فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
شجریان دماوند موسیقی ایران

رضا بابایی

آنچه می‌دانم از آن یار بگویم یا نه
شمّه‌ای زان ‌‌همه بسیار بگویم یا نه
نوشتن دربارۀ شجریان، برای من آسان نیست. می‌دانم که از عهده بیرون نمی‌آیم. اما گاهی ننوشتن، سخت‌تر از نوشتن است.
این‌قدر هم گر نگویم ای سَنَد
شیشۀ دل از ضعیفی بشکند
مقام او در موسیقی ایران، «گوشه» و «ردیف» نیست؛ «دستگاه» است. ماهور و چهارگاه و بیات ترک و نوا، با «سرّ عشق» و «دستان» و «آستان جانان» و «دود عود» به معراج رفتند. آواز شجریان، گلبانگ عشق است، در روزگاری که بوی سُرب و باروت، مشام‌ها را مست کرده بود. آیندگان، او را آنچنان دوست خواهند داشت که ما امروز حافظ را. آواز در دستگاه شجریان، همان شکوهی را یافت که الفاظ در غزل سعدی و حافظ. آنچه او آفرید – به‌ویژه در دهه‌های پنجاه تا هفتاد – نه یک سر و گردن، که بیش از اینها، برتر از هر تصنیف و آوازی است که پیش از او ساختند و خواندند. موسیقی ایرانی در زمانۀ شجریان، هیچ‌گاه حسرت گذشته را نخورد. و تو امروز کدام هنر را می‌شناسی که حسرت دیروز را نمی‌خورد؟
آواز شجریان، از گلو و حنجره نیست؛ از دل و جان است. پشت این صدا، روحی بزرگ و دلی آسمانی ایستاده است؛ وگرنه چنین بر دل‌ها نمی‌نشست و در سرها شور نمی‌افکند. در زمانۀ ما صدای شش‌دانگ و مخملی کم نیست؛ اما صدایی که از ما دل برد و بازنگرداند، صدای او است.
این همه آوازها از شه بود
گرچه از حلقوم عبداله بود

چند سال پیش، همراه دوستان همدل، شبی را با شجریان گذراندیم؛ شبی نه چون شب‌های دیگر. در آن شب روشن، دل‌نوشته‌ای را برای او و دوستان خواندم. در آن متن کوتاه، نام همۀ آلبوم‌های شجریان را تا آن زمان، آورده‌ام. نام متن، «مناجات خدا با ما» بود. شجریان دربارۀ نام متن پرسید. گفتم: یعنی خدا با صدای شما، با ما نجوا کرده است. گوشۀ چشمش بارانی شد.

مناجات خدا با ما
زمستان است و جامِ تهی در دست. آسمان عشق، همنوا با بم و همچون جان عشاق می‌لرزد. قاصدک، پیام نسیم را به آهنگ وفا در گوش سپیده می‌خواند. ساز قصه‌گو، دلشدگانِ خلوت‌گزیده را که افتخار آفاق‌اند، به شب وصل نوید می‌دهد، و فریادِ «بی تو به سر نمی‌شود» چون دود عود همه‌جا پراکنده است. امشب به یاد عارف و آن دل مجنون که همایون‌مثنوی را جز چهره به چهره با جانِِ جان، به تحریر درنمی‌آورد، گنبد مینا را از چشمۀ نوش سیراب می‌کنیم. در خیال عاشقان از این خوش‌تر نمی‌گنجد که سرّ عشق را از دهان تو بشنوند. بخوان تا به رقص آوری سرو چمان را در این زمانۀ بیداد. بخوان و بدان که میان حلقه‌نشینان بزم انس، ساقی مهرویی است که معمای هستی را در صُراحی می حل می‌کند، و آنگاه معجونی می‌سازد که از آن پیوند مهر می‌خیزد. گلبانگ تو پوشانْد راز دل را، تا بیش از این رسوای دل نباشند آنان که مست از بوی باران‌اند و یاد ایام. بخوان! به یاد کارون، به یاد الوند، به یاد البرز، به یاد ایران، به یاد آرش، به یاد پدر و به یاد هر آن کس که تو را به این مرز و بوم پیوست. از پرده برون آر نکیسا را و باربد را به دستان داوودی، که انتظار دل می‌فشارد گلوی عیش مستان را.
آستان جانان بی نغمه و نوای تو، هیچ نیست، جز شب، سکوت، کویر. پس ای آرام جان، بخوان که مناجات خدایی با ما .


#فرهیختگان صدای فرزانگان
ای کاش مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی با همان جدیتی که ابتلاء ریاست جمهوری ایالات متحده به کرونا را دنبال می کنند، ابتلاء فرهاد میثمی به کرونا و انسان های شایسته دیگری مثل او را نیز که به دلیل تنظیم نبودن ترازوی عدالت در زندان ها به سر می برند،دنبال می کردند. ای کاش جامعه ی مدنی در حفاظت و حراست از سرمایه های انسانی خود بیش از این بی مبالات نباشد.

دو یادداشت از صاحب این قلم در ارتباط با فرهاد میثمی:

فرهاد میثمی، تولد یک اصلاح طلب مصدقی
فرهاد میثمی، تبدیل موفق یک تجربه ی تاریخی به یک بینش تاریخی



#فرهیختگان، ندای آگاهی
تقدم مسئولان یا مردم؟!

حضرت عباس آب فرات را نیاشامید تا اول بچه‌ها، بانوان و دیگر رزمندگان، سیراب شوند. خمینی و مراجع قم در موشک‌باران شهرها منازل خود را ترک نکردند تا امنیتی بیش از مردم نداشته باشند. صدر زیر بمباران‌های اسرائیل به‌روستاهای مرزی لبنان می‌شتافت تا ساعات خطر را در مساجد و کلیساها کنار مردمش باشد. طالقانی حتی در مجلس خبرگان روی زمین می‌نشست تا از ساده‌زیستی مردمی‌اش فاصله نگیرد. بهشتی از قلهک به‌محلات جنوب تهران کوچید تا رئیس دستگاه قضا مانند اکثریت مردم زندگی کند.

اما ما مدعیان اسلام ناب و انقلاب: صدها تن را در حسینیه‌ای جمع می‌کنیم و خود از داخل قرنطینه با آنها سخن می‌گوییم! معلمین مدارس و استادان دانشگاه را به‌حضور در مراکزشان ملزم می‌سازیم و خود از داخل قرنطینه سال تحصیلی را افتتاح می‌نماییم! داروهایی را که با پول بیت‌المال خریداری شده، اول میان خود و خودی‌ها توزیع می‌کنیم و اگر چیزی باقی ماند، به‌مردم می‌رسانیم! استکبار و تحقیر، بدتر از این؟ جای حضرت عباس، خمینی، مراجع پیشین، صدر، طالقانی و بهشتی، خالیست. این همه جوانمردی ما را چه نمره‌ای می‌دادند؟

به‌راستی جامعه‌ای که مسئولانش، خود را تافته‌ای جدابافته و از مردم برتر بدانند، تا جایی که در تشخیص، امنیت، سلامتی، رفاه و امتیازات، خود را بر عموم مقدم بدارند، چگونه سرانجامی خواهد داشت؟ آیا جز این است که این فساد، تدریجاً لایه‌های میانی و پایین‌تر مدیریت را نیز فرا گیرد و نهایتاً کل جامعه را در ناکارآمدی، فقر، نارضایتی، جرائم، بی‌اخلاقی، تفرقه، ناامیدی، اعتراض، خشونت، سرکوبی، انفجار و بالأخره انقلابی دیگر فرو بَرَد؟

صدر، روزگار امروز ما را چه دقیق وصف کرده است: "تاریخ هیچ ملت و امتی را نشان نداده که در نتیجه‌ی غلبه‌ی دشمن خارجی، تا هنگامی که آن مردم کنار یکدیگر بوده و وحدت‌کلمه داشته و به‌مسئولیت‌های خود آگاه بوده‌اند، از بین رفته باشد. مهم، خطر داخلی است؛ خطر تفرقه! این خطر، نتیجه‌ی تحقیر و عدم احترام به‌یکدیگر و گروه‌گروه کردن مردم است. اینها مشکلاتی است که ما اینک با آن مواجهیم". [نای و نی ۳۳۸-۳۳۹] 



محسن کمالیان


#فرهیختگان، ندای آگاهی                                
🌎 خلاصه متن مناظره کاملا هریس و مایک پنس

🔶 مجری مناظره: همه برای بهبود رئیس‌جمهور ترامپ دعا کردیم. حالا همه قرار است تا ماسک بزنیم و پروتوکل‌ها را رعایت کنیم.

🔸مناظره معاونین اول دو کاندیدای ریاست‌جمهوری انتخابات آمریکا آغاز شد.

🔷کامالا هریس معاون جو بایدن در رابطه با کنترل ویروس کرونا:

🔸مردم آمریکا شاهد بزرگترین شکست یک دولت در تاریخ آمریکا بوده‌اند. 210 هزار نفر کشته شده و 7 میلیون نفر مبتلا شده‌اند و از هر 5 کسب و کار یک کسب و کار تعطیل شده است.

🔸در 28 ژانویه به رئیس‌جمهور در رابطه با کرونا اطلاع دادند ولی بر روی آن سرپوش گذاشتند.

🔸بایدن می‌خواهد یک استراتژی ملی را پی بگیرد و ردیابی کند و واکسن را به رایگان توزیع کند.

🔷مایک پنس معاون دونالد ترامپ در رابطه با کنترل کرونا ویروس:

🔸از روز اول سلامت مردم آمریکا در اولویت پرزیدنت ترامپ بود.

🔸تمام موارد کرونا از چین می‌آمد پس ترامپ تمام پروازها از چین، اقتصاد دوم جهان را متوقف کرد ولی بایدن آن را خارجی هراسی دانست.

🔸بسیج ترامپ در حد بسیج ما در جنگ جهانی دوم بود.

🔸با اقدامات ترامپ و من و ستاد کرونا باعث می‌شود تا میلیون‌ها نفر تا پایان سال به واکسن دست یابند.

🔸جو بایدن از روی دست ما تقلید می‌‌کند.

کامالا هریس:

🔸مردم آمریکا! نگران نیستید که از کجا می‌توانید دارو بگیرید یا بچه‌های شما از مدرسه ویروس نیاورند؟

پنس:

🔸روزی نیست که به مردمی که عزیزانشان را از دست داده‌اند فکر نکنم ولی نادیده گیری فعالیت‌های ما انصاف نیست.

🔸اگر ترامپ سفرها را متوقف نکرده بود بیش از 2.2 میلیون نفر از بین می‌رفتند.

🔸سوزان پیج، مجری:
کمپین شما پروتوکل‌ها را رعایت نمی‌کند. چطور انتظار دارید مردم به دولتی رای بدهند که خود گرفتار کرونا شده است؟

🔸پنس:
وقتی همه‌گیری مجدداً در تابستان اوج گرفت، پرزیدنت ترامپ به اقدام خودش ادامه داد. کمپین ما در فضای باز بود و همه تست می‌شدیم.

🔸هریس:
مردم آمریکا به خاطر بی‌کفایتی این دولت لطمه دیدند چون ترامپ دروغ گفت.

🔸سوزان پیج:
نصف آمریکایی‌ها گفته‌اند که اگر واکسن کرونا پیش از انتخابات عرضه شود آن را نمی‎زنند. شما خانم هریس، آیا می‌زنید؟

🔸هریس:
اگر متخصصین تایید کنند بله ولی اگر ترامپ تایید کند، خیر!

🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آماده‌اید آقای پنس؟

🔸پنس:
قبل از پاسخ به عقب بر می‌گردم. شما اعتماد عمومی به واکسن را خدشه‌دار می‌کنید.

🔹سوزان پیج:
شما برای معاونت آماده‌اید خانم هریس؟

🔸هریس:
لحظه فوق‌العاده‌ای بود زمانی که آقای بایدن به من پیشنهاد داد. من اولین زن سیاه پوست بودم که در کالیفورنیا دادستان عمومی شدم. حالا هم دومین زن سیاه پوستی هستم که در سنای آمریکا بوده. در جنگ هم حاضر بودم و برای همین ها بایدن از من در خواست کرد.

🔹سوزان پیج: بایدن رای دهنده‌ها در رابطه با سلامت اطلاع داشته باشند؟

🔸هریس: هم باید از وضعیت فعالیت‌های بهداشتی آگاه باشند و هم از فعالیت‌های مالیاتی. رئیس‌جمهور، فرمانده کل قوا فقط 750 دلار مالیات داده است. ترامپ 400 میلیون دلار بدهکار است! ترامپ بر همه چیز سرپوش می‌گذارد و بایدن همیشه صادق است.

🔸پنس: پرزیدنت ترامپ یک بیزینس من بوده و همیشه انواع مالیات را پرداخته است و کیلو کیلو اطلاعات خود را منتشر کرده است. آقای ترامپ برای تجارت آزادانه تلاش کرده و این را با کارنامه هریس و بایدن قیاس کنید.

🔷سوزان پیج: کارزار شما برای پیش‌برد اقتصاد در شرایط کرونا چیست جز اخذ مالیات؟

🔹هریس: قدرت و سلامت اقتصاد آمریکا را باید با قدرت و سلامت کارگر پرداخت ولی ترامپ اقتصاد آمریکا را بر اساس سرمایه‌دارها چید و برای سرمایه‌داران بزرگ معافیت مالیاتی گذاشت. بایدن این معافیت را بر خواهد داشت. ما زمانی رهبر نوآوری جهانی بودیم. این معافیت برداشته خواهد شد و در آموزش هزینه خواهد شد. سرمایه‌گذاری برای مردم نه سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های بزرگ.

🔸پنس:
وقتی من و ترامپ وارد کاخ سفید شدیم آمریکایی‌ها وارد یکی از بدترین وضعیت‌های اقتصادی شده بودند بعد از رکود بزرگ دهه 30. این معافیت به نفع خانواده‌های آمریکایی بود. ما وارد یک همه‌گیری بزرگ شدیم ولی به واسطه اینکه پرزیدنت مالیات‌ها را کم کرده بسیاری مشاغل را نجات داده و این به نفع خانواده کارگران بوده ولی بایدن میخواهد مالیات بگیرد و اقتصاد ما را تسلیم چین کند و دوباره کسری بودجه ما را با تقدیم بودجه به چین رقم بزند.

🔸هریس:
بایدن نمی‌خواهد مالیات اعمال کند.

🔹پنس:
شما گفتید دروغ نمی‌گویید!

🔸هریس:
بایدن مالیات‌ها را بالا نمی‌برد. او کسی است که در زمان رکود اقتصادی مسئول طرح احیا اقتصادی بود. ترامپ وارث عملکرد بایدن بودند. حالا اقتصاد فاجعه است. بایدن درمان رایگان را در زمان اوباما به 22 میلیون خانواده داد. در عوض ترامپ..👇

👇لبنک متن کامل مناظره 👇
america.blog.ir/post/598
*رياست محترم قوه قضاييه جمهوری اسلامی ایران*
*حجت الاسلام و المسلمین سید ابراهیم رییسی*

با سلام و تحیت
اخیراً در چند شهر مختلف کشور از جمله شهر تهران نیروی انتظامی افرادی را به عنوان اراذل و اوباش بر روی ماشینها سوار کرده و جلوی چشمان مردم با ضرب و شتم ایشان را به عذرخواهی و خودفحاشی وادار نموده است و این افراد نیز با صدای بلند از مردم عذرخواهی میکنند!!
به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته حقوق هرچقدر در کتب حقوقی کنکاش کردم مجوز پس گردنی و کشیدن مو و سیلی و زدن دمپایی به سر افراد را نیافتم. از آنجایی که در برخی نقاط صریحاً اعلام میشود که با دستور مقام قضایی این اتفاق می افتد، یافتن مستند این خیمه شب بازی و *تراژدی حقوقی* برای بسیاری جالب خواهد بود. اخیراً در ماده ۹ دستورالعمل حفظ کرامت و ارزش‌های انسانی در قوه قضائیه ابلاغ فرمودید: “در اجرای اصل سی و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر منع هتک حیثیت افرادی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده‌اند، مراجع قضائی مکلف‌اند موارد زیر را رعایت کنند:
الف- اجتناب از هر گونه رفتار تحقیرآمیز و موجب اذیت و آزار جسمی یا روحی و روانی یا بی حرمتی به متهمان یا محکومان؛
ب- اجتناب از هرگونه رفتار غیرقانونی یا سلیقه‌ای مانند تراشیدن سر، استفاده از پابند، چشم بند، پوشانیدن صورت، نشستن پشت سر متهم و یا انتقال وی به اماکن نامعلوم توسط ضابطان دادگستری در جریان بازجویی”. بین این مصوبه و رفتارهای اخیر هیچ سنخیتی وجود ندارد و دستورالعمل صادره بروشنی نقض و به سخره گرفته شده است.

ثانیاً به عنوان دانش آموخته حوزه علمیه، فقدان مستند فقهی و شرعی این اقدام مسلّم و اظهر من الشمس است. از لحاظ فقهی و شرعی نمیتوان محکوم به اعدام را هم هتک کرد چه برسد به کتک زدن عملی جلوی چشمان سایرین.

ثالثاً به عنوان یک شهروند ایرانی اعتقاد دارم این شکنجه علنی باعث وهن و آسیب به آبروی ایران و ایرانی است و حیثیت نظام اسلامی و نظام قضایی و نظام حقوقی ایران را در عرصه بین المللی به حراج گذاشته است.

نهایت آنکه این اقدامات از لحاظ جرمشناسی هیچ تاثیری بر پیشگیری از تکرار ارتکاب جرم از سوی این افراد نخواهد داشت و بیشتر باعث شهرت مجرمین شده و من بعد، ایشان چیزی برای از دست دادن ندارند و شهروندان عادی باید هزینه قدرت‌نمایی نیروی انتظامی را پرداخت کنند.

با توجه به مراتب فوق به استناد ماده ۷ و بند ب ماده ۶۴ و ماده ۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد ۵۷۰ و ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات) مراتب اعلام جرم را خدمت جنابعالی اعلام مینمایم و تقاضا دارم دستور فرمایید ضمن شروع به تعقیب با مسببان و مرتکبان جرم برابر مقررات قانونی برخورد شود.

*محسن برهانی*
*عضو هیأت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران*


رونوشت:
۱. دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
۲. دادستان محترم نظامی تهران
۳. دادستان محترم انتظامی قضات
خسرو آواز ایران استاد محمدرضا شجریان بسوی بی سو پرکشید.

#فرهیختگان ضایعه درگذشت این نابغه هنر و موسیقی را به ملت هنردوست ایران، فارسی زبانان جهان، خانواده، دوستان و همه علاقمندان آن بزرگ تسلیت می‌گوید.
بر خود ببالید

ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمی‌بست و معصومانه اعتماد نمی‌کرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبربد. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه می‌ساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی می‌گذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمی‌دیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامه‌ام را می‌بینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامه‌هایمان هم کردید. فردا نسلی از راه می‌رسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن می‌کند؛ آنجا که دست شما به آن نمی‌رسد.

رضا بابایی
۹۸/۱۱/۱۹



#فرهیختگان، ندای آگاهی
لذت معاصرت

با شنیدن خبر تلخ درگذشت استاد شجریان، تنها احساس دلنشین من "لذت معاصرت" او بود. ما نیک‌بختان معاصر اوییم که اگر امکان درک حضور حافظ و سعدی و مولانا را نداشتیم، خداوند صدایی به زمانه ما ارزانی داشت که آیـینه جان‌وجهانِ مفاخر ما شد. ما با شجریان زیستیم ولی حافظ شنیدیم، شجریان دیدیم ولی در فضای سعدی و مولوی و منظومه پارسی، پرسه زدیم و حنجره او ترجمان و ترنم میراث رنگارنگ ما شد. "لذت معاصرت" یک دور "وحدتِ عاقل و معقول"ی است که هم ادراک می‌کردیم و هم احساس می‌شدیم. ما مردم در دادوستدی سرشار و زایا از او جان می‌گرفتیم و به او روح می‌دادیم. ما نه تنها شادکام به ثروت او بودیم که او نیز شادمان به لذت ما بود. ما در پی شنیدن آواز زمانه و او در کار ساختن زمانه آواز، استادانه در آفرینش ماندگاری یک ملت و از دهلیز طلایی نای، میراث می‌تراوید.
آقای محمدرضا شجریان، ما ممنون و وامدار تو هستیم با همان سیاق که تو بارها خود را "خاک پای مردم" خواندی و در روزگار تلخ ایشان انگبین افشاندی و خواندی تا مردمان این سرزمین چنان "داد و بیداد" را با "می و معشوق" بخوانند که "سفلگان جور" را از "شهسواران عدل" تمیز دهند. در لذت معاصرت با تو سبقتی نبود، ما همه مسبوق به‌هم بودیم و فاصله‌های ما مردم با تو در پرده‌های زمان رنگ می‌گرفت و تعریف می‌شد. گوشه‌های اندوه مردم با مقاماتِ آواز تو سرشار و ردیف‌های شهرت و محبوبیت تو در آوار اقبال این مردم محکم می‌شد. من کامیاب‌تر از تو در این زمانه نمی‌شناسم ای سیاوش صوفی‌وشان قلندر !
یاد و جای تو در دلهای این مردم ماندنی است. خوشا زمانه ما !


رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان صدای فرزانگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مستند اربعین، ساخته ناصر تقوایی، سال ۱۳۴۹
‌

#فرهیختگان، ندای آگاهی
در سوگ سیاووش*

ای قلم بشکن
ای واژه بمیر
ای دفترک‌های شعر، جامه بر تن پاره کنید.
سوگ سیاووش در اندازۀ شما نیست
شما را برای غم‌های کوچک آفریده‌اند
برای زاری بر سر قبرهای خاموش.
دریغ از آن‌ همه باد که در آستین شما انداختیم.
و امروز کور و کر و لال، در گوشه‌ای خزیده‌اید.
آوازخوان کوچه‌های شهر،
ناقوس کلیسای ارس تا خلیج فارس
روح سرزمین‌های بی‌آواز
کوچید.
ای سنتور و سه‌تار و ضرب و نی
پس از این، چه خواهید کرد؟
کدامین صدا، خواب از چشم شما خواهد گرفت؟
اعجاز کدامین آواز، کودک ایمان را در آغوش شما خواهد انداخت؟
منتظر باشید
تا صور اسرافیل
تا مخالف‌خوانی دستگاه بیداد.

پس از تو ایران به کدامین صدا گوش بسپارد، که چون گل بشکفد و چون دماوند سر برافرازد؟
به کدام وجود نازنین ببالد؟
در سوگ تو عشق خون می‌گرید
و آزادگی مویه‌کنان چشم به در دوخته است که شهسواری دیگر از راه رسد.
ای صدای عشق در روزگار دروغ و فریب و سنگدلی، به یُمن تو ایرانی بودن سرافرازی است.
خوشا طنین نام تو در صحن و سرای آزادی: محمدرضا شجریان.

ای دریغا ای دریغا ای دریغ
کانچنان ماهی نهان شد زیر میغ

رضا بابایی
ـــــــــــــ
*در سال ۱۳۹۸ هنگامی که خبر درگذشت استاد محمدرضا شجریان شایعه شد، رضا بابایی «در سوگ سیاووش» را در رثای ایشان نوشت. سرنوشت بر این بود که این متن امروز و پس از درگذشت استاد بابایی منتشر شود.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
⚫️ مهندس موسوی در توصیف آن وجود ارزشمند چه دقیق می گفت که اگر شجریان را صرفا یک هنرمند بزرگ بدانیم در حق او کوتاهی کرده ایم، بلکه آن نای الهی دیگر فضائل را با عالی ترین سطح از فراست سیاسی جمع می کند

▫️پیام تسلیت مشاوران مهندس میرحسین موسوی به مناسبت درگذشت اندوهناک استاد آواز ایران محمدرضا شجریان

هوالباقی
مرغ سحر و عارف زمانه و صدای زیبا و نادی ربنای ملت ایران، استاد محمدرضا شجریان، پس از نقاهتی طولانی به سمت سرچشمه زیبائی ها کوچ کرد.

مهندس میرحسین موسوی از قدیم در توصیف آن وجود ارزشمند چه دقیق می گفت که اگر شجریان را صرفا یک هنرمند بزرگ بدانیم در حق او کوتاهی کرده ایم، بلکه آن نای الهی دیگر فضائل را با عالی ترین سطح از فراست سیاسی جمع می کند. و او این جنبه از شخصیتش را چه به جا در بحبوحه جنبش سبز به صحنه آورد.

دریغا که دغدغه اجتماعی و دردی که از رنج های مردم به نمایش گذاشت به همان اندازه که بر محبت ملت نسبت به او می افزود بی مهری صاحبان قدرت را برانگیخت.

درگذشت این مرد فرهنگ و ادب را به خانواده و دوستدارانش، بویژه به هنرمندان متعهد مردمی و تمامی ملت ایران تسلیت می گوییم.
حق آن است که این هنرمند وفادار به فرهنگ وادب ایرانی در کنار شاعر احیاگر هویت پارسی، فردوسی نامدار بیارامد.

اردشیر امیرارجمند، محمد باقریان، قربان بهزادیان نژاد، سیدعلیرضا بهشتی شیرازی، سیدعلیرضا حسینی بهشتی، سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، علی عرب مازار یزدی، ابوالفضل فاتح، فرشاد مؤمنی/کلمه


#فرهیختگان، ندای آگاهی
شجریان نمی‌میرد

شجریان نمی‌میرد. آن که در دل مردمش نشسته و صدای کشورش شده نمی‌میرد. مگر فردوسی مُرد؟ گیرم که فردوسی مطرود شده بود. گیرم که جهان به کام عنصری و فرخی و عسجدی و فلان و فلان می‌رفت. گیرم سلطان‌محمود قدرش را نشناخت و با او ناسپاسی کرد. گیرم که مظلوم و رنجیده در کنج تنهایی و اندوه و تهیدستی گذشته شد. گیرم که اجازه ندادند پیکرش را در گورستان مسلمانان به خاک بسپارند. سرانجام چه شد؟هیچ! فردوسی در باغ خود به خاک رفت اما نمرد؛ مردم نگذاشتند بمیرد. مردم نگذاشتند نام و یاد شاعر ملّی‌شان گم و کم شود. اگر فردوسی عمر و مال و جان و جهان خود را فدای نگاهبانی از هویت ملّی ایرانیان و زبان فارسی کرد ملّت ایران هم از ذکر جمیل فردوسی و شاهنامه مثل آتش مقدّس نگاهبانی کرد. شاهنامه ماند و در متن زندگی ایرانی روزبه‌روز بالنده‌تر شد. اکنون نیز فردوسی، نزد مردم، عزیز است و شاهنامه کتاب بزرگ و زندگی‌ساز ایرانیان است.

سلطان‌محمود اما از همان‌دم که در باغ پیروزی دفن شد مُرد. از همان‌دم که مرد مُلکش دوپاره شد. میراث‌خوارانش به جان هم افتادند. ده سال از مرگش نگذشت که دولتش بر باد خواری رفت. پسرش مسعود شکست‌خورده و مُلک‌ومال‌باخته در قلعتی دوردست زجرکش شد. آن‌همه قال‌وقیل و منم‌منمِ شاه غازی - گشایندۀ هند و قمع‌کنندۀ قرمطیان- مثل برف آب شد. مرگ مُهر خاتمت زد بر نامۀ خودکامه‌ای که هنر و ادب و علم را هم یکسره زیر سیطرۀ خود می‌خواست و از هنرمندان و دانشمندان توقع داشت که سخن بر مراد قدرت او بگویند نه به مقتضای سلطنت علم و هنر خویش. سلطان‌محمود که مدیحه‌سرایانش او را جاودان می‌دانستند،اکنون کجاست؟ مُرد مُرد او مُرد. با مرگش هم تمام شد. امروز هیچ تأثیری بر جهان ما ندارد. شده است آینۀ عبرت. شده است نماد سلطانی که به قول سعدی در گور هم نگران است که مُلکش با دگران است. بیت زیر فشردۀ تاریخ است. داوری تاریخ است در منازعت میان هنری محبوب که روی به مردم دارد و سیاستی که صرفاً پشت به سرنیزه دارد:
برفت شوکت محمود و در زمانه نماند
جز این فسانه که نشناخت قدر فردوسی

شجریان هم مثل فردوسی ماندگار است. اگر فردوسی شاعر ملّی ایران است شجریان خوانندۀ ملّی ایران است.

نمیرم ازین پس که من زنده‌ام
که تخم «هنر» را پراکنده‌ام

هر آن کس که دارد هش و رای و دین
پس از مرگ بر من کند آفرین


میلاد عظیمی
نورسیاه


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام شهرام ناظری به مناسبت درگذشت محمدرضاشجریان: استاد شجریان رفتنی نیست، او برای هميشه تاریخ، جاوید و زنده است.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
ابلیس و دست

این نوشته‌ را نگارنده ۴سال قبل نوشت و اکنون به مناسبتِ تسلیتِ بی‌شرمانه‌ی اهلِ سیاست در درگذشتِ عزیزمان، بازنشر می‌شود:

"تقریبا یازده ماه قبل بود | که صاحبِ این قلم | از سوء استفاده ابزاری و انتخاباتیِ | دوستِ اگرچه کماکان عزیز امّا فراموشکار و بدعهدم | جنابِ آقایِ دکتر حسنِ روحانی | از حُسنِ شُهرت و محبوبیّتِ استاد «محمدرضا شجریان» | چیزکی نوشت | و... مطابقِ معمول | نزدیکانِ ریاستِ جُمهور مُحترم خیلی زود تماس گرفته و وعدهء پیگیری دادند | گرچه دیگر چون روز عیان بود | که سیاستِ «تدبیر و اُمید» | دستِ کم در عرصهء فرهنگ یعنی: | «وعدهء سرِ خرمن» | و سرِکارگذاشتنِ خلایق تا «اُفتادن آب از آسیاب» | و با نهایتِ رندی و زرنگی | انداختنِ همه تقصیر‌ها بر گردنِ دلواپسان و دیگران!

این بود که باز در‌‌ همان موقع | در پاسُخِ وعدهء اقداماتِ عاجلِ دولتمردان | برای پیگیریِ درخواستِ انبوهی از هُنرمندان و خوش نامان عرصهء فرهنگ | برایِ اجرایِ شجریان در ایران | به حضراتِ دوستان و از قولِ جنابِ مولانا نوشت: | سال‌ها گفتید ازین افسون و پند | سخت‌تر می‌گشت از آن هر لحظه بند | گر دوا را این مرض قابل بُدی | آخر از وی ذره‌ای زایل شدی!

باری:... | پیامِ نوروزیِ اخیرِ اُستاد شجریان | که با مویی تراشیده و چهره‌ای رنگ پریده | حکایتِ از رنجوریِ بسیار و بیماریِ جانکاهِ اُستاد بی‌بدیلِ هُنرِ موسیقی و آوازِ ایران داشت | مُخاطبِ این کلمات را نمی‌دانم | امّا آخِ نگارنده را درآورد | که کجایند مردانِ «الکریم إذا وعد وفا و إذا توعّد عفا»؟

حالا باز حضرات بیایند و به کذب | همهء کاسه و کوزه‌ها را بر سرِ مُخالفانِ ساده لوحِ جناحِ مقابل بشکنند | یا تیتر‌ها بزنند و عکس‌ها منتشر کُنند | در رسانه هایِ دولتی یا نان خورِ دولت | از مثلا عیادتِ احتمالی و نمایشی برادرِ محترمِ آقایِ رئیس جُمهور و کسانی چون او از جنابِ استاد | تاریخ که عوض نمی‌شود! | می‌شود؟ | و به همین نوروزِ سالِ ۱۳۹۵ قسم | که اگر در این اندک فُرصت‌های باقیمانده | رفعِ حصر از حنجرهء این «مُرغِ سحر» نشود | روسیاهی آن برایِ ابد می‌ماند | به ذُغالِ همین آشنایان و رُفقایِ نامردِ ما

و چون بشر از اساس فراموشکار است | یادداشتِ قبلی از بابِ یادآوری | تکرار می‌شود که:

یک: | در یکی از دو مستند انتخاباتی آقایِ دکتر روحانی (هردو ساختهٔ نگارنده) جایی هست که داخل ماشین‌ام سی‌دیِ استاد شجریان گذشته‌ام و رفته‌ایم به شبگردی و درددل با دوربین و مردم | شجریان می‌خواند: «دو چشمونت پیاله پُر زِ مِی بی! دو زُلفونت خراجِ مُلکِ رِی بی!...» | دکتر روحانی چشمان‌اش برق می‌زند و می‌گوید: | «من شجریان را خیلی دوست دارم...» | که همین می شود تاجِ سرِ تبلیغاتِ ریاست جُمهوری و سندِ هنردوستی ایشان | سپس در نُسخهٔ اصلی که در تدوین نیامده | هم ایشان | مدتی از سابقهٔ رفاقت‌ِ طولانی و عمیق‌اش با شجریان که نخستین بار به تشویقِ آقایِ خامنه‌ای ایجاد شده با مهربانی سخن می‌گوید.

دو: | چند روزِ قبل تکّه‌ای از سخنانِ اخیر استاد شجریان را خیلی‌هایمان دیدیم | که آقامنشانه و به کنایه و گلایه و دردمندانه گفت: | «من با زبان دیگری باید با شما صحبت کنم که چندین سال است که هر چه را باید بخوانم خوانده‌ام و بعد از این هرچه باید بخوانم زیاده گویی و زیاده خوانی و آبروریزی است، برای همین من اجازه ندارم که در مملکت خودم و برای مردم خودم بخوانم»

سه: | صدور مجوز برای اجرایِ هنرمندِ یگانه و والامقامی چون محمدرضاشجریان کار سختی نیست و نبود | امّا چند ماهی که از ایام پیروزی گذشت | کم‌کم حرفِ مشاوران فرهنگی و رسانه‌ای و برخی نزدیکانِ آقایِ رئیس‌جمهور پیش رفت که این قبیل قرتی‌بازی‌ها گرچه شاید عده کمی را دلخوش کُند امّا باعثِ دلخوری و کاهشِ محبوبیتِ ایشان در جمعِ بزرگ‌تری از متشرعین می‌شود و در «مقطعِ حساسِ کنونی» به «مصلحت» نیست | و سخنگوی وزارتِ ارشادِ همین دولتِ بالا آمده بر شانه‌ی استاد شجریان، بارها در جمع رسانه‌ها رسما اعلام کرد که بررسی اجازه‌ی اجرای او ‐حتی برای کوچک‌ترین برنامه‌ای در ایران‐ منوط به توبه‌ی نصوح از گذشته‌‌اش است."

*
تکمله:
آیا از پخش لحظاتی از نوای جاودانی استاد، در مستندِ انتخاباتیِ «امشب، شبِ شما است» پشیمان‌ام؟ نه! آن فرصت، آخرین نوبتی بود که صدای او از صدا و سیما پخش شد. حالا به هر بهانه! امّا آیا از نهادن نام استاد محمدرضا شجریان بر زبانِ چرب و نرم و بی‌استخوانِ رجمهور فعلی در ایام انتخابات سال ۱۳۹۲ ناراحت‌‌ام؟ بله. بسیار.

چون بسی ابلیسِ آدم‌روی هست
پس به هر دستی نشاید داد دست‌‌


حسین دهباشی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

سیمرغی از شاخسار هنر پرید
شجریانِ بزرگ دیگر بر شجره ادب آواز نمی‌خواند. آنکه بانگ حافظ و مولانا و عطّار و سعدی و خیّام را دراین منزل ویران طنین‌انداز کرد دیگر بانگ نمی‌زند. تنش را به خاک و جانش را به جانان و نغمه‌های جاودانه و گلبانگ‌های عاشقانه‌اش را به بادها سپرد تا به گوشه‌های جهان روند و گوشها را بنوازند

مردی منعِم و متنعّم بود که نعمت حق را شاکرانه بذل کرد و "درّ دری" را در پای خوکان نریخت. برای مردم خواند و از اقبال مردم برخوردار شد. خلعت شیب را به تشریف شباب آلوده نکرد. پاک و صافی از چاه طبیعت به در آمد و به ماوراء طبیعت شتافت.

عارفانِ عظام به ما آموخته‌اند که راهیان دیار عدم و مسافرانِ جهان غیب، در آنجا همان می‌کنند که در مسافرخانه دنیا می‌کردند. پس گمان می‌برم که شجریان اینک چون مرغی بهشتی در "جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَار"، رها از تعلقات تن، سبکروح و سپیدجامه، با فرشتگان و بهشتیان می‌خندد و می‌خواند. این چنین شیرینی آن خسرو کند.
روانش شاد و منزل نو بر او مبارک.

عبدالکریم سروش
#فرهیختگان
پیام مصطفی ملکیان در سوگ استاد شجریان

جان آگه با #فرهیختگان
سوگ خنیا، درد آواز

میرجلال‌الدین کزازی درگذشت محمدرضا شجریان را «سوگ خنیا» و «درد آواز» خواند:

خُنیا به سوگ می‌نشیند؛ آواز، با درد و دریغ دمساز، می‌موید؛ چنگ، درمانده و دلتنگ، گیسو می‌پریشد؛ تار، زار، می‌گرید؛ نی، جانگزای و جگرسوز، می‌نالد؛ تنبک، دمادم، از غم بر سر می‌کوبد؛ چرا؟ زیرا بزرگمرد آواز ایران، استاد محمدرضا شجریان؛ این خرمخوی‌ترین خُنیایی – که یادش گرامی باد! به مینوی برین شتافته است تا از این پس بهشتیان را، با گلبانگ پهلوی و مینُوِی خویش، بیافساید و دل از آنان برباید و دری از هنرِ جانپرور، بر رویشان، بگشاید»./شهروندآنلاین


#فرهیختگان، ندای آگاهی
عبدالله عبدالله: شجریان میراث مشترک فرهنگی کشورهای منطقه است

رئیس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان:

مرگ استاد شجریان، میلیون‌ها انسان را در سراسر کرۀ خاکی به‌ویژه در کشورهای منطقه و فارسی زبان به ماتم نشاند.

شجریان، «میراث مشترک فرهنگی» کشورهای منطقه، معرفِ اشعار شاعران بزرگ زبان فارسی از جمله مولوی، حافظ، سعدی و فردوسی است./ایسنا

#فرهیختگان، ندای آگاهی