فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
Rape.pdf
180.4 KB
مقاله «تجاوز جنسی یا هتک کرامت جسمانی»، آرش نراقی، آگوست ۲۰۰۹


#فرهیختگان، ندای آگاهی
ریشه درخاک

(در پاسخ دوستی آزادی‌خواه و ایران دوست که در سال ۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن می‌نمود.)

تو از این دشتِ خشکِ تشنه
روزی کوچ خواهی کرد و
اشک من تو را بدرود خواهد گفت.
نگاهت تلخ و افسرده‌ست.
دلت را خارخارِ ناامیدی
سخت آزرده‌ست.
غمِ این نابسامانی
همه توش و توانت را ز تن برده‌ست!


تو با خون و عرق،
این جنگلِ پژمرده را رنگ و رمق دادی.
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان‌کن در افتادی.
تو را کوچیدن از این خاک،
دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ ِ این چمن
پیوندِ پنهان است.

تو را این ابرِ ظلمت گسترِ بی‌رحمِ بی‌باران،
تو را این خشکسالی‌های پی در پی،
تو را از نیمه ره برگشتن یاران،
تو را تزویر غمخواران،
ز پا افکند!
تو را هنگامه‌ی شوم شغالان،
بانگ بی‌تعطیل زاغان،
در ستوه آورد.


تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سویِ گندم‌زار،
طلوع باشکوهش خوش‌تر از
صد تاج خورشید است؛
تو با آن گونه‌های سوخته
از آفتابِ دشت،
تو با آن چهره‌ی افروخته از آتش غیرت
-که در چشمان من
والاتر از صد جامِ جمشید است،
تو با چشمانِ غم‌باری،
-که روزی چشمه‌ی جوشان شادی بود وُ-
اینک حسرت و افسوس،
بر آن سایه افکنده‌ست، خواهی رفت.
و اشک ِ من تو را بدرود خواهد گفت!


من اینجا ریشه در خاکم.
من اینجا عاشقِ این خاک ِ از آلودگی پاکم.
من اینجا تا نفس باقی‌ست می‌مانم.
من از اینجا چه می‌خواهم، نمی‌دانم!
امیدِ روشنایی
گرچه در این تیرگی‌ها نیست،
من اینجا
باز در این دشتِ خشکِ تشنه می‌رانم.
من اینجا روزی آخر
از دل این خاک، با دست ِ تهی
گل بر می‌افشانم.
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه،
چون خورشید
سرود فتح می‌خوانم،
و می‌دانم
تو روزی باز خواهی گشت!
‌
فریدون مشیری
از دفتر ریشه در خاک
‌https://t.me/arshivefarhikhtegan/436


جااف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌
‌صدای تو را دوست دارم
صدای تو، از آن و از جاودان می‌سراید
صدای تو از لاله‌زاران که در یاد
می‌آید
صدای تو را
رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم
جهان در صدای تو آبی ‌ست
و زیر و بم هر چه از اصفهان
در صدای تو آبی ست.
و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی ست‌
‌‌
‌
#فرهیختگان آرزوی سلامتی و تندرستی برای استاد محمد رضا شجریان دارد
من کیستم و من چیستم در پارادایم انسانشناسی اورینتالیستی

ما نیازمندیم دو مقام "کیستی" و "چیستی" را از هم تمییز دهیم. زیرا عدم درک تمایز بین این دو مقام نتیجه اش می شود فلسفیدن در مقام چیستی که به عنوان تفلسف در مقام کیستی صورتبندی می شود. این سخن به چه معناست؟ دکتر نعمت اله فاضلی در کتاب "زندگی سراسر فهم مسئله است" (فاضلی، ۱۳۹۹) تلاش می کند تجربه ایرانی خود را بفلسفد. من عامداً می گویم که او در این اثر تفلسف کرده است تا بر این نکته پافشاری کنم که اثری از اتنوگرافی و ردپایی از آنتروپولوژی در این نوشته ها نیست بل تلاشی است برای فلسفیدن در باب "تجربه ایرانی" از تجدد. به نظرم این تلاش فی نفسه کاری مذموم نیست و این حق هر اندیشمندی است که آنگونه که می خواهد و می تواند بیاندیشد و بنویسد. اما آنچه باید مورد نقد قرار گیرد این است که او بین دو مقام "چیستی" و "کیستی" نتوانسته است تمایز قائل گردد و این عدم توانایی را نه تنها به آن خودآگاهی ندارد بل حتی نمی داند که چرا در ذیل پارادایمی که قرار گرفته است امکان طرح فهم از تجربه ایرانی وجود ندارد. به عبارت صریح تر، من کیستم را نمی توانی از "دیگری" بپرسی بل باید آن را در خود جستجو کنی. به عنوان مثال، هیچ انگلیسی برای فهم کیستی هویت خویش به برداشت نویسندگان ایرانی رجوع نمی کند تا کیستی خویش را دریابد ولی متفکران ایرانی دائماً برای فهم کیستی خویش به صورتبندی های اروپائیان رجوع می کنند و مقولات مفهومی آنان را در طرحواره های نظری خویش به کار می گیرند. آنچه ما از "گفتمان سواس" و "روایت های اورینتالیستی" و "خوانش تاپر" می گیریم "من کیستم" نیست بل "من چیستم" است. به سخن دیگر، در روایت تاپر که فاضلی ذیل آن مقولات خود از تجربه تجدد ایرانی را صورتبندی کرده است "من چیستم" است و در مقام چیستی ما از ابژه وارگی شئی ایرانی در نسبت با فاعل اروپایی می پرسیم و در این مقام اطلاعات عظیمی رشته های گوناگون اورینتالیسم در "مدرسه سواس" به ما می دهد ولی خبط خواهیم کرد اگر این اطلاعات بیشمار چیستی را به مثابه پرسش از کیستی بپنداریم. زیرا گفتمان اورینتالیستی ذیل عقل دکارتی کوجیتو صورتبندی شده است که تمامی مسائل را ذیل امر شناخت می جوید در حالیکه "مسئله بنیادین" منِ ایرانی اپیستمولوژیک نیست بل انتولوژیک است. به تعبیر دیگر، زندگی "سراسر فهم مسئله" ذیل گفتمان اورینتالیسمی (پرسش از نسبت من با سوژه اروپایی) نیست بل زندگی بیش از پرسش از نسبت من با دیگری اروپایی است. اگر پوپر می گوید "زندگی سراسر حل مسئله است" او این پرسش را در مقام کیستی صورتبندی می کند ولی فاضلی در مقام چیستی قرار گرفته است و پرسش از مقام کیستی می کند و این "مقام کیستی" منِ ایرانی و سوژه ایرانی نیست بل صورتش ایرانی است و محتوایش اورینتالیسمی است. به عبارت دیگر، فاضلی پرسش مبنایی طرح نکرده است و صرفاً دغدغه پوپر را مثله کرده است و مانند بسیاری از پروژه های مونتاژ ایرانی -به تعبیر داریوش شایگان- "گند زده است" به سلسله مراتب علوم و مدارج ادراک. به قول حکماء، هر مرتبه از وجود حکمی دارد و یقینناً هر مرتبه از علوم نیز مراتبی دارد و اگر مرتبت کیستی و چیستی را درک نکنی پرسش هایت نیز طوطی وار خواهد بود. به قول شیخ محمود شبستری

گر حفظ مراتب نکنی زندیقی



سیدجوادمیری


#فرهیختگان صدای فرزانگان
@DrNematallahFazeli-مردم شناسی ایران
فایل صوتی گفتگوی لایو با نعمت الله فاضلی با موضوع

آشفتگی و شوریدگی: مباحثی درباره مردم شناسی ایران و کشورهای اسلامی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ته تغاریِ ابلیس!

محمّدحسین کریمی‌پور

یک روز شیطانکِ‌ تازه کاری رفت پیش حضرت ابلیس. دست از پا درازتر از پروژه تباه کردن یک روستا بر می گشت. نالید: “ آقا جون! باز گند زدم. بر و بچ صدام میکنن فرشته! دستم بدامنت.”
ابلیس خاطرِ ته تغاری را میخواست. گفت: “من پنجاه هزار ساله تو این راسته، کاسبم. صد تا گواهی ثبت اختراع دارم. ریختمشون تو اون کیسه. دست کن یکی را در آر.”
شیطانک‌ پنجول چرکش را کرد توی جوال و یکی در آورد و‌خواند: “اسمه من الرحمن و رسمه من الشیطان !”
هاج و واج‌ پرسید :”خوب ! یعنی چی؟” ابلیس گفت : “خاک بر سرت که عربی هم نمی دانی. لاتین، عربی ، عبری، انگلیسی و فرانسه پیش نیاز دبستانت نبود؟” این روزها، آموزش و‌ پرورش، حتی در درکات جهنم، کارش را درست انجام نمی دهد.

اما به هر حال این توده متعفن، این خنگ مادرزاد، این ابله بیسواد، نوه گوگولیش بود. لذا آنجایش را خاراند و مثل یک آموزگار حرفه ای گفت: “بذار یک‌مثال بزنم. وقف کاسبی ما را مختل می کند. وقف از در جامعه بیاید، ما باید از پنجره برویم. اما این قاعده می گوید تو‌میتوانی وقف را حفظ کنی، برایش اداره و تشکیلات بزنی، سرود بسازی و تبلیغ هم بکنی. ولی با موقوفات، مثل ارث پدرت رفتار کنی و نیت واقف، پشم‌کلاهت هم نباشد. کاری کنی فضای وقف بشود محیط بگیر و ببند و معامله و صفا. نورِ وقف را بکنی ظلمات ثلاث. ظاهرش رحمانی بماند ولی باطنش را بچرخانی سمتِ حاجیت، شیطان! “ شیطانک هاج و‌ واج خرناس کشید: “داریم یه همچی جایی؟” جواب شنید:”داریم! ‌میفرستم ببینی.”ً

عزازیل جایش را رو‌ پشتی عوض کرد و ادامه داد: “یا مثلا سلطنت! من دوست دارم یک نفر جبار، دمار از روزگار یک ملتی در آورد. منفعتِ یک نرون یا استالین از صد جنگ فرقه ای یا یک کرور مرکز لهو لعب بیشترست. امروز جمهوری و‌دموکراسی می خواهند؟ تو هم بشو‌ جمهوریخواه و‌ضد بردگی! ولی نرم نرمک‌مردم را بجایی برسان که مجبور باشند بین آدمهایی که خان میگوید چار نفر که خان میخواهد را انتخاب کنند و آنها هم مجبور باشند آنچه خان میخواهد را بلغور کنند. کاری کن خان را بپرستند. در شناسنامه شهروندان آزاد باشند ، در عمل بردگان اسیر! افتاد ؟ “
شیطانک دماغش را بالا کشید و اظهار فضل کرد : “تو درسهامون بود. بهش میگن شوروی .“ پیرمرد جهاندیده با غرور پاسخ داد: “نو ترشم دارم. میفرستمت ببینی.”

“یا ترس از خدا! “ شیطان بود که می گفت: “ همه اش از خدا و‌معاد و اخلاق و مذهب و‌خیر و‌احسان بگو. یک کلام از شیطنت و‌کفر و فسق مگو. اصلا درس اخلاق بذار. شرح قبر و قیامت بنویس در شصت و هفت جلد.”
شیطانک حسابی کلافه بود : "آقا جون ، مگه دیوانه ام که از خدا و قیامت و اخلاق بگم؟ ناسلامتی شیطانیم! غیرت داریم.“
ابلیس گفت: “ ابله ِ مشنگ! از خدا و قیامت گفتن خطرناک نیست. باور به حضور خدای عادل و باور عملی به معادست که سمّ است. نصفِ کتب اخلاقِ نظری تالیف شخص من است. باور این مزخرفات و تلاش برای تمرین اخلاق عملیست که ضرر دارد.باید همانجور که درس اخلاق می دهی عملا جا بندازی که برای حفظ منفعت میشه هر حلال و حروم و جنایتی کرد. وقتی راهبان و بزرگان و‌معلمان اخلاق در عمل نشان دادند که مصلحت، وسیله را توجیه می کند، کارت را تمام کرده ای. لامصب صاحاب، مثل آنفلونزا، مسری است.“

ابلیس سر کیف بود. ده مثال زد و وعده داد نوه تحفه اش را جایی بفرستد که در عمل، نمونه های عملی را ببیند. آخر جلسه، آقا بزرگ زد روی آیفون و‌ به منشی گفت : “برای این بچه یک بلیط بگیر دو‌هفته برود فلانجا. حواست باشد پنج هزار تا نقد هم بهش بدی. یک جهنم دره ایست که نه مستر کارت کار میکنه نه ویزا کارت!”



جان آگه با #فرهیختگان
DrMardihaFalsafeSiyaasiDarGharb
<unknown>
«فلسفۀ سیاسی در غرب»

کارگاه یک روزهٔ آنلاین

سخنرانی مرتضی مردیها همراه با پرسش و پاسخ



جان آگه با #فرهیختگان
مک_فارلین_تفرشی_دزفولی_انصاف_نیوز_متن_کاملdocx.pdf
1.1 MB
متن کامل گفتگوی اینترنتی مجید تفرشی با مهدی دزفولی در موضوع ماجرای مک فارلین

ایران کنترا و نقد و بررسی فیلم مستند قمار، در همین موضوع.
بازنویسی و بازنشر مکتوب این گفتگوی طولانی، به کوشش و همت سایت خبری- تحلیلی انصاف نیوز انجام شده است


#فرهیختگان، ندای آگاهی
دستور غیر الزامی بودن حجاب در عربستان صادر شد

‏وزارت کشور عربستان با صدور دستورالعملی فوری برخورد با زنان بی‌حجاب را از ۲۳ سپتامبر (روز ملی) ممنوع اعلام کرد.
‏فعلا این دستورالعمل شامل مکه و مدینه نمی‌شود.
‏این دستور در راستای برنامه اصلاحات ولیعهد سعودی صادر شده است./سحام نیوز


#فرهیختگان صدای فرزانگان
پارسی‌شناسی

تارنمای پارسی‌شناسی امروز رسما آغاز به کار کرد. در این تارنما، که دانشنامه‌ی برخط زبان و ادبیات است و محیط و امکاناتی مانند ویکی‌پدیای فارسی دارد، بنا داریم مقالات و مدخل‌هایی تخصصی در حوزه‌ی زبان و ادبیات فارسی، زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی ایران در دسترس همگان قرار دهیم. از تفاوت‌های این دانشنامه با ویکی‌پدیا و تارنماهای مشابه علاوه بر اختصاص آن به زبان و ادبیات می‌توان به مشخص بودن نام نویسنده‌ی هر مقاله/ مدخل و وجود امکان ویرایش تنها برای سرویراستار و هیئت تحریریه اشاره کرد. البته پارسی‌شناسی علاوه بر دانشنامه‌نویسی ان‌شاءالله در آینده در حوزه‌های دیگری نیز فعالیت خواهد داشت. همراهی و همکاری پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه‌ی زبان و ادبیات مایه‌ی افتخار و دلگرمی‌مان خواهد بود.

منوچهر فروزنده فرد
(گرداننده و سرویراستار تارنمای پارسی‌شناسی)

https://parsishenasi.ir/wiki
تا در سالگرد آن اتفاق نامیمون موسوم به "جنگ تحمیلی" بحث داغ است من اثری تازه و مربوط هم تقدیم دوستان کنم از مجموعه ارزشمند گارنیه با عنوان: "امر دینی در منازعات مسلح معاصر" که ازقضا ناظر به مناقشات مسلح و ایمانیِ خاورمیانه هم هست.
آنچه در ان هشت سال بر ما گذشت هرچند که در آغاز با رجزخوانی امر ایمانی در برابر امر عرفی و صورتی از حریف‌طلبی خام درگرفت (رک. به بیانات رسمی آغازین رهبران انقلاب) اما ناگزیر به صورت‌بندی تازه‌ای از امر عرفی انجامید که جوانه‌های اخلاقی، اعتقادی و فرهنگی آن امروز در جامعه ایران کاملا قابل شناسایی است. اینکه مجموعه مطالبات امروز جامعه ایران کمترین نسبتی با مطالبات رهبری آن ندارد، اینکه جنگ حتی در روایت مثبت آن کمترین رغبتی برنمی‌انگیزد، اینکه نسل راهبر، درگیر یا تماشاچیِ متعهدِ جنگ، امروز موضع همبسته‌ای ندارد (با حفظ حرمتِ قهرمانان دفاع) و اینکه استراتژیست‌های جنگِ ایدئولوژیک آن‌روز، در برابر جامعه عرفی و ناکام امروز دستِ خالی (اگر نه متهم)‌ند، همه حاکی از آن است که ماشین سکولاریزاسیون جنگ برغم اراده رهبران درست عمل کرده است. جنگ ایدئولوژیک به مثابه امر مشروعیت‌سازِ یک نظام سیاسی اگر گسسته از گوهر امر عرفی و اقتضائات آن بکار گرفته شود می‌تواند چون بومرنگی بر جان فرماندهان آن بنشیند و حتی خشونت سکولار تولید کند. آن شکافی که مستند درخشان حسین باستانی (کودتای خزنده در سپاه) اشاره می‌کند ادامه کشاکش امر عرفی با امر قدسی در متن یک نبرد ایمانی است که چون تدبیر نداشت هم جنگ را زمین‌گیر کرد و هم با تداوم پساجنگی و تکثیر شکاف، یک سکولاریزاسیون ناموزون آفرید که امیدوارم تولید خشونت نکند. https://t.me/arshivefarhikhtegan/437

پ.ن: فهرست مطالب کتاب:
👇👇
https://t.me/arshivefarhikhtegan/438


رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان، ندای آگاهی
فرهیختگان pinned «❇️ روی‌آوردن مردم به خریدن #سلاح نشان از فروپاشی اجتماعی است! 🗓 شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ 📰 گزارش روزنامه‌ی شرق درباره‌ی روی‌آوردن مردم به خریدن سلاح در گفت‌وگو با #احمد_بخارایی و مصطفی آب‌روشن | منتشرشده در دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، شماره‌ی ۳۸۰۴ 👈 نمایش گزارش:…»
دران زلالِ بیکران
[به محمدرضا شجریان]


بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن، زِ نو، جوان شود دمی دگر برآورد

به روی نقشهٔ وطن، صدات چون کند سفر
کویر سبز گردد و‌ سر از خزر برآورد

برون زِ ترس و لرزها گذر کند ز مرزها
بهار بیکرانه‎ای به زیب و فر برآورد

چو موجِ آن ترانه‎ها برآید از کرانه‎ها
جوانه‎های ارغوان زِ بیشه سر برآورد

بهار جاودانه‎ای که شیوه و شمیم آن
ز صبرِ سبزِ باغِ ما گُلِ ظفر برآورد

سیاهی از وطن رود، سپیده‌ای جوان دمد
چو آذرخشِ نغمه‎ات زِ شب شرر برآورد

شب ارچه‌ های و هو کند، زِ خویش شستشو کند
در این زلال بیکران دمی اگر برآورد

صدای تُست جاده‎ای که می‎رود که می‎رود
به باغ اشتیاق جان وزان سحر برآورد

بخوان که از صدای تو در آسمانِ باغ ما
هزار قمریِ جوان دوباره پَر برآورد

سفیرِ شادی وطن صفیر نغمه‎های تُست
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد.

محمدرضا شفیعی کدکنی
طفلی به نام شادی، تهران: ۱۳۹۹، ص ۲۱۸

آغاز مهر و زادروز استاد محمدرضا شجریان
عکس: یلدا ذبیحی، بزرگداشت استاد پرویز مشکاتیان، تالار وحدت، ۱۳۸۹


#فرهیختگان، ندای آگاهی
چگونه روحانیت ، جامعه ای ضد دین میسازد

شهاب الدین حائری شیرازی

دهه هفتاد هاشمی رفسنجانی بدنبال تبدیل نمودن ایران به کشوری تقریبا بیطرف در مسائل جهانی شبیه اندوزی ومالزی وترکیه بود بنظر او برداشت خاص از مفهوم انقلابیگری وتوسعه انقلاب در عرصه بین الملل و حمایت تسلیحاتی وعملیاتی از مظلومان فلسطین ، ایران را با مشکلات داخلی گسترده ناشی از تضییقات بین اللمللی و تحریم روبرو خواهد ساخت که توسعه را به راهی پر سنگ ولاخ و ناپیمودنی بدل ساخته و ایران را به انزوا در عرصه بین الملل میکشاند .

اما انچه دولت سازندگی و پس از آن دولت اصلاحات را در تنش زدایی ناکام گذارد دقیقا جریان پرفشار انقلابیگری وحمایت عملیاتی از مستضعفان جهان بود که خودهاشمی وخاتمی در دهه شصت در آن دمیده وآنرا شعله ور ساخته بودند .
جریان وجوّ انقلابیگری به مفهوم خاصی که تبعات غیر قابل تحمل را به مردم تحمیل میکند چیزی نبود جز آنچه هاشمی وخاتمی یک دهه قبل آنرا مدیریت و عمل آوری کرده بودند انها نتوانستند مسیر تند آبی که خود یک دهه قبل به راه انداخته بودند را تغییر دهند .

امروز اما آثار تحریمها از آستانه تحمل عامه مردم فراتر رفته و مردم نسبت به سیاستهایی که زندگی روزمره شان را با مشکل جدی مواجه کرده معترض اند فضای مجازی وجریان آزاد اطلاعات هم از طرفی ، مانع جریان سازی حاکمیت به کمک نهاد های تبلیغاتی خود نظیر صدا وسیما شده واز طرف دیگر به اهرم قدرتمندی برای نقد ونظر و قدسیت زدایی از تصمیهای گذشته وحال حاکمان بدل گردیده .

امروز جریان وجو عمومی جامعه هر روز نسبت به روز قبل نسبت به عملکرد روحانیت در عرصه سیاست معترض تر میشوند وآمیختگی عملکرد روحانیتِ حاکم با دین ، موجب بدگمانی بسیاری از مردم به دین و نهاد روحانیت که پیش از این ، بنیانگذار انقلاب ، آخوند را مساوی اسلام دانسته بود شده است .

استمرار فشار های اقتصادی ناشی از سیاستهای انقلابی بر مردم ، جریانی پرفشار از سکولاریسم و حتی فراتر از آن خواهد ساخت که به چیزی کمتر از به حاشیه راندن دین و روحانیت از عرصه اجتماع رضایت نخواهد داد .
روحانیت با سوء تدبیر درحال تبدیل مرکز وکیان تشیع به جامعه ای ضد دین است .

اگر حاکمان واقع بینانه طاقت مردم و توان مملکت را ملاحظه میکردند و به قدر طاقت مردم به مقابله با فرعون زمانه یعنی امریکا میرفتیم ودر مسیر مواجهه با دشمن تقیه را که از ضروریات دین است مد نظر قرار داده بودیم نتیجه ای بهتر میگرفتیم .

همانگونه که هاشمی وخاتمی نتوانستند جلو جریان وفضایی که خود ساخته بودند بایستند وآنر اصلاح کنند فردا نیز مسئولین انقلابی امروز نخواهند توانست جلو جو و فضای سنگین سکولاریسم که حاصل تصمیمهای افراطی خودشان است را بگیرند این جریان پرفشار همه را خواهد برد .

#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
حقیقت دیانت اخلاق است.

اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد. دین یعنی پاکیزگی اخلاقی.

خلاصه دین این است:

مجاهده با نفس و شفقت بر دیگران.

عبدالکریم سروش
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔻بیانیه شماری از فعالان سیاسی ایران در اعتراض به یک گزارش بخش ایران سازمان عفو بین‌الملل

🔹جمعی از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در بیانیه‌ای به آنچه تحریف واقعیات در گزارش عفو بین‌الملل درباره ‌اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان در سال ۶۷ خوانده‌اند، اعتراض کرده اند.

🔹این بیانیه به امضای پنج عضوخانواده‌های جان ‌باختگان اعدام‌های سیاسی سال ۶۷ ، مجتبی لطفی از مسئولان دفتر آیت‌الله منتظری، و فعالانی چون علیرضا رجایی، ابوالفضل قدیانی،حبیب‌الله پیمان، زهره تنکابنی، پروین فهیمی، کیوان صمیمی، سعید مدنی، محسن کدیور و حسن یوسفی اشکوری رسیده است.

🔹طبق این بیانیه، بخش ایران سازمان عفو بین‌الملل حدود دو سال پیش بر اساس بخشی از ویدئوی مصاحبه یک شبکه اتریشی با میرحسین موسوی نخست وزیر وقت ایران مدعی شده بود که وی از اعدام دسته جمعی زندانیان مطلع بوده اما اقدامی انجام نداده است. سازمان عفو بین الملل امسال هم بر اساس همان ویدئو ادعای دوسال پیش خود را تکرار کرده است.

🔹در آن ویدئو میرحسین موسوی از سرکوب عملیات سازمان مجاهدین خلق در حمله به شهرهای ایران که با هدف اشغال آن انجام می شد، دفاع کرده است./بی‌بی‌سی فارسی

https://bbc.in/3hR6vRG
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شرط عجیب برای صلح.pdf
103.3 KB
شرط عجیب ایران برای صلح، پس از آزادی خرمشهر؛ جنگ با اسرائیل

ایرانی‌ها خرمشهر را آزاد کرده بودند و خودشان را در اوج قدرت می‌دیدند. وقتی اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد، نیروی نظامی به سوریه فرستادند تا با صهیونیست‌ها بجنگند. یک شرط عجیب هم به شرایط‌شان برای پایان دادن به جنگ با صدام اضافه کردند، شرط این بود که عراق باید راهی زمینی برای عبور نیروهای زمینی و زرهی ایران برای رسیدن به جبهه‌ی جنگ با صهیونیست‌ها بدهد. در این فایل پی دی اف نکاتی از این ماجرا می‌خوانید که شاید تا حالا نشنیده باشید.


جعفر شیرعلی نیا

جان آگه با #فرهیختگان
چرا اجبار بر حجاب ناکام ماند؟

اختیاری و اجباری بودن حجاب، از مسائل مناقشه برانگیزی است، که هر از گاهی بحث درباره آن در فضای عمومی داغ می شود. با وجود سرمایه هنگفتی که تا کنون برای اجبار بر حجاب هزینه شده، ولی در عمل شاهد عقب نشینی تدریجی دستگاه های مسئول و پیشروی جنبش اجتماعی خواهان آزادی حجاب هستیم. بنابراین برنامه حجاب اجباری نه تنها در عمل ناکام ماند، بلکه تضعیف جدی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی به دولت را نیز در پی داشت. همچنان که کشف حجاب اجباری در آغاز این قرن نیز سرنوشتی غیر از این نداشت. یکی از عوامل مهم این شکست، بی توجهی به حوزه تعهد و مسئولیت دولت در جهان جدید است.
🔹اجباری یا آزاد بودن حجاب، مسئله ای است که حل آن نیازمند توجه به تعهد و مسوولیت دولت در اجرای شریعت و کاربرد زور در این راستاست. بیشتر بحث هایی که در فضای عمومی در ارتباط با این مسئله مطرح می شود، در چارچوب نگرش فقهی است، ولی از این زاویه که دولت در چه مواردی می تواند از اجبار بهره ببرد، چندان بحثی صورت نگرفته است. از این نظر با این پرسش روبه‌رو هستیم که اساساً حوزه تعهدات دولت چیست و دولت نسبت به چه چیزی مسوولیت دارد؟ پاسخ به این پرسش به تحلیلی از ماهیت دولت در جهان کنونی بستگی دارد.
🔹در جهان جدید دولت نهادی برخاسته از ملت و اراده‌ی مردم است که به گفته وبر قدرت انحصاری اعمال زور قانونی را داراست و برای اجرای قانون می‌تواند از زور بهره ببرد. قانون نیز نهادی است که بر اساس علایق و منافع عمومی شکل می‌گیرد و هدف آن تحقق نظم و برپایی عدالت در زندگی اجتماعی است. براین اساس در حوزه عمومی تقدس از شریعت به قانون منتقل می‌شود و نقض آن مورد مجازات قرار می گیرد. البته قانون به این دلیل که معطوف به خیر همگانی است همیشه نیاز به اجبار ندارد، زیرا در بسیاری موارد وجدان عمومی آن را می پذیرد.
🔹در دولت مدرن، شریعت در صورتی می‌تواند از قدرت اجبار دولت بهره‌مند شود که به قانون تبدیل شود. این اصل یکی از بنیاد های دولت مدرن و بر جدایی قانون از شریعت استوار است و بخشی از چالش های فراروی دولت مدرن در ایران، ریشه در بی توجهی به آن دارد. از این دیدگاه احکام شرعی در صورتی تبدیل به قانون می‌شوند، که همبستگی آن ها با خیر عمومی و نظم همگانی و عدالت مشخص شود. تشخیص این همبستگی نیز از راه خواست و رای مردم است.
🔹بنابراین اثبات این که حکمی در شریعت مقرر شده برای قانونی بودن آن کافی نیست. حتی اگر همه فقها درباره شرعی بودن یک حکم به توافق برسند، توجیه کننده اجباری بودن آن نیست. گویا رهبر فقید انقلاب نیز به این نکته توجه داشته است، زیرا بر أساس برخی از خاطرات، در پاسخ انتقاد استاد مطهری به اجباری کردن حجاب، می گوید: «از من نظر اسلام را پرسیدند و من هم گفتم حجاب در اسلام واجب است. می خواهند اجرا کنند، نمی خواهند اجرا نکنند.»
🔹اجرایی شدن چنین حکمی پیش از هر چیز به قانونی شدن نیاز دارد، و در صورتی می توان آن را قانونی کرد که تحقق خیر عمومی و نظم و اجرای عدالت به آن وابسته باشد. برای مثال قوانین بهداشتی برای پیشگیری از کرونا یا قوانین راهنمایی و رانندگی از این نوع هستند. از این رو دولت می‌تواند با اجبار، آن ها را اجرا کند، زیرا پیوند آن ها با خیر همگانی و نظم عمومی روشن است. هیچ کس نسبت به وضع جریمه برای عبور از چراغ قرمز اعتراض نمی کند و نقض قوانین راهنمایی یا بهداشتی هرگز مایه افتخار نیست. چرا که این نوع موضع‌گیری، خلاف خیر همگانی قلمداد می‌شود و چنین فردی در افکار عمومی محکوم خواهد شد.
🔹پرسش این است که آیا بین رعایت حجاب شرعی و خیر عمومی پیوندی روشن وجود دارد که بتوان برای آن قانون وضع کرد؟ پاسخ این پرسش منفی است، زیرا تشخیص خیر عمومی با رای و نظر مردم است و دست کم کسانی که به حجاب پایبند نیستند، یا با اجباری بودن آن مخالف اند، پیوند آن با خیر عمومی را نمی پذیرند. همچنان که در آغاز این قرن نیز قانون کشف حجاب اجباری نیز مورد پذیرش قرار نگرفت. اگر چه اصل ممنوعیت برهنگی و پوشش متناسب با فرهنگ و اقتضائات جامعه را می‌توان خیر عمومی دانست، اما لزوم حجاب شرعی یا کشف آن، در این محدوده قرار ندارد. این موضوع در قرن 14 دوبار تجربه شد و هر دوبار شکست خورد، زیرا بر دریافتی درست از تعهد و مسئولیت دولت استوار نبود و اگر دولت بخواهد در حوزه‌هایی که جزو قلمرو مسوولیت او نیست، مداخله کند، نتیجه‌ بر عکس خواهد شد.
🔹تجربه ناکام حجاب اجباری، آزمونی مهم برای آموزه سیاست شرعیه نیز بود. این آزمون به خوبی نشان داد حکومت به جای نگرانی درباره پایبندی مردم به احکام شرعی، باید نیازهای اولیه معیشتی و رفاهی آنان را برآورده کند و شریعت را ابزاری برای زیست بهتر انسانی بنگرد، نه هدفی که انسان ها را فدای آن سازد.

سیدعلی میرموسوی۹۹/۷/۲


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ریچارد داکینز در رابطه با مسئله اسرائیل و فلسطین می‌گوید: «وقتی در مورد مسئله‌ی بغرنج اسرائیل و فلسطین بحث می‌کنم با این واکنش مواجه می‌شوم، "ما به یک دولت یهودی پس از هالوکاست نیاز داشتیم چرا که فهمیدیم هیچکس قرار نیست از ما مراقبت کند و خودمان باید مواظب خودمان باشیم. یهودی‌ها برای مدت طولانی سرکوب شده‌اند و از این پس ما خودمان از خودمان مراقبت می‌کنیم". یک بار در پاسخ گفتم «بله البته، همدردی می‌کنم، ولی می‌توانید بگویید چرا فلسطینی‌ها باید هزینه‌ی جنایات هیتلر را پرداخت کنند؟ چرا فلسطین؟ مطمئناً نمی‌خواهی در حدی تنزل کنی که به نوعی توجیه انجیلی برای انتخاب آن سرزمین به جای ماداگاسکار یا باوارایا روی بیاوری؟" دوست من با جدیت گفت «ریچارد من فکر میکنم بهتر است این گفتگو را تمام کنیم»./از فلسفه

https://www.huffingtonpost.co.uk/richard-dawkins/richard-dawkins-rape-tweets_b_5633885.html?guccounter=1&guce_referrer=aHR0cHM6Ly9lbi53aWtpcGVkaWEub3JnLw&guce_referrer_sig=AQAAAFEeucb2CRZiEYqjvZaGb4yO8XyNsewOq0F2V6C5CcXl5Wo5DIcArJpwyDdsYERnccZjHdMDaGqO0a7lGprC9ycsyPtfdsordyuDPIIL9mnSime1FHUCSFM_nXIhB23P7744LsUlnViDhJxV7edlWMEO3PW-AT0N-FIWAK_xbpbP


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست