فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
مغالطه‌ی «خلط انگیزه و انگیخته» در نقد مخالفان قرارداد با چین
ع.ایماگر


◼️هرگاه به جای پرداختن به محتوای یک عقیده و سنجش دلایلی که برای آن ارائه شده‌ به خاستگاه روانی، ‌ایدئولوژیک، طبقاتی یا انگیزه‌های آگاهانه یا ناآگاهانه‌ی گوینده بپردازیم، ‌مرتکب مغالطه‌ی خلط انگیزه و انگیخته (argumentum ad hominem) شده‌ایم. گزاف نیست که این مغالطه را پربسامدترین مغالطه و یکی از ویرانگرترین مغالطه‌ها در تخریب فضای گفتگو و تفاهم جمعی برشمریم.

مثال یکم
: منتقدان فلسفه‌ی اسلامی مانند محمّدرضا حکیمی نیّت سوء مأمون در ایجاد بیت الحکمه و ترجمه‌ی آثار یونانی را برای تراشیدن رقیبی در برابر مکتب تشیّع، یکی از دلایل خود برای ردّ و نفی فلسفه‌ی اسلامی قرار داده‌اند.
اوّلاً این روایت از لحاظ تاریخی مورد اطمینان نیست. (نگاه کنید به مدخل «بیت‌الحکمه» دائره‌المعارف بزرگ اسلامی)
ثانیاً به فرض که اینگونه باشد، ربطی به درستی یا نادرستی این فلسفه ندارد. نقد این فلسفه و هر تفکّر یا عقیده‌ای از راه بررسی محتوای آن است نه بررسی نیّت مروّجان آن.

مثال دوم: رهبرنظام: با گفتگو با امریکا مخالفم چون ترامپ دنبال استفاده‌ی شخصی از مذاکره است.
مگر ممکن است سیاستمداری به دنبال استفاده‌ی شخصی نباشد؟ نکته اینجاست که آیا مذاکره نفعی برای طرف ایرانی دارد یا نه؟ در گذشته که کسانی جز ترامپ هم بر سر کار بودند نیز رهبر نظام مخالف همیشگی مذاکره بود. (برای شرح، توضیح و مثال‌های بیشتر نگاه کنید به اینجا)

«انگیزه‌‌یابی منتقدان قرارداد طولانی‌مدّت با چین به جای بررسی سخنان آن‌ها»
سعید لیلاز درباره‌ی منتقدان قرارداد با چین می‌گوید: «به نظر من بسیاری از این افراد استدلال خاصّی ندارند جز اینکه پرده‌های مخالفت ایدئولوژیک با آیت‌الله خامنه‌ای و حکومت باعث شده واقعیّت موجود را نبینند.»
لیلاز در گفتگوی خود استدلال ساده‌ و خوبی دارد در نفع برقراری رابطه‌ی اقتصادی با همه‌ی کشورها که همه آن را قبول دارند. در ضمن اشاره‌ای هم به رابطه‌ی امپریالیستی امریکا با ایران دارد که خواه‌ناخواه تکرار سخنان «نظام» است که باید در جای خود نقد شود. کشورهای زیادی هستند در منطقه‌ی ما (مانند ترکیه) که در عین داشتن رابطه با امریکا،‌ مخالف بسیاری از سیاست‌های منطقه‌ای این کشورند و به منافع خود در این رابطه می‌اندیشند.
نکته اینجاست که لیلاز ابداً به نقد سخنان منتقدان قرارداد طولانی با چین نمی‌پردازد.../زیتون


#فرهیختگان ندای آگاهی
اینفوگرافیک پراکندگی جغرافیایی ایرانیان مقیم خارج از کشور
قورمه را به گوشت کنند!

در توجیه و تعلیل شیوع گستردۀ فساد اقتصادی و آلودگی شماری از مدیران و متنفذان سیاسی به آن، معمولاً بحث ذات و عرَضِ نظام سیاسی به میان می‌آید.
به نظرم بحث ذات و عرض در این مورد، نه ره به جایی می‌برد و نه مشکلی از امر فساد می‌گشاید.
دامنه و عمق فساد در یک کشور، از طریق مقایسۀ سطح و میزان آن با سایر کشورها تعیین می‌شود. اگر کشوری به هر دلیلی در بالای جدول فساد قرار گیرد، کارش زار است حالا می‌خواهد این فساد به ذاتش مربوط باشد یا به عرض‌اش!
به قول مرحوم عبید نزاع بر سر اینکه قورمه را به قاف کنند یا غین عبث است زیرا قورمه را به گوشت کنند!

احمد زیدآبادی




#فرهیختگان ندای آگاهی
آسیب شناسی عزاداری های عاشورایی- با تاکید بر نمود و ظاهر مراسم

✅ برخی عزاداری های ماه محرم در جهتی گسترش پیدا کرده اند که منجر به فروپاشی مرز بین جشن و عزا شده اند. گاهی بسیار می گردید تا نشانی از عزا پیدا کنید اما نمی توانید. ریتم آن چه تحت عنوان نوحه خوانده می شود فرقی با ریتم آهنگی در مراسم عروسی برای رقص ندارد بلکه گاه بهتر می توان همراه با نوحه ها حرکات موزون انجام داد. سینه زدن را اگر مشاهده نکنید صدایش بسیار شبیه دست زدن در مراسم عروسی ست( هیچ کدام در جای خود اشکالی ندارد بلکه منظور آسیب شناسی ست) . موتیف تکرار شونده، موهن و هیجان بخشی که فقط جنبه اشاعه یا سرایت نوعی احساسات لحظه ای را در میان جمعیت دارد که متناسب با عزاداری برای هیچ کس و مخصوصا سید الشهدا نیست، بسیار شنیده می شود : "سین سین سین سین" که با شدت های مختلف و به انواع گوناگون، گاه از ته حلق و گاه با تکیه بر نوک زبان ادا می شود و منظور از آن همان نام" حسین" است اما شبیه انواع مشخصی از سبک های موسیقی با ریتم تند نیز می باشد. به لباس سیاه هم نمی توانید اتکا کنید زیرا در مراسم عروسی هم لباس هایی تیره و حتی مشکی می پوشند( باز هم منظور عیب جویی و ایراد گیری از هیچ کدام نیست) . می ماند محتوای اشعاری که خوانده می شود. متاسفانه در میان آن ها اشعاری سطحی، مادی پرستانه و ظاهر بین، دور از واقعه کربلا وجود دارد که متناسب با مد های ( fashion) عاشورایی ست ( اشاره به آرایش های غلیظ و چیدمان صحنه و خودروها و لباس های اعیانی مشکی و حتی فیگورهای خاص جهت قرار گرفتن جلوی دوربین و تبلیغات ( بله امام حسین متعلق به همه هست، منظور اشاره به تناسب این نوع مد با محتوای مصنوعی ظاهرپرستانه و مادی گرایانه عاشورا ست. مثلا همان طور که شنیده اید بسیار از چهره قمر بنی هاشم تعریف می کنند و.....) .
✅در برخی از این عزاداری ها که در مقیاس وسیع تری انجام می شود و از رسانه ها نیز پخش می گردد، شاهد حرکات موزون بدنی نوحه خوان یا مداح و نیز مخاطبین و عزاداران هستیم. حاج X در هنگام مداحی آن چنان بدن و دست های خود را به بالا و پایین و چپ و راست تکان می دهد و گاه حرکات چرخشی می نماید که باورش سخت است او در حال عزاداری ست. بیشتر به جشن و سرور شباهت دارد.
این مطلب تنها به گوشه ای از آسیب های شکلی و ظاهری مراسم عزاداری در ماه های محرم و صفر اشاره کرده است. سخن در این باب مفصل است و مجال دیگری می طلبد. گاه دلتنگ نوحه های ساده و حزن انگیز قدیم می شوی. لازم به ذکر است که همان طور که بیان شد تمامی عزاداری ها مصداق مطالب گفته شده در این یادداشت نمی باشد.

امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
🔶درآمدی بر سازوکار مالی حوزه‌های علمیه

پ‌ن:

تامل در سازوکار مالی حوزه‌های علمیه، از جمله مهمترین مسایلی است که نسل امروز ایران به آن حساس است. تولیت و اداره کشور ازسوی علما و دراختیار گرفتن منابع ملی، استقلال سنتی حوزه‌ها را با چالش مواجه کرده و قابلیت روحانیت در نمایندگی اسلام اخلاقی را زیر سوال برده است.
#فرهیختگان طرح این مباحث را به فال نیک می‌گیرد هرچند که زمان چاره جویی آن بسیار دیر شده است.
✅ در جوامعی که اهل گفتگو هستند، دشمنی های نابجا وجود ندارد.
در دوره ی مصدق و کاشانی(فارغ از برحق بودن یا نبودن هر یک)، نیروی اجتماعی عظیمی طی دو دهه از بین رفت. چرا که مریدان هر طرف، تمام سخنان رهبر خویش را درست، و سخنان طرف مقابل را تماماً نادرست می دانستند. در صورتی که اگر این دو طیف اهل گفتگو بودند، وفاق و همزیستی اجتماعی در شرایط بهتری قرار می گرفت. اگر دو طرف این مناقشه، با یکدیگر گفتگو می کردند، مریدان هر طیف نیز نسبت به طرف مقابل موضع نرم تری اتخاذ می کردند و در مجموع شرایط بسیار مطلوب تری ایجاد می شد.
در صد سال اخیر، منازعات بسیاری در کشور ما رخ داده است که فقدان گفتگو، عامل آن ها بوده است.

مصطفی ملکیان

#فرهیختگان صدای فرزانگان
آیا تاریخ مایه ی عبرت است؟

حمیدرضا عابدیان

♦️یازدهم آبان ۱۳۵۶ ، ۵۸ نفر از نویسندگان، حقوقدانان و فعالان سیاسی که در میان آن ها اسامی نام آشنایی همچون فریدون آدمیت، مهدی بازرگان، کریم سنجابی، یدالله سحابی، حسین شاه حسینی، علی اصغر صدر حاج سیدجوادی، احمد صدر، عبدالعلی بازرگان، کاظم سامی، محمدبسته نگار، حبیب الله پیمان، نورعلی تابنده، محمد توسلی، هاشم صباغیان، محمدمهدی جعفری، عبدالکریم لاهیجی، مقدم مراغه ای، غلامحسین ساعدی، سیمین دانشور، اسلام کاظمیه و ....به چشم می خورد، اقدام به انتشار بیانیه ای کردند که طی آن، در صدر خواست های دموکراتیک طرح شده، از حاکمیت خواسته می شد تا جهت احیای حاکمیت مردم، "اجرای تجزیه ناپذیر اصول قانون اساسی ایران" را در دستور کار خود قرار دهد.

♦️این نامه که البته در زمان خود نامه ای شجاعانه محسوب می شد، بلافاصله مورد نقد یکی از گروههای اپوزیسیون قرار گرفت.اتحادیه ی کمونیست های ایران، در مقاله ای با عنوان "قانون اساسی و مبارره ی مردم در راه دموکراسی" در ارگان این اتحادیه - روزنامه حقیقت - آن را عملی شجاعانه از سوی روشنفکران آزادی خواه بورژوازی و عناصر قدیمی جناح های لیبرال و اصلاح طلب نهضت های گذشته دانست که "دوباره پا به میدان مبارره گذارده، در برابر استبداد و عاملان جنایت و خیانت های ۲۴ سال گذشته، قد راست کرده اند."

♦️اتحادیه اما از اینکه این برنامه ی مبارزاتی، برنامه ای اصلاح طلبانه، مسالمت آمیز و قانونی بود که در کادر قانون اساسی مشروطه ارائه می شد،گله مند بود زیرا انقلاب مشروطه را انقلابی ناتمام می دانست که علیرغم شناسایی برخی حقوق دموکراتیک برای مردم، نتوانسته بود به حاکمیت آنها بیانجامد : "قانون اساسی ایران دارای دو مضمون متناقض دموکراتیک و ضد دموکراتیک در کنار هم است که هر یک دیگری را محدود می کند و از این رو مردم ایران نمی‌توانند خواهان اجرای تجزیه ناپذیر آن شوند بالعکس باید این قانون تجزیه شود و این دو مضمون به طور آشکاری در برابر هم قرار گیرند."

♦️با گذشت بیش از سی سال از بیانیه ی ۵۸ نفره و در آخرین سالهای دهه ی هشتاد، یک بار دیگر شعار "اجرای بی تنازل قانون اساسی" که بیانی دیگر از اجرای تجزیه ناپذیر قانون اساسی ایران در آن سال ها بود، شنیده شد و البته با همان نقدهایی مواجه گردید که اتحادیه ی کمونیست ها آن روز روی میز گذاشته بودند، هرچند با عبارات و ادبیاتی دیگر. در آن روزگار اتحادیه با اطمینان وعده می داد که تحقق حاکمیت مردم "نه با مطالبه ی اجرای قانون اساسی از این حکومت بلکه با جارو کردن این حکومت امکان پذیر است." با انقلاب ۵۷ حکومت جارو شد اما حاکمیت مردم محقق نشد! امروز دوباره جریاناتی از اپوزیسیون چنین می گویند.

آیا ما کماکان روی نقطه ی صفر ایستاده ایم؟



#فرهیختگان ندای آگاهی
Audio
✔️ از چیستی به چرایی صلح
سخنرانی مصطفی ملکیان، موسسه رسم کودکی؛ مرداد ۹۹ ، کتابخانه ملی

#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔻 آیتی بهتر از این می‌خواهید؟
سروش دباغ

✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفه‌ها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفه‌ها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول می‌توانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، می‌توان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالت‌شناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابل‌تحویل به وحدت اقامه کرد و از «دین‌ها» و «عرفان‌ها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کرده‌ام. همچنین، انواع ایمان‌ورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفت‌اندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کرده‌ام.


در دهه‌های اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین به‌مثابه متن سخن می‌گوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.



#فرهیختگان ندای آگاهی
🔲 ویژه نامه محرم
🏴 مجموعه سخنرانی های استاد ملکیان در باب امام حسین ع



#فرهیختگان ندای آگاهی
Audio
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان |حسین ابن علی قدیس و قهرمان اخلاقی | سال 1381



#فرهیختگان ندای آگاهی
khoshonate nefrat khoshonate
khoshonate nefrat khoshonate
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان | سخنرانی خشونت عشق، خشونت نفرت | سال 1385



#فرهیختگان ندای آگاهی
Audio
Recorded by RecForge
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان | سخنرانی پیام ها و تفسیرهای عاشورا | سال 1393



#فرهیختگان ندای آگاهی
حسین (ع) و زندگی ، همه جا و همه (94.07.24)وقت
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان |حسین ابن علی همه جا و همه وقت، 7 درس از زندگی امام حسین ع | سال 1394



#فرهیختگان ندای آگاهی
عاشورا و سالکان مدرن ۱
سروش دباغ
🔉 عاشورا و سالکان مدرن -بخش ۱
🎙 سروش دباغ

⏱ ۴۹ دقیقه 💿 ۱۱٫۲ مگابایت




#فرهیختگان ندای آگاهی
عاشورا و سالکان مدرن۲
سروش دباغ
🔉 عاشورا و سالکان مدرن -بخش ۲
🎙 سروش دباغ

⏱ ۵۷ دقیقه 💿 ۱۳ مگابایت




#فرهیختگان ندای آگاهی
🔹🔹تنهاییِ اخلاقی


این روزها کتابی را می‌خوانم با نامِ «تنهایی اخلاقی». محتوا و چشم‌انداز قابل تأمّلی دارد. در این بین امّا تفکیکِ این گونه از تنهایی، بیش از همه توجّهم را جلب می‌کند.. تنهایی اخلاقی، مثل سایر اقسام احساس تنهایی، محصول ناکامی نوعی انتظارِ ارتباطی است. در اینجا آنچه ناکام می‌شود، نیاز و میل فرد به شنیده شدنِ دلایل و توضیحاتش توسط دیگرانی است که او را مورد داوری اخلاقی قرار می‌دهند. در حقیقت، تنهایی اخلاقی، محصولِ گونه‌ای شنیده نشدن است. فرد برای عملی، مورد داوری اخلاقی قرار می‌گیرد، چیزهایی به او منتسب می‌شود و بازخواستی از او صورت می‌گیرد، امّا امکانِ سخن گفتن، توضیح دادن و دلیل آوردن به او داده نمی شود یا اگر سخنی هم بگوید، گوشی برای شنیدنش وجود ندارد. وقتی این کتاب را می‌خوانم، به یاد اقلّیت‌های سیاسی، جنسیتی، قومی و هویتی می‌افتم. کسانی که در موردشان داوری‌های تلخ و گزنده ای می‌کنیم، امّا فرصتی برای سخن گفتن و دفاع کردن به آن‌ها نمی‌دهیم. از نظرِ ما، تکلیف آن‌ها از پیش – و در نتیجه کلیشه‌های فرهنگیمان- روشن است. آن‌ها بد، مجرم، بدخواه، آسیب‌رسان یا بیمارند. تنها کاری که باید کرد، مجازات و طرد کردنِ آن‌ها است. البته ما این کار را نه فقط با اقلیت‌ها، که به طور روزمرّه با بسیاری دیگر هم می‌کنیم؛ از مردمِ ترسیده ای که دلار و سکّه می‌خرند تا کودکی که انتظاراتِ والدینش را برآورده نمی کند و تا طرفینِ یک رابطه عاطفی که یکدیگر را متّهم به بدخواهی و آسیب می‌کنند. در همه این موارد و بسیاری موارد دیگر، تصوّر ما این است که جنسِ عمل و تأثیر آن، برای داوری اخلاقی کافی است و هیچ توضیحی نمی تواند آن رفتار را توجیه کند. از نظر ما، این عمل آنقدر بد است، که دلیلی و حقّی برای شنیدنِ حرف‌های فاعلِ آن وجود ندارد.

امّا واقعیت این است که هرقدر دشوار و هرقدر بیهوده، باید به خودمان و دیگران حقِ دفاع‌کردن، دلیل آوردن، توضیح‌دادن و شنیده‌شدن بدهیم. در این صورت، دیگری حتی اگر هم خطاکار باشد، گونه‌ای تنهاییِ غیرمنصفانه به او تحمیل نشده است. او از خودش دفاع کرده و تقلایش را انجام داده است. حال اگر دلایلش کافی نباشد، آنچه برای او باقی می‌ماند، پذیرشِ مسئولیت است و نه تقلّای ناکام برای شنیده شدن. تصوّر می‌کنم این حق هر انسانی است که وقتی در معرضِ داوری دیگران قرار می‌گیرد، در مورد عملش توضیحاتی بدهد. همیشه چیزهایی هست که نمی دانیم، همیشه روایت ما از حقیقت ناقص است و همیشه دیگری، نیاز به شنیده شدن دارد. وقتی با داوری کردن و نشنیدن، احساسِ تنهایی اخلاقی ( و خفگی) به کسی می‌دهیم، چیزی بیش از مجازات عملش را به او تحمیل می‌کنیم و همین عملِ ما را اساساً غیراخلاقی می‌کند.

اطلاعات کتاب‌شناختیِ اثر:

Stauffer, Jill. Ethical loneliness: The injustice of not being heard. Columbia University Press, 2015.‏

محمود مقدسی





#فرهیختگان ندای آگاهی
🔷 "امنیت ملی ایران" و نقش دانشگاهیان!

📝 عبدالرحمن حسنی فر

✳️"امنیت" از مهمترین موضوعات فردی و اجتماعی هر جامعه است. امنیت مثل سلامتی است تا زمانی که دچار مشکل نشود اهمیت آن معلوم نمیشود. به عنوان مثال الان که‌کرونا، "امنیت" ما را‌به خطر انداخته، قدر و ارزش معاشرت ها‌ و ارتباطات راحت و جمع ها‌ی شلوغ و اجتماعات گسترده و بغل کردن ها و کنار هم بودن های بدون‌ترس بیشتر حس می شود.

✳️یکی از زیر مجموعه های خیلی مهم امنیت، جنبه ملی امنیت است که تحت عنوان "امنیت‌ملی" یا "امنیت نظام سیاسی و اجتماعی" است. در گذشته که جنگ، اصلی ترین ابزار و‌‌ روش تعامل حوزه قدرت سیاسی (political power) بود‌ و از آن برای تغییر و جابجایی حکومت ها استفاده می شد، "امنیت ملی" از اهمیت گسترده ای که دغدغه همیشگی تک تک افراد جامعه باشد، برخوردار نبود؛ این موضوع، بیشتر دعذغه حاکمان و ارتشیان بود و عموم مردم به آن توجهی نداشتند. هر چند از تبعات ناامنی تاثیر می پذیرفتند ولی به طور ساختاری در تامین‌آن ذی مدخل نبودند.

✳️امروزه "امنیت ملی" به خاطر گفتمان دموکراسی از‌جانب تک تک افراد جامعه دارای اهمیت شده است. چرا که هر گونه خدشه ای به آن باعث خطر و‌ آسیب عمومی می شود. اگر چنین حسی نسبت به "امنیت ملی" وجود ندارد در گفتمان دموکراسی و مشارکت پذیری عمومی مستقر باید تامل کرد.

✳️اهمیت "امنیت ملی"در این است که‌ اگر به خطر بیافتد همه قلمروهای دیگر "امنیت‌" نیز به خطر میافتند و این‌نکته مهمی است که باید ‌به آن توجه کرد. نکته مهمتر این است که ‌تحقق مطلوب "امنیت ملی"، جدای از جنبه های سخت افزارانه‌ -که‌برای حفظ آن‌لازم و ضروری است- به اندیشه وتلاش اهل فکر هم نیاز دارد. اندیشه های برگرفته از علم و دانش می تواند در تقویت "امنیت ملی" موثر باشد.

✳️جدا کردن اهل فکر از مقوله "امنیت ملی" و واگذاری صرف آن به اهل حکومت و دولت و نظامیان، یک اشتباه استراتژیکی است؛ چرا که اهل قلم، یک بازوی دیگر در کنار اهل شمشیر هستند. آنها نیز می توانند از حیثیت ملی و عمومی یک جامعه محافظت و دفاع نمایند. اما اکثرا مشاهده می شود که دانشگاهیان خود را درگیر یا دخیل در موضوع "امنیت ملی" نمی دانند. طنز ماجرا این است که در موقعیت های خاص، اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" زیاد به کار برده می شود. این در حالی است که به نظر می آید فهم درست و کاملی از امنیت ملی برای خیلی از افراد و مسئولان وجود ندارد.

✳️"امنیت ملی" قاعدتا باید از قدرت و ظرفیت لازم برخوردار باشد تا به راحتی مورد خدشه و آسیب قرار نگیرد. افزایش قدرت و ظرفیت "امنیت ملی" و حفظ و تداوم آن، مستلزم تلاش عملی و داشتن فکر اندیشه رو به جلو است و این حتما با مشارکت دانشگاهیان امکان پذیرتر است. اما در حال حاضر به دلایلی چون ناآگاهی و ضعف‌در نوع و نحوه تعامل دستگاه قدرت‌با‌دانشگاهیان، ندانستن نقش خود در حوزه امنیت ملی از جانب دانشگاهیان و فاصله و جدایی انها با دولت و قدرت سیاسی که حاصل فکر گذشته‌ تاریخی و باسابقه دولت‌های ستمگر و استثمارگر است، باعث‌دوری و جدایی ارادی و ساختاری دانشگاهیان و دولت از هم شده است.

✳️فهم نقش دانشگاهیان در حفظ و افزایش "امنیت ملی"، مستلزم تعامل مشترک دولت و این قشر از جامعه است. با توجه به ضرورت ذاتی توجه‌علم‌ به منافع و مصالح عمومی، اصرار متولیان این‌حوزه به مشارکت از یک طرف و تمایل و احساس نیاز دولت و طراحی سازوکارها و بستر لازم از جانب آن از طرف دیگر می تواند در بلند مدت به نفع جامعه باشد.






#فرهیختگان ندای آگاهی
‍ ◾️برای استاد، مهندس معمار فرهاد احمدی

عباس آخوندی، ۱۳شهریور ۱۳۹۹

➖استاد مهندس معمار فرهاد احمدی رخت از جهان بست و به بارگاه حضرت باری شتافت ولی، از خود یادگارهایی به‌جای گذاشت که برای سالیان سال در تارک میراث معماری این سرزمین خواهد درخشید. در این روزگاران که بنا و ساختمان‌های گوناگون کارکردها و سودمندی‌های خود را از دست داده‌اند و جریان کالایی شدن معماری را از معنا تهی ساخته، او در جستجوی هویت و اصالت بود. او معماری را می‌فهمید و می‌دانست که معماری آینه‌ی بازتاب‌دهنده‌ی تحول‌ها و زیبایی‌هایی روح جامعه است. معمار خلاق و بنیان‌گذار زمان و مکان را می‌فهمد. چرا که معماری تجلی‌گاه زمان به مفهوم پدیده‌ی تاریخی و مکان به مفهوم نظام معرفتی، نظم اجتماعی وعرصه‌ی عمومی است. از این رواست که فهم معماری هر سر زمینی، نیازمند دانشی عمیق از فرهنگ و تاریخ آن است. و فرهاد احمدی در این بستر استادی سرآمد بود و بر این باور بود که یک فرهنگ پویا هیچ‌گاه تهی از گذشته وبی‌نظر به آینده نبوده‌است. او معلمی شایسته‌ای بود که در بیان اندیشه و دیدگاه انتقادی خود صریح و شجاع بود.

➖معمار نه در گذشته درجا می‌زند و متوقف می‌گردد و نه به عنوان نوگرایی زمان و مکان را از یاد می‌برد. مهر و امضای معمار بر اثر هویدا است. فارغ از آن‌که موضوع طراحی یک ساختمان مسکونی ساده و یا یک ساختمان پیچیده‌ی عمومی و یا یادمان باشد، معمار نشان خود را بر اثر می‌گذارد. فرهاد احمدی چه در طراحی ساختمان‌های ساده مسکونی و خدماتی در مناطق محروم استان خراسان و یا در بازسازی مناطق جنگی و یا در طراحی ساختمان‌های نمادین ایران در خارج از کشور و یا ساختمان‌های با ارزش خدماتی و فرهنگی، مفهوم معاصر بودن را در پیوستار تاریخی و سازگاری با اقلیم درک می‌کرد. از این رو، در کار او کمتر تعارضی میان کاربست فناوری نوین و فضاهای آشنای زندگی ایرانی می‌شد دید. اودر توضیح طراحی تیاتر تجربی تهران، مرکزنمایش‌های آیینی می‌گوید: طرح ارائه‌شده در حالی‌که با دیدگاه‌های معاصر هماهنگ است، به‌واسطه‌ی سنت دیرینه معماری در این جامعه که با خاک و زمین عجین است و به دلیل مواهب و ویژگی‌هایی که بستر خاکی برای بقای شهروندان فراهم می‌ساختع فضای زیستی را با آن در بسیاری از موارد درهم آمیخته، ریشه‌های عمیق در فرهنگ این دیار دارد.

➖اینک که آن بزرگ در میان ما نیست من به سهم خودم چه به عنوان یک شهروند و چه به عنوان کسی که مدتی در مسئولیت دولتی بودم، وظیفه خود می‌دانم که اثر وجودی او در عرصه‌ی ‌معماری ایران را چه به عنوان یک استاد معماری، چه به عنوان یک مهندس حرفه‌ای و چه به عنوان کسی که از پیشتازان باززنده‌سازی و بازآفرینی معماری‌های با ارزش گذشته و یا فضاهای شهری ایرانی بود یادآور شوم و به او ادای احترام کنم. همین‌جا وظیفه می‌دانم که جای خالی او را به خانواده محترمش، فرزندان برومندش و دوستداران و شاگردان او و هم‌چنین جامعه معماری و مهندسی ایران تسلیت بگویم و برای همه‌گان و ایران عزیز آرزوی سربلندی و افتخار نمایم.



#فرهیختگان صدای فرزانگان