فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
42_پارادایم_نوین_پژوهش_در_علوم_انسانی.docx
24.9 KB
جستاری انتقادی درخصوص پژوهش در حوزه علوم انسانی در ایران

علی خورسندی طاسکوه
دانشگاه علامه طباطبایی

مطلب رسیده


جان آگه با #فرهیختگان
#خبرانتشارکتاب

الفاظ و اشیا؛ باستان‌شناسی علوم انسانی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۵۱۰ صفحه، ۸۷ هزار تومن

ترجمه‌ای از کتاب Les mots et les choses

فاطمه ولیانی پیش از این کتاب «تولد پزشکی بالینی» از فوکو را هم برای نشر ماهی ترجمه کرده بود که چاپ دوم آن هم همزمان با ترجمه جدیدش منتشر شده:

تولد پزشکی بالینی / میشل فوکو، ترجمه فاطمه ولیانی / نشر ماهی، ۳۰۰ صفحه، ۴۵ هزار تومن

برای سفارش کتاب‌ها می‌توانید به @bahmanbooks پیغام بدهید.
.
فرهیختگان
درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند ✍️ آرش نراقی 🔅متأسفانه بسیاری از زنانی که پرچم مبارزه با تعرّض مردان به حریم و حقوق زنان را برمی افرازند، خود از برقراری مناسبات جنسی با مردان متأهل ابایی ندارند. این زنان که گاه خود نیز متأهل هستند، آگاهانه و عامدانه…
یک بام و دو هوای روشنفکران
آرزو بالازاده

📍اخیرا متن بلندبالایی از دکتر آرش نراقی در فضای مجازی دست به دست میشود .‌ مطلبی که از دید فعالان مسائل زنان ، جای نقد و نظر بسیار دارد ، متنی تحت عنوان : زنان شریک نظام مردسالار .

📍صد البته که نظام مردسالار شرکای زیادی دارد اما شاخص ترین شریک این نظام ظالمانه ، زنان نیستند بلکه به قول فروغ فرخزاد" انبوه بی تحرک روشنفکران" اند که یک بام دارند و دو هوا . مدام بر طبل استانداردهای دوگانه می کوبند و نعل وارونه میزنند .

📍داعیه مساوات طلبی و برابری خواهی شان به آسمان چهارم می رسد اما به زن که می رسند پیاده و زمین گیرند .

📍بخش آخر اشارات و تنبیهات جناب نراقی در مورد روابط فروغ فرخزاد شاهدِ از غیب رسیده است . ابدا کاری به روابط جنسی آزاد فروغ و بحث فاعلیت و عاملیت ندارم کسان زیادی هستند که بهتر از من در این مورد خواهند نوشت .
اما آن قسمت از متن جناب نراقی عزیز را که مناسبات عاشقانه زنانه را مردود و مطرود دانسته اند بسیار مردسالارانه یافتم . گویا از قضا سرکنگبین صفرا فزوده و اصرار زیاده از حد بر قراردادهای حقوقی اجتماعی و اخلاقی منبعث از آن ، اصلی ترین حق زن برای دوست داشتن و عاشق شدن را تحت فشار " فضله های فاضل روشنفکر " زیر پا له می کند .

📍آرش نراقی جانمایه ای عرفانی و دل انگیز دارد .‌ به نظر میرسد بیش از آن که ادم کسب باشد اهل کشف و شهود است .خود او سالها پیش نوشته است که عشق بازی هنر آیینه بازی است . نوشته است که میانه ی گلِ دلِ آدم آیینه کار گذاشته اند .‌ نراقی مدعی است حضور امر مقدس در فاصله میان دو انسان رخ می نمایاند .دو انسان که آیینه های جان خود را روبروی هم قرار داده باشند و عاشق هم شده باشند .

📍اما به طرز عجیبی گویا چیزی که در ذهن اوست مردانه است .او رابطه عاشقانه فروغ فرخزاد را با ابراهیم گلستان یک رابطه رسوا معنی میکند نه یک رابطه عاشقانه آزاد و خلاق .

📍مولوی می تواند وارد یک قمار عاشقانه شود و دل و دین و عقل و هوشش را به تمامی به باد بدهد و فروغ نمی تواند ؟ پس واقعا چه چیزی یا چه کسی به فروغ تلقین شعر میکند به جز تجربه دمادم عاشقی ؟
چه چیزی فروغ را به رویای ناخودآگاه شاعرانه پیوند می زند جز نیروی عشق ؟

📍یک تاریخ ادبیات آکنده است از عشقبازی و شاهدبازی .‌ از اوصاف خال و خط و سبزه تا سیب زنخدان و نار پستان . اما تا به حال هیچکس مدعی نفر سوم رابطه هیچکدام نبوده است . کسی از آه سرد و سوز درد زنان اندرونی و اخلاق تعلیق شده توسط مردان شاعر پیشه شان چیزی ننوشته .

📍 اما به فروغ که می رسند رگ گردن هاست که یکسره آماس می کند و بالا می زند . شاید از دید اینها عاشقی اتفاقی مردانه است .

📍نه نیست جناب نراقی . به رغم مدعانی که منع عشق کنند زنان هم عاشق می شوند . چه مجرد باشند چه متاهل باور ندارید دعوتتان میکنم به شنیدن روایتگری دکتر حسن محدثی در عاشقی زنان .

📍جناب نراقی بهتر از ما می دانید که عشق آمدنی است ‌. هیچ محکمه ای هیچ انسانی را در فعلی که بر آن اختیاری ندارد محکوم نمی کند . شما هم نکنید .

📍فروغ از انسان "پوک پر از اعتماد " به زنان ساده کامل پناه می برد . همانها که در میان گریبانشان هوا همیشه به بوی شیر تازه می آمیزد همانها که از خنیاگر فلک ، از زهره درس عشق می گیرند و سر آخر به این باور می رسد که : هرگز نگفته اند که زن باید عاشق باشد و مرد لایق عشق را ، این واجب ترین سانسور کرده‌اند!من سال‌ها با این خرافه جنگیدم تا فهمیدم که :
بی‌عشق نه گیسوان بلندم زیباست
و نه چشمانِ سیاهم…!/ زن‌روز


#فرهیختگان، ندای آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یاد پرویز مشکاتیان
دیروز سالروز مرگ پرویز مشکاتیان بود

بیداد

آهنگساز: پرویز مشکاتیان
سنتور: برفین جعفرزاده
تار: آتنا شیخی
عود: معصومه خانکشی زاده
تنبک: افرا اصلان


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
دو کتاب از سایه اقتصادی‌نیا

کتاب «هم شاعر، هم شعر» همچنین «پنج آبتنی» به لطف مؤلّف آن خانم اقتصادی‌نیا به دستم رسید.
«هم شاعر، هم شعر» دربردارندۀ نکات و تأمّلات و نقدهایی دربارۀ شعر، شخصیت، زندگی و زیست اجتماعی برخی از شاعران معاصر است. از ژاله اصفهانی و فروغ فرخزاد و نیما یوشیج و سهراب و اخوان و منوچهر آتشی و قیصر امین‌پور تا سلمان هراتی و هوشنگ ایرانی و شاملو و یدالله رویایی. کتابی کم‌برگ و خوش‌خوان که هم دارای نکته‌سنجی‌هایی جالب توجّه، و هم حاوی اطلاعات زندگی‌نامه‌ای است. نثری آراسته و روان دارد و نرم و سبک خواننده را برمی‌دارد و می‌برد تا از زاویۀ درک و دریافت نویسنده‌‌، هم شاعر و هم شعر را تماشا کند.
اقتصادی‌نیا کوشیده به خطوطی از چهرۀ محو ژاله اصفهانی نور بپاشد، دلایل ناکامی هوشنگ ایرانی در به‌دست آوردن اقبال مردم و جامعۀ ادبی را بشمارد و از زندگی ادبی و اجتماعی منوچهر آتشی بگوید. او همچنین تحوّل تدریجی قیصر امین‌پور را از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی نشان داده و از شعر ایدولوژیک سلمان هراتی گفته است. در بخش دیگر کتاب هم نگاهی به سه شعر از نیما، دو شعر از سهراب، دو شعر از رؤیایی داشته و از شعر «شکاف» احمد شاملو، «میراث» اخوان ثالث و «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد سخن گفته است. کتاب موضوعاتی جالب و متنوّع دارد، اوّل‌بار در سال ۱۳۹۴ و بار دوم در سال ۱۳۹۸ توسّط نشر مرکز منتشر شده است.

«پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارۀ فروغ فرخزاد» شامل دو بخش می‌شود. بخش نخست مجموع مقالاتی است که نویسنده تا اکنون دربارۀ زندگی و شخصیت فروغ نوشته است؛ با نام‌های «فروغ فرخزاد اسطوره‌ای سترون»، «زندگی‌نامه، بلی یا نه»، «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان»، «فروغ فرخزاد، شخصیت دوقطبی»، «رنج کامیار بودن» و همچنین «افق روشن» که نام یکی از اشعار مشهور احمد شاملوست و به کامیار شاپور (فرزند فروغ فرخزاد) تقدیم شده است. با یادداشت‌ «رنج کامیار بودن» همدل نبودم به این دلیل که نویسنده نقش زن جوانمرگی که از سال ۱۳۴۵ دستش از دنیا کوتاه بوده را در ناخوش‌احوالی، زندگی نابه‌سامان و مرگ غریبانۀ کامیار (۱۳۳۱ تا ۱۳۹۷) دیده ولی اندک‌سهمی برای پرویز شاپور (۱۳۰۲ تا ۱۳۷۸) که حامی و مربّی اصلی پسرش بوده و پس از درگذشت فروغ، سال‌های سال فرصت داشته کنار او و راهنمای او باشد قائل نشده است. با «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» هم‌رأی بودم به این دلیل که اگرچه فروغ را به عنوان زنی که با همان عمر کوتاهش توانست ردّپایی از خود در هستی برجای بگذارد، ارج می‌نهم و تحسین می‌کنم ولی بر این گمانم که او نمی‌تواند برای زن امروز و دیروز و هیچ‌روز الگو باشد. مشکلات روحی‌، سبک زندگی‌‌، استفاده از نفوذ مردانی چون ناصر خدایار و نادرپور برای کسب شهرت، بی‌رغبتی‌ به کسب درآمد و استقلال مالی، تلاش‌نکردن برای به دست آوردن حضانت تنها فرزندش کامیار پس از طلاق و... که گرچه مربوط به زندگی خصوصی شاعر است ولی همین‌ها کافی هستند برای اینکه قابلیت الگو بودن، پیشاهنگی و پرچم به دست گرفتن را از او سلب کنند. و اصلا چه لزومی دارد که شاعر الگو دانسته شود؟
اقتصادی‌نیا از دریچه‌ای دیگر فروغ را نگریسته. دریچه‌ای جز آن دریچۀ مألوف که سال‌ها از آن به فروغ نگریسته شده است و من خواندن این کتاب را هم برای مقلّدان و کاریکاتورهای فروغ که غالبا راه هبا می‌پویند فایده‌مند می‌دانم، هم برای شاعرانی که با دندان‌قروچه‌های آشکار سودای عبور از او را در سر می‌پرورند و هم کسانی که آرام و ایمن راه خود را می‌روند. فروغ را باید با حواشی‌اش دید. با موقعیت تاریخی‌ ویژه‌ای که در آن قرار گرفت و بزنگاهی که بر او آغوش گشود و برکشیدش تا روشن‌تر دیده شود.
در بخش دوم کتاب، از فروغ فرخزاد شعری نقل شده است به نام «آبتنی». نویسنده نظایر آن در متون ادبی دیگر را پیش چشم آورده‌ است. تن‌شستن شیرین در خسرو و شیرین نظامی، آبتنی مارال در رمان کلیدر دولت‌آبادی، تن‌شویی مریم در شعر توللی، آبتنی در شعری از منوچهر آتشی به نام «زنی از حافظه» و به چشمه فروشدن پری در «یه شب مهتاب» شاملو. سپس شعر فروغ را تحلیل و با نظایرش مقایسه کرده‌ است. این کتاب خواندنی در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات مروارید منتشر شده است.

عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/435


#فرهیختگان، ندای آگاهی
‏ﻣﻦ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ
ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﮑﻠﻪ‌ﯼ خرمشهر
ﻋﮑﺲ فرزند ﺳﺮﺑﺎﺯﺵ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼ شط
ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

مهدی‌وزیربانی

📷سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹ شروع جنگ‌و‌چشم‌انتظاری هزاران مادر
🍀زنده باد یاد دویست هزار شهید جنگ تحمیلی، جان‌های عزیزی که امنیت و جان هم‌وطنان‌شان را عزیزتر از جان خود داشتند.

🍀 جاودان باد یاد ده هزار شهید گمنام و شش هزار مفقودالاثر که هنوز هم چشم‌هایی منتظر دیدارشانند و دل‌هایشان فرصت آرام گرفتن ‌در بدرقه و خاکسپاری تن‌ عزیزانشان را نیافته‌است.

🍀 شاد و آرام باد دل چهارصد هزار فرزند و همسر و پدر و مادر شهدا که هنوز زنده‌اند و ده‌ها سال با رنج فقدان عزیزانشان زندگی کرده‌اند.

🍀 گرامی باد یاد ششصد هزار جانباز هشت سال دفاع که ده‌ها سال رنج جراحات جنگ بر تن و روحشان را تحمل کرده‌اند.

🍀 فراموش مباد شکوه ایثار و سهم‌ناکیِ رنجِ صدها جانباز شیمیایی و اعصاب و روان که ده‌ها سال است بیرون از تخت بیمارستان نفس نکشیده‌ و زندگی را نچشیده‌اند.

🍀و برای همیشه دور باد از ایران‌مان سایهٔ جنگ و تجاوز.

(عکس از ساسان مویدی)
محمدرضا جلایی‌پور


جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from خشتِ خام | حسین دهباشی (تاریخ آنلاین)
جنگ‌زده

‏جنگ‌زده؟ این واژه گرچه اکنون کلمه رایجی بین جوانان نیست. اما برای یک‌نسل قبل‌تر به معنای نهایتِ "در وطنِ خویش غریب" بودن بود.‌ کافه‌تاریخ امسال در سال‌روز آغاز رسمیِ طولانی‌ترین دفاعِ ایمانی و میهنیِ قرن، میزبانِ خاطراتِ تلخ و شیرین اهالی جنگ‌زده‌های ایران است.

هرشب و در دو نوبت به تماشای برگزیده‌ی مستندهای درخشان و انسان‌محورِ روایت‌فتح از آن روزگار پرهیاهو ‐که خدا کند دیگر هرگز تکرار نشود‐ نیز می‌نشینیم و درباره‌شان گفتگو می‌کنیم.

یکم تا هشتم‌ مهرماهِ ۱۳۹۹/ ساعت ۱۸ تا ۲۲/ خ وصال شیرازی، نرسیده به بلوار کشاورز، بالاتر از ایتالیا، بن بست مریم، کاشی۵، تاریخ‌آنلاین

Channel | @tarikhonline
Channel | @iranoralhistory
@Khosousi - 1.Ma Dar Rah-e Eshgh-e To
Shajarian & Mousavi
آذرستون

ما در ره عشق تو

اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی

۱۹ شهریورماه ۱۳۵۹

پالایش یافته به بهترین کیفیت ممکن

به مناسبت زادروز استاد محمد رضا شجریان

دانلود از سایت خصوصی:
Khosousi.com/7ogr4


جان آگه با #فرهیختگان
Rape.pdf
180.4 KB
مقاله «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی»، آرش نراقی، آگوست ۲۰۰۹


#فرهیختگان، ندای آگاهی
ریشه درخاک

(در پاسخ دوستی آزادی‌خواه و ایران دوست که در سال ۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن می‌نمود.)

تو از این دشتِ خشکِ تشنه
روزی کوچ خواهی کرد و
اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده‌ست.
دلت را خارخارِ ناامیدی
سخت آزرده‌ست.
غمِ این نابسامانی
همه توش و توانت را ز تن برده‌ست!


تو با خون و عرق،
این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان‌کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک،
دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ ِ این چمن
پیوندِ پنهان است.

تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی‌رحمِ بی‌باران،
تو را این خشکسالی‌های پی در پی،
تو را از نیمه ره برگشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند!
تو را هنگامه‌ی شوم شغالان،
بانگ بی‌تعطیل زاغان،
در ستوه آورد.


تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سویِ گندم‌زار،
طلوع باشکوهش خوش‌تر از
صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونه‌های سوخته
از آفتابِ دشت،
تو با آن چهره‌ی افروخته از آتش غیرت
-که در چشمان من
والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غم‌باری،
-که روزی چشمه‌ی جوشان شادی بود وُ-
اینک حسرت و افسوس،
بر آن سایه افکنده‌ست، خواهی رفت.
و اشک ِ من تو را بدرود خواهد گفت!


من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاک ِ از آلودگی پاکم.
من اینجا تا نفس باقی‌ست می‌مانم.
من از اینجا چه می‌خواهم، نمی‌دانم!
امیدِ روشنایی
گرچه در این تیرگی‌ها نیست،
من اینجا
باز در این دشتِ خشکِ تشنه می‌رانم.
من اینجا روزی آخر
از دل این خاک، با دست ِ تهی
گل بر می‌افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید
سرود فتح می‌خوانم،
و می‌دانم
تو روزی باز خواهی گشت!
‌
فریدون مشیری
از دفتر ریشه در خاک
‌https://t.me/arshivefarhikhtegan/436


جااف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
‌صدای تو را دوست دارم
صدای تو، از آن و از جاودان می‌سراید
صدای تو از لاله‌زاران که در یاد
می‌آید
صدای تو را
رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم
جهان در صدای تو آبی ‌ست
و زیر و بم هر چه از اصفهان
در صدای تو آبی ست.
و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی ست‌
‌‌
‌
#فرهیختگان آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد محمد رضا شجریان دارد
من کیستم و من چیستم در پارادایم انسانشناسی اورینتالیستی

ما نیازمندیم دو مقام "کیستی" و "چیستی" را از هم تمییز دهیم. زیرا عدم درک تمایز بین این دو مقام نتیجه اش می شود فلسفیدن در مقام چیستی که به عنوان تفلسف در مقام کیستی صورتبندی می شود. این سخن به چه معناست؟ دکتر نعمت اله فاضلی در کتاب "زندگی سراسر فهم مسئله است" (فاضلی، ۱۳۹۹) تلاش می کند تجربه ایرانی خود را بفلسفد. من عامداً می گویم که او در این اثر تفلسف کرده است تا بر این نکته پافشاری کنم که اثری از اتنوگرافی و ردپایی از آنتروپولوژی در این نوشته ها نیست بل تلاشی است برای فلسفیدن در باب "تجربه ایرانی" از تجدد. به نظرم این تلاش فی نفسه کاری مذموم نیست و این حق هر اندیشمندی است که آنگونه که می خواهد و می تواند بیاندیشد و بنویسد. اما آنچه باید مورد نقد قرار گیرد این است که او بین دو مقام "چیستی" و "کیستی" نتوانسته است تمایز قائل گردد و این عدم توانایی را نه تنها به آن خودآگاهی ندارد بل حتی نمی داند که چرا در ذیل پارادایمی که قرار گرفته است امکان طرح فهم از تجربه ایرانی وجود ندارد. به عبارت صریح تر، من کیستم را نمی توانی از "دیگری" بپرسی بل باید آن را در خود جستجو کنی. به عنوان مثال، هیچ انگلیسی برای فهم کیستی هویت خویش به برداشت نویسندگان ایرانی رجوع نمی کند تا کیستی خویش را دریابد ولی متفکران ایرانی دائماً برای فهم کیستی خویش به صورتبندی های اروپائیان رجوع می کنند و مقولات مفهومی آنان را در طرحواره های نظری خویش به کار می گیرند. آنچه ما از "گفتمان سواس" و "روایت های اورینتالیستی" و "خوانش تاپر" می گیریم "من کیستم" نیست بل "من چیستم" است. به سخن دیگر، در روایت تاپر که فاضلی ذیل آن مقولات خود از تجربه تجدد ایرانی را صورتبندی کرده است "من چیستم" است و در مقام چیستی ما از ابژه وارگی شئی ایرانی در نسبت با فاعل اروپایی می پرسیم و در این مقام اطلاعات عظیمی رشته های گوناگون اورینتالیسم در "مدرسه سواس" به ما می دهد ولی خبط خواهیم کرد اگر این اطلاعات بیشمار چیستی را به مثابه پرسش از کیستی بپنداریم. زیرا گفتمان اورینتالیستی ذیل عقل دکارتی کوجیتو صورتبندی شده است که تمامی مسائل را ذیل امر شناخت می جوید در حالیکه "مسئله بنیادین" منِ ایرانی اپیستمولوژیک نیست بل انتولوژیک است. به تعبیر دیگر، زندگی "سراسر فهم مسئله" ذیل گفتمان اورینتالیسمی (پرسش از نسبت من با سوژه اروپایی) نیست بل زندگی بیش از پرسش از نسبت من با دیگری اروپایی است. اگر پوپر می گوید "زندگی سراسر حل مسئله است" او این پرسش را در مقام کیستی صورتبندی می کند ولی فاضلی در مقام چیستی قرار گرفته است و پرسش از مقام کیستی می کند و این "مقام کیستی" منِ ایرانی و سوژه ایرانی نیست بل صورتش ایرانی است و محتوایش اورینتالیسمی است. به عبارت دیگر، فاضلی پرسش مبنایی طرح نکرده است و صرفاً دغدغه پوپر را مثله کرده است و مانند بسیاری از پروژه های مونتاژ ایرانی -به تعبیر داریوش شایگان- "گند زده است" به سلسله مراتب علوم و مدارج ادراک. به قول حکماء، هر مرتبه از وجود حکمی دارد و یقینناً هر مرتبه از علوم نیز مراتبی دارد و اگر مرتبت کیستی و چیستی را درک نکنی پرسش هایت نیز طوطی وار خواهد بود. به قول شیخ محمود شبستری

گر حفظ مراتب نکنی زندیقی



سیدجوادمیری


#فرهیختگان صدای فرزانگان
@DrNematallahFazeli-مردم شناسی ایران
فایل صوتی گفتگوی لایو با نعمت الله فاضلی با موضوع

آشفتگی و شوریدگی: مباحثی درباره مردم شناسی ایران و کشورهای اسلامی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ته تغاریِ ابلیس!

محمّدحسین کریمی‌پور

یک روز شیطانکِ‌ تازه کاری رفت پیش حضرت ابلیس. دست از پا درازتر از پروژه تباه کردن یک روستا بر می گشت. نالید: “ آقا جون! باز گند زدم. بر و بچ صدام میکنن فرشته! دستم بدامنت.”
ابلیس خاطرِ ته تغاری را میخواست. گفت: “من پنجاه هزار ساله تو این راسته، کاسبم. صد تا گواهی ثبت اختراع دارم. ریختمشون تو اون کیسه. دست کن یکی را در آر.”
شیطانک‌ پنجول چرکش را کرد توی جوال و یکی در آورد و‌خواند: “اسمه من الرحمن و رسمه من الشیطان !”
هاج و واج‌ پرسید :”خوب ! یعنی چی؟” ابلیس گفت : “خاک بر سرت که عربی هم نمی دانی. لاتین، عربی ، عبری، انگلیسی و فرانسه پیش نیاز دبستانت نبود؟” این روزها، آموزش و‌ پرورش، حتی در درکات جهنم، کارش را درست انجام نمی دهد.

اما به هر حال این توده متعفن، این خنگ مادرزاد، این ابله بیسواد، نوه گوگولیش بود. لذا آنجایش را خاراند و مثل یک آموزگار حرفه ای گفت: “بذار یک‌مثال بزنم. وقف کاسبی ما را مختل می کند. وقف از در جامعه بیاید، ما باید از پنجره برویم. اما این قاعده می گوید تو‌میتوانی وقف را حفظ کنی، برایش اداره و تشکیلات بزنی، سرود بسازی و تبلیغ هم بکنی. ولی با موقوفات، مثل ارث پدرت رفتار کنی و نیت واقف، پشم‌کلاهت هم نباشد. کاری کنی فضای وقف بشود محیط بگیر و ببند و معامله و صفا. نورِ وقف را بکنی ظلمات ثلاث. ظاهرش رحمانی بماند ولی باطنش را بچرخانی سمتِ حاجیت، شیطان! “ شیطانک هاج و‌ واج خرناس کشید: “داریم یه همچی جایی؟” جواب شنید:”داریم! ‌میفرستم ببینی.”ً

عزازیل جایش را رو‌ پشتی عوض کرد و ادامه داد: “یا مثلا سلطنت! من دوست دارم یک نفر جبار، دمار از روزگار یک ملتی در آورد. منفعتِ یک نرون یا استالین از صد جنگ فرقه ای یا یک کرور مرکز لهو لعب بیشترست. امروز جمهوری و‌دموکراسی می خواهند؟ تو هم بشو‌ جمهوریخواه و‌ضد بردگی! ولی نرم نرمک‌مردم را بجایی برسان که مجبور باشند بین آدمهایی که خان میگوید چار نفر که خان میخواهد را انتخاب کنند و آنها هم مجبور باشند آنچه خان میخواهد را بلغور کنند. کاری کن خان را بپرستند. در شناسنامه شهروندان آزاد باشند ، در عمل بردگان اسیر! افتاد ؟ “
شیطانک دماغش را بالا کشید و اظهار فضل کرد : “تو درسهامون بود. بهش میگن شوروی .“ پیرمرد جهاندیده با غرور پاسخ داد: “نو ترشم دارم. میفرستمت ببینی.”

“یا ترس از خدا! “ شیطان بود که می گفت: “ همه اش از خدا و‌معاد و اخلاق و مذهب و‌خیر و‌احسان بگو. یک کلام از شیطنت و‌کفر و فسق مگو. اصلا درس اخلاق بذار. شرح قبر و قیامت بنویس در شصت و هفت جلد.”
شیطانک حسابی کلافه بود : "آقا جون ، مگه دیوانه ام که از خدا و قیامت و اخلاق بگم؟ ناسلامتی شیطانیم! غیرت داریم.“
ابلیس گفت: “ ابله ِ مشنگ! از خدا و قیامت گفتن خطرناک نیست. باور به حضور خدای عادل و باور عملی به معادست که سمّ است. نصفِ کتب اخلاقِ نظری تالیف شخص من است. باور این مزخرفات و تلاش برای تمرین اخلاق عملیست که ضرر دارد.باید همانجور که درس اخلاق می دهی عملا جا بندازی که برای حفظ منفعت میشه هر حلال و حروم و جنایتی کرد. وقتی راهبان و بزرگان و‌معلمان اخلاق در عمل نشان دادند که مصلحت، وسیله را توجیه می کند، کارت را تمام کرده ای. لامصب صاحاب، مثل آنفلونزا، مسری است.“

ابلیس سر کیف بود. ده مثال زد و وعده داد نوه تحفه اش را جایی بفرستد که در عمل، نمونه های عملی را ببیند. آخر جلسه، آقا بزرگ زد روی آیفون و‌ به منشی گفت : “برای این بچه یک بلیط بگیر دو‌هفته برود فلانجا. حواست باشد پنج هزار تا نقد هم بهش بدی. یک جهنم دره ایست که نه مستر کارت کار میکنه نه ویزا کارت!”



جان آگه با #فرهیختگان
DrMardihaFalsafeSiyaasiDarGharb
<unknown>
«فلسفۀ سیاسی در غرب»

کارگاه یک روزهٔ آنلاین

سخنرانی مرتضی مردیها همراه با پرسش و پاسخ



جان آگه با #فرهیختگان
مک_فارلین_تفرشی_دزفولی_انصاف_نیوز_متن_کاملdocx.pdf
1.1 MB
متن کامل گفتگوی اینترنتی مجید تفرشی با مهدی دزفولی در موضوع ماجرای مک فارلین

ایران کنترا و نقد و بررسی فیلم مستند قمار، در همین موضوع.
بازنویسی و بازنشر مکتوب این گفتگوی طولانی، به کوشش و همت سایت خبری- تحلیلی انصاف نیوز انجام شده است


#فرهیختگان، ندای آگاهی
دستور غیر الزامی بودن حجاب در عربستان صادر شد

‏وزارت کشور عربستان با صدور دستورالعملی فوری برخورد با زنان بی‌حجاب را از ۲۳ سپتامبر (روز ملی) ممنوع اعلام کرد.
‏فعلا این دستورالعمل شامل مکه و مدینه نمی‌شود.
‏این دستور در راستای برنامه اصلاحات ولیعهد سعودی صادر شده است./سحام نیوز


#فرهیختگان صدای فرزانگان
پارسی‌شناسی

تارنمای پارسی‌شناسی امروز رسما آغاز به کار کرد. در این تارنما، که دانشنامه‌ی برخط زبان و ادبیات است و محیط و امکاناتی مانند ویکی‌پدیای فارسی دارد، بنا داریم مقالات و مدخل‌هایی تخصصی در حوزه‌ی زبان و ادبیات فارسی، زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران در دسترس همگان قرار دهیم. از تفاوت‌های این دانشنامه با ویکی‌پدیا و تارنماهای مشابه علاوه بر اختصاص آن به زبان و ادبیات می‌توان به مشخص بودن نام نویسنده‌ی هر مقاله/ مدخل و وجود امکان ویرایش تنها برای سرویراستار و هیئت تحریریه اشاره کرد. البته پارسی‌شناسی علاوه بر دانشنامه‌نویسی ان‌شاءالله در آینده در حوزه‌های دیگری نیز فعالیت خواهد داشت. همراهی و همکاری پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه‌ی زبان و ادبیات مایه‌ی افتخار و دلگرمی‌مان خواهد بود.

منوچهر فروزنده فرد
(گرداننده و سرویراستار تارنمای پارسی‌شناسی)

https://parsishenasi.ir/wiki