«شجریان، خُنیاگر حقیقت و زیبایی»
جُستاری در ابعاد شخصیت، اندیشه و هنر محمدرضا شجریان بهقلم سیدعلی محمودی منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
🖊محمدرضا شجریان (۱۳۹۹-۱۳۱۹) در جسم، رخ در نقاب خاک کشید و در روان، به ملکوت اعلی پیوست. او چگونه زیست و چه کرد که نام و آثارش پهنۀ ایرانزمین را درنوردید و به زیستبومِ جهان ما راه گشود؟ دربارۀ موسیقیشناسی و هنر آواز او باید موسیقیدانان و ناقدان هنری نظر بدهند. اما ابعادی از شخصیت و راه و رسم زیست فرهنگی و اجتماعی او درخور بسی تأمل است. در این نوشته به شماری از آنها میپردازم
🖊شجریان با هنر خود نگذاشت خرد و اندیشۀ ایرانی که در آثار حکیمان سخنسرای این مرز و بوم تجلی یافته بود به فراموشی سپرده شود. او میدید که شعر فاخر پارسی در آثار فردوسی، رودکی، ناصرخسرو، مولانا، حافظ، سعدی و خیام به حاشیه رانده میشود و جای آن را نوشتههای تُنُکمایه و سفارشی درآمیخته با ایدئولوژی میگیرد
🖊صدای او، هم برای خواص و نخبگان درسآموز و الهامبخش است و هم برای مردم کوچه و بازار. ایرانیان از پسِ حدود یک سده از سرودن شعر«مرغ سحر»، اثر جاودانۀ محمد تقی بهار(ملکالشعرا)، همچنان در بیت بیتِ این شعر، سرشت و سرنوشت خویش را میبینند و تجربه میکنند. او در هر زمان، بهویژه در مقاطع و پیچهای پرخطرتاریخی ایران، پیام خود را که بازتاب پیام مردم است، در هنرش فریاد میکرد؛ از «مرغ سحر» گرفته تا «زمستان»، «قاصدک»، «همراه شو، عزیز»، «ایران، ای سرای امید»، «فریاد»، «تفنگت را زمینبگذار»(زبان آتش) و...
🖊استقلال نهاد هنر و فرهنگ از دولت، در تمام دوران زیست هنری شجریان، از باورهای سنجیدۀ او بود. او شخصی قانونگرا بود، اما به هیچ حکومتی وابسته نشد. او میاندیشید که باید بهاستقلال گام بردارد و نقش خود را ایفا کند. او میاندیشید که باید به راه فردوسی، ناصرخسرو، حافظ، مولوی و عطار برود، نه به کژراهۀ افرادی همانند انوری، عسجدی، عنصری، فرخی سیستانی، قاآنی و دیگر شاعران درباری
🖊او هنگامیکه مشاهده کرد فردی-که اشتباهی آمده بود-، با دریدن پردههای خِرد و آزرم، میلیونها ایرانی را هتاکانه و بیادبانه «یک مشت خس و خاشاک» خوانده است، از عمق جان برآشفت و رک و صریح گفت که: «من صدای این خس و خاشاکام». او وظیفهگرایی بود که در برابر فضای میلیتاریزۀ خیابانها و میدانهای شهر، سرودۀ فریدون مشیری را فریاد کرد که: «تفنگت را زمین بگذار»
🔸متن کامل این نوشته را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/y3c5aegc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
جُستاری در ابعاد شخصیت، اندیشه و هنر محمدرضا شجریان بهقلم سیدعلی محمودی منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
🖊محمدرضا شجریان (۱۳۹۹-۱۳۱۹) در جسم، رخ در نقاب خاک کشید و در روان، به ملکوت اعلی پیوست. او چگونه زیست و چه کرد که نام و آثارش پهنۀ ایرانزمین را درنوردید و به زیستبومِ جهان ما راه گشود؟ دربارۀ موسیقیشناسی و هنر آواز او باید موسیقیدانان و ناقدان هنری نظر بدهند. اما ابعادی از شخصیت و راه و رسم زیست فرهنگی و اجتماعی او درخور بسی تأمل است. در این نوشته به شماری از آنها میپردازم
🖊شجریان با هنر خود نگذاشت خرد و اندیشۀ ایرانی که در آثار حکیمان سخنسرای این مرز و بوم تجلی یافته بود به فراموشی سپرده شود. او میدید که شعر فاخر پارسی در آثار فردوسی، رودکی، ناصرخسرو، مولانا، حافظ، سعدی و خیام به حاشیه رانده میشود و جای آن را نوشتههای تُنُکمایه و سفارشی درآمیخته با ایدئولوژی میگیرد
🖊صدای او، هم برای خواص و نخبگان درسآموز و الهامبخش است و هم برای مردم کوچه و بازار. ایرانیان از پسِ حدود یک سده از سرودن شعر«مرغ سحر»، اثر جاودانۀ محمد تقی بهار(ملکالشعرا)، همچنان در بیت بیتِ این شعر، سرشت و سرنوشت خویش را میبینند و تجربه میکنند. او در هر زمان، بهویژه در مقاطع و پیچهای پرخطرتاریخی ایران، پیام خود را که بازتاب پیام مردم است، در هنرش فریاد میکرد؛ از «مرغ سحر» گرفته تا «زمستان»، «قاصدک»، «همراه شو، عزیز»، «ایران، ای سرای امید»، «فریاد»، «تفنگت را زمینبگذار»(زبان آتش) و...
🖊استقلال نهاد هنر و فرهنگ از دولت، در تمام دوران زیست هنری شجریان، از باورهای سنجیدۀ او بود. او شخصی قانونگرا بود، اما به هیچ حکومتی وابسته نشد. او میاندیشید که باید بهاستقلال گام بردارد و نقش خود را ایفا کند. او میاندیشید که باید به راه فردوسی، ناصرخسرو، حافظ، مولوی و عطار برود، نه به کژراهۀ افرادی همانند انوری، عسجدی، عنصری، فرخی سیستانی، قاآنی و دیگر شاعران درباری
🖊او هنگامیکه مشاهده کرد فردی-که اشتباهی آمده بود-، با دریدن پردههای خِرد و آزرم، میلیونها ایرانی را هتاکانه و بیادبانه «یک مشت خس و خاشاک» خوانده است، از عمق جان برآشفت و رک و صریح گفت که: «من صدای این خس و خاشاکام». او وظیفهگرایی بود که در برابر فضای میلیتاریزۀ خیابانها و میدانهای شهر، سرودۀ فریدون مشیری را فریاد کرد که: «تفنگت را زمین بگذار»
🔸متن کامل این نوشته را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/y3c5aegc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
شجریان، خُنیاگر حقیقت و زیبایی
محمدرضا شجریان (1399-1319) در جسم، رخ در نقاب خاک کشید و در روان، به ملکوت اعلی پیوست. او چگونه زیست و چه کرد که نام و آثارش پهنۀ ایرانزمین را درنوردید و به زیستبومِ جهان ما راه گشود؟ دربارۀ موسیقیشناسی و هنر آواز او باید موسیقیدانان و ناقدان هنری نظر…
شب فراق که داند که تا سحر چند است؟
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است؟
پیام من که رساند به یار مهرگسل؟
که: شکستی و ما را هنوز پیوند است
قسم به جانِ توگفتن، طریق عزت نیست
به خاک پای تو و آن هم عظیم سوگند است
سعدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مگر کسی که به زندان عشق دربند است
گرفتم از غم دل راه بوستان گیرم
کدام سرو به بالای دوست مانند است؟
پیام من که رساند به یار مهرگسل؟
که: شکستی و ما را هنوز پیوند است
قسم به جانِ توگفتن، طریق عزت نیست
به خاک پای تو و آن هم عظیم سوگند است
سعدی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعدی
هرکه بپرسد ای فلان:
حال دلت چگونه شد؟
خون شد و دم به دم همی
از مژه میچکانمش
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
هرکه بپرسد ای فلان:
حال دلت چگونه شد؟
خون شد و دم به دم همی
از مژه میچکانمش
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
تکنوازی کمانچه در آخرین کنسرت ۲۰۱۹ تهران
کیهان کلهر
کمانچهنوازی کیهان کلهر؛
در آخرین کنسرت ۲۰۱۹ تهران
ویدیو در یوتیوب
✅ https://youtu.be/ItyIVlBHo4o
#فرهیختگان، ندای آگاهی
در آخرین کنسرت ۲۰۱۹ تهران
ویدیو در یوتیوب
✅ https://youtu.be/ItyIVlBHo4o
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شجریان؛ صدای کائنات
✅لوئیز گلوک، شاعر آمریکایی، امسال برنده جایزه نوبل ادبیات شد. یوسف اباذری، دو شعر از او را بهمناسبت درگذشت استاد محمدرضا شجریان ترجمه کرده و در اختیار روزآروز قرار داده است.
✅شعر اول، «صدای کائنات» (celestial Music) از کتاب آرارات (۱۹۹۰) است و شعر دوم، «آیریس خشمگین» از کتاب آیریس خشمگین (۱۹۹۲).
✅متن کامل اشعار را در اینجا بخوانید یا در موبایل خود روی کلمه instant view بزنید/روزآروز
https://bit.ly/3dwtEZ7
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅لوئیز گلوک، شاعر آمریکایی، امسال برنده جایزه نوبل ادبیات شد. یوسف اباذری، دو شعر از او را بهمناسبت درگذشت استاد محمدرضا شجریان ترجمه کرده و در اختیار روزآروز قرار داده است.
✅شعر اول، «صدای کائنات» (celestial Music) از کتاب آرارات (۱۹۹۰) است و شعر دوم، «آیریس خشمگین» از کتاب آیریس خشمگین (۱۹۹۲).
✅متن کامل اشعار را در اینجا بخوانید یا در موبایل خود روی کلمه instant view بزنید/روزآروز
https://bit.ly/3dwtEZ7
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
دو شعر از لوئیز گلوک
۱ موسیقی کائنات ترجمه شعر هدیه به انسانی که صدای کائنات را میشنود: محمدرضا شجریان دوستی دارم که هنوز به ملکوت باور دارد. خل-و-چل نیست، اما با همهی دانستههایش، واقعاً با خدا صحبت میکند، فکر میکند کسی در ملکوت به او گوش میدهد. او در زمین قابلیتهای…
🔆 نام سپند «ایران» از دو پاره ساخته شده است: ایر+ان
ان پساوند بازخوانی (نسبت) است.
واژهی پایه: ایر، ریختیست از واژههای همریشهاش، از گونهی آریا و آریان و آرین. گمان میرود که ایر به معنی آزاد و آزاده باشد؛ در شاهنامه چندین بار #آزادمرد در معنی #ایرانی به کار برده شده است.
برای نمونه در این بیت از سه تیرهی همگوهر (همنژاد) بدینسان سخن رفته است:
به گیتی مرا نیست کس همنبرد
ز رومی و توری و #آزادمرد
نشانهای دیگر آن است که تازیان، #ایرانیان را #بنوالاحرار مینامیدهاند که به معنی #آزادزادگان است.
میرجلالالدین کزازی
منبع
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
ان پساوند بازخوانی (نسبت) است.
واژهی پایه: ایر، ریختیست از واژههای همریشهاش، از گونهی آریا و آریان و آرین. گمان میرود که ایر به معنی آزاد و آزاده باشد؛ در شاهنامه چندین بار #آزادمرد در معنی #ایرانی به کار برده شده است.
برای نمونه در این بیت از سه تیرهی همگوهر (همنژاد) بدینسان سخن رفته است:
به گیتی مرا نیست کس همنبرد
ز رومی و توری و #آزادمرد
نشانهای دیگر آن است که تازیان، #ایرانیان را #بنوالاحرار مینامیدهاند که به معنی #آزادزادگان است.
میرجلالالدین کزازی
منبع
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نطق جانانه یک نماینده دیگر در مجلس شورای ملی افغانستان، دکتر نیلوفر ابراهیمی خطاب به فارسیستیزان:
«جناب رئیس مجلس! امروز اگر افعانستان افتخاری دارد، تمدنی دارد و یا چیزی بنام فرهنگ دارد که به آن افتخار میکنیم همه و همه ریشه در زبانی دارد که اسمش پارسی است.»
منبع
#فرهیختگان، ندای آگاهی
«جناب رئیس مجلس! امروز اگر افعانستان افتخاری دارد، تمدنی دارد و یا چیزی بنام فرهنگ دارد که به آن افتخار میکنیم همه و همه ریشه در زبانی دارد که اسمش پارسی است.»
منبع
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مصاحبه با استیضاح کننده!
س: چرا میخوای روحانی را استیضاح کنی؟
ج: کی گفته او روحانیه؟ او جسمانی هم نیست!
س: منظورم کسوت و مرامش نیست. منظورم فامیلشه!
ج: فامیلش هم روحانی نیست؛ این شیخ فریدونه!
س: حالا روحانی یا فریدون! چرا میخوای استیضاحش کنی؟
ج: چون پاک تسلیمطلبه! چون میخواد کشور را به آمریکا بفروشه!
س: خب قبلاً کسانی گفتن که خودش بیاد استفعاء بده و شما گفتین که این نقشۀ آمریکاست!
ج:بله. طرح استعفای این شیخ نقشۀ آمریکاست چون ترامپ میخواد خلأ دولت در ایران به وجود بیاره مثل همون کاری که در لبنان کرده!
س: فکر نمیکنید که استیضاح و برکناری او هم خلأ ایجاد کنه!
ج: نه. من اصلاً فکر نمیکنم!
س: چرا فکر نمیکنید؟
ج: چون این حقش خیلی بیشتر از استیضاحه! باید اعدام بشه!
س: خب، فکر نمیکنید اگر اعدام بشه بازم خلأ قدرت پیش میآد؟
ج: نه من فکر نمیکنم!
س: معذرت میخوام من اصلاً متوجه فرمایش شما نمیشم! یعنی میفرمایید یک استعفعای آرام و بیدردسرِ شیخ فریدون نقشۀ آمریکاست و خلأ دولت در ایران ایجاد میکنه اما استیضاح و برکناری و اعدام او هیچ خلأ دولتی ایجاد نمیکنه؟
ج: نه من فکر نمیکنم!
س: ممنون متوجه شدم! شما واقعاً فکر نمیکنید!
ج: چی؟ داری مرا به بیفکری متهم میکنی؟
س: آخه خودت گفتی که فکر نمیکنم!
ج: منظور من چیز دیگهای بود!
س: خب چی بود؟
ج: عجب پررو و سمج تشریف داری! تو حقات همونه که "سردار قلم" به حسابت برسه! اگه خیلی ادعات میشه چرا نمیری با اون مصاحبه کنی؟
س:شما واسطه میشین که اون با من مصاحبه کنه؟
ج:نخیرم! شأن حاج حسین آقا اجل از این حرفاست!
س: خب، پس من با کی مصاحبه کنم؟
ج: با خودِ من! مگه من چی کم دارم؟
س: با شما که دارم مصاحبه میکنم!
ج: خبر مرگت مصاحبه کنه! این چه طرز مصاحبه کردنه! مصاحبه را برو از مجریهای صدا و سیما یاد بگیر!
س: مگه اونها چه جوری مصاحبه میکنن؟
ج: خیلی حرفهای!
س: یعنی چه جوری؟
ج: اولندش سؤالات را از قبل به ما میدن! دومندش زرت زرت نمیپرن وسط حرف ما! سومندش هر چی بگیم قانع میشن و به علامت تأیید سر میجنبونن! چارمندش...
س: کاملاً متوجه شدم. پس برین با همون صدا و سیما مصاحبه کنید!
ج: من که میرم مصاحبهمو میکنم توی بدبخت ورشکسته این وسط میخوای چه کار کنی؟
احمدزیدآبادی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
س: چرا میخوای روحانی را استیضاح کنی؟
ج: کی گفته او روحانیه؟ او جسمانی هم نیست!
س: منظورم کسوت و مرامش نیست. منظورم فامیلشه!
ج: فامیلش هم روحانی نیست؛ این شیخ فریدونه!
س: حالا روحانی یا فریدون! چرا میخوای استیضاحش کنی؟
ج: چون پاک تسلیمطلبه! چون میخواد کشور را به آمریکا بفروشه!
س: خب قبلاً کسانی گفتن که خودش بیاد استفعاء بده و شما گفتین که این نقشۀ آمریکاست!
ج:بله. طرح استعفای این شیخ نقشۀ آمریکاست چون ترامپ میخواد خلأ دولت در ایران به وجود بیاره مثل همون کاری که در لبنان کرده!
س: فکر نمیکنید که استیضاح و برکناری او هم خلأ ایجاد کنه!
ج: نه. من اصلاً فکر نمیکنم!
س: چرا فکر نمیکنید؟
ج: چون این حقش خیلی بیشتر از استیضاحه! باید اعدام بشه!
س: خب، فکر نمیکنید اگر اعدام بشه بازم خلأ قدرت پیش میآد؟
ج: نه من فکر نمیکنم!
س: معذرت میخوام من اصلاً متوجه فرمایش شما نمیشم! یعنی میفرمایید یک استعفعای آرام و بیدردسرِ شیخ فریدون نقشۀ آمریکاست و خلأ دولت در ایران ایجاد میکنه اما استیضاح و برکناری و اعدام او هیچ خلأ دولتی ایجاد نمیکنه؟
ج: نه من فکر نمیکنم!
س: ممنون متوجه شدم! شما واقعاً فکر نمیکنید!
ج: چی؟ داری مرا به بیفکری متهم میکنی؟
س: آخه خودت گفتی که فکر نمیکنم!
ج: منظور من چیز دیگهای بود!
س: خب چی بود؟
ج: عجب پررو و سمج تشریف داری! تو حقات همونه که "سردار قلم" به حسابت برسه! اگه خیلی ادعات میشه چرا نمیری با اون مصاحبه کنی؟
س:شما واسطه میشین که اون با من مصاحبه کنه؟
ج:نخیرم! شأن حاج حسین آقا اجل از این حرفاست!
س: خب، پس من با کی مصاحبه کنم؟
ج: با خودِ من! مگه من چی کم دارم؟
س: با شما که دارم مصاحبه میکنم!
ج: خبر مرگت مصاحبه کنه! این چه طرز مصاحبه کردنه! مصاحبه را برو از مجریهای صدا و سیما یاد بگیر!
س: مگه اونها چه جوری مصاحبه میکنن؟
ج: خیلی حرفهای!
س: یعنی چه جوری؟
ج: اولندش سؤالات را از قبل به ما میدن! دومندش زرت زرت نمیپرن وسط حرف ما! سومندش هر چی بگیم قانع میشن و به علامت تأیید سر میجنبونن! چارمندش...
س: کاملاً متوجه شدم. پس برین با همون صدا و سیما مصاحبه کنید!
ج: من که میرم مصاحبهمو میکنم توی بدبخت ورشکسته این وسط میخوای چه کار کنی؟
احمدزیدآبادی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
بهار ۶۷ و موضوع آمریکا ستیزی: رفراندم همزمان با انتخابات امریکا
مهدى ذاكريان:
زمستان ۶۶ حملات موشکی صدام به شهرها شدت گرفت. با این حال دانشگاه بسته نشد. کلاس ها در جمع کوچکتری برگزار می شد. کلاس اخلاق مرحوم آیت الله مهدوی کنی در سالن شماره ۳ برگزار شد. دلگیر و ناراحت از اتفاقات انتخابات مجلس سوم بود. دلگیرتر از ستیز بی منطق برخی نامزدهای انتخاباتی. فرمود: کسی که تقوی نداشته باشد مورد تایید ما نیست و در لیست خود نمی گذاریم و نگذاشتیم. اضافه نمود که در ملاقات با مرحوم امام گلایه هایم را عرض کردم. امام بوسه ای بر سینه ام زد و دلجویی نمود.
ولی کلیدی ترین نکته مرحوم آیت الله مهدوی کنی این دیدگاه بود که در بهار ۶۷ در آن کلاس مطرح و بعدها نیز در موقعیتی دیگر تکرار فرمودند:
🔗«آن نماینده ای که از پشت میکروفون به امریکا ناسزا می گوید همان میکروفون ساخت امریکاست...ما تا ابد نمی توانیم با امریکا قهر باشیم...امام مخالف بود با اینکه در سفارت کارها یا تغییراتی بشود و فرمودند به آن دست نزنید.» و ...
🔗ممکن است پس از سی و دو سال برخی نقل قول ها دقیق نباشد. ولی چکیده سخنان ایشان خردورزی در موضوع رابطه با امریکا و پرهیز از شعار و افراط گرایی بود. اتفاقا در مجلس سوم جناح چپ به پیروزی رسیده و مخالف هر نوع مماشاتی در مذاکره یا رابطه با امریکا بود. ولی آیت الله مهدوی نگاه مبتنی بر دوراندیشی داشت.
🔗اکنون جدال فراوانی در کشور در گرفته که می تواند به همبستگی ملی آسیب بزند. گو اینکه یکی از نمایندگان با رییس جمهور در باره خواست اکثریت مردم در موضوع صلح امام حسن علیه السلام و شاید مذاکره با امریکا اختلاف دیدگاه یافته است. مرحوم امام(ره) در این رابطه می فرمایند: «در صورتی که ملت بیدار و شریف ما اجازه دهد، ارتباط بسیار عادی خود را در حد سایر کشورها با آمریکا برقرار می کند.»
🔗پیشنهاد می کنم برای روشن شدن خواست ملت ایران همزمان با روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا که روز ۱۳ آبان و تسخیر سفارت هم هست، «رفراندومی از ملت ایران به عمل آید: مذاکره نه یا بلی؟» رفراندومی که به صورت مجازی و پستی با کمترین هزینه ممکن است. همبستگی ملی یعنی احترام به خواست اکثریت ملت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مهدى ذاكريان:
زمستان ۶۶ حملات موشکی صدام به شهرها شدت گرفت. با این حال دانشگاه بسته نشد. کلاس ها در جمع کوچکتری برگزار می شد. کلاس اخلاق مرحوم آیت الله مهدوی کنی در سالن شماره ۳ برگزار شد. دلگیر و ناراحت از اتفاقات انتخابات مجلس سوم بود. دلگیرتر از ستیز بی منطق برخی نامزدهای انتخاباتی. فرمود: کسی که تقوی نداشته باشد مورد تایید ما نیست و در لیست خود نمی گذاریم و نگذاشتیم. اضافه نمود که در ملاقات با مرحوم امام گلایه هایم را عرض کردم. امام بوسه ای بر سینه ام زد و دلجویی نمود.
ولی کلیدی ترین نکته مرحوم آیت الله مهدوی کنی این دیدگاه بود که در بهار ۶۷ در آن کلاس مطرح و بعدها نیز در موقعیتی دیگر تکرار فرمودند:
🔗«آن نماینده ای که از پشت میکروفون به امریکا ناسزا می گوید همان میکروفون ساخت امریکاست...ما تا ابد نمی توانیم با امریکا قهر باشیم...امام مخالف بود با اینکه در سفارت کارها یا تغییراتی بشود و فرمودند به آن دست نزنید.» و ...
🔗ممکن است پس از سی و دو سال برخی نقل قول ها دقیق نباشد. ولی چکیده سخنان ایشان خردورزی در موضوع رابطه با امریکا و پرهیز از شعار و افراط گرایی بود. اتفاقا در مجلس سوم جناح چپ به پیروزی رسیده و مخالف هر نوع مماشاتی در مذاکره یا رابطه با امریکا بود. ولی آیت الله مهدوی نگاه مبتنی بر دوراندیشی داشت.
🔗اکنون جدال فراوانی در کشور در گرفته که می تواند به همبستگی ملی آسیب بزند. گو اینکه یکی از نمایندگان با رییس جمهور در باره خواست اکثریت مردم در موضوع صلح امام حسن علیه السلام و شاید مذاکره با امریکا اختلاف دیدگاه یافته است. مرحوم امام(ره) در این رابطه می فرمایند: «در صورتی که ملت بیدار و شریف ما اجازه دهد، ارتباط بسیار عادی خود را در حد سایر کشورها با آمریکا برقرار می کند.»
🔗پیشنهاد می کنم برای روشن شدن خواست ملت ایران همزمان با روز انتخابات ریاست جمهوری امریکا که روز ۱۳ آبان و تسخیر سفارت هم هست، «رفراندومی از ملت ایران به عمل آید: مذاکره نه یا بلی؟» رفراندومی که به صورت مجازی و پستی با کمترین هزینه ممکن است. همبستگی ملی یعنی احترام به خواست اکثریت ملت.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
حذف تدریجی زندگی
✅ 1. گران و گرانتر شدن کالاها و تورم روزافزون، دست کم دو پیامد دارد:
❗️ اولا، برخی کالاها را از سبد مصرفی خانوارها حذف میکند.
❗️ ثانیا، کیفیت برخی از کالاهای مصرفی را به شدت کاهش میدهد.
چیزهایی از سفرهها حذف میشوند و چیزهای دیگر که نمیتوان حذفشان کرد (زیرا برای زنده ماندن ضرورت دارند)، از کیفیت سابقشان سقوط میکنند. مصرفِ کالاهای کم کیفیت، به جای آن چه تا کنون مصرف میشده است، و حذف مدام برخی کالاها از سبد خانوار، در نهایت، به کاهش کیفیت زندگی منجر میگردد. تورم و از هم گسیختگی اقتصادی، زندگی عمومی را لاغرتر و انسانها را رنجورتر میکند. رنج از آن رو که افراد میبینند سفرهشان کوچکتر و کمکیفیتتر میشود، اما نمیتوانند کاری کنند و نمیتوانند جلوی روند سقوط زندگی را بگیرند. شرایط اقتصادی نابسامان، پایههای زندگی را با چالشی عمیق، و بعضا شکننده روبرو کرده است.
✅ 2. شیوهی حکمرانی هم همینطور است. تا وقتی حکمرانی و سیاستورزی، بتواند نیازهای اساسی جهان اجتماعی را برآورده کند، شهروندان نیز در وضعیت آرامش و امنیت، وفادارانه میزیند و از حاکمانشان حمایت میکنند. با نزول سطح حکمرانی و سقوط عقلانی سیاستورزی، به تدریج چیزهایی از سفرهی سیاسی جامعه حذف میشود. مانند رضایت، خشنودی و احساس خوشبختی جمعی، مشارکت سیاسی، مشروعیت و از این قبیل. فقط جامعه نیست که چیزهایی از دست میدهد؛ نظام سیاسی و حکومت نیز با شیب تند از دست دادن، به درهی تاریک، و پرتگاه نزدیک میشود.
کاهش کیفیت زندگی سیاسی، دست کم دو پیامد در پی دارد:
❗️اولا، آن ارزشهای زندگی جمعی که روزگاری شهروندان حاضر بودند برایش بجنگند و جانشان را برای آن بدهند نیز به تدریج از دست میرود. و این سخن، یعنی کیفیت زندگی جمعی و قواعدِ با هم زیستن کاهش مییابد و یک ملت به درجات پایین زندگی سیاسی سقوط میکند؛ به نحوی که با دیدهی شک و پرسش به هر نوع همکاری با دیگری روبرو میشوند. در آشفتهبازار حکمرانیِ بی کیفیت، منافع شخصی و فردی، جای منافع عمومی را میگیرد. فساد اوج میگیرد و هر یک، میخواهد دیگری را چپاول کند. این همان وضعیتی است که به آن "وضعیت طبیعی"، گفته می شود. چیزی شبیه جنگ همه علیه همه.
❗️ ثانیا، سرمایههای بنیادین نظام مستقر، به تدریج دود میشود و به هوا میرود. ژرفترین سرمایه، مشروعیتی است که رکن نظام محسوب میشود. رضایت عمومی و سپس آمادگی برای مشارکت شهروندان، از جملهی سرمایههایی است که بنیاد سیاست را پیریزی میکند.
✅ 3. وقتی زندگی، لابلای چرخدندههای اقتصاد و سیاست، خرد میشود؛ وقتی کیفیت زندگی عمومی و روزمره و زندگی سیاسی کاهش مییابد و افراد به ناچار چیزهایی را از سفرهشان حذف میکنند و یا تن به مصرف کالاهای کمکیفیت میدهند، این روند ادامه مییابد و زندگی معنوی و دینیشان نیز به تدریج لاغرتر میشود.
در آشفته بازار اقتصاد و در زمانهی ناتوانی حکمرانان برای بسامان کردن امور، ارزشهای دینی نیز لرزان میشود و بعضا چونان برگهای پاییزی زرد شده و از درخت زندگی فرو میریزند و زیر پای عابران خسته از زندگی، خرد میشوند. از آدمی نمیتوان انتظار داشت که در ساحت اخلاق و دینورزی همان باشد که همیشه بوده است، اخلاق و دینورزی با ساحتهای دیگر زندگی پیوند دارد. زلزلهای که در ساحت دیگر میآید، دین را نیز خواهند لرزاند. بتدریج ارزشهای معنابخش و متعالی و ارزشهایی چون حقیقتجویی و عدالتطلبی از سفرهی دین کم میشود و به جای آن، دینِ کم و حتی بیکیفیتی به نام دینِ مداحی مینشیند.
✔️ شرایط اسفبار و دردناکی است که یک ملت به چشم خویش میبیند که سرمایههایش چگونه از دست میروند و او مجبور است چیزهایی را از سفرهی زندگی عمومی، سیاسی و زندگی دینیاش حذف کند. سفرهای تهی و خالی از ارزشها و باورهایی که با او و برای او میزیسته است. رنج ملت، رنج از دست دادنهای مکرر است، آن هم چیزهایی که زندگیاش را با آن معنا میکرده است و یا سبب آرامش و احساس خوشبختیاش میشده است و چنین به آسانی فرو میریزند.
علی زمانیان
خردمنتقد
۹۹/۰۷/۲۷
#فرهیختگان، ندای آگاهی
✅ 1. گران و گرانتر شدن کالاها و تورم روزافزون، دست کم دو پیامد دارد:
❗️ اولا، برخی کالاها را از سبد مصرفی خانوارها حذف میکند.
❗️ ثانیا، کیفیت برخی از کالاهای مصرفی را به شدت کاهش میدهد.
چیزهایی از سفرهها حذف میشوند و چیزهای دیگر که نمیتوان حذفشان کرد (زیرا برای زنده ماندن ضرورت دارند)، از کیفیت سابقشان سقوط میکنند. مصرفِ کالاهای کم کیفیت، به جای آن چه تا کنون مصرف میشده است، و حذف مدام برخی کالاها از سبد خانوار، در نهایت، به کاهش کیفیت زندگی منجر میگردد. تورم و از هم گسیختگی اقتصادی، زندگی عمومی را لاغرتر و انسانها را رنجورتر میکند. رنج از آن رو که افراد میبینند سفرهشان کوچکتر و کمکیفیتتر میشود، اما نمیتوانند کاری کنند و نمیتوانند جلوی روند سقوط زندگی را بگیرند. شرایط اقتصادی نابسامان، پایههای زندگی را با چالشی عمیق، و بعضا شکننده روبرو کرده است.
✅ 2. شیوهی حکمرانی هم همینطور است. تا وقتی حکمرانی و سیاستورزی، بتواند نیازهای اساسی جهان اجتماعی را برآورده کند، شهروندان نیز در وضعیت آرامش و امنیت، وفادارانه میزیند و از حاکمانشان حمایت میکنند. با نزول سطح حکمرانی و سقوط عقلانی سیاستورزی، به تدریج چیزهایی از سفرهی سیاسی جامعه حذف میشود. مانند رضایت، خشنودی و احساس خوشبختی جمعی، مشارکت سیاسی، مشروعیت و از این قبیل. فقط جامعه نیست که چیزهایی از دست میدهد؛ نظام سیاسی و حکومت نیز با شیب تند از دست دادن، به درهی تاریک، و پرتگاه نزدیک میشود.
کاهش کیفیت زندگی سیاسی، دست کم دو پیامد در پی دارد:
❗️اولا، آن ارزشهای زندگی جمعی که روزگاری شهروندان حاضر بودند برایش بجنگند و جانشان را برای آن بدهند نیز به تدریج از دست میرود. و این سخن، یعنی کیفیت زندگی جمعی و قواعدِ با هم زیستن کاهش مییابد و یک ملت به درجات پایین زندگی سیاسی سقوط میکند؛ به نحوی که با دیدهی شک و پرسش به هر نوع همکاری با دیگری روبرو میشوند. در آشفتهبازار حکمرانیِ بی کیفیت، منافع شخصی و فردی، جای منافع عمومی را میگیرد. فساد اوج میگیرد و هر یک، میخواهد دیگری را چپاول کند. این همان وضعیتی است که به آن "وضعیت طبیعی"، گفته می شود. چیزی شبیه جنگ همه علیه همه.
❗️ ثانیا، سرمایههای بنیادین نظام مستقر، به تدریج دود میشود و به هوا میرود. ژرفترین سرمایه، مشروعیتی است که رکن نظام محسوب میشود. رضایت عمومی و سپس آمادگی برای مشارکت شهروندان، از جملهی سرمایههایی است که بنیاد سیاست را پیریزی میکند.
✅ 3. وقتی زندگی، لابلای چرخدندههای اقتصاد و سیاست، خرد میشود؛ وقتی کیفیت زندگی عمومی و روزمره و زندگی سیاسی کاهش مییابد و افراد به ناچار چیزهایی را از سفرهشان حذف میکنند و یا تن به مصرف کالاهای کمکیفیت میدهند، این روند ادامه مییابد و زندگی معنوی و دینیشان نیز به تدریج لاغرتر میشود.
در آشفته بازار اقتصاد و در زمانهی ناتوانی حکمرانان برای بسامان کردن امور، ارزشهای دینی نیز لرزان میشود و بعضا چونان برگهای پاییزی زرد شده و از درخت زندگی فرو میریزند و زیر پای عابران خسته از زندگی، خرد میشوند. از آدمی نمیتوان انتظار داشت که در ساحت اخلاق و دینورزی همان باشد که همیشه بوده است، اخلاق و دینورزی با ساحتهای دیگر زندگی پیوند دارد. زلزلهای که در ساحت دیگر میآید، دین را نیز خواهند لرزاند. بتدریج ارزشهای معنابخش و متعالی و ارزشهایی چون حقیقتجویی و عدالتطلبی از سفرهی دین کم میشود و به جای آن، دینِ کم و حتی بیکیفیتی به نام دینِ مداحی مینشیند.
✔️ شرایط اسفبار و دردناکی است که یک ملت به چشم خویش میبیند که سرمایههایش چگونه از دست میروند و او مجبور است چیزهایی را از سفرهی زندگی عمومی، سیاسی و زندگی دینیاش حذف کند. سفرهای تهی و خالی از ارزشها و باورهایی که با او و برای او میزیسته است. رنج ملت، رنج از دست دادنهای مکرر است، آن هم چیزهایی که زندگیاش را با آن معنا میکرده است و یا سبب آرامش و احساس خوشبختیاش میشده است و چنین به آسانی فرو میریزند.
علی زمانیان
خردمنتقد
۹۹/۰۷/۲۷
#فرهیختگان، ندای آگاهی
نکاتی دربارهٔ افغانستان و افغانی
یادداشتی از احمد بهنامی
۱- عموماً تصوّر میکنند که افغانستان در ۱۵۰ سال اخیر از ایران جدا شده است. درحالیکه افغانستان از حدود ۲۸۰ سال پیش ازین؛ یعنی سال ۱۱۶۰ه.ق. پادشاهی مستقلی (سلسلهٔ درّانیان) داشته و سرنوشت آن از ایران جدا بوده است؛ یعنی در تمام دورهٔ زند، آغامحمدخان، فتحعلیشاه، محمدشاه؛ افغانستان حیات سیاسی کاملاً مستقلّی داشته است، با پادشاهان مستقلّی به نامهای احمدشاه، تیمورشاه، زمانشاه، محمودشاه و شاهشجاع. آنچه حدود ۱۶۰ سال پیش اتفاق افتاد، جدایی ولایت هرات کنونی بود و تعهّد حکومت ایران به عدم دخالت در افغانستان.
۲- برخی گمان میکنند، نام افغانستان در دو-سه سدهٔ اخیر ابداع شده است. البته این گمان اشتباه حتی اگر از جانب استاد نجیب مایل هروی مطرح شود هم مردود است. در متون سدهٔ هشتم و نهم قمری به کرّات برای اشاره به ناحیهای که اکنون شمال غرب پاکستان و جنوب شرق افغانستان را تشکیل میدهد، به کار رفته است. از جمله در صفحات ۱۱۱، ۱۶۲، ۱۹۸، ۲۰۱ از کتاب تاریخنامهٔ هرات (سدهٔ هشتم قمری)، صفحات ۴۶۴، ۴۹۰ از جلد اول رَوضات الجَنّات (سده نهم قمری)، و پس از آن در آثار دورهٔ صفوی و گورکانی در ایران و هند بارها لفظ افغانستان به کار رفته است.
۳- عدّهای هم گمان بردهاند که اطلاق نام افغانی برای اشاره به اهل این قوم اشتباه است و باید افغان گفت. درحالیکه در سدههای گذشته نیز هریک از افراد این قوم، «افغانی» نامیده میشدند: روضات الجّنات اسفزاری، ج۲/ ۱۱۲:... با چند غلام افغانی بر ایشان گماشتند... . ظفرنامهٔ شامی، ص ۱۹۵: الیاس افغانی و پسر تهانهسری را گرفته و گردنبسته به حضرت آورد. خلاصة التواریخ، ج۱/ ۳۰۲:...همایون پادشاه با آن افغانی مقابل شده... . اکبرنامه، ج۱/ ۵۰۴:... شاهبازخان نام افغانی جمعی انبوه از افغانان را به خود متفق ساخته... . جملگی از آثار سده ۹ الی ۱۱، تنها بخشی از انبوه متونی است که در آنها این واژه در همین معنی به کار رفته است. در نامههای پادشاهان صفوی نظیر شاه طهماسب نیز به هریک از اهل این قوم، افغانی اطلاق شده است. در متون قرن ۱۲ نیز میتوان به کتابهای بسیار مشهوری نظیر بدایع الاخبار، جهانگشای نادری، عالمآرای نادری و... اشاره کرد که افراد قوم افغان در آن «افغانی» خوانده شدهاند. نامهها و اسناد دورهٔ قاجار نیز مؤیّد همین است. سیّدجمالالدین اسدآبادی مدفون در افغانستان نزد مردم آن کشور به سیدجمال افغانی مشهور است.
(بخشی از شاهدهای این مطلب از پیکره گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی گرفته شده است.)
منابع
- اکبرنامه، ابوالفضل علامی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، ۱۳۷۲.
- تاریخنامهٔ هرات، محمد بن سیف هروی، تصحیح محمد زبیر صدیقی، ۱۳۶۲ق.
- خلاصة التواریخ، قاضی احمد قمی، تصحیح احسان شراقی، ۱۳۹۴.
- روضات الجنّات، اسفزاری، تصحیح محمداسحاق، ۱۹۶۱.
- ظفرنامه، نظامالدّین شامی، تصحیح پناهی سمنانی، ۱۳۶۳.
جان آگه با #فرهیختگان
یادداشتی از احمد بهنامی
۱- عموماً تصوّر میکنند که افغانستان در ۱۵۰ سال اخیر از ایران جدا شده است. درحالیکه افغانستان از حدود ۲۸۰ سال پیش ازین؛ یعنی سال ۱۱۶۰ه.ق. پادشاهی مستقلی (سلسلهٔ درّانیان) داشته و سرنوشت آن از ایران جدا بوده است؛ یعنی در تمام دورهٔ زند، آغامحمدخان، فتحعلیشاه، محمدشاه؛ افغانستان حیات سیاسی کاملاً مستقلّی داشته است، با پادشاهان مستقلّی به نامهای احمدشاه، تیمورشاه، زمانشاه، محمودشاه و شاهشجاع. آنچه حدود ۱۶۰ سال پیش اتفاق افتاد، جدایی ولایت هرات کنونی بود و تعهّد حکومت ایران به عدم دخالت در افغانستان.
۲- برخی گمان میکنند، نام افغانستان در دو-سه سدهٔ اخیر ابداع شده است. البته این گمان اشتباه حتی اگر از جانب استاد نجیب مایل هروی مطرح شود هم مردود است. در متون سدهٔ هشتم و نهم قمری به کرّات برای اشاره به ناحیهای که اکنون شمال غرب پاکستان و جنوب شرق افغانستان را تشکیل میدهد، به کار رفته است. از جمله در صفحات ۱۱۱، ۱۶۲، ۱۹۸، ۲۰۱ از کتاب تاریخنامهٔ هرات (سدهٔ هشتم قمری)، صفحات ۴۶۴، ۴۹۰ از جلد اول رَوضات الجَنّات (سده نهم قمری)، و پس از آن در آثار دورهٔ صفوی و گورکانی در ایران و هند بارها لفظ افغانستان به کار رفته است.
۳- عدّهای هم گمان بردهاند که اطلاق نام افغانی برای اشاره به اهل این قوم اشتباه است و باید افغان گفت. درحالیکه در سدههای گذشته نیز هریک از افراد این قوم، «افغانی» نامیده میشدند: روضات الجّنات اسفزاری، ج۲/ ۱۱۲:... با چند غلام افغانی بر ایشان گماشتند... . ظفرنامهٔ شامی، ص ۱۹۵: الیاس افغانی و پسر تهانهسری را گرفته و گردنبسته به حضرت آورد. خلاصة التواریخ، ج۱/ ۳۰۲:...همایون پادشاه با آن افغانی مقابل شده... . اکبرنامه، ج۱/ ۵۰۴:... شاهبازخان نام افغانی جمعی انبوه از افغانان را به خود متفق ساخته... . جملگی از آثار سده ۹ الی ۱۱، تنها بخشی از انبوه متونی است که در آنها این واژه در همین معنی به کار رفته است. در نامههای پادشاهان صفوی نظیر شاه طهماسب نیز به هریک از اهل این قوم، افغانی اطلاق شده است. در متون قرن ۱۲ نیز میتوان به کتابهای بسیار مشهوری نظیر بدایع الاخبار، جهانگشای نادری، عالمآرای نادری و... اشاره کرد که افراد قوم افغان در آن «افغانی» خوانده شدهاند. نامهها و اسناد دورهٔ قاجار نیز مؤیّد همین است. سیّدجمالالدین اسدآبادی مدفون در افغانستان نزد مردم آن کشور به سیدجمال افغانی مشهور است.
(بخشی از شاهدهای این مطلب از پیکره گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی گرفته شده است.)
منابع
- اکبرنامه، ابوالفضل علامی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، ۱۳۷۲.
- تاریخنامهٔ هرات، محمد بن سیف هروی، تصحیح محمد زبیر صدیقی، ۱۳۶۲ق.
- خلاصة التواریخ، قاضی احمد قمی، تصحیح احسان شراقی، ۱۳۹۴.
- روضات الجنّات، اسفزاری، تصحیح محمداسحاق، ۱۹۶۱.
- ظفرنامه، نظامالدّین شامی، تصحیح پناهی سمنانی، ۱۳۶۳.
جان آگه با #فرهیختگان
بیانیه تسلیت جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور به مناسبت درگذشت مرحوم دکتر غلامعباس توسلی
تنها حقیقت است که میماند...
دکتر غلامعباس توسلی استاد برجسته دانشگاه، رئیس اسبق انجمن جامعه شناسی ایران و عضو دیرین نهضت آزادی ایران در گذشت.
ما جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور درگذشت آن عزیز را به خانواده گرانقدرشان، جامعه دانشگاهی کشور و همفکران و همراهانشان در نهضت آزادی ایران تسلیت می گوییم و امیدواریم جای خالی عزیزانی که یک به یک در حال ترک ما هستند را نسل نویی پر کند که چنین پیش کسوتانی را در پیش چشم خود داشته است.
در زمانهای که علوم انسانی در کشور ما زیر شدیدترین فشار جزم اندیشان و عرصه فعالیت سیاسی تحت شدیدترین موانع و فشارهای سیاسی و امنیتی قرار دارد و فضای سیاست ورزی ایرانیان شدیدا دچار بیفرهنگی و بیاخلاقی و توهین و تخریب شده است نمونههای موفق علمی، مداومت سیاسی و متانت اخلاقی ای همچون مرحوم غلامعباس توسلی می توانند مشعل راه آینده همگان به خصوص جوانان سرزمین ما باشند که سازندگان فردای ایران هستند.
احمد صدری
احمد علوی
پروین کوهزادی
حسن فرشتیان
حسن یوسفی اشکوری
حسین بحیرایی
حسین کمالی
رضا بهشتی معز
رضا علیجانی
رضا مسموعی
رضا هوشمند
سروش دباغ
عبدالعلی بازرگان
عبدالکریم سروش
علی کلایی
فهمیه ملتی
محمدجواد اکبرین
محمود صدری
معصومه شاپوری
مهدی ممکن
مهرداد احمدزاده
یاسر میردامادی
.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
تنها حقیقت است که میماند...
دکتر غلامعباس توسلی استاد برجسته دانشگاه، رئیس اسبق انجمن جامعه شناسی ایران و عضو دیرین نهضت آزادی ایران در گذشت.
ما جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نواندیشان دینی خارج از کشور درگذشت آن عزیز را به خانواده گرانقدرشان، جامعه دانشگاهی کشور و همفکران و همراهانشان در نهضت آزادی ایران تسلیت می گوییم و امیدواریم جای خالی عزیزانی که یک به یک در حال ترک ما هستند را نسل نویی پر کند که چنین پیش کسوتانی را در پیش چشم خود داشته است.
در زمانهای که علوم انسانی در کشور ما زیر شدیدترین فشار جزم اندیشان و عرصه فعالیت سیاسی تحت شدیدترین موانع و فشارهای سیاسی و امنیتی قرار دارد و فضای سیاست ورزی ایرانیان شدیدا دچار بیفرهنگی و بیاخلاقی و توهین و تخریب شده است نمونههای موفق علمی، مداومت سیاسی و متانت اخلاقی ای همچون مرحوم غلامعباس توسلی می توانند مشعل راه آینده همگان به خصوص جوانان سرزمین ما باشند که سازندگان فردای ایران هستند.
احمد صدری
احمد علوی
پروین کوهزادی
حسن فرشتیان
حسن یوسفی اشکوری
حسین بحیرایی
حسین کمالی
رضا بهشتی معز
رضا علیجانی
رضا مسموعی
رضا هوشمند
سروش دباغ
عبدالعلی بازرگان
عبدالکریم سروش
علی کلایی
فهمیه ملتی
محمدجواد اکبرین
محمود صدری
معصومه شاپوری
مهدی ممکن
مهرداد احمدزاده
یاسر میردامادی
.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
⚫️ تصویری عجیب ، تکان دهنده و باور نکردنی از سه دوست، سه پرستار بیمارستان امام خمینی تهران که یکی پس از دیگری پرواز کردند!!
🔳 این تصویر حکایت سراسر رنج و غم و اندوه کادر درمان در ایران است.
کشوری که رکورد دار آمار فوتی کرونا در دنیا است.
■ نرجس خانعلی زاده ابتدا در اورژانس بیمارستان امام خمینی تهران دوران آموزشی خود را می گذراند و سپس به بیمارستان های گیلان منتقل شد و در اسفند ماه در اثر کرونا جان خود را از دست داد.
و آخرین دوست از این سه یار، #محبوبه_خداوردی پرستار مهربان پرتلاش و فداکار اورژانس بیمارستان امام خمینی ۲۶مهر ۹۹ در اثر #کرونا جان باخت و به دوستان خود پیوست.
● و در همین وضعیت فوق بحرانی، نه تنها پاداشی به کادر درمان نداده اند، که حتی حقوق معمول آنها ماههاست پرداخت نشده! و در این شرایط سخت آنان همچنان برای نجات هموطنان خود، از جان مایه میگذارند./سحامنیوز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔳 این تصویر حکایت سراسر رنج و غم و اندوه کادر درمان در ایران است.
کشوری که رکورد دار آمار فوتی کرونا در دنیا است.
■ نرجس خانعلی زاده ابتدا در اورژانس بیمارستان امام خمینی تهران دوران آموزشی خود را می گذراند و سپس به بیمارستان های گیلان منتقل شد و در اسفند ماه در اثر کرونا جان خود را از دست داد.
و آخرین دوست از این سه یار، #محبوبه_خداوردی پرستار مهربان پرتلاش و فداکار اورژانس بیمارستان امام خمینی ۲۶مهر ۹۹ در اثر #کرونا جان باخت و به دوستان خود پیوست.
● و در همین وضعیت فوق بحرانی، نه تنها پاداشی به کادر درمان نداده اند، که حتی حقوق معمول آنها ماههاست پرداخت نشده! و در این شرایط سخت آنان همچنان برای نجات هموطنان خود، از جان مایه میگذارند./سحامنیوز
#فرهیختگان، ندای آگاهی
انتشار مانیفست انقلابی رهبر ۸۳ ساله کاتولیک های جهان
راشا تودی ترجمه رضا نافعی
✅پاپ فرانسیس حکم اجتماعی جدیدی مقرر کرد رهبر کاتولیک های جهان در این فرمان سیاست های جاری را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد - او از جمله ، "سرمایه داری بازار" را نیز مورد خطاب قرار داده و گفته است "نظریه های جادویی" سرمایه داری شکست خورده است.
✅پاپ فرانسیس در مانیفست تازه خویش چشم انداز خود را درباره سیاستی بهتر و جامعه ای مبتنی بر همبستگی، پس از بیماری همه گیر کرونا ارائه کرده است. سند بنیادینی که واتیکان روز یکشنبه منتشر کرد " "Fratelli tutti(برادری و دوستی اجتماعی ) نام دارد. پاپ در این فرمان مذهبی علیه "ملی گرایی های تیزخشم و پرخاشگر" سخن گفته است.
✅اما سخن پاپ به این ها محدود نیست. پاپ فرانسیس از نظام اقتصادی حاکم انتقاد می کند و می نویسد:
✅- "بحران کرونا اثبات کرد که "نظریه های جادویی" سرمایه داری بازار شکست خورده اند و جهان به نوع جدیدی از سیاست نیاز دارد که گفتگو و همبستگی را تقویت کند و جنگ را به هر قیمتی رد کند.
✅فرانسیس افزود: "جدا از روشهای مختلف واکنش کشورها در مقابله با بحران کرونا ، ناتوانی آنها درهمکاری با یکدیگر کاملاً آشکار بود." "هر کس که معتقد باشد تنها درسی که می توانیم بگیریم بهبود بخشیدن به کارهائی است که تا بحال انجام داده ایم یا سیستم ها و مقررات جاری را باید سر و صورت بهتری بخشیم ، منکر واقعیات است."
✅وی از دست رفتن جدی میلیون ها محل اشتغال را در پی شیوع ویروس کرونا دلیلی میداند برای اثبات این ضرورت که سیاستمداران به جنبش های مردمی ، به اتحادیه ها و به گروه های حاشیه ای گوش فرادهند و سیاست های اجتماعی و اقتصادی را عادلانه ترسامان دهند.
📌برای خواندن متن کامل روی "INSTANT" بزنید:
telegra.ph/انتشار-مانیفست-انقلابی-رهبر-۸۳-ساله-کاتولیک-های-جهان-10-18
#فرهیختگان، ندای آگاهی
راشا تودی ترجمه رضا نافعی
✅پاپ فرانسیس حکم اجتماعی جدیدی مقرر کرد رهبر کاتولیک های جهان در این فرمان سیاست های جاری را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد - او از جمله ، "سرمایه داری بازار" را نیز مورد خطاب قرار داده و گفته است "نظریه های جادویی" سرمایه داری شکست خورده است.
✅پاپ فرانسیس در مانیفست تازه خویش چشم انداز خود را درباره سیاستی بهتر و جامعه ای مبتنی بر همبستگی، پس از بیماری همه گیر کرونا ارائه کرده است. سند بنیادینی که واتیکان روز یکشنبه منتشر کرد " "Fratelli tutti(برادری و دوستی اجتماعی ) نام دارد. پاپ در این فرمان مذهبی علیه "ملی گرایی های تیزخشم و پرخاشگر" سخن گفته است.
✅اما سخن پاپ به این ها محدود نیست. پاپ فرانسیس از نظام اقتصادی حاکم انتقاد می کند و می نویسد:
✅- "بحران کرونا اثبات کرد که "نظریه های جادویی" سرمایه داری بازار شکست خورده اند و جهان به نوع جدیدی از سیاست نیاز دارد که گفتگو و همبستگی را تقویت کند و جنگ را به هر قیمتی رد کند.
✅فرانسیس افزود: "جدا از روشهای مختلف واکنش کشورها در مقابله با بحران کرونا ، ناتوانی آنها درهمکاری با یکدیگر کاملاً آشکار بود." "هر کس که معتقد باشد تنها درسی که می توانیم بگیریم بهبود بخشیدن به کارهائی است که تا بحال انجام داده ایم یا سیستم ها و مقررات جاری را باید سر و صورت بهتری بخشیم ، منکر واقعیات است."
✅وی از دست رفتن جدی میلیون ها محل اشتغال را در پی شیوع ویروس کرونا دلیلی میداند برای اثبات این ضرورت که سیاستمداران به جنبش های مردمی ، به اتحادیه ها و به گروه های حاشیه ای گوش فرادهند و سیاست های اجتماعی و اقتصادی را عادلانه ترسامان دهند.
📌برای خواندن متن کامل روی "INSTANT" بزنید:
telegra.ph/انتشار-مانیفست-انقلابی-رهبر-۸۳-ساله-کاتولیک-های-جهان-10-18
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
انتشار مانیفست انقلابی رهبر ۸۳ ساله کاتولیک های جهان
پاپ فرانسیس حکم اجتماعی جدیدی مقرر کرد رهبر کاتولیک های جهان در این فرمان سیاست های جاری را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد - او از جمله ، "سرمایه داری بازار" را نیز مورد خطاب قرار داده و گفته است "نظریه های جادویی" سرمایه داری شکست خورده است. پاپ فرانسیس…
شجریان سنت اعتراض را فروزان نگاه میداشت
پیام احمد سمیعیگیلانی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت درگذشت محمدرضا شجریان
🔶 با از دست رفتن آقای شجریان، جایگاهش نیز روشنتر شد: طیف علاقهمندانش دربارهاش سخنها گفتند و اطلاعات ما دربارۀ او تکمیل شد. حتی رسانههای خارجی سنگ تمام گذاشتند و برنامههای خود را وقف او کردند.
در ضمنِ انبوهِ اظهارنظرها، بارها گفتهاند شجریان با مردم بوده و بسیار کسان از این منظر به جایگاه او نگریستهاند. اما من میخواهم بگویم که هیچ هنرمندی با مردم نیست. نه، هیچ هنرمندی: هنرمند همیشه جلوتر از مردم است. خیلی هم جلوتر از مردم است. او با مردم نیست، مردم با اویند. شجریان نهتنها از مردم، که از هنرمندان رشتۀ خود نیز جلوتر بود. صدالبته که شاگردی هم کرد و استادان خوبی داشت، ولی از همۀ آنها جلوتر افتاد و اگر چنین نمیشد هنرمند نبود. شاگرد وقتی صاحبهویت میشود که از حد استادش فراتر برود. هنر او نه اکتسابی و بربَسته، بلکه بررُسته و درونزاد بود و از وجود خودش میتراوید. هرگاه آثار ایشان را میشنیدم، در این مسئله دقیق میشدم که دریابم شجریان چه دارد که دیگران ندارند، چه کرده که دیگران نکردهاند، چه شده که نامِ او نامِ دیگران را در سایه گذاشته. از خود میپرسیدم چرا شجریان متمایز است؟ چرا بیرقیب مانده؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
پیام احمد سمیعیگیلانی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت درگذشت محمدرضا شجریان
🔶 با از دست رفتن آقای شجریان، جایگاهش نیز روشنتر شد: طیف علاقهمندانش دربارهاش سخنها گفتند و اطلاعات ما دربارۀ او تکمیل شد. حتی رسانههای خارجی سنگ تمام گذاشتند و برنامههای خود را وقف او کردند.
در ضمنِ انبوهِ اظهارنظرها، بارها گفتهاند شجریان با مردم بوده و بسیار کسان از این منظر به جایگاه او نگریستهاند. اما من میخواهم بگویم که هیچ هنرمندی با مردم نیست. نه، هیچ هنرمندی: هنرمند همیشه جلوتر از مردم است. خیلی هم جلوتر از مردم است. او با مردم نیست، مردم با اویند. شجریان نهتنها از مردم، که از هنرمندان رشتۀ خود نیز جلوتر بود. صدالبته که شاگردی هم کرد و استادان خوبی داشت، ولی از همۀ آنها جلوتر افتاد و اگر چنین نمیشد هنرمند نبود. شاگرد وقتی صاحبهویت میشود که از حد استادش فراتر برود. هنر او نه اکتسابی و بربَسته، بلکه بررُسته و درونزاد بود و از وجود خودش میتراوید. هرگاه آثار ایشان را میشنیدم، در این مسئله دقیق میشدم که دریابم شجریان چه دارد که دیگران ندارند، چه کرده که دیگران نکردهاند، چه شده که نامِ او نامِ دیگران را در سایه گذاشته. از خود میپرسیدم چرا شجریان متمایز است؟ چرا بیرقیب مانده؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
«اصلاحات حداقلی، اصلاحات حداکثری»
یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
از متن:
🖊جامعه امروز ایران بیش از پیش میل به تکثر یافته است. با این وصف خطایی راهبردی است که در درون جریان اصلاحات این تکثر بهرسمیت شناخته نشود و در پی آن فراکسیونهایی پدید نیاید؛ فراکسیونهایی که طبعاً گفتمانهای متفاوتی را دنبال میکنند و راههای بسیج و سازماندهی مختلفی را پیش میگیرند و مهمتر از آن در نسبت میان خود و حاکمیت مسیرهایی متفاوت را میپیمایند
🖊پیشتر، در مباحثهای میان آقای مصطفی ملکیان و من، از دوگانه «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» سخن به میان آمد. به گمان من بحث مذکور، که سابقاً میان دو تفکر فلسفی-اخلاقی و جامعهشناختی-سیاسی در جریان بود، اینک با مقداری تغییر به بدنه جریان اصلاحات اعم از احزاب و کنشگران مستقل رسوخ کرده و آن را ناگزیر از دوپارگی استراتژیک کرده است. این دوپارگی در مواضع و راهبردهای دو گروه متجلیست.
🖊گروه نخست معتقدند، اصلاحطلبان بایستی بیتوجه به سیاستهای کلی از هر روزنی برای مشارکت در اداره امور عمومی کشور استفاده کنند، به اصحاب قدرتِ علیا و سفلی مشورت دهند و در صورت امکان عهدهدار اداره بخشهایی از بوروکراسی کشور شوند. این نگاه عاملمحور، معتقد است علت ناکارآمدی، فساد، نابرابری و دیگر مشکلات این است که تفکر اصلاحی یا به بیان دقیقتر، بهبودخواهانه، در درون ساخت قدرت فاقد نماینده اثرگذار است بنابراین در هر سطحی –که هسته سخت قدرت پذیرفت- باید ورود کرد، دست به اصلاح حداقلی زد و اصطلاحاً «تقلیل مرارت» کرد
🖊گروه دوم معتقدند اصلاحات در پایین، بدون سطحی از اصلاحات در بالا ناممکن است و از این رو «تقریر حقیقت» را مقدم بر سایر اقدامات میدانند. «تقریر حقیقت» در چارچوب بحث حاضر یعنی کوشش جهت اثرگذاری بر تصمیمسازی و نه لزوماً عوامل تصمیمگیر و رویههای جاری؛ یعنی تغییر سیاستهای کلی و بالادستی. از این منظر این سنخ از اصلاحات زمانی ورود به بوروکراسی و مشورت به اصحاب قدرت را مؤثر میداند که قادر باشد بر ساختار تأثیر بگذارد؛ ساختاری که ناکارآمدی، فساد، نابرابری و... معلول آن است نه علت آن
🖊مسئله اصلاحات در شرایط کنونی عدم التفات نسبت به منطق موقعیتاش است؛ یکسو ازدیاد زبالهگردی و سرقت نان و در یک کلمه «فقر» است و سوی دیگر، انواع تبعیض و جانهای از دست رفته مردم و در یک کلام «ظلم». با این وصف، نمیتوان اصلاحات را پروژهای تکپایه و تکبعدی تعریف کرد. برای این منظور ضروری است سنتزی از دو رهیافت «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» به دست داد و برای این منظور باید تعریفی نو از مقوله «تقریر حقیقت» ارائه کرد
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/yxnxltjc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
از متن:
🖊جامعه امروز ایران بیش از پیش میل به تکثر یافته است. با این وصف خطایی راهبردی است که در درون جریان اصلاحات این تکثر بهرسمیت شناخته نشود و در پی آن فراکسیونهایی پدید نیاید؛ فراکسیونهایی که طبعاً گفتمانهای متفاوتی را دنبال میکنند و راههای بسیج و سازماندهی مختلفی را پیش میگیرند و مهمتر از آن در نسبت میان خود و حاکمیت مسیرهایی متفاوت را میپیمایند
🖊پیشتر، در مباحثهای میان آقای مصطفی ملکیان و من، از دوگانه «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» سخن به میان آمد. به گمان من بحث مذکور، که سابقاً میان دو تفکر فلسفی-اخلاقی و جامعهشناختی-سیاسی در جریان بود، اینک با مقداری تغییر به بدنه جریان اصلاحات اعم از احزاب و کنشگران مستقل رسوخ کرده و آن را ناگزیر از دوپارگی استراتژیک کرده است. این دوپارگی در مواضع و راهبردهای دو گروه متجلیست.
🖊گروه نخست معتقدند، اصلاحطلبان بایستی بیتوجه به سیاستهای کلی از هر روزنی برای مشارکت در اداره امور عمومی کشور استفاده کنند، به اصحاب قدرتِ علیا و سفلی مشورت دهند و در صورت امکان عهدهدار اداره بخشهایی از بوروکراسی کشور شوند. این نگاه عاملمحور، معتقد است علت ناکارآمدی، فساد، نابرابری و دیگر مشکلات این است که تفکر اصلاحی یا به بیان دقیقتر، بهبودخواهانه، در درون ساخت قدرت فاقد نماینده اثرگذار است بنابراین در هر سطحی –که هسته سخت قدرت پذیرفت- باید ورود کرد، دست به اصلاح حداقلی زد و اصطلاحاً «تقلیل مرارت» کرد
🖊گروه دوم معتقدند اصلاحات در پایین، بدون سطحی از اصلاحات در بالا ناممکن است و از این رو «تقریر حقیقت» را مقدم بر سایر اقدامات میدانند. «تقریر حقیقت» در چارچوب بحث حاضر یعنی کوشش جهت اثرگذاری بر تصمیمسازی و نه لزوماً عوامل تصمیمگیر و رویههای جاری؛ یعنی تغییر سیاستهای کلی و بالادستی. از این منظر این سنخ از اصلاحات زمانی ورود به بوروکراسی و مشورت به اصحاب قدرت را مؤثر میداند که قادر باشد بر ساختار تأثیر بگذارد؛ ساختاری که ناکارآمدی، فساد، نابرابری و... معلول آن است نه علت آن
🖊مسئله اصلاحات در شرایط کنونی عدم التفات نسبت به منطق موقعیتاش است؛ یکسو ازدیاد زبالهگردی و سرقت نان و در یک کلمه «فقر» است و سوی دیگر، انواع تبعیض و جانهای از دست رفته مردم و در یک کلام «ظلم». با این وصف، نمیتوان اصلاحات را پروژهای تکپایه و تکبعدی تعریف کرد. برای این منظور ضروری است سنتزی از دو رهیافت «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» به دست داد و برای این منظور باید تعریفی نو از مقوله «تقریر حقیقت» ارائه کرد
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/yxnxltjc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
اصلاحات حداقلی، اصلاحات حداکثری
بعد از گذشت بیش از دو دهه از دوم خرداد ۱۳۷۶ و مجموعه رویدادهایی که حول گفتمان اصلاحات پدید آمده است، بر کسی پوشیده نیست میان حاملان تفکر اصلاحطلبی اختلافها و افتراقهایی پدید آمده است. در نگاه نخست شاید ضروری باشد حاملان تفکر اصلاحطلبی را به نقد مواضع…