مصاحبه داریوش همایون.pdf
2.3 MB
گزارش "مصاحبه با پروژهی تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد (زیر نظر استاد حبیب لاجوردی)"، داریوش همایون (١۳۰۷-١۳۸۹ش)، ۱۱۰ صفحه، اجرای مصاحبه در نوامبر ۱۹۸۲ و اکتبر ۱۹۸۳ توسط جان مژدهی در شهر واشنگتن،
جان آگه با #فرهیختگان
جان آگه با #فرهیختگان
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/registration-0
جلسه در جریان است.
برنامه این سمپوزیوم سه روزه اینجا ست:
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/schedule
جلسه در جریان است.
برنامه این سمپوزیوم سه روزه اینجا ست:
https://projects.iq.harvard.edu/transnationalshiism/schedule
انالله واناالیه راجعون
مادر عزیزمان حاجیه خانم سیده طاهره المدنی همسرپدر مرحوممان حاج میراسماعیل موسوی خامنه از میان ما رفت و سبک بار به دیار باقی شتافت. ایشان که بانویی پرهیزگار و فداکار بود تا واپسین روزهای زندگی عمر پربرکت خود را صرف امور خیر و یاری رساندن به فرودستان و نیازمندان نمود.
از خداوند متعال می خواهیم که روح والای ایشان را مشمول غفران و رحمت بیکران خویش فرماید.
از فامیل، دوستان و آشنایان ارجمند و معزز که به علت شرایط سخت بیماری کرونا امکان برگزاری مراسم فراهم نیست صمیمانه پوزش می خواهیم.
با آرزوی سلامتی و سعادت برای ملت شریف و بزرگوار ایران و دعا برای بهبودی عاجل بیماران کرونا.
فرزندان مرحوم حاج اسماعیل موسوی خامنه:
میر عبدالله، میرحسین، خدیجه، میرمحمود، مرضیه
#فرهیختگان این ضایعه را به مهندس میرحسین موسوی تسلیت میگوید.
مادر عزیزمان حاجیه خانم سیده طاهره المدنی همسرپدر مرحوممان حاج میراسماعیل موسوی خامنه از میان ما رفت و سبک بار به دیار باقی شتافت. ایشان که بانویی پرهیزگار و فداکار بود تا واپسین روزهای زندگی عمر پربرکت خود را صرف امور خیر و یاری رساندن به فرودستان و نیازمندان نمود.
از خداوند متعال می خواهیم که روح والای ایشان را مشمول غفران و رحمت بیکران خویش فرماید.
از فامیل، دوستان و آشنایان ارجمند و معزز که به علت شرایط سخت بیماری کرونا امکان برگزاری مراسم فراهم نیست صمیمانه پوزش می خواهیم.
با آرزوی سلامتی و سعادت برای ملت شریف و بزرگوار ایران و دعا برای بهبودی عاجل بیماران کرونا.
فرزندان مرحوم حاج اسماعیل موسوی خامنه:
میر عبدالله، میرحسین، خدیجه، میرمحمود، مرضیه
#فرهیختگان این ضایعه را به مهندس میرحسین موسوی تسلیت میگوید.
🔴 چند پرسش از دکتر علی مطهری در حوزهٔ آزادیهای اجتماعی
سلام آقای مطهری. امشب در گفتگویتان در کلابهاوس دربارهٔ حجاب اجباری و آزادیهای اجتماعی سخنانی گفتید که با اینکه بارها از زبانتان شنیده بودیم باز هم مایهٔ تعجب و تاسف شد.
🔹دربارهٔ حد و شکل حجاب در عصر پیامبر میان اسلامشناسان و فقها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد و امروز با تکثر آراء فقهی در این زمینه مواجهیم. چگونه با این میزان اطمینان حد خاصی از حجاب را واجب مسلم شرعی میدانید؟
🔹 حتی اگر روی شکل و حد حجاب میان فقها اجماعی وجود داشت، اجماع فقهای سنتی این است که در عصر پیامبر و امامان این حکم شرعی تحمیل نمیشده و مثل بسیاری از واجبات شرعی (از جمله نماز) داوطلبانه و بدون تحمیل توسط مومنان انجام میشده است. حکم شرعیای که پیامبر تحمیل نمیکرده را بر چه اساسی شایستهٔ تحمیل میدانید؟
🔹 حتی اگر فرض کنیم بر خلاف این اجماع، شکل و حد خاصی از حجاب توسط حکومت پیامبر تحمیل میشده است و فرض کنیم اکثر شهروندان جامعهٔ ما حامی اجبار حجابند، در جامعهٔ متکثر امروز که صرفا از باورمندان شکل خاصی از یک شریعت تشکیل نشده است تحمیل حجاب به اقلیتِ فرضی نارواست، چون خلاف عدالت و ناقض حقوق و آزادیهای اساسی بخش قابل توجهی از شهروندانی است که پیرو آن سبک باور و دینداری نیستند. طبق چه مبنایی اکثریت فرضی حق دارد آزادیهای اساسی اقلیت فرضی را نقض کند؟
🔹 از قضا حامیان اجبار حجاب حتی دیگر اکثر شهروندان ایران نیستند. نظرسنجیهای معتبر متعددی (از جمله مورد تایید مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و ایسپا) نشان میدهند که در چند سال اخیر حامیان اجبار حجاب دیگر اکثریت نیستند و کمتر از ۵۰ درصد جامعه شدهاند، در عین اینکه هنوز بیشتر شهروندان ایران حامی حجاب اختیاری و غیرتحمیلیاند. چرا اقلیت حق دارد قانونی را بر کل جامعه تحمیل کند؟
🔹 امشب گفتید که زنهای اروپایی اکثرا به مردهای آفریقایی رو میآورند. این خلاف واقع است. هنوز اکثر زنان اروپایی سفیدپوست یارها و همسرانشان را از میان اروپاییان سفیدپوست انتخاب میکنند. اما حتی اگر چنین نمیکردند لزوما علت و معنایی که شما گفتید را نداشت. این جملهٔ شما، صرف نظر اینکه واقعیت ندارد، حاوی نوعی تحقیر و نژادپرستی نسبت به تیرهپوستان غیراروپایی یا بالعکس نسبت به سفیدپوستان اروپایی نیست؟
🔹 امشب گفتید مردی که کنار دریا با دیدن زنان شناگر تحریک نمیشود بیمار است. کدام مطالعهٔ علمی این را تایید میکند؟ از قضا بر عکس، آیا سکسولوژیستها تایید نمیکنند که تحریک شدن افراطی با دیدن بخشی از مو و تن زنان ناشناس نشانهٔ حدی از انحراف یا عدم سلامت یا لااقل محرومیت جنسی است؟
🔹 بسیاری از اظهارات شما دربارهٔ حجاب اجباری و وضعیت مناسبات جنسی و آزادیهای اجتماعی در ایران و جوامع دیگر از جنس باورهای عامیانهٔ شایعی است که نهتنها متکی به دادههای تجربی و مطالعات علمی نیست، بلکه مطالعات معتبر پرشماری نقیض آن را تایید میکنند. چرا نیاز نمیبینید در اظهاراتی با این قاطعیت و با این میزان مخاطب به شواهد تجربی توجه بیشتری کنید؟
🔹 آیا میتوانیم امید داشته باشیم شما کسری از حقیقتجویی و آزادگی تحسینبرانگیزی که در حوزهٔ مسائل سیاسی نشان میدهید را برای آگاهی از استدلالها، واقعیات و مطالعات تجربی معتبر در حوزهٔ امر جنسی و آزادیهای اجتماعی هم نشان بدهید؟ آیا عدالت و آزادی صرفا در حوزهٔ سیاسی مصداق و مطلوبیت دارد و در حوزهٔ اجتماعی ندارد؟
محمدرضا جلائیپور
#فرهیختگان
سلام آقای مطهری. امشب در گفتگویتان در کلابهاوس دربارهٔ حجاب اجباری و آزادیهای اجتماعی سخنانی گفتید که با اینکه بارها از زبانتان شنیده بودیم باز هم مایهٔ تعجب و تاسف شد.
🔹دربارهٔ حد و شکل حجاب در عصر پیامبر میان اسلامشناسان و فقها اتفاق نظر کاملی وجود ندارد و امروز با تکثر آراء فقهی در این زمینه مواجهیم. چگونه با این میزان اطمینان حد خاصی از حجاب را واجب مسلم شرعی میدانید؟
🔹 حتی اگر روی شکل و حد حجاب میان فقها اجماعی وجود داشت، اجماع فقهای سنتی این است که در عصر پیامبر و امامان این حکم شرعی تحمیل نمیشده و مثل بسیاری از واجبات شرعی (از جمله نماز) داوطلبانه و بدون تحمیل توسط مومنان انجام میشده است. حکم شرعیای که پیامبر تحمیل نمیکرده را بر چه اساسی شایستهٔ تحمیل میدانید؟
🔹 حتی اگر فرض کنیم بر خلاف این اجماع، شکل و حد خاصی از حجاب توسط حکومت پیامبر تحمیل میشده است و فرض کنیم اکثر شهروندان جامعهٔ ما حامی اجبار حجابند، در جامعهٔ متکثر امروز که صرفا از باورمندان شکل خاصی از یک شریعت تشکیل نشده است تحمیل حجاب به اقلیتِ فرضی نارواست، چون خلاف عدالت و ناقض حقوق و آزادیهای اساسی بخش قابل توجهی از شهروندانی است که پیرو آن سبک باور و دینداری نیستند. طبق چه مبنایی اکثریت فرضی حق دارد آزادیهای اساسی اقلیت فرضی را نقض کند؟
🔹 از قضا حامیان اجبار حجاب حتی دیگر اکثر شهروندان ایران نیستند. نظرسنجیهای معتبر متعددی (از جمله مورد تایید مرکز پژوهشهای مجلس و مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و ایسپا) نشان میدهند که در چند سال اخیر حامیان اجبار حجاب دیگر اکثریت نیستند و کمتر از ۵۰ درصد جامعه شدهاند، در عین اینکه هنوز بیشتر شهروندان ایران حامی حجاب اختیاری و غیرتحمیلیاند. چرا اقلیت حق دارد قانونی را بر کل جامعه تحمیل کند؟
🔹 امشب گفتید که زنهای اروپایی اکثرا به مردهای آفریقایی رو میآورند. این خلاف واقع است. هنوز اکثر زنان اروپایی سفیدپوست یارها و همسرانشان را از میان اروپاییان سفیدپوست انتخاب میکنند. اما حتی اگر چنین نمیکردند لزوما علت و معنایی که شما گفتید را نداشت. این جملهٔ شما، صرف نظر اینکه واقعیت ندارد، حاوی نوعی تحقیر و نژادپرستی نسبت به تیرهپوستان غیراروپایی یا بالعکس نسبت به سفیدپوستان اروپایی نیست؟
🔹 امشب گفتید مردی که کنار دریا با دیدن زنان شناگر تحریک نمیشود بیمار است. کدام مطالعهٔ علمی این را تایید میکند؟ از قضا بر عکس، آیا سکسولوژیستها تایید نمیکنند که تحریک شدن افراطی با دیدن بخشی از مو و تن زنان ناشناس نشانهٔ حدی از انحراف یا عدم سلامت یا لااقل محرومیت جنسی است؟
🔹 بسیاری از اظهارات شما دربارهٔ حجاب اجباری و وضعیت مناسبات جنسی و آزادیهای اجتماعی در ایران و جوامع دیگر از جنس باورهای عامیانهٔ شایعی است که نهتنها متکی به دادههای تجربی و مطالعات علمی نیست، بلکه مطالعات معتبر پرشماری نقیض آن را تایید میکنند. چرا نیاز نمیبینید در اظهاراتی با این قاطعیت و با این میزان مخاطب به شواهد تجربی توجه بیشتری کنید؟
🔹 آیا میتوانیم امید داشته باشیم شما کسری از حقیقتجویی و آزادگی تحسینبرانگیزی که در حوزهٔ مسائل سیاسی نشان میدهید را برای آگاهی از استدلالها، واقعیات و مطالعات تجربی معتبر در حوزهٔ امر جنسی و آزادیهای اجتماعی هم نشان بدهید؟ آیا عدالت و آزادی صرفا در حوزهٔ سیاسی مصداق و مطلوبیت دارد و در حوزهٔ اجتماعی ندارد؟
محمدرضا جلائیپور
#فرهیختگان
چهل سال پیش، دخترهای خانه صبح ها زود بیدار می شدند تا قبل از مدرسه رفتن، همه جای خانه را رفت و روب کرده باشد و بعد اجازه داشتند راهی مدرسه شوند. پسرها بايد يا صبح زود يا عصر، نان و مايحتاج خانه را خريد ميكردند و كارهای مردانه را در كمك پدر خود انجام ميدادند.
حالا با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می شوند، از هتل خانه شان خارج می شوند. چون که والدینشان به عنوان مستخدمین "هتل خانه " همه جا را رفت وروب خواهند کرد. و با يك تلفن همه چيز درب خانه مهياست. نسلی که در برابر اتاقی که در آن می خوابد و خانه ای که در آن زندگی میکند و ظرفی که در آن غذا می خورد احساس مسئولیت ندارد؛ آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره مند است حس مسئولیت خواهد داشت؟! برای این نسل، سرزمین هم چون هتلی است که می توان خورد و خوابید و ریخت و پاشید؛ از مواهب طبیعی آن بهره مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد.
سرزمین هم، مثل خانه، برای این نسل، هتل است. با این تفاوت که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده اند.
این نسل را چه کسی وچه کسانی چنین تربیت کردند؟ کی بود؟ کی بود؟!
اتفاقاً این دفعه، من بودم، تو بودی، ما بودیم و...همه بودند.
کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان و این نسل هتل نشین بدهیم!
گرچه به نظر من نسلی که این بچه ها رو تربیت کرد، فکر می کرد چون خودش سختی کشیده باید هرجور امکاناتی رو برای بچه اش فراهم کنه و این موضوع از تهیه سیسمونی برای کودک به دنیا نیومده شروع میشه و متاسفانه ادامه پیدا میکنه تاجاییکه شان والای مادر و پدری خودش رو در حد یک مستخدم برای اربابش پایین بیاره مبادا که آبی در دل فرزندش تکون بخوره...
اما غافل شد از اینکه هر باغچه و مزرعه ای با آب زیادی فاسد میشه و به لجنزار تبدیل خواهد شد...
گاهی باغبان به گیاهش بی آبی رو تحمیل میکنه چون میدونه اون گیاه نیاز داره چند روز بستر خشکی داشته باشه تا بتونه ریشه هاش رو توی خاک رشدبده و به حیاتش ادامه بده!
امیدوارم همه ما مادرها و پدرها بتونیم به این درک برسیم که امکانات هتلی ایجاد کردن برای فرزندانمون افتخار نیست! مسئولیت پذیر کردن و قدردان بار آوردن کودکمون افتخاره!
فرهنگ هلاکویی
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
حالا با نسلی روبرو هستیم که صبح که بیدار می شوند، از هتل خانه شان خارج می شوند. چون که والدینشان به عنوان مستخدمین "هتل خانه " همه جا را رفت وروب خواهند کرد. و با يك تلفن همه چيز درب خانه مهياست. نسلی که در برابر اتاقی که در آن می خوابد و خانه ای که در آن زندگی میکند و ظرفی که در آن غذا می خورد احساس مسئولیت ندارد؛ آیا در برابر سرزمینی که از آب وخاک آن بهره مند است حس مسئولیت خواهد داشت؟! برای این نسل، سرزمین هم چون هتلی است که می توان خورد و خوابید و ریخت و پاشید؛ از مواهب طبیعی آن بهره مند شد و بعد اگر باب میل نبود آن را ترک کرد.
سرزمین هم، مثل خانه، برای این نسل، هتل است. با این تفاوت که متأسفانه مستخدم سرجهاز ندارد و همه فقط برای خوردن و خوابیدن و بردن آمده اند.
این نسل را چه کسی وچه کسانی چنین تربیت کردند؟ کی بود؟ کی بود؟!
اتفاقاً این دفعه، من بودم، تو بودی، ما بودیم و...همه بودند.
کمی به خود بیاییم و تکانی به خودمان و این نسل هتل نشین بدهیم!
گرچه به نظر من نسلی که این بچه ها رو تربیت کرد، فکر می کرد چون خودش سختی کشیده باید هرجور امکاناتی رو برای بچه اش فراهم کنه و این موضوع از تهیه سیسمونی برای کودک به دنیا نیومده شروع میشه و متاسفانه ادامه پیدا میکنه تاجاییکه شان والای مادر و پدری خودش رو در حد یک مستخدم برای اربابش پایین بیاره مبادا که آبی در دل فرزندش تکون بخوره...
اما غافل شد از اینکه هر باغچه و مزرعه ای با آب زیادی فاسد میشه و به لجنزار تبدیل خواهد شد...
گاهی باغبان به گیاهش بی آبی رو تحمیل میکنه چون میدونه اون گیاه نیاز داره چند روز بستر خشکی داشته باشه تا بتونه ریشه هاش رو توی خاک رشدبده و به حیاتش ادامه بده!
امیدوارم همه ما مادرها و پدرها بتونیم به این درک برسیم که امکانات هتلی ایجاد کردن برای فرزندانمون افتخار نیست! مسئولیت پذیر کردن و قدردان بار آوردن کودکمون افتخاره!
فرهنگ هلاکویی
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
Forwarded from ماسک
🛑 اخطار به ستاد ملی کرونا: خیز چهارم کرونا باعث مرگ حداقل ۲۰ هزار نفر و رسیدن تعداد روزانه مرگ به بالای ۶۰۰ نفر خواهد شد. همین الان تعطیلی سراسری دو هفتهای اعلام کنید.
🛑 سمت راست نمودار را ببینید: آمار بستری در خیز چهارم کرونا با چنان سرعتی در حال افزایش است که نظیر آن را هیچ وقت تجربه نکردهایم.
🛑 تعطیلی نصفه و نیمه هیچ فایدهای ندارد، شاهد آن مدت زمان طولانی خیز سوم در استانهای شمالی کشور بود که به دلیل فصل برداشت مرکبات عملا به طور جدی تعطیل نشدند.
🛑 تعطیلی جدی سراسری شامل ادارات دولتی، شرکتها و اصناف غیر ضروری و منع کامل سفر شامل خودروی شخصی و وسایل نقلیه عمومی و همچنین محدودیت تردد شامگاهی میتواند روند ابتلا را در کمتر از دو هفته نزولی کند.
@mask_application
mask.ir
🛑 سمت راست نمودار را ببینید: آمار بستری در خیز چهارم کرونا با چنان سرعتی در حال افزایش است که نظیر آن را هیچ وقت تجربه نکردهایم.
🛑 تعطیلی نصفه و نیمه هیچ فایدهای ندارد، شاهد آن مدت زمان طولانی خیز سوم در استانهای شمالی کشور بود که به دلیل فصل برداشت مرکبات عملا به طور جدی تعطیل نشدند.
🛑 تعطیلی جدی سراسری شامل ادارات دولتی، شرکتها و اصناف غیر ضروری و منع کامل سفر شامل خودروی شخصی و وسایل نقلیه عمومی و همچنین محدودیت تردد شامگاهی میتواند روند ابتلا را در کمتر از دو هفته نزولی کند.
@mask_application
mask.ir
ترکيالفيصل رئيس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودي در يک مصاحبه تلويزيوني گفت:
صدام حسين، دو سال بعد از شروع جنگ عليه ايران به ملکفهد پادشاه عربستان سعودي گفت: ايکاش نصيحت شما را که به من گفته بوديد وارد جنگ با ايران نشوم، گوش کرده و از حمله به ايران خودداري ميکردم.
ترکيالفيصل در پاسخ به خبرنگار که ميپرسد به نظر شما چه کسي اين جنگ را شروع کرد؟
گفت: بدون ترديد شروعکننده جنگ صدام بود. صدام فکر ميکرد ميتواند از شرايط بهمريختگي ايران بعد از انقلاب استفاده و به قول خودش ايرانيها را تنبيه کند ولي ملکفهد به او گفت اگر به ايران حمله کني مردم ايران را که الآن با همديگر درگير هستند متحد خواهي کرد. او به اين نصيحت گوش نداد و جنگ را شروع کرد و بعد از دو سال احساس کرد به جاي اينکه او بتواند به وعده خود براي گرفتن اهواز عمل کند، ايرانيها درصدد گرفتن بغداد هستند.
لذا از عربستان و ساير کشورهاي عربي درخواست کمک کرد و ما همه به او کمک کرديم در حالي که در دو سال اول به او حتي يک ريال کمک نکرده بوديم./سحامنیوز
جان آگه با #فرهیختگان
صدام حسين، دو سال بعد از شروع جنگ عليه ايران به ملکفهد پادشاه عربستان سعودي گفت: ايکاش نصيحت شما را که به من گفته بوديد وارد جنگ با ايران نشوم، گوش کرده و از حمله به ايران خودداري ميکردم.
ترکيالفيصل در پاسخ به خبرنگار که ميپرسد به نظر شما چه کسي اين جنگ را شروع کرد؟
گفت: بدون ترديد شروعکننده جنگ صدام بود. صدام فکر ميکرد ميتواند از شرايط بهمريختگي ايران بعد از انقلاب استفاده و به قول خودش ايرانيها را تنبيه کند ولي ملکفهد به او گفت اگر به ايران حمله کني مردم ايران را که الآن با همديگر درگير هستند متحد خواهي کرد. او به اين نصيحت گوش نداد و جنگ را شروع کرد و بعد از دو سال احساس کرد به جاي اينکه او بتواند به وعده خود براي گرفتن اهواز عمل کند، ايرانيها درصدد گرفتن بغداد هستند.
لذا از عربستان و ساير کشورهاي عربي درخواست کمک کرد و ما همه به او کمک کرديم در حالي که در دو سال اول به او حتي يک ريال کمک نکرده بوديم./سحامنیوز
جان آگه با #فرهیختگان
Forwarded from ماسک
🛑 ۲۵۷ شهرستان در وضعیت قرمز: تمامی مراکز استانها از امروز ۱۸ فروردین در وضعیت قرمز قرار گرفتند.
🟠 هماکنون ۱۲۹ شهرستان نارنجی، ۵۱ شهرستان زرد و ۱۱ شهرستان آبی هستند.
⭕️ سرعت افرایش بستری در خیز سراسری چهارم به مراتب شدیدتر از خیزهای قبلی است.
🛑 ضروری است ستاد ملی کرونا بلافاصله دو هفته تعطیلی کامل سراسری (شامل تمامی ادارات دولتی، شرکتها و اصناف غیر ضروری)، منع کامل سفر (شامل خودروهای شخصی و وسایل نقیله عمومی)، بیرون بر شدن تمامی رستورانها و غذاخوری هتلها، محدودیت جدی تردد شامگاهی و اعمال جرایم سنگین برای هرگونه مراسم یا تجمعات در سراسر کشور وضع نماید. در غیر این صورت، باید منتظر فوت حداقل ۲۰ هزار نفر از هم میهنان و آمار روزانه فوت بالای ۶۰۰ نفر باشیم.
@mask_application
mask.ir
🟠 هماکنون ۱۲۹ شهرستان نارنجی، ۵۱ شهرستان زرد و ۱۱ شهرستان آبی هستند.
⭕️ سرعت افرایش بستری در خیز سراسری چهارم به مراتب شدیدتر از خیزهای قبلی است.
🛑 ضروری است ستاد ملی کرونا بلافاصله دو هفته تعطیلی کامل سراسری (شامل تمامی ادارات دولتی، شرکتها و اصناف غیر ضروری)، منع کامل سفر (شامل خودروهای شخصی و وسایل نقیله عمومی)، بیرون بر شدن تمامی رستورانها و غذاخوری هتلها، محدودیت جدی تردد شامگاهی و اعمال جرایم سنگین برای هرگونه مراسم یا تجمعات در سراسر کشور وضع نماید. در غیر این صورت، باید منتظر فوت حداقل ۲۰ هزار نفر از هم میهنان و آمار روزانه فوت بالای ۶۰۰ نفر باشیم.
@mask_application
mask.ir
روزی جُنید می رفت ، ابلیس را دید -برهنه- که بر گردنِ مردم می جَست. گفت: ای ملعون ، شرم نداری از این مردمان؟ گفت: کدام مردمان؟ اینها نه مردمانند ، مردمان آنهایند که در شونیزیّه اند ، که جگرم را سوختند. جنید گفت: برخاستم و به مسجد شونیزیه رفتم. بوحمزه را دیدم ، سر فرو برده. سر بر آورد ، و گفت: دروغ گفت آن ملعون ، که اولیای خدای از آن عزیزترند که ابلیس را بر ایشان اطّلاع باشد.
وگفت: هر که را وحشت بُوَد از نفسِ خویش ، اُنس گرفته است دل او در موافقت خداوند خویش.
وگفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگانِ خویش وحشت بُوَد.
پرسیدند از :《اُنس》. گفت: اُنس آن است که دلتنگی پدید آرد از نشستنِ با خلق.
تذکره الولیا
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
وگفت: هر که را وحشت بُوَد از نفسِ خویش ، اُنس گرفته است دل او در موافقت خداوند خویش.
وگفت: غریب آن است که او را از اقربا و پیوستگانِ خویش وحشت بُوَد.
پرسیدند از :《اُنس》. گفت: اُنس آن است که دلتنگی پدید آرد از نشستنِ با خلق.
تذکره الولیا
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
معرفی کتاب!
فروپاشی؛ چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر میگزینند؟
نویسنده : جرد دایموند | ترجمه : فریدون مجلسی
فروپاشی یا چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند، نوشته جرد دایموند است که توسط فریدون مجلسی به فارسی بازگردانده شده است.
فروپاشی در در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. دایموند در اثر پیشرو دادههای ارزشمندی از تاریخ در اختیار ما قرار میدهد تا شاید از آنها بیاموزیم و در مسیر صحیح گام برداریم. او اعتقاد دارد حتی ثروتمندترین و پیشرفتهترین جوامع امروزی با مسائل محیط زیستی و اقتصادی فزایندهای روبهرو هستند که نباید دستکم گرفته شوند. دایموند در فروپاشی این پرسش را مطرح میکند که چه عواملی موجب شدند برخی از بزرگترین تمدنهای گذشته به ویرانه تبدیل شوند و از سرنوشت آنها چه چیزهایی میتوانیم بیاموزیم؟ او در ادامه نظریهای جامع و جهانی را با کمک داستانهای تاریخی و فرهنگی ارائه میکند. دایموند اعتقاد دارد آسیبهای محیط زیستی، تغییرات اقلیمی، رشد سریع جمعیت و تصمیمات سیاسی نادرست در دورههای گذشته زمینه سقوط جوامع را فراهم آوردهاند. هرچند در این میان جوامعی نیز بودند که راه حلی برای مشکلات خود یافتند و به حیات خود ادامه دادند. او میافزاید انسان مدرن نیز با مشکلات مشابهی مواجه است؛ بنابراین بررسی و تحلیل سرنوشت گذشتگان میتواند راه حل غلبه بر این مشکلات باشد.
خواندن فروپاشی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
فروپاشی یک کتاب عمومی است. مطالعه این کتاب به همه افراد توصیه میشود. امید است خواندن این کتاب تاثیر بسزایی در افزایش آگاهی ما نسبت به چالشهای جهان کنونی بگذارد. بدون شک پس از مطالعه این کتاب تفاوت قابل توجهی با گذشته خود میکنید. زندگی امروز و آینده ما و فرزندانمان وابستگی جدی به مباحث مطرح شده در این کتاب دارد.
جملاتی از کتاب فروپاشی، چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند:
ویرانههای یادمانی بازمانده از این جوامع پیشین برای همهٔ ما جذابیتی خیالانگیز دارد. در کودکی، زمانیکه نخست با دیدن عکسهای آن مکانها از وجودشان آگاه میشویم، حیرت میکنیم. بسیاری از ما وقتی بزرگ میشویم، تعطیلاتمان را طوری برنامهریزی میکنیم که بهعنوان گردشگر، تجربیات دست اولی در مورد جوامع کهن کسب کنیم. مجذوب زیبایی غالباً فوقالعاده و خاطرهانگیز آنها و همچنین مجذوب رازهایی میشویم که در خود دارند. ابعاد ویرانهها بر ثروت و قدرت پیشین سازندگانشان گواهی میدهد ـ و به بیان شلی به خود میبالند که "به کارهایم بنگر، ای قدرتمند و مأیوس باش!" با این حال سازندگانشان ناپدید شدند و آن سازههای عظیم را که با آنهمه تلاش آفریده بودند، بر جای نهادند. چگونه ممکن است جامعهای که زمانی آنچنان قدرتمند بود، کارش به فروپاشی بینجامد. سرنوشت فردفرد شهروندانش چه شد؟
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
فروپاشی؛ چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر میگزینند؟
نویسنده : جرد دایموند | ترجمه : فریدون مجلسی
فروپاشی یا چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند، نوشته جرد دایموند است که توسط فریدون مجلسی به فارسی بازگردانده شده است.
فروپاشی در در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. دایموند در اثر پیشرو دادههای ارزشمندی از تاریخ در اختیار ما قرار میدهد تا شاید از آنها بیاموزیم و در مسیر صحیح گام برداریم. او اعتقاد دارد حتی ثروتمندترین و پیشرفتهترین جوامع امروزی با مسائل محیط زیستی و اقتصادی فزایندهای روبهرو هستند که نباید دستکم گرفته شوند. دایموند در فروپاشی این پرسش را مطرح میکند که چه عواملی موجب شدند برخی از بزرگترین تمدنهای گذشته به ویرانه تبدیل شوند و از سرنوشت آنها چه چیزهایی میتوانیم بیاموزیم؟ او در ادامه نظریهای جامع و جهانی را با کمک داستانهای تاریخی و فرهنگی ارائه میکند. دایموند اعتقاد دارد آسیبهای محیط زیستی، تغییرات اقلیمی، رشد سریع جمعیت و تصمیمات سیاسی نادرست در دورههای گذشته زمینه سقوط جوامع را فراهم آوردهاند. هرچند در این میان جوامعی نیز بودند که راه حلی برای مشکلات خود یافتند و به حیات خود ادامه دادند. او میافزاید انسان مدرن نیز با مشکلات مشابهی مواجه است؛ بنابراین بررسی و تحلیل سرنوشت گذشتگان میتواند راه حل غلبه بر این مشکلات باشد.
خواندن فروپاشی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
فروپاشی یک کتاب عمومی است. مطالعه این کتاب به همه افراد توصیه میشود. امید است خواندن این کتاب تاثیر بسزایی در افزایش آگاهی ما نسبت به چالشهای جهان کنونی بگذارد. بدون شک پس از مطالعه این کتاب تفاوت قابل توجهی با گذشته خود میکنید. زندگی امروز و آینده ما و فرزندانمان وابستگی جدی به مباحث مطرح شده در این کتاب دارد.
جملاتی از کتاب فروپاشی، چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمیگزینند:
ویرانههای یادمانی بازمانده از این جوامع پیشین برای همهٔ ما جذابیتی خیالانگیز دارد. در کودکی، زمانیکه نخست با دیدن عکسهای آن مکانها از وجودشان آگاه میشویم، حیرت میکنیم. بسیاری از ما وقتی بزرگ میشویم، تعطیلاتمان را طوری برنامهریزی میکنیم که بهعنوان گردشگر، تجربیات دست اولی در مورد جوامع کهن کسب کنیم. مجذوب زیبایی غالباً فوقالعاده و خاطرهانگیز آنها و همچنین مجذوب رازهایی میشویم که در خود دارند. ابعاد ویرانهها بر ثروت و قدرت پیشین سازندگانشان گواهی میدهد ـ و به بیان شلی به خود میبالند که "به کارهایم بنگر، ای قدرتمند و مأیوس باش!" با این حال سازندگانشان ناپدید شدند و آن سازههای عظیم را که با آنهمه تلاش آفریده بودند، بر جای نهادند. چگونه ممکن است جامعهای که زمانی آنچنان قدرتمند بود، کارش به فروپاشی بینجامد. سرنوشت فردفرد شهروندانش چه شد؟
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
کسبِ هویت از معبر نفرت
ضرورت نقد بنیانها
من کیستم، چرا هستم و چگونه بودنی دارم؟ رفتارم را چگونه موجه میکنم؟ ضرورتِ بودن و زیستنام را چگونه نشان میدهم؟ و به چه نحو و شیوه، نگاه و نظر شما را به خودم جلب میکنم؟ و اساسا برای چه میزیم؟ در کانون و مرکز هویتیابیِ هر یک از ما چه میگذرد؟ خود را چگونه و با چه معیاری به دیگران معرفی و اثبات میکنیم؟
هر انسانی با این گونه پرسشها مواجه میشود که باید پاسخی قانع کننده برایش بیابد. هر یک از ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در کنش روزمرهی خویش و در مجموعهی چیزی به نام زندگی، گویی مشغول پاسخ دادن به این پرسشها هستیم. پرسشهایی که نه یک پاسخ دارد و نه پاسخی یکباره دارد. پاسخهایی متکثر در فرایندی دائمی در جریان است.
از منظر تلاش برای هویتیابی و یا موجه نشان دادن هستی خویش، رویکردها و ایدئولوژیها را میتوان در دو طبقهی کلی صورتبندی نمود:
اول؛ رویکردی که خودش را با خلق کردن، ساختن، به سامان نمودن و تمشیت امور میفهمد و به دیگران معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میسازیم؛ ما هستیم و قرار است کاری کنیم که زیستنی بهتر داشته باشیم. این رویکرد را میتوان رویکرد "به زیستی"، تلقی کرد. رویکردی که به "به زیستی" خود و دیگران یاری میرساند.
دوم؛ رویکردی که خود را در تقابل، تخاصم و نفرتورزی میفهمد و معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میجنگیم؛ ما هستیم تا بجنگیم. از این رویکرد نیز میتوان به رویکرد "تقابل و تضاد"، یاد کرد.
رویکرد دوم، هستی خود را با نفرت و ستیز با "دیگری" میفهمد و معرفی میکند؛ از این رو، زندگی را بر پایه و اساس نفرت بنا میکند و تلاش میکند هویتاش را با نفرتورزی به دست آورد. پیام این رویکرد چنین است:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.(صائب تبریزی).
بخش نگران کنندهی داستان این است که هویتِ "نفرت محور"، ویروسی است که:
اولا؛ به سرعت منتشر میشود
ثانیا، تمامی فضاها و ساحتهای زندگی را به تسخیر خود در میآورد
و ثالثا؛ جان سختی میکند و به سختی میتوان کنارش نهاد
از این رو وقتی "تنفر" در سطح فرد، اجتماع، نهادها و سیستمها، ریشه میدواند، به آسانی نمیتوان آن را تغییر داد؛ در نتیجه، نظامی خلق میشود که علت بودناش را نه بر ساختن و تمشیت امور که بر ستیز و مقابله با "دیگری"، میفهمد و معرفی میکند. این رویکرد، آرام آرام به فرهنگ صعب و صلبی تبدیل میشود. فرهنگی که آب تیره و مسموم نفرت را در جوی زندگی روزمره و کنش همه روزه روان میکند.
بر مبنای این دو رویکردِ "به زیستی" و "تضاد"، دو سیستم سیاسی متفاوت متولد میشود:
الف) سیستمی که "کاهش رنج" و ایجاد رفاهِ بیشتر را در کانون خود دارد
ب) سیستمی که با سوخت "تنفر"، ستیز و تقابل با "دیگری" بر پا میماند.
"ایدئولوژی چپ" در جهان مدرن، یکی از عوامل بسیار قوی در بسط رویکرد مبتنی بر "تضاد" بود. نظامات سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی، پیکار و ستیز، تقابل و نفرت را دست مایهی اصلی خود قرار میدادند. از سوی دیگر، نازیسم و فاشیسم، نمونهی کامل رویکرد "تنفر محور" بودند. اوج رویکرد "نفرت محوری" و ستیزهجویی را میتوان در قرن بیستم ملاحظه کرد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که صورت بندی دوگانهای که آمد، صرفا صورتی ناب و یکدست از ماجرا است، در حالی که آن چه واقعا رخ میدهد، چنین نیست؛ از این رو، در واقعیت خارجی، با درهمآمیزی و ترکیب دو عنصر مورد نظر در سیستمهای سیاسی، روبرو میشویم. توجه به این نکته مهم است که دریابیم، وجه غالب و مسلط در هر سیستم سیاسی با "کاهش رنج" است یا با ستیز و پیکار با/ و نفرت از دیگری؟
به سخن دیگر، آن چه نظامهای سیاسی را از یکدیگر تفکیک میکند، نحوهی ترکیببندی دو عنصر پیش گفته است. مهم این است که بدانیم نظام سیاسی با کدام سوخت کار میکند.
قسمت دردناک داستان این است:
از نظامی که در موجی از نفرت از دیگری و یا ستیز و پیکار با دیگری غوطهور است، نمیتوان انتظار "به زیستی"، آرامش، شادی و گسترش حس خوشبختی داشت. ابتدا باید رویکرد از تضاد و نفرت، به رویکرد "به زیستی" تغییر یابد، تا زمینههای درست حرکت به سوی جامعهای آرام، آزاد و توسعه یافته مهیا گردد؛ در غیر این صورت، هر تلاشی برای بهبود، آبی است که در هاون کوبیده میشود.
علی زمانیان.........۱۴۰۰/۰۱/۱۸
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
ضرورت نقد بنیانها
من کیستم، چرا هستم و چگونه بودنی دارم؟ رفتارم را چگونه موجه میکنم؟ ضرورتِ بودن و زیستنام را چگونه نشان میدهم؟ و به چه نحو و شیوه، نگاه و نظر شما را به خودم جلب میکنم؟ و اساسا برای چه میزیم؟ در کانون و مرکز هویتیابیِ هر یک از ما چه میگذرد؟ خود را چگونه و با چه معیاری به دیگران معرفی و اثبات میکنیم؟
هر انسانی با این گونه پرسشها مواجه میشود که باید پاسخی قانع کننده برایش بیابد. هر یک از ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در کنش روزمرهی خویش و در مجموعهی چیزی به نام زندگی، گویی مشغول پاسخ دادن به این پرسشها هستیم. پرسشهایی که نه یک پاسخ دارد و نه پاسخی یکباره دارد. پاسخهایی متکثر در فرایندی دائمی در جریان است.
از منظر تلاش برای هویتیابی و یا موجه نشان دادن هستی خویش، رویکردها و ایدئولوژیها را میتوان در دو طبقهی کلی صورتبندی نمود:
اول؛ رویکردی که خودش را با خلق کردن، ساختن، به سامان نمودن و تمشیت امور میفهمد و به دیگران معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میسازیم؛ ما هستیم و قرار است کاری کنیم که زیستنی بهتر داشته باشیم. این رویکرد را میتوان رویکرد "به زیستی"، تلقی کرد. رویکردی که به "به زیستی" خود و دیگران یاری میرساند.
دوم؛ رویکردی که خود را در تقابل، تخاصم و نفرتورزی میفهمد و معرفی میکند. اهالی این رویکرد، میگویند:
ما هستیم، زیرا میجنگیم؛ ما هستیم تا بجنگیم. از این رویکرد نیز میتوان به رویکرد "تقابل و تضاد"، یاد کرد.
رویکرد دوم، هستی خود را با نفرت و ستیز با "دیگری" میفهمد و معرفی میکند؛ از این رو، زندگی را بر پایه و اساس نفرت بنا میکند و تلاش میکند هویتاش را با نفرتورزی به دست آورد. پیام این رویکرد چنین است:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.(صائب تبریزی).
بخش نگران کنندهی داستان این است که هویتِ "نفرت محور"، ویروسی است که:
اولا؛ به سرعت منتشر میشود
ثانیا، تمامی فضاها و ساحتهای زندگی را به تسخیر خود در میآورد
و ثالثا؛ جان سختی میکند و به سختی میتوان کنارش نهاد
از این رو وقتی "تنفر" در سطح فرد، اجتماع، نهادها و سیستمها، ریشه میدواند، به آسانی نمیتوان آن را تغییر داد؛ در نتیجه، نظامی خلق میشود که علت بودناش را نه بر ساختن و تمشیت امور که بر ستیز و مقابله با "دیگری"، میفهمد و معرفی میکند. این رویکرد، آرام آرام به فرهنگ صعب و صلبی تبدیل میشود. فرهنگی که آب تیره و مسموم نفرت را در جوی زندگی روزمره و کنش همه روزه روان میکند.
بر مبنای این دو رویکردِ "به زیستی" و "تضاد"، دو سیستم سیاسی متفاوت متولد میشود:
الف) سیستمی که "کاهش رنج" و ایجاد رفاهِ بیشتر را در کانون خود دارد
ب) سیستمی که با سوخت "تنفر"، ستیز و تقابل با "دیگری" بر پا میماند.
"ایدئولوژی چپ" در جهان مدرن، یکی از عوامل بسیار قوی در بسط رویکرد مبتنی بر "تضاد" بود. نظامات سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی، پیکار و ستیز، تقابل و نفرت را دست مایهی اصلی خود قرار میدادند. از سوی دیگر، نازیسم و فاشیسم، نمونهی کامل رویکرد "تنفر محور" بودند. اوج رویکرد "نفرت محوری" و ستیزهجویی را میتوان در قرن بیستم ملاحظه کرد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که صورت بندی دوگانهای که آمد، صرفا صورتی ناب و یکدست از ماجرا است، در حالی که آن چه واقعا رخ میدهد، چنین نیست؛ از این رو، در واقعیت خارجی، با درهمآمیزی و ترکیب دو عنصر مورد نظر در سیستمهای سیاسی، روبرو میشویم. توجه به این نکته مهم است که دریابیم، وجه غالب و مسلط در هر سیستم سیاسی با "کاهش رنج" است یا با ستیز و پیکار با/ و نفرت از دیگری؟
به سخن دیگر، آن چه نظامهای سیاسی را از یکدیگر تفکیک میکند، نحوهی ترکیببندی دو عنصر پیش گفته است. مهم این است که بدانیم نظام سیاسی با کدام سوخت کار میکند.
قسمت دردناک داستان این است:
از نظامی که در موجی از نفرت از دیگری و یا ستیز و پیکار با دیگری غوطهور است، نمیتوان انتظار "به زیستی"، آرامش، شادی و گسترش حس خوشبختی داشت. ابتدا باید رویکرد از تضاد و نفرت، به رویکرد "به زیستی" تغییر یابد، تا زمینههای درست حرکت به سوی جامعهای آرام، آزاد و توسعه یافته مهیا گردد؛ در غیر این صورت، هر تلاشی برای بهبود، آبی است که در هاون کوبیده میشود.
علی زمانیان.........۱۴۰۰/۰۱/۱۸
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری
✅از شما ميپرسم آيا تلقي و باور پدربزرگوارتان اجباري كردن حجاب توسط حكومت بود؟ آيا آيات كلامالله مجيد بيانگر آن است كه مسلمانان در هر جامعهاي كه اكثريت داشته باشند، بايد رعايت حجاب را الزامي و متخلفان را مجازات كنند؟ آيا سيره پيامبر اكرم (ص) مجبور كردن زنان (مسلمان و غير مسلمان و آزاد و برده) به رعايت حجاب شرعي بود؟ امير المومنين (ع) در دوره زمامداري خود چگونه رفتار كرد؟
✅آيا ائمه معصومين شيعه متعرض خلفاي اموي و سپس عباسي شدند كه چرا در قلمرو سرزمينهاي اسلامي حجاب را اجباري نميكنند؟ آيا رواياتي در اين زمينه در عصر غيبت صغرا از حضرت مهدي (عج) موجود است؟ عرف حكومتهاي شيعه و سني در طول هزار سال از آغاز دوره غيبت كبرا تاكنون آيا اجباري كردن حجاب بوده است؟ چند فقيه برجسته چنين فتوايي دادهاند؟
✅ از پاسخهاي جنابعالي به پرسشهاي فوق سپاسگزار ميشوم. افزون بر آن خرسند ميشوم چنانچه بفرماييد چه اتفاقي اگر رخ دهد، شما به اين نتيجه خواهيد رسيد كه “اجباري كردن” پوشش (حجاب يا بيحجابي) سياست و روشي شكست خورده است و به بدحجابي يا بيحجابي دامن ميزند، پس بايد آن روش را تغيير داد؟
✅روشن است من درباره اصل حجاب و وظيفه مسلمانان در اين باب سخن نميگويم. حرف من اين است كه باز كردن پاي حكومت به اين حوزه چه عوارضي دارد. چه ميدهيم و چه ميگيريم؟ بالاخره بايد معلوم شود كه نقش و تأثير روش اجباري حجاب در عرصههاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ديني و نيز در موضوعاتي مثل توريسم، برگزاري مسابقات قارهاي و جهاني ورزشي در كشور، فرار مغزها و سرمايهها و مهمتر از همه بدبيني به اصل دين و اكثر قريب به اتفاق شعائر اسلامي چيست؟
✅در سه دهه گذشته چقدر از انرژي ما به جاي وظايف اصلي حكومت صرف اين مسأله شده است و اگر ما مسائل جامعه را حل و رضايت مردم را جلب ميكرديم، حجاب اسلامي خود به خود افزايش نمييافت، شبيه آنچه در تركيه رخ داده است؟
📌بخش اول نامه را در این لینک و بخش دوم آن را در این لینک بخوانید
جان آگه با #فرهیختگان
✅از شما ميپرسم آيا تلقي و باور پدربزرگوارتان اجباري كردن حجاب توسط حكومت بود؟ آيا آيات كلامالله مجيد بيانگر آن است كه مسلمانان در هر جامعهاي كه اكثريت داشته باشند، بايد رعايت حجاب را الزامي و متخلفان را مجازات كنند؟ آيا سيره پيامبر اكرم (ص) مجبور كردن زنان (مسلمان و غير مسلمان و آزاد و برده) به رعايت حجاب شرعي بود؟ امير المومنين (ع) در دوره زمامداري خود چگونه رفتار كرد؟
✅آيا ائمه معصومين شيعه متعرض خلفاي اموي و سپس عباسي شدند كه چرا در قلمرو سرزمينهاي اسلامي حجاب را اجباري نميكنند؟ آيا رواياتي در اين زمينه در عصر غيبت صغرا از حضرت مهدي (عج) موجود است؟ عرف حكومتهاي شيعه و سني در طول هزار سال از آغاز دوره غيبت كبرا تاكنون آيا اجباري كردن حجاب بوده است؟ چند فقيه برجسته چنين فتوايي دادهاند؟
✅ از پاسخهاي جنابعالي به پرسشهاي فوق سپاسگزار ميشوم. افزون بر آن خرسند ميشوم چنانچه بفرماييد چه اتفاقي اگر رخ دهد، شما به اين نتيجه خواهيد رسيد كه “اجباري كردن” پوشش (حجاب يا بيحجابي) سياست و روشي شكست خورده است و به بدحجابي يا بيحجابي دامن ميزند، پس بايد آن روش را تغيير داد؟
✅روشن است من درباره اصل حجاب و وظيفه مسلمانان در اين باب سخن نميگويم. حرف من اين است كه باز كردن پاي حكومت به اين حوزه چه عوارضي دارد. چه ميدهيم و چه ميگيريم؟ بالاخره بايد معلوم شود كه نقش و تأثير روش اجباري حجاب در عرصههاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ديني و نيز در موضوعاتي مثل توريسم، برگزاري مسابقات قارهاي و جهاني ورزشي در كشور، فرار مغزها و سرمايهها و مهمتر از همه بدبيني به اصل دين و اكثر قريب به اتفاق شعائر اسلامي چيست؟
✅در سه دهه گذشته چقدر از انرژي ما به جاي وظايف اصلي حكومت صرف اين مسأله شده است و اگر ما مسائل جامعه را حل و رضايت مردم را جلب ميكرديم، حجاب اسلامي خود به خود افزايش نمييافت، شبيه آنچه در تركيه رخ داده است؟
📌بخش اول نامه را در این لینک و بخش دوم آن را در این لینک بخوانید
جان آگه با #فرهیختگان
Telegraph
نامه مصطفی تاجزاده به علی مطهری - بخش اول
به نام خدا جناب آقاي دكتر علي مطهري با سلام و آرزوي توفيق هشدارهاي خيرخواهانه جنابعالي به رفتار ناموجه دولت عليه مجلس و مصوبات آن و نيز خفقان و نقض حقوق بشر در كشور، ضمن آنكه اقدامي انساني و شجاعانه به شمار ميرود، زمينهساز گفتوگوي انتقادي و اصلاحي بين…
حکمرانی زنان
امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
✅ این روزها بسیار از خوبی های رهبران زن جهان مثلا در فنلاند و نیوزیلند و آلمان و غیره گفته می شود. حتی کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت رهبر آن نسبت می دهند و فمینیست ها داد سخن سر می دهند که باید تمامی امور را به رهبران زن سپرد و از این رهبران به عنوان موارد تجربی موفق یاد می کنند. در باب حکمرانی زنان و حکمرانی زنانه نکاتی مهم را در این یادداشت بیان می نمایم:
✅ 1. حکمرانی، زنانه و مردانه ندارد. یعنی متغیر جنسیت را نمی توان به عنوان صفت به حکمرانی اضافه کرد و طبق کلیشه های از پیش فرض شده ی جنسیتی آن ها را به هر یک از دو جنس نسبت داد و سپس نتیجه گرفت که حکمرانی زنان با مردان تفاوت دارد. ممکن است طبق این استانداردهای مفروض زنانی باشند که مردانه حکمرانی ورزند و مردانی باشند که زنانه حکمرانی کنند. هیچ یک نه مطلوب است و نه ناپسند و این تعریف ها و مقوله بندی های پیشین ما را از رسیدن به تببین و تفهمی درست دور می سازد.
✅ 2. من موافق این هستم که زنان و مردان هر دو بتوانند به جایگاه رهبری در یک کشور برسند و از این منظر هیچ نگاه مردسالارانه و یا ضدزن ندارم. اما همان طور که گفتم حکمرانی زنان داریم و نه حکمرانی زنانه یعنی یک زن حاکم و یا رهبر باشد همان طور که حکمرانی مردان داریم و نه حکمرانی مردانه.
✅ 3. روندها و امواج اجتماعی، اقتصادی و شغلی در بسیاری از نقاط جهان به نفع زنان تغییر جهت داده است که این تغییر جهت گاهی با تبعیض علیه مردان همراه بوده است. توجه بیش از حد به نهضت های فمینیستی و حقوق زنان و تمرکز بیش از اندازه بر آن چه برابری جنسیتی عنوان می شود و تلاش در جهت احقاق حقوق زنان دارد، باعث نادیده گرفتن نیمه ی دیگر انسان ها یعنی مردان شده است. در ایران امروز هم حتی می بینیم که مردانِ بیکارِ مسئول که باید نفقه بدهند و سرپرست باشند و تحت هیچ شرایطی این وظایف شرعی و عرفی و قانونی از آن ها ساقط نمی شود تعدادشان بسیار زیاد شده است. بنابراین همان طور که در یادداشت های دیگری هم گفته ام وقت آن است که از توجه بیش از حد نسبت به حقوق زنان که طبیعت با آن ها مهربان است و " شدن" آن ها به " بودن " شان نزدیک تر است دست برداریم و با جنس مذکر یا مردان نیز همدردی کنیم و حقوق از دست رفته ی آن ها را نیز بازتاب دهیم. ما بسیار دیده و شنیده ایم که با اشکی و گوشه ی چشم نازک کردن و طنازی، رقیب ماهر مردی را یک زن کم تر ماهر و یا ناماهر، کنار زده است و این کار را با همدستی کارفرمای مرد خود انجام داده است و مرد داوطلب شغل را سرخورده کرده است. این امر را در محیط دانشگاه و هنگام نمره دادن اساتید نیز متاسفانه دیده ایم که در برخی مکان ها و وضعیت ها یکی از دلایل بالاتر بودن معدل دانشجویان دختر نسبت به همکلاسی های پسرشان است. مواردی از این دست فراوان است. متاسفانه با نویسندگان و اندیشمندان و شاغلین و افراد مذکر دیگری هر روز بر خورد می کنم و از آن ها می خوانم که فقط مطابق میل زنان و دختران سخن می گویند تا تایید و لایک آن ها را دریافت کنند. حقیقت را قربانی می کنند تا خود را مدافع حقوق زنان جلوه دهند، حتی به بهانه ی زیر پاگذاشتن اصول انسانی. من از این جماعت نبوده و نیستم و تلاشم در جهت دفاع از حقوق تمامی انسان ها چه زن و چه مرد می باشد. باید جسارت و شجاعت دفاع از حقوق مردان را نیز مردان و زنان داشته باشند. دیده ام که برخی مردان می ترسند از واکنش زنان و بنابراین حتی حرف حق را بر زبان نمی آورند.
✅ 4. از جهت روش شناسی علمی نمی توان برای مثال کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت زنانه ی نخست وزیر آن نسبت داد. یعنی اگر محال نباشد بسیار دشوار است که اثبات کنیم اگر جاسیندا آردرن یک مرد بود وضعیت امروز نیوزیلند بدتر بود. این کاری بسیار سطحی و ساده لوحانه است و مخالف روح علم و همسو با جزم اندیشی است. پژوهشی که بتواند موفقیت یک پروژه را به جنسیت رهبر به عنوان یک متغیر نسبت دهد انجام نشده است و حتی تبیینی از این نوع نیز بسیار دشوار است. همچنان که موفقیت ها و شکست های رهبران مرد جهان را نمی توان به جنسیت آن ها نسبت داد. ممکن است فجایعی در یک کشوری که رهبرش زن است نیز رخ دهد. متغیرهای دیگری در موفقیت و شکست یک رهبر نقش دارند. می توان عملکرد یک حکمران زن مثلا انجلا مرکل را در دوره زمامداری اش بررسی کرد و کارنامه ی او را با توسل به شاخص های اجتماعی، اقتصادی و آزادی های مدنی و غیره گزارش نمود و به او نمره داد. اما نمی توان خوب یا بد بودن این عملکرد را به حساب جنسیت او گذاشت. تنها در آینده ها هنگامی که میزان زمامداران زن زیاد شود با بررسی آماری می توان همبستگی جنسیت و عملکرد رهبران را نشان داد که این هم به معنای تبیینی دقیق از دلایل موفقیت یا شکست رهبران نمی تواند باشد.
امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
✅ این روزها بسیار از خوبی های رهبران زن جهان مثلا در فنلاند و نیوزیلند و آلمان و غیره گفته می شود. حتی کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت رهبر آن نسبت می دهند و فمینیست ها داد سخن سر می دهند که باید تمامی امور را به رهبران زن سپرد و از این رهبران به عنوان موارد تجربی موفق یاد می کنند. در باب حکمرانی زنان و حکمرانی زنانه نکاتی مهم را در این یادداشت بیان می نمایم:
✅ 1. حکمرانی، زنانه و مردانه ندارد. یعنی متغیر جنسیت را نمی توان به عنوان صفت به حکمرانی اضافه کرد و طبق کلیشه های از پیش فرض شده ی جنسیتی آن ها را به هر یک از دو جنس نسبت داد و سپس نتیجه گرفت که حکمرانی زنان با مردان تفاوت دارد. ممکن است طبق این استانداردهای مفروض زنانی باشند که مردانه حکمرانی ورزند و مردانی باشند که زنانه حکمرانی کنند. هیچ یک نه مطلوب است و نه ناپسند و این تعریف ها و مقوله بندی های پیشین ما را از رسیدن به تببین و تفهمی درست دور می سازد.
✅ 2. من موافق این هستم که زنان و مردان هر دو بتوانند به جایگاه رهبری در یک کشور برسند و از این منظر هیچ نگاه مردسالارانه و یا ضدزن ندارم. اما همان طور که گفتم حکمرانی زنان داریم و نه حکمرانی زنانه یعنی یک زن حاکم و یا رهبر باشد همان طور که حکمرانی مردان داریم و نه حکمرانی مردانه.
✅ 3. روندها و امواج اجتماعی، اقتصادی و شغلی در بسیاری از نقاط جهان به نفع زنان تغییر جهت داده است که این تغییر جهت گاهی با تبعیض علیه مردان همراه بوده است. توجه بیش از حد به نهضت های فمینیستی و حقوق زنان و تمرکز بیش از اندازه بر آن چه برابری جنسیتی عنوان می شود و تلاش در جهت احقاق حقوق زنان دارد، باعث نادیده گرفتن نیمه ی دیگر انسان ها یعنی مردان شده است. در ایران امروز هم حتی می بینیم که مردانِ بیکارِ مسئول که باید نفقه بدهند و سرپرست باشند و تحت هیچ شرایطی این وظایف شرعی و عرفی و قانونی از آن ها ساقط نمی شود تعدادشان بسیار زیاد شده است. بنابراین همان طور که در یادداشت های دیگری هم گفته ام وقت آن است که از توجه بیش از حد نسبت به حقوق زنان که طبیعت با آن ها مهربان است و " شدن" آن ها به " بودن " شان نزدیک تر است دست برداریم و با جنس مذکر یا مردان نیز همدردی کنیم و حقوق از دست رفته ی آن ها را نیز بازتاب دهیم. ما بسیار دیده و شنیده ایم که با اشکی و گوشه ی چشم نازک کردن و طنازی، رقیب ماهر مردی را یک زن کم تر ماهر و یا ناماهر، کنار زده است و این کار را با همدستی کارفرمای مرد خود انجام داده است و مرد داوطلب شغل را سرخورده کرده است. این امر را در محیط دانشگاه و هنگام نمره دادن اساتید نیز متاسفانه دیده ایم که در برخی مکان ها و وضعیت ها یکی از دلایل بالاتر بودن معدل دانشجویان دختر نسبت به همکلاسی های پسرشان است. مواردی از این دست فراوان است. متاسفانه با نویسندگان و اندیشمندان و شاغلین و افراد مذکر دیگری هر روز بر خورد می کنم و از آن ها می خوانم که فقط مطابق میل زنان و دختران سخن می گویند تا تایید و لایک آن ها را دریافت کنند. حقیقت را قربانی می کنند تا خود را مدافع حقوق زنان جلوه دهند، حتی به بهانه ی زیر پاگذاشتن اصول انسانی. من از این جماعت نبوده و نیستم و تلاشم در جهت دفاع از حقوق تمامی انسان ها چه زن و چه مرد می باشد. باید جسارت و شجاعت دفاع از حقوق مردان را نیز مردان و زنان داشته باشند. دیده ام که برخی مردان می ترسند از واکنش زنان و بنابراین حتی حرف حق را بر زبان نمی آورند.
✅ 4. از جهت روش شناسی علمی نمی توان برای مثال کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت زنانه ی نخست وزیر آن نسبت داد. یعنی اگر محال نباشد بسیار دشوار است که اثبات کنیم اگر جاسیندا آردرن یک مرد بود وضعیت امروز نیوزیلند بدتر بود. این کاری بسیار سطحی و ساده لوحانه است و مخالف روح علم و همسو با جزم اندیشی است. پژوهشی که بتواند موفقیت یک پروژه را به جنسیت رهبر به عنوان یک متغیر نسبت دهد انجام نشده است و حتی تبیینی از این نوع نیز بسیار دشوار است. همچنان که موفقیت ها و شکست های رهبران مرد جهان را نمی توان به جنسیت آن ها نسبت داد. ممکن است فجایعی در یک کشوری که رهبرش زن است نیز رخ دهد. متغیرهای دیگری در موفقیت و شکست یک رهبر نقش دارند. می توان عملکرد یک حکمران زن مثلا انجلا مرکل را در دوره زمامداری اش بررسی کرد و کارنامه ی او را با توسل به شاخص های اجتماعی، اقتصادی و آزادی های مدنی و غیره گزارش نمود و به او نمره داد. اما نمی توان خوب یا بد بودن این عملکرد را به حساب جنسیت او گذاشت. تنها در آینده ها هنگامی که میزان زمامداران زن زیاد شود با بررسی آماری می توان همبستگی جنسیت و عملکرد رهبران را نشان داد که این هم به معنای تبیینی دقیق از دلایل موفقیت یا شکست رهبران نمی تواند باشد.
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
🔴 استراتژی مستعمراتی جدید چین
بیژن اشتری:
اول از همه بگویم که من خواهان روابط اقتصادی ایران با همهٔ کشورهای جهان هستم. از چین و روسیه تا ایالات متحده و اروپا. البته به شرطی که حکومتی دانا و سالم و مردمی داشته باشیم. ضمناً با هر گونه بیگانهستیزی و ملیگرایی افراطی هم مخالفم؛ اما واقعاً نگران روابط اقتصادی کشورمان با چین هستم.
آنچه نگرانکننده است سابقهٔ اخیر چینیها در کشورهای فقیر و درحال توسعه است. آقایانی که این قرارداد بیست و پنج ساله را با چین امضا کردهاند خوب است یک نگاهی به عملکرد چین به ویژه در کشورهای آفریقایی بیندازند. من در اینجا، فعلاً نمونهٔ زامبیا را برایتان شرح میدهم تا ببینید چگونه چین عملا این کشور آفریقایی را مستعمره خودش کرده است.
ماجرا از پرداخت یک وام هشت میلیارد دلاری از سوی چین به دولت زامبیا شروع شد. طبق یک قرارداد محرمانه، این پول باید صرف پروژههای زیرساختی در زامبیا میشده اما دولت فاسد زامبیا عملاً این پول را حیف و میل کرده و نهایتاً نتوانسته بازپرداخت قسطهای وامش را به چینیها بپردازد. چین هم در مقابل فرودگاه بین المللی لوزاکا، رادیو تلویزیون دولتی زامبیا (زد ان بی سی)، شرکت برق دولتی زامبیا (زسکو ) و سیستم حمل و نقل جادهای زامبیا و معادن بزرگ کشور را مصادره کرده است.
👈 متن کامل
http://www.kaleme.com/1400/01/16/klm-286164/
بیژن اشتری:
اول از همه بگویم که من خواهان روابط اقتصادی ایران با همهٔ کشورهای جهان هستم. از چین و روسیه تا ایالات متحده و اروپا. البته به شرطی که حکومتی دانا و سالم و مردمی داشته باشیم. ضمناً با هر گونه بیگانهستیزی و ملیگرایی افراطی هم مخالفم؛ اما واقعاً نگران روابط اقتصادی کشورمان با چین هستم.
آنچه نگرانکننده است سابقهٔ اخیر چینیها در کشورهای فقیر و درحال توسعه است. آقایانی که این قرارداد بیست و پنج ساله را با چین امضا کردهاند خوب است یک نگاهی به عملکرد چین به ویژه در کشورهای آفریقایی بیندازند. من در اینجا، فعلاً نمونهٔ زامبیا را برایتان شرح میدهم تا ببینید چگونه چین عملا این کشور آفریقایی را مستعمره خودش کرده است.
ماجرا از پرداخت یک وام هشت میلیارد دلاری از سوی چین به دولت زامبیا شروع شد. طبق یک قرارداد محرمانه، این پول باید صرف پروژههای زیرساختی در زامبیا میشده اما دولت فاسد زامبیا عملاً این پول را حیف و میل کرده و نهایتاً نتوانسته بازپرداخت قسطهای وامش را به چینیها بپردازد. چین هم در مقابل فرودگاه بین المللی لوزاکا، رادیو تلویزیون دولتی زامبیا (زد ان بی سی)، شرکت برق دولتی زامبیا (زسکو ) و سیستم حمل و نقل جادهای زامبیا و معادن بزرگ کشور را مصادره کرده است.
👈 متن کامل
http://www.kaleme.com/1400/01/16/klm-286164/
Telegram
فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ محمود صادقی، نماینده وقت مجلس، درباره تظاهرات آبان۹۸:
به شمخانی گفتم مردم را میکشند. گفت ولو بلغ ما بلغ[حجت تمام است] ما میزنیم
در مجلس پرسیدیم گروهکها بودند؟ گفتند نه، تمام مردم
چهارشنبه قبل از آن ۳ روز سیاه کشتار مردم خبرنگار ایلنا به من گفت به ما آمادهباش دادهاند و خبررسانی ممنوع است
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با صدور اطلاعیهای گفته است سخنانی که محمود صادقی بهنقل از علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره برخورد با معترضان آبان ۹۸ گفته، «غیرواقعی و بیاساس» و «تماماً کذب» است.
در این اطلاعیه آمده است که علی شمخانی پس از وقایع آبان ۹۸ «هیچگونه گفتگوی دو جانبه» با محمود صادقی، نماینده مجلس دهم، نداشته است و درباره این نقلقولها «از طریق مراجع قضایی پیگیری» میکند./از توییتر حافظه تاریخی
به شمخانی گفتم مردم را میکشند. گفت ولو بلغ ما بلغ[حجت تمام است] ما میزنیم
در مجلس پرسیدیم گروهکها بودند؟ گفتند نه، تمام مردم
چهارشنبه قبل از آن ۳ روز سیاه کشتار مردم خبرنگار ایلنا به من گفت به ما آمادهباش دادهاند و خبررسانی ممنوع است
دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با صدور اطلاعیهای گفته است سخنانی که محمود صادقی بهنقل از علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره برخورد با معترضان آبان ۹۸ گفته، «غیرواقعی و بیاساس» و «تماماً کذب» است.
در این اطلاعیه آمده است که علی شمخانی پس از وقایع آبان ۹۸ «هیچگونه گفتگوی دو جانبه» با محمود صادقی، نماینده مجلس دهم، نداشته است و درباره این نقلقولها «از طریق مراجع قضایی پیگیری» میکند./از توییتر حافظه تاریخی
مطهری و صدای پای پوپولیسم در اصلاحات!
صحبتهای شب گذشته آقای مطهری در خصوص پوشش زنان و تحریک مردان، بازتاب گسترده یافت. تصورات اشتباه آقای مطهری و دیگران در این حوزه هرچه باشد، تحولات اجتماعی به خصوص روندهای مرتبط با زنان، راه خود را خواهد رفت.
🔔 اما مطلب دیگری در بین صحبتهای ایشان بود که برای آینده کشور زنگ خطر است ولی در پشت پوشش زنان پنهان ماند!
در پاسخ به سوالی در خصوص لزوم سوابق و تجربههای مدیریت اجرایی برای عهدهدار شدن مسئولیت بزرگی همچمون ریاستجمهوری، ایشان به این اکتفا کرد که در مقام نمایندگی و نایب رییسی مجلس، با موضوعات مدیریتی و اقتصادی آشناست و "همین کفایت میکند"!!
به چند دلیل این نگاه و رویکرد، عوامفریبانه و برای کشور خطرناک است:
1️⃣ به عنوان مثال: یک دکترای علوم پزشکی به صرف مطالعه و تحقیق، نمیتواند یک عمل جراحی سخت را انجام دهد. هر قدر هم از مشورت کارشناسان خوب بهرهمند باشد! بلکه سالها تجربه عملی در سطوح مختلف درمان و جراحی بیماران با شرایط مختلف، وی را صاحب دانش لازم برای "تشخیص" و "اخذ تصمیمهای سخت" میکند. در حوزههای اقتصادی و اجتماعی (که مسائل ریشه در موضوعات بسیار متنوعتری دارد)، کسب دانش مبتنی بر ورزیدگی مدیریت در سطوح مختلف، بسیار کلیدیتر و حیاتیتر است.
2️⃣ شرایط بحرانی اقتصاد کشور، نیازمند تصمیماتی سخت به مثابه جراحی ساختار اقتصادیست. این کار باید توسط "سیاستمداری" انجام شود که "تجربه مدیریت کلان" و "اثربخش" در "حوزههای متنوع" به خصوص در حوزههای اقتصادی و سیاستگذاری را در کارنامه خود داشته باشد. رئیسجمهور بدون این توانایی، نمیتواند از میان نظریهها و دیدگاههای متنوعی که وی را احاطه میکند، تصمیم درست را به موقع اتخاذ کند. نظیر ضعف آقای روحانی که در سال۹۴ و بعد از تصویب برجام (بهترین زمان برای انجام اصلاحات اقتصادی)، در میان دو دیدگاه مدیرانش در دولت، راه بیدردسرتر ولی اشتباه را برگزید.
3️⃣ برای جراحی سخت ساختار حکمرانی اقتصادی، رئیسجمهور علاوه بر اندیشه اقتصادی روشن و منسجم، باید درک و توانایی تجهیز تیمی هماهنگ، یکپارچه، توانمند و جسور را داشته باشد. وگرنه دولت را به شیوه سهامی مدیریت میکند و به دیدگاههای مختلف و حتی جریانهای سیاسی، سهم میدهد. همانطور که دولتهای آقایان خاتمی و روحانی از وزیرانی با دیدگاههای متضاد و پراکنده تشکیل شد و روندهای اشتباه سیاستگذاری اقتصادی در این کشمکش، فرصت اصلاح نیافت. (آشفتگی دولت احمدینژاد آنقدر زیاد بود که قابل تحلیل و اشاره نیست)
4️⃣ تصور اینکه حضور افرادی با نفوذ سیاسی ولی بدون تجربه و دانش مدیریت کلان، میتواند با انتخاب یک معاون اول و یا وزیران توانمند جبران شود، اشتباه فاحش است. در شرایط بسیار پیچیده کشور ما، رئیسجمهور باید شخصا قدرت تشخیص و تصمیم داشته باشد تا تصمیمهای قاطع و مطمئن بگیرد. والا در موجی از دیدگاههای متضاد گرفتار و بیعمل میشود. این بهترین انتخاب برای شبکههای مافیایی و رانتی کشور است.
5️⃣ کاندیداتوری افرادی همچون آقای مطهری که از نفوذ رسانهای برخوردارند، (به نیت استفاده از فرصت انتخابات برای ابراز نظر و دیدگاهها) حتی با فرض رد صلاحیت، افول "جایگاه سیاستگذاری و حکمرانی" به "جایگاه هماهنگی و اداره امور" است. این سیگنال اشتباه برای مردم و جامعه است. این توجیه کننده حضور افرادی با توانایی محدود در جناح رقیب است که امکان گذر از سد تایید صلاحیت را دارند. این یعنی افزایش عدم قطعیت و شانس انتخاب یک پدیده نوظهور دیگر!!
با این تحلیل، افرادی چون آقای مطهری و حتی آقای سید حسن خمینی، با فرض برخورداری از سرمایه سیاسی لازم برای جلب نظر مردم، شایستگی لازم برای مدیریت فضای بسیار پیچیده اقتصادی را ندارند.
فرشید گلزاده کرمانی
۱۸-فروردین-۱۴۰۰
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
صحبتهای شب گذشته آقای مطهری در خصوص پوشش زنان و تحریک مردان، بازتاب گسترده یافت. تصورات اشتباه آقای مطهری و دیگران در این حوزه هرچه باشد، تحولات اجتماعی به خصوص روندهای مرتبط با زنان، راه خود را خواهد رفت.
🔔 اما مطلب دیگری در بین صحبتهای ایشان بود که برای آینده کشور زنگ خطر است ولی در پشت پوشش زنان پنهان ماند!
در پاسخ به سوالی در خصوص لزوم سوابق و تجربههای مدیریت اجرایی برای عهدهدار شدن مسئولیت بزرگی همچمون ریاستجمهوری، ایشان به این اکتفا کرد که در مقام نمایندگی و نایب رییسی مجلس، با موضوعات مدیریتی و اقتصادی آشناست و "همین کفایت میکند"!!
به چند دلیل این نگاه و رویکرد، عوامفریبانه و برای کشور خطرناک است:
1️⃣ به عنوان مثال: یک دکترای علوم پزشکی به صرف مطالعه و تحقیق، نمیتواند یک عمل جراحی سخت را انجام دهد. هر قدر هم از مشورت کارشناسان خوب بهرهمند باشد! بلکه سالها تجربه عملی در سطوح مختلف درمان و جراحی بیماران با شرایط مختلف، وی را صاحب دانش لازم برای "تشخیص" و "اخذ تصمیمهای سخت" میکند. در حوزههای اقتصادی و اجتماعی (که مسائل ریشه در موضوعات بسیار متنوعتری دارد)، کسب دانش مبتنی بر ورزیدگی مدیریت در سطوح مختلف، بسیار کلیدیتر و حیاتیتر است.
2️⃣ شرایط بحرانی اقتصاد کشور، نیازمند تصمیماتی سخت به مثابه جراحی ساختار اقتصادیست. این کار باید توسط "سیاستمداری" انجام شود که "تجربه مدیریت کلان" و "اثربخش" در "حوزههای متنوع" به خصوص در حوزههای اقتصادی و سیاستگذاری را در کارنامه خود داشته باشد. رئیسجمهور بدون این توانایی، نمیتواند از میان نظریهها و دیدگاههای متنوعی که وی را احاطه میکند، تصمیم درست را به موقع اتخاذ کند. نظیر ضعف آقای روحانی که در سال۹۴ و بعد از تصویب برجام (بهترین زمان برای انجام اصلاحات اقتصادی)، در میان دو دیدگاه مدیرانش در دولت، راه بیدردسرتر ولی اشتباه را برگزید.
3️⃣ برای جراحی سخت ساختار حکمرانی اقتصادی، رئیسجمهور علاوه بر اندیشه اقتصادی روشن و منسجم، باید درک و توانایی تجهیز تیمی هماهنگ، یکپارچه، توانمند و جسور را داشته باشد. وگرنه دولت را به شیوه سهامی مدیریت میکند و به دیدگاههای مختلف و حتی جریانهای سیاسی، سهم میدهد. همانطور که دولتهای آقایان خاتمی و روحانی از وزیرانی با دیدگاههای متضاد و پراکنده تشکیل شد و روندهای اشتباه سیاستگذاری اقتصادی در این کشمکش، فرصت اصلاح نیافت. (آشفتگی دولت احمدینژاد آنقدر زیاد بود که قابل تحلیل و اشاره نیست)
4️⃣ تصور اینکه حضور افرادی با نفوذ سیاسی ولی بدون تجربه و دانش مدیریت کلان، میتواند با انتخاب یک معاون اول و یا وزیران توانمند جبران شود، اشتباه فاحش است. در شرایط بسیار پیچیده کشور ما، رئیسجمهور باید شخصا قدرت تشخیص و تصمیم داشته باشد تا تصمیمهای قاطع و مطمئن بگیرد. والا در موجی از دیدگاههای متضاد گرفتار و بیعمل میشود. این بهترین انتخاب برای شبکههای مافیایی و رانتی کشور است.
5️⃣ کاندیداتوری افرادی همچون آقای مطهری که از نفوذ رسانهای برخوردارند، (به نیت استفاده از فرصت انتخابات برای ابراز نظر و دیدگاهها) حتی با فرض رد صلاحیت، افول "جایگاه سیاستگذاری و حکمرانی" به "جایگاه هماهنگی و اداره امور" است. این سیگنال اشتباه برای مردم و جامعه است. این توجیه کننده حضور افرادی با توانایی محدود در جناح رقیب است که امکان گذر از سد تایید صلاحیت را دارند. این یعنی افزایش عدم قطعیت و شانس انتخاب یک پدیده نوظهور دیگر!!
با این تحلیل، افرادی چون آقای مطهری و حتی آقای سید حسن خمینی، با فرض برخورداری از سرمایه سیاسی لازم برای جلب نظر مردم، شایستگی لازم برای مدیریت فضای بسیار پیچیده اقتصادی را ندارند.
فرشید گلزاده کرمانی
۱۸-فروردین-۱۴۰۰
#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
درگذشت پروفسور هانس کونگ، متفکر و الهیدان پرآوازه و منتقد کاتولیک و پرچمدار گفتگوهای ادیان، اخلاق جهانی و حقوق زنان
بهروزحدادی
عضوهیات علمی دانشگاه ادیان ومذاهب
روزسه شنبه، دکتر هانس کونگ Hans Küng (1925-2021)، الهیدان پرآوازه، دگراندیش، پرکار، پرنویس، جهانینگر و اهل انصاف و مدارای سوئیسی با بر جای گذاشتن بیش از پنجاه اثر تحقیقی در 93 سالگی دیده از جهان فروبست و جهان تفکر و اندیشه دینی را با از دست دادن یکی از بهترین و خوشفکرترین و منصفترین نظریهپردازان خود، عزادار کرد و بجاست با بهره گرفتن از احادیث شریف بگوییم با رفتن او، در جبهه خداباوران و موحدان رخنه و ثُلمهای وارد شد که چیزی آن را جبران نمیکند و نمیپوشاند.
این الهیدان بزرگ کاتولیک، از مشاوران شورای دوم واتیکانی بود که نظرات مختلفش در سند نهایی آن شورا به تصویب رسید و بعدها به دلیل نگرش مستقل و اجتهادگونهاش در آموزههای مختلف کاتولیکی از کلیسای کاتولیک رانده و منصب رسمی و تعلیمی خود را از دست داد ولی نامهربانیهای کلیسای کاتولیک او را از ادامه راهش باز نداشت و از آن پس، آثار ارزشمندی از او به چاپ رسید که در نوع خود و در حوزه ادیان ابراهیمی بینظیر است و به یقین او را میتوان منصفترین، عمیقترین و منطقیترین دانشمند مسیحی در طول تاریخ در مواجهه با اسلام بهخصوص با نگارش کتابی در مورد اسلام دانست. او جهان مسیحی را عتاب میکرد که «آیا این کم و بیش نشانه یک تعصب خودخواهانه نیست که مسیحیان عاموس و یوشع و اشعیا و ارمیا و عالیجاه جابر را به عنوان پیامبر باور دارند؛ لکن به محمد {ص} به عنوان یک پیامبر اعتقاد ندارند؟»
وی در کسوت الهیدانی منتقد، سیاست کلیسا در مورد حکومتداری، مراسم مذهبی، عصمت پاپ، کنترل موالید، تجرد کشیشی، تنظیم خانواده، ازدواج، نوع مواجهه کلیسای کاتولیک با مسائل جدید در جهان مدرن چون همجنسگرایی، سقط جنین، معنای جهنم و موارد دیگر را مورد انتقاد قرار داد. دکتر کونگ میگفت در برخی از موضوعات، حتی آیین بودا و یهودیت، آموزههایش پذیرفتنیتر از آیین کاتولیک است و اصرار داشت که خدمت به عیسی مسیح مهم است، نه خدمت در کلیسایی که به نام اوست.
زمانی که پاپ یوحنای بیست و سوم فراخوان دومین شورای واتیکان را با این هدف صادر کرد که «هوای تازهای وارد کلیسا شود»، کونگ این کنفرانس را فقط آغاز راه دانست. وی به ترغیب کلیسا برای ادامه تجدیدنظر در پارهای از احکام کلیسایی از جمله پایان دادن به ممنوعیت کنترل بارداری و تجرد توسط کشیشان ادامه داد و در مصاحبهای با نیویورک تایمز در سال 1968 گفت که در سیستمهای کمونیستی و کاتولیک رومی نوعی همسانی میبیند که هر دو تمرکزگرا و تمامیتخواه و دشمن آزادیاند. تنش در روابط او با کلیسای کاتولیک به جایی رسید که در سفر به ایالات متحده در سال 1963، دانشگاه کاتولیک آمریکا در واشنگتن سخنرانی او در دانشگاه را ممنوع کرد و درنتیجه، هزاران تن از طرفدارانش به جای دیگری برای شنیدن سخنانش کوچ کردند. مخالفت او با آموزه عصمت پاپی نقطه آغاز در جداییاش از کلیسای کاتولیک بود و البته مناسبات او بعدها و در همین اواخر کمی بهتر شد که نمونهاش دعوت پاپ راتسنیگر، سختترین مخالف او، از او در محل اقامت پاپی بود که با شرط نپرداختن به مباحث الهیاتی در گفتوگوهای طرفینی برگزار شد.
مخالفت دکتر کونگ با آموزه عصمت پاپی در کتاب معروف«معصوم؟ یک تحقیق» (1970) منجر به برکناری وی از مقام کشیشی و سلب کرسی رسمی مدرسی الهیات کاتولیکی شد.
در سال 1982 هانس کونگ سلسله سخنرانیهایی در دانشگاه توبینگن ارائه کرد که دانشگاه مذکور آن را با عنوان "گفتوگوهای مسیحی ـ اسلامی" منتشر کرد. سخن اصلی هانس کونگ که در هر سه کتاب به عنوان راهنمای پژوهش مطرح شده است، این است: «بدون صلح در میان ادیان صلحی در میان ملتها تحقق پیدا نمیکند. بدون گفتوگوی میان ادیان صلحی در بین ادیان اتفاق نمیافتد. بدون پژوهش درباره مبانی ادیان گفتوگویی در میان ادیان برقرار نمیشود.»
دکتر کونگ در سالهای اخیر نظریه «اخلاقی جهانی» را مطرح کرد که به گفته او همه ادیان میتوانند آن را تأیید کنند. پارلمان ادیان جهان در سال 1993 پیشنهادات وی، ازجمله نظم اقتصادی عادلانهتر و پیروی جهانی از قاعده طلایی را تأیید کرد. وی دو سال بعد بنیاد اخلاق جهانی، سازمان تحقیقاتی و آموزشی در دانشگاه توبینگن را تأسیس و هدایت کرد که هدف آن ترویج ارزشهای اخلاقی در سراسر جهان و تقویت گفتوگو بین ادیان و فرهنگها است و به دلیل همین نظرات و نگرشهای بدیع بود که بعضی از متفکران کاتولیک، او را تاثیرگذارترین الهیدان مسیحی دانستند که دیگر تکرار نخواهد شد.
جان آگه با #فرهیختگان
بهروزحدادی
عضوهیات علمی دانشگاه ادیان ومذاهب
روزسه شنبه، دکتر هانس کونگ Hans Küng (1925-2021)، الهیدان پرآوازه، دگراندیش، پرکار، پرنویس، جهانینگر و اهل انصاف و مدارای سوئیسی با بر جای گذاشتن بیش از پنجاه اثر تحقیقی در 93 سالگی دیده از جهان فروبست و جهان تفکر و اندیشه دینی را با از دست دادن یکی از بهترین و خوشفکرترین و منصفترین نظریهپردازان خود، عزادار کرد و بجاست با بهره گرفتن از احادیث شریف بگوییم با رفتن او، در جبهه خداباوران و موحدان رخنه و ثُلمهای وارد شد که چیزی آن را جبران نمیکند و نمیپوشاند.
این الهیدان بزرگ کاتولیک، از مشاوران شورای دوم واتیکانی بود که نظرات مختلفش در سند نهایی آن شورا به تصویب رسید و بعدها به دلیل نگرش مستقل و اجتهادگونهاش در آموزههای مختلف کاتولیکی از کلیسای کاتولیک رانده و منصب رسمی و تعلیمی خود را از دست داد ولی نامهربانیهای کلیسای کاتولیک او را از ادامه راهش باز نداشت و از آن پس، آثار ارزشمندی از او به چاپ رسید که در نوع خود و در حوزه ادیان ابراهیمی بینظیر است و به یقین او را میتوان منصفترین، عمیقترین و منطقیترین دانشمند مسیحی در طول تاریخ در مواجهه با اسلام بهخصوص با نگارش کتابی در مورد اسلام دانست. او جهان مسیحی را عتاب میکرد که «آیا این کم و بیش نشانه یک تعصب خودخواهانه نیست که مسیحیان عاموس و یوشع و اشعیا و ارمیا و عالیجاه جابر را به عنوان پیامبر باور دارند؛ لکن به محمد {ص} به عنوان یک پیامبر اعتقاد ندارند؟»
وی در کسوت الهیدانی منتقد، سیاست کلیسا در مورد حکومتداری، مراسم مذهبی، عصمت پاپ، کنترل موالید، تجرد کشیشی، تنظیم خانواده، ازدواج، نوع مواجهه کلیسای کاتولیک با مسائل جدید در جهان مدرن چون همجنسگرایی، سقط جنین، معنای جهنم و موارد دیگر را مورد انتقاد قرار داد. دکتر کونگ میگفت در برخی از موضوعات، حتی آیین بودا و یهودیت، آموزههایش پذیرفتنیتر از آیین کاتولیک است و اصرار داشت که خدمت به عیسی مسیح مهم است، نه خدمت در کلیسایی که به نام اوست.
زمانی که پاپ یوحنای بیست و سوم فراخوان دومین شورای واتیکان را با این هدف صادر کرد که «هوای تازهای وارد کلیسا شود»، کونگ این کنفرانس را فقط آغاز راه دانست. وی به ترغیب کلیسا برای ادامه تجدیدنظر در پارهای از احکام کلیسایی از جمله پایان دادن به ممنوعیت کنترل بارداری و تجرد توسط کشیشان ادامه داد و در مصاحبهای با نیویورک تایمز در سال 1968 گفت که در سیستمهای کمونیستی و کاتولیک رومی نوعی همسانی میبیند که هر دو تمرکزگرا و تمامیتخواه و دشمن آزادیاند. تنش در روابط او با کلیسای کاتولیک به جایی رسید که در سفر به ایالات متحده در سال 1963، دانشگاه کاتولیک آمریکا در واشنگتن سخنرانی او در دانشگاه را ممنوع کرد و درنتیجه، هزاران تن از طرفدارانش به جای دیگری برای شنیدن سخنانش کوچ کردند. مخالفت او با آموزه عصمت پاپی نقطه آغاز در جداییاش از کلیسای کاتولیک بود و البته مناسبات او بعدها و در همین اواخر کمی بهتر شد که نمونهاش دعوت پاپ راتسنیگر، سختترین مخالف او، از او در محل اقامت پاپی بود که با شرط نپرداختن به مباحث الهیاتی در گفتوگوهای طرفینی برگزار شد.
مخالفت دکتر کونگ با آموزه عصمت پاپی در کتاب معروف«معصوم؟ یک تحقیق» (1970) منجر به برکناری وی از مقام کشیشی و سلب کرسی رسمی مدرسی الهیات کاتولیکی شد.
در سال 1982 هانس کونگ سلسله سخنرانیهایی در دانشگاه توبینگن ارائه کرد که دانشگاه مذکور آن را با عنوان "گفتوگوهای مسیحی ـ اسلامی" منتشر کرد. سخن اصلی هانس کونگ که در هر سه کتاب به عنوان راهنمای پژوهش مطرح شده است، این است: «بدون صلح در میان ادیان صلحی در میان ملتها تحقق پیدا نمیکند. بدون گفتوگوی میان ادیان صلحی در بین ادیان اتفاق نمیافتد. بدون پژوهش درباره مبانی ادیان گفتوگویی در میان ادیان برقرار نمیشود.»
دکتر کونگ در سالهای اخیر نظریه «اخلاقی جهانی» را مطرح کرد که به گفته او همه ادیان میتوانند آن را تأیید کنند. پارلمان ادیان جهان در سال 1993 پیشنهادات وی، ازجمله نظم اقتصادی عادلانهتر و پیروی جهانی از قاعده طلایی را تأیید کرد. وی دو سال بعد بنیاد اخلاق جهانی، سازمان تحقیقاتی و آموزشی در دانشگاه توبینگن را تأسیس و هدایت کرد که هدف آن ترویج ارزشهای اخلاقی در سراسر جهان و تقویت گفتوگو بین ادیان و فرهنگها است و به دلیل همین نظرات و نگرشهای بدیع بود که بعضی از متفکران کاتولیک، او را تاثیرگذارترین الهیدان مسیحی دانستند که دیگر تکرار نخواهد شد.
جان آگه با #فرهیختگان