ مقرر داشته: «آییننامه اجرای این ماده در خصوص نحوه اجرای احکام اعدام، قصاص نفس، رجم و سلب و همچنین چگونگی اجرای حکم شلاق ظرف سه ماه توسط وزیر دادگستری تهیه و به تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد رسید». با تصویب آییننامه مذکور مصوب ۱۳۸۲/۹/۴ به موجب ماده ۴: «در اجرای قصاص نفس، قتل و اعدام ممکن است به صورت حلقآویز به چوبه دار و شلیک اسلحه آتشین و یا اتصال الکتریسیته و یا به نحو دیگر به تشخیص قاضیِ صادرکننده رای انجام گیرد». در تبصره این ماده آمده است: «در صورتی که حکم صادره نسبت به نحوه و کیفیت اعدام، قصاص نفس و قتل ترتیب خاصی مقرر نشده باشد، محکوم به دار کشیده میشود.»
بر این اساس، مهمترین روشهای اجرای حکم اعدام به قرار زیرند:
– مرگ با طناب دار
طناب دار متداولترین شیوه اعدام در جهان است. در این شیوه، مجرم خفه میشود. به عملی که با گرفتن گلوی قربانی، موجب نرسیدن خون به مغز و یا نرسیدن هوا به ریهها شود، خفه کردن میگویند. در این شیوه، ابتدا طناب دار را آماده کرده و چهارپایهای زیر طناب دار قرار میدهند. قربانی را روی صندلی به صورت ایستاده قرار داده و طناب را به گردن او محکم کرده و صندلی را از زیر پاهای وی خارج میکنند. در سالهای پس از انقلاب، دار زدن با استفاده از جرثقیل نیز رواج یافت. دار زدن یکی از شیوههای اعدام است که باعث شکستن ستون فقرات و گردن و در نتیجه آسیب شدید بصلالنخاع و موجب ایست دستگاه تنفسی به دلیل فلج شدن ششها میشود. البته اگر طول طناب کم انتخاب شده باشد شکستن گردن اتفاق نمیافتد و وی با خفه شدن کشته میشود و در حالتی که طول طناب زیاد باشد، سر از بدن جدا خواهد شد. روشهای اصلیِ دار زدن در ایران را میتوان بدینگونه دستهبندی کرد:
#فرهیختگان صدای فرزانگان
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/79415
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
اخلاق و تاریخ: نیّات خوب، نتایج بد
از نشانههای هر عصری سلطۀ مقولاتی بر ذهن و اندیشه است متفاوت با آنچه در اعصار پیشین بوده است. یک جفت از این مقولات، در عصر حاضر، نیّت و نتیجه است. نیّات خوب لزوماً به نتایج خوب نمیانجامند. بنابراین، قضاوت ما دربارۀ اشخاص و احزاب و گروهها، یا ادیان و مذاهب و عقاید و اندیشهها، بر اساس مدّعیاتی نیست که آنها در «دل» یا بر «زبان» دارند، بلکه بر اساس کردارهایی است که آنها انجام دادهاند و نتایج یا پیامدهایی است که این کردارها به آنها رسیدهاند. وقتی معمار یا مهندسی ساختمانی میسازد، نیّت او آن نیست که ساختمان بس زود ویران شود یا فرو ریزد. اما اگر چنین شد، نه نیّت او، بلکه دانش و مهارت او، نظارت یا سهلانگاری او، زیر سؤال است و او مسئول است به دلیل آنچه کرده است، نه آنچه در دل داشته است. نیّت پاک و سالم و خیر او تأثیری در قضاوت ما دربارۀ کار او ندارد. همین طور است، در خصوص کار پزشک و سیاستمدار و تاجر و فروشنده و صنعتگر و تولیدکنندۀ کالاهای صنعتی و کشاورزی و غذایی و دارویی و هر تولیدکنندۀ دیگر، از فکری و فرهنگی و هنری. ادیان و مذاهب و عقاید و اندیشهها نیز به همین سان بر اساس مدعیاتشان سنجیده نمیشوند، بلکه بر اساس نتایجشان است که به قضاوت درمیآیند. دین و علم و فلسفهای که واقعیتی را نتوانند بهطور قانعکننده توضیح دهند، تأویل و تفسیر یا تبیین کنند، یا سودی به حال انسانها نداشته باشند، دردی از کسی نکاهند، خیری به کسی نرسانند، رفاه و بهروزی و تندرستی برای مردمان به ارمغان نیاورند، و جز کُشت و کشتار و ویرانی و تباهی و مرگ و ماتم حاصلی نداشته باشند، اگر انسانها دست از آنها نشویند فقط خود را نابود کردهاند و بس.
«راه جهنم با نیّات خوب فرش شده است» ضربالمثلی انگلیسی است که بهویژه در قرن بیستم بسیار طنینانداز شده است و دلیل آن نبوده است مگر مدّعیات و وعدههای ایدئولوژیهای چپ و راست، احزاب گوناگون سیاسی، و حتی انقلابها، برای رفاه و آزادی و عدالت بیشتر و زندگی بهتر، اما در عمل آنچه گاه حاصل شده است چیزی بوده است حتی هزاران بار بدتر از گذشته. بنابراین، انسان امروز دیگر به اینکه چه کسی چه در «دل» دارد یا چه بر «زبان» دارد کمتر اعتنا میکند و اگر هم به کسی یا اندیشهای اعتماد کرد و فرصتی برای برآوردن وعدههایش به او داد عنان اختیار از دست نمیگذارد و داوری را تا قیامت به تأخیر نمیاندازد و تا پای مرگ به کسی وفادار نمیماند. بس زود حساب سود و زیان کردارها و نتایج را میکند و تصمیم خود را میگیرد و راه خود را عوض میکند. دین و مذهب، علم و فلسفه و حکمت، با نتایج سنجیده میشوند، چون اصل بر این است که نخست انسانی باقی بماند تا دین و مذهب و ایمان یا علم و فلسفهای داشته باشد. اصل برای انسان «زندگی» و «زندگی خوب» است و اگر انسان زمانی حاضر باشد دست از جان بشوید، برای این است که هر زندگی ارزش زیستن ندارد، یا زندگی همنوعان خود را به زندگی خود ترجیح داده است. زندگی در ذلّت و فقر و در زیر بار ستم و بیعدالتی و زورگویی و غارتگری حاکمان و وابستگان آنان چه ارزشی دارد؟ زندگی فقط در آزادی و بهروزی و برخورداری بحق از نتایج اعمال و کردارهای خود ارزش دارد. «نیّت»، اگر هم ارزشی داشته باشد، در «اخلاق» و «حقوق» است که میتواند جایی داشته باشد، چنانکه بعد خواهیم گفت.
سهشنبه، ۴ شهریور ۹۹
محمدسعیدحناییکاشانی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
از نشانههای هر عصری سلطۀ مقولاتی بر ذهن و اندیشه است متفاوت با آنچه در اعصار پیشین بوده است. یک جفت از این مقولات، در عصر حاضر، نیّت و نتیجه است. نیّات خوب لزوماً به نتایج خوب نمیانجامند. بنابراین، قضاوت ما دربارۀ اشخاص و احزاب و گروهها، یا ادیان و مذاهب و عقاید و اندیشهها، بر اساس مدّعیاتی نیست که آنها در «دل» یا بر «زبان» دارند، بلکه بر اساس کردارهایی است که آنها انجام دادهاند و نتایج یا پیامدهایی است که این کردارها به آنها رسیدهاند. وقتی معمار یا مهندسی ساختمانی میسازد، نیّت او آن نیست که ساختمان بس زود ویران شود یا فرو ریزد. اما اگر چنین شد، نه نیّت او، بلکه دانش و مهارت او، نظارت یا سهلانگاری او، زیر سؤال است و او مسئول است به دلیل آنچه کرده است، نه آنچه در دل داشته است. نیّت پاک و سالم و خیر او تأثیری در قضاوت ما دربارۀ کار او ندارد. همین طور است، در خصوص کار پزشک و سیاستمدار و تاجر و فروشنده و صنعتگر و تولیدکنندۀ کالاهای صنعتی و کشاورزی و غذایی و دارویی و هر تولیدکنندۀ دیگر، از فکری و فرهنگی و هنری. ادیان و مذاهب و عقاید و اندیشهها نیز به همین سان بر اساس مدعیاتشان سنجیده نمیشوند، بلکه بر اساس نتایجشان است که به قضاوت درمیآیند. دین و علم و فلسفهای که واقعیتی را نتوانند بهطور قانعکننده توضیح دهند، تأویل و تفسیر یا تبیین کنند، یا سودی به حال انسانها نداشته باشند، دردی از کسی نکاهند، خیری به کسی نرسانند، رفاه و بهروزی و تندرستی برای مردمان به ارمغان نیاورند، و جز کُشت و کشتار و ویرانی و تباهی و مرگ و ماتم حاصلی نداشته باشند، اگر انسانها دست از آنها نشویند فقط خود را نابود کردهاند و بس.
«راه جهنم با نیّات خوب فرش شده است» ضربالمثلی انگلیسی است که بهویژه در قرن بیستم بسیار طنینانداز شده است و دلیل آن نبوده است مگر مدّعیات و وعدههای ایدئولوژیهای چپ و راست، احزاب گوناگون سیاسی، و حتی انقلابها، برای رفاه و آزادی و عدالت بیشتر و زندگی بهتر، اما در عمل آنچه گاه حاصل شده است چیزی بوده است حتی هزاران بار بدتر از گذشته. بنابراین، انسان امروز دیگر به اینکه چه کسی چه در «دل» دارد یا چه بر «زبان» دارد کمتر اعتنا میکند و اگر هم به کسی یا اندیشهای اعتماد کرد و فرصتی برای برآوردن وعدههایش به او داد عنان اختیار از دست نمیگذارد و داوری را تا قیامت به تأخیر نمیاندازد و تا پای مرگ به کسی وفادار نمیماند. بس زود حساب سود و زیان کردارها و نتایج را میکند و تصمیم خود را میگیرد و راه خود را عوض میکند. دین و مذهب، علم و فلسفه و حکمت، با نتایج سنجیده میشوند، چون اصل بر این است که نخست انسانی باقی بماند تا دین و مذهب و ایمان یا علم و فلسفهای داشته باشد. اصل برای انسان «زندگی» و «زندگی خوب» است و اگر انسان زمانی حاضر باشد دست از جان بشوید، برای این است که هر زندگی ارزش زیستن ندارد، یا زندگی همنوعان خود را به زندگی خود ترجیح داده است. زندگی در ذلّت و فقر و در زیر بار ستم و بیعدالتی و زورگویی و غارتگری حاکمان و وابستگان آنان چه ارزشی دارد؟ زندگی فقط در آزادی و بهروزی و برخورداری بحق از نتایج اعمال و کردارهای خود ارزش دارد. «نیّت»، اگر هم ارزشی داشته باشد، در «اخلاق» و «حقوق» است که میتواند جایی داشته باشد، چنانکه بعد خواهیم گفت.
سهشنبه، ۴ شهریور ۹۹
محمدسعیدحناییکاشانی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پای صحبت سیدحسن آقامیری
تهديد نيست، فرصتي ارزشمند است!
محمدرضا زائری
امسال تجربه برپايي مجالس سوگواري محرم و اقامه عزاي سالار شهيدان، به دليل گستردگي تهديد كرونا شايد از جهات گوناگون با سالهاي گذشته متفاوت باشد.
مجالس حسيني كه مهمترين كانون جامعه مدني شيعي به شمار مي روند، اكنون با تهديد جدي مواجه هستند و بعد از محدوديت هاي شديد در زيارت بقاع متبركه طي ماههاي گذشته، اينك به محدوديت برپايي مجالس سوگواري رسيده ايم و پيش بيني مي شود كه راهپيمايي عظيم اربعين نيز در سال جاري كاملا لغو شود.
شايد برخي اين موقعيت جديد را تهديدي براي پديده حساس و مهم عزاداري شهداي كربلا بدانند و اين مناسك اثرگذار آييني را باز هم مانند سده هاي گذشته در معرض خطر و آسيب ببينند.
اما به نظر مي رسد اين تهديد ظاهري در دل خود يك فرصت بسيار تاريخي رقم زده و نقطه عطفي در معرفي موضوع اساسي به مخاطبي فراگير و گسترده ايجاد كرده است.
اگر تا كنون ميدان برپايي و اجراي اين مناسك و آيين ها، تنها فضاي محدود حسينيه ها و محافل كوچك مجالس سوگواري بود و اگر پيش از اين تنها خيابانها و كوچه هاي شهرهاي محل سكونت سوگواران شاهد برافراشته شدن پرچم هاي عزا مي شد اينك همه جهان با چشم بينا و گوش شنوا مخاطب پيام كربلاست.
گرچه در سالهاي گذشته نيز در نقاط گوناگون و كشورهاي مختلف جهان مجالس حسيني برگزار مي شده و به شكل هاي گوناگون تصاوير پراكنده اي از اين مناسك و مراسم به چشم آمده اما اينك اين پيام به صورت فراگير و همگاني عرضه مي شود.
فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي كه دنياي جديد را دگرگون كرده اند و همه مناسبات عمومي و روابط اجتماعي را متحول ساخته اند، ميدان فراخ و بيكرانه اين حضور جديد هستند.
بر خلاف برخي كه در مقابل پديده هاي جهان جديد با ترديد و ترس قدم برمي دارند و با تحولات تكنولوژيك و نوآوري هاي فني دنياي ديجيتال ميانه اي ندارند، پيروان مكتب اهل بيت از اين تحولات استقبال مي كنند و آنها را فرصتهايي مغتنم براي تحقق آرزوها و آرمانهاي خود مي بينند.
از سويي وعده اين فناوري ها در احاديث و روايات متعدد به ما داده شده است و مشخصا تحقق دستاوردهايي مانند اينترنت و فناوريهاي ارسال پيام هاي متني و صوتي و تصويري در كلام پيشوايان دين ذكر شده است.
از سوي ديگر كوچك شدن جهان و تبديل آن به يك دهكده با ارتباط نزديك ميان انسانها، فضاي عيني و ملموس ظهور امام عصر را رقم مي زند و زمينه طبيعي انتقال پيام آن حضرت را فراهم مي سازد.
اگر قرار است در آخرالزمان همه انسان ها صداي مظلوميت شهيد كربلا را شنيده باشند و با ظهور امام زمان او را به عنوان فرزند حسين بشناسند، اين همان چيزي است كه اينك در فضاي مجازي و شيكه هاي اجتماعي دارد اتفاق مي افتد.
از اين زاويه مشكلاتي كه امسال براي مجالس حسيني رخ داد، تهديد نيست بلكه مي تواند فرصت بلكه مقدمات يك دوران متفاوت و جديد از زندگي بشر باشد.
اكنون در هيأت هاي مذهبي ما نسل جديدي از عزاداران حسيني را مي بينيم كه با زبان هاي خارجي آشنايند، پشت كامپيوتر يا لپ تاپ نشسته اند و دارند از اپليكيشن هاي مختلف براي اقامه عزا و برپايي مجالس استفاده مي كنند. نسل جديدي كه در تبلت يا گوشي موبايل در دست دارد و برنامه هاي عزاي حسيني را در پلتفرم هاي مختلف بارگزاري و منتشر مي كند، اما حال و هواي دلش همان حال و هوايي است كه پدران و مادرانش داشته اند.
نسل جديدي كه به جاي مخاطب محدود مسجد و حسينيه شان، اينك با مخاطبي به گستردگي پنج قاره ارتباط برقرار مي كند و پيامي را فرياد مي زند كه قرنهاست منتشر شده است؛ پيام حسين عليه السلام از صحراي كربلاي سال شصت و يكم هجري! /يادداشت روزنامه شهرآرا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
محمدرضا زائری
امسال تجربه برپايي مجالس سوگواري محرم و اقامه عزاي سالار شهيدان، به دليل گستردگي تهديد كرونا شايد از جهات گوناگون با سالهاي گذشته متفاوت باشد.
مجالس حسيني كه مهمترين كانون جامعه مدني شيعي به شمار مي روند، اكنون با تهديد جدي مواجه هستند و بعد از محدوديت هاي شديد در زيارت بقاع متبركه طي ماههاي گذشته، اينك به محدوديت برپايي مجالس سوگواري رسيده ايم و پيش بيني مي شود كه راهپيمايي عظيم اربعين نيز در سال جاري كاملا لغو شود.
شايد برخي اين موقعيت جديد را تهديدي براي پديده حساس و مهم عزاداري شهداي كربلا بدانند و اين مناسك اثرگذار آييني را باز هم مانند سده هاي گذشته در معرض خطر و آسيب ببينند.
اما به نظر مي رسد اين تهديد ظاهري در دل خود يك فرصت بسيار تاريخي رقم زده و نقطه عطفي در معرفي موضوع اساسي به مخاطبي فراگير و گسترده ايجاد كرده است.
اگر تا كنون ميدان برپايي و اجراي اين مناسك و آيين ها، تنها فضاي محدود حسينيه ها و محافل كوچك مجالس سوگواري بود و اگر پيش از اين تنها خيابانها و كوچه هاي شهرهاي محل سكونت سوگواران شاهد برافراشته شدن پرچم هاي عزا مي شد اينك همه جهان با چشم بينا و گوش شنوا مخاطب پيام كربلاست.
گرچه در سالهاي گذشته نيز در نقاط گوناگون و كشورهاي مختلف جهان مجالس حسيني برگزار مي شده و به شكل هاي گوناگون تصاوير پراكنده اي از اين مناسك و مراسم به چشم آمده اما اينك اين پيام به صورت فراگير و همگاني عرضه مي شود.
فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي كه دنياي جديد را دگرگون كرده اند و همه مناسبات عمومي و روابط اجتماعي را متحول ساخته اند، ميدان فراخ و بيكرانه اين حضور جديد هستند.
بر خلاف برخي كه در مقابل پديده هاي جهان جديد با ترديد و ترس قدم برمي دارند و با تحولات تكنولوژيك و نوآوري هاي فني دنياي ديجيتال ميانه اي ندارند، پيروان مكتب اهل بيت از اين تحولات استقبال مي كنند و آنها را فرصتهايي مغتنم براي تحقق آرزوها و آرمانهاي خود مي بينند.
از سويي وعده اين فناوري ها در احاديث و روايات متعدد به ما داده شده است و مشخصا تحقق دستاوردهايي مانند اينترنت و فناوريهاي ارسال پيام هاي متني و صوتي و تصويري در كلام پيشوايان دين ذكر شده است.
از سوي ديگر كوچك شدن جهان و تبديل آن به يك دهكده با ارتباط نزديك ميان انسانها، فضاي عيني و ملموس ظهور امام عصر را رقم مي زند و زمينه طبيعي انتقال پيام آن حضرت را فراهم مي سازد.
اگر قرار است در آخرالزمان همه انسان ها صداي مظلوميت شهيد كربلا را شنيده باشند و با ظهور امام زمان او را به عنوان فرزند حسين بشناسند، اين همان چيزي است كه اينك در فضاي مجازي و شيكه هاي اجتماعي دارد اتفاق مي افتد.
از اين زاويه مشكلاتي كه امسال براي مجالس حسيني رخ داد، تهديد نيست بلكه مي تواند فرصت بلكه مقدمات يك دوران متفاوت و جديد از زندگي بشر باشد.
اكنون در هيأت هاي مذهبي ما نسل جديدي از عزاداران حسيني را مي بينيم كه با زبان هاي خارجي آشنايند، پشت كامپيوتر يا لپ تاپ نشسته اند و دارند از اپليكيشن هاي مختلف براي اقامه عزا و برپايي مجالس استفاده مي كنند. نسل جديدي كه در تبلت يا گوشي موبايل در دست دارد و برنامه هاي عزاي حسيني را در پلتفرم هاي مختلف بارگزاري و منتشر مي كند، اما حال و هواي دلش همان حال و هوايي است كه پدران و مادرانش داشته اند.
نسل جديدي كه به جاي مخاطب محدود مسجد و حسينيه شان، اينك با مخاطبي به گستردگي پنج قاره ارتباط برقرار مي كند و پيامي را فرياد مي زند كه قرنهاست منتشر شده است؛ پيام حسين عليه السلام از صحراي كربلاي سال شصت و يكم هجري! /يادداشت روزنامه شهرآرا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Audio
🎙 نظریه "تاریخمندی معرفت دینی" از دیدگاه آیت الله حیدری
📆 تاریخ: ۹۹/۰۵/۲۱
⏰ مدت: ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه
🔹 برخی از عناوین مورد بحث در این جلسه عبارتاند از:
➖ بررسی نظریه تاریخمندی از منظر دروندینی
➖ معانی و مصادیق مختلف نظریه تاریخمندی
➖ تاریخیت مربوط به احکام دین
➖ تاریخیت ناظر به اعتقادات دینی
➖ وحدت دین، و تعدّد و تاریخیّت شرایع
➖ تبیین پیشفرضهای دروندینی نظریه تاریخمندی
(۱. تفصیل بین اسلامِ دین و اسلامِ شریعت
۲. تفکیک بین افعالی وحیانی و بشری پیامبر اکرم (ص)
۳. تمایز بین اقسام افعال پیامبر (ص) اعم از وحیانی، ولایی، قضایی، شخصی و غیره).
➖ضرورت تفکیک بین تاریخیّت مفاهیم دینی، و تاریخیّت مصادیق مفاهیم دینی
➖ تبیین نظریه تاریخمندی، بر اساس نظریه وحدت مفهوم و تعدّد مصداق.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
📆 تاریخ: ۹۹/۰۵/۲۱
⏰ مدت: ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه
🔹 برخی از عناوین مورد بحث در این جلسه عبارتاند از:
➖ بررسی نظریه تاریخمندی از منظر دروندینی
➖ معانی و مصادیق مختلف نظریه تاریخمندی
➖ تاریخیت مربوط به احکام دین
➖ تاریخیت ناظر به اعتقادات دینی
➖ وحدت دین، و تعدّد و تاریخیّت شرایع
➖ تبیین پیشفرضهای دروندینی نظریه تاریخمندی
(۱. تفصیل بین اسلامِ دین و اسلامِ شریعت
۲. تفکیک بین افعالی وحیانی و بشری پیامبر اکرم (ص)
۳. تمایز بین اقسام افعال پیامبر (ص) اعم از وحیانی، ولایی، قضایی، شخصی و غیره).
➖ضرورت تفکیک بین تاریخیّت مفاهیم دینی، و تاریخیّت مصادیق مفاهیم دینی
➖ تبیین نظریه تاریخمندی، بر اساس نظریه وحدت مفهوم و تعدّد مصداق.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
جامعه پژوهی فرهنگی 1400.pdf
519.3 KB
مقاله "بازخوانی جامعه شناختی روایت سیدجواد طباطبایی از نظریه عام اصلاح دینی" در مجله علمی-پژوهشی جامعه پژوهی فرهنگی
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخلاف تبلیغات صنعت تجارت موفقیت در جهان امروز رستگاری امری فردی نیست.
ما ممکن است به صورت فردی و در رقابت مستمر با دیگران موقتاً کامیاب شویم اما در بلندمدت با روحیه جمعی و همبستگی به کامیابی مستمر و پایدارتری میرسیم.
بهجای پیروزی من، بهروزی برای همه ما
جان آگه با #فرهیختگان
ما ممکن است به صورت فردی و در رقابت مستمر با دیگران موقتاً کامیاب شویم اما در بلندمدت با روحیه جمعی و همبستگی به کامیابی مستمر و پایدارتری میرسیم.
بهجای پیروزی من، بهروزی برای همه ما
جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from فرهیختگان
Telegram
Forwarded from فرهیختگان
🔊فایل صوتی
سخنرانی #تقی_رحمانی
با عنوان #عاشورا . #منشور ها و #تفسیر ها
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
سخنرانی #تقی_رحمانی
با عنوان #عاشورا . #منشور ها و #تفسیر ها
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
attach 📎
Forwarded from فرهیختگان
تماشای زنهای شهر در روز عاشورا، قمه زنی داش مشدیهای طهران و فتوای ملا آقا دربندی
عین السلطنه نوشته است: (11 محرم 1327 ق) از عصر قرار گذاشته بوديم صبح را حضرت عبد العظيم مشرف شويم. صبح عاشورا دم دروازه خانىآباد جمع شده. شعاع الدين ميرزا باز دير آمد. اسبها را رجعت داده پياده هى به جانب قدم [آورديم]. هواى خوبى بود. زمين هم بسيار مناسب پيادهروى. نزديك قنات فيروزآباد كنار نهر نشسته زيارت عاشورا خوانديم. بعد به راه افتاديم. يك ساعت و سه ربع كشيد تا وارد دروازه حضرت عبد العظيم شديم و هيچ خسته نشده بوديم. چند دسته به صحن آمد. بسيار رقت دست داد. نفرى چهار پنج شاهى براى ناهار داديم چلوكباب كثيفى آوردند. به عوض چاى خوبى خورديم. حرم مشرف شده زيارات مخصوص را خوانده با راهآهن يك ساعت به غروب مانده شهر رسيديم. امروز زوار دهاتى خيلى بود. الحمد لله از تماشاى زنهاى شهر آسوده بوديم. از تمام ايام سال شب و روز عاشورا زن بيشتر ديده مىشود. در حقيقت هرچه زن است در ميان اين بازار از طلوع صبح تا مغرب معتكف است... الحمد لله در شهر هم نزاعى و مرافعهاى نشده بود. اغلب دستهجات هم قدغن بود حركت نكنند. قمهزن بسيار بوده. اين معمول و نذر تركها بود. چند سال است داش مشديهاى طهران هم به ولع و حرص بسيار مشغول شدهاند. با وجودى كه شرعا ممنوع است احدى نمىتواند ممانعت كند و در سالى چند نفر مقتول مىشوند. اين عمل نامشروع را از علماى شيعه فقط ملا آقاى دربندى مستحسن دانسته. تعزيه كه براى پريان و اجانين در باغ شاه مىخوانند تا پانزدهم باقى است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
عین السلطنه نوشته است: (11 محرم 1327 ق) از عصر قرار گذاشته بوديم صبح را حضرت عبد العظيم مشرف شويم. صبح عاشورا دم دروازه خانىآباد جمع شده. شعاع الدين ميرزا باز دير آمد. اسبها را رجعت داده پياده هى به جانب قدم [آورديم]. هواى خوبى بود. زمين هم بسيار مناسب پيادهروى. نزديك قنات فيروزآباد كنار نهر نشسته زيارت عاشورا خوانديم. بعد به راه افتاديم. يك ساعت و سه ربع كشيد تا وارد دروازه حضرت عبد العظيم شديم و هيچ خسته نشده بوديم. چند دسته به صحن آمد. بسيار رقت دست داد. نفرى چهار پنج شاهى براى ناهار داديم چلوكباب كثيفى آوردند. به عوض چاى خوبى خورديم. حرم مشرف شده زيارات مخصوص را خوانده با راهآهن يك ساعت به غروب مانده شهر رسيديم. امروز زوار دهاتى خيلى بود. الحمد لله از تماشاى زنهاى شهر آسوده بوديم. از تمام ايام سال شب و روز عاشورا زن بيشتر ديده مىشود. در حقيقت هرچه زن است در ميان اين بازار از طلوع صبح تا مغرب معتكف است... الحمد لله در شهر هم نزاعى و مرافعهاى نشده بود. اغلب دستهجات هم قدغن بود حركت نكنند. قمهزن بسيار بوده. اين معمول و نذر تركها بود. چند سال است داش مشديهاى طهران هم به ولع و حرص بسيار مشغول شدهاند. با وجودى كه شرعا ممنوع است احدى نمىتواند ممانعت كند و در سالى چند نفر مقتول مىشوند. اين عمل نامشروع را از علماى شيعه فقط ملا آقاى دربندى مستحسن دانسته. تعزيه كه براى پريان و اجانين در باغ شاه مىخوانند تا پانزدهم باقى است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
آرشیو
رسول جعفریان
Forwarded from فرهیختگان
سبک قمه زنی اصفهانی ها !
عین السلطنه نوشته است:
روز عاشورا با افخم الملك و مرحوم ميرزا عباس خان مهندسباشى گفتيم برويم شهر به گمان طهران و آن دستجات روز عاشورا. وارد شهر شديم ديدم خبرى نيست. گفتند مسجد شاه روضه است. رفتيم آنجا جمعيت زياد بود. ما نزد آقاى امام نرفته در يك گوشه نشستيم. از بسكه روضهخوانها لهجه غليظ اصفهانى روضه خواندند ما طاقت نياورديم كه خنده نكنيم و بهجاى گريه از لهجه و حركات آنها تمام را خنده كرديم.
بالاخره اصفهانيهائى كه نزديك ما نشسته بودند بناى مضمون گفتن و تغير را گذاشتند. ما ديديم بد مىشود زودتر برخاسته بيرون رفتيم و راست به منزل.
عصر گفتند در تخت پولاد و مقبره مير روضه است. رفتيم آنجا باز همان قسم روضه اصفهانى بود. در بين روضه گفتند دسته آمد. سينهزدن و نوحهخوانى آنها هم تماشائى بود. وسط دسته ديديم يك شور و شيون عظيمى فوق العاده برخاست. بلند شده جلو رفتيم. ديديم سه نفر لخت شده كفن نمودهاند و هريك قمه در دست دارند. اما همان دور نگاه داشتهاند. ابدا به سر خود نمىزنند. اما هركدام را ده بيست نفر آدم دورش احاطه كرده و اينها مثل آدمهاى مست تلوتلو مىخورند و گاهى مىخواهند زمين بخورند. آن ده بيست نفر آنها را نگاه مىدارند. درست نگاه كرديم ديديم فقط هركدام چند دانه تيغ به سر خود زدهاند كه خون آن خشك شده و براى آن چند دانه تيغ و خون خشك شده كه صبح زدهاند اينجا از حال رفته و به حال نزع افتادهاند و آن شور و غوغا براى آن سه نفر تيغزن بلند است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
عین السلطنه نوشته است:
روز عاشورا با افخم الملك و مرحوم ميرزا عباس خان مهندسباشى گفتيم برويم شهر به گمان طهران و آن دستجات روز عاشورا. وارد شهر شديم ديدم خبرى نيست. گفتند مسجد شاه روضه است. رفتيم آنجا جمعيت زياد بود. ما نزد آقاى امام نرفته در يك گوشه نشستيم. از بسكه روضهخوانها لهجه غليظ اصفهانى روضه خواندند ما طاقت نياورديم كه خنده نكنيم و بهجاى گريه از لهجه و حركات آنها تمام را خنده كرديم.
بالاخره اصفهانيهائى كه نزديك ما نشسته بودند بناى مضمون گفتن و تغير را گذاشتند. ما ديديم بد مىشود زودتر برخاسته بيرون رفتيم و راست به منزل.
عصر گفتند در تخت پولاد و مقبره مير روضه است. رفتيم آنجا باز همان قسم روضه اصفهانى بود. در بين روضه گفتند دسته آمد. سينهزدن و نوحهخوانى آنها هم تماشائى بود. وسط دسته ديديم يك شور و شيون عظيمى فوق العاده برخاست. بلند شده جلو رفتيم. ديديم سه نفر لخت شده كفن نمودهاند و هريك قمه در دست دارند. اما همان دور نگاه داشتهاند. ابدا به سر خود نمىزنند. اما هركدام را ده بيست نفر آدم دورش احاطه كرده و اينها مثل آدمهاى مست تلوتلو مىخورند و گاهى مىخواهند زمين بخورند. آن ده بيست نفر آنها را نگاه مىدارند. درست نگاه كرديم ديديم فقط هركدام چند دانه تيغ به سر خود زدهاند كه خون آن خشك شده و براى آن چند دانه تيغ و خون خشك شده كه صبح زدهاند اينجا از حال رفته و به حال نزع افتادهاند و آن شور و غوغا براى آن سه نفر تيغزن بلند است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
آرشیو
رسول جعفریان
Forwarded from فرهیختگان
📁 الهیات تعزیت
▪️الاهیات تعزیت، مجموعه بحثهای الاهیاتیای را دربرمیگیرد که به ارتباط سوگواریهای دینی با خداوند میپردازد. ارتباط سوگواری با خداوند، چگونگی رابطه علم، قدرت و اراده الاهی با مصیبت و رنج، نسبت اندوه با اسماء و صفات الاهی، نسبت فدیه با خداوند و با گناه مؤمنان و تأثیر تعزیت دینی در رفتارهای اجتماعی دیندارانه، از مهمترین موضوعات الاهیات تعزیت است. در این پرونده که به مناسبت ایام سوگواری امام حسین علیهالسلام تهیه شده، به برخی از این مضامین پرداختهایم.
📎عاشورا و الهیات رنج
#رضابهشتی_معز
✔️مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک میسازند. به این معنا که حسین (ع) تا چه میزان و چگونه در رنج ما شریک است و ما چگونه و تا چه میزان در رنج قدسی او شریکیم و تلاش ما برای بازافرینی رنج حسین تا چه میزان و چگونه ما را به ملکوت خدای حسین نزدیک میکند؟
http://dinonline.com/doc/article/fa/5726/
📎 پیشدرآمدی به «الاهیاتِ تعزیت»
#یاسرمیردامادی
✔️هدف نهایی این نوشتار، گشودن، و یا باز نگاه داشتنِ، باب تأملِ سنجشگرانهی الاهیاتی دربارهی سوگواری است.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4366/
📎 مضامین «الاهیات تعزیت» در اسلام و مسیحیت
#نعیمه_پورمحمدی
✔️این نوشتار با آگاهی از اختلاف بنیادین شهادت امام حسین (ع) و صلیب مسیح (ع) به دنبال آن نیست که نشان دهد «هویت این دو رخداد» با هم مشترک هستند، بلکه از «رویکرد دینداران به این دو رخداد» سخن میگوید.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4365/
📎تأملی بر رابطه مؤمن سوگوار با خداوند
#علی_مهجور
✔️محور اصلی الاهیات تعزیت، انسانی الاهی است که به خاطر خداوند به شهادت رسیده است و مؤمنان از طریق عزاداری برای این شهید، تقرب به خداوند را میجویند. در واقع وقتی ما از این پدیده با عنوان الاهیات یاد میکنیم، محور مباحثمان، اصل حادثه رخداده نیست. حادثه رخداده شهادت آن انسان الاهی است، اما آنچه در الاهیات تعزیت بما هو الاهیات، اهمیت مییابد موضوع خداوند و رابطه مؤمنان یک دین با اوست.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4364/
جان آگه با #فرهیختگان
t.me/IRANIntellectuals
▪️الاهیات تعزیت، مجموعه بحثهای الاهیاتیای را دربرمیگیرد که به ارتباط سوگواریهای دینی با خداوند میپردازد. ارتباط سوگواری با خداوند، چگونگی رابطه علم، قدرت و اراده الاهی با مصیبت و رنج، نسبت اندوه با اسماء و صفات الاهی، نسبت فدیه با خداوند و با گناه مؤمنان و تأثیر تعزیت دینی در رفتارهای اجتماعی دیندارانه، از مهمترین موضوعات الاهیات تعزیت است. در این پرونده که به مناسبت ایام سوگواری امام حسین علیهالسلام تهیه شده، به برخی از این مضامین پرداختهایم.
📎عاشورا و الهیات رنج
#رضابهشتی_معز
✔️مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک میسازند. به این معنا که حسین (ع) تا چه میزان و چگونه در رنج ما شریک است و ما چگونه و تا چه میزان در رنج قدسی او شریکیم و تلاش ما برای بازافرینی رنج حسین تا چه میزان و چگونه ما را به ملکوت خدای حسین نزدیک میکند؟
http://dinonline.com/doc/article/fa/5726/
📎 پیشدرآمدی به «الاهیاتِ تعزیت»
#یاسرمیردامادی
✔️هدف نهایی این نوشتار، گشودن، و یا باز نگاه داشتنِ، باب تأملِ سنجشگرانهی الاهیاتی دربارهی سوگواری است.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4366/
📎 مضامین «الاهیات تعزیت» در اسلام و مسیحیت
#نعیمه_پورمحمدی
✔️این نوشتار با آگاهی از اختلاف بنیادین شهادت امام حسین (ع) و صلیب مسیح (ع) به دنبال آن نیست که نشان دهد «هویت این دو رخداد» با هم مشترک هستند، بلکه از «رویکرد دینداران به این دو رخداد» سخن میگوید.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4365/
📎تأملی بر رابطه مؤمن سوگوار با خداوند
#علی_مهجور
✔️محور اصلی الاهیات تعزیت، انسانی الاهی است که به خاطر خداوند به شهادت رسیده است و مؤمنان از طریق عزاداری برای این شهید، تقرب به خداوند را میجویند. در واقع وقتی ما از این پدیده با عنوان الاهیات یاد میکنیم، محور مباحثمان، اصل حادثه رخداده نیست. حادثه رخداده شهادت آن انسان الاهی است، اما آنچه در الاهیات تعزیت بما هو الاهیات، اهمیت مییابد موضوع خداوند و رابطه مؤمنان یک دین با اوست.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4364/
جان آگه با #فرهیختگان
t.me/IRANIntellectuals
دینآنلاین
عاشورا و الهیات رنج
رضا بهشتی معز: مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک…
Forwarded from فرهیختگان
تحقیقی درباره رقیه بنت الحسین (ع)
در برخی از منابع کهن همچون تاریخ اهل البیت جهضمی، تاریخ الائمة ابن ابی الثلج بغدادی، الهدایة الکبری خصیبی، منتخب الانوار کاتب اسکافی، دلائل الامامة طبری، تاریخ موالید الائمة ابن خشاب و مناقب ابن شهرآشوب برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سه دختر ذکر کردهاند به نام های فاطمه، سکينه و زینب.
در اشراق الاصباح برهان الدین صنعانی (کتابت نسخه ۷۵۲) و لباب الانساب ابن فندق از زینب با وصف صغیره یاد شده و به اجمال گفته شده که در کودکی از دنیا رفته است. ابن فندق ۴ دختر برای امام ذکر کرده و درباره دو تن از آنان (زینب و امّ کلثوم) نوشته: «ماتت صغیرة». اما از نحوه و مکان درگذشت آنها سخنی به میان نیاورده است.
در کامل بهائی (و به تبع آن روضة الشهداء و منتخب طریحی) از دختر خردسالی از امام (ع) که در خرابه شام یا منزل یزید از دنیا رفته ياد شده اما اسمی برايش ذکر نشده است.
با توجه به اين که طبق کتب انساب از امام (ع) دو دختربچه به نام های زينب و امّ کلثوم در کودکی از دنيا رفته است میتوان گزارش کامل بهايی را بر یکی از آن دو تطبيق نمود.
در چند کتاب مرثیه قرن سیزده نام فاطمه صغری یا صغیره برای کودک داستان خرابه ذکر شده و در چندین کتاب از کتابهای مرثیه رایج در همان عصر از جمله مخزن البکاء ملا محمد صالح برغانی قزوینی از او با نام زبیده یاد شده است.
کتاب کنزالمصائب ساغر چاپ ۱۲۷۲ بمبئی هند از اولین کتابهایی است که از دختر مظلومه حضرت سید الشهداء (ع) با نام رقیه یاد کرده است.
اما هر دو اسم (رقیة و زبیده) از مستحدثات مرثیه سرایان متاخر است؛ چرا که در هیچ یک از سه منبع اصلی حکایت خرابه شام (کامل بهائی تألیف ۶۷۵، روضة الشهداء کاشفی سبزواری م: ۹۱۰ و منتخب طریحی م: ۱۰۸۵) نامی برای دختر امام علیه السلام ذکر نشده و این دو نام از قرن سیزدهم به بعد رواج یافته است.
با توجه به متاخر بودن تسمیه طفل خردسال امام به رقیة، معلوم میشود کسانی که برای اثبات و یا نفی وجود ایشان در منابع کهن به دنبال نام رقیه میگردند سخت در اشتباه اند.
رقیه ای که در ارشاد شیخ مفید به نقل از کلام حضرت به هنگام وداع ذکر شده قطعاً رقیة بنت امیرالمؤمنین (ع) خواهر امام حسين (ع) و همسر مسلم بن عقیل است؛ چرا که در همان کتاب ارشاد، تنها دو دختر (فاطمه و سکینه) برای امام ذکر شده است.
در معالی السبطین شیخ مهدی مازندرانی ادعا شده که نام رقیة بنت الحسین در کتاب المنن الکبری عبدالوهاب شعرانی شافعی ذکر شده است.
اما با مراجعه به نسخه این کتاب معلوم میشود که در آن از رقیة بنت امیرالمؤمنین و مزار او در مصر یاد شده است، که در معالی السبطین به عمد یا سهو آن را به صورت رقیة بنت الحسین گزارش کرده است..
از دیگر مستندات برای تسمیه به رقیه، اشعار منسوب به سيف بن عميره است که در آن از رقيه صغيره ياد شده؛ اما اين اشعار بنا بر تحقيق از جعليات قرون اخير است و قابل استناد نيست.
مستند مهمی که اخیرا به آن استناد میشود ذکر نام رقیه در لباب الانساب ابن فندق است، که به طور قطع در اثر اشتباه کاتبان لباب الانساب این نام افزوده شده ولذا احدی از عالمان انساب قبل و بعد از ابن فندق آن را گزارش نکرده است.
توضیح این که ابن فندق در صفحه ۳۵۰ از جلد اول کتاب خود اولاد حضرت سیدالشهداء را ضمن جدولی منحصر در ۱۰ فرزند نموده و درباره دختران حضرت چنین نوشته است:
۱.فاطمة أمّها أمّ اسحاق بنت طلحة.
۲.سکينة أمّها الرباب أمّها بنت امریّ القیس بن عدی.
۳.زینب ماتت صغيرة أمّها شهربانوية بنت یزدجرد.
۴.أمّ کلثوم ماتت صغيرة أمّها أيضاً شهربانو بنت یزدجرد.
چنانچه دیدیم ابن فندق دو نفر از چهار دختر امام را صغیره دانسته و به وفات آنان تصریح کرده، که بر این اساس دو دختر (فاطمة وسکينة) از آن حضرت باقی میماند.
اما در صفحه ۳۵۵ کتاب چنین عبارتی آمده:
ولم یبق من أولاده إلا زین العابدین علیه السلام وفاطمة وسکينة ورقية.
تضاد بین این عبارت و مطالب جدول اصلا قابل توجیه نیست و صراحت عبارت اول در انحصار اولاد حضرت، راه هرگونه توجیهی را میبندد.
بی تردید این لفظ رقیة در صفحه ۳۵۵ افزوده ناسخان است که به اشتباه آن را در اینجا اضافه کردهاند، حال آن که رقیة - چنانچه ابن فندق تصریح کرده و در جدول مربوطه ذکر کرده - فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام است.
مضافا بر این که در بخش دوم سخن از اولادی است که باقی مانده و عمری معتّد به نمودهاند، و فرزندی که ماتت صغیرة دربارهاش صادق است در این بخش جای نمی گیرد.
ملخص مقال آن که اگر کسی گزارش کامل بهائی که هفت قرن پس از حادثه عاشورا برای اولین بار ذکر شده را بپذیرد میتواند آن را با زینب یا ام کلثوم که درباره آنها نوشتهاند: «ماتت صغیرة» تطبیق بدهد./بزم قدسیان
جان آگه با #فرهیختگان
kherad.org
در برخی از منابع کهن همچون تاریخ اهل البیت جهضمی، تاریخ الائمة ابن ابی الثلج بغدادی، الهدایة الکبری خصیبی، منتخب الانوار کاتب اسکافی، دلائل الامامة طبری، تاریخ موالید الائمة ابن خشاب و مناقب ابن شهرآشوب برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سه دختر ذکر کردهاند به نام های فاطمه، سکينه و زینب.
در اشراق الاصباح برهان الدین صنعانی (کتابت نسخه ۷۵۲) و لباب الانساب ابن فندق از زینب با وصف صغیره یاد شده و به اجمال گفته شده که در کودکی از دنیا رفته است. ابن فندق ۴ دختر برای امام ذکر کرده و درباره دو تن از آنان (زینب و امّ کلثوم) نوشته: «ماتت صغیرة». اما از نحوه و مکان درگذشت آنها سخنی به میان نیاورده است.
در کامل بهائی (و به تبع آن روضة الشهداء و منتخب طریحی) از دختر خردسالی از امام (ع) که در خرابه شام یا منزل یزید از دنیا رفته ياد شده اما اسمی برايش ذکر نشده است.
با توجه به اين که طبق کتب انساب از امام (ع) دو دختربچه به نام های زينب و امّ کلثوم در کودکی از دنيا رفته است میتوان گزارش کامل بهايی را بر یکی از آن دو تطبيق نمود.
در چند کتاب مرثیه قرن سیزده نام فاطمه صغری یا صغیره برای کودک داستان خرابه ذکر شده و در چندین کتاب از کتابهای مرثیه رایج در همان عصر از جمله مخزن البکاء ملا محمد صالح برغانی قزوینی از او با نام زبیده یاد شده است.
کتاب کنزالمصائب ساغر چاپ ۱۲۷۲ بمبئی هند از اولین کتابهایی است که از دختر مظلومه حضرت سید الشهداء (ع) با نام رقیه یاد کرده است.
اما هر دو اسم (رقیة و زبیده) از مستحدثات مرثیه سرایان متاخر است؛ چرا که در هیچ یک از سه منبع اصلی حکایت خرابه شام (کامل بهائی تألیف ۶۷۵، روضة الشهداء کاشفی سبزواری م: ۹۱۰ و منتخب طریحی م: ۱۰۸۵) نامی برای دختر امام علیه السلام ذکر نشده و این دو نام از قرن سیزدهم به بعد رواج یافته است.
با توجه به متاخر بودن تسمیه طفل خردسال امام به رقیة، معلوم میشود کسانی که برای اثبات و یا نفی وجود ایشان در منابع کهن به دنبال نام رقیه میگردند سخت در اشتباه اند.
رقیه ای که در ارشاد شیخ مفید به نقل از کلام حضرت به هنگام وداع ذکر شده قطعاً رقیة بنت امیرالمؤمنین (ع) خواهر امام حسين (ع) و همسر مسلم بن عقیل است؛ چرا که در همان کتاب ارشاد، تنها دو دختر (فاطمه و سکینه) برای امام ذکر شده است.
در معالی السبطین شیخ مهدی مازندرانی ادعا شده که نام رقیة بنت الحسین در کتاب المنن الکبری عبدالوهاب شعرانی شافعی ذکر شده است.
اما با مراجعه به نسخه این کتاب معلوم میشود که در آن از رقیة بنت امیرالمؤمنین و مزار او در مصر یاد شده است، که در معالی السبطین به عمد یا سهو آن را به صورت رقیة بنت الحسین گزارش کرده است..
از دیگر مستندات برای تسمیه به رقیه، اشعار منسوب به سيف بن عميره است که در آن از رقيه صغيره ياد شده؛ اما اين اشعار بنا بر تحقيق از جعليات قرون اخير است و قابل استناد نيست.
مستند مهمی که اخیرا به آن استناد میشود ذکر نام رقیه در لباب الانساب ابن فندق است، که به طور قطع در اثر اشتباه کاتبان لباب الانساب این نام افزوده شده ولذا احدی از عالمان انساب قبل و بعد از ابن فندق آن را گزارش نکرده است.
توضیح این که ابن فندق در صفحه ۳۵۰ از جلد اول کتاب خود اولاد حضرت سیدالشهداء را ضمن جدولی منحصر در ۱۰ فرزند نموده و درباره دختران حضرت چنین نوشته است:
۱.فاطمة أمّها أمّ اسحاق بنت طلحة.
۲.سکينة أمّها الرباب أمّها بنت امریّ القیس بن عدی.
۳.زینب ماتت صغيرة أمّها شهربانوية بنت یزدجرد.
۴.أمّ کلثوم ماتت صغيرة أمّها أيضاً شهربانو بنت یزدجرد.
چنانچه دیدیم ابن فندق دو نفر از چهار دختر امام را صغیره دانسته و به وفات آنان تصریح کرده، که بر این اساس دو دختر (فاطمة وسکينة) از آن حضرت باقی میماند.
اما در صفحه ۳۵۵ کتاب چنین عبارتی آمده:
ولم یبق من أولاده إلا زین العابدین علیه السلام وفاطمة وسکينة ورقية.
تضاد بین این عبارت و مطالب جدول اصلا قابل توجیه نیست و صراحت عبارت اول در انحصار اولاد حضرت، راه هرگونه توجیهی را میبندد.
بی تردید این لفظ رقیة در صفحه ۳۵۵ افزوده ناسخان است که به اشتباه آن را در اینجا اضافه کردهاند، حال آن که رقیة - چنانچه ابن فندق تصریح کرده و در جدول مربوطه ذکر کرده - فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام است.
مضافا بر این که در بخش دوم سخن از اولادی است که باقی مانده و عمری معتّد به نمودهاند، و فرزندی که ماتت صغیرة دربارهاش صادق است در این بخش جای نمی گیرد.
ملخص مقال آن که اگر کسی گزارش کامل بهائی که هفت قرن پس از حادثه عاشورا برای اولین بار ذکر شده را بپذیرد میتواند آن را با زینب یا ام کلثوم که درباره آنها نوشتهاند: «ماتت صغیرة» تطبیق بدهد./بزم قدسیان
جان آگه با #فرهیختگان
kherad.org
دوره های موقتا مجانی دانشگاه هاروارد:
https://online-learning.harvard.edu/catalog
جان آگه با #فرهیختگان
https://online-learning.harvard.edu/catalog
جان آگه با #فرهیختگان
Harvard University
Catalog of Courses
Browse the latest courses from Harvard University
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولید اسلام اشرافی با امتیازات ویژه طبقاتی در متن روحانیت شیعه، میخ محکمی بر تابوت دینداری ایرانیان در عصر مرجعیت و حاکمیت اسلام سیاسی است. روحانیت سیاسی شیعه بهترین کارکرد سکولار را در کارنامه تاریخی خود ثبت کرده که هیچ نهاد لاییک دیگری موفق به انجام آن نمیشد.
بهشتی معز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بهشتی معز
#فرهیختگان، ندای آگاهی