فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
اکبر عالمی، استاد رنگ و نور و لابراتوار در‌ دانشگاه، عکاس و فیلمساز ایرانی در پی ابتلا به کرونا در ۷۵ سالگی در تهران درگذشت.

او در سال ۱۳۲۴ در اهواز متولد شد، فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای دراماتیک تهران بود و از بریتانیا مدرک دکترا داشت. او همچنین مجری برنامه‌های سینمایی بود.

آقای عالمی از چند روز پیش در بیمارستان بستری بود و به ایسنا گفته بود: «هفته پیش برای فیلمبرداری مستندی با سه نفر دیگر از همکارانم به بیمارستانی در تهران رفته بودیم و اگر چه تمام موارد ضروری را رعایت کردیم اما با این حال هر چهار نفر به کرونا مبتلا شدیم»



#فرهیختگان، ندای آگاهی
دغدغه های میهن گرایانۀ محمدرضا شجریان

احسان هوشمند، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل تیره های ایرانی،در یادداشتی خاطرات خود از محمدرضا شجریان و دغدغه ها و دلنگرانی های این هنرمند بزرگ از دست رفته دربارۀ ایران را بازگو کرده است . برای خواندن یادداشت احسان هوشمند روی تصویر زیر کلیک کنید:


http://iranchehr.com/?p=12111



جان آگه با #فرهیختگان
دکتر نادر نظام‌تهرانی از ترجمهٔ «دیوان حافظ به زبان عربی» سخن می‌گوید.

https://www.instagram.com/tv/CGO3nQ5JLR3/?igshid=okkqpv9huuhu



#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Audio
🔶نشست علمی مجازی
صلح جاویدان در سایه ایمان
#فایل_صوتی

📖 رو نمایی از کتاب :
نظریه عمومی نفی دشواری در حقوق اسلامی
🔹با سخنرانی حضرت آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد
⏳ مدت زمان: '۱:۳۵




#فرهیختگان، ندای آگاهی
عکسی نادیده از محمّدرضا شجریان⁩؛ سال ۲۰۰۲، آمریکا. عکس از آلبوم شخصی خانواده‌ عدیلی.

- از توییتر مرتضی نیک‌نهاد.



#فرهیختگان، ندای آگاهی
تنها گمشده ما دمکراسی است

ناصرالدین شاه ۵۰ سال سایه خدا بود!
وقتی میرزا رضای کرمانی با تپانچه شلیک کرد به شقیقه ناصرالدین شاه تا مدتی مردم باور نمی‌کردند که این اتفاق افتاده آنهم در حرم حضرت سیدالکریم!
خیلی‌ها فکر نمی‌کردند چنین موجودی وجود داشته که با گلوله گذاشته روی مغز سایه خدا (ضل الله).
همه می‌آمدند ببینند که واقعاً ضارب چه کسی است؟ بشر معمولی است؟ جن و پری است؟ شیطان است؟ خیلی‌ها آمدند و رفتند و میرزا رضای کرمانی را دیدند که در غل و زنجیر بسته شده بود...
وقتی می‌خواستند او را اعدام کنند به او گفتند در بین بازدیدکنندگان کسی بود چیزی به تو بگوید و تو را از کرده ات پشیمان کند و به فکر فرو برد!؟
میرزا رضا کمی مکث می‌کند و می‌گوید:
ناصرالملک یک چیزی به من گفت که کمی به فکر فرو رفتم، او گفت وقتی داشتی سایه خدا را می‌زدی، فکر کردی کدام نادرشاه پشت دروازه‌های تهران منتظر است که این نباشد و او بیاید و نجاتمان دهد!؟
(ناصرالملک کسی است که بعد از خلع محمدعلی میرزا نایب‌السلطنه می‌شود، او در قرن نوزدهم در دانشگاه آکسفورد اقتصاد و تاریخ و فلسفه خوانده بود!)
ما همه سال ۵۷ میرزا رضا بودیم و فکر می‌کردیم اگر محمدرضا پهلوی نباشد اوضاعمان خوب میشود!
«تا شاه کفن نشود این وطن، وطن نشود» این شعارهایمان بود.
ما همه میرزا رضای کرمانی بودیم و فکر می‌کردیم اگر شاه نباشد یک مشت آدم‌های ملی، وطن‌پرست، متدین، مسلمان می‌آیند و یکی وزیر کشاورزی می‌شود، یکی نخست‌وزیر می‌شود و کشور اصلاً گلستان می‌شود.
این تفکر ما در سال ۵۷ بود.
امروز هم خیلی‌ها این تفکر را دارند که اگر این ولایت فقیه نباشد، اگر این نظام جمهوری اسلامی نباشد، حکومت ملی و مردمی و آدم‌های تحصیلکرده و وطن‌پرست در خارج از کشور و داخل کشور زیاد هستند اینها بیایند روی کار و ایران گلستان می‌شود!
همان- به اصطلاح- ندیدنی که- من خودم را می‌گویم- در ۲۲ بهمن سال ۵۷ داشتم، الان هم خیلی‌های دیگر دارند! اما این اشتباه بود و من باید ۲۲ بهمن ۵۷ می‌رفتم به دنبال همین که گفتم: دموکراسی.
تنها دموکراسی هست که ما را می‌رساند به فنلاند، می‌رساند به ژاپن، می‌رساند به هند.
فنلاندی‌ها نه کروموزوم‌شان، نه ژن‌شان، نه آب‌شان، نه هوایشان، نه خوراک‌رشان، نه گندم‌شان با ما هیچ تفاوتی ندارد اما آنچه که فنلاند می‌شود دموکراسی است.
می‌دانید چرا این کشیده‌ها را خوردیم!؟ چون دنبال دموکراسی نرفتیم.
نور به قبر مهندس مهدی بازرگان ببارد، نور به قبرش ببارد...
بازرگان تنها کسی بود که به دموکراسی بها می‌داد، تنها کسی بود که جلوی امام ایستاد، تنها کسی بود که می‌گفت دموکراسی...
بازرگان تنها کسی بود که با اشغال سفارت آمریکا مخالفت کرد، با دادگاه‌های انقلاب مخالفت کرد، با اعدام‌ها مخالفت کرد و با خیلی چیزهای دیگر مخالفت کرد، منتها ما در مورد بازرگان چه فکر می‌کردیم!؟
بزرگ‌ترین جنایتی که شاه کرد این بود که جامعه ایران را بسته نگه داشت!
از همان زمان میرزا رضای کرمانی ما به دنبال دموکراسی نرفتیم، به دنبال انقلاب رفتیم، به دنبال زدن این، گرفتن آن، این را سر جایش بنشانیم...
باید به دنبال دموکراسی برویم.
تنها گمشده ما دموکراسی است...

برگرفته از سخنان صادق زیباکلام (با اندکی تصرف و تخلص)



#فرهیختگان، ندای آگاهی
.
برای آن امیر ترانه

دیروز استاد ارجمند دکتر عبدالحسین ساسان پیام دادند که «نمی‌خواهی چیزی درباره پرواز استاد شجریان بنویسی؟». نشستم و خواستم درباره ارزش نمادین استاد چیزی بنویسم و به عنوان نویسنده کتاب در حال انتشار «سرمایه نمادین و توسعه» ادعا کنم که اگر حاکمان ما حواسشان می‌بود ارزش نمادین استاد شجریان، به عنوان یک سرمایه نمادین ملی، نه تنها برای نسل‌های آینده، حتی امروز هم می‌توانست بیش از ارزش نمادین برخی از آثار تاریخی ایران باشد (استدلالش را در کتاب آورده‌ام)؛ اما دریغ که خودخوابزدگان را نمی‌شود بیدار کرد. آنان که هویت‌شان به نفرت‌پراکنی بر علیه غرب است اگر می‌دانستند، می‌دانستند که چگونه با تکریم شجریان‌ها می‌توان موج غربگرایی را در جوانان مهار کرد.

راستش دیروز هرچه به خود پیچیدم حوصله نوشتن نیافتم. دیشب اما نیمه شب خوابم نبرد. نشستم و این چند بیت پراکنده را نوشتم. بزرگ بود و ما هم در قلب خویش بزرگش‌ می‌داریم تا زودا که وقت آن فرا رسد که نسل‌های آینده حق او را بگزارند.

محسن رنانی

متن شعر را در اسلاید بالا بخوانید. 👆👆👆

و فایل word شعر را از لینک زیر بردارید: 👇👇
www.renani.net

#فرهیختگان
#تا همین امروز بیش از ۳۹ نفر از افراد گوناگون با ناز و اطوار به خبرگزاری‌ها گفته‌اند که "من نامزد ۱۴۰۰" نمی‌شوم یا می‌شوم و یا هنوز در فکرش نیستم یا هستم ... . این "بلبشوی سیاسی" که از ضرغامی تا عاملی و عارف و ... هر کدام سودای ریاست جمهوری دارند "نشانه‌ای" است برای اهل نظر و آن نشانه نیازمند تحلیل. به نظرم یکی از تحلیل‌ها می‌تواند این باشد که این دولت روحانی نیست که در ۱۴۰۰ به اتمام می‌رسد بل این پست ریاست جمهوری است که "تمام" می‌شود و این تمام شدن به معنای به فعلیت رسیدن تمام امکان‌های جمهوریت در قالب نظام می‌باشد.


سیدجوادمیری


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی استاد شجریان در شبی که مجله بخارا در کانون زبان فارسی به افتخار استاد عبدالوهاب شهیدی با حضور ، استاد سایه و دیگر نام آوران بزرگ‌موسیقی ایران هوشنگ‌ ظریف ، حسن ناهید و.....برگزار شد . (یکشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۴ ).



#فرهیختگان، ندای آگاهی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همه میدانیم که شجریان منتقد حکومت بود، اما منتقدی نجیب و شریف بود

عبدالکریم سروش در مقدمه جلسه ۱۰۱ شرح مثنوی ضمن تسلیت درگذشت استاد محمدرضاشجریان به جایگاه او در سپهر فرهنگی، ادبی، اجتماعی و هنری پرداخت و با بیان این شعر فواد کرمانی که:
بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی
در سینه‌های مردم عارف مزار ماست
از او به عنوان نماینده فرهنگ و ادب ایران یاد کرد که ادبیات و نوای قرون اعصار کهن را به درون دل‌ها برد

سروش در ادامه از برگزاری بی‌مسئله، اما پرشور مراسم و همراهی دولت برای برگزاری مناسب شان و جایگاه استاد شجریان و دفن پیکر آن مرحوم در جایی که وصیت کرده بود(مزار فردوسی) اشاره کرد و از فرهنگستان‌های هنر، زبان و ادب فارسی و علوم انتقاد کرد که چرا در حد یک تسلیت رسمی هم به چنین واقعه مهمی واکنش نشان ندادند.
او مسئولین این نهادها را مورد پرسش قرار داد که چرا برای لجظاتی و برای حفظ میز و پستشان از انجام چنین وظیفه فرهنگی تن می‌زنند.
او همچنین از یکی از رسانه‌ها که به استاد لقب وطن فروش داد انتقاد کرد و آن را رسانه‌ای فرهنگ‌کش نامید که به تمامی اهالی فرهنگ و هنر توهین روا می‌دارد.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
در باره آن غایبِ حاضر

نوید بازرگان


📌 اكنون چند روزيی است كه از پرواز آن مرغِ نادره تكرار ميگذرد. هميشه دركنار آنها كه رفته‌اند درس‌هايی است برای آنها كه مانده‌اند. شجريان چگونه به اين اقبال و ارتفاع دست يافت؟ به اين چَكاد، كه مسلمانَش به زمزم شُست و هندويش بسوزانْد.

📌 اقامت سلطان در تفرجگاه ِهرات برخلاف تصور از هفته‌ها به ماه‌ها و سپس به سال ( و شايد سال‌ها) می‌‌كشد. همه لشكريان كه دلتنگ خانه و كاشانه خود‌اند راه بازگشت موكبِ سلطانی را در نفوذِ رودكی می‌جويند. شعر "بوی جوی موليان" در وصفِ رودِ پرخروشِ آموی و زيبايی‌های تختگاهِ بخارا- پايتخت سامانيان – در اينجا تولد ميابد. شعر، آواز و آهنگی كه چنان سلطان را به شوق آورد كه بيدرنگ و برهنه‌پا، بر اسب نشست و آهنگِ بخارا و بازگشت به پايتخت كرد و برای هميشه تمثيلی از اعجازِ "شعر و آواز" برجای نهاد.

📌در شجريان نيز فضايل برجسته‌ای بهم رسيده بود. استاد موسيقی ايرانی بود و در اين هنر تا منتهای كمالِ خويش راهی سخت و پرمشقت سپرده بود. اما او تنها آوازه خوانی با حنجره‌ای تربيت شده و سحر آميز نبود، شعر فارسی را با سليقه‌یی سخته گزينش می‌كرد. رفت و آمد او بيشتر با نخبگان و بزرگان فرهنگ و ادب بود و آنها در شكل گيري طبعی پخته و پرمايه در او مددكار بودند.

📌شجريان بمرور توانست به زبان يك ملت تبديل گردد. زبانی مايه گرفته از ادبياتی فاخر كه با آوازی سحرآميز و موسيقی درخشان گره خورده بود و تا عمق جانِ مخاطب نفوذ ميكرد. او خود سرودی ملی شده بود.

📌افسوس كه ترنّم دلكش او در روايت از بهار و عارف و عشقی و در روايتِ از ظلمِ ظالم و جورِ صيّاد و بيداد و بی‌رسمی‌های زمانه نتوانست اميرانِ نظام را پادر ركابِ بازگشت به بخارا كند. بازگشت به وطن . بازگشت به مردم .بازگشت به راستی و درستی.. او با چنين حسرتی از كنج قفس پركشيد.

#فرهیختگان، ندای آگاهی

📎متن کامل یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
📌https://bit.ly/3jVX7y3
صدا و متن استاد شجریان - چیزی شبیه حرفِ آخر

از لینک زیر مشاهده کنید:
https://youtu.be/YuBMK6dj3NU


#فرهیختگان، ندای آگاهی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
ترامپ رئیس جمهور کشوری با پیشرفته ترین دانشگاههای جهان است با این حال در رابطه با علم در حد یک کف‌بین و جام‌زن است. خردمندان آکادمی آمریکا که برای برخی از ما اجماع آنها در برخی از زمینه‌ها پشتوانه‌ای برای نقد خرافه است همگی علیه ترامپ و علم‌ستیزی او موضع گرفته‌اند. علم‌ستیزی دولت ترامپ به نفی تغییرات اقلیمی و توهم توطئه در مورد کرونا محدود نمی‌شود. تا اکتبر 450 مورد که ضدیت با علم محسوب میشوند از دولت ترامپ سر زده است. 123 مورد سوگیری، 72 مورد قطع کردن بودجه علمی، 145 مورد سانسور دولتی، 46 مورد دخالت در آموزش، 61 مورد تغییر کادرهای علمی، 43 مورد ایجاد مانع برای پژوهش، و 19 مورد دستکاری. هیچ خردگرا، آگنوستیک، یا آتئیست معتبری در غرب موافق ترامپ نیست و برعکس همگی منتقد سرسخت او هستند. (حتی سم هریس که به طور معمول مواضع سیاس راستگرایانه‌ای دارد از منتقدان سرسخت ترامپ است)./فلسفه https://www.scientificamerican.com/article/on-november-3-vote-to-end-attacks-on-science/?fbclid=IwAR2SX3nOQitZIdoPa2HpXzLnWlGU9DQcMdWaI-PHVXVHVPfR9Dfx9envf7I

#فرهیختگان، ندای آگاهی
4_5778375680651691820.mp4
15.6 MB
روایت هوشنگ ابتهاج از ۱۰۰ شلاقی که در دهه‌ی ۶۰ به زنده‌یاد پرویز مشکاتیان زدند/خصوصی

#فرهیختگان، ندای آگاهی
راهکار مسئولیت اجتماعی جهت کاهش نابرابری و حس محرومیت در جامعه

(با تاکید بر مخاطبان شیعه‌ی علوی و جامعه‌ی شیعی)- ۱/۲

امیر محمدیان خراسانی

✅ در کشورهای اسکاندیناوی که دارای دولت رفاه می باشند که مبتنی بر نظام بیمه ای قوی و مالیات بر درآمد تصاعدی ( هر چه در آمد بیشتر، مالیات بیشتر) و شفاف می باشند نابرابری اجتماعی-اقتصادی کم است و مالیات ها با رغبت پرداخت می شود. مدل دولت رفاه ( welfare state ) در این کشورها به صورت مدلی کارا همراه با مسئولیت پذیری شهروندان و دولت درآمده است که ممکن است برای برخی کشورهای دیگر با مشخصات و بسترهای فرهنگی-تاریخی متفاوت جواب ندهد یا نیاز به زمینه سازی های گسترده داشته باشد، به خصوص در کشورهایی که در مناطق استراتژیک یا در میانه ی کشمکش های سیاسی قرار دارند، مانند کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه.
✅ بدون توجه به تمامی مقتضیات دولت رفاه، دو مورد مطرح شده در بالا ( چگونگی مالیات و نظام بیمه ) می تواند در سایر کشورها نیز جهت کاهش نابرابری و حس محرومیت به کار رود. اما علاوه بر این در این نوشتار با نوعی گونه بندی اقتصادی-اعتقادی و با کمک از جامعه شناسی کاربردی و مفهوم مسئولیت اجتماعی و با به میان کشیدن فلسفه‌ی اساسی اجتماعی در مذهب تشیع که نمونه عالی آن علی بن ابی طالب می‌باشد راهبردی کاربردی را پیشنهاد می‌نمایم که می‌توان آن را درزندگی خود به کار برد و با یاد آوری و توضیح به دیگران انتقال داد و گوشزد کرد.
✅ در هر جامعه‌ای تقریبا با گونه شناسی زیر از لحاظ تفکر اقتصادی-اعتقادی افراد مواجه می‌شویم که در ارتباطی تنگاتنگ با عادتواره‌های آن ها و ویژگی‌های میدان اجتماعی-اقتصادی و اعتقادی ست :
1.کسانی که ندارند و نمی دهند : به بیان ساده یعنی وضع اقتصادی آن ها خوب نیست و به دیگران کمک نمی کنند. از آن ها انتظاری نمی رود و در این راهبرد مداخله ای ( از نوع مداخله در افکار ) مسئولیتی ندارند و ذینفع مداخله هستند یعنی این نوع راهبرد در جهت کاهش حس محرومیت آن هاست.
2.کسانی که ندارند اما می دهند : به بیان ساده یعنی با این که وضع اقتصادی آن ها اصلا خوب نیست اما به قول نیچه " از کم، تمام را می بخشند " یا باز هم بخشنده هستند. فقیرانه زندگی می کنند اما سخاوتمند می باشند. از این گروه نیز انتظاری نمی رود و مسئولیتی در مدل ما ندارند و آن ها نیز جزء ذینفعان مداخله ی ما هستند. عنوان " دریادل " شایسته ی این گروه است.
3. کسانی که دارند و نمی دهند : یعنی وضعیت اقتصادی بسیار خوبی دارند اما بخشش نمی کنند و یا مالیات و خمس نیز نمی دهند. این گروه، یکی از دو گروه مخاطب ما برای مداخله در افکارش می باشد که در پایان گونه شناسی بدان خواهم پرداخت.
4. کسانی که دارند و می دهند : تفاوت این گروه با گروه چهارم در این است که مالیات و خمس خود را پرداخت کرده و بخشنده نیز هستند.
✅ قبل از ارائه و توضیح راهکار ،بیان این مطلب ضروری ست که در اینجا قصد ورود به بحث مالیات و خمس را به صورت جزئی ندارم و قبلا مفصل در مورد خمس، چالش های مربوط به آن را بیان نموده ام و بعدا نیز به آن خواهم پرداخت.
✅ در مورد گروه سوم بایستی ابتدا تلاش کرد تا آن ها به گروه چهارم بپیوندند و سپس تمرکز را بر روی گروه چهارم گذاشت. پیوستن آن ها به گروه چهارم کار ساده ای نیست و به هیچ عنوان به معنای پایان کار نیست. همچنین نگارنده و مخاطبان یادداشت با انواع توجیهات و استدلال های آن ها بابت نبخشیدن و نپرداختن آشناست. قصد من در اینجا تمرکز بر روی بعد مسئولیت اجتماعی شهروندان است و نه حاکمیت اگر چه این دو در یک نظام کنش متقابل و وابستگی متقابل دیالکتیکی قرار دارند اما تفکیک آن ها در این جا از بعد نظری ست.
ادامه در قسمت دوم 👇👇👇
راهکار مسئولیت اجتماعی جهت کاهش نابرابری و حس محرومیت در جامعه
(با تاکید بر مخاطبان شیعه ی علوی و جامعه ی شیعی)- ۲/۲

امیر محمدیان خراسانی

❇️ تمرکز عمده من مطابق تقسیم بندی قسمت قبل بر روی گروه چهارم است یعنی کسانی که دارند و می دهند. ممکن است بپرسید که پس مشکل چیست و چرا تاکید شما بر جامعه شیعی ست ؟ در ذیل بدان می پردازم.
❇️ افراد این گروه خود دو دسته هستند : 1. کسانی که دارند و می بخشند و سبک زندگیشان و مظاهر و جلوه های آن در ردیف طبقه متوسط و پایین تر است. 2. کسانی که دارند و می بخشند و سبک زندگیشان و مظاهر و جلوه های آن در ردیف طبقات متموّل و بالای جامعه است.
❇️ پس بحث در چگونه بخشیدن و چگونه زیستن است، مخصوصا از لحاظ جلوه و نمای اقتصادی و مصرفی و نمایشی. هدف ما ترغیب آن ها به بخشیدن هر چه بیشتر نیست ( فرض بر مالیات شفاف و تصاعدی و پرداخت خمس است ) بلکه بر ترغیب دسته دوم این گروه به پیوستن به دسته اول این گروه است و این کار را با کمک از مفهوم مسئولیت اجتماعی در جامعه شناسی نابرابری های اجتماعی و فلسفه ی اجتماعی تشیع مخصوصا در حکومت علی بن ابی طالب انجام خواهم داد و در نتیجه تاکید بر مخاطبان شیعه است اگر چه که همه عدالت گستران و برابری خواهان عالم را در بر می گیرد.
❇️ مسئولیت اجتماعی افراد اقتضا می کند که حتی اگر دارند و می بخشند مظاهر و جلوه های زندگیشان را طوری در معرض عموم و نمایش قرار ندهند که تمایزبخشی برجسته ای را تحمیل کرده و حس محرومیت کثیری را به دنبال بیاورد. در جامعه شیعی، امام، خود در پایین ترین وضعیت و همراه و همدل با فقیرترین مردم زندگی می کند و این، مسئولیت اوست که به انجام می رساند. اما مسئولیت از بقیه مردم حتی با دادن مالیات و خمس و انفاق سلب نمی شود و گره کار در همین جاست. اگر کسی بسیار متموّل است وظیفه ی دینی ( آن چه من بر اساس مغز اسلام می فهمم و و نه پوسته اش و اسلام را علی (ع) می دانم و نه قرآنِ بر سِر نیزه) و مسئولیت اجتماعی اوست ( از نظر نگارنده به عنوان یک جامعه شناس و محقق این حوزه ) که خود را حداقل تا سطح متوسط مردم در زندگی و ظواهر پایین بیاورد و تحت عنوان جعلی شان و منزلت، مبادرت به مصرف گرایی و تجمل پرستی و لوکس نشینی ننماید. برای مثال اگر می تواند در خانه 10 میلیاردی و بیشتر در این شرایط زندگی کند، بامتراژ بالا، بایستی در خانه ای 1 تا 2 میلیاردی با متراژ متوسط زندگی کند ( اگرچه آن هم برای بسیاری همچون آرزویی دوردست در این سرزمین جلوه می کند ) زیرا سطح زندگی مردم یکنواخت و نزدیک بهم نیست.
❇️ شعارِ " داریم و لذت می بریم و می بخشیم" گمراه کننده و انحرافی ست و نفی مسئولیت اجتماعی را به همراه دارد. اگر نمی توانید خود را در مصرف و نمود زندگیتان تا سطح متوسط پایین بیاورید خود را شیعه ی حقیقی یعنی پیرو راستین علی بن ابی طالب ندانید. زیرا شما مسئولید. علی( ع) در نامه ای به فرماندار خویش به او گفت که شنیده است در سفره ای رنگارنگ با ثروتمندان غذا خورده است . او نه تنها حاکم خود را به خاطر این عمل سرزنش نمود بلکه نامه ی او وجه دیگری نیز دارد که دوری از ثروتمندانی که متموّلانه نیز زندگی می کنند را خواهان است. یعنی کسانی که با تمایز بخشی به زندگی خویش، جدایی طلب هستند از مستضعفین و فقرا و محرومین. تمایز بخشیدن به جدایی گزینی و حس برتری و تفاخر و منّت و ترحّم هنگام کمک نیز منجر می شود. وقتی امام به فرماندار می گوید با آن ها سر سفره منشین یعنی تو باید از آن ها جدایی گزینی و سبک زندگی آن ها را طرد کنی تا آن ها در انزوا قرار گیرند( و نه محرومین و فقرا، تو باید با آن ها بیامیزی تا همه یکی شوید) و این گونه نمایش وار زندگی نکنند. کمتر بخورند و معمولی تر مصرف کنند. اسلام جامعه گراست بدین معنا که این جامعه است که انسان ها را ثروتمند می کند و انسان، بدهکار جامعه ی خویش و دیگرانی ست که مستقیم و غیرمستقیم به ثروتمند بودنش با بودنشان و استفاده از خدمات و کالاهای او یاری رسانده اند. پس باید دِین خود را به جامعه، این گونه ادا نماید. در یک کلام باید گفت حق متموّلانه زندگی کردن حداقل برای متموّلانِ شیعه ی علوی با تاسّی به امامشان وجود ندارد.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
نشست مجازی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها
با عنوان:
محمدرضا شجریان و جامعه ایران

با حضور:
سروش دباغ: میراث ادبی شجریان

عبدالحسین مختاباد:
فرم و محتوای آوازهای شجریان

علی محمد حاضری:
آزادگی وحریت، رمز محبوبیت شجریان
دبیر نشست: ژاله حساس خواه

زمان: پنج شنبه 24 مهر ساعت 18

لینک ورود به جلسه: https://www.skyroom.online/ch/modaersin7/modaresin
https://www.instagram.com/p/CGUepiHJiSt/?igshid=6ahd6if09is3
🔷 خیرت نیست، شر مرسان!

✅چند روزی است که صحبت‌های یک روحانی در شبکه‌ی قرآن تلویزیون و ادّعاهای عجیب و غریب‌اش در باره‌ی وقوع انقلاب اسلامی نُقل شبکه‌های مجازی است و آن بنده‌خدا در کانون نقد. من هم می‌پذیرم که حرف‌های آن کارشناس نسنجیده، نامناسب، بی‌اعتبار، و سست بود؛ ولی معتقدم نباید او را سرزنش کرد. این صدا و سیماست که باید سرزنش شود. رکورد ناسنجیده‌گویی در رسانه‌ی ملّی بالاتر از این حرف‌هاست؛ آن‌قدر حرف‌های بی‌اعتبار از این رسانه به اسم دین پخش شده است که نباید از شنیدن این سخنان خیلی تعجّب کرد. کسانی که تجربه‌ی حضور در برنامه‌های(بویژه مذهبی) صدا و سیما را دارند، خوب می‌دانند که مدیریّت برنامه‌های مذهبی این رسانه از سنجیده‌گویی خوشش نمی‌آید و عاشق همین حرف‌هاست. کارشناسان مذهبی مجبورند از این حرف‌ها بزنند؛ هرچه نامعقول‌تر بهتر. مجریان برنامه‌های مذهبی رسانه‌ی ملّی هر کارشناسی را با هر سطحی از دانش و خردورزی، کشان کشان می‌برند به وادی‌ سخیف‌گفتن. فشار رسانه بحث را به سمتی می‌برد که ته‌اش می‌شود همین حرف‌های سست و بی‌اساس. اگر کسی هم نخواهد به این ساز بخواند جایی در صدا و سیما ندارد؛ علی درستکار مجری کاربلدی بود که گاهی می‌خواست کارشناسانش حرف معقول‌تری در باره‌ی دین بزنند، حکم اخراج گرفت، امثالِ حجت‌الاسلام و المسلمین زائری هم جوری از مذهب حرف زدند که باب میل حضرات رسانه‌ی ملّی نبود و ممنوع‌التصویر شد؛ نتیجه این شده است که رسالت بوذری با آن ادبیات چندش‌آور می‌شود مجری برنامه‌های مذهبی و حجت‌الاسلام شجاعی می‌شود کارشناس دین.
✅ کاش یک نفر پیدا بشود و به رسانه‌ی ملّی بگوید خیرت نیست، شر نرسان. بیا و دست از سر دین بردار.

مهراب صادق‌نیا
۱۳۹۹/۷/۲۳


#فرهیختگان، ندای آگاهی