فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48.1K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
دختر «جان‌بخش» و پدر «جان‌گير»؛

دو راه متضادي كه «پرديس» و «پرويز» ثابتي در پيش گرفتند!


قاسم خرمی

در حالي كه اكنون برخي از انقلابيون سابق و صاحب قدرت در نظام سياسي فعلي، شرمنده و سرافكنده آقازاده هاي رانتخوار و فاسد خود هستند، در آن سوي جهان، اعتبار علمي و اجتماعي يك دختر نابغه و دانشمند ايراني، زير غبار پيشينه پدر ساواكي و انقلابي ستيز سابق، پنهان مانده است.

پرديس ثابتی

خانم پرديس ثابتي، دانشمند زيست‌شناس و متخصص ژنتیک و ویروس شناسی و چهل و نهمين نفر، از يكصد نابغه حال حاضر جهان است كه از يكسال پيش، روزي 16 ساعت بي وقفه در لابراتوار شخصي خودش كار مي كند تا از طريق رصد و تحلیل تغییرات ژنتیکی ویروس‌ها با استفاده از الگوریتم رياضي، هيولاي كرونا را شكست دهد و از رنج ميليون ها انسان دردمند بكاهد.

۱۳ سال پيش كه ۳۲ ساله بود، رسانه هاي آمريكا، او را يكي از ۸ دانشمندي معرفي كردند كه در آينده بيشترين تاثير را بر زندگي انسان داشته و چهره جهان را تغيير خواهند داد. به همين دليل، جايزه نبوغ آمريكا در علوم طبيعي به او تعلق گرفت و تحسين بسياري از مراكز تحقيقاتي و نهادهاي بين المللي مرتبط با بهداشت جهاني را متوجه خود كرد.

اين دانشمند جوان در سال ۲۰۰۶ از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد كه يكي از سخت گيرترين دانشگاههاي جهان است، دكتراي پزشكي گرفت و به دليل كسب نمرات و امتيازات كامل در طول دوران تحصيل، به عضويت شبكه تحقيقاتي اين دانشگاه در آمد.

نام پرديس ثابتي يك دهه پيش و در جريان مبارزه با بيماري كشنده «ابولا» بر سر زبان ها افتاد. او براي پيشبرد تحقيقات، داوطلبانه به آفريقا سفر كرد. سفري پرخطر، كه جان تعدادي از همكاران او را گرفت اما در كنترل و ريشه كني آن بيماري، بسيار نقش آفريد و موثر افتاد.

تحقيقات او هم اكنون بر روي كنترل ويروس كرونا از طريق ويرايش ژن انسان ها متمركز است و کیت آزمایشی برای تشخیص سریع کرونا، طراحی کرده كه همزمان مي تواند نتايج هزاران آزمايش و نمونه گيري را در كوتاه ترين زمان و با كمترين خطا، تشخيص دهد. او را هم اكنون يكي از مقاومترين جبهه هاي علمي مقابل كرونا ناميده اند.

براي درك نبوغ پرديس ثابتي شايد بشود او را با پروفسور مريم ميرزاخاني مقايسه كرد. علاوه بر دانش پزشكي، او همچنين در حوزه هاي هنري هم فعال است و آلبومي با صداي خودش منتشر كرده است كه داراي مضامين عميق انساني است. او مي گويد تمام آرمان من، كاهش رنج انسان ها و كمك به كساني است كه مي خواهند زنده بمانند و بهتر زندگي كنند.

پرويز ثابتي

پرديس ثابتي در ۱۳۵۴ در تهران به دنيا آمد، درست همان سالي كه پدر او يعني «پرويز ثابتي» به عنوان معاون و همه كاره دستگاه امنيتي رژيم پهلوي، در اوج قدرت و قساوت بود. ثابتي كه هم اكنون نيز بلندترین مقام امنيتي زنده ر‍ژيم پهلوي است را مي توان «باهوش‌ترين»، «آرام‌ترين» و «پرآزارترين» شخصيت امنيتي تاريخ معاصر ايران ناميد.

سخت است كه يک مقام امنيتي را عامل سقوط يک سيستم سياسيچی بناميم اما مي‌توان پذيرفت كه او ساواك را به قدرتي سركش در مقابل جامعه بي دفاع تبديل كرد و از اين طريق، بزرگترين ضربه را به اعتبار داخلي و خارجي محمدرضا شاه پهلوي فرود آورد.

اگر يكي از وظايف و يا اشتباهات ساواك را سركوب آزادي ها و روياهاي مردم ايران بدانيم، پرويز ثابتي كه معتقد است «اگر شاه در سال ۵۷ دست ساواك را نمي بست و اجازه مي داد حداقل ۱۵۰۰ نفر ديگر را دستگير و خاموش كنيم، حكومت سقوط نمي كرد!»، در حقيقت، هنوز هم از طريق انتشار خاطرات و مصاحبه ها و انتقال اين پيام شوم كه «با سركوب مي توان حكومت كرد»!، مشغول ساواكي گري و ستيز با آزادي ها و روياهاي مردم ايران و چه بسا فريب و انتقام از همان انقلابيون سابق است تا به زعم خود، رژيم فعلي را هم به همان مسير بي برگشتِ حكومت پهلوي رهنمون سازد.

اينكه آيا آمار افرادي كه پرويز ثابتي از زندگي ساقط كرد بيشتر است، يا تعداد جان هايي كه پروفسور پرديس ثابتي به جهانيان بخشيد؟ فعلا قابل مقايسه و محاسبه دقيق نيست اما آنچه مسلم است، اينكه نه آن جنايات پدر، چيزي از ارزش كار اين دختر بي گناه كم مي كند و نه اين خدمات و افتخارات علمي و انساني اين دختر، چيزي به اعتبار آن پدر سنگدل مي افزايد.

بنابراين، سوال اصلي شايد اين باشد كه چه عواملي مي تواند دو انسان با هوش و با يك ژن مشترك را، به دو مسير متضاد بكشاند؟ عجالتا و تا اينجاي بحث مي توان حدس زد كه اگر پرديس ثابتي در ايران مانده بود و پدر او همچنان صاحب همان قدرت داغ و درفش بود، شايد او هم به مانند آقازاده هاي كنوني، شغلي فراتر از احتكار دارو و تجارت با رنج و درد مردم ايران نمي داشت!

ادامه در لينك زير
https://b2n.ir/p28303


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
روحانیت و واقع گرایی

در 29 تیرماه سال 1366 قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. که از ایران وعراق میخواست سریعا جنگ را پایان دهند .
ایت الله خمینی در پیامی به حجاج بیت الله که در مرداد ماه 66 صادر نمود خط مشی جمهوری اسلامی در قبال این قطعنامه وشورای امنیت سازمان ملل که ما را ملزم به پایان دادن به جنگ وسپس وارد شدن در روال خاصی برای تعیین آغازگر جنگ و...میکرد ،را تعیین نمود به بخشهایی از این پیام توجه نمایید.

...کدام انسان عاقلی است که با وجود همه شرایط مناسب و مقدمات لازم و فدا کردن هزاران قربانی بزرگ، از نبرد با دشمن رو به احتضار [از] مکتب و جامعه و کشور خود چشم پوشی نموده و به او مهلتِ توان دوباره دهد تا در موقع مناسب به کشور ما حمله کند؟ ....

غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبی برپا نموده است و مدافع آزادی و امنیت انسانها شده و برای خون جوانان و سرمایه‌های مادی و معنوی در کشور ایران و عراق مرثیه سرایی می‌کند.....

...اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می‌نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد....

🔸دقیقا یکسال بعد در29 مرداد67 خبر پذیرش قطعنامه فوق الذکر توسط ایران از خبر نیمروز پخش شد البته در زمانی که به اذعان کارشناسان فاصله چندانی با شکست نداشتیم!

در تمام دوران جنگ ، کسانی نظیر نهضت آزادی که از ضرورت پایان دادن به جنگ سخن میگفتند به انواع اتهامها نواخته شده وبه اتهام ناآگاهی از شرائط وحتی خیانت از حضور در رقابت های انتخاباتی منع و سپس از صحنه سیاست وقدرت در جمهوری اسلامی حذف شدند.

🔸 بنظر میرسد نه نهضت آزادی ومرحوم بازرگان بدخواه نظام و مملکت بودند ونه امام راحل ، آنها دو برداشت از شرائط جمهوری اسلامی در جهان و نظم حاکم بر آن داشتند .
اگر ایت الله خمینی هم میدانست یکسال بعد در شرائط بسیار بدتری تن به صلح تحمیلی خواهد داد نه نهضت آزادی را متهم مینمود و نه پذیرش صلح را تا بدترین زمان ممکن به تاخیر می انداخت.

🔸 مهمترین مسئله در تامین منافع ملی درک صحیح از نظام ظالمانه حاکم بر جهان و توانایی خودمان است .
هر چه این درک واقع بینانه تر باشد نتایج بهتری عائد مردم خواهد نمود .
عدم درک صحیح از امور فوق منافع ملی را با مخاطره مواجه مینماید.


🔸حال باید اذعان کنیم متاسفانه با عدم درک صحیح از واقعیات جهان پیرامون نه تنها نتوانستیم از جنگ جلوگیری کنیم بلکه خود را فاتح و پیروز آن قلمداد نموده و در حال فتح سنگرهای کلیدی ابرقدرتها میدیدیم.
پیش از آن نیز تسخیر سفارت وتحقیر آمریکا نمونه دیگری از فقدان شناخت صحیح از واقعیات جهان پیرامون بود .

🔸آنچه وظیفه ما را امروز در قبال تحریمها و اف ای تی اف و اسرائیل و یمن و سوریه و ....مشخص مینماید دقیقا شناخت دنیای پیرامون است که بدون شناخت دقیق موضوع ، حکم و وظیفه فعلی را بدرستی تشخیص نداده و به بیراهه خواهیم رفت .

عقل وشرع برای هر وضعیت ، وظیفه خاص ملی میهنی و شرعی را معین مینماید ومهمتر از داشتن نیت وانگیزه صحیح وصادق ، شناخت دقیق اوضاع و مناسبات قدرت است .

🔸سخن را با طرح این مسئله به پایان میبرم آیا رژیم سابق که آنرا بدرستی تحت الحمایه غرب میدانیم بهتر توانست نسبت به مهار عراق، وپیش گیری از جنگ عمل نماید یا ما ؟
بالاخره صدام در سال 1353 تحت فشار شرائط، معاهده الجزایر و تعیین حدود مرزی را با ایران امضا کرد حال آنکه طرف عراقی کسی نبود جزهمان صدام که به خاک ما در سال 59 لشکر کشید .

ما سالیانی شعار نه شرقی نه غربی میدادیم اما امروز، چندان به ظلم وستم شرق اعتراضی نمیکنیم شرق همان شرق بی خداست اما ما خود را ناچار از سکوت میدانیم.
آیا اگر قرار باشد تجدید نظری اگر چه در سکوت ، نسبت به شعار نه شرقی نه غربی بنماییم بهتر نیست ببینیم راه آمدن با کدام یک از شرق وغرب منافع ملی ما را بهتر تامین مینماید ؟

شهاب الدین حائری شیرازی


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهد آمد...

روزی که روز ماست
تو از کران این شبِ تاریک
ای راستین‌فروغ!
خواهی نمود روی
تا بگسِلد سیاهی، تا بشکند دروغ
آن روز آفتاب نویسد به نام تو
بس چامه‌های زرّین بر دشت و کوهسار
وآید نسیم شاد و سبک‌خیز
آگنده جیب و دامن از شعر و از سرود
بر هر درش سلام و درودی
کِش رخصتی دهند
تا محفلِ سُرورِ تو را آورد نثار.
و آن روز من به جهد
-تا چشمِ بد مجال نیابد-
بر گردِ بام و در
از هرچه دست‌های دعا می‌کشم حصار

گُلی بی‌رنگ، صص۶۹-۷۰
یدالله بهزاد کرمانشاهی، ۱۳۴۶/۷/۲۹


#فرهیختگان
نکاتی از مختصات حکومت مهدوی

رحمت‌اله بیگدلی

امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمی‌داند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاق‌نامه به یاران خود تعهد می‌دهد که براساس مواد میثاق‌نامه عمل کند!

🔻یک. امام علی(ع) در توصیف انقلاب جهانی مهدوی با اشاره به نکته‌ای ظریف می‌فرماید که امام زمان در آغاز نهضت جهانی، از یاران خود به‌گونه‌ای عجیب بیعت می‌گیرد تا هرگز آرمان‌های متعالی نهضت مهدوی را در دولت کریمه وی فراموش نکنند.
این در حالی است که یاران امام زمان(عج) از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که حتی در میان اصحاب انبیای الهی نیز کم‌تر افرادی در حد آنان بوده ‌است.

علی(ع) می‌فرماید: «قائم آل محمد(عج) براساس این اصول از یاران خویش بیعت می‌‌گیرد و از آنان می‌خواهد که چه در دوران نهضت و چه زمانی که در مسند قدرت دولت کریمه قرار می‌گیرند؛
۱. مسلمانی را دشنام ندهند. [اگر رسانه‌ها به‌دستشان افتاد با آبروی مردم بازی نکنند.]
۲. هیچ حریمی را هتک نکنند، به‌هیچ منزلی هجوم نبرند و...
۳. به هیچ‌کس کوچک‌ترین ضربتی نزنند مگر به حق.
۴. از نقره و طلا گنج ننهند.
۵. مال یتیم را نخورند.
۶. لباس حریر و ابریشم (لباس‌های اشرافی) نپوشند.
۷. کمربند زرین نبندند.
۸. گندم، جو (مواد غذایی) مردم را احتکار نکنند.
۹. به اندک راضی باشند.
۱۰. [بعد از پیروزی] لباس خشن بپوشند.
۱۱. [به هنگام عبادت] صورت بر خاک بگذارند.
۱۲. و در راه خدا آن‌چنان که شایسته است جهاد کنند.»

بدون تردید، یاران امام زمان بسیار بزرگند، شاید در تاریخ نظیر و نمونه ندارند، اما انسان جایزالخطاست، امام زمان این بیعت را از امثال ما نمی‌خواهد، بلکه از کسانی می‌خواهد که شایسته‌ترین افراد تاریخ بشریتند، به‌گونه‌ای که حتی پیامبران الهی نیز از این‌گونه اصحاب کم‌تر داشتند، از آن‌ها می‌خواهد وقتی در منصب قدرت قرار گرفتند، هتاکی و دروغ‌پردازی نکنند و...!

🔻دو. امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمی‌داند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاق‌نامه به یاران خود تعهد می‌دهد که براساس مواد میثاق‌نامه عمل کند.
علی(ع) می‌فرماید: «قائم ما به بیعت گرفتن از یارانش بر این اصول اکتفا نمی‌کند، بلکه خود نیز با آنان بیعت می‌کند و متعهد می‌شود که:
۱. از همان راهی که آنان می‌روند برود.
۲. چون آنان لباس بپوشد.
۳. بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود.
۴. چنان باشد که آنان هستند.
۵. به اندک بسنده کند.
۶. زمین را با یاری خدا از عدل و داد پر کند پس از آن‌که از ستم آکنده باشد.
۷. و حاجب و دربانی نگمارد و... .»
آری، امام زمان(عج) از مردم فاصله نمی‌گیرد، بلکه متعهد می‌شود که اگر پیروز شد و دولت مهدوی را برقرار کرد دربانی نگمارد تا مردم بتوانند آزادانه و بدون واسطه با خود وی در ارتباط باشند.

🔻سه. دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد!
در روایات مهدوی داریم که در دولت کریمه مهدوی، همه مردم از دولت امام زمان راضی می‌شوند.
دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد و این یعنی برقراری نظامی بالاتر از دموکراسی که معمولا در صورت تحقق چه‌بسا فقط رضایت ۵۰ درصد به‌علاوه یک و... از شرکت کنندگان در انتخابات را دارد.

در عهدنامه مالک اشتر هم علی(ع) به مالک اشتر توصیه می‌کند، وقتی می‌خواهی در جامعه کاری انجام دهی و برنامه‌ای پیاده کنی، رضایت اکثریت مردم را در نظر بگیر، نه رضایت عده‌ای قلیل را.
اکثریت مردم همیشه مورد اعتنای رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) از جمله علی(ع) بوده‌اند.

متأسفانه اخیرا جریان منحطی در کشور ما مطرح شد و عده‌ای گفتند که رأی و رضایت اکثریت ملاک نیست و ما اگر بتوانیم با یک اقلیت، دولتی را بر سر کار بیاوریم با همان اقلیت می‌توانیم بر مردم حکومت کنیم و بر ما واجب است که تا آخر، ولو با سرکوب اکثریت بایستیم و قدرت خود را حفظ کنیم!
این جریان منحط که قبل از پیروزی انقلاب مخالف رهبری امام خمینی بود، برای توجیه این دیدگاه فاسد خود، سخنان امام راحل را نیز تحریف معنوی کردند و با این‌که امام راحل صریحا فرموده بود: «میزان رأی ملت است.»
و «دولت، مجلس و همه مقامات جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم روی کار می‌آیند و هر وقت مردم نخواستند، برکنار می‌شوند.»، این سخنان صریح امام راحل را تفسیر نادرست کردند و یک عده جوان خام را هم شست‌‌وشوی مغزی دادند و گفتند: «امام راحل آن زمان که این حرف‌ها را زدند تحت‌ تأثیر جو عمومی و انقلابی بودند و با این حرف‌ها خواستند دنیا را فریب بدهند تا انقلاب را پیروز کنند»!
بر همه ماست که قاطعانه با این‌گونه تحریف‌های معنوی دیدگاه‌های امام راحل مقابله کنیم‌.

#فرهیختگان، ندای آگاهی
از این «روشنفکری دینی محترم » تا آن «روحانی محترم»

رحمان لیوانی

از متن:
[…]بالاخره آخرین نکته ی ناصواب این جلسه که لازم به یادآوری است شیوه ی برخورد سروش با دو منتقد غایب جلسه است. سروش در مقام پاسخگویی به منتقدان نظریه «دین و قدرت» وقتی که سه پرسشگر و منتقد حاضر در جلسه را مورد خطاب قرار می دهد، به درستی هم اسم آنان را بر زبان می آورد و هم آن که از الفاظ محترمانه و دوستانه ای استفاده می کند، مثلا «جناب آقای دکتر کمالی عزیز» اما هنگامی که نوبت به منتقدانی که در جلسه حضور ندارند می رسد ورق کاملا برمی گردد، بدین ترتیب که به جای ذکر اسامی آنان اصطلاحات کنایه آمیزی چون «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» را به کار می گیرد. چرا؟ بی شک همه می دانند «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» که دست بر قضا هر دو از نواندیشان دینی به شمار می آیند و حتا یکی از آنان در زمانی نه چندان دور از همفکران سروش و مترجم یکی از آثار ایشان به زبان انگلیسی بوده است اسم دارند و اسمشان هم «محسن کدیور» و «احمد صدری» است. و لذا انتظار می رفت که سروش با پرهیز از چنین برخورد تحقیرآمیزی با این دو منتقد نظریه ی «دین و قدرت» آنان را نیز با ذکر نامشان مورد خطاب قرار می داد.

همین جا بیفزاییم که این ایراد به محسن کدیور هم وارد است که در نقدهای خود به نظریه «دین و قدرت» به جای ذکر نام سروش غالبا ایشان را با اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» معرفی می کند. از منظر کدیور «روشنفکر دینی» کسی است که برخلاف نواندیش دینی نه در پی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی بلکه در صدد زیر سوال بردن و «زیر و زبر» کردن اصل و اساس دین است و سروش به تعبیر کدیور چنین روشنفکری است.

این مدعای کدیور البته بی اساس و ناموجه است، چرا که سروش به گواهی آثارش اصولا یک متفکر عمیقا دینی است که اگر بیشتر از کدیور درد دین و دغدغه ی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی را نداشته باشد مطمئنا کمتر ندارد. سروش اندیشمندی است که همه ی نواندیشان دینی پس از انقلاب و از جمله کدیور، کم و بیش، وامدار اندیشه های وی هستند. بنابراین انتقاد به این یا آن دیدگاه سروش نباید راه را برای تهمت زدن به وی باز کند و این نکته ی مهمی است که کدیور و همه ی منتقدان سروش باید جدا از آن پرهیز کنند. وانگهی اطلاق اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» به سروش این معنا را به ذهن متبادر می کند که گویا در میان دینداران تنها یک روشنفکر وجود دارد آن هم سروش است و بس، حال آن که بی هیچ گفتگو می دانیم که چنین نیست و به همین سبب لازم است که کدیور شیوه ی برخورد خود با سروش را تصحیح نماید.

متن کامل در زیتون:

https://www.zeitoons.com/85931


جان آگه با #فرهیختگان
انتظار، ایده مبارک دوره احتشام و تعـین امرِ قدسی است. در عصر ابتذال که عصر بی‌وزنی امر مقدس است و قداست حشمتی ندارد، انتظار افیونی است در بازار دلالان کسب قُدسی تا چشمان ساده خسته را از آغاز هیچ به انجام پوچ بدوزند و حُله‌های بافته از تاروپود نگاه منتظران را بر قافله دلهای شکسته آنان بار کنند و با افق موعود نرد قدرت ببازند و شادی کنند.
"انتظار"، نیروی زایای خوبی، آفرینش و کوشش مردمانی است که نسبتی با حشمتِ امر عینی دارند و می‌توانند از دل امر مقدس، میوه‌های عرفی خوشگوار بچینند و روزگار خود را با سبزی و بهارِ مداوم تازه کنند. "انتظار"، سهم دوران مندرس، مردمان فرسوده و آرزوهای کهنه تکراری نیست !


رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان، ندای آگاهی
قرارداد25ساله ایران و چین
صادق زیباکلام
وبینارِ "پیدا و پنهان سند همکاری ۲۵ساله ایران و چین"

نشست تخصصی در لایو اینستاگرام با حضور:

▪️هادی خسروشاهین، پژوهشگر سیاست خارجی

▪️صادق زیباکلام، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

▪️امید شکری، کارشناس امنیت انرژی

▪️احمد وخشیته، استاد دانشگاه ملی اوراسیا


#فرهیختگان صدای فرزانگان
در ویدیوی زیر سخنرانی اردوغان در موسسهٔ امریکن انترپرایز در سال ۲۰۰۴ را می‌توانید مشاهده کنید. سخنرانی‌ای که دانش‌آموختگان علوم سیاسی‌ را به وجد می‌آورد (پر از تعابیری که این دانشجویان را با آنها سرگر‌م می‌کنند) و نظر تصمیم‌سازان سیاسی غرب را به خود جلب می‌کند. من فکر می‌کنم هر کسی که در خاورمیانه می‌خواهد کاری سیاسی بکند یا به مناسبات قدرت نفوذ بکند، باید این سخنرانی را ببیند. صعود اردوغان به قدرت در ترکیه برخاسته از هوش او در تشخیص «شرایط جهانی» و وضعیت داخلی ترکیه طی چند دههٔ گذشته بود.

او بدرستی فهمیده بود که تنها راه تولید ثروت و رفاه برای ترکیه «بازار آزاد» است، امری که تبدیل به کلید موفقیت او و حزبش شد. به همین دلیل حزب او با بهره‌برداری از میراث سایر احزاب اسلامی که با الگوی اخوان‌المسلمین به فعالیت‌های خیریّه اجتماعی می‌پرداختند و از این طریق اعتماد و نظر جمعیت بزرگی از مردم ترکیه که در دوران نوسازی کمالیستی در حاشیه باقی مانده بودند و از فرهنگ شهرنشینان مدرن ترکیه که گرایشات غربی داشتند بدشان می‌آمد، به خود جلب کند.

اردوغان از همه شکاف‌های اجتماعی ترکیه بهترین بهره‌برداری را برای رسیدن به قدرت و حفظ جایگاه خود کرد. در مقایسه با کمالیست‌های افراطی و گرایشات پان‌ترکی، بهترین کارنامه را در تامین حقوق کردها از خود ارائه داد و در عین حال سخنرانی‌های آتشینی برای ارضاء نیاز گرایشات ناسیونالیستی و پان‌ترکی می‌کرد. مشکل تاریخی علوی‌ها را تا حد زیادی برطرف کرد و در عین حال پایگاهی بی‌سابقه در میان مسلمانان ترکیه برای خود درست کرد که متکی بر احترام او به اسلام و خلافت عثمانی و برنامه‌های او در این راستا بود.

در رفراندوم ۲۰۱۷ نظام پارلمانی ترکیه را که ناکارآمدی‌اش برای همه عیان شده بود به نظام ریاستی تغییر داد که به نوعی احیاء نظام پادشاهی/سلطنت با نام جمهوری بود.

به قدرت رسیدن یک حزب اسلام‌گرا در ترکیه معلول دخالت و برخورد افراطی کمالیست‌ها با عقاید و شعائر دینی مردم ترکیه بود. نوعی دیالکتیک تاریخی که اردوغان در تشخیص و بهره‌برداری از بزنگاه آن هوش و ذکاوت خود را نشان داد.

چند سال بعد حسن روحانی و تیم‌اش در ایران سعی کردند از الگوی اردوغان تقلید کنند. ‌پروژه‌ای که فاز رسانه‌ای آن را از ده سال پیش مشاور رسانه‌ای روحانی با جذب برخی روشنفکران منجمله موسی غنی‌نژاد (تئورسین اقتصاد بازار و سازگاری آن با رژیم اسلامی) و جواد طباطبایی (تئورسین ناسیونالیسم ایرانشهری) و تبدیل آنها به سلبریتی‌های رسانه‌ای استارت زد. این طرح اما به سه دلیل شکست خورد:

۱. برعکس ترکیه که چند دهه سیاست مدرنیستی و لائیک کمالیست‌ها و دورهٔ اقتدارگرایی و بی‌ثباتی پس از آن را تجربه کرده بود و این امر منجر به اقبال مردم به احزاب اسلامی شده بود، ایران ۳ دهه تحت حاکمیت اسلام‌گراها بود و بخشی از مردم ایران اعتماد خودشان را نسبت به طبقه روحانیون و اسلامگراهای در قدرت از دست داده بودند.

۲. اقدامات خلاف نظم و صلح جهانی (Pax Americana) از سوی جمهوری اسلامی در درون (برنامه اتمی) و بیرون (مداخله تروریستی در سوریه و عراق و... و روابط خصمانه با اسرائیل و ایالات متّحده)، تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را تشدید کرد و این امر منجر به رکود اقتصادی بزرگی در ایران شد که رضایت بخش بزرگی از مردم ایران از جمهوری اسلامی را از بین برد. رژیم اسلامی ایران حمایت مردمی خود را تا حد بسیار زیادی از دست داد و در سال‌های اخیر با دو خیزش اعتراضی مردمی مواجه شد که علیرغم سرکوب وحشیانه آن، شاهد تبدیل این خیزش‌ها به یک جنبش در ایرانیم.

۳. یک جایی در بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ دورهٔ «پساجنگ سرد» در جهان به پایان رسید و فرصت طلایی کشورهای عقب‌مانده برای استفاده از این دوره تمام شد. مناسبات جهانی در حال تغییر امکان بازی با قواعد قدیمی را آنطور که ترکیه از آن استفاده کرد، از جمهوری اسلامی ایران سلب کرد.

پی‌نوشت: ترکیه/امپراتوری عثمانی در ۱۵۰ سال گذشته اصلی‌ترین الگوی ایران بوده است. چه زمانی که ناصرالدّین شاه سپهسالار را از عثمانی با خود آورد تا تنظیمات را در ایران اجرا کند، چه تاثیر عمیقی که منوّرالفکران ایرانی طی این دو سده از آن گرفتند تا جایی که تمام تعابیر سیاست مدرن در ایران از عثمانی وارد ایران شد (دولت، حکومت، مشروطه، ملّت و ...)، چه رؤیای تأسیس جمهوری کمالیستی که رضاشاه می‌خواست عملی‌ کند و چه ناسیونالیسم فارس‌گرایی که با الگوی ناسیونالیسمِ ترکی کمالیست‌ها از سوی‌ روشنفکران و صاحب‌منصبان حکومتی در ایران اجرا شد. این نفرت از ترکیه در بین ناسیونالیست‌های ایرانی حسادت و نفرت از برادری است که گویا موفق‌تر از او آرمان‌های مدرنیستی را متحقّق کرده است.

http://bit.ly/3suVnjz

محمد ایمانی


#فرهیختگان، ندای آگاهی
،، تحوّل احوال

چهارمین شماره فصلنامه نقد دینی
سیزدهم نوروز ۱۴۰۰ منتشر می‌شود:

•تحوّل مؤمنانه
محمد جواد اکبرین
•اصلاح‌گری اسلامی، جریان‌های فکری و چهره‌های شاخص آن
استون دووارت، با مقدمه و ترجمه‌ی رضا بهشتی معز
•تحول احوال دینداری و دینداران
مقصود فراستخواه، مهسا یارسان
•در جستجوی معنای معنای متن دینی
احمد علوی
•طرحی نظری در تحلیل اندیشه سیاسی شیعه
امیرحسین علینقی
•داده‌های وحیانی و یافته‌های انسانی
محسن متقی
•گامی دیگر در تقدم اخلاق بر فقه
سارا رضائیه


جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدویت، باوری مختص شیعیان

گفت‌و گو با پروفسور سید حسین نصر



#فرهیختگان، ندای آگاهی
از خوی‌گان نقدگریز تا ساختار نقدستیز: در باره‌ی نقدهای میری به فاضلی

(تقدیم به دکتر نعمت‌الله فاضلی)

حسن محدثی گیلوایی
۸ فروردین ۱۴۰۰



🔻واکنش‌هایی که بارها و بارها در پاسخ به نقادی‌‌هایم دریافت کرده‌ام، مرا در این باره که این مقاومت در برابر نقد از چه چیزی نشات می‌گیرد، به فکر و تامل فرو برده است. به‌راستی، آبشخور این فرهنگ نقدستیز چیست؟

🔻نقدهای دامنه‌دار دکتر سیدجواد میری به آثار دکتر نعمت‌الله فاضلی (که اکنون مواد یک کتاب را فراهم ساخته است) نیز با همین‌گونه مقاومت‌ها و واکنش‌ها مواجه شده و این تامل مرا بیش‌تر کرده است.

🔻چرا کسی کوشش دکتر میری را که ۱۳ کتاب هم‌کار خود را خوانده و نقد کرده، ستایش نمی‌کند و افراد متعدّدی از او به‌نحوی خواسته‌اند به نقد خود خاتمه دهد؟! آیا این پرسش‌برانگیز نیست؟!

🔻چرا به جای این‌که ایرادهای نوع نقّادی دکتر میری را آشکار سازند و بگویند، از او می‌خواهند کلّاً نقّادی را رها کند؟!

🔻مجموعه‌ی این واکنش‌های حاکی از مقاومت در برابر نقد، برای من دلالت بر این دارد که

۱) جامعه‌ی ما و فرهنگ ما ضدّ نقد است و هنوز به بلوغ نقّادی نرسیده و نقدستیز و نیز واجد ساختارهای نقدستیز است؛

۲) خوی‌گان (ethos) بسیاری از ما ایرانی‌ها نقدگریز است. خوی‌گان ما تمجیدطلب و ستایش‌خواه است. ما در این نوع از تعلیم و تربیت با نقّادی خو نمی‌گیریم بل‌که برعکس نقّاد را دشمن می‌داریم.

۳. خوی‌گان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز رابطه‌ی تقویت‌کننده‌ی متقابل دارند.


🔻میری و فاضلی هر دو از دوستان عزیز من هستند و هر دو پر کار و پرتلاش‌اند. هر دو بزرگوار به بلوغ نقّادی رسیده‌اند و هیچ‌یک از آنان واجد خوی‌گان نقدگریز نیستند. شک ندارم که دکتر فاضلی سینه‌ای فراخ دارد و شک ندارم که از نقدهای دکتر میری سود خواهد برد و آثار بعدی او از برخی معایب پیراسته‌تر خواهند بود.

🔻از قضا من نیز برخی از آثار دکتر فاضلی را جسته‌گریخته نقد کرده‌ام و دکتر فاضلی خود از من خواسته است کتاب "زندگی سراسر فهم مساله است" را نقد کنم و من نیز چنین خواهم کرد (به تاکید دکتر فاضلی عزیز کتاب را تهیه کرده و در حال مطالعه‌ی آن هستم). ممکن است روزی آثار دکتر میری را هم نقد کنم، چنان‌که قبلاً در جلسه‌ای یکی از آثار دکتر میری را نقد کرده‌ام.

🔻بنابراین، از کسانی که به این‌گونه نقّادی‌ها روی خوش نشان نمی‌دهند و به جای کمک به تداوم نقادی یا تصحیح فرآیند و روش نقّادی، از نقّاد می‌خواهند به نقد خود خاتمه دهد، توصیه می‌کنم قدری خودکاوی و خوداندیشی کنند.

🔻شاید شما واجد خوی‌گان نقدگریز هستید و نیاز به اصلاح یا حتّا درمان این خوی‌گان دارید. گمان می‌کنم قدری خوداندیشی بد نباشد.

🔻یکی از ویژه‌گی‌های کسانی که خوی‌گان نقدگریز دارند این است که در جست‌وجوی خصلتی منفی در ناقد می‌گردند یا او را به‌نحوی تخطئه‌ی اخلاقی می‌کنند. برای من این‌طور به‌نظر می‌رسد که فرد واجد خوی‌گان نقدگریز در درون خود نوعی خودسرزنش‌گری را تجربه می‌کند و این خودسرزنش‌گری را به‌نحو واکنشی به ناقد برمی‌گرداند تا ضعف اخلاقی و شخصیتی خود را به‌نحو روانی انکار و آن را در قالب ضعف اخلاقی و شخصیتی ناقد بازنمایی کند. این‌که ریشه‌ی این خودسرزنش‌گری چیست، نیازمند واکاوی و کند و کاو است و یحتمل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

🔻امیدواراَم روان‌شناسان و جامعه‌شناسان ایرانی در باره‌ی خوی‌گان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز مطالعاتی تجربی انجام دهند.

🔻باری، اگر تاکنون در نیافته‌اید که کار دانش‌پژوهی بدون نقّادی پیش نمی‌رود، لابد مشکلی دارید. بد نیست در باره‌ی خوی‌گان خود قدری اندیشه بفرمایید!

🔻آخر وقتی خودتان مادون فرهنگ نقادی هستید و در کار نقادی مشارکت نمی‌کنید و هرگز هیچ‌کسی را (جز در حد گفت‌وگوهای دوستانه و یواشکی که نمی‌توان آن را نقادی نامید) نقد نکرده‌اید، چه‌طور می‌توانید در باره‌ی کار کسی که مافوق فرهنگ نقادی قرار دارد، داوری کنید؟!

🔻کاش کسی در سطح دکتر میری عزیز یا بالاتر از او پیدا شود و آثار بنده را مورد نقد قرار دهد!

زیاده جسارت شد!

🔹پس‌نوشت:
به‌نظر می‌رسد همین خوی‌گان نقدگریز و ساختار نقدستیز در شکل‌گیری فرهنگ استبدادی نقش مهمی دارند و فرهنگ استبدادی نیز در بازتولید استبداد سیاسی نقش جدی ایفا می‌کند.



#فرهیختگان صدای فرزانگان
ایران و چین؛ روابط راهبردی، تجربه توسعه

محسن امین‌زاده

✅۲۳سال پیش دولت چین توقف همکاری خود با پروژه هسته‌ای ایران در اصفهان را به قیمت رفع تحریم‌های آمریکا علیه چین، به معامله گذاشت و توانست با خروج یکجانبه از قرارداد ساخت کارخانه هسته‌ای UCF اصفهان، راه را برای رفع تحریم‌های خود در کنگره آمریکا هموار کند.

✅در ۲۵سال گذشته چین در برابر مناقشات ایران و آمریکا به لحاظ سیاسی منفعل عمل کرده و هرگز حاضر به دادن امتیازی به ایران در مقابل آمریکا نشده است. رای چین در شورای امنیت سازمان ملل درباره مسائل مربوط به ایران منطبق با رای آمریکا بوده است. در ربع قرن گذشته نه تنها چین موضوعی را به نفع ایران وتو نکرده است، بلکه حتی حاضر به دادن رای ممتنع هم نشده و عینا مانند آمریکا رای داده است.

✅۱۵سال پیش اعزام فرستاده‌های ویژه مقامات عالی ایران به چین و ارائه پیشنهادهای از نظر ایران جذاب همکاری‌های اقتصادی، نتیجه‌ای نداشت. رهبران چین در پاسخ ضمن استقبال از گسترش روابط اقتصادی، به مقامات ایران توصیه کردند که بحران‌های بین‌المللی خود را حل کنند و نگذارند روابط ایران با کشورهای همسایه ایران بحرانی شود.

✅۱۰سال پیش دولت چین در قبال درخواست احمدی‌نژاد برای اعطای تسهیلات به ایران، پیشنهاد کرد ایران ۱۵میلیارد یورو از دارایی خود در خارج را در بانک کون لون چین سپرده کند و در مقابل بانک مزبور به همان میزان به ایران تسهیلات بدهد. دولت احمدی‌نژاد این شرط غریب را پذیرفت. نرخ تسهیلات و نرخ‌های تبدیل مکرر یورو به یوان و برعکس و نرخ‌های نقل و انتقال، حتی برای خرید کالاهای چینی، عملا این فرآیند را به یکی از گران‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین همکاری‌های بانکی بین المللی ایران بدل کرده است.

✅در متن سند فصلی به توسعه غرب بندر گوادر یعنی منطقه مکران در ایران اختصاص دارد. از جمله به توسعه بندر جاسک، تاسیس شهر صنعتی، ساخت پالایشگاه، کارخانجات پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، شهر هوشمند و شهر ساحلی تیس در مجاورت چابهار اشاره شده است. اگر رقابت ضمنی هند و چین درست مدیریت شود، ممکن است به تحولات توسعه‌ای مهمی در چاه‌بهار و تمام جنوب سیستان و بلوچستان منجر شود.

✅برخلاف تصور دولت پنهان، حتی اگر این سند امضا شود، قرار نیست دولت چین به‌خاطر ایران با آمریکا درگیر شود و امضای این سند به‌منزله عزم دولت چین برای دورزدن تحریم‌های آمریکا علیه ایران نیست.

✅دولت چین تا کنون درحدی که توانسته موافقت ضمنی دولت آمریکا را به‌دست آورد یا برخی اقدامات خود را از آمریکا پنهان کند، از ایران نفت خریده و به ایران کالا فروخته است و از این دادوستد بهره زیاد برده است. بدون این سند نیز اقدامات چین در همین حد تداوم خواهد یافت.

✅این سند نشان می‌دهد معرکه توسعه‌ستیزانی که توسعه ملی ایران را به‌بهانه دشمنی با آمریکا مختل کرده‌اند، تا چه حد بی‌پایه است. طبق محتوای این سند، به‌فرض وجود بهترین روابط ایران و کل جهان در ربع قرن آینده، بخش بزرگی از مناسبات اقتصادی بین‌المللی ایران می‌تواند و باید با چین دنبال شود.

✅عدم تحقق بسیاری از این همکاری‌ها در ۱۵سال گذشته نشان می‌دهد کاسبان تحریم تنها ایران را از همکاری‌های اقتصادی با آمریکا و اروپا محروم نکرده‌اند، بلکه ایران را از فرصت‌های اقتصادی بین‌المللی با کل جهان، از جمله همکاری‌های اقتصادی راهبردی و باارزش با چین هم محروم کرده‌اند.

✅ایران برای انعقاد هر نوع قراردادی با چین باید پیش از آن به عضویت «گروه ویژه اقدام مالی» درآید و از لیست سیاه این نهاد خارج شود.

✅چین عضو پیشتاز FATF است و باوجود این اسرارش را از آمریکا و سایر کشورها پنهان نگه می‌دارد.

✅برای اجرای پروژه‌های سند همکاری‌های ۲۵ساله با چین، ایران باید از تحریم‌های بسیار گسترده آمریکا علیه خود رها شود و شرکت‌های پیمانکار و مجری و بانک‌ها و موسسات بیمه چینی و غیرچینی باید مطمئن باشند که بابت همکاری با ایران مجبور به پرداخت میلیاردها دلار جریمه به آمریکا نخواهند شد.

✅سند همکاری‌های ۲۵ساله ایران و چین معجزه‌ای ندارد که خسارات حکمرانی بد در کشورمان را جبران کند.

✅کره شمالی همسایه و یکی از متحدان دیرینه چین امروز یکی از فقیرترین کشورهای آسیا است و بی‌کفایتی جاه‌طلبانه رهبران نظامی‌گرای آن مانع بهره‌مندی این کشور حتی از همکاری اقتصادی با چین، بزرگترین قدرت اقتصادی جهان در همسایگی خود شده است.



#فرهیختگان، ندای آگاهی
این فصل بهار نیست فصلی دگر است
مخموری هر چشم ز وصلی دگر است
هرچند که جمله شاخها رقصانند
جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است

مولانا جلال الدین


#فرهیختگان، ندای آگاهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رونمایی از آخرین نمونه‌های خریت عصر ما

#فرهیختگان
کلاب هاوس؛ اتاقی از آن خود و دیگری
پرتو شریعتمداری

نود و دو سال پیش، هنگامی که ویرجینیا وولف، نویسنده‌ی پرآوازه‌ی انگلیسی، رساله‌ای نوشت با نام «اتاقی از آن خود» با این مضمون که در جامعه‌ی مردسالار آن روز هر زن نویسنده باید فضای مستقلی در اختیار داشته باشد تا بتواند به آفرینش فکری و ادبی بپردازد، شاید به هیچ رو تصور نمی‌کرد که کمتر از یک سده‌ی بعد فضای مجازی شکل گرفته باشد که در آن هر کس که مایل به گفت‌وگو با دیگری است بتواند اتاقی از آن خود داشته باشد.

پدیده‌ی کلاب‌هاوس با اتاق‌های گوناگونش رویداد مبارکی است و ایرانیان که در سرزمین و خانه‌ی حقیقی خود از داشتن فضایی امن برای تضارب آرا محروم بوده‌اند اکنون به لطف تکنولوژی دیجیتال برساخته درغرب می‌توانند کم و بیش بی‌ترس و واهمه، با هویت حقیقی یا مجازی در این اتاق‌ها به گفت‌وگو بنشینند. دیگر از فحاشی بسیجی‌ها، هو کردن ‌دانشجوها به وسیله‌ی لباس‌شخصی‌ها و دست به یقه‌شدن امنیتی‌ها با چهره‌های دانشگاهی و دگراندیش خبری نیست. دیگر کسی نمی‌تواند بی‌هزینه دیگری را ترور شخصیت یا تهدید به اسیدپاشی کند. در اتاق‌های مجازی گویندگان در نوبت قرار می‌گیرند تا صبورانه سخن گویندگان دیگر را بشنوند و به وقت مناسب حرف خود را به گوش دیگران برسانند. حالا دیگر همه اتاقی از آن خود دارند و کسی که اصول و قوانین سخن گفتن و سخن شنیدن را به درستی رعایت نکند محترمانه از «اتاق» بیرون رانده می‌شود.

در هفته‌های اخیر استقبال فارسی‌زبان‌ها از اتاق‌های کلاب‌هاوس بسیار چشمگیر بوده است. حتی بسیاری از کسانی که برای استفاده از این پلتفرم (بخوانید سکو) گوشی و آی پد اَپل نداشته‌اند کوشیده‌اند به یاری دوست و آشنای اپل‌دار، خود را به این آرمانشهر مجازی برسانند و یا نسخه غیر رسمی و نامطمئن اندروید ان را نصب کنند تا در کلاس‌های آموزش خویشتن‌داری و تضارب آرا شرکت کنند. روحانیان جوان اعم از تندرو و میانه‌رو، روزنامه‌نگاران تبعیدی که شاید دهه‌هاست از ایران دور بوده‌اند، فعالان سیاسی و حقوق بشری، اصلاح‌طلبان، اصول‌گرایان، براندازها، اقلیت‌های جنسی و جنسیتی، دینی و قومی و مهاجرانی که تجربه‌ی زیستن در ایران داشته‌اند… خلاصه رنگین‌کمانی از قشرهای گوناگون زیر سقف این اتاق‌ها گرد هم آمده‌اند، سفره‌ی دل را گشوده‌اند یا نقادانه همدیگر را به پرسش گرفته‌اند. تنوع موضوع‌های به بحث گذاشته شده هم شگفت‌آور است: از «خاطرات خوب و بد از آخوندها» و بحث‌های داغ راجع به «حجاب اجباری» گرفته تا «تاثیر خودکشی آزاده نامداری بر ایلان ماسک» و «اگه کامیون داشتی روش چی می‌نوشتی».

بعضی می‌گویند این فضای گفت‌وگو موقتی است و تحمل آن از سوی نهادهای امنیتی داخل ایران به دلیل انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو در خردادماه است با این انگیزه که مردم به «مشارکت» در انتخابات و «مهر تایید زدن بر مشروعیت» آن تشویق شوند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که با پایان انتخابات حاکمیت گفت‌وگوهای آزاد و ناپایبند به خطوط قرمز خود را در کلاب‌هاوس تاب نخواهد آورد و روزنه‌های تنفس در فضای مجازی را خواهد بست. بعضی که خوش‌بین‌ترند می‌گویند که دیگر کار از این حرف‌ها گذشته

متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/85934


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
در چندروز گذشته من هم چون بسیاری از شهروندان مشفق و نگران، اخبار و تحلیل‌های پیمان تفاهم ایران و چین را بدقت دنبال و مطالعه کردم و هم با برخی کارشناسان عالی مطلع گفتگو کردم و از انها شنیدم اما کوتاه در یک کلام قانع نشدم. چون این اتفاق ملی، تاریخی و مهم است ضروری است به عنوان یک شهروند نکاتی را اینجا ثبت کنم تا بماند:

یکم: هر قراردادی در این ابعاد که پتانسیل ایجاد تعهدات ملی نسلی دارد نمی‌تواند تنها در حصار تشخیص و تجویز چند دولتمرد بماند و بنابراین باید منضم به اجماع عمومی و رضایت ضمنی مردم باشد. نشانه‌ها بخصوص در شبکه‌های اجتماعی حاکی از این است که محتوای این قرارداد (یا هر عنوان دیگری که بازی حقوقی با الفاظ است) نتوانسته افکار عمومی را قانع کند و مردم نگران پیامدهای رویدادی هستند که موتور آن تنها "درایت رهبری" است !

دوم آنکه اعتبار ملی شخص رهبری بعد از سی‌ودوسال حاکمیت پرمناقشه و بحث‌انگیز برای هدایت چنین طرح‌های کلان و چندنسلی و ملی نیاز به تایید مردم و اعلام رضایت آشکار در یک همه‌پرسی (نه بطورمثال حضور نمایشی مردم در تشییع فلان جنازه یا فلان آیین عبادی) آزاد و شفاف دارد. بنابراین استناد طراحان و مجریان این پیمان به حضور و هدایت رهبری نه تنها حسن نیست که قبیح است.

سوم آنکه همه کسانی که با حقوق قراردادها (Droit des contrats) آشنایی مختصری دارند می‌دانند که وزن طرفین قرارداد در تعریف مفاهیم آن و شروط و لوازم اجرا بسیار مهم و حیاتی است. وضعیت کنونی ایران بعد از تحریم‌های سنگین و بن‌بست‌های بین‌المللی (که درایت طراح همین قرارداد عامل بروز اغلب آنهاست) از یکسو و نقش، پیشینه و قدرت چین از سوی دیگر هرگز اجازه تدوین یک تفاهم‌نامه منصفانه و سود/سود طرفینی را نمی‌دهد. دستکم باید گفت که رهبری ایران برای رفع هرگونه شائبه و نیز داشتن رضایت مردمی که صاحب اصلی ایران‌ند باید افکارعمومی را با روش‌های مشروع و عرفی سیاسی قانع و با خود همراه می‌کرد.

چهارم آنکه من در این چند روز جز برخی توضیح‌ و تفسیرهای فرموده، کلیشه‌ای، سربسته و حتی تشویش برانگیز (چون: شریک ما راضی به افشای مفاد نیست!) از سوی مجریان و مدافعان این پیمان نخوانده‌ام. برعکس اغلب انتقادها و پرسش‌های مردم و آگاهان به عناوینی مبتذل و موهن چون "بوقهای اجنبی"، خیانت، خارج‌نشینان و ... فروکاسته شده است. گفتگوی توضیحی مشاور لاریجانی (حقیقت‌پور) بسیار شرم‌اور و عجیب بود و بیشتر وصف همت رهبری برای نجات کشوری درمانده و عقب‌مانده با لطف و عنایات راهبردی کشور توانای چین بود ! (همه اسباب حکمت و عزت و مصلحت را یکجا داشت). منتی بر سر مردم و بر سر دولتی که چنان به همت عظمی افلیج و زمین‌گیر شده که حتی برای امضای چنین قراردادی صلاحیت ندارد ! باید گفت اولین شاکی خود همین مردم‌ند که بپرسند چرا کشوری چنان آباد را با لجاجت و خیانت به چنین روزی رسانده‌اید که قرار است یک پیمان گُنگ ۲۵ ساله با قلدر بی‌مهاری چون چین، ناجی آن شود !

پنجمین نکته اهمیت مخالفت و پرسش‌های بی‌پاسخ برخی ناظران مستقل و منتقد داخلی است که در پیشینه آنها مسئولیت‌های عالی اجرایی همین نظام است. اینها که بی‌خبر از اوضاع یا خبرنگار فلان رسانه سعودی و انگلیسی نیستند که شما با توهین رمی می‌کنید. این‌همه قلدری گرچه نوبر نیست اما زور است. هر شهروند به عنوان مالک ملک مشاع ایران حق دارد از شخص رهبری تا میرزای این قرارداد را استنطاق کند و شما موظفید با ادب و حس مسئولیت و شرافت یک وکیل (اگر این وکالت هنوز معتبر باشد) مالکین و نسل‌های بعدی آنان را امروز روشن و قانع کنید. شما حق شلتاق و منت ندارید وقتی با ملک و مال مردم معامله می‌کنید.

نکته ششم آنکه مفاد منتشر شده قرارداد با آنچه از گفتگوها و مصاحبه‌ها درز می‌کند یکی نیست. انتشار یک متن بیروح کلی به عنوان نقشه راه و پنهان کردن اصل ماجرا حتی بسود خود حکام امروز ایران نیست. شما اگر در این "بیع فضولی" نتوانید صاحب‌خانه را صادقانه آگاه کنید فردا جلوی تجاوز یا نکول شریک بی‌قواره چینی را نمی‌توانید گرفت و اگر آنجا کم آوردید با خشم مردم روبرویید، بنابراین رویای تضمین ۲۵ ساله "ولایت مقدسه" در همین نطفه آشوبناک است !

و سرانجام نکته هفتم آنکه کل این معامله کلان، هزینه سماجت رهبری این کشور برای فرار از دنیای آزاد است. نه شما همیشه از واقعیت می‌توانید فرار کنید، نه ایران بحر زخار و یغمای مفت بی‌انتهاست و نه این مردم همیشه بظاهر خاموش‌ند، واقعیت و خیر مردم بازگشت به دنیای آزاد است !
رهبری موظف است گوش به نیاز مردم و اقتضائات تاریخی ایران بسپارد و کشور را نه با چین به عنوان تضمین رویای "امامت سوم"، که با دنیای آزاد (که چین هم ناگزیر به رعایت لوازم آن است) روبرو و آشتی دهد و مردم را از ستم خوابهای پریشان موعود رها کند.

رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده


#فرهیختگان صدای فرزانگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انيميشن شبکه «آرته» فرانسه درباره نوروز


#فرهیختگان
‏موزه لوور فرانسه، مجموعه آثارش را به شکل آنلاین قابل دسترسی کرده است.

با سرچ آثار مربوطه می‌توانند به شکل مجازی از این موزه لذت ببرید.

‏⁦ collections.louvre.fr/en

#فرهیختگان
**فریدون مجلسی: فرصت ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا از دست رفته است**
گفت‌وگوی نوروزی دیدار

🔹 فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوش‌بین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.

🔹 سال ۱۴۰۰ با انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه است. از سوی دیگر روند احیای برجام و بازگشت واشنگتن به این قرارداد شرایط نامعلومی را طی می‌کند. بر همین اساس سال ۱۴۰۰ احتمالاً برای سیاست خارجی ایران شرایط خاص و مهمی در پی خواهد داشت. برای بررسی چالش‌ها و شرایط سیاست خارجی ایران در سال پیش‌رو دیدار با فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بین‌الملل گفتگو کرده است.

پرستو بهرامی‌راد

فیلم کامل این گقتگو را در آپارات دیدارنیوز ببینید


متن کامل این گفتگو را بخوانید.