Audio
نشست نگاهی به خطابه ارسطو در شهر کتاب، به مناسبت ترجمهی این اثر
اسماعیل سعادت
حسین معصومیهمدانی
محمدجواد فریدزاده
محمود فتوحی
نسرین فقیهملكمرزبان
پیام رسیده
جان آگه با #فرهیختگان
اسماعیل سعادت
حسین معصومیهمدانی
محمدجواد فریدزاده
محمود فتوحی
نسرین فقیهملكمرزبان
پیام رسیده
جان آگه با #فرهیختگان
ای که دستت می رسد؛ کاری بکن
بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا در نبندد هوشیار
ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار(سعدی)
✅تجربه زیسته نویسنده این متن نشان می دهد که بوده اند و هستند کسانی که در موقعیت های مناسب و مطلوبی به لحاظ ثروت و سرمایه و یا به لحاظ توانگری و توانمندی و یا حتی به لحاظ مدیریتی و اجرایی قرار داشته و دارند و می توانستند و می توانند کارهایی بکنند کارستان و گره های زیادی از مشکلات مردم را باز کنند اما بنا به دلایلی چنین نکرده و نمی کنند. این جماعت پس از آن که موقعیت و مقام خود را از دست می دهند هزار و یک بهانه ریز و درشت را سر هم می کنند و اعمال نادرست، کم کاری ها و کوتاهی های خود در قبال هم نوعان و از آن مهم تر در قبال سرنوشت یک ملت را توجیه می کنند. اینان بارها امتحان خود را پس داده اند و اگر دوباره و چند باره به موقعیت و مقامی دست یابند تأسف بار این که کاری نمی کنند.
✳️ممکن است گفته شود که هر انتظار و توقعی را نباید از هر کسی نمی توان داشت چرا که بالاخره برخی محدودیت های قانونی، ساختاری، اجرایی و..اجازه انجام هر کاری را نمی دهد، اما به این معنا نیست که هیچ کاری نتوانند بکنند. مدیری که می تواند مصوبه ای را برای رفاه حال بیشتر شهروندان اخذ کند پس چرا این کار را نمی کند؟ مسئولی که می تواند برای اعطای تسهیلات بانکی و مالی به افراد فقیر و بی بضاعت جامعه اقدام کند پس چرا این کار را نمی کند؟ ثروتمندانی که ثروت شان به اصطلاح از پارو بالا می رود چرا برای کمک به نیازمندان واقعی جامعه کاری نمی کنند؟ توانگران و توانمندانی که می توانند به یاری ناتوانان جامعه بشتابند چرا چنین نمی کنند؟کسانی که با ثروت های باد آورده و مبتنی بر نیازهای کاذب خانه های مجلل می سازند، لوازم خانگی بسیار گران قیمت از خارج کشور سفارش می دهند، تعطیلات را در کشورهای اروپایی سپری می کنند، فرزندان خود را روی پر قو بزرگ می کنند آیا نمی دانند که هزاران انسان نیازمند در جامعه خودمان بر اثر نداری به فقر و فلاکت و دریوزگی افتاده اند؟ اگر نمی دانند که بدا به حالشان که در بد غفلتی روزگار سپری می کنند و اگر می دانند -که به احتمال زیاد می دانند- پس چرا کاری نمی کنند؟ به راستی اگر همین جماعت روزگاری بر اثر حوادثی تمام ثروت و سرمایه خود را از دست بدهند آیا از دیگران انتظار کمک نخواهند داشت؟ یقینا انتظار کمک و یاری خواهند داشت، و پرسش این است که حالا چرا خود به یاری دیگران نمی شتابند؟ آیا این با انسانیت و شرافت انسانی مطابقت دارد؟ این است معنای کمک و یاری به هم نوعان و هم وطنان؟ این است معنای انسانیت؟ به راستی به کجا می رویم؟
✅این گونه به نظر می رسد که به دلایلی چون: فرصت طلبی، ترس از دست دادن جاه و مقام، محافظه کاری، خود بر تر بینی، خودخواهی، حرص و آز، قدرت طلبی، غفلت زدگی، جهالت و نادانی، نداشتن آینده نگری، روزمرگی و روز مرّه گی، از خود بیگانگی، خویشتن را نشناختن، بحران هویت، تکنیک زدگی، ثروت زدگی و مصرف زدگی حس همکاری، همیاری، نوع دوستی و دگر دوستی از میان ما رخت بر بسته است. گویی ما انسان های این جامعه تبدیل به مشتی ماشین و ربات شده ایم که از احساس، عاطفه و دوست داشتن تهی شدیم. دور نیست که در آینده ای نزدیک به نوعی پوچی و بی معنایی هم گرفتار شویم و آن وقت است که تنها باید خود را سرزنش کنیم که با دست خود چنین بلایی خانمان سوز را بر سر خویش هوار کردیم.
✳️افسوس که پرده غفلت و جهالت ما را چنان فرا گرفته است که قادر به فهم درست شرایط نیستیم و هر روز در باتلاق دنیا طلبی، مال اندوزی و قدرت طلبی بیشتر فرو می رویم و در این مسیر نادرست، غیر اخلاقی و غیر انسانی، دیگران را فقط به منزله ابزاری برای رسیدن به اهداف خود در نظر گرفته ایم و این گونه است که از یاری دادن به دیگران سر باز زده ایم تا فقط تن و جسم را فربه سازیم، غافل از این که در این طریق روح و جان خود را به باد فنا سپرده ایم و در نهایت روزی می رسد که جز جسدی متحرک چیز دیگری نخواهیم بود.
✅همۀ ما به قدر توان خود می توانیم و اخلاق انسانی نیز چنین حکم می کند که افتادگان و آشفته حالان را دریابیم و تمام کوشش خویش را به کاربگیریم که درد و رنج انسان های دردمند و رنجور و ضعیف را کاهش دهیم و زندگی و تنعّمات و لذت های آن را فقط برای خود نخواهیم. دردمندان و رنجوران بی شماری در جامعۀ ما چشم انتظار یاری از سوی توانگران و توانمندان هستند و خطاب به این توانمندان از قول سعدی باید گفت: ای که دستت می رسد کاری بکن!!!!
این نوشته را با شعری از سعدی آغاز کردم و با شعری از سعدی به پایان می برم
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
محمدباقرتاجالدین
جان آگه با #فرهیختگان
بس بگردید و بگردد روزگار دل به دنیا در نبندد هوشیار
ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار(سعدی)
✅تجربه زیسته نویسنده این متن نشان می دهد که بوده اند و هستند کسانی که در موقعیت های مناسب و مطلوبی به لحاظ ثروت و سرمایه و یا به لحاظ توانگری و توانمندی و یا حتی به لحاظ مدیریتی و اجرایی قرار داشته و دارند و می توانستند و می توانند کارهایی بکنند کارستان و گره های زیادی از مشکلات مردم را باز کنند اما بنا به دلایلی چنین نکرده و نمی کنند. این جماعت پس از آن که موقعیت و مقام خود را از دست می دهند هزار و یک بهانه ریز و درشت را سر هم می کنند و اعمال نادرست، کم کاری ها و کوتاهی های خود در قبال هم نوعان و از آن مهم تر در قبال سرنوشت یک ملت را توجیه می کنند. اینان بارها امتحان خود را پس داده اند و اگر دوباره و چند باره به موقعیت و مقامی دست یابند تأسف بار این که کاری نمی کنند.
✳️ممکن است گفته شود که هر انتظار و توقعی را نباید از هر کسی نمی توان داشت چرا که بالاخره برخی محدودیت های قانونی، ساختاری، اجرایی و..اجازه انجام هر کاری را نمی دهد، اما به این معنا نیست که هیچ کاری نتوانند بکنند. مدیری که می تواند مصوبه ای را برای رفاه حال بیشتر شهروندان اخذ کند پس چرا این کار را نمی کند؟ مسئولی که می تواند برای اعطای تسهیلات بانکی و مالی به افراد فقیر و بی بضاعت جامعه اقدام کند پس چرا این کار را نمی کند؟ ثروتمندانی که ثروت شان به اصطلاح از پارو بالا می رود چرا برای کمک به نیازمندان واقعی جامعه کاری نمی کنند؟ توانگران و توانمندانی که می توانند به یاری ناتوانان جامعه بشتابند چرا چنین نمی کنند؟کسانی که با ثروت های باد آورده و مبتنی بر نیازهای کاذب خانه های مجلل می سازند، لوازم خانگی بسیار گران قیمت از خارج کشور سفارش می دهند، تعطیلات را در کشورهای اروپایی سپری می کنند، فرزندان خود را روی پر قو بزرگ می کنند آیا نمی دانند که هزاران انسان نیازمند در جامعه خودمان بر اثر نداری به فقر و فلاکت و دریوزگی افتاده اند؟ اگر نمی دانند که بدا به حالشان که در بد غفلتی روزگار سپری می کنند و اگر می دانند -که به احتمال زیاد می دانند- پس چرا کاری نمی کنند؟ به راستی اگر همین جماعت روزگاری بر اثر حوادثی تمام ثروت و سرمایه خود را از دست بدهند آیا از دیگران انتظار کمک نخواهند داشت؟ یقینا انتظار کمک و یاری خواهند داشت، و پرسش این است که حالا چرا خود به یاری دیگران نمی شتابند؟ آیا این با انسانیت و شرافت انسانی مطابقت دارد؟ این است معنای کمک و یاری به هم نوعان و هم وطنان؟ این است معنای انسانیت؟ به راستی به کجا می رویم؟
✅این گونه به نظر می رسد که به دلایلی چون: فرصت طلبی، ترس از دست دادن جاه و مقام، محافظه کاری، خود بر تر بینی، خودخواهی، حرص و آز، قدرت طلبی، غفلت زدگی، جهالت و نادانی، نداشتن آینده نگری، روزمرگی و روز مرّه گی، از خود بیگانگی، خویشتن را نشناختن، بحران هویت، تکنیک زدگی، ثروت زدگی و مصرف زدگی حس همکاری، همیاری، نوع دوستی و دگر دوستی از میان ما رخت بر بسته است. گویی ما انسان های این جامعه تبدیل به مشتی ماشین و ربات شده ایم که از احساس، عاطفه و دوست داشتن تهی شدیم. دور نیست که در آینده ای نزدیک به نوعی پوچی و بی معنایی هم گرفتار شویم و آن وقت است که تنها باید خود را سرزنش کنیم که با دست خود چنین بلایی خانمان سوز را بر سر خویش هوار کردیم.
✳️افسوس که پرده غفلت و جهالت ما را چنان فرا گرفته است که قادر به فهم درست شرایط نیستیم و هر روز در باتلاق دنیا طلبی، مال اندوزی و قدرت طلبی بیشتر فرو می رویم و در این مسیر نادرست، غیر اخلاقی و غیر انسانی، دیگران را فقط به منزله ابزاری برای رسیدن به اهداف خود در نظر گرفته ایم و این گونه است که از یاری دادن به دیگران سر باز زده ایم تا فقط تن و جسم را فربه سازیم، غافل از این که در این طریق روح و جان خود را به باد فنا سپرده ایم و در نهایت روزی می رسد که جز جسدی متحرک چیز دیگری نخواهیم بود.
✅همۀ ما به قدر توان خود می توانیم و اخلاق انسانی نیز چنین حکم می کند که افتادگان و آشفته حالان را دریابیم و تمام کوشش خویش را به کاربگیریم که درد و رنج انسان های دردمند و رنجور و ضعیف را کاهش دهیم و زندگی و تنعّمات و لذت های آن را فقط برای خود نخواهیم. دردمندان و رنجوران بی شماری در جامعۀ ما چشم انتظار یاری از سوی توانگران و توانمندان هستند و خطاب به این توانمندان از قول سعدی باید گفت: ای که دستت می رسد کاری بکن!!!!
این نوشته را با شعری از سعدی آغاز کردم و با شعری از سعدی به پایان می برم
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
محمدباقرتاجالدین
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"۱۰ سال دیگر با خاورمیانهای کاملا متفاوت مواجه خواهیم بود/ اصلا تعجب نخواهم کرد اگر در سالهای آینده رابطه آمریکا با ایران، خیلی بهتر از عربستان سعودی شود"
رابرت کاپلان، استاد نئورئالیست آمریکایی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
رابرت کاپلان، استاد نئورئالیست آمریکایی
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔴 زهرا رهنورد: دل مردم بعد از قتل بیرحمانه نوید افکاری، جوان ورزشکار میدانهای کشتی، داغدار و طاقتشان طاق است
🔺هشدار زهرا رهنورد از حصر خانگی نسبت به شرایط وخیم کشور و پیشنهاد اقدامات لازم برای تأمین آزادی و رفاه و سعادت مردم
🔺به گزارش کلمه، زهرا رهنورد که اکنون قریب به ده سال است به همراه میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حصر نامشروع، غیرقانونی و غیراخلاقی به سر میبرد با نگارش یادداشتی کوتاه نسبت به آنچه برسر مردم ایران میرود هشدار داد و نوشت:
ملت در این ایام سوگواری از غم، اعدامهای ظالمانه، و زندانها و احکام کینه جویانه و بی دلیل و طویل المدت بی تابند... و بویژه بعد از قتل بیرحمانه نوید افکاری، جوان ورزشکار میدانهای کشتی، دلشان داغدار و طاقتشان طاق است.
🔺رهنورد پیشنهاداتی را برای اقدامات لازم در جهت تأمین آزادی و رفاه و سعادت مردم ارایه داده است که برای تحقق حق بنیادین ملت ایران مورد استیفا قرار گیرد.
▫️به گزارش کلمه، متن پیام به شرح زیر است:
ملت در این ایام سوگواری از غم، اعدامهای ظالمانه، و زندانها و احکام کینه جویانه و بی دلیل و طویل المدت بی تابند.
مردم دردمند گرفتار فقر، بیماری، تحریمهای ظالمانه، و شکافهای طبقاتی و جنسیتی و محیط پلیسی، و تورم لجام گسیخته و بی اعتنایی مسئولان به مسائل آنان و بویژه بعد از قتل بیرحمانه نوید افکاری، جوان ورزشکار میدانهای کشتی، دلشان داغدار و طاقتشان طاق است.
بنابراین اقدامات زیر لازم است چرا که آزادی و رفاه و سعادت حق مردم سربلند ایران است.
• آزادی زندانیان سیاسی و امنیتی
• ضمن خالی کردن زندانها، حذف فضای امنیتی، پرونده سازی و اعتراف گیری اجباری، قطع زندانهای انفرادی و شکنجه زندانیان بی پناه و نیز سرو سامان بخشیدن به وضع زندانها.
•اقدامات اقتصادی فوری و نیز دراز مدت معطوف به رفاه زحمتکشان، کارگران، مستضعفان و همه مردم
• خود داری از خصوصی سازی اموال ملی در شرایط کنونی
•آزادیهای اجتماعی و برداشتن گشت ارشاد و کنترل های مختلف بر زندگی مردم
• توجه و اقدامات جدی و غیر شعاری در راستای رفع مسائل جوانان از جمله اشتغال
• آزادی قلم وبیان و اندیشه ومطبوعات قبل و بعد بیان
• سیاست خارجی دوست محور و ترک دشمنی با همسایه ها و منطقه و جهان.
زهرا رهنورد
۲۹ شهریور ۱۳۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
🔺هشدار زهرا رهنورد از حصر خانگی نسبت به شرایط وخیم کشور و پیشنهاد اقدامات لازم برای تأمین آزادی و رفاه و سعادت مردم
🔺به گزارش کلمه، زهرا رهنورد که اکنون قریب به ده سال است به همراه میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حصر نامشروع، غیرقانونی و غیراخلاقی به سر میبرد با نگارش یادداشتی کوتاه نسبت به آنچه برسر مردم ایران میرود هشدار داد و نوشت:
ملت در این ایام سوگواری از غم، اعدامهای ظالمانه، و زندانها و احکام کینه جویانه و بی دلیل و طویل المدت بی تابند... و بویژه بعد از قتل بیرحمانه نوید افکاری، جوان ورزشکار میدانهای کشتی، دلشان داغدار و طاقتشان طاق است.
🔺رهنورد پیشنهاداتی را برای اقدامات لازم در جهت تأمین آزادی و رفاه و سعادت مردم ارایه داده است که برای تحقق حق بنیادین ملت ایران مورد استیفا قرار گیرد.
▫️به گزارش کلمه، متن پیام به شرح زیر است:
ملت در این ایام سوگواری از غم، اعدامهای ظالمانه، و زندانها و احکام کینه جویانه و بی دلیل و طویل المدت بی تابند.
مردم دردمند گرفتار فقر، بیماری، تحریمهای ظالمانه، و شکافهای طبقاتی و جنسیتی و محیط پلیسی، و تورم لجام گسیخته و بی اعتنایی مسئولان به مسائل آنان و بویژه بعد از قتل بیرحمانه نوید افکاری، جوان ورزشکار میدانهای کشتی، دلشان داغدار و طاقتشان طاق است.
بنابراین اقدامات زیر لازم است چرا که آزادی و رفاه و سعادت حق مردم سربلند ایران است.
• آزادی زندانیان سیاسی و امنیتی
• ضمن خالی کردن زندانها، حذف فضای امنیتی، پرونده سازی و اعتراف گیری اجباری، قطع زندانهای انفرادی و شکنجه زندانیان بی پناه و نیز سرو سامان بخشیدن به وضع زندانها.
•اقدامات اقتصادی فوری و نیز دراز مدت معطوف به رفاه زحمتکشان، کارگران، مستضعفان و همه مردم
• خود داری از خصوصی سازی اموال ملی در شرایط کنونی
•آزادیهای اجتماعی و برداشتن گشت ارشاد و کنترل های مختلف بر زندگی مردم
• توجه و اقدامات جدی و غیر شعاری در راستای رفع مسائل جوانان از جمله اشتغال
• آزادی قلم وبیان و اندیشه ومطبوعات قبل و بعد بیان
• سیاست خارجی دوست محور و ترک دشمنی با همسایه ها و منطقه و جهان.
زهرا رهنورد
۲۹ شهریور ۱۳۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
برای مشاهده و دانلود سخنرانیهای همایش《سهروردی و احیای حکمت فهلوی》می توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://www.irip.ac.ir/u/130
https://www.irip.ac.ir/u/130
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
مدرسه تابستانی «اندیشه پیشرفت: مباحثی در فلسفه، علم و تاریخ» | موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
42_پارادایم_نوین_پژوهش_در_علوم_انسانی.docx
24.9 KB
جستاری انتقادی درخصوص پژوهش در حوزه علوم انسانی در ایران
علی خورسندی طاسکوه
دانشگاه علامه طباطبایی
مطلب رسیده
جان آگه با #فرهیختگان
علی خورسندی طاسکوه
دانشگاه علامه طباطبایی
مطلب رسیده
جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from کتابفروشی دماوند
#خبرانتشارکتاب
الفاظ و اشیا؛ باستانشناسی علوم انسانی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۵۱۰ صفحه، ۸۷ هزار تومن
ترجمهای از کتاب Les mots et les choses
فاطمه ولیانی پیش از این کتاب «تولد پزشکی بالینی» از فوکو را هم برای نشر ماهی ترجمه کرده بود که چاپ دوم آن هم همزمان با ترجمه جدیدش منتشر شده:
تولد پزشکی بالینی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۳۰۰ صفحه، ۴۵ هزار تومن
برای سفارش کتابها میتوانید به @bahmanbooks پیغام بدهید.
.
الفاظ و اشیا؛ باستانشناسی علوم انسانی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۵۱۰ صفحه، ۸۷ هزار تومن
ترجمهای از کتاب Les mots et les choses
فاطمه ولیانی پیش از این کتاب «تولد پزشکی بالینی» از فوکو را هم برای نشر ماهی ترجمه کرده بود که چاپ دوم آن هم همزمان با ترجمه جدیدش منتشر شده:
تولد پزشکی بالینی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۳۰۰ صفحه، ۴۵ هزار تومن
برای سفارش کتابها میتوانید به @bahmanbooks پیغام بدهید.
.
فرهیختگان
درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند ✍️ آرش نراقی 🔅متأسفانه بسیاری از زنانی که پرچم مبارزه با تعرّض مردان به حریم و حقوق زنان را برمی افرازند، خود از برقراری مناسبات جنسی با مردان متأهل ابایی ندارند. این زنان که گاه خود نیز متأهل هستند، آگاهانه و عامدانه…
یک بام و دو هوای روشنفکران
آرزو بالازاده
📍اخیرا متن بلندبالایی از دکتر آرش نراقی در فضای مجازی دست به دست میشود . مطلبی که از دید فعالان مسائل زنان ، جای نقد و نظر بسیار دارد ، متنی تحت عنوان : زنان شریک نظام مردسالار .
📍صد البته که نظام مردسالار شرکای زیادی دارد اما شاخص ترین شریک این نظام ظالمانه ، زنان نیستند بلکه به قول فروغ فرخزاد" انبوه بی تحرک روشنفکران" اند که یک بام دارند و دو هوا . مدام بر طبل استانداردهای دوگانه می کوبند و نعل وارونه میزنند .
📍داعیه مساوات طلبی و برابری خواهی شان به آسمان چهارم می رسد اما به زن که می رسند پیاده و زمین گیرند .
📍بخش آخر اشارات و تنبیهات جناب نراقی در مورد روابط فروغ فرخزاد شاهدِ از غیب رسیده است . ابدا کاری به روابط جنسی آزاد فروغ و بحث فاعلیت و عاملیت ندارم کسان زیادی هستند که بهتر از من در این مورد خواهند نوشت .
اما آن قسمت از متن جناب نراقی عزیز را که مناسبات عاشقانه زنانه را مردود و مطرود دانسته اند بسیار مردسالارانه یافتم . گویا از قضا سرکنگبین صفرا فزوده و اصرار زیاده از حد بر قراردادهای حقوقی اجتماعی و اخلاقی منبعث از آن ، اصلی ترین حق زن برای دوست داشتن و عاشق شدن را تحت فشار " فضله های فاضل روشنفکر " زیر پا له می کند .
📍آرش نراقی جانمایه ای عرفانی و دل انگیز دارد . به نظر میرسد بیش از آن که ادم کسب باشد اهل کشف و شهود است .خود او سالها پیش نوشته است که عشق بازی هنر آیینه بازی است . نوشته است که میانه ی گلِ دلِ آدم آیینه کار گذاشته اند . نراقی مدعی است حضور امر مقدس در فاصله میان دو انسان رخ می نمایاند .دو انسان که آیینه های جان خود را روبروی هم قرار داده باشند و عاشق هم شده باشند .
📍اما به طرز عجیبی گویا چیزی که در ذهن اوست مردانه است .او رابطه عاشقانه فروغ فرخزاد را با ابراهیم گلستان یک رابطه رسوا معنی میکند نه یک رابطه عاشقانه آزاد و خلاق .
📍مولوی می تواند وارد یک قمار عاشقانه شود و دل و دین و عقل و هوشش را به تمامی به باد بدهد و فروغ نمی تواند ؟ پس واقعا چه چیزی یا چه کسی به فروغ تلقین شعر میکند به جز تجربه دمادم عاشقی ؟
چه چیزی فروغ را به رویای ناخودآگاه شاعرانه پیوند می زند جز نیروی عشق ؟
📍یک تاریخ ادبیات آکنده است از عشقبازی و شاهدبازی . از اوصاف خال و خط و سبزه تا سیب زنخدان و نار پستان . اما تا به حال هیچکس مدعی نفر سوم رابطه هیچکدام نبوده است . کسی از آه سرد و سوز درد زنان اندرونی و اخلاق تعلیق شده توسط مردان شاعر پیشه شان چیزی ننوشته .
📍 اما به فروغ که می رسند رگ گردن هاست که یکسره آماس می کند و بالا می زند . شاید از دید اینها عاشقی اتفاقی مردانه است .
📍نه نیست جناب نراقی . به رغم مدعانی که منع عشق کنند زنان هم عاشق می شوند . چه مجرد باشند چه متاهل باور ندارید دعوتتان میکنم به شنیدن روایتگری دکتر حسن محدثی در عاشقی زنان .
📍جناب نراقی بهتر از ما می دانید که عشق آمدنی است . هیچ محکمه ای هیچ انسانی را در فعلی که بر آن اختیاری ندارد محکوم نمی کند . شما هم نکنید .
📍فروغ از انسان "پوک پر از اعتماد " به زنان ساده کامل پناه می برد . همانها که در میان گریبانشان هوا همیشه به بوی شیر تازه می آمیزد همانها که از خنیاگر فلک ، از زهره درس عشق می گیرند و سر آخر به این باور می رسد که : هرگز نگفته اند که زن باید عاشق باشد و مرد لایق عشق را ، این واجب ترین سانسور کردهاند!من سالها با این خرافه جنگیدم تا فهمیدم که :
بیعشق نه گیسوان بلندم زیباست
و نه چشمانِ سیاهم…!/ زنروز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
آرزو بالازاده
📍اخیرا متن بلندبالایی از دکتر آرش نراقی در فضای مجازی دست به دست میشود . مطلبی که از دید فعالان مسائل زنان ، جای نقد و نظر بسیار دارد ، متنی تحت عنوان : زنان شریک نظام مردسالار .
📍صد البته که نظام مردسالار شرکای زیادی دارد اما شاخص ترین شریک این نظام ظالمانه ، زنان نیستند بلکه به قول فروغ فرخزاد" انبوه بی تحرک روشنفکران" اند که یک بام دارند و دو هوا . مدام بر طبل استانداردهای دوگانه می کوبند و نعل وارونه میزنند .
📍داعیه مساوات طلبی و برابری خواهی شان به آسمان چهارم می رسد اما به زن که می رسند پیاده و زمین گیرند .
📍بخش آخر اشارات و تنبیهات جناب نراقی در مورد روابط فروغ فرخزاد شاهدِ از غیب رسیده است . ابدا کاری به روابط جنسی آزاد فروغ و بحث فاعلیت و عاملیت ندارم کسان زیادی هستند که بهتر از من در این مورد خواهند نوشت .
اما آن قسمت از متن جناب نراقی عزیز را که مناسبات عاشقانه زنانه را مردود و مطرود دانسته اند بسیار مردسالارانه یافتم . گویا از قضا سرکنگبین صفرا فزوده و اصرار زیاده از حد بر قراردادهای حقوقی اجتماعی و اخلاقی منبعث از آن ، اصلی ترین حق زن برای دوست داشتن و عاشق شدن را تحت فشار " فضله های فاضل روشنفکر " زیر پا له می کند .
📍آرش نراقی جانمایه ای عرفانی و دل انگیز دارد . به نظر میرسد بیش از آن که ادم کسب باشد اهل کشف و شهود است .خود او سالها پیش نوشته است که عشق بازی هنر آیینه بازی است . نوشته است که میانه ی گلِ دلِ آدم آیینه کار گذاشته اند . نراقی مدعی است حضور امر مقدس در فاصله میان دو انسان رخ می نمایاند .دو انسان که آیینه های جان خود را روبروی هم قرار داده باشند و عاشق هم شده باشند .
📍اما به طرز عجیبی گویا چیزی که در ذهن اوست مردانه است .او رابطه عاشقانه فروغ فرخزاد را با ابراهیم گلستان یک رابطه رسوا معنی میکند نه یک رابطه عاشقانه آزاد و خلاق .
📍مولوی می تواند وارد یک قمار عاشقانه شود و دل و دین و عقل و هوشش را به تمامی به باد بدهد و فروغ نمی تواند ؟ پس واقعا چه چیزی یا چه کسی به فروغ تلقین شعر میکند به جز تجربه دمادم عاشقی ؟
چه چیزی فروغ را به رویای ناخودآگاه شاعرانه پیوند می زند جز نیروی عشق ؟
📍یک تاریخ ادبیات آکنده است از عشقبازی و شاهدبازی . از اوصاف خال و خط و سبزه تا سیب زنخدان و نار پستان . اما تا به حال هیچکس مدعی نفر سوم رابطه هیچکدام نبوده است . کسی از آه سرد و سوز درد زنان اندرونی و اخلاق تعلیق شده توسط مردان شاعر پیشه شان چیزی ننوشته .
📍 اما به فروغ که می رسند رگ گردن هاست که یکسره آماس می کند و بالا می زند . شاید از دید اینها عاشقی اتفاقی مردانه است .
📍نه نیست جناب نراقی . به رغم مدعانی که منع عشق کنند زنان هم عاشق می شوند . چه مجرد باشند چه متاهل باور ندارید دعوتتان میکنم به شنیدن روایتگری دکتر حسن محدثی در عاشقی زنان .
📍جناب نراقی بهتر از ما می دانید که عشق آمدنی است . هیچ محکمه ای هیچ انسانی را در فعلی که بر آن اختیاری ندارد محکوم نمی کند . شما هم نکنید .
📍فروغ از انسان "پوک پر از اعتماد " به زنان ساده کامل پناه می برد . همانها که در میان گریبانشان هوا همیشه به بوی شیر تازه می آمیزد همانها که از خنیاگر فلک ، از زهره درس عشق می گیرند و سر آخر به این باور می رسد که : هرگز نگفته اند که زن باید عاشق باشد و مرد لایق عشق را ، این واجب ترین سانسور کردهاند!من سالها با این خرافه جنگیدم تا فهمیدم که :
بیعشق نه گیسوان بلندم زیباست
و نه چشمانِ سیاهم…!/ زنروز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یاد پرویز مشکاتیان
دیروز سالروز مرگ پرویز مشکاتیان بود
بیداد
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
سنتور: برفین جعفرزاده
تار: آتنا شیخی
عود: معصومه خانکشی زاده
تنبک: افرا اصلان
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
دیروز سالروز مرگ پرویز مشکاتیان بود
بیداد
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
سنتور: برفین جعفرزاده
تار: آتنا شیخی
عود: معصومه خانکشی زاده
تنبک: افرا اصلان
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
دو کتاب از سایه اقتصادینیا
کتاب «هم شاعر، هم شعر» همچنین «پنج آبتنی» به لطف مؤلّف آن خانم اقتصادینیا به دستم رسید.
«هم شاعر، هم شعر» دربردارندۀ نکات و تأمّلات و نقدهایی دربارۀ شعر، شخصیت، زندگی و زیست اجتماعی برخی از شاعران معاصر است. از ژاله اصفهانی و فروغ فرخزاد و نیما یوشیج و سهراب و اخوان و منوچهر آتشی و قیصر امینپور تا سلمان هراتی و هوشنگ ایرانی و شاملو و یدالله رویایی. کتابی کمبرگ و خوشخوان که هم دارای نکتهسنجیهایی جالب توجّه، و هم حاوی اطلاعات زندگینامهای است. نثری آراسته و روان دارد و نرم و سبک خواننده را برمیدارد و میبرد تا از زاویۀ درک و دریافت نویسنده، هم شاعر و هم شعر را تماشا کند.
اقتصادینیا کوشیده به خطوطی از چهرۀ محو ژاله اصفهانی نور بپاشد، دلایل ناکامی هوشنگ ایرانی در بهدست آوردن اقبال مردم و جامعۀ ادبی را بشمارد و از زندگی ادبی و اجتماعی منوچهر آتشی بگوید. او همچنین تحوّل تدریجی قیصر امینپور را از آرمانگرایی به واقعگرایی نشان داده و از شعر ایدولوژیک سلمان هراتی گفته است. در بخش دیگر کتاب هم نگاهی به سه شعر از نیما، دو شعر از سهراب، دو شعر از رؤیایی داشته و از شعر «شکاف» احمد شاملو، «میراث» اخوان ثالث و «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد سخن گفته است. کتاب موضوعاتی جالب و متنوّع دارد، اوّلبار در سال ۱۳۹۴ و بار دوم در سال ۱۳۹۸ توسّط نشر مرکز منتشر شده است.
«پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارۀ فروغ فرخزاد» شامل دو بخش میشود. بخش نخست مجموع مقالاتی است که نویسنده تا اکنون دربارۀ زندگی و شخصیت فروغ نوشته است؛ با نامهای «فروغ فرخزاد اسطورهای سترون»، «زندگینامه، بلی یا نه»، «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان»، «فروغ فرخزاد، شخصیت دوقطبی»، «رنج کامیار بودن» و همچنین «افق روشن» که نام یکی از اشعار مشهور احمد شاملوست و به کامیار شاپور (فرزند فروغ فرخزاد) تقدیم شده است. با یادداشت «رنج کامیار بودن» همدل نبودم به این دلیل که نویسنده نقش زن جوانمرگی که از سال ۱۳۴۵ دستش از دنیا کوتاه بوده را در ناخوشاحوالی، زندگی نابهسامان و مرگ غریبانۀ کامیار (۱۳۳۱ تا ۱۳۹۷) دیده ولی اندکسهمی برای پرویز شاپور (۱۳۰۲ تا ۱۳۷۸) که حامی و مربّی اصلی پسرش بوده و پس از درگذشت فروغ، سالهای سال فرصت داشته کنار او و راهنمای او باشد قائل نشده است. با «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» همرأی بودم به این دلیل که اگرچه فروغ را به عنوان زنی که با همان عمر کوتاهش توانست ردّپایی از خود در هستی برجای بگذارد، ارج مینهم و تحسین میکنم ولی بر این گمانم که او نمیتواند برای زن امروز و دیروز و هیچروز الگو باشد. مشکلات روحی، سبک زندگی، استفاده از نفوذ مردانی چون ناصر خدایار و نادرپور برای کسب شهرت، بیرغبتی به کسب درآمد و استقلال مالی، تلاشنکردن برای به دست آوردن حضانت تنها فرزندش کامیار پس از طلاق و... که گرچه مربوط به زندگی خصوصی شاعر است ولی همینها کافی هستند برای اینکه قابلیت الگو بودن، پیشاهنگی و پرچم به دست گرفتن را از او سلب کنند. و اصلا چه لزومی دارد که شاعر الگو دانسته شود؟
اقتصادینیا از دریچهای دیگر فروغ را نگریسته. دریچهای جز آن دریچۀ مألوف که سالها از آن به فروغ نگریسته شده است و من خواندن این کتاب را هم برای مقلّدان و کاریکاتورهای فروغ که غالبا راه هبا میپویند فایدهمند میدانم، هم برای شاعرانی که با دندانقروچههای آشکار سودای عبور از او را در سر میپرورند و هم کسانی که آرام و ایمن راه خود را میروند. فروغ را باید با حواشیاش دید. با موقعیت تاریخی ویژهای که در آن قرار گرفت و بزنگاهی که بر او آغوش گشود و برکشیدش تا روشنتر دیده شود.
در بخش دوم کتاب، از فروغ فرخزاد شعری نقل شده است به نام «آبتنی». نویسنده نظایر آن در متون ادبی دیگر را پیش چشم آورده است. تنشستن شیرین در خسرو و شیرین نظامی، آبتنی مارال در رمان کلیدر دولتآبادی، تنشویی مریم در شعر توللی، آبتنی در شعری از منوچهر آتشی به نام «زنی از حافظه» و به چشمه فروشدن پری در «یه شب مهتاب» شاملو. سپس شعر فروغ را تحلیل و با نظایرش مقایسه کرده است. این کتاب خواندنی در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات مروارید منتشر شده است.
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/435
#فرهیختگان، ندای آگاهی
کتاب «هم شاعر، هم شعر» همچنین «پنج آبتنی» به لطف مؤلّف آن خانم اقتصادینیا به دستم رسید.
«هم شاعر، هم شعر» دربردارندۀ نکات و تأمّلات و نقدهایی دربارۀ شعر، شخصیت، زندگی و زیست اجتماعی برخی از شاعران معاصر است. از ژاله اصفهانی و فروغ فرخزاد و نیما یوشیج و سهراب و اخوان و منوچهر آتشی و قیصر امینپور تا سلمان هراتی و هوشنگ ایرانی و شاملو و یدالله رویایی. کتابی کمبرگ و خوشخوان که هم دارای نکتهسنجیهایی جالب توجّه، و هم حاوی اطلاعات زندگینامهای است. نثری آراسته و روان دارد و نرم و سبک خواننده را برمیدارد و میبرد تا از زاویۀ درک و دریافت نویسنده، هم شاعر و هم شعر را تماشا کند.
اقتصادینیا کوشیده به خطوطی از چهرۀ محو ژاله اصفهانی نور بپاشد، دلایل ناکامی هوشنگ ایرانی در بهدست آوردن اقبال مردم و جامعۀ ادبی را بشمارد و از زندگی ادبی و اجتماعی منوچهر آتشی بگوید. او همچنین تحوّل تدریجی قیصر امینپور را از آرمانگرایی به واقعگرایی نشان داده و از شعر ایدولوژیک سلمان هراتی گفته است. در بخش دیگر کتاب هم نگاهی به سه شعر از نیما، دو شعر از سهراب، دو شعر از رؤیایی داشته و از شعر «شکاف» احمد شاملو، «میراث» اخوان ثالث و «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد سخن گفته است. کتاب موضوعاتی جالب و متنوّع دارد، اوّلبار در سال ۱۳۹۴ و بار دوم در سال ۱۳۹۸ توسّط نشر مرکز منتشر شده است.
«پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارۀ فروغ فرخزاد» شامل دو بخش میشود. بخش نخست مجموع مقالاتی است که نویسنده تا اکنون دربارۀ زندگی و شخصیت فروغ نوشته است؛ با نامهای «فروغ فرخزاد اسطورهای سترون»، «زندگینامه، بلی یا نه»، «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان»، «فروغ فرخزاد، شخصیت دوقطبی»، «رنج کامیار بودن» و همچنین «افق روشن» که نام یکی از اشعار مشهور احمد شاملوست و به کامیار شاپور (فرزند فروغ فرخزاد) تقدیم شده است. با یادداشت «رنج کامیار بودن» همدل نبودم به این دلیل که نویسنده نقش زن جوانمرگی که از سال ۱۳۴۵ دستش از دنیا کوتاه بوده را در ناخوشاحوالی، زندگی نابهسامان و مرگ غریبانۀ کامیار (۱۳۳۱ تا ۱۳۹۷) دیده ولی اندکسهمی برای پرویز شاپور (۱۳۰۲ تا ۱۳۷۸) که حامی و مربّی اصلی پسرش بوده و پس از درگذشت فروغ، سالهای سال فرصت داشته کنار او و راهنمای او باشد قائل نشده است. با «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» همرأی بودم به این دلیل که اگرچه فروغ را به عنوان زنی که با همان عمر کوتاهش توانست ردّپایی از خود در هستی برجای بگذارد، ارج مینهم و تحسین میکنم ولی بر این گمانم که او نمیتواند برای زن امروز و دیروز و هیچروز الگو باشد. مشکلات روحی، سبک زندگی، استفاده از نفوذ مردانی چون ناصر خدایار و نادرپور برای کسب شهرت، بیرغبتی به کسب درآمد و استقلال مالی، تلاشنکردن برای به دست آوردن حضانت تنها فرزندش کامیار پس از طلاق و... که گرچه مربوط به زندگی خصوصی شاعر است ولی همینها کافی هستند برای اینکه قابلیت الگو بودن، پیشاهنگی و پرچم به دست گرفتن را از او سلب کنند. و اصلا چه لزومی دارد که شاعر الگو دانسته شود؟
اقتصادینیا از دریچهای دیگر فروغ را نگریسته. دریچهای جز آن دریچۀ مألوف که سالها از آن به فروغ نگریسته شده است و من خواندن این کتاب را هم برای مقلّدان و کاریکاتورهای فروغ که غالبا راه هبا میپویند فایدهمند میدانم، هم برای شاعرانی که با دندانقروچههای آشکار سودای عبور از او را در سر میپرورند و هم کسانی که آرام و ایمن راه خود را میروند. فروغ را باید با حواشیاش دید. با موقعیت تاریخی ویژهای که در آن قرار گرفت و بزنگاهی که بر او آغوش گشود و برکشیدش تا روشنتر دیده شود.
در بخش دوم کتاب، از فروغ فرخزاد شعری نقل شده است به نام «آبتنی». نویسنده نظایر آن در متون ادبی دیگر را پیش چشم آورده است. تنشستن شیرین در خسرو و شیرین نظامی، آبتنی مارال در رمان کلیدر دولتآبادی، تنشویی مریم در شعر توللی، آبتنی در شعری از منوچهر آتشی به نام «زنی از حافظه» و به چشمه فروشدن پری در «یه شب مهتاب» شاملو. سپس شعر فروغ را تحلیل و با نظایرش مقایسه کرده است. این کتاب خواندنی در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات مروارید منتشر شده است.
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/435
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
🍀زنده باد یاد دویست هزار شهید جنگ تحمیلی، جانهای عزیزی که امنیت و جان هموطنانشان را عزیزتر از جان خود داشتند.
🍀 جاودان باد یاد ده هزار شهید گمنام و شش هزار مفقودالاثر که هنوز هم چشمهایی منتظر دیدارشانند و دلهایشان فرصت آرام گرفتن در بدرقه و خاکسپاری تن عزیزانشان را نیافتهاست.
🍀 شاد و آرام باد دل چهارصد هزار فرزند و همسر و پدر و مادر شهدا که هنوز زندهاند و دهها سال با رنج فقدان عزیزانشان زندگی کردهاند.
🍀 گرامی باد یاد ششصد هزار جانباز هشت سال دفاع که دهها سال رنج جراحات جنگ بر تن و روحشان را تحمل کردهاند.
🍀 فراموش مباد شکوه ایثار و سهمناکیِ رنجِ صدها جانباز شیمیایی و اعصاب و روان که دهها سال است بیرون از تخت بیمارستان نفس نکشیده و زندگی را نچشیدهاند.
🍀و برای همیشه دور باد از ایرانمان سایهٔ جنگ و تجاوز.
(عکس از ساسان مویدی)
محمدرضا جلاییپور
جان آگه با #فرهیختگان
🍀 جاودان باد یاد ده هزار شهید گمنام و شش هزار مفقودالاثر که هنوز هم چشمهایی منتظر دیدارشانند و دلهایشان فرصت آرام گرفتن در بدرقه و خاکسپاری تن عزیزانشان را نیافتهاست.
🍀 شاد و آرام باد دل چهارصد هزار فرزند و همسر و پدر و مادر شهدا که هنوز زندهاند و دهها سال با رنج فقدان عزیزانشان زندگی کردهاند.
🍀 گرامی باد یاد ششصد هزار جانباز هشت سال دفاع که دهها سال رنج جراحات جنگ بر تن و روحشان را تحمل کردهاند.
🍀 فراموش مباد شکوه ایثار و سهمناکیِ رنجِ صدها جانباز شیمیایی و اعصاب و روان که دهها سال است بیرون از تخت بیمارستان نفس نکشیده و زندگی را نچشیدهاند.
🍀و برای همیشه دور باد از ایرانمان سایهٔ جنگ و تجاوز.
(عکس از ساسان مویدی)
محمدرضا جلاییپور
جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from خشتِ خام | حسین دهباشی (تاریخ آنلاین)
جنگزده
جنگزده؟ این واژه گرچه اکنون کلمه رایجی بین جوانان نیست. اما برای یکنسل قبلتر به معنای نهایتِ "در وطنِ خویش غریب" بودن بود. کافهتاریخ امسال در سالروز آغاز رسمیِ طولانیترین دفاعِ ایمانی و میهنیِ قرن، میزبانِ خاطراتِ تلخ و شیرین اهالی جنگزدههای ایران است.
هرشب و در دو نوبت به تماشای برگزیدهی مستندهای درخشان و انسانمحورِ روایتفتح از آن روزگار پرهیاهو ‐که خدا کند دیگر هرگز تکرار نشود‐ نیز مینشینیم و دربارهشان گفتگو میکنیم.
یکم تا هشتم مهرماهِ ۱۳۹۹/ ساعت ۱۸ تا ۲۲/ خ وصال شیرازی، نرسیده به بلوار کشاورز، بالاتر از ایتالیا، بن بست مریم، کاشی۵، تاریخآنلاین
Channel | @tarikhonline
Channel | @iranoralhistory
جنگزده؟ این واژه گرچه اکنون کلمه رایجی بین جوانان نیست. اما برای یکنسل قبلتر به معنای نهایتِ "در وطنِ خویش غریب" بودن بود. کافهتاریخ امسال در سالروز آغاز رسمیِ طولانیترین دفاعِ ایمانی و میهنیِ قرن، میزبانِ خاطراتِ تلخ و شیرین اهالی جنگزدههای ایران است.
هرشب و در دو نوبت به تماشای برگزیدهی مستندهای درخشان و انسانمحورِ روایتفتح از آن روزگار پرهیاهو ‐که خدا کند دیگر هرگز تکرار نشود‐ نیز مینشینیم و دربارهشان گفتگو میکنیم.
یکم تا هشتم مهرماهِ ۱۳۹۹/ ساعت ۱۸ تا ۲۲/ خ وصال شیرازی، نرسیده به بلوار کشاورز، بالاتر از ایتالیا، بن بست مریم، کاشی۵، تاریخآنلاین
Channel | @tarikhonline
Channel | @iranoralhistory
@Khosousi - 1.Ma Dar Rah-e Eshgh-e To
Shajarian & Mousavi
آذرستون
ما در ره عشق تو
اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی
۱۹ شهریورماه ۱۳۵۹
پالایش یافته به بهترین کیفیت ممکن
به مناسبت زادروز استاد محمد رضا شجریان
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/7ogr4
جان آگه با #فرهیختگان
ما در ره عشق تو
اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی
۱۹ شهریورماه ۱۳۵۹
پالایش یافته به بهترین کیفیت ممکن
به مناسبت زادروز استاد محمد رضا شجریان
دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/7ogr4
جان آگه با #فرهیختگان
ریشه درخاک
(در پاسخ دوستی آزادیخواه و ایران دوست که در سال ۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن مینمود.)
تو از این دشتِ خشکِ تشنه
روزی کوچ خواهی کرد و
اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسردهست.
دلت را خارخارِ ناامیدی
سخت آزردهست.
غمِ این نابسامانی
همه توش و توانت را ز تن بردهست!
تو با خون و عرق،
این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیانکن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک،
دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ ِ این چمن
پیوندِ پنهان است.
تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بیرحمِ بیباران،
تو را این خشکسالیهای پی در پی،
تو را از نیمه ره برگشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند!
تو را هنگامهی شوم شغالان،
بانگ بیتعطیل زاغان،
در ستوه آورد.
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سویِ گندمزار،
طلوع باشکوهش خوشتر از
صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونههای سوخته
از آفتابِ دشت،
تو با آن چهرهی افروخته از آتش غیرت
-که در چشمان من
والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غمباری،
-که روزی چشمهی جوشان شادی بود وُ-
اینک حسرت و افسوس،
بر آن سایه افکندهست، خواهی رفت.
و اشک ِ من تو را بدرود خواهد گفت!
من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاک ِ از آلودگی پاکم.
من اینجا تا نفس باقیست میمانم.
من از اینجا چه میخواهم، نمیدانم!
امیدِ روشنایی
گرچه در این تیرگیها نیست،
من اینجا
باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم.
من اینجا روزی آخر
از دل این خاک، با دست ِ تهی
گل بر میافشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید
سرود فتح میخوانم،
و میدانم
تو روزی باز خواهی گشت!
فریدون مشیری
از دفتر ریشه در خاک
https://t.me/arshivefarhikhtegan/436
جااف
(در پاسخ دوستی آزادیخواه و ایران دوست که در سال ۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن مینمود.)
تو از این دشتِ خشکِ تشنه
روزی کوچ خواهی کرد و
اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسردهست.
دلت را خارخارِ ناامیدی
سخت آزردهست.
غمِ این نابسامانی
همه توش و توانت را ز تن بردهست!
تو با خون و عرق،
این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیانکن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک،
دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ ِ این چمن
پیوندِ پنهان است.
تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بیرحمِ بیباران،
تو را این خشکسالیهای پی در پی،
تو را از نیمه ره برگشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند!
تو را هنگامهی شوم شغالان،
بانگ بیتعطیل زاغان،
در ستوه آورد.
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سویِ گندمزار،
طلوع باشکوهش خوشتر از
صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونههای سوخته
از آفتابِ دشت،
تو با آن چهرهی افروخته از آتش غیرت
-که در چشمان من
والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غمباری،
-که روزی چشمهی جوشان شادی بود وُ-
اینک حسرت و افسوس،
بر آن سایه افکندهست، خواهی رفت.
و اشک ِ من تو را بدرود خواهد گفت!
من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاک ِ از آلودگی پاکم.
من اینجا تا نفس باقیست میمانم.
من از اینجا چه میخواهم، نمیدانم!
امیدِ روشنایی
گرچه در این تیرگیها نیست،
من اینجا
باز در این دشتِ خشکِ تشنه میرانم.
من اینجا روزی آخر
از دل این خاک، با دست ِ تهی
گل بر میافشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید
سرود فتح میخوانم،
و میدانم
تو روزی باز خواهی گشت!
فریدون مشیری
از دفتر ریشه در خاک
https://t.me/arshivefarhikhtegan/436
جااف
Telegram
آرشیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صدای تو را دوست دارم
صدای تو، از آن و از جاودان میسراید
صدای تو از لالهزاران که در یاد
میآید
صدای تو را
رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم
جهان در صدای تو آبی ست
و زیر و بم هر چه از اصفهان
در صدای تو آبی ست.
و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی ست
#فرهیختگان آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد محمد رضا شجریان دارد
صدای تو را دوست دارم
صدای تو، از آن و از جاودان میسراید
صدای تو از لالهزاران که در یاد
میآید
صدای تو را
رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم
جهان در صدای تو آبی ست
و زیر و بم هر چه از اصفهان
در صدای تو آبی ست.
و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی ست
#فرهیختگان آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد محمد رضا شجریان دارد