فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
یادی از مردی بزرگ و دوستی دانشمند

هنوز از اندوه مرگ خنیاگر موسیقی و ادب و فرهنگ دیرپای ایران زنده یاد محمدرضا شجریان رها نشده ایم که تألم خبر مرگ عزیزی دیگر از مردان بزرگ این یار یعنی دکتر غلامعباس توسلی رسید.
با نام غلامعباس توسلی در سالهای انقلاب (و شاید اندکی پیش از پیروزی) آشنا شدم. در سالهای نخستین و به ویژه در دوران چهار ساله مجلس اول، هم با نام و شخصیت و سابقه و اندیشه های او بیشتر آشنا شدم و هم به تدریج عملا نیز ارتباط و همفکری و همراهی و همکاری جدی فیمابین پدید آمد.
در مجلس اول شماری از دوستان نماینده عملا در قالب یک فراکسیون اقلیت فعالیت می کردیم و در هفته یک بار جلسه ای برای گفتگو و تبادل نظر در باره موضوعات مجلس و نیز به طور کلی مسائل اجتماعی و سیاسی مملکتی داشتیم. پس از پایان مجلس، همان ترکیب با حضور چند نفر از یاران نویافته در بیرون از مجلس ادامه یافت. البته این جلسات در دو هفته یک بار بود و هر بار نیز در خانه ای یکی از اعضا و همراه با صرف شام. یکی از این افراد جدید این جلسات فکری – سیاسی غلامعباس توسلی بود. آن جلسات برکات زیادی داشت و یکی از آن برکات، جلسات سالانه بزرگداشت شریعتی و طالقانی بود که از سال 1364 تا اواسط دهه هفتاد در خانه ای در تهران برگزار می شد و توسلی یکی از سخنرانان آن مراسم ها بود.
توسلی از دوستان قدیم دکتر شریعتی بود که همراه با دکتر پوران شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) در سوربن پاریس درس خوانده و سپس به ایران بازگشته بود. توسلی سالیانی دراز استاد مسلم و عالی رتبه جامعه شناسی دانشگاه تهران بود. هزاران دانشجوی این رشته از او بهره برده اند. هرچند عضو شاخص نهضت آزادی ایران بود ولی عملا شخصیت فرهنگی و علمی او بر سیمای سیاسی اش غلبه داشت. نویسنده بود. او دارای آثار تألیفی و ترجمه ای پر شمار است.
حدود بیست سال پیش به بیماری سرطان دچار شد. بارها به دیدارش رفتم و یا او به دیدارم آمد. یک بار، که از زندان به مرخصی آمده بودم، با پیشنهاد جناب عبدالله نوری به عیادتش رفتیم. سخت تکیده بود و بی حال و بی توان. به زحمت ساعتی روی تخت نشست. اما بعدتر در خارج از کشور اطلاع یافتم که حال و احوالش بهتر شده و جسته گریخته از حضورش در مجامع و فعالیت های فرهنگی و سیاسی اش خبرهای می رسید. خوشحال بودم از این بهبود احوال.
در هرحال خبر درگذشت این دوست دوست داشتنی و استاد فرهیخته دانشگاه را به خانواده اش و به یارانش در نهضت آزادی و به انبوه شاگردان و به خیل دوستانش تسلیت می گویم و برای آن بزرگ غفران الهی و برای بازماندگان شکیبایی و پاداش نیکو آرزو می کنم. یک بار زنده یاد مهندس سحابی در نامه ای از ایران برای من (و دو دوست دیگر) نومیدانه نوشته بود: ممکن است دیدار به قیامت باشد؛ ظاهرا دیدارها با یاران دیرین دارد به قیامت می افتد. رو بار سفر بند که یاران همه رفتند. جز سحابی و توسلی، محمد نصرالهی و خانم ها محبی و اعظم طالقانی از آن جلسات به سرای دیگر رخت کشیده اند. با این حال جای خرسندی است که یاران سفر کرده در این 12 سال غربت نشینی، عمری تقریبا بلند و با برکت داشته اند. برای یاران در قید حیات آرزوی سلامتی و عمری بلند و همراه با برکت آرزو می کنم.
منتشر شده در زیتون یادی از مردی بزرگ و دوستی دانشمند
هنوز از اندوه مرگ خنیاگر موسیقی و ادب و فرهنگ دیرپای ایران زنده یاد محمدرضا شجریان رها نشده ایم که تألم خبر مرگ عزیزی دیگر از مردان بزرگ این یار یعنی دکتر غلامعباس توسلی رسید.
با نام غلامعباس توسلی در سالهای انقلاب (و شاید اندکی پیش از پیروزی) آشنا شدم. در سالهای نخستین و به ویژه در دوران چهار ساله مجلس اول، هم با نام و شخصیت و سابقه و اندیشه های او بیشتر آشنا شدم و هم به تدریج عملا نیز ارتباط و همفکری و همراهی و همکاری جدی فیمابین پدید آمد.
در مجلس اول شماری از دوستان نماینده عملا در قالب یک فراکسیون اقلیت فعالیت می کردیم و در هفته یک بار جلسه ای برای گفتگو و تبادل نظر در باره موضوعات مجلس و نیز به طور کلی مسائل اجتماعی و سیاسی مملکتی داشتیم. پس از پایان مجلس، همان ترکیب با حضور چند نفر از یاران نویافته در بیرون از مجلس ادامه یافت. البته این جلسات در دو هفته یک بار بود و هر بار نیز در خانه ای یکی از اعضا و همراه با صرف شام. یکی از این افراد جدید این جلسات فکری – سیاسی غلامعباس توسلی بود. آن جلسات برکات زیادی داشت و یکی از آن برکات، جلسات سالانه بزرگداشت شریعتی و طالقانی بود که از سال 1364 تا اواسط دهه هفتاد در خانه ای در تهران برگزار
می شد و توسلی یکی از سخنرانان آن مراسم ها بود.
توسلی از دوستان قدیم دکتر شریعتی بود که همراه با دکتر پوران شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) در سوربن پاریس درس خوانده و سپس به ایران بازگشته بود. توسلی سالیانی دراز استاد مسلم و عالی رتبه جامعه شناسی دانشگاه تهران بود. هزاران دانشجوی این رشته از او بهره برده اند. هرچند عضو شاخص نهضت آزادی ایران بود ولی عملا شخصیت فرهنگی و علمی او بر سیمای سیاسی اش غلبه داشت. نویسنده بود. او دارای آثار تألیفی و ترجمه ای پر شمار است.
حدود بیست سال پیش به بیماری سرطان دچار شد. بارها به دیدارش رفتم و یا او به دیدارم آمد. یک بار، که از زندان به مرخصی آمده بودم، با پیشنهاد جناب عبدالله نوری به عیادتش رفتیم. سخت تکیده بود و بی حال و بی توان. به زحمت ساعتی روی تخت نشست. اما بعدتر در خارج از کشور اطلاع یافتم که حال و احوالش بهتر شده و جسته گریخته از حضورش در مجامع و فعالیت های فرهنگی و سیاسی اش خبرهای می رسید. خوشحال بودم از این بهبود احوال.
در هرحال خبر درگذشت این دوست دوست داشتنی و استاد فرهیخته دانشگاه را به خانواده اش و به یارانش در نهضت آزادی و به انبوه شاگردان و به خیل دوستانش تسلیت می گویم و برای آن بزرگ غفران الهی و برای بازماندگان شکیبایی و پاداش نیکو آرزو می کنم. یک بار زنده یاد مهندس سحابی در نامه ای از ایران برای من (و دو دوست دیگر) نومیدانه نوشته بود: ممکن است دیدار به قیامت باشد؛ ظاهرا دیدارها با یاران دیرین دارد به قیامت می افتد. رو بار سفر بند که یاران همه رفتند. جز سحابی و توسلی، محمد نصرالهی و خانم ها محبی و اعظم طالقانی از آن جلسات به سرای دیگر رخت کشیده اند. با این حال جای خرسندی است که یاران سفر کرده در این 12 سال غربت نشینی، عمری تقریبا بلند و با برکت داشته اند. برای یاران در قید حیات آرزوی سلامتی و عمری بلند و همراه با برکت آرزو می کنم.

حسن یوسفی اشکوری
منتشر شده در زیتون
۲۵ مهر ۹۹


#فرهیختگان، ندای آگاهی
برای این مصیبت «کلمه» کم دارم

سایه


۲۵ مهر ماه خانواده شجریان بر مزار ایشان


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا؟
وقتی ترامپ مصمم شد به رقابتی جانانه و موازی با رقیبش در برنامه‎ای همزمان، طبیعتا حس شورانگیز "ققنوس از آتش برخاسته" را القا می‎خواست بکند و اتفاقا سالم و رو پا، دست کم در ظاهر، با جنب و جوشی چندین مرتبه بالاتر از رقیبش با مردم حرف زد. درباره نژادپرستان سفید، به سرعت "محکوم می‎کنم" گفت و رد شد که به هوادارنش برنخورد... همانجا... همانجا... مجری این برنامه سَوانا گوتیه‎ری، وکیل و حقوقدان باسابقه بود و نه یک مجری ناآشنا به روند روبرو شدن با فردی متهم به فرار مالیاتی! ترامپ انصافا در تلاش توهین نرم به مجری و به شوق آوردن مردان سفید، خوب زحمت کشید و البته خیلی فایده نبرد.. چون طرفش کم نمی‎آورد. در برخی مقاطع، مثل اینجا، کار به چیزی شبیه بازجویی داشت می‎کشید. آن بانوی سیاهپوست در سمت راست تصویر را می‎بینید؟ او را کمپین ترامپ گذاشته بود تا مدام در تأیید حرفهای ترامپ سر تکان بدهد. بنده خدا وسط بازجویی ترامپ درباره بدهیهایش ... که آخر به آن اعتراف کرد!!!! خشکش زده بود. این همه... جالب بود... برای رأی دهندگان چقدر مؤثر بود؟ شاید هیچ... برای دادستان منهتن... بسیار!!! /USA study

#فرهیختگان، ندای آگاهی
«شجریان، خُنیاگر حقیقت و زیبایی»

جُستاری در ابعاد شخصیت، اندیشه و هنر محمدرضا شجریان به‌قلم سیدعلی محمودی منتشر شده در وب‌سایت #مشق_نو

🖊محمدرضا شجریان (۱۳۹۹-۱۳۱۹) در جسم، رخ در نقاب خاک کشید و در روان، به ملکوت اعلی پیوست. او چگونه زیست و چه کرد که نام و آثارش پهنۀ ایران‌زمین را درنوردید و به زیست‌بومِ جهان ما راه گشود؟ دربارۀ موسیقی‌شناسی و هنر آواز او باید موسیقی‌دانان و ناقدان هنری نظر بدهند. اما ابعادی از شخصیت و راه و رسم زیست فرهنگی و اجتماعی او درخور بسی تأمل است. در این نوشته به شماری از آن‌ها می‌پردازم

🖊شجریان با هنر خود نگذاشت خرد و اندیشۀ ایرانی که در آثار حکیمان سخن‌سرای این مرز و بوم تجلی یافته بود به فراموشی سپرده شود. او می‌دید که شعر فاخر پارسی در آثار فردوسی، رودکی، ناصرخسرو، مولانا، حافظ، سعدی و خیام به حاشیه رانده می‌شود و جای آن‌ را نوشته‌های تُنُک‌مایه و سفارشی درآمیخته با ایدئولوژی می‌گیرد

🖊صدای او، هم برای خواص و نخبگان درس‌آموز و الهام‌بخش است و هم برای مردم کوچه و بازار. ایرانیان از پسِ حدود یک سده از سرودن شعر«مرغ سحر»، اثر جاودانۀ محمد تقی بهار(ملک‌الشعرا)، هم‌چنان در بیت بیتِ این شعر، سرشت و سرنوشت خویش را می‌بینند و تجربه می‌کنند. او در هر زمان، به‌ویژه در مقاطع و پیچ‌های پرخطرتاریخی ایران، پیام خود را که بازتاب پیام مردم است، در هنرش فریاد می‌کرد؛ از «مرغ سحر» گرفته تا «زمستان»، «قاصدک»، «همراه شو، عزیز»، «ایران، ای سرای امید»، «فریاد»، «تفنگت را زمین‌بگذار»(زبان آتش) و...

🖊استقلال نهاد هنر و فرهنگ از دولت، در تمام دوران زیست هنری شجریان، از باورهای سنجیدۀ او بود. او شخصی قانون‌گرا بود، اما به هیچ حکومتی وابسته نشد. او می‌اندیشید که باید به‌استقلال گام بردارد و نقش خود را ایفا کند. او می‌اندیشید که باید به راه فردوسی، ناصرخسرو، حافظ، مولوی و عطار برود، نه به کژ‌راهۀ افرادی همانند انوری، عسجدی، عنصری، فرخی سیستانی، قاآنی و دیگر شاعران درباری

🖊او هنگامی‌که مشاهده کرد فردی-که اشتباهی آمده بود-، با دریدن پرده‌های خِرد و آزرم، میلیون‌ها ایرانی را هتاکانه و بی‌ادبانه «یک مشت خس و خاشاک» خوانده است، از عمق جان برآشفت و رک و صریح گفت که: «من صدای این خس و خاشاک‌ام». او وظیفه‌گرایی بود که در برابر فضای میلیتاریزۀ خیابان‌ها و میدان‌های شهر، سرودۀ فریدون مشیری را فریاد کرد که: «تفنگت را زمین بگذار»

🔸متن کامل این نوشته را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/y3c5aegc


#فرهیختگان، ندای آگاهی
ابوالحسن خرقانی را گفتند:
راستی چيست؟

گفت:
آن است كه دل پيش‌تر از زبان گويد



#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
شب فراق که داند که تا سحر چند است؟
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است؟
پیام من که رساند به یار مهرگسل؟
که: شکستی و ما را هنوز پیوند است
قسم به جانِ تو‌گفتن، طریق عزت نیست
به خاک پای تو و آن هم عظیم سوگند است
‌‎
سعدی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
دیروز در کنار هم
امروز در کنار هم

شجریان، اخوان


#فرهیختگان صدای فرزانگان
الهی عَبیدُک بِبابِک
عفوَک
عفوَک
عفوَک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعدی
هرکه بپرسد ای فلان:
حال دلت چگونه شد؟
خون شد و دم به‌ دم همی
از مژه می‌چکانمش



#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
تکنوازی کمانچه در آخرین کنسرت ۲۰۱۹ تهران
کیهان کلهر
کمانچه‌نوازی کیهان کلهر؛
در آخرین کنسرت ۲۰۱۹ تهران

ویدیو در یوتیوب
✅ https://youtu.be/ItyIVlBHo4o


#فرهیختگان، ندای آگاهی
شجریان؛ صدای کائنات

✅لوئیز گلوک، شاعر آمریکایی، امسال برنده جایزه نوبل ادبیات شد. یوسف اباذری، دو شعر از او را به‌مناسبت درگذشت استاد محمدرضا شجریان ترجمه کرده و در اختیار روزآروز قرار داده است.

✅شعر اول، «صدای کائنات» (celestial Music) از کتاب آرارات (۱۹۹۰) است و شعر دوم، «آیریس خشمگین» از کتاب آیریس خشمگین (۱۹۹۲).

✅متن کامل اشعار را در اینجا بخوانید یا در موبایل خود روی کلمه instant view بزنید/روزآروز
https://bit.ly/3dwtEZ7



#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔆 نام سپند «ایران» از دو پاره ساخته شده است: ایر+ان
ان پساوند بازخوانی (نسبت) است.
واژه‌ی پایه: ایر، ریختی‌ست از واژه‌های همریشه‌اش، از گونه‌ی آریا و آریان و آرین. گمان می‌رود که ایر به معنی آزاد و آزاده باشد؛ در شاهنامه چندین بار #آزادمرد در معنی #ایرانی به کار برده شده است.

برای نمونه در این بیت از سه تیره‌ی هم‌گوهر (هم‌نژاد) بدین‌سان سخن رفته است:
به گیتی مرا نیست کس هم‌نبرد
ز رومی و توری و #آزادمرد

نشانه‌ای دیگر آن است که تازیان، #ایرانیان را #بنوالاحرار می‌نامیده‌اند که به معنی #آزادزادگان است.

میرجلال‌الدین کزازی
منبع


#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نطق جانانه یک نماینده دیگر در مجلس شورای ملی افغانستان، دکتر نیلوفر ابراهیمی‌ خطاب به فارسی‌ستیزان:

«جناب رئیس مجلس! امروز اگر افعانستان افتخاری دارد، تمدنی دارد و یا چیزی بنام فرهنگ دارد که به آن افتخار می‌کنیم همه و همه ریشه در زبانی دارد که اسمش پارسی است.»
منبع

#فرهیختگان، ندای آگاهی
مصاحبه با استیضاح کننده!

س: چرا می‌خوای روحانی را استیضاح کنی؟
ج: کی گفته او روحانیه؟ او جسمانی هم نیست!
س: منظورم کسوت و مرامش نیست. منظورم فامیلشه!
ج: فامیلش هم روحانی نیست؛ این شیخ فریدونه!
س: حالا روحانی یا فریدون! چرا می‌خوای استیضاحش کنی؟
ج: چون پاک تسلیم‌طلبه! چون می‌خواد کشور را به آمریکا بفروشه!
س: خب قبلاً کسانی گفتن که خودش بیاد استفعاء بده و شما گفتین که این نقشۀ آمریکاست!
ج:بله. طرح استعفای این شیخ نقشۀ آمریکاست چون ترامپ می‌خواد خلأ دولت در ایران به وجود بیاره مثل همون کاری که در لبنان کرده!
س: فکر نمی‌کنید که استیضاح و برکناری او هم خلأ ایجاد کنه!
ج: نه. من اصلاً فکر نمی‌کنم!
س: چرا فکر نمی‌کنید؟
ج: چون این حقش خیلی بیشتر از استیضاحه! باید اعدام بشه!
س: خب، فکر نمی‌کنید اگر اعدام بشه بازم خلأ قدرت پیش می‌آد؟
ج: نه من فکر نمی‌کنم!
س: معذرت می‌خوام من اصلاً متوجه فرمایش شما نمی‌شم! یعنی می‌فرمایید یک استعفعای آرام و بی‌دردسرِ شیخ فریدون نقشۀ آمریکاست و خلأ دولت در ایران ایجاد می‌کنه اما استیضاح و برکناری و اعدام او هیچ خلأ دولتی ایجاد نمی‌کنه؟
ج: نه من فکر نمی‌کنم!
س: ممنون متوجه شدم! شما واقعاً فکر نمی‌کنید!
ج: چی؟ داری مرا به بی‌فکری متهم می‌کنی؟
س: آخه خودت گفتی که فکر نمی‌کنم!
ج: منظور من چیز دیگه‌ای بود!
س: خب چی بود؟
ج: عجب پررو و سمج تشریف داری! تو حق‌ات همونه که "سردار قلم" به حسابت برسه! اگه خیلی ادعات می‌شه چرا نمی‌ری با اون مصاحبه کنی؟
س:شما واسطه می‌شین که اون با من مصاحبه کنه؟
ج:نخیرم! شأن حاج حسین آقا اجل از این حرفاست!
س: خب، پس من با کی مصاحبه کنم؟
ج: با خودِ من! مگه من چی کم دارم؟
س: با شما که دارم مصاحبه می‌کنم!
ج: خبر مرگت مصاحبه کنه! این چه طرز مصاحبه کردنه! مصاحبه را برو از مجری‌های صدا و سیما یاد بگیر!
س: مگه اونها چه جوری مصاحبه می‌کنن؟
ج: خیلی حرفه‌ای!
س: یعنی چه جوری؟
ج: اولندش سؤالات را از قبل به ما می‌دن! دومندش زرت زرت نمی‌پرن وسط حرف ما! سومندش هر چی بگیم قانع می‌شن و به علامت تأیید سر می‌جنبونن! چارمندش...
س: کاملاً متوجه شدم. پس برین با همون صدا و سیما مصاحبه کنید!
ج: من که می‌رم مصاحبه‌مو می‌کنم توی بدبخت ورشکسته این وسط می‌خوای چه کار کنی؟
احمدزیدآبادی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
بهار ۶۷ و موضوع آمریکا ستیزی: رفراندم همزمان با انتخابات امریکا

مهدى ذاكريان:

زمستان ۶۶ حملات موشکی صدام به شهرها شدت گرفت. با این حال دانشگاه بسته نشد. کلاس ها در جمع کوچکتری برگزار می شد. کلاس اخلاق مرحوم آیت الله مهدوی کنی در سالن شماره ۳ برگزار شد. دلگیر و ناراحت از اتفاقات انتخابات مجلس سوم بود. دلگیرتر از ستیز بی منطق برخی نامزدهای انتخاباتی. فرمود: کسی که تقوی نداشته باشد مورد تایید ما نیست و در لیست خود نمی گذاریم و نگذاشتیم. اضافه نمود که در ملاقات با مرحوم امام گلایه هایم را عرض کردم. امام بوسه ای بر سینه ام زد و دلجویی نمود.

ولی کلیدی ترین نکته مرحوم آیت الله مهدوی کنی این دیدگاه بود که در بهار ۶۷ در آن کلاس مطرح و بعدها نیز در موقعیتی دیگر تکرار فرمودند:

🔗«آن نماینده ای که از پشت میکروفون به امریکا ناسزا می گوید همان میکروفون ساخت امریکاست...ما تا ابد نمی توانیم با امریکا قهر باشیم...امام مخالف بود با اینکه در سفارت کارها یا تغییراتی بشود و فرمودند به آن دست نزنید.» و ...

🔗ممکن است پس از سی و دو سال برخی نقل قول ها دقیق نباشد. ولی چکیده سخنان ایشان خردورزی در موضوع رابطه با امریکا و پرهیز از شعار و افراط گرایی بود. اتفاقا در مجلس سوم جناح چپ به پیروزی رسیده و مخالف هر نوع مماشاتی در مذاکره یا رابطه با امریکا بود. ولی آیت الله مهدوی نگاه مبتنی بر دوراندیشی داشت.

🔗اکنون جدال فراوانی در کشور در گرفته که می تواند به همبستگی ملی آسیب بزند. گو اینکه یکی از نمایندگان با رییس جمهور در باره خواست اکثریت مردم در موضوع صلح امام حسن علیه السلام و شاید مذاکره با امریکا اختلاف دیدگاه یافته است. مرحوم امام(ره) در این رابطه می فرمایند: «در صورتی که ملت بیدار و شریف ما اجازه دهد، ارتباط بسیار عادی خود را در حد سایر کشورها با آمریکا برقرار می کند.»

🔗پیشنهاد می کنم برای روشن شدن خواست ملت ایران همزمان با روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا که روز ۱۳ آبان و تسخیر سفارت هم هست، «رفراندومی از ملت ایران به عمل آید: مذاکره نه یا بلی؟» رفراندومی که به صورت مجازی و پستی با کمترین هزینه ممکن است. همبستگی ملی یعنی احترام به خواست اکثریت ملت.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
حذف تدریجی زندگی

✅ 1. گران و گران‌تر شدن کالاها و تورم روزافزون، دست کم دو پیامد دارد:

❗️ اولا، برخی کالاها را از سبد مصرفی خانوارها حذف می‌کند.
❗️ ثانیا، کیفیت برخی از کالاهای مصرفی را به شدت کاهش می‌دهد.

چیزهایی از سفره‌ها حذف می‌شوند و چیزهای دیگر که نمی‌توان حذف‌شان کرد (زیرا برای زنده ماندن ضرورت دارند)، از کیفیت سابق‌شان سقوط می‌کنند. مصرفِ کالاهای کم کیفیت، به جای آن چه تا کنون مصرف می‌شده است، و حذف مدام برخی کالاها از سبد خانوار، در نهایت، به کاهش کیفیت زندگی منجر می‌گردد. تورم و از هم گسیختگی اقتصادی، زندگی‌ عمومی را لاغرتر و انسان‌ها را رنجورتر می‌کند. رنج از آن رو که افراد می‌بینند سفره‌شان کوچک‌تر و کم‌کیفیت‌تر می‌شود، اما نمی‌توانند کاری کنند و نمی‌توانند جلوی روند سقوط زندگی را بگیرند. شرایط اقتصادی نابسامان، پایه‌های زندگی را با چالشی عمیق، و بعضا شکننده روبرو کرده است.

✅ 2. شیوه‌ی حکمرانی هم همین‌طور است. تا وقتی حکمرانی و سیاست‌ورزی، بتواند نیازهای اساسی جهان اجتماعی را برآورده کند، شهروندان نیز در وضعیت آرامش و امنیت، وفادارانه می‌زیند و از حاکمان‌شان حمایت می‌کنند. با نزول سطح حکمرانی و سقوط عقلانی سیاست‌‌ورزی، به تدریج چیزهایی از سفره‌ی سیاسی جامعه حذف می‌شود. مانند رضایت، خشنودی و احساس خوشبختی جمعی، مشارکت سیاسی، مشروعیت و از این قبیل. فقط جامعه نیست که چیزهایی از دست می‌دهد؛ نظام سیاسی و حکومت نیز با شیب تند از دست دادن، به دره‌ی تاریک، و پرتگاه نزدیک می‌شود.

کاهش کیفیت زندگی سیاسی، دست کم دو پیامد در پی دارد:

❗️اولا، آن ارزش‌های زندگی جمعی که روزگاری شهروندان حاضر بودند برایش بجنگند و جان‌شان را برای آن بدهند نیز به تدریج از دست می‌رود. و این سخن، یعنی کیفیت زندگی جمعی و قواعدِ با هم زیستن کاهش می‌یابد و یک ملت به درجات پایین زندگی سیاسی سقوط می‌کند؛ به نحوی که با دیده‌ی شک و پرسش به هر نوع همکاری با دیگری روبرو می‌شوند. در آشفته‌بازار حکمرانیِ بی کیفیت، منافع شخصی و فردی، جای منافع عمومی را می‌گیرد. فساد اوج می‌گیرد و هر یک، می‌خواهد دیگری را چپاول کند. این همان وضعیتی است که به آن "وضعیت طبیعی"، گفته می شود. چیزی شبیه جنگ همه علیه همه.

❗️ ثانیا، سرمایه‌های بنیادین نظام مستقر، به تدریج دود می‌شود و به هوا می‌رود. ژرف‌ترین سرمایه، مشروعیتی است که رکن نظام محسوب می‌شود. رضایت عمومی و سپس آمادگی برای مشارکت شهروندان، از جمله‌ی سرمایه‌هایی است که بنیاد سیاست را پی‌ریزی می‌کند.

✅ 3. وقتی زندگی، لابلای چرخ‌دنده‌های اقتصاد و سیاست، خرد می‌شود؛ وقتی کیفیت زندگی عمومی و روزمره و زندگی سیاسی کاهش می‌یابد و افراد به ناچار چیزهایی را از سفره‌شان حذف می‌کنند و یا تن به مصرف کالاهای کم‌کیفیت می‌دهند، این روند ادامه می‌یابد و زندگی معنوی و دینی‌شان نیز به تدریج لاغرتر می‌شود.
در آشفته بازار اقتصاد و در زمانه‌ی ناتوانی حکمرانان برای بسامان کردن امور، ارزش‌های دینی نیز لرزان می‌شود و بعضا چونان برگ‌های پاییزی زرد شده و از درخت زندگی فرو می‌ریزند و زیر پای عابران خسته از زندگی، خرد می‌شوند. از آدمی نمی‌توان انتظار داشت که در ساحت اخلاق و دین‌ورزی همان باشد که همیشه بوده است، اخلاق و دین‌ورزی با ساحت‌های دیگر زندگی پیوند دارد. زلزله‌ای که در ساحت دیگر می‌آید، دین را نیز خواهند لرزاند. بتدریج ارزش‌های معنابخش و متعالی و ارزش‌هایی چون حقیقت‌جویی و عدالت‌طلبی از سفره‌ی دین کم می‌شود و به جای آن، دینِ کم و حتی بی‌کیفیتی به نام دینِ مداحی می‌نشیند.

✔️ شرایط اسف‌بار و دردناکی است که یک ملت به چشم خویش می‌بیند که سرمایه‌هایش چگونه از دست می‌روند و او مجبور است چیزهایی را از سفره‌ی زندگی عمومی، سیاسی و زندگی دینی‌اش حذف کند. سفره‌ای تهی و خالی از ارزش‌ها و باورهایی که با او و برای او می‌زیسته است. رنج ملت، رنج از دست دادن‌های مکرر است، آن هم چیزهایی که زندگی‌اش را با آن معنا می‌کرده است و یا سبب آرامش و احساس خوشبختی‌اش می‌شده است و چنین به آسانی فرو می‌ریزند.

علی زمانیان
خردمنتقد
۹۹/۰۷/۲۷


#فرهیختگان، ندای آگاهی
نکاتی دربارهٔ افغانستان و افغانی

یادداشتی از احمد بهنامی


۱- عموماً تصوّر می‌کنند که افغانستان در ۱۵۰ سال اخیر از ایران جدا شده است. درحالی‌که افغانستان از حدود ۲۸۰ سال پیش ازین؛ یعنی سال ۱۱۶۰ه.ق. پادشاهی مستقلی (سلسلهٔ درّانیان) داشته و سرنوشت آن از ایران جدا بوده است؛ یعنی در تمام دورهٔ زند، آغامحمدخان، فتحعلی‌شاه، محمدشاه؛ افغانستان حیات سیاسی کاملاً مستقلّی داشته است، با پادشاهان مستقلّی به نام‌های احمدشاه، تیمورشاه، زمان‌شاه، محمودشاه و شاه‌شجاع. آن‌چه حدود ۱۶۰ سال پیش اتفاق افتاد، جدایی ولایت هرات کنونی بود و تعهّد حکومت ایران به عدم دخالت در افغانستان.

۲- برخی گمان می‌کنند، نام افغانستان در دو-سه سدهٔ اخیر ابداع شده است. البته این گمان اشتباه حتی اگر از جانب استاد نجیب مایل هروی مطرح شود هم مردود است. در متون سدهٔ هشتم و نهم قمری به کرّات برای اشاره به ناحیه‌ای که اکنون شمال غرب پاکستان و جنوب شرق افغانستان را تشکیل می‌دهد، به کار رفته است. از جمله در صفحات ۱۱۱، ۱۶۲، ۱۹۸، ۲۰۱ از کتاب تاریخ‌نامهٔ هرات (سدهٔ هشتم قمری)، صفحات ۴۶۴، ۴۹۰ از جلد اول رَوضات الجَنّات (سده نهم قمری)، و پس از آن در آثار دورهٔ صفوی و گورکانی در ایران و هند بارها لفظ افغانستان به کار رفته است.

۳- عدّه‌ای هم گمان برده‌اند که اطلاق نام افغانی برای اشاره به اهل این قوم اشتباه است و باید افغان گفت. درحالی‌که در سده‌های گذشته نیز هریک از افراد این قوم، «افغانی» نامیده می‌شدند: روضات الجّنات اسفزاری، ج۲/ ۱۱۲:... با چند غلام افغانی بر ایشان گماشتند... . ظفرنامهٔ شامی، ص ۱۹۵: الیاس افغانی و پسر تهانه‌سری را گرفته و گردن‌بسته به حضرت آورد. خلاصة التواریخ، ج۱/ ۳۰۲:...همایون پادشاه با آن افغانی مقابل شده... . اکبرنامه، ج۱/ ۵۰۴:... شاه‌بازخان نام افغانی جمعی انبوه از افغانان را به خود متفق ساخته... . جملگی از آثار سده ۹ الی ۱۱، تنها بخشی از انبوه متونی است که در آن‌ها این واژه در همین معنی به کار رفته است. در نامه‌های پادشاهان صفوی نظیر شاه طهماسب نیز به هریک از اهل این قوم، افغانی اطلاق شده است. در متون قرن ۱۲ نیز می‌توان به کتاب‌های بسیار مشهوری نظیر بدایع الاخبار، جهانگشای نادری، عالم‌آرای نادری و..‌. اشاره کرد که افراد قوم افغان در آن «افغانی» خوانده شده‌اند. نامه‌ها و اسناد دورهٔ قاجار نیز مؤیّد همین است. سیّدجمال‌الدین اسدآبادی مدفون در افغانستان نزد مردم آن کشور به سیدجمال افغانی مشهور است.
(بخشی از شاهدهای این مطلب از پیکره گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی گرفته شده است.)


منابع
- اکبرنامه، ابوالفضل علامی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، ۱۳۷۲.
- تاریخ‌نامهٔ هرات، محمد بن سیف هروی، تصحیح محمد زبیر صدیقی، ۱۳۶۲ق.
- خلاصة التواریخ، قاضی احمد قمی، تصحیح احسان شراقی، ۱۳۹۴.
- روضات الجنّات، اسفزاری، تصحیح محمداسحاق، ۱۹۶۱.
- ظفرنامه، نظام‌الدّین شامی، تصحیح پناهی سمنانی، ۱۳۶۳.


جان آگه با #فرهیختگان
بیانیه تسلیت جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر غلامعباس توسلی

تنها حقیقت است که میماند...
دکتر غلامعباس توسلی استاد برجسته دانشگاه، رئیس اسبق انجمن جامعه شناسی ایران و عضو دیرین نهضت آزادی ایران در گذشت.
ما جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور درگذشت آن عزیز را به خانواده گرانقدرشان، جامعه دانشگاهی کشور و همفکران و همراهانشان در نهضت آزادی ایران تسلیت می گوییم و امیدواریم جای خالی عزیزانی که یک به یک در حال ترک ما هستند را نسل نویی پر کند که چنین پیش کسوتانی را در پیش چشم خود داشته است.
در زمانه‌ای که علوم انسانی در کشور ما زیر شدیدترین فشار جزم اندیشان و عرصه فعالیت سیاسی تحت شدیدترین موانع و فشارهای سیاسی و امنیتی قرار دارد و فضای سیاست ورزی ایرانیان شدیدا دچار بی‌فرهنگی و بی‌اخلاقی و توهین و تخریب شده است نمونه‌های موفق علمی، مداومت سیاسی و متانت اخلاقی ای همچون مرحوم غلامعباس توسلی می توانند مشعل راه آینده همگان به خصوص جوانان سرزمین ما باشند که سازندگان فردای ایران هستند.


احمد صدری
احمد علوی
پروین کوهزادی
حسن فرشتیان
حسن یوسفی اشکوری
حسین بحیرایی
حسین کمالی
رضا بهشتی معز
رضا علیجانی
رضا مسموعی
رضا هوشمند
سروش دباغ
عبدالعلی بازرگان
عبدالکریم سروش
علی کلایی
فهمیه ملتی
محمدجواد اکبرین
محمود صدری
معصومه شاپوری
مهدی ممکن
مهرداد احمدزاده
یاسر میردامادی
.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
فرهیختگان pinned «بیانیه تسلیت جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر غلامعباس توسلی تنها حقیقت است که میماند... دکتر غلامعباس توسلی استاد برجسته دانشگاه، رئیس اسبق انجمن جامعه شناسی ایران و عضو دیرین نهضت آزادی ایران در گذشت. ما…»