دانشگاه بیدانش
درباره نوع گزینش استاد، اداره ایدئولوژیکی دانشگاه و کنکور و باقی قضایا مرا نمیرسد که چیزی بگویم! اینکه در وزارت علوم، علمی و در دانشگاه، دانشی نمانده، بحثی نیست که بتوان در چند سطر ناقابل تکلیف آن را روشن کرد. مسئولان انتخاب خود را کردهاند و دود این انتخاب نیز به چشم آنان خواهد رفت. در اینباره نیز مانند بسیاری از مشکلات کشور باید فکری اساسی کرد و البته باید کسانی باشند که فکری داشته باشند و مسئولانی که گوش شنیدن دارند. در چنین کارهایی، در کشوری مانند ایران، هیچ عجلهای نیست، که از قدیم میدانیم کار شیطان است اما کار انسجام و وحدت ملّی کشور مهمی نیست که اگر فوت شد، بتوان خسارت آن را جبران کرد. اینجا نظر خواننده را به تنها یک نکته در کتاب ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان جلب میکنم که کتاب دانشگاهی مهمی است و از زمان انتشار ترجمه نخستینِ آن در 1378 تاکنون نزدیک به سی بار به چاپ رسیده است. دلیل اینکه دانشگاه چنین کتاب بیاهمیتی را همچون کاغذ زر میبَرَد، روشن است. دانشگاه نیمبِسمِل زیر لوای «تولید علم» چیزی تولید نمیکند که استادان آن دستکم برای تدریس تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامی کتابی نوشته باشند و دانشگاه در این زمینه به «خودکفایی» برسد
سیدجواد طباطبایی
ملیتسازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاستنامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴
جان آگه با #فرهیختگان
درباره نوع گزینش استاد، اداره ایدئولوژیکی دانشگاه و کنکور و باقی قضایا مرا نمیرسد که چیزی بگویم! اینکه در وزارت علوم، علمی و در دانشگاه، دانشی نمانده، بحثی نیست که بتوان در چند سطر ناقابل تکلیف آن را روشن کرد. مسئولان انتخاب خود را کردهاند و دود این انتخاب نیز به چشم آنان خواهد رفت. در اینباره نیز مانند بسیاری از مشکلات کشور باید فکری اساسی کرد و البته باید کسانی باشند که فکری داشته باشند و مسئولانی که گوش شنیدن دارند. در چنین کارهایی، در کشوری مانند ایران، هیچ عجلهای نیست، که از قدیم میدانیم کار شیطان است اما کار انسجام و وحدت ملّی کشور مهمی نیست که اگر فوت شد، بتوان خسارت آن را جبران کرد. اینجا نظر خواننده را به تنها یک نکته در کتاب ایران بین دو انقلاب یرواند آبراهامیان جلب میکنم که کتاب دانشگاهی مهمی است و از زمان انتشار ترجمه نخستینِ آن در 1378 تاکنون نزدیک به سی بار به چاپ رسیده است. دلیل اینکه دانشگاه چنین کتاب بیاهمیتی را همچون کاغذ زر میبَرَد، روشن است. دانشگاه نیمبِسمِل زیر لوای «تولید علم» چیزی تولید نمیکند که استادان آن دستکم برای تدریس تاریخ معاصر کشور و تاریخ انقلاب اسلامی کتابی نوشته باشند و دانشگاه در این زمینه به «خودکفایی» برسد
سیدجواد طباطبایی
ملیتسازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاستنامه، نوروز ۱۴۰۰، صص۸-۴
جان آگه با #فرهیختگان
پارادوکس کافکایی نجات
«مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز، که پس از رسیدن همگان.»
.Franz Kafka, Parables and Paradoxes
کافکا در این قطعه پارادوکسی را پیش نهاده است: رستاخیز مسیح «نجاتبخش» نوشدارویی نابههنگام است؛ منجی تنها وقتی از راه میرسد که پیشتر همه نجات یافته باشند. تا وقتی نجاتجویان خود را نجات نداده باشند، نجاتبخش نخواهد رسید، و هنگامی که نجاتبخش از راه میرسد، نجاتجویان پیشتر خود به نجات رسیدهاند، پس او را کاری نیست. منجی را چه کار با ناجیان؟
کافکا ادامه میدهد: «پسآنگاه گورها بر خود خواهند شکافت.» فهم این سخن کافکا وقتی هموار میشود که بدانیم اشارتی نهفته به آیتی از انجیل متی (۲۷:۵۲) دارد، آنجا که حکایت پس از مصلوب شدن مسیح (نجاتبخش) ادامه مییابد.
روایت متی این است که از ساعت ششم تا نهم خشکی یکسره در تاریکی فرو رفت. سپس مسیح را شنیدند که چنین میمویید: «ایلیا، ایلیا (الیاس/خداوند؟)، چرا مرا وانهادی؟» کسی خواست نمی از سرکه بر لبان او بنشاند. دیگراناش بازداشتند و گفتند: «اکنون بگذار ببینیم آیا ایلیا (الیاس/خداوند) به یاریاش میآید.» مسیح نالهای بلند برآورد و جان سپرد. و در این هنگام، ناگهان حجاب هیکل از بالا تا پایین دریده شد، زمین لرزید و صخرهها بر خود شکافتند.
در این سیاق روایی و زمینهی معنایی است که سه آیهی بعد برای کافکا الهامبخش پارادوکس ظهور و نجات میشود: «و گورها بر خود شکافتند؛ و پیکرهای بسیاری از قدیسان که آرمیده بودند، برخاستند» (۵۲).
روایت این صحنه با حکایت رستاخیز/رجعت اینجهانی مسیح در آیهی ۵۳ ادامه مییابد: «و [قدیسان] از درون گورها از پی رجعت او بیرون شدند، و به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری پدیدار شدند.» با آیهی ۵۴ عناصر پارادوکس کامل میشود. گویی حاضران صحنهی مرگ مسیح و ناظران حوادث هولناک منتهی به ظهور نجاتبخش و شاهدان آن تاریکی و زلزلهی سخت حالا دیگر به عینالیقین و بلکه حقالیقین رسیدهاند، «خوف و خشیت ایشان را فرا گرفت و دانستند که او به راستی پسر خدا بوده است.» و نجات هیچ نیست مگر همین اقرار و آگاهی.
با چنین متنی و در چنین زمینهای است که دیگر رستاخیز و ظهور و رجعت نجاتبخش نوشدارویی نابههنگام بیش نیست، «مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز یا آخرزمان، که پس از رسیدن همگان.»
فروغ فرخزاد هم در پارهای از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» احتمالا نظری به همین پارادوکس کافکایی یا منشأ مسیحی آن داشته، آنجا که سروده است:
«نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی است به آرامش.»
این تلمیح مسیحی-کافکایی طرز و طرازی دیگر به لطفِ تلخ و تلخیِ نازدودنی و پاییزانگیِ ناگشودنیِ سخن فروغ میبخشد.
در سالشمار مسیحی، امروز سالروز رستاخیز مسیح است.
نخستین نسخهی این متن در تاریخ سوم ژولای ۲۰۱۶، سالروز درگذشت کافکا، منتشر شد.
محمدمهدی مجاهدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/511
جان آگه با #فرهیختگان
«مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز، که پس از رسیدن همگان.»
.Franz Kafka, Parables and Paradoxes
کافکا در این قطعه پارادوکسی را پیش نهاده است: رستاخیز مسیح «نجاتبخش» نوشدارویی نابههنگام است؛ منجی تنها وقتی از راه میرسد که پیشتر همه نجات یافته باشند. تا وقتی نجاتجویان خود را نجات نداده باشند، نجاتبخش نخواهد رسید، و هنگامی که نجاتبخش از راه میرسد، نجاتجویان پیشتر خود به نجات رسیدهاند، پس او را کاری نیست. منجی را چه کار با ناجیان؟
کافکا ادامه میدهد: «پسآنگاه گورها بر خود خواهند شکافت.» فهم این سخن کافکا وقتی هموار میشود که بدانیم اشارتی نهفته به آیتی از انجیل متی (۲۷:۵۲) دارد، آنجا که حکایت پس از مصلوب شدن مسیح (نجاتبخش) ادامه مییابد.
روایت متی این است که از ساعت ششم تا نهم خشکی یکسره در تاریکی فرو رفت. سپس مسیح را شنیدند که چنین میمویید: «ایلیا، ایلیا (الیاس/خداوند؟)، چرا مرا وانهادی؟» کسی خواست نمی از سرکه بر لبان او بنشاند. دیگراناش بازداشتند و گفتند: «اکنون بگذار ببینیم آیا ایلیا (الیاس/خداوند) به یاریاش میآید.» مسیح نالهای بلند برآورد و جان سپرد. و در این هنگام، ناگهان حجاب هیکل از بالا تا پایین دریده شد، زمین لرزید و صخرهها بر خود شکافتند.
در این سیاق روایی و زمینهی معنایی است که سه آیهی بعد برای کافکا الهامبخش پارادوکس ظهور و نجات میشود: «و گورها بر خود شکافتند؛ و پیکرهای بسیاری از قدیسان که آرمیده بودند، برخاستند» (۵۲).
روایت این صحنه با حکایت رستاخیز/رجعت اینجهانی مسیح در آیهی ۵۳ ادامه مییابد: «و [قدیسان] از درون گورها از پی رجعت او بیرون شدند، و به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری پدیدار شدند.» با آیهی ۵۴ عناصر پارادوکس کامل میشود. گویی حاضران صحنهی مرگ مسیح و ناظران حوادث هولناک منتهی به ظهور نجاتبخش و شاهدان آن تاریکی و زلزلهی سخت حالا دیگر به عینالیقین و بلکه حقالیقین رسیدهاند، «خوف و خشیت ایشان را فرا گرفت و دانستند که او به راستی پسر خدا بوده است.» و نجات هیچ نیست مگر همین اقرار و آگاهی.
با چنین متنی و در چنین زمینهای است که دیگر رستاخیز و ظهور و رجعت نجاتبخش نوشدارویی نابههنگام بیش نیست، «مسیح تنها فردای آمدناش خواهد رسید، نه در واپسین روز یا آخرزمان، که پس از رسیدن همگان.»
فروغ فرخزاد هم در پارهای از «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» احتمالا نظری به همین پارادوکس کافکایی یا منشأ مسیحی آن داشته، آنجا که سروده است:
«نجاتدهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی است به آرامش.»
این تلمیح مسیحی-کافکایی طرز و طرازی دیگر به لطفِ تلخ و تلخیِ نازدودنی و پاییزانگیِ ناگشودنیِ سخن فروغ میبخشد.
در سالشمار مسیحی، امروز سالروز رستاخیز مسیح است.
نخستین نسخهی این متن در تاریخ سوم ژولای ۲۰۱۶، سالروز درگذشت کافکا، منتشر شد.
محمدمهدی مجاهدی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/511
جان آگه با #فرهیختگان
Telegram
آرشیو
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی از سوی دبیرخانه جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و گروه مطالعات فلسفه اسلامی و قرون وسطی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میشود.
سومین دوره جایزه ابنسینا پژوهی در دو بخش «پایاننامهها، رسالههای دانشگاهی، رسالههای سطح ۳ یا ۴ علوم حوزوی که در زمینه فلسفه یا منطق ابن سینا و به زبان فارسی نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دفاع شده باشند» و «مقالههای فارسی که درباره فلسفه یا منطق ابن سینا نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ منتشر شده باشند»، آثار می پذیرد.
لازم به ذکر است از مشارکت پژوهشگرانی که در دیگر کشورها پایاننامه یا مقالهای به زبان فارسی درباره ابن سینا نگاشته اند نیز در این دوره از جایزه ابنسیناپژوهی استقبال میشود.
علاقهمندان میتوانند نسخه الکترونیکی (پی دی اف) پایاننامه یا مقاله (هر شخص میتواند تنها یک اثر ارسال کند)، تصویر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری یا صورت جلسه دفاع، تایید شده توسط دانشگاه یا مرکز آموزش عالی (درصورت ارسال پایان نامه) و فهرست سوابق علمی(cv) را تا ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ به نشانی philosophy.ipm@gmail.com ارسال کنند یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۲۲۸۰۳۶۶۹ تماس بگیرند.
گفتنی است این جایزه به افتخار پروفسور دیمیتری گوتاس و با حمایت وی تاسیس شده است. پروفسور گوتاس، ابن سیناپژوه برجسته که در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، جایزه نقدی خود را به بهترین پژوهشهای دانشگاهی یا حوزوی فارسی درباره ابن سینا اهدا کرده است.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
سومین دوره جایزه ابن سیناپژوهی از سوی دبیرخانه جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و گروه مطالعات فلسفه اسلامی و قرون وسطی در پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میشود.
سومین دوره جایزه ابنسینا پژوهی در دو بخش «پایاننامهها، رسالههای دانشگاهی، رسالههای سطح ۳ یا ۴ علوم حوزوی که در زمینه فلسفه یا منطق ابن سینا و به زبان فارسی نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ دفاع شده باشند» و «مقالههای فارسی که درباره فلسفه یا منطق ابن سینا نگاشته شده و در فاصله سالهای ۱۳۹۴ تا سال ۱۴۰۰ منتشر شده باشند»، آثار می پذیرد.
لازم به ذکر است از مشارکت پژوهشگرانی که در دیگر کشورها پایاننامه یا مقالهای به زبان فارسی درباره ابن سینا نگاشته اند نیز در این دوره از جایزه ابنسیناپژوهی استقبال میشود.
علاقهمندان میتوانند نسخه الکترونیکی (پی دی اف) پایاننامه یا مقاله (هر شخص میتواند تنها یک اثر ارسال کند)، تصویر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری یا صورت جلسه دفاع، تایید شده توسط دانشگاه یا مرکز آموزش عالی (درصورت ارسال پایان نامه) و فهرست سوابق علمی(cv) را تا ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ به نشانی philosophy.ipm@gmail.com ارسال کنند یا برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۲۲۸۰۳۶۶۹ تماس بگیرند.
گفتنی است این جایزه به افتخار پروفسور دیمیتری گوتاس و با حمایت وی تاسیس شده است. پروفسور گوتاس، ابن سیناپژوه برجسته که در سال ۲۰۱۵ برنده جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد، جایزه نقدی خود را به بهترین پژوهشهای دانشگاهی یا حوزوی فارسی درباره ابن سینا اهدا کرده است.
#فرهیختگان صدای فرزانگان
آقای عسگری قدری از این دروغپردازی خجالت بکشید.شما به چه رويي به مردم نگاه میكنيد
عباس آخوندی
دیروز ۱۴۰۰/۱/۱۴ مجری شما خبر دروغی را از قول من خواند که من گفتهام اگر ما نبودیم قحطی کل ایران را فراگرفته بود و نتیجهگیری کرد که من باید خجالتزده باشم.
متن گفته من که در خبرگزاری خبرآنلاین آمده و در همین تاریخ انتشار یافته این است که: "حواسمان باشد ما ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بودیم. سایه جنگ روی سر این مملکت بود. یعنی ما سال ۹۲ را یادمان نرود. اگر روند سال ۹۲ ادامه پیدا کرده بود، الان قحطی تمام ایران را گرفته بود". کجای این جمله آمده است که اگر ما نبودیم قحطی تمام ایران را گرفته بود؟ آیا بررسی صحت این خبر برای شما کار سختی بود؟
اقای مجریتان در برنامه تهران 20 میفرماید که این مطلب بیانصافی و بیاحترامی به مردم است و ادامه میدهد که "اگر این صف مرغ، اگر این صف روغن، اگر این فیلمهایی که منتشر میشود از مردم که دارند هجوم میآورند برای گرفتن یک مرغ، اینها همه شما را خجالت زده نمیکند ما را خیلی خجالتزده میکند. حد اقلش اینه که به قول مادربزرگ من اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی".
بله آقای عسگری!
تورم بسیار استخوانسوز است. تورم نقطه به نقطه در پایان سال ۱۳۹۹ به حدود ۵۰درصد و تورم برخی اقلام خوراکی به حدود۱۰۰% رسیده است. آن هم در شرایط کرونایی که بیش از ۳ میلیون نفر بیکار شدهاند و همان درآمد حداقلیشان را هم از دست دادهاند و دولت هم هیچ چارهي موثری برای آنان نکرده و شما هم در برنامه هايتان به این موضوع نپرداختهاید. چون درد مردم مساله شما نیست. در این شرایط، شما بهجای آنکه به فکر بررسی علل این وضعیت باشید، در پی ساختن سریال گاندو و این قبیل داستانسراییها هستید که آقای ظریف گفت از سر تا پا دروغ است. شما باید خجالت زده باشید. شما به چه رویی به مردم نگاه میکنید؟
آقای صداوسیما!
همین مرغی که شما فکر میکنید تولید آن کاری ندارد، به گفته وزیر صمت وقت در دولت، ۶۵% قیمت تمامشدهاش، خوراک دام و سایر اقلام است که از خارج وارد میشود. و اگر قرار بود ایران همچنان زیر فصل هفت منشور باشد، رکود تورمی سال ۱۳۹۱ و روند افزایشی نرخ تسعیر ارز مردم را به خاک سیاه نشانده بود و کشور را با قحطی روبهرو ساختهبود. آلان هم وقتی نرخ تسعیر ارز ۷۰۰% در ظرف کمتر از سه سال افزایش مییابد، شما باز به مردم آدرس دروغ میدهید و میروید سراغ مغازههای مرغفروشی، که برای گرانفروشی مقصر بیابيد. چگونه با این وضعیت افزایش سطح عمومی قیمتها میتوان با فلک کردن دو مغازهدار بینوا قیمت مرغ و یا هر قلم خوراکی دیگر را کنترل کرد؟ البته شما تا حدی حق دارید. چون دولت هم با همین منطق با تورم برخورد میکند.
شما هم میخواهید با مخالفتتان با برجام امنیت محیط تجارت ایران را فراهم نکنید و هم میخواهید با تبلیغتان علیه اف ای تی اف مانع داد و ستد مالی تولیدگران و تاجران ایران با سایر کشورها را بر طرف نکنید و هم همچنانکه در مناظره با آقای مصباحی مقدم گفتم ظرفیت دلالی سالانه بیش از ۲۰میلیارد دلار شبکههای بینالمللی دلالی و مافیایی بر روی تجارت خارجی ایران را نادیده بگیرید، آن وقت با ظاهری مردمدوست از درد و رنج مردم بگویید.
نتیجه سیاست تبلیغی شما و فضای ناامنی که برای سرمایهگذاری ایجاد کردهاید فرار سرمایهگذاران و کاهش مداوم نرخ سرمایهگذاری در ایران برای مدت ۹ سال با میانگین منفی ۶.۸% است. این آن تورمی است که مغز استخوان مردم را میسوزاند و نتیجه این سیاستها و فضاسازیهای سرتاپا اشتباه و اقتصاد برانداز شماست. حال چگونه میخواهید با تظاهر و سرک کشیدن به چند مغازه در سمت مردم بایستید؟ کاهش ۶.۸درصدی سرمایه گذاری برای مدتی بیش از ۹ سال به مفهوم این است سرمایهگذاری در سال دهم معادل حدودا ۵۰% سرمایه گذاری در ۹ سال پیش است. آن هم در کشوری که جمعیت آن جوان است و بیشترین نیاز را به سرمایهگذاری، تولید و اشتغال دارد. آیا اینگونه میخواهید از تولید پشتیبانی و رفع منع کنید؟
حال آیا من باید خجالت بکشم و یا شما و آیا من نباید به شما بگویم که اقای صدا و سیما! اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی؟
#فرهیختگان، ندای آگاهی
عباس آخوندی
دیروز ۱۴۰۰/۱/۱۴ مجری شما خبر دروغی را از قول من خواند که من گفتهام اگر ما نبودیم قحطی کل ایران را فراگرفته بود و نتیجهگیری کرد که من باید خجالتزده باشم.
متن گفته من که در خبرگزاری خبرآنلاین آمده و در همین تاریخ انتشار یافته این است که: "حواسمان باشد ما ذیل فصل ۷ منشور سازمان ملل بودیم. سایه جنگ روی سر این مملکت بود. یعنی ما سال ۹۲ را یادمان نرود. اگر روند سال ۹۲ ادامه پیدا کرده بود، الان قحطی تمام ایران را گرفته بود". کجای این جمله آمده است که اگر ما نبودیم قحطی تمام ایران را گرفته بود؟ آیا بررسی صحت این خبر برای شما کار سختی بود؟
اقای مجریتان در برنامه تهران 20 میفرماید که این مطلب بیانصافی و بیاحترامی به مردم است و ادامه میدهد که "اگر این صف مرغ، اگر این صف روغن، اگر این فیلمهایی که منتشر میشود از مردم که دارند هجوم میآورند برای گرفتن یک مرغ، اینها همه شما را خجالت زده نمیکند ما را خیلی خجالتزده میکند. حد اقلش اینه که به قول مادربزرگ من اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی".
بله آقای عسگری!
تورم بسیار استخوانسوز است. تورم نقطه به نقطه در پایان سال ۱۳۹۹ به حدود ۵۰درصد و تورم برخی اقلام خوراکی به حدود۱۰۰% رسیده است. آن هم در شرایط کرونایی که بیش از ۳ میلیون نفر بیکار شدهاند و همان درآمد حداقلیشان را هم از دست دادهاند و دولت هم هیچ چارهي موثری برای آنان نکرده و شما هم در برنامه هايتان به این موضوع نپرداختهاید. چون درد مردم مساله شما نیست. در این شرایط، شما بهجای آنکه به فکر بررسی علل این وضعیت باشید، در پی ساختن سریال گاندو و این قبیل داستانسراییها هستید که آقای ظریف گفت از سر تا پا دروغ است. شما باید خجالت زده باشید. شما به چه رویی به مردم نگاه میکنید؟
آقای صداوسیما!
همین مرغی که شما فکر میکنید تولید آن کاری ندارد، به گفته وزیر صمت وقت در دولت، ۶۵% قیمت تمامشدهاش، خوراک دام و سایر اقلام است که از خارج وارد میشود. و اگر قرار بود ایران همچنان زیر فصل هفت منشور باشد، رکود تورمی سال ۱۳۹۱ و روند افزایشی نرخ تسعیر ارز مردم را به خاک سیاه نشانده بود و کشور را با قحطی روبهرو ساختهبود. آلان هم وقتی نرخ تسعیر ارز ۷۰۰% در ظرف کمتر از سه سال افزایش مییابد، شما باز به مردم آدرس دروغ میدهید و میروید سراغ مغازههای مرغفروشی، که برای گرانفروشی مقصر بیابيد. چگونه با این وضعیت افزایش سطح عمومی قیمتها میتوان با فلک کردن دو مغازهدار بینوا قیمت مرغ و یا هر قلم خوراکی دیگر را کنترل کرد؟ البته شما تا حدی حق دارید. چون دولت هم با همین منطق با تورم برخورد میکند.
شما هم میخواهید با مخالفتتان با برجام امنیت محیط تجارت ایران را فراهم نکنید و هم میخواهید با تبلیغتان علیه اف ای تی اف مانع داد و ستد مالی تولیدگران و تاجران ایران با سایر کشورها را بر طرف نکنید و هم همچنانکه در مناظره با آقای مصباحی مقدم گفتم ظرفیت دلالی سالانه بیش از ۲۰میلیارد دلار شبکههای بینالمللی دلالی و مافیایی بر روی تجارت خارجی ایران را نادیده بگیرید، آن وقت با ظاهری مردمدوست از درد و رنج مردم بگویید.
نتیجه سیاست تبلیغی شما و فضای ناامنی که برای سرمایهگذاری ایجاد کردهاید فرار سرمایهگذاران و کاهش مداوم نرخ سرمایهگذاری در ایران برای مدت ۹ سال با میانگین منفی ۶.۸% است. این آن تورمی است که مغز استخوان مردم را میسوزاند و نتیجه این سیاستها و فضاسازیهای سرتاپا اشتباه و اقتصاد برانداز شماست. حال چگونه میخواهید با تظاهر و سرک کشیدن به چند مغازه در سمت مردم بایستید؟ کاهش ۶.۸درصدی سرمایه گذاری برای مدتی بیش از ۹ سال به مفهوم این است سرمایهگذاری در سال دهم معادل حدودا ۵۰% سرمایه گذاری در ۹ سال پیش است. آن هم در کشوری که جمعیت آن جوان است و بیشترین نیاز را به سرمایهگذاری، تولید و اشتغال دارد. آیا اینگونه میخواهید از تولید پشتیبانی و رفع منع کنید؟
حال آیا من باید خجالت بکشم و یا شما و آیا من نباید به شما بگویم که اقای صدا و سیما! اگر حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی؟
#فرهیختگان، ندای آگاهی
Forwarded from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی (🍀 MMMojahedi)
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
خواندن این گفتوگوی عبرتآموز و پرسشبرانگیز با آیةالله مصباح یزدی دربارهی آیةالله بهشتی
را به دوستان توصیه کرده بودم.
به یادآوری ایشان دریافتم تارنمای نشر آثار آیةالله بهشتی سالها ست که به تور «تدبیر» فیلترسازان و فرهنگسوزان گرفتار و تیرهوتار است و برای دیدن آن باید به راههای دور رفت و دیوار بیخردی را دور زد.
جای عجب و اسف بسیار است. ایلغار تحریم آثار علمی و پژوهشی و فرهنگی وقتی تا اینجا پیش آمده و این مرزها را درنوردیده باشد، تأثیر جامعهسوزش هیچ کمتر از تحریمهای مهیب و خفهکنندهی اقتصادی نخواهد بود، اگر بیشتر نباشد.
نقادی مجرای تنفسی و لازمهی بقای ما ست. تحریم اقتصادی نان مردم را فطیر و قامت بردباریشان را خردوخمیر میکند، ولی فیلترینگ فرهنگ و تحریم هنر ذهن و زبان و ضمیر جامعه را فقیر و بالغان را صغیر و مجاری نقادی ما را تنگ و حقیر میکند و بهمرور، سازوکار بقای ما را از نفس میاندازد.
برای درک گردوغبارهای زرد و سیاهی که مانکنها و شاخها و ترولها و دیگر گرامیانِ بیجهت اینستاگرامی و تلگرامی راه میاندازند و آتش به تهماندهی ادب و اخلاق و فرهنگ و هنر میاندازند، نباید راه دور رفت.
نگاهی به عرض و طول دیوار پرخار و دلآزار تحریمهای خودخواسته و خودساختهای که جلوی رودخانههای فرهنگ و هنر را سد کردهاند و کویر را توسعه دادهاند و برهوت ساختهاند، خود گویای همهی این داستان بلند و پروحشت است.
با همین دست قصورها و تقصیرها که این نافرهیختگان در کار فرهنگ ورزیدهاند، خودشان و جامعه را از فهم ژرف و نقادانه محروم و سقف جامعه را کوتاه و فضا را کوتولهپرور کردهاند و در عوض، دیوار مصائب و مشکلات را به قامت و استقامت سد سکندر بالا بردهاند.
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
کین جامه به اندازهی هرکس نبریدند
@mmojahedi
خواندن این گفتوگوی عبرتآموز و پرسشبرانگیز با آیةالله مصباح یزدی دربارهی آیةالله بهشتی
را به دوستان توصیه کرده بودم.
به یادآوری ایشان دریافتم تارنمای نشر آثار آیةالله بهشتی سالها ست که به تور «تدبیر» فیلترسازان و فرهنگسوزان گرفتار و تیرهوتار است و برای دیدن آن باید به راههای دور رفت و دیوار بیخردی را دور زد.
جای عجب و اسف بسیار است. ایلغار تحریم آثار علمی و پژوهشی و فرهنگی وقتی تا اینجا پیش آمده و این مرزها را درنوردیده باشد، تأثیر جامعهسوزش هیچ کمتر از تحریمهای مهیب و خفهکنندهی اقتصادی نخواهد بود، اگر بیشتر نباشد.
نقادی مجرای تنفسی و لازمهی بقای ما ست. تحریم اقتصادی نان مردم را فطیر و قامت بردباریشان را خردوخمیر میکند، ولی فیلترینگ فرهنگ و تحریم هنر ذهن و زبان و ضمیر جامعه را فقیر و بالغان را صغیر و مجاری نقادی ما را تنگ و حقیر میکند و بهمرور، سازوکار بقای ما را از نفس میاندازد.
برای درک گردوغبارهای زرد و سیاهی که مانکنها و شاخها و ترولها و دیگر گرامیانِ بیجهت اینستاگرامی و تلگرامی راه میاندازند و آتش به تهماندهی ادب و اخلاق و فرهنگ و هنر میاندازند، نباید راه دور رفت.
نگاهی به عرض و طول دیوار پرخار و دلآزار تحریمهای خودخواسته و خودساختهای که جلوی رودخانههای فرهنگ و هنر را سد کردهاند و کویر را توسعه دادهاند و برهوت ساختهاند، خود گویای همهی این داستان بلند و پروحشت است.
با همین دست قصورها و تقصیرها که این نافرهیختگان در کار فرهنگ ورزیدهاند، خودشان و جامعه را از فهم ژرف و نقادانه محروم و سقف جامعه را کوتاه و فضا را کوتولهپرور کردهاند و در عوض، دیوار مصائب و مشکلات را به قامت و استقامت سد سکندر بالا بردهاند.
کوتاهنظر غافل از «این فکر» بلند است
کین جامه به اندازهی هرکس نبریدند
@mmojahedi
Telegram
بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی
مصاحبه با آیتالله مصباح یزدی درباره شهید آیتالله دکتر بهشتی
اشاره: در سال ۱۳۷۷ بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی تصمیم به انتشار مجموعه دیدگاههای ایشان درباره دکتر علی شریعتی گرفت که با عنوان «شریعتی؛ جستجوگری در مسیر شدن» منتشر شد…
اشاره: در سال ۱۳۷۷ بنیاد نشر آثار و اندیشههای شهید آیتالله دکتر بهشتی تصمیم به انتشار مجموعه دیدگاههای ایشان درباره دکتر علی شریعتی گرفت که با عنوان «شریعتی؛ جستجوگری در مسیر شدن» منتشر شد…
بازگرداندن اشیاء تاریخی و باستانی از اتریش به ایران
۲۸ شی تاریخی و باستانی ایران که به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده بود، با هماهنگی وزارت امور خارجه و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی امروز به صورت محموله دیپلماتیک و توسط یکی از دیپلماتهای کشورمان از وین به تهران منتقل شد.
این اشیا پس از کشف توسط پلیس اتریش بر اساس معاضدت قضایی در تیرماه سال ۱۳۹۹ به سفارت جمهوری اسلامی ایران در وین تحویل داده شده بود که پس از طی مراحل قانونی و اداری، امروز به کشور منتقل گردید.
سفارت ایران در اتریش
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
۲۸ شی تاریخی و باستانی ایران که به صورت غیرقانونی از کشور خارج شده بود، با هماهنگی وزارت امور خارجه و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی امروز به صورت محموله دیپلماتیک و توسط یکی از دیپلماتهای کشورمان از وین به تهران منتقل شد.
این اشیا پس از کشف توسط پلیس اتریش بر اساس معاضدت قضایی در تیرماه سال ۱۳۹۹ به سفارت جمهوری اسلامی ایران در وین تحویل داده شده بود که پس از طی مراحل قانونی و اداری، امروز به کشور منتقل گردید.
سفارت ایران در اتریش
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نقدی بر «قرآن یک متن مسئلهدار و مسئلهانگیز است»
مصطفی حسینی طباطبائی
🔸️اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:
«کسانیکه دنبالهرو محمّد بودند «مؤمنان» نام داشتند. اسم اسلام و مسلمین از زمان عبدالملک [خلیفۀ چهارم اُمَوی] رایج شده، از آن زمان سکّه هست. بنابراین به نوعی، بنیانگذارِ اسلام به عنوان دین امپراتوری، عبدالملک است و اوست که سعی میکند قرآن را شکل دهد، قرآنی که میشناسیم به عنوان رسمی»!!
این نتیجه که در بخش پایانی سخنرانی ایشان آمده، سراسر خطا است و معلوم میشود مبانی آن نادرست بوده که بدین غایتِ غریب، پیوسته است زیرا:
https://www.zeitoons.com/85992
جان آگه با #فرهیختگان
مصطفی حسینی طباطبائی
🔸️اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:
«کسانیکه دنبالهرو محمّد بودند «مؤمنان» نام داشتند. اسم اسلام و مسلمین از زمان عبدالملک [خلیفۀ چهارم اُمَوی] رایج شده، از آن زمان سکّه هست. بنابراین به نوعی، بنیانگذارِ اسلام به عنوان دین امپراتوری، عبدالملک است و اوست که سعی میکند قرآن را شکل دهد، قرآنی که میشناسیم به عنوان رسمی»!!
این نتیجه که در بخش پایانی سخنرانی ایشان آمده، سراسر خطا است و معلوم میشود مبانی آن نادرست بوده که بدین غایتِ غریب، پیوسته است زیرا:
https://www.zeitoons.com/85992
جان آگه با #فرهیختگان
سایت خبری تحلیلی زیتون
نقدی بر «قران یک متن مسئلهدار و مسئلهانگیز است» | سایت خبری تحلیلی زیتون
اخیراً در «زیتون» گزارشی از سخنرانی آقای محمّدعلی امیر معزّی (از اساتید دانشگاه پاریس) منعکس شد که مایۀ شگفتی و ناخرسندی بسیاری از قرآنشناسان را فراهم آورد. شگفتی از اینکه جناب امیر معزّی راه و روشی را در قرآنپژوهی پیش گرفتهاند که نتیجۀ آن، سخنان ذیل است:…
سرانجامِ قطعی کرونا با همه تلاش دولتهای مسئول ناپیداست. زندگی شکننده شده، کمر اقتصاد خمیده، مردم خسته، کیفیت زندگی رو به کاهش، فاصله طبقاتی رو به افزایش و دهها شاخص و هشدار که چشمانداز خوبی در زیستبوم تنگ ما ندارد.
نظریه "دولت رفاه یا Welfare state یا État-providence" که تاکنون (صدسالی است کمابیش) بکار حمایت و تضمین بهزیستی شهروندان جهان
آمده، امروز خود رنجور است و دولتها از سویی نگران حسن اجرای وظایف دولت رفاهی و از سویی نگران کاستیهای ناشی از کمتوانی و ناتوانی و درنتیجه نارضایتی شهروندان و شورش و بیثباتی هستند. "پیتر سینگر" فیلسوف شریف و نامدار زمانه ما امیدوار بود این پاندمی شوم به حس همدردی و همبستگی و شفقت بیشتر میان ما آدمها منجر شود، که گویا برابر دادههای جهانی چندان نشده !
یکی از پایههای نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب میکنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند "صیانت ذات"، یکی واکسن میزند که بماند دیگری هم نمیزند تا بماند (فیالجمله). اما همین انتخاب خطرناک دولت حمایتگر را با مشکل مواجه میکند، چرا: چون او که نمیزند از حق انتخاب آزاد خود بهره میبرد اما زندگی دیگری را به خطر میاندازد، و دولت نه میتواند این را مکلف کند و نه حمایت از آن دیگری را رها !
من اینجا قصد ورود به دقایق بحث فلسفی و جامعهشناختی سیاسی دولت رفاه را ندارم که مفصل است اما اجمالا اینکه دولت در این دوراهه منزل زیاد هم نمیتواند دست دست کند. دولت باید اینجا در برخی پایههای نظری "دولت رفاه" مثل اصل مساوات یا Égalitarisme یک مهندسی جزیی صورت دهد (Égalitarisme در فرهنگ فلسفه سیاسی اجمالا به مساواتطلبی و حذف جمله نابرابریها تعبیر شده) که کار ظریفی است و بحث تفصیلی دارد اما مختصر آنکه کمی از مسئولیت حمایتی دولت بکاهد و با کاهش ضمنی حق اختیارِ شهروندان به مسئولیت آنها بیفزاید تا هم مراقب جان خود باشند و هم به بقای دیگران فکر کنند.
این خلاصه داستانی است که امروز با مشارکت دولتهای اروپایی در پارلمان اروپا دنبال میشود و البته هر کشور مختصات ملی خود را هم دارد. نتیجه آنکه امروز صحبت از صدور "پاسپورت سلامت" برای شهروندانی میشود که میتوانند میان حس صیانت از خویش و دیگری تعادل برقرار کنند، اگر دیگری را بر خویش مقدم نمیکنند. پاسپورتِ سلامت چارهاندیشی برای تابستان دومی است که از راه میرسد (مسافرتها) و شهروندان جهان همچنان با تهدید ویروس روبرو هستند. پاسپورت سلامت برای کسانی صادر میشود که نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری میکنند و در برابر پیامدهای رفتار خود آگاهی بیشتری دارند. یعنی جهان، شهروندان آگاهتر و مسئولتری میخواهد و دولت بخشی از وظایف حمایتی "دولت رفاه" را به خود شهروندان واگذار میکند.
این البته قصه شهروندان دنیای آزاد است که دولت با انتخاب موثر آنها بر سر کار آمده و نسبت به آنها موظف و پاسخگوست، حکایت دولتهای توتالیتر، غیرمسئول، دروغگو و شارلاتان که با حبس امکانات مردم، از زیر بار وظایف اصلی خود شانه خالی میکنند یا برای خام کردن شهروندان، خطرات جانی را ناچیز نشان میدهند، حکایت دیگری است.
رضابهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
نظریه "دولت رفاه یا Welfare state یا État-providence" که تاکنون (صدسالی است کمابیش) بکار حمایت و تضمین بهزیستی شهروندان جهان
آمده، امروز خود رنجور است و دولتها از سویی نگران حسن اجرای وظایف دولت رفاهی و از سویی نگران کاستیهای ناشی از کمتوانی و ناتوانی و درنتیجه نارضایتی شهروندان و شورش و بیثباتی هستند. "پیتر سینگر" فیلسوف شریف و نامدار زمانه ما امیدوار بود این پاندمی شوم به حس همدردی و همبستگی و شفقت بیشتر میان ما آدمها منجر شود، که گویا برابر دادههای جهانی چندان نشده !
یکی از پایههای نظریه دولت رفاه، دمکراسی است و دمکراسی مادر انتخاب است. شهروندان کشورهای آزاد زدن واکسن یا نزدن آن را انتخاب میکنند، هردو انتخاب هم برپایه حس قدرتمند "صیانت ذات"، یکی واکسن میزند که بماند دیگری هم نمیزند تا بماند (فیالجمله). اما همین انتخاب خطرناک دولت حمایتگر را با مشکل مواجه میکند، چرا: چون او که نمیزند از حق انتخاب آزاد خود بهره میبرد اما زندگی دیگری را به خطر میاندازد، و دولت نه میتواند این را مکلف کند و نه حمایت از آن دیگری را رها !
من اینجا قصد ورود به دقایق بحث فلسفی و جامعهشناختی سیاسی دولت رفاه را ندارم که مفصل است اما اجمالا اینکه دولت در این دوراهه منزل زیاد هم نمیتواند دست دست کند. دولت باید اینجا در برخی پایههای نظری "دولت رفاه" مثل اصل مساوات یا Égalitarisme یک مهندسی جزیی صورت دهد (Égalitarisme در فرهنگ فلسفه سیاسی اجمالا به مساواتطلبی و حذف جمله نابرابریها تعبیر شده) که کار ظریفی است و بحث تفصیلی دارد اما مختصر آنکه کمی از مسئولیت حمایتی دولت بکاهد و با کاهش ضمنی حق اختیارِ شهروندان به مسئولیت آنها بیفزاید تا هم مراقب جان خود باشند و هم به بقای دیگران فکر کنند.
این خلاصه داستانی است که امروز با مشارکت دولتهای اروپایی در پارلمان اروپا دنبال میشود و البته هر کشور مختصات ملی خود را هم دارد. نتیجه آنکه امروز صحبت از صدور "پاسپورت سلامت" برای شهروندانی میشود که میتوانند میان حس صیانت از خویش و دیگری تعادل برقرار کنند، اگر دیگری را بر خویش مقدم نمیکنند. پاسپورتِ سلامت چارهاندیشی برای تابستان دومی است که از راه میرسد (مسافرتها) و شهروندان جهان همچنان با تهدید ویروس روبرو هستند. پاسپورت سلامت برای کسانی صادر میشود که نسبت به دیگران احساس مسئولیت بیشتری میکنند و در برابر پیامدهای رفتار خود آگاهی بیشتری دارند. یعنی جهان، شهروندان آگاهتر و مسئولتری میخواهد و دولت بخشی از وظایف حمایتی "دولت رفاه" را به خود شهروندان واگذار میکند.
این البته قصه شهروندان دنیای آزاد است که دولت با انتخاب موثر آنها بر سر کار آمده و نسبت به آنها موظف و پاسخگوست، حکایت دولتهای توتالیتر، غیرمسئول، دروغگو و شارلاتان که با حبس امکانات مردم، از زیر بار وظایف اصلی خود شانه خالی میکنند یا برای خام کردن شهروندان، خطرات جانی را ناچیز نشان میدهند، حکایت دیگری است.
رضابهشتی معز
فیسبوک نگارنده
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
ما دچار یک بحران فرهنگی هستیم که از تفسیر اشتباه دو احساس از مهمترین احساسات مثبتمان ناشی شده است: لذتبردن و خوشبختی. اکثر مردم گمان میکنند که این دو احساس دقیقا یکسان هستند، درحالیکه کاملا باهم متفاوت هستند. خیلیها گمان میکنند اینها یکی هستند، در اینترنت هم ممکن است معانی چندان متفاوتی برای آنها پیدا نکنید.
اما چه تفاوتهایی بین لذت و خوشبختی هست؟ به گمان من هفت تفاوت عمده وجود دارد:
✔️۱- لذت گذرا است، درحالیکه خوشبختی بلندمدت است.
✔️۲- لذت مادی است ولی خوشبختی معنوی است.
✔️۳- لذت گرفتن است، درحالیکه خوشبختی بخشیدن است.
✔️۴- لذت را با مادیات میتوان بهدست آورد، اما خوشبختی با مادیات بهدست نمیآید.
✔️۵- لذت را در تنهایی تجربه میکنیم، ولی خوشبختی را در گروههای اجتماعی.
✔️۶- لذت افراطی منجر به اعتیاد میشود، چه اعتیاد به مواد مخدر و چه اعتیاد به رفتار؛ درصورتیکه چیزی بهنام اعتیاد به خوشبختی وجود ندارد.
✔️۷- و هفتمین تفاوت که مهمترینشان هم هست این است که لذت بر پایه «دوپامین» است ولی خوشبختی بر پایه «سروتونین».
این دو بیوشیمی (سروتونین و دوپامین) دو ناقل عصبی هستند. این دو ماده شیمیایی را مغز تولید میکند و سلولهای عصبی از طریق این مواد با یکدیگر در ارتباط هستند. خب، اینها چه ربطی به ما دارد؟ دوپامین منجر به تحریک نورون بعدی میشود و تحریک مکرر نورونها معمولا به مرگ آنها منجر میگردد. بنابراین نورونها یک مکانیزم دفاعی ایجاد کردهاند که باعث کاهش تعداد گیرندهها شده تا آسیب را کم کنند.
🔷مجری: منظورتان از تحریکشدن همان برانگیختهشدن است؟
🔺بله، همان برانگیختهشدن است. اینکار سرکوب محرک نامیده میشود و مواد شیمایی مختلفی در بدنمان اینکار را انجام میدهند. پس هرچه بیشتر مواد مصرف کنید، میزان تحریک بیشتر میشود و درنتیجه گیرندهها کاهش مییابد.
بنابراین دفعه بعدی برای اینکه به میزان تحریک قبلی برسید مجبور هستید مواد بیشتر و بیشتر و بیشتری مصرف کنید، تا اینکه درنهایت در ازای یک عالمه محرک هیچچیز دستگیرتان نمیشود؛ این وضعیت حد مجاز (تلورانس) نامیده میشود و اعتیاد وقتی است که نورونها شروع به مردن میکنند. اما درعوض سروتونین بازدارنده است نه محرک. گیرنده را مهار میکند تا بتواند خرسندی را بهوجود آورد و قدرت مراقبت را افزایش دهد. بنابراین اصولا نمیتوانید در مصرف سروتونین زیادهروی کنید.
🔷مجری: وقتی میگویید گیرنده را مهار میکند منظورتان چیست؟
🔺یعنی به گیرنده میچسبد، اما این فرایند را فراتر از گیرنده فعال نمیکند. کاری که سروتونین میکند در حقیقت کاهش سرعت نورونها بهجای سرعتبخشیدن به آنها است. اینکار به فرایند خرسندی منجر میشود و اگر بخواهید میتوانید به احساس یکیبودن با جهان برسید که ما آنرا خوشبختی مینامیم. اما یک چیز وجود دارد که سروتونین را کمرنگ میکند، دوپامین. بنابراین هرچه بیشتر به دنبال لذت باشید، خوشبختی کمتری بهدست میآورید.
لاسوگاس، خیابان مدیسون، والاستریت، سیلیکونولی، واشنگتندیسی همه و همه به روشی خاص و هماهنگ اصطلاح خوشبختی و لذت را بهجایهم بهکار میبرند و درهم میآمیزند تا ما بتوانیم خوشبختی را بخریم. بنابراین آنها میتوانند آشغالهایشان را به ما بفروشند و اقتصاد آمریکا نیز بر همین اساس است، یعنی بر اساس موادعشرتطلبانه اینکار انجام میشود. موادی که بر اساس لذت پیشمیروند نه خوشبختی و در این روند ما قطعا ناراضیتر شدهایم و مسأله اینجاست که تا پینبریم مشکل از کجاست نمیتوانیم برطرفش کنیم.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/512
محمدرضا جلایی پور
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
اما چه تفاوتهایی بین لذت و خوشبختی هست؟ به گمان من هفت تفاوت عمده وجود دارد:
✔️۱- لذت گذرا است، درحالیکه خوشبختی بلندمدت است.
✔️۲- لذت مادی است ولی خوشبختی معنوی است.
✔️۳- لذت گرفتن است، درحالیکه خوشبختی بخشیدن است.
✔️۴- لذت را با مادیات میتوان بهدست آورد، اما خوشبختی با مادیات بهدست نمیآید.
✔️۵- لذت را در تنهایی تجربه میکنیم، ولی خوشبختی را در گروههای اجتماعی.
✔️۶- لذت افراطی منجر به اعتیاد میشود، چه اعتیاد به مواد مخدر و چه اعتیاد به رفتار؛ درصورتیکه چیزی بهنام اعتیاد به خوشبختی وجود ندارد.
✔️۷- و هفتمین تفاوت که مهمترینشان هم هست این است که لذت بر پایه «دوپامین» است ولی خوشبختی بر پایه «سروتونین».
این دو بیوشیمی (سروتونین و دوپامین) دو ناقل عصبی هستند. این دو ماده شیمیایی را مغز تولید میکند و سلولهای عصبی از طریق این مواد با یکدیگر در ارتباط هستند. خب، اینها چه ربطی به ما دارد؟ دوپامین منجر به تحریک نورون بعدی میشود و تحریک مکرر نورونها معمولا به مرگ آنها منجر میگردد. بنابراین نورونها یک مکانیزم دفاعی ایجاد کردهاند که باعث کاهش تعداد گیرندهها شده تا آسیب را کم کنند.
🔷مجری: منظورتان از تحریکشدن همان برانگیختهشدن است؟
🔺بله، همان برانگیختهشدن است. اینکار سرکوب محرک نامیده میشود و مواد شیمایی مختلفی در بدنمان اینکار را انجام میدهند. پس هرچه بیشتر مواد مصرف کنید، میزان تحریک بیشتر میشود و درنتیجه گیرندهها کاهش مییابد.
بنابراین دفعه بعدی برای اینکه به میزان تحریک قبلی برسید مجبور هستید مواد بیشتر و بیشتر و بیشتری مصرف کنید، تا اینکه درنهایت در ازای یک عالمه محرک هیچچیز دستگیرتان نمیشود؛ این وضعیت حد مجاز (تلورانس) نامیده میشود و اعتیاد وقتی است که نورونها شروع به مردن میکنند. اما درعوض سروتونین بازدارنده است نه محرک. گیرنده را مهار میکند تا بتواند خرسندی را بهوجود آورد و قدرت مراقبت را افزایش دهد. بنابراین اصولا نمیتوانید در مصرف سروتونین زیادهروی کنید.
🔷مجری: وقتی میگویید گیرنده را مهار میکند منظورتان چیست؟
🔺یعنی به گیرنده میچسبد، اما این فرایند را فراتر از گیرنده فعال نمیکند. کاری که سروتونین میکند در حقیقت کاهش سرعت نورونها بهجای سرعتبخشیدن به آنها است. اینکار به فرایند خرسندی منجر میشود و اگر بخواهید میتوانید به احساس یکیبودن با جهان برسید که ما آنرا خوشبختی مینامیم. اما یک چیز وجود دارد که سروتونین را کمرنگ میکند، دوپامین. بنابراین هرچه بیشتر به دنبال لذت باشید، خوشبختی کمتری بهدست میآورید.
لاسوگاس، خیابان مدیسون، والاستریت، سیلیکونولی، واشنگتندیسی همه و همه به روشی خاص و هماهنگ اصطلاح خوشبختی و لذت را بهجایهم بهکار میبرند و درهم میآمیزند تا ما بتوانیم خوشبختی را بخریم. بنابراین آنها میتوانند آشغالهایشان را به ما بفروشند و اقتصاد آمریکا نیز بر همین اساس است، یعنی بر اساس موادعشرتطلبانه اینکار انجام میشود. موادی که بر اساس لذت پیشمیروند نه خوشبختی و در این روند ما قطعا ناراضیتر شدهایم و مسأله اینجاست که تا پینبریم مشکل از کجاست نمیتوانیم برطرفش کنیم.
https://t.me/arshivefarhikhtegan/512
محمدرضا جلایی پور
#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی
Telegram
آرشیو
بحران
❤1
زادروز آندره تارکوفسکی است. من مخالف این هستم که انسانی، آرزو کند، کس دیگری باشد چون عمیقا معتقدم در هر انسان، چیز خارقالعادهای است کهمختص اوست و خارقالعادهها کسانی هستند که این چیز خارقالعاده را در خود یافتهاند، به تقلا یا اتفاقی. با اینحال درمورد یک نفر دلم میخواهد دست از مخالفتم بردارم وآن « آندره تارکوفسکی» است. گاهی ابلهانه فکر میکنم این کارگردان بزرگ همه چیزهایی که من میتوانستم راوی آن باشم را از من دزدیده است! این صحنه از «سولاریس» را ببینید. تا حالا در قاب گذشته، در قاب یک چهره، در قاب یک چشم، خیره شدهاید؟
اصلا دیدهاید کسی سه قاب را اینقدر موجز قاببندی کند؟ آدمهای توی عکسهای گذشته، مخصوصا آنها که در دوربین و حالا در تو چشم دوختهاند، شبیه قدیسانی هستند که نگاه توام با پرسش و ترحم را بر تو و گناهت انداختهاند. انگار چیزی از تو میپرسند. انگار از تو میخواهند که « فاصله» و «جدایی» را برایشان تعریف کنی تا بعد بدون اینکه حرفی بزنند با آن چشمهای ژوکوند طور خود شمای متهم به «ادامهدادنِ بدون آنهای زمانوزمانه» را شرمنده کنند. جمله درهمی گفتم؟ میدانم. چیزهایی که تارکوفسکی نشان میدهد چیزهایی است که کلمات و جملات برای بیانش الکناند.
آدمهای توی عکس انگار طاغیان جاودان سرزمینی هستند که فراموشی روزی هزاربار بر تخت سلطنتش، تاجگذاری میکند. آنها به ما نگاهمیکنند. قلاب چشمهایشان به دهانماهیان غمگسار خاطرات ما گیر میکند و بعد به خشکی گذشته پرتاب میشویم تا برای قطرهای از حالِ بیقالوقیل، حالِ بدون دردهای باقیمانده از گذشته، لهله بزنیم. چرا تارکوفسکی انقدر راحت و کوتاه و رسا با قابهای سحرانگیزش حرفهایی را میزند که من برای بیانش باید اینهمه کلمه را به لحظهای همنشینی با یکدیگر متقاعد کنم؟
سهند ایرانمهر
https://t.me/arshivefarhikhtegan/513
اصلا دیدهاید کسی سه قاب را اینقدر موجز قاببندی کند؟ آدمهای توی عکسهای گذشته، مخصوصا آنها که در دوربین و حالا در تو چشم دوختهاند، شبیه قدیسانی هستند که نگاه توام با پرسش و ترحم را بر تو و گناهت انداختهاند. انگار چیزی از تو میپرسند. انگار از تو میخواهند که « فاصله» و «جدایی» را برایشان تعریف کنی تا بعد بدون اینکه حرفی بزنند با آن چشمهای ژوکوند طور خود شمای متهم به «ادامهدادنِ بدون آنهای زمانوزمانه» را شرمنده کنند. جمله درهمی گفتم؟ میدانم. چیزهایی که تارکوفسکی نشان میدهد چیزهایی است که کلمات و جملات برای بیانش الکناند.
آدمهای توی عکس انگار طاغیان جاودان سرزمینی هستند که فراموشی روزی هزاربار بر تخت سلطنتش، تاجگذاری میکند. آنها به ما نگاهمیکنند. قلاب چشمهایشان به دهانماهیان غمگسار خاطرات ما گیر میکند و بعد به خشکی گذشته پرتاب میشویم تا برای قطرهای از حالِ بیقالوقیل، حالِ بدون دردهای باقیمانده از گذشته، لهله بزنیم. چرا تارکوفسکی انقدر راحت و کوتاه و رسا با قابهای سحرانگیزش حرفهایی را میزند که من برای بیانش باید اینهمه کلمه را به لحظهای همنشینی با یکدیگر متقاعد کنم؟
سهند ایرانمهر
https://t.me/arshivefarhikhtegan/513
Telegram
آرشیو
تارکوفسکی
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
سجاد بهزادی
دنیای کنونی در تضادی بین فقر و ثروت به شدت دست وپا می زند. یکی در عرش و دیگری در فرش. مدتی پیش بود که در اجلاس داووس اعلام شد ۸۲ % ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از جمعیت کره زمین است. نه تنها کشورها در مقایسه تطبیقی با یکدیگر شکاف های معناداری دارند بلکه در ساختارهای درونی هم پر از نابرابری اند. کشور ما هم شرایط خاص خود را دارد. در آستانه سال ۱۴۰۰ گاهی که فاصله طبقاتی خود را با دیگر طبقه های جامعه و فاصله توسعه کشور خود را با دیگر ملت ها می بینم دچار حسرت های نامنتها می شویم
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
وقتی کارنامه فساد ۲۰۲۰ کشورها منتشر می شود و کشورمان را میان یکی از فاسدترینها و در میان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۴۹ قرار گرفته میگیرد
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
وقتی صلح آمیزترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ معرفی می شود و از کشور ما با فاصله زیاد به عنوان یکی از ناآرام ترین کشورهای جهان نام برده می شود. ناآرامی تنها در صدای تیر و تفنگ نیست. امنیت اجتماعی یکی از مهم ترین شاخص های آرامش در جهان به شمار می رود. موسسه اقتصاد و صلح (IEP) که صلح آمیزترین کشورهای جهان را بر اساس ۳ معیار کلی (ایمنی و امنیت اجتماعی، میزان درگیریهای داخلی و بین المللی و درجه نظامیگری) طبقهبندی می کند ایران را در رتبه ۱۴۲ قرار داده است
سال ۱۴۰۰؛ برای ما سال حسرت فاصلههاست!
وقتی گفته می شود ژاپن با قویترین پاسپورت جهان و ایران با رتبه ۱۰۱ و با دو رتبه بهتر از کره شمالی، دارای ضعیفترین پاسپورتهای جهان است
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
فاصله ارزش پول ملی کشور من با سایر کشورها از زمین است تا آسمان. آخرین بررسی های صورت گرفته توسط موسسه FXSSI نشان می دهد ریال ایران یکی از بیشترین سقوطها را در بین پولهای ملی کشورهای جهان داشته است
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلههاست!
وقتی که سازمان گزارشگران بدون مرز در تازه ترین گزارش سال ۲۰۲۰ خود ، کشور ایران را در میان ۱۸۰ کشور درقعر جدول و در مقام ۱۷۳ و در گروه کشورهای با " وضعیت بسیار بد" توصیف می کند.
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
صبح تا شب کار می کنیم اما حداکثر دریافتی ما با حداقل حقوق ماهانه در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته نیز برابری نمی کند و فاصله بسیار زیاد است.
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلههاست!
وقتی که سنگاپور و هنک گنک و سوئیس در صدر پرسرعت ترین اینترنت جهان در سال ۲۰۲۰، با بیش از ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه سرعت اینترنت معرفی می شوند، اما در کشور ما ، وزیر به خاطر افزایش پهنای باند به دادگاه احضار می شود.
در مقایسه تطبیقی وضعیت کشورمان با سایرکشورها
می توان مصداق های فراوان بیشتری آورد که نشان می دهد حال که به سال ۱۴۰۰ رسیده ایم؛ چه حسرت های فراوانی که بر دل مانده است. امارات وزارت هوش مصنوعی ایجاد می كند و دولت کره قصد دارد میلیاردها دلار بر روی نسل جدید اتومبیل های خودران و برقی سرمایه گذاری کند اما ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم و بر سر نیازهای اولیه زندگی دست وپا می زنیم.
طبیعی است این همه فاصله ما با جهان بیرون
محصول فاصله های ما در جهان درون خودمان است. رفتارهای ایدئولوگ گونه در درون سبب شده است، آرزوی ترنم توسعه بر دل ما بماند. در حالی که اصول توسعه یافتگی جهانشمول و شفاف است اما یکی از دلایل ناکامی ما در توسعه نداشتن اتفاق نظر بر سر اصول توسعه و فاصله هایی است که در دیدگاه ها وجود دارد
فاصله دیدگاه ها در مورد اصول توسعه
حسرت توسعه را به دل ما نشانده است. رئیس جمهوربرای رقیبانش از مذاکره خط و نشان می کشدو می گوید "مذاکره چیز منفی نیست و من به آن افتخار می کنم". این حرف رئیس جمهور بدان معنی است که در سال ۱۴۰۰ و قرن بیستویکم ؛ جریانی قوی در مملکت وجود دارد که می گوید مذاکره چیز منفی است. از این همه فاصله به کجا باید پناه برد.
حسرت خانه دار شدن خود قصه جدایی دارد
طول انتظار برای خرید مسکن در تهران به ۱۰۹ سال رسیده است. در دنیا زمان بالای ۱۰ سال "غیرعادی" توصیف میشود.
در سال ۱۴۰۰ یک مسیربرای ما انباشت حسرت هاست و يك مسير ديگر مسير انزوا و ركود بيشتر. زندگی در میان فاصله ها یعنی حسرت های نامنتها و مرگ امیدها.
من اگر بودم
نام سال ۱۴۰۰ را سال آشنایی با روندهای جهانی می گذاشتم و افق فکری برنامه ریزان را گسترده می کردم و می خواستم تا ذهن خود را رها کنند و کشور را از مسائل فرسایشی برهانند. جهان هرگز منتظر ما نخواهد ایستاد!
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
سجاد بهزادی
دنیای کنونی در تضادی بین فقر و ثروت به شدت دست وپا می زند. یکی در عرش و دیگری در فرش. مدتی پیش بود که در اجلاس داووس اعلام شد ۸۲ % ثروت جهان در اختیار تنها یک درصد از جمعیت کره زمین است. نه تنها کشورها در مقایسه تطبیقی با یکدیگر شکاف های معناداری دارند بلکه در ساختارهای درونی هم پر از نابرابری اند. کشور ما هم شرایط خاص خود را دارد. در آستانه سال ۱۴۰۰ گاهی که فاصله طبقاتی خود را با دیگر طبقه های جامعه و فاصله توسعه کشور خود را با دیگر ملت ها می بینم دچار حسرت های نامنتها می شویم
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
وقتی کارنامه فساد ۲۰۲۰ کشورها منتشر می شود و کشورمان را میان یکی از فاسدترینها و در میان ۱۸۰ کشور جهان در رتبه ۱۴۹ قرار گرفته میگیرد
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
وقتی صلح آمیزترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۰ معرفی می شود و از کشور ما با فاصله زیاد به عنوان یکی از ناآرام ترین کشورهای جهان نام برده می شود. ناآرامی تنها در صدای تیر و تفنگ نیست. امنیت اجتماعی یکی از مهم ترین شاخص های آرامش در جهان به شمار می رود. موسسه اقتصاد و صلح (IEP) که صلح آمیزترین کشورهای جهان را بر اساس ۳ معیار کلی (ایمنی و امنیت اجتماعی، میزان درگیریهای داخلی و بین المللی و درجه نظامیگری) طبقهبندی می کند ایران را در رتبه ۱۴۲ قرار داده است
سال ۱۴۰۰؛ برای ما سال حسرت فاصلههاست!
وقتی گفته می شود ژاپن با قویترین پاسپورت جهان و ایران با رتبه ۱۰۱ و با دو رتبه بهتر از کره شمالی، دارای ضعیفترین پاسپورتهای جهان است
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
فاصله ارزش پول ملی کشور من با سایر کشورها از زمین است تا آسمان. آخرین بررسی های صورت گرفته توسط موسسه FXSSI نشان می دهد ریال ایران یکی از بیشترین سقوطها را در بین پولهای ملی کشورهای جهان داشته است
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلههاست!
وقتی که سازمان گزارشگران بدون مرز در تازه ترین گزارش سال ۲۰۲۰ خود ، کشور ایران را در میان ۱۸۰ کشور درقعر جدول و در مقام ۱۷۳ و در گروه کشورهای با " وضعیت بسیار بد" توصیف می کند.
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلهها!
صبح تا شب کار می کنیم اما حداکثر دریافتی ما با حداقل حقوق ماهانه در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته نیز برابری نمی کند و فاصله بسیار زیاد است.
سال ۱۴۰۰؛ سال حسرت فاصلههاست!
وقتی که سنگاپور و هنک گنک و سوئیس در صدر پرسرعت ترین اینترنت جهان در سال ۲۰۲۰، با بیش از ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه سرعت اینترنت معرفی می شوند، اما در کشور ما ، وزیر به خاطر افزایش پهنای باند به دادگاه احضار می شود.
در مقایسه تطبیقی وضعیت کشورمان با سایرکشورها
می توان مصداق های فراوان بیشتری آورد که نشان می دهد حال که به سال ۱۴۰۰ رسیده ایم؛ چه حسرت های فراوانی که بر دل مانده است. امارات وزارت هوش مصنوعی ایجاد می كند و دولت کره قصد دارد میلیاردها دلار بر روی نسل جدید اتومبیل های خودران و برقی سرمایه گذاری کند اما ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم و بر سر نیازهای اولیه زندگی دست وپا می زنیم.
طبیعی است این همه فاصله ما با جهان بیرون
محصول فاصله های ما در جهان درون خودمان است. رفتارهای ایدئولوگ گونه در درون سبب شده است، آرزوی ترنم توسعه بر دل ما بماند. در حالی که اصول توسعه یافتگی جهانشمول و شفاف است اما یکی از دلایل ناکامی ما در توسعه نداشتن اتفاق نظر بر سر اصول توسعه و فاصله هایی است که در دیدگاه ها وجود دارد
فاصله دیدگاه ها در مورد اصول توسعه
حسرت توسعه را به دل ما نشانده است. رئیس جمهوربرای رقیبانش از مذاکره خط و نشان می کشدو می گوید "مذاکره چیز منفی نیست و من به آن افتخار می کنم". این حرف رئیس جمهور بدان معنی است که در سال ۱۴۰۰ و قرن بیستویکم ؛ جریانی قوی در مملکت وجود دارد که می گوید مذاکره چیز منفی است. از این همه فاصله به کجا باید پناه برد.
حسرت خانه دار شدن خود قصه جدایی دارد
طول انتظار برای خرید مسکن در تهران به ۱۰۹ سال رسیده است. در دنیا زمان بالای ۱۰ سال "غیرعادی" توصیف میشود.
در سال ۱۴۰۰ یک مسیربرای ما انباشت حسرت هاست و يك مسير ديگر مسير انزوا و ركود بيشتر. زندگی در میان فاصله ها یعنی حسرت های نامنتها و مرگ امیدها.
من اگر بودم
نام سال ۱۴۰۰ را سال آشنایی با روندهای جهانی می گذاشتم و افق فکری برنامه ریزان را گسترده می کردم و می خواستم تا ذهن خود را رها کنند و کشور را از مسائل فرسایشی برهانند. جهان هرگز منتظر ما نخواهد ایستاد!
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
باقری_نوع_پرست_مسئله_شر_در_آثار_ادبی.pdf
1.3 MB
کتاب «بررسی مسئلهی شر در آثار ادبی»
در این کتاب، به بررسی مسئلۀ شر در آثار نویسندگانی همچون داستایوفسکی، آلبر کامو، هرمان ملویل پرداخته شده است.
◾️مقدمه
زهیر باقری نوعپرست
◾️مسئلۀ شر در ادبیات
✍️شالوم جی. کان 🔃مهرداد بیدگلی
◾️ادبیات شبانی / روستایی و طاعون: اثبات «مسئلۀ بنیادین شر » در رمان سگهای سیاه ایان مکیوئن
✍️جودیت سیبویر 🔃احمد حسینی
◾️مسئلۀ شر در بهشت گمشده
✍️آلن اچ. گیلبرت 🔃محمدهادی فروزشنیا
◾️مناقشۀ ایوان کارامازوف
✍️ریچارد هریس 🔃لیلا بختیاری
◾️هرمان ملویل و مسئلۀ شر
✍️ویلیام اس. دیکس 🔃معصومه رضایی
◾️ایوب و مسئلۀ شر
✍️کنت سیسکین 🔃احمد فکری هلآباد
◾️رنج و مسئلۀ شر در رمانهای شوساکو اِندو
✍️مینِکو هوندا 🔃محمد یوسفلویی
◾️کامو و مسئلۀ شر
✍️بن میوسکوویچ 🔃شیدا راسخ
جان آگه با #فرهیختگان
در این کتاب، به بررسی مسئلۀ شر در آثار نویسندگانی همچون داستایوفسکی، آلبر کامو، هرمان ملویل پرداخته شده است.
◾️مقدمه
زهیر باقری نوعپرست
◾️مسئلۀ شر در ادبیات
✍️شالوم جی. کان 🔃مهرداد بیدگلی
◾️ادبیات شبانی / روستایی و طاعون: اثبات «مسئلۀ بنیادین شر » در رمان سگهای سیاه ایان مکیوئن
✍️جودیت سیبویر 🔃احمد حسینی
◾️مسئلۀ شر در بهشت گمشده
✍️آلن اچ. گیلبرت 🔃محمدهادی فروزشنیا
◾️مناقشۀ ایوان کارامازوف
✍️ریچارد هریس 🔃لیلا بختیاری
◾️هرمان ملویل و مسئلۀ شر
✍️ویلیام اس. دیکس 🔃معصومه رضایی
◾️ایوب و مسئلۀ شر
✍️کنت سیسکین 🔃احمد فکری هلآباد
◾️رنج و مسئلۀ شر در رمانهای شوساکو اِندو
✍️مینِکو هوندا 🔃محمد یوسفلویی
◾️کامو و مسئلۀ شر
✍️بن میوسکوویچ 🔃شیدا راسخ
جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محیطبانان قربانیان خاموش محیط زیست؛
بررسی وضعیت حافظان محیط زیست ایران در گفت و گو با حمید میرزاده
متن کامل در لینک زیر
yun.ir/ha2u78
بررسی وضعیت حافظان محیط زیست ایران در گفت و گو با حمید میرزاده
متن کامل در لینک زیر
yun.ir/ha2u78
مستند «آقا مرتضی» به مثابه هولناکترین تجربه زندگی ...!
همسر شهید آوینی از صداوسیما و موسسه اوج به خاطر مستند «آقا مرتضی» به شدت انتقاد کرد
مریم امینی همسر شهید مرتضی آوینی در یادداشتی نوشت:
🔸تجربه تماشای بخشی از مستند «آقا مرتضی» به یکی از هولناکترین تجربیات زندگیام تبدیل شد. تحمل دیدن کل برنامه را نداشتم.
❗️در تکههایی که دیدم، کاریکاتوری از دوران جوانی شهید آوینی ارائه شده که شاید برای دختر دبیرستانیهای چند دهه پیش جذاب باشد، مملو از روایتهای جعلی و مبتذل مخصوص رسانههای زرد.
❗️بدون اطلاع و نظارت خانواده، مستند زندگینامهای ساختهاند به نام «آقا مرتضی». در جایجای فیلمشان از تصویر و کلام بنده و دیگر اعضای خانواده که به برنامهها و فیلمهای دیگری تعلق دارد، استفاده کردهاند.
❗️حتی حریم شخصیترین لحظات زندگیام در بهشت زهرا را نگه نمیدارند و در تلویزیون نمایشش میدهند. از نظرشان، نمایش «بیسانسور» زندگی شهید آوینی، یعنی ساختن یک کاریکاتور بیوجود عاشقپیشه سیگاری مثلا روشنفکر که هزارانهزار نمونهاش در همه جا پیدا میشود.
👈تصویری مشابه زنان بدکاره فیلمفارسی که قرار است با وقوع انقلاب آب توبه سرشان بریزند تا پاک شوند. هرچه بدکارهتر جذابتر، توبهاش مقبولتر و فروش فیلم بیشتر.
❌اول صبح نامهای میفرستم برای آقای شاهآبادی، معاون سیما. به نمایندگی از کل خانواده نارضایتیام را اعلام میکنم و خواستار توقف پخش برنامه میشوم. مینویسم شهید آوینی تا زمانی که در قید حیات بود، علاقهای به روایت زندگی خصوصیاش نداشت. و حالا که نیست، تشخیص اینکه کدام بخش از زندگی ایشان را میشود روایت کرد و چگونه، به عهده خانوادهاش است. به چه حقی میشود در زندگی خصوصی یک شخصیت مشهور تجسس کرد و بعد، بر اساس اطلاعاتی مطلقاً جعلی این زندگی را به تصویر کشید؟ در کجای دنیا، زندگی خصوصی یک شخصیت مشهور را میشود بدون اطلاع و نظارت خانوادهاش ساخت؟ جوابی نمیشنوم.
⁉️با آقای فروغی، مدیر شبکه سه، تماس میگیرم، پشت تلفن همان حرفها را تکرار میکنم. پاسخ این است که قرائتهای مختلفی در مورد شهید آوینی وجود دارد! کمکم من دارم تبدیل میشوم به سانسورچی و ایشان به مدافع آزادی عقیده! توضیح میدهم که الان درباره افکار شهید آوینی صحبت نمیکنیم که بشود قرائتهای متفاوتی از آن داشت.
♨️البته که هر کسی میتواند، به روال مرسوم این ۲۸ سال، نظر خودش را درباره افکار او ابراز کند، فیلمش را بسازد یا نوشتهاش را منتشر کند. ما میشنویم و بعد، نظر خودمان را میگوییم، بدیهی است که اگر اختلافنظری شکل بگیرد، اعتراض و شکایت قانونی در پی نخواهد داشت.
🔻الان داریم درباره جزئیات زندگی خصوصی یک شهید مشهور صحبت میکنیم که تا وقتی در قید حیات بوده، بدون اجازه خودش و بعد از آن هم بدون اجازه و تأیید وارث قانونیاش نمیشود بر اساس این جزئیات منتشرنشده و خصوصی، فیلم ساخت. چطور میشود به حرفهایی که شاید کسی نقل کرده اکتفا و استناد کرد؟ شاید هر کسی هر نسبت دروغینی به ایشان بدهد؛ این کفایت میکند برای نمایشیکردن زندگی خصوصی این شخصیت؟ تازه این یک وجه ماجراست، وجه دیگر موضوع، تعرض به زندگی خصوصی خانواده و تبعات ارائه این چهره جعلی در زندگی تکتک اعضای خانواده اوست.
🔻حرفهایم فهم نمیشود. برایم روشن میشود وقتی سازمان اوج، تهیهکننده فیلمفارسی شهید آوینی باشد، مرزهای بیاخلاقی، بیقانونی، پردهدری، و ابتذال میتواند جابهجا شود. تلویزیون هم صرفاً پخشکننده است و مدیرانش میگویند با وجود احترام بیحدوحصری که نه تنها برای شهید آوینی بلکه برای همه خانوادههای شهدا قائلاند، به پخش این برنامه مبتذل ادامه خواهند داد!
💢در کشوری زندگی میکنیم که مرجع تأیید آنچه درباره زندگی خصوصی سیدمرتضی آوینی نمایش میدهند، من نیستم که همسرش بودهام و صاحب قانونی آنچه از او بازمانده. بلکه برنامهساز سازمان اوج است که اجازه دارد قرائت جعلی خودش را برای میلیونها مخاطب به نمایش بگذارد و آنها را به این باور برساند که آوینی همین بوده که ما مقابل چشمتان قرار دادهایم./جماران
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
همسر شهید آوینی از صداوسیما و موسسه اوج به خاطر مستند «آقا مرتضی» به شدت انتقاد کرد
مریم امینی همسر شهید مرتضی آوینی در یادداشتی نوشت:
🔸تجربه تماشای بخشی از مستند «آقا مرتضی» به یکی از هولناکترین تجربیات زندگیام تبدیل شد. تحمل دیدن کل برنامه را نداشتم.
❗️در تکههایی که دیدم، کاریکاتوری از دوران جوانی شهید آوینی ارائه شده که شاید برای دختر دبیرستانیهای چند دهه پیش جذاب باشد، مملو از روایتهای جعلی و مبتذل مخصوص رسانههای زرد.
❗️بدون اطلاع و نظارت خانواده، مستند زندگینامهای ساختهاند به نام «آقا مرتضی». در جایجای فیلمشان از تصویر و کلام بنده و دیگر اعضای خانواده که به برنامهها و فیلمهای دیگری تعلق دارد، استفاده کردهاند.
❗️حتی حریم شخصیترین لحظات زندگیام در بهشت زهرا را نگه نمیدارند و در تلویزیون نمایشش میدهند. از نظرشان، نمایش «بیسانسور» زندگی شهید آوینی، یعنی ساختن یک کاریکاتور بیوجود عاشقپیشه سیگاری مثلا روشنفکر که هزارانهزار نمونهاش در همه جا پیدا میشود.
👈تصویری مشابه زنان بدکاره فیلمفارسی که قرار است با وقوع انقلاب آب توبه سرشان بریزند تا پاک شوند. هرچه بدکارهتر جذابتر، توبهاش مقبولتر و فروش فیلم بیشتر.
❌اول صبح نامهای میفرستم برای آقای شاهآبادی، معاون سیما. به نمایندگی از کل خانواده نارضایتیام را اعلام میکنم و خواستار توقف پخش برنامه میشوم. مینویسم شهید آوینی تا زمانی که در قید حیات بود، علاقهای به روایت زندگی خصوصیاش نداشت. و حالا که نیست، تشخیص اینکه کدام بخش از زندگی ایشان را میشود روایت کرد و چگونه، به عهده خانوادهاش است. به چه حقی میشود در زندگی خصوصی یک شخصیت مشهور تجسس کرد و بعد، بر اساس اطلاعاتی مطلقاً جعلی این زندگی را به تصویر کشید؟ در کجای دنیا، زندگی خصوصی یک شخصیت مشهور را میشود بدون اطلاع و نظارت خانوادهاش ساخت؟ جوابی نمیشنوم.
⁉️با آقای فروغی، مدیر شبکه سه، تماس میگیرم، پشت تلفن همان حرفها را تکرار میکنم. پاسخ این است که قرائتهای مختلفی در مورد شهید آوینی وجود دارد! کمکم من دارم تبدیل میشوم به سانسورچی و ایشان به مدافع آزادی عقیده! توضیح میدهم که الان درباره افکار شهید آوینی صحبت نمیکنیم که بشود قرائتهای متفاوتی از آن داشت.
♨️البته که هر کسی میتواند، به روال مرسوم این ۲۸ سال، نظر خودش را درباره افکار او ابراز کند، فیلمش را بسازد یا نوشتهاش را منتشر کند. ما میشنویم و بعد، نظر خودمان را میگوییم، بدیهی است که اگر اختلافنظری شکل بگیرد، اعتراض و شکایت قانونی در پی نخواهد داشت.
🔻الان داریم درباره جزئیات زندگی خصوصی یک شهید مشهور صحبت میکنیم که تا وقتی در قید حیات بوده، بدون اجازه خودش و بعد از آن هم بدون اجازه و تأیید وارث قانونیاش نمیشود بر اساس این جزئیات منتشرنشده و خصوصی، فیلم ساخت. چطور میشود به حرفهایی که شاید کسی نقل کرده اکتفا و استناد کرد؟ شاید هر کسی هر نسبت دروغینی به ایشان بدهد؛ این کفایت میکند برای نمایشیکردن زندگی خصوصی این شخصیت؟ تازه این یک وجه ماجراست، وجه دیگر موضوع، تعرض به زندگی خصوصی خانواده و تبعات ارائه این چهره جعلی در زندگی تکتک اعضای خانواده اوست.
🔻حرفهایم فهم نمیشود. برایم روشن میشود وقتی سازمان اوج، تهیهکننده فیلمفارسی شهید آوینی باشد، مرزهای بیاخلاقی، بیقانونی، پردهدری، و ابتذال میتواند جابهجا شود. تلویزیون هم صرفاً پخشکننده است و مدیرانش میگویند با وجود احترام بیحدوحصری که نه تنها برای شهید آوینی بلکه برای همه خانوادههای شهدا قائلاند، به پخش این برنامه مبتذل ادامه خواهند داد!
💢در کشوری زندگی میکنیم که مرجع تأیید آنچه درباره زندگی خصوصی سیدمرتضی آوینی نمایش میدهند، من نیستم که همسرش بودهام و صاحب قانونی آنچه از او بازمانده. بلکه برنامهساز سازمان اوج است که اجازه دارد قرائت جعلی خودش را برای میلیونها مخاطب به نمایش بگذارد و آنها را به این باور برساند که آوینی همین بوده که ما مقابل چشمتان قرار دادهایم./جماران
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
مصاحبه داریوش همایون.pdf
2.3 MB
گزارش "مصاحبه با پروژهی تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد (زیر نظر استاد حبیب لاجوردی)"، داریوش همایون (١۳۰۷-١۳۸۹ش)، ۱۱۰ صفحه، اجرای مصاحبه در نوامبر ۱۹۸۲ و اکتبر ۱۹۸۳ توسط جان مژدهی در شهر واشنگتن،
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/registration-0
جلسه در جریان است.
برنامه این سمپوزیوم سه روزه اینجا ست:
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/schedule
جلسه در جریان است.
برنامه این سمپوزیوم سه روزه اینجا ست:
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/schedule
انالله واناالیه راجعون
مادر عزیزمان حاجیه خانم سیده طاهره المدنی همسرپدر مرحوممان حاج میراسماعیل موسوی خامنه از میان ما رفت و سبک بار به دیار باقی شتافت. ایشان که بانویی پرهیزگار و فداکار بود تا واپسین روزهای زندگی عمر پربرکت خود را صرف امور خیر و یاری رساندن به فرودستان و نیازمندان نمود.
از خداوند متعال می خواهیم که روح والای ایشان را مشمول غفران و رحمت بیکران خویش فرماید.
از فامیل، دوستان و آشنایان ارجمند و معزز که به علت شرایط سخت بیماری کرونا امکان برگزاری مراسم فراهم نیست صمیمانه پوزش می خواهیم.
با آرزوی سلامتی و سعادت برای ملت شریف و بزرگوار ایران و دعا برای بهبودی عاجل بیماران کرونا.
فرزندان مرحوم حاج اسماعیل موسوی خامنه:
میر عبدالله، میرحسین، خدیجه، میرمحمود، مرضیه
#فرهیختگان این ضایعه را به مهندس میرحسین موسوی تسلیت میگوید.
مادر عزیزمان حاجیه خانم سیده طاهره المدنی همسرپدر مرحوممان حاج میراسماعیل موسوی خامنه از میان ما رفت و سبک بار به دیار باقی شتافت. ایشان که بانویی پرهیزگار و فداکار بود تا واپسین روزهای زندگی عمر پربرکت خود را صرف امور خیر و یاری رساندن به فرودستان و نیازمندان نمود.
از خداوند متعال می خواهیم که روح والای ایشان را مشمول غفران و رحمت بیکران خویش فرماید.
از فامیل، دوستان و آشنایان ارجمند و معزز که به علت شرایط سخت بیماری کرونا امکان برگزاری مراسم فراهم نیست صمیمانه پوزش می خواهیم.
با آرزوی سلامتی و سعادت برای ملت شریف و بزرگوار ایران و دعا برای بهبودی عاجل بیماران کرونا.
فرزندان مرحوم حاج اسماعیل موسوی خامنه:
میر عبدالله، میرحسین، خدیجه، میرمحمود، مرضیه
#فرهیختگان این ضایعه را به مهندس میرحسین موسوی تسلیت میگوید.
🔴 چند پرسش از دکتر علی مطهری در حوزهٔ آزادیهای اجتماعی
سلام آقای مطهری. امشب در گفتگویتان در کلابهاوس دربارهٔ حجاب اجباری و آزادیهای اجتماعی سخنانی گفتید که با اینکه بارها از زبانتان شنیده بودیم باز هم مایهٔ تعجب و تاسف شد.
🔹دربارهٔ حد و شکل حجاب در عصر پیامبر میان اسلامشناسان و فقها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد و امروز با تکثر آراء فقهی در این زمینه مواجهیم. چگونه با این میزان اطمینان حد خاصی از حجاب را واجب مسلم شرعی میدانید؟
🔹 حتی اگر روی شکل و حد حجاب میان فقها اجماعی وجود داشت، اجماع فقهای سنتی این است که در عصر پیامبر و امامان این حکم شرعی تحمیل نمیشده و مثل بسیاری از واجبات شرعی (از جمله نماز) داوطلبانه و بدون تحمیل توسط مومنان انجام میشده است. حکم شرعیای که پیامبر تحمیل نمیکرده را بر چه اساسی شایستهٔ تحمیل میدانید؟
🔹 حتی اگر فرض کنیم بر خلاف این اجماع، شکل و حد خاصی از حجاب توسط حکومت پیامبر تحمیل میشده است و فرض کنیم اکثر شهروندان جامعهٔ ما حامی اجبار حجابند، در جامعهٔ متکثر امروز که صرفا از باورمندان شکل خاصی از یک شریعت تشکیل نشده است تحمیل حجاب به اقلیتِ فرضی نارواست، چون خلاف عدالت و ناقض حقوق و آزادیهای اساسی بخش قابل توجهی از شهروندانی است که پیرو آن سبک باور و دینداری نیستند. طبق چه مبنایی اکثریت فرضی حق دارد آزادیهای اساسی اقلیت فرضی را نقض کند؟
🔹 از قضا حامیان اجبار حجاب حتی دیگر اکثر شهروندان ایران نیستند. نظرسنجیهای معتبر متعددی (از جمله مورد تایید مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و ایسپا) نشان میدهند که در چند سال اخیر حامیان اجبار حجاب دیگر اکثریت نیستند و کمتر از ۵۰ درصد جامعه شدهاند، در عین اینکه هنوز بیشتر شهروندان ایران حامی حجاب اختیاری و غیرتحمیلیاند. چرا اقلیت حق دارد قانونی را بر کل جامعه تحمیل کند؟
🔹 امشب گفتید که زنهای اروپایی اکثرا به مردهای آفریقایی رو میآورند. این خلاف واقع است. هنوز اکثر زنان اروپایی سفیدپوست یارها و همسرانشان را از میان اروپاییان سفیدپوست انتخاب میکنند. اما حتی اگر چنین نمیکردند لزوما علت و معنایی که شما گفتید را نداشت. این جملهٔ شما، صرف نظر اینکه واقعیت ندارد، حاوی نوعی تحقیر و نژادپرستی نسبت به تیرهپوستان غیراروپایی یا بالعکس نسبت به سفیدپوستان اروپایی نیست؟
🔹 امشب گفتید مردی که کنار دریا با دیدن زنان شناگر تحریک نمیشود بیمار است. کدام مطالعهٔ علمی این را تایید میکند؟ از قضا بر عکس، آیا سکسولوژیستها تایید نمیکنند که تحریک شدن افراطی با دیدن بخشی از مو و تن زنان ناشناس نشانهٔ حدی از انحراف یا عدم سلامت یا لااقل محرومیت جنسی است؟
🔹 بسیاری از اظهارات شما دربارهٔ حجاب اجباری و وضعیت مناسبات جنسی و آزادیهای اجتماعی در ایران و جوامع دیگر از جنس باورهای عامیانهٔ شایعی است که نهتنها متکی به دادههای تجربی و مطالعات علمی نیست، بلکه مطالعات معتبر پرشماری نقیض آن را تایید میکنند. چرا نیاز نمیبینید در اظهاراتی با این قاطعیت و با این میزان مخاطب به شواهد تجربی توجه بیشتری کنید؟
🔹 آیا میتوانیم امید داشته باشیم شما کسری از حقیقتجویی و آزادگی تحسینبرانگیزی که در حوزهٔ مسائل سیاسی نشان میدهید را برای آگاهی از استدلالها، واقعیات و مطالعات تجربی معتبر در حوزهٔ امر جنسی و آزادیهای اجتماعی هم نشان بدهید؟ آیا عدالت و آزادی صرفا در حوزهٔ سیاسی مصداق و مطلوبیت دارد و در حوزهٔ اجتماعی ندارد؟
محمدرضا جلائیپور
#فرهیختگان
سلام آقای مطهری. امشب در گفتگویتان در کلابهاوس دربارهٔ حجاب اجباری و آزادیهای اجتماعی سخنانی گفتید که با اینکه بارها از زبانتان شنیده بودیم باز هم مایهٔ تعجب و تاسف شد.
🔹دربارهٔ حد و شکل حجاب در عصر پیامبر میان اسلامشناسان و فقها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد و امروز با تکثر آراء فقهی در این زمینه مواجهیم. چگونه با این میزان اطمینان حد خاصی از حجاب را واجب مسلم شرعی میدانید؟
🔹 حتی اگر روی شکل و حد حجاب میان فقها اجماعی وجود داشت، اجماع فقهای سنتی این است که در عصر پیامبر و امامان این حکم شرعی تحمیل نمیشده و مثل بسیاری از واجبات شرعی (از جمله نماز) داوطلبانه و بدون تحمیل توسط مومنان انجام میشده است. حکم شرعیای که پیامبر تحمیل نمیکرده را بر چه اساسی شایستهٔ تحمیل میدانید؟
🔹 حتی اگر فرض کنیم بر خلاف این اجماع، شکل و حد خاصی از حجاب توسط حکومت پیامبر تحمیل میشده است و فرض کنیم اکثر شهروندان جامعهٔ ما حامی اجبار حجابند، در جامعهٔ متکثر امروز که صرفا از باورمندان شکل خاصی از یک شریعت تشکیل نشده است تحمیل حجاب به اقلیتِ فرضی نارواست، چون خلاف عدالت و ناقض حقوق و آزادیهای اساسی بخش قابل توجهی از شهروندانی است که پیرو آن سبک باور و دینداری نیستند. طبق چه مبنایی اکثریت فرضی حق دارد آزادیهای اساسی اقلیت فرضی را نقض کند؟
🔹 از قضا حامیان اجبار حجاب حتی دیگر اکثر شهروندان ایران نیستند. نظرسنجیهای معتبر متعددی (از جمله مورد تایید مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و ایسپا) نشان میدهند که در چند سال اخیر حامیان اجبار حجاب دیگر اکثریت نیستند و کمتر از ۵۰ درصد جامعه شدهاند، در عین اینکه هنوز بیشتر شهروندان ایران حامی حجاب اختیاری و غیرتحمیلیاند. چرا اقلیت حق دارد قانونی را بر کل جامعه تحمیل کند؟
🔹 امشب گفتید که زنهای اروپایی اکثرا به مردهای آفریقایی رو میآورند. این خلاف واقع است. هنوز اکثر زنان اروپایی سفیدپوست یارها و همسرانشان را از میان اروپاییان سفیدپوست انتخاب میکنند. اما حتی اگر چنین نمیکردند لزوما علت و معنایی که شما گفتید را نداشت. این جملهٔ شما، صرف نظر اینکه واقعیت ندارد، حاوی نوعی تحقیر و نژادپرستی نسبت به تیرهپوستان غیراروپایی یا بالعکس نسبت به سفیدپوستان اروپایی نیست؟
🔹 امشب گفتید مردی که کنار دریا با دیدن زنان شناگر تحریک نمیشود بیمار است. کدام مطالعهٔ علمی این را تایید میکند؟ از قضا بر عکس، آیا سکسولوژیستها تایید نمیکنند که تحریک شدن افراطی با دیدن بخشی از مو و تن زنان ناشناس نشانهٔ حدی از انحراف یا عدم سلامت یا لااقل محرومیت جنسی است؟
🔹 بسیاری از اظهارات شما دربارهٔ حجاب اجباری و وضعیت مناسبات جنسی و آزادیهای اجتماعی در ایران و جوامع دیگر از جنس باورهای عامیانهٔ شایعی است که نهتنها متکی به دادههای تجربی و مطالعات علمی نیست، بلکه مطالعات معتبر پرشماری نقیض آن را تایید میکنند. چرا نیاز نمیبینید در اظهاراتی با این قاطعیت و با این میزان مخاطب به شواهد تجربی توجه بیشتری کنید؟
🔹 آیا میتوانیم امید داشته باشیم شما کسری از حقیقتجویی و آزادگی تحسینبرانگیزی که در حوزهٔ مسائل سیاسی نشان میدهید را برای آگاهی از استدلالها، واقعیات و مطالعات تجربی معتبر در حوزهٔ امر جنسی و آزادیهای اجتماعی هم نشان بدهید؟ آیا عدالت و آزادی صرفا در حوزهٔ سیاسی مصداق و مطلوبیت دارد و در حوزهٔ اجتماعی ندارد؟
محمدرضا جلائیپور
#فرهیختگان