تودههای خشمگین و نخبگان ناامید!
عباس خلجی
مهمترین پرسشی که در سپهر عمومی جولان میدهد، درباره چرایی خشم عمومی و ناامیدی نخبگان نسبت به اصلاح امور و چشماندازی روشن برای گذار به فردایی بهتر است.
گویا مسئولین عالیرتبه نظام نیز از این خشم تودهای و ناامیدی نخبگانی نسبت به فردای بهتر آگاهند. بنابراین آدرس آمریکا و کاخ سفید و ترامپ را برای لعن و نفرین ایرانیان میدهند: «مردم اگر میخواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است.» بدون آنکه نقش و مسئولیت تاریخی خود در ایجاد و استمرار چنین شرایطی را به روی خویش بیاورند.
مانوئل کاستلز در کتاب «شبکههای خشم و امید» بر این باور است که امید روی دیگر خشم عمومی نسبت به شرایط نامطلوب و کنش امیدوارانه برای گشایش سیاسی و گذار به شرایط مطلوب است. اما چرا در جامعه ایران یاس و ناامیدی به روی دیگر خشم تبدیل شده است؟ خشم تودههای محروم قابل درک است و از بحران اقتصادی ناشی میشود. چون سیل ویرانگر تحریم و فشار حداکثری آمریکا از سویی و سیاستهای نادرست در مواجهه با آن از سوی دیگر، و از همه مهمتر، فقدان اراده سیاسی لازم و اقدام کافی برای گشایش راههای برونرفت مناسب باعث کاهش مداوم ارزش پولی ملی و قدرت خرید مردم گردیده است. آنان شاهد نابودی روزانه ثروت و درآمد و کاهش کیفیت زندگی خویش هستند. بنابراین راهی جز خشم برای واکنش به شرایط کنونی پیش روی خویش نمیبینند.
در این میان نخبگان نیز زیر فشار اقتصادی قرار دارند؛ اما خشم و ناامیدی نخبگان از منبع دیگری ناشی میشود و بیشتر در عدم مشارکت در قدرت و نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری ریشه دارد. این یادداشت برخی از ابعاد این مساله را میکاود و امیدوار است باعث برانگیختن موج امیدواری در میان نخبگان شود تا آنان به آسانی تسلیم روح سرکش و غدار تقدیر نشوند و برای دگرگونی شرایط نامطلوب موجود و گذار به شرایط مطلوب آتی رویکردی فعال اتخاذ و نقشی بایسته و سهمی نیک ایفا نمایند.
1. عوامفریبی و گرایش به سیاستهای پوپولیستی و بیتوجهی به خرد جمعی و نظرات کارشناسی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و عرصه سیاستگذاری مهمترین عامل ناامیدی و کنارهجویی و عزلتگزینی نخبگان است.
2. بازار مریدپروری بسی گرم است و رویکرد نخبهگریزی و نخبهستیزی و جایگزینی نخبگان ساختگی بر موج ناامیدی دامن زده است. فضای عمومی و سازوکارهای دیوانسالاری در خدمت شناسایی و ساماندهی نخبگان برای مهاجرت عمل میکند و در مسیر شناسایی، جذب، آموزش و پرورش و بهکارگیری نخبگان در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری قرار ندارد. ضعف جامعه مدنی و فقدان نظام حزبی و سازوکار فعالیت تشکیلاتی نیز مجالی به شناسایی، جذب، رشد و به کارگیری نخبگان نمیدهد.
3. فرصتهای برابر در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای همگان وجود ندارد. حتی با رویکردهای نقادانه و پیشنهادهای دلسوزانه برخورد میشود.
4. تکصدایی گفتمان مسلط است و امکان طرح ایدههای نوآورانه و راهگشا در برابر گفتمان رسمی وجود ندارد. تعصب فکری و جمود نظری و انحصار روایت رسمی و ادبیات کلیشهای از نوآوری برای گشایش و حکمرانی مطلوب جلوگیری مینماید.
5. احساس درماندگی و عدم تاثیرگذاری در عرصه نظر و عمل بر فضای گفتمانی نخبگان حاکم شده و به انفعال و ناامیدی آنان دامن زده است. به گونهای که چندین تجربه ناکام انتخاباتی باعث کاهش بیسابقه مشارکت در انتخابات اخیر گردید و نمایندگان بخش مهمی از جامعه از دستیابی به فرصتهای سیاسی محروم شدند.
6. هزینه کمرشکن فساد و تباهی و اختلاس و دزدی در سطوح عالی و میانی مدیریت اقتصادی کشور بر گرده ملت ایران سنگینی میکند.
7. منازعات گفتمانی بیبنیان و جنگ قدرت روزافزون و گفتار درمانی بیثمر موجب واگرایی بیشتر در میان مسئولین و بیثباتی در مدیریت کلان کشور گردیده است.
8. منافع و مصالح شخصی، گروهی و جناحی جای منافع ملی و مصالح عمومی را گرفته و در غیبت منافع ملی و مصالح عمومی، #سیاست_داخلی #پریشان باعث بحران سیاسی و اجتماعی مستمر و #سیاست_خارجی #سرگردان موجب تنش، بیثباتی و بحران منطقهای پرهزینه برای ایران شده است.
به طور کلی، شاخصهای منفی و روند نزولی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از سویی و عدم تلاش بایسته و شایسته برای بهبود شرایط از دیگر سو بسی نگران کننده است؛ گویا مسئولین کشور در انتظار معجزه آسمانی نشستهاند تا شاید دستی از غیب برون آید و ... بنابراین انتظار امیدواری از نخبگان نسبت به آینده در این شرایط انتظار بجایی نیست و برای بهبود شرایط باید طرحی نو درافکند.
پینوشت:
ر.ک. به: کاستلز، مانوئل، (1398)، شبکههای خشم و امید: جنبشهای اجتماعی در عصر اینترنت، ترجمه مجتبی قلیپور، تهران: نشر مرکز.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
عباس خلجی
مهمترین پرسشی که در سپهر عمومی جولان میدهد، درباره چرایی خشم عمومی و ناامیدی نخبگان نسبت به اصلاح امور و چشماندازی روشن برای گذار به فردایی بهتر است.
گویا مسئولین عالیرتبه نظام نیز از این خشم تودهای و ناامیدی نخبگانی نسبت به فردای بهتر آگاهند. بنابراین آدرس آمریکا و کاخ سفید و ترامپ را برای لعن و نفرین ایرانیان میدهند: «مردم اگر میخواهند لعن و نفرین کنند، این لعن و نفرین آدرسش کاخ سفید در واشنگتن است.» بدون آنکه نقش و مسئولیت تاریخی خود در ایجاد و استمرار چنین شرایطی را به روی خویش بیاورند.
مانوئل کاستلز در کتاب «شبکههای خشم و امید» بر این باور است که امید روی دیگر خشم عمومی نسبت به شرایط نامطلوب و کنش امیدوارانه برای گشایش سیاسی و گذار به شرایط مطلوب است. اما چرا در جامعه ایران یاس و ناامیدی به روی دیگر خشم تبدیل شده است؟ خشم تودههای محروم قابل درک است و از بحران اقتصادی ناشی میشود. چون سیل ویرانگر تحریم و فشار حداکثری آمریکا از سویی و سیاستهای نادرست در مواجهه با آن از سوی دیگر، و از همه مهمتر، فقدان اراده سیاسی لازم و اقدام کافی برای گشایش راههای برونرفت مناسب باعث کاهش مداوم ارزش پولی ملی و قدرت خرید مردم گردیده است. آنان شاهد نابودی روزانه ثروت و درآمد و کاهش کیفیت زندگی خویش هستند. بنابراین راهی جز خشم برای واکنش به شرایط کنونی پیش روی خویش نمیبینند.
در این میان نخبگان نیز زیر فشار اقتصادی قرار دارند؛ اما خشم و ناامیدی نخبگان از منبع دیگری ناشی میشود و بیشتر در عدم مشارکت در قدرت و نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری ریشه دارد. این یادداشت برخی از ابعاد این مساله را میکاود و امیدوار است باعث برانگیختن موج امیدواری در میان نخبگان شود تا آنان به آسانی تسلیم روح سرکش و غدار تقدیر نشوند و برای دگرگونی شرایط نامطلوب موجود و گذار به شرایط مطلوب آتی رویکردی فعال اتخاذ و نقشی بایسته و سهمی نیک ایفا نمایند.
1. عوامفریبی و گرایش به سیاستهای پوپولیستی و بیتوجهی به خرد جمعی و نظرات کارشناسی، به ویژه در حوزه علوم انسانی و عرصه سیاستگذاری مهمترین عامل ناامیدی و کنارهجویی و عزلتگزینی نخبگان است.
2. بازار مریدپروری بسی گرم است و رویکرد نخبهگریزی و نخبهستیزی و جایگزینی نخبگان ساختگی بر موج ناامیدی دامن زده است. فضای عمومی و سازوکارهای دیوانسالاری در خدمت شناسایی و ساماندهی نخبگان برای مهاجرت عمل میکند و در مسیر شناسایی، جذب، آموزش و پرورش و بهکارگیری نخبگان در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری قرار ندارد. ضعف جامعه مدنی و فقدان نظام حزبی و سازوکار فعالیت تشکیلاتی نیز مجالی به شناسایی، جذب، رشد و به کارگیری نخبگان نمیدهد.
3. فرصتهای برابر در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برای همگان وجود ندارد. حتی با رویکردهای نقادانه و پیشنهادهای دلسوزانه برخورد میشود.
4. تکصدایی گفتمان مسلط است و امکان طرح ایدههای نوآورانه و راهگشا در برابر گفتمان رسمی وجود ندارد. تعصب فکری و جمود نظری و انحصار روایت رسمی و ادبیات کلیشهای از نوآوری برای گشایش و حکمرانی مطلوب جلوگیری مینماید.
5. احساس درماندگی و عدم تاثیرگذاری در عرصه نظر و عمل بر فضای گفتمانی نخبگان حاکم شده و به انفعال و ناامیدی آنان دامن زده است. به گونهای که چندین تجربه ناکام انتخاباتی باعث کاهش بیسابقه مشارکت در انتخابات اخیر گردید و نمایندگان بخش مهمی از جامعه از دستیابی به فرصتهای سیاسی محروم شدند.
6. هزینه کمرشکن فساد و تباهی و اختلاس و دزدی در سطوح عالی و میانی مدیریت اقتصادی کشور بر گرده ملت ایران سنگینی میکند.
7. منازعات گفتمانی بیبنیان و جنگ قدرت روزافزون و گفتار درمانی بیثمر موجب واگرایی بیشتر در میان مسئولین و بیثباتی در مدیریت کلان کشور گردیده است.
8. منافع و مصالح شخصی، گروهی و جناحی جای منافع ملی و مصالح عمومی را گرفته و در غیبت منافع ملی و مصالح عمومی، #سیاست_داخلی #پریشان باعث بحران سیاسی و اجتماعی مستمر و #سیاست_خارجی #سرگردان موجب تنش، بیثباتی و بحران منطقهای پرهزینه برای ایران شده است.
به طور کلی، شاخصهای منفی و روند نزولی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از سویی و عدم تلاش بایسته و شایسته برای بهبود شرایط از دیگر سو بسی نگران کننده است؛ گویا مسئولین کشور در انتظار معجزه آسمانی نشستهاند تا شاید دستی از غیب برون آید و ... بنابراین انتظار امیدواری از نخبگان نسبت به آینده در این شرایط انتظار بجایی نیست و برای بهبود شرایط باید طرحی نو درافکند.
پینوشت:
ر.ک. به: کاستلز، مانوئل، (1398)، شبکههای خشم و امید: جنبشهای اجتماعی در عصر اینترنت، ترجمه مجتبی قلیپور، تهران: نشر مرکز.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
فرهیختگان
انتقاد غلامحسین زاده رییس انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی به استخدام دبیران زبان و ادبیات فارسی از بین دارندگان مدارک حوزوی ( دارندگان مدرک حوزوی سطح 2 برای لیسانس، و مدرک حوزوی سطح 3 برای فوق لیسانس) که آموزش های لازم را ندیده اند. #فرهیختگان، ندای آگاهی
🔷 طلبهها، آموزگار آنچه نمیآموزند.
✅ تصمیم آموزش و پرورش بر استخدام طلبهها به عنوان دبیران تاریخ و جامعهشناسی حاشیههای زیادی داشت. خیلیها این مصوّبه را نپسندیدند و به هر جا که دستشان میرسید نامه نوشتند و اعتراض کردند. در این میان اما سکوت حوزهی علمیّه معنای دیگری داشت. سازمانی که مسئول آموزش و تربیّت طلبههاست و به روشنی میداند که فراگیرانش چه واحدهای آموزشیای را میگذرانند بهتر بود اعلام موضع میکرد و به کسانی که این تصمیم را گرفتهاند نامه مینوشت و یادآور میشد که در نظام(رسمی و مصوّب) آموزشیاش، طلبهها هیچ درسی در زمینهی تاریخ و جامعهشناسی نمیخوانند و اساساً به عنوان آموزگاران این علوم تربیت نمیشوند. البته این به معنای ضعف نظام آموزشی حوزهی علمیّه و یا کاستی طلبهها نیست؛ بلکه اقتضای صورتبندی علم در جهان معاصر و تخصصی شدن آن است. ممکن است ما با این صورتبندی مخالف باشیم؛ ممکن است گمان بریم که حوزههای علمیّه در روزگارهای پیشین نجوم و هندسه و طبیعیّات هم تعلیم میدادهاند؛ ولی اکنون چنین نیست و هیچ طلبهای در نظام آموزشی حوزه به صورت رسمی این علوم را نمیخواند. واقعیّت آن است که این مصوّبهها اگر به نیّت لطف به حوزه و کشاندن پای طلبهها به نظام تعلیم و تربیت کشور وضع میشوند، نه تنها به حوزهی علمیّه و آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تربیتی خود کمکی نمیکند، بلکه چه بسا حوزه و طلبهها را به از بین بردن فرصتهای شغلی دانشگاهیان نیز متهم کرده و همان نیمچه اثرگذاری آن را نیز به حاشیه ببرد.
مهراب صادقنیا
۱۳۹۹/۷/۸
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅ تصمیم آموزش و پرورش بر استخدام طلبهها به عنوان دبیران تاریخ و جامعهشناسی حاشیههای زیادی داشت. خیلیها این مصوّبه را نپسندیدند و به هر جا که دستشان میرسید نامه نوشتند و اعتراض کردند. در این میان اما سکوت حوزهی علمیّه معنای دیگری داشت. سازمانی که مسئول آموزش و تربیّت طلبههاست و به روشنی میداند که فراگیرانش چه واحدهای آموزشیای را میگذرانند بهتر بود اعلام موضع میکرد و به کسانی که این تصمیم را گرفتهاند نامه مینوشت و یادآور میشد که در نظام(رسمی و مصوّب) آموزشیاش، طلبهها هیچ درسی در زمینهی تاریخ و جامعهشناسی نمیخوانند و اساساً به عنوان آموزگاران این علوم تربیت نمیشوند. البته این به معنای ضعف نظام آموزشی حوزهی علمیّه و یا کاستی طلبهها نیست؛ بلکه اقتضای صورتبندی علم در جهان معاصر و تخصصی شدن آن است. ممکن است ما با این صورتبندی مخالف باشیم؛ ممکن است گمان بریم که حوزههای علمیّه در روزگارهای پیشین نجوم و هندسه و طبیعیّات هم تعلیم میدادهاند؛ ولی اکنون چنین نیست و هیچ طلبهای در نظام آموزشی حوزه به صورت رسمی این علوم را نمیخواند. واقعیّت آن است که این مصوّبهها اگر به نیّت لطف به حوزه و کشاندن پای طلبهها به نظام تعلیم و تربیت کشور وضع میشوند، نه تنها به حوزهی علمیّه و آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تربیتی خود کمکی نمیکند، بلکه چه بسا حوزه و طلبهها را به از بین بردن فرصتهای شغلی دانشگاهیان نیز متهم کرده و همان نیمچه اثرگذاری آن را نیز به حاشیه ببرد.
مهراب صادقنیا
۱۳۹۹/۷/۸
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدیو ببینید که سازوکار انتخابات ریاستجمهوری در آمریکا چگونه است
بیبیسی فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بیبیسی فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
برگردان فارسی کلیلهودمنۀ ابن مقفع، اثر نصرالله منشی از متون ادبی بسیار مهم زبان فارسی به شمار میآید و گذشته از فواید لغوی و ادبی، مملو از حکایات پندآموز و اشعار حکیمانهایست که هنوز و همچنان بهکار میآیند. هم به کار مردمان، هم به کار دولتمردان، آنجا که صریح و عریان تمهیدات و چارهگریهای سیاسی را آموزش میدهد تا جایی که شاید بتوان گفت کلیله و دمنه افشردۀ تجارب، مکاید و زیرکیهای زندگی اجتماعی و سیاسی دنیای قدیم است.
از میان نسخههایی که توانستهاند از پیچوخم زمان عبور کنند، از تهلکههای روزگار سر سالم بهدر ببرند و به دست ما برسند دو دستنویس از سدۀ ششم هجری هستند که کهنترین نسخههای کلیله و دمنهاند و بهطور کلّی در زمرۀ قدیمترین دستنویسهای فارسی شناخته میشوند. یکی دستنویس کتابخانۀ جارالله افندی (استانبول)، مورخ ۵۵۱ و دیگری دستنویس کتابخانۀ وزارت معارف ترکیه در آنکارا، مورخ ۵۹۴ که عکس آن در کتابخانۀ استاد مینوی نگهداری میشود.
در این سالها دکتر جواد بشری به تصویر خوب و خوانا و روشنتری از دستنویس مورّخ ۵۹۴، به خط محمد بن هرون سیفی دست یافتند و در سال ۱۳۹۹ آن را به صورت نسخهبرگردان چاپ کردند. این چاپ زیبا توسط انتشارات ادبیات منتشر شده است.
پ.ن: ورق زدن این نسخههای قدیمی و تماشای رسمالخط آنها نور دیدگان را زیاد میکند!
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/439
#فرهیختگان، ندای آگاهی
از میان نسخههایی که توانستهاند از پیچوخم زمان عبور کنند، از تهلکههای روزگار سر سالم بهدر ببرند و به دست ما برسند دو دستنویس از سدۀ ششم هجری هستند که کهنترین نسخههای کلیله و دمنهاند و بهطور کلّی در زمرۀ قدیمترین دستنویسهای فارسی شناخته میشوند. یکی دستنویس کتابخانۀ جارالله افندی (استانبول)، مورخ ۵۵۱ و دیگری دستنویس کتابخانۀ وزارت معارف ترکیه در آنکارا، مورخ ۵۹۴ که عکس آن در کتابخانۀ استاد مینوی نگهداری میشود.
در این سالها دکتر جواد بشری به تصویر خوب و خوانا و روشنتری از دستنویس مورّخ ۵۹۴، به خط محمد بن هرون سیفی دست یافتند و در سال ۱۳۹۹ آن را به صورت نسخهبرگردان چاپ کردند. این چاپ زیبا توسط انتشارات ادبیات منتشر شده است.
پ.ن: ورق زدن این نسخههای قدیمی و تماشای رسمالخط آنها نور دیدگان را زیاد میکند!
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/439
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
فهرست کامل برای دسترسی آسان به فایلهای صوتی مقالۀ «زندان در روایت عربی»، که در شمارۀ ۱۲۰ مجلۀ «نگاهنو» به چاپ رسید و در کانال «قطر المطر» ارائه شد:
در این مقاله با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
#زندان_در_روایت_عربی
بخش اول: داستان «رود». اثر زکریا تامر
t.me/Qatreyebaran/1056
بخش دوم: رمان «وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوشبدبین». اثر امیل حبیبی
t.me/Qatreyebaran/1064
بخش سوم: رمان «دروازۀ خورشید». اثر الیاس خوری
t.me/Qatreyebaran/1078
بخش چهارم: رمان «عراقیای در پاریس». اثر صموئیل شمعون
t.me/Qatreyebaran/1087
مربوط به بخش چهارم: ماجرای نجات یافتن صموئیل از مرگ به واسطۀ آشنایی با سینمای هالیوود
t.me/Qatreyebaran/1088
بخش پنجم: رمان «زینی برکات». اثر جمال غیطانی
t.me/Qatreyebaran/1094
بخش ششم: دو رمانِ «خانۀ اندلسی» و «سیرة المنتهی». اثر واسینی اعرج
t.me/Qatreyebaran/1104
بخش هفتم: رمان «شرق مدیترانه» اثر عبدالرحمن منیف، شعری از مظفر نواب، شعری از عِوض نابلسی
t.me/Qatreyebaran/1116
از کانال قطر المطر
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در این مقاله با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
#زندان_در_روایت_عربی
بخش اول: داستان «رود». اثر زکریا تامر
t.me/Qatreyebaran/1056
بخش دوم: رمان «وقایع غریب غیب شدن سعید ابونحس خوشبدبین». اثر امیل حبیبی
t.me/Qatreyebaran/1064
بخش سوم: رمان «دروازۀ خورشید». اثر الیاس خوری
t.me/Qatreyebaran/1078
بخش چهارم: رمان «عراقیای در پاریس». اثر صموئیل شمعون
t.me/Qatreyebaran/1087
مربوط به بخش چهارم: ماجرای نجات یافتن صموئیل از مرگ به واسطۀ آشنایی با سینمای هالیوود
t.me/Qatreyebaran/1088
بخش پنجم: رمان «زینی برکات». اثر جمال غیطانی
t.me/Qatreyebaran/1094
بخش ششم: دو رمانِ «خانۀ اندلسی» و «سیرة المنتهی». اثر واسینی اعرج
t.me/Qatreyebaran/1104
بخش هفتم: رمان «شرق مدیترانه» اثر عبدالرحمن منیف، شعری از مظفر نواب، شعری از عِوض نابلسی
t.me/Qatreyebaran/1116
از کانال قطر المطر
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
قَطْرُ المَطَر
☑️ در مقالۀ «زندان در روایت عربی» (که در شمارۀ ۱۲۰ مجلۀ نگاه نو به چاپ رسید)، با دنیای شخصیتها/قهرمانانِ زندانیِ یک داستان، چندین رمان و یک شعر عربی آشنا میشوید.
☑️ از امشب، این مقاله را برایتان میخوانم؛ هر دوشنبهشب یکی از روایتها. بخشهای مربوط…
☑️ از امشب، این مقاله را برایتان میخوانم؛ هر دوشنبهشب یکی از روایتها. بخشهای مربوط…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آیا علم خدا را کفن و دفن کرده است؟»
مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس
این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در سدهی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس
این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در سدهی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ارمغان مینوی
محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روانشاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشتها و حاشیهنویسیهایی است که او در کتابهایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیهنویسیها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکتههایی است آموزنده.
پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیهنویسیهای مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل بهترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون بههمت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامهای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پارهای دیگر از نکتههای زبانیویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتابها نوشته، بهصورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایشدوستان توصیه میکنم.
قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی
محمد یوسفیشیرازی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روانشاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشتها و حاشیهنویسیهایی است که او در کتابهایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیهنویسیها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکتههایی است آموزنده.
پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیهنویسیهای مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل بهترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون بههمت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامهای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پارهای دیگر از نکتههای زبانیویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتابها نوشته، بهصورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایشدوستان توصیه میکنم.
قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی
محمد یوسفیشیرازی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
۳۵ درصد دانشآموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.
در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانشآموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکتکننده کسب کرد. نمرۀ دانشآموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمرهای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکتکننده در آزمون است.
۱۰ درصد دانشآموزان شرکتکننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شدهاند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانشآموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایینترین سطح را میگیرند. این دانشآموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجهاند. حدود ۴ درصد دانشآموزان چنین وضعیتی داشتهاند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.
رضا امیدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانشآموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکتکننده کسب کرد. نمرۀ دانشآموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمرهای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکتکننده در آزمون است.
۱۰ درصد دانشآموزان شرکتکننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شدهاند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانشآموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایینترین سطح را میگیرند. این دانشآموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجهاند. حدود ۴ درصد دانشآموزان چنین وضعیتی داشتهاند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.
رضا امیدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
SSPP-99-A (2).pdf
2.3 MB
💠 شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران:
🌐 تحلیل کیفی دیدگاهها و تجربیات پژوهشگران برتر، خبرگان و سیاستگذاران پژوهش در کشور
🔻 پژوهش حاضر، با هدف شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران، از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد.
🔻 یافتهها نشان داد که کژکارکردیهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران این موارد است:
✅ مرحله قبل از پژوهش:
1️⃣ لابیگری در تعریف پروژه
2️⃣ عدم توجه به نیازسنجی پژوهش
3️⃣ در نظر نگرفتن اهمیت ذینفعان پژوهش
✅ مرحله انجام پژوهش:
1️⃣ عدم رعایت مالکیت فکری و معنوی
2️⃣ کمکاری استاد در تحقیق دانشجویی
3️⃣ عدم قوام روششناختی
4️⃣ کاهش میزان تحلیل مسائل
5️⃣ خریدوفروش مقاله و پایاننامه
6️⃣ سرقت علمی
7️⃣ داده سازی
8️⃣ جعل و تحریف داده
✅ مرحله بعد از انجام فرایند پژوهش
1️⃣ ضعف در کاربردی کردن نتایج پژوهش
2️⃣ مشکلات داوری
3️⃣ همپوشانی انتشارات و کیفیت پایین بعضی مجلات
#فرهیختگان، ندای آگاهی
https://telegra.ph/ترجمه-تاریخ-فرهنگ--فل-سفه-09-30
دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
اسقف اعظم: اعلیحضرتا , تا کی قرار است دلسوزی شما به این مرد مجنون (دُن کیشوت) اجازه دهد تا آرامش ما را بگیرد؟
اعلیحضرت: آن مرد میخواهد به جای خدا , انسان باشد و عدالت را مستقر کند.
اسقف اعظم: آدم های زیادی به خاطر کمتر از این زنده زنده سوزانده شدند ...
اعلیحضرت: نه , نه آقایان دستکم بگذارید معنای ارزش هایمان را حفظ کنیم ، در دنیای سیاست هیچ نتیجه گیری وجود ندارد , فقط یک مشت مناقشه بی پایان ...
کشیش: اعلیحضرت و جناب اسقف , دُن کیشوت مردی بی آزاری است , مقصر اصلی رفتار او فقط کتابهای اوست .
اعلیحضرت: پس کتاب های او را بسوزونید ، این کار باید شما را راضی کند ، حداقل شما متدینین چیزی برای سوزاندن در اختیار دارید تا خود را با آن گرم کنید ...
🎥 #دیالوگ / دُن کیشوت
کارگردان ؛ گئورک ویلهلم پابست
سال ساخت:۱۹۳۳
بر اساس داستان دن کیشوت اثر سروانتس
مخفیگاه
#فرهیختگان، ندای آگاهی
اعلیحضرت: آن مرد میخواهد به جای خدا , انسان باشد و عدالت را مستقر کند.
اسقف اعظم: آدم های زیادی به خاطر کمتر از این زنده زنده سوزانده شدند ...
اعلیحضرت: نه , نه آقایان دستکم بگذارید معنای ارزش هایمان را حفظ کنیم ، در دنیای سیاست هیچ نتیجه گیری وجود ندارد , فقط یک مشت مناقشه بی پایان ...
کشیش: اعلیحضرت و جناب اسقف , دُن کیشوت مردی بی آزاری است , مقصر اصلی رفتار او فقط کتابهای اوست .
اعلیحضرت: پس کتاب های او را بسوزونید ، این کار باید شما را راضی کند ، حداقل شما متدینین چیزی برای سوزاندن در اختیار دارید تا خود را با آن گرم کنید ...
🎥 #دیالوگ / دُن کیشوت
کارگردان ؛ گئورک ویلهلم پابست
سال ساخت:۱۹۳۳
بر اساس داستان دن کیشوت اثر سروانتس
مخفیگاه
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گروه مدرسان دانشگاه صنعتی شریف در یک اقدام خداپسندانه و در جهت گسترش عدالت آموزشی از دروس پایه اول تا دبیرستان را تدریس و فیلمبرداری کرده و بهطور رایگان در اختیار دانشآموزان سراسر کشور قرار دادهاند.
دانشآموزان میتوانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند.
لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید و این پیام را در تمام گروهها منتشر کنید.
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
دانشآموزان میتوانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند.
لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید و این پیام را در تمام گروهها منتشر کنید.
کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گریهی دعایی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گفتگوی ذهنی دکتر غلامرضاکاشی بااستاد ملکیان
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی «شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید،…
موسسه ساقه اندیشه و عمل با دعوت از آقای دکتر خسرو باقری، استاد تمام دانشگاه تهران، نسبت به برگزاری یک دوره کارگاه با عنوان «روانشناسی با عینک فلسفی» اقدام نموده است. هدف از برگزاری این دوره بررسی نسبت میان علم تجربیِ روانشناسی و دانش فلسفه است. میدانیم دانش روانشناسی، دانش پایهای است که دیگر علوم کاربردی به ویژه تعلیم و تربیت و مشاوره از آن بهره میبرند. با این حال این رشته با چالش های مهمی نیز روبرو است. روانشناسی در کنار جامعهشناسی ذیل علوم تجربیِ انسانی قرار میگیرند و بدین جهت دارای مختصات و محدودیتهای خاص خود میباشند. تجربی بودن این علوم این نگرانی را ایجاد نموده که از حیث روششناسی آنها در کنار علوم تجربی طبیعی مانند فیزیک و شیمی قرار گیرند و به شکلی گسترده و شتاب زده طبیعت گرایی بر آنها حاکم شود. وجود رویکردهای بسیار متنوع و گاه متضاد در حوزه علم روانشناسی همچون رفتارگرایی، روانکاوی، شناختی، عصب روانشناختی و دهها رویکرد مشاورهای که هر کدام به تنهایی داعیه بازنمایی دقیق حالات و روحیات انسانی را دارند چالشی است که ضرورت اهتمام برای شناخت ابعاد و محدودیت های دانش روانشناسی را مضاعف میسازد. پرداختن به تفاوتهای روششناختی علوم در صلاحیتِ فلسفه آنها و در اینجا فلسفه علم روانشناسی است.
در دوره کارگاهی پیشرو با دعوت از یکی از صاحبنظران این حوزه، که کتاب «فلسفه علم روانشناسی» ایشان در سال گذشته و کتاب «نظریه های روانشناسی معاصر» او پیش از این منتشر شده، قرار است به تفصیل ابعاد موضوع واکاوی شود. اولین جلسه این دوره به پرسش از معنا و مفهوم فلسفه و همچنین اهمیت و جایگاه «فلسفه علم روانشناسی» اختصاص یافت و در ادامه از شرکتکنندگان در مورد محتوای جلسات بعدی نظر خواهی شد. این کارگاهها در دو دوره پنج جلسهای برگزار خواهد شد.
در دومین جلسه از این دوره، ضمن بررسی اجمالی رابطه فلسفه و علم، رویکرد دروننگری ویلهلم وونت بهطور خاص مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این رویکرد، یکی از رویکردهای محوری و پیشگام در نگاه تجربی و آزمایشگاهی به روانشناسی است. وونت به دنبال آن بود که عناصر تشکیل دهنده «آگاهی» را به روش درونبینی (introspection) بیابد؛ از نظر وی، آگاهی، موضوع محوری روانشناسی است.
در پنج جلسه بعدی کارگاه نیز رویکردهای زیر به ترتیب مورد تحلیل و ارزیابی فلسفی قرار خواهند گرفت:
1- آگاهی و روان تنی
2- روانکاوی (دیدگاه فروید)
3- گشتالت
4- روانشناسی تحولی (دیدگاه پیاژه)
5- رفتارگرایی
📞 علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این کارگاهها از طریق مسیرهای تماس زیر اقدام نمایند.
ℹ️ تلفن و واتساپ: 09914748824
ℹ️ تلگرام: @saa_edu
https://t.me/arshivefarhikhtegan/440
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در دوره کارگاهی پیشرو با دعوت از یکی از صاحبنظران این حوزه، که کتاب «فلسفه علم روانشناسی» ایشان در سال گذشته و کتاب «نظریه های روانشناسی معاصر» او پیش از این منتشر شده، قرار است به تفصیل ابعاد موضوع واکاوی شود. اولین جلسه این دوره به پرسش از معنا و مفهوم فلسفه و همچنین اهمیت و جایگاه «فلسفه علم روانشناسی» اختصاص یافت و در ادامه از شرکتکنندگان در مورد محتوای جلسات بعدی نظر خواهی شد. این کارگاهها در دو دوره پنج جلسهای برگزار خواهد شد.
در دومین جلسه از این دوره، ضمن بررسی اجمالی رابطه فلسفه و علم، رویکرد دروننگری ویلهلم وونت بهطور خاص مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این رویکرد، یکی از رویکردهای محوری و پیشگام در نگاه تجربی و آزمایشگاهی به روانشناسی است. وونت به دنبال آن بود که عناصر تشکیل دهنده «آگاهی» را به روش درونبینی (introspection) بیابد؛ از نظر وی، آگاهی، موضوع محوری روانشناسی است.
در پنج جلسه بعدی کارگاه نیز رویکردهای زیر به ترتیب مورد تحلیل و ارزیابی فلسفی قرار خواهند گرفت:
1- آگاهی و روان تنی
2- روانکاوی (دیدگاه فروید)
3- گشتالت
4- روانشناسی تحولی (دیدگاه پیاژه)
5- رفتارگرایی
📞 علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این کارگاهها از طریق مسیرهای تماس زیر اقدام نمایند.
ℹ️ تلفن و واتساپ: 09914748824
ℹ️ تلگرام: @saa_edu
https://t.me/arshivefarhikhtegan/440
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
"مساله قرهباغ و سیاستخارجی دوگانه ایران"
مرتضی اکبری، دانشجوی دکتری اندیشههای سیاسی، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
مساله بهنظر میرسد واضح باشد. مطابق قطعنامههای سازمانملل قریب ۳۰ سال است که کشوری ۲۰ درصد از خاک کشور دیگر را اشغال کرده است و در طی یک نسلکشی و کشتار وسیع حدود یک میلیون نفر را جلای وطن داده و آواره کرده است.
سالها مذاکره برای پایان اشغال بیسرانجام مانده است و اکنون مدتی است که مجددا درگیریها آغاز شده است؛ برای تداوم یا اتمام اشغال.
اما آنچه که محل تعجب است، مواضع عجیب فعالین و تحلیلگران داخل کشور است در بافتن آسمان به انواع ریسمان برای توجیه یک و بام و دو هوای مواضعشان و عدم حمایت از تلاش برای پایان یک اشغالگری آشکار.
کسانی که به محض وقوع کوچکترین افعال غیرانسانی در اقصی نقاط جهان، برای تحلیل و محکومیت آن از هم پیشی میگرفتند، بهیکباره نسبت به وقوع یک اشغالگری ٣٠ ساله در همسایگیشان، سکوت اختیار کردهاند و در بهترین حالت آن را مربوط به مسائل داخلی کشورهای بیگانه و بیارتباط با ما قلمداد میکنند! بگذریم از انواع تحلیلهای عجیب و غریب در حمایت از اشغالگری آشکار ارمنستان!
حال آنکه پرسش واضح است، اگر اشغالگری و تجاوز و کشتار و نسلکشی محکوم است؛ چرا این محکومیت در قبال تجاوزگری آشکار ارمنستان صورت نمیگیرد؟
اگر سیاست خارجی کشور ما اولویت منافع ملی و تنظیم سیاست خارجی بر اساس مصالح ملی است؛ پس چرا در سوریه و لبنان و فلسطین حضور داریم و حمایت مالی و نظامی انجام میدهیم؟
و اگر چنین نیست و سیاست اصولی کشور ما، حمایت از مظلومین و ستمدیدگان و مخالفت با اشغالگری و تجاوز و تضییع حقوقبشر است؛ چرا در مساله قرهباغ موضع بیطرفی اتخاذ شده است و افزون بر این و برخلاف موضع رسمی اعلامی، به صورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت میشود؟
اینکه مردم آذربایجان ایران نسبت به همزبانان و همکیشان خود درآنسوی ارس احساس تعلق خاطر دارند، امری پوشیدهای نیست. همچنان که اعراب یا فارسزبانها و یا کردها نسبت به همزبانان خود در دیگر کشورها تعلق خاطر دارند و احساس پیوند میکنند و امری مذموم نیست.
با وجود گذشت سالیان دراز از جدا شدن آن سوی ارس از ایران، پیوندهای خانوادگی و عاطفی و فرهنگی میام دو سوی ارس همچنان حفظ شده و قلب مردم آذربایجان نیز از آن نسلکشی و اشغال ٣٠ساله جریحهدار است.
سیاست دوگانه دولت در قبال مساله اشغال قرهباغ و ۲۰درصد از خاک آذربایجان و حمایت ضمنی از تداوم اشغالگری ارمنستان، نمک بر این زخم پاشیدن است!
حداقل انتظار این است که حتی اگر بهواسطه فشار روسیه امکان حمایت از طرف مظلوم مقدور نیست، حداقل بیطرفی واقعی خود را حفظ کنند و با حمایت ضمنی از ارمنستان و ایجاد زمینه برای تداوم اشغالگری، نمک بر این زخم نپاشند.
اینکه مردم معترض آذربایجان ایران به این سیاست و رفتار دوگانه را با اتهاماتی چون جداییطلب و پانترک شیعه و وابسته به آنسوی مرزها و... برانیم؛ صرفا یک فرافکنی و فرار از واقعیت رفتار دوگانه خودمان است. و بیشک اثرات مخربی در پیوندهای ملی خواهد گذاشت و به گسترش شکافهای قومی-ملی منجر خواهد شد.
تحلیلهایی نظیر دستهای پشتپرده ترکیه و اردوغان برای مستدل کردن این اتهامات نیز توجیهاتی بیش نیست.
سالیانی دراز است که ارمنستان مستظهر به حمایت روسیه، قرهباغ و ۲۰درصد از خاک جمهوری آذربایجان را تحت اشغال خود دارد و ایران نیز همداستان با روسیه بهصورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت میکند. پس قاعدتا هماکنون نیز حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان برای پایان اشغالگری هم نباید اشکالی داشته باشد...
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بعد از همت عالی نظام مقدس در ایجاد شکاف اجتماعی و نیل به توفیق در پارگی صفوف رعایای دارالولایه، چشم ما به طلیعه رخنه حکومی و صدور بیانیه نمایندگان آذریزبان ولی معظم در استانهای همجوار با مناطق درگیر دو کشور همسایه روشن شد. این بیانیه که بار ارزشی دارد و در خدمت تقدیس جنگ قرهباغ و تکریم کشتگان همزبان نگاشته شده بالمره در چندسطر فاتحه حاکمیت یکپارچه و دیپلماسی ملی را خوانده و از حمیت صدر علمای بلاد و حمایت ایشان از سیورغال خاقان مغفور و کافه خواقین ناکام و معظم پسین و اراده تحکیم شریعت غرا در اراضی محروسه صانهاالله عن الآفات حکایت میکند.
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان