اصلاح طلب تمام عیار
سیدعلی میرموسوی:
مهندس مهدی بازرگان از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای که بیش از ۸۰ اثر شامل کتاب، مقاله و جزوه در موضوع های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و علمی تنها بخشی از آن است. مشخصه اصلی و مشترک این آثار پردازش به مسائل و دشواری های فراروی جامعه ایران و کوشش برای ارائه راهی برای برون رفت از آن ها بود.
نواندیشی دینی بازرگان با چند ویژگی برجسته مشخص می شد: نخست قرآن گرایی، که به تعبیر خودش ریشه در درس تفسیر قرآن ابولحسن خان فروغی در دوران دبیرستان داشت. قرآن گرایی نزد او به معنای اولویت بخشیدن به قرآن در فهم دین بود و با نگاهی انتقادی به برداشت رسمی و رایج از دین همراه بود. دومین ویژگی آن بهره بردن از یافته های علمی جدید در تفسیر تعالیم و آموزه های دینی و توجیه و پشتیبانی از آن بود. سومین ویژگی پرهیز از التقاط آموزه ها و مفاهیم دینی با مفاهیم مارکسیستی بود که نیروهای چپ در ترویج آن می کوشیدند. در نهایت این که هرچند او از ایدئولوژی اسلامی سخن می گفت، ولی با ایدئولوژیک شدن اندیشه دینی به معنای بسته و غیر قابل نقد بودن آن نیز مخالف بود.
متن کامل
https://bit.ly/3rqbLAG
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
سیدعلی میرموسوی:
مهندس مهدی بازرگان از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای که بیش از ۸۰ اثر شامل کتاب، مقاله و جزوه در موضوع های گوناگون اجتماعی، مذهبی، سیاسی و علمی تنها بخشی از آن است. مشخصه اصلی و مشترک این آثار پردازش به مسائل و دشواری های فراروی جامعه ایران و کوشش برای ارائه راهی برای برون رفت از آن ها بود.
نواندیشی دینی بازرگان با چند ویژگی برجسته مشخص می شد: نخست قرآن گرایی، که به تعبیر خودش ریشه در درس تفسیر قرآن ابولحسن خان فروغی در دوران دبیرستان داشت. قرآن گرایی نزد او به معنای اولویت بخشیدن به قرآن در فهم دین بود و با نگاهی انتقادی به برداشت رسمی و رایج از دین همراه بود. دومین ویژگی آن بهره بردن از یافته های علمی جدید در تفسیر تعالیم و آموزه های دینی و توجیه و پشتیبانی از آن بود. سومین ویژگی پرهیز از التقاط آموزه ها و مفاهیم دینی با مفاهیم مارکسیستی بود که نیروهای چپ در ترویج آن می کوشیدند. در نهایت این که هرچند او از ایدئولوژی اسلامی سخن می گفت، ولی با ایدئولوژیک شدن اندیشه دینی به معنای بسته و غیر قابل نقد بودن آن نیز مخالف بود.
متن کامل
https://bit.ly/3rqbLAG
#فرهیختگان پیک آگاهی شماست
Telegraph
اصلاح طلب تمام عیار
منبع: ماهنامه اندیشه پویا شماره ۷۱ مهندس مهدی بازرگان (1286-1373) از روشنفکران دینی برجسته و موثر چهاردهمین قرن هجری بود که اندیشه و عمل را به هم آمیخت و به تعبیر ماکس وبر رسالت دانشمند و سیاستمدار را ترکیب کرد. چهرهای پرکار و خستگی ناپذیر با کارنامه ای…
ریل انحرافی حمایت از تولید
علی میرزاخانی
در ایران به دلیل دو خطای بزرگ، «حمایت از تولیدکننده» جای «حمایت از تولید» را گرفته است و این جابجایی، یک انحراف بزرگ محسوب میشود. اگر سیاستگذاری اقتصادی جهان طی دو دهه گذشته، در اختیار متولیان اقتصاد ایران بود احتمالا مردم جهان مجبور بودند همچنان گوشیهای دکمهای نوکیا را استفاده کنند چون عمرا این متولیان محترم اجازه میدادند نوکیا که به سلائق مردم بیاعتنا ماند ورشکست شود و به جایش کاری میکردند که تولیدکنندگان گوشی هوشمند جوانمرگ شوند! علت اینکه نوکیاهای زیادی به صورت خودروهای عقبمانده و تولیدات بیکیفیت به شهروند ایرانی تحمیل میشود ریشه در این انحراف دارد. در سرمقاله شماره اول ۱۴۰۰ این داستان را تشریح کردهام.
▫️متن کامل👇🏻
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/3752160-ریل-انحرافی-حمایت-از-تولید
علی میرزاخانی
در ایران به دلیل دو خطای بزرگ، «حمایت از تولیدکننده» جای «حمایت از تولید» را گرفته است و این جابجایی، یک انحراف بزرگ محسوب میشود. اگر سیاستگذاری اقتصادی جهان طی دو دهه گذشته، در اختیار متولیان اقتصاد ایران بود احتمالا مردم جهان مجبور بودند همچنان گوشیهای دکمهای نوکیا را استفاده کنند چون عمرا این متولیان محترم اجازه میدادند نوکیا که به سلائق مردم بیاعتنا ماند ورشکست شود و به جایش کاری میکردند که تولیدکنندگان گوشی هوشمند جوانمرگ شوند! علت اینکه نوکیاهای زیادی به صورت خودروهای عقبمانده و تولیدات بیکیفیت به شهروند ایرانی تحمیل میشود ریشه در این انحراف دارد. در سرمقاله شماره اول ۱۴۰۰ این داستان را تشریح کردهام.
▫️متن کامل👇🏻
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/3752160-ریل-انحرافی-حمایت-از-تولید
روزنامه دنیای اقتصاد
ریل انحرافی حمایت از تولید
شعار سال جدید همانند اکثر سالهای اخیر به مقوله «تولید» اختصاص یافته که هم نشانگر اهمیت موضوع است و هم نشانگر اینکه اهداف حمایت از تولید آنگونه که انتظار میرفت، تحقق نیافته است.
عراق بدون ایران در مسیر پیشرفت!
رحیم قمیشی
همان موقع که ما داشتیم قرارداد نقشه راه را با چین امضا میکردیم که به قول دکتر ظریف چنانچه تحریمها برداشته نشوند و FATF تصویب نشود، هیچ ارزش مهمی را برای ما نخواهد داشت.
همان وقتی که ما داشتیم فکر میکردیم آیا میزان تزریق واکسن کرونا را از دو دهم درصد میتوانیم به سه دهم درصد برسانیم، همان وقتی که ما نگران نزدیک شدن اسراییل به عربستان بودیم، الکاظمی نخست وزیر عراق در رأس هیأت بلند پایهای به عربستان رفت و ضمن دیدار با محمد بن سلمان ولیعهد آن کشور، قرارداد جامع اقتصادی با عربستان به امضا رساند تا انشاالله با حضور فعالانه سرمایهها و شرکتهای عربستانی در عراق، شاهد شکوفایی بیشتر آن کشورها باشیم.
البته که عراق حق دارد برای پیشرفت کشورش برنامهریزی بلند مدت داشته باشد.
اما...
میدانیم ما ۳۰ درصد انرژی عراق را تامین میکنیم در حالی که آن کشور حتی یک دلار بابت آن انرژی حیاتی صادراتی را به ما ندارد.
در حالیکه ما شهدای بسیاری را در مبارزه با داعش در عراق دادیم، عربستان از هیچ کمکی به بعثیها و داعشیها برای خرابکاری در آن کشور مضایقه نکرد.
در حالیکه ما بابت همه تخریبهای زمان جنگ در کشورمان، بابت خرمشهر خونین و تخریب شدهمان، بابت شهدای مظلوممان در دفاع از اهواز و آبادان و هویزه و سوسنگرد و سایر شهرها، بابت شهدایی که در حمله موشکی شبانه به مردم مظلوم شهرهایمان، بابت دهها هزار مجروح شیمیایی، یک ریال از عراق تقاضای غرامت نکردیم، مبادا فشاری به آنها وارد بیاید.
در حالی که ما مسئولیت عراق را در شهید شدن فرمانده عزیزمان قاسم سلیمانی در سفر به آن کشور را نادیده گرفتیم، عراق به سلامتی همه ما، قراردادهایی را با عربستان امضا کرد تا بزودی شرکتهای عربستانی در عراق فعال شوند و به ما بخندند.
لابد خون عربستانیها ژنتیک دیگری دارد که با وجود خیانتهایشان هرگز آلوده نمیشود!
میدانیم فردای سوریه هم همین است و ما شاید ناگزیر از پرداخت خسارت هم باشیم.
میدانیم آینده یمن و لبنان و فلسطین هم همین است.
میدانیم ما ملت مظلومی هستیم که سرمایههای پر زحمتمان باید صرف اموری شوند که کمترین بهره را برای ما دارد... اگر ضرر نداشته باشد!
پیوند عربستان و عراق، پیوند سوریه و ترکیه، پیوند اسراییل و امارات، پیوند قطر و عربستان مبارکشان...
فقط یادشان نرود ما در روزهای سختی مردممان بهخاطر بسیاریشان رنجهای بسیار بیشتری بردیم! ما هزارن شهید دادیم تا آنها بهرهاش را ببرند.
حتما آنها پیشرفت میکنند.
حتما ما روزهای بهتر را خواهیم دید.
حتما آینده خوبتر است.
فقط نمیدانم چطور!
تنها میدانم انتخابات در آن هیچ تاثیری ندارد! هیچ تاثیری.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
رحیم قمیشی
همان موقع که ما داشتیم قرارداد نقشه راه را با چین امضا میکردیم که به قول دکتر ظریف چنانچه تحریمها برداشته نشوند و FATF تصویب نشود، هیچ ارزش مهمی را برای ما نخواهد داشت.
همان وقتی که ما داشتیم فکر میکردیم آیا میزان تزریق واکسن کرونا را از دو دهم درصد میتوانیم به سه دهم درصد برسانیم، همان وقتی که ما نگران نزدیک شدن اسراییل به عربستان بودیم، الکاظمی نخست وزیر عراق در رأس هیأت بلند پایهای به عربستان رفت و ضمن دیدار با محمد بن سلمان ولیعهد آن کشور، قرارداد جامع اقتصادی با عربستان به امضا رساند تا انشاالله با حضور فعالانه سرمایهها و شرکتهای عربستانی در عراق، شاهد شکوفایی بیشتر آن کشورها باشیم.
البته که عراق حق دارد برای پیشرفت کشورش برنامهریزی بلند مدت داشته باشد.
اما...
میدانیم ما ۳۰ درصد انرژی عراق را تامین میکنیم در حالی که آن کشور حتی یک دلار بابت آن انرژی حیاتی صادراتی را به ما ندارد.
در حالیکه ما شهدای بسیاری را در مبارزه با داعش در عراق دادیم، عربستان از هیچ کمکی به بعثیها و داعشیها برای خرابکاری در آن کشور مضایقه نکرد.
در حالیکه ما بابت همه تخریبهای زمان جنگ در کشورمان، بابت خرمشهر خونین و تخریب شدهمان، بابت شهدای مظلوممان در دفاع از اهواز و آبادان و هویزه و سوسنگرد و سایر شهرها، بابت شهدایی که در حمله موشکی شبانه به مردم مظلوم شهرهایمان، بابت دهها هزار مجروح شیمیایی، یک ریال از عراق تقاضای غرامت نکردیم، مبادا فشاری به آنها وارد بیاید.
در حالی که ما مسئولیت عراق را در شهید شدن فرمانده عزیزمان قاسم سلیمانی در سفر به آن کشور را نادیده گرفتیم، عراق به سلامتی همه ما، قراردادهایی را با عربستان امضا کرد تا بزودی شرکتهای عربستانی در عراق فعال شوند و به ما بخندند.
لابد خون عربستانیها ژنتیک دیگری دارد که با وجود خیانتهایشان هرگز آلوده نمیشود!
میدانیم فردای سوریه هم همین است و ما شاید ناگزیر از پرداخت خسارت هم باشیم.
میدانیم آینده یمن و لبنان و فلسطین هم همین است.
میدانیم ما ملت مظلومی هستیم که سرمایههای پر زحمتمان باید صرف اموری شوند که کمترین بهره را برای ما دارد... اگر ضرر نداشته باشد!
پیوند عربستان و عراق، پیوند سوریه و ترکیه، پیوند اسراییل و امارات، پیوند قطر و عربستان مبارکشان...
فقط یادشان نرود ما در روزهای سختی مردممان بهخاطر بسیاریشان رنجهای بسیار بیشتری بردیم! ما هزارن شهید دادیم تا آنها بهرهاش را ببرند.
حتما آنها پیشرفت میکنند.
حتما ما روزهای بهتر را خواهیم دید.
حتما آینده خوبتر است.
فقط نمیدانم چطور!
تنها میدانم انتخابات در آن هیچ تاثیری ندارد! هیچ تاثیری.
#فرهیختگان، ندای آگاهی
کلاس آنلاین هاروارد در مورد کار آفرینی در کشورهای در حال توسعه.
شرکت در دوره کاملآ رایگان است
https://online-learning.harvard.edu/course/entrepreneurship-in-emerging-economies?delta=2
شرکت در دوره کاملآ رایگان است
https://online-learning.harvard.edu/course/entrepreneurship-in-emerging-economies?delta=2
Harvard University
Entrepreneurship in Emerging Economies | Harvard University
Explore how entrepreneurship and innovation tackle complex social problems in emerging economies.
🔺 بسیار خواندنی و نکتهسنجانه. این نوشته نقشهی راه آیندهای مداراجو و چندفرهنگگرا را برای ایران ترسیم میکند، نقشهی راهی که هم از تئوکراسی برکنار است و هم از عکسبرگردان آن: سکولاریسم سخت.
یاسر میردامادی
https://www.aasoo.org/fa/articles/3365
جان آگه با #فرهیختگان
یاسر میردامادی
https://www.aasoo.org/fa/articles/3365
جان آگه با #فرهیختگان
آسو
ایرانیان از پساسکولاریسم چه میتوانند بیاموزند؟ | آسو
شاید به نظر برسد که در کشوری مانند ایران که هرگز به معنای دقیق کلمه نظمی سکولار بر آن حاکم نبوده، پساسکولاریسم آموزهای برای وضع موجود ندارد. با وجود این، نظری عمیقتر به خاستگاههای سکولاریسم،
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این قطعه مجموعهای از خلاف اخلاق قانون عرف و شرع را باهم یکجا دارد که اگر عدلیه کشوری صادقانه مدعی حق عمومی مردم باشد باید روحانی اتوبوس را با عناوین اتهامی مخل تندرستی آحاد جامعه ، نظم عمومی، مضر به اعتقادات مردم و متجاوز به قانون رسمی کشور محاکمه و راهی زندان کند.
این نمونه کوچکی از چهل سال مدیریت یک کشور معتبر و ثروتمند بدست کسانی است که حتی در حاکمیت تحت امر خود ماجراجویی و اخلال میکنند !
#فرهیختگان، راهی به آگاهی است
این نمونه کوچکی از چهل سال مدیریت یک کشور معتبر و ثروتمند بدست کسانی است که حتی در حاکمیت تحت امر خود ماجراجویی و اخلال میکنند !
#فرهیختگان، راهی به آگاهی است
NAQDDINI4-V2.pdf
1.6 MB
چهارمین شماره فصلنامه نقد دینی
تحول احوال
•تحوّل مؤمنانه
محمد جواد اکبرین
•اصلاحگری اسلامی، جریانهای فکری و چهرههای شاخص آن
استون دووارت، با مقدمه و ترجمهی رضا بهشتی معز
•تحول احوال دینداری و دینداران
مقصود فراستخواه، مهسا یارسان
•در جستجوی معنای معنای متن دینی
احمد علوی
•طرحی نظری در تحلیل اندیشه سیاسی شیعه
امیرحسین علینقی
•دادههای وحیانی و یافتههای انسانی
محسن متقی
•گامی دیگر در تقدم اخلاق بر فقه
سارا رضائیه
نسخه PDF شماره تازه فصلنامه ارزشمند و تحقیقی "نقد دینی" را بطور کامل و رایگان دانلود و مطالعه کنید.
#فرهیختگان
تحول احوال
•تحوّل مؤمنانه
محمد جواد اکبرین
•اصلاحگری اسلامی، جریانهای فکری و چهرههای شاخص آن
استون دووارت، با مقدمه و ترجمهی رضا بهشتی معز
•تحول احوال دینداری و دینداران
مقصود فراستخواه، مهسا یارسان
•در جستجوی معنای معنای متن دینی
احمد علوی
•طرحی نظری در تحلیل اندیشه سیاسی شیعه
امیرحسین علینقی
•دادههای وحیانی و یافتههای انسانی
محسن متقی
•گامی دیگر در تقدم اخلاق بر فقه
سارا رضائیه
نسخه PDF شماره تازه فصلنامه ارزشمند و تحقیقی "نقد دینی" را بطور کامل و رایگان دانلود و مطالعه کنید.
#فرهیختگان
سازمان جهانی بهداشت: تجمعات مذهبی حتیالقدور محدود شوند
🔸سازمان جهانی بهداشت در بیانیهای از مردم جوامع مختلف خواست تا میتوانند از برگزاری مراسم و حضور در اجتماعات خودداری کنند. این بیانیه به ویژه به اعیاد و مناسبتهای دینی از جمله عید پاک و ماه رمضان اشاره دارد و از معتقدان میخواهد جشنهای خود را حتیالمقدور در فضای باز، در زمانی محدود با افرادی معدود برگزار کنند.
سازمان جهانی بهداشت تاکید کرده که حاضران در این گونه مراسم، باید همواره ماسک داشته باشند، دستهای خود را ضدعفونی کنند و مقررات فاصلهگذاری را از یاد نبرند.
در این بیانیه توصیه شده که بهتر است اعیاد به صورت خانوادگی انجام گیرند و از دیدارهای متفرقه پرهیز شود.
احمد المنداری، مدیر بخش خاورمیانه سازمان جهانی بهداشت گفته است که ۱۴ کشور منطقه از جمله ایران و اردن، با جهش آمار ابتلا به کرونا و مرگ و میر ناشی از بیماری مواجه هستند.
او در یک کنفرانس مطبوعاتی، به تجربه سال گذشته اشاره کرد که نشانگر افزایش موارد ابتلا در اعیاد و تعطیلات مذهبی بود و از مردم خواست در به جا آوردن مناسک و مراسم معمول در ماه رمضان یا عید پاک، مراقب باشند.
مصر و دوبی گفتهاند که ضیافتها و گردهماییهایی بین افطار و سحر ممنوع میشوند اما نماز تراویح (نماز جماعت مسلمانان سنی پس از نماز عشا در ماه رمضان) به قوت خود باقی خواهد بود اما زمان آن به نیمساعت محدود میشود.
در اردن اما به دلیل وضعیت خطیر شیوع ویروس، اقامه نماز تراویح در مساجد تا پایان ماه رمضان تعطیل خواهد بود. دولت ترکیه زودتر از سایر کشورهای مسلمان، تدابیری برای ماه رمضان اندیشیده و محدودیتهای سراسری اعلام کرده است.
طبق تصمیم اردوغان، در طول رمضان، تردد بین شهری در روزهای آخر هفته ممنوع خواهد بود و رستورانها صرفا برای تحویل به مشتری، غذا درست میکنند. هرگونه اجتماع برای افطار و فاصله بین افطار و سحر نیز قدغن شده است
جان آگه با #فرهیختگان
🔸سازمان جهانی بهداشت در بیانیهای از مردم جوامع مختلف خواست تا میتوانند از برگزاری مراسم و حضور در اجتماعات خودداری کنند. این بیانیه به ویژه به اعیاد و مناسبتهای دینی از جمله عید پاک و ماه رمضان اشاره دارد و از معتقدان میخواهد جشنهای خود را حتیالمقدور در فضای باز، در زمانی محدود با افرادی معدود برگزار کنند.
سازمان جهانی بهداشت تاکید کرده که حاضران در این گونه مراسم، باید همواره ماسک داشته باشند، دستهای خود را ضدعفونی کنند و مقررات فاصلهگذاری را از یاد نبرند.
در این بیانیه توصیه شده که بهتر است اعیاد به صورت خانوادگی انجام گیرند و از دیدارهای متفرقه پرهیز شود.
احمد المنداری، مدیر بخش خاورمیانه سازمان جهانی بهداشت گفته است که ۱۴ کشور منطقه از جمله ایران و اردن، با جهش آمار ابتلا به کرونا و مرگ و میر ناشی از بیماری مواجه هستند.
او در یک کنفرانس مطبوعاتی، به تجربه سال گذشته اشاره کرد که نشانگر افزایش موارد ابتلا در اعیاد و تعطیلات مذهبی بود و از مردم خواست در به جا آوردن مناسک و مراسم معمول در ماه رمضان یا عید پاک، مراقب باشند.
مصر و دوبی گفتهاند که ضیافتها و گردهماییهایی بین افطار و سحر ممنوع میشوند اما نماز تراویح (نماز جماعت مسلمانان سنی پس از نماز عشا در ماه رمضان) به قوت خود باقی خواهد بود اما زمان آن به نیمساعت محدود میشود.
در اردن اما به دلیل وضعیت خطیر شیوع ویروس، اقامه نماز تراویح در مساجد تا پایان ماه رمضان تعطیل خواهد بود. دولت ترکیه زودتر از سایر کشورهای مسلمان، تدابیری برای ماه رمضان اندیشیده و محدودیتهای سراسری اعلام کرده است.
طبق تصمیم اردوغان، در طول رمضان، تردد بین شهری در روزهای آخر هفته ممنوع خواهد بود و رستورانها صرفا برای تحویل به مشتری، غذا درست میکنند. هرگونه اجتماع برای افطار و فاصله بین افطار و سحر نیز قدغن شده است
جان آگه با #فرهیختگان
دانشگاه بیدانش
درباره نوع گزینش استاد، اداره ایدئولوژیکی دانشگاه و کنکور و باقی قضایا مرا نمیرسد که چیزی بگویم! اینکه در وزارت علوم، علمی و در دانشگاه، دانشی نمانده، بحثی نیست که بتوان در چند سطر ناقابل تکلیف آن را روشن کرد. مسئولان انتخاب خود را کردهاند و دود این انتخاب نیز به چشم آنان خواهد رفت. در اینباره نیز مانند بسیاری از مشکلات کشور باید فکری اساسی کرد و البته باید کسانی باشند که فکری داشته باشند و مسئولانی که گوش شنیدن دارند. در چنین کارهایی، در کشوری مانند ایران، هیچ عجلهای نیست، که از قدیم میدانیم کار شیطان است اما کار انسجام و وحدت ملّی کشور مهمی نیست که اگر فوت شد، بتوان خسارت آن را جبران کرد. اینجا نظر خواننده را به تنها یک نکته در کتاب ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان جلب میکنم که کتاب دانشگاهی مهمی است و از زمان انتشار ترجمه نخستینِ آن در 1378 تاکنون نزدیک به سی بار به چاپ رسیده است. دلیل اینکه دانشگاه چنین کتاب بیاهمیتی را همچون کاغذ زر میبَرَد، روشن است. دانشگاه نیمبِسمِل زیر لوای «تولید علم» چیزی تولید نمیکند که استادان آن دستکم برای تدریس تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامی کتابی نوشته باشند و دانشگاه در این زمینه به «خودکفایی» برسد
سیدجواد طباطبایی
ملیتسازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاستنامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴
جان آگه با #فرهیختگان
درباره نوع گزینش استاد، اداره ایدئولوژیکی دانشگاه و کنکور و باقی قضایا مرا نمیرسد که چیزی بگویم! اینکه در وزارت علوم، علمی و در دانشگاه، دانشی نمانده، بحثی نیست که بتوان در چند سطر ناقابل تکلیف آن را روشن کرد. مسئولان انتخاب خود را کردهاند و دود این انتخاب نیز به چشم آنان خواهد رفت. در اینباره نیز مانند بسیاری از مشکلات کشور باید فکری اساسی کرد و البته باید کسانی باشند که فکری داشته باشند و مسئولانی که گوش شنیدن دارند. در چنین کارهایی، در کشوری مانند ایران، هیچ عجلهای نیست، که از قدیم میدانیم کار شیطان است اما کار انسجام و وحدت ملّی کشور مهمی نیست که اگر فوت شد، بتوان خسارت آن را جبران کرد. اینجا نظر خواننده را به تنها یک نکته در کتاب ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان جلب میکنم که کتاب دانشگاهی مهمی است و از زمان انتشار ترجمه نخستینِ آن در 1378 تاکنون نزدیک به سی بار به چاپ رسیده است. دلیل اینکه دانشگاه چنین کتاب بیاهمیتی را همچون کاغذ زر میبَرَد، روشن است. دانشگاه نیمبِسمِل زیر لوای «تولید علم» چیزی تولید نمیکند که استادان آن دستکم برای تدریس تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامی کتابی نوشته باشند و دانشگاه در این زمینه به «خودکفایی» برسد
سیدجواد طباطبایی
ملیتسازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاستنامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴
جان آگه با #فرهیختگان
پارادوکس کافکایی نجات
«مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز، که پس از رسیدن همگان.»
.Franz Kafka, Parables and Paradoxes
کافکا در این قطعه پارادوکسی را پیش نهاده است: رستاخیز مسیح «نجاتبخش» نوشدارویی نابههنگام است؛ منجی تنها وقتی از راه میرسد که پیشتر همه نجات یافته باشند. تا وقتی نجاتجویان خود را نجات نداده باشند، نجاتبخش نخواهد رسید، و هنگامی که نجاتبخش از راه میرسد، نجاتجویان پیشتر خود به نجات رسیدهاند، پس او را کاری نیست. منجی را چه کار با ناجیان؟
کافکا ادامه میدهد: «پسآنگاه گورها بر خود خواهند شکافت.» فهم این سخن کافکا وقتی هموار میشود که بدانیم اشارتی نهفته به آیتی از انجیل متی (۲۷:۵۲) دارد، آنجا که حکایت پس از مصلوب شدن مسیح (نجاتبخش) ادامه مییابد.
روایت متی این است که از ساعت ششم تا نهم خشکی یکسره در تاریکی فرو رفت. سپس مسیح را شنیدند که چنین میمویید: «ایلیا، ایلیا (الیاس/خداوند؟)، چرا مرا وانهادی؟» کسی خواست نمی از سرکه بر لبان او بنشاند. دیگراناش بازداشتند و گفتند: «اکنون بگذار ببینیم آیا ایلیا (الیاس/خداوند) به یاریاش میآید.» مسیح نالهای بلند برآورد و جان سپرد. و در این هنگام، ناگهان حجاب هیکل از بالا تا پایین دریده شد، زمین لرزید و صخرهها بر خود شکافتند.
در این سیاق روایی و زمینهی معنایی است که سه آیهی بعد برای کافکا الهامبخش پارادوکس ظهور و نجات میشود: «و گورها بر خود شکافتند؛ و پیکرهای بسیاری از قدیسان که آرمیده بودند، برخاستند» (۵۲).
روایت این صحنه با حکایت رستاخیز/رجعت اینجهانی مسیح در آیهی ۵۳ ادامه مییابد: «و [قدیسان] از درون گورها از پی رجعت او بیرون شدند، و به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری پدیدار شدند.» با آیهی ۵۴ عناصر پارادوکس کامل میشود. گویی حاضران صحنهی مرگ مسیح و ناظران حوادث هولناک منتهی به ظهور نجاتبخش و شاهدان آن تاریکی و زلزلهی سخت حالا دیگر به عینالیقین و بلکه حقالیقین رسیدهاند، «خوف و خشیت ایشان را فرا گرفت و دانستند که او به راستی پسر خدا بوده است.» و نجات هیچ نیست مگر همین اقرار و آگاهی.
با چنین متنی و در چنین زمینهای است که دیگر رستاخیز و ظهور و رجعت نجاتبخش نوشدارویی نابههنگام بیش نیست، «مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز یا آخرزمان، که پس از رسیدن همگان.»
فروغ فرخزاد هم در پارهای از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» احتمالا نظری به همین پارادوکس کافکایی یا منشأ مسیحی آن داشته، آنجا که سروده است:
«نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی است به آرامش.»
این تلمیح مسیحی-کافکایی طرز و طرازی دیگر به لطفِ تلخ و تلخیِ نازدودنی و پاییزانگیِ ناگشودنیِ سخن فروغ میبخشد.
در سالشمار مسیحی، امروز سالروز رستاخیز مسیح است.
نخستین نسخهی این متن در تاریخ سوم ژولای ۲۰۱۶، سالروز درگذشت کافکا، منتشر شد.
محمدمهدی مجاهدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/511
جان آگه با #فرهیختگان
«مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز، که پس از رسیدن همگان.»
.Franz Kafka, Parables and Paradoxes
کافکا در این قطعه پارادوکسی را پیش نهاده است: رستاخیز مسیح «نجاتبخش» نوشدارویی نابههنگام است؛ منجی تنها وقتی از راه میرسد که پیشتر همه نجات یافته باشند. تا وقتی نجاتجویان خود را نجات نداده باشند، نجاتبخش نخواهد رسید، و هنگامی که نجاتبخش از راه میرسد، نجاتجویان پیشتر خود به نجات رسیدهاند، پس او را کاری نیست. منجی را چه کار با ناجیان؟
کافکا ادامه میدهد: «پسآنگاه گورها بر خود خواهند شکافت.» فهم این سخن کافکا وقتی هموار میشود که بدانیم اشارتی نهفته به آیتی از انجیل متی (۲۷:۵۲) دارد، آنجا که حکایت پس از مصلوب شدن مسیح (نجاتبخش) ادامه مییابد.
روایت متی این است که از ساعت ششم تا نهم خشکی یکسره در تاریکی فرو رفت. سپس مسیح را شنیدند که چنین میمویید: «ایلیا، ایلیا (الیاس/خداوند؟)، چرا مرا وانهادی؟» کسی خواست نمی از سرکه بر لبان او بنشاند. دیگراناش بازداشتند و گفتند: «اکنون بگذار ببینیم آیا ایلیا (الیاس/خداوند) به یاریاش میآید.» مسیح نالهای بلند برآورد و جان سپرد. و در این هنگام، ناگهان حجاب هیکل از بالا تا پایین دریده شد، زمین لرزید و صخرهها بر خود شکافتند.
در این سیاق روایی و زمینهی معنایی است که سه آیهی بعد برای کافکا الهامبخش پارادوکس ظهور و نجات میشود: «و گورها بر خود شکافتند؛ و پیکرهای بسیاری از قدیسان که آرمیده بودند، برخاستند» (۵۲).
روایت این صحنه با حکایت رستاخیز/رجعت اینجهانی مسیح در آیهی ۵۳ ادامه مییابد: «و [قدیسان] از درون گورها از پی رجعت او بیرون شدند، و به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری پدیدار شدند.» با آیهی ۵۴ عناصر پارادوکس کامل میشود. گویی حاضران صحنهی مرگ مسیح و ناظران حوادث هولناک منتهی به ظهور نجاتبخش و شاهدان آن تاریکی و زلزلهی سخت حالا دیگر به عینالیقین و بلکه حقالیقین رسیدهاند، «خوف و خشیت ایشان را فرا گرفت و دانستند که او به راستی پسر خدا بوده است.» و نجات هیچ نیست مگر همین اقرار و آگاهی.
با چنین متنی و در چنین زمینهای است که دیگر رستاخیز و ظهور و رجعت نجاتبخش نوشدارویی نابههنگام بیش نیست، «مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز یا آخرزمان، که پس از رسیدن همگان.»
فروغ فرخزاد هم در پارهای از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» احتمالا نظری به همین پارادوکس کافکایی یا منشأ مسیحی آن داشته، آنجا که سروده است:
«نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی است به آرامش.»
این تلمیح مسیحی-کافکایی طرز و طرازی دیگر به لطفِ تلخ و تلخیِ نازدودنی و پاییزانگیِ ناگشودنیِ سخن فروغ میبخشد.
در سالشمار مسیحی، امروز سالروز رستاخیز مسیح است.
نخستین نسخهی این متن در تاریخ سوم ژولای ۲۰۱۶، سالروز درگذشت کافکا، منتشر شد.
محمدمهدی مجاهدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/511
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی از سوی دبیرخانه جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و گروه مطالعات فلسفه اسلامی و قرون وسطی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میشود.
سومین دوره جایزه ابنسینا پژوهی در دو بخش «پایاننامهها، رسالههای دانشگاهی، رسالههای سطح ۳ یا ۴ علوم حوزوی که در زمینه فلسفه یا منطق ابن سینا و به زبان فارسی نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دفاع شده باشند» و «مقالههای فارسی که درباره فلسفه یا منطق ابن سینا نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ منتشر شده باشند»، آثار می پذیرد.
لازم به ذکر است از مشارکت پژوهشگرانی که در دیگر کشورها پایاننامه یا مقالهای به زبان فارسی درباره ابن سینا نگاشته اند نیز در این دوره از جایزه ابنسیناپژوهی استقبال میشود.
علاقهمندان میتوانند نسخه الکترونیکی (پی دی اف) پایاننامه یا مقاله (هر شخص میتواند تنها یک اثر ارسال کند)، تصویر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری یا صورت جلسه دفاع، تایید شده توسط دانشگاه یا مرکز آموزش عالی (درصورت ارسال پایان نامه) و فهرست سوابق علمی(cv) را تا ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ به نشانی philosophy.ipm@gmail.com ارسال کنند یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۲۲۸۰۳۶۶۹ تماس بگیرند.
گفتنی است این جایزه به افتخار پروفسور دیمیتری گوتاس و با حمایت وی تاسیس شده است. پروفسور گوتاس، ابن سیناپژوه برجسته که در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، جایزه نقدی خود را به بهترین پژوهشهای دانشگاهی یا حوزوی فارسی درباره ابن سینا اهدا کرده است.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی از سوی دبیرخانه جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و گروه مطالعات فلسفه اسلامی و قرون وسطی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میشود.
سومین دوره جایزه ابنسینا پژوهی در دو بخش «پایاننامهها، رسالههای دانشگاهی، رسالههای سطح ۳ یا ۴ علوم حوزوی که در زمینه فلسفه یا منطق ابن سینا و به زبان فارسی نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دفاع شده باشند» و «مقالههای فارسی که درباره فلسفه یا منطق ابن سینا نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ منتشر شده باشند»، آثار می پذیرد.
لازم به ذکر است از مشارکت پژوهشگرانی که در دیگر کشورها پایاننامه یا مقالهای به زبان فارسی درباره ابن سینا نگاشته اند نیز در این دوره از جایزه ابنسیناپژوهی استقبال میشود.
علاقهمندان میتوانند نسخه الکترونیکی (پی دی اف) پایاننامه یا مقاله (هر شخص میتواند تنها یک اثر ارسال کند)، تصویر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری یا صورت جلسه دفاع، تایید شده توسط دانشگاه یا مرکز آموزش عالی (درصورت ارسال پایان نامه) و فهرست سوابق علمی(cv) را تا ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ به نشانی philosophy.ipm@gmail.com ارسال کنند یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۲۲۸۰۳۶۶۹ تماس بگیرند.
گفتنی است این جایزه به افتخار پروفسور دیمیتری گوتاس و با حمایت وی تاسیس شده است. پروفسور گوتاس، ابن سیناپژوه برجسته که در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، جایزه نقدی خود را به بهترین پژوهشهای دانشگاهی یا حوزوی فارسی درباره ابن سینا اهدا کرده است.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آقای عسگری قدری از این دروغپردازی خجالت بکشید.شما به چه رويي به مردم نگاه میكنيد
عباس آخوندی
دیروز ۱۴۰۰/۱/۱۴ مجری شما خبر دروغی را از قول من خواند که من گفتهام اگر ما نبودیم قحطی کل ایران را فراگرفته بود و نتیجهگیری کرد که من باید خجالتزده باشم.
متن گفته من که در خبرگزاری خبرآنلاین آمده و در همین تاریخ انتشار یافته این است که: "حواسمان باشد ما ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بودیم. سایه جنگ روی سر این مملکت بود. یعنی ما سال ۹۲ را یادمان نرود. اگر روند سال ۹۲ ادامه پیدا کرده بود، الان قحطی تمام ایران را گرفته بود". کجای این جمله آمده است که اگر ما نبودیم قحطی تمام ایران را گرفته بود؟ آیا بررسی صحت این خبر برای شما کار سختی بود؟
اقای مجریتان در برنامه تهران 20 میفرماید که این مطلب بیانصافی و بیاحترامی به مردم است و ادامه میدهد که "اگر این صف مرغ، اگر این صف روغن، اگر این فیلمهایی که منتشر میشود از مردم که دارند هجوم میآورند برای گرفتن یک مرغ، اینها همه شما را خجالت زده نمیکند ما را خیلی خجالتزده میکند. حد اقلش اینه که به قول مادربزرگ من اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی".
بله آقای عسگری!
تورم بسیار استخوانسوز است. تورم نقطه به نقطه در پایان سال ۱۳۹۹ به حدود ۵۰درصد و تورم برخی اقلام خوراکی به حدود۱۰۰% رسیده است. آن هم در شرایط کرونایی که بیش از ۳ میلیون نفر بیکار شدهاند و همان درآمد حداقلیشان را هم از دست دادهاند و دولت هم هیچ چارهي موثری برای آنان نکرده و شما هم در برنامه هايتان به این موضوع نپرداختهاید. چون درد مردم مساله شما نیست. در این شرایط، شما بهجای آنکه به فکر بررسی علل این وضعیت باشید، در پی ساختن سریال گاندو و این قبیل داستانسراییها هستید که آقای ظریف گفت از سر تا پا دروغ است. شما باید خجالت زده باشید. شما به چه رویی به مردم نگاه میکنید؟
آقای صداوسیما!
همین مرغی که شما فکر میکنید تولید آن کاری ندارد، به گفته وزیر صمت وقت در دولت، ۶۵% قیمت تمامشدهاش، خوراک دام و سایر اقلام است که از خارج وارد میشود. و اگر قرار بود ایران همچنان زیر فصل هفت منشور باشد، رکود تورمی سال ۱۳۹۱ و روند افزایشی نرخ تسعیر ارز مردم را به خاک سیاه نشانده بود و کشور را با قحطی روبهرو ساختهبود. آلان هم وقتی نرخ تسعیر ارز ۷۰۰% در ظرف کمتر از سه سال افزایش مییابد، شما باز به مردم آدرس دروغ میدهید و میروید سراغ مغازههای مرغفروشی، که برای گرانفروشی مقصر بیابيد. چگونه با این وضعیت افزایش سطح عمومی قیمتها میتوان با فلک کردن دو مغازهدار بینوا قیمت مرغ و یا هر قلم خوراکی دیگر را کنترل کرد؟ البته شما تا حدی حق دارید. چون دولت هم با همین منطق با تورم برخورد میکند.
شما هم میخواهید با مخالفتتان با برجام امنیت محیط تجارت ایران را فراهم نکنید و هم میخواهید با تبلیغتان علیه اف ای تی اف مانع داد و ستد مالی تولیدگران و تاجران ایران با سایر کشورها را بر طرف نکنید و هم همچنانکه در مناظره با آقای مصباحی مقدم گفتم ظرفیت دلالی سالانه بیش از ۲۰میلیارد دلار شبکههای بینالمللی دلالی و مافیایی بر روی تجارت خارجی ایران را نادیده بگیرید، آن وقت با ظاهری مردمدوست از درد و رنج مردم بگویید.
نتیجه سیاست تبلیغی شما و فضای ناامنی که برای سرمایهگذاری ایجاد کردهاید فرار سرمایهگذاران و کاهش مداوم نرخ سرمایهگذاری در ایران برای مدت ۹ سال با میانگین منفی ۶.۸% است. این آن تورمی است که مغز استخوان مردم را میسوزاند و نتیجه این سیاستها و فضاسازیهای سرتاپا اشتباه و اقتصاد برانداز شماست. حال چگونه میخواهید با تظاهر و سرک کشیدن به چند مغازه در سمت مردم بایستید؟ کاهش ۶.۸درصدی سرمایه گذاری برای مدتی بیش از ۹ سال به مفهوم این است سرمایهگذاری در سال دهم معادل حدودا ۵۰% سرمایه گذاری در ۹ سال پیش است. آن هم در کشوری که جمعیت آن جوان است و بیشترین نیاز را به سرمایهگذاری، تولید و اشتغال دارد. آیا اینگونه میخواهید از تولید پشتیبانی و رفع منع کنید؟
حال آیا من باید خجالت بکشم و یا شما و آیا من نباید به شما بگویم که اقای صدا و سیما! اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی؟
#فرهیختگان، ندای آگاهی
عباس آخوندی
دیروز ۱۴۰۰/۱/۱۴ مجری شما خبر دروغی را از قول من خواند که من گفتهام اگر ما نبودیم قحطی کل ایران را فراگرفته بود و نتیجهگیری کرد که من باید خجالتزده باشم.
متن گفته من که در خبرگزاری خبرآنلاین آمده و در همین تاریخ انتشار یافته این است که: "حواسمان باشد ما ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بودیم. سایه جنگ روی سر این مملکت بود. یعنی ما سال ۹۲ را یادمان نرود. اگر روند سال ۹۲ ادامه پیدا کرده بود، الان قحطی تمام ایران را گرفته بود". کجای این جمله آمده است که اگر ما نبودیم قحطی تمام ایران را گرفته بود؟ آیا بررسی صحت این خبر برای شما کار سختی بود؟
اقای مجریتان در برنامه تهران 20 میفرماید که این مطلب بیانصافی و بیاحترامی به مردم است و ادامه میدهد که "اگر این صف مرغ، اگر این صف روغن، اگر این فیلمهایی که منتشر میشود از مردم که دارند هجوم میآورند برای گرفتن یک مرغ، اینها همه شما را خجالت زده نمیکند ما را خیلی خجالتزده میکند. حد اقلش اینه که به قول مادربزرگ من اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی".
بله آقای عسگری!
تورم بسیار استخوانسوز است. تورم نقطه به نقطه در پایان سال ۱۳۹۹ به حدود ۵۰درصد و تورم برخی اقلام خوراکی به حدود۱۰۰% رسیده است. آن هم در شرایط کرونایی که بیش از ۳ میلیون نفر بیکار شدهاند و همان درآمد حداقلیشان را هم از دست دادهاند و دولت هم هیچ چارهي موثری برای آنان نکرده و شما هم در برنامه هايتان به این موضوع نپرداختهاید. چون درد مردم مساله شما نیست. در این شرایط، شما بهجای آنکه به فکر بررسی علل این وضعیت باشید، در پی ساختن سریال گاندو و این قبیل داستانسراییها هستید که آقای ظریف گفت از سر تا پا دروغ است. شما باید خجالت زده باشید. شما به چه رویی به مردم نگاه میکنید؟
آقای صداوسیما!
همین مرغی که شما فکر میکنید تولید آن کاری ندارد، به گفته وزیر صمت وقت در دولت، ۶۵% قیمت تمامشدهاش، خوراک دام و سایر اقلام است که از خارج وارد میشود. و اگر قرار بود ایران همچنان زیر فصل هفت منشور باشد، رکود تورمی سال ۱۳۹۱ و روند افزایشی نرخ تسعیر ارز مردم را به خاک سیاه نشانده بود و کشور را با قحطی روبهرو ساختهبود. آلان هم وقتی نرخ تسعیر ارز ۷۰۰% در ظرف کمتر از سه سال افزایش مییابد، شما باز به مردم آدرس دروغ میدهید و میروید سراغ مغازههای مرغفروشی، که برای گرانفروشی مقصر بیابيد. چگونه با این وضعیت افزایش سطح عمومی قیمتها میتوان با فلک کردن دو مغازهدار بینوا قیمت مرغ و یا هر قلم خوراکی دیگر را کنترل کرد؟ البته شما تا حدی حق دارید. چون دولت هم با همین منطق با تورم برخورد میکند.
شما هم میخواهید با مخالفتتان با برجام امنیت محیط تجارت ایران را فراهم نکنید و هم میخواهید با تبلیغتان علیه اف ای تی اف مانع داد و ستد مالی تولیدگران و تاجران ایران با سایر کشورها را بر طرف نکنید و هم همچنانکه در مناظره با آقای مصباحی مقدم گفتم ظرفیت دلالی سالانه بیش از ۲۰میلیارد دلار شبکههای بینالمللی دلالی و مافیایی بر روی تجارت خارجی ایران را نادیده بگیرید، آن وقت با ظاهری مردمدوست از درد و رنج مردم بگویید.
نتیجه سیاست تبلیغی شما و فضای ناامنی که برای سرمایهگذاری ایجاد کردهاید فرار سرمایهگذاران و کاهش مداوم نرخ سرمایهگذاری در ایران برای مدت ۹ سال با میانگین منفی ۶.۸% است. این آن تورمی است که مغز استخوان مردم را میسوزاند و نتیجه این سیاستها و فضاسازیهای سرتاپا اشتباه و اقتصاد برانداز شماست. حال چگونه میخواهید با تظاهر و سرک کشیدن به چند مغازه در سمت مردم بایستید؟ کاهش ۶.۸درصدی سرمایه گذاری برای مدتی بیش از ۹ سال به مفهوم این است سرمایهگذاری در سال دهم معادل حدودا ۵۰% سرمایه گذاری در ۹ سال پیش است. آن هم در کشوری که جمعیت آن جوان است و بیشترین نیاز را به سرمایهگذاری، تولید و اشتغال دارد. آیا اینگونه میخواهید از تولید پشتیبانی و رفع منع کنید؟
حال آیا من باید خجالت بکشم و یا شما و آیا من نباید به شما بگویم که اقای صدا و سیما! اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی؟
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Forwarded from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی (🍀 MMMojahedi)
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
خواندن این گفتوگوی عبرتآموز و پرسشبرانگیز با آیةالله مصباح یزدی دربارهی آیةالله بهشتی
را به دوستان توصیه کرده بودم.
به یادآوری ایشان دریافتم تارنمای نشر آثار آیةالله بهشتی سالها ست که به تور «تدبیر» فیلترسازان و فرهنگسوزان گرفتار و تیرهوتار است و برای دیدن آن باید به راههای دور رفت و دیوار بیخردی را دور زد.
جای عجب و اسف بسیار است. ایلغار تحریم آثار علمی و پژوهشی و فرهنگی وقتی تا اینجا پیش آمده و این مرزها را درنوردیده باشد، تأثیر جامعهسوزش هیچ کمتر از تحریمهای مهیب و خفهکنندهی اقتصادی نخواهد بود، اگر بیشتر نباشد.
نقادی مجرای تنفسی و لازمهی بقای ما ست. تحریم اقتصادی نان مردم را فطیر و قامت بردباریشان را خردوخمیر میکند، ولی فیلترینگ فرهنگ و تحریم هنر ذهن و زبان و ضمیر جامعه را فقیر و بالغان را صغیر و مجاری نقادی ما را تنگ و حقیر میکند و بهمرور، سازوکار بقای ما را از نفس میاندازد.
برای درک گردوغبارهای زرد و سیاهی که مانکنها و شاخها و ترولها و دیگر گرامیانِ بیجهت اینستاگرامی و تلگرامی راه میاندازند و آتش به تهماندهی ادب و اخلاق و فرهنگ و هنر میاندازند، نباید راه دور رفت.
نگاهی به عرض و طول دیوار پرخار و دلآزار تحریمهای خودخواسته و خودساختهای که جلوی رودخانههای فرهنگ و هنر را سد کردهاند و کویر را توسعه دادهاند و برهوت ساختهاند، خود گویای همهی این داستان بلند و پروحشت است.
با همین دست قصورها و تقصیرها که این نافرهیختگان در کار فرهنگ ورزیدهاند، خودشان و جامعه را از فهم ژرف و نقادانه محروم و سقف جامعه را کوتاه و فضا را کوتولهپرور کردهاند و در عوض، دیوار مصائب و مشکلات را به قامت و استقامت سد سکندر بالا بردهاند.
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
کین جامه به اندازهی هرکس نبریدند
@mmojahedi
خواندن این گفتوگوی عبرتآموز و پرسشبرانگیز با آیةالله مصباح یزدی دربارهی آیةالله بهشتی
را به دوستان توصیه کرده بودم.
به یادآوری ایشان دریافتم تارنمای نشر آثار آیةالله بهشتی سالها ست که به تور «تدبیر» فیلترسازان و فرهنگسوزان گرفتار و تیرهوتار است و برای دیدن آن باید به راههای دور رفت و دیوار بیخردی را دور زد.
جای عجب و اسف بسیار است. ایلغار تحریم آثار علمی و پژوهشی و فرهنگی وقتی تا اینجا پیش آمده و این مرزها را درنوردیده باشد، تأثیر جامعهسوزش هیچ کمتر از تحریمهای مهیب و خفهکنندهی اقتصادی نخواهد بود، اگر بیشتر نباشد.
نقادی مجرای تنفسی و لازمهی بقای ما ست. تحریم اقتصادی نان مردم را فطیر و قامت بردباریشان را خردوخمیر میکند، ولی فیلترینگ فرهنگ و تحریم هنر ذهن و زبان و ضمیر جامعه را فقیر و بالغان را صغیر و مجاری نقادی ما را تنگ و حقیر میکند و بهمرور، سازوکار بقای ما را از نفس میاندازد.
برای درک گردوغبارهای زرد و سیاهی که مانکنها و شاخها و ترولها و دیگر گرامیانِ بیجهت اینستاگرامی و تلگرامی راه میاندازند و آتش به تهماندهی ادب و اخلاق و فرهنگ و هنر میاندازند، نباید راه دور رفت.
نگاهی به عرض و طول دیوار پرخار و دلآزار تحریمهای خودخواسته و خودساختهای که جلوی رودخانههای فرهنگ و هنر را سد کردهاند و کویر را توسعه دادهاند و برهوت ساختهاند، خود گویای همهی این داستان بلند و پروحشت است.
با همین دست قصورها و تقصیرها که این نافرهیختگان در کار فرهنگ ورزیدهاند، خودشان و جامعه را از فهم ژرف و نقادانه محروم و سقف جامعه را کوتاه و فضا را کوتولهپرور کردهاند و در عوض، دیوار مصائب و مشکلات را به قامت و استقامت سد سکندر بالا بردهاند.
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
کین جامه به اندازهی هرکس نبریدند
@mmojahedi
Telegram
بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی
مصاحبه با آیتالله مصباح یزدی درباره شهید آیتالله دکتر بهشتی
اشاره: در سال ۱۳۷۷ بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی تصمیم به انتشار مجموعه دیدگاههای ایشان درباره دکتر علی شریعتی گرفت که با عنوان «شریعتی؛ جستجوگری در مسیر شدن» منتشر شد…
اشاره: در سال ۱۳۷۷ بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی تصمیم به انتشار مجموعه دیدگاههای ایشان درباره دکتر علی شریعتی گرفت که با عنوان «شریعتی؛ جستجوگری در مسیر شدن» منتشر شد…
بازگرداندن اشیاء تاریخی و باستانی از اتریش به ایران
۲۸ شی تاریخی و باستانی ایران که به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده بود، با هماهنگی وزارت امور خارجه و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی امروز به صورت محموله دیپلماتیک و توسط یکی از دیپلماتهای کشورمان از وین به تهران منتقل شد.
این اشیا پس از کشف توسط پلیس اتریش بر اساس معاضدت قضایی در تیرماه سال ۱۳۹۹ به سفارت جمهوری اسلامی ایران در وین تحویل داده شده بود که پس از طی مراحل قانونی و اداری، امروز به کشور منتقل گردید.
سفارت ایران در اتریش
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
۲۸ شی تاریخی و باستانی ایران که به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده بود، با هماهنگی وزارت امور خارجه و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی امروز به صورت محموله دیپلماتیک و توسط یکی از دیپلماتهای کشورمان از وین به تهران منتقل شد.
این اشیا پس از کشف توسط پلیس اتریش بر اساس معاضدت قضایی در تیرماه سال ۱۳۹۹ به سفارت جمهوری اسلامی ایران در وین تحویل داده شده بود که پس از طی مراحل قانونی و اداری، امروز به کشور منتقل گردید.
سفارت ایران در اتریش
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نقدی بر «قرآن یک متن مسئلهدار و مسئلهانگیز است»
مصطفی حسینی طباطبائی
🔸️اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:
«کسانیکه دنبالهرو محمّد بودند «مؤمنان» نام داشتند. اسم اسلام و مسلمین از زمان عبدالملک [خلیفۀ چهارم اُمَوی] رایج شده، از آن زمان سکّه هست. بنابراین به نوعی، بنیانگذارِ اسلام به عنوان دین امپراتوری، عبدالملک است و اوست که سعی میکند قرآن را شکل دهد، قرآنی که میشناسیم به عنوان رسمی»!!
این نتیجه که در بخش پایانی سخنرانی ایشان آمده، سراسر خطا است و معلوم میشود مبانی آن نادرست بوده که بدین غایتِ غریب، پیوسته است زیرا:
https://www.zeitoons.com/85992
جان آگه با #فرهیختگان
مصطفی حسینی طباطبائی
🔸️اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:
«کسانیکه دنبالهرو محمّد بودند «مؤمنان» نام داشتند. اسم اسلام و مسلمین از زمان عبدالملک [خلیفۀ چهارم اُمَوی] رایج شده، از آن زمان سکّه هست. بنابراین به نوعی، بنیانگذارِ اسلام به عنوان دین امپراتوری، عبدالملک است و اوست که سعی میکند قرآن را شکل دهد، قرآنی که میشناسیم به عنوان رسمی»!!
این نتیجه که در بخش پایانی سخنرانی ایشان آمده، سراسر خطا است و معلوم میشود مبانی آن نادرست بوده که بدین غایتِ غریب، پیوسته است زیرا:
https://www.zeitoons.com/85992
جان آگه با #فرهیختگان
سایت خبری تحلیلی زیتون
نقدی بر «قران یک متن مسئلهدار و مسئلهانگیز است» | سایت خبری تحلیلی زیتون
اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:…
سرانجامِ قطعی کرونا با همه تلاش دولتهای مسئول ناپیداست. زندگی شکننده شده، کمر اقتصاد خمیده، مردم خسته، کیفیت زندگی رو به کاهش، فاصله طبقاتی رو به افزایش و دهها شاخص و هشدار که چشمانداز خوبی در زیستبوم تنگ ما ندارد.
نظریه "دولت رفاه یا Welfare state یا État-providence" که تاکنون (صدسالی است کمابیش) بکار حمایت و تضمین بهزیستی شهروندان جهان
آمده، امروز خود رنجور است و دولتها از سویی نگران حسن اجرای وظایف دولت رفاهی و از سویی نگران کاستیهای ناشی از کمتوانی و ناتوانی و درنتیجه نارضایتی شهروندان و شورش و بیثباتی هستند. "پیتر سینگر" فیلسوف شریف و نامدار زمانه ما امیدوار بود این پاندمی شوم به حس همدردی و همبستگی و شفقت بیشتر میان ما آدمها منجر شود، که گویا برابر دادههای جهانی چندان نشده !
یکی از پایههای نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب میکنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند "صیانت ذات"، یکی واکسن میزند که بماند دیگری هم نمیزند تا بماند (فیالجمله). اما همین انتخاب خطرناک دولت حمایتگر را با مشکل مواجه میکند، چرا: چون او که نمیزند از حق انتخاب آزاد خود بهره میبرد اما زندگی دیگری را به خطر میاندازد، و دولت نه میتواند این را مکلف کند و نه حمایت از آن دیگری را رها !
من اینجا قصد ورود به دقایق بحث فلسفی و جامعهشناختی سیاسی دولت رفاه را ندارم که مفصل است اما اجمالا اینکه دولت در این دوراهه منزل زیاد هم نمیتواند دست دست کند. دولت باید اینجا در برخی پایههای نظری "دولت رفاه" مثل اصل مساوات یا Égalitarisme یک مهندسی جزیی صورت دهد (Égalitarisme در فرهنگ فلسفه سیاسی اجمالا به مساواتطلبی و حذف جمله نابرابریها تعبیر شده) که کار ظریفی است و بحث تفصیلی دارد اما مختصر آنکه کمی از مسئولیت حمایتی دولت بکاهد و با کاهش ضمنی حق اختیارِ شهروندان به مسئولیت آنها بیفزاید تا هم مراقب جان خود باشند و هم به بقای دیگران فکر کنند.
این خلاصه داستانی است که امروز با مشارکت دولتهای اروپایی در پارلمان اروپا دنبال میشود و البته هر کشور مختصات ملی خود را هم دارد. نتیجه آنکه امروز صحبت از صدور "پاسپورت سلامت" برای شهروندانی میشود که میتوانند میان حس صیانت از خویش و دیگری تعادل برقرار کنند، اگر دیگری را بر خویش مقدم نمیکنند. پاسپورتِ سلامت چارهاندیشی برای تابستان دومی است که از راه میرسد (مسافرتها) و شهروندان جهان همچنان با تهدید ویروس روبرو هستند. پاسپورت سلامت برای کسانی صادر میشود که نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری میکنند و در برابر پیامدهای رفتار خود آگاهی بیشتری دارند. یعنی جهان، شهروندان آگاهتر و مسئولتری میخواهد و دولت بخشی از وظایف حمایتی "دولت رفاه" را به خود شهروندان واگذار میکند.
این البته قصه شهروندان دنیای آزاد است که دولت با انتخاب موثر آنها بر سر کار آمده و نسبت به آنها موظف و پاسخگوست، حکایت دولتهای توتالیتر، غیرمسئول، دروغگو و شارلاتان که با حبس امکانات مردم، از زیر بار وظایف اصلی خود شانه خالی میکنند یا برای خام کردن شهروندان، خطرات جانی را ناچیز نشان میدهند، حکایت دیگری است.
رضابهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نظریه "دولت رفاه یا Welfare state یا État-providence" که تاکنون (صدسالی است کمابیش) بکار حمایت و تضمین بهزیستی شهروندان جهان
آمده، امروز خود رنجور است و دولتها از سویی نگران حسن اجرای وظایف دولت رفاهی و از سویی نگران کاستیهای ناشی از کمتوانی و ناتوانی و درنتیجه نارضایتی شهروندان و شورش و بیثباتی هستند. "پیتر سینگر" فیلسوف شریف و نامدار زمانه ما امیدوار بود این پاندمی شوم به حس همدردی و همبستگی و شفقت بیشتر میان ما آدمها منجر شود، که گویا برابر دادههای جهانی چندان نشده !
یکی از پایههای نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب میکنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند "صیانت ذات"، یکی واکسن میزند که بماند دیگری هم نمیزند تا بماند (فیالجمله). اما همین انتخاب خطرناک دولت حمایتگر را با مشکل مواجه میکند، چرا: چون او که نمیزند از حق انتخاب آزاد خود بهره میبرد اما زندگی دیگری را به خطر میاندازد، و دولت نه میتواند این را مکلف کند و نه حمایت از آن دیگری را رها !
من اینجا قصد ورود به دقایق بحث فلسفی و جامعهشناختی سیاسی دولت رفاه را ندارم که مفصل است اما اجمالا اینکه دولت در این دوراهه منزل زیاد هم نمیتواند دست دست کند. دولت باید اینجا در برخی پایههای نظری "دولت رفاه" مثل اصل مساوات یا Égalitarisme یک مهندسی جزیی صورت دهد (Égalitarisme در فرهنگ فلسفه سیاسی اجمالا به مساواتطلبی و حذف جمله نابرابریها تعبیر شده) که کار ظریفی است و بحث تفصیلی دارد اما مختصر آنکه کمی از مسئولیت حمایتی دولت بکاهد و با کاهش ضمنی حق اختیارِ شهروندان به مسئولیت آنها بیفزاید تا هم مراقب جان خود باشند و هم به بقای دیگران فکر کنند.
این خلاصه داستانی است که امروز با مشارکت دولتهای اروپایی در پارلمان اروپا دنبال میشود و البته هر کشور مختصات ملی خود را هم دارد. نتیجه آنکه امروز صحبت از صدور "پاسپورت سلامت" برای شهروندانی میشود که میتوانند میان حس صیانت از خویش و دیگری تعادل برقرار کنند، اگر دیگری را بر خویش مقدم نمیکنند. پاسپورتِ سلامت چارهاندیشی برای تابستان دومی است که از راه میرسد (مسافرتها) و شهروندان جهان همچنان با تهدید ویروس روبرو هستند. پاسپورت سلامت برای کسانی صادر میشود که نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری میکنند و در برابر پیامدهای رفتار خود آگاهی بیشتری دارند. یعنی جهان، شهروندان آگاهتر و مسئولتری میخواهد و دولت بخشی از وظایف حمایتی "دولت رفاه" را به خود شهروندان واگذار میکند.
این البته قصه شهروندان دنیای آزاد است که دولت با انتخاب موثر آنها بر سر کار آمده و نسبت به آنها موظف و پاسخگوست، حکایت دولتهای توتالیتر، غیرمسئول، دروغگو و شارلاتان که با حبس امکانات مردم، از زیر بار وظایف اصلی خود شانه خالی میکنند یا برای خام کردن شهروندان، خطرات جانی را ناچیز نشان میدهند، حکایت دیگری است.
رضابهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
ما دچار یک بحران فرهنگی هستیم که از تفسیر اشتباه دو احساس از مهمترین احساسات مثبتمان ناشی شده است: لذتبردن و خوشبختی. اکثر مردم گمان میکنند که این دو احساس دقیقا یکسان هستند، درحالیکه کاملا باهم متفاوت هستند. خیلیها گمان میکنند اینها یکی هستند، در اینترنت هم ممکن است معانی چندان متفاوتی برای آنها پیدا نکنید.
اما چه تفاوتهایی بین لذت و خوشبختی هست؟ به گمان من هفت تفاوت عمده وجود دارد:
✔️۱- لذت گذرا است، درحالیکه خوشبختی بلندمدت است.
✔️۲- لذت مادی است ولی خوشبختی معنوی است.
✔️۳- لذت گرفتن است، درحالیکه خوشبختی بخشیدن است.
✔️۴- لذت را با مادیات میتوان بهدست آورد، اما خوشبختی با مادیات بهدست نمیآید.
✔️۵- لذت را در تنهایی تجربه میکنیم، ولی خوشبختی را در گروههای اجتماعی.
✔️۶- لذت افراطی منجر به اعتیاد میشود، چه اعتیاد به مواد مخدر و چه اعتیاد به رفتار؛ درصورتیکه چیزی بهنام اعتیاد به خوشبختی وجود ندارد.
✔️۷- و هفتمین تفاوت که مهمترینشان هم هست این است که لذت بر پایه «دوپامین» است ولی خوشبختی بر پایه «سروتونین».
این دو بیوشیمی (سروتونین و دوپامین) دو ناقل عصبی هستند. این دو ماده شیمیایی را مغز تولید میکند و سلولهای عصبی از طریق این مواد با یکدیگر در ارتباط هستند. خب، اینها چه ربطی به ما دارد؟ دوپامین منجر به تحریک نورون بعدی میشود و تحریک مکرر نورونها معمولا به مرگ آنها منجر میگردد. بنابراین نورونها یک مکانیزم دفاعی ایجاد کردهاند که باعث کاهش تعداد گیرندهها شده تا آسیب را کم کنند.
🔷مجری: منظورتان از تحریکشدن همان برانگیختهشدن است؟
🔺بله، همان برانگیختهشدن است. اینکار سرکوب محرک نامیده میشود و مواد شیمایی مختلفی در بدنمان اینکار را انجام میدهند. پس هرچه بیشتر مواد مصرف کنید، میزان تحریک بیشتر میشود و درنتیجه گیرندهها کاهش مییابد.
بنابراین دفعه بعدی برای اینکه به میزان تحریک قبلی برسید مجبور هستید مواد بیشتر و بیشتر و بیشتری مصرف کنید، تا اینکه درنهایت در ازای یک عالمه محرک هیچچیز دستگیرتان نمیشود؛ این وضعیت حد مجاز (تلورانس) نامیده میشود و اعتیاد وقتی است که نورونها شروع به مردن میکنند. اما درعوض سروتونین بازدارنده است نه محرک. گیرنده را مهار میکند تا بتواند خرسندی را بهوجود آورد و قدرت مراقبت را افزایش دهد. بنابراین اصولا نمیتوانید در مصرف سروتونین زیادهروی کنید.
🔷مجری: وقتی میگویید گیرنده را مهار میکند منظورتان چیست؟
🔺یعنی به گیرنده میچسبد، اما این فرایند را فراتر از گیرنده فعال نمیکند. کاری که سروتونین میکند در حقیقت کاهش سرعت نورونها بهجای سرعتبخشیدن به آنها است. اینکار به فرایند خرسندی منجر میشود و اگر بخواهید میتوانید به احساس یکیبودن با جهان برسید که ما آنرا خوشبختی مینامیم. اما یک چیز وجود دارد که سروتونین را کمرنگ میکند، دوپامین. بنابراین هرچه بیشتر به دنبال لذت باشید، خوشبختی کمتری بهدست میآورید.
لاسوگاس، خیابان مدیسون، والاستریت، سیلیکونولی، واشنگتندیسی همه و همه به روشی خاص و هماهنگ اصطلاح خوشبختی و لذت را بهجایهم بهکار میبرند و درهم میآمیزند تا ما بتوانیم خوشبختی را بخریم. بنابراین آنها میتوانند آشغالهایشان را به ما بفروشند و اقتصاد آمریکا نیز بر همین اساس است، یعنی بر اساس موادعشرتطلبانه اینکار انجام میشود. موادی که بر اساس لذت پیشمیروند نه خوشبختی و در این روند ما قطعا ناراضیتر شدهایم و مسأله اینجاست که تا پینبریم مشکل از کجاست نمیتوانیم برطرفش کنیم.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/512
محمدرضا جلایی پور
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
اما چه تفاوتهایی بین لذت و خوشبختی هست؟ به گمان من هفت تفاوت عمده وجود دارد:
✔️۱- لذت گذرا است، درحالیکه خوشبختی بلندمدت است.
✔️۲- لذت مادی است ولی خوشبختی معنوی است.
✔️۳- لذت گرفتن است، درحالیکه خوشبختی بخشیدن است.
✔️۴- لذت را با مادیات میتوان بهدست آورد، اما خوشبختی با مادیات بهدست نمیآید.
✔️۵- لذت را در تنهایی تجربه میکنیم، ولی خوشبختی را در گروههای اجتماعی.
✔️۶- لذت افراطی منجر به اعتیاد میشود، چه اعتیاد به مواد مخدر و چه اعتیاد به رفتار؛ درصورتیکه چیزی بهنام اعتیاد به خوشبختی وجود ندارد.
✔️۷- و هفتمین تفاوت که مهمترینشان هم هست این است که لذت بر پایه «دوپامین» است ولی خوشبختی بر پایه «سروتونین».
این دو بیوشیمی (سروتونین و دوپامین) دو ناقل عصبی هستند. این دو ماده شیمیایی را مغز تولید میکند و سلولهای عصبی از طریق این مواد با یکدیگر در ارتباط هستند. خب، اینها چه ربطی به ما دارد؟ دوپامین منجر به تحریک نورون بعدی میشود و تحریک مکرر نورونها معمولا به مرگ آنها منجر میگردد. بنابراین نورونها یک مکانیزم دفاعی ایجاد کردهاند که باعث کاهش تعداد گیرندهها شده تا آسیب را کم کنند.
🔷مجری: منظورتان از تحریکشدن همان برانگیختهشدن است؟
🔺بله، همان برانگیختهشدن است. اینکار سرکوب محرک نامیده میشود و مواد شیمایی مختلفی در بدنمان اینکار را انجام میدهند. پس هرچه بیشتر مواد مصرف کنید، میزان تحریک بیشتر میشود و درنتیجه گیرندهها کاهش مییابد.
بنابراین دفعه بعدی برای اینکه به میزان تحریک قبلی برسید مجبور هستید مواد بیشتر و بیشتر و بیشتری مصرف کنید، تا اینکه درنهایت در ازای یک عالمه محرک هیچچیز دستگیرتان نمیشود؛ این وضعیت حد مجاز (تلورانس) نامیده میشود و اعتیاد وقتی است که نورونها شروع به مردن میکنند. اما درعوض سروتونین بازدارنده است نه محرک. گیرنده را مهار میکند تا بتواند خرسندی را بهوجود آورد و قدرت مراقبت را افزایش دهد. بنابراین اصولا نمیتوانید در مصرف سروتونین زیادهروی کنید.
🔷مجری: وقتی میگویید گیرنده را مهار میکند منظورتان چیست؟
🔺یعنی به گیرنده میچسبد، اما این فرایند را فراتر از گیرنده فعال نمیکند. کاری که سروتونین میکند در حقیقت کاهش سرعت نورونها بهجای سرعتبخشیدن به آنها است. اینکار به فرایند خرسندی منجر میشود و اگر بخواهید میتوانید به احساس یکیبودن با جهان برسید که ما آنرا خوشبختی مینامیم. اما یک چیز وجود دارد که سروتونین را کمرنگ میکند، دوپامین. بنابراین هرچه بیشتر به دنبال لذت باشید، خوشبختی کمتری بهدست میآورید.
لاسوگاس، خیابان مدیسون، والاستریت، سیلیکونولی، واشنگتندیسی همه و همه به روشی خاص و هماهنگ اصطلاح خوشبختی و لذت را بهجایهم بهکار میبرند و درهم میآمیزند تا ما بتوانیم خوشبختی را بخریم. بنابراین آنها میتوانند آشغالهایشان را به ما بفروشند و اقتصاد آمریکا نیز بر همین اساس است، یعنی بر اساس موادعشرتطلبانه اینکار انجام میشود. موادی که بر اساس لذت پیشمیروند نه خوشبختی و در این روند ما قطعا ناراضیتر شدهایم و مسأله اینجاست که تا پینبریم مشکل از کجاست نمیتوانیم برطرفش کنیم.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/512
محمدرضا جلایی پور
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
Telegram
آرشیو
بحران
❤1
زادروز آندره تارکوفسکی است. من مخالف این هستم که انسانی، آرزو کند، کس دیگری باشد چون عمیقا معتقدم در هر انسان، چیز خارقالعادهای است کهمختص اوست و خارقالعادهها کسانی هستند که این چیز خارقالعاده را در خود یافتهاند، به تقلا یا اتفاقی. با اینحال درمورد یک نفر دلم میخواهد دست از مخالفتم بردارم وآن « آندره تارکوفسکی» است. گاهی ابلهانه فکر میکنم این کارگردان بزرگ همه چیزهایی که من میتوانستم راوی آن باشم را از من دزدیده است! این صحنه از «سولاریس» را ببینید. تا حالا در قاب گذشته، در قاب یک چهره، در قاب یک چشم، خیره شدهاید؟
اصلا دیدهاید کسی سه قاب را اینقدر موجز قاببندی کند؟ آدمهای توی عکسهای گذشته، مخصوصا آنها که در دوربین و حالا در تو چشم دوختهاند، شبیه قدیسانی هستند که نگاه توام با پرسش و ترحم را بر تو و گناهت انداختهاند. انگار چیزی از تو میپرسند. انگار از تو میخواهند که « فاصله» و «جدایی» را برایشان تعریف کنی تا بعد بدون اینکه حرفی بزنند با آن چشمهای ژوکوند طور خود شمای متهم به «ادامهدادنِ بدون آنهای زمانوزمانه» را شرمنده کنند. جمله درهمی گفتم؟ میدانم. چیزهایی که تارکوفسکی نشان میدهد چیزهایی است که کلمات و جملات برای بیانش الکناند.
آدمهای توی عکس انگار طاغیان جاودان سرزمینی هستند که فراموشی روزی هزاربار بر تخت سلطنتش، تاجگذاری میکند. آنها به ما نگاهمیکنند. قلاب چشمهایشان به دهانماهیان غمگسار خاطرات ما گیر میکند و بعد به خشکی گذشته پرتاب میشویم تا برای قطرهای از حالِ بیقالوقیل، حالِ بدون دردهای باقیمانده از گذشته، لهله بزنیم. چرا تارکوفسکی انقدر راحت و کوتاه و رسا با قابهای سحرانگیزش حرفهایی را میزند که من برای بیانش باید اینهمه کلمه را به لحظهای همنشینی با یکدیگر متقاعد کنم؟
سهند ایرانمهر
https://t.me/arshivefarhikhtegan/513
اصلا دیدهاید کسی سه قاب را اینقدر موجز قاببندی کند؟ آدمهای توی عکسهای گذشته، مخصوصا آنها که در دوربین و حالا در تو چشم دوختهاند، شبیه قدیسانی هستند که نگاه توام با پرسش و ترحم را بر تو و گناهت انداختهاند. انگار چیزی از تو میپرسند. انگار از تو میخواهند که « فاصله» و «جدایی» را برایشان تعریف کنی تا بعد بدون اینکه حرفی بزنند با آن چشمهای ژوکوند طور خود شمای متهم به «ادامهدادنِ بدون آنهای زمانوزمانه» را شرمنده کنند. جمله درهمی گفتم؟ میدانم. چیزهایی که تارکوفسکی نشان میدهد چیزهایی است که کلمات و جملات برای بیانش الکناند.
آدمهای توی عکس انگار طاغیان جاودان سرزمینی هستند که فراموشی روزی هزاربار بر تخت سلطنتش، تاجگذاری میکند. آنها به ما نگاهمیکنند. قلاب چشمهایشان به دهانماهیان غمگسار خاطرات ما گیر میکند و بعد به خشکی گذشته پرتاب میشویم تا برای قطرهای از حالِ بیقالوقیل، حالِ بدون دردهای باقیمانده از گذشته، لهله بزنیم. چرا تارکوفسکی انقدر راحت و کوتاه و رسا با قابهای سحرانگیزش حرفهایی را میزند که من برای بیانش باید اینهمه کلمه را به لحظهای همنشینی با یکدیگر متقاعد کنم؟
سهند ایرانمهر
https://t.me/arshivefarhikhtegan/513
Telegram
آرشیو
تارکوفسکی