This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهد آمد...
روزی که روز ماست
تو از کران این شبِ تاریک
ای راستینفروغ!
خواهی نمود روی
تا بگسِلد سیاهی، تا بشکند دروغ
آن روز آفتاب نویسد به نام تو
بس چامههای زرّین بر دشت و کوهسار
وآید نسیم شاد و سبکخیز
آگنده جیب و دامن از شعر و از سرود
بر هر درش سلام و درودی
کِش رخصتی دهند
تا محفلِ سُرورِ تو را آورد نثار.
و آن روز من به جهد
-تا چشمِ بد مجال نیابد-
بر گردِ بام و در
از هرچه دستهای دعا میکشم حصار
گُلی بیرنگ، صص۶۹-۷۰
یدالله بهزاد کرمانشاهی، ۱۳۴۶/۷/۲۹
#فرهیختگان
روزی که روز ماست
تو از کران این شبِ تاریک
ای راستینفروغ!
خواهی نمود روی
تا بگسِلد سیاهی، تا بشکند دروغ
آن روز آفتاب نویسد به نام تو
بس چامههای زرّین بر دشت و کوهسار
وآید نسیم شاد و سبکخیز
آگنده جیب و دامن از شعر و از سرود
بر هر درش سلام و درودی
کِش رخصتی دهند
تا محفلِ سُرورِ تو را آورد نثار.
و آن روز من به جهد
-تا چشمِ بد مجال نیابد-
بر گردِ بام و در
از هرچه دستهای دعا میکشم حصار
گُلی بیرنگ، صص۶۹-۷۰
یدالله بهزاد کرمانشاهی، ۱۳۴۶/۷/۲۹
#فرهیختگان
نکاتی از مختصات حکومت مهدوی
رحمتاله بیگدلی
امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمیداند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاقنامه به یاران خود تعهد میدهد که براساس مواد میثاقنامه عمل کند!
🔻یک. امام علی(ع) در توصیف انقلاب جهانی مهدوی با اشاره به نکتهای ظریف میفرماید که امام زمان در آغاز نهضت جهانی، از یاران خود بهگونهای عجیب بیعت میگیرد تا هرگز آرمانهای متعالی نهضت مهدوی را در دولت کریمه وی فراموش نکنند.
این در حالی است که یاران امام زمان(عج) از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که حتی در میان اصحاب انبیای الهی نیز کمتر افرادی در حد آنان بوده است.
علی(ع) میفرماید: «قائم آل محمد(عج) براساس این اصول از یاران خویش بیعت میگیرد و از آنان میخواهد که چه در دوران نهضت و چه زمانی که در مسند قدرت دولت کریمه قرار میگیرند؛
۱. مسلمانی را دشنام ندهند. [اگر رسانهها بهدستشان افتاد با آبروی مردم بازی نکنند.]
۲. هیچ حریمی را هتک نکنند، بههیچ منزلی هجوم نبرند و...
۳. به هیچکس کوچکترین ضربتی نزنند مگر به حق.
۴. از نقره و طلا گنج ننهند.
۵. مال یتیم را نخورند.
۶. لباس حریر و ابریشم (لباسهای اشرافی) نپوشند.
۷. کمربند زرین نبندند.
۸. گندم، جو (مواد غذایی) مردم را احتکار نکنند.
۹. به اندک راضی باشند.
۱۰. [بعد از پیروزی] لباس خشن بپوشند.
۱۱. [به هنگام عبادت] صورت بر خاک بگذارند.
۱۲. و در راه خدا آنچنان که شایسته است جهاد کنند.»
بدون تردید، یاران امام زمان بسیار بزرگند، شاید در تاریخ نظیر و نمونه ندارند، اما انسان جایزالخطاست، امام زمان این بیعت را از امثال ما نمیخواهد، بلکه از کسانی میخواهد که شایستهترین افراد تاریخ بشریتند، بهگونهای که حتی پیامبران الهی نیز از اینگونه اصحاب کمتر داشتند، از آنها میخواهد وقتی در منصب قدرت قرار گرفتند، هتاکی و دروغپردازی نکنند و...!
🔻دو. امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمیداند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاقنامه به یاران خود تعهد میدهد که براساس مواد میثاقنامه عمل کند.
علی(ع) میفرماید: «قائم ما به بیعت گرفتن از یارانش بر این اصول اکتفا نمیکند، بلکه خود نیز با آنان بیعت میکند و متعهد میشود که:
۱. از همان راهی که آنان میروند برود.
۲. چون آنان لباس بپوشد.
۳. بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود.
۴. چنان باشد که آنان هستند.
۵. به اندک بسنده کند.
۶. زمین را با یاری خدا از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم آکنده باشد.
۷. و حاجب و دربانی نگمارد و... .»
آری، امام زمان(عج) از مردم فاصله نمیگیرد، بلکه متعهد میشود که اگر پیروز شد و دولت مهدوی را برقرار کرد دربانی نگمارد تا مردم بتوانند آزادانه و بدون واسطه با خود وی در ارتباط باشند.
🔻سه. دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد!
در روایات مهدوی داریم که در دولت کریمه مهدوی، همه مردم از دولت امام زمان راضی میشوند.
دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد و این یعنی برقراری نظامی بالاتر از دموکراسی که معمولا در صورت تحقق چهبسا فقط رضایت ۵۰ درصد بهعلاوه یک و... از شرکت کنندگان در انتخابات را دارد.
در عهدنامه مالک اشتر هم علی(ع) به مالک اشتر توصیه میکند، وقتی میخواهی در جامعه کاری انجام دهی و برنامهای پیاده کنی، رضایت اکثریت مردم را در نظر بگیر، نه رضایت عدهای قلیل را.
اکثریت مردم همیشه مورد اعتنای رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) از جمله علی(ع) بودهاند.
متأسفانه اخیرا جریان منحطی در کشور ما مطرح شد و عدهای گفتند که رأی و رضایت اکثریت ملاک نیست و ما اگر بتوانیم با یک اقلیت، دولتی را بر سر کار بیاوریم با همان اقلیت میتوانیم بر مردم حکومت کنیم و بر ما واجب است که تا آخر، ولو با سرکوب اکثریت بایستیم و قدرت خود را حفظ کنیم!
این جریان منحط که قبل از پیروزی انقلاب مخالف رهبری امام خمینی بود، برای توجیه این دیدگاه فاسد خود، سخنان امام راحل را نیز تحریف معنوی کردند و با اینکه امام راحل صریحا فرموده بود: «میزان رأی ملت است.»
و «دولت، مجلس و همه مقامات جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم روی کار میآیند و هر وقت مردم نخواستند، برکنار میشوند.»، این سخنان صریح امام راحل را تفسیر نادرست کردند و یک عده جوان خام را هم شستوشوی مغزی دادند و گفتند: «امام راحل آن زمان که این حرفها را زدند تحت تأثیر جو عمومی و انقلابی بودند و با این حرفها خواستند دنیا را فریب بدهند تا انقلاب را پیروز کنند»!
بر همه ماست که قاطعانه با اینگونه تحریفهای معنوی دیدگاههای امام راحل مقابله کنیم.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
رحمتاله بیگدلی
امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمیداند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاقنامه به یاران خود تعهد میدهد که براساس مواد میثاقنامه عمل کند!
🔻یک. امام علی(ع) در توصیف انقلاب جهانی مهدوی با اشاره به نکتهای ظریف میفرماید که امام زمان در آغاز نهضت جهانی، از یاران خود بهگونهای عجیب بیعت میگیرد تا هرگز آرمانهای متعالی نهضت مهدوی را در دولت کریمه وی فراموش نکنند.
این در حالی است که یاران امام زمان(عج) از چنان جایگاه رفیعی برخوردارند که حتی در میان اصحاب انبیای الهی نیز کمتر افرادی در حد آنان بوده است.
علی(ع) میفرماید: «قائم آل محمد(عج) براساس این اصول از یاران خویش بیعت میگیرد و از آنان میخواهد که چه در دوران نهضت و چه زمانی که در مسند قدرت دولت کریمه قرار میگیرند؛
۱. مسلمانی را دشنام ندهند. [اگر رسانهها بهدستشان افتاد با آبروی مردم بازی نکنند.]
۲. هیچ حریمی را هتک نکنند، بههیچ منزلی هجوم نبرند و...
۳. به هیچکس کوچکترین ضربتی نزنند مگر به حق.
۴. از نقره و طلا گنج ننهند.
۵. مال یتیم را نخورند.
۶. لباس حریر و ابریشم (لباسهای اشرافی) نپوشند.
۷. کمربند زرین نبندند.
۸. گندم، جو (مواد غذایی) مردم را احتکار نکنند.
۹. به اندک راضی باشند.
۱۰. [بعد از پیروزی] لباس خشن بپوشند.
۱۱. [به هنگام عبادت] صورت بر خاک بگذارند.
۱۲. و در راه خدا آنچنان که شایسته است جهاد کنند.»
بدون تردید، یاران امام زمان بسیار بزرگند، شاید در تاریخ نظیر و نمونه ندارند، اما انسان جایزالخطاست، امام زمان این بیعت را از امثال ما نمیخواهد، بلکه از کسانی میخواهد که شایستهترین افراد تاریخ بشریتند، بهگونهای که حتی پیامبران الهی نیز از اینگونه اصحاب کمتر داشتند، از آنها میخواهد وقتی در منصب قدرت قرار گرفتند، هتاکی و دروغپردازی نکنند و...!
🔻دو. امام زمان(عج) خود را فوق قانون نمیداند و در آغاز نهضت جهانی خویش با امضای میثاقنامه به یاران خود تعهد میدهد که براساس مواد میثاقنامه عمل کند.
علی(ع) میفرماید: «قائم ما به بیعت گرفتن از یارانش بر این اصول اکتفا نمیکند، بلکه خود نیز با آنان بیعت میکند و متعهد میشود که:
۱. از همان راهی که آنان میروند برود.
۲. چون آنان لباس بپوشد.
۳. بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود.
۴. چنان باشد که آنان هستند.
۵. به اندک بسنده کند.
۶. زمین را با یاری خدا از عدل و داد پر کند پس از آنکه از ستم آکنده باشد.
۷. و حاجب و دربانی نگمارد و... .»
آری، امام زمان(عج) از مردم فاصله نمیگیرد، بلکه متعهد میشود که اگر پیروز شد و دولت مهدوی را برقرار کرد دربانی نگمارد تا مردم بتوانند آزادانه و بدون واسطه با خود وی در ارتباط باشند.
🔻سه. دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد!
در روایات مهدوی داریم که در دولت کریمه مهدوی، همه مردم از دولت امام زمان راضی میشوند.
دولت مهدوی نه فقط رضایت اکثریت، بلکه رضایت همه مردم دنیا را با خود دارد و این یعنی برقراری نظامی بالاتر از دموکراسی که معمولا در صورت تحقق چهبسا فقط رضایت ۵۰ درصد بهعلاوه یک و... از شرکت کنندگان در انتخابات را دارد.
در عهدنامه مالک اشتر هم علی(ع) به مالک اشتر توصیه میکند، وقتی میخواهی در جامعه کاری انجام دهی و برنامهای پیاده کنی، رضایت اکثریت مردم را در نظر بگیر، نه رضایت عدهای قلیل را.
اکثریت مردم همیشه مورد اعتنای رسول خدا(ص) و ائمه معصومین(ع) از جمله علی(ع) بودهاند.
متأسفانه اخیرا جریان منحطی در کشور ما مطرح شد و عدهای گفتند که رأی و رضایت اکثریت ملاک نیست و ما اگر بتوانیم با یک اقلیت، دولتی را بر سر کار بیاوریم با همان اقلیت میتوانیم بر مردم حکومت کنیم و بر ما واجب است که تا آخر، ولو با سرکوب اکثریت بایستیم و قدرت خود را حفظ کنیم!
این جریان منحط که قبل از پیروزی انقلاب مخالف رهبری امام خمینی بود، برای توجیه این دیدگاه فاسد خود، سخنان امام راحل را نیز تحریف معنوی کردند و با اینکه امام راحل صریحا فرموده بود: «میزان رأی ملت است.»
و «دولت، مجلس و همه مقامات جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم روی کار میآیند و هر وقت مردم نخواستند، برکنار میشوند.»، این سخنان صریح امام راحل را تفسیر نادرست کردند و یک عده جوان خام را هم شستوشوی مغزی دادند و گفتند: «امام راحل آن زمان که این حرفها را زدند تحت تأثیر جو عمومی و انقلابی بودند و با این حرفها خواستند دنیا را فریب بدهند تا انقلاب را پیروز کنند»!
بر همه ماست که قاطعانه با اینگونه تحریفهای معنوی دیدگاههای امام راحل مقابله کنیم.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
از این «روشنفکری دینی محترم » تا آن «روحانی محترم»
رحمان لیوانی
از متن:
[…]بالاخره آخرین نکته ی ناصواب این جلسه که لازم به یادآوری است شیوه ی برخورد سروش با دو منتقد غایب جلسه است. سروش در مقام پاسخگویی به منتقدان نظریه «دین و قدرت» وقتی که سه پرسشگر و منتقد حاضر در جلسه را مورد خطاب قرار می دهد، به درستی هم اسم آنان را بر زبان می آورد و هم آن که از الفاظ محترمانه و دوستانه ای استفاده می کند، مثلا «جناب آقای دکتر کمالی عزیز» اما هنگامی که نوبت به منتقدانی که در جلسه حضور ندارند می رسد ورق کاملا برمی گردد، بدین ترتیب که به جای ذکر اسامی آنان اصطلاحات کنایه آمیزی چون «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» را به کار می گیرد. چرا؟ بی شک همه می دانند «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» که دست بر قضا هر دو از نواندیشان دینی به شمار می آیند و حتا یکی از آنان در زمانی نه چندان دور از همفکران سروش و مترجم یکی از آثار ایشان به زبان انگلیسی بوده است اسم دارند و اسمشان هم «محسن کدیور» و «احمد صدری» است. و لذا انتظار می رفت که سروش با پرهیز از چنین برخورد تحقیرآمیزی با این دو منتقد نظریه ی «دین و قدرت» آنان را نیز با ذکر نامشان مورد خطاب قرار می داد.
همین جا بیفزاییم که این ایراد به محسن کدیور هم وارد است که در نقدهای خود به نظریه «دین و قدرت» به جای ذکر نام سروش غالبا ایشان را با اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» معرفی می کند. از منظر کدیور «روشنفکر دینی» کسی است که برخلاف نواندیش دینی نه در پی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی بلکه در صدد زیر سوال بردن و «زیر و زبر» کردن اصل و اساس دین است و سروش به تعبیر کدیور چنین روشنفکری است.
این مدعای کدیور البته بی اساس و ناموجه است، چرا که سروش به گواهی آثارش اصولا یک متفکر عمیقا دینی است که اگر بیشتر از کدیور درد دین و دغدغه ی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی را نداشته باشد مطمئنا کمتر ندارد. سروش اندیشمندی است که همه ی نواندیشان دینی پس از انقلاب و از جمله کدیور، کم و بیش، وامدار اندیشه های وی هستند. بنابراین انتقاد به این یا آن دیدگاه سروش نباید راه را برای تهمت زدن به وی باز کند و این نکته ی مهمی است که کدیور و همه ی منتقدان سروش باید جدا از آن پرهیز کنند. وانگهی اطلاق اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» به سروش این معنا را به ذهن متبادر می کند که گویا در میان دینداران تنها یک روشنفکر وجود دارد آن هم سروش است و بس، حال آن که بی هیچ گفتگو می دانیم که چنین نیست و به همین سبب لازم است که کدیور شیوه ی برخورد خود با سروش را تصحیح نماید.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/85931
جان آگه با #فرهیختگان
رحمان لیوانی
از متن:
[…]بالاخره آخرین نکته ی ناصواب این جلسه که لازم به یادآوری است شیوه ی برخورد سروش با دو منتقد غایب جلسه است. سروش در مقام پاسخگویی به منتقدان نظریه «دین و قدرت» وقتی که سه پرسشگر و منتقد حاضر در جلسه را مورد خطاب قرار می دهد، به درستی هم اسم آنان را بر زبان می آورد و هم آن که از الفاظ محترمانه و دوستانه ای استفاده می کند، مثلا «جناب آقای دکتر کمالی عزیز» اما هنگامی که نوبت به منتقدانی که در جلسه حضور ندارند می رسد ورق کاملا برمی گردد، بدین ترتیب که به جای ذکر اسامی آنان اصطلاحات کنایه آمیزی چون «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» را به کار می گیرد. چرا؟ بی شک همه می دانند «آن روحانی محترم» و «آن استاد جامعه شناس» که دست بر قضا هر دو از نواندیشان دینی به شمار می آیند و حتا یکی از آنان در زمانی نه چندان دور از همفکران سروش و مترجم یکی از آثار ایشان به زبان انگلیسی بوده است اسم دارند و اسمشان هم «محسن کدیور» و «احمد صدری» است. و لذا انتظار می رفت که سروش با پرهیز از چنین برخورد تحقیرآمیزی با این دو منتقد نظریه ی «دین و قدرت» آنان را نیز با ذکر نامشان مورد خطاب قرار می داد.
همین جا بیفزاییم که این ایراد به محسن کدیور هم وارد است که در نقدهای خود به نظریه «دین و قدرت» به جای ذکر نام سروش غالبا ایشان را با اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» معرفی می کند. از منظر کدیور «روشنفکر دینی» کسی است که برخلاف نواندیش دینی نه در پی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی بلکه در صدد زیر سوال بردن و «زیر و زبر» کردن اصل و اساس دین است و سروش به تعبیر کدیور چنین روشنفکری است.
این مدعای کدیور البته بی اساس و ناموجه است، چرا که سروش به گواهی آثارش اصولا یک متفکر عمیقا دینی است که اگر بیشتر از کدیور درد دین و دغدغه ی اصلاح و بازسازی اندیشه ی دینی را نداشته باشد مطمئنا کمتر ندارد. سروش اندیشمندی است که همه ی نواندیشان دینی پس از انقلاب و از جمله کدیور، کم و بیش، وامدار اندیشه های وی هستند. بنابراین انتقاد به این یا آن دیدگاه سروش نباید راه را برای تهمت زدن به وی باز کند و این نکته ی مهمی است که کدیور و همه ی منتقدان سروش باید جدا از آن پرهیز کنند. وانگهی اطلاق اصطلاح «روشنفکر دینی محترم» به سروش این معنا را به ذهن متبادر می کند که گویا در میان دینداران تنها یک روشنفکر وجود دارد آن هم سروش است و بس، حال آن که بی هیچ گفتگو می دانیم که چنین نیست و به همین سبب لازم است که کدیور شیوه ی برخورد خود با سروش را تصحیح نماید.
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/85931
جان آگه با #فرهیختگان
انتظار، ایده مبارک دوره احتشام و تعـین امرِ قدسی است. در عصر ابتذال که عصر بیوزنی امر مقدس است و قداست حشمتی ندارد، انتظار افیونی است در بازار دلالان کسب قُدسی تا چشمان ساده خسته را از آغاز هیچ به انجام پوچ بدوزند و حُلههای بافته از تاروپود نگاه منتظران را بر قافله دلهای شکسته آنان بار کنند و با افق موعود نرد قدرت ببازند و شادی کنند.
"انتظار"، نیروی زایای خوبی، آفرینش و کوشش مردمانی است که نسبتی با حشمتِ امر عینی دارند و میتوانند از دل امر مقدس، میوههای عرفی خوشگوار بچینند و روزگار خود را با سبزی و بهارِ مداوم تازه کنند. "انتظار"، سهم دوران مندرس، مردمان فرسوده و آرزوهای کهنه تکراری نیست !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی
"انتظار"، نیروی زایای خوبی، آفرینش و کوشش مردمانی است که نسبتی با حشمتِ امر عینی دارند و میتوانند از دل امر مقدس، میوههای عرفی خوشگوار بچینند و روزگار خود را با سبزی و بهارِ مداوم تازه کنند. "انتظار"، سهم دوران مندرس، مردمان فرسوده و آرزوهای کهنه تکراری نیست !
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی
قرارداد25ساله ایران و چین
صادق زیباکلام
وبینارِ "پیدا و پنهان سند همکاری ۲۵ساله ایران و چین"
نشست تخصصی در لایو اینستاگرام با حضور:
▪️هادی خسروشاهین، پژوهشگر سیاست خارجی
▪️صادق زیباکلام، عضو هیات علمی دانشگاه تهران
▪️امید شکری، کارشناس امنیت انرژی
▪️احمد وخشیته، استاد دانشگاه ملی اوراسیا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
نشست تخصصی در لایو اینستاگرام با حضور:
▪️هادی خسروشاهین، پژوهشگر سیاست خارجی
▪️صادق زیباکلام، عضو هیات علمی دانشگاه تهران
▪️امید شکری، کارشناس امنیت انرژی
▪️احمد وخشیته، استاد دانشگاه ملی اوراسیا
#فرهیختگان صدای فرزانگان
تسبت دینپژوهی و مطالعات اسلام
گفتگو با فاطمه توفیقی
https://www.aparat.com/v/6yqdO
#فرهیختگان، ندای آگاهی
گفتگو با فاطمه توفیقی
https://www.aparat.com/v/6yqdO
#فرهیختگان، ندای آگاهی
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
فاطمه توفیقی: نسبت دینپژوهی و مطالعات اسلام
در چهارمین شماره از گفتوگوهای دورنما، با دکتر فاطمه توفیقی، فارغالتحصیل دانشگاه گلاسگو در مطالعات کتاب مقدس و عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب قم، دربارهٔ نسبت دینپژوهی و مطالعات اسلام گفتوگو کردهایم و از او درباره روشها و رویکردهای مختلف در این…
در ویدیوی زیر سخنرانی اردوغان در موسسهٔ امریکن انترپرایز در سال ۲۰۰۴ را میتوانید مشاهده کنید. سخنرانیای که دانشآموختگان علوم سیاسی را به وجد میآورد (پر از تعابیری که این دانشجویان را با آنها سرگرم میکنند) و نظر تصمیمسازان سیاسی غرب را به خود جلب میکند. من فکر میکنم هر کسی که در خاورمیانه میخواهد کاری سیاسی بکند یا به مناسبات قدرت نفوذ بکند، باید این سخنرانی را ببیند. صعود اردوغان به قدرت در ترکیه برخاسته از هوش او در تشخیص «شرایط جهانی» و وضعیت داخلی ترکیه طی چند دههٔ گذشته بود.
او بدرستی فهمیده بود که تنها راه تولید ثروت و رفاه برای ترکیه «بازار آزاد» است، امری که تبدیل به کلید موفقیت او و حزبش شد. به همین دلیل حزب او با بهرهبرداری از میراث سایر احزاب اسلامی که با الگوی اخوانالمسلمین به فعالیتهای خیریّه اجتماعی میپرداختند و از این طریق اعتماد و نظر جمعیت بزرگی از مردم ترکیه که در دوران نوسازی کمالیستی در حاشیه باقی مانده بودند و از فرهنگ شهرنشینان مدرن ترکیه که گرایشات غربی داشتند بدشان میآمد، به خود جلب کند.
اردوغان از همه شکافهای اجتماعی ترکیه بهترین بهرهبرداری را برای رسیدن به قدرت و حفظ جایگاه خود کرد. در مقایسه با کمالیستهای افراطی و گرایشات پانترکی، بهترین کارنامه را در تامین حقوق کردها از خود ارائه داد و در عین حال سخنرانیهای آتشینی برای ارضاء نیاز گرایشات ناسیونالیستی و پانترکی میکرد. مشکل تاریخی علویها را تا حد زیادی برطرف کرد و در عین حال پایگاهی بیسابقه در میان مسلمانان ترکیه برای خود درست کرد که متکی بر احترام او به اسلام و خلافت عثمانی و برنامههای او در این راستا بود.
در رفراندوم ۲۰۱۷ نظام پارلمانی ترکیه را که ناکارآمدیاش برای همه عیان شده بود به نظام ریاستی تغییر داد که به نوعی احیاء نظام پادشاهی/سلطنت با نام جمهوری بود.
به قدرت رسیدن یک حزب اسلامگرا در ترکیه معلول دخالت و برخورد افراطی کمالیستها با عقاید و شعائر دینی مردم ترکیه بود. نوعی دیالکتیک تاریخی که اردوغان در تشخیص و بهرهبرداری از بزنگاه آن هوش و ذکاوت خود را نشان داد.
چند سال بعد حسن روحانی و تیماش در ایران سعی کردند از الگوی اردوغان تقلید کنند. پروژهای که فاز رسانهای آن را از ده سال پیش مشاور رسانهای روحانی با جذب برخی روشنفکران منجمله موسی غنینژاد (تئورسین اقتصاد بازار و سازگاری آن با رژیم اسلامی) و جواد طباطبایی (تئورسین ناسیونالیسم ایرانشهری) و تبدیل آنها به سلبریتیهای رسانهای استارت زد. این طرح اما به سه دلیل شکست خورد:
۱. برعکس ترکیه که چند دهه سیاست مدرنیستی و لائیک کمالیستها و دورهٔ اقتدارگرایی و بیثباتی پس از آن را تجربه کرده بود و این امر منجر به اقبال مردم به احزاب اسلامی شده بود، ایران ۳ دهه تحت حاکمیت اسلامگراها بود و بخشی از مردم ایران اعتماد خودشان را نسبت به طبقه روحانیون و اسلامگراهای در قدرت از دست داده بودند.
۲. اقدامات خلاف نظم و صلح جهانی (Pax Americana) از سوی جمهوری اسلامی در درون (برنامه اتمی) و بیرون (مداخله تروریستی در سوریه و عراق و... و روابط خصمانه با اسرائیل و ایالات متّحده)، تحریمهای اقتصادی علیه ایران را تشدید کرد و این امر منجر به رکود اقتصادی بزرگی در ایران شد که رضایت بخش بزرگی از مردم ایران از جمهوری اسلامی را از بین برد. رژیم اسلامی ایران حمایت مردمی خود را تا حد بسیار زیادی از دست داد و در سالهای اخیر با دو خیزش اعتراضی مردمی مواجه شد که علیرغم سرکوب وحشیانه آن، شاهد تبدیل این خیزشها به یک جنبش در ایرانیم.
۳. یک جایی در بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ دورهٔ «پساجنگ سرد» در جهان به پایان رسید و فرصت طلایی کشورهای عقبمانده برای استفاده از این دوره تمام شد. مناسبات جهانی در حال تغییر امکان بازی با قواعد قدیمی را آنطور که ترکیه از آن استفاده کرد، از جمهوری اسلامی ایران سلب کرد.
پینوشت: ترکیه/امپراتوری عثمانی در ۱۵۰ سال گذشته اصلیترین الگوی ایران بوده است. چه زمانی که ناصرالدّین شاه سپهسالار را از عثمانی با خود آورد تا تنظیمات را در ایران اجرا کند، چه تاثیر عمیقی که منوّرالفکران ایرانی طی این دو سده از آن گرفتند تا جایی که تمام تعابیر سیاست مدرن در ایران از عثمانی وارد ایران شد (دولت، حکومت، مشروطه، ملّت و ...)، چه رؤیای تأسیس جمهوری کمالیستی که رضاشاه میخواست عملی کند و چه ناسیونالیسم فارسگرایی که با الگوی ناسیونالیسمِ ترکی کمالیستها از سوی روشنفکران و صاحبمنصبان حکومتی در ایران اجرا شد. این نفرت از ترکیه در بین ناسیونالیستهای ایرانی حسادت و نفرت از برادری است که گویا موفقتر از او آرمانهای مدرنیستی را متحقّق کرده است.
http://bit.ly/3suVnjz
محمد ایمانی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
او بدرستی فهمیده بود که تنها راه تولید ثروت و رفاه برای ترکیه «بازار آزاد» است، امری که تبدیل به کلید موفقیت او و حزبش شد. به همین دلیل حزب او با بهرهبرداری از میراث سایر احزاب اسلامی که با الگوی اخوانالمسلمین به فعالیتهای خیریّه اجتماعی میپرداختند و از این طریق اعتماد و نظر جمعیت بزرگی از مردم ترکیه که در دوران نوسازی کمالیستی در حاشیه باقی مانده بودند و از فرهنگ شهرنشینان مدرن ترکیه که گرایشات غربی داشتند بدشان میآمد، به خود جلب کند.
اردوغان از همه شکافهای اجتماعی ترکیه بهترین بهرهبرداری را برای رسیدن به قدرت و حفظ جایگاه خود کرد. در مقایسه با کمالیستهای افراطی و گرایشات پانترکی، بهترین کارنامه را در تامین حقوق کردها از خود ارائه داد و در عین حال سخنرانیهای آتشینی برای ارضاء نیاز گرایشات ناسیونالیستی و پانترکی میکرد. مشکل تاریخی علویها را تا حد زیادی برطرف کرد و در عین حال پایگاهی بیسابقه در میان مسلمانان ترکیه برای خود درست کرد که متکی بر احترام او به اسلام و خلافت عثمانی و برنامههای او در این راستا بود.
در رفراندوم ۲۰۱۷ نظام پارلمانی ترکیه را که ناکارآمدیاش برای همه عیان شده بود به نظام ریاستی تغییر داد که به نوعی احیاء نظام پادشاهی/سلطنت با نام جمهوری بود.
به قدرت رسیدن یک حزب اسلامگرا در ترکیه معلول دخالت و برخورد افراطی کمالیستها با عقاید و شعائر دینی مردم ترکیه بود. نوعی دیالکتیک تاریخی که اردوغان در تشخیص و بهرهبرداری از بزنگاه آن هوش و ذکاوت خود را نشان داد.
چند سال بعد حسن روحانی و تیماش در ایران سعی کردند از الگوی اردوغان تقلید کنند. پروژهای که فاز رسانهای آن را از ده سال پیش مشاور رسانهای روحانی با جذب برخی روشنفکران منجمله موسی غنینژاد (تئورسین اقتصاد بازار و سازگاری آن با رژیم اسلامی) و جواد طباطبایی (تئورسین ناسیونالیسم ایرانشهری) و تبدیل آنها به سلبریتیهای رسانهای استارت زد. این طرح اما به سه دلیل شکست خورد:
۱. برعکس ترکیه که چند دهه سیاست مدرنیستی و لائیک کمالیستها و دورهٔ اقتدارگرایی و بیثباتی پس از آن را تجربه کرده بود و این امر منجر به اقبال مردم به احزاب اسلامی شده بود، ایران ۳ دهه تحت حاکمیت اسلامگراها بود و بخشی از مردم ایران اعتماد خودشان را نسبت به طبقه روحانیون و اسلامگراهای در قدرت از دست داده بودند.
۲. اقدامات خلاف نظم و صلح جهانی (Pax Americana) از سوی جمهوری اسلامی در درون (برنامه اتمی) و بیرون (مداخله تروریستی در سوریه و عراق و... و روابط خصمانه با اسرائیل و ایالات متّحده)، تحریمهای اقتصادی علیه ایران را تشدید کرد و این امر منجر به رکود اقتصادی بزرگی در ایران شد که رضایت بخش بزرگی از مردم ایران از جمهوری اسلامی را از بین برد. رژیم اسلامی ایران حمایت مردمی خود را تا حد بسیار زیادی از دست داد و در سالهای اخیر با دو خیزش اعتراضی مردمی مواجه شد که علیرغم سرکوب وحشیانه آن، شاهد تبدیل این خیزشها به یک جنبش در ایرانیم.
۳. یک جایی در بین سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ دورهٔ «پساجنگ سرد» در جهان به پایان رسید و فرصت طلایی کشورهای عقبمانده برای استفاده از این دوره تمام شد. مناسبات جهانی در حال تغییر امکان بازی با قواعد قدیمی را آنطور که ترکیه از آن استفاده کرد، از جمهوری اسلامی ایران سلب کرد.
پینوشت: ترکیه/امپراتوری عثمانی در ۱۵۰ سال گذشته اصلیترین الگوی ایران بوده است. چه زمانی که ناصرالدّین شاه سپهسالار را از عثمانی با خود آورد تا تنظیمات را در ایران اجرا کند، چه تاثیر عمیقی که منوّرالفکران ایرانی طی این دو سده از آن گرفتند تا جایی که تمام تعابیر سیاست مدرن در ایران از عثمانی وارد ایران شد (دولت، حکومت، مشروطه، ملّت و ...)، چه رؤیای تأسیس جمهوری کمالیستی که رضاشاه میخواست عملی کند و چه ناسیونالیسم فارسگرایی که با الگوی ناسیونالیسمِ ترکی کمالیستها از سوی روشنفکران و صاحبمنصبان حکومتی در ایران اجرا شد. این نفرت از ترکیه در بین ناسیونالیستهای ایرانی حسادت و نفرت از برادری است که گویا موفقتر از او آرمانهای مدرنیستی را متحقّق کرده است.
http://bit.ly/3suVnjz
محمد ایمانی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
C-SPAN.org
Democracy in Turkey
Prime Minister Erdogan talked about democracy in Turkey. Among the issues he addressed were the impact of globalization, secular government and the role of religion in society, and Turkey's role in the international community. Following his remarks he answered…
،، تحوّل احوال
چهارمین شماره فصلنامه نقد دینی
سیزدهم نوروز ۱۴۰۰ منتشر میشود:
•تحوّل مؤمنانه
محمد جواد اکبرین
•اصلاحگری اسلامی، جریانهای فکری و چهرههای شاخص آن
استون دووارت، با مقدمه و ترجمهی رضا بهشتی معز
•تحول احوال دینداری و دینداران
مقصود فراستخواه، مهسا یارسان
•در جستجوی معنای معنای متن دینی
احمد علوی
•طرحی نظری در تحلیل اندیشه سیاسی شیعه
امیرحسین علینقی
•دادههای وحیانی و یافتههای انسانی
محسن متقی
•گامی دیگر در تقدم اخلاق بر فقه
سارا رضائیه
جان آگه با #فرهیختگان
چهارمین شماره فصلنامه نقد دینی
سیزدهم نوروز ۱۴۰۰ منتشر میشود:
•تحوّل مؤمنانه
محمد جواد اکبرین
•اصلاحگری اسلامی، جریانهای فکری و چهرههای شاخص آن
استون دووارت، با مقدمه و ترجمهی رضا بهشتی معز
•تحول احوال دینداری و دینداران
مقصود فراستخواه، مهسا یارسان
•در جستجوی معنای معنای متن دینی
احمد علوی
•طرحی نظری در تحلیل اندیشه سیاسی شیعه
امیرحسین علینقی
•دادههای وحیانی و یافتههای انسانی
محسن متقی
•گامی دیگر در تقدم اخلاق بر فقه
سارا رضائیه
جان آگه با #فرهیختگان
از خویگان نقدگریز تا ساختار نقدستیز: در بارهی نقدهای میری به فاضلی
(تقدیم به دکتر نعمتالله فاضلی)
حسن محدثی گیلوایی
۸ فروردین ۱۴۰۰
🔻واکنشهایی که بارها و بارها در پاسخ به نقادیهایم دریافت کردهام، مرا در این باره که این مقاومت در برابر نقد از چه چیزی نشات میگیرد، به فکر و تامل فرو برده است. بهراستی، آبشخور این فرهنگ نقدستیز چیست؟
🔻نقدهای دامنهدار دکتر سیدجواد میری به آثار دکتر نعمتالله فاضلی (که اکنون مواد یک کتاب را فراهم ساخته است) نیز با همینگونه مقاومتها و واکنشها مواجه شده و این تامل مرا بیشتر کرده است.
🔻چرا کسی کوشش دکتر میری را که ۱۳ کتاب همکار خود را خوانده و نقد کرده، ستایش نمیکند و افراد متعدّدی از او بهنحوی خواستهاند به نقد خود خاتمه دهد؟! آیا این پرسشبرانگیز نیست؟!
🔻چرا به جای اینکه ایرادهای نوع نقّادی دکتر میری را آشکار سازند و بگویند، از او میخواهند کلّاً نقّادی را رها کند؟!
🔻مجموعهی این واکنشهای حاکی از مقاومت در برابر نقد، برای من دلالت بر این دارد که
۱) جامعهی ما و فرهنگ ما ضدّ نقد است و هنوز به بلوغ نقّادی نرسیده و نقدستیز و نیز واجد ساختارهای نقدستیز است؛
۲) خویگان (ethos) بسیاری از ما ایرانیها نقدگریز است. خویگان ما تمجیدطلب و ستایشخواه است. ما در این نوع از تعلیم و تربیت با نقّادی خو نمیگیریم بلکه برعکس نقّاد را دشمن میداریم.
۳. خویگان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز رابطهی تقویتکنندهی متقابل دارند.
🔻میری و فاضلی هر دو از دوستان عزیز من هستند و هر دو پر کار و پرتلاشاند. هر دو بزرگوار به بلوغ نقّادی رسیدهاند و هیچیک از آنان واجد خویگان نقدگریز نیستند. شک ندارم که دکتر فاضلی سینهای فراخ دارد و شک ندارم که از نقدهای دکتر میری سود خواهد برد و آثار بعدی او از برخی معایب پیراستهتر خواهند بود.
🔻از قضا من نیز برخی از آثار دکتر فاضلی را جستهگریخته نقد کردهام و دکتر فاضلی خود از من خواسته است کتاب "زندگی سراسر فهم مساله است" را نقد کنم و من نیز چنین خواهم کرد (به تاکید دکتر فاضلی عزیز کتاب را تهیه کرده و در حال مطالعهی آن هستم). ممکن است روزی آثار دکتر میری را هم نقد کنم، چنانکه قبلاً در جلسهای یکی از آثار دکتر میری را نقد کردهام.
🔻بنابراین، از کسانی که به اینگونه نقّادیها روی خوش نشان نمیدهند و به جای کمک به تداوم نقادی یا تصحیح فرآیند و روش نقّادی، از نقّاد میخواهند به نقد خود خاتمه دهد، توصیه میکنم قدری خودکاوی و خوداندیشی کنند.
🔻شاید شما واجد خویگان نقدگریز هستید و نیاز به اصلاح یا حتّا درمان این خویگان دارید. گمان میکنم قدری خوداندیشی بد نباشد.
🔻یکی از ویژهگیهای کسانی که خویگان نقدگریز دارند این است که در جستوجوی خصلتی منفی در ناقد میگردند یا او را بهنحوی تخطئهی اخلاقی میکنند. برای من اینطور بهنظر میرسد که فرد واجد خویگان نقدگریز در درون خود نوعی خودسرزنشگری را تجربه میکند و این خودسرزنشگری را بهنحو واکنشی به ناقد برمیگرداند تا ضعف اخلاقی و شخصیتی خود را بهنحو روانی انکار و آن را در قالب ضعف اخلاقی و شخصیتی ناقد بازنمایی کند. اینکه ریشهی این خودسرزنشگری چیست، نیازمند واکاوی و کند و کاو است و یحتمل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
🔻امیدواراَم روانشناسان و جامعهشناسان ایرانی در بارهی خویگان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز مطالعاتی تجربی انجام دهند.
🔻باری، اگر تاکنون در نیافتهاید که کار دانشپژوهی بدون نقّادی پیش نمیرود، لابد مشکلی دارید. بد نیست در بارهی خویگان خود قدری اندیشه بفرمایید!
🔻آخر وقتی خودتان مادون فرهنگ نقادی هستید و در کار نقادی مشارکت نمیکنید و هرگز هیچکسی را (جز در حد گفتوگوهای دوستانه و یواشکی که نمیتوان آن را نقادی نامید) نقد نکردهاید، چهطور میتوانید در بارهی کار کسی که مافوق فرهنگ نقادی قرار دارد، داوری کنید؟!
🔻کاش کسی در سطح دکتر میری عزیز یا بالاتر از او پیدا شود و آثار بنده را مورد نقد قرار دهد!
زیاده جسارت شد!
🔹پسنوشت:
بهنظر میرسد همین خویگان نقدگریز و ساختار نقدستیز در شکلگیری فرهنگ استبدادی نقش مهمی دارند و فرهنگ استبدادی نیز در بازتولید استبداد سیاسی نقش جدی ایفا میکند.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
(تقدیم به دکتر نعمتالله فاضلی)
حسن محدثی گیلوایی
۸ فروردین ۱۴۰۰
🔻واکنشهایی که بارها و بارها در پاسخ به نقادیهایم دریافت کردهام، مرا در این باره که این مقاومت در برابر نقد از چه چیزی نشات میگیرد، به فکر و تامل فرو برده است. بهراستی، آبشخور این فرهنگ نقدستیز چیست؟
🔻نقدهای دامنهدار دکتر سیدجواد میری به آثار دکتر نعمتالله فاضلی (که اکنون مواد یک کتاب را فراهم ساخته است) نیز با همینگونه مقاومتها و واکنشها مواجه شده و این تامل مرا بیشتر کرده است.
🔻چرا کسی کوشش دکتر میری را که ۱۳ کتاب همکار خود را خوانده و نقد کرده، ستایش نمیکند و افراد متعدّدی از او بهنحوی خواستهاند به نقد خود خاتمه دهد؟! آیا این پرسشبرانگیز نیست؟!
🔻چرا به جای اینکه ایرادهای نوع نقّادی دکتر میری را آشکار سازند و بگویند، از او میخواهند کلّاً نقّادی را رها کند؟!
🔻مجموعهی این واکنشهای حاکی از مقاومت در برابر نقد، برای من دلالت بر این دارد که
۱) جامعهی ما و فرهنگ ما ضدّ نقد است و هنوز به بلوغ نقّادی نرسیده و نقدستیز و نیز واجد ساختارهای نقدستیز است؛
۲) خویگان (ethos) بسیاری از ما ایرانیها نقدگریز است. خویگان ما تمجیدطلب و ستایشخواه است. ما در این نوع از تعلیم و تربیت با نقّادی خو نمیگیریم بلکه برعکس نقّاد را دشمن میداریم.
۳. خویگان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز رابطهی تقویتکنندهی متقابل دارند.
🔻میری و فاضلی هر دو از دوستان عزیز من هستند و هر دو پر کار و پرتلاشاند. هر دو بزرگوار به بلوغ نقّادی رسیدهاند و هیچیک از آنان واجد خویگان نقدگریز نیستند. شک ندارم که دکتر فاضلی سینهای فراخ دارد و شک ندارم که از نقدهای دکتر میری سود خواهد برد و آثار بعدی او از برخی معایب پیراستهتر خواهند بود.
🔻از قضا من نیز برخی از آثار دکتر فاضلی را جستهگریخته نقد کردهام و دکتر فاضلی خود از من خواسته است کتاب "زندگی سراسر فهم مساله است" را نقد کنم و من نیز چنین خواهم کرد (به تاکید دکتر فاضلی عزیز کتاب را تهیه کرده و در حال مطالعهی آن هستم). ممکن است روزی آثار دکتر میری را هم نقد کنم، چنانکه قبلاً در جلسهای یکی از آثار دکتر میری را نقد کردهام.
🔻بنابراین، از کسانی که به اینگونه نقّادیها روی خوش نشان نمیدهند و به جای کمک به تداوم نقادی یا تصحیح فرآیند و روش نقّادی، از نقّاد میخواهند به نقد خود خاتمه دهد، توصیه میکنم قدری خودکاوی و خوداندیشی کنند.
🔻شاید شما واجد خویگان نقدگریز هستید و نیاز به اصلاح یا حتّا درمان این خویگان دارید. گمان میکنم قدری خوداندیشی بد نباشد.
🔻یکی از ویژهگیهای کسانی که خویگان نقدگریز دارند این است که در جستوجوی خصلتی منفی در ناقد میگردند یا او را بهنحوی تخطئهی اخلاقی میکنند. برای من اینطور بهنظر میرسد که فرد واجد خویگان نقدگریز در درون خود نوعی خودسرزنشگری را تجربه میکند و این خودسرزنشگری را بهنحو واکنشی به ناقد برمیگرداند تا ضعف اخلاقی و شخصیتی خود را بهنحو روانی انکار و آن را در قالب ضعف اخلاقی و شخصیتی ناقد بازنمایی کند. اینکه ریشهی این خودسرزنشگری چیست، نیازمند واکاوی و کند و کاو است و یحتمل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
🔻امیدواراَم روانشناسان و جامعهشناسان ایرانی در بارهی خویگان نقدگریز و ساختارهای نقدستیز مطالعاتی تجربی انجام دهند.
🔻باری، اگر تاکنون در نیافتهاید که کار دانشپژوهی بدون نقّادی پیش نمیرود، لابد مشکلی دارید. بد نیست در بارهی خویگان خود قدری اندیشه بفرمایید!
🔻آخر وقتی خودتان مادون فرهنگ نقادی هستید و در کار نقادی مشارکت نمیکنید و هرگز هیچکسی را (جز در حد گفتوگوهای دوستانه و یواشکی که نمیتوان آن را نقادی نامید) نقد نکردهاید، چهطور میتوانید در بارهی کار کسی که مافوق فرهنگ نقادی قرار دارد، داوری کنید؟!
🔻کاش کسی در سطح دکتر میری عزیز یا بالاتر از او پیدا شود و آثار بنده را مورد نقد قرار دهد!
زیاده جسارت شد!
🔹پسنوشت:
بهنظر میرسد همین خویگان نقدگریز و ساختار نقدستیز در شکلگیری فرهنگ استبدادی نقش مهمی دارند و فرهنگ استبدادی نیز در بازتولید استبداد سیاسی نقش جدی ایفا میکند.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
ایران و چین؛ روابط راهبردی، تجربه توسعه
محسن امینزاده
✅۲۳سال پیش دولت چین توقف همکاری خود با پروژه هستهای ایران در اصفهان را به قیمت رفع تحریمهای آمریکا علیه چین، به معامله گذاشت و توانست با خروج یکجانبه از قرارداد ساخت کارخانه هستهای UCF اصفهان، راه را برای رفع تحریمهای خود در کنگره آمریکا هموار کند.
✅در ۲۵سال گذشته چین در برابر مناقشات ایران و آمریکا به لحاظ سیاسی منفعل عمل کرده و هرگز حاضر به دادن امتیازی به ایران در مقابل آمریکا نشده است. رای چین در شورای امنیت سازمان ملل درباره مسائل مربوط به ایران منطبق با رای آمریکا بوده است. در ربع قرن گذشته نه تنها چین موضوعی را به نفع ایران وتو نکرده است، بلکه حتی حاضر به دادن رای ممتنع هم نشده و عینا مانند آمریکا رای داده است.
✅۱۵سال پیش اعزام فرستادههای ویژه مقامات عالی ایران به چین و ارائه پیشنهادهای از نظر ایران جذاب همکاریهای اقتصادی، نتیجهای نداشت. رهبران چین در پاسخ ضمن استقبال از گسترش روابط اقتصادی، به مقامات ایران توصیه کردند که بحرانهای بینالمللی خود را حل کنند و نگذارند روابط ایران با کشورهای همسایه ایران بحرانی شود.
✅۱۰سال پیش دولت چین در قبال درخواست احمدینژاد برای اعطای تسهیلات به ایران، پیشنهاد کرد ایران ۱۵میلیارد یورو از دارایی خود در خارج را در بانک کون لون چین سپرده کند و در مقابل بانک مزبور به همان میزان به ایران تسهیلات بدهد. دولت احمدینژاد این شرط غریب را پذیرفت. نرخ تسهیلات و نرخهای تبدیل مکرر یورو به یوان و برعکس و نرخهای نقل و انتقال، حتی برای خرید کالاهای چینی، عملا این فرآیند را به یکی از گرانترین و غیرمنصفانهترین همکاریهای بانکی بین المللی ایران بدل کرده است.
✅در متن سند فصلی به توسعه غرب بندر گوادر یعنی منطقه مکران در ایران اختصاص دارد. از جمله به توسعه بندر جاسک، تاسیس شهر صنعتی، ساخت پالایشگاه، کارخانجات پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، شهر هوشمند و شهر ساحلی تیس در مجاورت چابهار اشاره شده است. اگر رقابت ضمنی هند و چین درست مدیریت شود، ممکن است به تحولات توسعهای مهمی در چاهبهار و تمام جنوب سیستان و بلوچستان منجر شود.
✅برخلاف تصور دولت پنهان، حتی اگر این سند امضا شود، قرار نیست دولت چین بهخاطر ایران با آمریکا درگیر شود و امضای این سند بهمنزله عزم دولت چین برای دورزدن تحریمهای آمریکا علیه ایران نیست.
✅دولت چین تا کنون درحدی که توانسته موافقت ضمنی دولت آمریکا را بهدست آورد یا برخی اقدامات خود را از آمریکا پنهان کند، از ایران نفت خریده و به ایران کالا فروخته است و از این دادوستد بهره زیاد برده است. بدون این سند نیز اقدامات چین در همین حد تداوم خواهد یافت.
✅این سند نشان میدهد معرکه توسعهستیزانی که توسعه ملی ایران را بهبهانه دشمنی با آمریکا مختل کردهاند، تا چه حد بیپایه است. طبق محتوای این سند، بهفرض وجود بهترین روابط ایران و کل جهان در ربع قرن آینده، بخش بزرگی از مناسبات اقتصادی بینالمللی ایران میتواند و باید با چین دنبال شود.
✅عدم تحقق بسیاری از این همکاریها در ۱۵سال گذشته نشان میدهد کاسبان تحریم تنها ایران را از همکاریهای اقتصادی با آمریکا و اروپا محروم نکردهاند، بلکه ایران را از فرصتهای اقتصادی بینالمللی با کل جهان، از جمله همکاریهای اقتصادی راهبردی و باارزش با چین هم محروم کردهاند.
✅ایران برای انعقاد هر نوع قراردادی با چین باید پیش از آن به عضویت «گروه ویژه اقدام مالی» درآید و از لیست سیاه این نهاد خارج شود.
✅چین عضو پیشتاز FATF است و باوجود این اسرارش را از آمریکا و سایر کشورها پنهان نگه میدارد.
✅برای اجرای پروژههای سند همکاریهای ۲۵ساله با چین، ایران باید از تحریمهای بسیار گسترده آمریکا علیه خود رها شود و شرکتهای پیمانکار و مجری و بانکها و موسسات بیمه چینی و غیرچینی باید مطمئن باشند که بابت همکاری با ایران مجبور به پرداخت میلیاردها دلار جریمه به آمریکا نخواهند شد.
✅سند همکاریهای ۲۵ساله ایران و چین معجزهای ندارد که خسارات حکمرانی بد در کشورمان را جبران کند.
✅کره شمالی همسایه و یکی از متحدان دیرینه چین امروز یکی از فقیرترین کشورهای آسیا است و بیکفایتی جاهطلبانه رهبران نظامیگرای آن مانع بهرهمندی این کشور حتی از همکاری اقتصادی با چین، بزرگترین قدرت اقتصادی جهان در همسایگی خود شده است.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
محسن امینزاده
✅۲۳سال پیش دولت چین توقف همکاری خود با پروژه هستهای ایران در اصفهان را به قیمت رفع تحریمهای آمریکا علیه چین، به معامله گذاشت و توانست با خروج یکجانبه از قرارداد ساخت کارخانه هستهای UCF اصفهان، راه را برای رفع تحریمهای خود در کنگره آمریکا هموار کند.
✅در ۲۵سال گذشته چین در برابر مناقشات ایران و آمریکا به لحاظ سیاسی منفعل عمل کرده و هرگز حاضر به دادن امتیازی به ایران در مقابل آمریکا نشده است. رای چین در شورای امنیت سازمان ملل درباره مسائل مربوط به ایران منطبق با رای آمریکا بوده است. در ربع قرن گذشته نه تنها چین موضوعی را به نفع ایران وتو نکرده است، بلکه حتی حاضر به دادن رای ممتنع هم نشده و عینا مانند آمریکا رای داده است.
✅۱۵سال پیش اعزام فرستادههای ویژه مقامات عالی ایران به چین و ارائه پیشنهادهای از نظر ایران جذاب همکاریهای اقتصادی، نتیجهای نداشت. رهبران چین در پاسخ ضمن استقبال از گسترش روابط اقتصادی، به مقامات ایران توصیه کردند که بحرانهای بینالمللی خود را حل کنند و نگذارند روابط ایران با کشورهای همسایه ایران بحرانی شود.
✅۱۰سال پیش دولت چین در قبال درخواست احمدینژاد برای اعطای تسهیلات به ایران، پیشنهاد کرد ایران ۱۵میلیارد یورو از دارایی خود در خارج را در بانک کون لون چین سپرده کند و در مقابل بانک مزبور به همان میزان به ایران تسهیلات بدهد. دولت احمدینژاد این شرط غریب را پذیرفت. نرخ تسهیلات و نرخهای تبدیل مکرر یورو به یوان و برعکس و نرخهای نقل و انتقال، حتی برای خرید کالاهای چینی، عملا این فرآیند را به یکی از گرانترین و غیرمنصفانهترین همکاریهای بانکی بین المللی ایران بدل کرده است.
✅در متن سند فصلی به توسعه غرب بندر گوادر یعنی منطقه مکران در ایران اختصاص دارد. از جمله به توسعه بندر جاسک، تاسیس شهر صنعتی، ساخت پالایشگاه، کارخانجات پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم، شهر هوشمند و شهر ساحلی تیس در مجاورت چابهار اشاره شده است. اگر رقابت ضمنی هند و چین درست مدیریت شود، ممکن است به تحولات توسعهای مهمی در چاهبهار و تمام جنوب سیستان و بلوچستان منجر شود.
✅برخلاف تصور دولت پنهان، حتی اگر این سند امضا شود، قرار نیست دولت چین بهخاطر ایران با آمریکا درگیر شود و امضای این سند بهمنزله عزم دولت چین برای دورزدن تحریمهای آمریکا علیه ایران نیست.
✅دولت چین تا کنون درحدی که توانسته موافقت ضمنی دولت آمریکا را بهدست آورد یا برخی اقدامات خود را از آمریکا پنهان کند، از ایران نفت خریده و به ایران کالا فروخته است و از این دادوستد بهره زیاد برده است. بدون این سند نیز اقدامات چین در همین حد تداوم خواهد یافت.
✅این سند نشان میدهد معرکه توسعهستیزانی که توسعه ملی ایران را بهبهانه دشمنی با آمریکا مختل کردهاند، تا چه حد بیپایه است. طبق محتوای این سند، بهفرض وجود بهترین روابط ایران و کل جهان در ربع قرن آینده، بخش بزرگی از مناسبات اقتصادی بینالمللی ایران میتواند و باید با چین دنبال شود.
✅عدم تحقق بسیاری از این همکاریها در ۱۵سال گذشته نشان میدهد کاسبان تحریم تنها ایران را از همکاریهای اقتصادی با آمریکا و اروپا محروم نکردهاند، بلکه ایران را از فرصتهای اقتصادی بینالمللی با کل جهان، از جمله همکاریهای اقتصادی راهبردی و باارزش با چین هم محروم کردهاند.
✅ایران برای انعقاد هر نوع قراردادی با چین باید پیش از آن به عضویت «گروه ویژه اقدام مالی» درآید و از لیست سیاه این نهاد خارج شود.
✅چین عضو پیشتاز FATF است و باوجود این اسرارش را از آمریکا و سایر کشورها پنهان نگه میدارد.
✅برای اجرای پروژههای سند همکاریهای ۲۵ساله با چین، ایران باید از تحریمهای بسیار گسترده آمریکا علیه خود رها شود و شرکتهای پیمانکار و مجری و بانکها و موسسات بیمه چینی و غیرچینی باید مطمئن باشند که بابت همکاری با ایران مجبور به پرداخت میلیاردها دلار جریمه به آمریکا نخواهند شد.
✅سند همکاریهای ۲۵ساله ایران و چین معجزهای ندارد که خسارات حکمرانی بد در کشورمان را جبران کند.
✅کره شمالی همسایه و یکی از متحدان دیرینه چین امروز یکی از فقیرترین کشورهای آسیا است و بیکفایتی جاهطلبانه رهبران نظامیگرای آن مانع بهرهمندی این کشور حتی از همکاری اقتصادی با چین، بزرگترین قدرت اقتصادی جهان در همسایگی خود شده است.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
این فصل بهار نیست فصلی دگر است
مخموری هر چشم ز وصلی دگر است
هرچند که جمله شاخها رقصانند
جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است
مولانا جلال الدین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مخموری هر چشم ز وصلی دگر است
هرچند که جمله شاخها رقصانند
جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است
مولانا جلال الدین
#فرهیختگان، ندای آگاهی
کلاب هاوس؛ اتاقی از آن خود و دیگری
پرتو شریعتمداری
نود و دو سال پیش، هنگامی که ویرجینیا وولف، نویسندهی پرآوازهی انگلیسی، رسالهای نوشت با نام «اتاقی از آن خود» با این مضمون که در جامعهی مردسالار آن روز هر زن نویسنده باید فضای مستقلی در اختیار داشته باشد تا بتواند به آفرینش فکری و ادبی بپردازد، شاید به هیچ رو تصور نمیکرد که کمتر از یک سدهی بعد فضای مجازی شکل گرفته باشد که در آن هر کس که مایل به گفتوگو با دیگری است بتواند اتاقی از آن خود داشته باشد.
پدیدهی کلابهاوس با اتاقهای گوناگونش رویداد مبارکی است و ایرانیان که در سرزمین و خانهی حقیقی خود از داشتن فضایی امن برای تضارب آرا محروم بودهاند اکنون به لطف تکنولوژی دیجیتال برساخته درغرب میتوانند کم و بیش بیترس و واهمه، با هویت حقیقی یا مجازی در این اتاقها به گفتوگو بنشینند. دیگر از فحاشی بسیجیها، هو کردن دانشجوها به وسیلهی لباسشخصیها و دست به یقهشدن امنیتیها با چهرههای دانشگاهی و دگراندیش خبری نیست. دیگر کسی نمیتواند بیهزینه دیگری را ترور شخصیت یا تهدید به اسیدپاشی کند. در اتاقهای مجازی گویندگان در نوبت قرار میگیرند تا صبورانه سخن گویندگان دیگر را بشنوند و به وقت مناسب حرف خود را به گوش دیگران برسانند. حالا دیگر همه اتاقی از آن خود دارند و کسی که اصول و قوانین سخن گفتن و سخن شنیدن را به درستی رعایت نکند محترمانه از «اتاق» بیرون رانده میشود.
در هفتههای اخیر استقبال فارسیزبانها از اتاقهای کلابهاوس بسیار چشمگیر بوده است. حتی بسیاری از کسانی که برای استفاده از این پلتفرم (بخوانید سکو) گوشی و آی پد اَپل نداشتهاند کوشیدهاند به یاری دوست و آشنای اپلدار، خود را به این آرمانشهر مجازی برسانند و یا نسخه غیر رسمی و نامطمئن اندروید ان را نصب کنند تا در کلاسهای آموزش خویشتنداری و تضارب آرا شرکت کنند. روحانیان جوان اعم از تندرو و میانهرو، روزنامهنگاران تبعیدی که شاید دهههاست از ایران دور بودهاند، فعالان سیاسی و حقوق بشری، اصلاحطلبان، اصولگرایان، براندازها، اقلیتهای جنسی و جنسیتی، دینی و قومی و مهاجرانی که تجربهی زیستن در ایران داشتهاند… خلاصه رنگینکمانی از قشرهای گوناگون زیر سقف این اتاقها گرد هم آمدهاند، سفرهی دل را گشودهاند یا نقادانه همدیگر را به پرسش گرفتهاند. تنوع موضوعهای به بحث گذاشته شده هم شگفتآور است: از «خاطرات خوب و بد از آخوندها» و بحثهای داغ راجع به «حجاب اجباری» گرفته تا «تاثیر خودکشی آزاده نامداری بر ایلان ماسک» و «اگه کامیون داشتی روش چی مینوشتی».
بعضی میگویند این فضای گفتوگو موقتی است و تحمل آن از سوی نهادهای امنیتی داخل ایران به دلیل انتخابات ریاست جمهوری پیشرو در خردادماه است با این انگیزه که مردم به «مشارکت» در انتخابات و «مهر تایید زدن بر مشروعیت» آن تشویق شوند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که با پایان انتخابات حاکمیت گفتوگوهای آزاد و ناپایبند به خطوط قرمز خود را در کلابهاوس تاب نخواهد آورد و روزنههای تنفس در فضای مجازی را خواهد بست. بعضی که خوشبینترند میگویند که دیگر کار از این حرفها گذشته
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/85934
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
پرتو شریعتمداری
نود و دو سال پیش، هنگامی که ویرجینیا وولف، نویسندهی پرآوازهی انگلیسی، رسالهای نوشت با نام «اتاقی از آن خود» با این مضمون که در جامعهی مردسالار آن روز هر زن نویسنده باید فضای مستقلی در اختیار داشته باشد تا بتواند به آفرینش فکری و ادبی بپردازد، شاید به هیچ رو تصور نمیکرد که کمتر از یک سدهی بعد فضای مجازی شکل گرفته باشد که در آن هر کس که مایل به گفتوگو با دیگری است بتواند اتاقی از آن خود داشته باشد.
پدیدهی کلابهاوس با اتاقهای گوناگونش رویداد مبارکی است و ایرانیان که در سرزمین و خانهی حقیقی خود از داشتن فضایی امن برای تضارب آرا محروم بودهاند اکنون به لطف تکنولوژی دیجیتال برساخته درغرب میتوانند کم و بیش بیترس و واهمه، با هویت حقیقی یا مجازی در این اتاقها به گفتوگو بنشینند. دیگر از فحاشی بسیجیها، هو کردن دانشجوها به وسیلهی لباسشخصیها و دست به یقهشدن امنیتیها با چهرههای دانشگاهی و دگراندیش خبری نیست. دیگر کسی نمیتواند بیهزینه دیگری را ترور شخصیت یا تهدید به اسیدپاشی کند. در اتاقهای مجازی گویندگان در نوبت قرار میگیرند تا صبورانه سخن گویندگان دیگر را بشنوند و به وقت مناسب حرف خود را به گوش دیگران برسانند. حالا دیگر همه اتاقی از آن خود دارند و کسی که اصول و قوانین سخن گفتن و سخن شنیدن را به درستی رعایت نکند محترمانه از «اتاق» بیرون رانده میشود.
در هفتههای اخیر استقبال فارسیزبانها از اتاقهای کلابهاوس بسیار چشمگیر بوده است. حتی بسیاری از کسانی که برای استفاده از این پلتفرم (بخوانید سکو) گوشی و آی پد اَپل نداشتهاند کوشیدهاند به یاری دوست و آشنای اپلدار، خود را به این آرمانشهر مجازی برسانند و یا نسخه غیر رسمی و نامطمئن اندروید ان را نصب کنند تا در کلاسهای آموزش خویشتنداری و تضارب آرا شرکت کنند. روحانیان جوان اعم از تندرو و میانهرو، روزنامهنگاران تبعیدی که شاید دهههاست از ایران دور بودهاند، فعالان سیاسی و حقوق بشری، اصلاحطلبان، اصولگرایان، براندازها، اقلیتهای جنسی و جنسیتی، دینی و قومی و مهاجرانی که تجربهی زیستن در ایران داشتهاند… خلاصه رنگینکمانی از قشرهای گوناگون زیر سقف این اتاقها گرد هم آمدهاند، سفرهی دل را گشودهاند یا نقادانه همدیگر را به پرسش گرفتهاند. تنوع موضوعهای به بحث گذاشته شده هم شگفتآور است: از «خاطرات خوب و بد از آخوندها» و بحثهای داغ راجع به «حجاب اجباری» گرفته تا «تاثیر خودکشی آزاده نامداری بر ایلان ماسک» و «اگه کامیون داشتی روش چی مینوشتی».
بعضی میگویند این فضای گفتوگو موقتی است و تحمل آن از سوی نهادهای امنیتی داخل ایران به دلیل انتخابات ریاست جمهوری پیشرو در خردادماه است با این انگیزه که مردم به «مشارکت» در انتخابات و «مهر تایید زدن بر مشروعیت» آن تشویق شوند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که با پایان انتخابات حاکمیت گفتوگوهای آزاد و ناپایبند به خطوط قرمز خود را در کلابهاوس تاب نخواهد آورد و روزنههای تنفس در فضای مجازی را خواهد بست. بعضی که خوشبینترند میگویند که دیگر کار از این حرفها گذشته
متن کامل در زیتون:
https://www.zeitoons.com/85934
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
Zeitoons
کلاب هاوس؛ اتاقی از آن خود و دیگری
کلاب هاوس؛ اتاقی از آن خود و دیگری | سایت مستقل تحلیلی خبری
در چندروز گذشته من هم چون بسیاری از شهروندان مشفق و نگران، اخبار و تحلیلهای پیمان تفاهم ایران و چین را بدقت دنبال و مطالعه کردم و هم با برخی کارشناسان عالی مطلع گفتگو کردم و از انها شنیدم اما کوتاه در یک کلام قانع نشدم. چون این اتفاق ملی، تاریخی و مهم است ضروری است به عنوان یک شهروند نکاتی را اینجا ثبت کنم تا بماند:
یکم: هر قراردادی در این ابعاد که پتانسیل ایجاد تعهدات ملی نسلی دارد نمیتواند تنها در حصار تشخیص و تجویز چند دولتمرد بماند و بنابراین باید منضم به اجماع عمومی و رضایت ضمنی مردم باشد. نشانهها بخصوص در شبکههای اجتماعی حاکی از این است که محتوای این قرارداد (یا هر عنوان دیگری که بازی حقوقی با الفاظ است) نتوانسته افکار عمومی را قانع کند و مردم نگران پیامدهای رویدادی هستند که موتور آن تنها "درایت رهبری" است !
دوم آنکه اعتبار ملی شخص رهبری بعد از سیودوسال حاکمیت پرمناقشه و بحثانگیز برای هدایت چنین طرحهای کلان و چندنسلی و ملی نیاز به تایید مردم و اعلام رضایت آشکار در یک همهپرسی (نه بطورمثال حضور نمایشی مردم در تشییع فلان جنازه یا فلان آیین عبادی) آزاد و شفاف دارد. بنابراین استناد طراحان و مجریان این پیمان به حضور و هدایت رهبری نه تنها حسن نیست که قبیح است.
سوم آنکه همه کسانی که با حقوق قراردادها (Droit des contrats) آشنایی مختصری دارند میدانند که وزن طرفین قرارداد در تعریف مفاهیم آن و شروط و لوازم اجرا بسیار مهم و حیاتی است. وضعیت کنونی ایران بعد از تحریمهای سنگین و بنبستهای بینالمللی (که درایت طراح همین قرارداد عامل بروز اغلب آنهاست) از یکسو و نقش، پیشینه و قدرت چین از سوی دیگر هرگز اجازه تدوین یک تفاهمنامه منصفانه و سود/سود طرفینی را نمیدهد. دستکم باید گفت که رهبری ایران برای رفع هرگونه شائبه و نیز داشتن رضایت مردمی که صاحب اصلی ایرانند باید افکارعمومی را با روشهای مشروع و عرفی سیاسی قانع و با خود همراه میکرد.
چهارم آنکه من در این چند روز جز برخی توضیح و تفسیرهای فرموده، کلیشهای، سربسته و حتی تشویش برانگیز (چون: شریک ما راضی به افشای مفاد نیست!) از سوی مجریان و مدافعان این پیمان نخواندهام. برعکس اغلب انتقادها و پرسشهای مردم و آگاهان به عناوینی مبتذل و موهن چون "بوقهای اجنبی"، خیانت، خارجنشینان و ... فروکاسته شده است. گفتگوی توضیحی مشاور لاریجانی (حقیقتپور) بسیار شرماور و عجیب بود و بیشتر وصف همت رهبری برای نجات کشوری درمانده و عقبمانده با لطف و عنایات راهبردی کشور توانای چین بود ! (همه اسباب حکمت و عزت و مصلحت را یکجا داشت). منتی بر سر مردم و بر سر دولتی که چنان به همت عظمی افلیج و زمینگیر شده که حتی برای امضای چنین قراردادی صلاحیت ندارد ! باید گفت اولین شاکی خود همین مردمند که بپرسند چرا کشوری چنان آباد را با لجاجت و خیانت به چنین روزی رساندهاید که قرار است یک پیمان گُنگ ۲۵ ساله با قلدر بیمهاری چون چین، ناجی آن شود !
پنجمین نکته اهمیت مخالفت و پرسشهای بیپاسخ برخی ناظران مستقل و منتقد داخلی است که در پیشینه آنها مسئولیتهای عالی اجرایی همین نظام است. اینها که بیخبر از اوضاع یا خبرنگار فلان رسانه سعودی و انگلیسی نیستند که شما با توهین رمی میکنید. اینهمه قلدری گرچه نوبر نیست اما زور است. هر شهروند به عنوان مالک ملک مشاع ایران حق دارد از شخص رهبری تا میرزای این قرارداد را استنطاق کند و شما موظفید با ادب و حس مسئولیت و شرافت یک وکیل (اگر این وکالت هنوز معتبر باشد) مالکین و نسلهای بعدی آنان را امروز روشن و قانع کنید. شما حق شلتاق و منت ندارید وقتی با ملک و مال مردم معامله میکنید.
نکته ششم آنکه مفاد منتشر شده قرارداد با آنچه از گفتگوها و مصاحبهها درز میکند یکی نیست. انتشار یک متن بیروح کلی به عنوان نقشه راه و پنهان کردن اصل ماجرا حتی بسود خود حکام امروز ایران نیست. شما اگر در این "بیع فضولی" نتوانید صاحبخانه را صادقانه آگاه کنید فردا جلوی تجاوز یا نکول شریک بیقواره چینی را نمیتوانید گرفت و اگر آنجا کم آوردید با خشم مردم روبرویید، بنابراین رویای تضمین ۲۵ ساله "ولایت مقدسه" در همین نطفه آشوبناک است !
و سرانجام نکته هفتم آنکه کل این معامله کلان، هزینه سماجت رهبری این کشور برای فرار از دنیای آزاد است. نه شما همیشه از واقعیت میتوانید فرار کنید، نه ایران بحر زخار و یغمای مفت بیانتهاست و نه این مردم همیشه بظاهر خاموشند، واقعیت و خیر مردم بازگشت به دنیای آزاد است !
رهبری موظف است گوش به نیاز مردم و اقتضائات تاریخی ایران بسپارد و کشور را نه با چین به عنوان تضمین رویای "امامت سوم"، که با دنیای آزاد (که چین هم ناگزیر به رعایت لوازم آن است) روبرو و آشتی دهد و مردم را از ستم خوابهای پریشان موعود رها کند.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
یکم: هر قراردادی در این ابعاد که پتانسیل ایجاد تعهدات ملی نسلی دارد نمیتواند تنها در حصار تشخیص و تجویز چند دولتمرد بماند و بنابراین باید منضم به اجماع عمومی و رضایت ضمنی مردم باشد. نشانهها بخصوص در شبکههای اجتماعی حاکی از این است که محتوای این قرارداد (یا هر عنوان دیگری که بازی حقوقی با الفاظ است) نتوانسته افکار عمومی را قانع کند و مردم نگران پیامدهای رویدادی هستند که موتور آن تنها "درایت رهبری" است !
دوم آنکه اعتبار ملی شخص رهبری بعد از سیودوسال حاکمیت پرمناقشه و بحثانگیز برای هدایت چنین طرحهای کلان و چندنسلی و ملی نیاز به تایید مردم و اعلام رضایت آشکار در یک همهپرسی (نه بطورمثال حضور نمایشی مردم در تشییع فلان جنازه یا فلان آیین عبادی) آزاد و شفاف دارد. بنابراین استناد طراحان و مجریان این پیمان به حضور و هدایت رهبری نه تنها حسن نیست که قبیح است.
سوم آنکه همه کسانی که با حقوق قراردادها (Droit des contrats) آشنایی مختصری دارند میدانند که وزن طرفین قرارداد در تعریف مفاهیم آن و شروط و لوازم اجرا بسیار مهم و حیاتی است. وضعیت کنونی ایران بعد از تحریمهای سنگین و بنبستهای بینالمللی (که درایت طراح همین قرارداد عامل بروز اغلب آنهاست) از یکسو و نقش، پیشینه و قدرت چین از سوی دیگر هرگز اجازه تدوین یک تفاهمنامه منصفانه و سود/سود طرفینی را نمیدهد. دستکم باید گفت که رهبری ایران برای رفع هرگونه شائبه و نیز داشتن رضایت مردمی که صاحب اصلی ایرانند باید افکارعمومی را با روشهای مشروع و عرفی سیاسی قانع و با خود همراه میکرد.
چهارم آنکه من در این چند روز جز برخی توضیح و تفسیرهای فرموده، کلیشهای، سربسته و حتی تشویش برانگیز (چون: شریک ما راضی به افشای مفاد نیست!) از سوی مجریان و مدافعان این پیمان نخواندهام. برعکس اغلب انتقادها و پرسشهای مردم و آگاهان به عناوینی مبتذل و موهن چون "بوقهای اجنبی"، خیانت، خارجنشینان و ... فروکاسته شده است. گفتگوی توضیحی مشاور لاریجانی (حقیقتپور) بسیار شرماور و عجیب بود و بیشتر وصف همت رهبری برای نجات کشوری درمانده و عقبمانده با لطف و عنایات راهبردی کشور توانای چین بود ! (همه اسباب حکمت و عزت و مصلحت را یکجا داشت). منتی بر سر مردم و بر سر دولتی که چنان به همت عظمی افلیج و زمینگیر شده که حتی برای امضای چنین قراردادی صلاحیت ندارد ! باید گفت اولین شاکی خود همین مردمند که بپرسند چرا کشوری چنان آباد را با لجاجت و خیانت به چنین روزی رساندهاید که قرار است یک پیمان گُنگ ۲۵ ساله با قلدر بیمهاری چون چین، ناجی آن شود !
پنجمین نکته اهمیت مخالفت و پرسشهای بیپاسخ برخی ناظران مستقل و منتقد داخلی است که در پیشینه آنها مسئولیتهای عالی اجرایی همین نظام است. اینها که بیخبر از اوضاع یا خبرنگار فلان رسانه سعودی و انگلیسی نیستند که شما با توهین رمی میکنید. اینهمه قلدری گرچه نوبر نیست اما زور است. هر شهروند به عنوان مالک ملک مشاع ایران حق دارد از شخص رهبری تا میرزای این قرارداد را استنطاق کند و شما موظفید با ادب و حس مسئولیت و شرافت یک وکیل (اگر این وکالت هنوز معتبر باشد) مالکین و نسلهای بعدی آنان را امروز روشن و قانع کنید. شما حق شلتاق و منت ندارید وقتی با ملک و مال مردم معامله میکنید.
نکته ششم آنکه مفاد منتشر شده قرارداد با آنچه از گفتگوها و مصاحبهها درز میکند یکی نیست. انتشار یک متن بیروح کلی به عنوان نقشه راه و پنهان کردن اصل ماجرا حتی بسود خود حکام امروز ایران نیست. شما اگر در این "بیع فضولی" نتوانید صاحبخانه را صادقانه آگاه کنید فردا جلوی تجاوز یا نکول شریک بیقواره چینی را نمیتوانید گرفت و اگر آنجا کم آوردید با خشم مردم روبرویید، بنابراین رویای تضمین ۲۵ ساله "ولایت مقدسه" در همین نطفه آشوبناک است !
و سرانجام نکته هفتم آنکه کل این معامله کلان، هزینه سماجت رهبری این کشور برای فرار از دنیای آزاد است. نه شما همیشه از واقعیت میتوانید فرار کنید، نه ایران بحر زخار و یغمای مفت بیانتهاست و نه این مردم همیشه بظاهر خاموشند، واقعیت و خیر مردم بازگشت به دنیای آزاد است !
رهبری موظف است گوش به نیاز مردم و اقتضائات تاریخی ایران بسپارد و کشور را نه با چین به عنوان تضمین رویای "امامت سوم"، که با دنیای آزاد (که چین هم ناگزیر به رعایت لوازم آن است) روبرو و آشتی دهد و مردم را از ستم خوابهای پریشان موعود رها کند.
رضا بهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان صدای فرزانگان
موزه لوور فرانسه، مجموعه آثارش را به شکل آنلاین قابل دسترسی کرده است.
با سرچ آثار مربوطه میتوانند به شکل مجازی از این موزه لذت ببرید.
collections.louvre.fr/en
#فرهیختگان
با سرچ آثار مربوطه میتوانند به شکل مجازی از این موزه لذت ببرید.
collections.louvre.fr/en
#فرهیختگان
**فریدون مجلسی: فرصت ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا از دست رفته است**
گفتوگوی نوروزی دیدار
🔹 فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
🔹 سال ۱۴۰۰ با انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه است. از سوی دیگر روند احیای برجام و بازگشت واشنگتن به این قرارداد شرایط نامعلومی را طی میکند. بر همین اساس سال ۱۴۰۰ احتمالاً برای سیاست خارجی ایران شرایط خاص و مهمی در پی خواهد داشت. برای بررسی چالشها و شرایط سیاست خارجی ایران در سال پیشرو دیدار با فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل گفتگو کرده است.
پرستو بهرامیراد
فیلم کامل این گقتگو را در آپارات دیدارنیوز ببینید
متن کامل این گفتگو را بخوانید.
گفتوگوی نوروزی دیدار
🔹 فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
🔹 سال ۱۴۰۰ با انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه است. از سوی دیگر روند احیای برجام و بازگشت واشنگتن به این قرارداد شرایط نامعلومی را طی میکند. بر همین اساس سال ۱۴۰۰ احتمالاً برای سیاست خارجی ایران شرایط خاص و مهمی در پی خواهد داشت. برای بررسی چالشها و شرایط سیاست خارجی ایران در سال پیشرو دیدار با فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل گفتگو کرده است.
پرستو بهرامیراد
فیلم کامل این گقتگو را در آپارات دیدارنیوز ببینید
متن کامل این گفتگو را بخوانید.
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
گفتوگوی نوروزی دیدار با فریدون مجلسی
فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
تورم در سال ۱۴۰۰
امیر کرمانی/ اقتصاددان و استاد دانشگاه برکلی
چشمانداز تورم در سال ۱۴۰۰ تابع دو متغیر بسیار کلیدی است:
ترکیب تیم اقتصادی دولت
میزان کاهش تحریمها
ترکیب این دو متغیر، چهار سناریوی بسیار متفاوت را در پیشروی اقتصاد ایران و بهطور خاص چشمانداز تورم در سال 1400 میگذارد:
🔹 سناریوی اول:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-عدم کاهش تحریمها
این سناریو به نوعی خطرناکترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در واقع کسری بودجه 1400 به نوعی است که در صورت عدم افزایش معنادار درآمدهای نفتی دولت و ادامه مسیر سیاستگذاری فعلی باید منتظر تورمهایی بیش از تورم سال 1399 بود. خطر بزرگتر این سناریو آن است که عملاً اقتصاد ایران را در چرخهای قرار میدهد که در آن میزان خلق نقدینگی، کسری بودجه دولت و تورم به صورت خودفزاینده افزایش مییابد. در واقع اقتصاد ایران از ابتدای سال 1399 وارد این چرخه شد و در حال حاضر فقط تغییر انتظارات ناشی از انتخابات آمریکا ادامه این چرخه را آن هم به صورت بسیار موقت متوقف کرده است. اما در صورت ادامه سیاستهای داخلی فعلی و عدم گشایش بینالمللی این چرخه با سرعتی بیش از پیش به حرکت خود ادامه خواهد داد. مشکل بزرگتر این سناریو آن است که از آنجا که گذر زمان در این سناریو به ضرر ایران است، عملاً باعث طمع طرف مقابل برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات میشود. امتیازاتی که به احتمال زیاد از طرف ایران با آن موافقت نمیشود و در نتیجه در طول زمان احتمال گشایشهای بینالمللی نیز کاهش مییابد.
🔹 سناریوی دوم:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-کاهش تحریمها
در این سناریو مشابه بسیاری از چرخههای اقتصادی گذشته دولت جدید میتواند با استفاده از تثبیت قیمت ارز و با استفاده از قیمت ارز به عنوان لنگر اسمی، یک ثبات موقت را رقم بزند. ثباتی که البته با توجه به وضعیت بسیار بد بودجه و ناترازیهای موجود در نظام بانکی پایداری آن بسیار کوتاهتر از گذشته خواهد بود (احتمالاً حداکثر دو سال). در این سناریو تمام مزیتهای رقابتی بخش تولید که در سالهای 98 و 99 به وجود آمده بود، از بین میرود. همچنین در این سناریو باید انتظار یک رکود نسبی در بازار داراییها و افزایش شدید واردات در سالهای پیشرو را داشت. اما در نهایت پس از یک بازه دوساله احتمالاً باید شاهد افزایش شدید قیمت ارز و بازگشت تورمهای بالا باشیم.
🔹 سناریوی سوم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-عدم کاهش تحریمها
در صورتی که تیم اقتصادی دولت جدید (شامل رئیس سازمان برنامه، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، وزیر رفاه و وزیر صمت) یک تیم هماهنگ باشد که هدف تیمی خود را اصلاحات ساختاری اقتصاد ایران (بهخصوص پایدارسازی کسری بودجه دولت و اصلاحات نظام مالی) بداند، حتی در صورت عدم کاهش سریع تحریمهای ظالمانه میتوان به عدم افزایش تورم در سال پیشرو تا حدی امیدوار بود. در واقع وجود چنین تیمی نهتنها باعث جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع میشود بلکه از طریق ایجاد ثبات نسبی در ایران احتمال کاهش واقعی تحریمهای ظالمانه در سالهای آینده را نیز افزایش میدهد. البته نکته اصلی آن است که شرایط فعلی ایران و میزان پیچیدگی شرایط اقتصادی آن به حدی است که بدون وجود یک تیم هماهنگ و قوی اقتصادی اصلاحات ساختاری تقریباً ناممکن است.
🔹 سناریوی چهارم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-کاهش تحریمها
این بهترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در حال حاضر اقتصاد ایران از طرفی نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری دارد، ولی از طرف دیگر سیاستمداران فعلی حاضر به قبول هزینههای کوتاهمدت این اصلاحات نیستند. آنچه میتواند تسهیلگر اصلاحات ساختاری باشد همزمانی این اصلاحات با یک شوک مثبت طرف عرضه -کاهش تحریمهای ظالمانه- است. این همزمانی باعث میشود هزینههای کوتاهمدت اصلاحات ساختاری کاهش جدی بیابد و در نتیجه مقاومت در برابر این اصلاحات کاهش بیابد. در واقع در صورتی که این دو اتفاق مبارک در سال 1400 در اقتصاد ایران بیفتد، میتوان انتظار داشت که اقتصاد ایران پس از طی یک دوره گذار سهساله کاهش پایدار تورم به تورمهای یکرقمی را تجربه کند. همچنین ترکیب کاهش پایدار تورم (که پیشنیاز آن اصلاحات ساختاری بودجه و اصلاح نظام بانکی است) و اتخاذ سیاست تجاری و ارزی مناسب میتواند به متنوع شدن و رشد سریع بخش صنعت و رشد درآمدهای ارزی غیرنفتی در این سالها منجر شود. در چنین شرایطی اقتصاد ایران بسیار مقاومتر از گذشته میشود و در نتیجه انگیزه طرف مقابل برای افزایش تحریمها در سالهای آتی نیز کمتر میشود. ترکیب این دو اتفاق مبارک قطعاً میتواند دوره جدیدی را در اقتصاد ایران رقم بزند.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
امیر کرمانی/ اقتصاددان و استاد دانشگاه برکلی
چشمانداز تورم در سال ۱۴۰۰ تابع دو متغیر بسیار کلیدی است:
ترکیب تیم اقتصادی دولت
میزان کاهش تحریمها
ترکیب این دو متغیر، چهار سناریوی بسیار متفاوت را در پیشروی اقتصاد ایران و بهطور خاص چشمانداز تورم در سال 1400 میگذارد:
🔹 سناریوی اول:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-عدم کاهش تحریمها
این سناریو به نوعی خطرناکترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در واقع کسری بودجه 1400 به نوعی است که در صورت عدم افزایش معنادار درآمدهای نفتی دولت و ادامه مسیر سیاستگذاری فعلی باید منتظر تورمهایی بیش از تورم سال 1399 بود. خطر بزرگتر این سناریو آن است که عملاً اقتصاد ایران را در چرخهای قرار میدهد که در آن میزان خلق نقدینگی، کسری بودجه دولت و تورم به صورت خودفزاینده افزایش مییابد. در واقع اقتصاد ایران از ابتدای سال 1399 وارد این چرخه شد و در حال حاضر فقط تغییر انتظارات ناشی از انتخابات آمریکا ادامه این چرخه را آن هم به صورت بسیار موقت متوقف کرده است. اما در صورت ادامه سیاستهای داخلی فعلی و عدم گشایش بینالمللی این چرخه با سرعتی بیش از پیش به حرکت خود ادامه خواهد داد. مشکل بزرگتر این سناریو آن است که از آنجا که گذر زمان در این سناریو به ضرر ایران است، عملاً باعث طمع طرف مقابل برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات میشود. امتیازاتی که به احتمال زیاد از طرف ایران با آن موافقت نمیشود و در نتیجه در طول زمان احتمال گشایشهای بینالمللی نیز کاهش مییابد.
🔹 سناریوی دوم:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-کاهش تحریمها
در این سناریو مشابه بسیاری از چرخههای اقتصادی گذشته دولت جدید میتواند با استفاده از تثبیت قیمت ارز و با استفاده از قیمت ارز به عنوان لنگر اسمی، یک ثبات موقت را رقم بزند. ثباتی که البته با توجه به وضعیت بسیار بد بودجه و ناترازیهای موجود در نظام بانکی پایداری آن بسیار کوتاهتر از گذشته خواهد بود (احتمالاً حداکثر دو سال). در این سناریو تمام مزیتهای رقابتی بخش تولید که در سالهای 98 و 99 به وجود آمده بود، از بین میرود. همچنین در این سناریو باید انتظار یک رکود نسبی در بازار داراییها و افزایش شدید واردات در سالهای پیشرو را داشت. اما در نهایت پس از یک بازه دوساله احتمالاً باید شاهد افزایش شدید قیمت ارز و بازگشت تورمهای بالا باشیم.
🔹 سناریوی سوم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-عدم کاهش تحریمها
در صورتی که تیم اقتصادی دولت جدید (شامل رئیس سازمان برنامه، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، وزیر رفاه و وزیر صمت) یک تیم هماهنگ باشد که هدف تیمی خود را اصلاحات ساختاری اقتصاد ایران (بهخصوص پایدارسازی کسری بودجه دولت و اصلاحات نظام مالی) بداند، حتی در صورت عدم کاهش سریع تحریمهای ظالمانه میتوان به عدم افزایش تورم در سال پیشرو تا حدی امیدوار بود. در واقع وجود چنین تیمی نهتنها باعث جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع میشود بلکه از طریق ایجاد ثبات نسبی در ایران احتمال کاهش واقعی تحریمهای ظالمانه در سالهای آینده را نیز افزایش میدهد. البته نکته اصلی آن است که شرایط فعلی ایران و میزان پیچیدگی شرایط اقتصادی آن به حدی است که بدون وجود یک تیم هماهنگ و قوی اقتصادی اصلاحات ساختاری تقریباً ناممکن است.
🔹 سناریوی چهارم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-کاهش تحریمها
این بهترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در حال حاضر اقتصاد ایران از طرفی نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری دارد، ولی از طرف دیگر سیاستمداران فعلی حاضر به قبول هزینههای کوتاهمدت این اصلاحات نیستند. آنچه میتواند تسهیلگر اصلاحات ساختاری باشد همزمانی این اصلاحات با یک شوک مثبت طرف عرضه -کاهش تحریمهای ظالمانه- است. این همزمانی باعث میشود هزینههای کوتاهمدت اصلاحات ساختاری کاهش جدی بیابد و در نتیجه مقاومت در برابر این اصلاحات کاهش بیابد. در واقع در صورتی که این دو اتفاق مبارک در سال 1400 در اقتصاد ایران بیفتد، میتوان انتظار داشت که اقتصاد ایران پس از طی یک دوره گذار سهساله کاهش پایدار تورم به تورمهای یکرقمی را تجربه کند. همچنین ترکیب کاهش پایدار تورم (که پیشنیاز آن اصلاحات ساختاری بودجه و اصلاح نظام بانکی است) و اتخاذ سیاست تجاری و ارزی مناسب میتواند به متنوع شدن و رشد سریع بخش صنعت و رشد درآمدهای ارزی غیرنفتی در این سالها منجر شود. در چنین شرایطی اقتصاد ایران بسیار مقاومتر از گذشته میشود و در نتیجه انگیزه طرف مقابل برای افزایش تحریمها در سالهای آتی نیز کمتر میشود. ترکیب این دو اتفاق مبارک قطعاً میتواند دوره جدیدی را در اقتصاد ایران رقم بزند.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
همسر شهید آوینی: استفاده موسسه سازنده «گاندو» از عنوان «موسسه شهید آوینی» غیرقانونی است
مریم امینی همسر شهیدآوینی در یادداشتی درباره موسسه شهید آوینی توضیح داده است:
این روزها به بهانهی پخش سریال تلویزیونی گاندو، نام «مؤسسهی شهید آوینی» و آقای مجتبی امینی، مدیر عامل پیشین آن به عنوان تهیهکنندهی سریال، زیاد مطرح میشود.
خانوادهی شهید آوینی لازم میداند به اطلاع عموم برساند که این نام که قانوناً پس از شهادت سید مرتضی آوینی باید به خانواده تعلق میداشته به سبب بعضی بیقانونیها در اختیار مؤسسهی دیگری قرار گرفته که هیچیک از اعضای خانواده در آن حضور نداشتهاند، با آن همکاری نکردهاند و اطلاعی از ساز و کار آن ندارند.
سرانجام پس از دوندگیهای فراوان سال پیش این نام به مؤسسهای باز پس داده شد که زیر نظر خانواده اداره میشود، و نام مؤسسهی قبلی به انتخاب مدیرانشان به «مؤسسهی آرای شهید آوینی» تغییر یافت.
در کمال تعجب، مؤسسه به نام انتخابی خود وفادار نماند و فعالیتهایش را کماکان با همان عنوان قبلی ادامه میدهد. گویی تنها جایی که این تغییر نام را به رسمیت میشناسد، دفتر ثبت شرکتهاست! مدیر محترم مؤسسه هم ظاهراً این موضوع را فراموش کردهاند و با استفاده از عنوان پیشین به معرفی خود میپردازند. حال آنکه «آرای شهید آوینی» هم قابلیت کافی دارد برای آنکه مؤسسهای را به نام خود مزین کند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مریم امینی همسر شهیدآوینی در یادداشتی درباره موسسه شهید آوینی توضیح داده است:
این روزها به بهانهی پخش سریال تلویزیونی گاندو، نام «مؤسسهی شهید آوینی» و آقای مجتبی امینی، مدیر عامل پیشین آن به عنوان تهیهکنندهی سریال، زیاد مطرح میشود.
خانوادهی شهید آوینی لازم میداند به اطلاع عموم برساند که این نام که قانوناً پس از شهادت سید مرتضی آوینی باید به خانواده تعلق میداشته به سبب بعضی بیقانونیها در اختیار مؤسسهی دیگری قرار گرفته که هیچیک از اعضای خانواده در آن حضور نداشتهاند، با آن همکاری نکردهاند و اطلاعی از ساز و کار آن ندارند.
سرانجام پس از دوندگیهای فراوان سال پیش این نام به مؤسسهای باز پس داده شد که زیر نظر خانواده اداره میشود، و نام مؤسسهی قبلی به انتخاب مدیرانشان به «مؤسسهی آرای شهید آوینی» تغییر یافت.
در کمال تعجب، مؤسسه به نام انتخابی خود وفادار نماند و فعالیتهایش را کماکان با همان عنوان قبلی ادامه میدهد. گویی تنها جایی که این تغییر نام را به رسمیت میشناسد، دفتر ثبت شرکتهاست! مدیر محترم مؤسسه هم ظاهراً این موضوع را فراموش کردهاند و با استفاده از عنوان پیشین به معرفی خود میپردازند. حال آنکه «آرای شهید آوینی» هم قابلیت کافی دارد برای آنکه مؤسسهای را به نام خود مزین کند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی