This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گریهی دعایی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در همهی سالهای اخیر دو شایعه و اولی اغلب از قول مرحوم دکتر ابراهیم یزدی نقل شده که متاسفانه در ذهن زودباورِ برخی جا خوش کرده است. مورد نخست، ماجرای گریستن آقای دعایی (سفیر وقت تهران در بغداد) در اعتراض به مداخلات ایران در عراق است. دروغی که میخواهد بخشی از مسئولیت آغاز جنگ را متوجه ایران کند. شایعهی دوم که افسانهی آمادگی پرداخت غرامت جنگ از سوی دولت عربی به ایران است که علیرغم ادعای آقایان بنیصدر و یزدی هیچ سند و مبنایی ندارد و حتی خود یادشان نمیآید آن را از کجا شنیدهاند!
این کلیپ به روشنی و برای چندمین بار، شایعهی نخست را از قول راوی منتسب به آن رد میکند. دربارهی شایعهی پیشنهاد پرداخت غرامت از سوی اعراب به ایران جهت پایان جنگ نیز در هیچیک از منابع رسمی یا غیررسمی و حتی خبری، حتی نیمخط، نامه یا گزارشِ و امثالهم وجود ندارد.
حسین دهباشی
تاریخ آنلاین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گفتگوی ذهنی دکتر غلامرضاکاشی بااستاد ملکیان
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی
🔆 "شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید، خیلی احساسات و عواطف و هیجانات دارید، غلیان پیدا میکنید. میگویید حق با اوست، آفرین و هورا… اما وقتی سخنرانیاش تمام شد، اگر کسی از شما بپرسد که عصارهی سخنرانی دکتر شریعتی چه بود، آنگاه میبینید مثل ماهی که از چنگتان میگریزد، چیزی در مشت ندارید. نمیتوانید مثلا بگوید سخنرانی یک مقدمه داشت، سه تا ذیالمقدمه داشت، یک مدعا و دو تا دلیل داشت. چون خطیب بود. از خطهی خراسان بود و در آن خطه سخنرانان قهار داشتیم. مثل فخرالدین حجازی. “هیاهو بر سر هیچ”. خدا رحمتاش کند؛ اما هر وقت به ایشان فکر میکنم یاد گفته شکسپیر میافتم که “هیاهو بر سر هیچ"
عبارات فوق، بخشی از مصاحبه اخیر استاد عزیز مصطفی ملکیان است. در این مصاحبه میآموزیم که سخنان دکتر شریعتی محتوایی نداشت: هیاهویی بود بر سر هیچ. در ذهن خودم با ایشان گفتگویی صمیمانه کردم. فکر کردم خوب است آن را به نگارش دربیاورم. از ایشان پرسیدم اگر هیچ چیز نبود الا هیاهو بر سر هیچ، چرا شریعتی هنوز اینهمه موضوع منازعه است؟ مخالفیناش مدعیاند هر چه بلا در این چهار دهه بر سرشان آمده، تقصیر شریعتی است. موافقیناش، آثارش را میخوانند و فکر میکنند رها شدن از تنگنای موجود با شریعتی ممکن است؟ یعنی یک هیاهو بر سر یک هیچ، که به قول استاد یکی دو لحظه پس از ایراد سخنرانی از دست میپرد، چهل و دو سه سال، همینطور میتواند تداوم پیدا کند؟
🔆شاید دکتر ملکیان پاسخ دهند، مقصود ایشان محتوای سخن بوده است. از حیث ارزش مضمون و محتوا، کلام شریعتی را هیاهو برای هیچ خواندهاند والا تصدیق میکنند شریعتی یک مشت جوان احساساتی پرورش دارد و آنها آن کردند که کردند و این همه مصیبت به بار آوردند. لابد چون هیچ عقلانیتی پشت آن هیاهو نبود.
🔆میپرسم پرورش دادن یک مشت جوان احساساتی، که وارد عمل میشوند و واقعیت روزگار خود را دگرگون میکنند، تنها با یک مشت حرفهای احساساتی ممکن شده است که هیچ محتوای عقلانی ندارد؟
🔆ایشان پاسخ میدهند بله شریعتی قدرت خطابه را به کار گرفت و البته آن را با تعصبات دینی هم درآمیخت. از علی و امام حسین و قرآن گفت و چنان تصویر و تفسیری از آنها به دست داد که آنهمه شور برانگیزد.
🔆میگویم پس تصدیق میفرمایید تنها کلمات و عبارات شورانگیز نگفت. روایتها و داستانهای تاریخی و قرآن و منابع مورد اعتماد مردم را به مدد گرفت. در این صورت نمیتوان آن را به کلی خالی از محتوا قلمداد کرد. ذکر آیات و تفسیر رویدادها و مقولاتی چون تقیه و توحید و فهم از انتظار و قیامت، یکسره از سنخ شعار نیست. محتواهایی هست. اگرچه ممکن است حاوی گزارههایی باشند از نظر نظر حضرتعالی کاذباند و چندان واجد ارزش و اعتبار نباشند و الا چگونه ممکن است عرضه فهمی دیگر از انتظار و مسلمانی کردن و شیعه بودن را یکسره در سبد امور احساساتی جا دهیم؟
🔆با انصافی که از ایشان سراغ دارم، خیال میکنم با من همراه میشوند که نباید همه آثار شریعتی را هیاهو برای هیچ میخواند و هیچ محتوایی برای آن قائل نشد. اما خیلی خوش خیال نمیشوم چون با تکیه بر همین مصاحبه میتوان گمان برد تیغ نقد ایشان همچنان تیز است. احتمالا میفرمایند نگاه انتقادی شریعتی به مفاهیم دینی رادیکال نبود. نقدهای سطحی داشت، اصل این باورها را به پرسش نمیکشید. وحی و نبوت و عصمت در منظومه کلامی شریعتی انکار نمیشدند تنها بازتعریف و بازتفسیر میشدند.
میپذیرم. راست میگویند. بنابراین مسیر بحث را عوض میکنم. به یک عبارت در پایان مصاحبه اشاره میکنم. ایشان فرمودهاند: «من فکر میکنم هر چه رو به جلو میرویم عقلانیت بیشتر بر احساسات و عواطف و هیجانات غلبه میکند و طبعاً کسانی که بخواهند هیجانی حرف بزنند، در آینده جایی ندارند» از ایشان میپرسم، احتمالاً با غلبه عقلانیت بر عواطف و هیجانات، انتظار ندارید که جمع مخاطبان معقول که از ادله میپرسند و مدعاها را به طور منطقی پی میگیرند، به نیروی تغییر در آینده تبدیل شوند و جهان آِینده را به طور عقلانی و خالی از شعار و هیجان بسازند؟ میپرسم درست فکر میکنم جناب استاد؟
📎 برای ادامه مطالعه به آدرس زیر و یا گزینه instant view مراجعه کنید
https://gourl.page.link/PPnf
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
هیاهو برای هیچ: خطیب یا مدرس
محمد جواد غلامرضاکاشی «شریعتی، بیش از هر چیز سخنران بود. منظورم این است که با احساسات، هیجانات و عواطف مخاطبان بازی میکرد. ولی روشنفکران بعد از انقلاب، بیشتر معلم و مدرساند. در سخنرانیهایشان هم درس میدهند. شما وقتی به سخنرانی دکتر علی شریعتی گوش میکنید،…
موسسه ساقه اندیشه و عمل با دعوت از آقای دکتر خسرو باقری، استاد تمام دانشگاه تهران، نسبت به برگزاری یک دوره کارگاه با عنوان «روانشناسی با عینک فلسفی» اقدام نموده است. هدف از برگزاری این دوره بررسی نسبت میان علم تجربیِ روانشناسی و دانش فلسفه است. میدانیم دانش روانشناسی، دانش پایهای است که دیگر علوم کاربردی به ویژه تعلیم و تربیت و مشاوره از آن بهره میبرند. با این حال این رشته با چالش های مهمی نیز روبرو است. روانشناسی در کنار جامعهشناسی ذیل علوم تجربیِ انسانی قرار میگیرند و بدین جهت دارای مختصات و محدودیتهای خاص خود میباشند. تجربی بودن این علوم این نگرانی را ایجاد نموده که از حیث روششناسی آنها در کنار علوم تجربی طبیعی مانند فیزیک و شیمی قرار گیرند و به شکلی گسترده و شتاب زده طبیعت گرایی بر آنها حاکم شود. وجود رویکردهای بسیار متنوع و گاه متضاد در حوزه علم روانشناسی همچون رفتارگرایی، روانکاوی، شناختی، عصب روانشناختی و دهها رویکرد مشاورهای که هر کدام به تنهایی داعیه بازنمایی دقیق حالات و روحیات انسانی را دارند چالشی است که ضرورت اهتمام برای شناخت ابعاد و محدودیت های دانش روانشناسی را مضاعف میسازد. پرداختن به تفاوتهای روششناختی علوم در صلاحیتِ فلسفه آنها و در اینجا فلسفه علم روانشناسی است.
در دوره کارگاهی پیشرو با دعوت از یکی از صاحبنظران این حوزه، که کتاب «فلسفه علم روانشناسی» ایشان در سال گذشته و کتاب «نظریه های روانشناسی معاصر» او پیش از این منتشر شده، قرار است به تفصیل ابعاد موضوع واکاوی شود. اولین جلسه این دوره به پرسش از معنا و مفهوم فلسفه و همچنین اهمیت و جایگاه «فلسفه علم روانشناسی» اختصاص یافت و در ادامه از شرکتکنندگان در مورد محتوای جلسات بعدی نظر خواهی شد. این کارگاهها در دو دوره پنج جلسهای برگزار خواهد شد.
در دومین جلسه از این دوره، ضمن بررسی اجمالی رابطه فلسفه و علم، رویکرد دروننگری ویلهلم وونت بهطور خاص مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این رویکرد، یکی از رویکردهای محوری و پیشگام در نگاه تجربی و آزمایشگاهی به روانشناسی است. وونت به دنبال آن بود که عناصر تشکیل دهنده «آگاهی» را به روش درونبینی (introspection) بیابد؛ از نظر وی، آگاهی، موضوع محوری روانشناسی است.
در پنج جلسه بعدی کارگاه نیز رویکردهای زیر به ترتیب مورد تحلیل و ارزیابی فلسفی قرار خواهند گرفت:
1- آگاهی و روان تنی
2- روانکاوی (دیدگاه فروید)
3- گشتالت
4- روانشناسی تحولی (دیدگاه پیاژه)
5- رفتارگرایی
📞 علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این کارگاهها از طریق مسیرهای تماس زیر اقدام نمایند.
ℹ️ تلفن و واتساپ: 09914748824
ℹ️ تلگرام: @saa_edu
https://t.me/arshivefarhikhtegan/440
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در دوره کارگاهی پیشرو با دعوت از یکی از صاحبنظران این حوزه، که کتاب «فلسفه علم روانشناسی» ایشان در سال گذشته و کتاب «نظریه های روانشناسی معاصر» او پیش از این منتشر شده، قرار است به تفصیل ابعاد موضوع واکاوی شود. اولین جلسه این دوره به پرسش از معنا و مفهوم فلسفه و همچنین اهمیت و جایگاه «فلسفه علم روانشناسی» اختصاص یافت و در ادامه از شرکتکنندگان در مورد محتوای جلسات بعدی نظر خواهی شد. این کارگاهها در دو دوره پنج جلسهای برگزار خواهد شد.
در دومین جلسه از این دوره، ضمن بررسی اجمالی رابطه فلسفه و علم، رویکرد دروننگری ویلهلم وونت بهطور خاص مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این رویکرد، یکی از رویکردهای محوری و پیشگام در نگاه تجربی و آزمایشگاهی به روانشناسی است. وونت به دنبال آن بود که عناصر تشکیل دهنده «آگاهی» را به روش درونبینی (introspection) بیابد؛ از نظر وی، آگاهی، موضوع محوری روانشناسی است.
در پنج جلسه بعدی کارگاه نیز رویکردهای زیر به ترتیب مورد تحلیل و ارزیابی فلسفی قرار خواهند گرفت:
1- آگاهی و روان تنی
2- روانکاوی (دیدگاه فروید)
3- گشتالت
4- روانشناسی تحولی (دیدگاه پیاژه)
5- رفتارگرایی
📞 علاقمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در این کارگاهها از طریق مسیرهای تماس زیر اقدام نمایند.
ℹ️ تلفن و واتساپ: 09914748824
ℹ️ تلگرام: @saa_edu
https://t.me/arshivefarhikhtegan/440
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
"مساله قرهباغ و سیاستخارجی دوگانه ایران"
مرتضی اکبری، دانشجوی دکتری اندیشههای سیاسی، در یادداشتی برای "راهبرد" نوشت:
مساله بهنظر میرسد واضح باشد. مطابق قطعنامههای سازمانملل قریب ۳۰ سال است که کشوری ۲۰ درصد از خاک کشور دیگر را اشغال کرده است و در طی یک نسلکشی و کشتار وسیع حدود یک میلیون نفر را جلای وطن داده و آواره کرده است.
سالها مذاکره برای پایان اشغال بیسرانجام مانده است و اکنون مدتی است که مجددا درگیریها آغاز شده است؛ برای تداوم یا اتمام اشغال.
اما آنچه که محل تعجب است، مواضع عجیب فعالین و تحلیلگران داخل کشور است در بافتن آسمان به انواع ریسمان برای توجیه یک و بام و دو هوای مواضعشان و عدم حمایت از تلاش برای پایان یک اشغالگری آشکار.
کسانی که به محض وقوع کوچکترین افعال غیرانسانی در اقصی نقاط جهان، برای تحلیل و محکومیت آن از هم پیشی میگرفتند، بهیکباره نسبت به وقوع یک اشغالگری ٣٠ ساله در همسایگیشان، سکوت اختیار کردهاند و در بهترین حالت آن را مربوط به مسائل داخلی کشورهای بیگانه و بیارتباط با ما قلمداد میکنند! بگذریم از انواع تحلیلهای عجیب و غریب در حمایت از اشغالگری آشکار ارمنستان!
حال آنکه پرسش واضح است، اگر اشغالگری و تجاوز و کشتار و نسلکشی محکوم است؛ چرا این محکومیت در قبال تجاوزگری آشکار ارمنستان صورت نمیگیرد؟
اگر سیاست خارجی کشور ما اولویت منافع ملی و تنظیم سیاست خارجی بر اساس مصالح ملی است؛ پس چرا در سوریه و لبنان و فلسطین حضور داریم و حمایت مالی و نظامی انجام میدهیم؟
و اگر چنین نیست و سیاست اصولی کشور ما، حمایت از مظلومین و ستمدیدگان و مخالفت با اشغالگری و تجاوز و تضییع حقوقبشر است؛ چرا در مساله قرهباغ موضع بیطرفی اتخاذ شده است و افزون بر این و برخلاف موضع رسمی اعلامی، به صورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت میشود؟
اینکه مردم آذربایجان ایران نسبت به همزبانان و همکیشان خود درآنسوی ارس احساس تعلق خاطر دارند، امری پوشیدهای نیست. همچنان که اعراب یا فارسزبانها و یا کردها نسبت به همزبانان خود در دیگر کشورها تعلق خاطر دارند و احساس پیوند میکنند و امری مذموم نیست.
با وجود گذشت سالیان دراز از جدا شدن آن سوی ارس از ایران، پیوندهای خانوادگی و عاطفی و فرهنگی میام دو سوی ارس همچنان حفظ شده و قلب مردم آذربایجان نیز از آن نسلکشی و اشغال ٣٠ساله جریحهدار است.
سیاست دوگانه دولت در قبال مساله اشغال قرهباغ و ۲۰درصد از خاک آذربایجان و حمایت ضمنی از تداوم اشغالگری ارمنستان، نمک بر این زخم پاشیدن است!
حداقل انتظار این است که حتی اگر بهواسطه فشار روسیه امکان حمایت از طرف مظلوم مقدور نیست، حداقل بیطرفی واقعی خود را حفظ کنند و با حمایت ضمنی از ارمنستان و ایجاد زمینه برای تداوم اشغالگری، نمک بر این زخم نپاشند.
اینکه مردم معترض آذربایجان ایران به این سیاست و رفتار دوگانه را با اتهاماتی چون جداییطلب و پانترک شیعه و وابسته به آنسوی مرزها و... برانیم؛ صرفا یک فرافکنی و فرار از واقعیت رفتار دوگانه خودمان است. و بیشک اثرات مخربی در پیوندهای ملی خواهد گذاشت و به گسترش شکافهای قومی-ملی منجر خواهد شد.
تحلیلهایی نظیر دستهای پشتپرده ترکیه و اردوغان برای مستدل کردن این اتهامات نیز توجیهاتی بیش نیست.
سالیانی دراز است که ارمنستان مستظهر به حمایت روسیه، قرهباغ و ۲۰درصد از خاک جمهوری آذربایجان را تحت اشغال خود دارد و ایران نیز همداستان با روسیه بهصورت ضمنی از اشغالگری ارمنستان حمایت میکند. پس قاعدتا هماکنون نیز حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان برای پایان اشغالگری هم نباید اشکالی داشته باشد...
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بعد از همت عالی نظام مقدس در ایجاد شکاف اجتماعی و نیل به توفیق در پارگی صفوف رعایای دارالولایه، چشم ما به طلیعه رخنه حکومی و صدور بیانیه نمایندگان آذریزبان ولی معظم در استانهای همجوار با مناطق درگیر دو کشور همسایه روشن شد. این بیانیه که بار ارزشی دارد و در خدمت تقدیس جنگ قرهباغ و تکریم کشتگان همزبان نگاشته شده بالمره در چندسطر فاتحه حاکمیت یکپارچه و دیپلماسی ملی را خوانده و از حمیت صدر علمای بلاد و حمایت ایشان از سیورغال خاقان مغفور و کافه خواقین ناکام و معظم پسین و اراده تحکیم شریعت غرا در اراضی محروسه صانهاالله عن الآفات حکایت میکند.
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، صدای فرزانگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: ترانه "ایران من" با تصاویری از برخی شخصیتهای سیاسی و فرهنگی معاصر ایران که با استفاده از ابزار هوش مصنوعی ساخته شده است.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در چهلمین سالگرد آغاز جنگ هشت ساله، حسین باستانی نویسنده و پژوهشگر این حوزه، مستندی با عنوان «کودتای خزنده» تهیه و منتشر کرده است که ابعاد جدیدی از وقایع سربسته دوران جنگ را روشن می سازد.
این مستند که بر بستر یک فایل صوتی از جلسه پنجم آذر ۱۳۶۳ در مقر سپاه تهران پیش می رود، روایتی است از اعتراضات شدید الحن بخشی از فرماندهان میدانی جنگ به چهره هایی نظیر محسن رضایی، محسن رفیقدوست، محمدباقر ذوالقدر، علی شمخانی، حسین زیبایی نژاد (نجات)، حسین طائب و ... که در عالیترین سطوح فرماندهی سپاه از یک سو با بی کفایتی تمام، سبب ساز قلع و قمع وسیع نیروهای ایرانی در جریان جنگ بوده و از سوی دیگر دست در دست مقامات سیاسی، نقش فعالی در به حاشیه راندن و حذف آیت الله منتظری(منتقد این رویه) از قدرت و طراحی صحنه سیاسی در دوران پس از آیت الله خمینی داشته اند.
اعتراضاتی که سرانجام با دخالت شخص آیت الله خمینی راه به جایی نمی برد و فرجام دراماتیکی را برای معترضین رقم می زند.
نسخه یوتوب مستند کودتای خزنده را در لینک زیر می توانید ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=_yLXjHIUCas&feature=youtu.be
#فرهیختگان، ندای آگاهی
این مستند که بر بستر یک فایل صوتی از جلسه پنجم آذر ۱۳۶۳ در مقر سپاه تهران پیش می رود، روایتی است از اعتراضات شدید الحن بخشی از فرماندهان میدانی جنگ به چهره هایی نظیر محسن رضایی، محسن رفیقدوست، محمدباقر ذوالقدر، علی شمخانی، حسین زیبایی نژاد (نجات)، حسین طائب و ... که در عالیترین سطوح فرماندهی سپاه از یک سو با بی کفایتی تمام، سبب ساز قلع و قمع وسیع نیروهای ایرانی در جریان جنگ بوده و از سوی دیگر دست در دست مقامات سیاسی، نقش فعالی در به حاشیه راندن و حذف آیت الله منتظری(منتقد این رویه) از قدرت و طراحی صحنه سیاسی در دوران پس از آیت الله خمینی داشته اند.
اعتراضاتی که سرانجام با دخالت شخص آیت الله خمینی راه به جایی نمی برد و فرجام دراماتیکی را برای معترضین رقم می زند.
نسخه یوتوب مستند کودتای خزنده را در لینک زیر می توانید ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=_yLXjHIUCas&feature=youtu.be
#فرهیختگان، ندای آگاهی
YouTube
کودتای خزنده در سپاه ـ مستند
پخش تلویزیونی این فیلم اصلاح شده است. نسخه تصحیح شده را اینجا ببینید:
https://youtu.be/q8WVU-jBjis
مستند "کودتای خزنده در سپاه"، ساخته حسین باستانی، بر مبنای نوار جلسه محرمانه عده از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران در ۵ آذر ۱۳۶۳ تهیه شده و به ناگفتههایی…
https://youtu.be/q8WVU-jBjis
مستند "کودتای خزنده در سپاه"، ساخته حسین باستانی، بر مبنای نوار جلسه محرمانه عده از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران در ۵ آذر ۱۳۶۳ تهیه شده و به ناگفتههایی…
افکار عمومی ایران و "مهندسی رسانه ای" افسران نرم با توجه به کلیپ هایی با مضامین شیعی
حجم بالای کلیپ هایی که با مضامین دینی (بویژه شیعی) که در این شش روزِ جنگ در قفقاز جنوبی به ترکی آذربایجانی در فضای مجازی ایران می گردد قابل مطالعه است برای اهل تحلیل. کلیپ هایی که از مراسم تدفین شهدای کشور جمهوری آذربایجان با "روضه های علی اکبر" و ذکر اسماء ائمه علیهم السلام در فضای ایران می چرخد نشان می دهد که افکار عمومی ایران برای دولتمردان باکو حائز اهمیت است. اما به نظر من این جاده یکطرفه باقی نخواهد ماند. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که "دولت سکولار" جمهوری آذربایجان با تهییج عواطف شیعی در کشور خویش راه را برای چرخش تشیع از ساحت امر فرهنگی به اقلیم امر سیاسی خواهد گشود. این نکته ای است که دولتمردان ایران باید به دقت به این چرخش توجه کنند و گفتمان رسمی خود را بر روی "زمین متزلزل" بنا ننهند. به عبارت دیگر، طراحان اصلی جنگ در قفقاز مقرشان در باکو و ایروان نیست بل در تل آویو و پاریس می باشد. اما صفحه شطرنجی که چیده شده است یک بعد مغفول دارد و آن ظرفیت تمدنی حوزه تشیع است که در درازمدت به سود ایران با سویه های قویم شیعی می باشد. اتفاقات روزهای اخیر در ظاهر به ضرر توازن منطقه ای ایران در حال رقم خوردن است اما اگر "چشم انداز نظری" خویش را بر پایه "نوزایش شیعی" بنیان نهیم آنگاه می توان درک کرد که "فضای پسا-ترکمنچای" در حال پدیدار شدن است. نگاه جمهوری اسلامی به "فضای پسا-ترکمنچای" نمی بایست بر اساس خطوط ترسیم شده باکو و ایروان مفصلبندی شود؛ زیرا هر دو عقبه هایشان ضد استراتژی های شیعی ایران در مناطق پیرامونی می باشد. اینجا نکته مهمی وجود دارد که فعالین آذربایجانی در ایران باید به آن التفات ویژه ای داشته باشند و آن این است که انرژی خود را در خدمت اهداف دولت الهام علیف قرار ندهند که هیچ نسبتی با "نوزایش انقلابی تشیع" ندارد. گفتمان دولتمردان باکو "قومی" است و گفتمان انقلاب اسلامی مبتنی بر انترناسیونالیسم اسلامی با سویه های قوی شیعی و قفقاز از این منظر امتداد تشیع اهل البیت می باشد که زبانش ترکی است (و این نکته ای است که دستگاه دولت در ایران باید آن را بفهمد تا مردم شیعه قفقاز را به سمت آنکارا هل ندهد). به تعبیر دیگر، در قفقاز ما نیازمند دیپلماسی پیچیده با ظرافت های تمدنی هستیم که بتواند بازی روسیه در برابر ناتو را خوب درک کند و بازی اسرائیل و ترکیه را خوب صورتبندی کند و نقش لابی جهانی ارامنه در مات کردن ایران را عمیق شهود کند.
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
حجم بالای کلیپ هایی که با مضامین دینی (بویژه شیعی) که در این شش روزِ جنگ در قفقاز جنوبی به ترکی آذربایجانی در فضای مجازی ایران می گردد قابل مطالعه است برای اهل تحلیل. کلیپ هایی که از مراسم تدفین شهدای کشور جمهوری آذربایجان با "روضه های علی اکبر" و ذکر اسماء ائمه علیهم السلام در فضای ایران می چرخد نشان می دهد که افکار عمومی ایران برای دولتمردان باکو حائز اهمیت است. اما به نظر من این جاده یکطرفه باقی نخواهد ماند. این سخن به چه معناست؟ این سخن بدین معناست که "دولت سکولار" جمهوری آذربایجان با تهییج عواطف شیعی در کشور خویش راه را برای چرخش تشیع از ساحت امر فرهنگی به اقلیم امر سیاسی خواهد گشود. این نکته ای است که دولتمردان ایران باید به دقت به این چرخش توجه کنند و گفتمان رسمی خود را بر روی "زمین متزلزل" بنا ننهند. به عبارت دیگر، طراحان اصلی جنگ در قفقاز مقرشان در باکو و ایروان نیست بل در تل آویو و پاریس می باشد. اما صفحه شطرنجی که چیده شده است یک بعد مغفول دارد و آن ظرفیت تمدنی حوزه تشیع است که در درازمدت به سود ایران با سویه های قویم شیعی می باشد. اتفاقات روزهای اخیر در ظاهر به ضرر توازن منطقه ای ایران در حال رقم خوردن است اما اگر "چشم انداز نظری" خویش را بر پایه "نوزایش شیعی" بنیان نهیم آنگاه می توان درک کرد که "فضای پسا-ترکمنچای" در حال پدیدار شدن است. نگاه جمهوری اسلامی به "فضای پسا-ترکمنچای" نمی بایست بر اساس خطوط ترسیم شده باکو و ایروان مفصلبندی شود؛ زیرا هر دو عقبه هایشان ضد استراتژی های شیعی ایران در مناطق پیرامونی می باشد. اینجا نکته مهمی وجود دارد که فعالین آذربایجانی در ایران باید به آن التفات ویژه ای داشته باشند و آن این است که انرژی خود را در خدمت اهداف دولت الهام علیف قرار ندهند که هیچ نسبتی با "نوزایش انقلابی تشیع" ندارد. گفتمان دولتمردان باکو "قومی" است و گفتمان انقلاب اسلامی مبتنی بر انترناسیونالیسم اسلامی با سویه های قوی شیعی و قفقاز از این منظر امتداد تشیع اهل البیت می باشد که زبانش ترکی است (و این نکته ای است که دستگاه دولت در ایران باید آن را بفهمد تا مردم شیعه قفقاز را به سمت آنکارا هل ندهد). به تعبیر دیگر، در قفقاز ما نیازمند دیپلماسی پیچیده با ظرافت های تمدنی هستیم که بتواند بازی روسیه در برابر ناتو را خوب درک کند و بازی اسرائیل و ترکیه را خوب صورتبندی کند و نقش لابی جهانی ارامنه در مات کردن ایران را عمیق شهود کند.
سیدجوادمیری
#فرهیختگان صدای فرزانگان
☘️ملاحظاتی انتقادی نسبت به نقد خانم شیرین کریمی به دکتر آرش نراقی
✍️ علیرضا موثق | پنجم مهر ماه ۱۳۹۹
دکتر آرش نراقی در یادداشت خود (اینجا) که خانم کریمی نقدش کرده است (اینجا)، به چند موضوع پرداخته است؛ از جمله:
اول) نقد فرهنگ مردسالار و لزوم مشارکت فعال زنان در کنار مردان در جهتِ نقد و تصحیح اش.
دوم) این قضیه که برخی از زنان در بسطِ فرهنگ مردسالار نقش دارند.
سوم) این موضوع که کثیری از مردان نیز در ذیلِ سیطره-ی این فرهنگ رنج می کشند و آسیب می بینند.
چهارم) نقد اخلاقی نسبت به فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان و به طور کلی، نسبت به روابط فرا-زناشویی توام با خیانت به همسر توسط زنان و مردانِ متاهل و به تبع، نقضِ حقوقِ همسرانشان (شخص ثالث) و مآلاً مخالفت با این امر که روابطِ اخلاقی و مطلوب در این حوزه برای مردان و زنانِ متاهل، صرفاً متکی به رضایت طرفین نمی تواند باشد و حقوق شخص ثالث (یعنی همسر زن و یا مرد متاهل) نیز باید لحاظ شود.
پنجم) نقد به برخی از زنان که مردها را《شوهر بالقوه و طعمه》می بینند و توانِ《نه》شنیدن از مردِ سوژه در موردِ درخواستِ ازدواج را ندارند و پس از مخالفتِ طرف مقابل، به تحقیر و خشونت و پرخاش متوسل می شوند و بر می آشوبند و یا《برخی》از زنان، جنبش دفاع از برابریِ حقوقی زنان با مردان را به جنبشِ《بیزاری از مردان》تبدیل می کنند که گزاره ای مطابق با واقع است. بر سخن دکتر نراقی می افزایم که برخی از بانوان، دفاع از حقوق زنان را به مثابه-ی تلاش برایِ تبدیلِ تمام عیارِ《زن به مرد》تعبیر و تلقی می کنند.
ششم) مناقشه در صلاحیتِ اخلاقیِ فروغ فرخزاد در رهبر و لیدر و مراد و یا الگو و سرمشقِ فیمنیست ها شدن و این مدعا که او برخی از روابطِ جنسیِ مدنظرِ دکتر نراقی را با ابزار-انگاریِ اقتصادی و برای اهدافی چون منافعِ مادی و شغلی و صنفی ایجاد کرده است.
◾️حال در خصوصِ تک تک این موارد و مدعیات، می توان له یا علیه متن، استدلال کرد؛ از جمله راجع به مقوله-ی صلاحیت و به بیانِ دیگر، سطحِ《اخلاقی و یا سلامتِ روانی و یا علمی و تئوریک و ادبیِ》فروغ فرخزاد.
منتها خانم شیرین کریمی، تصریحِ دکتر آرش نراقی به این امر که《برخی》از زنان و فمینیست ها به آسیب های مدنظرش دچارند و مردها را《شوهر بالقوه》می بینند و در مقابلِ پاسخِ منفی شنیدن، رفتار مناسبی ندارند را گویا تعمیم داده به تمام زنان و یا به تمام فعالان در حوزه-ی حقوق زنان و به تمام فمینیستها؛ در صورتی که دکتر نراقی به صراحت از قید《برخی از زنان》استفاده کرده و نیز مدعی نشده این نقد و نقص، نسبت به برخی از مردان وارد نیست و از نقدِ فرهنگ مردسالار، ابا نداشته است (از جمله در این مورد که زن را ابژه-ی جنسی یا همسر بالقوه دیدن و بعد، توانِ نه شنیدن نداشتن و به خشونت متوسل شدن).
ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد تا دکتر نراقی در قسمتی از متن خویش، حتی دلخوریِ شخصیاش را نسبت به برخی از زنان بیان کند و پای برخی از تجربه هایِ زیستهاش را به میان بکشد. از این امر نمیشود نتیجه گرفت که تمامیِ گزاره ها و نقدهای دکتر نراقی در متن موصوف، صرفاً معطوف به دغدغه و دردِ دلِ شخصی بوده است و دغدغه های اجتماعی، و انحراف و آسیبی که ممکن است در برخی از فعالانِ حقوق زنان ایجاد شود، در آن سهم و نقشِ اساسی و تعیین کننده نداشته است. آیا جمعِ دغدغهی شخصی و جمعی یا بهانه کردنِ یک تجربهی شخصی و مشاهداتِ میدانی برای تذکر نسبت به وجه اجتماعی و عمومی و آسیب های مربوطه اش در فرضِ《تعمیم یافتن و عدمِ نقد و تصحیحِ بهنگام》، متصور نیست؟ به علاوه، نقد انگیزه-ی بیان و یا نقدِ علل شکل-گیریِ یک سخن و گزاره-ی ناظر به واقع، منطقاً چه ربطی دارد به اثباتِ کذب و خلاف واقع بودنِ اصلِ آن سخن؟
◾️ای کاش خانم کریمی، برخی از نقدهای صحیح خود را (خصوصاً در مورد فروغ فرخزاد و اهمیت اش در حوزهی فمینیسم و جنبش دفاع از حقوق زنان)، با دقت بیشتری تقریر می کرد و به مغالطهی حملهی شخصی یا به انگیزهکاوی و تحلیل روانشناختیِ متکلم و خلط انگیزه و انگیخته و یا تحریف گزاره ها متوسل نمیشد تا نقدهای موجه، تحت الشعاعِ نقدهای ناموجه قرار نگیرد و بعد، در چنین سیاق و کانتکستی، توامان دعوت به گفتگوی همدلانه و متین و با تمرکز بر امورِ مهم تر میکرد.
ای کاش خانم کریمی، آنجا که به قول خودش، چنان از برخی سخنان دکتر آرش نراقی عصبانی شد که نزدیک بود جهتِ تسکین به ساغی و ساغر پناه برد، ابتدا به ساقی و ساغر پناه می برد تا شاید متعاقبِ فروکش کردنِ خشم و هیجانِ موصوف، متن با آرامش و دقت بیشتری تنظیم میشد و مغالطه و مبالغه و تعمیم و تحریف و بیانصافی در آن راه نمییافت و یا کمتر راه مییافت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✍️ علیرضا موثق | پنجم مهر ماه ۱۳۹۹
دکتر آرش نراقی در یادداشت خود (اینجا) که خانم کریمی نقدش کرده است (اینجا)، به چند موضوع پرداخته است؛ از جمله:
اول) نقد فرهنگ مردسالار و لزوم مشارکت فعال زنان در کنار مردان در جهتِ نقد و تصحیح اش.
دوم) این قضیه که برخی از زنان در بسطِ فرهنگ مردسالار نقش دارند.
سوم) این موضوع که کثیری از مردان نیز در ذیلِ سیطره-ی این فرهنگ رنج می کشند و آسیب می بینند.
چهارم) نقد اخلاقی نسبت به فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان و به طور کلی، نسبت به روابط فرا-زناشویی توام با خیانت به همسر توسط زنان و مردانِ متاهل و به تبع، نقضِ حقوقِ همسرانشان (شخص ثالث) و مآلاً مخالفت با این امر که روابطِ اخلاقی و مطلوب در این حوزه برای مردان و زنانِ متاهل، صرفاً متکی به رضایت طرفین نمی تواند باشد و حقوق شخص ثالث (یعنی همسر زن و یا مرد متاهل) نیز باید لحاظ شود.
پنجم) نقد به برخی از زنان که مردها را《شوهر بالقوه و طعمه》می بینند و توانِ《نه》شنیدن از مردِ سوژه در موردِ درخواستِ ازدواج را ندارند و پس از مخالفتِ طرف مقابل، به تحقیر و خشونت و پرخاش متوسل می شوند و بر می آشوبند و یا《برخی》از زنان، جنبش دفاع از برابریِ حقوقی زنان با مردان را به جنبشِ《بیزاری از مردان》تبدیل می کنند که گزاره ای مطابق با واقع است. بر سخن دکتر نراقی می افزایم که برخی از بانوان، دفاع از حقوق زنان را به مثابه-ی تلاش برایِ تبدیلِ تمام عیارِ《زن به مرد》تعبیر و تلقی می کنند.
ششم) مناقشه در صلاحیتِ اخلاقیِ فروغ فرخزاد در رهبر و لیدر و مراد و یا الگو و سرمشقِ فیمنیست ها شدن و این مدعا که او برخی از روابطِ جنسیِ مدنظرِ دکتر نراقی را با ابزار-انگاریِ اقتصادی و برای اهدافی چون منافعِ مادی و شغلی و صنفی ایجاد کرده است.
◾️حال در خصوصِ تک تک این موارد و مدعیات، می توان له یا علیه متن، استدلال کرد؛ از جمله راجع به مقوله-ی صلاحیت و به بیانِ دیگر، سطحِ《اخلاقی و یا سلامتِ روانی و یا علمی و تئوریک و ادبیِ》فروغ فرخزاد.
منتها خانم شیرین کریمی، تصریحِ دکتر آرش نراقی به این امر که《برخی》از زنان و فمینیست ها به آسیب های مدنظرش دچارند و مردها را《شوهر بالقوه》می بینند و در مقابلِ پاسخِ منفی شنیدن، رفتار مناسبی ندارند را گویا تعمیم داده به تمام زنان و یا به تمام فعالان در حوزه-ی حقوق زنان و به تمام فمینیستها؛ در صورتی که دکتر نراقی به صراحت از قید《برخی از زنان》استفاده کرده و نیز مدعی نشده این نقد و نقص، نسبت به برخی از مردان وارد نیست و از نقدِ فرهنگ مردسالار، ابا نداشته است (از جمله در این مورد که زن را ابژه-ی جنسی یا همسر بالقوه دیدن و بعد، توانِ نه شنیدن نداشتن و به خشونت متوسل شدن).
ضمن اینکه هیچ اشکالی ندارد تا دکتر نراقی در قسمتی از متن خویش، حتی دلخوریِ شخصیاش را نسبت به برخی از زنان بیان کند و پای برخی از تجربه هایِ زیستهاش را به میان بکشد. از این امر نمیشود نتیجه گرفت که تمامیِ گزاره ها و نقدهای دکتر نراقی در متن موصوف، صرفاً معطوف به دغدغه و دردِ دلِ شخصی بوده است و دغدغه های اجتماعی، و انحراف و آسیبی که ممکن است در برخی از فعالانِ حقوق زنان ایجاد شود، در آن سهم و نقشِ اساسی و تعیین کننده نداشته است. آیا جمعِ دغدغهی شخصی و جمعی یا بهانه کردنِ یک تجربهی شخصی و مشاهداتِ میدانی برای تذکر نسبت به وجه اجتماعی و عمومی و آسیب های مربوطه اش در فرضِ《تعمیم یافتن و عدمِ نقد و تصحیحِ بهنگام》، متصور نیست؟ به علاوه، نقد انگیزه-ی بیان و یا نقدِ علل شکل-گیریِ یک سخن و گزاره-ی ناظر به واقع، منطقاً چه ربطی دارد به اثباتِ کذب و خلاف واقع بودنِ اصلِ آن سخن؟
◾️ای کاش خانم کریمی، برخی از نقدهای صحیح خود را (خصوصاً در مورد فروغ فرخزاد و اهمیت اش در حوزهی فمینیسم و جنبش دفاع از حقوق زنان)، با دقت بیشتری تقریر می کرد و به مغالطهی حملهی شخصی یا به انگیزهکاوی و تحلیل روانشناختیِ متکلم و خلط انگیزه و انگیخته و یا تحریف گزاره ها متوسل نمیشد تا نقدهای موجه، تحت الشعاعِ نقدهای ناموجه قرار نگیرد و بعد، در چنین سیاق و کانتکستی، توامان دعوت به گفتگوی همدلانه و متین و با تمرکز بر امورِ مهم تر میکرد.
ای کاش خانم کریمی، آنجا که به قول خودش، چنان از برخی سخنان دکتر آرش نراقی عصبانی شد که نزدیک بود جهتِ تسکین به ساغی و ساغر پناه برد، ابتدا به ساقی و ساغر پناه می برد تا شاید متعاقبِ فروکش کردنِ خشم و هیجانِ موصوف، متن با آرامش و دقت بیشتری تنظیم میشد و مغالطه و مبالغه و تعمیم و تحریف و بیانصافی در آن راه نمییافت و یا کمتر راه مییافت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
وبسایت فرهنگی صدانت
☘️ درباره زنانی که شریک نظام مردسالارند
✍️ #آرش_نراقی
🔅متأسفانه بسیاری از زنانی که پرچم مبارزه با تعرّض مردان به حریم و حقوق زنان را برمی افرازند، خود از برقراری مناسبات جنسی با مردان متأهل ابایی ندارند. این زنان که گاه خود نیز متأهل هستند، آگاهانه و عامدانه…
✍️ #آرش_نراقی
🔅متأسفانه بسیاری از زنانی که پرچم مبارزه با تعرّض مردان به حریم و حقوق زنان را برمی افرازند، خود از برقراری مناسبات جنسی با مردان متأهل ابایی ندارند. این زنان که گاه خود نیز متأهل هستند، آگاهانه و عامدانه…
چرا اصطلاح دینِ اکثری، دین اقلی اشتباه است؟
نقد یک مفهوم
مفاهیم ساخته میشوند تا معنای مورد نظر گوینده را به دیگران منتقل کنند. هر یک از واژگان که بهکار میبریم، دلالت معنایی خاصی دارند و از هر لفظی برای هر مقصودی نمیتوان استفاده کرد. توجه به یک نکته نیز خالی از فایده نیست که همواره باید میان دال (یا لفظ و مفهوم) و مدلول ( آن چیز که به آن دلالت میکند)، مناسبتی برقرار باشد؛ به یک معنا، به هر لفظ و مفهومی، هر معنایی نمیتوان بار کرد.
❗️1. دینِ اکثری و دینِ اقلی، چند دهه است که توسط استاد گران قدر، دکتر "عبدالکریم سروش" بهکار گرفته میشود و در هنگام تحلیل دین، از آن بهرهها میبرد. منظور ایشان از دینِ اکثری این است که کسانی از دین، انتظاراتی حجیم و بلکه بیارتباط با دین دارند؛ مثلا میخواهند از دین، علوم تجربی، سیاست، حکومت، و نظایر اینها بیرون بکشند. و دین اقلی در مقابل رویکرد اکثری، دین را نه برای سامان دنیایی، که برای رستگاری آن جهانی طلب میکنند.
"من این بینش را که معتقد است تمام تدبیرات و اطّلاعات و قواعد لازم و کافی برای اقتصاد، حکومت، تجارت، قانون، اخلاق، خداشناسی و غیره برای هر نوع ذهن و زندگی اعم از ساده و پیچیده، در شرع وارد شده است و لذا مؤمنان به هیچ منبع دیگری (برای سعادت دنیا و آخرت) غیر از دین نیاز ندارند، "بینش اکثری" یا "انتظار اکثری" مینامم. در مقابل این بینش، "بینش اقلّی" یا "انتظار اقلّی" قرار میگیرد که معتقد است شرع در این موارد(یعنی مواردی که داخل در دایرهی رسالت شرع است) حداقل لازم را به ما آموخته است نه بیش از آن را. در همین جا بیفزایم که در این تعریف هر چه از "حداقلی" فراتر رود "اکثری" است، بنابراین، "حد وسط" نداریم، آنچه "اقلی" نباشد، "اکثری" است و بس." (سروش - 1375) ***
این نوع صورتبندی مفهومی از انتظار از دین، اما مشخص نمیکند مرز حداکثر و حداقل کجاست و به چه علتی یک بینش و انتظار را اکثری و دیگری را اقلی میدانیم. الا این که به نکتهی نهفته در شرحی که خود "سروش" میدهد مراجعه نماییم.
❗️ 2. "انتظار از دین"، مفهوم مبنایی و مرکزی ایدهی دینِ "اکثری و اقلی" است. اما به نظر میرسد انتخاب لفظ "اکثری" و "اقلی" برای مقصودی که "سروش" دارد، دارای ابهام و اشکال است. به سخن دیگر، آن چه از الفاظ اکثری و اقلی دریافت میشود، همان نیست که "سروش" آن را مراد میکند و قصد اصلاح آن را دارد.
❓چرا استفاده از اصطلاحِ اکثری و اقلی برای انتظار از دین اشتباه است؟ زیرا:
✔️ برای مطالعهی ادامهی مقاله به این جا مراجعه فرمائید
علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۷/۱۲
خردمنتقد
#فرهیختگان، ندای آگاهی
نقد یک مفهوم
مفاهیم ساخته میشوند تا معنای مورد نظر گوینده را به دیگران منتقل کنند. هر یک از واژگان که بهکار میبریم، دلالت معنایی خاصی دارند و از هر لفظی برای هر مقصودی نمیتوان استفاده کرد. توجه به یک نکته نیز خالی از فایده نیست که همواره باید میان دال (یا لفظ و مفهوم) و مدلول ( آن چیز که به آن دلالت میکند)، مناسبتی برقرار باشد؛ به یک معنا، به هر لفظ و مفهومی، هر معنایی نمیتوان بار کرد.
❗️1. دینِ اکثری و دینِ اقلی، چند دهه است که توسط استاد گران قدر، دکتر "عبدالکریم سروش" بهکار گرفته میشود و در هنگام تحلیل دین، از آن بهرهها میبرد. منظور ایشان از دینِ اکثری این است که کسانی از دین، انتظاراتی حجیم و بلکه بیارتباط با دین دارند؛ مثلا میخواهند از دین، علوم تجربی، سیاست، حکومت، و نظایر اینها بیرون بکشند. و دین اقلی در مقابل رویکرد اکثری، دین را نه برای سامان دنیایی، که برای رستگاری آن جهانی طلب میکنند.
"من این بینش را که معتقد است تمام تدبیرات و اطّلاعات و قواعد لازم و کافی برای اقتصاد، حکومت، تجارت، قانون، اخلاق، خداشناسی و غیره برای هر نوع ذهن و زندگی اعم از ساده و پیچیده، در شرع وارد شده است و لذا مؤمنان به هیچ منبع دیگری (برای سعادت دنیا و آخرت) غیر از دین نیاز ندارند، "بینش اکثری" یا "انتظار اکثری" مینامم. در مقابل این بینش، "بینش اقلّی" یا "انتظار اقلّی" قرار میگیرد که معتقد است شرع در این موارد(یعنی مواردی که داخل در دایرهی رسالت شرع است) حداقل لازم را به ما آموخته است نه بیش از آن را. در همین جا بیفزایم که در این تعریف هر چه از "حداقلی" فراتر رود "اکثری" است، بنابراین، "حد وسط" نداریم، آنچه "اقلی" نباشد، "اکثری" است و بس." (سروش - 1375) ***
این نوع صورتبندی مفهومی از انتظار از دین، اما مشخص نمیکند مرز حداکثر و حداقل کجاست و به چه علتی یک بینش و انتظار را اکثری و دیگری را اقلی میدانیم. الا این که به نکتهی نهفته در شرحی که خود "سروش" میدهد مراجعه نماییم.
❗️ 2. "انتظار از دین"، مفهوم مبنایی و مرکزی ایدهی دینِ "اکثری و اقلی" است. اما به نظر میرسد انتخاب لفظ "اکثری" و "اقلی" برای مقصودی که "سروش" دارد، دارای ابهام و اشکال است. به سخن دیگر، آن چه از الفاظ اکثری و اقلی دریافت میشود، همان نیست که "سروش" آن را مراد میکند و قصد اصلاح آن را دارد.
❓چرا استفاده از اصطلاحِ اکثری و اقلی برای انتظار از دین اشتباه است؟ زیرا:
✔️ برای مطالعهی ادامهی مقاله به این جا مراجعه فرمائید
علی زمانیان....... ۱۳۹۹/۰۷/۱۲
خردمنتقد
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
چرا اصطلاح دینِ اکثری، دین اقلی اشتباه است؟
چرا استفاده از اکثری و اقلی برای انتظار از دین اشتباه است؟ زیرا: مفهوم اکثری و اقلی، طنین آماری برای سنجش وزن یک پدیده دارد. وقتی میگوییم اکثریت جامعه به فلان شخص رای داد، منظور این است که دست کم نصفِ بعلاوهی یک، به فلانی رای داد. و یا وقتی از اقلیتِ دینی…
یکی از ائمه جمعه گفته است که زندگی بدحجابان را ناامن کنید. چند سوال از او دارم. مصادیق بدحجابی از نظر او کدام است؟ چه کسی گفته است حجاب ( منظور بیشتر پوشش موی سر زنان است زیرا در مورد پوشیده بودن بدن بسته به فرهنگ و عرف قطعا در هر جایی قانون و هنجاری وجود دارد) باید اجباری باشد و آن را به بخشی از قانون تبدیل کرده است؟ از این بگذریم. بر فرض که آن چه در ذهن او می گذرد یک آسیب اجتماعی باشد که البته دلایل سیاسی همچون سرگرم کردن مردم به مسائل بی اهمیت و ساکت کردن صدای هر نوع اعتراض به هر شکلی نیز دارد. چرا باید زندگی کسی را که در یک قلمرو زیست می کند و جانی و قاتل سریالی و تروریست نیست، نا امن سازیم؟ اصلا چرا باید زندگی کسانی را ناامن سازیم؟ آیا این سخن مجوز دادن به اعمالی سابقه دار همچون اسیدپاشی بر روی زنان و تعرض ها و تجاوزهای جنسی نیست؟ آیا این نوع سخن گفتن ( خود را حق و نماینده خدا نیز پنداشتن) به عنوان یکی از دلایل، منجر به افزایش آزار جنسی و غیرجنسی زنان و دختران نخواهد شد؟ باید بسترها را برای همه شهروندان امن تر ساخت ( امنیت جانی، مالی، اقتصادی، شغلی، جنسی، اجتماعی و غیره) که از وظایف اولیه هر حکومتی تامین امنیت است تا راه انحرافات اجتماعی غیرایدئولوژیک ( منظور آسیب های اجتماعی ست که واقعا آسیب است و نه چون حکومت می گوید جزء انحرافات است) مسدود شود و یا در حالت واقع بینانه کاهش یابد. همچنین منحرفین نیز به هنجارهای مقبول منطقی باز گردند. کیفیت زندگی، بهزیستی و در یک کلام رفاه شهروندان را باید افزایش داد. حقوق اجتماعی-سیاسی و مدنی آن را ها در عمل محترم شمرد و آن ها را از طریق آزادی، توانمند ساخت. افرادی که صلاحیت ندارند همچنان می تازند و سیاستگذاری های کلانِ غلط می نمایند. آرزوی بسیاری از مردمان این سرزمین تبدیل به نمردن از کرونا و گرسنگی شده است.
امیر محمدیان خراسانی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
امیر محمدیان خراسانی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شمارۀ 66 «آینۀ میراث» منتشر شد
میراث مکتوب- شمارۀ 66 دوفصلنامۀ علمی ـ پژوهشی آینۀ میراث (دوفصلنامۀ ویژۀ پژوهشهای ادبی و متنشناختی؛ دورۀ 18، شمارۀ اول، بهار و تابستان 1399) به صاحبامتیازی مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.
فهرست مقالات و مطالب این شمارۀ آینۀ میراث به شرح زیر است:
سخن سردبیر
پژوهشی دربارۀ جعل در نسخ خطیِ ایران با تأکید ویژه بر نسخ مصوّر/ محمدرضا غیاثیان
یک فرمان سیورغالِ هودبری به زبان فارسی از اوزونحسن آققویونلو در یک مرقّع خطّ (و ملاحظاتی در باب گونهها و شیوههای حفظ اسناد در گذشته)/ علی صفری آققلعه
تُفّاح الارواح ابنسرّاج دمشقی و اهمیت آن در شناخت صوفیان شام/ احمد خامهیار و احمد بادکوبه هزاوه
نگاهی دیگر به خطبۀ داستان رستم و سهراب/ مسعود راستیپور
برخی ویژگیهای علمی و تاریخی کتاب اختیارات مظفری نوشتۀ قطبالدین شیرازی (جامعترین کتاب هیئت به زبان فارسی)/ امیرمحمد گمینی
از اتهام جعل تا دستنوشت مؤلف؛ بررسی سه فرضیه دربارۀ متن و دستنویس دستور المنجمین/ سید محمد عمادی حائری
بررسی و نقد ترجمۀ داستان محاکمۀ انسان و حیوانِ رسائل اخوان الصفا (مندرج در کنوز الودیعة من رموز الذریعة)/ غزاله باغستانی و سید جواد مرتضایی
تعیین انتساب چند شعر به شیخ بهایی/ جواد بشری
درخشش گرشاسپ در برخی دستنویسهای شاهنامه/ رضا غفوری
ابیات تازهای از غزلیات نزاری قهستانی (بر اساس دو نسخۀ کلیات او در کتابخانههای روسیه و تاجیکستان)/ مهدی رحیمپور و عسگر صلاحی
عطرهای مرکب در جواهر الطیب المفرد: بازشناسی عطرنامۀ منسوب به ابنماسویه و محتوای آن/ محسن قوسی و یونس کرامتی
قدمگاه امام رضا(ع) در تورانپشت؛ اسناد و کتیبههای نویافته/ میثم صادقی تورانپشتی و یحیی میرحسینی
علاقهمندان میتوانند در سامانۀ مجله آینۀ میراث متن کامل مقالات این شماره را دریافت کنند.
صاحب امتیاز: مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
مدیرمسئول: اکبر ایرانی
سردبیر: مجدالدین کیوانی
مدیر داخلی: یونس تسلیمی پاک
https://t.me/arshivefarhikhtegan/441
http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/10062
#فرهیختگان، ندای آگاهی
میراث مکتوب- شمارۀ 66 دوفصلنامۀ علمی ـ پژوهشی آینۀ میراث (دوفصلنامۀ ویژۀ پژوهشهای ادبی و متنشناختی؛ دورۀ 18، شمارۀ اول، بهار و تابستان 1399) به صاحبامتیازی مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب منتشر شد.
فهرست مقالات و مطالب این شمارۀ آینۀ میراث به شرح زیر است:
سخن سردبیر
پژوهشی دربارۀ جعل در نسخ خطیِ ایران با تأکید ویژه بر نسخ مصوّر/ محمدرضا غیاثیان
یک فرمان سیورغالِ هودبری به زبان فارسی از اوزونحسن آققویونلو در یک مرقّع خطّ (و ملاحظاتی در باب گونهها و شیوههای حفظ اسناد در گذشته)/ علی صفری آققلعه
تُفّاح الارواح ابنسرّاج دمشقی و اهمیت آن در شناخت صوفیان شام/ احمد خامهیار و احمد بادکوبه هزاوه
نگاهی دیگر به خطبۀ داستان رستم و سهراب/ مسعود راستیپور
برخی ویژگیهای علمی و تاریخی کتاب اختیارات مظفری نوشتۀ قطبالدین شیرازی (جامعترین کتاب هیئت به زبان فارسی)/ امیرمحمد گمینی
از اتهام جعل تا دستنوشت مؤلف؛ بررسی سه فرضیه دربارۀ متن و دستنویس دستور المنجمین/ سید محمد عمادی حائری
بررسی و نقد ترجمۀ داستان محاکمۀ انسان و حیوانِ رسائل اخوان الصفا (مندرج در کنوز الودیعة من رموز الذریعة)/ غزاله باغستانی و سید جواد مرتضایی
تعیین انتساب چند شعر به شیخ بهایی/ جواد بشری
درخشش گرشاسپ در برخی دستنویسهای شاهنامه/ رضا غفوری
ابیات تازهای از غزلیات نزاری قهستانی (بر اساس دو نسخۀ کلیات او در کتابخانههای روسیه و تاجیکستان)/ مهدی رحیمپور و عسگر صلاحی
عطرهای مرکب در جواهر الطیب المفرد: بازشناسی عطرنامۀ منسوب به ابنماسویه و محتوای آن/ محسن قوسی و یونس کرامتی
قدمگاه امام رضا(ع) در تورانپشت؛ اسناد و کتیبههای نویافته/ میثم صادقی تورانپشتی و یحیی میرحسینی
علاقهمندان میتوانند در سامانۀ مجله آینۀ میراث متن کامل مقالات این شماره را دریافت کنند.
صاحب امتیاز: مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
مدیرمسئول: اکبر ایرانی
سردبیر: مجدالدین کیوانی
مدیر داخلی: یونس تسلیمی پاک
https://t.me/arshivefarhikhtegan/441
http://www.mirasmaktoob.ir/fa/news/10062
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegram
آرشیو
ناامن کردن زندگیِ بدحجابان، مُرّ فقه است
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۷/۱۳
دو فقیه (امام جمعۀ اصفهان و بجنورد) صریحاً خواهان نا امن کردنِ زندگی بر بدحجابان شدند. اکثریت قاطع مردم ایران، این سخنان و خواستهها را چندشآور و منزجر کننده میدانند که البته حق هم دارند ولی یادمان نرود که خواستۀ این دو فقیه کاملاً برگرفته از فقه هزار سالۀ سنتی است. گواه سخنم در این ادعا، عدم اعتراض سایر فقهای سنتی در اینگونه موارد به اظهارات آن دو و اظهارات مشابه است. اگر اعتراض کردند در صورت تمایل به من اطلاع دهید. مطابق فقه سنتی نه فقط مأموران بلکه تک تکِ آحاد جامعه موظفند زندگی را بر بدحجابان نا امن کنند و حتی همین آحاد مجوّز ضرب و جرح و حتی بالاتر را (البته احتیاطاً) با کسب مجوز از فقیه و مجتهد دارند. سخن یکی از آن دو فقیه را ببینید: «امام جمعه بجنورد ... بیان داشت: علاوه بر ورود پلیس و قوه قضاییه به امر مقابله با بیحجابی، مردم هم باید به این امر ورود پیدا کنند و آمر به معروف و ناهی از منکر باشند».
و اما خوب است یادمان بیاید که:
نود سال پیش در چنین روزهایی، خواستۀ این فقها، نا امن کردن زندگی بر زنان فاقد پوشیه و روبند بود و از این دو بدتر خواستۀ برخی صحابه (که بعداً خلیفه شد) نا امن کردن زندگی بر زنانِ بیرونآمده از خانه بود (بنابراین اینک در خانۀ این دو فقیه، زنانی زندگی میکنند که اگر با وضع کنونیشان در نود سال پیش حاضر میشدند در این صورت به جرم نبستن روبند، مستحق ناامن شدن زندگیشان از سوی ناهیان بودند).
برداشت فقهای سنتی، از ابتدا نادرست بوده و نه پردهنشینی و نه نصب روبند و پوشیه، هیچیک خواست اسلام نبوده و کارکرد روسری نیز کارکردی شرعی و جنسی و اخلاقی نبوده بلکه جنبۀ رسومی و آدابی داشته و در نتیجه فقدانش ترک شرع قلمداد نمیشده و در هر صورت مستوجب هیچ تعزیز و ایجاد ناامنی و مؤاخذهای نبوده و نخواهد بود.
در این باره به کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر مراجعه شود.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۹/۰۷/۱۳
دو فقیه (امام جمعۀ اصفهان و بجنورد) صریحاً خواهان نا امن کردنِ زندگی بر بدحجابان شدند. اکثریت قاطع مردم ایران، این سخنان و خواستهها را چندشآور و منزجر کننده میدانند که البته حق هم دارند ولی یادمان نرود که خواستۀ این دو فقیه کاملاً برگرفته از فقه هزار سالۀ سنتی است. گواه سخنم در این ادعا، عدم اعتراض سایر فقهای سنتی در اینگونه موارد به اظهارات آن دو و اظهارات مشابه است. اگر اعتراض کردند در صورت تمایل به من اطلاع دهید. مطابق فقه سنتی نه فقط مأموران بلکه تک تکِ آحاد جامعه موظفند زندگی را بر بدحجابان نا امن کنند و حتی همین آحاد مجوّز ضرب و جرح و حتی بالاتر را (البته احتیاطاً) با کسب مجوز از فقیه و مجتهد دارند. سخن یکی از آن دو فقیه را ببینید: «امام جمعه بجنورد ... بیان داشت: علاوه بر ورود پلیس و قوه قضاییه به امر مقابله با بیحجابی، مردم هم باید به این امر ورود پیدا کنند و آمر به معروف و ناهی از منکر باشند».
و اما خوب است یادمان بیاید که:
نود سال پیش در چنین روزهایی، خواستۀ این فقها، نا امن کردن زندگی بر زنان فاقد پوشیه و روبند بود و از این دو بدتر خواستۀ برخی صحابه (که بعداً خلیفه شد) نا امن کردن زندگی بر زنانِ بیرونآمده از خانه بود (بنابراین اینک در خانۀ این دو فقیه، زنانی زندگی میکنند که اگر با وضع کنونیشان در نود سال پیش حاضر میشدند در این صورت به جرم نبستن روبند، مستحق ناامن شدن زندگیشان از سوی ناهیان بودند).
برداشت فقهای سنتی، از ابتدا نادرست بوده و نه پردهنشینی و نه نصب روبند و پوشیه، هیچیک خواست اسلام نبوده و کارکرد روسری نیز کارکردی شرعی و جنسی و اخلاقی نبوده بلکه جنبۀ رسومی و آدابی داشته و در نتیجه فقدانش ترک شرع قلمداد نمیشده و در هر صورت مستوجب هیچ تعزیز و ایجاد ناامنی و مؤاخذهای نبوده و نخواهد بود.
در این باره به کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر مراجعه شود.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
واکاوی بحران قره باغ و بررسی تحولات اخیر
گفتگوی زنده اینستاگرامی با سیدجوادمیری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
با محوریت : تمرکزگرایی فرهنگی و غفلت از ظرفیت تمدنی قفقاز
🕘زمان : یک شنبه | ساعت ۲۱
#قره_باغ_بیزیمدیر (قره باغ متعلّق به ماست)
لایو به صورت زندن در پیج اینستاگرامی انجمن پخش میشود ⬇️⬇️
https://instagram.com/anjoman_eslami_tabrizu
گفتگوی زنده اینستاگرامی با سیدجوادمیری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
با محوریت : تمرکزگرایی فرهنگی و غفلت از ظرفیت تمدنی قفقاز
🕘زمان : یک شنبه | ساعت ۲۱
#قره_باغ_بیزیمدیر (قره باغ متعلّق به ماست)
لایو به صورت زندن در پیج اینستاگرامی انجمن پخش میشود ⬇️⬇️
https://instagram.com/anjoman_eslami_tabrizu
تواضعِ افراطی و فوایدِ آن!
معمولاً به کسی که مغرورانه رفتار میکند، در خلوتِ خودم لبخند میزنم و رهایش میکنم. ولی کفری میشوم و نمیتوانم قورت بدهم کسی را که سعی میکند در فضای عمومی همیشه «تواضعِ افراطی» نشان بدهد. متأسفانه شامهای قوی هم میپندارم دارم برای درکِ تفاوتی که رفتار متواضعانه با منشِ ریاکارانه دارد.
خیال میکنم چنین کسانی در اهلِ فرهنگ و رسانه، با چنین رفتاری، یکسره در حالِ فریب دادن همگاناند بهقصدِ جذبِ مخاطب بیشتر؛ یکجور سرمایهگذاری مثلاً – تا بتوانند حرفشان، نظرشان، جنسشان، و اساساً خودشان را، بهوقتِ نیاز، بهتر و آسانتر به دیگران بفروشند.
این جمله منسوب است به ژان دو لا برویر، اندیشمندِ فرانسویِ قرنِ هفدهم و نویسندهی رسالهی «رفتارها و خلقیاتِ قرنِ ما» که «تواضعِ بیجا آخرین مرتبهی تکبر است». بهقول دوستی، تواضعِ افراطی نشانهی تکبر و غروری است که متواضعِ افراطی سعی میکند آن را انکار کند، و حتا یعنی که آی بیایید مرا بستایید، بس که خوبی و فروتنی ازم میبارد.
شفیعی کدکنی هم که گاهی خودش، بهاشتباه، متهم به تواضعِ افراطی میشود، کتابِ «ادوارِ شعرِ فارسی»اش را اینگونه شروع میکند: «افراط در فروتنی دلیلِ ادعاست. گویا این سخن را در کودکی به نامِ سیدجمالالدین اسدآبادی خوانده بودم. هرکسی که گفته است، راست گفته است و من نمیخواهم چندان فروتنی از خود نشان دهم که دلیل ادعا باشد…»
یا مثلاً ابراهیم گلستان – که کم نیستند آنها که میگویند تبختر از کلام و رفتارش میبارد – پا را از این معنا هم فراتر میگذارد و در کتابِ «گفتهها» فروتنی را «دروغِ وارونه» توصیف میکند.
وقتی تواضعِ افراطی در کسی تبدیل به یک الگوی رفتاری شود، دیگر فقط پای تکبر و یا مدعی بودن در عینِ وانمود کردن به مدعی نبودن در میان نیست؛ بلکه میشود «منشِ ریاکارانه» که زیربنای آن ناراستی است و انجامش فریبِ مخاطب (مخاطبان).
من هر آنقدر که در فضای عمومی ـ بهطور خاص شبکههای اجتماعی ـ لذت میبرم از معاشرت با آنانی که بزرگاند اما متواضع، پرهیز میکنم از آنهایی که با فروختنِ تواضع در پی بزرگ شدن (یا بزرگتر شدن و بزرگ ماندن) در چشم دیگراناند، و کفری میشوم از گرمیِ بازارشان در میانِ انبوهِ مخاطبانی که ـ شاید از بس تواضع ندیدهاند و بیاعتنایی چشیدهاند – ناآگاهانه بهترین مشتریانِ ریاکاراناند.
مرزِ میانِ تواضع و ریا بهباریکیِ موست، اما تفاوتِ رفتارِ فروتنانه با منشِ ریاکارانه و تواضعِ افراطی، دستکم در نگاهِ من، روشنتر از خورشید است.
در خوابگرد:
khabgard.com/8361
#فرهیختگان، ندای آگاهی
معمولاً به کسی که مغرورانه رفتار میکند، در خلوتِ خودم لبخند میزنم و رهایش میکنم. ولی کفری میشوم و نمیتوانم قورت بدهم کسی را که سعی میکند در فضای عمومی همیشه «تواضعِ افراطی» نشان بدهد. متأسفانه شامهای قوی هم میپندارم دارم برای درکِ تفاوتی که رفتار متواضعانه با منشِ ریاکارانه دارد.
خیال میکنم چنین کسانی در اهلِ فرهنگ و رسانه، با چنین رفتاری، یکسره در حالِ فریب دادن همگاناند بهقصدِ جذبِ مخاطب بیشتر؛ یکجور سرمایهگذاری مثلاً – تا بتوانند حرفشان، نظرشان، جنسشان، و اساساً خودشان را، بهوقتِ نیاز، بهتر و آسانتر به دیگران بفروشند.
این جمله منسوب است به ژان دو لا برویر، اندیشمندِ فرانسویِ قرنِ هفدهم و نویسندهی رسالهی «رفتارها و خلقیاتِ قرنِ ما» که «تواضعِ بیجا آخرین مرتبهی تکبر است». بهقول دوستی، تواضعِ افراطی نشانهی تکبر و غروری است که متواضعِ افراطی سعی میکند آن را انکار کند، و حتا یعنی که آی بیایید مرا بستایید، بس که خوبی و فروتنی ازم میبارد.
شفیعی کدکنی هم که گاهی خودش، بهاشتباه، متهم به تواضعِ افراطی میشود، کتابِ «ادوارِ شعرِ فارسی»اش را اینگونه شروع میکند: «افراط در فروتنی دلیلِ ادعاست. گویا این سخن را در کودکی به نامِ سیدجمالالدین اسدآبادی خوانده بودم. هرکسی که گفته است، راست گفته است و من نمیخواهم چندان فروتنی از خود نشان دهم که دلیل ادعا باشد…»
یا مثلاً ابراهیم گلستان – که کم نیستند آنها که میگویند تبختر از کلام و رفتارش میبارد – پا را از این معنا هم فراتر میگذارد و در کتابِ «گفتهها» فروتنی را «دروغِ وارونه» توصیف میکند.
وقتی تواضعِ افراطی در کسی تبدیل به یک الگوی رفتاری شود، دیگر فقط پای تکبر و یا مدعی بودن در عینِ وانمود کردن به مدعی نبودن در میان نیست؛ بلکه میشود «منشِ ریاکارانه» که زیربنای آن ناراستی است و انجامش فریبِ مخاطب (مخاطبان).
من هر آنقدر که در فضای عمومی ـ بهطور خاص شبکههای اجتماعی ـ لذت میبرم از معاشرت با آنانی که بزرگاند اما متواضع، پرهیز میکنم از آنهایی که با فروختنِ تواضع در پی بزرگ شدن (یا بزرگتر شدن و بزرگ ماندن) در چشم دیگراناند، و کفری میشوم از گرمیِ بازارشان در میانِ انبوهِ مخاطبانی که ـ شاید از بس تواضع ندیدهاند و بیاعتنایی چشیدهاند – ناآگاهانه بهترین مشتریانِ ریاکاراناند.
مرزِ میانِ تواضع و ریا بهباریکیِ موست، اما تفاوتِ رفتارِ فروتنانه با منشِ ریاکارانه و تواضعِ افراطی، دستکم در نگاهِ من، روشنتر از خورشید است.
در خوابگرد:
khabgard.com/8361
#فرهیختگان، ندای آگاهی
خوابگرد
تواضعِ افراطی و فوایدِ آن
مرزِ میانِ تواضع و ریا بهباریکی موست، اما تفاوتِ رفتارِ فروتنانه با تواضعِ افراطی و ریاکارانه، دستکم در نگاهِ من، روشنتر از خورشید است.
...دل هیچکس را نرنجانید !
حکیم و عارف نادر سیدعلی قاضی طباطبایی ۱۳۲۵–۱۲۴۸ خورشیدی/ ۱۳۶۶–۱۲۸۵ قمری
#فرهیختگان، صدای حکمت
حکیم و عارف نادر سیدعلی قاضی طباطبایی ۱۳۲۵–۱۲۴۸ خورشیدی/ ۱۳۶۶–۱۲۸۵ قمری
#فرهیختگان، صدای حکمت
🔴 بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی
در محکومیت صدور و اجرای احکام اعدام در ایران
🔵 نه ـ به ـ اعدام
🍀 بهنام خدا
موقعیت حساس امروز ایران و وجود بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و صعود لحظه به لحظه تورم وگرانی در کنار بحران کرونا عموم جامعه و به ویژه اقشار آسیب پذیر را در نگرانی عمیق فرو برده و سرگردان در میان انتخاب جان و نان کردهاست. در این میانه بحران دیگری هم سالهاست که گریبانگیر مردمِ مدافع عدالت و آزادی شده و آنها را در تنگناهایی جدی قرار داده است.
آنچه وجدانهای بیدار را برانگیخته میکند،برخورد مرگبار با معترضان و جان دادن ذره ذره و گاه ناگهانی آنها در حبس و حصر است. اعدام عجولانه نوید افکاری در شیراز ، جان دادن نادر مختاری در کهریزک، تهدید سلامت زندانیان سیاسی زن که برخی از آنها فرزندانی چشم به راه دارند و صفی از جوانان در نوبت مرگ، تصویر فاجعه آمیزی را پدید آورده است که هیچ کس و هیچ نهادی پاسخگوی آن جز با سکوت مطلق نیست. آنها یا سکوت محض می کنند وخود را در معرض پاسخ قرار نمی دهند و یا سناریوهای تهی از صدق و صراحت را تکرار می کنند.
تاسفاور است که میبینیم راههای اقدام برای هر گونه دادخواهی نیز مسدود شده است. دستگاه قضا گویی درگیر جرم و فساد درون خود است؛ داعیهداران انقلاب در درون مجلس سخت در جستجوی امکانهای برتر دنیوی و سهمخواهیهای جدید هستند و دستگاه اجرا هم یا در فساد ساختاری گرفتار است و یا توانی حتّی برای مدیریت خود ندارد.
عجب آن است که حاکمیت در چنین وضع بحرانی که خود آفریده است ، به چه منظور رویه اعدام را ادامه میدهد و روی از خواسته ملت در«نه ـ به ـ اعدام» برمی گرداند و هم چنان با همه آشفتگیهایش بر طبل خشونت می کوبد؟
با آنکه بارها و بارها در این سالیان گفته شدهاست و گفتهایم، باز هم بار دیگر از حاکمیت می خواهیم که خونبس اعلام کنند؛ از اعدام و خشونتطلبی دست بردارند و بر محور قانونی که برای پاسداشت آن سوگند خوردهاند، اندکی تامل و درنگ بر خونهای به ناحق ریخته شده کنند. همچنین از همه مراجع علمی، حقوقی، دینی، فرهنگی و سرمایه های اجتماعی که دغدغه مردم و ایران را دارند مصرّانه میخواهیم که صدایشان را برای دفع خشونت و حذف اعدام، رسا و هم نوا کنند تا در مسیری مشترک، با یکدیگر در «خون ـ بس» و «اعدام ـ بس» هم صدا شویم.
یازدهم مهرماه هزاروسیصد ونود ونه
هاشم آقا جری – هادی احتظاظی – بهمن احمدی امویی – مرتضی اشرفی – رضا انصاری راد – مسعود باستانی – علی اکبر باغانی – رسول بداغی – قربان بهزادیان نژاد – علیرضا بهشتی شیرازی – محمود بهشتی لنگرودی – مصطفی تاجزاده – امیر خرم – ابراهیم خوش سیرت – محمد داوری – محمود دردکشان – سعید دهقان – معصومه دهقان – صادق ربانی املشی – علیرضا رجایی – بهمن رضا خانی – حسین رفیعی – رضا رئیس طوسی – محمدعلی زحمتکش – کوروش زعیم – فاطمه سپهری – عبدالفتاح سلطانی- سیدمحمد سیف زاده – احسان شریعتی – فیروزه صابر – کیوان صمیمی – طاهره طالقانی – محمدرضا عالی پیام – محسن عمرانی – عزیز قاسم زاده – ابوالفضل قدیانی – نظام الدین قهاری – محمد کارخانه چین – رحمان کارگشا – آرش کیخسروی – فاطمه گوارایی – اسکندر لطفی – حسین مجاهد – فخرالسادات محتشمی پور – محمد محمدی اردهالی – مهدی محمودیان – سعید مدنی – رضا مسلمی – احمد معصومی – آذر منصوری – علی نظری – صدیقه وسمقی .
https://www.zeitoons.com/80517
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در محکومیت صدور و اجرای احکام اعدام در ایران
🔵 نه ـ به ـ اعدام
🍀 بهنام خدا
موقعیت حساس امروز ایران و وجود بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و صعود لحظه به لحظه تورم وگرانی در کنار بحران کرونا عموم جامعه و به ویژه اقشار آسیب پذیر را در نگرانی عمیق فرو برده و سرگردان در میان انتخاب جان و نان کردهاست. در این میانه بحران دیگری هم سالهاست که گریبانگیر مردمِ مدافع عدالت و آزادی شده و آنها را در تنگناهایی جدی قرار داده است.
آنچه وجدانهای بیدار را برانگیخته میکند،برخورد مرگبار با معترضان و جان دادن ذره ذره و گاه ناگهانی آنها در حبس و حصر است. اعدام عجولانه نوید افکاری در شیراز ، جان دادن نادر مختاری در کهریزک، تهدید سلامت زندانیان سیاسی زن که برخی از آنها فرزندانی چشم به راه دارند و صفی از جوانان در نوبت مرگ، تصویر فاجعه آمیزی را پدید آورده است که هیچ کس و هیچ نهادی پاسخگوی آن جز با سکوت مطلق نیست. آنها یا سکوت محض می کنند وخود را در معرض پاسخ قرار نمی دهند و یا سناریوهای تهی از صدق و صراحت را تکرار می کنند.
تاسفاور است که میبینیم راههای اقدام برای هر گونه دادخواهی نیز مسدود شده است. دستگاه قضا گویی درگیر جرم و فساد درون خود است؛ داعیهداران انقلاب در درون مجلس سخت در جستجوی امکانهای برتر دنیوی و سهمخواهیهای جدید هستند و دستگاه اجرا هم یا در فساد ساختاری گرفتار است و یا توانی حتّی برای مدیریت خود ندارد.
عجب آن است که حاکمیت در چنین وضع بحرانی که خود آفریده است ، به چه منظور رویه اعدام را ادامه میدهد و روی از خواسته ملت در«نه ـ به ـ اعدام» برمی گرداند و هم چنان با همه آشفتگیهایش بر طبل خشونت می کوبد؟
با آنکه بارها و بارها در این سالیان گفته شدهاست و گفتهایم، باز هم بار دیگر از حاکمیت می خواهیم که خونبس اعلام کنند؛ از اعدام و خشونتطلبی دست بردارند و بر محور قانونی که برای پاسداشت آن سوگند خوردهاند، اندکی تامل و درنگ بر خونهای به ناحق ریخته شده کنند. همچنین از همه مراجع علمی، حقوقی، دینی، فرهنگی و سرمایه های اجتماعی که دغدغه مردم و ایران را دارند مصرّانه میخواهیم که صدایشان را برای دفع خشونت و حذف اعدام، رسا و هم نوا کنند تا در مسیری مشترک، با یکدیگر در «خون ـ بس» و «اعدام ـ بس» هم صدا شویم.
یازدهم مهرماه هزاروسیصد ونود ونه
هاشم آقا جری – هادی احتظاظی – بهمن احمدی امویی – مرتضی اشرفی – رضا انصاری راد – مسعود باستانی – علی اکبر باغانی – رسول بداغی – قربان بهزادیان نژاد – علیرضا بهشتی شیرازی – محمود بهشتی لنگرودی – مصطفی تاجزاده – امیر خرم – ابراهیم خوش سیرت – محمد داوری – محمود دردکشان – سعید دهقان – معصومه دهقان – صادق ربانی املشی – علیرضا رجایی – بهمن رضا خانی – حسین رفیعی – رضا رئیس طوسی – محمدعلی زحمتکش – کوروش زعیم – فاطمه سپهری – عبدالفتاح سلطانی- سیدمحمد سیف زاده – احسان شریعتی – فیروزه صابر – کیوان صمیمی – طاهره طالقانی – محمدرضا عالی پیام – محسن عمرانی – عزیز قاسم زاده – ابوالفضل قدیانی – نظام الدین قهاری – محمد کارخانه چین – رحمان کارگشا – آرش کیخسروی – فاطمه گوارایی – اسکندر لطفی – حسین مجاهد – فخرالسادات محتشمی پور – محمد محمدی اردهالی – مهدی محمودیان – سعید مدنی – رضا مسلمی – احمد معصومی – آذر منصوری – علی نظری – صدیقه وسمقی .
https://www.zeitoons.com/80517
#فرهیختگان، ندای آگاهی