فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آیا علم خدا را کفن و دفن کرده است؟»

مناظره بین ریچارد داکینز و جان لنکس


این مناظره شناخته شده‌ترین مناظره بر سر وجود خداست که در سده‌ی ۲۱م صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است؛ زیرنویس و برگردان امیرحسین زاهدی


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ارمغان مینوی

محمد دهقانی، استاد ادبیات و مترجم و ویراستار، چندی است به کتابخانۀ روان‌شاد مجتبی مینوی دست یافته و مشغول تحقیق در یادداشت‌ها و حاشیه‌نویسی‌هایی است که او در کتاب‌هایش از خود به جا گذاشته است. بخشی از این حاشیه‌نویسی‌ها به ویرایش متن و پیشنهادهای اصلاحی او اختصاص دارد و بعضاً حاوی نکته‌هایی است آموزنده.

پیش از این، دهقانی گزارشی از حاشیه‌نویسی‌های مینوی در کتاب عرفان و منطق برتراند راسل به‌ترجمۀ نجف دریابندری را در قالب یادداشتی منتشر کرد و در این کانال نیز من آن را بازنشر کردم. اکنون به‌همت اندیشگاه کتابخانۀ ملی، برنامه‌ای با عنوان «ارمغان مینوی» ترتیب داده شده و دهقانی پاره‌ای دیگر از نکته‌های زبانی‌ویرایشی را که مینوی در حاشیۀ کتاب‌ها نوشته، به‌صورت تصویری گزارش کرده است. تا امروز دو قسمت از این برنامه در صفحۀ اینستاگرام اندیشگاه کتابخانۀ ملی منتشر شده است. دیدنش را به ویرایش‌دوستان توصیه می‌کنم.

قسمت اول ارمغان مینوی
قسمت دوم ارمغان مینوی

محمد یوسفی‌شیرازی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
۳۵ درصد دانش‌آموزان در پایان مقطع ابتدایی توانایی کافی برای روخوانی ندارند.

در آخرین دورۀ آزمون پرلز (سنجش سواد خواندن دانش‌آموزان پایۀ چهارم) در سال ۲۰۱۶، ایران با نمرۀ ۴۲۸، رتبۀ ۴۵ را در بین ۵۰ کشور شرکت‌کننده کسب کرد. نمرۀ دانش‌آموزان ایرانی در سال ۲۰۱۶ با افت ۲۹ نمره‌ای نسبت به دورۀ قبلی آزمون (۲۰۱۱)، بیشترین افت نمره در بین کشورهای شرکت‌کننده در آزمون است.

۱۰ درصد دانش‌آموزان شرکت‌کننده در آزمون موفق به کسب بالاترین نمره (۶۲۵) شده‌اند. این نسبت در سنگاپور حدود ۲۹ درصد و در ایران حدود ۱ درصد بوده است. اما بخش مهم این آزمون مربوط به دانش‌آموزانی است که نمرۀ کمتر از ۴۰۰؛ یعنی پایین‌ترین سطح را می‌گیرند. این دانش‌آموزان با ناتوانی جدی در خواندن مواجه‌اند. حدود ۴ درصد دانش‌آموزان چنین وضعیتی داشته‌اند. میزان ناتوانی در آفریقای جنوبی، مراکش، مصر، کویت، عربستان، ایران، عمان، بحرین، قطر، و شیلی بسیار بالاتر از میانگین است. این نسبت در ایران حدود ۳۵ درصد است.


رضا امیدی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
SSPP-99-A (2).pdf
2.3 MB

💠 شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران:
🌐 تحلیل کیفی دیدگاه‌ها و تجربیات پژوهشگران برتر، خبرگان و سیاستگذاران پژوهش در کشور

🔻 پژوهش حاضر، با هدف شناسایی کژکارکردهای پژوهش در نظام آموزش عالی ایران، از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شد.

🔻 یافته‌ها نشان داد که کژکارکردی‌های پژوهش در نظام آموزش عالی ایران این موارد است:

✅ مرحله قبل از پژوهش:

1️⃣ لابی‌گری در تعریف پروژه

2️⃣ عدم توجه به نیازسنجی پژوهش

3️⃣ در نظر نگرفتن اهمیت ذی‌نفعان پژوهش


✅ مرحله انجام پژوهش:

1️⃣ عدم رعایت مالکیت فکری و معنوی

2️⃣ کم‌کاری استاد در تحقیق دانشجویی

3️⃣ عدم قوام روش‌شناختی

4️⃣ کاهش میزان تحلیل مسائل

5️⃣ خریدوفروش مقاله و پایان‌نامه

6️⃣ سرقت علمی

7️⃣ داده سازی

8️⃣ جعل و تحریف داده


✅ مرحله بعد از انجام فرایند پژوهش

1️⃣ ضعف در کاربردی کردن نتایج پژوهش

2️⃣ مشکلات داوری

3️⃣ همپوشانی انتشارات و کیفیت پایین بعضی مجلات


#فرهیختگان، ندای آگاهی
https://telegra.ph/ترجمه-تاریخ-فرهنگ--فل-سفه-09-30

دو نهضت بزرگ ترجمه در تاریخ بشری، در عصر زرین تمدن اسلامی، و در دورۀ رنسانس اروپایی، گواه بر خدمت بزرگ ترجمه برای حفظ و انتقال فرهنگ و دانش است.


#فرهیختگان، صدای فرزانگان
اسقف اعظم: اعلیحضرتا , تا کی قرار است دلسوزی شما به این مرد مجنون (دُن کیشوت) اجازه دهد تا آرامش ما را بگیرد؟

اعلیحضرت: آن مرد میخواهد به جای خدا , انسان باشد و عدالت را مستقر کند.

اسقف اعظم: آدم های زیادی به خاطر کمتر از این زنده زنده سوزانده شدند ...

اعلیحضرت: نه , نه آقایان دستکم بگذارید معنای ارزش هایمان را حفظ کنیم ، در دنیای سیاست هیچ نتیجه گیری وجود ندارد , فقط یک مشت مناقشه بی پایان ...

کشیش: اعلیحضرت و جناب اسقف , دُن کیشوت مردی بی آزاری است , مقصر اصلی رفتار او فقط کتابهای اوست .

اعلیحضرت: پس کتاب های او را بسوزونید ، این کار باید شما را راضی کند ، حداقل شما متدینین چیزی برای سوزاندن در اختیار دارید تا خود را با آن گرم کنید ...


🎥 #دیالوگ / دُن کیشوت
کارگردان ؛ گئورک ویلهلم پابست
سال ساخت:۱۹۳۳
بر اساس داستان دن کیشوت اثر سروانتس
مخفیگاه


#فرهیختگان، ندای آگاهی
گروه مدرسان دانشگاه صنعتی شریف در یک اقدام خداپسندانه و در جهت گسترش عدالت آموزشی از دروس پایه اول تا دبیرستان را تدریس و فیلم‌برداری کرده و به‌طور رایگان در اختیار دانش‌آموزان سراسر کشور قرار داده‌اند.
دانش‌آموزان می‌توانند جلسات هر درس را دانلود کرده و در منزل معلمی در کنار خود داشته باشند.
لطفا این هدیه را به فرزندان خود تقدیم کنید و این پیام را در تمام گروه‌ها منتشر کنید.

کانال پایه اول دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEG_Foc4I0wCN83MJQ
کانال پایه دوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEJ2OuVDsX8sc5AiHw
کانال پایه سوم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEBY3_6z6mzgSEk3eA
کانال پایه چهارم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEK-Y0nchq1ZTmbZBw
کانال پایه پنجم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEOdhmgTH3-VSvgpjw
کانال پایه ششم دبستان
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEQECAX3O6aKvFr0og
کانال تخصصی پایه هفتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJNw-xBSrQDKOm-jA
کانال تخصصی پایه هشتم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEvEWo05qt36CK7pNw
کانال تخصصی پایه نهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFBiZ0ABvtBoddt-AQ
کانال تخصصی پایه دهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFJsmPmqZ6kJLipz5Q
کانال تخصصی پایه یازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAFduakyb1pZiB99Sjw
کانال تخصصی پایه دوازدهم
https://telegram.me/joinchat/AAAAAEy8RjSz5hdPftrhLQ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گریه‌ی دعایی

در همه‌ی سال‌های اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که می‌خواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعه‌ی دوم که افسانه‌ی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنی‌صدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمی‌آید آن را از کجا شنیده‌اند!

این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعه‌ی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد می‌کند. درباره‌ی شایعه‌ی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچ‌یک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیم‌خط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.

حسین دهباشی
تاریخ آنلاین



#فرهیختگان، ندای آگاهی
گفتگوی ذهنی دکتر غلامرضاکاشی بااستاد ملکیان

هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس

محمد جواد غلامرضاکاشی

🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی می‌کرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرس‌اند. در سخنرانی‌ها‌ی‌شان هم درس می‌دهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش می‌کنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا می‌کنید. می‌گویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانی‌اش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصاره‌ی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه می‌بینید مثل ماهی که از چنگ‌تان می‌گریزد، چیزی در مشت ندارید. نمی‌توانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذی‌المقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطه‌ی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمت‌اش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر می‌کنم یاد گفته شکسپیر می‌افتم که “هیاهو بر سر هیچ"

عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه می‌آموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفین‌اش مدعی‌اند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقین‌اش، آثارش را می‌خوانند و فکر می‌کنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست می‌پرد، چهل و دو سه سال، همینطور می‌تواند تداوم پیدا کند؟ 

🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خوانده‌اند والا تصدیق می‌کنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود. 

🔆می‌پرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل می‌شوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون می‌کنند، تنها با یک مشت حرف‌های احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟

🔆ایشان پاسخ می‌دهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد. 

🔆می‌گویم پس تصدیق می‌فرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایت‌ها و داستان‌های تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمی‌توان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزاره‌هایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذب‌اند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟

🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال می‌کنم با من همراه می‌شوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ می‌خواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمی‌شوم چون با تکیه بر همین مصاحبه می‌توان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا می‌فرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمی‌کشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمی‌شدند تنها بازتعریف و بازتفسیر می‌شدند. 
می‌پذیرم. راست می‌گویند. بنابراین مسیر بحث را عوض می‌کنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره می‌کنم. ایشان فرموده‌اند: «من فکر می‌کنم هر چه رو به جلو می‌رویم عقلانیت بیش‌تر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه می‌کند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان می‌پرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله می‌پرسند و مدعاها را به طور منطقی پی می‌گیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ می‌پرسم درست فکر می‌کنم جناب استاد؟

📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید

https://gourl.page.link/PPnf



#فرهیختگان، ندای آگاهی
موسسه ساقه اندیشه و عمل با دعوت از آقای دکتر خسرو باقری، استاد تمام دانشگاه تهران، نسبت به برگزاری یک دوره کارگاه‌ با عنوان «روانشناسی با عینک فلسفی» اقدام نموده است. هدف از برگزاری این دوره بررسی نسبت میان علم تجربیِ روانشناسی و دانش فلسفه است. می‌دانیم دانش روانشناسی، دانش پایه‌ای است که دیگر علوم کاربردی به ویژه تعلیم و تربیت و مشاوره از آن بهره می‌برند. با این حال این رشته با چالش های مهمی نیز روبرو است. روان‌شناسی در کنار جامعه‌شناسی ذیل علوم تجربیِ انسانی قرار می‌گیرند و بدین جهت دارای مختصات و محدودیت‌های خاص خود می‌باشند. تجربی بودن این علوم این نگرانی را ایجاد نموده که از حیث روش‌شناسی آن‌ها در کنار علوم تجربی طبیعی مانند فیزیک و شیمی قرار گیرند و به شکلی گسترده و شتاب زده طبیعت گرایی بر آنها حاکم شود. وجود رویکردهای بسیار متنوع و گاه متضاد در حوزه علم روانشناسی همچون رفتارگرایی، روانکاوی، شناختی، عصب روانشناختی و ده‌ها رویکرد مشاوره‌ای که هر کدام به تنهایی داعیه بازنمایی دقیق حالات و روحیات انسانی را دارند چالشی است که ضرورت اهتمام برای شناخت ابعاد و محدودیت های دانش روانشناسی را مضاعف می‌سازد. پرداختن به تفاوت‌های روش‌شناختی علوم در صلاحیتِ فلسفه آن‌ها و در این‌جا فلسفه علم روانشناسی است.
در دوره کارگاهی پیش‌رو با دعوت از یکی از صاحب‌نظران این حوزه، که کتاب «فلسفه علم روانشناسی» ایشان در سال گذشته و کتاب «نظریه های روانشناسی معاصر» او پیش از این منتشر شده، قرار است به تفصیل ابعاد موضوع واکاوی شود. اولین جلسه این دوره به پرسش از معنا و مفهوم فلسفه و همچنین اهمیت و جایگاه «فلسفه علم روانشناسی» اختصاص یافت و در ادامه از شرکت‌کنندگان در مورد محتوای جلسات بعدی نظر خواهی شد. این کارگاه‌ها در دو دوره پنج جلسه‌ای برگزار خواهد شد.
در دومین جلسه از این دوره، ضمن بررسی اجمالی رابطه فلسفه و علم، رویکرد درون‌نگری ویلهلم وونت به‌طور خاص مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این رویکرد، یکی از رویکردهای محوری و پیشگام در نگاه تجربی و آزمایشگاهی به روان‌شناسی است. وونت به دنبال آن بود که عناصر تشکیل دهنده «آگاهی» را به روش درون‌بینی (introspection) بیابد؛ از نظر وی، آگاهی، موضوع محوری روانشناسی است.

در پنج جلسه بعدی کارگاه نیز رویکردهای زیر به ترتیب مورد تحلیل و ارزیابی فلسفی قرار خواهند گرفت:
1- آگاهی و روان تنی
2- روانکاوی (دیدگاه فروید)
3- گشتالت
4- روانشناسی تحولی (دیدگاه پیاژه)
5- رفتارگرایی


📞 علاقمندان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این کارگاه‌ها از طریق مسیرهای تماس زیر اقدام نمایند.

ℹ️ تلفن و واتساپ: 09914748824
ℹ️ تلگرام: @saa_edu

https://t.me/arshivefarhikhtegan/440
#فرهیختگان، ندای آگاهی

"مساله قره‌باغ و سیاست‌خارجی دوگانه ایران"

مرتضی اکبری، دانشجوی دکتری اندیشه‌های سیاسی، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:

مساله به‌نظر می‌رسد واضح باشد. مطابق قطعنامه‌های سازمان‌ملل قریب ۳۰ سال است که کشوری ۲۰ درصد از خاک کشور دیگر را اشغال کرده است و در طی یک نسل‌کشی و کشتار وسیع حدود یک میلیون نفر را جلای وطن داده و آواره کرده است.

سال‌ها مذاکره برای پایان اشغال بی‌سرانجام مانده است و اکنون مدتی است که مجددا درگیری‌ها آغاز شده است؛ برای تداوم یا اتمام اشغال.

اما آنچه که محل تعجب است، مواضع عجیب فعالین و تحلیلگران داخل کشور است در بافتن آسمان به انواع ریسمان برای توجیه یک و بام و دو هوای مواضعشان و عدم حمایت از تلاش برای پایان یک اشغالگری آشکار.

کسانی که به محض وقوع کوچکترین افعال غیرانسانی در اقصی نقاط جهان، برای تحلیل و محکومیت آن از هم پیشی می‌گرفتند، به‌یک‌باره نسبت به وقوع یک اشغالگری ٣٠ ساله در همسایگی‌شان، سکوت اختیار کرده‌اند و در بهترین حالت آن را مربوط به مسائل داخلی کشورهای بیگانه و بی‌ارتباط با ما قلمداد می‌کنند! بگذریم از انواع تحلیل‌های عجیب و غریب در حمایت از اشغالگری آشکار ارمنستان!

حال آنکه پرسش واضح است، اگر اشغالگری و تجاوز و کشتار و نسل‌کشی محکوم است؛ چرا این محکومیت در قبال تجاوزگری آشکار ارمنستان صورت نمی‌گیرد؟

اگر سیاست خارجی کشور ما اولویت منافع ملی و تنظیم سیاست خارجی بر اساس مصالح ملی است؛ پس چرا در سوریه و لبنان و فلسطین حضور داریم و حمایت مالی و نظامی انجام می‌دهیم؟

و اگر چنین نیست و سیاست اصولی کشور ما، حمایت از مظلومین و ستمدیدگان و مخالفت با اشغالگری و تجاوز و تضییع حقوق‌بشر است؛ چرا در مساله قره‌باغ موضع بیطرفی اتخاذ شده است‌ و افزون بر این و برخلاف موضع رسمی اعلامی، به صورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت می‌شود؟

اینکه مردم آذربایجان ایران نسبت به هم‌زبانان و هم‌کیشان خود درآن‌سوی ارس احساس تعلق خاطر دارند، امری پوشیده‌ای نیست. همچنان که اعراب یا فارس‌زبان‌ها و یا کردها نسبت به هم‌زبانان خود در دیگر کشورها تعلق خاطر دارند و احساس پیوند می‌کنند و امری مذموم نیست.

با وجود گذشت سالیان دراز از جدا شدن آن سوی ارس از ایران، پیوندهای خانوادگی و عاطفی و فرهنگی میام دو سوی ارس همچنان حفظ شده و قلب مردم آذربایجان نیز از آن نسل‌کشی و اشغال ٣٠ساله جریحه‌دار است.

سیاست دوگانه دولت در قبال مساله اشغال قره‌باغ و ۲۰درصد از خاک آذربایجان و حمایت ضمنی از تداوم اشغالگری ارمنستان، نمک بر این زخم پاشیدن است!

حداقل انتظار این است که حتی اگر به‌واسطه فشار روسیه امکان حمایت از طرف مظلوم مقدور نیست، حداقل بیطرفی واقعی خود را حفظ کنند و با حمایت ضمنی از ارمنستان و ایجاد زمینه برای تداوم اشغالگری، نمک بر این زخم نپاشند.

اینکه مردم معترض آذربایجان ایران به این سیاست و رفتار دوگانه را با اتهاماتی چون جدایی‌طلب و پان‌ترک شیعه و وابسته به آن‌سوی مرزها و... برانیم؛ صرفا یک فرافکنی و فرار از واقعیت رفتار دوگانه خودمان است. و بی‌شک اثرات مخربی در پیوندهای ملی خواهد گذاشت و به گسترش شکاف‌های قومی-ملی منجر خواهد شد.

تحلیل‌هایی نظیر دست‌های پشت‌پرده ترکیه و اردوغان برای مستدل کردن این اتهامات نیز توجیهاتی بیش نیست.

سالیانی دراز است که ارمنستان مستظهر به حمایت روسیه، قره‌باغ و ۲۰درصد از خاک جمهوری آذربایجان را تحت اشغال خود دارد و ایران نیز هم‌داستان با روسیه به‌صورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت می‌کند. پس قاعدتا هم‌اکنون نیز حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان برای پایان اشغالگری هم نباید اشکالی داشته باشد...



#فرهیختگان، ندای آگاهی
بعد از همت عالی نظام مقدس در ایجاد شکاف اجتماعی و نیل به توفیق در پارگی صفوف رعایای دارالولایه، چشم ما به طلیعه رخنه حکومی و صدور بیانیه نمایندگان آذری‌زبان ولی معظم در استانهای همجوار با مناطق درگیر دو کشور همسایه روشن شد. این بیانیه که بار ارزشی دارد و در خدمت تقدیس جنگ قره‌باغ و تکریم کشتگان هم‌زبان نگاشته شده بالمره در چندسطر فاتحه حاکمیت یکپارچه و دیپلماسی ملی را خوانده و از حمیت صدر علمای بلاد و حمایت ایشان از سیورغال خاقان مغفور و کافه خواقین ناکام و معظم پسین و اراده تحکیم شریعت غرا در اراضی محروسه صانهاالله عن الآفات حکایت می‌کند.
آغاز دوره‌ای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند می‌تواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.

رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان، صدای فرزانگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: ترانه "ایران من" با تصاویری از برخی شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی معاصر ایران که با استفاده از ابزار هوش مصنوعی ساخته شده است.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
در چهلمین سالگرد آغاز جنگ هشت ساله، حسین باستانی نویسنده و پژوهشگر این حوزه، مستندی با عنوان «کودتای خزنده» تهیه و منتشر کرده است که ابعاد جدیدی از وقایع سربسته دوران جنگ را روشن می سازد.
این مستند که بر بستر یک فایل صوتی از جلسه پنجم آذر ۱۳۶۳ در مقر سپاه تهران پیش می رود، روایتی است از اعتراضات شدید الحن بخشی از فرماندهان میدانی جنگ به چهره هایی نظیر محسن رضایی، محسن رفیقدوست، محمدباقر ذوالقدر، علی شمخانی، حسین زیبایی نژاد (نجات)، حسین طائب و ... که در عالیترین سطوح فرماندهی سپاه از یک سو با بی کفایتی تمام، سبب ساز قلع و قمع وسیع نیروهای ایرانی در جریان جنگ بوده و از سوی دیگر دست در دست مقامات سیاسی، نقش فعالی در به حاشیه راندن و حذف آیت الله منتظری(منتقد این رویه) از قدرت و طراحی صحنه سیاسی در دوران پس از آیت الله خمینی داشته اند.
اعتراضاتی که سرانجام با دخالت شخص آیت الله خمینی راه به جایی نمی برد و فرجام دراماتیکی را برای معترضین رقم می زند.

نسخه یوتوب مستند کودتای خزنده را در لینک زیر می توانید ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=_yLXjHIUCas&feature=youtu.be



#فرهیختگان، ندای آگاهی
افکار عمومی ایران و "مهندسی رسانه ای" افسران نرم با توجه به کلیپ هایی با مضامین شیعی


حجم بالای کلیپ هایی که با مضامین دینی (بویژه شیعی) که در این شش روزِ جنگ در قفقاز جنوبی به ترکی آذربایجانی در فضای مجازی ایران می گردد قابل مطالعه است برای اهل تحلیل. کلیپ هایی که از مراسم تدفین شهدای کشور جمهوری آذربایجان با "روضه های علی اکبر" و ذکر اسماء ائمه علیهم السلام در فضای ایران می چرخد نشان می دهد که افکار عمومی ایران برای دولتمردان باکو حائز اهمیت است. اما به نظر من این جاده یکطرفه باقی نخواهد ماند. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که "دولت سکولار" جمهوری آذربایجان با تهییج عواطف شیعی در کشور خویش راه را برای چرخش تشیع از ساحت امر فرهنگی به اقلیم امر سیاسی خواهد گشود. این نکته ای است که دولتمردان ایران باید به دقت به این چرخش توجه کنند و گفتمان رسمی خود را بر روی "زمین متزلزل" بنا ننهند. به عبارت دیگر، طراحان اصلی جنگ در قفقاز مقرشان در باکو و ایروان نیست بل در تل آویو و پاریس می باشد. اما صفحه شطرنجی که چیده شده است یک بعد مغفول دارد و آن ظرفیت تمدنی حوزه تشیع است که در درازمدت به سود ایران با سویه های قویم شیعی می باشد. اتفاقات روزهای اخیر در ظاهر به ضرر توازن منطقه ای ایران در حال رقم خوردن است اما اگر "چشم انداز نظری" خویش را بر پایه "نوزایش شیعی" بنیان نهیم آنگاه می توان درک کرد که "فضای پسا-ترکمنچای" در حال پدیدار شدن است. نگاه جمهوری اسلامی به "فضای پسا-ترکمنچای" نمی بایست بر اساس خطوط ترسیم شده باکو و ایروان مفصلبندی شود؛ زیرا هر دو عقبه هایشان ضد استراتژی های شیعی ایران در مناطق پیرامونی می باشد. اینجا نکته مهمی وجود دارد که فعالین آذربایجانی در ایران باید به آن التفات ویژه ای داشته باشند و آن این است که انرژی خود را در خدمت اهداف دولت الهام علیف قرار ندهند که هیچ نسبتی با "نوزایش انقلابی تشیع" ندارد. گفتمان دولتمردان باکو "قومی" است و گفتمان انقلاب اسلامی مبتنی بر انترناسیونالیسم اسلامی با سویه های قوی شیعی و قفقاز از این منظر امتداد تشیع اهل البیت می باشد که زبانش ترکی است (و این نکته ای است که دستگاه دولت در ایران باید آن را بفهمد تا مردم شیعه قفقاز را به سمت آنکارا هل ندهد). به تعبیر دیگر، در قفقاز ما نیازمند دیپلماسی پیچیده با ظرافت های تمدنی هستیم که بتواند بازی روسیه در برابر ناتو را خوب درک کند و بازی اسرائیل و ترکیه را خوب صورتبندی کند و نقش لابی جهانی ارامنه در مات کردن ایران را عمیق شهود کند.


سیدجوادمیری


#فرهیختگان صدای فرزانگان
☘️ملاحظاتی انتقادی نسبت به نقد خانم شیرین کریمی به دکتر آرش نراقی
✍️ علیرضا موثق | پنجم مهر ماه ۱۳۹۹

دکتر آرش نراقی در یادداشت خود (اینجا) که خانم کریمی نقدش کرده است (اینجا)، به چند موضوع پرداخته است؛ از جمله:

اول) نقد فرهنگ مردسالار و لزوم مشارکت فعال زنان در کنار مردان در جهتِ نقد و تصحیح اش.

دوم) این قضیه که برخی از زنان در بسطِ فرهنگ مردسالار نقش دارند.

سوم) این موضوع که کثیری از مردان نیز در ذیلِ سیطره-ی این فرهنگ رنج می کشند و آسیب می بینند.

چهارم) نقد اخلاقی نسبت به فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان و به طور کلی، نسبت به روابط فرا-زناشویی توام با خیانت به همسر توسط زنان و مردانِ متاهل و به تبع، نقضِ حقوقِ همسرانشان (شخص ثالث) و مآلاً مخالفت با این امر که روابطِ اخلاقی و مطلوب در این حوزه برای مردان و زنانِ متاهل، صرفاً متکی به رضایت طرفین نمی تواند باشد و حقوق شخص ثالث (یعنی همسر زن و یا مرد متاهل) نیز باید لحاظ شود.

پنجم) نقد به برخی از زنان که مردها را《شوهر بالقوه و طعمه》می بینند و توانِ《نه》شنیدن از مردِ سوژه در موردِ درخواستِ ازدواج را ندارند و پس از مخالفتِ طرف مقابل، به تحقیر و خشونت و پرخاش متوسل می شوند و بر می آشوبند و یا《برخی》از زنان، جنبش دفاع از برابریِ حقوقی زنان با مردان را به جنبشِ《بیزاری از مردان》تبدیل می کنند که گزاره ای مطابق با واقع است. بر سخن دکتر نراقی می افزایم که برخی از بانوان، دفاع از حقوق زنان را به مثابه-ی تلاش برایِ تبدیلِ تمام عیارِ《زن به مرد》تعبیر و تلقی می کنند.

ششم) مناقشه در صلاحیتِ اخلاقیِ فروغ فرخزاد در رهبر و لیدر و مراد و یا الگو و سرمشقِ فیمنیست ها شدن و این مدعا که او برخی از روابطِ جنسیِ مدنظرِ دکتر نراقی را با ابزار-انگاریِ اقتصادی و برای اهدافی چون منافعِ مادی و شغلی و صنفی ایجاد کرده است.

◾️حال در خصوصِ تک تک این موارد و مدعیات، می توان له یا علیه متن، استدلال کرد؛ از جمله راجع به مقوله-ی صلاحیت و به بیانِ دیگر، سطحِ《اخلاقی و یا سلامتِ روانی و یا علمی و تئوریک و ادبیِ》فروغ فرخزاد.

منتها خانم شیرین کریمی، تصریحِ دکتر آرش نراقی به این امر که《برخی》از زنان و فمینیست ها به آسیب های مدنظرش دچارند و مردها را《شوهر بالقوه》می بینند و در مقابلِ پاسخِ منفی شنیدن، رفتار مناسبی ندارند را گویا تعمیم داده به تمام زنان و یا به تمام فعالان در حوزه-ی حقوق زنان و به تمام فمینیست‌ها؛ در صورتی که دکتر نراقی به صراحت از قید《برخی از زنان》استفاده کرده و نیز مدعی نشده این نقد و نقص، نسبت به برخی از مردان وارد نیست و از نقدِ فرهنگ مردسالار، ابا نداشته است (از جمله در این مورد که زن را ابژه-ی جنسی یا همسر بالقوه دیدن و بعد، توانِ نه شنیدن نداشتن و به خشونت متوسل شدن).

ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد تا دکتر نراقی در قسمتی از متن خویش، حتی دلخوریِ شخصی‌اش را نسبت به برخی از زنان بیان کند و پای برخی از تجربه هایِ زیسته‌اش را به میان بکشد. از این امر نمی‌شود نتیجه گرفت که تمامیِ گزاره ها و نقدهای دکتر نراقی در متن موصوف، صرفاً معطوف به دغدغه و دردِ دلِ شخصی بوده است و دغدغه های اجتماعی، و انحراف و آسیبی که ممکن است در برخی از فعالانِ حقوق زنان ایجاد شود، در آن سهم و نقشِ اساسی و تعیین کننده نداشته است. آیا جمعِ دغدغه‌ی شخصی و جمعی یا بهانه کردنِ یک تجربه‌ی شخصی و مشاهداتِ میدانی برای تذکر نسبت به وجه اجتماعی و عمومی و آسیب های مربوطه اش در فرضِ《تعمیم یافتن و عدمِ نقد و تصحیحِ بهنگام》، متصور نیست؟ به علاوه، نقد انگیزه-ی بیان و یا نقدِ علل شکل-گیریِ یک سخن و گزاره-ی ناظر به واقع، منطقاً چه ربطی دارد به اثباتِ کذب و خلاف واقع بودنِ اصلِ آن سخن؟

◾️ای کاش خانم کریمی، برخی از نقدهای صحیح خود را (خصوصاً در مورد فروغ فرخزاد و اهمیت اش در حوزه‌ی فمینیسم و جنبش دفاع از حقوق زنان)، با دقت بیشتری تقریر می کرد و به مغالطه‌ی حمله‌ی شخصی یا به انگیزه‌کاوی و تحلیل روانشناختیِ متکلم و خلط انگیزه و انگیخته و یا تحریف گزاره ها متوسل نمیشد تا نقدهای موجه، تحت الشعاعِ نقدهای ناموجه قرار نگیرد و بعد، در چنین سیاق و کانتکستی، توامان دعوت به گفتگوی همدلانه و متین و با تمرکز بر امورِ مهم تر می‌کرد.

ای کاش خانم کریمی، آنجا که به قول خودش، چنان از برخی سخنان دکتر آرش نراقی عصبانی شد که نزدیک بود جهتِ تسکین به ساغی و ساغر پناه برد، ابتدا به ساقی و ساغر پناه می برد تا شاید متعاقبِ فروکش کردنِ خشم و هیجانِ موصوف، متن با آرامش و دقت بیشتری تنظیم میشد و مغالطه و مبالغه و تعمیم و تحریف و بی‌انصافی در آن راه نمی‌یافت و یا کمتر راه می‌یافت.



#فرهیختگان، ندای آگاهی
چرا اصطلاح دینِ اکثری، دین اقلی اشتباه است؟

نقد یک مفهوم

مفاهیم ساخته می‌شوند تا معنای مورد نظر گوینده را به دیگران منتقل کنند. هر یک از واژگان که به‌کار می‌بریم، دلالت معنایی خاصی دارند و از هر لفظی برای هر مقصودی نمی‌توان استفاده کرد. توجه به یک نکته نیز خالی از فایده نیست که همواره باید میان دال (یا لفظ و مفهوم) و مدلول ( آن چیز که به آن دلالت می‌کند)، مناسبتی برقرار باشد؛ به یک معنا، به هر لفظ و مفهومی، هر معنایی نمی‌توان بار کرد.

❗️1. دینِ اکثری و دینِ اقلی، چند دهه است که توسط استاد گران قدر، دکتر "عبدالکریم سروش" به‌کار گرفته می‌شود و در هنگام تحلیل دین، از آن بهره‌ها می‌برد. منظور ایشان از دینِ اکثری این است که کسانی از دین، انتظاراتی حجیم و بلکه بی‌ارتباط با دین دارند؛ مثلا می‌خواهند از دین، علوم تجربی، سیاست، حکومت، و نظایر این‌ها بیرون بکشند. و دین اقلی در مقابل رویکرد اکثری، دین را نه برای سامان دنیایی، که برای رستگاری آن جهانی طلب می‌کنند.

"من این بینش را که معتقد است تمام تدبیرات و اطّلاعات و قواعد لازم و کافی برای اقتصاد، حکومت، تجارت، قانون، اخلاق، خداشناسی و غیره برای هر نوع ذهن و زندگی اعم از ساده و پیچیده، در شرع وارد شده است و لذا مؤمنان به هیچ منبع دیگری (برای سعادت دنیا و آخرت) غیر از دین نیاز ندارند، "بینش اکثری" یا "انتظار اکثری" می‌نامم. در مقابل این بینش، "بینش اقلّی" یا "انتظار اقلّی" قرار می‌گیرد که معتقد است شرع در این موارد(یعنی مواردی که داخل در دایره‌ی رسالت شرع است) حداقل لازم را به ما آموخته است نه بیش از آن را. در همین جا بیفزایم که در این تعریف هر چه از "حداقلی" فراتر رود "اکثری" است، بنابراین، "حد وسط" نداریم، آنچه "اقلی" نباشد، "اکثری" است و بس." (سروش - 1375) ***

این نوع صورت‌بندی مفهومی از انتظار از دین، اما مشخص نمی‌کند مرز حداکثر و حداقل کجاست و به چه علتی یک بینش و انتظار را اکثری و دیگری را اقلی می‌دانیم. الا این که به نکته‌ی نهفته در شرحی که خود "سروش" می‌دهد مراجعه نماییم.

❗️ 2. "انتظار از دین"، مفهوم مبنایی و مرکزی ایده‌ی دینِ "اکثری و اقلی" است. اما به نظر می‌رسد انتخاب لفظ "اکثری" و "اقلی" برای مقصودی که "سروش" دارد، دارای ابهام و اشکال است. به سخن دیگر، آن چه از الفاظ اکثری و اقلی دریافت می‌شود، همان نیست که "سروش" آن را مراد می‌کند و قصد اصلاح آن را دارد.

❓چرا استفاده از اصطلاحِ اکثری و اقلی برای انتظار از دین اشتباه است؟ زیرا:



✔️ برای مطالعه‌ی ادامه‌ی مقاله به این جا مراجعه فرمائید


علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۷/۱۲
خردمنتقد


#فرهیختگان، ندای آگاهی