Forwarded from فرهیختگان
🔊فایل صوتی
سخنرانی #تقی_رحمانی
با عنوان #عاشورا . #منشور ها و #تفسیر ها
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
سخنرانی #تقی_رحمانی
با عنوان #عاشورا . #منشور ها و #تفسیر ها
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
attach 📎
Forwarded from فرهیختگان
تماشای زنهای شهر در روز عاشورا، قمه زنی داش مشدیهای طهران و فتوای ملا آقا دربندی
عین السلطنه نوشته است: (11 محرم 1327 ق) از عصر قرار گذاشته بوديم صبح را حضرت عبد العظيم مشرف شويم. صبح عاشورا دم دروازه خانىآباد جمع شده. شعاع الدين ميرزا باز دير آمد. اسبها را رجعت داده پياده هى به جانب قدم [آورديم]. هواى خوبى بود. زمين هم بسيار مناسب پيادهروى. نزديك قنات فيروزآباد كنار نهر نشسته زيارت عاشورا خوانديم. بعد به راه افتاديم. يك ساعت و سه ربع كشيد تا وارد دروازه حضرت عبد العظيم شديم و هيچ خسته نشده بوديم. چند دسته به صحن آمد. بسيار رقت دست داد. نفرى چهار پنج شاهى براى ناهار داديم چلوكباب كثيفى آوردند. به عوض چاى خوبى خورديم. حرم مشرف شده زيارات مخصوص را خوانده با راهآهن يك ساعت به غروب مانده شهر رسيديم. امروز زوار دهاتى خيلى بود. الحمد لله از تماشاى زنهاى شهر آسوده بوديم. از تمام ايام سال شب و روز عاشورا زن بيشتر ديده مىشود. در حقيقت هرچه زن است در ميان اين بازار از طلوع صبح تا مغرب معتكف است... الحمد لله در شهر هم نزاعى و مرافعهاى نشده بود. اغلب دستهجات هم قدغن بود حركت نكنند. قمهزن بسيار بوده. اين معمول و نذر تركها بود. چند سال است داش مشديهاى طهران هم به ولع و حرص بسيار مشغول شدهاند. با وجودى كه شرعا ممنوع است احدى نمىتواند ممانعت كند و در سالى چند نفر مقتول مىشوند. اين عمل نامشروع را از علماى شيعه فقط ملا آقاى دربندى مستحسن دانسته. تعزيه كه براى پريان و اجانين در باغ شاه مىخوانند تا پانزدهم باقى است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
عین السلطنه نوشته است: (11 محرم 1327 ق) از عصر قرار گذاشته بوديم صبح را حضرت عبد العظيم مشرف شويم. صبح عاشورا دم دروازه خانىآباد جمع شده. شعاع الدين ميرزا باز دير آمد. اسبها را رجعت داده پياده هى به جانب قدم [آورديم]. هواى خوبى بود. زمين هم بسيار مناسب پيادهروى. نزديك قنات فيروزآباد كنار نهر نشسته زيارت عاشورا خوانديم. بعد به راه افتاديم. يك ساعت و سه ربع كشيد تا وارد دروازه حضرت عبد العظيم شديم و هيچ خسته نشده بوديم. چند دسته به صحن آمد. بسيار رقت دست داد. نفرى چهار پنج شاهى براى ناهار داديم چلوكباب كثيفى آوردند. به عوض چاى خوبى خورديم. حرم مشرف شده زيارات مخصوص را خوانده با راهآهن يك ساعت به غروب مانده شهر رسيديم. امروز زوار دهاتى خيلى بود. الحمد لله از تماشاى زنهاى شهر آسوده بوديم. از تمام ايام سال شب و روز عاشورا زن بيشتر ديده مىشود. در حقيقت هرچه زن است در ميان اين بازار از طلوع صبح تا مغرب معتكف است... الحمد لله در شهر هم نزاعى و مرافعهاى نشده بود. اغلب دستهجات هم قدغن بود حركت نكنند. قمهزن بسيار بوده. اين معمول و نذر تركها بود. چند سال است داش مشديهاى طهران هم به ولع و حرص بسيار مشغول شدهاند. با وجودى كه شرعا ممنوع است احدى نمىتواند ممانعت كند و در سالى چند نفر مقتول مىشوند. اين عمل نامشروع را از علماى شيعه فقط ملا آقاى دربندى مستحسن دانسته. تعزيه كه براى پريان و اجانين در باغ شاه مىخوانند تا پانزدهم باقى است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
آرشیو
رسول جعفریان
Forwarded from فرهیختگان
سبک قمه زنی اصفهانی ها !
عین السلطنه نوشته است:
روز عاشورا با افخم الملك و مرحوم ميرزا عباس خان مهندسباشى گفتيم برويم شهر به گمان طهران و آن دستجات روز عاشورا. وارد شهر شديم ديدم خبرى نيست. گفتند مسجد شاه روضه است. رفتيم آنجا جمعيت زياد بود. ما نزد آقاى امام نرفته در يك گوشه نشستيم. از بسكه روضهخوانها لهجه غليظ اصفهانى روضه خواندند ما طاقت نياورديم كه خنده نكنيم و بهجاى گريه از لهجه و حركات آنها تمام را خنده كرديم.
بالاخره اصفهانيهائى كه نزديك ما نشسته بودند بناى مضمون گفتن و تغير را گذاشتند. ما ديديم بد مىشود زودتر برخاسته بيرون رفتيم و راست به منزل.
عصر گفتند در تخت پولاد و مقبره مير روضه است. رفتيم آنجا باز همان قسم روضه اصفهانى بود. در بين روضه گفتند دسته آمد. سينهزدن و نوحهخوانى آنها هم تماشائى بود. وسط دسته ديديم يك شور و شيون عظيمى فوق العاده برخاست. بلند شده جلو رفتيم. ديديم سه نفر لخت شده كفن نمودهاند و هريك قمه در دست دارند. اما همان دور نگاه داشتهاند. ابدا به سر خود نمىزنند. اما هركدام را ده بيست نفر آدم دورش احاطه كرده و اينها مثل آدمهاى مست تلوتلو مىخورند و گاهى مىخواهند زمين بخورند. آن ده بيست نفر آنها را نگاه مىدارند. درست نگاه كرديم ديديم فقط هركدام چند دانه تيغ به سر خود زدهاند كه خون آن خشك شده و براى آن چند دانه تيغ و خون خشك شده كه صبح زدهاند اينجا از حال رفته و به حال نزع افتادهاند و آن شور و غوغا براى آن سه نفر تيغزن بلند است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
عین السلطنه نوشته است:
روز عاشورا با افخم الملك و مرحوم ميرزا عباس خان مهندسباشى گفتيم برويم شهر به گمان طهران و آن دستجات روز عاشورا. وارد شهر شديم ديدم خبرى نيست. گفتند مسجد شاه روضه است. رفتيم آنجا جمعيت زياد بود. ما نزد آقاى امام نرفته در يك گوشه نشستيم. از بسكه روضهخوانها لهجه غليظ اصفهانى روضه خواندند ما طاقت نياورديم كه خنده نكنيم و بهجاى گريه از لهجه و حركات آنها تمام را خنده كرديم.
بالاخره اصفهانيهائى كه نزديك ما نشسته بودند بناى مضمون گفتن و تغير را گذاشتند. ما ديديم بد مىشود زودتر برخاسته بيرون رفتيم و راست به منزل.
عصر گفتند در تخت پولاد و مقبره مير روضه است. رفتيم آنجا باز همان قسم روضه اصفهانى بود. در بين روضه گفتند دسته آمد. سينهزدن و نوحهخوانى آنها هم تماشائى بود. وسط دسته ديديم يك شور و شيون عظيمى فوق العاده برخاست. بلند شده جلو رفتيم. ديديم سه نفر لخت شده كفن نمودهاند و هريك قمه در دست دارند. اما همان دور نگاه داشتهاند. ابدا به سر خود نمىزنند. اما هركدام را ده بيست نفر آدم دورش احاطه كرده و اينها مثل آدمهاى مست تلوتلو مىخورند و گاهى مىخواهند زمين بخورند. آن ده بيست نفر آنها را نگاه مىدارند. درست نگاه كرديم ديديم فقط هركدام چند دانه تيغ به سر خود زدهاند كه خون آن خشك شده و براى آن چند دانه تيغ و خون خشك شده كه صبح زدهاند اينجا از حال رفته و به حال نزع افتادهاند و آن شور و غوغا براى آن سه نفر تيغزن بلند است.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/15
از کانال رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان
@IRANIntellectuals
Telegram
آرشیو
رسول جعفریان
Forwarded from فرهیختگان
📁 الهیات تعزیت
▪️الاهیات تعزیت، مجموعه بحثهای الاهیاتیای را دربرمیگیرد که به ارتباط سوگواریهای دینی با خداوند میپردازد. ارتباط سوگواری با خداوند، چگونگی رابطه علم، قدرت و اراده الاهی با مصیبت و رنج، نسبت اندوه با اسماء و صفات الاهی، نسبت فدیه با خداوند و با گناه مؤمنان و تأثیر تعزیت دینی در رفتارهای اجتماعی دیندارانه، از مهمترین موضوعات الاهیات تعزیت است. در این پرونده که به مناسبت ایام سوگواری امام حسین علیهالسلام تهیه شده، به برخی از این مضامین پرداختهایم.
📎عاشورا و الهیات رنج
#رضابهشتی_معز
✔️مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک میسازند. به این معنا که حسین (ع) تا چه میزان و چگونه در رنج ما شریک است و ما چگونه و تا چه میزان در رنج قدسی او شریکیم و تلاش ما برای بازافرینی رنج حسین تا چه میزان و چگونه ما را به ملکوت خدای حسین نزدیک میکند؟
http://dinonline.com/doc/article/fa/5726/
📎 پیشدرآمدی به «الاهیاتِ تعزیت»
#یاسرمیردامادی
✔️هدف نهایی این نوشتار، گشودن، و یا باز نگاه داشتنِ، باب تأملِ سنجشگرانهی الاهیاتی دربارهی سوگواری است.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4366/
📎 مضامین «الاهیات تعزیت» در اسلام و مسیحیت
#نعیمه_پورمحمدی
✔️این نوشتار با آگاهی از اختلاف بنیادین شهادت امام حسین (ع) و صلیب مسیح (ع) به دنبال آن نیست که نشان دهد «هویت این دو رخداد» با هم مشترک هستند، بلکه از «رویکرد دینداران به این دو رخداد» سخن میگوید.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4365/
📎تأملی بر رابطه مؤمن سوگوار با خداوند
#علی_مهجور
✔️محور اصلی الاهیات تعزیت، انسانی الاهی است که به خاطر خداوند به شهادت رسیده است و مؤمنان از طریق عزاداری برای این شهید، تقرب به خداوند را میجویند. در واقع وقتی ما از این پدیده با عنوان الاهیات یاد میکنیم، محور مباحثمان، اصل حادثه رخداده نیست. حادثه رخداده شهادت آن انسان الاهی است، اما آنچه در الاهیات تعزیت بما هو الاهیات، اهمیت مییابد موضوع خداوند و رابطه مؤمنان یک دین با اوست.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4364/
جان آگه با #فرهیختگان
t.me/IRANIntellectuals
▪️الاهیات تعزیت، مجموعه بحثهای الاهیاتیای را دربرمیگیرد که به ارتباط سوگواریهای دینی با خداوند میپردازد. ارتباط سوگواری با خداوند، چگونگی رابطه علم، قدرت و اراده الاهی با مصیبت و رنج، نسبت اندوه با اسماء و صفات الاهی، نسبت فدیه با خداوند و با گناه مؤمنان و تأثیر تعزیت دینی در رفتارهای اجتماعی دیندارانه، از مهمترین موضوعات الاهیات تعزیت است. در این پرونده که به مناسبت ایام سوگواری امام حسین علیهالسلام تهیه شده، به برخی از این مضامین پرداختهایم.
📎عاشورا و الهیات رنج
#رضابهشتی_معز
✔️مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک میسازند. به این معنا که حسین (ع) تا چه میزان و چگونه در رنج ما شریک است و ما چگونه و تا چه میزان در رنج قدسی او شریکیم و تلاش ما برای بازافرینی رنج حسین تا چه میزان و چگونه ما را به ملکوت خدای حسین نزدیک میکند؟
http://dinonline.com/doc/article/fa/5726/
📎 پیشدرآمدی به «الاهیاتِ تعزیت»
#یاسرمیردامادی
✔️هدف نهایی این نوشتار، گشودن، و یا باز نگاه داشتنِ، باب تأملِ سنجشگرانهی الاهیاتی دربارهی سوگواری است.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4366/
📎 مضامین «الاهیات تعزیت» در اسلام و مسیحیت
#نعیمه_پورمحمدی
✔️این نوشتار با آگاهی از اختلاف بنیادین شهادت امام حسین (ع) و صلیب مسیح (ع) به دنبال آن نیست که نشان دهد «هویت این دو رخداد» با هم مشترک هستند، بلکه از «رویکرد دینداران به این دو رخداد» سخن میگوید.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4365/
📎تأملی بر رابطه مؤمن سوگوار با خداوند
#علی_مهجور
✔️محور اصلی الاهیات تعزیت، انسانی الاهی است که به خاطر خداوند به شهادت رسیده است و مؤمنان از طریق عزاداری برای این شهید، تقرب به خداوند را میجویند. در واقع وقتی ما از این پدیده با عنوان الاهیات یاد میکنیم، محور مباحثمان، اصل حادثه رخداده نیست. حادثه رخداده شهادت آن انسان الاهی است، اما آنچه در الاهیات تعزیت بما هو الاهیات، اهمیت مییابد موضوع خداوند و رابطه مؤمنان یک دین با اوست.
http://dinonline.com/doc/note/fa/4364/
جان آگه با #فرهیختگان
t.me/IRANIntellectuals
دینآنلاین
عاشورا و الهیات رنج
رضا بهشتی معز: مراد از الهیات رنج در این رویداد قدسی (رویدادی که دستکم یکی از عناصر آنرا بتوان بهمفاهیم قدسی رسانید، نسبت داد یا با عنصری قدسی شرح کرد) پژوهش در همین رنجی است که آدمیان برای نزدیکی به حسین (ع) و یاران او میبرند و در ان رنج حسین را شریک…
Forwarded from فرهیختگان
تحقیقی درباره رقیه بنت الحسین (ع)
در برخی از منابع کهن همچون تاریخ اهل البیت جهضمی، تاریخ الائمة ابن ابی الثلج بغدادی، الهدایة الکبری خصیبی، منتخب الانوار کاتب اسکافی، دلائل الامامة طبری، تاریخ موالید الائمة ابن خشاب و مناقب ابن شهرآشوب برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سه دختر ذکر کردهاند به نام های فاطمه، سکينه و زینب.
در اشراق الاصباح برهان الدین صنعانی (کتابت نسخه ۷۵۲) و لباب الانساب ابن فندق از زینب با وصف صغیره یاد شده و به اجمال گفته شده که در کودکی از دنیا رفته است. ابن فندق ۴ دختر برای امام ذکر کرده و درباره دو تن از آنان (زینب و امّ کلثوم) نوشته: «ماتت صغیرة». اما از نحوه و مکان درگذشت آنها سخنی به میان نیاورده است.
در کامل بهائی (و به تبع آن روضة الشهداء و منتخب طریحی) از دختر خردسالی از امام (ع) که در خرابه شام یا منزل یزید از دنیا رفته ياد شده اما اسمی برايش ذکر نشده است.
با توجه به اين که طبق کتب انساب از امام (ع) دو دختربچه به نام های زينب و امّ کلثوم در کودکی از دنيا رفته است میتوان گزارش کامل بهايی را بر یکی از آن دو تطبيق نمود.
در چند کتاب مرثیه قرن سیزده نام فاطمه صغری یا صغیره برای کودک داستان خرابه ذکر شده و در چندین کتاب از کتابهای مرثیه رایج در همان عصر از جمله مخزن البکاء ملا محمد صالح برغانی قزوینی از او با نام زبیده یاد شده است.
کتاب کنزالمصائب ساغر چاپ ۱۲۷۲ بمبئی هند از اولین کتابهایی است که از دختر مظلومه حضرت سید الشهداء (ع) با نام رقیه یاد کرده است.
اما هر دو اسم (رقیة و زبیده) از مستحدثات مرثیه سرایان متاخر است؛ چرا که در هیچ یک از سه منبع اصلی حکایت خرابه شام (کامل بهائی تألیف ۶۷۵، روضة الشهداء کاشفی سبزواری م: ۹۱۰ و منتخب طریحی م: ۱۰۸۵) نامی برای دختر امام علیه السلام ذکر نشده و این دو نام از قرن سیزدهم به بعد رواج یافته است.
با توجه به متاخر بودن تسمیه طفل خردسال امام به رقیة، معلوم میشود کسانی که برای اثبات و یا نفی وجود ایشان در منابع کهن به دنبال نام رقیه میگردند سخت در اشتباه اند.
رقیه ای که در ارشاد شیخ مفید به نقل از کلام حضرت به هنگام وداع ذکر شده قطعاً رقیة بنت امیرالمؤمنین (ع) خواهر امام حسين (ع) و همسر مسلم بن عقیل است؛ چرا که در همان کتاب ارشاد، تنها دو دختر (فاطمه و سکینه) برای امام ذکر شده است.
در معالی السبطین شیخ مهدی مازندرانی ادعا شده که نام رقیة بنت الحسین در کتاب المنن الکبری عبدالوهاب شعرانی شافعی ذکر شده است.
اما با مراجعه به نسخه این کتاب معلوم میشود که در آن از رقیة بنت امیرالمؤمنین و مزار او در مصر یاد شده است، که در معالی السبطین به عمد یا سهو آن را به صورت رقیة بنت الحسین گزارش کرده است..
از دیگر مستندات برای تسمیه به رقیه، اشعار منسوب به سيف بن عميره است که در آن از رقيه صغيره ياد شده؛ اما اين اشعار بنا بر تحقيق از جعليات قرون اخير است و قابل استناد نيست.
مستند مهمی که اخیرا به آن استناد میشود ذکر نام رقیه در لباب الانساب ابن فندق است، که به طور قطع در اثر اشتباه کاتبان لباب الانساب این نام افزوده شده ولذا احدی از عالمان انساب قبل و بعد از ابن فندق آن را گزارش نکرده است.
توضیح این که ابن فندق در صفحه ۳۵۰ از جلد اول کتاب خود اولاد حضرت سیدالشهداء را ضمن جدولی منحصر در ۱۰ فرزند نموده و درباره دختران حضرت چنین نوشته است:
۱.فاطمة أمّها أمّ اسحاق بنت طلحة.
۲.سکينة أمّها الرباب أمّها بنت امریّ القیس بن عدی.
۳.زینب ماتت صغيرة أمّها شهربانوية بنت یزدجرد.
۴.أمّ کلثوم ماتت صغيرة أمّها أيضاً شهربانو بنت یزدجرد.
چنانچه دیدیم ابن فندق دو نفر از چهار دختر امام را صغیره دانسته و به وفات آنان تصریح کرده، که بر این اساس دو دختر (فاطمة وسکينة) از آن حضرت باقی میماند.
اما در صفحه ۳۵۵ کتاب چنین عبارتی آمده:
ولم یبق من أولاده إلا زین العابدین علیه السلام وفاطمة وسکينة ورقية.
تضاد بین این عبارت و مطالب جدول اصلا قابل توجیه نیست و صراحت عبارت اول در انحصار اولاد حضرت، راه هرگونه توجیهی را میبندد.
بی تردید این لفظ رقیة در صفحه ۳۵۵ افزوده ناسخان است که به اشتباه آن را در اینجا اضافه کردهاند، حال آن که رقیة - چنانچه ابن فندق تصریح کرده و در جدول مربوطه ذکر کرده - فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام است.
مضافا بر این که در بخش دوم سخن از اولادی است که باقی مانده و عمری معتّد به نمودهاند، و فرزندی که ماتت صغیرة دربارهاش صادق است در این بخش جای نمی گیرد.
ملخص مقال آن که اگر کسی گزارش کامل بهائی که هفت قرن پس از حادثه عاشورا برای اولین بار ذکر شده را بپذیرد میتواند آن را با زینب یا ام کلثوم که درباره آنها نوشتهاند: «ماتت صغیرة» تطبیق بدهد./بزم قدسیان
جان آگه با #فرهیختگان
kherad.org
در برخی از منابع کهن همچون تاریخ اهل البیت جهضمی، تاریخ الائمة ابن ابی الثلج بغدادی، الهدایة الکبری خصیبی، منتخب الانوار کاتب اسکافی، دلائل الامامة طبری، تاریخ موالید الائمة ابن خشاب و مناقب ابن شهرآشوب برای حضرت سیدالشهداء علیه السلام سه دختر ذکر کردهاند به نام های فاطمه، سکينه و زینب.
در اشراق الاصباح برهان الدین صنعانی (کتابت نسخه ۷۵۲) و لباب الانساب ابن فندق از زینب با وصف صغیره یاد شده و به اجمال گفته شده که در کودکی از دنیا رفته است. ابن فندق ۴ دختر برای امام ذکر کرده و درباره دو تن از آنان (زینب و امّ کلثوم) نوشته: «ماتت صغیرة». اما از نحوه و مکان درگذشت آنها سخنی به میان نیاورده است.
در کامل بهائی (و به تبع آن روضة الشهداء و منتخب طریحی) از دختر خردسالی از امام (ع) که در خرابه شام یا منزل یزید از دنیا رفته ياد شده اما اسمی برايش ذکر نشده است.
با توجه به اين که طبق کتب انساب از امام (ع) دو دختربچه به نام های زينب و امّ کلثوم در کودکی از دنيا رفته است میتوان گزارش کامل بهايی را بر یکی از آن دو تطبيق نمود.
در چند کتاب مرثیه قرن سیزده نام فاطمه صغری یا صغیره برای کودک داستان خرابه ذکر شده و در چندین کتاب از کتابهای مرثیه رایج در همان عصر از جمله مخزن البکاء ملا محمد صالح برغانی قزوینی از او با نام زبیده یاد شده است.
کتاب کنزالمصائب ساغر چاپ ۱۲۷۲ بمبئی هند از اولین کتابهایی است که از دختر مظلومه حضرت سید الشهداء (ع) با نام رقیه یاد کرده است.
اما هر دو اسم (رقیة و زبیده) از مستحدثات مرثیه سرایان متاخر است؛ چرا که در هیچ یک از سه منبع اصلی حکایت خرابه شام (کامل بهائی تألیف ۶۷۵، روضة الشهداء کاشفی سبزواری م: ۹۱۰ و منتخب طریحی م: ۱۰۸۵) نامی برای دختر امام علیه السلام ذکر نشده و این دو نام از قرن سیزدهم به بعد رواج یافته است.
با توجه به متاخر بودن تسمیه طفل خردسال امام به رقیة، معلوم میشود کسانی که برای اثبات و یا نفی وجود ایشان در منابع کهن به دنبال نام رقیه میگردند سخت در اشتباه اند.
رقیه ای که در ارشاد شیخ مفید به نقل از کلام حضرت به هنگام وداع ذکر شده قطعاً رقیة بنت امیرالمؤمنین (ع) خواهر امام حسين (ع) و همسر مسلم بن عقیل است؛ چرا که در همان کتاب ارشاد، تنها دو دختر (فاطمه و سکینه) برای امام ذکر شده است.
در معالی السبطین شیخ مهدی مازندرانی ادعا شده که نام رقیة بنت الحسین در کتاب المنن الکبری عبدالوهاب شعرانی شافعی ذکر شده است.
اما با مراجعه به نسخه این کتاب معلوم میشود که در آن از رقیة بنت امیرالمؤمنین و مزار او در مصر یاد شده است، که در معالی السبطین به عمد یا سهو آن را به صورت رقیة بنت الحسین گزارش کرده است..
از دیگر مستندات برای تسمیه به رقیه، اشعار منسوب به سيف بن عميره است که در آن از رقيه صغيره ياد شده؛ اما اين اشعار بنا بر تحقيق از جعليات قرون اخير است و قابل استناد نيست.
مستند مهمی که اخیرا به آن استناد میشود ذکر نام رقیه در لباب الانساب ابن فندق است، که به طور قطع در اثر اشتباه کاتبان لباب الانساب این نام افزوده شده ولذا احدی از عالمان انساب قبل و بعد از ابن فندق آن را گزارش نکرده است.
توضیح این که ابن فندق در صفحه ۳۵۰ از جلد اول کتاب خود اولاد حضرت سیدالشهداء را ضمن جدولی منحصر در ۱۰ فرزند نموده و درباره دختران حضرت چنین نوشته است:
۱.فاطمة أمّها أمّ اسحاق بنت طلحة.
۲.سکينة أمّها الرباب أمّها بنت امریّ القیس بن عدی.
۳.زینب ماتت صغيرة أمّها شهربانوية بنت یزدجرد.
۴.أمّ کلثوم ماتت صغيرة أمّها أيضاً شهربانو بنت یزدجرد.
چنانچه دیدیم ابن فندق دو نفر از چهار دختر امام را صغیره دانسته و به وفات آنان تصریح کرده، که بر این اساس دو دختر (فاطمة وسکينة) از آن حضرت باقی میماند.
اما در صفحه ۳۵۵ کتاب چنین عبارتی آمده:
ولم یبق من أولاده إلا زین العابدین علیه السلام وفاطمة وسکينة ورقية.
تضاد بین این عبارت و مطالب جدول اصلا قابل توجیه نیست و صراحت عبارت اول در انحصار اولاد حضرت، راه هرگونه توجیهی را میبندد.
بی تردید این لفظ رقیة در صفحه ۳۵۵ افزوده ناسخان است که به اشتباه آن را در اینجا اضافه کردهاند، حال آن که رقیة - چنانچه ابن فندق تصریح کرده و در جدول مربوطه ذکر کرده - فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام است.
مضافا بر این که در بخش دوم سخن از اولادی است که باقی مانده و عمری معتّد به نمودهاند، و فرزندی که ماتت صغیرة دربارهاش صادق است در این بخش جای نمی گیرد.
ملخص مقال آن که اگر کسی گزارش کامل بهائی که هفت قرن پس از حادثه عاشورا برای اولین بار ذکر شده را بپذیرد میتواند آن را با زینب یا ام کلثوم که درباره آنها نوشتهاند: «ماتت صغیرة» تطبیق بدهد./بزم قدسیان
جان آگه با #فرهیختگان
kherad.org
دوره های موقتا مجانی دانشگاه هاروارد:
https://online-learning.harvard.edu/catalog
جان آگه با #فرهیختگان
https://online-learning.harvard.edu/catalog
جان آگه با #فرهیختگان
Harvard University
Catalog of Courses
Browse the latest courses from Harvard University
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولید اسلام اشرافی با امتیازات ویژه طبقاتی در متن روحانیت شیعه، میخ محکمی بر تابوت دینداری ایرانیان در عصر مرجعیت و حاکمیت اسلام سیاسی است. روحانیت سیاسی شیعه بهترین کارکرد سکولار را در کارنامه تاریخی خود ثبت کرده که هیچ نهاد لاییک دیگری موفق به انجام آن نمیشد.
بهشتی معز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بهشتی معز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
آیا میتوان پس از ملاصدرا به بوعلی سینا بازگشت؟
احسان ابراهیمی
هنگامی که سخن از تطور ایده در تاریخ فلسفه میشود، این تطور، متناظر با روند حرکت جوامع بوده و در این تطور و تحول رو به جلو، بازگشت و ارتجاع، پاسخگو نیست.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
احسان ابراهیمی
هنگامی که سخن از تطور ایده در تاریخ فلسفه میشود، این تطور، متناظر با روند حرکت جوامع بوده و در این تطور و تحول رو به جلو، بازگشت و ارتجاع، پاسخگو نیست.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
دینآنلاین
آیا میتوان پس از ملاصدرا به بوعلی سینا بازگشت؟ | دینآنلاین
هنگامی که سخن از تطور ایده در تاریخ فلسفه میشود، این تطور، متناظر با روند حرکت جوامع بوده و در این تطور و تحول رو به جلو، بازگشت و ارتجاع، پاسخگو نیست.
آیا ما با میراث حسین(ع) نسبتی داریم؟
🛑سیدجوادمیری در سخنرانی خود ضمن اشاره به روایات موجود از عاشورا در میان تشیع، اهل سنت و متفکرین غربی به این سوال پاسخ میدهد که میراث حسین چیست و ما چه نسبتی به آن داریم
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🛑سیدجوادمیری در سخنرانی خود ضمن اشاره به روایات موجود از عاشورا در میان تشیع، اهل سنت و متفکرین غربی به این سوال پاسخ میدهد که میراث حسین چیست و ما چه نسبتی به آن داریم
#فرهیختگان صدای فرزانگان
www.javanonline.ir
آیا ما با میراث حسین(ع) نسبتی داریم؟
میری در سخنرانی خود ضمن اشاره به روایات موجود از عاشورا در میان تشیع، اهل سنت و متفکرین غربی به این سوال پاسخ میدهد که میراث حسین چیست و ما چه نسبتی به آن داریم.
دفاع از خود به قیمت تخریب بنیانها و سقوط ارزشها؟
پروژهی سرکوب امید به نتیجهبخشیِ کنش اجتماعی
اخیرا کلیپی از سخنرانی یک روحانی (که نامش را نمیدانم)، در فضای مجازی و در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این قسمت از سخنرانی، ایشان به قصد آن که نشان دهد انتظار جامعه از این که در حکومت اسلامی نباید فساد و اختلاس باشد، انتظاری لغو و بیهوده است، به توجیهی عجیب و بلکه تحریفی بزرگ دست میبرد. ایشان مدعی میشود که "علویترین حکومت تاریخ پر از اختلاس بود". و نیز میگوید: " شما که نهجالبلاغه را باز میکنید میبینید که یک سوم نهجالبلاغه در رابطه با اختلاس خواص است." اینکه در زمانهی حکومت امام علی چه اتفاقاتی افتاده است، نیاز به بررسی تاریخی دارد. اما کتاب نهجالبلاغه که حی و حاضر است و میتوان به آن رجوع کرد. با وجود این کتاب، چگونه میتوان چنین ادعای عمیقا کذبی را بر زبان جاری کرد؟
✅ نکته ای که این جا و در نگاهی گذرا به این کلیپ میخواستم مطرح کنم این است:
یکی از شیوههای به غایت خطا و پرخطر که برای دفاع از نظام مستقر به نحو مستمر و انبوه استفاده میشود، دست بردن در خزائن سرمایههای اجتماعی و دینی جامعه و از آن سرمایهها به نحو زیانباری استفاده کردن است. سرمایههای اجتماعی مانند اعتماد، رضایت، وفاداری و... خرج توجیه و دفاع از خود شده و میشود. به گونهای که اینک با فرسودگی سرمایههای انسجامبخش اجتماعی و فرهنگی، دستانِ جامعه بیش از پیش تهی شده است. سرمایههای دینی جامعه نیز دائما مورد دستبرد قرار میگیرد. تا جایی که در این سخنرانی میبینیم، حاضرند برای دفاع از خود، یکی از الگوهای تاریخی و عمیق دینی را چنین تخریب و ویران کنند. الگوی حکومت علوی که در نظر عموم، بر عدالت و احقاق حق استوار است و ارزشی بی چون و چرا دارد، این چنین، سقوط میکند. وقتی حکومت علوی پر از اختلاس باشد، وقتی خواص حاکم که به فرمان امام علی بر سرکار آمده بودند چنین رسوا شوند، از الگوی دینیِ عدالت چه میماند؟
طبق آن چه این روحانی بیان کرده است، باید از امید به این که میتوان به حکومتی سالم رسید، دست شست. زیرا بنا به آن چه میگوید، حاکمانی که به فرمان امام علی به قدرت رسیدند، چنان اختلاسگر بودند، و جمهوری که در آن، حاکمان مستقیم و غیر و مستقیم از سوی مردم انتخاب میشوند نیز چنین اختلاسگر و فاسدند، دیگر از امید چه میماند؟ راه رسیدن به عدالت مسدود است، چه با علی، چه با مردم. سخنان این روحانی، اعلام ورشکستگی الگوی دینی حکمرانی خوب و عادلانه و هم الگوی عرفی رسیدن به حکومت سالم، است.
برای دفاع از خود و توجیه ناکارآمدی سیستم، سرمایهها دود میشوند و به هوا میروند. سرمایهها به علت استفاده بیش از حد و نابجا از آنها، فرسوده میشوند و یا الگوهایی که از انبان تاریخی یک ملت بیرون کشیده شده و جلوی چشم همگان به آتش کشیده میشود.
✔️ نتیجهی سخن این روحانی چنین است: از رسیدن به عدالت ناامید شوید و به عدالت دل مبندید. زیرا در حکومت امام علی که خود او فرماندارانش را انتخاب میکرد، فساد و اختلاس فراوان بود. در جمهوری که حاکمان توسط مردم هم انتخاب میشوند، فساد و اختلاس جاری و ساری است. پس بپذیرید که نمیتوان به عدالت رسید. و این یعنی پروژهی سرکوب امید و کنش اجتماعی برای رسیدن به عدالت.
و این یعنی همین است که هست و طبیعی است که هست.
✍️ علی زمانیان
#فرهیختگان ندای آگاهی
پروژهی سرکوب امید به نتیجهبخشیِ کنش اجتماعی
اخیرا کلیپی از سخنرانی یک روحانی (که نامش را نمیدانم)، در فضای مجازی و در شبکههای اجتماعی منتشر شده است. در این قسمت از سخنرانی، ایشان به قصد آن که نشان دهد انتظار جامعه از این که در حکومت اسلامی نباید فساد و اختلاس باشد، انتظاری لغو و بیهوده است، به توجیهی عجیب و بلکه تحریفی بزرگ دست میبرد. ایشان مدعی میشود که "علویترین حکومت تاریخ پر از اختلاس بود". و نیز میگوید: " شما که نهجالبلاغه را باز میکنید میبینید که یک سوم نهجالبلاغه در رابطه با اختلاس خواص است." اینکه در زمانهی حکومت امام علی چه اتفاقاتی افتاده است، نیاز به بررسی تاریخی دارد. اما کتاب نهجالبلاغه که حی و حاضر است و میتوان به آن رجوع کرد. با وجود این کتاب، چگونه میتوان چنین ادعای عمیقا کذبی را بر زبان جاری کرد؟
✅ نکته ای که این جا و در نگاهی گذرا به این کلیپ میخواستم مطرح کنم این است:
یکی از شیوههای به غایت خطا و پرخطر که برای دفاع از نظام مستقر به نحو مستمر و انبوه استفاده میشود، دست بردن در خزائن سرمایههای اجتماعی و دینی جامعه و از آن سرمایهها به نحو زیانباری استفاده کردن است. سرمایههای اجتماعی مانند اعتماد، رضایت، وفاداری و... خرج توجیه و دفاع از خود شده و میشود. به گونهای که اینک با فرسودگی سرمایههای انسجامبخش اجتماعی و فرهنگی، دستانِ جامعه بیش از پیش تهی شده است. سرمایههای دینی جامعه نیز دائما مورد دستبرد قرار میگیرد. تا جایی که در این سخنرانی میبینیم، حاضرند برای دفاع از خود، یکی از الگوهای تاریخی و عمیق دینی را چنین تخریب و ویران کنند. الگوی حکومت علوی که در نظر عموم، بر عدالت و احقاق حق استوار است و ارزشی بی چون و چرا دارد، این چنین، سقوط میکند. وقتی حکومت علوی پر از اختلاس باشد، وقتی خواص حاکم که به فرمان امام علی بر سرکار آمده بودند چنین رسوا شوند، از الگوی دینیِ عدالت چه میماند؟
طبق آن چه این روحانی بیان کرده است، باید از امید به این که میتوان به حکومتی سالم رسید، دست شست. زیرا بنا به آن چه میگوید، حاکمانی که به فرمان امام علی به قدرت رسیدند، چنان اختلاسگر بودند، و جمهوری که در آن، حاکمان مستقیم و غیر و مستقیم از سوی مردم انتخاب میشوند نیز چنین اختلاسگر و فاسدند، دیگر از امید چه میماند؟ راه رسیدن به عدالت مسدود است، چه با علی، چه با مردم. سخنان این روحانی، اعلام ورشکستگی الگوی دینی حکمرانی خوب و عادلانه و هم الگوی عرفی رسیدن به حکومت سالم، است.
برای دفاع از خود و توجیه ناکارآمدی سیستم، سرمایهها دود میشوند و به هوا میروند. سرمایهها به علت استفاده بیش از حد و نابجا از آنها، فرسوده میشوند و یا الگوهایی که از انبان تاریخی یک ملت بیرون کشیده شده و جلوی چشم همگان به آتش کشیده میشود.
✔️ نتیجهی سخن این روحانی چنین است: از رسیدن به عدالت ناامید شوید و به عدالت دل مبندید. زیرا در حکومت امام علی که خود او فرماندارانش را انتخاب میکرد، فساد و اختلاس فراوان بود. در جمهوری که حاکمان توسط مردم هم انتخاب میشوند، فساد و اختلاس جاری و ساری است. پس بپذیرید که نمیتوان به عدالت رسید. و این یعنی پروژهی سرکوب امید و کنش اجتماعی برای رسیدن به عدالت.
و این یعنی همین است که هست و طبیعی است که هست.
✍️ علی زمانیان
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
پروژهی سرکوب امید به نتیجهبخشیِ کنش اجتماعی
انحراف در تحریف ستیزیِ عاشورا
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است
رضابابایی
#فرهیختگان ندای آگاهی
گفتوگوی علمی دربارۀ عاشورا در ایام عزاداری، برای من چندان خوشایند نیست؛ بهویژه اگر همراه انتقاد از روشها و منشها باشد. اما فرصتها را هم باید غنیمت شمرد.
دربارۀ عاشورا آنچه ذهن بسیاری از محققان و نواندیشان را به خود مشغول کرده است، شیوههای عزاداری و مسئلۀ تحریفات است. از محدث نوری تا امروز، شاید بیش از بیست کتاب و دهها و بل صدها مقالۀ مایهدار و علمی نوشتهاند که موضوعشان تحریفات و انحرافات در فرهنگ عزاداری است. کارنامۀ تحریفشناسی و تحریفزدایی، بسیار پربرگوبار است؛ اما تا امروز نتوانسته است در برابر سیل آسیبها و کژفهمیها بایستد و یا دستکم از شتاب و گسترۀ آن بکاهد. هنوز سرقفلی عاشورا به نام مداحان است و آنان گردن این مثنوی را بستهاند/ میکشند آنجا که خود دانستهاند.
مشکل نه در سود و سودای مداحان است و نه در کمکاری عالمان. مشکل اصلی، آن است که «مشکل اصلی» گم شده است. تحریفستیزان، همۀ وقت و نیروی خود را صرف آن کردهاند که مثلا دروغهای فاضل دربندی را در کتاب اسرار الشهاده یا خطاهای ملاحسین کاشفی را در روضة الشهداء یا گزافهگوییهای برخی مداحان را نشان دهند و تاریخی پاکیزهتر و مستند از نهضت کربلا به گوشها برسانند. غافل از آنکه مشکل در این دروغها و خطاها و گزافهها نیست؛ مشکل در جایی است که این دروغها و خطاها از آنجا سرازیر میشوند. از قضا برخی از همین تحریفستیزان محترم، آب به جوی همان انحراف اصلی میریزند.
آنچه ما به آن مبتلا شدهایم، تنها تحریف در چند واقعه یا چند خبر یا مسائلی همچون قمهزنی و مناسکسازی و مصیبتتراشی نیست؛ مشکل اصلی در شاکله و قالبی است که عاشورای موجود در رهگذر تاریخ پذیرفته و به دست بخشهای سیاستاندیش جامعه، مذهبی جدا و دینی مستقل از اسلام و حتی تشیع اثتیعشری شده است. عاشورای موجود، بخشی از دین و مذهب نیست که در پناه آن از بلای تحریف مصون بماند؛ چنانکه نماز و روزه در پناه دین از تحریف و خرافه مصون ماندهاند؛ بلکه ما از عاشورا دینی مستقل و خودبنیاد ساختهایم. عاشورای شیعه(نه عاشورای سال 61 هجری)، در چرخۀ نیازهای رنگارنگ جامعه و در ادوار مختلف تاریخی، اکنون شکل و شمایلی به خود گرفته است که ارتباط دادن آن به دین و مذهب، جز از طریق پارهای روایات در برخی کتابها ممکن نیست. دربارۀ سند و دلالت این روایات سخنی نمیگویم تا در دام تحریفستیزی انحرافی نیفتم؛ اما میگویم: عاشورای برساختۀ ما گفتمانی جدا از مجموعۀ دین شده است و در فضای «عاشورا برای عاشورا» سیر میکند و تا چنین است، تحریفستیزی، آب در هاون کوبیدن است؛ بلکه دادن نشانی غلط به جامعۀ دینی است.
تحریف بزرگ، این است؛ نه گزافههایی که دربارۀ شمار کشتگان دشمن یا عروسی قاسم بن حسن(ع) در کربلا یا حضور جنیان در روز عاشورا گفتهاند و از مردم اشك گرفتهاند. اگر تحریفستیزان راه به جایی نمیبرند و هر دم آید غمی از نو به مبارکبادشان، از آن رو است که بت بزرگ را نشکستهاند. بت بزرگ، جداسری جزء(عاشورای موجود) از كل(مذهب مادر) است. اگر ما عاشورا را از دین بیرون نیاوردهایم و به آن استقلال ندادهایم، چرا در طبقات مذهبی، محرم عملاً مهمتر از رمضان است و عاشورا مهمتر از بعثت و هجرت، و زیارت محبوبتر از حج، و آن مایه از احساسات و هیجانها و عواطفی که روضهها برمیانگیزند، نیایشها برنمیانگیزند؟ اگر عاشورا را از دین جدا نکردهایم، چرا این همه به عزاداران سفارش میکنند که ظهر عاشورا نماز را فراموش نکنید؟
اگر امروز منبرهای عزا بیشتر از منبرهای اخلاق است، و مجالس عزاداری بیشتر از محافل معنوی، و جستوجو در گذشته بیشتر از گفتوگو دربارۀ آینده، از آن رو است که عاشورای ما دینی است خودبنیاد که در آن، دینداری در حاشیۀ عزاداری است. امام حسین(ع) از مکه به سوی کوفه رفت که همچون عموی بزرگوارش جعفر بن ابیطالب كه به حبشه هجرت كرد، در آزادی و امنیت زندگی کند و آزادی و امنیت را برای بخشی از مسلمانان فراهم آورد؛ نه آنکه مذهبی نو بنیان بگذارد که در آن، روضه مهمتر از مناجات باشد و عزاداری ارجمندتر از دینداری و محرم شورانگیزتر از رمضان و جنگ ممدوحتر از صلح و اصحاب او بلندآوازهتر از پیامبران. آن گریه و آن عزاداری و آن سیاهپوشی و آن سینهزنی که پشتوانۀ آزادی و آزادگی نباشد و خرد حسینی را جایگزین خوی یزیدی نکند، حاصلی جز زخم و زحمت ندارد. ما برای رسیدن محرم و عاشورا لحظهشماری میکنیم؛ اما امام حسین(ع) به استقبال عاشورا نرفت؛ جنگ را بر او تحمیل کردند؛ جنگی که شیعه میتوانست از آن سرمایهای برای صلح ممکن و پایدار بسازد و اعتباری برای عقلانیت؛ نه مذهبی نو که همچون مذاهب دیگر، عقایدی دارد و مناسکی و احکامی و آخرتی که سنگ ترازوی آن برای سنجش اعمال، اشک است
رضابابایی
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Audio
♦️"عاشورا و بحران سنت"
1. نقش سنت در تمدن مسلمانی
2. اهمیت سنت در حوزه حکمرانی
3. پیامبر سرچشمه سنت
4. صحابه رابط سنت ،جامعه و حکومت
5. خلافت معاویه و اختلال در سامانه سنت
6. بحران سنت؛ درآمیختگی دو سنت اصیل و برساخته
🔻- پیامدها؛
الف) عاشورای 61 و ظهور جنبش های جدید.
ب) اختلال در علم الحدیث به مثابه علم داده های پایه
ج) اختلال در دانش و عمل سیاسی مسلمانان
د) مرگ نهاد نظارت و شتاب دولت در جاده استبداد
سه شنبه 19 شهریور 98/
دهم محرم 1441
تهران. خانه اندیشمندان
#فرهیختگان ندای آگاهی
1. نقش سنت در تمدن مسلمانی
2. اهمیت سنت در حوزه حکمرانی
3. پیامبر سرچشمه سنت
4. صحابه رابط سنت ،جامعه و حکومت
5. خلافت معاویه و اختلال در سامانه سنت
6. بحران سنت؛ درآمیختگی دو سنت اصیل و برساخته
🔻- پیامدها؛
الف) عاشورای 61 و ظهور جنبش های جدید.
ب) اختلال در علم الحدیث به مثابه علم داده های پایه
ج) اختلال در دانش و عمل سیاسی مسلمانان
د) مرگ نهاد نظارت و شتاب دولت در جاده استبداد
سه شنبه 19 شهریور 98/
دهم محرم 1441
تهران. خانه اندیشمندان
#فرهیختگان ندای آگاهی
وقتی کرونا مضحکهی مناسک را عریان میکند
مصطفی محبکیا
🔴 از زمان بروز همه گیری کرونا سبک سیاق معمول بشر دچار چالش شده و بسیاری را مجبور به ترک عادت های عادی و همه روزه نموده است. از این عادت ها مناسک دینی هم هست. با نزدیک شدن به ایام محرم و صفر به رغم جدی بودن خطرات این بیماری همه گیر، عده ای از جمله برخی مراجع دینی و مداحان رسمی و رییس دولت بر برگزاری مراسمات عزاداری تاکید میکنند. اینکه ضرورت برگزاری این مراسم در کجا نهفته هست و چرا باید به آن اصرار کرد به چالش جدی جامعه بدل شده است.در این نوشتار برآنیم با نگاه به مناسک دینی از منظر امر نمادین به وجهی از این چالش بپردازیم.
🔴 هنگامی که معنایی خلق می شود یا حتی وقتی معنایی کشف می شود، ذهن از اینجا که هست، پرمیکشد و به سودای آن معنا پرواز می کند. ذهن با تمام توان می خواهد آن معنا را لباس واقعیت بپوشاند و تسخیر کند. میخواهد آن معنا به واقعیت بهپیوندد و به چنگ درآید. ذهن، میل به معنا دارد. اما معنای خلق شده یا کشف شده آنی نیست که به چنگ آید، آنقدر حقیر نیست که در قالب تنگ "ماده" و "اکنون" بگنجد. اصلا آن معنا از همان زمان که خلق و کشف شده، آمده بود که اکنون را و اینجا را به چالش بکشد و انکارش بکند. از طرف دیگر "اکنون" و"مادهیکنونی" واقعیتهای انکارناپذیرند که دربودن خود اصرار می ورزند. "معنا" به شدن فرامیخواند و آنها دربودن سرسختی میکنند.
🔴 رنج انسان دقیقا از همین جا آغاز میشود که خود را از یک طرف در تعینی مادی از اکنون می یابد و از طرف دیگر ذهنی دارد که خالق وکاشف معناست. ذهنی که رویا پردازست و از اکنون فراتر میرود. این رنج کمی نیست. همانست که تاریخ بشر را ساخته است.
🔴 فاصله میان معنای خلق یا کشف شده با اکنون و اینجا فاصله بعیدی است که باید پر شود، باید طی شود. اما چگونه؟ چگونه می توان از این فاصله عبور کرد؟ از یک طرف معنایی هست که در ظرف اکنون نمیگنجد، و از طرف دیگر اکنونی موجود است که گنجایش آن معنا را ندارد. چیست که می شود سقف اکنون را بشکافد و بر افق معنای تازه راه بگشاید؟ بضاعت ما در محدودیت و تنگنای اکنون چیست که بتوان به فراتر از اکنون راه گشود؟ اینجاست که نماد و نشانه و سمبل اهمیت پیدا می کند. امر نمادین همان میشود که میخواهد این فاصله را پرکند. نمادها از جنس همین ماده اکنونی اند که در اینجا یافت می شوند، اما نشان از معنایی دارند که اکنون نیست. نمادها معبر عبورند و راهنمای مسیر؛ عبور از بودن اکنونی به شدن آنچه باید باشد اما نیست.
🔴 قلمرو نشانهها و جهان نمادین یک قلمرو وسیع و جهانی فراخ است که از حروف و کلمات و اصوات و اشاره ها تا مناسک و آیین ها و ادیان را دربر میگیرند. اما شاید ملموس ترین بخش از جهان نمادین، ساختار زبانی باشد. در زبانشناسی"کنایه" یک فرایند زبانی است که به واسطه آن برای بیان یک مفهوم از واژه هایی استفاده میشود که خود بر مفهومی ثانوی دلالت دارد، یا استفاده از لفظی است که به جای معنای اصلی، معنایی نزدیک به آن داشته باشد.
🔴 ژاک لکان به خوبی به جایگاه نماد و نشانه در قلمروهای خودآگاهی و ناخودآگاهی روان و ارتباط بین این دو اشاره کرده است. درنظام لکانی، هر نشانه از سه عنصر دال و مدلول ومرجع تشکیل شده است. دال در قلمرو جهان نمادین تجلی می یابد و علامتی است که حامل معنا ست، اما مدلول در قلمرو جهان خیالی پدیدار شده و عنصری است که دال به آن ارجاع میشود و سرانجام مرجع، در جهان واقعی تعین یافته و به شکل عینی آشکار می شود.
🔴 لکان معتقد بود ضمیر ناخودآگاه نیز همانند زبان دارای ساختاری است که از روابط استعاری و کنایی استفاده میکند. شاید بتوان از این گزارهی لکان وام گرفت و آن را به روان ناخودآگاه جمعی بسط داد. از قبایل دوردست تاریخ بشری تا جماعت ها و ملت های کنونی انسان معاصر همواره معناهایی مشترک به مثابه حدیث آرزومندی و تمنای جمعی اقوام وجود داشته که آنها را به خود فرامیخوانده است. معناهایی که جهت و حرکت یک قوم یا یک ملت را مشخص میکرده. چنانکه آنها از بودنِ موجود به شدنِ مطلوب فرامیخوانده است. روان جمعی برای اینکه این حدیث آرزومندی قوم طی نسل ها به فراموشی سپرده نشود دست به کار برساخت نمادها و سمبل هایی میشود تا آنها را در مناسک و آیین های قوم جایگذاری کند. از این منظر ادیان و مذاهب مختلف حاوی مناسک و آیینهای نمادین و رمزگونهای هستند که به معنای غایی و مطلوب آنها اشاره دارند و هدایت میکنند.
#فرهیختگان ندای آگاهی
مصطفی محبکیا
🔴 از زمان بروز همه گیری کرونا سبک سیاق معمول بشر دچار چالش شده و بسیاری را مجبور به ترک عادت های عادی و همه روزه نموده است. از این عادت ها مناسک دینی هم هست. با نزدیک شدن به ایام محرم و صفر به رغم جدی بودن خطرات این بیماری همه گیر، عده ای از جمله برخی مراجع دینی و مداحان رسمی و رییس دولت بر برگزاری مراسمات عزاداری تاکید میکنند. اینکه ضرورت برگزاری این مراسم در کجا نهفته هست و چرا باید به آن اصرار کرد به چالش جدی جامعه بدل شده است.در این نوشتار برآنیم با نگاه به مناسک دینی از منظر امر نمادین به وجهی از این چالش بپردازیم.
🔴 هنگامی که معنایی خلق می شود یا حتی وقتی معنایی کشف می شود، ذهن از اینجا که هست، پرمیکشد و به سودای آن معنا پرواز می کند. ذهن با تمام توان می خواهد آن معنا را لباس واقعیت بپوشاند و تسخیر کند. میخواهد آن معنا به واقعیت بهپیوندد و به چنگ درآید. ذهن، میل به معنا دارد. اما معنای خلق شده یا کشف شده آنی نیست که به چنگ آید، آنقدر حقیر نیست که در قالب تنگ "ماده" و "اکنون" بگنجد. اصلا آن معنا از همان زمان که خلق و کشف شده، آمده بود که اکنون را و اینجا را به چالش بکشد و انکارش بکند. از طرف دیگر "اکنون" و"مادهیکنونی" واقعیتهای انکارناپذیرند که دربودن خود اصرار می ورزند. "معنا" به شدن فرامیخواند و آنها دربودن سرسختی میکنند.
🔴 رنج انسان دقیقا از همین جا آغاز میشود که خود را از یک طرف در تعینی مادی از اکنون می یابد و از طرف دیگر ذهنی دارد که خالق وکاشف معناست. ذهنی که رویا پردازست و از اکنون فراتر میرود. این رنج کمی نیست. همانست که تاریخ بشر را ساخته است.
🔴 فاصله میان معنای خلق یا کشف شده با اکنون و اینجا فاصله بعیدی است که باید پر شود، باید طی شود. اما چگونه؟ چگونه می توان از این فاصله عبور کرد؟ از یک طرف معنایی هست که در ظرف اکنون نمیگنجد، و از طرف دیگر اکنونی موجود است که گنجایش آن معنا را ندارد. چیست که می شود سقف اکنون را بشکافد و بر افق معنای تازه راه بگشاید؟ بضاعت ما در محدودیت و تنگنای اکنون چیست که بتوان به فراتر از اکنون راه گشود؟ اینجاست که نماد و نشانه و سمبل اهمیت پیدا می کند. امر نمادین همان میشود که میخواهد این فاصله را پرکند. نمادها از جنس همین ماده اکنونی اند که در اینجا یافت می شوند، اما نشان از معنایی دارند که اکنون نیست. نمادها معبر عبورند و راهنمای مسیر؛ عبور از بودن اکنونی به شدن آنچه باید باشد اما نیست.
🔴 قلمرو نشانهها و جهان نمادین یک قلمرو وسیع و جهانی فراخ است که از حروف و کلمات و اصوات و اشاره ها تا مناسک و آیین ها و ادیان را دربر میگیرند. اما شاید ملموس ترین بخش از جهان نمادین، ساختار زبانی باشد. در زبانشناسی"کنایه" یک فرایند زبانی است که به واسطه آن برای بیان یک مفهوم از واژه هایی استفاده میشود که خود بر مفهومی ثانوی دلالت دارد، یا استفاده از لفظی است که به جای معنای اصلی، معنایی نزدیک به آن داشته باشد.
🔴 ژاک لکان به خوبی به جایگاه نماد و نشانه در قلمروهای خودآگاهی و ناخودآگاهی روان و ارتباط بین این دو اشاره کرده است. درنظام لکانی، هر نشانه از سه عنصر دال و مدلول ومرجع تشکیل شده است. دال در قلمرو جهان نمادین تجلی می یابد و علامتی است که حامل معنا ست، اما مدلول در قلمرو جهان خیالی پدیدار شده و عنصری است که دال به آن ارجاع میشود و سرانجام مرجع، در جهان واقعی تعین یافته و به شکل عینی آشکار می شود.
🔴 لکان معتقد بود ضمیر ناخودآگاه نیز همانند زبان دارای ساختاری است که از روابط استعاری و کنایی استفاده میکند. شاید بتوان از این گزارهی لکان وام گرفت و آن را به روان ناخودآگاه جمعی بسط داد. از قبایل دوردست تاریخ بشری تا جماعت ها و ملت های کنونی انسان معاصر همواره معناهایی مشترک به مثابه حدیث آرزومندی و تمنای جمعی اقوام وجود داشته که آنها را به خود فرامیخوانده است. معناهایی که جهت و حرکت یک قوم یا یک ملت را مشخص میکرده. چنانکه آنها از بودنِ موجود به شدنِ مطلوب فرامیخوانده است. روان جمعی برای اینکه این حدیث آرزومندی قوم طی نسل ها به فراموشی سپرده نشود دست به کار برساخت نمادها و سمبل هایی میشود تا آنها را در مناسک و آیین های قوم جایگذاری کند. از این منظر ادیان و مذاهب مختلف حاوی مناسک و آیینهای نمادین و رمزگونهای هستند که به معنای غایی و مطلوب آنها اشاره دارند و هدایت میکنند.
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegraph
وقتی کرونا مضحکهی مناسک را عریان میکند
@iranfardamag 🔴 از زمان بروز همه گیری کرونا سبک سیاق معمول بشر دچار چالش شده و بسیاری را مجبور به ترک عادت های عادی و همه روزه نموده است. از این عادت ها مناسک دینی هم هست. با نزدیک شدن به ایام محرم و صفر به رغم جدی بودن خطرات این بیماری همه گیر، عده ای…
ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند
سوختـــگان غمت با غم دل خرم ند
فؤاد کرمانی
کانال فرهیختگان ضمن عرض تسلیت به سوگواران در تاسوعا و عاشورای حسینی برای دوستان و عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین آرزوی سلامتی و عافیت میکند.
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ علیهم السلام
#فرهیختگان، در سوگ ماتم حسینی
سوختـــگان غمت با غم دل خرم ند
فؤاد کرمانی
کانال فرهیختگان ضمن عرض تسلیت به سوگواران در تاسوعا و عاشورای حسینی برای دوستان و عزاداران حضرت اباعبدالله الحسین آرزوی سلامتی و عافیت میکند.
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ علیهم السلام
#فرهیختگان، در سوگ ماتم حسینی
Tonight with Dr. Naraghi 28th of Aug 2020.pdf
282.3 KB
سخنرانی آرش نراقی امشب (۲۸ آگوست) ساعت ۹ شب به وقت هیوستن- تگزاس تحت عنوان «بازاندیشی آیین قربانی و مفهوم شهادت در جهان جدید»
#فرهیختگان صدای فرزانگان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
عاشورا را چگونه بفهمیم؟
نگریستن به عاشورا در سه افق
رخداد تلخی در سال 61 هجری؛ در نهم و دهم محرم، به وقوع پیوست. پیکاری که در آن خیل سپاهیان حاکم، بر گروهی اندک، آن هم بیساز و برگ جنگی فرود آمدند و در ستیز و پیکاری خشن، خونین و نابرابر دست به شقاوت بردند.
✅ واقعیت چه بوده و در آن روز چه اتفاقی افتاده است؟
تاریخ، روایتهای متعدد و متفاوتی از این جدال و رویارویی بیرحمانه گزارش کرده است. تحلیلگران فراوانی نیز این واقعه را دستاویز تفسیرها و تحلیلها نمودهاند. هر یک فراخور دیدگاه و پیش فرضهایی که داشتهاند، تابلویی از آن به تصویر کشیدهاند. اما فارغ از این که چه روی داده است، قدری بیندیشیم و تامل کنیم که چه مواجهه و برخوردی با این رخداد داشته و داریم و در کجای این روایت غمانگیز و دردناک ایستادهایم. عاشورا و آن واقعهی دردناک، اینک چه نسبتی با زندگی ما برقرار میکند؟ این رویداد حزین، چه نکته و یا نکتههایی دارد؟ و ما در مواجههی با آن، چه باید بکنیم؟ چه درس فراتاریخی و پیام فرافرهنگی دارد که پس از قرنها میتوانیم و باید در بارهاش تامل کنیم؟
عاشورا، یک پیام آشکار دارد.
ارزش زندگی به خوب زیستن آن است. و رکن و پایه اصلی خوب زیستن و شرط اصلی خوب زیستن آن است که آدمی بتواند در کمال آزادگی بزیید. خوب زیستن، در وقتی که حاکمیت و قدرت مستقر، آدمی را به تحقیر میکشاند، ممکن نیست. از این رو امام حسین، برای خوب زیستنآش، لاجرم باید در برابر تحقیر دستگاه حکومت، مقاومت میکرد. او زندگیاش را بر سر آن نهاد تا تحقیر نشود، ایستادگی کرد و گردن فراز و آزاده، مرگ را به زندگی تحقیرشده برگزید. برای حسین، آزادگی، فضیلت بی بدیل بود. او حتی از دشمنانش میخواست آزاده باشند.
آزاده بود و "آزاده"، در برابر تحقیر و زندگی حقیرانه و سرکوب شده، تاب تحمل ندارد.
▪️ زبان نهان و پیام پنهانش به همهی ما این است: زندگی تحقیر شده، ارزش زیستن ندارد.
امام حسین قیام نکرد. قصد جنگ و جدال هم نداشت. این را میشود از رفتارشان در همراهی خانواده و تعداد اندک همراهان فهمید. او مردی کارآزموده و جنگاور بود، میدانست قیام و جنگ، الزامات خودش را دارد. کسی که میخواهد وارد جنگ شود، به جای زنان و فرزندان، ساز و برگ نظامی تمهید میکند. از این رو نمیتوان عاشورا را قیام معرفی کرد. به ویژه آن جایی که امام حسین با پیشنهادهای متعدد به اردوگاه مقابلش، میخواهد از بروز جنگ جلوگیری کند. و البته آنان آمده بود تا با جنگ، کار را یکسره کنند.
✅ دست کم سه روایت و یا رویکرد نسبت به واقعهی کربلا را میتوان از یکدیگر تفکیک نمود. هر یک از روایتها تاملاتی در بارهی این رخداد غمانگیز ارائه دادهاند و از سه افق به آن نگریستهاند.
❗️1. رویکردِ ثواباندیشان
آخرت گرایی نام دیگری است که می توان بر ثواب اندیشان نهاد. این رویکرد و روایت به سمت رستگاری و رهیدن از آتش دوزخ جهتگیری میشود. پیروان این رویکرد، در آیین و مراسم عاشورا شرکت میکنند، عزاداری میکنند، اشک میریزند و زیارت عاشورا میخوانند و همه اینها را برای آن انجام میدهند که توشه و ثوابی برای پس از مرگشان انباشت نمایند.
رویکرد آخرتگرایانه، تماما رو به حیات پس از مرگ دارد و از این رو چندان دغدغهی تاثیر و اثر این واقعه بر حیات این جهانی ندارد. به طور کلی در طول تاریخ، این رویکرد در دو شکل فردگرا و آیینگرا، ظاهر شده است.
متن کامل در Instant View
✍️ علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نگریستن به عاشورا در سه افق
رخداد تلخی در سال 61 هجری؛ در نهم و دهم محرم، به وقوع پیوست. پیکاری که در آن خیل سپاهیان حاکم، بر گروهی اندک، آن هم بیساز و برگ جنگی فرود آمدند و در ستیز و پیکاری خشن، خونین و نابرابر دست به شقاوت بردند.
✅ واقعیت چه بوده و در آن روز چه اتفاقی افتاده است؟
تاریخ، روایتهای متعدد و متفاوتی از این جدال و رویارویی بیرحمانه گزارش کرده است. تحلیلگران فراوانی نیز این واقعه را دستاویز تفسیرها و تحلیلها نمودهاند. هر یک فراخور دیدگاه و پیش فرضهایی که داشتهاند، تابلویی از آن به تصویر کشیدهاند. اما فارغ از این که چه روی داده است، قدری بیندیشیم و تامل کنیم که چه مواجهه و برخوردی با این رخداد داشته و داریم و در کجای این روایت غمانگیز و دردناک ایستادهایم. عاشورا و آن واقعهی دردناک، اینک چه نسبتی با زندگی ما برقرار میکند؟ این رویداد حزین، چه نکته و یا نکتههایی دارد؟ و ما در مواجههی با آن، چه باید بکنیم؟ چه درس فراتاریخی و پیام فرافرهنگی دارد که پس از قرنها میتوانیم و باید در بارهاش تامل کنیم؟
عاشورا، یک پیام آشکار دارد.
ارزش زندگی به خوب زیستن آن است. و رکن و پایه اصلی خوب زیستن و شرط اصلی خوب زیستن آن است که آدمی بتواند در کمال آزادگی بزیید. خوب زیستن، در وقتی که حاکمیت و قدرت مستقر، آدمی را به تحقیر میکشاند، ممکن نیست. از این رو امام حسین، برای خوب زیستنآش، لاجرم باید در برابر تحقیر دستگاه حکومت، مقاومت میکرد. او زندگیاش را بر سر آن نهاد تا تحقیر نشود، ایستادگی کرد و گردن فراز و آزاده، مرگ را به زندگی تحقیرشده برگزید. برای حسین، آزادگی، فضیلت بی بدیل بود. او حتی از دشمنانش میخواست آزاده باشند.
آزاده بود و "آزاده"، در برابر تحقیر و زندگی حقیرانه و سرکوب شده، تاب تحمل ندارد.
▪️ زبان نهان و پیام پنهانش به همهی ما این است: زندگی تحقیر شده، ارزش زیستن ندارد.
امام حسین قیام نکرد. قصد جنگ و جدال هم نداشت. این را میشود از رفتارشان در همراهی خانواده و تعداد اندک همراهان فهمید. او مردی کارآزموده و جنگاور بود، میدانست قیام و جنگ، الزامات خودش را دارد. کسی که میخواهد وارد جنگ شود، به جای زنان و فرزندان، ساز و برگ نظامی تمهید میکند. از این رو نمیتوان عاشورا را قیام معرفی کرد. به ویژه آن جایی که امام حسین با پیشنهادهای متعدد به اردوگاه مقابلش، میخواهد از بروز جنگ جلوگیری کند. و البته آنان آمده بود تا با جنگ، کار را یکسره کنند.
✅ دست کم سه روایت و یا رویکرد نسبت به واقعهی کربلا را میتوان از یکدیگر تفکیک نمود. هر یک از روایتها تاملاتی در بارهی این رخداد غمانگیز ارائه دادهاند و از سه افق به آن نگریستهاند.
❗️1. رویکردِ ثواباندیشان
آخرت گرایی نام دیگری است که می توان بر ثواب اندیشان نهاد. این رویکرد و روایت به سمت رستگاری و رهیدن از آتش دوزخ جهتگیری میشود. پیروان این رویکرد، در آیین و مراسم عاشورا شرکت میکنند، عزاداری میکنند، اشک میریزند و زیارت عاشورا میخوانند و همه اینها را برای آن انجام میدهند که توشه و ثوابی برای پس از مرگشان انباشت نمایند.
رویکرد آخرتگرایانه، تماما رو به حیات پس از مرگ دارد و از این رو چندان دغدغهی تاثیر و اثر این واقعه بر حیات این جهانی ندارد. به طور کلی در طول تاریخ، این رویکرد در دو شکل فردگرا و آیینگرا، ظاهر شده است.
متن کامل در Instant View
✍️ علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۶/۰۸
#فرهیختگان صدای فرزانگان
Telegraph
عاشورا را چگونه بفهمیم؟
2❗️. رویکرد این جهانی کسانی بر واقعهی عاشورا و داستان کربلا عطف توجه میکنند، نه بخاطر ثواب، بلکه از آن رو که میخواهند در همین جهان و زندگی دنیاییشان از آن بهره ببرند. پیروان این رویکرد نیز بهرهمندی و دلمشغولیشان به داستان کربلا یکسان و مشابه نیست. این…
به یاد زینب و زنان اسیر در بندمان
فیروزه صابر -ایران فردا
🔴 زینب امشب در پس سالها آشنایی تاریخی با جسارت بی منتهایت در پاسداشت پیام برادر و حماسه حسین، می خواهم تورا نه در پس پرده قداست و عالم برتر و دست نیافتنی که در زمین خاکی هم چون انسانی با همه صفات و ویژگی هایش و هم چون زنی با همه ابعاد و زوایایش سخن گویم.
آری زینب، از دهه سوم خرداد ۹۰ قلبم و روانم با تو آشناتر و نزدیکتر شد. قرن هاست که نزد ملت مان تجسم صبر و مقاومتی، تجلی عشق و ایمانی.
🔴 هرگاه به مصیبتی می رسیم، یاد تو و نگر به مصائب نو از کم طاقتی ها و شکوههایمان نزد یار بیهمتا شرمگینمان می کند. با نام تو جرات جسارت در برابر ظلم و بیداد نمایان میشود.
🔴 اما زینب وقتی در عمق ماجرا ورود می کنیم به راستی بس فرصتها نیز داشتی. در آن سیاهی شب سنگین صحرا ،برادر خود خبر از وداع فردا را داد. در تنگنای وقت، مراقبت از یاران و فرزندان سفارش و سنگینی مسئولیت کاروان اسیران و پیام رسانی حماسه اش را در تاریخ بر تو سپرد. به آغوشت کشید و صبرت داد.
نمی دانم
خواهر و برادر بودید،
دوست وهمفکر بودید،
همسال و هم سو بودید،
هر چه بودید، سر در گریبان کردید و اشک ریختید و عهدتان را برای فردای وداع بستید. حسین آرامت کرد.وه چه فرصتی بود آن هنگام که همدیگر را بوئیدید و بوسیدید.
🔴 فردا روز نیز فرصت پیش رو داشتی. از شجاعتت یاری طلبیدی و فریادت را بر سر کاخ های ستمگر آنچنان زدی که هنوز در گوش تاریخ طنین افکن است. اما زینب، زینب شهیدان ما فر صتی برای این دیدار هانداشتند. فرصتی برای وداع و وصیت با همسر و فرزندان نداشتند. در غربت تنهایی محض با “رفیق رهگشا” جان از کف دادند.
🔴 زینب در تاریخ شنیده بودیم که مادرت زهرا آن هنگام که تو هنوز از مهر مادری سیراب نشده بودی در دل شب به دست علی به خاک سپرده شد.ما پس از قرن ها این صحنه را در خاکسپاری شبانه “هاله” در غربت لواسان به دیده نظاره کردیم.
🔴 زینب مصائب زنان ما را در این عصر بنگر!
🔴 بس هستند که در سوگ شهادت همسرانشان نشسته اندو بی آنکه بتوانند آزادانه سوگواری کنند و از چرایی رفتن آنان پرسش کنند.
🔴 بس هستند که همسرانشان در اسارتند و نمی توانند زبان به حق خواهی گشوده کنند.
🔴 و بس هستند که خود به جرم حق خواهی در اسارتند.زینب این زنان در جسارت و شجاعت و شرافت گونه ای از تواند. شرف و عزت را نه برای زنان که برای ملتی که دیوار ترس احاطه شان کرده به ارمغان آورده اند.
🔴 آری زینب اینک که مال اندوزان با بهانه ایام حسین و به یاد محرومین و گرسنگان و به کام سیران همیشه در نعمت، تصویر عاشورا را از حماسه صبر و مقاومت به اسراف و افراط در خوردن بدل ساخته اند، زنانی رعب شکن هستند که برای عزت و شرف ایران جوانی خود را در اسارت به سر می برند.و با همه حس تعلق به همسر و فرزند هم چنان بر عقیده خود استوارند و نمادی از تو را به جای گذاشتهاند.
🔴 یادت همیشه در تاریخ و یاد زنان اسیر در بندمان همیشه در نزد ملت باقی!
#فرهیختگان ندای آگاهی
فیروزه صابر -ایران فردا
🔴 زینب امشب در پس سالها آشنایی تاریخی با جسارت بی منتهایت در پاسداشت پیام برادر و حماسه حسین، می خواهم تورا نه در پس پرده قداست و عالم برتر و دست نیافتنی که در زمین خاکی هم چون انسانی با همه صفات و ویژگی هایش و هم چون زنی با همه ابعاد و زوایایش سخن گویم.
آری زینب، از دهه سوم خرداد ۹۰ قلبم و روانم با تو آشناتر و نزدیکتر شد. قرن هاست که نزد ملت مان تجسم صبر و مقاومتی، تجلی عشق و ایمانی.
🔴 هرگاه به مصیبتی می رسیم، یاد تو و نگر به مصائب نو از کم طاقتی ها و شکوههایمان نزد یار بیهمتا شرمگینمان می کند. با نام تو جرات جسارت در برابر ظلم و بیداد نمایان میشود.
🔴 اما زینب وقتی در عمق ماجرا ورود می کنیم به راستی بس فرصتها نیز داشتی. در آن سیاهی شب سنگین صحرا ،برادر خود خبر از وداع فردا را داد. در تنگنای وقت، مراقبت از یاران و فرزندان سفارش و سنگینی مسئولیت کاروان اسیران و پیام رسانی حماسه اش را در تاریخ بر تو سپرد. به آغوشت کشید و صبرت داد.
نمی دانم
خواهر و برادر بودید،
دوست وهمفکر بودید،
همسال و هم سو بودید،
هر چه بودید، سر در گریبان کردید و اشک ریختید و عهدتان را برای فردای وداع بستید. حسین آرامت کرد.وه چه فرصتی بود آن هنگام که همدیگر را بوئیدید و بوسیدید.
🔴 فردا روز نیز فرصت پیش رو داشتی. از شجاعتت یاری طلبیدی و فریادت را بر سر کاخ های ستمگر آنچنان زدی که هنوز در گوش تاریخ طنین افکن است. اما زینب، زینب شهیدان ما فر صتی برای این دیدار هانداشتند. فرصتی برای وداع و وصیت با همسر و فرزندان نداشتند. در غربت تنهایی محض با “رفیق رهگشا” جان از کف دادند.
🔴 زینب در تاریخ شنیده بودیم که مادرت زهرا آن هنگام که تو هنوز از مهر مادری سیراب نشده بودی در دل شب به دست علی به خاک سپرده شد.ما پس از قرن ها این صحنه را در خاکسپاری شبانه “هاله” در غربت لواسان به دیده نظاره کردیم.
🔴 زینب مصائب زنان ما را در این عصر بنگر!
🔴 بس هستند که در سوگ شهادت همسرانشان نشسته اندو بی آنکه بتوانند آزادانه سوگواری کنند و از چرایی رفتن آنان پرسش کنند.
🔴 بس هستند که همسرانشان در اسارتند و نمی توانند زبان به حق خواهی گشوده کنند.
🔴 و بس هستند که خود به جرم حق خواهی در اسارتند.زینب این زنان در جسارت و شجاعت و شرافت گونه ای از تواند. شرف و عزت را نه برای زنان که برای ملتی که دیوار ترس احاطه شان کرده به ارمغان آورده اند.
🔴 آری زینب اینک که مال اندوزان با بهانه ایام حسین و به یاد محرومین و گرسنگان و به کام سیران همیشه در نعمت، تصویر عاشورا را از حماسه صبر و مقاومت به اسراف و افراط در خوردن بدل ساخته اند، زنانی رعب شکن هستند که برای عزت و شرف ایران جوانی خود را در اسارت به سر می برند.و با همه حس تعلق به همسر و فرزند هم چنان بر عقیده خود استوارند و نمادی از تو را به جای گذاشتهاند.
🔴 یادت همیشه در تاریخ و یاد زنان اسیر در بندمان همیشه در نزد ملت باقی!
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup