حسین و ماهاتما و سِر توماس!
سالی پیش از این، واعظی بر منبرِ مجلسِ ختمِ آشنایی، نقلی از ماهاتما گاندی رهبر استقلال هند در بارۀ حسینبنعلی به میان آورد.
پس از مراسم، دوستی پیش آمد و با لبخندی کنایهآمیز به نقلِ واعظ اشاره کرد و پرسید؛ از خودش نساخته است؟
گفتم؛ کلام گاندی در بارۀ الهام گرفتنش از حسین، نقل مشهور و معروفی است، چطور مگر؟ با تردید نگاهم کرد و بعد شانهای بالا انداخت و رفت.
رفتار آن دوست سبب حیرتام شد عمدتاً از این جهت که به چه گاندی در چشم او بزرگتر از حسین آمده است!
بعد با خود اندیشیدم که تقصیر ندارد زیرا او احتمالاً شرح زندگی و مبارزات گاندی را از زبان و قلم روشنفکران شنیده و خوانده، حال آنکه شرح ماجرای حسین را یا از منبریهای قشری و مداحان کمدانش و جماعاتی اهل غلّو و خرافه آموخته و یا آنکه از برخی اسلامستیزان متعصبی تأثیر پذیرفته است که برای داوری در بارۀ تاریخ و فرهنگ این بخش از جهان، کمترین توانِ به کارگیری انصاف و بیطرفی را ندارند با هر آنچه بو و رنگی از فرهنگ و تاریخ اسلامی به خود گرفته است با نفرت و کینهای آشکار قضاوت میکنند حتی اگر پای مظلومترین شهید تاریخ بشر در میان باشد!
این بود که یاد مرحوم استاد مطهری افتادم. اگر مطهری از گور برمیخاست و میدید که آنچه فریاد او را از "تحریفات عاشورا" به گوش فلک رسانده بود، اینک در رسانهها و محافل رسمی جمهوری اسلامی با شور و حرارت تبلیغ و ترویج میشود، دوباره در دم جان به جان آفرین تسلیم میکرد!
باری حسین شخصیتی بینهایت بزرگ است و نمونهای برای او در تاریخ بشر نمیتوان یافت. در بارۀ چرایی کار او من هر چه بیشتر میاندیشم فقط بر حیرتام افزوده میشود! چطور ممکن است انسانی ساخته شده از گوشت و پوست و خون و عصب و استخوان، رد یک بیعت را به بهای خون خود و قتلعام و اسارت تمام فرزندان و خویشان و دوستان و خاندانش به گردن گیرد و در این تصمیم هراسانگیز، لحظهای خوف و تردید به خود راه ندهد؟ او چه درک و فهم روشنی از اصالت معنا و مفهوم این حیات و هستی در ذهن و دل خود داشته که پایبندی و تعهد به آن را به قیمت پرداخت چنان هزینۀ خارقالعادهای موجه دیده است؟
درک این موضوع به نظرم بی حد و اندازه دشوار است و از همین رو، تلاش برخی از متفکران معاصر برای توضیح کار حسین آنگونه که باید قرین اقناع نشده است. برای نمونه، نظریۀ زندهیاد آیتالله صالحی نجفآبادی در کتاب شهید جاوید مبنی بر حرکت ناموفق امام حسین برای تشکیل حکومت عدل، به رغم تمام وسواسها و ریزهکارهایهای استنادی آن، با بسیاری از دادههای تاریخی مطابقت ندارد. مرحوم آیتالله مطهری نیز که سه جلد کتاب "حماسۀ حسینی"اش حاوی بحثهای بسیار مفیدی است، نهضت حسین را عمدتاً در چارچوب اصل امر به معروف و نهی از منکر تبیین کرده است که بیش از اندازه کلی و عام است و پردهای از رازی نمیگشاید. نظریۀ شادروان دکتر علی شریعتی در کتاب "شهادت" هم که طبق آن حسین مرگ خود و خاندانش را آگاهانه برگزید تا دستگاه جور و ستم خلافت اموی را رسوا کند و پیامی به تاریخ برای قیام علیه ظلم دهد، گرچه بر اساس پارهای از دادههای تاریخی موجهتر و منطقیتر مینماید اما با پارهای دیگر از این دادهها سازگاری و همخوانی لازم را ندارد.
به واقع آنچه مرا تا اندازهای به فهم حرکت حسین رهنمون کرده است، مطالعۀ سرنوشت سِر توماس مور صدراعظم هِنری هشتم پادشاه انگلستان در قرن 16 میلادی است. سر توماس که اصولاً مردی منعطف و بذلهگو و آرام بود، در مقابل پذیرش ریاست هنری بر کلیسای انگستان، چنان مقاومت و سرسختی غیر قابل انتظار و باوری از خود نشان داد که به قیمت جدا شدن سر از تناش هم حاضر به کمترین نرمش و انعطافی در این زمینه نشد.
داستان زندگی توماس مور به ما میآموزد که در زندگی خط قرمزهایی وجود دارد که به هیچوجه و بهایی نباید از آنها عبور کرد؛ خط قرمزهایی که به حفظ شرف و عزت انسانی مربوط میشود و به زندگی معنای اخلاقی عمیقی میبخشد. سر توماس خیلی تلاش کرد تا در معرض انتخاب بین فرمانبرداری یا نافرمانی از هنری هشتم قرار نگیرد، اما وقتی ناچار به انتخاب شد، از جان خود گذشت تا از خط قرمزِ "اصول یک زندگی شرافتمندانه" نگذشته باشد. امام حسین نیز بسیار کوشید تا بین بیعت و عدم بیعت ناگزیر به انتخاب نشود، اما وقتی حاکم کوفه او را بین ذلت بیعت و عزت عدم بیعت مجبور و مخیر به انتخاب کرد، او عزت و شرافتاش را نه فقط با قربانی کردن خود بلکه یا پذیرش تراژدی قتلعام و اسارت تمام فرزندان و اصحاب و خاندانش برای همیشه بر بلندای تاریخ بشریت ثبت کرد.
تا بعد از تعطیلات عاشورا بدرود!
احمدزیدآبادی
#فرهیختگان ندای آگاهی
سالی پیش از این، واعظی بر منبرِ مجلسِ ختمِ آشنایی، نقلی از ماهاتما گاندی رهبر استقلال هند در بارۀ حسینبنعلی به میان آورد.
پس از مراسم، دوستی پیش آمد و با لبخندی کنایهآمیز به نقلِ واعظ اشاره کرد و پرسید؛ از خودش نساخته است؟
گفتم؛ کلام گاندی در بارۀ الهام گرفتنش از حسین، نقل مشهور و معروفی است، چطور مگر؟ با تردید نگاهم کرد و بعد شانهای بالا انداخت و رفت.
رفتار آن دوست سبب حیرتام شد عمدتاً از این جهت که به چه گاندی در چشم او بزرگتر از حسین آمده است!
بعد با خود اندیشیدم که تقصیر ندارد زیرا او احتمالاً شرح زندگی و مبارزات گاندی را از زبان و قلم روشنفکران شنیده و خوانده، حال آنکه شرح ماجرای حسین را یا از منبریهای قشری و مداحان کمدانش و جماعاتی اهل غلّو و خرافه آموخته و یا آنکه از برخی اسلامستیزان متعصبی تأثیر پذیرفته است که برای داوری در بارۀ تاریخ و فرهنگ این بخش از جهان، کمترین توانِ به کارگیری انصاف و بیطرفی را ندارند با هر آنچه بو و رنگی از فرهنگ و تاریخ اسلامی به خود گرفته است با نفرت و کینهای آشکار قضاوت میکنند حتی اگر پای مظلومترین شهید تاریخ بشر در میان باشد!
این بود که یاد مرحوم استاد مطهری افتادم. اگر مطهری از گور برمیخاست و میدید که آنچه فریاد او را از "تحریفات عاشورا" به گوش فلک رسانده بود، اینک در رسانهها و محافل رسمی جمهوری اسلامی با شور و حرارت تبلیغ و ترویج میشود، دوباره در دم جان به جان آفرین تسلیم میکرد!
باری حسین شخصیتی بینهایت بزرگ است و نمونهای برای او در تاریخ بشر نمیتوان یافت. در بارۀ چرایی کار او من هر چه بیشتر میاندیشم فقط بر حیرتام افزوده میشود! چطور ممکن است انسانی ساخته شده از گوشت و پوست و خون و عصب و استخوان، رد یک بیعت را به بهای خون خود و قتلعام و اسارت تمام فرزندان و خویشان و دوستان و خاندانش به گردن گیرد و در این تصمیم هراسانگیز، لحظهای خوف و تردید به خود راه ندهد؟ او چه درک و فهم روشنی از اصالت معنا و مفهوم این حیات و هستی در ذهن و دل خود داشته که پایبندی و تعهد به آن را به قیمت پرداخت چنان هزینۀ خارقالعادهای موجه دیده است؟
درک این موضوع به نظرم بی حد و اندازه دشوار است و از همین رو، تلاش برخی از متفکران معاصر برای توضیح کار حسین آنگونه که باید قرین اقناع نشده است. برای نمونه، نظریۀ زندهیاد آیتالله صالحی نجفآبادی در کتاب شهید جاوید مبنی بر حرکت ناموفق امام حسین برای تشکیل حکومت عدل، به رغم تمام وسواسها و ریزهکارهایهای استنادی آن، با بسیاری از دادههای تاریخی مطابقت ندارد. مرحوم آیتالله مطهری نیز که سه جلد کتاب "حماسۀ حسینی"اش حاوی بحثهای بسیار مفیدی است، نهضت حسین را عمدتاً در چارچوب اصل امر به معروف و نهی از منکر تبیین کرده است که بیش از اندازه کلی و عام است و پردهای از رازی نمیگشاید. نظریۀ شادروان دکتر علی شریعتی در کتاب "شهادت" هم که طبق آن حسین مرگ خود و خاندانش را آگاهانه برگزید تا دستگاه جور و ستم خلافت اموی را رسوا کند و پیامی به تاریخ برای قیام علیه ظلم دهد، گرچه بر اساس پارهای از دادههای تاریخی موجهتر و منطقیتر مینماید اما با پارهای دیگر از این دادهها سازگاری و همخوانی لازم را ندارد.
به واقع آنچه مرا تا اندازهای به فهم حرکت حسین رهنمون کرده است، مطالعۀ سرنوشت سِر توماس مور صدراعظم هِنری هشتم پادشاه انگلستان در قرن 16 میلادی است. سر توماس که اصولاً مردی منعطف و بذلهگو و آرام بود، در مقابل پذیرش ریاست هنری بر کلیسای انگستان، چنان مقاومت و سرسختی غیر قابل انتظار و باوری از خود نشان داد که به قیمت جدا شدن سر از تناش هم حاضر به کمترین نرمش و انعطافی در این زمینه نشد.
داستان زندگی توماس مور به ما میآموزد که در زندگی خط قرمزهایی وجود دارد که به هیچوجه و بهایی نباید از آنها عبور کرد؛ خط قرمزهایی که به حفظ شرف و عزت انسانی مربوط میشود و به زندگی معنای اخلاقی عمیقی میبخشد. سر توماس خیلی تلاش کرد تا در معرض انتخاب بین فرمانبرداری یا نافرمانی از هنری هشتم قرار نگیرد، اما وقتی ناچار به انتخاب شد، از جان خود گذشت تا از خط قرمزِ "اصول یک زندگی شرافتمندانه" نگذشته باشد. امام حسین نیز بسیار کوشید تا بین بیعت و عدم بیعت ناگزیر به انتخاب نشود، اما وقتی حاکم کوفه او را بین ذلت بیعت و عزت عدم بیعت مجبور و مخیر به انتخاب کرد، او عزت و شرافتاش را نه فقط با قربانی کردن خود بلکه یا پذیرش تراژدی قتلعام و اسارت تمام فرزندان و اصحاب و خاندانش برای همیشه بر بلندای تاریخ بشریت ثبت کرد.
تا بعد از تعطیلات عاشورا بدرود!
احمدزیدآبادی
#فرهیختگان ندای آگاهی
🔻آنگاه که حیوانی راوی روز واقعه میشود
ابراهیم احمدیان
۹ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۶
✔️در روایت عاشورا اسبها نقش بازی میکنند و بخشی از حماسه را آنها بر عهده دارند.
اینجا، حیوانات انسانانگاری شدهاند و تنها یک حیوان نیستند بلکه گویی نوعی اراده به خیر و نیکی در آنها مشاهده میشود.
اسب یک حیوان است ولی گویی به صورت اختیاری حماسه میآفریند و مشتاقانه در جبهه حق میرزمد.
ماجرا برای شیعیان فقط این نیست که اسب عاشورا وفای حیوانات به صاحبشان را تداعی میکند بلکه خیلی چیزهای دیگر مثلاً نوعی مظلومیت و معصومیت را هم بازمینمایند و اسب در اینجا بخشی از پیام میل به نیکی و درستی یاران عاشورایی را نشان میدهد.
اسب در اینجا یک راوی است یک راوی ساکت ولی بلیغ. آن بیگناهیای که خصیصه همه حیوانات این کره خاکی است انگاری در عاشورا برجسته و صدچندان میشود و به یاری نقل معنای عاشورا میآید.
اسب امام حسین در تعزیهها و عزاداریها و نقاشیها و کارهای هنری از عاشورا حضوری پررنگ دارد. در نقاشیهای مذهبی و آیینی اسب امام حسین را سکوتی پرمعنا فرا گرفته است؛ اسب ایستاده در حالی که تیرهای فراوانی بر بدن دارد. نگاه اسب و چشمان درشت و نجیب او حکایتی درخور دارد و به بیننده القا میکند که ماجرا چیست و از چه قرار است.
سواری بر پشت اسب نیست. اسب دیگر آرام و قرار گرفته. این اسب بیسوار در واقع، در عین سکوت، با آن نگاه مظلومانه و معصومانه یک معنای عمیق و گسترده را بازمیگوید که شاید با حرف و لفظ بیان نشود.
اسب راوی بخشی از ماجرای عاشورا است که بدون وجود او بخشی مهم از حکایت عاشورا روایت نخواهد شد.
#فرهیختگان ندای آگاهی
ابراهیم احمدیان
۹ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۶
✔️در روایت عاشورا اسبها نقش بازی میکنند و بخشی از حماسه را آنها بر عهده دارند.
اینجا، حیوانات انسانانگاری شدهاند و تنها یک حیوان نیستند بلکه گویی نوعی اراده به خیر و نیکی در آنها مشاهده میشود.
اسب یک حیوان است ولی گویی به صورت اختیاری حماسه میآفریند و مشتاقانه در جبهه حق میرزمد.
ماجرا برای شیعیان فقط این نیست که اسب عاشورا وفای حیوانات به صاحبشان را تداعی میکند بلکه خیلی چیزهای دیگر مثلاً نوعی مظلومیت و معصومیت را هم بازمینمایند و اسب در اینجا بخشی از پیام میل به نیکی و درستی یاران عاشورایی را نشان میدهد.
اسب در اینجا یک راوی است یک راوی ساکت ولی بلیغ. آن بیگناهیای که خصیصه همه حیوانات این کره خاکی است انگاری در عاشورا برجسته و صدچندان میشود و به یاری نقل معنای عاشورا میآید.
اسب امام حسین در تعزیهها و عزاداریها و نقاشیها و کارهای هنری از عاشورا حضوری پررنگ دارد. در نقاشیهای مذهبی و آیینی اسب امام حسین را سکوتی پرمعنا فرا گرفته است؛ اسب ایستاده در حالی که تیرهای فراوانی بر بدن دارد. نگاه اسب و چشمان درشت و نجیب او حکایتی درخور دارد و به بیننده القا میکند که ماجرا چیست و از چه قرار است.
سواری بر پشت اسب نیست. اسب دیگر آرام و قرار گرفته. این اسب بیسوار در واقع، در عین سکوت، با آن نگاه مظلومانه و معصومانه یک معنای عمیق و گسترده را بازمیگوید که شاید با حرف و لفظ بیان نشود.
اسب راوی بخشی از ماجرای عاشورا است که بدون وجود او بخشی مهم از حکایت عاشورا روایت نخواهد شد.
#فرهیختگان ندای آگاهی
دینآنلاین
آنگاه که حیوانی راوی روز واقعه میشود | دینآنلاین
در روایت عاشورا اسبها نقش بازی میکنند و بخشی از حماسه را آنها بر عهده دارند.
آیتی بهتر از این میخواهید؟
سروش دباغ
✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفهها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفهها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول میتوانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، میتوان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالتشناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابلتحویل به وحدت اقامه کرد و از «دینها» و «عرفانها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کردهام. همچنین، انواع ایمانورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفتاندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کردهام.
در دهههای اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین بهمثابه متن سخن میگوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.
#فرهیختگان ندای آگاهی
سروش دباغ
✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفهها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفهها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول میتوانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، میتوان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالتشناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابلتحویل به وحدت اقامه کرد و از «دینها» و «عرفانها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کردهام. همچنین، انواع ایمانورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفتاندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کردهام.
در دهههای اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین بهمثابه متن سخن میگوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.
#فرهیختگان ندای آگاهی
دینآنلاین
آیتی بهتر از این میخواهید؟
مراد از نگارش این جستار، ایضاح مفهومی درباره چندوچون دینورزی و نحوههای زیست دینی در روزگار کنونی و سعه بخشیدن به دایره مصادیقِ اسلام ایرانی بوده است. درعینحال، اگر این روایت موجه انگاشته شود، میتوان دایره دینورزی را بسی فراختر انگاشت و آن را به متشرّع…
مغالطهی «خلط انگیزه و انگیخته» در نقد مخالفان قرارداد با چین
ع.ایماگر
◼️هرگاه به جای پرداختن به محتوای یک عقیده و سنجش دلایلی که برای آن ارائه شده به خاستگاه روانی، ایدئولوژیک، طبقاتی یا انگیزههای آگاهانه یا ناآگاهانهی گوینده بپردازیم، مرتکب مغالطهی خلط انگیزه و انگیخته (argumentum ad hominem) شدهایم. گزاف نیست که این مغالطه را پربسامدترین مغالطه و یکی از ویرانگرترین مغالطهها در تخریب فضای گفتگو و تفاهم جمعی برشمریم.
مثال یکم: منتقدان فلسفهی اسلامی مانند محمّدرضا حکیمی نیّت سوء مأمون در ایجاد بیت الحکمه و ترجمهی آثار یونانی را برای تراشیدن رقیبی در برابر مکتب تشیّع، یکی از دلایل خود برای ردّ و نفی فلسفهی اسلامی قرار دادهاند.
اوّلاً این روایت از لحاظ تاریخی مورد اطمینان نیست. (نگاه کنید به مدخل «بیتالحکمه» دائرهالمعارف بزرگ اسلامی)
ثانیاً به فرض که اینگونه باشد، ربطی به درستی یا نادرستی این فلسفه ندارد. نقد این فلسفه و هر تفکّر یا عقیدهای از راه بررسی محتوای آن است نه بررسی نیّت مروّجان آن.
مثال دوم: رهبرنظام: با گفتگو با امریکا مخالفم چون ترامپ دنبال استفادهی شخصی از مذاکره است.
مگر ممکن است سیاستمداری به دنبال استفادهی شخصی نباشد؟ نکته اینجاست که آیا مذاکره نفعی برای طرف ایرانی دارد یا نه؟ در گذشته که کسانی جز ترامپ هم بر سر کار بودند نیز رهبر نظام مخالف همیشگی مذاکره بود. (برای شرح، توضیح و مثالهای بیشتر نگاه کنید به اینجا)
«انگیزهیابی منتقدان قرارداد طولانیمدّت با چین به جای بررسی سخنان آنها»
سعید لیلاز دربارهی منتقدان قرارداد با چین میگوید: «به نظر من بسیاری از این افراد استدلال خاصّی ندارند جز اینکه پردههای مخالفت ایدئولوژیک با آیتالله خامنهای و حکومت باعث شده واقعیّت موجود را نبینند.»
لیلاز در گفتگوی خود استدلال ساده و خوبی دارد در نفع برقراری رابطهی اقتصادی با همهی کشورها که همه آن را قبول دارند. در ضمن اشارهای هم به رابطهی امپریالیستی امریکا با ایران دارد که خواهناخواه تکرار سخنان «نظام» است که باید در جای خود نقد شود. کشورهای زیادی هستند در منطقهی ما (مانند ترکیه) که در عین داشتن رابطه با امریکا، مخالف بسیاری از سیاستهای منطقهای این کشورند و به منافع خود در این رابطه میاندیشند.
نکته اینجاست که لیلاز ابداً به نقد سخنان منتقدان قرارداد طولانی با چین نمیپردازد.../زیتون
#فرهیختگان ندای آگاهی
ع.ایماگر
◼️هرگاه به جای پرداختن به محتوای یک عقیده و سنجش دلایلی که برای آن ارائه شده به خاستگاه روانی، ایدئولوژیک، طبقاتی یا انگیزههای آگاهانه یا ناآگاهانهی گوینده بپردازیم، مرتکب مغالطهی خلط انگیزه و انگیخته (argumentum ad hominem) شدهایم. گزاف نیست که این مغالطه را پربسامدترین مغالطه و یکی از ویرانگرترین مغالطهها در تخریب فضای گفتگو و تفاهم جمعی برشمریم.
مثال یکم: منتقدان فلسفهی اسلامی مانند محمّدرضا حکیمی نیّت سوء مأمون در ایجاد بیت الحکمه و ترجمهی آثار یونانی را برای تراشیدن رقیبی در برابر مکتب تشیّع، یکی از دلایل خود برای ردّ و نفی فلسفهی اسلامی قرار دادهاند.
اوّلاً این روایت از لحاظ تاریخی مورد اطمینان نیست. (نگاه کنید به مدخل «بیتالحکمه» دائرهالمعارف بزرگ اسلامی)
ثانیاً به فرض که اینگونه باشد، ربطی به درستی یا نادرستی این فلسفه ندارد. نقد این فلسفه و هر تفکّر یا عقیدهای از راه بررسی محتوای آن است نه بررسی نیّت مروّجان آن.
مثال دوم: رهبرنظام: با گفتگو با امریکا مخالفم چون ترامپ دنبال استفادهی شخصی از مذاکره است.
مگر ممکن است سیاستمداری به دنبال استفادهی شخصی نباشد؟ نکته اینجاست که آیا مذاکره نفعی برای طرف ایرانی دارد یا نه؟ در گذشته که کسانی جز ترامپ هم بر سر کار بودند نیز رهبر نظام مخالف همیشگی مذاکره بود. (برای شرح، توضیح و مثالهای بیشتر نگاه کنید به اینجا)
«انگیزهیابی منتقدان قرارداد طولانیمدّت با چین به جای بررسی سخنان آنها»
سعید لیلاز دربارهی منتقدان قرارداد با چین میگوید: «به نظر من بسیاری از این افراد استدلال خاصّی ندارند جز اینکه پردههای مخالفت ایدئولوژیک با آیتالله خامنهای و حکومت باعث شده واقعیّت موجود را نبینند.»
لیلاز در گفتگوی خود استدلال ساده و خوبی دارد در نفع برقراری رابطهی اقتصادی با همهی کشورها که همه آن را قبول دارند. در ضمن اشارهای هم به رابطهی امپریالیستی امریکا با ایران دارد که خواهناخواه تکرار سخنان «نظام» است که باید در جای خود نقد شود. کشورهای زیادی هستند در منطقهی ما (مانند ترکیه) که در عین داشتن رابطه با امریکا، مخالف بسیاری از سیاستهای منطقهای این کشورند و به منافع خود در این رابطه میاندیشند.
نکته اینجاست که لیلاز ابداً به نقد سخنان منتقدان قرارداد طولانی با چین نمیپردازد.../زیتون
#فرهیختگان ندای آگاهی
سایت خبری تحلیلی زیتون
مغالطهی «خلط انگیزه و انگیخته» در نقد مخالفان قرارداد با چین | سایت خبری تحلیلی زیتون
هرگاه به جای پرداختن به محتوای یک عقیده و سنجش دلایلی که برای آن ارائه شده به خاستگاه روانی، ایدئولوژیک، طبقاتی یا انگیزههای آگاهانه یا ناآگاهانهی گوینده بپردازیم، مرتکب مغالطهی خلط انگیزه و انگیخته (argumentum ad hominem) شدهایم. گزاف نیست که این…
قورمه را به گوشت کنند!
در توجیه و تعلیل شیوع گستردۀ فساد اقتصادی و آلودگی شماری از مدیران و متنفذان سیاسی به آن، معمولاً بحث ذات و عرَضِ نظام سیاسی به میان میآید.
به نظرم بحث ذات و عرض در این مورد، نه ره به جایی میبرد و نه مشکلی از امر فساد میگشاید.
دامنه و عمق فساد در یک کشور، از طریق مقایسۀ سطح و میزان آن با سایر کشورها تعیین میشود. اگر کشوری به هر دلیلی در بالای جدول فساد قرار گیرد، کارش زار است حالا میخواهد این فساد به ذاتش مربوط باشد یا به عرضاش!
به قول مرحوم عبید نزاع بر سر اینکه قورمه را به قاف کنند یا غین عبث است زیرا قورمه را به گوشت کنند!
احمد زیدآبادی
#فرهیختگان ندای آگاهی
در توجیه و تعلیل شیوع گستردۀ فساد اقتصادی و آلودگی شماری از مدیران و متنفذان سیاسی به آن، معمولاً بحث ذات و عرَضِ نظام سیاسی به میان میآید.
به نظرم بحث ذات و عرض در این مورد، نه ره به جایی میبرد و نه مشکلی از امر فساد میگشاید.
دامنه و عمق فساد در یک کشور، از طریق مقایسۀ سطح و میزان آن با سایر کشورها تعیین میشود. اگر کشوری به هر دلیلی در بالای جدول فساد قرار گیرد، کارش زار است حالا میخواهد این فساد به ذاتش مربوط باشد یا به عرضاش!
به قول مرحوم عبید نزاع بر سر اینکه قورمه را به قاف کنند یا غین عبث است زیرا قورمه را به گوشت کنند!
احمد زیدآبادی
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
آسیب شناسی عزاداری های عاشورایی- با تاکید بر نمود و ظاهر مراسم
✅ برخی عزاداری های ماه محرم در جهتی گسترش پیدا کرده اند که منجر به فروپاشی مرز بین جشن و عزا شده اند. گاهی بسیار می گردید تا نشانی از عزا پیدا کنید اما نمی توانید. ریتم آن چه تحت عنوان نوحه خوانده می شود فرقی با ریتم آهنگی در مراسم عروسی برای رقص ندارد بلکه گاه بهتر می توان همراه با نوحه ها حرکات موزون انجام داد. سینه زدن را اگر مشاهده نکنید صدایش بسیار شبیه دست زدن در مراسم عروسی ست( هیچ کدام در جای خود اشکالی ندارد بلکه منظور آسیب شناسی ست) . موتیف تکرار شونده، موهن و هیجان بخشی که فقط جنبه اشاعه یا سرایت نوعی احساسات لحظه ای را در میان جمعیت دارد که متناسب با عزاداری برای هیچ کس و مخصوصا سید الشهدا نیست، بسیار شنیده می شود : "سین سین سین سین" که با شدت های مختلف و به انواع گوناگون، گاه از ته حلق و گاه با تکیه بر نوک زبان ادا می شود و منظور از آن همان نام" حسین" است اما شبیه انواع مشخصی از سبک های موسیقی با ریتم تند نیز می باشد. به لباس سیاه هم نمی توانید اتکا کنید زیرا در مراسم عروسی هم لباس هایی تیره و حتی مشکی می پوشند( باز هم منظور عیب جویی و ایراد گیری از هیچ کدام نیست) . می ماند محتوای اشعاری که خوانده می شود. متاسفانه در میان آن ها اشعاری سطحی، مادی پرستانه و ظاهر بین، دور از واقعه کربلا وجود دارد که متناسب با مد های ( fashion) عاشورایی ست ( اشاره به آرایش های غلیظ و چیدمان صحنه و خودروها و لباس های اعیانی مشکی و حتی فیگورهای خاص جهت قرار گرفتن جلوی دوربین و تبلیغات ( بله امام حسین متعلق به همه هست، منظور اشاره به تناسب این نوع مد با محتوای مصنوعی ظاهرپرستانه و مادی گرایانه عاشورا ست. مثلا همان طور که شنیده اید بسیار از چهره قمر بنی هاشم تعریف می کنند و.....) .
✅در برخی از این عزاداری ها که در مقیاس وسیع تری انجام می شود و از رسانه ها نیز پخش می گردد، شاهد حرکات موزون بدنی نوحه خوان یا مداح و نیز مخاطبین و عزاداران هستیم. حاج X در هنگام مداحی آن چنان بدن و دست های خود را به بالا و پایین و چپ و راست تکان می دهد و گاه حرکات چرخشی می نماید که باورش سخت است او در حال عزاداری ست. بیشتر به جشن و سرور شباهت دارد.
این مطلب تنها به گوشه ای از آسیب های شکلی و ظاهری مراسم عزاداری در ماه های محرم و صفر اشاره کرده است. سخن در این باب مفصل است و مجال دیگری می طلبد. گاه دلتنگ نوحه های ساده و حزن انگیز قدیم می شوی. لازم به ذکر است که همان طور که بیان شد تمامی عزاداری ها مصداق مطالب گفته شده در این یادداشت نمی باشد.
امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
✅ برخی عزاداری های ماه محرم در جهتی گسترش پیدا کرده اند که منجر به فروپاشی مرز بین جشن و عزا شده اند. گاهی بسیار می گردید تا نشانی از عزا پیدا کنید اما نمی توانید. ریتم آن چه تحت عنوان نوحه خوانده می شود فرقی با ریتم آهنگی در مراسم عروسی برای رقص ندارد بلکه گاه بهتر می توان همراه با نوحه ها حرکات موزون انجام داد. سینه زدن را اگر مشاهده نکنید صدایش بسیار شبیه دست زدن در مراسم عروسی ست( هیچ کدام در جای خود اشکالی ندارد بلکه منظور آسیب شناسی ست) . موتیف تکرار شونده، موهن و هیجان بخشی که فقط جنبه اشاعه یا سرایت نوعی احساسات لحظه ای را در میان جمعیت دارد که متناسب با عزاداری برای هیچ کس و مخصوصا سید الشهدا نیست، بسیار شنیده می شود : "سین سین سین سین" که با شدت های مختلف و به انواع گوناگون، گاه از ته حلق و گاه با تکیه بر نوک زبان ادا می شود و منظور از آن همان نام" حسین" است اما شبیه انواع مشخصی از سبک های موسیقی با ریتم تند نیز می باشد. به لباس سیاه هم نمی توانید اتکا کنید زیرا در مراسم عروسی هم لباس هایی تیره و حتی مشکی می پوشند( باز هم منظور عیب جویی و ایراد گیری از هیچ کدام نیست) . می ماند محتوای اشعاری که خوانده می شود. متاسفانه در میان آن ها اشعاری سطحی، مادی پرستانه و ظاهر بین، دور از واقعه کربلا وجود دارد که متناسب با مد های ( fashion) عاشورایی ست ( اشاره به آرایش های غلیظ و چیدمان صحنه و خودروها و لباس های اعیانی مشکی و حتی فیگورهای خاص جهت قرار گرفتن جلوی دوربین و تبلیغات ( بله امام حسین متعلق به همه هست، منظور اشاره به تناسب این نوع مد با محتوای مصنوعی ظاهرپرستانه و مادی گرایانه عاشورا ست. مثلا همان طور که شنیده اید بسیار از چهره قمر بنی هاشم تعریف می کنند و.....) .
✅در برخی از این عزاداری ها که در مقیاس وسیع تری انجام می شود و از رسانه ها نیز پخش می گردد، شاهد حرکات موزون بدنی نوحه خوان یا مداح و نیز مخاطبین و عزاداران هستیم. حاج X در هنگام مداحی آن چنان بدن و دست های خود را به بالا و پایین و چپ و راست تکان می دهد و گاه حرکات چرخشی می نماید که باورش سخت است او در حال عزاداری ست. بیشتر به جشن و سرور شباهت دارد.
این مطلب تنها به گوشه ای از آسیب های شکلی و ظاهری مراسم عزاداری در ماه های محرم و صفر اشاره کرده است. سخن در این باب مفصل است و مجال دیگری می طلبد. گاه دلتنگ نوحه های ساده و حزن انگیز قدیم می شوی. لازم به ذکر است که همان طور که بیان شد تمامی عزاداری ها مصداق مطالب گفته شده در این یادداشت نمی باشد.
امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
🔶درآمدی بر سازوکار مالی حوزههای علمیه
پن:
تامل در سازوکار مالی حوزههای علمیه، از جمله مهمترین مسایلی است که نسل امروز ایران به آن حساس است. تولیت و اداره کشور ازسوی علما و دراختیار گرفتن منابع ملی، استقلال سنتی حوزهها را با چالش مواجه کرده و قابلیت روحانیت در نمایندگی اسلام اخلاقی را زیر سوال برده است.
#فرهیختگان طرح این مباحث را به فال نیک میگیرد هرچند که زمان چاره جویی آن بسیار دیر شده است.
پن:
تامل در سازوکار مالی حوزههای علمیه، از جمله مهمترین مسایلی است که نسل امروز ایران به آن حساس است. تولیت و اداره کشور ازسوی علما و دراختیار گرفتن منابع ملی، استقلال سنتی حوزهها را با چالش مواجه کرده و قابلیت روحانیت در نمایندگی اسلام اخلاقی را زیر سوال برده است.
#فرهیختگان طرح این مباحث را به فال نیک میگیرد هرچند که زمان چاره جویی آن بسیار دیر شده است.
شبکه اجتهاد
درآمدی بر تأمین مالی حوزههای علمیه/ حوزه نه دولتی باید باشد و نه بازاری!/ علی نعمتی - شبکه اجتهاد
حضرت امام راحل رضوان الله علیه هم حدود هشتاد سال پیش در کشف الاسرار این را از منظر مشابهی فرمودهاند که چنانچه روحانی بخواهد کارش را درست انجام دهد فقیه بشود یا حتی مبلغ و ... فرصت نمیکند به کار دیگری بپردازد؛ برای آماده شدن برای این تخصصها باید سالها وقت…
✅ در جوامعی که اهل گفتگو هستند، دشمنی های نابجا وجود ندارد.
در دوره ی مصدق و کاشانی(فارغ از برحق بودن یا نبودن هر یک)، نیروی اجتماعی عظیمی طی دو دهه از بین رفت. چرا که مریدان هر طرف، تمام سخنان رهبر خویش را درست، و سخنان طرف مقابل را تماماً نادرست می دانستند. در صورتی که اگر این دو طیف اهل گفتگو بودند، وفاق و همزیستی اجتماعی در شرایط بهتری قرار می گرفت. اگر دو طرف این مناقشه، با یکدیگر گفتگو می کردند، مریدان هر طیف نیز نسبت به طرف مقابل موضع نرم تری اتخاذ می کردند و در مجموع شرایط بسیار مطلوب تری ایجاد می شد.
در صد سال اخیر، منازعات بسیاری در کشور ما رخ داده است که فقدان گفتگو، عامل آن ها بوده است.
مصطفی ملکیان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
در دوره ی مصدق و کاشانی(فارغ از برحق بودن یا نبودن هر یک)، نیروی اجتماعی عظیمی طی دو دهه از بین رفت. چرا که مریدان هر طرف، تمام سخنان رهبر خویش را درست، و سخنان طرف مقابل را تماماً نادرست می دانستند. در صورتی که اگر این دو طیف اهل گفتگو بودند، وفاق و همزیستی اجتماعی در شرایط بهتری قرار می گرفت. اگر دو طرف این مناقشه، با یکدیگر گفتگو می کردند، مریدان هر طیف نیز نسبت به طرف مقابل موضع نرم تری اتخاذ می کردند و در مجموع شرایط بسیار مطلوب تری ایجاد می شد.
در صد سال اخیر، منازعات بسیاری در کشور ما رخ داده است که فقدان گفتگو، عامل آن ها بوده است.
مصطفی ملکیان
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آیا تاریخ مایه ی عبرت است؟
حمیدرضا عابدیان
♦️یازدهم آبان ۱۳۵۶ ، ۵۸ نفر از نویسندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی که در میان آن ها اسامی نام آشنایی همچون فریدون آدمیت، مهدی بازرگان، کریم سنجابی، یدالله سحابی، حسین شاه حسینی، علی اصغر صدر حاج سیدجوادی، احمد صدر، عبدالعلی بازرگان، کاظم سامی، محمدبسته نگار، حبیب الله پیمان، نورعلی تابنده، محمد توسلی، هاشم صباغیان، محمدمهدی جعفری، عبدالکریم لاهیجی، مقدم مراغه ای، غلامحسین ساعدی، سیمین دانشور، اسلام کاظمیه و ....به چشم می خورد، اقدام به انتشار بیانیه ای کردند که طی آن، در صدر خواست های دموکراتیک طرح شده، از حاکمیت خواسته می شد تا جهت احیای حاکمیت مردم، "اجرای تجزیه ناپذیر اصول قانون اساسی ایران" را در دستور کار خود قرار دهد.
♦️این نامه که البته در زمان خود نامه ای شجاعانه محسوب می شد، بلافاصله مورد نقد یکی از گروههای اپوزیسیون قرار گرفت.اتحادیه ی کمونیست های ایران، در مقاله ای با عنوان "قانون اساسی و مبارره ی مردم در راه دموکراسی" در ارگان این اتحادیه - روزنامه حقیقت - آن را عملی شجاعانه از سوی روشنفکران آزادی خواه بورژوازی و عناصر قدیمی جناح های لیبرال و اصلاح طلب نهضت های گذشته دانست که "دوباره پا به میدان مبارره گذارده، در برابر استبداد و عاملان جنایت و خیانت های ۲۴ سال گذشته، قد راست کرده اند."
♦️اتحادیه اما از اینکه این برنامه ی مبارزاتی، برنامه ای اصلاح طلبانه، مسالمت آمیز و قانونی بود که در کادر قانون اساسی مشروطه ارائه می شد،گله مند بود زیرا انقلاب مشروطه را انقلابی ناتمام می دانست که علیرغم شناسایی برخی حقوق دموکراتیک برای مردم، نتوانسته بود به حاکمیت آنها بیانجامد : "قانون اساسی ایران دارای دو مضمون متناقض دموکراتیک و ضد دموکراتیک در کنار هم است که هر یک دیگری را محدود می کند و از این رو مردم ایران نمیتوانند خواهان اجرای تجزیه ناپذیر آن شوند بالعکس باید این قانون تجزیه شود و این دو مضمون به طور آشکاری در برابر هم قرار گیرند."
♦️با گذشت بیش از سی سال از بیانیه ی ۵۸ نفره و در آخرین سالهای دهه ی هشتاد، یک بار دیگر شعار "اجرای بی تنازل قانون اساسی" که بیانی دیگر از اجرای تجزیه ناپذیر قانون اساسی ایران در آن سال ها بود، شنیده شد و البته با همان نقدهایی مواجه گردید که اتحادیه ی کمونیست ها آن روز روی میز گذاشته بودند، هرچند با عبارات و ادبیاتی دیگر. در آن روزگار اتحادیه با اطمینان وعده می داد که تحقق حاکمیت مردم "نه با مطالبه ی اجرای قانون اساسی از این حکومت بلکه با جارو کردن این حکومت امکان پذیر است." با انقلاب ۵۷ حکومت جارو شد اما حاکمیت مردم محقق نشد! امروز دوباره جریاناتی از اپوزیسیون چنین می گویند.
آیا ما کماکان روی نقطه ی صفر ایستاده ایم؟
#فرهیختگان ندای آگاهی
حمیدرضا عابدیان
♦️یازدهم آبان ۱۳۵۶ ، ۵۸ نفر از نویسندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی که در میان آن ها اسامی نام آشنایی همچون فریدون آدمیت، مهدی بازرگان، کریم سنجابی، یدالله سحابی، حسین شاه حسینی، علی اصغر صدر حاج سیدجوادی، احمد صدر، عبدالعلی بازرگان، کاظم سامی، محمدبسته نگار، حبیب الله پیمان، نورعلی تابنده، محمد توسلی، هاشم صباغیان، محمدمهدی جعفری، عبدالکریم لاهیجی، مقدم مراغه ای، غلامحسین ساعدی، سیمین دانشور، اسلام کاظمیه و ....به چشم می خورد، اقدام به انتشار بیانیه ای کردند که طی آن، در صدر خواست های دموکراتیک طرح شده، از حاکمیت خواسته می شد تا جهت احیای حاکمیت مردم، "اجرای تجزیه ناپذیر اصول قانون اساسی ایران" را در دستور کار خود قرار دهد.
♦️این نامه که البته در زمان خود نامه ای شجاعانه محسوب می شد، بلافاصله مورد نقد یکی از گروههای اپوزیسیون قرار گرفت.اتحادیه ی کمونیست های ایران، در مقاله ای با عنوان "قانون اساسی و مبارره ی مردم در راه دموکراسی" در ارگان این اتحادیه - روزنامه حقیقت - آن را عملی شجاعانه از سوی روشنفکران آزادی خواه بورژوازی و عناصر قدیمی جناح های لیبرال و اصلاح طلب نهضت های گذشته دانست که "دوباره پا به میدان مبارره گذارده، در برابر استبداد و عاملان جنایت و خیانت های ۲۴ سال گذشته، قد راست کرده اند."
♦️اتحادیه اما از اینکه این برنامه ی مبارزاتی، برنامه ای اصلاح طلبانه، مسالمت آمیز و قانونی بود که در کادر قانون اساسی مشروطه ارائه می شد،گله مند بود زیرا انقلاب مشروطه را انقلابی ناتمام می دانست که علیرغم شناسایی برخی حقوق دموکراتیک برای مردم، نتوانسته بود به حاکمیت آنها بیانجامد : "قانون اساسی ایران دارای دو مضمون متناقض دموکراتیک و ضد دموکراتیک در کنار هم است که هر یک دیگری را محدود می کند و از این رو مردم ایران نمیتوانند خواهان اجرای تجزیه ناپذیر آن شوند بالعکس باید این قانون تجزیه شود و این دو مضمون به طور آشکاری در برابر هم قرار گیرند."
♦️با گذشت بیش از سی سال از بیانیه ی ۵۸ نفره و در آخرین سالهای دهه ی هشتاد، یک بار دیگر شعار "اجرای بی تنازل قانون اساسی" که بیانی دیگر از اجرای تجزیه ناپذیر قانون اساسی ایران در آن سال ها بود، شنیده شد و البته با همان نقدهایی مواجه گردید که اتحادیه ی کمونیست ها آن روز روی میز گذاشته بودند، هرچند با عبارات و ادبیاتی دیگر. در آن روزگار اتحادیه با اطمینان وعده می داد که تحقق حاکمیت مردم "نه با مطالبه ی اجرای قانون اساسی از این حکومت بلکه با جارو کردن این حکومت امکان پذیر است." با انقلاب ۵۷ حکومت جارو شد اما حاکمیت مردم محقق نشد! امروز دوباره جریاناتی از اپوزیسیون چنین می گویند.
آیا ما کماکان روی نقطه ی صفر ایستاده ایم؟
#فرهیختگان ندای آگاهی
Telegraph
آیا تاریخ مایه ی عبرت است ؟ - ۲
یازدهم آبان ۱۳۵۶ ، ۵۸ نفر از نویسندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی که در میان آن ها اسامی نام آشنایی همچون فریدون آدمیت، مهدی بازرگان، کریم سنجابی، یدالله سحابی، حسین شاه حسینی، علی اصغر صدر حاج سیدجوادی، احمد صدر، عبدالعلی بازرگان، کاظم سامی، محمدبسته نگار،…
Audio
✔️ از چیستی به چرایی صلح
سخنرانی مصطفی ملکیان، موسسه رسم کودکی؛ مرداد ۹۹ ، کتابخانه ملی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
سخنرانی مصطفی ملکیان، موسسه رسم کودکی؛ مرداد ۹۹ ، کتابخانه ملی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔻 آیتی بهتر از این میخواهید؟
سروش دباغ
✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفهها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفهها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول میتوانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، میتوان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالتشناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابلتحویل به وحدت اقامه کرد و از «دینها» و «عرفانها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کردهام. همچنین، انواع ایمانورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفتاندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کردهام.
در دهههای اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین بهمثابه متن سخن میگوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.
#فرهیختگان ندای آگاهی
سروش دباغ
✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفهها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفهها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول میتوانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، میتوان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالتشناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابلتحویل به وحدت اقامه کرد و از «دینها» و «عرفانها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کردهام. همچنین، انواع ایمانورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفتاندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کردهام.
در دهههای اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین بهمثابه متن سخن میگوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.
#فرهیختگان ندای آگاهی
دینآنلاین
آیتی بهتر از این میخواهید؟
مراد از نگارش این جستار، ایضاح مفهومی درباره چندوچون دینورزی و نحوههای زیست دینی در روزگار کنونی و سعه بخشیدن به دایره مصادیقِ اسلام ایرانی بوده است. درعینحال، اگر این روایت موجه انگاشته شود، میتوان دایره دینورزی را بسی فراختر انگاشت و آن را به متشرّع…
حسین (ع) و زندگی ، همه جا و همه (94.07.24)وقت
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان |حسین ابن علی همه جا و همه وقت، 7 درس از زندگی امام حسین ع | سال 1394
#فرهیختگان ندای آگاهی
#فرهیختگان ندای آگاهی