فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
Audio
✔️ از چیستی به چرایی صلح
سخنرانی مصطفی ملکیان، موسسه رسم کودکی؛ مرداد ۹۹ ، کتابخانه ملی

#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔻 آیتی بهتر از این می‌خواهید؟
سروش دباغ

✔️دین و عرفان ازجمله «مفاهیم برساخته اجتماعی»اند؛ مفاهیمی که مؤلفه‌ها و مصادیق متعدد و متنوعی دارند؛ مؤلفه‌ها و مصادیقی که از سیاق و عصری به سیاق و عصری دیگر، علی الاصول می‌توانند تغییر کنند. با وام کردن مفهوم «شباهت خانوادگی» از فلسفه ویتگنشتاین متأخر، می‌توان این تنوع را تبیین کرد و استدلالی دلالت‌شناختی در تأیید چراییِ این کثرتِ غیرقابل‌تحویل به وحدت اقامه کرد و از «دین‌ها» و «عرفان‌ها» سخن گفت. درهمین راستا، طی سالیان اخیر، در برخی از آثار خود از «عرفان مدرن» و «سالک مدرن» سراغ گرفته و ربط و نسبت آن دو با عرفان سنتی و سالک سنتی را تبیین کرده‌ام. همچنین، انواع ایمان‌ورزی به روایت خویش را بررسیده و «ایمان شورمندانه»، «ایمان معرفت‌اندیشانه»، «ایمان شکاکانه»، «ایمان از سر طمأنینه» و «ایمان آرزومندانه» را از یکدیگر تفکیک کرده‌ام.


در دهه‌های اخیر، تفکیک میان «دین» و «معرفت دینی» به روایت عبدالکریم سروش و تمایز میان «اسلام ۱»، «اسلام ۲» و «اسلام ۳» از منظر مصطفی ملکیان، پرتوی نو و رهگشا به مباحث نواندیشی دینی متأخر افکنده است. سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت، با تفکیک میان «دین» از «معرفت دینی»، از دین به‌مثابه متن سخن می‌گوید؛ متنی که در متن مقدس (قرآن) و آنچه در متون دینی جاری گشته، سر برآورده است.



#فرهیختگان ندای آگاهی
🔲 ویژه نامه محرم
🏴 مجموعه سخنرانی های استاد ملکیان در باب امام حسین ع



#فرهیختگان ندای آگاهی
Audio
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان |حسین ابن علی قدیس و قهرمان اخلاقی | سال 1381



#فرهیختگان ندای آگاهی
khoshonate nefrat khoshonate
khoshonate nefrat khoshonate
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان | سخنرانی خشونت عشق، خشونت نفرت | سال 1385



#فرهیختگان ندای آگاهی
Audio
Recorded by RecForge
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان | سخنرانی پیام ها و تفسیرهای عاشورا | سال 1393



#فرهیختگان ندای آگاهی
حسین (ع) و زندگی ، همه جا و همه (94.07.24)وقت
🏴 فایل صوتی| مصطفی ملکیان |حسین ابن علی همه جا و همه وقت، 7 درس از زندگی امام حسین ع | سال 1394



#فرهیختگان ندای آگاهی
عاشورا و سالکان مدرن ۱
سروش دباغ
🔉 عاشورا و سالکان مدرن -بخش ۱
🎙 سروش دباغ

⏱ ۴۹ دقیقه 💿 ۱۱٫۲ مگابایت




#فرهیختگان ندای آگاهی
عاشورا و سالکان مدرن۲
سروش دباغ
🔉 عاشورا و سالکان مدرن -بخش ۲
🎙 سروش دباغ

⏱ ۵۷ دقیقه 💿 ۱۳ مگابایت




#فرهیختگان ندای آگاهی
🔹🔹تنهاییِ اخلاقی


این روزها کتابی را می‌خوانم با نامِ «تنهایی اخلاقی». محتوا و چشم‌انداز قابل تأمّلی دارد. در این بین امّا تفکیکِ این گونه از تنهایی، بیش از همه توجّهم را جلب می‌کند.. تنهایی اخلاقی، مثل سایر اقسام احساس تنهایی، محصول ناکامی نوعی انتظارِ ارتباطی است. در اینجا آنچه ناکام می‌شود، نیاز و میل فرد به شنیده شدنِ دلایل و توضیحاتش توسط دیگرانی است که او را مورد داوری اخلاقی قرار می‌دهند. در حقیقت، تنهایی اخلاقی، محصولِ گونه‌ای شنیده نشدن است. فرد برای عملی، مورد داوری اخلاقی قرار می‌گیرد، چیزهایی به او منتسب می‌شود و بازخواستی از او صورت می‌گیرد، امّا امکانِ سخن گفتن، توضیح دادن و دلیل آوردن به او داده نمی شود یا اگر سخنی هم بگوید، گوشی برای شنیدنش وجود ندارد. وقتی این کتاب را می‌خوانم، به یاد اقلّیت‌های سیاسی، جنسیتی، قومی و هویتی می‌افتم. کسانی که در موردشان داوری‌های تلخ و گزنده ای می‌کنیم، امّا فرصتی برای سخن گفتن و دفاع کردن به آن‌ها نمی‌دهیم. از نظرِ ما، تکلیف آن‌ها از پیش – و در نتیجه کلیشه‌های فرهنگیمان- روشن است. آن‌ها بد، مجرم، بدخواه، آسیب‌رسان یا بیمارند. تنها کاری که باید کرد، مجازات و طرد کردنِ آن‌ها است. البته ما این کار را نه فقط با اقلیت‌ها، که به طور روزمرّه با بسیاری دیگر هم می‌کنیم؛ از مردمِ ترسیده ای که دلار و سکّه می‌خرند تا کودکی که انتظاراتِ والدینش را برآورده نمی کند و تا طرفینِ یک رابطه عاطفی که یکدیگر را متّهم به بدخواهی و آسیب می‌کنند. در همه این موارد و بسیاری موارد دیگر، تصوّر ما این است که جنسِ عمل و تأثیر آن، برای داوری اخلاقی کافی است و هیچ توضیحی نمی تواند آن رفتار را توجیه کند. از نظر ما، این عمل آنقدر بد است، که دلیلی و حقّی برای شنیدنِ حرف‌های فاعلِ آن وجود ندارد.

امّا واقعیت این است که هرقدر دشوار و هرقدر بیهوده، باید به خودمان و دیگران حقِ دفاع‌کردن، دلیل آوردن، توضیح‌دادن و شنیده‌شدن بدهیم. در این صورت، دیگری حتی اگر هم خطاکار باشد، گونه‌ای تنهاییِ غیرمنصفانه به او تحمیل نشده است. او از خودش دفاع کرده و تقلایش را انجام داده است. حال اگر دلایلش کافی نباشد، آنچه برای او باقی می‌ماند، پذیرشِ مسئولیت است و نه تقلّای ناکام برای شنیده شدن. تصوّر می‌کنم این حق هر انسانی است که وقتی در معرضِ داوری دیگران قرار می‌گیرد، در مورد عملش توضیحاتی بدهد. همیشه چیزهایی هست که نمی دانیم، همیشه روایت ما از حقیقت ناقص است و همیشه دیگری، نیاز به شنیده شدن دارد. وقتی با داوری کردن و نشنیدن، احساسِ تنهایی اخلاقی ( و خفگی) به کسی می‌دهیم، چیزی بیش از مجازات عملش را به او تحمیل می‌کنیم و همین عملِ ما را اساساً غیراخلاقی می‌کند.

اطلاعات کتاب‌شناختیِ اثر:

Stauffer, Jill. Ethical loneliness: The injustice of not being heard. Columbia University Press, 2015.‏

محمود مقدسی





#فرهیختگان ندای آگاهی
🔷 "امنیت ملی ایران" و نقش دانشگاهیان!

📝 عبدالرحمن حسنی فر

✳️"امنیت" از مهمترین موضوعات فردی و اجتماعی هر جامعه است. امنیت مثل سلامتی است تا زمانی که دچار مشکل نشود اهمیت آن معلوم نمیشود. به عنوان مثال الان که‌کرونا، "امنیت" ما را‌به خطر انداخته، قدر و ارزش معاشرت ها‌ و ارتباطات راحت و جمع ها‌ی شلوغ و اجتماعات گسترده و بغل کردن ها و کنار هم بودن های بدون‌ترس بیشتر حس می شود.

✳️یکی از زیر مجموعه های خیلی مهم امنیت، جنبه ملی امنیت است که تحت عنوان "امنیت‌ملی" یا "امنیت نظام سیاسی و اجتماعی" است. در گذشته که جنگ، اصلی ترین ابزار و‌‌ روش تعامل حوزه قدرت سیاسی (political power) بود‌ و از آن برای تغییر و جابجایی حکومت ها استفاده می شد، "امنیت ملی" از اهمیت گسترده ای که دغدغه همیشگی تک تک افراد جامعه باشد، برخوردار نبود؛ این موضوع، بیشتر دعذغه حاکمان و ارتشیان بود و عموم مردم به آن توجهی نداشتند. هر چند از تبعات ناامنی تاثیر می پذیرفتند ولی به طور ساختاری در تامین‌آن ذی مدخل نبودند.

✳️امروزه "امنیت ملی" به خاطر گفتمان دموکراسی از‌جانب تک تک افراد جامعه دارای اهمیت شده است. چرا که هر گونه خدشه ای به آن باعث خطر و‌ آسیب عمومی می شود. اگر چنین حسی نسبت به "امنیت ملی" وجود ندارد در گفتمان دموکراسی و مشارکت پذیری عمومی مستقر باید تامل کرد.

✳️اهمیت "امنیت ملی"در این است که‌ اگر به خطر بیافتد همه قلمروهای دیگر "امنیت‌" نیز به خطر میافتند و این‌نکته مهمی است که باید ‌به آن توجه کرد. نکته مهمتر این است که ‌تحقق مطلوب "امنیت ملی"، جدای از جنبه های سخت افزارانه‌ -که‌برای حفظ آن‌لازم و ضروری است- به اندیشه وتلاش اهل فکر هم نیاز دارد. اندیشه های برگرفته از علم و دانش می تواند در تقویت "امنیت ملی" موثر باشد.

✳️جدا کردن اهل فکر از مقوله "امنیت ملی" و واگذاری صرف آن به اهل حکومت و دولت و نظامیان، یک اشتباه استراتژیکی است؛ چرا که اهل قلم، یک بازوی دیگر در کنار اهل شمشیر هستند. آنها نیز می توانند از حیثیت ملی و عمومی یک جامعه محافظت و دفاع نمایند. اما اکثرا مشاهده می شود که دانشگاهیان خود را درگیر یا دخیل در موضوع "امنیت ملی" نمی دانند. طنز ماجرا این است که در موقعیت های خاص، اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" زیاد به کار برده می شود. این در حالی است که به نظر می آید فهم درست و کاملی از امنیت ملی برای خیلی از افراد و مسئولان وجود ندارد.

✳️"امنیت ملی" قاعدتا باید از قدرت و ظرفیت لازم برخوردار باشد تا به راحتی مورد خدشه و آسیب قرار نگیرد. افزایش قدرت و ظرفیت "امنیت ملی" و حفظ و تداوم آن، مستلزم تلاش عملی و داشتن فکر اندیشه رو به جلو است و این حتما با مشارکت دانشگاهیان امکان پذیرتر است. اما در حال حاضر به دلایلی چون ناآگاهی و ضعف‌در نوع و نحوه تعامل دستگاه قدرت‌با‌دانشگاهیان، ندانستن نقش خود در حوزه امنیت ملی از جانب دانشگاهیان و فاصله و جدایی انها با دولت و قدرت سیاسی که حاصل فکر گذشته‌ تاریخی و باسابقه دولت‌های ستمگر و استثمارگر است، باعث‌دوری و جدایی ارادی و ساختاری دانشگاهیان و دولت از هم شده است.

✳️فهم نقش دانشگاهیان در حفظ و افزایش "امنیت ملی"، مستلزم تعامل مشترک دولت و این قشر از جامعه است. با توجه به ضرورت ذاتی توجه‌علم‌ به منافع و مصالح عمومی، اصرار متولیان این‌حوزه به مشارکت از یک طرف و تمایل و احساس نیاز دولت و طراحی سازوکارها و بستر لازم از جانب آن از طرف دیگر می تواند در بلند مدت به نفع جامعه باشد.






#فرهیختگان ندای آگاهی
‍ ◾️برای استاد، مهندس معمار فرهاد احمدی

عباس آخوندی، ۱۳شهریور ۱۳۹۹

➖استاد مهندس معمار فرهاد احمدی رخت از جهان بست و به بارگاه حضرت باری شتافت ولی، از خود یادگارهایی به‌جای گذاشت که برای سالیان سال در تارک میراث معماری این سرزمین خواهد درخشید. در این روزگاران که بنا و ساختمان‌های گوناگون کارکردها و سودمندی‌های خود را از دست داده‌اند و جریان کالایی شدن معماری را از معنا تهی ساخته، او در جستجوی هویت و اصالت بود. او معماری را می‌فهمید و می‌دانست که معماری آینه‌ی بازتاب‌دهنده‌ی تحول‌ها و زیبایی‌هایی روح جامعه است. معمار خلاق و بنیان‌گذار زمان و مکان را می‌فهمد. چرا که معماری تجلی‌گاه زمان به مفهوم پدیده‌ی تاریخی و مکان به مفهوم نظام معرفتی، نظم اجتماعی وعرصه‌ی عمومی است. از این رواست که فهم معماری هر سر زمینی، نیازمند دانشی عمیق از فرهنگ و تاریخ آن است. و فرهاد احمدی در این بستر استادی سرآمد بود و بر این باور بود که یک فرهنگ پویا هیچ‌گاه تهی از گذشته وبی‌نظر به آینده نبوده‌است. او معلمی شایسته‌ای بود که در بیان اندیشه و دیدگاه انتقادی خود صریح و شجاع بود.

➖معمار نه در گذشته درجا می‌زند و متوقف می‌گردد و نه به عنوان نوگرایی زمان و مکان را از یاد می‌برد. مهر و امضای معمار بر اثر هویدا است. فارغ از آن‌که موضوع طراحی یک ساختمان مسکونی ساده و یا یک ساختمان پیچیده‌ی عمومی و یا یادمان باشد، معمار نشان خود را بر اثر می‌گذارد. فرهاد احمدی چه در طراحی ساختمان‌های ساده مسکونی و خدماتی در مناطق محروم استان خراسان و یا در بازسازی مناطق جنگی و یا در طراحی ساختمان‌های نمادین ایران در خارج از کشور و یا ساختمان‌های با ارزش خدماتی و فرهنگی، مفهوم معاصر بودن را در پیوستار تاریخی و سازگاری با اقلیم درک می‌کرد. از این رو، در کار او کمتر تعارضی میان کاربست فناوری نوین و فضاهای آشنای زندگی ایرانی می‌شد دید. اودر توضیح طراحی تیاتر تجربی تهران، مرکزنمایش‌های آیینی می‌گوید: طرح ارائه‌شده در حالی‌که با دیدگاه‌های معاصر هماهنگ است، به‌واسطه‌ی سنت دیرینه معماری در این جامعه که با خاک و زمین عجین است و به دلیل مواهب و ویژگی‌هایی که بستر خاکی برای بقای شهروندان فراهم می‌ساختع فضای زیستی را با آن در بسیاری از موارد درهم آمیخته، ریشه‌های عمیق در فرهنگ این دیار دارد.

➖اینک که آن بزرگ در میان ما نیست من به سهم خودم چه به عنوان یک شهروند و چه به عنوان کسی که مدتی در مسئولیت دولتی بودم، وظیفه خود می‌دانم که اثر وجودی او در عرصه‌ی ‌معماری ایران را چه به عنوان یک استاد معماری، چه به عنوان یک مهندس حرفه‌ای و چه به عنوان کسی که از پیشتازان باززنده‌سازی و بازآفرینی معماری‌های با ارزش گذشته و یا فضاهای شهری ایرانی بود یادآور شوم و به او ادای احترام کنم. همین‌جا وظیفه می‌دانم که جای خالی او را به خانواده محترمش، فرزندان برومندش و دوستداران و شاگردان او و هم‌چنین جامعه معماری و مهندسی ایران تسلیت بگویم و برای همه‌گان و ایران عزیز آرزوی سربلندی و افتخار نمایم.



#فرهیختگان صدای فرزانگان
برسد به دست آقای رئیس مجلس

کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی یکی از نهادهای فرهنگی معتبر ایران است. ریشه‌دار و مهم و محترم است. رئیس کتابخانۀ مجلس را رئیس مجلس تعیین می‌کند. لاجرم این نهاد فرهنگی خواه‌ناخواه در معرض طوفان‌های تغییرات سیاسی کشور قرار دارد. اکنون مجلس دیگر شده و رئیس مجلس دیگر شده و رئیس کتابخانۀ مجلس دیگر شده است و گویا قرار است بسیاری از امور کتابخانۀ مجلس دیگرگون شود.

و دریغا که بوی بهبود از اوضاع جهان نمی‌شنوم. برای ماها که دلبستۀ کتاب هستیم بخش پژوهش کتابخانۀ مجلس مهمترین قسمت آن است. بخشی که به چاپ متون و اسناد و تدوین فهرست‌های نسخ خطی و نشر مجلات می‌پردازد. کارهایی بنیادی که اساس و بستر تحقیق درست و بسامان را فراهم می‌آورد. کارهای کم‌خریدار و بی‌هیاهو.

در بیست سال اخیر کتابخانۀ مجلس در اموری که نام بردم از سرآمدان بوده است. خریدار این دکان بی‌رونق بوده است و مجموعا موفق و محترم و مفید عمل کرده است. تبدیل به یک نشان و «برند» معتبر شده است. نزدیک به پانصد عنوان کتاب منتشر کرده است. بسیاری از این کتاب‌ها مورد رجوع محققان ایرانی و خارجی است.

الآن دیوان کافی‌ظفر همدانی و دیوان ازرقی و دیوان حسن غزنوی و دیوان بدر شروانی و جنگ شاعران شیعی و جلد پنجم متون ایرانی و منشآت اسفزاری و منشآت عبدالله مروارید پیش چشم من است. کتاب‌هایی که همین یکی دو سال اخیر کتابخانۀ مجلس منتشر کرده است. کتاب‌هایی که باید در هر کتابخانۀ معتبری باشد. کتاب‌هایی که نام کتابخانۀ مجلس را در مجامع علمی زنده و بلند نگاه می‌دارد. آیا می‌شود دربارۀ تاریخ شعر شیعی فارسی تحقیق کرد و به آثاری که کتابخانۀ مجلس در بیست سال اخیر منتشر کرده مراجعه نکرد؟ آیا می‌توان از کنار ترجمه‌های کهن قرآن و حدیثی که کتابخانۀ مجلس منتشر کرده گذشت؟ آن همه متون تاریخی و اسناد را که کتابخانۀ مجلس منتشر کرده ندید؟ برای تحقیق در تاریخ ادبیات ایران، ضرورت دارد هر کس در هر جای دنیا، به دیوان‌ها و سفینه‌ها و تذکره‌هایی که کتابخانۀ مجلس منتشر کرده رجوع کند. مجلات نامه بهارستان و پیام بهارستان و اسناد بهارستان جزو مآخذ محققان است. یاد استاد ایرج افشار بخیر. اواخر عمرش بود. دیدم نشسته و پیام بهارستان را می‌خواند و یادداشت برمی‌دارد.

کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم. سیاستی دگر آمد؛ بیست سال کار بیست سال تجربه متأسفانه دارد نادیده گرفته می شود. نابوده انگاشته می‌شود. اطلاع دقیق و موثق دارم که می‌نویسم. تازه‌نفسان چندان اعتقادی به کارهای بنیادی بی‌هیاهو ندارند. دنبال این هستند که کتابخانۀ مجلس سخنان تازه و باب روز بگوید. در پیوند با سیاست و آرمان.

نمی‌دانم آیا برای سخن تازه و انقلابی گفتن حتما باید آتش به آشیانۀ کوچک بخش پژوهش در متون قدیمی و اسناد زده شود؟ اثبات شیء که نفی ما عدا نمی‌کند. وانگهی مهمترین سرمایۀ یک مجموعه نیروی انسانی کارآمد آن است. کسانی که تجربه دارند و اهل تحقیق و کتاب هستند و سیاسی نیستند و کم‌توقع هستند و عاشق خدمت به فرهنگ ایران هستند چرا باید مهجور و مطرود شوند؟ از دوستان موثق شنیدم که حتی قرار شده محل ساختمان بخش پژوهش که در خیابان انقلاب بود و استادان و اهل تحقیق به آنجا رفت و آمد داشتند تغییر کند!! خواهید دید دیگر کسی از آن استادان و ناموران پایش را به بخش پژوهش نخواهد گذاشت و کتابخانۀ مجلس از این اعتبار معنوی محروم خواهد شد. استادان و محققان ایرانی و خارجی وقتی به ساختمان کوچک بخش پژوهش می‌آمدند با کسانی مواجه می‌شدند که خود اهل تحقیق بودند و حرمت علم و عالمان را می‌دانستند. از یار آشنا سخن آشنا می‌شنیدند.

به خدا قسم به سود و مصلحت دوستان است که بخش پژوهش را تقویت کنند. قدر آدم‌های کارآمد مجرّب را بدانند. امکانات بیشتری فراهم کنند تا آثار بهتر و بیشتری منتشر شود. این خدمتی است که برای مدیران جدید نام نیک و ماندگار می‌آورد و به نفع فرهنگ کشور است.

دفع دخل مقدّر کنم و بنویسم که من هیچ منفعت شخصی از کتابخانۀ مجلس نبرده‌ام. نه کتابی آنجا چاپ کردم و نه کتابی در دست چاپ دارم. اما از کتاب‌ها و نشریاتی که کتابخانه مجلس چاپ کرده استفاده کرده‌ام و می‌کنم. وظیفه دارم از دوستان شریفی که در بخش پژوهش کتابخانۀ مجلس به فرهنگ ایران خدمت صادقانه کرده‌اند حمایت کنم. حیف است که این باغ بسوزد. حیف است که این چشمه کور شود. دلم می‌سوزد و کاری ز دستم برنمی‌آید.

کاش جوانمردی این یادداشت را به رئیس محترم مجلس برساند. بخوانند و بررسی کنند و جلوی یک آسیب مأیوس‌کنندۀ فرهنگی را بگیرند.

ای که دستت می‌رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

میلادعظیمی
نورسیاه


#فرهیختگان ندای آگاهی
شِکوه‌های ابوریحان بیرونی از مردم روزگارش

چون در كار مردم اين روزگار می‌‌نگرم، می‌بينم كه همگان در همه‌جا سيمای نادانی به خود گرفته‌اند و با اصحاب فضل دشمنی می‌ورزند و هركس را كه به زيورِ دانش آراسته است می‌آزارند و گونه گونه ستم و بيداد دربارهٔ او می‌‌كنند... .
با آن‌كه امّت بر گمراهی يك‌سخن نمی‌‌شود، چنان است كه گويی همگان بر نيك شمردن ناپسندترين خوی‌ها و زيان‌مندترين آنها كه آزمندی نه بر راهِ درست آن است، گِرد هم آمده‌اند.
در ميان ايشان نمی‌بينی جز دستی كه دراز است و از پستی خودداری نمی‌ورزد و به آزرم و بزرگ‌منشی بازنمی‌گردد.
در اين‌باره بر مَرْكَبِ هم‌چشمی سوارند و از هر فرصتی برای بيشتر نمودن اين آزمندی بهره می‌گيرند، و كار به جايی كشيده است كه يك‌باره دانش‌ها را ترك گفته‌اند و به خدمت‌گزاران دانش بيزاری می‌نمايند.
كسانی از ايشان كه در اين راه زياده‌روی پيشی كرده‌اند، دانش را به گمراهی نسبت می‌دهند تا همانندان نادان خود را به آن دشمن سازند و به آن رنگ بددينی می‌زنند تا درِ كوفتنِ دارندگانِ دانش را بر خود بگشايند و بدين‌گونه، با برافتادن ايشان، چگونگی احوال خودشان پوشيده بماند.

تحديد نِهايات الأماكِن لِتَصحيح مسافات المساكن، ترجمهٔ احمد آرام، ج ۲، ص ۱-۲/مجمع پریشانی



#فرهیختگان ندای آگاهی
از فساد سياسی تا فساد علمی

در مستی ما چو بوی هشیاری نیست
غافل منشین كه وقت بیكاری نیست‏
بیدار شو از خواب كه داری در پیش
خوابى كه درو امید بیداری نیست
سالهاست با دو مفهوم سروكار داریم و مكرر از آن سخن می گوییم. یكی «توسعه» است كه همه می دانیم این اصطلاح ریشه در بیرون دارد و حالا دو سه دهه است كه میان ما رواج یافته است. این را برای آن نمی گویم كه آن را بی اعتبار كنم كه اساسا این نحوه سنجیدن درست نیست، بلكه آن را عرض می كنم تا به عكس، بدانیم خیلی از امور است كه ما در علوم پیشین خود نداشتم، اما وقتی آمد صد جور ادعایش كردیم. توسعه، را به اقتصادی و سیاسی تقسیم كردند و بحث بر سر این بود و هست كه كدام یك لازم تر است. دعوای حیدری و نعمتی بر سر این اصطلاح نیز آغاز شد و ادامه یافت.
و اما حالا چند سال است كه مفهوم تازه ای با عنوان «فساد» آمده است. اغلب تصور می كنند، این فساد همان فساد سابق است كه مثلا اذا فسد العالم فسد العالم؛ بنده این طور فكر نمی كنم. این فساد هم از نظامات سیاسی جدید دنیاست. ما برای این كه كارمان را در درك مفاهیم ساده كنیم،‌ اینها را به داشت های قبلی بر می گردانیم. مثلا یكی از مهم ترین مصادیق فساد، رانت است. ممكن است بگوییم قدیم هم نوعی رانت بوده، اما بگذارید عرض کنم، دَور این تطبیق ها گذشته و ما از این خلط ها نتیجه ای جز سردرگمی نگرفتیم. بهتر است اجازه دهیم وقتی مثلا از شفافیت مالی سخن می گوییم، وقتی از انحصار در تولید سخن می گوییم، و همین طور وقتی از فساد مالی می گوییم،‌ تأكید كنیم كه اینها ربطی به آن فساد قدیم ندارد. اینها در نظامات اقتصادی امروز دنیا معنا می دهد. بسیاری از قواعد حقوقی هم همین سرنوشت را دارد و ما لاجرم به آنها تن می دهیم و بر حقوق سابق تبصره می زنیم.
امروز در خبرها از فساد سیاسی هم سخن به میان آمد و این كه آن هم باید ریشه كن شود. عزیزانی كه با نگرانی های مختصر بنده آشنا هستند،‌ می دانند كه بیش از همه به توسعه علمی علاقه مند هستم. بقیه هم برای كسانی مهم است،‌ و باشد،‌ من انكار نمی كنم، اما من فكر می كنم این یكی از كلیدهای اصلی نجات ماست، اگر نجاتی در كار باشد. اینجا باید حواسمان جمع باشد كه چه اندازه به اسم علم، شبه علم به خورد ما می دهند. به اسم سنت گرایی و بومی گرایی، ‌اندیشه های پوسیده قدیمی را بزك كرده و راهی كتابهای درسی و متن های دانشگاهی و رشته های جعلی می كنند. عده ای ساده نگر،‌ با همان معلومات سابق،‌ می خواهند پنبه همه علوم نوین را كه قرنهاست بشر برای آن زحمت كشیده، بر باد فنا دهند. فهم علمی، هر روز در برابر گردش روزانه خرافات بی اعتبارتر می شود. انواع تبلیغ ها علیه علم می شود، و نتیجه آن كه ما از توسعه علمی بی بهره مانده ایم و دقیقا در فساد علمی كه شاید بشود نامش را توهمات و خیالات شبه علم نامید، گرفتاریم. فساد علمی همین است كه همه مفاهیم را تحریف شده بفهمیم. فساد علمی این است كه سعی كنیم دین و مظاهر و شعائر آن مانند عاشورا را هر روز با اصطلاحات برگرفته از اندیشه هابی بیرونی تفسیر كنیم. فساد علمی این است كه علوم انسانی جعل كنیم و به نام علم به مردم عرضه كنیم. تاریخ بسازیم و به اسم تاریخ واقعی، تحویل مردم بدهیم. فساد علمی این است كه افرادی با این ویژگی ها هر روز فرصت ظهور در رسانه های عمومی را بیابند و درك علمی مردم را نابود كنند. حیات علمی،‌ به سخت گیری بیشتر علمی و دقت و صبوری در فهم و پرهیز از ساده نگری در علم است. این که فکر کنیم تمام پزشکی معاصر، با همه سوابق، هنوز نمی داند جوش شیرین به کار کرونا می آید یا نه، و ما در مقام مثلا یک پزشک سنتی از وزارت بهداشت بخواهیم لطفا در این باره تحقیق کنید! این مبتنی بر یک نگاه ساده انگارانه است که فکر می کنیم برخی از داشت های سنتی اش، پاسخ تمام مشکلات علمی اولین و آخرین پزشکی را دارد. و اما نکته مهم این که، حیات علم،‌ به حفظ و تربیت نیروهای مستعد در میان دانش آموزان است كه بسیاری از دست می روند. گاه یكی از آنها، فقط یکی از آنها ممكن است با كارهای علمی خود عالمی را تغییر دهد. حیات علم،‌ به جلوگیری از نگارش دهها هزار پایان نامه بی خاصیت در رشته های من درآوردی است كه انبانی از جهل را برابر مردم می گذارد. تا وقتی ما عقلمان را اصلاح نكنیم،‌ تا وقتی به فساد علمی پایان ندهیم،‌ تا وقتی فاتحه شبه علم را نخوانیم، نمی توانیم به توسعه علمی برسیم،‌ توسعه ای كه اساس استقلال ماست. اگر قرار بر خود كفایی است این دانش است كه ما را خودكفا می كند. اگر بناست وابسته به بیگانگان نباشیم این توسعه علمی است كه ما را به آن نقطه خواهد رساند. البته كه توسعه علمی، راههای خاص خود را دارد و یكی همین است كه بتوانیم از علم بشری یعنی از نتایج كارهای علمی سایر ملت ها نیز استفاده كنیم و این قدر خود را عقل کل نپنداریم.

رسول جعفریان

جان آگه با #فرهیختگان
آغاز سال تحمیلی!

محسن جندقی


امروز مدارس سراسر کشور در حالی بازگشایی می‌شود که موج شیوع کرونا همچنان مناطق زیادی را در برگرفته و دوگانه اصرار دولت و تردید جامعه سلامت را شاهد هستیم. بی‌برنامگی و ناهماهنگی‌ در بازگشایی مدارس تا جایی است که هنوز معلوم نیست امروز چه گروهی از دانش‌آموزان باید به مدرسه بروند، چرا که قرار است دانش‌آموزان از طریق پیامک مسؤولان مدارس متوجه رفتن به کلاس‌های درس شوند!

طی چند روز اخیر شاهد اعلام تصمیماتی در وزارت آموزش‌و‌پرورش بودیم که با شیوه‌نامه ابلاغی این وزارتخانه برای بازگشایی مدارس مغایرت‌هایی داشت؛ در این شیوه‌نامه اعلام شده بود که آموزش دانش‌آموزان در مناطق قرمز به طور کامل غیرحضوری، در مناطق زرد نیمه‌حضوری و در مناطق سفید حضوری و عادی خواهد بود اما در آخرین اظهارات مسؤولان بر حضور دانش‌آموزان در تمام مدارس در روز ۱۵ شهریورماه تاکید شد. بررسی تصمیمات آموزش‌و‌پرورش نشان می‌دهد که به احتمال زیاد شاهد سرگردان شدن اولیای دانش‌آموزان خواهیم شد. حضور یا عدم حضور، برگزاری متنوع کلاس‌ها و نبود یکپارچگی در آموزش موجب شده پیش‌بینی سرگردانی دانش‌آموزان و اولیای آنها کار سختی نباشد. برای درک بهتر این موضوع اظهارات چند مسؤول درباره جزئیات تدریس در سال تحصیلی جدید را مرور می‌کنیم.

آموزش‌و‌پرورش از خانواده‌هایی که در مناطق زرد و قرمز هستند خواسته در این چند روز با مدرسه فرزند‌شان در تماس باشند و از آنها کسب اطلاع کنند که در صورت گروه‌بندی، چگونه و چه روزهایی به مدرسه بروند. تا جایی که روز گذشته رئیس مرکز هماهنگی حوزه وزارتی آموزش‌و‌پرورش اعلام کرد که خانواده‌ها صبح روز شنبه قبل از حرکت به سمت مدرسه، با معلم یا مدرسه فرزندشان تماس بگیرند و کسب اطلاع کنند که به مدرسه بروند یا خیر. این در حالی است که وزیر آموزش‌وپرورش دیروز در گفت‌وگو با تسنیم گفت: نیازی به تماس با مدرسه نیست و همه دانش‌آموزان به مدرسه بروند. وی افزود: بازگشایی مدارس مغایر با مصوبات ستاد ملی کرونا نیست و خانواده‌ها هفته اول فرصت دارند شرایط مدارس را بررسی کنند. ضمنا دریافت رضایتنامه از خانواده‌ها برای حضور فیزیکی دانش‌آموزان تخلف است.

خیلی‌ها از اصرار دولت مبنی بر بازگشایی مدارس در شگفتی هستند، چرا که ماه‌های پایانی سال تحصیلی گذشته بدون برگزاری کلاس‌ها گذشت و به هر صورت سال تحصیلی به اتمام رسید اما با وجود موج دوم کرونا، اصرار دولت به حضور دانش‌آموزان در کلاس‌های درس و افزایش ریسک شیوع موج جدید کرونا عجیب به نظر می‌رسد.

دولت در تصمیم‌گیری برای بازگشایی مدارس دچار سردرگمی عجیبی شده است، زیرا نه‌تنها بستر لازم را برای آموزش از راه دور فراهم نکرده بلکه بیم بروز موج‌های بعدی کرونا در پی بازگشایی مدارس را دارد. بازگشایی زودهنگام مدارس و سکوت ستاد ملی مقابله با کرونا نسبت به بی‌برنامگی وزارت آموزش‌و‌پرورش در این زمینه معنا‌دار است، بسیاری مدارس فقط یکی، دو واحد سرویس دستشویی دارند و کلاس‌ها آنقدر فشرده‌اند که هیچ تضمینی برای عدم سرایت ویروس کرونا نیست.

دولت ۳ ماه فرصت داشت تا زیرساخت‌های آموزش از راه دور را برای دانش‌آموزان فراهم کند اما اکنون مشاهده می‌شود که حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دانش‌آموز به این فناوری دسترسی ندارند...


جان آگه با #فرهیختگان
👍1
🔻روزنامه سازندگی خبر داده که جواد طباطبایی اخیراً با عبدالکریم سروش به صورت تلفنی گفتگو کرده است.💥 در روزهای اقامت جواد طباطبایی در واشنگتن که به دلیل درمان بیماری اش مدتی است در آنجا اقامت گزیده، تلفنی با سروش صحبت کرده است.💥 او دو بار، یک بار کوتاه و دیگری اندکی بیشتر با عبدالکریم سروش به صورت تلفنی صحبت می کند.
♦️ این تماس که به همت فرد سوم و آشنای مشترک این دو اندیشمند ایران معاصر صورت گرفته است، مهمترین حاشیه حضور طباطبایی در امریکا بوده است.💥 روزنامه سازندگی گفته است که حال باید دید اکنون که طباطبایی به کالیفرنیا نقل مکان کرده است، دیدار حضوری میان این دو اندیشمند صورت می گیرد یا خیر؟ دیداری که اگر صورت پذیر یک اتفاق محسوب می شود. 💥
♦️این گفتگو از آنجا مهم است که مدتهاست این دو متفکر ایرانی با تندی از یکدیگر یاد می کنند. طباطبایی، سروش را "نقال مثنوی" لقب داده بود. سروش هم گفته بود که "طباطبایی با هگل پا به گِل مانده است". اما پس از این تعابیر تلخ؛ شاید هنگامه‌ی آشتی فرا رسیده باشد.
💥
به تعبیر ملک الشعرا بهار:
شاه تن در داد و صلح افتاد در کار دو شاه/ همچنان بر جای ماند آن دوستی تا دیرگاه🔺
مرجعیت و آینده‌اش در ایران
رادیو فارسی بی‌بی‌سی
🎧 مرجعیت و آینده‌ آن در ایران

آینده‌ی نهاد مرجعیت چیست؟ آیا اسلام شیعی بدون مرجعیت قابل تصور است؟

#محسن_کدیور اسلام‌شناس
#کاظم_علمداری جامعه‌شناس

#پرگار

۳۰ فروردین ۹۹

#فرهیختگان صدای فرزانگان