شجریان سنت اعتراض را فروزان نگاه میداشت
پیام احمد سمیعیگیلانی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت درگذشت محمدرضا شجریان
🔶 با از دست رفتن آقای شجریان، جایگاهش نیز روشنتر شد: طیف علاقهمندانش دربارهاش سخنها گفتند و اطلاعات ما دربارۀ او تکمیل شد. حتی رسانههای خارجی سنگ تمام گذاشتند و برنامههای خود را وقف او کردند.
در ضمنِ انبوهِ اظهارنظرها، بارها گفتهاند شجریان با مردم بوده و بسیار کسان از این منظر به جایگاه او نگریستهاند. اما من میخواهم بگویم که هیچ هنرمندی با مردم نیست. نه، هیچ هنرمندی: هنرمند همیشه جلوتر از مردم است. خیلی هم جلوتر از مردم است. او با مردم نیست، مردم با اویند. شجریان نهتنها از مردم، که از هنرمندان رشتۀ خود نیز جلوتر بود. صدالبته که شاگردی هم کرد و استادان خوبی داشت، ولی از همۀ آنها جلوتر افتاد و اگر چنین نمیشد هنرمند نبود. شاگرد وقتی صاحبهویت میشود که از حد استادش فراتر برود. هنر او نه اکتسابی و بربَسته، بلکه بررُسته و درونزاد بود و از وجود خودش میتراوید. هرگاه آثار ایشان را میشنیدم، در این مسئله دقیق میشدم که دریابم شجریان چه دارد که دیگران ندارند، چه کرده که دیگران نکردهاند، چه شده که نامِ او نامِ دیگران را در سایه گذاشته. از خود میپرسیدم چرا شجریان متمایز است؟ چرا بیرقیب مانده؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
پیام احمد سمیعیگیلانی، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت درگذشت محمدرضا شجریان
🔶 با از دست رفتن آقای شجریان، جایگاهش نیز روشنتر شد: طیف علاقهمندانش دربارهاش سخنها گفتند و اطلاعات ما دربارۀ او تکمیل شد. حتی رسانههای خارجی سنگ تمام گذاشتند و برنامههای خود را وقف او کردند.
در ضمنِ انبوهِ اظهارنظرها، بارها گفتهاند شجریان با مردم بوده و بسیار کسان از این منظر به جایگاه او نگریستهاند. اما من میخواهم بگویم که هیچ هنرمندی با مردم نیست. نه، هیچ هنرمندی: هنرمند همیشه جلوتر از مردم است. خیلی هم جلوتر از مردم است. او با مردم نیست، مردم با اویند. شجریان نهتنها از مردم، که از هنرمندان رشتۀ خود نیز جلوتر بود. صدالبته که شاگردی هم کرد و استادان خوبی داشت، ولی از همۀ آنها جلوتر افتاد و اگر چنین نمیشد هنرمند نبود. شاگرد وقتی صاحبهویت میشود که از حد استادش فراتر برود. هنر او نه اکتسابی و بربَسته، بلکه بررُسته و درونزاد بود و از وجود خودش میتراوید. هرگاه آثار ایشان را میشنیدم، در این مسئله دقیق میشدم که دریابم شجریان چه دارد که دیگران ندارند، چه کرده که دیگران نکردهاند، چه شده که نامِ او نامِ دیگران را در سایه گذاشته. از خود میپرسیدم چرا شجریان متمایز است؟ چرا بیرقیب مانده؟
#فرهیختگان صدای فرزانگان
«اصلاحات حداقلی، اصلاحات حداکثری»
یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
از متن:
🖊جامعه امروز ایران بیش از پیش میل به تکثر یافته است. با این وصف خطایی راهبردی است که در درون جریان اصلاحات این تکثر بهرسمیت شناخته نشود و در پی آن فراکسیونهایی پدید نیاید؛ فراکسیونهایی که طبعاً گفتمانهای متفاوتی را دنبال میکنند و راههای بسیج و سازماندهی مختلفی را پیش میگیرند و مهمتر از آن در نسبت میان خود و حاکمیت مسیرهایی متفاوت را میپیمایند
🖊پیشتر، در مباحثهای میان آقای مصطفی ملکیان و من، از دوگانه «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» سخن به میان آمد. به گمان من بحث مذکور، که سابقاً میان دو تفکر فلسفی-اخلاقی و جامعهشناختی-سیاسی در جریان بود، اینک با مقداری تغییر به بدنه جریان اصلاحات اعم از احزاب و کنشگران مستقل رسوخ کرده و آن را ناگزیر از دوپارگی استراتژیک کرده است. این دوپارگی در مواضع و راهبردهای دو گروه متجلیست.
🖊گروه نخست معتقدند، اصلاحطلبان بایستی بیتوجه به سیاستهای کلی از هر روزنی برای مشارکت در اداره امور عمومی کشور استفاده کنند، به اصحاب قدرتِ علیا و سفلی مشورت دهند و در صورت امکان عهدهدار اداره بخشهایی از بوروکراسی کشور شوند. این نگاه عاملمحور، معتقد است علت ناکارآمدی، فساد، نابرابری و دیگر مشکلات این است که تفکر اصلاحی یا به بیان دقیقتر، بهبودخواهانه، در درون ساخت قدرت فاقد نماینده اثرگذار است بنابراین در هر سطحی –که هسته سخت قدرت پذیرفت- باید ورود کرد، دست به اصلاح حداقلی زد و اصطلاحاً «تقلیل مرارت» کرد
🖊گروه دوم معتقدند اصلاحات در پایین، بدون سطحی از اصلاحات در بالا ناممکن است و از این رو «تقریر حقیقت» را مقدم بر سایر اقدامات میدانند. «تقریر حقیقت» در چارچوب بحث حاضر یعنی کوشش جهت اثرگذاری بر تصمیمسازی و نه لزوماً عوامل تصمیمگیر و رویههای جاری؛ یعنی تغییر سیاستهای کلی و بالادستی. از این منظر این سنخ از اصلاحات زمانی ورود به بوروکراسی و مشورت به اصحاب قدرت را مؤثر میداند که قادر باشد بر ساختار تأثیر بگذارد؛ ساختاری که ناکارآمدی، فساد، نابرابری و... معلول آن است نه علت آن
🖊مسئله اصلاحات در شرایط کنونی عدم التفات نسبت به منطق موقعیتاش است؛ یکسو ازدیاد زبالهگردی و سرقت نان و در یک کلمه «فقر» است و سوی دیگر، انواع تبعیض و جانهای از دست رفته مردم و در یک کلام «ظلم». با این وصف، نمیتوان اصلاحات را پروژهای تکپایه و تکبعدی تعریف کرد. برای این منظور ضروری است سنتزی از دو رهیافت «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» به دست داد و برای این منظور باید تعریفی نو از مقوله «تقریر حقیقت» ارائه کرد
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/yxnxltjc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
یادداشتی از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت #مشق_نو
از متن:
🖊جامعه امروز ایران بیش از پیش میل به تکثر یافته است. با این وصف خطایی راهبردی است که در درون جریان اصلاحات این تکثر بهرسمیت شناخته نشود و در پی آن فراکسیونهایی پدید نیاید؛ فراکسیونهایی که طبعاً گفتمانهای متفاوتی را دنبال میکنند و راههای بسیج و سازماندهی مختلفی را پیش میگیرند و مهمتر از آن در نسبت میان خود و حاکمیت مسیرهایی متفاوت را میپیمایند
🖊پیشتر، در مباحثهای میان آقای مصطفی ملکیان و من، از دوگانه «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» سخن به میان آمد. به گمان من بحث مذکور، که سابقاً میان دو تفکر فلسفی-اخلاقی و جامعهشناختی-سیاسی در جریان بود، اینک با مقداری تغییر به بدنه جریان اصلاحات اعم از احزاب و کنشگران مستقل رسوخ کرده و آن را ناگزیر از دوپارگی استراتژیک کرده است. این دوپارگی در مواضع و راهبردهای دو گروه متجلیست.
🖊گروه نخست معتقدند، اصلاحطلبان بایستی بیتوجه به سیاستهای کلی از هر روزنی برای مشارکت در اداره امور عمومی کشور استفاده کنند، به اصحاب قدرتِ علیا و سفلی مشورت دهند و در صورت امکان عهدهدار اداره بخشهایی از بوروکراسی کشور شوند. این نگاه عاملمحور، معتقد است علت ناکارآمدی، فساد، نابرابری و دیگر مشکلات این است که تفکر اصلاحی یا به بیان دقیقتر، بهبودخواهانه، در درون ساخت قدرت فاقد نماینده اثرگذار است بنابراین در هر سطحی –که هسته سخت قدرت پذیرفت- باید ورود کرد، دست به اصلاح حداقلی زد و اصطلاحاً «تقلیل مرارت» کرد
🖊گروه دوم معتقدند اصلاحات در پایین، بدون سطحی از اصلاحات در بالا ناممکن است و از این رو «تقریر حقیقت» را مقدم بر سایر اقدامات میدانند. «تقریر حقیقت» در چارچوب بحث حاضر یعنی کوشش جهت اثرگذاری بر تصمیمسازی و نه لزوماً عوامل تصمیمگیر و رویههای جاری؛ یعنی تغییر سیاستهای کلی و بالادستی. از این منظر این سنخ از اصلاحات زمانی ورود به بوروکراسی و مشورت به اصحاب قدرت را مؤثر میداند که قادر باشد بر ساختار تأثیر بگذارد؛ ساختاری که ناکارآمدی، فساد، نابرابری و... معلول آن است نه علت آن
🖊مسئله اصلاحات در شرایط کنونی عدم التفات نسبت به منطق موقعیتاش است؛ یکسو ازدیاد زبالهگردی و سرقت نان و در یک کلمه «فقر» است و سوی دیگر، انواع تبعیض و جانهای از دست رفته مردم و در یک کلام «ظلم». با این وصف، نمیتوان اصلاحات را پروژهای تکپایه و تکبعدی تعریف کرد. برای این منظور ضروری است سنتزی از دو رهیافت «تقلیل مرارت» و «تقریر حقیقت» به دست داد و برای این منظور باید تعریفی نو از مقوله «تقریر حقیقت» ارائه کرد
🔸متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید یا در موبایل خود بر روی Instant View کلیک کنید
tinyurl.com/yxnxltjc
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Telegraph
اصلاحات حداقلی، اصلاحات حداکثری
بعد از گذشت بیش از دو دهه از دوم خرداد ۱۳۷۶ و مجموعه رویدادهایی که حول گفتمان اصلاحات پدید آمده است، بر کسی پوشیده نیست میان حاملان تفکر اصلاحطلبی اختلافها و افتراقهایی پدید آمده است. در نگاه نخست شاید ضروری باشد حاملان تفکر اصلاحطلبی را به نقد مواضع…
تصور بنیاد نخبگان از علوم انسانی!
🔴در چند سال اخیر طرحی در بنیاد نخبگان کلید خورده است تحت عنوان طرح احمدی روشن با هدف حمایت مالی و اعتباری از تشکیل هستههای نخبگانی مسأله محور زیر نظر اساتید و پژوهشگران. طرح خوبی بود که البته مثل همیشه تنها در مسائل خیلی خاص مهندسی اجرا میشد و علی رغم تعریف نخبگی و مسائل کلان و اساسی کشور، تعداد کمی پژوهش علوم انسانی را شامل میشد. با پیگیریهای بسیار در یکسال اخیر نهایتا قرار شد اندیشکده ها و از جمله اندیشکده مهاجر هم طرحهایی را پیشنهاد کنند. از میان عناوین پیشنهادی ما، طرح من با عنوان جامعهشناسی طبقه الیت در ایران معاصر که ادامه قریب به ده سال پژوهش مستمر و تخصصی من در این حوزه است مورد تأیید ابتدایی قرار گرفت، منتها در مرحله نهایی باز شدن سایت متوجه شدم که پروپوزال من رد شده است. کنجکاو شدم که فرآیند داوری علمی به چه صورت بوده است. با یک بررسی اولیه در عناوین مصوب بنیاد نخبگان تصور دوستان نسبت به علوم انسانی دستم آمد! برخی از این عناوین مصوب و مورد حمایت بیتالمال که قرار است نخبگان از همهجابیخبر ما انتخاب کنند را ببینید: (منبع)
▪️عنوان طرح: جستجوی موجودیتهای معنایی در مدارک اسلامی
نام استاد: بهروز مینایی بیدگلی
استان استاد: دانشگاه علم و صنعت ایران
دانشکده/رشته استاد: دانشکده کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: کامپیوتر - برق - حوزوی - MBA
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: هوشمندسازی سامانه های قرآنی مبتنی بر نگاه ساختاری به قرآن
نام استاد: احسان خدنگی
استان استاد: شاهد
دانشکده/رشته استاد: مهندسی کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: کامپیوتر - برق - علوم کامپیوتر - علوم قرآنی - زبان عربی - صنایع - MBA
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: درنگی بر یک زندگی مطالعه، مصاحبه و تدوین برش هایی از زندگی نخبگان معاصر ایران
نام استاد: معصومه رامهرمزی
استان استاد: --
دانشکده/رشته استاد: نویسنده
رشته/تخصص های مورد نیاز: زبان و ادبیات فارسی - ارتباطات - پژوهشگری - علوم اجتماعی - عکاس خبری
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 5
▪️عنوان طرح: بازخوانی الگوریتم آموزشی روش شناسی تفسیر قرآن به قرآن
نام استاد: زهیر انصاریان
استان استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: علوم اسلامی
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم تربیتی - تکنولوژی آموزشی- علوم اسلامی (تفسیر و عمومی و مدیریت بازرگانی) - طراح هنری -گرافیک
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: طرح برنامه راهبردی بنیاد علم و فناوری مصطفی(ص)
نام استاد: مصطفی زمانیان
دانشگاه استاد: پژوهشکده سیاست گذاری و تحلیل راهبردی آیندگان
دانشکده/رشته استاد: -
رشته/تخصص های مورد نیاز: مدیریت دولتی - MBA - صنایع
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 6
▪️عنوان طرح: ارتقاء سطح آشنایی با جریانات فکر معاصر عربی جهت ایجاد تعامل گفتمانی-معرفتی انقلاب اسلامی ایران با جهان عرب
نام استاد: محمد حاج ابوالقاسم دولابی
استان استاد: مجتمع حوزه ای صدر
دانشکده/رشته استاد: حوزه علمیه مشکات
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی - جهان اسلام - ادبیات عرب - گرافیک - هنر - ویراستاری - علوم اسلامی با گرایش فکر معاصر عربی
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 8
▪️عنوان طرح: طراحی راهبردها و طرح اقدام سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبتنی بر قرآن
نام استاد: محمدمهدی تجریشی
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد:
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی - قرآن - تفسیر - تاریخ - فقه - روابط بین الملل - علوم سیاسی - ادیان
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: راهکارهای فرهنگی و اقتصادیِ افزایش فرزندآوری در کشور
نام استاد: غلامرضا قاسمیان
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: اندیشکده فقه راهبردی
رشته/تخصص های مورد نیاز: طلبه دوره تخصص و درس خارج با گرایش های فرهنگ و تربیت و اقتصاد - مردم شناسی - جمعیت شناسی - جامعه شناسی
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: راهکارهای قانونی برای کاهش آمار طلاق بر اساس آموزه های قرآن
نام استاد: غلامرضا قاسمیان
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: اندیشکده فقه راهبردی
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی در حوزه فقه و قرآن و فقه و قرآن - صنایع - کامپیوتر
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: طراحی هستاننگار اولیهی اصول فقه و تطبیق آن بر دامنههایی از فقه معاصر
نام استاد: محمدطاهر پیله ور
دانشگاه استاد: علم و صنعت
دانشکده/رشته استاد: مهندسی کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: فقه - اصول فقه - هوش مصنوعی - علوم اسلامی - اقتصاد - MBA - صنایع
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
#فرهیختگان صدای فرزانگان
🔴در چند سال اخیر طرحی در بنیاد نخبگان کلید خورده است تحت عنوان طرح احمدی روشن با هدف حمایت مالی و اعتباری از تشکیل هستههای نخبگانی مسأله محور زیر نظر اساتید و پژوهشگران. طرح خوبی بود که البته مثل همیشه تنها در مسائل خیلی خاص مهندسی اجرا میشد و علی رغم تعریف نخبگی و مسائل کلان و اساسی کشور، تعداد کمی پژوهش علوم انسانی را شامل میشد. با پیگیریهای بسیار در یکسال اخیر نهایتا قرار شد اندیشکده ها و از جمله اندیشکده مهاجر هم طرحهایی را پیشنهاد کنند. از میان عناوین پیشنهادی ما، طرح من با عنوان جامعهشناسی طبقه الیت در ایران معاصر که ادامه قریب به ده سال پژوهش مستمر و تخصصی من در این حوزه است مورد تأیید ابتدایی قرار گرفت، منتها در مرحله نهایی باز شدن سایت متوجه شدم که پروپوزال من رد شده است. کنجکاو شدم که فرآیند داوری علمی به چه صورت بوده است. با یک بررسی اولیه در عناوین مصوب بنیاد نخبگان تصور دوستان نسبت به علوم انسانی دستم آمد! برخی از این عناوین مصوب و مورد حمایت بیتالمال که قرار است نخبگان از همهجابیخبر ما انتخاب کنند را ببینید: (منبع)
▪️عنوان طرح: جستجوی موجودیتهای معنایی در مدارک اسلامی
نام استاد: بهروز مینایی بیدگلی
استان استاد: دانشگاه علم و صنعت ایران
دانشکده/رشته استاد: دانشکده کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: کامپیوتر - برق - حوزوی - MBA
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: هوشمندسازی سامانه های قرآنی مبتنی بر نگاه ساختاری به قرآن
نام استاد: احسان خدنگی
استان استاد: شاهد
دانشکده/رشته استاد: مهندسی کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: کامپیوتر - برق - علوم کامپیوتر - علوم قرآنی - زبان عربی - صنایع - MBA
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: درنگی بر یک زندگی مطالعه، مصاحبه و تدوین برش هایی از زندگی نخبگان معاصر ایران
نام استاد: معصومه رامهرمزی
استان استاد: --
دانشکده/رشته استاد: نویسنده
رشته/تخصص های مورد نیاز: زبان و ادبیات فارسی - ارتباطات - پژوهشگری - علوم اجتماعی - عکاس خبری
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 5
▪️عنوان طرح: بازخوانی الگوریتم آموزشی روش شناسی تفسیر قرآن به قرآن
نام استاد: زهیر انصاریان
استان استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: علوم اسلامی
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم تربیتی - تکنولوژی آموزشی- علوم اسلامی (تفسیر و عمومی و مدیریت بازرگانی) - طراح هنری -گرافیک
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: طرح برنامه راهبردی بنیاد علم و فناوری مصطفی(ص)
نام استاد: مصطفی زمانیان
دانشگاه استاد: پژوهشکده سیاست گذاری و تحلیل راهبردی آیندگان
دانشکده/رشته استاد: -
رشته/تخصص های مورد نیاز: مدیریت دولتی - MBA - صنایع
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 6
▪️عنوان طرح: ارتقاء سطح آشنایی با جریانات فکر معاصر عربی جهت ایجاد تعامل گفتمانی-معرفتی انقلاب اسلامی ایران با جهان عرب
نام استاد: محمد حاج ابوالقاسم دولابی
استان استاد: مجتمع حوزه ای صدر
دانشکده/رشته استاد: حوزه علمیه مشکات
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی - جهان اسلام - ادبیات عرب - گرافیک - هنر - ویراستاری - علوم اسلامی با گرایش فکر معاصر عربی
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 8
▪️عنوان طرح: طراحی راهبردها و طرح اقدام سیاست خارجی جمهوری اسلامی مبتنی بر قرآن
نام استاد: محمدمهدی تجریشی
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد:
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی - قرآن - تفسیر - تاریخ - فقه - روابط بین الملل - علوم سیاسی - ادیان
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
▪️عنوان طرح: راهکارهای فرهنگی و اقتصادیِ افزایش فرزندآوری در کشور
نام استاد: غلامرضا قاسمیان
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: اندیشکده فقه راهبردی
رشته/تخصص های مورد نیاز: طلبه دوره تخصص و درس خارج با گرایش های فرهنگ و تربیت و اقتصاد - مردم شناسی - جمعیت شناسی - جامعه شناسی
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: راهکارهای قانونی برای کاهش آمار طلاق بر اساس آموزه های قرآن
نام استاد: غلامرضا قاسمیان
دانشگاه استاد: حوزه علمیه مشکات
دانشکده/رشته استاد: اندیشکده فقه راهبردی
رشته/تخصص های مورد نیاز: علوم اسلامی در حوزه فقه و قرآن و فقه و قرآن - صنایع - کامپیوتر
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 10
▪️عنوان طرح: طراحی هستاننگار اولیهی اصول فقه و تطبیق آن بر دامنههایی از فقه معاصر
نام استاد: محمدطاهر پیله ور
دانشگاه استاد: علم و صنعت
دانشکده/رشته استاد: مهندسی کامپیوتر
رشته/تخصص های مورد نیاز: فقه - اصول فقه - هوش مصنوعی - علوم اسلامی - اقتصاد - MBA - صنایع
تعداد نیروی انسانی مورد نیاز: 15
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
جامعهشناسی طبقه الیت (نخبگان) در ایران
طرح احمدی روشن بنیاد نخبگان ؛ دوره پنجم ؛ تیرماه ۱۳۹۹
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ناصر تقوایی در سال ۱۳۴۵ مستند کوتاه نانخورهای بیسوادی را درمورد عریضهنویسان دادگستری ساخت. لحن شوخ و هوشمندانهی تقوایی این فیلم را از یک فیلم خبری فراتر برده و آن را تبدیل به مستندی درمورد بحرانهای اجتماعی از جمله بیکاری کرده است./البرز نامه
#مستند
#فرهیختگان، ندای آگاهی
#مستند
#فرهیختگان، ندای آگاهی
آنچنان به عشقورزی با محبوبم مشغولم که من را فرصتی برای دشمنی با بدخواهانم نیست!
محمود درويش
خط از علی.م/ترجمه از صدغیها
#فرهیختگان صدای فرزانگان
محمود درويش
خط از علی.م/ترجمه از صدغیها
#فرهیختگان صدای فرزانگان
به نام عقلانیت، به کام مردم!
علیاشرف فتحی
🔴 سخنان آیتاللهالعظمی سیستانی در دومین دیدارش با خانم جنین پلاسچارت؛ نماینده ویژه سازمان ملل در امور عراق که با واکنش مدیر روزنامه کیهان در ایران مواجه شد، در نوع خود یک موضعگیری مهم و تاریخی قلمداد میشود. آقای سیستانی که پیش از شیوع کرونا نیز با خانم پلاسچارت دیدار کرده بود، در این دیدار گفت:
🔴 «انتخابات پارلمانی که قرار است سال آینده برگزار شود، از اهمیت بالایی برخوردار است و باید شرایط لازم را برای آن فراهم آورد که به نتایج آن درجه بالایی از اعتبار بدهد تا شهروندان را به مشارکت گسترده در آن ترغیب کند و برای این هدف باید مطابق با یک قانون منصفانه و عادلانه و به دور از منافع شخصی برخی فراکسیونها و طرفهای سیاسی انجام شود همچنان که باید در مراحل مختلف برگزاری آن، روند شفافیت مراعات شود و نظارت بر آن به صورت جدی و با هماهنگی بخش مربوطه در سازمان ملل متحد صورت گیرد».
🔴 دعوت یک مرجع تقلید و رهبر دینی برجسته شیعه از ناظران داخلی برای هماهنگی با ناظران سازمان ملل برای حسن انجام انتخابات آتی عراق، از آن رو حائز اهمیت است که آقای سیستانی در تحولات سیاسی دو دهه اخیر عراق از پذیرفتن مقامات داخلی عراق اجتناب کرده و علاوه بر برخی مقامات کشورهای شیعه ایران و لبنان، با برخی مقامات بینالمللی از جمله بان کی مون؛ دبیر کل پیشین سازمان ملل و نمایندگان این سازمان و نیز مدیرانی سازمان پزشکان بدون مرز دیدار کرده است. وی با این سیاست کوشیده که موضع انتقادی و بیطرفانه خود را نسبت به مقامات داخلی عراق حفظ کند. رقابت شدید بین گروهها و احزاب سیاسی عراق به حدی است که هرگونه دیدار با سیاسیون عراقی به موضع مستقل و غیر دولتی مرجعیت دینی لطمه وارد میکند.
🔴 میزان انتقادات به عملکرد ناموفق دولتمردان عراقی در یک دهه گذشته و افزایش دخالتهای خارجی، عرصه را بر مردم این کشور تنگتر کرده و سبب شده که آنها نتوانند مزه شیرین دموکراسی و حکومت انتخابی را پس از قرنها استبداد بچشند. در شرایطی که دولت مرکزی هر روز ضعیفتر شده و بیش از قبل متهم به فساد و باندبازی میشود، زعیم شیعیان به دو راهکار برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم متوسل شده است؛
نخست آنکه او از اعتراضات مردمی سال گذشته در عراق حمایت کرد و نگذاشت ملاحظات مرسوم نهادهای سنتی، بهانه و محملی برای شکاف میان روحانیت شیعه و مردم شود. وی در عین اینکه از معترضان میخواست به خشونت متوسل نشوند، از دولت نیز میخواست به خواستههای معترضان گردن نهد.
🔴 از منظر سیاست خارجی نیز آقای سیستانی راهکار خود را با دو رویکرد به پیش برد؛ مخالفت با هرگونه دخالت کشورهای خارجی در امور عراق و لزوم احترام همگان به حاکمیت ارضی این کشور. دومین رویکرد آقای سیستانی نیز همراهی و همکاری با نهادهای مشروع و معتبر بینالمللی و استفاده از پتانسیل آنها برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم عراق بوده است.
🔴 این رویکرد آقای سیستانی شاید در فضای جامعه ما که نوعی نگاه منفی نسبت به نهادهای بینالمللی ترویج میشود، غریب و نامفهوم به نظر میرسد. در کشور ما اگرچه متولیان دیپلماسی استفاده حداکثری را از این نهادها برده و میبرند، ولی تبلیغات رایج همواره بر مبنای بیاعتمادی حداکثری به این نهادها بوده است. ولی در کشوری مانند عراق که روحانیون شیعه مطرح آن همچون مرحومان سید محمدباقر و سید عزیز حکیم رابطه بسیار حسنهای با قدرتهای برتر غربی داشته و برای حمله به کشورشان با دولت تندروی جرج بوش همکاری نزدیک و دیدارهای متعدد داشتند، آقای سیستانی مهمترین شخصیت شیعه عراق بود که حاضر به هیچگونه دیداری با مقامات سیاسی و نظامی حملهکننده به عراق نشد. در ابتدای دوره پس از صدام که آمریکاییها اداره مستقیم عراق را بر عهده داشتند و حاکم آمریکایی عراق تلاش فراوانی برای دیدار با زعیم شیعیان انجام داد، اما سید نجف حاضر به هیچ دیداری با آنان نشد. اما او سیاست واقعبینانهای را در پیش گرفت و خانه خود را به روی نهادهای معتبر و موجهی مانند سازمان ملل و پزشکان بدون مرز نبست و دیدارهای متعددی با آنان داشته است.
🔴 بنابر این، رویکرد آقای سیستانی نسبت به نهادهای مقبول بینالمللی نه تنها در عراق، امری غریب و نامعمول نیست، بلکه بسیار قابل دفاعتر از رویکرد دیگر روحانیون شیعه فعال این کشور به نظر میرسد. علاوه بر خاندان حکیم که روابط گسترده با غربیها داشته، مقتدا صدر نیز روابط حسنه و نزدیکی با سعودیها برقرار کرده و مورد الطاف و بذل و بخششهای آنان قرار گرفته است. در حالی که آقای سیستانی سعی کرده تا حد ممکن از روابط سیاسی حاشیهساز که سودی برای عراقیها ندارد دوری کند........
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/2HbwNS0
جان آگه با #فرهیختگان
علیاشرف فتحی
🔴 سخنان آیتاللهالعظمی سیستانی در دومین دیدارش با خانم جنین پلاسچارت؛ نماینده ویژه سازمان ملل در امور عراق که با واکنش مدیر روزنامه کیهان در ایران مواجه شد، در نوع خود یک موضعگیری مهم و تاریخی قلمداد میشود. آقای سیستانی که پیش از شیوع کرونا نیز با خانم پلاسچارت دیدار کرده بود، در این دیدار گفت:
🔴 «انتخابات پارلمانی که قرار است سال آینده برگزار شود، از اهمیت بالایی برخوردار است و باید شرایط لازم را برای آن فراهم آورد که به نتایج آن درجه بالایی از اعتبار بدهد تا شهروندان را به مشارکت گسترده در آن ترغیب کند و برای این هدف باید مطابق با یک قانون منصفانه و عادلانه و به دور از منافع شخصی برخی فراکسیونها و طرفهای سیاسی انجام شود همچنان که باید در مراحل مختلف برگزاری آن، روند شفافیت مراعات شود و نظارت بر آن به صورت جدی و با هماهنگی بخش مربوطه در سازمان ملل متحد صورت گیرد».
🔴 دعوت یک مرجع تقلید و رهبر دینی برجسته شیعه از ناظران داخلی برای هماهنگی با ناظران سازمان ملل برای حسن انجام انتخابات آتی عراق، از آن رو حائز اهمیت است که آقای سیستانی در تحولات سیاسی دو دهه اخیر عراق از پذیرفتن مقامات داخلی عراق اجتناب کرده و علاوه بر برخی مقامات کشورهای شیعه ایران و لبنان، با برخی مقامات بینالمللی از جمله بان کی مون؛ دبیر کل پیشین سازمان ملل و نمایندگان این سازمان و نیز مدیرانی سازمان پزشکان بدون مرز دیدار کرده است. وی با این سیاست کوشیده که موضع انتقادی و بیطرفانه خود را نسبت به مقامات داخلی عراق حفظ کند. رقابت شدید بین گروهها و احزاب سیاسی عراق به حدی است که هرگونه دیدار با سیاسیون عراقی به موضع مستقل و غیر دولتی مرجعیت دینی لطمه وارد میکند.
🔴 میزان انتقادات به عملکرد ناموفق دولتمردان عراقی در یک دهه گذشته و افزایش دخالتهای خارجی، عرصه را بر مردم این کشور تنگتر کرده و سبب شده که آنها نتوانند مزه شیرین دموکراسی و حکومت انتخابی را پس از قرنها استبداد بچشند. در شرایطی که دولت مرکزی هر روز ضعیفتر شده و بیش از قبل متهم به فساد و باندبازی میشود، زعیم شیعیان به دو راهکار برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم متوسل شده است؛
نخست آنکه او از اعتراضات مردمی سال گذشته در عراق حمایت کرد و نگذاشت ملاحظات مرسوم نهادهای سنتی، بهانه و محملی برای شکاف میان روحانیت شیعه و مردم شود. وی در عین اینکه از معترضان میخواست به خشونت متوسل نشوند، از دولت نیز میخواست به خواستههای معترضان گردن نهد.
🔴 از منظر سیاست خارجی نیز آقای سیستانی راهکار خود را با دو رویکرد به پیش برد؛ مخالفت با هرگونه دخالت کشورهای خارجی در امور عراق و لزوم احترام همگان به حاکمیت ارضی این کشور. دومین رویکرد آقای سیستانی نیز همراهی و همکاری با نهادهای مشروع و معتبر بینالمللی و استفاده از پتانسیل آنها برای جلوگیری از تضییع حقوق مردم عراق بوده است.
🔴 این رویکرد آقای سیستانی شاید در فضای جامعه ما که نوعی نگاه منفی نسبت به نهادهای بینالمللی ترویج میشود، غریب و نامفهوم به نظر میرسد. در کشور ما اگرچه متولیان دیپلماسی استفاده حداکثری را از این نهادها برده و میبرند، ولی تبلیغات رایج همواره بر مبنای بیاعتمادی حداکثری به این نهادها بوده است. ولی در کشوری مانند عراق که روحانیون شیعه مطرح آن همچون مرحومان سید محمدباقر و سید عزیز حکیم رابطه بسیار حسنهای با قدرتهای برتر غربی داشته و برای حمله به کشورشان با دولت تندروی جرج بوش همکاری نزدیک و دیدارهای متعدد داشتند، آقای سیستانی مهمترین شخصیت شیعه عراق بود که حاضر به هیچگونه دیداری با مقامات سیاسی و نظامی حملهکننده به عراق نشد. در ابتدای دوره پس از صدام که آمریکاییها اداره مستقیم عراق را بر عهده داشتند و حاکم آمریکایی عراق تلاش فراوانی برای دیدار با زعیم شیعیان انجام داد، اما سید نجف حاضر به هیچ دیداری با آنان نشد. اما او سیاست واقعبینانهای را در پیش گرفت و خانه خود را به روی نهادهای معتبر و موجهی مانند سازمان ملل و پزشکان بدون مرز نبست و دیدارهای متعددی با آنان داشته است.
🔴 بنابر این، رویکرد آقای سیستانی نسبت به نهادهای مقبول بینالمللی نه تنها در عراق، امری غریب و نامعمول نیست، بلکه بسیار قابل دفاعتر از رویکرد دیگر روحانیون شیعه فعال این کشور به نظر میرسد. علاوه بر خاندان حکیم که روابط گسترده با غربیها داشته، مقتدا صدر نیز روابط حسنه و نزدیکی با سعودیها برقرار کرده و مورد الطاف و بذل و بخششهای آنان قرار گرفته است. در حالی که آقای سیستانی سعی کرده تا حد ممکن از روابط سیاسی حاشیهساز که سودی برای عراقیها ندارد دوری کند........
ادامه در لینک زیر :
https://bit.ly/2HbwNS0
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
به نام عقلانیت، به کام مردم!
علیاشرف فتحی @iranfardamag 🔴 سخنان آیتاللهالعظمی سیستانی در دومین دیدارش با خانم جنین پلاسچارت؛ نماینده ویژه سازمان ملل در امور عراق که با واکنش مدیر روزنامه کیهان در ایران مواجه شد، در نوع خود یک موضعگیری مهم و تاریخی قلمداد میشود. آقای سیستانی…
«فلسفه چیست؟» (۳-۱)
استبداد_زبانی
✍ شاید تقسیم تاریخ ِفلسفه به قبل و بعداز #چرخش_زبانی، از این جهت، مهم و اجتنابناپذیر باشد که زمینه را برای پیوند دادنِ دوبارهی ما به جهان و ورود به دنیای #فلسفیدن فراهم میکند و به نظرم برای فهم موقعیتمان درون شرایط فعلی و زیستن در «عصر شبکهها» نه فقط راهگشا، که ضروری است. البته اینجا بهطور مشخص، منظورم «چرخشِ زبانی»اتفاق افتاده از مسیر تاملات فلسفهی دوم ویتگنشتاین و دگرگونی یا به قول #ایلهام_دیلمن نوعی«انقلاب کپرنیکی»ست که ویتگنشتاین در فهم «زبان» ایجاد کرده است.
براین اساس میتوانیم دورانِ قبل از «چرخش زبانی» را دورهی رواج فلسفهی کلاسیک و نگاه سنتی به زبان بنامیم. در این دوره، باور رایج فیلسوفان به خصوص متفکران مدرن عقلگرا و تجربهگرا، پوزیتویستهای منطقی و غیره این است که میتوانند با یک آموزه و نظام فکری، کل جهان را تبیین کنند و از همین رهگذر هم تصویری رایج اما تنگنظرانه از زبان دارند که مطابق آن، زبان میتواند رها و مستقل، و از بیرون، معنادار باشد.در این تصویرِ بسیار عام و شایع از زبان، واژهها به ذات خود دارای معنای مستقل و انتزاعی هستند و ما با این کلمههای مستقل معنادار، پدیدههای بیرون را نامگذاری میکنیم، آنها را به هم میچسبانیم، جمله میسازیم و این معنای مستقل ِبه دست آمده را به واقعیت بیرون اطلاق میکنیم.
همین تلقی ذاتِ مستقل داشتنِ زبان، توهمِ تبیین کلِجهان را در یک نظام فکری به وجود آورد تا در نتیجهی تلاش برای آن، خاصیتِ لفاظیِزبان، شکوفا و مسلط شود و فرمانرواییِ زبانِ مستبد، سرآغاز افتادن فیلسوفان در دام هزارتوی فریبکاریهای آن بشود. در این دوران، توقع شایع از فیلسوف هم این بوده که نظامی فکری بیاورد و با آن کل جهان را یکجا تفسیر کند. اکثر فیلسوفان هم در اجابت ِآن و افتادن در دامِ این پیشفرض که «عقل»انسان، توانِ چنین کاری را دارد مشغول ساختن نظامشان شدند.
بنابراین از سرگردانی برای جستجوی #امرمطلقِ بینقص در راس چنین نظامی، یا تلاش برای معرفی باورهای بدیهی در پایههای این نظام معرفتی و تفسیر جامع جهان از طریق آن، تا رویای #برتراندراسل که میخواست فلسفه را به علم تبدیل کند و با معماری چارچوب منطقی استوارشده روی بنیانهای محکم ِمستقل، جهان را به روشی عینی و خنثی توصیف کند، همه و همه حجم قابل توجهی مکتب فکری در سنت فلسفی غرب تولید کرد.
کم کم این مکاتب فلسفی مدرن با خاستگاه غربیشان، به اشتباه معادلِ «فلسفه» یا «فلسفیدن» درنظر گرفته شدند و زبانانتزاعیشان هم که؛ مثل ماهی بیرونافتاده از آب، از جریان زندگی جدا افتاده بود، زبان ِفلسفه شد و فضایی فکریای که با #مدرنیته ایجاد کردند از غرب به سراسر جهان انتشار پیدا کرد. از این منظر وقتی میشنویم «فلسفهی ایرانی» بیمعناست و یا ما «زبان» نداریم، یا «زبانفارسی» زبان ِعلم یا فلسفه نیست و زبان شعر است، همه و همه به همین باورِ غلط رایج شده، برمیگردد که اگر «فلسفه» و «زبان» را با این نگاه تنگ و کوتهنظرانه ببینیم باید بگوییم بله به این معنا، مکتب فکری یا فلسفه ایرانی مشهوری نداریم.
اما منظور از «چرخش زبانی» و انقلاب کپرنیکی در فهم از زبان هم این نیست که #ویتگنشتاین یک دستورالعمل برای چگونهگی فهمِ زبان و معنا ارائه کرده است. بلکه ویتگنشتاین با مثالهای متنوع و متفاوت از فعالیتهای زبانی ما در بطن شکل و جریان زندگی، نشانمیدهد که چرا این رویکرد ذاتگرایانه و یکپارچه به زبان که اتفاقا همهگیر هم شده و ریشه در اتمی دیدن زبان دارد، دچار گرههای آشفته و متعدد بیمارگونه است و نمیتواند بسیاری از وجوه زبان روزمره را توضیح بدهد چه برسد به ادعا و توهم تبیین کل جهان.
#استنلی_کاول میگوید؛ ویتگنشتاین با این مثالها ما را نسبت به موقعیت ِدر اسارتمان، در دام تصاویر وایدههای متوهم از زبان، آگاه میکند و میخواهد با نشان دادن راه خروج از این گرفتاری، به نگاهمان، افقهای متعدد و وسعتنظر ببخشد. ویتگنشتاین دنبال این نیست که نظریه یا آموزهای جدید بنیانگذاری کند بلکه با انگشتگذاشتن روی این انحرافِ تلقی ِفلسفه و فلسفهورزی به عنوان مجموعهای از نظامهای جزمی که هر کدام بر سر تبیین بهیکبارهی جهان با هم در رقابتاند، چرخش نگرشی بدیع فراهم میکند که میتواند با درمان این فهم بیمارگونه از فلسفه و زبان، در برگشتن به دنیای فلسفهورزی اصیل و نقد فلسفی، انقلاب و دگرگونی ایجاد کند...
مژگان خلیلی
سیمیاگری
۲۳مهر ۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
استبداد_زبانی
✍ شاید تقسیم تاریخ ِفلسفه به قبل و بعداز #چرخش_زبانی، از این جهت، مهم و اجتنابناپذیر باشد که زمینه را برای پیوند دادنِ دوبارهی ما به جهان و ورود به دنیای #فلسفیدن فراهم میکند و به نظرم برای فهم موقعیتمان درون شرایط فعلی و زیستن در «عصر شبکهها» نه فقط راهگشا، که ضروری است. البته اینجا بهطور مشخص، منظورم «چرخشِ زبانی»اتفاق افتاده از مسیر تاملات فلسفهی دوم ویتگنشتاین و دگرگونی یا به قول #ایلهام_دیلمن نوعی«انقلاب کپرنیکی»ست که ویتگنشتاین در فهم «زبان» ایجاد کرده است.
براین اساس میتوانیم دورانِ قبل از «چرخش زبانی» را دورهی رواج فلسفهی کلاسیک و نگاه سنتی به زبان بنامیم. در این دوره، باور رایج فیلسوفان به خصوص متفکران مدرن عقلگرا و تجربهگرا، پوزیتویستهای منطقی و غیره این است که میتوانند با یک آموزه و نظام فکری، کل جهان را تبیین کنند و از همین رهگذر هم تصویری رایج اما تنگنظرانه از زبان دارند که مطابق آن، زبان میتواند رها و مستقل، و از بیرون، معنادار باشد.در این تصویرِ بسیار عام و شایع از زبان، واژهها به ذات خود دارای معنای مستقل و انتزاعی هستند و ما با این کلمههای مستقل معنادار، پدیدههای بیرون را نامگذاری میکنیم، آنها را به هم میچسبانیم، جمله میسازیم و این معنای مستقل ِبه دست آمده را به واقعیت بیرون اطلاق میکنیم.
همین تلقی ذاتِ مستقل داشتنِ زبان، توهمِ تبیین کلِجهان را در یک نظام فکری به وجود آورد تا در نتیجهی تلاش برای آن، خاصیتِ لفاظیِزبان، شکوفا و مسلط شود و فرمانرواییِ زبانِ مستبد، سرآغاز افتادن فیلسوفان در دام هزارتوی فریبکاریهای آن بشود. در این دوران، توقع شایع از فیلسوف هم این بوده که نظامی فکری بیاورد و با آن کل جهان را یکجا تفسیر کند. اکثر فیلسوفان هم در اجابت ِآن و افتادن در دامِ این پیشفرض که «عقل»انسان، توانِ چنین کاری را دارد مشغول ساختن نظامشان شدند.
بنابراین از سرگردانی برای جستجوی #امرمطلقِ بینقص در راس چنین نظامی، یا تلاش برای معرفی باورهای بدیهی در پایههای این نظام معرفتی و تفسیر جامع جهان از طریق آن، تا رویای #برتراندراسل که میخواست فلسفه را به علم تبدیل کند و با معماری چارچوب منطقی استوارشده روی بنیانهای محکم ِمستقل، جهان را به روشی عینی و خنثی توصیف کند، همه و همه حجم قابل توجهی مکتب فکری در سنت فلسفی غرب تولید کرد.
کم کم این مکاتب فلسفی مدرن با خاستگاه غربیشان، به اشتباه معادلِ «فلسفه» یا «فلسفیدن» درنظر گرفته شدند و زبانانتزاعیشان هم که؛ مثل ماهی بیرونافتاده از آب، از جریان زندگی جدا افتاده بود، زبان ِفلسفه شد و فضایی فکریای که با #مدرنیته ایجاد کردند از غرب به سراسر جهان انتشار پیدا کرد. از این منظر وقتی میشنویم «فلسفهی ایرانی» بیمعناست و یا ما «زبان» نداریم، یا «زبانفارسی» زبان ِعلم یا فلسفه نیست و زبان شعر است، همه و همه به همین باورِ غلط رایج شده، برمیگردد که اگر «فلسفه» و «زبان» را با این نگاه تنگ و کوتهنظرانه ببینیم باید بگوییم بله به این معنا، مکتب فکری یا فلسفه ایرانی مشهوری نداریم.
اما منظور از «چرخش زبانی» و انقلاب کپرنیکی در فهم از زبان هم این نیست که #ویتگنشتاین یک دستورالعمل برای چگونهگی فهمِ زبان و معنا ارائه کرده است. بلکه ویتگنشتاین با مثالهای متنوع و متفاوت از فعالیتهای زبانی ما در بطن شکل و جریان زندگی، نشانمیدهد که چرا این رویکرد ذاتگرایانه و یکپارچه به زبان که اتفاقا همهگیر هم شده و ریشه در اتمی دیدن زبان دارد، دچار گرههای آشفته و متعدد بیمارگونه است و نمیتواند بسیاری از وجوه زبان روزمره را توضیح بدهد چه برسد به ادعا و توهم تبیین کل جهان.
#استنلی_کاول میگوید؛ ویتگنشتاین با این مثالها ما را نسبت به موقعیت ِدر اسارتمان، در دام تصاویر وایدههای متوهم از زبان، آگاه میکند و میخواهد با نشان دادن راه خروج از این گرفتاری، به نگاهمان، افقهای متعدد و وسعتنظر ببخشد. ویتگنشتاین دنبال این نیست که نظریه یا آموزهای جدید بنیانگذاری کند بلکه با انگشتگذاشتن روی این انحرافِ تلقی ِفلسفه و فلسفهورزی به عنوان مجموعهای از نظامهای جزمی که هر کدام بر سر تبیین بهیکبارهی جهان با هم در رقابتاند، چرخش نگرشی بدیع فراهم میکند که میتواند با درمان این فهم بیمارگونه از فلسفه و زبان، در برگشتن به دنیای فلسفهورزی اصیل و نقد فلسفی، انقلاب و دگرگونی ایجاد کند...
مژگان خلیلی
سیمیاگری
۲۳مهر ۹۹
جان آگه با #فرهیختگان
درسگفتارهای دیباچهای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا)
یاسر میردامادی
🔅در دورهی مقدماتی آشنایی با «الهیّاتِ کمال»، که در جمع خصوصی شماری از ایرانیان مقیم بریتانیا ایراد شده، پرسش از امکان و چیستی صفات خدا به بحث گذاشته میشود. دنبال کردن این دوره نیازی به دانش پیشین فلسفی و الهیاتی ندارد و تنها به حوصله و علاقهمندی نیاز دارد.
🔅این دوره بر اساس متنی مختصر و مفید در باب کمالشناسی الهیاتی تدریس شده است. این متن را تی. جِی. ماسون استاد فلسفهی دینِ کالج سنت پیتر در دانشگاه آکسفورد نوشته است. این کتاب در مجموعهای با عنوان «بنمایههای فلسفه» از سوی دانشگاه کمبریج به سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده است. نسخهی پیدیاف این کتاب نیز برای دسترسی دنبالکنندگان دوره، همراه با فایلهای صوتی جلسات آمده است. در هر جلسه حدود ده صفحه از کتاب مزبور به بحث گذاشته میشود.
شرح جلسات:
🔅در جلسهی نخست، درآمدی کلی به بحثهای کمالشناسی الهیاتی ارائه میشود. در جلسهی دوم، صفات شخصوارگی، تعالی و درونبودگی خدا بحث میشود. بحث جلسهی سوّم، حول صفت جاودانگی الهی است. جلسهی چهارم به بحث از علم مطلق الهی میگذرد. جلسهی پنجم، قدرت مطلق الهی و خیر خداوند به بحث گذاشته میشود. و در جلسهی ششم و پایانی، صفات توحید، بساطت و واجب الوجودیِ الهی بحث میشود.
دریافت صوت جلسات
#فرهیختگان، ندای آگاهی
یاسر میردامادی
🔅در دورهی مقدماتی آشنایی با «الهیّاتِ کمال»، که در جمع خصوصی شماری از ایرانیان مقیم بریتانیا ایراد شده، پرسش از امکان و چیستی صفات خدا به بحث گذاشته میشود. دنبال کردن این دوره نیازی به دانش پیشین فلسفی و الهیاتی ندارد و تنها به حوصله و علاقهمندی نیاز دارد.
🔅این دوره بر اساس متنی مختصر و مفید در باب کمالشناسی الهیاتی تدریس شده است. این متن را تی. جِی. ماسون استاد فلسفهی دینِ کالج سنت پیتر در دانشگاه آکسفورد نوشته است. این کتاب در مجموعهای با عنوان «بنمایههای فلسفه» از سوی دانشگاه کمبریج به سال ۲۰۱۸ میلادی منتشر شده است. نسخهی پیدیاف این کتاب نیز برای دسترسی دنبالکنندگان دوره، همراه با فایلهای صوتی جلسات آمده است. در هر جلسه حدود ده صفحه از کتاب مزبور به بحث گذاشته میشود.
شرح جلسات:
🔅در جلسهی نخست، درآمدی کلی به بحثهای کمالشناسی الهیاتی ارائه میشود. در جلسهی دوم، صفات شخصوارگی، تعالی و درونبودگی خدا بحث میشود. بحث جلسهی سوّم، حول صفت جاودانگی الهی است. جلسهی چهارم به بحث از علم مطلق الهی میگذرد. جلسهی پنجم، قدرت مطلق الهی و خیر خداوند به بحث گذاشته میشود. و در جلسهی ششم و پایانی، صفات توحید، بساطت و واجب الوجودیِ الهی بحث میشود.
دریافت صوت جلسات
#فرهیختگان، ندای آگاهی
3danet.net
درسگفتارهای دیباچهای به الهیّاتِ کمال (صفات خدا) از یاسر میردامادی
شاخهای از الهیات که بحث از صفات کمال خداوند میپردازد و میکوشد از کمال مطلق الهی دفاع کند «الهیّاتِ کمال» نام دارد. بحث از صفات کمال الهی..
▪️مطبوعات ابتداي انقلاب در كتابخانه دانشگاه منچستر
🔹كتابخانه دانشگاه منچستر بخشي از ارشيو غني خود در زمينه مطبوعات دوران انقلاب را بصورت رايگان بر روي سايت خود قرار داده است.بيشتر اين مطبوعات انعكاس دهنده فضاي انقلابي و ازادي حاكم در فاصله فوريه ١٩٧٩تا آگوست١٩٧٩هستند.از مجله اهنگر تا روزنامه امت در اين ليست ٢١گانه قرار دارند.پژوهشگران و علاقه مندان مي توانند براي مطالعه بيشتر به لينك زير مراجعه كنند:
https://www.library.manchester.ac.uk/using-the-library/staff/digitisation-services/projects/nashriyah-digital-iranian-history/iran-and-the-1979-revolution/
جان آگه با #فرهیختگان
🔹كتابخانه دانشگاه منچستر بخشي از ارشيو غني خود در زمينه مطبوعات دوران انقلاب را بصورت رايگان بر روي سايت خود قرار داده است.بيشتر اين مطبوعات انعكاس دهنده فضاي انقلابي و ازادي حاكم در فاصله فوريه ١٩٧٩تا آگوست١٩٧٩هستند.از مجله اهنگر تا روزنامه امت در اين ليست ٢١گانه قرار دارند.پژوهشگران و علاقه مندان مي توانند براي مطالعه بيشتر به لينك زير مراجعه كنند:
https://www.library.manchester.ac.uk/using-the-library/staff/digitisation-services/projects/nashriyah-digital-iranian-history/iran-and-the-1979-revolution/
جان آگه با #فرهیختگان
📆 روزشمار چهرههای تاریخی:
سردار بدفرجام
پدر ستارخان قرهداغی پارچهفروش بود. نوجوان بود که پدر را از دست داد و تنها چیزی که از او به یاد داشت، این بود که باید انتقام خون برادرش اسماعیل را از قاجاریه بگیرد.
۱۸ ساله بود که پس از اعدام برادرش با خانواده به تبریز مهاجرت کرد و به لوطیان شیخیه شهر که علیه لوطیان شرعیه میجنگیدند پیوست.
۴۰ ساله بود که حکومت مشروطه در ایران برپا شد و او که به آزادیخواهان پیوسته بود از فرماندهان برجسته به ویژه در آذربایجان به شمار آمد، اما چون خواندن و نوشتن نمیدانست تنها مدت کوتاهی به فرمانداری اردبیل برگزیده شد و پس از آن تنها به خدمات نظامی مشغول ماند.
دویچهوله فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
سردار بدفرجام
پدر ستارخان قرهداغی پارچهفروش بود. نوجوان بود که پدر را از دست داد و تنها چیزی که از او به یاد داشت، این بود که باید انتقام خون برادرش اسماعیل را از قاجاریه بگیرد.
۱۸ ساله بود که پس از اعدام برادرش با خانواده به تبریز مهاجرت کرد و به لوطیان شیخیه شهر که علیه لوطیان شرعیه میجنگیدند پیوست.
۴۰ ساله بود که حکومت مشروطه در ایران برپا شد و او که به آزادیخواهان پیوسته بود از فرماندهان برجسته به ویژه در آذربایجان به شمار آمد، اما چون خواندن و نوشتن نمیدانست تنها مدت کوتاهی به فرمانداری اردبیل برگزیده شد و پس از آن تنها به خدمات نظامی مشغول ماند.
دویچهوله فارسی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
DW
سردار بدفرجام
۲۸ مهر ۱۲۴۵: ۱۵۴ سال پیش در چنین روزی ستارخان در روستای بیشک ورزقان زاده شد: "اگر در من توانایی و استعدادی وجود داشته باشد، آن را مردم به من دادهاند".
تربیت دینی از نگاه دو نراقی
راوی #اندیشه: تعلیم و تربیت دینی یکی از دغدغههایی است که خانواده بسیاری از متدینان با آن مواجهند. عالمان و فیلسوفان اخلاق نیز در این موضوع به مباحثی پرداختهاند.
1️⃣ملا احمد نراقی (۱۲۰۸-۱۱۵۰ش) به عنوان یکی از علمای اخلاق سنتی به این موضوع توجه بسیاری داشته است. او در کتاب اخلاقی مهمش «معراج السعادة» و در بخش «تلقین ترجمه عقائد به اطفال» این کتاب معتقد است که عقاید دینی را میباید از همان ایام طفولیت به کودکان آموزش داد. تا «بر خاطرش نقش بندد و به تدریج معانی آنها را تعلیم نمایند تا معانی آنها را بفهمد».
وی تاکید دارد که حتی اگر معانی و دلیل و برهان آن عقاید نیز نزد کودک مشخص نباشد، میباید او را تعلیم داد و نباید از القای عقاید به کودکان پا پس کشید.
نراقی تاکید میکند که کودک را میباید از شبهات به دور داشت. چرا که عقاید «ممکن است به سبب شبهات ازاله شود و باید آن را در دل اطفال و سایر عوام به نحوی راسخ نمود که متزلزل نشوند».
ملا احمد نراقی توصیه میکند:
«طریق آن این نیست که به او مناظره و جدل تعلیم شود و یا بر مطالعه کتب کلامیه و حکمیه اشتغال نماید، بلکه باید مشغول شود به تلاوت قرآن و تفسیر قرآن و خواندن احادیث و درک معانی آنها و مواظبت کند که وظایف عبادات و طاعات، و به این سبب روز به روز اعتقاد او قویتر میگردد».
ملا احمد نراقی همچنین تاکید میکند که کودکان را باید از مصاحبت با افراد دیگر مذاهب دور داشت: «باید اجتناب کند از مصاحبت مذاهب فاسده و آراء باطله و ارباب مناظره و جدل و اصحاب تشکیک و شبهات، بلکه از صحبت اهل هوا وهوس و ابنای دنیا، و مجالست نماید با اتقیا و صالحین و اهل ورع و یقین، و ملاحظه نماید طریقه و رفتار ایشان را در خضوع و تذلل در نزد پروردگار».
2️⃣آرش نراقی (متولد ۱۳۴۵ و استاد فلسفه دین و اخلاق) اما اینگونه تعلیم دینی را نمیپسندد. او در یک سخنرانی با عنوان «مدلی مدنی در تعلیم و تربیت دینی» گفته است که در دنیای امروز، تعلیم دینی نمیتواند بر پایه توصیههای علمای سنتی شکل بگیرد. مبنای سخن آرش نراقی این است که والدین، صاحب اختیارِ کودک نیستند. بلکه تنها وکیل آنها محسوب میشوند. از این رو حق ندارند که عقاید خود را به کودک تحمیل کنند. وظیفه والدین این است که تنها و تنها کودکان را با انواع عقاید آشنا کنند. والدین نمیباید کودکان را به اجبارِ آشکار یا پنهان به عقیدهای ملتزم کنند.
آرش نراقی میگوید که والدین باید به کودکان، قدرت استدلالورزی را بیاموزند، نه اینکه عقاید خاصی را به او القا کنند. قدرت تفکر انتقادی را در کودکان پرورش دهند. در ثانی میباید اصلِ احترامگذاری به عقاید مخالف را بیاموزند. بدانند که اگر فردِ دیگری عقاید یکسانی با او ندارد، مستلزم این نیست که حقوق او را نادیده بگیرند. کودک باید بیاموزد که در جهان متکثرِ امروز، هر کس عقیدهای دارد. نباید در عرصه اجتماع، فقط بر اساس ملاکهای دینی و مذهبی با دیگران ارتباط برقرار کند.
بر خلاف ملا احمد نراقی، آرش نراقی معتقد است که کودک باید ارتباط با افرادِ دیگر مذاهب را نیز بیاموزد.
نراقی بر این موضوع نیز تاکید میکند که کودک باید با گروههای متفاوتی آشنا شود و صرفاً به یک جمع دینی بسنده نشود. کودک باید بداند که هویت خود را صرفاً هویت دینی نداند و در موضعهای مختلفی مسؤولیت اجتماعی به عهده بگیرد. همچنین والدین باید در تعلیم آموزشهای دینی، کودک را با تفسیرهای مختلفی از دین آشنا کنند. باید از جزماندیشی او مانع شوند. باید حتی تعالیم دیگر ادیان را نیز به او توضیح دهند تا کودک در سن بلوغ عقلی، بتواند راه خود را انتخاب کند.
🔺این دو رویکرد که نمادی از دو گونه مواجهه با مقوله تربیت فرزند است، در دو زمان مختلف بیان شده و از بسترهای اجتماعی متفاوتی برخوردار است. به نظر میرسد نظریهپردازی در این مقوله و پاسخ به شبهات رایج، از مهمترین موضوعات مورد نیاز جامعه است که باید وجهه همت متفکران دغدغهمند قرار گیرد.
جان آگه با #فرهیختگان
راوی #اندیشه: تعلیم و تربیت دینی یکی از دغدغههایی است که خانواده بسیاری از متدینان با آن مواجهند. عالمان و فیلسوفان اخلاق نیز در این موضوع به مباحثی پرداختهاند.
1️⃣ملا احمد نراقی (۱۲۰۸-۱۱۵۰ش) به عنوان یکی از علمای اخلاق سنتی به این موضوع توجه بسیاری داشته است. او در کتاب اخلاقی مهمش «معراج السعادة» و در بخش «تلقین ترجمه عقائد به اطفال» این کتاب معتقد است که عقاید دینی را میباید از همان ایام طفولیت به کودکان آموزش داد. تا «بر خاطرش نقش بندد و به تدریج معانی آنها را تعلیم نمایند تا معانی آنها را بفهمد».
وی تاکید دارد که حتی اگر معانی و دلیل و برهان آن عقاید نیز نزد کودک مشخص نباشد، میباید او را تعلیم داد و نباید از القای عقاید به کودکان پا پس کشید.
نراقی تاکید میکند که کودک را میباید از شبهات به دور داشت. چرا که عقاید «ممکن است به سبب شبهات ازاله شود و باید آن را در دل اطفال و سایر عوام به نحوی راسخ نمود که متزلزل نشوند».
ملا احمد نراقی توصیه میکند:
«طریق آن این نیست که به او مناظره و جدل تعلیم شود و یا بر مطالعه کتب کلامیه و حکمیه اشتغال نماید، بلکه باید مشغول شود به تلاوت قرآن و تفسیر قرآن و خواندن احادیث و درک معانی آنها و مواظبت کند که وظایف عبادات و طاعات، و به این سبب روز به روز اعتقاد او قویتر میگردد».
ملا احمد نراقی همچنین تاکید میکند که کودکان را باید از مصاحبت با افراد دیگر مذاهب دور داشت: «باید اجتناب کند از مصاحبت مذاهب فاسده و آراء باطله و ارباب مناظره و جدل و اصحاب تشکیک و شبهات، بلکه از صحبت اهل هوا وهوس و ابنای دنیا، و مجالست نماید با اتقیا و صالحین و اهل ورع و یقین، و ملاحظه نماید طریقه و رفتار ایشان را در خضوع و تذلل در نزد پروردگار».
2️⃣آرش نراقی (متولد ۱۳۴۵ و استاد فلسفه دین و اخلاق) اما اینگونه تعلیم دینی را نمیپسندد. او در یک سخنرانی با عنوان «مدلی مدنی در تعلیم و تربیت دینی» گفته است که در دنیای امروز، تعلیم دینی نمیتواند بر پایه توصیههای علمای سنتی شکل بگیرد. مبنای سخن آرش نراقی این است که والدین، صاحب اختیارِ کودک نیستند. بلکه تنها وکیل آنها محسوب میشوند. از این رو حق ندارند که عقاید خود را به کودک تحمیل کنند. وظیفه والدین این است که تنها و تنها کودکان را با انواع عقاید آشنا کنند. والدین نمیباید کودکان را به اجبارِ آشکار یا پنهان به عقیدهای ملتزم کنند.
آرش نراقی میگوید که والدین باید به کودکان، قدرت استدلالورزی را بیاموزند، نه اینکه عقاید خاصی را به او القا کنند. قدرت تفکر انتقادی را در کودکان پرورش دهند. در ثانی میباید اصلِ احترامگذاری به عقاید مخالف را بیاموزند. بدانند که اگر فردِ دیگری عقاید یکسانی با او ندارد، مستلزم این نیست که حقوق او را نادیده بگیرند. کودک باید بیاموزد که در جهان متکثرِ امروز، هر کس عقیدهای دارد. نباید در عرصه اجتماع، فقط بر اساس ملاکهای دینی و مذهبی با دیگران ارتباط برقرار کند.
بر خلاف ملا احمد نراقی، آرش نراقی معتقد است که کودک باید ارتباط با افرادِ دیگر مذاهب را نیز بیاموزد.
نراقی بر این موضوع نیز تاکید میکند که کودک باید با گروههای متفاوتی آشنا شود و صرفاً به یک جمع دینی بسنده نشود. کودک باید بداند که هویت خود را صرفاً هویت دینی نداند و در موضعهای مختلفی مسؤولیت اجتماعی به عهده بگیرد. همچنین والدین باید در تعلیم آموزشهای دینی، کودک را با تفسیرهای مختلفی از دین آشنا کنند. باید از جزماندیشی او مانع شوند. باید حتی تعالیم دیگر ادیان را نیز به او توضیح دهند تا کودک در سن بلوغ عقلی، بتواند راه خود را انتخاب کند.
🔺این دو رویکرد که نمادی از دو گونه مواجهه با مقوله تربیت فرزند است، در دو زمان مختلف بیان شده و از بسترهای اجتماعی متفاوتی برخوردار است. به نظر میرسد نظریهپردازی در این مقوله و پاسخ به شبهات رایج، از مهمترین موضوعات مورد نیاز جامعه است که باید وجهه همت متفکران دغدغهمند قرار گیرد.
جان آگه با #فرهیختگان
مهرداد فرهمند:
اسفند ماه گذشته گزارشی از تحقیقات آقای محمد فرزانگان استاد اقتصاد در دانشگاه ماربورگ آلمان نوشتم درباره اینکه اگر انقلاب نمی شد، اقتصاد ایران چه پیشرفتی می کرد. اکنون مقاله پژوهشی ایشان در این آدرس در دسترس است. می توانید بخوانید:
https://www.tandfonline.com/eprint/N3W8PCBFV58QPQB88MAS/full?target=10.1080/10242694.2020.1825314
#فرهیختگان، ندای آگاهی
اسفند ماه گذشته گزارشی از تحقیقات آقای محمد فرزانگان استاد اقتصاد در دانشگاه ماربورگ آلمان نوشتم درباره اینکه اگر انقلاب نمی شد، اقتصاد ایران چه پیشرفتی می کرد. اکنون مقاله پژوهشی ایشان در این آدرس در دسترس است. می توانید بخوانید:
https://www.tandfonline.com/eprint/N3W8PCBFV58QPQB88MAS/full?target=10.1080/10242694.2020.1825314
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Taylor & Francis
The Economic Cost of the Islamic Revolution and War for Iran: Synthetic Counterfactual Evidence
This study estimates the joint effect of a new political regime and war against Iraq, on Iran’s per capita Gross Domestic Product (‘GDP,’ constant 2010 US$) for the period 1978–1988, during the rev...
یک مدل تقلیل گرایانه برای فهم وضعیت روز #انتخابات_آمریکا
🔴📝از آخرین وضعیت انتخابات آمریکا چه خبر ؟ بایدن می شود یا ترامپ ؟
14 روز به روز برگزاری رسمی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده
اما تا همین الان نزدیک به 28 میلیون آمریکایی در انتخابات شرکت کرده اند و رأی داده اند.
🔲خب الان وضعیت رقابت چگونه است؟
1️⃣ در میانگین نتایج نظرسنجی ها کشوری بایدن با اختلاف 8 درصد پیش است. این آمار چندان اهمیتی ندارد .
👈اگر بخواهیم دیتای نظرسنجی ها را با نیم نگاهی به شرایط انتخابات سال 2016 و با نگاه محافظه کارانه به نفع ترامپ ارزیابی کنیم و نتیجه نظرسنجی هایی که ترامپ در آن با هر اختلافی پیش است و نظرسنجی هایی که بایدن با اختلاف کمتر از 3 درصد پیش است را به نفع ترامپ محاسبه کنیم :
2️⃣ در رأی شماری الکترال ایالتی ( هر کس 270 رای بیاورد پیروز است ) که بر اساس وضعیت نظرسنجی های ایالتی محاسبه می شود :
🔻بایدن هم اکنون 212 رأی ( 17 ایالت ) تقریباً مطمئن دارد
و ترامپ 187 رأی (22 ایالت) تقریباً مطمئن دارد .
🔻می ماند 139 رأی در 11 ایالت که رقابت نزدیک است و فاصله دو رقیب در نظرسنجی ها اندک است .
🔻در نتیجه بایدن برای پیروزی هم اکنون به حداقل 58 رأی دیگر نیاز دارد
و ترامپ به 87 رأی دیگر تا پیروز انتخاب شود.
🔲الان وضعیت رقابت برای این 139 رأی چگونه است ؟
🔻الان بایدن در 6 ایالت رقابتی نوادا - مینسوتا - ویسکانسین – پنسیلوانیا – نیوهمپشایر- میشیگان
(با مجموع 67 رأی الکترال) با فاصله ی بیش از 6 درصدی در میانگین نظرسنجی ها از ترامپ پیش است .
🔻درباقی ایالت ها آریزونا – فلوریدا – جورجیا- کارولینای شمالی ( 72 رأی)
فاصله ترامپ و بایدن کمتر از 3 درصد شده است و البته در روزهای اخیر روندی کاهشی به نفع ترامپ داشته است .
در نتیجه با رویکرد محافظه کارانه عملاً سهم ترامپ حساب خواهند شد و اینگونه مجموع آرای الکترال ترامپ به 259 رأی خواهد رسید.
🔲خب الان یعنی چه می شود ؟
بستگی به روزهای آینده دارد . الان 2 سناریو وجود دارد :
1️⃣ اگر بایدن بتواند در این 2 هفته ی باقی مانده همین فاصله بیش از 6 درصدی خود را در 6 ایالت رقابتی حفظ کند ، با پیروزی در همین 6 ایالت با 279 رأی پیروز انتخابات است.
2️⃣ اگر ترامپ با حفظ وضع موجود خود ، بتواند فقط در یکی از ایالت های 6 گانه (با بیش از 10 رأی الکترال )نظیر ایالت کلیدی پنسیلوانیا ورق را برگرداند ، آرای الکترال خود را به بیش از 270 رأی خواهد رساند و پیروز انتخابات خواهد شد .
این آخرین وضعیت رقابت انتخابات آمریکا بود ، همینقدر نزدیک و رقابتی و سیال !
همه چیز به روزهای آینده و رقابت نزدیک در همین چند ایالت بستگی دارد.
الان ، بایدن پیش است و اما این وضعیت بسیار شکننده است و کاملا محتمل است در روزهای آینده ورق به نفع ترامپ برگردد.
از کانال حقایق آمریکا
#فرهیختگان، ندای آگاهی
🔴📝از آخرین وضعیت انتخابات آمریکا چه خبر ؟ بایدن می شود یا ترامپ ؟
14 روز به روز برگزاری رسمی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده
اما تا همین الان نزدیک به 28 میلیون آمریکایی در انتخابات شرکت کرده اند و رأی داده اند.
🔲خب الان وضعیت رقابت چگونه است؟
1️⃣ در میانگین نتایج نظرسنجی ها کشوری بایدن با اختلاف 8 درصد پیش است. این آمار چندان اهمیتی ندارد .
👈اگر بخواهیم دیتای نظرسنجی ها را با نیم نگاهی به شرایط انتخابات سال 2016 و با نگاه محافظه کارانه به نفع ترامپ ارزیابی کنیم و نتیجه نظرسنجی هایی که ترامپ در آن با هر اختلافی پیش است و نظرسنجی هایی که بایدن با اختلاف کمتر از 3 درصد پیش است را به نفع ترامپ محاسبه کنیم :
2️⃣ در رأی شماری الکترال ایالتی ( هر کس 270 رای بیاورد پیروز است ) که بر اساس وضعیت نظرسنجی های ایالتی محاسبه می شود :
🔻بایدن هم اکنون 212 رأی ( 17 ایالت ) تقریباً مطمئن دارد
و ترامپ 187 رأی (22 ایالت) تقریباً مطمئن دارد .
🔻می ماند 139 رأی در 11 ایالت که رقابت نزدیک است و فاصله دو رقیب در نظرسنجی ها اندک است .
🔻در نتیجه بایدن برای پیروزی هم اکنون به حداقل 58 رأی دیگر نیاز دارد
و ترامپ به 87 رأی دیگر تا پیروز انتخاب شود.
🔲الان وضعیت رقابت برای این 139 رأی چگونه است ؟
🔻الان بایدن در 6 ایالت رقابتی نوادا - مینسوتا - ویسکانسین – پنسیلوانیا – نیوهمپشایر- میشیگان
(با مجموع 67 رأی الکترال) با فاصله ی بیش از 6 درصدی در میانگین نظرسنجی ها از ترامپ پیش است .
🔻درباقی ایالت ها آریزونا – فلوریدا – جورجیا- کارولینای شمالی ( 72 رأی)
فاصله ترامپ و بایدن کمتر از 3 درصد شده است و البته در روزهای اخیر روندی کاهشی به نفع ترامپ داشته است .
در نتیجه با رویکرد محافظه کارانه عملاً سهم ترامپ حساب خواهند شد و اینگونه مجموع آرای الکترال ترامپ به 259 رأی خواهد رسید.
🔲خب الان یعنی چه می شود ؟
بستگی به روزهای آینده دارد . الان 2 سناریو وجود دارد :
1️⃣ اگر بایدن بتواند در این 2 هفته ی باقی مانده همین فاصله بیش از 6 درصدی خود را در 6 ایالت رقابتی حفظ کند ، با پیروزی در همین 6 ایالت با 279 رأی پیروز انتخابات است.
2️⃣ اگر ترامپ با حفظ وضع موجود خود ، بتواند فقط در یکی از ایالت های 6 گانه (با بیش از 10 رأی الکترال )نظیر ایالت کلیدی پنسیلوانیا ورق را برگرداند ، آرای الکترال خود را به بیش از 270 رأی خواهد رساند و پیروز انتخابات خواهد شد .
این آخرین وضعیت رقابت انتخابات آمریکا بود ، همینقدر نزدیک و رقابتی و سیال !
همه چیز به روزهای آینده و رقابت نزدیک در همین چند ایالت بستگی دارد.
الان ، بایدن پیش است و اما این وضعیت بسیار شکننده است و کاملا محتمل است در روزهای آینده ورق به نفع ترامپ برگردد.
از کانال حقایق آمریکا
#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک اتفاق دو دیدگاه
👇👇👇
👇👇👇
فرهیختگان
یک اتفاق دو دیدگاه 👇👇👇
یک اتفاق دو دیدگاه
دوچرخه سواری خانمی بیحجاب در نجفآباد
کلیپی در فضای مجازی پخش شده که خانمی با کشف حجاب، بر دوچرخه سوار شده و میدان اصلی شهر دست تکان میدهد. واکنش به این حرکت بیسابقه در این شهر بسیار است. البته دوچرخه سواری بانوان در این شهر بی سابقه نیست.
1⃣امام جمعه نجفآباد حجتالاسلام حسناتی ، در واکنش تندی، این حرکت را موجب زیر سوال رفتن شهر شهید پرور نجفآباد دانسته و گفته:"این فرد الحمدالله دستگیر شده... گفتند این حرکت فردی نبوده و پشت این خانم یک باند بهایی یا ضدانقلاب و منافق یا هر چیز دیگر بوده.دقیقا وقت اذان ظهر که این خانم این کار را انجام داده از ایشان فیلم گرفته میشه و به فاصله چند ساعت همه جا پخش میشه که قطعا برنامه ریزی شده بوده که مردم نجفآباد رو زیر سوال ببرند و بگند مردم دیگه حجاب رو نمیخوان و این چیزا رو عادی بکنند. هیچ کدام از مردم از این حرکت زشت راضی نیستند و مردم به صورت خودجوش در اعتراض به این حرکت زشت فردا سه شنبه ۲۹ مهر بعد از نماز ظهر با رعایت ضوابط بهداشتی راه پیمایی میکنند و این حرکت را محکوم میکنند و نمیگذارند دشمنان هر کاری خواستند بکنند و اعتقادات و قانون یک ملت رو زیر سوال ببرند شرکت در این راه پیمایی خیلی خیلی مهمه ...با محکوم کردن این حرکت نمیزاریم منافقان هرکاری خواستند بکنند و حجاب و دین مار را از ما بگیرند." (نقل از گروههای مجازی)
2⃣ واکنش آیتالله احمد عابدینی از اساتید حوزه و دانشگاه اصفهان:
"هموطن به هوش"
"دوچرخه سواري خانمي بدون حجاب در روز روشن و دست تكان دادن او براي مردم و فيلم گرفته شدن از او و پخش آن در جامعه، حكايت از توطئهاي عميق براي فشار بر مردان و زنان و شايد پيشبرد طرح ناامن كردن جامعه براي زنان دارد. گروهی كه نتوانستهاند عدالت را در جامعه حاكم كنند و هيچ توجيهی براي پرخوري گروهي كوچك حكومتی و دولتی، و فقر اكثريت جامعه ندارند، ممكن است بخواهند از كار زشت يک فرد سوء استفاده كنند و احساسات خانوادههاي شهدا را تحريک كنند و يا به نام آنان از دوچرخه سواری خانمها و ساير آزاديهاي آنان جلوگيری كنند تا خانمهای با شرافت و فقيري كه با دوچرخه خود براي خانواده خريد ميكنند يا با آن به محل كار و مسجد ميروند ديگر نتوانند از اين وسيله خوب و سالم و مفيد براي سلامت بدن و هوا استفاده كنند و با بزرگ كردن اين مسأله از پاسخگويي به بي برنامگيها و بد عمل كردنها كه جامعه را اين گونه پريشان كرده است فرار كنند. لذا اين جانب احمد عابديني كه روزي با صراحت دوچرخه سواري بانوان را مجاز دانستم و فوايد آن را برشمردم، و همان روز از خانمها خواستم كه نگذارند فردي از خودشان با بد حجابي خللي در راه استفاده از اين وسيله خوب ايجاد كند، امروز هم با صراحت اعلام مي كنم كه كار يك فرد را نبايد به پاي تمامي بانوان نوشت و نبايد آنان را از حقوق اجتماعي خود محروم كرد و همانگونه كه دفاع از عفاف بر همه واجب و لازم است، دفاع از آزاديهاي فردي و اجتماعي و تلاش در بهبود معيشت مردم نيز لازم و واجب است و نبايد يكي فداي ديگري شود و فقر مردم ناديده گرفته شود و عمل بد يك زن كه معلوم نيست چه كسان يا گروههايي پشت صحنه آن هستند نبايد آزادي و كرامت ديگران را خدشه دار كند.
و در آخر از روحانيت محترم انتظار است كه در اعتراض به فقر و بيكاري و نبود دارو و... نيز حامي مردم باشند نه اينكه در موارد ديگر سكوت اختيار كنند و تمامي توان خود و مردم را منحصر در مبارزه با بدحجابي كنند؛ زيرا امام حسين(ع) علماي عصر خويش را بر سكوت در مقابل بي عدالتيها مذمت كرد و از اينكه كوران و زمينگيران گرسنه باشند برآشفت. پس سزاوار است كه شما هم بر فقر اكثريت جامعه سخني برانيد و دستي بالا زنيد. تا مردم بدانندكه شيعه دين عدالت است." ( کانال احمد عابدینی)
جان آگه با #فرهیختگان
دوچرخه سواری خانمی بیحجاب در نجفآباد
کلیپی در فضای مجازی پخش شده که خانمی با کشف حجاب، بر دوچرخه سوار شده و میدان اصلی شهر دست تکان میدهد. واکنش به این حرکت بیسابقه در این شهر بسیار است. البته دوچرخه سواری بانوان در این شهر بی سابقه نیست.
1⃣امام جمعه نجفآباد حجتالاسلام حسناتی ، در واکنش تندی، این حرکت را موجب زیر سوال رفتن شهر شهید پرور نجفآباد دانسته و گفته:"این فرد الحمدالله دستگیر شده... گفتند این حرکت فردی نبوده و پشت این خانم یک باند بهایی یا ضدانقلاب و منافق یا هر چیز دیگر بوده.دقیقا وقت اذان ظهر که این خانم این کار را انجام داده از ایشان فیلم گرفته میشه و به فاصله چند ساعت همه جا پخش میشه که قطعا برنامه ریزی شده بوده که مردم نجفآباد رو زیر سوال ببرند و بگند مردم دیگه حجاب رو نمیخوان و این چیزا رو عادی بکنند. هیچ کدام از مردم از این حرکت زشت راضی نیستند و مردم به صورت خودجوش در اعتراض به این حرکت زشت فردا سه شنبه ۲۹ مهر بعد از نماز ظهر با رعایت ضوابط بهداشتی راه پیمایی میکنند و این حرکت را محکوم میکنند و نمیگذارند دشمنان هر کاری خواستند بکنند و اعتقادات و قانون یک ملت رو زیر سوال ببرند شرکت در این راه پیمایی خیلی خیلی مهمه ...با محکوم کردن این حرکت نمیزاریم منافقان هرکاری خواستند بکنند و حجاب و دین مار را از ما بگیرند." (نقل از گروههای مجازی)
2⃣ واکنش آیتالله احمد عابدینی از اساتید حوزه و دانشگاه اصفهان:
"هموطن به هوش"
"دوچرخه سواري خانمي بدون حجاب در روز روشن و دست تكان دادن او براي مردم و فيلم گرفته شدن از او و پخش آن در جامعه، حكايت از توطئهاي عميق براي فشار بر مردان و زنان و شايد پيشبرد طرح ناامن كردن جامعه براي زنان دارد. گروهی كه نتوانستهاند عدالت را در جامعه حاكم كنند و هيچ توجيهی براي پرخوري گروهي كوچك حكومتی و دولتی، و فقر اكثريت جامعه ندارند، ممكن است بخواهند از كار زشت يک فرد سوء استفاده كنند و احساسات خانوادههاي شهدا را تحريک كنند و يا به نام آنان از دوچرخه سواری خانمها و ساير آزاديهاي آنان جلوگيری كنند تا خانمهای با شرافت و فقيري كه با دوچرخه خود براي خانواده خريد ميكنند يا با آن به محل كار و مسجد ميروند ديگر نتوانند از اين وسيله خوب و سالم و مفيد براي سلامت بدن و هوا استفاده كنند و با بزرگ كردن اين مسأله از پاسخگويي به بي برنامگيها و بد عمل كردنها كه جامعه را اين گونه پريشان كرده است فرار كنند. لذا اين جانب احمد عابديني كه روزي با صراحت دوچرخه سواري بانوان را مجاز دانستم و فوايد آن را برشمردم، و همان روز از خانمها خواستم كه نگذارند فردي از خودشان با بد حجابي خللي در راه استفاده از اين وسيله خوب ايجاد كند، امروز هم با صراحت اعلام مي كنم كه كار يك فرد را نبايد به پاي تمامي بانوان نوشت و نبايد آنان را از حقوق اجتماعي خود محروم كرد و همانگونه كه دفاع از عفاف بر همه واجب و لازم است، دفاع از آزاديهاي فردي و اجتماعي و تلاش در بهبود معيشت مردم نيز لازم و واجب است و نبايد يكي فداي ديگري شود و فقر مردم ناديده گرفته شود و عمل بد يك زن كه معلوم نيست چه كسان يا گروههايي پشت صحنه آن هستند نبايد آزادي و كرامت ديگران را خدشه دار كند.
و در آخر از روحانيت محترم انتظار است كه در اعتراض به فقر و بيكاري و نبود دارو و... نيز حامي مردم باشند نه اينكه در موارد ديگر سكوت اختيار كنند و تمامي توان خود و مردم را منحصر در مبارزه با بدحجابي كنند؛ زيرا امام حسين(ع) علماي عصر خويش را بر سكوت در مقابل بي عدالتيها مذمت كرد و از اينكه كوران و زمينگيران گرسنه باشند برآشفت. پس سزاوار است كه شما هم بر فقر اكثريت جامعه سخني برانيد و دستي بالا زنيد. تا مردم بدانندكه شيعه دين عدالت است." ( کانال احمد عابدینی)
جان آگه با #فرهیختگان
بیبی عایشه، ملقب به «فرمانده کفتر»، بعد از ۴۱ سال جنگ و مقاومت علیه طالبان و قبل از آن روسها در روستای کوچک خود در شمال افغانستان، بالاخره اسلحه را بر زمین گذاشت و با طالبان به توافقی رسید. بیبی عایشه که هیچ ربطی به کلیشهی زن افغانستانی که سالهاست تبلیغ میشود ندارد، ربطی هم به فمینیسم و توانمندسازی زنان ندارد. او به درستی نمایندهای است از گوناگونی هویت و تصویر زن خاورمیانهای که اغلب حتا خود اهالی خاورمیانه هم این تنوع و پیچیدگیهایش را نمیبینند.
نبرد او روزی در سال ۱۹۷۹ شروع شد که نیروهای روس، به روستای کوچک آنها در ولایت بغلان حمله کرده و در درگیریها یکی از پسرهایش را کشتند. بیبی عایشه از فردای آن روز تفنگ را برداشت، مردان روستا را جمع کرد، دست هرکدام اسلحهای داد، آنها را آموزش داد و مقاومت علیه دشمن را شروع کرد. اما حتا قبل از این حمله، او در نیموجب روستای خود زن متفاوتی بود. چهارده ساله بود که او را شوهر دادند. او از ابتدای ازدواج شروع به پوشیدن شلوار کرد. در روستا و فرهنگی که تا قبل از آن هرگز زنی شلوار به پا نکرده بود. مردم روستا شوهر او را به «بیغیرتی» متهم میکردند. بیبی عایشه از ۱۰ سالگی از پدرش تیراندازی را آموخته بود و تفنگ بر دست میگرفت.
بیبی عایشه خیلی زود لقب «فرمانده کفتر» گرفت، مردم این لقب را به این خاطر به او دادند که میگفتند مثل یک کبوتر، اسلحه بر دوش، میخرامد و گردنافراشته راه میرود. گروه شبهنظامی او خیلی زود وسیع و پرشمارتر شد. فرمانده کفتر از روستاهای دیگر نیرو میگرفت و وقتی طالبان در افغانستان قدرت گرفت، گاه از نیروهای شکستخورده و اسیر شده طالبان نیز نیرو میگرفت. طالبهای اسیر باید جلو او سوگند وفاداری میخوردند، زانو میزدند و از این زن طلب عفو و قبول جنگیدن در سپاه او را میکردند. وقتی از او میپرسیدند از کجا مطمئن است و به این طالبهای پیشین اعتماد میکند، جواب میداد که او دهها جفت چشم دارد و چهارچشمی تک تک نیروهایش را میپاید. به محض اینکه دست از پا خطا کنند، دمار از روزگارشان درمیآورد.
فرمانده کفتر در دوران طولانی جنگ با طالبان، رابطهی صمیمانه و نزدیکی با احمدشاه مسعود و نیروهایش داشت. خودش میگوید برای مرگ هیچ یک از ۲۰ عضو خانوادهاش که به دست روسها و بعد طالبان کشته شدند، قطرهای اشک نریخت. تنها برای کشته شدن احمدشاه مسعود گریه کرد و مویه سر داد.
بیبی عایشه که حالا بیش از ۷۰ سال سن دارد و از زانو درد شدید رنج میبرد، مفتخر است که هرگز در جنگ علیه روسها و طالبان با شکست مواجه نشد و همیشه گروه شبهنظامی او برندهی نبردها بود. او بارها با آبوتاب برای خبرنگاران تعریف کرده که چطور در یکی از اولین نبردها و حضور طالبان در منطقه به فرماندهی آنها گفت که در این جنگ، تو چه بازنده بشی و چه برنده، بازنده نهایی تویی، چرا که اگر ببری همه میگویند هنری نبود که! از یک زن «ضعیفه» برد. اگر هم ببازی مسخرهی خاص و عام میشوی که به یک زن «ضعیفه» باختی.
زنها در گروه نظامی او جایی نداشتند. با اینکه خودش ۲۴ساعت اسلحه بر دوش بود، زنها را به نبرد نمیپذیرفت. جای زنها در آشپزخانه بود و پشت صحنه، برای مردان میپختند و میروبیدند و بچهداری میکردند. اما مراقب تک تک زنان روستا هم بود. او به نوعی قاضی روستا هم بود و مردم برای حل اختلافات خود به او مراجعه میکردند. تمام روستا به هر تازهواردی ماجرای مردی را میگویند که زناش را مدام کتک میزد. وقتی بالاخره مرد راضی شد برای حل اختلاف با زنش پیش بیبی عایشه بروند، او چوب بلندی را برداشت و جلوی زن، شوهر آزارگر را با چوب حسابی کتک زد و ادب کرد.
بعد از حملهی نظامی آمریکا و متحداناش به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و تشکیل دولت جدید افغانستان، بیبی عایشه حاضر به تسلیم به دولت نشد و گفت نیروهای دولت و آمریکاییها جرات دارند سمت روستای آنها بیایند تا حسابشان را کف دستشان بگذارد. او گفته بود این جنگ را «یا خداوند پایان میبخشد یا کلاشینکف من.»
روایت دههها حضور مقتدر بیبی عایشه در منطقهاش اما سویهی تاریک هم کم ندارد. شواهد متعددی در دسترس است که او و نیروهایش در کنترل قاچاق مواد مخدر در منطقه نقش دارند، دعوای قدرت و فساد مالی در خانوادهی پرجمعیت خودش در سالهای اخیر بسیار بوده، زنی بود که گاه بسیار بیرحمانه با اعضای باهمستان خود رفتار میکرد و خشونتهای شدید به خرج میداد. برای بعضی دختران جوان افغانستان، او نماد زن جسور و قدرتمند و قهرمان است، برای عدهای او یکی دیگر از دهها فرماندهی جنگطلب و خشن و فاسد افغانستان است و برای عدهای زنی که مثل میلیونها زن دیگر افغانستان زخم خورده و آسیبدیده از مردسالاری ریشهدار بود و برعکس بسیاری دیگر، خود هم در بازتولید خشونت افتاده بودند.
فرناز سیفی
جان آگه با #فرهیختگان
نبرد او روزی در سال ۱۹۷۹ شروع شد که نیروهای روس، به روستای کوچک آنها در ولایت بغلان حمله کرده و در درگیریها یکی از پسرهایش را کشتند. بیبی عایشه از فردای آن روز تفنگ را برداشت، مردان روستا را جمع کرد، دست هرکدام اسلحهای داد، آنها را آموزش داد و مقاومت علیه دشمن را شروع کرد. اما حتا قبل از این حمله، او در نیموجب روستای خود زن متفاوتی بود. چهارده ساله بود که او را شوهر دادند. او از ابتدای ازدواج شروع به پوشیدن شلوار کرد. در روستا و فرهنگی که تا قبل از آن هرگز زنی شلوار به پا نکرده بود. مردم روستا شوهر او را به «بیغیرتی» متهم میکردند. بیبی عایشه از ۱۰ سالگی از پدرش تیراندازی را آموخته بود و تفنگ بر دست میگرفت.
بیبی عایشه خیلی زود لقب «فرمانده کفتر» گرفت، مردم این لقب را به این خاطر به او دادند که میگفتند مثل یک کبوتر، اسلحه بر دوش، میخرامد و گردنافراشته راه میرود. گروه شبهنظامی او خیلی زود وسیع و پرشمارتر شد. فرمانده کفتر از روستاهای دیگر نیرو میگرفت و وقتی طالبان در افغانستان قدرت گرفت، گاه از نیروهای شکستخورده و اسیر شده طالبان نیز نیرو میگرفت. طالبهای اسیر باید جلو او سوگند وفاداری میخوردند، زانو میزدند و از این زن طلب عفو و قبول جنگیدن در سپاه او را میکردند. وقتی از او میپرسیدند از کجا مطمئن است و به این طالبهای پیشین اعتماد میکند، جواب میداد که او دهها جفت چشم دارد و چهارچشمی تک تک نیروهایش را میپاید. به محض اینکه دست از پا خطا کنند، دمار از روزگارشان درمیآورد.
فرمانده کفتر در دوران طولانی جنگ با طالبان، رابطهی صمیمانه و نزدیکی با احمدشاه مسعود و نیروهایش داشت. خودش میگوید برای مرگ هیچ یک از ۲۰ عضو خانوادهاش که به دست روسها و بعد طالبان کشته شدند، قطرهای اشک نریخت. تنها برای کشته شدن احمدشاه مسعود گریه کرد و مویه سر داد.
بیبی عایشه که حالا بیش از ۷۰ سال سن دارد و از زانو درد شدید رنج میبرد، مفتخر است که هرگز در جنگ علیه روسها و طالبان با شکست مواجه نشد و همیشه گروه شبهنظامی او برندهی نبردها بود. او بارها با آبوتاب برای خبرنگاران تعریف کرده که چطور در یکی از اولین نبردها و حضور طالبان در منطقه به فرماندهی آنها گفت که در این جنگ، تو چه بازنده بشی و چه برنده، بازنده نهایی تویی، چرا که اگر ببری همه میگویند هنری نبود که! از یک زن «ضعیفه» برد. اگر هم ببازی مسخرهی خاص و عام میشوی که به یک زن «ضعیفه» باختی.
زنها در گروه نظامی او جایی نداشتند. با اینکه خودش ۲۴ساعت اسلحه بر دوش بود، زنها را به نبرد نمیپذیرفت. جای زنها در آشپزخانه بود و پشت صحنه، برای مردان میپختند و میروبیدند و بچهداری میکردند. اما مراقب تک تک زنان روستا هم بود. او به نوعی قاضی روستا هم بود و مردم برای حل اختلافات خود به او مراجعه میکردند. تمام روستا به هر تازهواردی ماجرای مردی را میگویند که زناش را مدام کتک میزد. وقتی بالاخره مرد راضی شد برای حل اختلاف با زنش پیش بیبی عایشه بروند، او چوب بلندی را برداشت و جلوی زن، شوهر آزارگر را با چوب حسابی کتک زد و ادب کرد.
بعد از حملهی نظامی آمریکا و متحداناش به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و تشکیل دولت جدید افغانستان، بیبی عایشه حاضر به تسلیم به دولت نشد و گفت نیروهای دولت و آمریکاییها جرات دارند سمت روستای آنها بیایند تا حسابشان را کف دستشان بگذارد. او گفته بود این جنگ را «یا خداوند پایان میبخشد یا کلاشینکف من.»
روایت دههها حضور مقتدر بیبی عایشه در منطقهاش اما سویهی تاریک هم کم ندارد. شواهد متعددی در دسترس است که او و نیروهایش در کنترل قاچاق مواد مخدر در منطقه نقش دارند، دعوای قدرت و فساد مالی در خانوادهی پرجمعیت خودش در سالهای اخیر بسیار بوده، زنی بود که گاه بسیار بیرحمانه با اعضای باهمستان خود رفتار میکرد و خشونتهای شدید به خرج میداد. برای بعضی دختران جوان افغانستان، او نماد زن جسور و قدرتمند و قهرمان است، برای عدهای او یکی دیگر از دهها فرماندهی جنگطلب و خشن و فاسد افغانستان است و برای عدهای زنی که مثل میلیونها زن دیگر افغانستان زخم خورده و آسیبدیده از مردسالاری ریشهدار بود و برعکس بسیاری دیگر، خود هم در بازتولید خشونت افتاده بودند.
فرناز سیفی
جان آگه با #فرهیختگان
درسی از علامه دهخدا
چند روز پیش مطلبی در باب نقد نوشتم. آخرش سؤال کردم که وقت خود را صرف نقد دیگران و آثارشان کردن بهتر است یا صرف پیش بردن کارهای اصلی خودمان؟ امشب جملهی جالبی دیدم در نامهی علامه دهخدا بهدوستش معاضدالسلطنه، که پاسخ وی بههمین سؤال است [اطلاعات ماهیانه، اسفند۱۳۲۷ش۱۲، ص۲۸]:
"آقای عزیز من! آنقدر در طهران در انجمنها و مجامع گوش بهاین حرفهای بینتیجه دادید؛ بس نشد؟ چرا باید وقت را تلف کرد که مخبرالسلطنه چه میگوید یا احتشامالسلطنه چه میفرماید؟ کار ما معین است. باید رشتهی خودمان را بگیریم و برویم. اگر بهمقصود رسیدیم، چه بهتر؛ وگرنه پیش وجدان و انسانیت خجل نیستیم که عمر را بهمذاکرات بیهوده و دفعالوقت تلف کردهایم".
دهخدا در این گفتار خود صادق و بدان عامل بود. لغتنامهی عظیم دهخدا، بهترین شاهد انطباق گفتار و کردار اوست.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان
چند روز پیش مطلبی در باب نقد نوشتم. آخرش سؤال کردم که وقت خود را صرف نقد دیگران و آثارشان کردن بهتر است یا صرف پیش بردن کارهای اصلی خودمان؟ امشب جملهی جالبی دیدم در نامهی علامه دهخدا بهدوستش معاضدالسلطنه، که پاسخ وی بههمین سؤال است [اطلاعات ماهیانه، اسفند۱۳۲۷ش۱۲، ص۲۸]:
"آقای عزیز من! آنقدر در طهران در انجمنها و مجامع گوش بهاین حرفهای بینتیجه دادید؛ بس نشد؟ چرا باید وقت را تلف کرد که مخبرالسلطنه چه میگوید یا احتشامالسلطنه چه میفرماید؟ کار ما معین است. باید رشتهی خودمان را بگیریم و برویم. اگر بهمقصود رسیدیم، چه بهتر؛ وگرنه پیش وجدان و انسانیت خجل نیستیم که عمر را بهمذاکرات بیهوده و دفعالوقت تلف کردهایم".
دهخدا در این گفتار خود صادق و بدان عامل بود. لغتنامهی عظیم دهخدا، بهترین شاهد انطباق گفتار و کردار اوست.
محسن کمالیان
جان آگه با #فرهیختگان