فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
آقا مجتبی ، نقاشی عجیب یک انسان بود
✍باید روزی بروم و عکس های قدیمی شهر را نگاه کنم. ببینم مجتبی ، توکل ، بچه های جنگ ، بچه هایی که انقلاب کردند ، در کدام کوچه ها بزرگ شده اند. مجتبی رفته است . اگر حالا شهید توکل را سپهبد می نامند ، او تمام درجات را بعد از تحصیلش از دوشش کند . مهندس نخبه دانشکاه جندی شاپور که اول انقلاب گفتند بیا معاون استاندار شو و او رفت کتابفروشی الفتح را دور میدان سعدی ( شهدا) افتتاح کرد. یک آدم مومن انقلابی که از نفسانیت تهی بود.
توکل گُرد و پهلوان بود. با پوکه های توپ هالتر می زد. آقا مجتبی از او بزرگتر بود. مهندس بود. هم کلاس علی شمخانی بود . دلش گرفته بود از دنیا. بعد ها که نقاشی هایش را دیدیدم ؛ فهمیدیم که دنیایش بسیار پیچیده تر از ماست. در ابن عکس کنار یک مینیاتور که کشیده ایستاده است.
خانه قدیمی ما محل خواهر زاده ها بود. پدر آنها را دوست داشت. همه انقلابی بودند‌ همه جنگ رفتند. از توکل تا اسماعیل سپهوند تا قدرت .
حالا آن نسل دارد تمام می شود. چه کسی باور می کند کسی در اوج تمنای دنیا ، اعراض کند. کتاب بفروشد و شروع از استانداری را به کفش کهنه اش ندهد.
مجتبی یکی از آدمهای نخبه شهر من هم بود. نسلی که خیلی زود فهمید که بهای عرضه خود به دنیا ، جان الهی خویش است. رها کرد. گوشه اش را نفروخت. شاید تمام مدت نقاشی توکل برادر کوچکترش را کشید ‌ از قبل شهادت حتی نامی نمی برد. تنها اسم بچه اش را توکل گذاشت. بعد با خود گفت که اینهم خودخواهی و سو استفاده از شهید است و حمزه صدایش کرد.
مجتبی یک روح نا آرام سکوت کرده بود. پدرم به اقای عادلی گفته بود ، مجتبی یک دانشمند ولی حساس است. زنی مهربان می خواهد. زنش طیبه دختر حاج عادلی ، دختری خندان و مهربان بود. در تمام مدت کنار طیبه بود. چه می دانم چگونه بوده کنازش. فقط دنیا برایش کوچک بود.
مجتبی رفت و خاطراتش ماند. نمی دانم از نقاشی هایش چه مانده‌ نقشش مانده در ذهنم. با آن انگشتان حساس و چشم های باهوش محجوب. دختر نازنین اش را فرستاده بود کانون نویسندگان به پیش ام که نویسنده شود. شاعر بود . نمیدانم واقف بوده که برای چنین پدری شعر بگوید؟ مرد غریب شهر آشنا...مجتبی .. انسان عجیب روزگار ما .به توکل رسیدی. آرام باش...دیگر دنیا غمی ندارد.
روحت شاد...۶ فروردین ۱۴۰۰
https://t.me/arshivefarhikhtegan/508

علی صارمیان


#فرهیختگان، ندای آگاهی
شمارش معکوس برای امضای قرارداد ۲۵ ساله با چین و معمای همسویی روحانی-ظریف با سیاست چرخش به شرق

سیاست اصولگرایان برای دوری از غرب و چرخش به شرق رسما کلید می خورد.
موج هشدارها و نگرانی گسترده محافل اقتصادی کشور نسبت به واگذاری بازار ایران به طرف چینی و روسی راه به جایی نبرد و شواهد خبری حاکی است که مراکز تصمیم گیر اصولگرا فردا در فضای تحریمی غرب فردا با امضای قرارداد جنجالی ۲۵ ساله سیاست و تجارت خارجی ایران را وارد ریل اتحاد با چین می کنند.

طبق گزارش منابع رسمی چینی ها که همانند روسیه بعد از پیروزی بایدن با استراتژی تهاجمی امریکا دست به گریبان هستند اکنون وزیر خارجه خود را برای امضای آنچه «سند برنامه همکاری جامع ایران و چین» راهی تهران کرده اند

نکته عجیب ماجرا، میزبانی دولت روحانی و محمد جواد ظریف برای این پیمان بحث برانگیز است که ظاهرا با توجیه ایجاد بازدارندکی در برابر اروپا و امریکای بایدن در کارزار هسته ای
انجام می گیرد .
این در حالی است که تیم روحانی_ظریف با نقد سیاست شرق گرایی اصولگرایان به عنوان تفکر ناسازگار با آهنگ توسعه اقتصاد جهانی و انتقاد از ماجرای عهدشکنی روس‌ها و چینی ها در تصویب ۶ قطعنامه تحریم شورای امنیت علیه ایران روی کارآمدند و تا به امروز نیز پکن به پیروی از تحریم‌های امریکا میلیاردها دلار از دارایی ایران را بلوکه کرده است.

بخشی از امتیازها و فرصتهای اقتصادی چینی ها در قرارداد ۲۵ ساله

قرارداد جنجالی ۲۵ساله با چین مدتها به صورت پنهانی و مثل یک پروژه امنیتی توسط نهادهای حاکمیت دنبال می شد و اولین نکته ای که حساسیت و نگرانی عمیق کارشناسان را برانگیخت همین عدم شفافیت و مخفی نگه داشتن این موضوع سرنوشت ساز از دید افکار عمومی بود .
شاید اگر موج نقد و مطالبه گری فعالان رسانه ای در فضای مجازی نبود قصه معاهده ۲۵ ساله همچنان پشت درهای بسته دنبال می شد .

حتی اکنون که شمارش معکوس برای امضای آن آغاز شده بسیاری از ایرانیان از چند و چون قراردادی که منافع نسل امروز و آینده را در برمیگیرد آگاهی چندانی ندارند
از همین شمای کلی که از قرارداد منتشر شده می توان به عمق و گستردگی ابعاد حضور و نفوذ طرف چینی در آینده حیات اقتصادی و اجتماعی ایران پی برد رقم ‌‌ قابل مقایسه است:

1 -همکاری نظامی و امنیتی دوجانبه؛ تبادل تجربیات نظامی و رزمایش مشترک؛

2 -مشارکت در ایجاد و تجهیز مخازن ذخیره نفت، گاز و محصولات پتروشیمی دو طرف: عرضه پایدار نفت خام به چین، مشارکت در ساخت و تجهیز مخازن ذخیره‌سازی نفت و افزایش صادرات پتروشیمی به چین؛

3 -تشویق مشارکت شرکت‌های چینی در سرمایه‌گذاری و تأمین مالی طرح‌های برق، انرژی، آب و فاضلاب؛

4 -تکمیل راه‌آهن شرق غرب ایران، و ایجاد راه‌آهن زیارتی پاکستان، ایران، عراق و سوریه و همین‌طور راه‌آهن شمال به جنوب؛

5 -توسعه و ساخت فرودگاه‌ها، خرید محصولات هوایی تولید مشترک ایران و چین؛

6 -توسعه سواحل مکران؛ توسعه بندر جاسک، تأسیس شهر صنعتی و ساخت پالایشگاه و صنایع پتروشیمی؛

7 -ساخت شهر هوشمند در مکران و تیس؛

8 -تشویق شرکت‌های چینی به سرمایه‌گذاری در مناطق آزاد ایران از جمله قشم، اروند و ماکو؛

9 -توسعه بلندمدت جزایر منتخب با هدف گردشگری؛

10 -سرمایه‌گذاری بلندمدت چین در صنعت پالایشگاهی در بندر جاسک و ساخت بندر جاسک؛

11 -سرمایه‌گذاری بلند مدت در شهرک پتروشیمی چابهار

12 -ایجاد منطقه مشترکت فرامرزی در کشور ثالث؛

13 -طراحی شهرک صنعتی تولید خودرو؛همکاری بین شرکت‌های خودروساز ایران و چین به منظور انتقال فناوری و تولید مشترک برای عرضه در بازار دو کشور و کشورهای ثالث از طریق ایجاد چرخه‌های تولید

14 -تشویق سرمایه‌گذاری در بهره‌برداری از معادن مس، سنگ آهن، فولاد و صنایع آلیاژی؛

15 -توسعه مجتمع‌های کشتی‌سازی و لوام خانگی؛

16 -سرمایه‌گذاری در خط متروی ۱۰ کلان‌شهر ایران؛

17 -مرمت و احیای بافت‌های تاریخی؛

18 -همکاری سیاسی در مجامع، سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی؛

19 -تشویق به سرمایه‌گذاری در کشاورزی، شیلات و آبخیزداری؛

20 -سرمایه‌گذاری در حوزه آموزش و تبادل دانشجو؛

21 -سرمایه‌گذاری و توسعه بخش بهداشت و درمان؛

22 -همکاری در زمینه فناوری و ارتباطات راه دور، توسعه نسل پنجم ارتباطات از راه دور، پروژه مشترک توسعه و تقویت زیرساخت‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی، موتور جستجوگر، پست الکترونیک و پیام‌رسان‌های اجتماعی /خبرهاونظرها



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
قحط‌الرجال


طهران،
۶ نوامبر ۱۹۲۱ برابر با ۱۴ آذر ۱۳۰۰


حضرت‌عالی می‌دانید که قحط‌الرجال امروزی ما نتیجهٔ آن است که در دورهٔ سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از لیاقت اشخاص صرف‌نظر شده و هوسناکی اولیای مملکت، مدار امور بود. حالا مراتب بدتر شده و فقط انتریگ و دسیسه و دسته‌بندی و فحاشی و وابستگی به مقامات مقتدرهٔ خارجی و داخلی میزان پیشرفت مقصود است و بنده پیش‌بینی می‌کنم که اگر امر بر همین منوال بگذرد تا ده پانزده سال دیگر معلومات ایرانی‌ها به درجه‌ای برسد که یک‌نفر آدم قابل مخاطبه و مصاحبه یافت نشود و اعضاء ادارات همه اشخاصی باشند که پانزده سال قبل قابل مهتری و جلوداری شمرده نمی‌شدند.

سست عنصری و سبکسری ما به جایی رسیده که از یک طرف جراید جدید‌التأسیس ما به مناسبت احوال روسیه موسوم به «طوفان» و «آتشفشان» و «احشویروش» می‌باشند (به مناسبت این‌که وزیر مختار روس یهودی است). از طرف دیگر آخوند و ملا و روضه‌خوان منکر مدارس جدید شده می‌خواهند دَرِ آنها را ببندند و روزنامه‌ای را که برای نسوان طبع می‌شود توقیف می‌کنند. مختصر خر بازار غریبی است.

وقتی که من از طهران به اروپا مسافرت کردم اوضاع معنوی مملکت صد درجه بدتر از آن بود که حضرت‌عالی مشاهده کرده بودید. چون به طهران مراجعت کردم هزاردرجه از آن هم بدتر شده بود.
حرکت قهقرایی، مثل قوهٔ ثقل به قانون تصاعدی سریع می‌شود و خدا عاقبت آن را خیر کند.
بنده که عقلم نمی‌رسد که چگونه تصور نجاح و فلاحتی برای این قوم می‌شود کرد. فقط امیدی که می‌توانم به خود بدهم این است که همان‌طور که بر خلاف قواعد عقلی تاکنون این ملت و دولت باقی‌مانده (اگرچه به کثافت و فضاحت) باز هم بماند، یا بهبودی یابد و الّا در جبین این کشتی نور رستگاری نیست.
اگر به طهران تشریف بیاورید یا باید گوشهٔ انزوا اختیار کنید یا در عرصهٔ این معرکه که مختصری از آن وصف کردم مبارزه کنید. خاصه با این‌که امور مملکت ما هیچ میزانی ندارد. شاید هم‌که اگر تشریف بیاورید برای مملکت نتایج حسنه داشته باشد.
خیلی مصدع شدم و خاطر شریف را مکدر ساختم ببخشید. ایام افاضت مستدام.
ذکاء‌الملک

از نامهٔ محمدعلی فروغی به سید حسن تقی‌زاده
سیاست نامه ذکاءالملک
مقاله‌ها، نامه‌ها و سخنرانی‌های سیاسی محمدعلی فروغی
به اهتمام ایرج افشار، هرمز همایون پور، کتاب روشن، صص ۱۰۰–۹۹


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
چرا ایرانیان از همه چیز ناراضی اند؟


مهران صولتی

اخیرا مقصود فراستخواه در گفت و گویی درباره ویژگی های اعتراضی شعر فارسی بیان کرده است که تلخ اندیشی را از ویژگی های تاریخی فرهنگ ایران می داند. پیش از این هم در جایی خوانده بودم که میزان عدم رضایت ذهنی ایرانیان از زندگی اجتماعی خود، ۲.۵ برابر واقعیت های عینی است. فارغ از شیوه های دستیابی به این نتیجه و میزان اعتبار آن، چیزی که این گزاره را قابل باور و پذیرش می کند درستی آن در برخوردهای روزمره می باشد. ایرانیان عموما تمایل دارند خود را ناراضی نشان دهند و اصطلاحا ساز مخالفت با وضع جاری را کوک نمایند. این وضعیت را در هر کوی و برزن و هر محفل و مجلسی می توانید ببینید. از صف نان و درون تاکسی گرفته تا فضاهای آکادمیک و جلسات کارشناسی، می توان جلوه هایی از این ابراز نارضایتی را به چشم دید. حال باید پرسید که به راستی راز این نارضایتی مزمن در کجاست؟ برخی از عوامل موثر بر افزایش فزاینده این شکاف به شرح زیر است:

رضایت و عدم رضایت آموختنی هستند و توسط روابط و مناسبات اجتماعی آموزش داده می شوند. ضمنا مانند ویروسی هستند که سریعا به دیگران منتقل می شوند. در جامعه ای که عدم رضایت در آن به امری بدیهی، و مخالفت با همه چیز به یک ژست روشنفکرانه تبدیل شده است چندان هم عجیب نیست اگر اغنیا و فقرا به یک میزان از اوضاع خود ابراز نارضایتی کنند!

ایران یک جامعه بدون گفتگو است ، شکل گیری گفتگو هم محصول روابط متقارن و برابر میان حکومت و شهروندان است. با گفتگو می توان نارضایتی ها را به اشتراک گذاشت و به یک تفاهم دو طرفه رسید. رضایت ذهنی لزوما از مسیر رضایت عینی نمی گذرد بلکه محصول گفت و گو بر سر عوامل و دلایل این رضایت و عدم آن است. گفت و گو درک متقابل می آورد و همدلی را افزایش می دهد ( دیالوگی ثمر بخش و شادی آفرین که حکومت باید در ایجاد آن پیش قدم شود!

رضایت ذهنی از مسیر مشارکت و احساس قدرتمندی می گذرد . ایرانیان پس از بهار قدرت مندی و سوژگی سیاسی در انقلاب ۵۷، درگیر نظمی بوروکراتیک شدند و از مشارکت جدی اجتماعی -سیاسی بازماندند. مشارکت سیاسی هم محدود به شرکت در انتخابات شد. احساس "بی قدرتی " نسبت به انجام تغییرات معنادار هم لاجرم احساس نارضایتی به دنبال می آورد. افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی -مدنی برای شهروندان و گسترش امکانات ابراز وجود می تواند موجب رشد خیره کننده ی احساس رضایت مندی شود!

بخشی از احساس نارضایتی هم حاصل مقایسه خود با دیگران است. با فراوانی رسانه ها ایرانیان هم اینک از یک سو خود را با طبقه ای نوکیسه و نوظهور در داخل مقایسه می کنند که با بهره گیری از رانت های سیاسی -اقتصادی توانسته به مصرف خودنمایانه دست یابد، و از سوی دیگر با مقایسه خود باوضعیت کشورهای پیشرفته دنیا دچار تاسف مضاعف می شوند بدون اینکه به لوازم توسعه یافتگی آنها توجه کنند!

ایران سرزمین هزینه های بسیار و دستاوردهای اندک است. قرار گرفتن در معرض تهاجم های ویران گر اقوام مختلف در طول تاریخ ، در کنار ورود آرمانی ایرانیان در سه نهضت و انقلاب یکصد ساله اخیر که نتوانست به آمال و آرزوهای ساکنان این تمدن دیرپا به صورت کامل جامه عمل بپوشاند، نوعی احساس نارضایتی مزمن در میان مردم این سرزمین ایجاد کرده و به عادت واره روزمره ایرانیان تبدیل شده است!


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
کشف جسد مجری سرشناس سابق صداوسیما در آپارتمان شخصی وی در تهران !

#فرهیختگان
کرونا جان نازنین محمد ابوالحسنی خالق دیرین دیرین را هم گرفت


خدایش بیامرزد

#فرهیختگان
کنایه‌ تند جنتی به صداوسیما درباره گاندو

جماران : علی جنتی در توییتی نوشت: پیشنهاد می کنم صدا و سیما، گاندو ۳ را به افشای شیوه های نفوذ جاسوسان اسرائیلی در نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی کشور اختصاص دهد.
علی جنتی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حساب توییتری خود نوشت: «‌پیشنهاد می کنم صدا و سیما، گاندو ۳ را به افشای شیوه های نفوذ جاسوسان اسرائیلی در نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی کشور اختصاص دهد که مرکز مهم هسته ای نطنز را منفجر کردند، هزاران سند بکلی سری را سرقت کردند و در روز روشن شهید محسن فخری زاده را به شهادت رساندند و کمترین ردپایی از خود بجای نگذاشتند».



#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
با ریش یا بی ریش؟!


چند وقت به خود زحمت دادم ریش گذاشتم؛ امروز خیال کردم مگر در بارگاه خدایی ریش داشتن سبب تغییر تقدیر است؟ جمعی هستند ریش ندارند و عقل دارند، نان شب ندارند. برخی ریش دارند و عقل ندارند و در ناز و نعمت هستند؛ زحمت بیهوده چرا؟! دو روز دنیا قابل نیست. ریش را تراشیدم و آسوده شدم

از خاطرات اعتماد السلطنه
فرش قرمز ایران برای اژدهای زرد

▫️زیتون ـ مهسا محمدی:  سند پرحاشیه‌ی همکاری ۲۵ ساله ایران و چین امضا شد. این سند روز گذشته و در جریان دیدار وانگ‌یی، وزیر امور خارجه چین و محمد جواد ظریف، در تهران به سرانجام رسید. 

ظریف پیش از این گفته بود که سابقه این بحث و تمایل دو کشور برای بستن این قرارداد به سال ۹۴ و زمان ملاقات «شی» رییس‌جمهور چین و آیت‌الله خامنه‌ای باز می‌گردد.

در تیر ماه سال گذشته، احتمال بسته شدن این قرارداد و واکنش‌ها به آن، وزیر امور خارجه ایران را به تکذیب آن واداشته بود و ظریف همان وقت به نمایندگان مجلس یازدهم گفته بود که «هر موقع که توافق محقق شود»، آن را اعلام خواهند کرد، در عین حال تاکید کرد که «در قرارداد با چین هیچ موضوع مخفی وجود ندارد».

حالا بخش اول سخنان ظریف محقق شده و قرارداد بسته و اعلام شد. اما از مفاد قرارداد هیچ خبر رسمی‌ای در دست نیست و دانسته‌ها به خبرهای پراکنده و حدس و گمان درباره آن محدود است.

هر چند قرارداد رسما با وزارت امور خارجه بسته شده، اما اثر خواست رهبر جمهوری اسلامی در پیش‌برد آن را می‌توان از حضور پررنگ نماینده‌اش، علی لاریجانی در همه مراحل از سال ۹۴ تا دیروز، مشاهده کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است قرارداد پیش از این، عملا در ملاقات لاریجانی و وانگ یی، وزیر امور خارجه چین «نهایی» شده بود و  لاریجانی «مسئول پیگیری قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین» است.


🔹 ادامه متن در وب‌سایت زیتون:

https://www.zeitoons.com/85903

#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به ایرج افشار ارادت داشتم اگر چه هرگز در زمان حیاتش آدم‌بزرگ به حسابم نیاورد و هربار گوشی را برمی‌داشتم، تا صدایم را می‌شنید می‌گفت:
– گوشی را بده دست بزرگترت!
هرچه هم صدایم را کلفت می‌کردم و بر وقرش می‌افزودم فایده نداشت!

ولی این فیلم ارادتم را ده‌چندان کرد! افشار شعر نیما را نمی‌پسندد چون اعتقاد دارد به نفع زبان فارسی نبوده و به آن صدمه زده است.
افشار می‌گوید: «شعر باید مایۀ نگهبانی زبان فارسی باشد. اگر توانایی این زبان را از بین ببرد مضر است»
توجه افشار به درستی و فخامت زبان شعر برایم عزیز است و دریچه‌ای که از آن به جهان شعر می‌نگرد ارجمند.

عاطفه طیه


#فرهیختگان، ندای آگاهی
مجموعه اسناد در پاریس

دولت ایران به سال ۱۳۰۵ تصمیم می‌گیرد عده‌ای از جوانان را برای تحصیل به اروپا بفرستد. درخواست صادق هدایت هم که در مدرسۀ فرانسوی‌زبان سن‌ لویی تهران درس خوانده بود پذیرفته می‌شود، برای تحصیل در رشتۀ مهندسی به اروپا فرستاده می‌شود و «آقای میرزا صادقخان متعهد می‌شود در مراجعت به ایران به میزان سنواتی که در اروپا تحصیل کرده است به دولت خدمت نماید به این ترتیب که سال اول را با حقوق شصت تومان و دو سال دیگر در حدود یکصد تومان در ماه دریافت دارند» (ص ۱۹)

در شهریور ۱۳۰۵ صادق‌خان وارد دانشگاه بروکسل بلژیک می‌شود. در خوابگاه با یک چینی هم‌اتاق می‌شود که فلسفه و عقایدی خاص دارد و عاقبت با مصرف مورفین خودکشی می‌کند. این واقعه اثر بدی بر هدایت دارد. او که هم از آغاز، از محل اقامت و رشتۀ تحصیلی‌اش ناراضی بود، به الحاح از پدرش می‌خواهد ترتیبی دهد که وزارت فواید عامه او را برای تحصیل در رشتۀ معماری به پاریس منتقل کند. وزارت فواید عامه «نظر باینکه ایشان در قسمت ریاضیات نسبت بسایر رفقای خود قدری ضعیف هستند و از طرفی این جوان استعداد و شوق زیادی برای تحصیلات معماری دارد» (ص ۲۵) پیشنهاد می‌دهد هدایت به مدرسۀ معماری فرستاده شود که با درخواستش موافقت می‌شود؛ «بنویسید که صادقخان هدایت برود به پاریس و در مدرسۀ معماری مشغول تحصیل باشد. بالاخره یک نفر معمار متخصص هم برای فوائد عامه لازم است» (ص ۲۷) پس هدایت از آنجا که «بالاخره» یک نفر معمار هم برای فوائد عامه لازم است به پاریس فرستاده می‌شود.

او در اسفندماه ۱۳۰۵ به پاریس وارد می‌شود. آنجا با ادب و هنر اروپا آشنا می‌شود. مقالۀ «جادوگری در ایران» و «فواید گیاه‌خواری» را چاپ می‌کند و تعدادی از داستان‌هایش چون «مادلن»، «زنده به گور»، «اسیر فرانسوی» و «حاجی مراد» را می‌نویسد. بااین‌همه باز ناراضی است. تصویری از در مدرسه‌اش برای برادرش می‌فرستد و می‌نویسد؛ «کارتی که ملاحظه می‌کنید عکس طویله‌ای است که روزی چهار مرتبه از آن عبور می‌کنم»!
در این ایام هدایت دچار گرفتاری‌‌های عاطفی است، از این‌ که نمی‌تواند در خوابگاه سیگار بکشد دمغ است، با سرپرست دانشجویان مشکل دارد و از سوی خانواده‌اش که اصرار دارند درسش را ناتمام رها نکند در تنگناست. جدّی‌ترین بحران‌های روحی او در همان دوره آغاز می‌شود تا اینکه در اوائل سال ۱۳۰۷ به قصد خودکشی خود را در رودخانه مارن می‌اندازد و قایقرانی نجاتش می‌دهد. خبر خودکشی او بازتاب بدی در جراید محلّی دارد. سفیر وقت ایران در فرانسه برادر هدایت را که او هم برای تحصیل به اروپا آمده بود فرامی‌خواند و از او می‌خواهد صادق‌خان را برای درمان پیش روانپزشک ببرد.
خطوطی از نامۀ ادارۀ استخدام وقت را بخوانیم؛
«... سال گذشته به مناسبت کسالت مزاجی و غیره از عهدۀ امتحانات برنیامد. تابستان گذشته عهده‌دار شد مواد امتحانیه را حاضر نماید متأسفانه در این قسمت هم قصور کرد... در نتیجۀ چندین بار امتحان و تجربه عقیدۀ بنده این است که ماندن آقای صادق‌خان هدایت در پاریس بکلی بی‌نتیجه و هرچه زودتر ایشان باید به ایران معاودت کنند.» (ص ۳۹)

بااین‌همه هدایت یک بار دیگر با یاری و همکاری مشفقانۀ وزارت فواید عامه برای خواندن ادبیات به دانشگاهی دیگر معرفی می‌شود. چند خط از نامه‌ای را که وزارت فواید عامه برای وزارت معارف نوشته است، بخوانیم:
«صادق‌خان هدایت که دو سال قبل از طرف وزارت جلیله برای تحصیل معماری به فرانسه روانه شده از قرار معلوم به‌هیچ‌وجه استعداد و میل به تحصیل در این رشته را ندارد و از قراری که تحقیق شده ذوق و استعداد فوق‌العاده به فلسفه و ادبیات دارد، بدیهی است در چنین صورتی اجبار او به تحصیل معماری مفید فایده نخواهد بود...» (ص ۷۱)

پس از نامه‌نگاری‌های متعدد، برنامۀ تحصیل او در رشتۀ ادبیات فرانسه به عنوان بورسیۀ وزارت معارف درست می‌شود، ولی عاقبت در سال ۱۳۰۹ صادق‌خان رنجیده و خسته از تحصیل ناموفقش در پاریس خود را از شر مدرسه و درس و امتحان‌ راحت می‌کند و به ایران بازمی‌گردد.

آنچه پس از خواندن کتاب دستگیرم شد این بود که وزارت فواید عامه همه نوع لی‌لی به لالای این محصل گریزپا گذاشته، از هیچ‌گونه یاری و شفقت به این دانش‌آموز سربه‌هوا که به قطع و یقین از همان اوان جوانی هرگز هوادار حکومت نبوده، دریغ نکرده و حتی سفارت ایران نگران و پیگیر خرج دوا و طبیب او بوده است! حال‌وروز هدایت و چرا در دیزی بازه/ چرا دم خر درازه‌ کردن‌هایش را مقایسه کردم با حال‌وروز جوانان زحمت‌کش و شکیبا و شاخ شمشاد امروز که در سخت‌ترین شرایط به بهترین نحو ممکن درس می‌خوانند و...

«مجموعه اسناد در پاریس» را جهانگیر هدایت، برادرزادۀ صادق هدایت در سال ۱۳۹۹ توسط انتشارات کتابسرای میردشتی منتشر کرده و اسناد و عکس‌های بسیار خوب و ارزشمندی دارد.

عاطفه طیه


#فرهیختگان، ندای آگاهی
ما و ادعای بی‌گناهی


"پریستلی" نمایشنامه‌نویس انگلیسی، نمایشنامه‌ای دارد با عنوان: "بازپرس وارد می‌شود."

نمایشنامه‌ی "بازپرس وارد می‌شود"، داستان دختری است که خودکشی کرده است و بازپرس رد و نشانه‌‌ی علل خودکشی را در خانواده‌ای ثروتمند و نجیب، می‌یابد. آن جایی که هر یک از اعضای خانواده، بی آن که بخواهند و حتی بی آن که بدانند، رفتارشان سبب شده است آن بخت برگشته به پرتگاه و سقوط، نزدیک شود و دست به خودکشی بزند.
خودکشی، گرچه کنشی کاملا شخصی است، اما در این کنش فردی، جامعه حضوری فعال دارد.

این نمایشنامه گرچه در ژانر جنایی و پلیسی دسته‌بندی شده است، اما حقیقتا یکی از نمایشنامه‌هایی است که عمیقا مسئولیت هر یک از شهروندان را در رنج‌ها و مصیبت‌های دیگران آشکار می‌کند و وجدان خاموش همگان را به محاکمه می‌کشاند. گویی پرده‌ی بی گناهی را بالا می‌زند تا به هر یک از ما بگوید، اگر در این شهر، رنج و فقری هست، اگر کسی خودکشی می‌کند و اگر آوار درد بر سر دیگران خراب می‌شود، شاید هر یک از ما به واسطه‌هایی سبب بروز فقر و دهشت و مرگ آنان شده‌ایم. آنان که خود را پاک و مبری از مسئولیت فقر و رنج و خودکشی دیگران می‌یابند، اما در نهان، و بی آن که خودشان حتی خبر داشته باشند، در رنج کشیدن و مردن آنان سهیم‌اند.
نقشی که سر و کارش به قانون و قاضی و دادگاه نمی‌افتد. سهمی که در ترازوی علل به حساب نمی‌آید. گناهی پنهان شده در لایه‌های زیرین مناسباتی ظالمانه و روندی مملو از خشونت، که در رگ و پی جامعه جریان دارد.

آن که به دادگاه می‌رود، آخرین حلقه‌ی زنجیری است که دیده می‌شود. آن که با دستبند و پای‌بند بر سر چوبه‌ی دار می‌رود، سهم و نقش هر یک از ما را به تنهایی بر دوش می‌کشد. او قربانی بدشانسی خویش است، زیرا که نتوانسته است نقش خود را در مرگ دیگری، پنهان کند. آن که محاکمه می‌شود، به جای همه محاکمه می‌شود.


"پریستلی" در نمایشنامه‌اش، همه‌ی ما را محاکمه می‌کند. مایی که احساس می‌کنیم بی‌گناهیم و در خودکشی دیگری نقشی نداشته‌ایم؛ اما مگر سهم و نقش هر شخص، فقط آن است که مستقیما به کسی شلیک کرده باشد؟ شاید ما در زنجیره ای از علل و عواملی قرار گرفته باشیم که در نهایت، به سیه روزی و مرگ دیگران منجر می‌شود. "بازپرس"، ما بی گناهان را محاکمه می‌کند. هر یک از مایی که با انتشار زندگی و تصاویر خصوصی دیگران در فضای مجازی، سرنوشت و آینده‌شان را آتش می‌زنیم و می‌سوزانیم. در توافقی پنهان، دست به دست می‌دهیم و با کمک یک‌دیگر، سقف زندگی را بر سر این و آن خراب می‌کنیم. بی خبر و بی‌آن که اراده کرده باشیم، ممکن است در فروپاشی روان، سقوط و خود‌کشی آن‌ها مشارکت کنیم. هر یک از ما در فرو افتادن اشک از چشما‌نشان مقصریم.

ما گناهکاران به ظاهر بی‌گناهیم.
دقیقا ترسناکی و دهشتناکی فضای مجازی در این است که هر یک از ما و بی آن که قصد و نیت بدی داشته باشیم و شاید از سر تفریح و ملالت زندگی، مُشت بر حیثیت و آبروی دیگران می‌زنیم و هر یک از ما خشتی از هزاران خشت کاخ آرزوهای دیگران را تخریب می‌کنیم.
روزی خواهد آمد که بازپرس، پرونده‌هایی را برابر ما می‌گشاید و ما را در درد و رنج و مرگ دیگران متهم می‌کند.

علی زمانیان
۱۴۰۰/۰۱/۰۸

#فرهیختگان، ندای آگاهی
نیمه شعبان انجمن ولی عصر

از چند روز قبل ، مقدمات برگزاری جلسه فراهم می شد.در حیاط خانه صندلی های یک دست چیده شده و دیوار ها آذین بندی و یا با فرش تزیین می شد. از میهمان های مهم از جمله مراجع وقت برای شرکت در جلسه دعوت به عمل می َآمد و وظایف هر یک از کمیته ها و اعضاء آنها تعیین و محول می شد. هنگام برگزاری برنامه افرادی با لباس های متحد الشکل مسئولیت برقراری نظم را برعهده داشتند.در پایان مراسم جشن نیمه شعبان کارت پستال هایی به خط مرحوم نوری همدانی و یا سکه های ضرب شده ی برنجی به میهمان ها به عنوان یادبود هدیه می شد.

یک سال در جشن نیمه شعبان به قدری فشار جمعیت زیاد شد، با اینکه خانه آقای [حسن]نوری همدانی حیاط بزرگی داشت و بالای پشت بام هم مملو از جمعیت بود، تمام اتاق ها پر شده بود. ازدحام به حدی بود که از شهربانی کمک گرفتند. با وجود اینکه بدون کارت کسی را راه نمی دادند، به قدری جمعیت زیاد شد که حاج آقا متوجه شدند که کنترل از دست رفته و مأموران توان ایجاد نظم را ندارند. از آنجا که نمی توانستند مردم را بزنند، راه را باز کردند تا مردم داخل خانه آمدند. داخل خانه، نزدیک بود عده ای زیر دست و پا از بین بروند.»


کتاب «خانه ی پلاک بیست و هشت» تاریخ شفاهی انجمن ولی عصر به زودی از سوی دفتر تاریخ شفاهی منتشر خواهد شد.
تصویر یادگاری با شیخ حسن نوری همدانی در انجمن ولی عصر عج . نیمه شعبان1354ه.ش


https://t.me/arshivefarhikhtegan/509

#فرهیختگان، ندای آگاهی
افسانه کارآمدی آلمان

روزنامه نوی سورشه سایتونگ سوئیس / خلاصه و ترجمه: کانال مطالعات آلمان و اروپا

افسانه کارآمدی آلمان از شهرت جهانی برخوردار است، کشوری کاملاً سازمان یافته و کارآمد با مهندسانی توانمند. اما چرا در بحران کرونا وضعیت آنها روز به روز بدتر می شود؟


از فرودگاه برلین تا پاندمی کرونا

هرچه بیماری کرونا بیشتر طول بکشد، به نظر می رسد آلمان کمتر قادر به مبارزه با آن است. اگرچه موج اول را نسبتاً خوب پشت سر گذاشت، اما اکنون مانند سوئیس جزء کشورهایی است که در واکسیناسیون پیشرفت کُندی دارد. تست سراسری کرونا به آرامی در حال انجام است. همچنین مرکل و شانزده نخست وزیر ایالت ها به طور فزاینده ای جزئیات ناامیدکننده محدودیت های دائمی lockdown را دنبال می کنند. پس نیروی کارآمد آلمان و خلاقیت فنی در این کشور مهندس پرور کجاست؟

یا شاید این کارآمدی فقط عبارتی است که خارج از آلمان از آن خوب از آن دفاع شده، اما در داخل توخالی است؟ در هر صورت، مقابله با بیماری همه گیر کرونا تنها قطعه ای از یک پازل یا تصویر بزرگتر است. به عنوان یک تازه وارد به برلین در هنگام ثبت نام برای اقامت و به عنوان یک روزنامه نگار، با این صحنه ها مواجه شدم: مراجعه متعدد به اداره جات لازم است، نوبت ملاقات در دفاتر اداری برای هفته ها پر شده و برای انجام امور نوبت نمی دهند و تقریباً همه جا کارها باید به صورت دستی وارد شوند یا انجام شوند.

در سطح بین المللی، به ندرت چیزی بیش از مسئله فرودگاه جدید برلین (BER)، که در نوامبر گذشته با حدود ده سال تأخیر و چند برابر شدن هزینه افتتاح شد، به اعتبار و پشتوانه آلمان آسیب رسانده است. انگلبرت لوتکه دالدروپ مدیر فرودگاه گفت: "ما مهندسان آلمانی شرم زده ایم." پروژه های مهم دیگر مانند فیلارمونی هامبورگ نیز با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم کردند. و حتی در عمده موضوعات دیگر مانند سیاست های اقتصادی، انرژی و سیاست های اقلیمی، رویکردهای آلمان در مقایسه با کارآمدی آنها قانع کننده نیستند.

دقت و ریزبینی آلمانی

آیا دلایل ساختاری برای این روند وجود دارد که موضوع فرودگاه برلین را با مبارزه با بیماری کرونا مرتبط کند؟ پنج مسئله را می توان برشمرد. یک: این (ضرب المثل بودن) دقت آلمانی اغراق آمیز است، که می تواند آن را از یک مزیت به اسطوره دیوان سالاری یا بروکراسی تبدیل کند.

این کار در مقیاس کوچک آغاز می شود و تا پیچ و خم های بسیار پیش می رود. به طور مثال: یک پزشک آلمانی مجبور است شش تا هفت امضا در اشکال مختلف برای یک واکسیناسیون کرونا برای یک بیمار ارائه دهد.

اشتیاق دولت برای کنترل دقیق همه چیز

مسئله دوم؛ گرایش به تنظیم و کنترل امور دقیق توسط دولت است، که از ابتکار عمل جلوگیری می کند و دستگاه های "بله قربان گو" و "یارانه بگیران" را پرورش می دهد. مصداق این امر را می توان در سیاست های اقلیمی، اقتصادی و بحران کرونا نیز مشاهده کرد: در ابتدای بحران کرونا، کمک های مالی برای شرکت ها به صورت وام ارزان برای شرکت های بزرگتر و کمک های اضطراری (کمک های بلاعوض) برای مشاغل کوچک و خوداشتغال به سرعت و بدون بروکراسی جریان می یافت.

با این حال، ثابت شد که کمک های اضطراری مستعد سوء استفاده هستند. از موج دوم به بعد، دولت فدرال سعی کرد این نقاط ضعف را برطرف کند. به همین منظور، دولت انواع مختلفی از کمک های میان مدت و همچنین کمک های نوامبر و دسامبر را ابداع کرد که به سرعت جایگزین یکدیگر شدند و بارها و بارها تعدیل شدند.

اما با هر تغییر و اصلاح، سیستم گیج تر می شود. کارآفرینان از مراحل پیچیده، هزینه های زیاد برای حسابداران و مشاوران مالیاتی (که از طریق آنها باید برای کمک درخواست کنند) و کُندی پرداخت شکایت دارند.

جان آگه با #فرهیختگان
دختر «جان‌بخش» و پدر «جان‌گير»؛

دو راه متضادي كه «پرديس» و «پرويز» ثابتي در پيش گرفتند!


قاسم خرمی

در حالي كه اكنون برخي از انقلابيون سابق و صاحب قدرت در نظام سياسي فعلي، شرمنده و سرافكنده آقازاده هاي رانتخوار و فاسد خود هستند، در آن سوي جهان، اعتبار علمي و اجتماعي يك دختر نابغه و دانشمند ايراني، زير غبار پيشينه پدر ساواكي و انقلابي ستيز سابق، پنهان مانده است.

پرديس ثابتی

خانم پرديس ثابتي، دانشمند زيست‌شناس و متخصص ژنتیک و ویروس شناسی و چهل و نهمين نفر، از يكصد نابغه حال حاضر جهان است كه از يكسال پيش، روزي 16 ساعت بي وقفه در لابراتوار شخصي خودش كار مي كند تا از طريق رصد و تحلیل تغییرات ژنتیکی ویروس‌ها با استفاده از الگوریتم رياضي، هيولاي كرونا را شكست دهد و از رنج ميليون ها انسان دردمند بكاهد.

۱۳ سال پيش كه ۳۲ ساله بود، رسانه هاي آمريكا، او را يكي از ۸ دانشمندي معرفي كردند كه در آينده بيشترين تاثير را بر زندگي انسان داشته و چهره جهان را تغيير خواهند داد. به همين دليل، جايزه نبوغ آمريكا در علوم طبيعي به او تعلق گرفت و تحسين بسياري از مراكز تحقيقاتي و نهادهاي بين المللي مرتبط با بهداشت جهاني را متوجه خود كرد.

اين دانشمند جوان در سال ۲۰۰۶ از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد كه يكي از سخت گيرترين دانشگاههاي جهان است، دكتراي پزشكي گرفت و به دليل كسب نمرات و امتيازات كامل در طول دوران تحصيل، به عضويت شبكه تحقيقاتي اين دانشگاه در آمد.

نام پرديس ثابتي يك دهه پيش و در جريان مبارزه با بيماري كشنده «ابولا» بر سر زبان ها افتاد. او براي پيشبرد تحقيقات، داوطلبانه به آفريقا سفر كرد. سفري پرخطر، كه جان تعدادي از همكاران او را گرفت اما در كنترل و ريشه كني آن بيماري، بسيار نقش آفريد و موثر افتاد.

تحقيقات او هم اكنون بر روي كنترل ويروس كرونا از طريق ويرايش ژن انسان ها متمركز است و کیت آزمایشی برای تشخیص سریع کرونا، طراحی کرده كه همزمان مي تواند نتايج هزاران آزمايش و نمونه گيري را در كوتاه ترين زمان و با كمترين خطا، تشخيص دهد. او را هم اكنون يكي از مقاومترين جبهه هاي علمي مقابل كرونا ناميده اند.

براي درك نبوغ پرديس ثابتي شايد بشود او را با پروفسور مريم ميرزاخاني مقايسه كرد. علاوه بر دانش پزشكي، او همچنين در حوزه هاي هنري هم فعال است و آلبومي با صداي خودش منتشر كرده است كه داراي مضامين عميق انساني است. او مي گويد تمام آرمان من، كاهش رنج انسان ها و كمك به كساني است كه مي خواهند زنده بمانند و بهتر زندگي كنند.

پرويز ثابتي

پرديس ثابتي در ۱۳۵۴ در تهران به دنيا آمد، درست همان سالي كه پدر او يعني «پرويز ثابتي» به عنوان معاون و همه كاره دستگاه امنيتي رژيم پهلوي، در اوج قدرت و قساوت بود. ثابتي كه هم اكنون نيز بلندترین مقام امنيتي زنده ر‍ژيم پهلوي است را مي توان «باهوش‌ترين»، «آرام‌ترين» و «پرآزارترين» شخصيت امنيتي تاريخ معاصر ايران ناميد.

سخت است كه يک مقام امنيتي را عامل سقوط يک سيستم سياسيچی بناميم اما مي‌توان پذيرفت كه او ساواك را به قدرتي سركش در مقابل جامعه بي دفاع تبديل كرد و از اين طريق، بزرگترين ضربه را به اعتبار داخلي و خارجي محمدرضا شاه پهلوي فرود آورد.

اگر يكي از وظايف و يا اشتباهات ساواك را سركوب آزادي ها و روياهاي مردم ايران بدانيم، پرويز ثابتي كه معتقد است «اگر شاه در سال ۵۷ دست ساواك را نمي بست و اجازه مي داد حداقل ۱۵۰۰ نفر ديگر را دستگير و خاموش كنيم، حكومت سقوط نمي كرد!»، در حقيقت، هنوز هم از طريق انتشار خاطرات و مصاحبه ها و انتقال اين پيام شوم كه «با سركوب مي توان حكومت كرد»!، مشغول ساواكي گري و ستيز با آزادي ها و روياهاي مردم ايران و چه بسا فريب و انتقام از همان انقلابيون سابق است تا به زعم خود، رژيم فعلي را هم به همان مسير بي برگشتِ حكومت پهلوي رهنمون سازد.

اينكه آيا آمار افرادي كه پرويز ثابتي از زندگي ساقط كرد بيشتر است، يا تعداد جان هايي كه پروفسور پرديس ثابتي به جهانيان بخشيد؟ فعلا قابل مقايسه و محاسبه دقيق نيست اما آنچه مسلم است، اينكه نه آن جنايات پدر، چيزي از ارزش كار اين دختر بي گناه كم مي كند و نه اين خدمات و افتخارات علمي و انساني اين دختر، چيزي به اعتبار آن پدر سنگدل مي افزايد.

بنابراين، سوال اصلي شايد اين باشد كه چه عواملي مي تواند دو انسان با هوش و با يك ژن مشترك را، به دو مسير متضاد بكشاند؟ عجالتا و تا اينجاي بحث مي توان حدس زد كه اگر پرديس ثابتي در ايران مانده بود و پدر او همچنان صاحب همان قدرت داغ و درفش بود، شايد او هم به مانند آقازاده هاي كنوني، شغلي فراتر از احتكار دارو و تجارت با رنج و درد مردم ايران نمي داشت!

ادامه در لينك زير
https://b2n.ir/p28303


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
روحانیت و واقع گرایی

در 29 تیرماه سال 1366 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. که از ایران وعراق میخواست سریعا جنگ را پایان دهند .
ایت الله خمینی در پیامی به حجاج بیت الله که در مرداد ماه 66 صادر نمود خط مشی جمهوری اسلامی در قبال این قطعنامه وشورای امنیت سازمان ملل که ما را ملزم به پایان دادن به جنگ وسپس وارد شدن در روال خاصی برای تعیین آغازگر جنگ و...میکرد ،را تعیین نمود به بخشهایی از این پیام توجه نمایید.

...کدام انسان عاقلی است که با وجود همه شرایط مناسب و مقدمات لازم و فدا کردن هزاران قربانی بزرگ، از نبرد با دشمن رو به احتضار [از] مکتب و جامعه و کشور خود چشم پوشی نموده و به او مهلتِ توان دوباره دهد تا در موقع مناسب به کشور ما حمله کند؟ ....

غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبی برپا نموده است و مدافع آزادی و امنیت انسانها شده و برای خون جوانان و سرمایه‌های مادی و معنوی در کشور ایران و عراق مرثیه سرایی می‌کند.....

...اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می‌نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد....

🔸دقیقا یکسال بعد در29 مرداد67 خبر پذیرش قطعنامه فوق الذکر توسط ایران از خبر نیمروز پخش شد البته در زمانی که به اذعان کارشناسان فاصله چندانی با شکست نداشتیم!

در تمام دوران جنگ ، کسانی نظیر نهضت آزادی که از ضرورت پایان دادن به جنگ سخن میگفتند به انواع اتهامها نواخته شده وبه اتهام ناآگاهی از شرائط وحتی خیانت از حضور در رقابت های انتخاباتی منع و سپس از صحنه سیاست وقدرت در جمهوری اسلامی حذف شدند.

🔸 بنظر میرسد نه نهضت آزادی ومرحوم بازرگان بدخواه نظام و مملکت بودند ونه امام راحل ، آنها دو برداشت از شرائط جمهوری اسلامی در جهان و نظم حاکم بر آن داشتند .
اگر ایت الله خمینی هم میدانست یکسال بعد در شرائط بسیار بدتری تن به صلح تحمیلی خواهد داد نه نهضت آزادی را متهم مینمود و نه پذیرش صلح را تا بدترین زمان ممکن به تاخیر می انداخت.

🔸 مهمترین مسئله در تامین منافع ملی درک صحیح از نظام ظالمانه حاکم بر جهان و توانایی خودمان است .
هر چه این درک واقع بینانه تر باشد نتایج بهتری عائد مردم خواهد نمود .
عدم درک صحیح از امور فوق منافع ملی را با مخاطره مواجه مینماید.


🔸حال باید اذعان کنیم متاسفانه با عدم درک صحیح از واقعیات جهان پیرامون نه تنها نتوانستیم از جنگ جلوگیری کنیم بلکه خود را فاتح و پیروز آن قلمداد نموده و در حال فتح سنگرهای کلیدی ابرقدرتها میدیدیم.
پیش از آن نیز تسخیر سفارت وتحقیر آمریکا نمونه دیگری از فقدان شناخت صحیح از واقعیات جهان پیرامون بود .

🔸آنچه وظیفه ما را امروز در قبال تحریمها و اف ای تی اف و اسرائیل و یمن و سوریه و ....مشخص مینماید دقیقا شناخت دنیای پیرامون است که بدون شناخت دقیق موضوع ، حکم و وظیفه فعلی را بدرستی تشخیص نداده و به بیراهه خواهیم رفت .

عقل وشرع برای هر وضعیت ، وظیفه خاص ملی میهنی و شرعی را معین مینماید ومهمتر از داشتن نیت وانگیزه صحیح وصادق ، شناخت دقیق اوضاع و مناسبات قدرت است .

🔸سخن را با طرح این مسئله به پایان میبرم آیا رژیم سابق که آنرا بدرستی تحت الحمایه غرب میدانیم بهتر توانست نسبت به مهار عراق، وپیش گیری از جنگ عمل نماید یا ما ؟
بالاخره صدام در سال 1353 تحت فشار شرائط، معاهده الجزایر و تعیین حدود مرزی را با ایران امضا کرد حال آنکه طرف عراقی کسی نبود جزهمان صدام که به خاک ما در سال 59 لشکر کشید .

ما سالیانی شعار نه شرقی نه غربی میدادیم اما امروز، چندان به ظلم وستم شرق اعتراضی نمیکنیم شرق همان شرق بی خداست اما ما خود را ناچار از سکوت میدانیم.
آیا اگر قرار باشد تجدید نظری اگر چه در سکوت ، نسبت به شعار نه شرقی نه غربی بنماییم بهتر نیست ببینیم راه آمدن با کدام یک از شرق وغرب منافع ملی ما را بهتر تامین مینماید ؟

شهاب الدین حائری شیرازی


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهد آمد...

روزی که روز ماست
تو از کران این شبِ تاریک
ای راستین‌فروغ!
خواهی نمود روی
تا بگسِلد سیاهی، تا بشکند دروغ
آن روز آفتاب نویسد به نام تو
بس چامه‌های زرّین بر دشت و کوهسار
وآید نسیم شاد و سبک‌خیز
آگنده جیب و دامن از شعر و از سرود
بر هر درش سلام و درودی
کِش رخصتی دهند
تا محفلِ سُرورِ تو را آورد نثار.
و آن روز من به جهد
-تا چشمِ بد مجال نیابد-
بر گردِ بام و در
از هرچه دست‌های دعا می‌کشم حصار

گُلی بی‌رنگ، صص۶۹-۷۰
یدالله بهزاد کرمانشاهی، ۱۳۴۶/۷/۲۹


#فرهیختگان
نکاتی از مختصات حکومت مهدوی

رحمت‌اله بیگدلی

امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمی‌داند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاق‌نامه به یاران خود تعهد می‌دهد که براساس مواد میثاق‌نامه عمل کند!

🔻یک. امام علی(ع) در توصیف انقلاب جهانی مهدوی با اشاره به نکته‌ای ظریف می‌فرماید که امام زمان در آغاز نهضت جهانی، از یاران خود به‌گونه‌ای عجیب بیعت می‌گیرد تا هرگز آرمان‌های متعالی نهضت مهدوی را در دولت کریمه وی فراموش نکنند.
این در حالی است که یاران امام زمان(عج) از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که حتی در میان اصحاب انبیای الهی نیز کم‌تر افرادی در حد آنان بوده ‌است.

علی(ع) می‌فرماید: «قائم آل محمد(عج) براساس این اصول از یاران خویش بیعت می‌‌گیرد و از آنان می‌خواهد که چه در دوران نهضت و چه زمانی که در مسند قدرت دولت کریمه قرار می‌گیرند؛
۱. مسلمانی را دشنام ندهند. [اگر رسانه‌ها به‌دستشان افتاد با آبروی مردم بازی نکنند.]
۲. هیچ حریمی را هتک نکنند، به‌هیچ منزلی هجوم نبرند و...
۳. به هیچ‌کس کوچک‌ترین ضربتی نزنند مگر به حق.
۴. از نقره و طلا گنج ننهند.
۵. مال یتیم را نخورند.
۶. لباس حریر و ابریشم (لباس‌های اشرافی) نپوشند.
۷. کمربند زرین نبندند.
۸. گندم، جو (مواد غذایی) مردم را احتکار نکنند.
۹. به اندک راضی باشند.
۱۰. [بعد از پیروزی] لباس خشن بپوشند.
۱۱. [به هنگام عبادت] صورت بر خاک بگذارند.
۱۲. و در راه خدا آن‌چنان که شایسته است جهاد کنند.»

بدون تردید، یاران امام زمان بسیار بزرگند، شاید در تاریخ نظیر و نمونه ندارند، اما انسان جایزالخطاست، امام زمان این بیعت را از امثال ما نمی‌خواهد، بلکه از کسانی می‌خواهد که شایسته‌ترین افراد تاریخ بشریتند، به‌گونه‌ای که حتی پیامبران الهی نیز از این‌گونه اصحاب کم‌تر داشتند، از آن‌ها می‌خواهد وقتی در منصب قدرت قرار گرفتند، هتاکی و دروغ‌پردازی نکنند و...!

🔻دو. امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمی‌داند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاق‌نامه به یاران خود تعهد می‌دهد که براساس مواد میثاق‌نامه عمل کند.
علی(ع) می‌فرماید: «قائم ما به بیعت گرفتن از یارانش بر این اصول اکتفا نمی‌کند، بلکه خود نیز با آنان بیعت می‌کند و متعهد می‌شود که:
۱. از همان راهی که آنان می‌روند برود.
۲. چون آنان لباس بپوشد.
۳. بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود.
۴. چنان باشد که آنان هستند.
۵. به اندک بسنده کند.
۶. زمین را با یاری خدا از عدل و داد پر کند پس از آن‌که از ستم آکنده باشد.
۷. و حاجب و دربانی نگمارد و... .»
آری، امام زمان(عج) از مردم فاصله نمی‌گیرد، بلکه متعهد می‌شود که اگر پیروز شد و دولت مهدوی را برقرار کرد دربانی نگمارد تا مردم بتوانند آزادانه و بدون واسطه با خود وی در ارتباط باشند.

🔻سه. دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد!
در روایات مهدوی داریم که در دولت کریمه مهدوی، همه مردم از دولت امام زمان راضی می‌شوند.
دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد و این یعنی برقراری نظامی بالاتر از دموکراسی که معمولا در صورت تحقق چه‌بسا فقط رضایت ۵۰ درصد به‌علاوه یک و... از شرکت کنندگان در انتخابات را دارد.

در عهدنامه مالک اشتر هم علی(ع) به مالک اشتر توصیه می‌کند، وقتی می‌خواهی در جامعه کاری انجام دهی و برنامه‌ای پیاده کنی، رضایت اکثریت مردم را در نظر بگیر، نه رضایت عده‌ای قلیل را.
اکثریت مردم همیشه مورد اعتنای رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) از جمله علی(ع) بوده‌اند.

متأسفانه اخیرا جریان منحطی در کشور ما مطرح شد و عده‌ای گفتند که رأی و رضایت اکثریت ملاک نیست و ما اگر بتوانیم با یک اقلیت، دولتی را بر سر کار بیاوریم با همان اقلیت می‌توانیم بر مردم حکومت کنیم و بر ما واجب است که تا آخر، ولو با سرکوب اکثریت بایستیم و قدرت خود را حفظ کنیم!
این جریان منحط که قبل از پیروزی انقلاب مخالف رهبری امام خمینی بود، برای توجیه این دیدگاه فاسد خود، سخنان امام راحل را نیز تحریف معنوی کردند و با این‌که امام راحل صریحا فرموده بود: «میزان رأی ملت است.»
و «دولت، مجلس و همه مقامات جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم روی کار می‌آیند و هر وقت مردم نخواستند، برکنار می‌شوند.»، این سخنان صریح امام راحل را تفسیر نادرست کردند و یک عده جوان خام را هم شست‌‌وشوی مغزی دادند و گفتند: «امام راحل آن زمان که این حرف‌ها را زدند تحت‌ تأثیر جو عمومی و انقلابی بودند و با این حرف‌ها خواستند دنیا را فریب بدهند تا انقلاب را پیروز کنند»!
بر همه ماست که قاطعانه با این‌گونه تحریف‌های معنوی دیدگاه‌های امام راحل مقابله کنیم‌.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
از این «روشنفکری دینی محترم » تا آن «روحانی محترم»

رحمان لیوانی

از متن:
[…]بالاخره آخرین نکته ی ناصواب این جلسه که لازم به یادآوری است شیوه ی برخورد سروش با دو منتقد غایب جلسه است. سروش در مقام پاسخگویی به منتقدان نظریه «دین و قدرت» وقتی که سه پرسشگر و منتقد حاضر در جلسه را مورد خطاب قرار می دهد، به درستی هم اسم آنان را بر زبان می آورد و هم آن که از الفاظ محترمانه و دوستانه ای استفاده می کند، مثلا «جناب آقای دکتر کمالی عزیز» اما هنگامی که نوبت به منتقدانی که در جلسه حضور ندارند می رسد ورق کاملا برمی گردد، بدین ترتیب که به جای ذکر اسامی آنان اصطلاحات کنایه آمیزی چون «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» را به کار می گیرد. چرا؟ بی شک همه می دانند «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» که دست بر قضا هر دو از نواندیشان دینی به شمار می آیند و حتا یکی از آنان در زمانی نه چندان دور از همفکران سروش و مترجم یکی از آثار ایشان به زبان انگلیسی بوده است اسم دارند و اسمشان هم «محسن کدیور» و «احمد صدری» است. و لذا انتظار می رفت که سروش با پرهیز از چنین برخورد تحقیرآمیزی با این دو منتقد نظریه ی «دین و قدرت» آنان را نیز با ذکر نامشان مورد خطاب قرار می داد.

همین جا بیفزاییم که این ایراد به محسن کدیور هم وارد است که در نقدهای خود به نظریه «دین و قدرت» به جای ذکر نام سروش غالبا ایشان را با اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» معرفی می کند. از منظر کدیور «روشنفکر دینی» کسی است که برخلاف نواندیش دینی نه در پی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی بلکه در صدد زیر سوال بردن و «زیر و زبر» کردن اصل و اساس دین است و سروش به تعبیر کدیور چنین روشنفکری است.

این مدعای کدیور البته بی اساس و ناموجه است، چرا که سروش به گواهی آثارش اصولا یک متفکر عمیقا دینی است که اگر بیشتر از کدیور درد دین و دغدغه ی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی را نداشته باشد مطمئنا کمتر ندارد. سروش اندیشمندی است که همه ی نواندیشان دینی پس از انقلاب و از جمله کدیور، کم و بیش، وامدار اندیشه های وی هستند. بنابراین انتقاد به این یا آن دیدگاه سروش نباید راه را برای تهمت زدن به وی باز کند و این نکته ی مهمی است که کدیور و همه ی منتقدان سروش باید جدا از آن پرهیز کنند. وانگهی اطلاق اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» به سروش این معنا را به ذهن متبادر می کند که گویا در میان دینداران تنها یک روشنفکر وجود دارد آن هم سروش است و بس، حال آن که بی هیچ گفتگو می دانیم که چنین نیست و به همین سبب لازم است که کدیور شیوه ی برخورد خود با سروش را تصحیح نماید.

متن کامل در زیتون:

https://www.zeitoons.com/85931


جان آگه با #فرهیختگان