**فریدون مجلسی: فرصت ترک مخاصمه بین ایران و آمریکا از دست رفته است**
گفتوگوی نوروزی دیدار
🔹 فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
🔹 سال ۱۴۰۰ با انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه است. از سوی دیگر روند احیای برجام و بازگشت واشنگتن به این قرارداد شرایط نامعلومی را طی میکند. بر همین اساس سال ۱۴۰۰ احتمالاً برای سیاست خارجی ایران شرایط خاص و مهمی در پی خواهد داشت. برای بررسی چالشها و شرایط سیاست خارجی ایران در سال پیشرو دیدار با فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل گفتگو کرده است.
پرستو بهرامیراد
فیلم کامل این گقتگو را در آپارات دیدارنیوز ببینید
متن کامل این گفتگو را بخوانید.
گفتوگوی نوروزی دیدار
🔹 فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
🔹 سال ۱۴۰۰ با انتخابات ریاست جمهوری در ایران همراه است. از سوی دیگر روند احیای برجام و بازگشت واشنگتن به این قرارداد شرایط نامعلومی را طی میکند. بر همین اساس سال ۱۴۰۰ احتمالاً برای سیاست خارجی ایران شرایط خاص و مهمی در پی خواهد داشت. برای بررسی چالشها و شرایط سیاست خارجی ایران در سال پیشرو دیدار با فریدون مجلسی، کارشناس مسائل بینالملل گفتگو کرده است.
پرستو بهرامیراد
فیلم کامل این گقتگو را در آپارات دیدارنیوز ببینید
متن کامل این گفتگو را بخوانید.
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
گفتوگوی نوروزی دیدار با فریدون مجلسی
فریدون مجلسی در گفتگو با دیدار چندان نسبت به رابطه ایران و آمریکا در سال ۱۴۰۰ چندان خوشبین نیست و معتقد است که تا زمانی که ما حقوق ملی را به منافع ملی ترجیح دهیم، وضع به همین شکل خواهد بود.
تورم در سال ۱۴۰۰
امیر کرمانی/ اقتصاددان و استاد دانشگاه برکلی
چشمانداز تورم در سال ۱۴۰۰ تابع دو متغیر بسیار کلیدی است:
ترکیب تیم اقتصادی دولت
میزان کاهش تحریمها
ترکیب این دو متغیر، چهار سناریوی بسیار متفاوت را در پیشروی اقتصاد ایران و بهطور خاص چشمانداز تورم در سال 1400 میگذارد:
🔹 سناریوی اول:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-عدم کاهش تحریمها
این سناریو به نوعی خطرناکترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در واقع کسری بودجه 1400 به نوعی است که در صورت عدم افزایش معنادار درآمدهای نفتی دولت و ادامه مسیر سیاستگذاری فعلی باید منتظر تورمهایی بیش از تورم سال 1399 بود. خطر بزرگتر این سناریو آن است که عملاً اقتصاد ایران را در چرخهای قرار میدهد که در آن میزان خلق نقدینگی، کسری بودجه دولت و تورم به صورت خودفزاینده افزایش مییابد. در واقع اقتصاد ایران از ابتدای سال 1399 وارد این چرخه شد و در حال حاضر فقط تغییر انتظارات ناشی از انتخابات آمریکا ادامه این چرخه را آن هم به صورت بسیار موقت متوقف کرده است. اما در صورت ادامه سیاستهای داخلی فعلی و عدم گشایش بینالمللی این چرخه با سرعتی بیش از پیش به حرکت خود ادامه خواهد داد. مشکل بزرگتر این سناریو آن است که از آنجا که گذر زمان در این سناریو به ضرر ایران است، عملاً باعث طمع طرف مقابل برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات میشود. امتیازاتی که به احتمال زیاد از طرف ایران با آن موافقت نمیشود و در نتیجه در طول زمان احتمال گشایشهای بینالمللی نیز کاهش مییابد.
🔹 سناریوی دوم:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-کاهش تحریمها
در این سناریو مشابه بسیاری از چرخههای اقتصادی گذشته دولت جدید میتواند با استفاده از تثبیت قیمت ارز و با استفاده از قیمت ارز به عنوان لنگر اسمی، یک ثبات موقت را رقم بزند. ثباتی که البته با توجه به وضعیت بسیار بد بودجه و ناترازیهای موجود در نظام بانکی پایداری آن بسیار کوتاهتر از گذشته خواهد بود (احتمالاً حداکثر دو سال). در این سناریو تمام مزیتهای رقابتی بخش تولید که در سالهای 98 و 99 به وجود آمده بود، از بین میرود. همچنین در این سناریو باید انتظار یک رکود نسبی در بازار داراییها و افزایش شدید واردات در سالهای پیشرو را داشت. اما در نهایت پس از یک بازه دوساله احتمالاً باید شاهد افزایش شدید قیمت ارز و بازگشت تورمهای بالا باشیم.
🔹 سناریوی سوم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-عدم کاهش تحریمها
در صورتی که تیم اقتصادی دولت جدید (شامل رئیس سازمان برنامه، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، وزیر رفاه و وزیر صمت) یک تیم هماهنگ باشد که هدف تیمی خود را اصلاحات ساختاری اقتصاد ایران (بهخصوص پایدارسازی کسری بودجه دولت و اصلاحات نظام مالی) بداند، حتی در صورت عدم کاهش سریع تحریمهای ظالمانه میتوان به عدم افزایش تورم در سال پیشرو تا حدی امیدوار بود. در واقع وجود چنین تیمی نهتنها باعث جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع میشود بلکه از طریق ایجاد ثبات نسبی در ایران احتمال کاهش واقعی تحریمهای ظالمانه در سالهای آینده را نیز افزایش میدهد. البته نکته اصلی آن است که شرایط فعلی ایران و میزان پیچیدگی شرایط اقتصادی آن به حدی است که بدون وجود یک تیم هماهنگ و قوی اقتصادی اصلاحات ساختاری تقریباً ناممکن است.
🔹 سناریوی چهارم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-کاهش تحریمها
این بهترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در حال حاضر اقتصاد ایران از طرفی نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری دارد، ولی از طرف دیگر سیاستمداران فعلی حاضر به قبول هزینههای کوتاهمدت این اصلاحات نیستند. آنچه میتواند تسهیلگر اصلاحات ساختاری باشد همزمانی این اصلاحات با یک شوک مثبت طرف عرضه -کاهش تحریمهای ظالمانه- است. این همزمانی باعث میشود هزینههای کوتاهمدت اصلاحات ساختاری کاهش جدی بیابد و در نتیجه مقاومت در برابر این اصلاحات کاهش بیابد. در واقع در صورتی که این دو اتفاق مبارک در سال 1400 در اقتصاد ایران بیفتد، میتوان انتظار داشت که اقتصاد ایران پس از طی یک دوره گذار سهساله کاهش پایدار تورم به تورمهای یکرقمی را تجربه کند. همچنین ترکیب کاهش پایدار تورم (که پیشنیاز آن اصلاحات ساختاری بودجه و اصلاح نظام بانکی است) و اتخاذ سیاست تجاری و ارزی مناسب میتواند به متنوع شدن و رشد سریع بخش صنعت و رشد درآمدهای ارزی غیرنفتی در این سالها منجر شود. در چنین شرایطی اقتصاد ایران بسیار مقاومتر از گذشته میشود و در نتیجه انگیزه طرف مقابل برای افزایش تحریمها در سالهای آتی نیز کمتر میشود. ترکیب این دو اتفاق مبارک قطعاً میتواند دوره جدیدی را در اقتصاد ایران رقم بزند.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
امیر کرمانی/ اقتصاددان و استاد دانشگاه برکلی
چشمانداز تورم در سال ۱۴۰۰ تابع دو متغیر بسیار کلیدی است:
ترکیب تیم اقتصادی دولت
میزان کاهش تحریمها
ترکیب این دو متغیر، چهار سناریوی بسیار متفاوت را در پیشروی اقتصاد ایران و بهطور خاص چشمانداز تورم در سال 1400 میگذارد:
🔹 سناریوی اول:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-عدم کاهش تحریمها
این سناریو به نوعی خطرناکترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در واقع کسری بودجه 1400 به نوعی است که در صورت عدم افزایش معنادار درآمدهای نفتی دولت و ادامه مسیر سیاستگذاری فعلی باید منتظر تورمهایی بیش از تورم سال 1399 بود. خطر بزرگتر این سناریو آن است که عملاً اقتصاد ایران را در چرخهای قرار میدهد که در آن میزان خلق نقدینگی، کسری بودجه دولت و تورم به صورت خودفزاینده افزایش مییابد. در واقع اقتصاد ایران از ابتدای سال 1399 وارد این چرخه شد و در حال حاضر فقط تغییر انتظارات ناشی از انتخابات آمریکا ادامه این چرخه را آن هم به صورت بسیار موقت متوقف کرده است. اما در صورت ادامه سیاستهای داخلی فعلی و عدم گشایش بینالمللی این چرخه با سرعتی بیش از پیش به حرکت خود ادامه خواهد داد. مشکل بزرگتر این سناریو آن است که از آنجا که گذر زمان در این سناریو به ضرر ایران است، عملاً باعث طمع طرف مقابل برای گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات میشود. امتیازاتی که به احتمال زیاد از طرف ایران با آن موافقت نمیشود و در نتیجه در طول زمان احتمال گشایشهای بینالمللی نیز کاهش مییابد.
🔹 سناریوی دوم:
تیم اقتصادی ضعیف و ناهماهنگ-کاهش تحریمها
در این سناریو مشابه بسیاری از چرخههای اقتصادی گذشته دولت جدید میتواند با استفاده از تثبیت قیمت ارز و با استفاده از قیمت ارز به عنوان لنگر اسمی، یک ثبات موقت را رقم بزند. ثباتی که البته با توجه به وضعیت بسیار بد بودجه و ناترازیهای موجود در نظام بانکی پایداری آن بسیار کوتاهتر از گذشته خواهد بود (احتمالاً حداکثر دو سال). در این سناریو تمام مزیتهای رقابتی بخش تولید که در سالهای 98 و 99 به وجود آمده بود، از بین میرود. همچنین در این سناریو باید انتظار یک رکود نسبی در بازار داراییها و افزایش شدید واردات در سالهای پیشرو را داشت. اما در نهایت پس از یک بازه دوساله احتمالاً باید شاهد افزایش شدید قیمت ارز و بازگشت تورمهای بالا باشیم.
🔹 سناریوی سوم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-عدم کاهش تحریمها
در صورتی که تیم اقتصادی دولت جدید (شامل رئیس سازمان برنامه، رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد، وزیر رفاه و وزیر صمت) یک تیم هماهنگ باشد که هدف تیمی خود را اصلاحات ساختاری اقتصاد ایران (بهخصوص پایدارسازی کسری بودجه دولت و اصلاحات نظام مالی) بداند، حتی در صورت عدم کاهش سریع تحریمهای ظالمانه میتوان به عدم افزایش تورم در سال پیشرو تا حدی امیدوار بود. در واقع وجود چنین تیمی نهتنها باعث جلوگیری از وخیمتر شدن اوضاع میشود بلکه از طریق ایجاد ثبات نسبی در ایران احتمال کاهش واقعی تحریمهای ظالمانه در سالهای آینده را نیز افزایش میدهد. البته نکته اصلی آن است که شرایط فعلی ایران و میزان پیچیدگی شرایط اقتصادی آن به حدی است که بدون وجود یک تیم هماهنگ و قوی اقتصادی اصلاحات ساختاری تقریباً ناممکن است.
🔹 سناریوی چهارم:
تیم اقتصادی قوی و هماهنگ-کاهش تحریمها
این بهترین سناریوی ممکن برای اقتصاد ایران است. در حال حاضر اقتصاد ایران از طرفی نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری دارد، ولی از طرف دیگر سیاستمداران فعلی حاضر به قبول هزینههای کوتاهمدت این اصلاحات نیستند. آنچه میتواند تسهیلگر اصلاحات ساختاری باشد همزمانی این اصلاحات با یک شوک مثبت طرف عرضه -کاهش تحریمهای ظالمانه- است. این همزمانی باعث میشود هزینههای کوتاهمدت اصلاحات ساختاری کاهش جدی بیابد و در نتیجه مقاومت در برابر این اصلاحات کاهش بیابد. در واقع در صورتی که این دو اتفاق مبارک در سال 1400 در اقتصاد ایران بیفتد، میتوان انتظار داشت که اقتصاد ایران پس از طی یک دوره گذار سهساله کاهش پایدار تورم به تورمهای یکرقمی را تجربه کند. همچنین ترکیب کاهش پایدار تورم (که پیشنیاز آن اصلاحات ساختاری بودجه و اصلاح نظام بانکی است) و اتخاذ سیاست تجاری و ارزی مناسب میتواند به متنوع شدن و رشد سریع بخش صنعت و رشد درآمدهای ارزی غیرنفتی در این سالها منجر شود. در چنین شرایطی اقتصاد ایران بسیار مقاومتر از گذشته میشود و در نتیجه انگیزه طرف مقابل برای افزایش تحریمها در سالهای آتی نیز کمتر میشود. ترکیب این دو اتفاق مبارک قطعاً میتواند دوره جدیدی را در اقتصاد ایران رقم بزند.
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
همسر شهید آوینی: استفاده موسسه سازنده «گاندو» از عنوان «موسسه شهید آوینی» غیرقانونی است
مریم امینی همسر شهیدآوینی در یادداشتی درباره موسسه شهید آوینی توضیح داده است:
این روزها به بهانهی پخش سریال تلویزیونی گاندو، نام «مؤسسهی شهید آوینی» و آقای مجتبی امینی، مدیر عامل پیشین آن به عنوان تهیهکنندهی سریال، زیاد مطرح میشود.
خانوادهی شهید آوینی لازم میداند به اطلاع عموم برساند که این نام که قانوناً پس از شهادت سید مرتضی آوینی باید به خانواده تعلق میداشته به سبب بعضی بیقانونیها در اختیار مؤسسهی دیگری قرار گرفته که هیچیک از اعضای خانواده در آن حضور نداشتهاند، با آن همکاری نکردهاند و اطلاعی از ساز و کار آن ندارند.
سرانجام پس از دوندگیهای فراوان سال پیش این نام به مؤسسهای باز پس داده شد که زیر نظر خانواده اداره میشود، و نام مؤسسهی قبلی به انتخاب مدیرانشان به «مؤسسهی آرای شهید آوینی» تغییر یافت.
در کمال تعجب، مؤسسه به نام انتخابی خود وفادار نماند و فعالیتهایش را کماکان با همان عنوان قبلی ادامه میدهد. گویی تنها جایی که این تغییر نام را به رسمیت میشناسد، دفتر ثبت شرکتهاست! مدیر محترم مؤسسه هم ظاهراً این موضوع را فراموش کردهاند و با استفاده از عنوان پیشین به معرفی خود میپردازند. حال آنکه «آرای شهید آوینی» هم قابلیت کافی دارد برای آنکه مؤسسهای را به نام خود مزین کند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
مریم امینی همسر شهیدآوینی در یادداشتی درباره موسسه شهید آوینی توضیح داده است:
این روزها به بهانهی پخش سریال تلویزیونی گاندو، نام «مؤسسهی شهید آوینی» و آقای مجتبی امینی، مدیر عامل پیشین آن به عنوان تهیهکنندهی سریال، زیاد مطرح میشود.
خانوادهی شهید آوینی لازم میداند به اطلاع عموم برساند که این نام که قانوناً پس از شهادت سید مرتضی آوینی باید به خانواده تعلق میداشته به سبب بعضی بیقانونیها در اختیار مؤسسهی دیگری قرار گرفته که هیچیک از اعضای خانواده در آن حضور نداشتهاند، با آن همکاری نکردهاند و اطلاعی از ساز و کار آن ندارند.
سرانجام پس از دوندگیهای فراوان سال پیش این نام به مؤسسهای باز پس داده شد که زیر نظر خانواده اداره میشود، و نام مؤسسهی قبلی به انتخاب مدیرانشان به «مؤسسهی آرای شهید آوینی» تغییر یافت.
در کمال تعجب، مؤسسه به نام انتخابی خود وفادار نماند و فعالیتهایش را کماکان با همان عنوان قبلی ادامه میدهد. گویی تنها جایی که این تغییر نام را به رسمیت میشناسد، دفتر ثبت شرکتهاست! مدیر محترم مؤسسه هم ظاهراً این موضوع را فراموش کردهاند و با استفاده از عنوان پیشین به معرفی خود میپردازند. حال آنکه «آرای شهید آوینی» هم قابلیت کافی دارد برای آنکه مؤسسهای را به نام خود مزین کند.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
«نوستالژی محمود»
نوستالژی نیروی سیاسی دارد و میتواند پیامدهای سیاسی داشته باشد. به همین دلیل یکی از سوژههای دعوا در ایران امروز خود نوستالژی است. نوستالژی یعنی احساس دلتنگی نسبت به زمان یا مکانی که دیگر فرد به آن دسترسی ندارد. نوستالژی همیشه نیروی سیاسی بالقوهای داشته است و یک نمونۀ تاریخی آن را میتوان در زمینهسازی برای انقلاب ۵۷ مؤثر دانست. عمدۀ جمعیت شهرنشین تهران روستازاده بودند و سرعت شتابان شهریشدن و مدنیزاسیون در سالهای دهۀ چهل و پنجاه احساس غربتی را در آنها پدید آورده بود که خود را به شکل شهربیزاری و نوستالژی نسبت به زندگی روستایی پیشین نشان میداد. این نوستالژی در بیزاری از وضع موجود نقش مؤثری داشت.
یکی از مناقشهبرانگیزترین نوستالژیهای اخیر نوستالژی نسبت به پیش از انقلاب است و سوژۀ بحث و کشاکش در جامعه و میان اهل نظر شده است. در کل در ایران سر نوستالژیها دعواست. هر جریان و فرد طبق اندیشه و تمنای سیاسی خود، نوستالژی خود را دارد و با نوستالژیهای دیگر مقابله میکند. در این میان برخی از اهل نظر این کار را به شیوهای ریاکارانه با شعار علیه نفس نوستالژی انجام میدهند، اما همانهایی که نوستالژی برای پیش از انقلاب را شدیداً ملامت و سرکوب میکنند، خود نوستالژی عمیقی نسبت به خود انقلاب یا سالهای اول انقلاب یا دهۀ شصت یا حتی نسبت به دوران مصدق دارند. این نشان میدهد مشکل نفس نوستالژی نیست، بلکه نوع نوستالژی مورد مناقشه است.
در ایران انواع نوستالژیها وجود دارد: از نوستالژی نسبت به پیش از انقلاب تا نوستالژی نسبت به خود انقلاب یا سالهای اول انقلاب یا دهۀ شصت و جنگ یا هشت سال اصلاحات. نیازی به یادآوری نیست که چه دعواهایی سر این نوستالژیها وجود دارد! اما جدیدترین نوستالژی که میتواند پیامد سیاسی مستقیم هم داشته باشد، نسبت به دوران ریاست احمدینژاد است. این نوستالژی عمدتاً در دل همانهایی است که هوادارش بودند. بعید است بتوان پوچ بودن این نوستالژی را برای آنها اثبات کرد، زیرا دستِ استدلال منطقی به نوستالژی نمیرسد و مانند این است که کسی بخواهد با مداد قفلی را باز کند. نوستالژی را فقط میتوانیم تحلیل کرد... نوستالژی وجوه احساسی و عاطفی دارد که گوشِ آن فرکانسهای عقلانی را نمیشنود.
احمدینژاد در زمانی سکاندار دولت شد که کشور سالها ثبات و آرامش اقتصادی را پشت سر گذاشته بود. نرخ تورم به پایینترین حد رسیده بود، رشد اقتصادی مطلوب و روابط بینالمللی روی آرامش دیده بود و رفاه عمومی افزایش یافته بود. از خوشاقبالی او، قیمت نفت هم به بالای صد دلار و در مقاطعی تا 140 دلار هم رسید. پروندۀ هستهای تازه کلید خورده بود و پیامدهای اقتصادی آن هنوز بغرنج نشده بود. با خطای فاحش و ملامتبار جریان اصلاحطلب در انتخابات ۸۴ و عدم ائتلاف انتخاباتی آنها، احمدینژاد تقریباً به سادگی انتخابات را برد، در حالی که در صورت یکصدایی طیف اصلاحطلب بخت او برای پیروزی در دور اول به نظر صفر بود. حتی کسانی که او را به سوی ریاست جمهوری هل میدادند، فکر نمیکردند او به این سادگی روانۀ پاستور شود. پیششرط اصلی پیروزی او، عدم ائتلاف اصلاحطلبان و بیمسئولیتی آنها نسبت به بدنۀ اجتماعیشان بود؛ شرط لازم برای آمدن او همین خطاهای تاکتیکی اصلاحطلبان بود. به این ترتیب او آمد...
حالا چهار سال وقت داشت برای انتخابات ریاستجمهوری بعدی تبلیغ کند (البته این امکانی است که هر رئیسجمهوری دارد، او فقط به بهترین شکل از این امکان بهره برد). به هزار شهر کوچک و بزرگ رفت، در هر شهری مردم را در استادیومی جمع کرد و سخنرانی کرد... هیچ دولتمردی در طول تاریخ این همه در ایران نگشت. مردم فراموششدهای که هیچ مسئولی را هیچگاه ندیده بودند، رئیسجمهور را سر کوچهشان میدیدند.
برگ مهمتری که محمود در آستین داشت این بود که میتوانست به بخش عمدۀ دولتمردان بتازد و ژست اپوزیسیون بگیرد. در رأس قدرت لحن اپوزیسیون داشت. همۀ امکانات دولتی را در دست داشت، پشتیبانی سایر ارکان را هم داشت و سر بزنگاه مظلومنمایی میکرد و خود را بیپشتیبان جلوه میداد. علاوه بر این میکوشید سیاستهایی را اجرا کند که نقش عاملیت او و دولتش را آشکارا نشان دهد؛ مانند یارانهای که همیشه روی کالاها پرداخت میشد و حالا به اصرار او نقدی به جیب مردم پرداخت میشد: پولی که همیشه پرداخت میشد و دیده نمیشد، اکنون دیده میشد.
ریشۀ نوستالژی محمود در همین فرایند است: خطاهای فاحش رقبا، فرصت اقتصادی ویژه، سیاست مردمی چهرهبهچهره و بلیت ویژه برای اپوزیسیوننمایی... این نوستالژی حل نخواهد شد، فقط نوستالژی دیگری بر سیاهۀ نوستالژیهای ما افزوده شد: نوستالژی چاویستی (به یاد رفیق هوگو چاوز)...
مهدی تدینی
تاریخاندیشی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نوستالژی نیروی سیاسی دارد و میتواند پیامدهای سیاسی داشته باشد. به همین دلیل یکی از سوژههای دعوا در ایران امروز خود نوستالژی است. نوستالژی یعنی احساس دلتنگی نسبت به زمان یا مکانی که دیگر فرد به آن دسترسی ندارد. نوستالژی همیشه نیروی سیاسی بالقوهای داشته است و یک نمونۀ تاریخی آن را میتوان در زمینهسازی برای انقلاب ۵۷ مؤثر دانست. عمدۀ جمعیت شهرنشین تهران روستازاده بودند و سرعت شتابان شهریشدن و مدنیزاسیون در سالهای دهۀ چهل و پنجاه احساس غربتی را در آنها پدید آورده بود که خود را به شکل شهربیزاری و نوستالژی نسبت به زندگی روستایی پیشین نشان میداد. این نوستالژی در بیزاری از وضع موجود نقش مؤثری داشت.
یکی از مناقشهبرانگیزترین نوستالژیهای اخیر نوستالژی نسبت به پیش از انقلاب است و سوژۀ بحث و کشاکش در جامعه و میان اهل نظر شده است. در کل در ایران سر نوستالژیها دعواست. هر جریان و فرد طبق اندیشه و تمنای سیاسی خود، نوستالژی خود را دارد و با نوستالژیهای دیگر مقابله میکند. در این میان برخی از اهل نظر این کار را به شیوهای ریاکارانه با شعار علیه نفس نوستالژی انجام میدهند، اما همانهایی که نوستالژی برای پیش از انقلاب را شدیداً ملامت و سرکوب میکنند، خود نوستالژی عمیقی نسبت به خود انقلاب یا سالهای اول انقلاب یا دهۀ شصت یا حتی نسبت به دوران مصدق دارند. این نشان میدهد مشکل نفس نوستالژی نیست، بلکه نوع نوستالژی مورد مناقشه است.
در ایران انواع نوستالژیها وجود دارد: از نوستالژی نسبت به پیش از انقلاب تا نوستالژی نسبت به خود انقلاب یا سالهای اول انقلاب یا دهۀ شصت و جنگ یا هشت سال اصلاحات. نیازی به یادآوری نیست که چه دعواهایی سر این نوستالژیها وجود دارد! اما جدیدترین نوستالژی که میتواند پیامد سیاسی مستقیم هم داشته باشد، نسبت به دوران ریاست احمدینژاد است. این نوستالژی عمدتاً در دل همانهایی است که هوادارش بودند. بعید است بتوان پوچ بودن این نوستالژی را برای آنها اثبات کرد، زیرا دستِ استدلال منطقی به نوستالژی نمیرسد و مانند این است که کسی بخواهد با مداد قفلی را باز کند. نوستالژی را فقط میتوانیم تحلیل کرد... نوستالژی وجوه احساسی و عاطفی دارد که گوشِ آن فرکانسهای عقلانی را نمیشنود.
احمدینژاد در زمانی سکاندار دولت شد که کشور سالها ثبات و آرامش اقتصادی را پشت سر گذاشته بود. نرخ تورم به پایینترین حد رسیده بود، رشد اقتصادی مطلوب و روابط بینالمللی روی آرامش دیده بود و رفاه عمومی افزایش یافته بود. از خوشاقبالی او، قیمت نفت هم به بالای صد دلار و در مقاطعی تا 140 دلار هم رسید. پروندۀ هستهای تازه کلید خورده بود و پیامدهای اقتصادی آن هنوز بغرنج نشده بود. با خطای فاحش و ملامتبار جریان اصلاحطلب در انتخابات ۸۴ و عدم ائتلاف انتخاباتی آنها، احمدینژاد تقریباً به سادگی انتخابات را برد، در حالی که در صورت یکصدایی طیف اصلاحطلب بخت او برای پیروزی در دور اول به نظر صفر بود. حتی کسانی که او را به سوی ریاست جمهوری هل میدادند، فکر نمیکردند او به این سادگی روانۀ پاستور شود. پیششرط اصلی پیروزی او، عدم ائتلاف اصلاحطلبان و بیمسئولیتی آنها نسبت به بدنۀ اجتماعیشان بود؛ شرط لازم برای آمدن او همین خطاهای تاکتیکی اصلاحطلبان بود. به این ترتیب او آمد...
حالا چهار سال وقت داشت برای انتخابات ریاستجمهوری بعدی تبلیغ کند (البته این امکانی است که هر رئیسجمهوری دارد، او فقط به بهترین شکل از این امکان بهره برد). به هزار شهر کوچک و بزرگ رفت، در هر شهری مردم را در استادیومی جمع کرد و سخنرانی کرد... هیچ دولتمردی در طول تاریخ این همه در ایران نگشت. مردم فراموششدهای که هیچ مسئولی را هیچگاه ندیده بودند، رئیسجمهور را سر کوچهشان میدیدند.
برگ مهمتری که محمود در آستین داشت این بود که میتوانست به بخش عمدۀ دولتمردان بتازد و ژست اپوزیسیون بگیرد. در رأس قدرت لحن اپوزیسیون داشت. همۀ امکانات دولتی را در دست داشت، پشتیبانی سایر ارکان را هم داشت و سر بزنگاه مظلومنمایی میکرد و خود را بیپشتیبان جلوه میداد. علاوه بر این میکوشید سیاستهایی را اجرا کند که نقش عاملیت او و دولتش را آشکارا نشان دهد؛ مانند یارانهای که همیشه روی کالاها پرداخت میشد و حالا به اصرار او نقدی به جیب مردم پرداخت میشد: پولی که همیشه پرداخت میشد و دیده نمیشد، اکنون دیده میشد.
ریشۀ نوستالژی محمود در همین فرایند است: خطاهای فاحش رقبا، فرصت اقتصادی ویژه، سیاست مردمی چهرهبهچهره و بلیت ویژه برای اپوزیسیوننمایی... این نوستالژی حل نخواهد شد، فقط نوستالژی دیگری بر سیاهۀ نوستالژیهای ما افزوده شد: نوستالژی چاویستی (به یاد رفیق هوگو چاوز)...
مهدی تدینی
تاریخاندیشی
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
پایان دموکراسی/ دیوید رانسیمن / ترجمهی حسین پیران / فرهنگ نشر نو
الهام مقدم راد
کسانی که رأی نمیدهند، کسانی را که به هر دلیلی در انتخابات شرکت میکنند را مقصر مشکلات و دوام وضعیت فعلی میدانند. در مقابل کسانی که رأی دادهاند، اگر با پشیمانی عذر نخواسته باشند، میگویند به امید عوض شدن وضعیت رأی دادهاند و چه بسا اگر این کار را نمیکردند، حالا باید اوضاع بدتری را تجربه میکردند. این دور باطل میتواند مدت درازی دوام بیاورد و مدیریتناپذیر باقی بماند.
ابتدا صحنه طوری چیده میشود که گویی کنش دیگری جز شرکت در انتخابات وجود ندارد؛ اما بساط انتخابات که برچیده میشود، مصادف با همان زمانی است که رأیدهندگان احساس میکنند برای چند سال دیگر گیر افتادهاند. آزاد بودن، احترام به حیثیت مستقل انسانی و منافع دراز مدت برای رأیدهندگان در بسیاری از کشورها هنوز محسوس نیست و در مرحلهی وعده است و چه بسا برای همیشه وعده باقی بماند.
دیوید رانسیمن استاد برجسته کمبریج در آخرین کتاب خود که با عنوان «پایان دموکراسی» در ایران ترجمه و منتشر شده است، میخواهد به آن خطرات بالقوهای که میتواند دموکراسی را به ضد خود تبدیل کند، نگاهی بیندازد.
از نظر رانسیمن نظامهایی که دموکراسی را وعده میدهند، فقط حل مشکلات را پشت گوش میاندازند. واقعاً نمیدانیم که پشت این گوش چیست که گنجایش این همه بحران را دارد و نمیدانیم که تا کی این کار ادامه خواهد داشت؟
رانسیمن به دنبال توضیحدادنِ وضعیت نه چندان مطلوبی است که حتی دموکراسیهای ثباتیافتهی غربی به آن مبتلا شدهاند. خطر اقتدارگرایان، ملیگرایان، بنیادگرایان و انواع «گرایان» که در کمین فرصت برای کسب قدرت نشستهاند.
میتوان پرسید با این حساب ما که گویا دیر زمانی است بعد از مشروطه سودای دموکراتیک شدن در سر میپرورانیم، از این کتاب چه طرفی میتوانیم ببندیم؟ راهحل ما دلبستگانِ ایرانی مانده در حسرتِ دموکراسی چیست؟
متن کامل را در INSTANT VIEW بخوانید
https://bit.ly/3u0moMi
جان آگه با #فرهیختگان
الهام مقدم راد
کسانی که رأی نمیدهند، کسانی را که به هر دلیلی در انتخابات شرکت میکنند را مقصر مشکلات و دوام وضعیت فعلی میدانند. در مقابل کسانی که رأی دادهاند، اگر با پشیمانی عذر نخواسته باشند، میگویند به امید عوض شدن وضعیت رأی دادهاند و چه بسا اگر این کار را نمیکردند، حالا باید اوضاع بدتری را تجربه میکردند. این دور باطل میتواند مدت درازی دوام بیاورد و مدیریتناپذیر باقی بماند.
ابتدا صحنه طوری چیده میشود که گویی کنش دیگری جز شرکت در انتخابات وجود ندارد؛ اما بساط انتخابات که برچیده میشود، مصادف با همان زمانی است که رأیدهندگان احساس میکنند برای چند سال دیگر گیر افتادهاند. آزاد بودن، احترام به حیثیت مستقل انسانی و منافع دراز مدت برای رأیدهندگان در بسیاری از کشورها هنوز محسوس نیست و در مرحلهی وعده است و چه بسا برای همیشه وعده باقی بماند.
دیوید رانسیمن استاد برجسته کمبریج در آخرین کتاب خود که با عنوان «پایان دموکراسی» در ایران ترجمه و منتشر شده است، میخواهد به آن خطرات بالقوهای که میتواند دموکراسی را به ضد خود تبدیل کند، نگاهی بیندازد.
از نظر رانسیمن نظامهایی که دموکراسی را وعده میدهند، فقط حل مشکلات را پشت گوش میاندازند. واقعاً نمیدانیم که پشت این گوش چیست که گنجایش این همه بحران را دارد و نمیدانیم که تا کی این کار ادامه خواهد داشت؟
رانسیمن به دنبال توضیحدادنِ وضعیت نه چندان مطلوبی است که حتی دموکراسیهای ثباتیافتهی غربی به آن مبتلا شدهاند. خطر اقتدارگرایان، ملیگرایان، بنیادگرایان و انواع «گرایان» که در کمین فرصت برای کسب قدرت نشستهاند.
میتوان پرسید با این حساب ما که گویا دیر زمانی است بعد از مشروطه سودای دموکراتیک شدن در سر میپرورانیم، از این کتاب چه طرفی میتوانیم ببندیم؟ راهحل ما دلبستگانِ ایرانی مانده در حسرتِ دموکراسی چیست؟
متن کامل را در INSTANT VIEW بخوانید
https://bit.ly/3u0moMi
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
پایان دموکراسی
هرچه انتخابات نزدیکتر میشود نگرانی بابت یک «شکاف» بنیادین هم بیشتر میشود. شکاف بین آن چیزی که به مردم وعده داده میشود و آنچه به عنوان یک کل در جامعه اتفاق میافتد. تمام توان سیاسی افراد و گروهها به فروش گذاشته میشود، تا خود را نمایندهی همهی مردم…
پارادوکس «جمهوری» و «اسلام»؛ به مناسبت روز رفراندوم جمهوری اسلامی
اخیرا به مناسبتی این پرسش از من شد که «چرا انقلاب اسلامی ایران به اهداف خود نرسید و نتوانست وعده هایی که داده بود را عملی کند؟ اسلام گرایان در کجا مسیر را اشتباه کردند؟» و من پاسخ زیر را نوشتم که اکنون به مناسبت در اینجا منتشر می شود:
پرسش مهمی است و پاسخ درخور می طلبد اما در اینجا به چند نکته به اجمال اشاره می کنم:
یکم. گفتنی است که در آغاز انقلاب ایران دارای پسوند «اسلامی» نبود. حتی زمانی که در اواخر شعار «حکومت اسلامی» و بعد «جمهوری اسلامی» مطرح شد، هنوز عنوان انقلاب اسلامی مطرح نبود و حداقل عمومیت و رسمیت نداشت. فکر می کنم پس از ورود آیت الله خمینی به ایران پسوند اسلامی به انقلاب پیوند خورد تا راه به قدرت رسیدن علما و انقلابیون و انحصار اقتدار در صنفی خاص همواره شود.
دوم. تقریبا تمامی انقلاب های معاصر (از انقلاب فرانسه گرفته تا بلشویسم شوروی) نه تنها به اهداف اعلام شده نرسیدند بلکه جز تغییر خونین رژیم کهن در اغلب موارد شکست خورده و بر عکس وعده ها عمل شد. در انقلاب فرانسه در همان روزهایی که بیانیه حقوق بشر به دست انقلابیون نوشته می شد، گیوتین بسیار فعال بود و در خیابان شانزلیزه (میدان کنکورد) سرها بود که از تن جدا می شد.
سوم. حداقل از نظر من انقلاب ایران، به هر دلیل، نه تنها به اهداف اصلی خود (اهدافی که در سخنان رهبر انقلاب به ویژه در پاریس و بعدتر بخش هایی از آن در اصول مختلف قانون اساسی ایران به ویژه در فصل سوم آن) نرسیده بلکه تا این لحظه غالبا دچار وارونگی شده و نقیض وعده هایی چون استقرار جمهوری ای مانند جمهوری فرانسه (وعده ای که خمینی در پاریس اعلام کرد) عمل شده و حتی روایت سنتی «حکومت عدل علی» نیز به کلی از یادها رفته است. در انقلاب شعار خیابانی این بود: «نظام شاهنشاهی سرچشمه فساد است / حکومت اسلامی مظهر عدل و داد است» ولی امروز حتی به گفته آیت الله منتظری در بیست سال قبل، نه از حکومت اسلامی موعود نشانی هست و نه از جمهوری و نه طبعا از اسلامیت اثری. اما نکته آن است که شکست انقلاب و ناکامی آن حداقل تا اینجای کار، به علل و عوامل داخلی و خارجی و نظری و عملی پیچیده ای باز می گردد و در واقع مسئولیت آن فقط بر گردن روحانیون و حاکمان و مذهبی ها نیست بلکه تمامی جریان های درگیر انقلاب هریک به تناسب و به نوعی مسئول این ناکامی هستند.
چهارم. اما مهم ترین نکته آن است که عموم انقلابیون مسلمان (از جمله من) در آن زمان البته تحت تأثیر آموزه های پیشکسوتانی چون بازرگان و شریعتی و حتی مطهری و در سطوحی خمینی می پنداشتند که با خوانشی از اسلام و متون و منابع اسلامی می توان با جهان مدرن و مؤلفه های آن از جمله آزادی و عدالت و رفاه و توسعه همه جانبه به سود فرد و جامعه در قالب جمهوریت نظام سیاسی سازگار و همراه شد؛ به گونه ای که هم دین و زیست اخلاقی در جایگاه و منزلت و نقش آفرینی خود قرار بگیرد و هم انسان ایرانی در پناه آزادی و امنیت و عدالت سازگار با دین جایگاه مناسب و شایسته تری پیدا کند. اما با گذشته زمان (حداقل برای من) روشن شده است که، افزون بر بدعملی مدیران نظام جدید، عنوان ترکیبی «جمهوری اسلامی» ناساز است و نمی توان با هر خوانشی از اسلام، اسلامیت را قید و یا صفت نهاد قدرت سیاسی یا دولت و حکومت قرار داد. زیرا اسلامیت به عنوان قید الزاماتی دارد و آن الزامات نظام سیاسی و ساخار حقوقی و حقیقی را دچار تناقضات بنیادین می کند و در فرجام کار کارآمدی را از نظام حکومتی می گیرد. فکر می کنم اگر انقلابیون مسلمان در سال انقلاب به این درک و تشخیص رسیده بودند، هرگز به جمهوری اسلامی آن هم با قید نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد (سخنی که خمینی گفت و بر آن اصرار می ورزید) رأی نمی دادند. جمع بندی من آن است که مشکل اصلی پیش از آن که در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی باشد، در ساختار حقوقی آن است.
پنجشنبه 12 فروردین 400
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
اخیرا به مناسبتی این پرسش از من شد که «چرا انقلاب اسلامی ایران به اهداف خود نرسید و نتوانست وعده هایی که داده بود را عملی کند؟ اسلام گرایان در کجا مسیر را اشتباه کردند؟» و من پاسخ زیر را نوشتم که اکنون به مناسبت در اینجا منتشر می شود:
پرسش مهمی است و پاسخ درخور می طلبد اما در اینجا به چند نکته به اجمال اشاره می کنم:
یکم. گفتنی است که در آغاز انقلاب ایران دارای پسوند «اسلامی» نبود. حتی زمانی که در اواخر شعار «حکومت اسلامی» و بعد «جمهوری اسلامی» مطرح شد، هنوز عنوان انقلاب اسلامی مطرح نبود و حداقل عمومیت و رسمیت نداشت. فکر می کنم پس از ورود آیت الله خمینی به ایران پسوند اسلامی به انقلاب پیوند خورد تا راه به قدرت رسیدن علما و انقلابیون و انحصار اقتدار در صنفی خاص همواره شود.
دوم. تقریبا تمامی انقلاب های معاصر (از انقلاب فرانسه گرفته تا بلشویسم شوروی) نه تنها به اهداف اعلام شده نرسیدند بلکه جز تغییر خونین رژیم کهن در اغلب موارد شکست خورده و بر عکس وعده ها عمل شد. در انقلاب فرانسه در همان روزهایی که بیانیه حقوق بشر به دست انقلابیون نوشته می شد، گیوتین بسیار فعال بود و در خیابان شانزلیزه (میدان کنکورد) سرها بود که از تن جدا می شد.
سوم. حداقل از نظر من انقلاب ایران، به هر دلیل، نه تنها به اهداف اصلی خود (اهدافی که در سخنان رهبر انقلاب به ویژه در پاریس و بعدتر بخش هایی از آن در اصول مختلف قانون اساسی ایران به ویژه در فصل سوم آن) نرسیده بلکه تا این لحظه غالبا دچار وارونگی شده و نقیض وعده هایی چون استقرار جمهوری ای مانند جمهوری فرانسه (وعده ای که خمینی در پاریس اعلام کرد) عمل شده و حتی روایت سنتی «حکومت عدل علی» نیز به کلی از یادها رفته است. در انقلاب شعار خیابانی این بود: «نظام شاهنشاهی سرچشمه فساد است / حکومت اسلامی مظهر عدل و داد است» ولی امروز حتی به گفته آیت الله منتظری در بیست سال قبل، نه از حکومت اسلامی موعود نشانی هست و نه از جمهوری و نه طبعا از اسلامیت اثری. اما نکته آن است که شکست انقلاب و ناکامی آن حداقل تا اینجای کار، به علل و عوامل داخلی و خارجی و نظری و عملی پیچیده ای باز می گردد و در واقع مسئولیت آن فقط بر گردن روحانیون و حاکمان و مذهبی ها نیست بلکه تمامی جریان های درگیر انقلاب هریک به تناسب و به نوعی مسئول این ناکامی هستند.
چهارم. اما مهم ترین نکته آن است که عموم انقلابیون مسلمان (از جمله من) در آن زمان البته تحت تأثیر آموزه های پیشکسوتانی چون بازرگان و شریعتی و حتی مطهری و در سطوحی خمینی می پنداشتند که با خوانشی از اسلام و متون و منابع اسلامی می توان با جهان مدرن و مؤلفه های آن از جمله آزادی و عدالت و رفاه و توسعه همه جانبه به سود فرد و جامعه در قالب جمهوریت نظام سیاسی سازگار و همراه شد؛ به گونه ای که هم دین و زیست اخلاقی در جایگاه و منزلت و نقش آفرینی خود قرار بگیرد و هم انسان ایرانی در پناه آزادی و امنیت و عدالت سازگار با دین جایگاه مناسب و شایسته تری پیدا کند. اما با گذشته زمان (حداقل برای من) روشن شده است که، افزون بر بدعملی مدیران نظام جدید، عنوان ترکیبی «جمهوری اسلامی» ناساز است و نمی توان با هر خوانشی از اسلام، اسلامیت را قید و یا صفت نهاد قدرت سیاسی یا دولت و حکومت قرار داد. زیرا اسلامیت به عنوان قید الزاماتی دارد و آن الزامات نظام سیاسی و ساخار حقوقی و حقیقی را دچار تناقضات بنیادین می کند و در فرجام کار کارآمدی را از نظام حکومتی می گیرد. فکر می کنم اگر انقلابیون مسلمان در سال انقلاب به این درک و تشخیص رسیده بودند، هرگز به جمهوری اسلامی آن هم با قید نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد (سخنی که خمینی گفت و بر آن اصرار می ورزید) رأی نمی دادند. جمع بندی من آن است که مشکل اصلی پیش از آن که در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی باشد، در ساختار حقوقی آن است.
پنجشنبه 12 فروردین 400
حسن یوسفی اشکوری
جان آگه با #فرهیختگان
اشاره مهدی نصیری مدیر مسول سابق کیهان به سیره امام علی(ع) و سیاستی که با شعار آن انقلاب شد
#فرهیختگان، ندای آگاهی
#فرهیختگان، ندای آگاهی
شش لباس دور ریختنی که باید آن را در سال جدید به آتش کشید!
مجتبی لشکر بلوکی
☘نوروز بمانید که نوروز شمایید☘
نکته 👈(به سراغ کمد ذهنیت ها و عادهایتان بروید .دربش را باز کنید .کمی از آن فاصله بگیرید و از دور به آن ها خودتان نگاه کنید .شاید این لباس ها ، باید دور انداخته شوند:
شش لباس کهنه ذهنی و دور ریختنی 👇
سال نو، فرصتی است برای پوشیدن لباس های نو و کنار گذاشتن کهنه ها
لباس ها، فقط کت و شلوار و پیراهن نیستند. لباس ها، عادت های ما هستند. می شود عادت های قدیمی و ذهنیت های کهنه را کنار گذاشت و رفتارهای جدید را تجربه کرد.
بنابراین به سراغ کمد ذهنیت ها و عادت هایتان بروید. دربش را باز کنید. کمی از آن فاصله بگیرید و از دور به آن ها خودتان نگاه کنید. شاید این لباس ها، باید دور انداخته شوند:
»» لباس انتظار برای شانس
اگر فکر می کنیم که آدم های موفق در اثر شانس به موفقیت رسیده اند سخت در اشتباهیم. کافیست زندگی هر کدام از کارآفرینان را بخوانیم موفقیت از عرق کردن و تلاش کردن و شکست خوردن به دست آمده. شانس، فرصت هایی است که یک ذهن آماده و کارکرده روی هوا می زند و نه صرفا یک انسان منتظر و خواب آلوده. خلاصه آنکه شما باید بروید در خانه شانس در بزنید و نه برعکس.
»» لباس کمالگرایی افراطی
کمالگرایی افراطی یعنی من باید در یک موضوع/زمینه/حوزه، به 100% برسم اگر نرسم باید آن را کنار بگذارم. لباس جدید می تواند این باشد: فقط یک پله بیشتر با گام های استوار.
»» لباس اهداف حقیر و مبتذل
این عادت فکری باعث می شود که هدف گذاری های کوچک یا مبتذل انجام دهیم. مثلا اگر در سبد اهدافمان فقط خانه و مدرک و شهرت است، یک جای کار ایراد دارد، انسان بودنِ انسان به داشتن اهداف فرافردی و فراخانوادگی است. به جایش عادت اهداف فراگیر را جایگزین کنید. بزرگ باشید و جهانی بیاندیشید. در جهان امروز که شبکه های اجتماعی در دسترس ماست برای آن که در سطح جهانی عمل کنیم، همه چیز آماده است.
»» لباس دروغ
دروغ روح آدمی را متلاشی می کند، لابد می پرسید چگونه؟ دروغ باعث می شود بین گفتار و باور شکاف بوجود بیاید. تکرار آن باعث می شود که این شکاف به سایر ارکان وجود آدمی نیز سرایت کند اما جمله شکاف بین گفتار و عمل (که می شود خیانت و عدم انجام تعهدات) و شکاف بین باور و گفتار (که می شود دو رویی) و شکاف بین ... دروغ سرآغاز متلاشی شدن روح است. لباس صداقت را بر جان خود بپوشانیم.
»» لباس تکرار دیگران و تقلید
پوشیدن این لباس باعث می شود که هر چه بیشتر شبیه به دیگران شویم. خودمان نباشیم بلکه دیگران را زندگی کنیم. باید جسور بود. لباس تقلید را درید و خودمان برای خودمان تصمیم گیری کنیم. خداوند هر کدام از ما را به صورت یکتا و تکرار نشدنی خلق کرده است.
»» لباس ترس از شکست
شکست ناشی از زمین خوردن نیست. وقتی شکست میخوریم که هیچوقت بلند نشویم. ریسک نکردن بزرگترین ریسکی است که میتوانیم انجام دهیم. بنابراین در سال جدید، چند تجربه جسورانه برای خودمان تعریف کنیم. حتی اگر در آن ها موفق نشدیم، موفق شده ایم که ترس از شکست را در خودمان بکشیم.
»» و عینک نقطه ضعف
علاوه بر آن شش لباس، در کمد لباس تان ممکن است عینک نقطه ضعف هم باشد آن را بیابید و بشکنید و دور بریزید. همه ما نقاط ضعفی داریم. اما توجه به نقاط ضعف باعث می شود که نقاط قوت خود را نبینیم. سال جدید را بگذارید سال تمرکز بر نقاط قوت. بپرسید با توجه به نقاط قوتم چه کاری می توانم انجام دهم؟
☑️⭕️فراموش نکنیم، این جان آدمی است که باید نو شود و نو بماند و گرنه تحویل سال جز گردش ایام و چرخش زمین نیست. از همین روست که گفته اند: نوروز بمانید که نورزو شمایید! از روی این جمله آخر رد نشوید. 30 ثانیه تامل کنید. نوروز هدیه خداوند به ماست و نوشدن و نو ماندن هدیه ما به اوست.
جان آگه با #فرهیختگان
مجتبی لشکر بلوکی
☘نوروز بمانید که نوروز شمایید☘
نکته 👈(به سراغ کمد ذهنیت ها و عادهایتان بروید .دربش را باز کنید .کمی از آن فاصله بگیرید و از دور به آن ها خودتان نگاه کنید .شاید این لباس ها ، باید دور انداخته شوند:
شش لباس کهنه ذهنی و دور ریختنی 👇
سال نو، فرصتی است برای پوشیدن لباس های نو و کنار گذاشتن کهنه ها
لباس ها، فقط کت و شلوار و پیراهن نیستند. لباس ها، عادت های ما هستند. می شود عادت های قدیمی و ذهنیت های کهنه را کنار گذاشت و رفتارهای جدید را تجربه کرد.
بنابراین به سراغ کمد ذهنیت ها و عادت هایتان بروید. دربش را باز کنید. کمی از آن فاصله بگیرید و از دور به آن ها خودتان نگاه کنید. شاید این لباس ها، باید دور انداخته شوند:
»» لباس انتظار برای شانس
اگر فکر می کنیم که آدم های موفق در اثر شانس به موفقیت رسیده اند سخت در اشتباهیم. کافیست زندگی هر کدام از کارآفرینان را بخوانیم موفقیت از عرق کردن و تلاش کردن و شکست خوردن به دست آمده. شانس، فرصت هایی است که یک ذهن آماده و کارکرده روی هوا می زند و نه صرفا یک انسان منتظر و خواب آلوده. خلاصه آنکه شما باید بروید در خانه شانس در بزنید و نه برعکس.
»» لباس کمالگرایی افراطی
کمالگرایی افراطی یعنی من باید در یک موضوع/زمینه/حوزه، به 100% برسم اگر نرسم باید آن را کنار بگذارم. لباس جدید می تواند این باشد: فقط یک پله بیشتر با گام های استوار.
»» لباس اهداف حقیر و مبتذل
این عادت فکری باعث می شود که هدف گذاری های کوچک یا مبتذل انجام دهیم. مثلا اگر در سبد اهدافمان فقط خانه و مدرک و شهرت است، یک جای کار ایراد دارد، انسان بودنِ انسان به داشتن اهداف فرافردی و فراخانوادگی است. به جایش عادت اهداف فراگیر را جایگزین کنید. بزرگ باشید و جهانی بیاندیشید. در جهان امروز که شبکه های اجتماعی در دسترس ماست برای آن که در سطح جهانی عمل کنیم، همه چیز آماده است.
»» لباس دروغ
دروغ روح آدمی را متلاشی می کند، لابد می پرسید چگونه؟ دروغ باعث می شود بین گفتار و باور شکاف بوجود بیاید. تکرار آن باعث می شود که این شکاف به سایر ارکان وجود آدمی نیز سرایت کند اما جمله شکاف بین گفتار و عمل (که می شود خیانت و عدم انجام تعهدات) و شکاف بین باور و گفتار (که می شود دو رویی) و شکاف بین ... دروغ سرآغاز متلاشی شدن روح است. لباس صداقت را بر جان خود بپوشانیم.
»» لباس تکرار دیگران و تقلید
پوشیدن این لباس باعث می شود که هر چه بیشتر شبیه به دیگران شویم. خودمان نباشیم بلکه دیگران را زندگی کنیم. باید جسور بود. لباس تقلید را درید و خودمان برای خودمان تصمیم گیری کنیم. خداوند هر کدام از ما را به صورت یکتا و تکرار نشدنی خلق کرده است.
»» لباس ترس از شکست
شکست ناشی از زمین خوردن نیست. وقتی شکست میخوریم که هیچوقت بلند نشویم. ریسک نکردن بزرگترین ریسکی است که میتوانیم انجام دهیم. بنابراین در سال جدید، چند تجربه جسورانه برای خودمان تعریف کنیم. حتی اگر در آن ها موفق نشدیم، موفق شده ایم که ترس از شکست را در خودمان بکشیم.
»» و عینک نقطه ضعف
علاوه بر آن شش لباس، در کمد لباس تان ممکن است عینک نقطه ضعف هم باشد آن را بیابید و بشکنید و دور بریزید. همه ما نقاط ضعفی داریم. اما توجه به نقاط ضعف باعث می شود که نقاط قوت خود را نبینیم. سال جدید را بگذارید سال تمرکز بر نقاط قوت. بپرسید با توجه به نقاط قوتم چه کاری می توانم انجام دهم؟
☑️⭕️فراموش نکنیم، این جان آدمی است که باید نو شود و نو بماند و گرنه تحویل سال جز گردش ایام و چرخش زمین نیست. از همین روست که گفته اند: نوروز بمانید که نورزو شمایید! از روی این جمله آخر رد نشوید. 30 ثانیه تامل کنید. نوروز هدیه خداوند به ماست و نوشدن و نو ماندن هدیه ما به اوست.
جان آگه با #فرهیختگان
Audio
نسخه شنیداری سخنرانی فرشاد مومنی تحت عنوان : عصر انتخاب های استراتژیک: درباره توافق همکاری اخیر با چین
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹مستند «حزب خران» در بی بی سی فارسی در روز سیزده فروردین
«حزب خران» که اولین بار در دهه ۲۰ شمسی در مطبوعات ایران ظاهر شد، در دهه ۴۰ بار دیگر توسط دستاندرکاران مجله فکاهی شناخته شده توفیق، بعنوان یک صفحه طنز ویژه در داخل آن مجله راهاندازی شد.
عباس توفیق از سردبیران مجله و یکی از بینانگذاران آن حزب میگوید آن ایده تنها بعنوان یک کار رسانهای برای مبارزه با ناهنجاریهای اقتصادی و اخلاقی جامعه در نظر گرفته شده بود اما با چنان استقبالی روبرو شد که کمکم شکل یک سازمان گرفت، متقاضیان عضو شدن باید «دلایل خریت» ارائه میکردند تا پذیرفته شوند و حتی برایشان «کارت حزبی» صادر شود. سیزدهبدرهم «روز خر» اعلام و بطور ویژهای جشن گرفته میشد. مستند حزب خران، روایتی است در مورد این حزب از زبان دستاندرکاران آن در بی بی سی فارسی در روز سیزدهبدر امسال.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
«حزب خران» که اولین بار در دهه ۲۰ شمسی در مطبوعات ایران ظاهر شد، در دهه ۴۰ بار دیگر توسط دستاندرکاران مجله فکاهی شناخته شده توفیق، بعنوان یک صفحه طنز ویژه در داخل آن مجله راهاندازی شد.
عباس توفیق از سردبیران مجله و یکی از بینانگذاران آن حزب میگوید آن ایده تنها بعنوان یک کار رسانهای برای مبارزه با ناهنجاریهای اقتصادی و اخلاقی جامعه در نظر گرفته شده بود اما با چنان استقبالی روبرو شد که کمکم شکل یک سازمان گرفت، متقاضیان عضو شدن باید «دلایل خریت» ارائه میکردند تا پذیرفته شوند و حتی برایشان «کارت حزبی» صادر شود. سیزدهبدرهم «روز خر» اعلام و بطور ویژهای جشن گرفته میشد. مستند حزب خران، روایتی است در مورد این حزب از زبان دستاندرکاران آن در بی بی سی فارسی در روز سیزدهبدر امسال.
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
آدینهی نیک و عید پاک
امسال نزد مسیحیان غرب آدینهی نیک یا جمعهی مقدس به امروز افتاده است.
این روز را در فرهنگهای آلمانیزبان Karfreitag و در فرهنگهای انگلیسیزبان Good Friday و در فرهنگهای فرانسویزبان Vendredi saint و در فرهنگهای عربزبان الجمعة العظیمة میخوانند.
آدینهی نیک از بزرگترین مناسبتهای جهان مسیحیت، روز بزرگداشت مصلوب شدن مسیح و یادآوری مصائب او ست.
مسیحیان معتقد اند، یکشنبه سه روز پس از آن که مسیح در سزرمین جلجتا (جلجتا یعنی جمجمهگاه) بیرون بیتالمقدس بر صلیب رفت و پیکرش به خاک سپرده شد، باز از خاک برخاست.
روز رستاخیز مسیح را مصادف با نخستین یکشنبه پس از برآمدن نخستین ماه تمام بهاری گرفتهاند. اینچنین، این یکشنبه مناسبتی شمسی-قمری است. به همین دلیل، در دو تقویم میلادی (گریگوری و جولیان) در بازههایی گوناگون در نوسان است. ۲۱ مارس نخستین روز بهار در تقویم گریگوری فعلا بر ۳ آوریل در تقویم جولیان منطبق است.
برای مسیحیان غرب که گاهشمار شمسی گریگوری را مبنای محاسبهی اوقات گرفتهاند، یکشنبهی رستاخیز مسیح در بازهای میان ۲۲ مارس و ۲۵ آوریل تغییر میکند.
این روز امسال نزد مسیحیان غرب به ۴ آوریل افتاده است. این عید بزرگترین عید در فرهنگ مسیحی است.
این یکشنبه را به آلمانی Ostersonntag، به انگلیسی Easter Sunday، و به فرانسوی Pâques، و به عربی عیدالفصح یا عیدالقیامة میخوانند.
واژههای Pâques و پاک (در ترکیب «عید پاک») و فصح (در ترکیب «عید الفصح») ریشهی واحدی دارند که همان פֶּסַח در عبری کهن است که به آوای pesaḥ (پسخ) خوانده میشود و از نظر معنایی و مناسکی، محتمل است بینسبت با سنن کهن «بلاگردانی» ساحران (تعویذ یا Apotropaic magic) نباشد. برخی نیز ریشهی این عید و واژههای پیرامون آن را به آیین میترائیسم برگرداندهاند.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/510
محمد مهدی مجاهدی
جان آگه با #فرهیختگان
امسال نزد مسیحیان غرب آدینهی نیک یا جمعهی مقدس به امروز افتاده است.
این روز را در فرهنگهای آلمانیزبان Karfreitag و در فرهنگهای انگلیسیزبان Good Friday و در فرهنگهای فرانسویزبان Vendredi saint و در فرهنگهای عربزبان الجمعة العظیمة میخوانند.
آدینهی نیک از بزرگترین مناسبتهای جهان مسیحیت، روز بزرگداشت مصلوب شدن مسیح و یادآوری مصائب او ست.
مسیحیان معتقد اند، یکشنبه سه روز پس از آن که مسیح در سزرمین جلجتا (جلجتا یعنی جمجمهگاه) بیرون بیتالمقدس بر صلیب رفت و پیکرش به خاک سپرده شد، باز از خاک برخاست.
روز رستاخیز مسیح را مصادف با نخستین یکشنبه پس از برآمدن نخستین ماه تمام بهاری گرفتهاند. اینچنین، این یکشنبه مناسبتی شمسی-قمری است. به همین دلیل، در دو تقویم میلادی (گریگوری و جولیان) در بازههایی گوناگون در نوسان است. ۲۱ مارس نخستین روز بهار در تقویم گریگوری فعلا بر ۳ آوریل در تقویم جولیان منطبق است.
برای مسیحیان غرب که گاهشمار شمسی گریگوری را مبنای محاسبهی اوقات گرفتهاند، یکشنبهی رستاخیز مسیح در بازهای میان ۲۲ مارس و ۲۵ آوریل تغییر میکند.
این روز امسال نزد مسیحیان غرب به ۴ آوریل افتاده است. این عید بزرگترین عید در فرهنگ مسیحی است.
این یکشنبه را به آلمانی Ostersonntag، به انگلیسی Easter Sunday، و به فرانسوی Pâques، و به عربی عیدالفصح یا عیدالقیامة میخوانند.
واژههای Pâques و پاک (در ترکیب «عید پاک») و فصح (در ترکیب «عید الفصح») ریشهی واحدی دارند که همان פֶּסַח در عبری کهن است که به آوای pesaḥ (پسخ) خوانده میشود و از نظر معنایی و مناسکی، محتمل است بینسبت با سنن کهن «بلاگردانی» ساحران (تعویذ یا Apotropaic magic) نباشد. برخی نیز ریشهی این عید و واژههای پیرامون آن را به آیین میترائیسم برگرداندهاند.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/510
محمد مهدی مجاهدی
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
پیام تسلیت معاون میراثفرهنگی کشور در پی درگذشت استاد پیشکسوت باستانشناسی
معاون میراثفرهنگی کشور با صدور پیامی درگذشت میرعابدین کابلی از مفاخر و اساتید پیشکسوت باستانشناسی ایران با نزدیک به نیم قرن حضور موثر و فعال در عرصههای پژوهش، آموزش و فعالیتهای میدانی باستان شناسی را تسلیت گفت.
در متن پیام محمدحسن طالبیان آمده است:
«انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تاسف جامعه و خانواده میراثفرهنگی در سال جدید بار دیگر در سوگ یکی دیگر از مفاخر علمی و خدمتگزار خود نشست. خبر درگذشت استاد فرهیخته و پیشکسوت باستانشناسی و میراثفرهنگی، شادروان میرعابدین کابلی پس از یک دوره بیماری سخت در آغازین روزهای فصل رویش و بالندگی در پی در گذشت یکی دیگر از اساتید مرمت کشور در سال جدید موجب تاثر و تاسف عمیق شد.
استاد کابلی از جمله باستانشناسان پرتلاش عرصه علم و فرهنگ با بیش از چهار دهه فعالیت در حوزه پژوهش و آموزش بود که از نخستین سالهای حضورش در سال ۱۳۵۱ در مرکز باستانشناسی ایران و پس از آن در سال ۱۳۶۷ در سازمان وقت میراثفرهنگی و سپس در پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری علاوه بر مسئولیتهای خطیر پژوهشی و مدیریتی در ستاد سازمان وقت، با شرکت در بسیاری از کاوشهای باستانشناسی و فعالیتهای میدانی به عنوان سرپرست کاوش یا باستانشناس دستاوردهای علمی در خور توجهی را به جامعه باستانشناسی و علمی کشور تقدیم کرده بود.
شركت در كاوشهای هفت تپه خوزستان، كاوشهای ابوفندوا در خوزستان، کاوشهای شهداد كرمان طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲و ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و ۱۳۷۳به عنوان باستانشناس، سرپرست و معاون هیئت، بررسیها هلیلان در ایلام، به عنوان سرپرست مشترک هیئت در سال ۱۳۵۳ ، كاوشهای تپه یحیی كرمان (پیش از تاریخ)، كاوشهای تپه حصار دامغان (پیش از تاریخ)، كاوشهای شوش خوزستان (پیش از تاریخ) به عنوان نماینده مركز باستانشناسی، كاوشهای سنگ سیاه برازجان (هخامنشی) به عنوان باستانشناس و نقشه بردار، كاوشهای تپه جلد و خرم آباد لرستان (پیش از تاریخ، ایلامی، ایلامی نو) به عنوان سرپرست هیئت، كاوشهای ارجان بهبهان (ایلامی نو)، كاوشهای شوش (هخامنشی، پارتی ، اسلام) به عنوان سرپرست هیئت در سالهای ۱۳۶۲،۱۳۶۳، ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵، تعیین حریم محوطه باستانی شهداد كرمان به عنوان سرپرست، كاوشهای ارجان خوزستان (ایلامی نو) به عنوان سرپرست هیئت، بررسی محوطه باستانی قمرود در قم به عنوان سرپرست هیئت در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ و ... از جمله فعالیتهای میدانی این باستانشناس فرهیخته و پرتلاش است که نتایج دستاوردهای آن در بسیاری از همایشها و نشستهای علمی در قالب مقاله و سخنرانی ارائه شده است.
علاوه بر تلاشها و فعالیتهای ارزشمند باستانشناسی و معرفی شایسته محوطههای بسیار با اهمیت ایران، استاد کابلی مدیریت مسئولانه سایتهایی چون شوش و هفت تپه را نیز در دوره طولانی بر عهده داشت و کار حفاظت و مرمت و آموزش به جوانان را توامان انجام میداد. از این رو دکتر کابلی در حوزه پژوهش و حفاظت و مرمت جزو پیشکسوتان دلسوز عرصه میراثفرهنگی بود که تکرار شدنی نیست.
ضایعه درگذشت این استاد فرهیخته را به جامعه میراثفرهنگی و باستانشناسی کشور، همکاران و شاگردان او و فرهنگ دوستان تســـلیت عرض کرده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم. روحش شاد»
جان آگه با #فرهیختگان
معاون میراثفرهنگی کشور با صدور پیامی درگذشت میرعابدین کابلی از مفاخر و اساتید پیشکسوت باستانشناسی ایران با نزدیک به نیم قرن حضور موثر و فعال در عرصههای پژوهش، آموزش و فعالیتهای میدانی باستان شناسی را تسلیت گفت.
در متن پیام محمدحسن طالبیان آمده است:
«انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تاسف جامعه و خانواده میراثفرهنگی در سال جدید بار دیگر در سوگ یکی دیگر از مفاخر علمی و خدمتگزار خود نشست. خبر درگذشت استاد فرهیخته و پیشکسوت باستانشناسی و میراثفرهنگی، شادروان میرعابدین کابلی پس از یک دوره بیماری سخت در آغازین روزهای فصل رویش و بالندگی در پی در گذشت یکی دیگر از اساتید مرمت کشور در سال جدید موجب تاثر و تاسف عمیق شد.
استاد کابلی از جمله باستانشناسان پرتلاش عرصه علم و فرهنگ با بیش از چهار دهه فعالیت در حوزه پژوهش و آموزش بود که از نخستین سالهای حضورش در سال ۱۳۵۱ در مرکز باستانشناسی ایران و پس از آن در سال ۱۳۶۷ در سازمان وقت میراثفرهنگی و سپس در پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری علاوه بر مسئولیتهای خطیر پژوهشی و مدیریتی در ستاد سازمان وقت، با شرکت در بسیاری از کاوشهای باستانشناسی و فعالیتهای میدانی به عنوان سرپرست کاوش یا باستانشناس دستاوردهای علمی در خور توجهی را به جامعه باستانشناسی و علمی کشور تقدیم کرده بود.
شركت در كاوشهای هفت تپه خوزستان، كاوشهای ابوفندوا در خوزستان، کاوشهای شهداد كرمان طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲و ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و ۱۳۷۳به عنوان باستانشناس، سرپرست و معاون هیئت، بررسیها هلیلان در ایلام، به عنوان سرپرست مشترک هیئت در سال ۱۳۵۳ ، كاوشهای تپه یحیی كرمان (پیش از تاریخ)، كاوشهای تپه حصار دامغان (پیش از تاریخ)، كاوشهای شوش خوزستان (پیش از تاریخ) به عنوان نماینده مركز باستانشناسی، كاوشهای سنگ سیاه برازجان (هخامنشی) به عنوان باستانشناس و نقشه بردار، كاوشهای تپه جلد و خرم آباد لرستان (پیش از تاریخ، ایلامی، ایلامی نو) به عنوان سرپرست هیئت، كاوشهای ارجان بهبهان (ایلامی نو)، كاوشهای شوش (هخامنشی، پارتی ، اسلام) به عنوان سرپرست هیئت در سالهای ۱۳۶۲،۱۳۶۳، ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵، تعیین حریم محوطه باستانی شهداد كرمان به عنوان سرپرست، كاوشهای ارجان خوزستان (ایلامی نو) به عنوان سرپرست هیئت، بررسی محوطه باستانی قمرود در قم به عنوان سرپرست هیئت در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ و ... از جمله فعالیتهای میدانی این باستانشناس فرهیخته و پرتلاش است که نتایج دستاوردهای آن در بسیاری از همایشها و نشستهای علمی در قالب مقاله و سخنرانی ارائه شده است.
علاوه بر تلاشها و فعالیتهای ارزشمند باستانشناسی و معرفی شایسته محوطههای بسیار با اهمیت ایران، استاد کابلی مدیریت مسئولانه سایتهایی چون شوش و هفت تپه را نیز در دوره طولانی بر عهده داشت و کار حفاظت و مرمت و آموزش به جوانان را توامان انجام میداد. از این رو دکتر کابلی در حوزه پژوهش و حفاظت و مرمت جزو پیشکسوتان دلسوز عرصه میراثفرهنگی بود که تکرار شدنی نیست.
ضایعه درگذشت این استاد فرهیخته را به جامعه میراثفرهنگی و باستانشناسی کشور، همکاران و شاگردان او و فرهنگ دوستان تســـلیت عرض کرده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم. روحش شاد»
جان آگه با #فرهیختگان
اصلاح طلب تمام عیار
سیدعلی میرموسوی:
مهندس مهدی بازرگان از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای که بیش از ۸۰ اثر شامل کتاب، مقاله و جزوه در موضوع های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و علمی تنها بخشی از آن است. مشخصه اصلی و مشترک این آثار پردازش به مسائل و دشواری های فراروی جامعه ایران و کوشش برای ارائه راهی برای برون رفت از آن ها بود.
نواندیشی دینی بازرگان با چند ویژگی برجسته مشخص می شد: نخست قرآن گرایی، که به تعبیر خودش ریشه در درس تفسیر قرآن ابولحسن خان فروغی در دوران دبیرستان داشت. قرآن گرایی نزد او به معنای اولویت بخشیدن به قرآن در فهم دین بود و با نگاهی انتقادی به برداشت رسمی و رایج از دین همراه بود. دومین ویژگی آن بهره بردن از یافته های علمی جدید در تفسیر تعالیم و آموزه های دینی و توجیه و پشتیبانی از آن بود. سومین ویژگی پرهیز از التقاط آموزه ها و مفاهیم دینی با مفاهیم مارکسیستی بود که نیروهای چپ در ترویج آن می کوشیدند. در نهایت این که هرچند او از ایدئولوژی اسلامی سخن می گفت، ولی با ایدئولوژیک شدن اندیشه دینی به معنای بسته و غیر قابل نقد بودن آن نیز مخالف بود.
متن کامل
https://bit.ly/3rqbLAG
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
سیدعلی میرموسوی:
مهندس مهدی بازرگان از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای که بیش از ۸۰ اثر شامل کتاب، مقاله و جزوه در موضوع های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و علمی تنها بخشی از آن است. مشخصه اصلی و مشترک این آثار پردازش به مسائل و دشواری های فراروی جامعه ایران و کوشش برای ارائه راهی برای برون رفت از آن ها بود.
نواندیشی دینی بازرگان با چند ویژگی برجسته مشخص می شد: نخست قرآن گرایی، که به تعبیر خودش ریشه در درس تفسیر قرآن ابولحسن خان فروغی در دوران دبیرستان داشت. قرآن گرایی نزد او به معنای اولویت بخشیدن به قرآن در فهم دین بود و با نگاهی انتقادی به برداشت رسمی و رایج از دین همراه بود. دومین ویژگی آن بهره بردن از یافته های علمی جدید در تفسیر تعالیم و آموزه های دینی و توجیه و پشتیبانی از آن بود. سومین ویژگی پرهیز از التقاط آموزه ها و مفاهیم دینی با مفاهیم مارکسیستی بود که نیروهای چپ در ترویج آن می کوشیدند. در نهایت این که هرچند او از ایدئولوژی اسلامی سخن می گفت، ولی با ایدئولوژیک شدن اندیشه دینی به معنای بسته و غیر قابل نقد بودن آن نیز مخالف بود.
متن کامل
https://bit.ly/3rqbLAG
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Telegraph
اصلاح طلب تمام عیار
منبع: ماهنامه اندیشه پویا شماره ۷۱ مهندس مهدی بازرگان (1286-1373) از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای…
ریل انحرافی حمایت از تولید
علی میرزاخانی
در ایران به دلیل دو خطای بزرگ، «حمایت از تولیدکننده» جای «حمایت از تولید» را گرفته است و این جابجایی، یک انحراف بزرگ محسوب میشود. اگر سیاستگذاری اقتصادی جهان طی دو دهه گذشته، در اختیار متولیان اقتصاد ایران بود احتمالا مردم جهان مجبور بودند همچنان گوشیهای دکمهای نوکیا را استفاده کنند چون عمرا این متولیان محترم اجازه میدادند نوکیا که به سلائق مردم بیاعتنا ماند ورشکست شود و به جایش کاری میکردند که تولیدکنندگان گوشی هوشمند جوانمرگ شوند! علت اینکه نوکیاهای زیادی به صورت خودروهای عقبمانده و تولیدات بیکیفیت به شهروند ایرانی تحمیل میشود ریشه در این انحراف دارد. در سرمقاله شماره اول ۱۴۰۰ این داستان را تشریح کردهام.
▫️متن کامل👇🏻
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/3752160-ریل-انحرافی-حمایت-از-تولید
علی میرزاخانی
در ایران به دلیل دو خطای بزرگ، «حمایت از تولیدکننده» جای «حمایت از تولید» را گرفته است و این جابجایی، یک انحراف بزرگ محسوب میشود. اگر سیاستگذاری اقتصادی جهان طی دو دهه گذشته، در اختیار متولیان اقتصاد ایران بود احتمالا مردم جهان مجبور بودند همچنان گوشیهای دکمهای نوکیا را استفاده کنند چون عمرا این متولیان محترم اجازه میدادند نوکیا که به سلائق مردم بیاعتنا ماند ورشکست شود و به جایش کاری میکردند که تولیدکنندگان گوشی هوشمند جوانمرگ شوند! علت اینکه نوکیاهای زیادی به صورت خودروهای عقبمانده و تولیدات بیکیفیت به شهروند ایرانی تحمیل میشود ریشه در این انحراف دارد. در سرمقاله شماره اول ۱۴۰۰ این داستان را تشریح کردهام.
▫️متن کامل👇🏻
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/3752160-ریل-انحرافی-حمایت-از-تولید
روزنامه دنیای اقتصاد
ریل انحرافی حمایت از تولید
شعار سال جدید همانند اکثر سالهای اخیر به مقوله «تولید» اختصاص یافته که هم نشانگر اهمیت موضوع است و هم نشانگر اینکه اهداف حمایت از تولید آنگونه که انتظار میرفت، تحقق نیافته است.