فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
⁠هشتم مهر روز بزرگداشت مولوی

مولوی مرزگستر قلمرو زبان فارسی
مولوی در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروه‌هایی از باشندگان آن‌جای به زبان‌های دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدری‌اش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت. توانست اندیشه‌های انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسی‌زبان» و «ایرانی‌فرهنگ» بمانند.
مولانا سخن‌ها و اندیشه‌های ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشنایی‌پذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بی‌گمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او- یعنی زبان فارسی- موجب آن است تا اندیشه‌های انسانی ژرف او- که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است- ارزنده و زنده و یا به سخنی روشن‌تر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخن‌ها و اندیشه‌های روح‌نواز سروده به فارسی از میان برود؟

آتش‌ست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست


ایرج افشار
متن کامل:
مولوی و امیرخسرو دهلوی دو مرزگستر قلمرو زبان و ادب فارسی
منبع:
کانال بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار


جان آگه با #فرهیختگان
تفسیر علمی قرآن، سکولاریزه کردن آن است.

✅ تفسیر علمی قرآن امکان تحقق ندارد؛ آن‌چه به این عنوان انجام می‌شود چیزی جز جای‌گزین کردن تبیین‌های علمی(تجربی) به جای تبیین‌های وحیانی نیست و این به معنای سکولاریزه کردن قرآن است.
✅ هیچ دلیلی بر انکار یافته‌های تجربی وجود ندارد، با انکار یافته‌های علوم تجربی و تحقیر این نظام‌های علمی، میدان برای فعالیّت بیش‌تر تفسیر سنتی از دین بازتر نمی‌شود. نباید به بهانه‌ی اسلامی‌سازی علوم تجربی خود را از آن‌ها محروم کنیم.

مهراب صادق‌نیا
۱۳۹۹/۷/۸
https://urd.ac.ir/fa/cont/9679

جان آگه با #فرهیختگان
به مناسبت هشتم مهر، سال‌روز مولانا


مولوی


اقبال ایرانیان و بلکه جهانیان به مولوی، از پدیده‌های امیدبخش در جهان امروز است. در میان انبوه صداهای دلخراش و مهیبی که از گوشه و کنار ایران و جهان به گوش‌ها می‌رسد، مولوی ما را به دیدن و شنیدن و عشق ورزیدن فرامی‌خواند. او آموزگاری بزرگ و مهربان است. در مهربانی او، همین بس که با ساده‌ترین زبان ممکن با ما سخن گفته است، و نشانۀ بزرگی او، دلربایی از فرزانگان شرق و غرب عالم است. او بودای اسلام، افلاطون شرق و کنفسیوس ایران است. دل کندن او از علوم رسمی و مقامات علمی، سخت‌تر از دل کندن بودا از دنیا بود. او بیش از افلاطون و افلوطین، جهان اشراقی ما را گسترش داد و بیش از کنفسیوس، در دامان ما حکمت و معرفت ریخت. دشمنان او هر قدر هم که بی‌انصاف باشند، نمی‌توانند بیش از چند بیت از 60 هزار بیت او را پیراهن عثمان کنند؛ اما دوستانش می‌توانند همۀ عمرشان را در جزیرۀ تنهایی، با مثنوی و غزلیات او بگذارنند و زیان نکنند.

صمیمت مولوی با ما، هم در مثنوی و هم در غزلیات، شگفت‌انگیز است. هیچ کس با ما این‌گونه ساده و صمیمی و نغز سخن نگفته است. در مثنوی، دربارۀ فخر رازی می‌گوید:
فخر رازی علم را لیتی کند
پیش مرغان ریزد و تی‌تی کند
اما آن که نان معرفت را برای گلوی تنگ و نازک ما نرم و لیته می‌کند، خود او است. عقل گیتی‌نورد او، همچون پدری مهربان، ما را بر دوش خود سوار می‌کند تا با ستاره‌ها بازی چوگان کنیم و دست بر سر و روی خورشید بکشیم:
بهر طفل نو پدر تی‌تی کند
گر چه عقلش هندسه‌یْ گيتی کند
کدام شاعر بزرگ را می‌شناسید که چنین ساده و صمیمی و بی‌هیچ تکلفی ما با سخن گفته باشد؟ نه در بند آرایه‌ها بود و نه در قید هنرنمایی و فضل‌فروشی؛ اگرچه آراسته‌ترین و نغزترين سخن‌ها نیز از اوست. کمتر از هر سخن‌گویی، ما را نصیحت کرده است؛ اما بیش از هر سخنوری دست در دل و جان ما برده است. حق داشت که آن همه از وزن و قافیه بنالد؛ اگرچه وزن و قافیه هم نتوانست میان ما و او فاصله اندازد. ذره‌ای به سنگینی و وقار نمی‌اندیشید؛ وگرنه در بازار به سماع برنمی‌خاست و کلمۀ رکیک در شعر نمی‌آورد و حکایت‌های ساده درنمی‌انداخت و جدّ را به زبان هزل نمی‌گفت. در میانۀ دفتر سوم مثنوی، ناگاه داستان «عاشق صدر بخارا» را رها می‌کند و از بدگویی دیگران دربارۀ او و شب‌های مثنوی‌اش در قونیه، خبر می‌دهد. می‌‌گوید: شنیده‌ام که در شهر کسی گفته است:
این سخن پست است؛ یعنی مثنوی
قصۀ پیغمبر است و پیروی
نیست ذکر بحث و اسرار بلند
که دوانند اولیا آن سو سمند
پاسخ مولوی به آنان، پاسخ او به همۀ کسانی است که از قدیم تا ‌اکنون زبان به طعن مثنوی دراز کرده‌اند. می‌گوید: وقتی قرآن نیز نازل شد، دربارۀ آن گفتند «اساطیر اولین = افسانه‌های کهن» است. اما بدانید که زیر این ظاهر ساده، باطنی قاهر است که در چشم‌های ظاهربین شما نمی‌گنجد. اگر مثنوی بر شما آسان می‌نُماید، این گوی و این میدان!

رفتار و گفتار بی‌نهایت صمیمی و دلربای مولوی در مثنوی و دیوان شمس، همان‌قدر که برای ما راهگشاست، راهزن است. او چون سخاوت‌مندانه بر ما تابیده است، گمان کرده‌ایم که حدّ و اندازۀ او همین است که ما بیتی یا غزلی از او را در لحظه‌های عاشقی زمزمه کنیم، یا کتاب و مقاله‌ای دربارۀ او بنویسیم يا سخن خود را به شعری از او بياراييم. ما مولوی را دست‌ کم گرفته‌ایم؛ چون دست مهربانش را بر شانۀ ما انداخته و چونان رفیقی همراه و بردبار، هم‌گام ما شده است. این همراهی و هم‌گامی، ما را خام کرده است. پس «هم‌سری با انبیا برداشتیم/ اولیا را همچو خود پنداشتیم.» پیشۀ شاعری و شیوۀ سخنوری و قصه‌گویی او، ما را به این گمان خام انداخته است که می‌توانیم با این غول معرفت، هم‌بازی شویم و هم‌عنان با او بتازیم و دعوی عرفان کنیم. این‌گونه نیست. مولوی، اگر زبان شاعری برگزید، از سر ناگزیری بود. می‌دانست که «چون سر و کار تو با کودک فتاد/ پس زبان کودکی باید گشاد.» و چون سر و کار تو با مردم فتاد/ پس زبان شاعری باید گشاد. وگرنه او همان است که می‌گفت:

رَستم از این نفس و هوا، زنده بَلا مرده بَلا
زنده و مرده وطنم نیست به‌‌جز فضل خدا

رَستم از این بیت و غزل، ای شه و سلطان ازل
مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا

قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر
پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا

او با ما ساده و صمیمی است؛ اما ژرفای مغزآشوب او را هم باید دید. مولوی، درخشان‌ترین امید برای جهان اسلام است. برگ برندۀ ما در گفت‌وگو با جهانیان است. بدون او و همانندان او که از شمار انگشتان یک دست کمترند، از ما جز داعش و داعش‌صفت، چه باقی می‌ماند؟ مولوی، دین یا پیامبر ما نیست؛ اما خدا و دین و پیامبر به روایت او، بس شنیدنی است. او هدیۀ خدا به مسلمانان است؛ اگر قدرش را بدانند.

رصا بابایی


جان آگه با #فرهیختگان
پسا اسلام گرایی در قم

"اقتصاد اسلامی یک شوخی است، خودمان را گول نزنیم." این سخن بسیار با اهمیت را آقای محمد جواد علوی، نوه مرحوم آیت الله بروجردی، از اساتید و فقیهان معاصر حوزه علمیه قم، به تازگی در مصاحبه ای بیان کرده است. دو سال پیش نیز یکی دیگر از اساتید؛ یعنی آقای محمد جواد فاضل، فرزند مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی، در مراسم یادبود مرحوم آیت الله اردبیلی گفت:"این عناوین نظام اقتصادی، نظام سیاسی، نظام قضایی، نباید چشم و گوش ما را پر کند که بگوییم اسلام نظام دارد. نه، اسلام در هر زمینه‌ای احکام جزیی و قواعد دارد، امّا چیزی به عنوان نظام ندارد."
🔹این دو سخن به روشنی تحولی را نشان می دهند، که در فضای گفتمانی حاکم بر حوزه علمیه قم در حال رخ دادن است و با بیانی کوتاه می توان آن را "گذار از اسلام گرایی به پسا اسلام گرایی" دانست. این تحول چنان که آصف بیات، جامعه شناس و استاد برجسته مطالعات خاورمیانه، به درستی بیان کرده از دهه هفتاد در ایران آغاز شد و در سال های اخیر آرام آرام موج آن به حوزه علمیه قم نیز رسیده است.
🔹اسلام گرایی گفتمانی بود که در واکنش به مدرنیسم یا تجدد گرایی ایدئولوژیک در ایران پدیدار شد. این گفتمان در مرز بندی با سرمایه داری و کمونیسم، بر ایده اسلام به عنوان راه حل تاکید داشت و به ارائه الگویی برای اداره جامعه و حکومت بر پایه اسلام می اندیشید. طیفی از نیروهای فکری و سیاسی در جهان اسلام از افراطی تا معتدل، در پی ارائه این الگو بر آمدند. سید قطب برجسته ترین نماینده اسلام گرایی افراطی در اهل سنت بود، که برخی از شیعیان را نیز به خود جذب کرد. محمد باقر صدر نیز از نمایندگان جریان اعتدالی در شیعه بود، که با نگارش اقتصادنا گامی مهم در این راستا برداشت.
🔹اسلام گرایی با تفسیری ایدئولوژیک از سنت، پروژه اسلامی سازی همه حوزه های زندگی، از معرفتی و غیر معرفتی، را در دستور کار قرارداد. این کار با اقتصاد و سیاست آغاز شد و با افزودن پسوند "اسلامی" حوزه هایی همچون حقوق بشر، مدیریت، جامعه شناسی و روان شناسی را نیز در گام بعد فراگرفت. کار به آن جا رسید که سخن از ریاضیات، فیزیک، شیمی و مهندسی اسلامی نیز به میان آمد. با تخصیص بودجه و امکانات دولتی و در آرزوی ساختن تمدن نوین اسلامی، الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی نیز طراحی شد. در این راستا هر ساله همایش ها و کنفرانس های فراوان برگزار گردید و پایبندی به ایده اسلامی سازی به عنوان معیاری برای برآمدن نیرو های فکری شناسایی شد. افزون بر این دامنه فقه به شکلی بی سابقه به حوزه هایی گسترش یافت، که تصور آن هرگز در مخیله فقیهان معتبر و صاحب نام نمی گنجید.
🔹گذار از اسلام گرایی بیش از آن که نتیجه بحثی نظری بر سر سستی بنیاد ها و دلایل آن باشد، در اثر ناکامی آن در عملی ساختن آرمان ها و وعده هایش رخ داده است. همچنان که چیرگی این گفتمان نیز برخاسته از قوت استدلال های آن به لحاظ نظری نبود، بلکه ثمره پیوند آن با قدرت سیاسی و ترسیم فضایی استعاری و آرمان شهری بود که در شرایطی خاص توانست قدرت اجتماعی را با خود همراه سازد. به بیان دیگر هرچند روایت ایدئولوژیک از اسلام به لحاظ نظری بر بنیانی محکم استوار نبود، در مقام عمل نیز در ارائه الگویی از اسلام، که به تعبیر رهبر فقید انقلاب، در جهان کنونی به ناکار آمدی متهم نشود، توفیق نیافت. اسلام گرایی نه تنها در برقراری عدالت، از بین بردن فقر و بهبود اوضاع معیشتی ناکام ماند، بلکه در عرصه اخلاقی و معنوی نیز یادگاری مثبت از خود برجا نگذاشت، در نتیجه قدرت اجتماعی پشتیبان خود را از دست داد.
🔹پسا اسلام گرایی در قم، اینک در پی کاستن از بار سنگینی است که در طول سالیان گذشته بر دوش اسلام و علوم اسلامی به ویژه فقه نهاده شده است. این جریان با عبور از مرزبندی دینی و جغرافیایی دانش و شناسایی احترام و ارزش دانش و یافته های بشری به ویژه در عرصه علوم انسانی، در پی آن است که اداره جامعه و حکمرانی را به کارشناسانی واگذار کند که از تخصص و شایستگی آن برخوردارند. افزون بر این با تاکید بر استقلال روحانیت از دولت و حوزه از حکومت، خواهان بازگشت آن ها به جایگاه اصلی خویش؛ بسان نهادی مدنی در درون جامعه است. از این دیدگاه احترام و اعتبار فقه و فقیهان در صورتی حفظ می شود، که به جایگاه و رسالت اصلی خویش وفادار بمانند و پای از گلیم خویش فراتر نبرند.
🔹توفیق این جریان نه تنها می تواند اعتبار آسیب دیده روحانیت را تا اندازه ای ترمیم کند، بلکه گذار مسالمت آمیز به سامانی شایسته از مناسبات دین و دولت را نیز تسهیل کند. بی گمان چنین سامانی بر استقلال نهاد دین و تفکیک آن از دولت استوار خواهد بود.

سیدعلی میرموسوی۹۹/۷/۸


جان آگه با #فرهیختگان
لینک ورود رایگان برای میهمانان ششمین همایش بین‌المللی شمس و مولانا

لطفاً علاقه‌مندان ثبت‌نام و وارد فضای همایش شوند
http://live5.eseminar.tv/wb14538

#مولانا #شمس #خوی
🍀🍀
@ihcss
منوچهر آشتیانی، جامعه‌شناس و مترجم، (زاده ۱۹ مهر ۱۳۰۹ در سنگلج) درگذشت. او خواهرزاده نیما یوشیج و از نوادگان میرزاحسن آشتیانی است. آشتیانی در سال ۱۹۷۱ از دوره دکتری دانشگاه هایدلبرگ فارغ‌التحصیل شد. او از شاگردان کارل لویت و گادامر بود./راهبرد


جان آگه با #فرهیختگان
🔴دو پرسش کلیدی

عباس عبدی
اعتماد ۷ مهر ۱۳۹۹

🔘جملات آقای روحانی در باره مسیولیت امور را با هم مرور کنیم.

☑️«آدرس لعن و نفرین مردم باید کاخ سفید و واشنگتن دی‌سی باشد. آدرس صحیح تمام جنایت و فشار بر مردم عزیز ایران واشنگتن دی‌سی و کاخ سفید است. آن‌هایی که داخل این ساختمان هستند، این همه جنایات علیه ملت ایران روا داشتند. مردم باید در این سال‌ها زندگی راحت‌تر و آسان‌تری می‌داشتند، می‌بایست دلار به قیمت معقول بود، اجناس، قیمت معقول داشت؛ همه این جنایت‌ها بر گردن کاخ سفید است. جمهوری اسلامی ایران هیچ کوتاهی نکرده و بر سر قول خود مانده است و این را دنیا می‌گوید.»☑️

🔘متاسفانه این اظهارات نیز مثل بیشتر سخنان دیگر تحت تأثیر پاسخ‌های غیر جدی و یا حتی استهزاآمیز قرار گرفت و چنان که باید و شاید نقد و ارزیابی نشد. واقعیت این است که گزاره مزبور در ظاهر درست است ولی از دو جهت کامل نیست.

🔘اول اینکه همه مشکلات مربوط به کاخ سفید نیست. بخش جدی و ماندگار مشکلات ریشه در داخل و عملکرد درونی خودمان دارد. این بخش را می‌توان به دو زیربخش تقسیم کرد. یک زیربخش آن ساختاری است و زیربخش دیگر دقیقاً مربوط به عملکرد مسئولین در اتخاذ سیاست‌ها، در اجرای ناقص آنها، در انتخاب مدیران و مجریان فاقد صلاحیت و... است.

🔘زیربخش ساختاری همان مواردی است که از چند دهه پیش بوده و در مقاطعی تشدید یا تضعیف شده است. در هر حال وظیفه مدیریت اجرایی دولت، اصلاح این ساختارها است و در این باره باید خیلی صریح و شفاف توضیح داد و عمل نمود.

https://telegra.ph/دو-پرسش-کلیدی-09-28

#فرهیختگان، ندای آگاهی
توده‌های خشمگین و نخبگان ناامید!

عباس خلجی

مهم‌ترین پرسشی که در سپهر عمومی جولان می‌دهد، درباره چرایی خشم عمومی و ناامیدی نخبگان نسبت به اصلاح امور و چشم‌اندازی روشن برای گذار به فردایی بهتر است.

گویا مسئولین عالی‌رتبه نظام نیز از این خشم توده‌ای و ناامیدی نخبگانی نسبت به فردای بهتر آگاهند. بنابراین آدرس آمریکا و کاخ سفید و ترامپ را برای لعن و نفرین ایرانیان می‌دهند: «مردم اگر می‌خواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است.» بدون آنکه نقش و مسئولیت تاریخی خود در ایجاد و استمرار چنین شرایطی را به روی خویش بیاورند.

مانوئل کاستلز در کتاب «شبکه‌های خشم و امید» بر این باور است که امید روی دیگر خشم عمومی نسبت به شرایط نامطلوب و کنش امیدوارانه برای گشایش سیاسی و گذار به شرایط مطلوب است. اما چرا در جامعه ایران یاس و ناامیدی به روی دیگر خشم تبدیل شده است؟ خشم توده‌های محروم قابل درک است و از بحران اقتصادی ناشی می‌شود. چون سیل ویرانگر تحریم و فشار حداکثری آمریکا از سویی و سیاست‌های نادرست در مواجهه با آن از سوی دیگر، و از همه مهمتر، فقدان اراده سیاسی لازم و اقدام کافی برای گشایش راه‌های برون‌رفت مناسب باعث کاهش مداوم ارزش پولی ملی و قدرت خرید مردم گردیده است. آنان شاهد نابودی روزانه ثروت و درآمد و کاهش کیفیت زندگی خویش هستند. بنابراین راهی جز خشم برای واکنش به شرایط کنونی پیش روی خویش نمی‌بینند.

در این میان نخبگان نیز زیر فشار اقتصادی قرار دارند؛ اما خشم و ناامیدی نخبگان از منبع دیگری ناشی می‌شود و بیشتر در عدم مشارکت در قدرت و نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ریشه دارد. این یادداشت برخی از ابعاد این مساله را می‌کاود و امیدوار است باعث برانگیختن موج امیدواری در میان نخبگان شود تا آنان به آسانی تسلیم روح سرکش و غدار تقدیر نشوند و برای دگرگونی شرایط نامطلوب موجود و گذار به شرایط مطلوب آتی رویکردی فعال اتخاذ و نقشی بایسته و سهمی نیک ایفا نمایند.

1. عوام‌فریبی و گرایش به سیاست‌های پوپولیستی و بی‌توجهی به خرد جمعی و نظرات کارشناسی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و عرصه سیاست‌گذاری مهمترین عامل ناامیدی و کناره‌جویی و عزلت‌گزینی نخبگان است.

2. بازار مریدپروری بسی گرم است و رویکرد نخبه‌گریزی و نخبه‌ستیزی و جایگزینی نخبگان ساختگی بر موج ناامیدی دامن زده است. فضای عمومی و سازوکارهای دیوانسالاری در خدمت شناسایی و ساماندهی نخبگان برای مهاجرت عمل می‌کند و در مسیر شناسایی، جذب، آموزش و پرورش و به‌کارگیری نخبگان در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری قرار ندارد. ضعف جامعه مدنی و فقدان نظام حزبی و سازوکار فعالیت تشکیلاتی نیز مجالی به شناسایی، جذب، رشد و به کارگیری نخبگان نمی‌دهد.

3. فرصتهای برابر در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای همگان وجود ندارد. حتی با رویکردهای نقادانه و پیشنهادهای دلسوزانه برخورد می‌شود.

4. تک‌صدایی گفتمان مسلط است و امکان طرح ایده‌های نوآورانه و راهگشا در برابر گفتمان رسمی وجود ندارد. تعصب فکری و جمود نظری و انحصار روایت رسمی و ادبیات کلیشه‌ای از نوآوری برای گشایش و حکمرانی مطلوب جلوگیری می‌نماید.

5. احساس درماندگی و عدم تاثیرگذاری در عرصه نظر و عمل بر فضای گفتمانی نخبگان حاکم شده و به انفعال و ناامیدی آنان دامن زده است. به گونه‌ای که چندین تجربه ناکام انتخاباتی باعث کاهش بی‌سابقه مشارکت در انتخابات اخیر گردید و نمایندگان بخش مهمی از جامعه از دستیابی به فرصت‌های سیاسی محروم شدند.

6. هزینه کمرشکن فساد و تباهی و اختلاس و دزدی در سطوح عالی و میانی مدیریت اقتصادی کشور بر گرده ملت ایران سنگینی می‌کند.

7. منازعات گفتمانی بی‌بنیان و جنگ قدرت روزافزون و گفتار درمانی بی‌ثمر موجب واگرایی بیشتر در میان مسئولین و بی‌ثباتی در مدیریت کلان کشور گردیده است.

8. منافع و مصالح شخصی، گروهی و جناحی جای منافع ملی و مصالح عمومی را گرفته و در غیبت منافع ملی و مصالح عمومی، #سیاست_داخلی #پریشان باعث بحران سیاسی و اجتماعی مستمر و #سیاست_خارجی #سرگردان موجب تنش، بی‌ثباتی و بحران منطقه‌ای پرهزینه برای ایران شده است.

به طور کلی، شاخص‌های منفی و روند نزولی در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از سویی و عدم تلاش بایسته و شایسته برای بهبود شرایط از دیگر سو بسی نگران کننده است؛ گویا مسئولین کشور در انتظار معجزه آسمانی نشسته‌اند تا شاید دستی از غیب برون آید و ... بنابراین انتظار امیدواری از نخبگان نسبت به آینده در این شرایط انتظار بجایی نیست و برای بهبود شرایط باید طرحی نو درافکند.

پی‌نوشت:

ر.ک. به: کاستلز، مانوئل، (1398)، شبکه‌های خشم و امید: جنبش‌های اجتماعی در عصر اینترنت، ترجمه مجتبی قلی‌پور، تهران: نشر مرکز.


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند.


#فرهیختگان، ندای آگاهی
فرهیختگان
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند. #فرهیختگان، ندای آگاهی
🔷 طلبه‌ها، آموزگار آن‌چه نمی‌آموزند.

✅ تصمیم آموزش و پرورش بر استخدام طلبه‌ها به عنوان دبیران تاریخ و جامعه‌شناسی حاشیه‌های زیادی داشت. خیلی‌ها این مصوّبه را نپسندیدند و به هر جا که دستشان می‌رسید نامه نوشتند و اعتراض کردند. در این میان اما سکوت حوزه‌ی علمیّه معنای دیگری داشت. سازمانی که مسئول آموزش و تربیّت طلبه‌هاست و به روشنی می‌داند که فراگیرانش چه واحدهای آموزشی‌ای را می‌گذرانند بهتر بود اعلام موضع می‌کرد و به کسانی که این تصمیم را گرفته‌اند نامه می‌نوشت و یادآور می‌شد که در نظام(رسمی و مصوّب) آموزشی‌اش، طلبه‌ها هیچ درسی در زمینه‌ی تاریخ و جامعه‌شناسی نمی‌خوانند و اساساً به عنوان آموزگاران این علوم تربیت نمی‌شوند. البته این به معنای ضعف نظام آموزشی حوزه‌ی علمیّه و یا کاستی طلبه‌ها نیست؛‌ بلکه اقتضای صورت‌بندی علم در جهان معاصر و تخصصی شدن آن است. ممکن است ما با این صورت‌بندی مخالف باشیم؛ ممکن است گمان بریم که حوزه‌های علمیّه در روزگارهای پیشین نجوم و هندسه و طبیعیّات هم تعلیم می‌داده‌اند؛ ولی اکنون چنین نیست و هیچ طلبه‌ای در نظام آموزشی حوزه به صورت رسمی این علوم را نمی‌خواند. واقعیّت آن است که این مصوّبه‌ها اگر به نیّت لطف به حوزه و کشاندن پای طلبه‌ها به نظام تعلیم و تربیت کشور وضع می‌شوند، نه تنها به حوزه‌ی علمیّه و آموزش و پرورش برای دست‌یابی به اهداف تربیتی خود کمکی نمی‌کند، ‌بلکه چه بسا حوزه و طلبه‌ها را به از بین بردن فرصت‌های شغلی دانشگاهیان نیز متهم کرده و همان نیمچه اثرگذاری آن را نیز به حاشیه ببرد.

مهراب صادق‌نیا
۱۳۹۹/۷/۸


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو ببینید که سازوکار انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا چگونه است‌
بی‌بی‌سی فارسی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
برگردان فارسی کلیله‌ودمنۀ ابن مقفع، اثر نصرالله منشی از متون ادبی بسیار مهم زبان فارسی به‌ شمار می‌آید و گذشته از فواید لغوی و ادبی، مملو از حکایات پندآموز و اشعار حکیمانه‌ای‌ست که هنوز و همچنان به‌کار می‌آیند. هم به کار مردمان، هم به کار دولتمردان، آنجا که صریح و عریان تمهیدات و چاره‌گری‌های سیاسی را آموزش می‌دهد تا جایی که شاید بتوان گفت کلیله و دمنه افشردۀ تجارب، مکاید و زیرکی‌های زندگی اجتماعی و سیاسی دنیای قدیم است.

از میان نسخه‌هایی که توانسته‌اند از پیچ‌وخم زمان عبور کنند، از تهلکه‌های روزگار سر سالم به‌در ببرند و به دست ما برسند دو دستنویس از سدۀ ششم هجری هستند که کهن‌ترین نسخه‌های کلیله و دمنه‌اند و به‌طور کلّی در زمرۀ قدیم‌ترین دستنویس‌های فارسی شناخته می‌شوند. یکی دستنویس کتابخانۀ جارالله افندی (استانبول)، مورخ ۵۵۱ و دیگری دستنویس کتابخانۀ وزارت معارف ترکیه در آنکارا، مورخ ۵۹۴ که عکس آن در کتابخانۀ استاد مینوی نگه‌داری می‌شود.

در این سال‌ها دکتر جواد بشری به تصویر خوب و خوانا و روشن‌تری از دستنویس مورّخ ۵۹۴، به خط محمد بن هرون سیفی دست یافتند و در سال ۱۳۹۹ آن را به صورت نسخه‌برگردان چاپ کردند. این چاپ زیبا توسط انتشارات ادبیات منتشر شده است.

پ.ن: ورق زدن این نسخه‌های قدیمی و تماشای رسم‌الخط آنها نور دیدگان را زیاد می‌کند!

عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/439

#فرهیختگان، ندای آگاهی
فهرست کامل برای دسترسی آسان به فایل‌های صوتی مقالۀ «زندان در روایت عربی»، که در شمارۀ ۱۲۰ مجلۀ «نگاه‌نو» به چاپ رسید و در کانال «قطر المطر» ارائه شد:

در این مقاله با دنیای شخصیت‌ها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا می‌شوید.


#زندان_در_روایت_عربی

بخش اول: داستان «رود». اثر زکریا تامر
t.me/Qatreyebaran/1056

بخش دوم: رمان «وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوشبدبین». اثر امیل حبیبی
t.me/Qatreyebaran/1064

بخش سوم: رمان «دروازۀ خورشید». اثر الیاس خوری
t.me/Qatreyebaran/1078

بخش چهارم: رمان «عراقی‌ای در پاریس». اثر صموئیل شمعون
t.me/Qatreyebaran/1087

مربوط به بخش چهارم: ماجرای نجات یافتن صموئیل از مرگ به واسطۀ آشنایی با سینمای هالیوود
t.me/Qatreyebaran/1088

بخش پنجم: رمان «زینی برکات». اثر جمال غیطانی
t.me/Qatreyebaran/1094

بخش ششم: دو رمانِ «خانۀ اندلسی» و «سیرة المنتهی». اثر واسینی اعرج
t.me/Qatreyebaran/1104

بخش هفتم: رمان «شرق مدیترانه» اثر عبدالرحمن منیف، شعری از مظفر نواب، شعری از عِوض نابلسی
t.me/Qatreyebaran/1116


از کانال قطر المطر


#فرهیختگان، ندای آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آیا علم خدا را کفن و دفن کرده است؟»

مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس


این مناظره شناخته شده‌ترین مناظره بر سر وجود خداست که در سده‌ی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ارمغان مینوی

محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روان‌شاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشت‌ها و حاشیه‌نویسی‌هایی است که او در کتاب‌هایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیه‌نویسی‌ها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکته‌هایی است آموزنده.

پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیه‌نویسی‌های مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل به‌ترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون به‌همت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامه‌ای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پاره‌ای دیگر از نکته‌های زبانی‌ویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتاب‌ها نوشته، به‌صورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایش‌دوستان توصیه می‌کنم.

قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی

محمد یوسفی‌شیرازی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
۳۵ درصد دانش‌آموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.

در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانش‌آموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکت‌کننده کسب کرد. نمرۀ دانش‌آموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمره‌ای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکت‌کننده در آزمون است.

۱۰ درصد دانش‌آموزان شرکت‌کننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شده‌اند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانش‌آموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایین‌ترین سطح را می‌گیرند. این دانش‌آموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجه‌اند. حدود ۴ درصد دانش‌آموزان چنین وضعیتی داشته‌اند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.


رضا امیدی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
SSPP-99-A (2).pdf
2.3 MB

💠 شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران:
🌐 تحلیل کیفی دیدگاه‌ها و تجربیات پژوهشگران برتر، خبرگان و سیاستگذاران پژوهش در کشور

🔻 پژوهش حاضر، با هدف شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران، از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد.

🔻 یافته‌ها نشان داد که کژکارکردی‌های پژوهش در نظام آموزش عالی ایران این موارد است:

✅ مرحله قبل از پژوهش:

1️⃣ لابی‌گری در تعریف پروژه

2️⃣ عدم توجه به نیازسنجی پژوهش

3️⃣ در نظر نگرفتن اهمیت ذی‌نفعان پژوهش


✅ مرحله انجام پژوهش:

1️⃣ عدم رعایت مالکیت فکری و معنوی

2️⃣ کم‌کاری استاد در تحقیق دانشجویی

3️⃣ عدم قوام روش‌شناختی

4️⃣ کاهش میزان تحلیل مسائل

5️⃣ خریدوفروش مقاله و پایان‌نامه

6️⃣ سرقت علمی

7️⃣ داده سازی

8️⃣ جعل و تحریف داده


✅ مرحله بعد از انجام فرایند پژوهش

1️⃣ ضعف در کاربردی کردن نتایج پژوهش

2️⃣ مشکلات داوری

3️⃣ همپوشانی انتشارات و کیفیت پایین بعضی مجلات


#فرهیختگان، ندای آگاهی
https://telegra.ph/ترجمه-تاریخ-فرهنگ--فل-سفه-09-30

دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.


#فرهیختگان، صدای فرزانگان