Forwarded from Renani Mohsen / محسن رنانی
.
👈👈👈 تکذیبیه
سلام دوستان
این روزها یک متن جعلی با عنوان «پشت پرده افزایش قیمت ارز و فشار اقتصادی به دولت» به نام من در شبکههای مجازی در گردش است. دقیقا همین متن پیشتر نیز در اواخر سال ۱۳۹۶ در شبکههای مجازی به گردش درآمد که همان زمان آن را تکذیب کردم: 👇👇
https://t.me/Renani_Mohsen/243
و توضیح دادم که چارهای نیست که تا زمانی که فضای مجازی بالغ شود، این کژرفتاریها را تحمل کنیم. هر فناوری جدید، در آغاز برای مدتی گرفتار سوء استفاده میشود اما به تدریج فرهنگ استفاده صحیح یا سازوکار نظارت بر استفاده صحیح آن کشف میشود.
لطفا دوستانی که آن متن جعلی به دستشان رسیده است آن را بازپخش نکنند و اگر برای کسی فرستاده اند این تکذیبیه را نیز برای همان فرد بفرستند.
تمام نوشتهها و مواضع من «انحصارا» از طریق تارنمای رسمی محسن رنانی در این آدرس:
www.renani.net
یا کانال رسمی تلگرامی محسن رنانی در این آدرس:
@Renani_Mohsen
منتشر می شود. هر نوشتهای که در این دو جا نیست قطعا از من نیست.
پیشنهاد میکنم کانالهای خبری بزرگ، شناخته شده و معتبر فضای مجازی طی یک همکاری مسئولانه، سازوکاری برای اعتبار سنجی مطالب گردشی فضای مجازی طراحی و اجرا کنند. این یک آزمون توسعهخواهانه است که چقدر حاضریم از منافع خود به نفع منافع اجتماعی عقب نشینی کنیم، و چقدر توانایی همکاری گروهی برای حفاظت از منافع جامعه را داریم. مثلا اگر مدیران این کانالها طی یک منشور اخلاقی مورد توافق، بپذیرند که هر مطلب جدی که فاقد نویسنده مشخص یا منبع مشخص است را منتشر نکنند یا اخبار را پیش از انتشار راستی آزمایی کنند یا با تاسیس یک کانال مشترک، اخبار جعلی که برای آنها ارسال می شود را در آن کانال مشترک به اطلاع عموم برسانند، شاید بخشی از این آشفتگی فضای مجازی کاسته شود. ای کاش میشد متخصصان فضای مجازی و مدیران نرمافزارهای پیامرسان، راهکاری پیدا کنند که کانالها و صفحههای عمومی فضای مجازی قابلیت اعتبار سنجی پیدا کنند. مثلا کاربران بتوانند بر اساس تجربه خود از یک کانالها تلگرامی یا صفحه اینستاگرامی، نسبت به قابلیت اعتماد آن امتیاز بدهند و این امتیازها به تدریج که انباشته میشود معیاری برای سطح قابلیت اعتماد آن کانالها و صفحهها شود.
محسن رنانی / ۱۳ مهر ۱۳۹۹
.
👈👈👈 تکذیبیه
سلام دوستان
این روزها یک متن جعلی با عنوان «پشت پرده افزایش قیمت ارز و فشار اقتصادی به دولت» به نام من در شبکههای مجازی در گردش است. دقیقا همین متن پیشتر نیز در اواخر سال ۱۳۹۶ در شبکههای مجازی به گردش درآمد که همان زمان آن را تکذیب کردم: 👇👇
https://t.me/Renani_Mohsen/243
و توضیح دادم که چارهای نیست که تا زمانی که فضای مجازی بالغ شود، این کژرفتاریها را تحمل کنیم. هر فناوری جدید، در آغاز برای مدتی گرفتار سوء استفاده میشود اما به تدریج فرهنگ استفاده صحیح یا سازوکار نظارت بر استفاده صحیح آن کشف میشود.
لطفا دوستانی که آن متن جعلی به دستشان رسیده است آن را بازپخش نکنند و اگر برای کسی فرستاده اند این تکذیبیه را نیز برای همان فرد بفرستند.
تمام نوشتهها و مواضع من «انحصارا» از طریق تارنمای رسمی محسن رنانی در این آدرس:
www.renani.net
یا کانال رسمی تلگرامی محسن رنانی در این آدرس:
@Renani_Mohsen
منتشر می شود. هر نوشتهای که در این دو جا نیست قطعا از من نیست.
پیشنهاد میکنم کانالهای خبری بزرگ، شناخته شده و معتبر فضای مجازی طی یک همکاری مسئولانه، سازوکاری برای اعتبار سنجی مطالب گردشی فضای مجازی طراحی و اجرا کنند. این یک آزمون توسعهخواهانه است که چقدر حاضریم از منافع خود به نفع منافع اجتماعی عقب نشینی کنیم، و چقدر توانایی همکاری گروهی برای حفاظت از منافع جامعه را داریم. مثلا اگر مدیران این کانالها طی یک منشور اخلاقی مورد توافق، بپذیرند که هر مطلب جدی که فاقد نویسنده مشخص یا منبع مشخص است را منتشر نکنند یا اخبار را پیش از انتشار راستی آزمایی کنند یا با تاسیس یک کانال مشترک، اخبار جعلی که برای آنها ارسال می شود را در آن کانال مشترک به اطلاع عموم برسانند، شاید بخشی از این آشفتگی فضای مجازی کاسته شود. ای کاش میشد متخصصان فضای مجازی و مدیران نرمافزارهای پیامرسان، راهکاری پیدا کنند که کانالها و صفحههای عمومی فضای مجازی قابلیت اعتبار سنجی پیدا کنند. مثلا کاربران بتوانند بر اساس تجربه خود از یک کانالها تلگرامی یا صفحه اینستاگرامی، نسبت به قابلیت اعتماد آن امتیاز بدهند و این امتیازها به تدریج که انباشته میشود معیاری برای سطح قابلیت اعتماد آن کانالها و صفحهها شود.
محسن رنانی / ۱۳ مهر ۱۳۹۹
.
Telegram
Renani Mohsen / محسن رنانی
.
باز هم پشت پردهها از زبان رنانی
(تکذیبیه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوباره در چند روز اخیر و به بهانه افزایش نرخ ارز، مطلبی با عنوان «پشت پرده افزایش قیمت ارز و فشار اقتصادی به دولت» به نام من در شبکههای مجازی به گردش درآمده…
باز هم پشت پردهها از زبان رنانی
(تکذیبیه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوباره در چند روز اخیر و به بهانه افزایش نرخ ارز، مطلبی با عنوان «پشت پرده افزایش قیمت ارز و فشار اقتصادی به دولت» به نام من در شبکههای مجازی به گردش درآمده…
در بارهی پرهیز از خشونت!
مهندس مهدی بازرگان
* نطق مهندس بازرگان در تاریخ 15 مهر 1360 در مجلس شورای اسلامی دربارهی پرهیز از خشونت که با اعتراض شدید مخالفان نیمه تمام ماند
🔴 بسم الله والحمدالله و السلام علیکم. آنچه در چند دقیقه آینده خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه و نه لایحهای دفاعیه. درددلی است از قلبهای سوخته و استغاثه ازجانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پرفراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام به جای اختناق اسارت و جور و کفر به سر برده. تلاشها و توفیقها داشته ، محرومیتها کشیده، ودرآستانه انقلاب لبیک اجابت به رهبر آن گفته، صادقانه و فداکارانه همکاری و سپس قبول مسؤولیتها بنابه دعوت معظمله کرده است. حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاءالله است ...
🔴 با کمال تأتر و با توسل به درگاه ذوالجلال باید اقرار کنیم که آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهورگشته است. خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده.کمتر کسی است که درصدد خاموشکردن آن برآید و بعضی میکوشند آتش را افروختهتر ساخته و برخرمن طرف مقابل بیندازند. همه بلعیده میشوند. حوزههای علمیه از گلهای سرسبد خود خالی میشود... برادران ارزنده غیرقابل جبران از مسؤولین دولتی و لشکری و سپاه و کمیته به شهادت میرسند. به همراه جانها اثاث و دارائیها از بیتالمال و از ملت به هدر میرود. افرادی بی گناه در معابر و منازل بیجهت کشته و معلول میشوند و همچنین نونهالان دختر و پسر کسان وابسته و هوادار که در درگیریهای خیابانی ودادگاههای انقلابی قربانی التقاط و انحراف یا انتقام میگردند. نونهالانی که هر چه باشد جگرگوشهگان و پرورش یافتهگان امید این مملکتند . عاشق وار یا دیوانهوار ، فداکار یا گناهکار، درطاس لغزنده افتادهاند. در حالیکه هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضد اسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از امریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههای امریکایی زائیده و بزرگ گشتهاند که بتوان مزدورشان خواند. پس چرا اینسان ریختن خون یکدیگر را مباح و بلکه واجب میشمارند.
🔴 مصیبتبارتر از همه و حاصل خشونتها، بیرحمیها، افزوده شدن ناراضیها و انتقامخواهان و برگشتکنندگان از انقلاب و دین است و حیثیت و حقانیت اسلام که در دنیا لکهدار میشوند........../ایران فردا
ادامه در لینک زیر:
https://bit.ly/2Gj5e9t
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مهندس مهدی بازرگان
* نطق مهندس بازرگان در تاریخ 15 مهر 1360 در مجلس شورای اسلامی دربارهی پرهیز از خشونت که با اعتراض شدید مخالفان نیمه تمام ماند
🔴 بسم الله والحمدالله و السلام علیکم. آنچه در چند دقیقه آینده خواهید شنید، نه سخنی است سیاستمدارانه و نه لایحهای دفاعیه. درددلی است از قلبهای سوخته و استغاثه ازجانب کسی که قبول دارید سالهای طولانی از عمر پرفراز و نشیب خود را در آرزوی آزادی و استقلال ملت عزیز ایران و عدالت و اسلام به جای اختناق اسارت و جور و کفر به سر برده. تلاشها و توفیقها داشته ، محرومیتها کشیده، ودرآستانه انقلاب لبیک اجابت به رهبر آن گفته، صادقانه و فداکارانه همکاری و سپس قبول مسؤولیتها بنابه دعوت معظمله کرده است. حالا هم که به آخرین روزهای زندگی رسیده و در اشتیاق لقاءالله است ...
🔴 با کمال تأتر و با توسل به درگاه ذوالجلال باید اقرار کنیم که آتشی هولناک در کشور عزیزمان شعلهورگشته است. خرمن امت و دولت و دین را مورد تهدید قرار داده.کمتر کسی است که درصدد خاموشکردن آن برآید و بعضی میکوشند آتش را افروختهتر ساخته و برخرمن طرف مقابل بیندازند. همه بلعیده میشوند. حوزههای علمیه از گلهای سرسبد خود خالی میشود... برادران ارزنده غیرقابل جبران از مسؤولین دولتی و لشکری و سپاه و کمیته به شهادت میرسند. به همراه جانها اثاث و دارائیها از بیتالمال و از ملت به هدر میرود. افرادی بی گناه در معابر و منازل بیجهت کشته و معلول میشوند و همچنین نونهالان دختر و پسر کسان وابسته و هوادار که در درگیریهای خیابانی ودادگاههای انقلابی قربانی التقاط و انحراف یا انتقام میگردند. نونهالانی که هر چه باشد جگرگوشهگان و پرورش یافتهگان امید این مملکتند . عاشق وار یا دیوانهوار ، فداکار یا گناهکار، درطاس لغزنده افتادهاند. در حالیکه هر طرف گروه مقابل را منافق یا مرتجع و ضد اسلام و عامل امپریالیسم میخواند، نه روحانیون ارجمند و مکتبیهای غیرتمندمان از امریکا وارد شدهاند و نه جوانان جانباز در خانوادههای امریکایی زائیده و بزرگ گشتهاند که بتوان مزدورشان خواند. پس چرا اینسان ریختن خون یکدیگر را مباح و بلکه واجب میشمارند.
🔴 مصیبتبارتر از همه و حاصل خشونتها، بیرحمیها، افزوده شدن ناراضیها و انتقامخواهان و برگشتکنندگان از انقلاب و دین است و حیثیت و حقانیت اسلام که در دنیا لکهدار میشوند........../ایران فردا
ادامه در لینک زیر:
https://bit.ly/2Gj5e9t
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
در بارهی پرهیز از خشونت!
مهندس مهدی بازرگان* * نطق مهندس بازرگان در تاریخ 15 مهر 1360 در مجلس شورای اسلامی دربارهی پرهیز از خشونت که با اعتراض شدید مخالفان نیمه تمام ماند @iranfardamag 🔴 بسم الله والحمدالله و السلام علیکم. آنچه در چند دقیقه آینده خواهید شنید، نه سخنی است…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنان که لحن پاک تو انکار می کنند
خود را به چشم اهل خرد خوار می کنند
تنها نه خاکیان که ملائک در آسمان
با بانگ ربنای تو افطار می کنند
محمدرضاشجریان
#فرهیختگان، ندای آگاهی
خود را به چشم اهل خرد خوار می کنند
تنها نه خاکیان که ملائک در آسمان
با بانگ ربنای تو افطار می کنند
محمدرضاشجریان
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخرین توصیه
به
مردم، مصلحان و روحانيان
در
پایان درسگفتار: دین و قدرت
عبدالکریم سروش
#فرهیختگان، ندای آگاهی
به
مردم، مصلحان و روحانيان
در
پایان درسگفتار: دین و قدرت
عبدالکریم سروش
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شاهکار جدید پلیس تهران
محمدتقی فاضل میبدی
دیروز یکشنبه یکی از محافل قضایی مرا احظار کرد .فکر می کردم راجع به روزنامه کیهان و آیت الله سیستانی است که مطلبی نگاشته بودم و یا راجع به سخنان ناسنجیده امام جمعه اصفهان است که خواهان ناامن کردن فضا بر بدحجابان است که مصاحبه تندی کرده بودم. که سلب امنیت از هر شهروندی شرعا و قانونا جرم محسوب میشود. رفتم دادگاه؛ هیچکدام نبود، قاضی اتهام را که مطرح کرد، مانده بودم به حال این دستگاه قضا بخندم یا بگریم، گفت رئیس پلیس تهران از شما شاکی است.
آیا جریمه سنگین دارم و یا تصادفی داشته ام که خود خبر ندارم ؟
نخیر!
شما -محمد تقی فاضل میبدی - در مصاحبه ای گفتی دوچرخه سواری زنها اشکالی ندارد. واین فتوااست و شما حق فتوی نداری. مانده بودم چه بگویم. بقول ریاضی یزدی: «دیدم چه بگویم آه کردم» گفتم آن امام جمعه ای که می گوید دوچرخه سواری خانمها حرام است فتوا می دهد، علاوه براین که این حرمت هیچ مبنای شرعی و قانونی ندارد، امام جمعه نیز حق فتوا ندارد، این خود بدعت در دین است و من وظیفه دارم در برابر بدعت بایستم. خطاب قران که می گوید: چرا حلالهای خداوند را حرام می کنی، خطاب به این ملایان است. شما ها شاهد صدها حرام گویی و حرام خوری در جامعه هستی و ساکت مانده ای؛ درد این است که فاضل میبدی چرا گفته دوچرخه سواری خانمها بی اشکال است. بیاد حافظ افتادم:
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش
بگذرم! دوساعت وقتم گرفته شد خود قاضی هم که تا حدودی با من همدردی کرد، گفت این ها را بنویس تا من وظیفه را انجام داده باشم. جناب پلیس تهران که شاهد هزاران جرم و آسیب در تهران بزرگ هست، اما جرم در نگاه او یعنی دوچرخه سواری زنان و این که کسی گفته چرابی اشکال است. شگفت این که در گزارش پلیس آمده بود که نیروهای ارزشی از ایشان شاکی هستند. بیاد مولانا:
چونکه زاغان خیمه در گلشن زدند/ بلبلان خامش شدند و تن زدند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
محمدتقی فاضل میبدی
دیروز یکشنبه یکی از محافل قضایی مرا احظار کرد .فکر می کردم راجع به روزنامه کیهان و آیت الله سیستانی است که مطلبی نگاشته بودم و یا راجع به سخنان ناسنجیده امام جمعه اصفهان است که خواهان ناامن کردن فضا بر بدحجابان است که مصاحبه تندی کرده بودم. که سلب امنیت از هر شهروندی شرعا و قانونا جرم محسوب میشود. رفتم دادگاه؛ هیچکدام نبود، قاضی اتهام را که مطرح کرد، مانده بودم به حال این دستگاه قضا بخندم یا بگریم، گفت رئیس پلیس تهران از شما شاکی است.
آیا جریمه سنگین دارم و یا تصادفی داشته ام که خود خبر ندارم ؟
نخیر!
شما -محمد تقی فاضل میبدی - در مصاحبه ای گفتی دوچرخه سواری زنها اشکالی ندارد. واین فتوااست و شما حق فتوی نداری. مانده بودم چه بگویم. بقول ریاضی یزدی: «دیدم چه بگویم آه کردم» گفتم آن امام جمعه ای که می گوید دوچرخه سواری خانمها حرام است فتوا می دهد، علاوه براین که این حرمت هیچ مبنای شرعی و قانونی ندارد، امام جمعه نیز حق فتوا ندارد، این خود بدعت در دین است و من وظیفه دارم در برابر بدعت بایستم. خطاب قران که می گوید: چرا حلالهای خداوند را حرام می کنی، خطاب به این ملایان است. شما ها شاهد صدها حرام گویی و حرام خوری در جامعه هستی و ساکت مانده ای؛ درد این است که فاضل میبدی چرا گفته دوچرخه سواری خانمها بی اشکال است. بیاد حافظ افتادم:
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش
بگذرم! دوساعت وقتم گرفته شد خود قاضی هم که تا حدودی با من همدردی کرد، گفت این ها را بنویس تا من وظیفه را انجام داده باشم. جناب پلیس تهران که شاهد هزاران جرم و آسیب در تهران بزرگ هست، اما جرم در نگاه او یعنی دوچرخه سواری زنان و این که کسی گفته چرابی اشکال است. شگفت این که در گزارش پلیس آمده بود که نیروهای ارزشی از ایشان شاکی هستند. بیاد مولانا:
چونکه زاغان خیمه در گلشن زدند/ بلبلان خامش شدند و تن زدند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
ابری نیست...
بادی نیست...
مینشینم لب حوض:
گردش ماهیها، روشنی، من ، گل، آب...
۱۵مهر سالروز تولد شاعر پروانهای #سهراب_سپهری
جلد چلچراغ شماره 658
طراح جلد: اردشیر رستمی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بادی نیست...
مینشینم لب حوض:
گردش ماهیها، روشنی، من ، گل، آب...
۱۵مهر سالروز تولد شاعر پروانهای #سهراب_سپهری
جلد چلچراغ شماره 658
طراح جلد: اردشیر رستمی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅فربهترین رشته دینیِ شیعی، «فقه» است؛ علمای اسلامی ما، غالباً فقیه هستند؛ و در رشتههای دیگر اسلامی، به ندرت مهارت و دانش دارند.
✅اکنون فقه، نیمه جان شده؛ و در آیندهای نه چندان دور، خواهد مرد؛ حتی اگر نمیرد، در کما رفتن آن، قطعی است.
چرا؟
حداقل، به چهار دلیل:
۱- بسیاری از مسایل و موضوعات فقهی موجود در رسالهها و کتابهای فقهی، به علت ظهور تکنولوژی و تغییر ساختار زندگی فردی و اجتماعی مردم، منقضی شده؛ و دیگر، مبتلیٰبه مردم نیست.
اکنون، شاید یک سوم مسایل رسالههای عملیه (تدوین شدهٔ شصت سال پیش)، اساساً از صحنه زندگی مردم، محو شدهاند؛ همانند احکام چاه، احکام کنیز، و ...
از آن طرف، فقها، تبحری در پرداختن به مسایل جدید (مستحدثه) ندارند؛ و غالباً، اساتید درس سطوح عالی حوزه (به نسبت)، از آن دروس گریزانند.
.
۲- برخی از احکام و مسایل فقهی مورد قبول و پذیرش علما، «قبیحِ اجتماعی» شدهاند؛ و چون جامعه جهانی و نیز مردم کشور، آنها را مورد نقد یا تمسخر قرار میدهند، ناپسند و زشت شمرده میشوند؛ و متروک شده، یا در حال متروک شدن هستند؛ همانند برخی احکام ازدواج و احکام حدود و ...
حتی برخی از این احکام شرعی مجاز، قانون منع، یا مجازات قانونی در پی دارند.
(به عنوان نمونه، صدور قرار بازداشت برای جوانی که دختر ۹ ساله را با اجازه پدر، عقد موقت نموده است؛ و فیلم گفتههایش به تازگی منتشر شده؛ و یا مورد ازدواج دختر ۱۱ ساله، چندی قبل)
.
۳- دلیل مهم دیگر، تغییر ذائقه دینی مردم و گرایش جامعه به سمت «بیدینی فقهی» است؛ اکنون بسیاری افراد، خود را مسلمان یا شیعه میدانند، اما التزامی در عمل و رفتار، به دستورات فقها ندارند؛ و این رویه، در حال گسترش و نهادینه شدن است.
.
۴- تعداد فقها و مراجع خودخوانده، بسیار گسترش یافته؛ و تنوع فتاوا، بسیار زیاد شده؛ و از آن سو، سطح علمی فقها، تنزل پیدا نموده، یا به حد ابتذال رسیده است.
✅وقتی فقها، کم سواد شوند؛ و از سوی دیگر، مردم کوچه و بازار، چند نظر و فتوای مخالف هم در یک مسأله را ببینند، مکلفین، الزامی به تبعیت از این راه «پر هرج و مرج» فتوایی، نمیبینند؛ و ترجیح میدهند تا نظر خودشان را جایگزین نظر فقها کنند.
.
✅بنابر آنچه اختصاراً بیان شد؛ روز به روز به مرگ فقه و به تبع آن مرگ فقها، نزدیک میشویم.
در آیندهای نزدیک، دایره مکلفین و عاملین به دستور فقها، بسیار محدود خواهند شد؛ و «دینِ فقهی»، شبیه فرقههای خاص دینی ادیان مختلف، میگردد.
کاظم استادی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅اکنون فقه، نیمه جان شده؛ و در آیندهای نه چندان دور، خواهد مرد؛ حتی اگر نمیرد، در کما رفتن آن، قطعی است.
چرا؟
حداقل، به چهار دلیل:
۱- بسیاری از مسایل و موضوعات فقهی موجود در رسالهها و کتابهای فقهی، به علت ظهور تکنولوژی و تغییر ساختار زندگی فردی و اجتماعی مردم، منقضی شده؛ و دیگر، مبتلیٰبه مردم نیست.
اکنون، شاید یک سوم مسایل رسالههای عملیه (تدوین شدهٔ شصت سال پیش)، اساساً از صحنه زندگی مردم، محو شدهاند؛ همانند احکام چاه، احکام کنیز، و ...
از آن طرف، فقها، تبحری در پرداختن به مسایل جدید (مستحدثه) ندارند؛ و غالباً، اساتید درس سطوح عالی حوزه (به نسبت)، از آن دروس گریزانند.
.
۲- برخی از احکام و مسایل فقهی مورد قبول و پذیرش علما، «قبیحِ اجتماعی» شدهاند؛ و چون جامعه جهانی و نیز مردم کشور، آنها را مورد نقد یا تمسخر قرار میدهند، ناپسند و زشت شمرده میشوند؛ و متروک شده، یا در حال متروک شدن هستند؛ همانند برخی احکام ازدواج و احکام حدود و ...
حتی برخی از این احکام شرعی مجاز، قانون منع، یا مجازات قانونی در پی دارند.
(به عنوان نمونه، صدور قرار بازداشت برای جوانی که دختر ۹ ساله را با اجازه پدر، عقد موقت نموده است؛ و فیلم گفتههایش به تازگی منتشر شده؛ و یا مورد ازدواج دختر ۱۱ ساله، چندی قبل)
.
۳- دلیل مهم دیگر، تغییر ذائقه دینی مردم و گرایش جامعه به سمت «بیدینی فقهی» است؛ اکنون بسیاری افراد، خود را مسلمان یا شیعه میدانند، اما التزامی در عمل و رفتار، به دستورات فقها ندارند؛ و این رویه، در حال گسترش و نهادینه شدن است.
.
۴- تعداد فقها و مراجع خودخوانده، بسیار گسترش یافته؛ و تنوع فتاوا، بسیار زیاد شده؛ و از آن سو، سطح علمی فقها، تنزل پیدا نموده، یا به حد ابتذال رسیده است.
✅وقتی فقها، کم سواد شوند؛ و از سوی دیگر، مردم کوچه و بازار، چند نظر و فتوای مخالف هم در یک مسأله را ببینند، مکلفین، الزامی به تبعیت از این راه «پر هرج و مرج» فتوایی، نمیبینند؛ و ترجیح میدهند تا نظر خودشان را جایگزین نظر فقها کنند.
.
✅بنابر آنچه اختصاراً بیان شد؛ روز به روز به مرگ فقه و به تبع آن مرگ فقها، نزدیک میشویم.
در آیندهای نزدیک، دایره مکلفین و عاملین به دستور فقها، بسیار محدود خواهند شد؛ و «دینِ فقهی»، شبیه فرقههای خاص دینی ادیان مختلف، میگردد.
کاظم استادی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
پلیس
در فضای مجازی کلیپی دست به دست میچرخد که برخی اوباش، سارقان و مزاحمان نوامیس، ایستاده بر خودروهای نیروی انتظامی در خیابانی چرخانده شده و پلیس از مردم میخواهد با شناسایی چهرهشان، اگر از آنها شکایتی دارد، مراجعه نمایند.
واکنش بسیاری ‐تا آنجا که مشهود است‐ به این دلیل که این مجازاتِ قبل از محاکمه است یا چرا آنجا که یکی از اشرار پررویی و فحاشی میکند از ماموری توسری میخورد، معترض و منفی بوده است.
برخی نیز اشکال کردهاند که کار مجازات باید از دانهدرشتترهایی که در ابعادی بسیار بزرگتر ناامنی و چپاول میکنند آغاز کرد و اینها دلهدزد هستند و خود حاصل محرومیت در همین جامعه.
نگارنده نیز راستاش با نحوهی رفتار پلیس در این ماجرا مشکل دارد!
نخست آنکه این افراد را نباید ایستاده بر بالای خودرو در شهر چرخاند تا با چشمان وقیحشان، به حاضران زُل بزنند و گفته و ناگفته رجز بخوانند که ‐با این قوانین سهلگیرانه نسبت به اوباش‐ وقتی رها شوند، صدبرابرش از ناظران و شاکیان انتقام میگیرند. شایسته آن بود که ماموران خدومِ ناجا، قدمرنجه کرده و آنها را با لگد و ضرباتِ محکمِ پوتینهای سنگین خدمتِ مقدسشان در شوارع هدایت میکردند و اندامِ تنهلششان را در پیش چشم خاص و عام در خاک غلتانده و غرور مجرمانهشان را خُرد میکردند و با کسب مجوّز از مقامِ محترمِ قضایی، هرآینه یکی از اشرار مبادرت به توهین یا تهدید ناظران میکرد، دندانهای آغشته به خون و مالِ مردم را دهاناش میشکستند.
دو دیگر آنکه، بله! با زالوهای دانهدرشت باید سختتر از این گرفت و هزار حیف که اغلب چنین نمیشود گرچه مقصّرِ این کوتاهی هرکه باشد، نیروی انتظامی نیست.
سیّم آنکه آیا ناجا هیچ اشکالی ندارد؟ چه کسی گفته؟ گلِ بیعیب خدا است! حتما در سطوح مختلف نیروی انتظامی هم هزار اشکال و بعضا ظلم است که نباید باشد. و اتفاقا وجود حتی ذرّهای مشکل در بدنهی پلیسِ یکجامعه، میلیونها برابر وجود همان مشکل در سایر ارکان کشور عیب دارد و مایهی سرافکندگی است. انصاف اما آن است که عیبِ مِی جمله بگفتی، هنرش نیز بگوئیم.
چهارم امّا، سخنی با معترضین به گرداندنِ اشرار و شناسایی آنها در خیابانها است. که لابد هیچوقت خواهر، دختر، همسر یا خودشان با چشمانی آتشگرفته از اسپری فلفل و تنی ترسیده از قمه و قدّارهی دزدی بیوجدان مواجه نشده و پس از دستمالیِ جنسی و زخمی به یادگار، مالِ حلالشان به تاراج نرفته، یا به جای افسرانِ پلیس نبودهاند که روزی نباشد که داغدار بدنِ سلاخیشدهی همکاری و گاه عهدهدار رساندنِ خبرِ شهادتِ سربازِ وظیفهی جوان و ناکامی به خانوادهاش نباشند ورنه موقع دستگیری این جانواران پست و پلید، اصلا امان نمیدادند که کار به کلانتری بکشد، چه رسد به حالا که عوض شنیدنِ خستهنباشید و خدا قوّت، از برخی هموطنانشان حرفهای تلخ و غیرمسئولانه بخوانند.
پنجم، برادران و خواهرانِ عزیزتر از جانِ ناجا! آنکه باید آنچه در دلِ شما میگذرد را بداند، ما نیستیم، حضرت حقتعالی است! که میدانید که میداند! پس همچنانکه اگر ذرّهای خطا از شما سر بزند، در پیشگاهِ الهی حساب و کتاب دارد و مو را از ماست میکشند، هر خدمتی که برای امنیتِ این مردم و خصوصا بخشهایِ محرومتر و معمولیتر مردم میکنید و هر رنجی که خانوادههایتان در تنلرزه از مخاطراتِ شغلِ شجاعانهتان میکشند، خدا بخواهد، مایهی خیر و برکت دنیوی و ذخیرهی آخرتتان است. دمِ شما گرم! سایهتان مستدام!
حسین دهباشی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در فضای مجازی کلیپی دست به دست میچرخد که برخی اوباش، سارقان و مزاحمان نوامیس، ایستاده بر خودروهای نیروی انتظامی در خیابانی چرخانده شده و پلیس از مردم میخواهد با شناسایی چهرهشان، اگر از آنها شکایتی دارد، مراجعه نمایند.
واکنش بسیاری ‐تا آنجا که مشهود است‐ به این دلیل که این مجازاتِ قبل از محاکمه است یا چرا آنجا که یکی از اشرار پررویی و فحاشی میکند از ماموری توسری میخورد، معترض و منفی بوده است.
برخی نیز اشکال کردهاند که کار مجازات باید از دانهدرشتترهایی که در ابعادی بسیار بزرگتر ناامنی و چپاول میکنند آغاز کرد و اینها دلهدزد هستند و خود حاصل محرومیت در همین جامعه.
نگارنده نیز راستاش با نحوهی رفتار پلیس در این ماجرا مشکل دارد!
نخست آنکه این افراد را نباید ایستاده بر بالای خودرو در شهر چرخاند تا با چشمان وقیحشان، به حاضران زُل بزنند و گفته و ناگفته رجز بخوانند که ‐با این قوانین سهلگیرانه نسبت به اوباش‐ وقتی رها شوند، صدبرابرش از ناظران و شاکیان انتقام میگیرند. شایسته آن بود که ماموران خدومِ ناجا، قدمرنجه کرده و آنها را با لگد و ضرباتِ محکمِ پوتینهای سنگین خدمتِ مقدسشان در شوارع هدایت میکردند و اندامِ تنهلششان را در پیش چشم خاص و عام در خاک غلتانده و غرور مجرمانهشان را خُرد میکردند و با کسب مجوّز از مقامِ محترمِ قضایی، هرآینه یکی از اشرار مبادرت به توهین یا تهدید ناظران میکرد، دندانهای آغشته به خون و مالِ مردم را دهاناش میشکستند.
دو دیگر آنکه، بله! با زالوهای دانهدرشت باید سختتر از این گرفت و هزار حیف که اغلب چنین نمیشود گرچه مقصّرِ این کوتاهی هرکه باشد، نیروی انتظامی نیست.
سیّم آنکه آیا ناجا هیچ اشکالی ندارد؟ چه کسی گفته؟ گلِ بیعیب خدا است! حتما در سطوح مختلف نیروی انتظامی هم هزار اشکال و بعضا ظلم است که نباید باشد. و اتفاقا وجود حتی ذرّهای مشکل در بدنهی پلیسِ یکجامعه، میلیونها برابر وجود همان مشکل در سایر ارکان کشور عیب دارد و مایهی سرافکندگی است. انصاف اما آن است که عیبِ مِی جمله بگفتی، هنرش نیز بگوئیم.
چهارم امّا، سخنی با معترضین به گرداندنِ اشرار و شناسایی آنها در خیابانها است. که لابد هیچوقت خواهر، دختر، همسر یا خودشان با چشمانی آتشگرفته از اسپری فلفل و تنی ترسیده از قمه و قدّارهی دزدی بیوجدان مواجه نشده و پس از دستمالیِ جنسی و زخمی به یادگار، مالِ حلالشان به تاراج نرفته، یا به جای افسرانِ پلیس نبودهاند که روزی نباشد که داغدار بدنِ سلاخیشدهی همکاری و گاه عهدهدار رساندنِ خبرِ شهادتِ سربازِ وظیفهی جوان و ناکامی به خانوادهاش نباشند ورنه موقع دستگیری این جانواران پست و پلید، اصلا امان نمیدادند که کار به کلانتری بکشد، چه رسد به حالا که عوض شنیدنِ خستهنباشید و خدا قوّت، از برخی هموطنانشان حرفهای تلخ و غیرمسئولانه بخوانند.
پنجم، برادران و خواهرانِ عزیزتر از جانِ ناجا! آنکه باید آنچه در دلِ شما میگذرد را بداند، ما نیستیم، حضرت حقتعالی است! که میدانید که میداند! پس همچنانکه اگر ذرّهای خطا از شما سر بزند، در پیشگاهِ الهی حساب و کتاب دارد و مو را از ماست میکشند، هر خدمتی که برای امنیتِ این مردم و خصوصا بخشهایِ محرومتر و معمولیتر مردم میکنید و هر رنجی که خانوادههایتان در تنلرزه از مخاطراتِ شغلِ شجاعانهتان میکشند، خدا بخواهد، مایهی خیر و برکت دنیوی و ذخیرهی آخرتتان است. دمِ شما گرم! سایهتان مستدام!
حسین دهباشی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بعد از همت عالی نظام مقدس در ایجاد شکاف اجتماعی و نیل به توفیق در پارگی صفوف رعایای دارالولایه، چشم ما به طلیعه رخنه حکومی و صدور بیانیه نمایندگان آذریزبان ولی معظم در استانهای همجوار با مناطق درگیر دو کشور همسایه روشن شد. این بیانیه که بار ارزشی دارد و در خدمت تقدیس جنگ قرهباغ و تکریم کشتگان همزبان نگاشته شده بالمره در چندسطر فاتحه حاکمیت یکپارچه و دیپلماسی ملی را خوانده و از حمیت صدر علمای بلاد و حمایت ایشان از سیورغال خاقان مغفور و کافه خواقین ناکام و معظم پسین و اراده تحکیم شریعت غرا در اراضی محروسه صانهاالله عن الآفات حکایت میکند.
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آغاز دورهای نوین از بلاهت سیاسیِ خطرساز، زنگ خطر برای همه ایرانیانی است که نگران ثبات اراضی و حفظ مرزهای ملی کشور عزیز ایران هستند. تصور اینکه علمای ارامنه هم به اقدام مقدس مشابهی دست یازند و آیتی قفقازی از قم یا ایروانی از نجف دوسطر در وجوب شرعیه دفاع مقدس تحریر کند میتواند رعشه بر جان شهروند مفلسی بیفکند که میان دفاع از تن و وطن، پریشان است، فضلا عن فرض عمل عامه به فتوا !
کمترین انتظار از ولی معظم علمای بلاد آنست که عجالتا شکاف مقدس نُواب عالی را رفو و بخیه فرمایند تا مبادا سودای سیدمحمد مجاهد تکرار شود و میراث "صاحب ریاض" و اصحاب روضه مبارکه کلا و طُرا به هزیمت رود و ملت بیش از این بزحمت افتـند که رعیت را نفسی نمانده است.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
و گفت: مردمان سه گروهاند یکی امرا و دوم علما و سوم فقرا
چون امرا تباه شوند معاش و اکتساب خلق تباه شود و چون علما تباه شوند دین خلق رو به نقصان نهد و چون فقرا تباه شوند زهد و همت در میان خلق تباه شود. تباهی امرا جور و ظلم بود و تباهی علما میل دنیا بود و متابعت هوا، و تباهی فقرا ترک طاعت ومخالفت رضا.
عطار. تذکرةالاولياء. ذکر ابوبکر وراق
و گویم فتامل!
که گروه اول اگر همان گروه دوم بود، تباهی آن قوم از دو طایفه بیرون نیست و تباهی گروه سوم (فقرا یا عامه مردم) ذوق طاعت و کسب رضایت همان طایفه اول است !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی
چون امرا تباه شوند معاش و اکتساب خلق تباه شود و چون علما تباه شوند دین خلق رو به نقصان نهد و چون فقرا تباه شوند زهد و همت در میان خلق تباه شود. تباهی امرا جور و ظلم بود و تباهی علما میل دنیا بود و متابعت هوا، و تباهی فقرا ترک طاعت ومخالفت رضا.
عطار. تذکرةالاولياء. ذکر ابوبکر وراق
و گویم فتامل!
که گروه اول اگر همان گروه دوم بود، تباهی آن قوم از دو طایفه بیرون نیست و تباهی گروه سوم (فقرا یا عامه مردم) ذوق طاعت و کسب رضایت همان طایفه اول است !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی
معبودى جز خداى یگانه نیست - همو كه شكیبا و بزرگوار است . معبودى جز خداى یگانه نیست - همو كه بلند مرتبه و بزرگ است ، پاك و منزه است ، خدایى كه پروردگار آسمانها و زمینهاى هفتگانه است آنچه در آن سات و آنچه بین آن است و آنچه زیر آن است و پروردگار عرش بزرگ ، و حمد و سپاس مخصوص اوست كه پروردگار جهانیان است و رحمتش بر محمد و آل او باد كه پاكان اند.
خدایا گناهانفراوان مرا بیامرز و بندگى اندك مرا بپذیر.
اى خدا، به من رحم كن كه تو مهربانى .
خدایا گناهانفراوان مرا بیامرز و بندگى اندك مرا بپذیر.
اى خدا، به من رحم كن كه تو مهربانى .
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مناجات خدا با ما
چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شبهای دیگر. در آن شب روشن، دلنوشتهای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبومهای شجریان را تا آن زمان، آوردهام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.
رضا بابایی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شبهای دیگر. در آن شب روشن، دلنوشتهای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبومهای شجریان را تا آن زمان، آوردهام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.
رضا بابایی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شجریان دماوند موسیقی ایران
رضا بابایی
آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه
شمّهای زان همه بسیار بگویم یا نه
نوشتن دربارۀ شجریان، برای من آسان نیست. میدانم که از عهده بیرون نمیآیم. اما گاهی ننوشتن، سختتر از نوشتن است.
اینقدر هم گر نگویم ای سَنَد
شیشۀ دل از ضعیفی بشکند
مقام او در موسیقی ایران، «گوشه» و «ردیف» نیست؛ «دستگاه» است. ماهور و چهارگاه و بیات ترک و نوا، با «سرّ عشق» و «دستان» و «آستان جانان» و «دود عود» به معراج رفتند. آواز شجریان، گلبانگ عشق است، در روزگاری که بوی سُرب و باروت، مشامها را مست کرده بود. آیندگان، او را آنچنان دوست خواهند داشت که ما امروز حافظ را. آواز در دستگاه شجریان، همان شکوهی را یافت که الفاظ در غزل سعدی و حافظ. آنچه او آفرید – بهویژه در دهههای پنجاه تا هفتاد – نه یک سر و گردن، که بیش از اینها، برتر از هر تصنیف و آوازی است که پیش از او ساختند و خواندند. موسیقی ایرانی در زمانۀ شجریان، هیچگاه حسرت گذشته را نخورد. و تو امروز کدام هنر را میشناسی که حسرت دیروز را نمیخورد؟
آواز شجریان، از گلو و حنجره نیست؛ از دل و جان است. پشت این صدا، روحی بزرگ و دلی آسمانی ایستاده است؛ وگرنه چنین بر دلها نمینشست و در سرها شور نمیافکند. در زمانۀ ما صدای ششدانگ و مخملی کم نیست؛ اما صدایی که از ما دل برد و بازنگرداند، صدای او است.
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبداله بود
چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شبهای دیگر. در آن شب روشن، دلنوشتهای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبومهای شجریان را تا آن زمان، آوردهام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.
مناجات خدا با ما
زمستان است و جامِ تهی در دست. آسمان عشق، همنوا با بم و همچون جان عشاق میلرزد. قاصدک، پیام نسیم را به آهنگ وفا در گوش سپیده میخواند. ساز قصهگو، دلشدگانِ خلوتگزیده را که افتخار آفاقاند، به شب وصل نوید میدهد، و فریادِ «بی تو به سر نمیشود» چون دود عود همهجا پراکنده است. امشب به یاد عارف و آن دل مجنون که همایونمثنوی را جز چهره به چهره با جانِِ جان، به تحریر درنمیآورد، گنبد مینا را از چشمۀ نوش سیراب میکنیم. در خیال عاشقان از این خوشتر نمیگنجد که سرّ عشق را از دهان تو بشنوند. بخوان تا به رقص آوری سرو چمان را در این زمانۀ بیداد. بخوان و بدان که میان حلقهنشینان بزم انس، ساقی مهرویی است که معمای هستی را در صُراحی می حل میکند، و آنگاه معجونی میسازد که از آن پیوند مهر میخیزد. گلبانگ تو پوشانْد راز دل را، تا بیش از این رسوای دل نباشند آنان که مست از بوی باراناند و یاد ایام. بخوان! به یاد کارون، به یاد الوند، به یاد البرز، به یاد ایران، به یاد آرش، به یاد پدر و به یاد هر آن کس که تو را به این مرز و بوم پیوست. از پرده برون آر نکیسا را و باربد را به دستان داوودی، که انتظار دل میفشارد گلوی عیش مستان را.
آستان جانان بی نغمه و نوای تو، هیچ نیست، جز شب، سکوت، کویر. پس ای آرام جان، بخوان که مناجات خدایی با ما .
#فرهیختگان صدای فرزانگان
رضا بابایی
آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه
شمّهای زان همه بسیار بگویم یا نه
نوشتن دربارۀ شجریان، برای من آسان نیست. میدانم که از عهده بیرون نمیآیم. اما گاهی ننوشتن، سختتر از نوشتن است.
اینقدر هم گر نگویم ای سَنَد
شیشۀ دل از ضعیفی بشکند
مقام او در موسیقی ایران، «گوشه» و «ردیف» نیست؛ «دستگاه» است. ماهور و چهارگاه و بیات ترک و نوا، با «سرّ عشق» و «دستان» و «آستان جانان» و «دود عود» به معراج رفتند. آواز شجریان، گلبانگ عشق است، در روزگاری که بوی سُرب و باروت، مشامها را مست کرده بود. آیندگان، او را آنچنان دوست خواهند داشت که ما امروز حافظ را. آواز در دستگاه شجریان، همان شکوهی را یافت که الفاظ در غزل سعدی و حافظ. آنچه او آفرید – بهویژه در دهههای پنجاه تا هفتاد – نه یک سر و گردن، که بیش از اینها، برتر از هر تصنیف و آوازی است که پیش از او ساختند و خواندند. موسیقی ایرانی در زمانۀ شجریان، هیچگاه حسرت گذشته را نخورد. و تو امروز کدام هنر را میشناسی که حسرت دیروز را نمیخورد؟
آواز شجریان، از گلو و حنجره نیست؛ از دل و جان است. پشت این صدا، روحی بزرگ و دلی آسمانی ایستاده است؛ وگرنه چنین بر دلها نمینشست و در سرها شور نمیافکند. در زمانۀ ما صدای ششدانگ و مخملی کم نیست؛ اما صدایی که از ما دل برد و بازنگرداند، صدای او است.
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبداله بود
چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شبهای دیگر. در آن شب روشن، دلنوشتهای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبومهای شجریان را تا آن زمان، آوردهام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.
مناجات خدا با ما
زمستان است و جامِ تهی در دست. آسمان عشق، همنوا با بم و همچون جان عشاق میلرزد. قاصدک، پیام نسیم را به آهنگ وفا در گوش سپیده میخواند. ساز قصهگو، دلشدگانِ خلوتگزیده را که افتخار آفاقاند، به شب وصل نوید میدهد، و فریادِ «بی تو به سر نمیشود» چون دود عود همهجا پراکنده است. امشب به یاد عارف و آن دل مجنون که همایونمثنوی را جز چهره به چهره با جانِِ جان، به تحریر درنمیآورد، گنبد مینا را از چشمۀ نوش سیراب میکنیم. در خیال عاشقان از این خوشتر نمیگنجد که سرّ عشق را از دهان تو بشنوند. بخوان تا به رقص آوری سرو چمان را در این زمانۀ بیداد. بخوان و بدان که میان حلقهنشینان بزم انس، ساقی مهرویی است که معمای هستی را در صُراحی می حل میکند، و آنگاه معجونی میسازد که از آن پیوند مهر میخیزد. گلبانگ تو پوشانْد راز دل را، تا بیش از این رسوای دل نباشند آنان که مست از بوی باراناند و یاد ایام. بخوان! به یاد کارون، به یاد الوند، به یاد البرز، به یاد ایران، به یاد آرش، به یاد پدر و به یاد هر آن کس که تو را به این مرز و بوم پیوست. از پرده برون آر نکیسا را و باربد را به دستان داوودی، که انتظار دل میفشارد گلوی عیش مستان را.
آستان جانان بی نغمه و نوای تو، هیچ نیست، جز شب، سکوت، کویر. پس ای آرام جان، بخوان که مناجات خدایی با ما .
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ای کاش مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی با همان جدیتی که ابتلاء ریاست جمهوری ایالات متحده به کرونا را دنبال می کنند، ابتلاء فرهاد میثمی به کرونا و انسان های شایسته دیگری مثل او را نیز که به دلیل تنظیم نبودن ترازوی عدالت در زندان ها به سر می برند،دنبال می کردند. ای کاش جامعه ی مدنی در حفاظت و حراست از سرمایه های انسانی خود بیش از این بی مبالات نباشد.
دو یادداشت از صاحب این قلم در ارتباط با فرهاد میثمی:
فرهاد میثمی، تولد یک اصلاح طلب مصدقی
فرهاد میثمی، تبدیل موفق یک تجربه ی تاریخی به یک بینش تاریخی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
دو یادداشت از صاحب این قلم در ارتباط با فرهاد میثمی:
فرهاد میثمی، تولد یک اصلاح طلب مصدقی
فرهاد میثمی، تبدیل موفق یک تجربه ی تاریخی به یک بینش تاریخی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
تقدم مسئولان یا مردم؟!
حضرت عباس آب فرات را نیاشامید تا اول بچهها، بانوان و دیگر رزمندگان، سیراب شوند. خمینی و مراجع قم در موشکباران شهرها منازل خود را ترک نکردند تا امنیتی بیش از مردم نداشته باشند. صدر زیر بمبارانهای اسرائیل بهروستاهای مرزی لبنان میشتافت تا ساعات خطر را در مساجد و کلیساها کنار مردمش باشد. طالقانی حتی در مجلس خبرگان روی زمین مینشست تا از سادهزیستی مردمیاش فاصله نگیرد. بهشتی از قلهک بهمحلات جنوب تهران کوچید تا رئیس دستگاه قضا مانند اکثریت مردم زندگی کند.
اما ما مدعیان اسلام ناب و انقلاب: صدها تن را در حسینیهای جمع میکنیم و خود از داخل قرنطینه با آنها سخن میگوییم! معلمین مدارس و استادان دانشگاه را بهحضور در مراکزشان ملزم میسازیم و خود از داخل قرنطینه سال تحصیلی را افتتاح مینماییم! داروهایی را که با پول بیتالمال خریداری شده، اول میان خود و خودیها توزیع میکنیم و اگر چیزی باقی ماند، بهمردم میرسانیم! استکبار و تحقیر، بدتر از این؟ جای حضرت عباس، خمینی، مراجع پیشین، صدر، طالقانی و بهشتی، خالیست. این همه جوانمردی ما را چه نمرهای میدادند؟
بهراستی جامعهای که مسئولانش، خود را تافتهای جدابافته و از مردم برتر بدانند، تا جایی که در تشخیص، امنیت، سلامتی، رفاه و امتیازات، خود را بر عموم مقدم بدارند، چگونه سرانجامی خواهد داشت؟ آیا جز این است که این فساد، تدریجاً لایههای میانی و پایینتر مدیریت را نیز فرا گیرد و نهایتاً کل جامعه را در ناکارآمدی، فقر، نارضایتی، جرائم، بیاخلاقی، تفرقه، ناامیدی، اعتراض، خشونت، سرکوبی، انفجار و بالأخره انقلابی دیگر فرو بَرَد؟
صدر، روزگار امروز ما را چه دقیق وصف کرده است: "تاریخ هیچ ملت و امتی را نشان نداده که در نتیجهی غلبهی دشمن خارجی، تا هنگامی که آن مردم کنار یکدیگر بوده و وحدتکلمه داشته و بهمسئولیتهای خود آگاه بودهاند، از بین رفته باشد. مهم، خطر داخلی است؛ خطر تفرقه! این خطر، نتیجهی تحقیر و عدم احترام بهیکدیگر و گروهگروه کردن مردم است. اینها مشکلاتی است که ما اینک با آن مواجهیم". [نای و نی ۳۳۸-۳۳۹]
محسن کمالیان
#فرهیختگان، ندای آگاهی
حضرت عباس آب فرات را نیاشامید تا اول بچهها، بانوان و دیگر رزمندگان، سیراب شوند. خمینی و مراجع قم در موشکباران شهرها منازل خود را ترک نکردند تا امنیتی بیش از مردم نداشته باشند. صدر زیر بمبارانهای اسرائیل بهروستاهای مرزی لبنان میشتافت تا ساعات خطر را در مساجد و کلیساها کنار مردمش باشد. طالقانی حتی در مجلس خبرگان روی زمین مینشست تا از سادهزیستی مردمیاش فاصله نگیرد. بهشتی از قلهک بهمحلات جنوب تهران کوچید تا رئیس دستگاه قضا مانند اکثریت مردم زندگی کند.
اما ما مدعیان اسلام ناب و انقلاب: صدها تن را در حسینیهای جمع میکنیم و خود از داخل قرنطینه با آنها سخن میگوییم! معلمین مدارس و استادان دانشگاه را بهحضور در مراکزشان ملزم میسازیم و خود از داخل قرنطینه سال تحصیلی را افتتاح مینماییم! داروهایی را که با پول بیتالمال خریداری شده، اول میان خود و خودیها توزیع میکنیم و اگر چیزی باقی ماند، بهمردم میرسانیم! استکبار و تحقیر، بدتر از این؟ جای حضرت عباس، خمینی، مراجع پیشین، صدر، طالقانی و بهشتی، خالیست. این همه جوانمردی ما را چه نمرهای میدادند؟
بهراستی جامعهای که مسئولانش، خود را تافتهای جدابافته و از مردم برتر بدانند، تا جایی که در تشخیص، امنیت، سلامتی، رفاه و امتیازات، خود را بر عموم مقدم بدارند، چگونه سرانجامی خواهد داشت؟ آیا جز این است که این فساد، تدریجاً لایههای میانی و پایینتر مدیریت را نیز فرا گیرد و نهایتاً کل جامعه را در ناکارآمدی، فقر، نارضایتی، جرائم، بیاخلاقی، تفرقه، ناامیدی، اعتراض، خشونت، سرکوبی، انفجار و بالأخره انقلابی دیگر فرو بَرَد؟
صدر، روزگار امروز ما را چه دقیق وصف کرده است: "تاریخ هیچ ملت و امتی را نشان نداده که در نتیجهی غلبهی دشمن خارجی، تا هنگامی که آن مردم کنار یکدیگر بوده و وحدتکلمه داشته و بهمسئولیتهای خود آگاه بودهاند، از بین رفته باشد. مهم، خطر داخلی است؛ خطر تفرقه! این خطر، نتیجهی تحقیر و عدم احترام بهیکدیگر و گروهگروه کردن مردم است. اینها مشکلاتی است که ما اینک با آن مواجهیم". [نای و نی ۳۳۸-۳۳۹]
محسن کمالیان
#فرهیختگان، ندای آگاهی
🌎 خلاصه متن مناظره کاملا هریس و مایک پنس
🔶 مجری مناظره: همه برای بهبود رئیسجمهور ترامپ دعا کردیم. حالا همه قرار است تا ماسک بزنیم و پروتوکلها را رعایت کنیم.
🔸مناظره معاونین اول دو کاندیدای ریاستجمهوری انتخابات آمریکا آغاز شد.
🔷کامالا هریس معاون جو بایدن در رابطه با کنترل ویروس کرونا:
🔸مردم آمریکا شاهد بزرگترین شکست یک دولت در تاریخ آمریکا بودهاند. 210 هزار نفر کشته شده و 7 میلیون نفر مبتلا شدهاند و از هر 5 کسب و کار یک کسب و کار تعطیل شده است.
🔸در 28 ژانویه به رئیسجمهور در رابطه با کرونا اطلاع دادند ولی بر روی آن سرپوش گذاشتند.
🔸بایدن میخواهد یک استراتژی ملی را پی بگیرد و ردیابی کند و واکسن را به رایگان توزیع کند.
🔷مایک پنس معاون دونالد ترامپ در رابطه با کنترل کرونا ویروس:
🔸از روز اول سلامت مردم آمریکا در اولویت پرزیدنت ترامپ بود.
🔸تمام موارد کرونا از چین میآمد پس ترامپ تمام پروازها از چین، اقتصاد دوم جهان را متوقف کرد ولی بایدن آن را خارجی هراسی دانست.
🔸بسیج ترامپ در حد بسیج ما در جنگ جهانی دوم بود.
🔸با اقدامات ترامپ و من و ستاد کرونا باعث میشود تا میلیونها نفر تا پایان سال به واکسن دست یابند.
🔸جو بایدن از روی دست ما تقلید میکند.
کامالا هریس:
🔸مردم آمریکا! نگران نیستید که از کجا میتوانید دارو بگیرید یا بچههای شما از مدرسه ویروس نیاورند؟
پنس:
🔸روزی نیست که به مردمی که عزیزانشان را از دست دادهاند فکر نکنم ولی نادیده گیری فعالیتهای ما انصاف نیست.
🔸اگر ترامپ سفرها را متوقف نکرده بود بیش از 2.2 میلیون نفر از بین میرفتند.
🔸سوزان پیج، مجری:
کمپین شما پروتوکلها را رعایت نمیکند. چطور انتظار دارید مردم به دولتی رای بدهند که خود گرفتار کرونا شده است؟
🔸پنس:
وقتی همهگیری مجدداً در تابستان اوج گرفت، پرزیدنت ترامپ به اقدام خودش ادامه داد. کمپین ما در فضای باز بود و همه تست میشدیم.
🔸هریس:
مردم آمریکا به خاطر بیکفایتی این دولت لطمه دیدند چون ترامپ دروغ گفت.
🔸سوزان پیج:
نصف آمریکاییها گفتهاند که اگر واکسن کرونا پیش از انتخابات عرضه شود آن را نمیزنند. شما خانم هریس، آیا میزنید؟
🔸هریس:
اگر متخصصین تایید کنند بله ولی اگر ترامپ تایید کند، خیر!
🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آمادهاید آقای پنس؟
🔸پنس:
قبل از پاسخ به عقب بر میگردم. شما اعتماد عمومی به واکسن را خدشهدار میکنید.
🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آمادهاید خانم هریس؟
🔸هریس:
لحظه فوقالعادهای بود زمانی که آقای بایدن به من پیشنهاد داد. من اولین زن سیاه پوست بودم که در کالیفورنیا دادستان عمومی شدم. حالا هم دومین زن سیاه پوستی هستم که در سنای آمریکا بوده. در جنگ هم حاضر بودم و برای همین ها بایدن از من در خواست کرد.
🔹سوزان پیج: بایدن رای دهندهها در رابطه با سلامت اطلاع داشته باشند؟
🔸هریس: هم باید از وضعیت فعالیتهای بهداشتی آگاه باشند و هم از فعالیتهای مالیاتی. رئیسجمهور، فرمانده کل قوا فقط 750 دلار مالیات داده است. ترامپ 400 میلیون دلار بدهکار است! ترامپ بر همه چیز سرپوش میگذارد و بایدن همیشه صادق است.
🔸پنس: پرزیدنت ترامپ یک بیزینس من بوده و همیشه انواع مالیات را پرداخته است و کیلو کیلو اطلاعات خود را منتشر کرده است. آقای ترامپ برای تجارت آزادانه تلاش کرده و این را با کارنامه هریس و بایدن قیاس کنید.
🔷سوزان پیج: کارزار شما برای پیشبرد اقتصاد در شرایط کرونا چیست جز اخذ مالیات؟
🔹هریس: قدرت و سلامت اقتصاد آمریکا را باید با قدرت و سلامت کارگر پرداخت ولی ترامپ اقتصاد آمریکا را بر اساس سرمایهدارها چید و برای سرمایهداران بزرگ معافیت مالیاتی گذاشت. بایدن این معافیت را بر خواهد داشت. ما زمانی رهبر نوآوری جهانی بودیم. این معافیت برداشته خواهد شد و در آموزش هزینه خواهد شد. سرمایهگذاری برای مردم نه سرمایهگذاری برای شرکتهای بزرگ.
🔸پنس:
وقتی من و ترامپ وارد کاخ سفید شدیم آمریکاییها وارد یکی از بدترین وضعیتهای اقتصادی شده بودند بعد از رکود بزرگ دهه 30. این معافیت به نفع خانوادههای آمریکایی بود. ما وارد یک همهگیری بزرگ شدیم ولی به واسطه اینکه پرزیدنت مالیاتها را کم کرده بسیاری مشاغل را نجات داده و این به نفع خانواده کارگران بوده ولی بایدن میخواهد مالیات بگیرد و اقتصاد ما را تسلیم چین کند و دوباره کسری بودجه ما را با تقدیم بودجه به چین رقم بزند.
🔸هریس:
بایدن نمیخواهد مالیات اعمال کند.
🔹پنس:
شما گفتید دروغ نمیگویید!
🔸هریس:
بایدن مالیاتها را بالا نمیبرد. او کسی است که در زمان رکود اقتصادی مسئول طرح احیا اقتصادی بود. ترامپ وارث عملکرد بایدن بودند. حالا اقتصاد فاجعه است. بایدن درمان رایگان را در زمان اوباما به 22 میلیون خانواده داد. در عوض ترامپ..👇
👇لبنک متن کامل مناظره 👇
america.blog.ir/post/598
🔶 مجری مناظره: همه برای بهبود رئیسجمهور ترامپ دعا کردیم. حالا همه قرار است تا ماسک بزنیم و پروتوکلها را رعایت کنیم.
🔸مناظره معاونین اول دو کاندیدای ریاستجمهوری انتخابات آمریکا آغاز شد.
🔷کامالا هریس معاون جو بایدن در رابطه با کنترل ویروس کرونا:
🔸مردم آمریکا شاهد بزرگترین شکست یک دولت در تاریخ آمریکا بودهاند. 210 هزار نفر کشته شده و 7 میلیون نفر مبتلا شدهاند و از هر 5 کسب و کار یک کسب و کار تعطیل شده است.
🔸در 28 ژانویه به رئیسجمهور در رابطه با کرونا اطلاع دادند ولی بر روی آن سرپوش گذاشتند.
🔸بایدن میخواهد یک استراتژی ملی را پی بگیرد و ردیابی کند و واکسن را به رایگان توزیع کند.
🔷مایک پنس معاون دونالد ترامپ در رابطه با کنترل کرونا ویروس:
🔸از روز اول سلامت مردم آمریکا در اولویت پرزیدنت ترامپ بود.
🔸تمام موارد کرونا از چین میآمد پس ترامپ تمام پروازها از چین، اقتصاد دوم جهان را متوقف کرد ولی بایدن آن را خارجی هراسی دانست.
🔸بسیج ترامپ در حد بسیج ما در جنگ جهانی دوم بود.
🔸با اقدامات ترامپ و من و ستاد کرونا باعث میشود تا میلیونها نفر تا پایان سال به واکسن دست یابند.
🔸جو بایدن از روی دست ما تقلید میکند.
کامالا هریس:
🔸مردم آمریکا! نگران نیستید که از کجا میتوانید دارو بگیرید یا بچههای شما از مدرسه ویروس نیاورند؟
پنس:
🔸روزی نیست که به مردمی که عزیزانشان را از دست دادهاند فکر نکنم ولی نادیده گیری فعالیتهای ما انصاف نیست.
🔸اگر ترامپ سفرها را متوقف نکرده بود بیش از 2.2 میلیون نفر از بین میرفتند.
🔸سوزان پیج، مجری:
کمپین شما پروتوکلها را رعایت نمیکند. چطور انتظار دارید مردم به دولتی رای بدهند که خود گرفتار کرونا شده است؟
🔸پنس:
وقتی همهگیری مجدداً در تابستان اوج گرفت، پرزیدنت ترامپ به اقدام خودش ادامه داد. کمپین ما در فضای باز بود و همه تست میشدیم.
🔸هریس:
مردم آمریکا به خاطر بیکفایتی این دولت لطمه دیدند چون ترامپ دروغ گفت.
🔸سوزان پیج:
نصف آمریکاییها گفتهاند که اگر واکسن کرونا پیش از انتخابات عرضه شود آن را نمیزنند. شما خانم هریس، آیا میزنید؟
🔸هریس:
اگر متخصصین تایید کنند بله ولی اگر ترامپ تایید کند، خیر!
🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آمادهاید آقای پنس؟
🔸پنس:
قبل از پاسخ به عقب بر میگردم. شما اعتماد عمومی به واکسن را خدشهدار میکنید.
🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آمادهاید خانم هریس؟
🔸هریس:
لحظه فوقالعادهای بود زمانی که آقای بایدن به من پیشنهاد داد. من اولین زن سیاه پوست بودم که در کالیفورنیا دادستان عمومی شدم. حالا هم دومین زن سیاه پوستی هستم که در سنای آمریکا بوده. در جنگ هم حاضر بودم و برای همین ها بایدن از من در خواست کرد.
🔹سوزان پیج: بایدن رای دهندهها در رابطه با سلامت اطلاع داشته باشند؟
🔸هریس: هم باید از وضعیت فعالیتهای بهداشتی آگاه باشند و هم از فعالیتهای مالیاتی. رئیسجمهور، فرمانده کل قوا فقط 750 دلار مالیات داده است. ترامپ 400 میلیون دلار بدهکار است! ترامپ بر همه چیز سرپوش میگذارد و بایدن همیشه صادق است.
🔸پنس: پرزیدنت ترامپ یک بیزینس من بوده و همیشه انواع مالیات را پرداخته است و کیلو کیلو اطلاعات خود را منتشر کرده است. آقای ترامپ برای تجارت آزادانه تلاش کرده و این را با کارنامه هریس و بایدن قیاس کنید.
🔷سوزان پیج: کارزار شما برای پیشبرد اقتصاد در شرایط کرونا چیست جز اخذ مالیات؟
🔹هریس: قدرت و سلامت اقتصاد آمریکا را باید با قدرت و سلامت کارگر پرداخت ولی ترامپ اقتصاد آمریکا را بر اساس سرمایهدارها چید و برای سرمایهداران بزرگ معافیت مالیاتی گذاشت. بایدن این معافیت را بر خواهد داشت. ما زمانی رهبر نوآوری جهانی بودیم. این معافیت برداشته خواهد شد و در آموزش هزینه خواهد شد. سرمایهگذاری برای مردم نه سرمایهگذاری برای شرکتهای بزرگ.
🔸پنس:
وقتی من و ترامپ وارد کاخ سفید شدیم آمریکاییها وارد یکی از بدترین وضعیتهای اقتصادی شده بودند بعد از رکود بزرگ دهه 30. این معافیت به نفع خانوادههای آمریکایی بود. ما وارد یک همهگیری بزرگ شدیم ولی به واسطه اینکه پرزیدنت مالیاتها را کم کرده بسیاری مشاغل را نجات داده و این به نفع خانواده کارگران بوده ولی بایدن میخواهد مالیات بگیرد و اقتصاد ما را تسلیم چین کند و دوباره کسری بودجه ما را با تقدیم بودجه به چین رقم بزند.
🔸هریس:
بایدن نمیخواهد مالیات اعمال کند.
🔹پنس:
شما گفتید دروغ نمیگویید!
🔸هریس:
بایدن مالیاتها را بالا نمیبرد. او کسی است که در زمان رکود اقتصادی مسئول طرح احیا اقتصادی بود. ترامپ وارث عملکرد بایدن بودند. حالا اقتصاد فاجعه است. بایدن درمان رایگان را در زمان اوباما به 22 میلیون خانواده داد. در عوض ترامپ..👇
👇لبنک متن کامل مناظره 👇
america.blog.ir/post/598
america.blog.ir
خلاصه متن مناظره کاملا هریس و مایک پنس
🔶مجری مناظره: همه برای بهبود رئیسجمهور ترامپ دعا کردیم. حالا همه قرار است تا ماسک بزنیم و پروتوکلها را رعایت کنیم.
*رياست محترم قوه قضاييه جمهوری اسلامی ایران*
*حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی*
با سلام و تحیت
اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران نیروی انتظامی افرادی را به عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشینها سوار کرده و جلوی چشمان مردم با ضرب و شتم ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی میکنند!!
به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته حقوق هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام میشود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می افتد، یافتن مستند این خیمه شب بازی و *تراژدی حقوقی* برای بسیاری جالب خواهد بود. اخیراً در ماده ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهای انسانی در قوه قضائیه ابلاغ فرمودید: “در اجرای اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شدهاند، مراجع قضائی مکلفاند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقهای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی”. بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره بروشنی نقض و به سخره گرفته شده است.
ثانیاً به عنوان دانش آموخته حوزه علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمیتوان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلوی چشمان سایرین.
ثالثاً به عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجه علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصه بین المللی به حراج گذاشته است.
نهایت آنکه این اقدامات از لحاظ جرمشناسی هیچ تاثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینه قدرتنمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.
با توجه به مراتب فوق به استناد ماده ۷ و بند ب ماده ۶۴ و ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام مینمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.
*محسن برهانی*
*عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران*
رونوشت:
۱. دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
۲. دادستان محترم نظامی تهران
۳. دادستان محترم انتظامی قضات
*حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی*
با سلام و تحیت
اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران نیروی انتظامی افرادی را به عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشینها سوار کرده و جلوی چشمان مردم با ضرب و شتم ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی میکنند!!
به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته حقوق هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام میشود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می افتد، یافتن مستند این خیمه شب بازی و *تراژدی حقوقی* برای بسیاری جالب خواهد بود. اخیراً در ماده ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهای انسانی در قوه قضائیه ابلاغ فرمودید: “در اجرای اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شدهاند، مراجع قضائی مکلفاند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقهای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی”. بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره بروشنی نقض و به سخره گرفته شده است.
ثانیاً به عنوان دانش آموخته حوزه علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمیتوان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلوی چشمان سایرین.
ثالثاً به عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجه علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصه بین المللی به حراج گذاشته است.
نهایت آنکه این اقدامات از لحاظ جرمشناسی هیچ تاثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینه قدرتنمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.
با توجه به مراتب فوق به استناد ماده ۷ و بند ب ماده ۶۴ و ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام مینمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.
*محسن برهانی*
*عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران*
رونوشت:
۱. دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
۲. دادستان محترم نظامی تهران
۳. دادستان محترم انتظامی قضات