Forwarded from پژوهشگاه علوم انسانی ihcssir
لینک ورود رایگان برای میهمانان ششمین همایش بینالمللی شمس و مولانا
لطفاً علاقهمندان ثبتنام و وارد فضای همایش شوند
http://live5.eseminar.tv/wb14538
#مولانا #شمس #خوی
🍀🍀
@ihcss
لطفاً علاقهمندان ثبتنام و وارد فضای همایش شوند
http://live5.eseminar.tv/wb14538
#مولانا #شمس #خوی
🍀🍀
@ihcss
منوچهر آشتیانی، جامعهشناس و مترجم، (زاده ۱۹ مهر ۱۳۰۹ در سنگلج) درگذشت. او خواهرزاده نیما یوشیج و از نوادگان میرزاحسن آشتیانی است. آشتیانی در سال ۱۹۷۱ از دوره دکتری دانشگاه هایدلبرگ فارغالتحصیل شد. او از شاگردان کارل لویت و گادامر بود./راهبرد
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
🔴دو پرسش کلیدی
عباس عبدی
اعتماد ۷ مهر ۱۳۹۹
🔘جملات آقای روحانی در باره مسیولیت امور را با هم مرور کنیم.
☑️«آدرس لعن و نفرین مردم باید کاخ سفید و واشنگتن دیسی باشد. آدرس صحیح تمام جنایت و فشار بر مردم عزیز ایران واشنگتن دیسی و کاخ سفید است. آنهایی که داخل این ساختمان هستند، این همه جنایات علیه ملت ایران روا داشتند. مردم باید در این سالها زندگی راحتتر و آسانتری میداشتند، میبایست دلار به قیمت معقول بود، اجناس، قیمت معقول داشت؛ همه این جنایتها بر گردن کاخ سفید است. جمهوری اسلامی ایران هیچ کوتاهی نکرده و بر سر قول خود مانده است و این را دنیا میگوید.»☑️
🔘متاسفانه این اظهارات نیز مثل بیشتر سخنان دیگر تحت تأثیر پاسخهای غیر جدی و یا حتی استهزاآمیز قرار گرفت و چنان که باید و شاید نقد و ارزیابی نشد. واقعیت این است که گزاره مزبور در ظاهر درست است ولی از دو جهت کامل نیست.
🔘اول اینکه همه مشکلات مربوط به کاخ سفید نیست. بخش جدی و ماندگار مشکلات ریشه در داخل و عملکرد درونی خودمان دارد. این بخش را میتوان به دو زیربخش تقسیم کرد. یک زیربخش آن ساختاری است و زیربخش دیگر دقیقاً مربوط به عملکرد مسئولین در اتخاذ سیاستها، در اجرای ناقص آنها، در انتخاب مدیران و مجریان فاقد صلاحیت و... است.
🔘زیربخش ساختاری همان مواردی است که از چند دهه پیش بوده و در مقاطعی تشدید یا تضعیف شده است. در هر حال وظیفه مدیریت اجرایی دولت، اصلاح این ساختارها است و در این باره باید خیلی صریح و شفاف توضیح داد و عمل نمود.
https://telegra.ph/دو-پرسش-کلیدی-09-28
#فرهیختگان، ندای آگاهی
عباس عبدی
اعتماد ۷ مهر ۱۳۹۹
🔘جملات آقای روحانی در باره مسیولیت امور را با هم مرور کنیم.
☑️«آدرس لعن و نفرین مردم باید کاخ سفید و واشنگتن دیسی باشد. آدرس صحیح تمام جنایت و فشار بر مردم عزیز ایران واشنگتن دیسی و کاخ سفید است. آنهایی که داخل این ساختمان هستند، این همه جنایات علیه ملت ایران روا داشتند. مردم باید در این سالها زندگی راحتتر و آسانتری میداشتند، میبایست دلار به قیمت معقول بود، اجناس، قیمت معقول داشت؛ همه این جنایتها بر گردن کاخ سفید است. جمهوری اسلامی ایران هیچ کوتاهی نکرده و بر سر قول خود مانده است و این را دنیا میگوید.»☑️
🔘متاسفانه این اظهارات نیز مثل بیشتر سخنان دیگر تحت تأثیر پاسخهای غیر جدی و یا حتی استهزاآمیز قرار گرفت و چنان که باید و شاید نقد و ارزیابی نشد. واقعیت این است که گزاره مزبور در ظاهر درست است ولی از دو جهت کامل نیست.
🔘اول اینکه همه مشکلات مربوط به کاخ سفید نیست. بخش جدی و ماندگار مشکلات ریشه در داخل و عملکرد درونی خودمان دارد. این بخش را میتوان به دو زیربخش تقسیم کرد. یک زیربخش آن ساختاری است و زیربخش دیگر دقیقاً مربوط به عملکرد مسئولین در اتخاذ سیاستها، در اجرای ناقص آنها، در انتخاب مدیران و مجریان فاقد صلاحیت و... است.
🔘زیربخش ساختاری همان مواردی است که از چند دهه پیش بوده و در مقاطعی تشدید یا تضعیف شده است. در هر حال وظیفه مدیریت اجرایی دولت، اصلاح این ساختارها است و در این باره باید خیلی صریح و شفاف توضیح داد و عمل نمود.
https://telegra.ph/دو-پرسش-کلیدی-09-28
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
دو پرسش کلیدی
🔻اعتماد ۷ مهر ۱۳۹۹ 🔘جملات آقای روحانی در باره مسیولیت امور را با هم مرور کنیم. ☑️«آدرس لعن و نفرین مردم باید کاخ سفید و واشنگتن دیسی باشد. آدرس صحیح تمام جنایت و فشار بر مردم عزیز ایران واشنگتن دیسی و کاخ سفید است. آنهایی که داخل این ساختمان هستند، این…
تودههای خشمگین و نخبگان ناامید!
عباس خلجی
مهمترین پرسشی که در سپهر عمومی جولان میدهد، درباره چرایی خشم عمومی و ناامیدی نخبگان نسبت به اصلاح امور و چشماندازی روشن برای گذار به فردایی بهتر است.
گویا مسئولین عالیرتبه نظام نیز از این خشم تودهای و ناامیدی نخبگانی نسبت به فردای بهتر آگاهند. بنابراین آدرس آمریکا و کاخ سفید و ترامپ را برای لعن و نفرین ایرانیان میدهند: «مردم اگر میخواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است.» بدون آنکه نقش و مسئولیت تاریخی خود در ایجاد و استمرار چنین شرایطی را به روی خویش بیاورند.
مانوئل کاستلز در کتاب «شبکههای خشم و امید» بر این باور است که امید روی دیگر خشم عمومی نسبت به شرایط نامطلوب و کنش امیدوارانه برای گشایش سیاسی و گذار به شرایط مطلوب است. اما چرا در جامعه ایران یاس و ناامیدی به روی دیگر خشم تبدیل شده است؟ خشم تودههای محروم قابل درک است و از بحران اقتصادی ناشی میشود. چون سیل ویرانگر تحریم و فشار حداکثری آمریکا از سویی و سیاستهای نادرست در مواجهه با آن از سوی دیگر، و از همه مهمتر، فقدان اراده سیاسی لازم و اقدام کافی برای گشایش راههای برونرفت مناسب باعث کاهش مداوم ارزش پولی ملی و قدرت خرید مردم گردیده است. آنان شاهد نابودی روزانه ثروت و درآمد و کاهش کیفیت زندگی خویش هستند. بنابراین راهی جز خشم برای واکنش به شرایط کنونی پیش روی خویش نمیبینند.
در این میان نخبگان نیز زیر فشار اقتصادی قرار دارند؛ اما خشم و ناامیدی نخبگان از منبع دیگری ناشی میشود و بیشتر در عدم مشارکت در قدرت و نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری ریشه دارد. این یادداشت برخی از ابعاد این مساله را میکاود و امیدوار است باعث برانگیختن موج امیدواری در میان نخبگان شود تا آنان به آسانی تسلیم روح سرکش و غدار تقدیر نشوند و برای دگرگونی شرایط نامطلوب موجود و گذار به شرایط مطلوب آتی رویکردی فعال اتخاذ و نقشی بایسته و سهمی نیک ایفا نمایند.
1. عوامفریبی و گرایش به سیاستهای پوپولیستی و بیتوجهی به خرد جمعی و نظرات کارشناسی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و عرصه سیاستگذاری مهمترین عامل ناامیدی و کنارهجویی و عزلتگزینی نخبگان است.
2. بازار مریدپروری بسی گرم است و رویکرد نخبهگریزی و نخبهستیزی و جایگزینی نخبگان ساختگی بر موج ناامیدی دامن زده است. فضای عمومی و سازوکارهای دیوانسالاری در خدمت شناسایی و ساماندهی نخبگان برای مهاجرت عمل میکند و در مسیر شناسایی، جذب، آموزش و پرورش و بهکارگیری نخبگان در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری قرار ندارد. ضعف جامعه مدنی و فقدان نظام حزبی و سازوکار فعالیت تشکیلاتی نیز مجالی به شناسایی، جذب، رشد و به کارگیری نخبگان نمیدهد.
3. فرصتهای برابر در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای همگان وجود ندارد. حتی با رویکردهای نقادانه و پیشنهادهای دلسوزانه برخورد میشود.
4. تکصدایی گفتمان مسلط است و امکان طرح ایدههای نوآورانه و راهگشا در برابر گفتمان رسمی وجود ندارد. تعصب فکری و جمود نظری و انحصار روایت رسمی و ادبیات کلیشهای از نوآوری برای گشایش و حکمرانی مطلوب جلوگیری مینماید.
5. احساس درماندگی و عدم تاثیرگذاری در عرصه نظر و عمل بر فضای گفتمانی نخبگان حاکم شده و به انفعال و ناامیدی آنان دامن زده است. به گونهای که چندین تجربه ناکام انتخاباتی باعث کاهش بیسابقه مشارکت در انتخابات اخیر گردید و نمایندگان بخش مهمی از جامعه از دستیابی به فرصتهای سیاسی محروم شدند.
6. هزینه کمرشکن فساد و تباهی و اختلاس و دزدی در سطوح عالی و میانی مدیریت اقتصادی کشور بر گرده ملت ایران سنگینی میکند.
7. منازعات گفتمانی بیبنیان و جنگ قدرت روزافزون و گفتار درمانی بیثمر موجب واگرایی بیشتر در میان مسئولین و بیثباتی در مدیریت کلان کشور گردیده است.
8. منافع و مصالح شخصی، گروهی و جناحی جای منافع ملی و مصالح عمومی را گرفته و در غیبت منافع ملی و مصالح عمومی، #سیاست_داخلی #پریشان باعث بحران سیاسی و اجتماعی مستمر و #سیاست_خارجی #سرگردان موجب تنش، بیثباتی و بحران منطقهای پرهزینه برای ایران شده است.
به طور کلی، شاخصهای منفی و روند نزولی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از سویی و عدم تلاش بایسته و شایسته برای بهبود شرایط از دیگر سو بسی نگران کننده است؛ گویا مسئولین کشور در انتظار معجزه آسمانی نشستهاند تا شاید دستی از غیب برون آید و ... بنابراین انتظار امیدواری از نخبگان نسبت به آینده در این شرایط انتظار بجایی نیست و برای بهبود شرایط باید طرحی نو درافکند.
پینوشت:
ر.ک. به: کاستلز، مانوئل، (1398)، شبکههای خشم و امید: جنبشهای اجتماعی در عصر اینترنت، ترجمه مجتبی قلیپور، تهران: نشر مرکز.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
عباس خلجی
مهمترین پرسشی که در سپهر عمومی جولان میدهد، درباره چرایی خشم عمومی و ناامیدی نخبگان نسبت به اصلاح امور و چشماندازی روشن برای گذار به فردایی بهتر است.
گویا مسئولین عالیرتبه نظام نیز از این خشم تودهای و ناامیدی نخبگانی نسبت به فردای بهتر آگاهند. بنابراین آدرس آمریکا و کاخ سفید و ترامپ را برای لعن و نفرین ایرانیان میدهند: «مردم اگر میخواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است.» بدون آنکه نقش و مسئولیت تاریخی خود در ایجاد و استمرار چنین شرایطی را به روی خویش بیاورند.
مانوئل کاستلز در کتاب «شبکههای خشم و امید» بر این باور است که امید روی دیگر خشم عمومی نسبت به شرایط نامطلوب و کنش امیدوارانه برای گشایش سیاسی و گذار به شرایط مطلوب است. اما چرا در جامعه ایران یاس و ناامیدی به روی دیگر خشم تبدیل شده است؟ خشم تودههای محروم قابل درک است و از بحران اقتصادی ناشی میشود. چون سیل ویرانگر تحریم و فشار حداکثری آمریکا از سویی و سیاستهای نادرست در مواجهه با آن از سوی دیگر، و از همه مهمتر، فقدان اراده سیاسی لازم و اقدام کافی برای گشایش راههای برونرفت مناسب باعث کاهش مداوم ارزش پولی ملی و قدرت خرید مردم گردیده است. آنان شاهد نابودی روزانه ثروت و درآمد و کاهش کیفیت زندگی خویش هستند. بنابراین راهی جز خشم برای واکنش به شرایط کنونی پیش روی خویش نمیبینند.
در این میان نخبگان نیز زیر فشار اقتصادی قرار دارند؛ اما خشم و ناامیدی نخبگان از منبع دیگری ناشی میشود و بیشتر در عدم مشارکت در قدرت و نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری ریشه دارد. این یادداشت برخی از ابعاد این مساله را میکاود و امیدوار است باعث برانگیختن موج امیدواری در میان نخبگان شود تا آنان به آسانی تسلیم روح سرکش و غدار تقدیر نشوند و برای دگرگونی شرایط نامطلوب موجود و گذار به شرایط مطلوب آتی رویکردی فعال اتخاذ و نقشی بایسته و سهمی نیک ایفا نمایند.
1. عوامفریبی و گرایش به سیاستهای پوپولیستی و بیتوجهی به خرد جمعی و نظرات کارشناسی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و عرصه سیاستگذاری مهمترین عامل ناامیدی و کنارهجویی و عزلتگزینی نخبگان است.
2. بازار مریدپروری بسی گرم است و رویکرد نخبهگریزی و نخبهستیزی و جایگزینی نخبگان ساختگی بر موج ناامیدی دامن زده است. فضای عمومی و سازوکارهای دیوانسالاری در خدمت شناسایی و ساماندهی نخبگان برای مهاجرت عمل میکند و در مسیر شناسایی، جذب، آموزش و پرورش و بهکارگیری نخبگان در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری قرار ندارد. ضعف جامعه مدنی و فقدان نظام حزبی و سازوکار فعالیت تشکیلاتی نیز مجالی به شناسایی، جذب، رشد و به کارگیری نخبگان نمیدهد.
3. فرصتهای برابر در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای همگان وجود ندارد. حتی با رویکردهای نقادانه و پیشنهادهای دلسوزانه برخورد میشود.
4. تکصدایی گفتمان مسلط است و امکان طرح ایدههای نوآورانه و راهگشا در برابر گفتمان رسمی وجود ندارد. تعصب فکری و جمود نظری و انحصار روایت رسمی و ادبیات کلیشهای از نوآوری برای گشایش و حکمرانی مطلوب جلوگیری مینماید.
5. احساس درماندگی و عدم تاثیرگذاری در عرصه نظر و عمل بر فضای گفتمانی نخبگان حاکم شده و به انفعال و ناامیدی آنان دامن زده است. به گونهای که چندین تجربه ناکام انتخاباتی باعث کاهش بیسابقه مشارکت در انتخابات اخیر گردید و نمایندگان بخش مهمی از جامعه از دستیابی به فرصتهای سیاسی محروم شدند.
6. هزینه کمرشکن فساد و تباهی و اختلاس و دزدی در سطوح عالی و میانی مدیریت اقتصادی کشور بر گرده ملت ایران سنگینی میکند.
7. منازعات گفتمانی بیبنیان و جنگ قدرت روزافزون و گفتار درمانی بیثمر موجب واگرایی بیشتر در میان مسئولین و بیثباتی در مدیریت کلان کشور گردیده است.
8. منافع و مصالح شخصی، گروهی و جناحی جای منافع ملی و مصالح عمومی را گرفته و در غیبت منافع ملی و مصالح عمومی، #سیاست_داخلی #پریشان باعث بحران سیاسی و اجتماعی مستمر و #سیاست_خارجی #سرگردان موجب تنش، بیثباتی و بحران منطقهای پرهزینه برای ایران شده است.
به طور کلی، شاخصهای منفی و روند نزولی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از سویی و عدم تلاش بایسته و شایسته برای بهبود شرایط از دیگر سو بسی نگران کننده است؛ گویا مسئولین کشور در انتظار معجزه آسمانی نشستهاند تا شاید دستی از غیب برون آید و ... بنابراین انتظار امیدواری از نخبگان نسبت به آینده در این شرایط انتظار بجایی نیست و برای بهبود شرایط باید طرحی نو درافکند.
پینوشت:
ر.ک. به: کاستلز، مانوئل، (1398)، شبکههای خشم و امید: جنبشهای اجتماعی در عصر اینترنت، ترجمه مجتبی قلیپور، تهران: نشر مرکز.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
فرهیختگان
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند. #فرهیختگان، ندای آگاهی
🔷 طلبهها، آموزگار آنچه نمیآموزند.
✅ تصمیم آموزش و پرورش بر استخدام طلبهها به عنوان دبیران تاریخ و جامعهشناسی حاشیههای زیادی داشت. خیلیها این مصوّبه را نپسندیدند و به هر جا که دستشان میرسید نامه نوشتند و اعتراض کردند. در این میان اما سکوت حوزهی علمیّه معنای دیگری داشت. سازمانی که مسئول آموزش و تربیّت طلبههاست و به روشنی میداند که فراگیرانش چه واحدهای آموزشیای را میگذرانند بهتر بود اعلام موضع میکرد و به کسانی که این تصمیم را گرفتهاند نامه مینوشت و یادآور میشد که در نظام(رسمی و مصوّب) آموزشیاش، طلبهها هیچ درسی در زمینهی تاریخ و جامعهشناسی نمیخوانند و اساساً به عنوان آموزگاران این علوم تربیت نمیشوند. البته این به معنای ضعف نظام آموزشی حوزهی علمیّه و یا کاستی طلبهها نیست؛ بلکه اقتضای صورتبندی علم در جهان معاصر و تخصصی شدن آن است. ممکن است ما با این صورتبندی مخالف باشیم؛ ممکن است گمان بریم که حوزههای علمیّه در روزگارهای پیشین نجوم و هندسه و طبیعیّات هم تعلیم میدادهاند؛ ولی اکنون چنین نیست و هیچ طلبهای در نظام آموزشی حوزه به صورت رسمی این علوم را نمیخواند. واقعیّت آن است که این مصوّبهها اگر به نیّت لطف به حوزه و کشاندن پای طلبهها به نظام تعلیم و تربیت کشور وضع میشوند، نه تنها به حوزهی علمیّه و آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تربیتی خود کمکی نمیکند، بلکه چه بسا حوزه و طلبهها را به از بین بردن فرصتهای شغلی دانشگاهیان نیز متهم کرده و همان نیمچه اثرگذاری آن را نیز به حاشیه ببرد.
مهراب صادقنیا
۱۳۹۹/۷/۸
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅ تصمیم آموزش و پرورش بر استخدام طلبهها به عنوان دبیران تاریخ و جامعهشناسی حاشیههای زیادی داشت. خیلیها این مصوّبه را نپسندیدند و به هر جا که دستشان میرسید نامه نوشتند و اعتراض کردند. در این میان اما سکوت حوزهی علمیّه معنای دیگری داشت. سازمانی که مسئول آموزش و تربیّت طلبههاست و به روشنی میداند که فراگیرانش چه واحدهای آموزشیای را میگذرانند بهتر بود اعلام موضع میکرد و به کسانی که این تصمیم را گرفتهاند نامه مینوشت و یادآور میشد که در نظام(رسمی و مصوّب) آموزشیاش، طلبهها هیچ درسی در زمینهی تاریخ و جامعهشناسی نمیخوانند و اساساً به عنوان آموزگاران این علوم تربیت نمیشوند. البته این به معنای ضعف نظام آموزشی حوزهی علمیّه و یا کاستی طلبهها نیست؛ بلکه اقتضای صورتبندی علم در جهان معاصر و تخصصی شدن آن است. ممکن است ما با این صورتبندی مخالف باشیم؛ ممکن است گمان بریم که حوزههای علمیّه در روزگارهای پیشین نجوم و هندسه و طبیعیّات هم تعلیم میدادهاند؛ ولی اکنون چنین نیست و هیچ طلبهای در نظام آموزشی حوزه به صورت رسمی این علوم را نمیخواند. واقعیّت آن است که این مصوّبهها اگر به نیّت لطف به حوزه و کشاندن پای طلبهها به نظام تعلیم و تربیت کشور وضع میشوند، نه تنها به حوزهی علمیّه و آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تربیتی خود کمکی نمیکند، بلکه چه بسا حوزه و طلبهها را به از بین بردن فرصتهای شغلی دانشگاهیان نیز متهم کرده و همان نیمچه اثرگذاری آن را نیز به حاشیه ببرد.
مهراب صادقنیا
۱۳۹۹/۷/۸
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو ببینید که سازوکار انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا چگونه است
بیبیسی فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بیبیسی فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
برگردان فارسی کلیلهودمنۀ ابن مقفع، اثر نصرالله منشی از متون ادبی بسیار مهم زبان فارسی به شمار میآید و گذشته از فواید لغوی و ادبی، مملو از حکایات پندآموز و اشعار حکیمانهایست که هنوز و همچنان بهکار میآیند. هم به کار مردمان، هم به کار دولتمردان، آنجا که صریح و عریان تمهیدات و چارهگریهای سیاسی را آموزش میدهد تا جایی که شاید بتوان گفت کلیله و دمنه افشردۀ تجارب، مکاید و زیرکیهای زندگی اجتماعی و سیاسی دنیای قدیم است.
از میان نسخههایی که توانستهاند از پیچوخم زمان عبور کنند، از تهلکههای روزگار سر سالم بهدر ببرند و به دست ما برسند دو دستنویس از سدۀ ششم هجری هستند که کهنترین نسخههای کلیله و دمنهاند و بهطور کلّی در زمرۀ قدیمترین دستنویسهای فارسی شناخته میشوند. یکی دستنویس کتابخانۀ جارالله افندی (استانبول)، مورخ ۵۵۱ و دیگری دستنویس کتابخانۀ وزارت معارف ترکیه در آنکارا، مورخ ۵۹۴ که عکس آن در کتابخانۀ استاد مینوی نگهداری میشود.
در این سالها دکتر جواد بشری به تصویر خوب و خوانا و روشنتری از دستنویس مورّخ ۵۹۴، به خط محمد بن هرون سیفی دست یافتند و در سال ۱۳۹۹ آن را به صورت نسخهبرگردان چاپ کردند. این چاپ زیبا توسط انتشارات ادبیات منتشر شده است.
پ.ن: ورق زدن این نسخههای قدیمی و تماشای رسمالخط آنها نور دیدگان را زیاد میکند!
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/439
#فرهیختگان، ندای آگاهی
از میان نسخههایی که توانستهاند از پیچوخم زمان عبور کنند، از تهلکههای روزگار سر سالم بهدر ببرند و به دست ما برسند دو دستنویس از سدۀ ششم هجری هستند که کهنترین نسخههای کلیله و دمنهاند و بهطور کلّی در زمرۀ قدیمترین دستنویسهای فارسی شناخته میشوند. یکی دستنویس کتابخانۀ جارالله افندی (استانبول)، مورخ ۵۵۱ و دیگری دستنویس کتابخانۀ وزارت معارف ترکیه در آنکارا، مورخ ۵۹۴ که عکس آن در کتابخانۀ استاد مینوی نگهداری میشود.
در این سالها دکتر جواد بشری به تصویر خوب و خوانا و روشنتری از دستنویس مورّخ ۵۹۴، به خط محمد بن هرون سیفی دست یافتند و در سال ۱۳۹۹ آن را به صورت نسخهبرگردان چاپ کردند. این چاپ زیبا توسط انتشارات ادبیات منتشر شده است.
پ.ن: ورق زدن این نسخههای قدیمی و تماشای رسمالخط آنها نور دیدگان را زیاد میکند!
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/439
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
فهرست کامل برای دسترسی آسان به فایلهای صوتی مقالۀ «زندان در روایت عربی»، که در شمارۀ ۱۲۰ مجلۀ «نگاهنو» به چاپ رسید و در کانال «قطر المطر» ارائه شد:
در این مقاله با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
#زندان_در_روایت_عربی
بخش اول: داستان «رود». اثر زکریا تامر
t.me/Qatreyebaran/1056
بخش دوم: رمان «وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوشبدبین». اثر امیل حبیبی
t.me/Qatreyebaran/1064
بخش سوم: رمان «دروازۀ خورشید». اثر الیاس خوری
t.me/Qatreyebaran/1078
بخش چهارم: رمان «عراقیای در پاریس». اثر صموئیل شمعون
t.me/Qatreyebaran/1087
مربوط به بخش چهارم: ماجرای نجات یافتن صموئیل از مرگ به واسطۀ آشنایی با سینمای هالیوود
t.me/Qatreyebaran/1088
بخش پنجم: رمان «زینی برکات». اثر جمال غیطانی
t.me/Qatreyebaran/1094
بخش ششم: دو رمانِ «خانۀ اندلسی» و «سیرة المنتهی». اثر واسینی اعرج
t.me/Qatreyebaran/1104
بخش هفتم: رمان «شرق مدیترانه» اثر عبدالرحمن منیف، شعری از مظفر نواب، شعری از عِوض نابلسی
t.me/Qatreyebaran/1116
از کانال قطر المطر
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در این مقاله با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
#زندان_در_روایت_عربی
بخش اول: داستان «رود». اثر زکریا تامر
t.me/Qatreyebaran/1056
بخش دوم: رمان «وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوشبدبین». اثر امیل حبیبی
t.me/Qatreyebaran/1064
بخش سوم: رمان «دروازۀ خورشید». اثر الیاس خوری
t.me/Qatreyebaran/1078
بخش چهارم: رمان «عراقیای در پاریس». اثر صموئیل شمعون
t.me/Qatreyebaran/1087
مربوط به بخش چهارم: ماجرای نجات یافتن صموئیل از مرگ به واسطۀ آشنایی با سینمای هالیوود
t.me/Qatreyebaran/1088
بخش پنجم: رمان «زینی برکات». اثر جمال غیطانی
t.me/Qatreyebaran/1094
بخش ششم: دو رمانِ «خانۀ اندلسی» و «سیرة المنتهی». اثر واسینی اعرج
t.me/Qatreyebaran/1104
بخش هفتم: رمان «شرق مدیترانه» اثر عبدالرحمن منیف، شعری از مظفر نواب، شعری از عِوض نابلسی
t.me/Qatreyebaran/1116
از کانال قطر المطر
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
قَطْرُ المَطَر
☑️ در مقالۀ «زندان در روایت عربی» (که در شمارۀ ۱۲۰ مجلۀ نگاه نو به چاپ رسید)، با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
☑️ از امشب، این مقاله را برایتان میخوانم؛ هر دوشنبهشب یکی از روایتها. بخشهای مربوط…
☑️ از امشب، این مقاله را برایتان میخوانم؛ هر دوشنبهشب یکی از روایتها. بخشهای مربوط…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آیا علم خدا را کفن و دفن کرده است؟»
مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس
این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در سدهی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس
این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در سدهی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ارمغان مینوی
محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روانشاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشتها و حاشیهنویسیهایی است که او در کتابهایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیهنویسیها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکتههایی است آموزنده.
پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیهنویسیهای مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل بهترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون بههمت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامهای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پارهای دیگر از نکتههای زبانیویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتابها نوشته، بهصورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایشدوستان توصیه میکنم.
قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی
محمد یوسفیشیرازی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روانشاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشتها و حاشیهنویسیهایی است که او در کتابهایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیهنویسیها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکتههایی است آموزنده.
پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیهنویسیهای مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل بهترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون بههمت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامهای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پارهای دیگر از نکتههای زبانیویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتابها نوشته، بهصورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایشدوستان توصیه میکنم.
قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی
محمد یوسفیشیرازی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
۳۵ درصد دانشآموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.
در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانشآموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکتکننده کسب کرد. نمرۀ دانشآموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمرهای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکتکننده در آزمون است.
۱۰ درصد دانشآموزان شرکتکننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شدهاند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانشآموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایینترین سطح را میگیرند. این دانشآموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجهاند. حدود ۴ درصد دانشآموزان چنین وضعیتی داشتهاند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.
رضا امیدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانشآموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکتکننده کسب کرد. نمرۀ دانشآموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمرهای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکتکننده در آزمون است.
۱۰ درصد دانشآموزان شرکتکننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شدهاند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانشآموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایینترین سطح را میگیرند. این دانشآموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجهاند. حدود ۴ درصد دانشآموزان چنین وضعیتی داشتهاند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.
رضا امیدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
SSPP-99-A (2).pdf
2.3 MB
💠 شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران:
🌐 تحلیل کیفی دیدگاهها و تجربیات پژوهشگران برتر، خبرگان و سیاستگذاران پژوهش در کشور
🔻 پژوهش حاضر، با هدف شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران، از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد.
🔻 یافتهها نشان داد که کژکارکردیهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران این موارد است:
✅ مرحله قبل از پژوهش:
1️⃣ لابیگری در تعریف پروژه
2️⃣ عدم توجه به نیازسنجی پژوهش
3️⃣ در نظر نگرفتن اهمیت ذینفعان پژوهش
✅ مرحله انجام پژوهش:
1️⃣ عدم رعایت مالکیت فکری و معنوی
2️⃣ کمکاری استاد در تحقیق دانشجویی
3️⃣ عدم قوام روششناختی
4️⃣ کاهش میزان تحلیل مسائل
5️⃣ خریدوفروش مقاله و پایاننامه
6️⃣ سرقت علمی
7️⃣ داده سازی
8️⃣ جعل و تحریف داده
✅ مرحله بعد از انجام فرایند پژوهش
1️⃣ ضعف در کاربردی کردن نتایج پژوهش
2️⃣ مشکلات داوری
3️⃣ همپوشانی انتشارات و کیفیت پایین بعضی مجلات
#فرهیختگان، ندای آگاهی
https://telegra.ph/ترجمه-تاریخ-فرهنگ--فل-سفه-09-30
دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
اسقف اعظم: اعلیحضرتا , تا کی قرار است دلسوزی شما به این مرد مجنون (دُن کیشوت) اجازه دهد تا آرامش ما را بگیرد؟
اعلیحضرت: آن مرد میخواهد به جای خدا , انسان باشد و عدالت را مستقر کند.
اسقف اعظم: آدم های زیادی به خاطر کمتر از این زنده زنده سوزانده شدند ...
اعلیحضرت: نه , نه آقایان دستکم بگذارید معنای ارزش هایمان را حفظ کنیم ، در دنیای سیاست هیچ نتیجه گیری وجود ندارد , فقط یک مشت مناقشه بی پایان ...
کشیش: اعلیحضرت و جناب اسقف , دُن کیشوت مردی بی آزاری است , مقصر اصلی رفتار او فقط کتابهای اوست .
اعلیحضرت: پس کتاب های او را بسوزونید ، این کار باید شما را راضی کند ، حداقل شما متدینین چیزی برای سوزاندن در اختیار دارید تا خود را با آن گرم کنید ...
🎥 #دیالوگ / دُن کیشوت
کارگردان ؛ گئورک ویلهلم پابست
سال ساخت:۱۹۳۳
بر اساس داستان دن کیشوت اثر سروانتس
مخفیگاه
#فرهیختگان، ندای آگاهی
اعلیحضرت: آن مرد میخواهد به جای خدا , انسان باشد و عدالت را مستقر کند.
اسقف اعظم: آدم های زیادی به خاطر کمتر از این زنده زنده سوزانده شدند ...
اعلیحضرت: نه , نه آقایان دستکم بگذارید معنای ارزش هایمان را حفظ کنیم ، در دنیای سیاست هیچ نتیجه گیری وجود ندارد , فقط یک مشت مناقشه بی پایان ...
کشیش: اعلیحضرت و جناب اسقف , دُن کیشوت مردی بی آزاری است , مقصر اصلی رفتار او فقط کتابهای اوست .
اعلیحضرت: پس کتاب های او را بسوزونید ، این کار باید شما را راضی کند ، حداقل شما متدینین چیزی برای سوزاندن در اختیار دارید تا خود را با آن گرم کنید ...
🎥 #دیالوگ / دُن کیشوت
کارگردان ؛ گئورک ویلهلم پابست
سال ساخت:۱۹۳۳
بر اساس داستان دن کیشوت اثر سروانتس
مخفیگاه
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گروه مدرسان دانشگاه صنعتی شریف در یک اقدام خداپسندانه و در جهت گسترش عدالت آموزشی از دروس پایه اول تا دبیرستان را تدریس و فیلمبرداری کرده و بهطور رایگان در اختیار دانشآموزان سراسر کشور قرار دادهاند.
دانشآموزان میتوانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند.
لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید و این پیام را در تمام گروهها منتشر کنید.
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
دانشآموزان میتوانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند.
لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید و این پیام را در تمام گروهها منتشر کنید.
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گریهی دعایی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گفتگوی ذهنی دکتر غلامرضاکاشی بااستاد ملکیان
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی «شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید،…