فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
معرفی کتاب!

فروپاشی؛ چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر می‌گزینند؟

نویسنده : جرد دایموند | ترجمه : فریدون مجلسی

فروپاشی یا چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمی‌گزینند، نوشته جرد دایموند است که توسط فریدون مجلسی به فارسی بازگردانده شده است.

فروپاشی در در سال ۲۰۰۵ منتشر شد. دایموند در اثر پیش‌رو داده‌های ارزشمندی از تاریخ در اختیار ما قرار می‌دهد تا شاید از آن‌ها بیاموزیم و در مسیر صحیح گام برداریم. او اعتقاد دارد حتی ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین جوامع امروزی با مسائل محیط زیستی و اقتصادی فزاینده‌ای روبه‌رو هستند که نباید دست‌کم گرفته شوند. دایموند در فروپاشی این پرسش را مطرح می‌کند که چه عواملی موجب شدند برخی از بزرگترین تمدن‌های گذشته به ویرانه تبدیل شوند و از سرنوشت آن‌ها چه چیزهایی می‌توانیم بیاموزیم؟ او در ادامه نظریه‌ای جامع و جهانی را با کمک داستان‌های تاریخی و فرهنگی ارائه می‌کند. دایموند اعتقاد دارد آسیب‌های محیط زیستی، تغییرات اقلیمی، رشد سریع جمعیت و تصمیمات سیاسی نادرست در دوره‌های گذشته زمینه سقوط جوامع را فراهم آورده‌اند. هرچند در این میان جوامعی نیز بودند که راه حلی برای مشکلات خود یافتند و به حیات خود ادامه دادند. او می‌افزاید انسان مدرن نیز با مشکلات مشابهی مواجه است؛ بنابراین بررسی و تحلیل سرنوشت گذشتگان می‌تواند راه حل غلبه بر این مشکلات باشد.

خواندن فروپاشی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

فروپاشی یک کتاب عمومی است. مطالعه این کتاب به همه افراد توصیه می‌شود. امید است خواندن این کتاب تاثیر بسزایی در افزایش آگاهی ما نسبت به چالش‌های جهان کنونی بگذارد. بدون شک پس از مطالعه این کتاب تفاوت قابل توجهی با گذشته خود می‌کنید. زندگی امروز و آینده ما و فرزندانمان وابستگی جدی به مباحث مطرح شده در این کتاب دارد.

جملاتی از کتاب فروپاشی، چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمی‌گزینند:

ویرانه‌های یادمانی بازمانده از این جوامع پیشین برای همهٔ ما جذابیتی خیال‌انگیز دارد. در کودکی، زمانی‌که نخست با دیدن عکس‌های آن مکان‌ها از وجودشان آگاه می‌شویم، حیرت می‌کنیم. بسیاری از ما وقتی بزرگ می‌شویم، تعطیلاتمان را طوری برنامه‌ریزی می‌کنیم که به‌عنوان گردشگر، تجربیات دست اولی در مورد جوامع کهن کسب کنیم. مجذوب زیبایی غالباً فوق‌العاده و خاطره‌انگیز آن‌ها و همچنین مجذوب رازهایی می‌شویم که در خود دارند. ابعاد ویرانه‌ها بر ثروت و قدرت پیشین سازندگانشان گواهی می‌دهد ـ و به بیان شلی به خود می‌بالند که "به کارهایم بنگر، ای قدرتمند و مأیوس باش!" با این حال سازندگانشان ناپدید شدند و آن سازه‌های عظیم را که با آن‌همه تلاش آفریده بودند، بر جای نهادند. چگونه ممکن است جامعه‌ای که زمانی آن‌چنان قدرتمند بود، کارش به فروپاشی بینجامد. سرنوشت فردفرد شهروندانش چه شد؟

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
کسبِ هویت از معبر نفرت

ضرورت نقد بنیان‌ها

من کیستم، چرا هستم و چگونه بودنی دارم؟ رفتارم را چگونه موجه می‌کنم؟ ضرورتِ بودن و زیستن‌ام را چگونه نشان می‌دهم؟ و به چه نحو و شیوه، نگاه و نظر شما را به خودم جلب می‌کنم؟ و اساسا برای چه می‌زیم؟ در کانون و مرکز هویت‌یابیِ هر یک از ما چه می‌گذرد؟ خود را چگونه و با چه معیاری به دیگران معرفی و اثبات می‌کنیم؟

هر انسانی با این گونه پرسش‌ها مواجه می‌شود که باید پاسخی قانع کننده برایش بیابد. هر یک از ما چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، در کنش روزمره‌ی خویش و در مجموعه‌ی چیزی به نام زندگی، گویی مشغول پاسخ دادن به این پرسش‌ها هستیم. پرسش‌هایی که نه یک پاسخ دارد و نه پاسخی یک‌باره دارد. پاسخ‌هایی متکثر در فرایندی دائمی در جریان است.

از منظر تلاش برای هویت‌یابی و یا موجه نشان دادن هستی خویش، رویکرد‌ها و ایدئولوژی‌ها را می‌توان در دو طبقه‌ی کلی صورت‌بندی نمود:
اول؛ رویکردی که خودش را با خلق کردن، ساختن، به سامان نمودن و تمشیت امور می‌فهمد و به دیگران معرفی می‌کند. اهالی این رویکرد، می‌گویند:
ما هستیم، زیرا می‌سازیم؛ ما هستیم و قرار است کاری کنیم که زیستنی بهتر داشته باشیم. این رویکرد را می‌توان رویکرد "به زیستی"، تلقی کرد. رویکردی که به "به زیستی" خود و دیگران یاری می‌رساند.
دوم؛ رویکردی که خود را در تقابل، تخاصم و نفرت‌ورزی می‌فهمد و معرفی می‌کند. اهالی این رویکرد، می‌گویند:
ما هستیم، زیرا می‌جنگیم؛ ما هستیم تا بجنگیم. از این رویکرد نیز می‌توان به رویکرد "تقابل و تضاد"، یاد کرد.

رویکرد دوم، هستی خود را با نفرت و ستیز با "دیگری" می‌فهمد و معرفی می‌کند؛ از این رو، زندگی را بر پایه و اساس نفرت بنا می‌کند و تلاش می‌کند هویت‌اش را با نفرت‌ورزی به دست ‌آورد. پیام این رویکرد چنین است:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست.(صائب تبریزی).

بخش نگران کننده‌ی داستان این است که هویتِ "نفرت محور"، ویروسی است که:
اولا؛ به سرعت منتشر می‌شود
ثانیا، تمامی فضاها و ساحت‌های زندگی را به تسخیر خود در می‌آورد
و ثالثا؛ جان سختی می‌کند و به سختی می‌توان کنارش نهاد
از این رو وقتی "تنفر" در سطح فرد، اجتماع، نهادها و سیستم‌ها، ریشه می‌دواند، به آسانی نمی‌توان آن را تغییر داد؛ در نتیجه، نظامی خلق می‌شود که علت بودن‌اش را نه بر ساختن و تمشیت امور که بر ستیز و مقابله با "دیگری"، می‌فهمد و معرفی می‌کند. این رویکرد، آرام آرام به فرهنگ صعب و صلبی تبدیل می‌شود. فرهنگی که آب تیره و مسموم نفرت را در جوی زندگی روزمره و کنش همه روزه روان می‌کند.

بر مبنای این دو رویکردِ "به زیستی" و "تضاد"، دو سیستم سیاسی متفاوت متولد می‌شود:
الف) سیستمی که "کاهش رنج" و ایجاد رفاهِ بیش‌تر را در کانون خود دارد
ب) سیستمی که با سوخت "تنفر"، ستیز و تقابل با "دیگری" بر پا می‌ماند.

"ایدئولوژی چپ" در جهان مدرن، یکی از عوامل بسیار قوی در بسط رویکرد مبتنی بر "تضاد" بود. نظامات سیاسی مبتنی بر این ایدئولوژی، پیکار و ستیز، تقابل و نفرت را دست مایه‌ی اصلی خود قرار می‌دادند. از سوی دیگر، نازیسم و فاشیسم، نمونه‌ی کامل رویکرد "تنفر محور" بودند. اوج رویکرد "نفرت محوری" و ستیزه‌جویی را می‌توان در قرن بیستم ملاحظه کرد.

توجه به این نکته نیز ضروری است که صورت بندی دوگانه‌ای که آمد، صرفا صورتی ناب و یک‌دست از ماجرا است، در حالی که آن چه واقعا رخ می‌دهد، چنین نیست؛ از این رو، در واقعیت خارجی، با در‌هم‌آمیزی و ترکیب دو عنصر مورد نظر در سیستم‌های سیاسی، روبرو می‌شویم. توجه به این نکته مهم است که دریابیم، وجه غالب و مسلط در هر سیستم سیاسی با "کاهش رنج" است یا با ستیز و پیکار با/ و نفرت از دیگری؟
به سخن دیگر، آن چه نظام‌های سیاسی را از یک‌دیگر تفکیک می‌کند، نحوه‌ی ترکیب‌بندی دو عنصر پیش گفته است. مهم این است که بدانیم نظام سیاسی با کدام سوخت کار می‌کند.

قسمت دردناک داستان این است:
از نظامی که در موجی از نفرت از دیگری و یا ستیز و پیکار با دیگری غوطه‌ور است، نمی‌توان انتظار "به زیستی"، آرامش، شادی و گسترش حس خوشبختی داشت. ابتدا باید رویکرد از تضاد و نفرت، به رویکرد "به زیستی" تغییر یابد، تا زمینه‌های درست حرکت به سوی جامعه‌ای آرام، آزاد و توسعه یافته مهیا گردد؛ در غیر این صورت، هر تلاشی برای بهبود، آبی است که در هاون کوبیده می‌شود.

علی زمانیان.........۱۴۰۰/۰۱/۱۸


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
نامه مصطفی تاج‌زاده به علی مطهری

✅از شما مي‌پرسم آيا تلقي و باور پدربزرگوارتان اجباري كردن حجاب توسط حكومت بود؟ آيا آيات كلام‌الله مجيد بيانگر آن است كه مسلمانان در هر جامعه‌اي كه اكثريت داشته باشند، بايد رعايت حجاب را الزامي و متخلفان را مجازات كنند؟ آيا سيره پيامبر اكرم (ص) مجبور كردن زنان (مسلمان و غير مسلمان و آزاد و برده) به رعايت حجاب شرعي بود؟ امير المومنين (ع) در دوره زمامداري خود چگونه رفتار كرد؟

✅آيا ائمه معصومين شيعه متعرض خلفاي اموي و سپس عباسي شدند كه چرا در قلمرو سرزمين‌هاي اسلامي حجاب را اجباري نمي‌كنند؟ آيا رواياتي در اين زمينه در عصر غيبت صغرا از حضرت مهدي (عج) موجود است؟ عرف حكومت‌هاي شيعه و سني در طول هزار سال از آغاز دوره غيبت كبرا تاكنون آيا اجباري كردن حجاب بوده است؟ چند فقيه برجسته چنين فتوايي داده‌اند؟

✅ از پاسخ‌هاي جنابعالي به پرسش‌هاي فوق سپاسگزار مي‌شوم. افزون بر آن خرسند مي‌شوم چنانچه بفرماييد چه اتفاقي اگر رخ دهد، شما به اين نتيجه خواهيد رسيد كه “اجباري كردن” پوشش (حجاب يا بي‌حجابي) سياست و روشي شكست خورده است و به بدحجابي يا بي‌حجابي دامن مي‌زند، پس بايد آن روش را تغيير داد؟

✅روشن است من درباره اصل حجاب و وظيفه مسلمانان در اين باب سخن نمي‌گويم. حرف من اين است كه باز كردن پاي حكومت به اين حوزه چه عوارضي دارد. چه مي‌دهيم و چه مي‌گيريم؟ بالاخره بايد معلوم شود كه نقش و تأثير روش اجباري حجاب در عرصه‌هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ديني و نيز در موضوعاتي مثل توريسم، برگزاري مسابقات قاره‌اي و جهاني ورزشي در كشور، فرار مغزها و سرمايه‌ها و مهم‌تر از همه بدبيني به اصل دين و اكثر قريب به اتفاق شعائر اسلامي چيست؟

✅در سه دهه گذشته چقدر از انرژي ما به جاي وظايف اصلي حكومت صرف اين مسأله شده است و اگر ما مسائل جامعه را حل و رضايت مردم را جلب مي‌كرديم، حجاب اسلامي خود به خود افزايش نمي‌يافت، شبيه آنچه در تركيه رخ داده است؟

📌بخش اول نامه را در این لینک و بخش دوم آن را در این لینک بخوانید


جان آگه با #فرهیختگان
حکمرانی زنان

امیر محمدیان خراسانی، جامعه شناس و پژوهشگر
✅ این روزها بسیار از خوبی های رهبران زن جهان مثلا در فنلاند و نیوزیلند و آلمان و غیره گفته می شود. حتی کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت رهبر آن نسبت می دهند و فمینیست ها داد سخن سر می دهند که باید تمامی امور را به رهبران زن سپرد و از این رهبران به عنوان موارد تجربی موفق یاد می کنند. در باب حکمرانی زنان و حکمرانی زنانه نکاتی مهم را در این یادداشت بیان می نمایم:
✅ 1. حکمرانی، زنانه و مردانه ندارد. یعنی متغیر جنسیت را نمی توان به عنوان صفت به حکمرانی اضافه کرد و طبق کلیشه های از پیش فرض شده ی جنسیتی آن ها را به هر یک از دو جنس نسبت داد و سپس نتیجه گرفت که حکمرانی زنان با مردان تفاوت دارد. ممکن است طبق این استانداردهای مفروض زنانی باشند که مردانه حکمرانی ورزند و مردانی باشند که زنانه حکمرانی کنند. هیچ یک نه مطلوب است و نه ناپسند و این تعریف ها و مقوله بندی های پیشین ما را از رسیدن به تببین و تفهمی درست دور می سازد.
✅ 2. من موافق این هستم که زنان و مردان هر دو بتوانند به جایگاه رهبری در یک کشور برسند و از این منظر هیچ نگاه مردسالارانه و یا ضدزن ندارم. اما همان طور که گفتم حکمرانی زنان داریم و نه حکمرانی زنانه یعنی یک زن حاکم و یا رهبر باشد همان طور که حکمرانی مردان داریم و نه حکمرانی مردانه.
✅ 3. روندها و امواج اجتماعی، اقتصادی و شغلی در بسیاری از نقاط جهان به نفع زنان تغییر جهت داده است که این تغییر جهت گاهی با تبعیض علیه مردان همراه بوده است. توجه بیش از حد به نهضت های فمینیستی و حقوق زنان و تمرکز بیش از اندازه بر آن چه برابری جنسیتی عنوان می شود و تلاش در جهت احقاق حقوق زنان دارد، باعث نادیده گرفتن نیمه ی دیگر انسان ها یعنی مردان شده است. در ایران امروز هم حتی می بینیم که مردانِ بیکارِ مسئول که باید نفقه بدهند و سرپرست باشند و تحت هیچ شرایطی این وظایف شرعی و عرفی و قانونی از آن ها ساقط نمی شود تعدادشان بسیار زیاد شده است. بنابراین همان طور که در یادداشت های دیگری هم گفته ام وقت آن است که از توجه بیش از حد نسبت به حقوق زنان که طبیعت با آن ها مهربان است و " شدن" آن ها به " بودن " شان نزدیک تر است دست برداریم و با جنس مذکر یا مردان نیز همدردی کنیم و حقوق از دست رفته ی آن ها را نیز بازتاب دهیم. ما بسیار دیده و شنیده ایم که با اشکی و گوشه ی چشم نازک کردن و طنازی، رقیب ماهر مردی را یک زن کم تر ماهر و یا ناماهر، کنار زده است و این کار را با همدستی کارفرمای مرد خود انجام داده است و مرد داوطلب شغل را سرخورده کرده است. این امر را در محیط دانشگاه و هنگام نمره دادن اساتید نیز متاسفانه دیده ایم که در برخی مکان ها و وضعیت ها یکی از دلایل بالاتر بودن معدل دانشجویان دختر نسبت به همکلاسی های پسرشان است. مواردی از این دست فراوان است. متاسفانه با نویسندگان و اندیشمندان و شاغلین و افراد مذکر دیگری هر روز بر خورد می کنم و از آن ها می خوانم که فقط مطابق میل زنان و دختران سخن می گویند تا تایید و لایک آن ها را دریافت کنند. حقیقت را قربانی می کنند تا خود را مدافع حقوق زنان جلوه دهند، حتی به بهانه ی زیر پاگذاشتن اصول انسانی. من از این جماعت نبوده و نیستم و تلاشم در جهت دفاع از حقوق تمامی انسان ها چه زن و چه مرد می باشد. باید جسارت و شجاعت دفاع از حقوق مردان را نیز مردان و زنان داشته باشند. دیده ام که برخی مردان می ترسند از واکنش زنان و بنابراین حتی حرف حق را بر زبان نمی آورند.
✅ 4. از جهت روش شناسی علمی نمی توان برای مثال کنترل موثر کرونا در کشور نیوزیلند را به جنسیت زنانه ی نخست وزیر آن نسبت داد. یعنی اگر محال نباشد بسیار دشوار است که اثبات کنیم اگر جاسیندا آردرن یک مرد بود وضعیت امروز نیوزیلند بدتر بود. این کاری بسیار سطحی و ساده لوحانه است و مخالف روح علم و همسو با جزم اندیشی است. پژوهشی که بتواند موفقیت یک پروژه را به جنسیت رهبر به عنوان یک متغیر نسبت دهد انجام نشده است و حتی تبیینی از این نوع نیز بسیار دشوار است. همچنان که موفقیت ها و شکست های رهبران مرد جهان را نمی توان به جنسیت آن ها نسبت داد. ممکن است فجایعی در یک کشوری که رهبرش زن است نیز رخ دهد. متغیرهای دیگری در موفقیت و شکست یک رهبر نقش دارند. می توان عملکرد یک حکمران زن مثلا انجلا مرکل را در دوره زمامداری اش بررسی کرد و کارنامه ی او را با توسل به شاخص های اجتماعی، اقتصادی و آزادی های مدنی و غیره گزارش نمود و به او نمره داد. اما نمی توان خوب یا بد بودن این عملکرد را به حساب جنسیت او گذاشت. تنها در آینده ها هنگامی که میزان زمامداران زن زیاد شود با بررسی آماری می توان همبستگی جنسیت و عملکرد رهبران را نشان داد که این هم به معنای تبیینی دقیق از دلایل موفقیت یا شکست رهبران نمی تواند باشد.
🔴 استراتژی مستعمراتی جدید چین

بیژن اشتری:

اول از همه بگویم که من خواهان روابط اقتصادی ایران با همهٔ کشورهای جهان هستم. از چین و روسیه تا ایالات متحده و اروپا. البته به شرطی که حکومتی دانا و سالم و مردمی داشته باشیم. ضمناً با هر گونه بیگانه‌ستیزی و ملی‌گرایی افراطی هم مخالفم؛ اما واقعاً نگران روابط اقتصادی کشورمان با چین هستم.

آنچه نگران‌کننده است سابقهٔ اخیر چینی‌ها در کشورهای فقیر و درحال توسعه است. آقایانی که این قرارداد بیست و پنج ساله را با چین امضا کرده‌اند خوب است یک نگاهی به عملکرد چین به ویژه در کشورهای آفریقایی بیندازند. من در اینجا، فعلاً نمونهٔ زامبیا را برایتان شرح می‌دهم تا ببینید چگونه چین عملا این کشور آفریقایی را مستعمره خودش کرده است.

ماجرا از پرداخت یک وام هشت میلیارد دلاری از سوی چین به دولت زامبیا شروع شد. طبق یک قرارداد محرمانه، این پول باید صرف پروژه‌های زیرساختی در زامبیا می‌شده اما دولت فاسد زامبیا عملاً این پول را حیف و میل کرده و نهایتاً نتوانسته بازپرداخت قسط‌های وامش را به چینی‌ها بپردازد. چین هم در مقابل فرودگاه بین المللی لوزاکا، رادیو تلویزیون دولتی زامبیا (زد ان بی سی)، شرکت برق دولتی زامبیا (زسکو ) و سیستم حمل و نقل جاده‌ای زامبیا و معادن بزرگ کشور را مصادره کرده است.

👈 متن کامل
http://www.kaleme.com/1400/01/16/klm-286164/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ محمود صادقی، نماینده وقت مجلس، درباره تظاهرات آبان۹۸:
به شمخانی گفتم مردم را می‌کشند. گفت ولو بلغ ما بلغ[حجت تمام است] ما می‌زنیم
در مجلس پرسیدیم گروهک‌ها بودند؟ گفتند نه، تمام مردم
چهارشنبه قبل از آن ۳ روز سیاه کشتار مردم خبرنگار ایلنا به من گفت به ما آماده‌باش داده‌اند و خبررسانی ممنوع است

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی با صدور اطلاعیه‌ای گفته است سخنانی که محمود صادقی به‌نقل از علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره برخورد با معترضان آبان ۹۸ گفته، «غیرواقعی و بی‌اساس» و «تماماً کذب» است.
در این اطلاعیه آمده است که علی شمخانی پس از وقایع آبان ۹۸ «هیچ‌گونه گفتگوی دو جانبه» با محمود صادقی، نماینده مجلس دهم، نداشته است و درباره این نقل‌قول‌ها «از طریق مراجع قضایی پیگیری» می‌کند./از توییتر حافظه تاریخی
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

#فرهیختگان
مطهری و صدای پای پوپولیسم در اصلاحات!



صحبت‌های شب گذشته آقای مطهری در خصوص پوشش زنان و تحریک مردان، بازتاب گسترده یافت. تصورات اشتباه آقای مطهری و دیگران در این حوزه هرچه باشد، تحولات اجتماعی به خصوص روندهای مرتبط با زنان، راه خود را خواهد رفت.

🔔 اما مطلب دیگری در بین صحبت‌های ایشان بود که برای آینده کشور زنگ خطر است ولی در پشت پوشش زنان پنهان ماند!

در پاسخ به سوالی در خصوص لزوم سوابق و تجربه‌های مدیریت اجرایی برای عهده‌دار شدن مسئولیت بزرگی همچمون ریاست‌جمهوری، ایشان به این اکتفا کرد که در مقام نمایندگی و نایب رییسی مجلس، با موضوعات مدیریتی و اقتصادی آشناست و "همین کفایت می‌کند"!!

به چند دلیل این نگاه و رویکرد، عوامفریبانه و برای کشور خطرناک است:

1️⃣ به عنوان مثال: یک دکترای علوم پزشکی به صرف مطالعه و تحقیق، نمی‌تواند یک عمل جراحی سخت را انجام دهد. هر قدر هم از مشورت کارشناسان خوب بهره‌مند باشد! بلکه سال‌ها تجربه عملی در سطوح مختلف درمان و جراحی بیماران با شرایط مختلف، وی را صاحب دانش لازم برای "تشخیص" و "اخذ تصمیم‌های سخت" می‌کند. در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی (که مسائل ریشه در موضوعات بسیار متنوع‌تری دارد)، کسب دانش مبتنی بر ورزیدگی مدیریت در سطوح مختلف، بسیار کلیدی‌تر و حیاتی‌تر است.

2️⃣ شرایط بحرانی اقتصاد کشور، نیازمند تصمیماتی سخت به مثابه جراحی ساختار اقتصادی‌ست. این کار باید توسط "سیاستمداری" انجام شود که "تجربه مدیریت کلان" و "اثربخش" در "حوزه‌های متنوع" به خصوص در حوزه‌های اقتصادی و سیاست‌گذاری را در کارنامه خود داشته باشد. رئیس‌جمهور بدون این توانایی، نمی‌تواند از میان نظریه‌ها و دیدگاه‌های متنوعی که وی را احاطه می‌کند، تصمیم درست را به موقع اتخاذ کند. نظیر ضعف آقای روحانی که در سال۹۴ و بعد از تصویب برجام (بهترین زمان برای انجام اصلاحات اقتصادی)، در میان دو دیدگاه مدیرانش در دولت، راه بی‌دردسرتر ولی اشتباه را برگزید.

3️⃣ برای جراحی سخت ساختار حکمرانی اقتصادی، رئیس‌جمهور علاوه بر اندیشه اقتصادی روشن و منسجم، باید درک و توانایی تجهیز تیمی هماهنگ، یکپارچه، توانمند و جسور را داشته باشد. وگرنه دولت را به شیوه سهامی مدیریت می‌کند و به دیدگاه‌های مختلف و حتی جریان‌های سیاسی، سهم می‌دهد. همانطور که دولت‌های آقایان خاتمی و روحانی از وزیرانی با دیدگاه‌های متضاد و پراکنده تشکیل شد و روندهای اشتباه سیاست‌گذاری اقتصادی در این کشمکش، فرصت اصلاح نیافت. (آشفتگی دولت احمدی‌نژاد آنقدر زیاد بود که قابل تحلیل و اشاره نیست)

4️⃣ تصور اینکه حضور افرادی با نفوذ سیاسی ولی بدون تجربه و دانش مدیریت کلان، می‌تواند با انتخاب یک معاون اول و یا وزیران توانمند جبران شود، اشتباه فاحش است. در شرایط بسیار پیچیده کشور ما، رئیس‌جمهور باید شخصا قدرت تشخیص و تصمیم داشته باشد تا تصمیم‌های قاطع و مطمئن بگیرد. والا در موجی از دیدگاه‌های متضاد گرفتار و بی‌عمل می‌شود. این بهترین انتخاب برای شبکه‌های مافیایی و رانتی کشور است.

5️⃣ کاندیداتوری افرادی همچون آقای مطهری که از نفوذ رسانه‌ای برخوردارند، (به نیت استفاده از فرصت انتخابات برای ابراز نظر و دیدگاه‌ها) حتی با فرض رد صلاحیت، افول "جایگاه سیاست‌گذاری و حکمرانی" به "جایگاه هماهنگی و اداره امور" است. این سیگنال اشتباه برای مردم و جامعه است. این توجیه کننده حضور افرادی با توانایی محدود در جناح رقیب است که امکان گذر از سد تایید صلاحیت را دارند. این یعنی افزایش عدم قطعیت و شانس انتخاب یک پدیده نوظهور دیگر!!

با این تحلیل، افرادی چون آقای مطهری و حتی آقای سید حسن خمینی، با فرض برخورداری از سرمایه سیاسی لازم برای جلب نظر مردم، شایستگی لازم برای مدیریت فضای بسیار پیچیده اقتصادی را ندارند.

فرشید گل‌زاده کرمانی
۱۸-فروردین-۱۴۰۰




#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
درگذشت پروفسور هانس کونگ، متفکر و الهیدان پرآوازه و منتقد کاتولیک و پرچمدار گفتگوهای ادیان، اخلاق جهانی و حقوق زنان

بهروزحدادی
عضوهیات علمی دانشگاه ادیان ومذاهب


روزسه شنبه، دکتر هانس کونگ Hans Küng (1925-2021)، الهیدان پرآوازه، دگراندیش، پرکار، پرنویس، جهانی‌نگر و اهل انصاف و مدارای سوئیسی با بر جای گذاشتن بیش از پنجاه اثر تحقیقی در 93 سالگی دیده از جهان فروبست و جهان تفکر و اندیشه دینی را با از دست دادن یکی از بهترین و خوش‌فکرترین و منصف‌ترین نظریه‌پردازان خود، عزادار کرد و بجاست با بهره گرفتن از احادیث شریف بگوییم با رفتن او، در جبهه خداباوران و موحدان رخنه و ثُلمه‌ای وارد شد که چیزی آن را جبران نمی‌کند و نمی‌پوشاند.

این الهیدان بزرگ کاتولیک، از مشاوران شورای دوم واتیکانی بود که نظرات مختلفش در سند نهایی آن شورا به تصویب رسید و بعدها به دلیل نگرش مستقل و اجتهادگونه‌اش در آموزههای مختلف کاتولیکی از کلیسای کاتولیک رانده و منصب رسمی و تعلیمی خود را از دست داد ولی نامهربانی‌های کلیسای کاتولیک او را از ادامه راهش باز نداشت و از آن پس، آثار ارزشمندی از او به چاپ رسید که در نوع خود و در حوزه ادیان ابراهیمی بی‌نظیر است و به یقین او را می‌توان منصف‌ترین، عمیق‌ترین و منطقی‌ترین دانشمند مسیحی در طول تاریخ در مواجهه با اسلام بهخصوص با نگارش کتابی در مورد اسلام دانست. او جهان مسیحی را عتاب می‌کرد که «آیا این کم و بیش نشانه یک تعصب خودخواهانه نیست که مسیحیان عاموس و یوشع و اشعیا و ارمیا و عالیجاه جابر را به عنوان پیامبر باور دارند؛ لکن به محمد {ص} به عنوان یک پیامبر اعتقاد ندارند؟»

وی در کسوت الهیدانی منتقد، سیاست کلیسا در مورد حکومتداری، مراسم مذهبی، عصمت پاپ، کنترل موالید، تجرد کشیشی، تنظیم خانواده، ازدواج، نوع مواجهه کلیسای کاتولیک با مسائل جدید در جهان مدرن چون همجنس‌گرایی، سقط جنین، معنای جهنم و موارد دیگر را مورد انتقاد قرار داد. دکتر کونگ می‌گفت در برخی از موضوعات، حتی آیین بودا و یهودیت، آموزه‌هایش پذیرفتنی‌تر از آیین کاتولیک است و اصرار داشت که خدمت به عیسی مسیح مهم است، نه خدمت در کلیسایی که به نام اوست.

زمانی که پاپ یوحنای بیست و سوم فراخوان دومین شورای واتیکان را با این هدف صادر کرد که «هوای تازهای وارد کلیسا شود»، کونگ این کنفرانس را فقط آغاز راه دانست. وی به ترغیب کلیسا برای ادامه تجدیدنظر در پاره‌ای از احکام کلیسایی از جمله پایان دادن به ممنوعیت کنترل بارداری و تجرد توسط کشیشان ادامه داد و در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز در سال 1968 گفت که در سیستم‌های کمونیستی و کاتولیک رومی نوعی همسانی می‌بیند که هر دو تمرکزگرا و تمامیت‌خواه و دشمن آزادی‌اند. تنش در روابط او با کلیسای کاتولیک به جایی رسید که در سفر به ایالات متحده در سال 1963، دانشگاه کاتولیک آمریکا در واشنگتن سخنرانی او در دانشگاه را ممنوع کرد و درنتیجه، هزاران تن از طرفدارانش به جای دیگری برای شنیدن سخنانش کوچ کردند. مخالفت او با آموزه عصمت پاپی نقطه آغاز در جداییاش از کلیسای کاتولیک بود و البته مناسبات او بعدها و در همین اواخر کمی بهتر شد که نمونه‌اش دعوت پاپ راتسنیگر، سخت‌ترین مخالف او، از او در محل اقامت پاپی بود که با شرط نپرداختن به مباحث الهیاتی در گفتوگوهای طرفینی برگزار شد.

مخالفت دکتر کونگ با آموزه عصمت پاپی در کتاب معروف«معصوم؟ یک تحقیق» (1970) منجر به برکناری وی از مقام کشیشی و سلب کرسی رسمی مدرسی الهیات کاتولیکی شد.

در سال 1982 هانس کونگ سلسله سخنرانیهایی در دانشگاه توبینگن ارائه کرد که دانشگاه مذکور آن را با عنوان "گفتوگوهای مسیحی ـ‌ اسلامی" منتشر کرد. سخن اصلی هانس کونگ که در هر سه کتاب به عنوان راهنمای پژوهش مطرح شده است، این است: «بدون صلح در میان ادیان صلحی در میان ملتها تحقق پیدا نمی‌کند. بدون گفتوگوی میان ادیان صلحی در بین ادیان اتفاق نمیافتد. بدون پژوهش درباره مبانی ادیان گفتوگویی در میان ادیان برقرار نمیشود.»

دکتر کونگ در سالهای اخیر نظریه «اخلاقی جهانی» را مطرح کرد که به گفته او همه ادیان میتوانند آن را تأیید کنند. پارلمان ادیان جهان در سال 1993 پیشنهادات وی، ازجمله نظم اقتصادی عادلانهتر و پیروی جهانی از قاعده طلایی را تأیید کرد. وی دو سال بعد بنیاد اخلاق جهانی، سازمان تحقیقاتی و آموزشی در دانشگاه توبینگن را تأسیس و هدایت کرد که هدف آن ترویج ارزشهای اخلاقی در سراسر جهان و تقویت گفتوگو بین ادیان و فرهنگها است و به دلیل همین نظرات و نگرشهای بدیع بود که بعضی از متفکران کاتولیک، او را تاثیرگذارترین الهیدان مسیحی دانستند که دیگر تکرار نخواهد شد.


جان آگه با #فرهیختگان
نویسنده سرشناس و اسلام‌شناس ۸۶ ساله بازداشت شد

یک رسانه‌ حقوق بشری خبر داد که مصطفی حسینی طباطبایی، نویسنده و اسلام‌شناس، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده است.
به گزارش هرانا، ماموران امنیتی در زمان بازداشت حسینی طباطبایی اقدام به بازرسی منزل او کرده و برخی از لوازم شخصی و الکترونیکی او از جمله تلفن‌های همراه، کامپیوتر شخصی، آرشیو درس‌ها و جلسات او را ضبط کرده و با خود برده‌اند. درباره علت بازداشت، وضعیت و محل نگهداری فعلی او تاکنون گزارشی منتشر نشده است. خانواده این نویسنده ۸۶ ساله با توجه به بیماری و کهولت سن، درباره وضعیت فعلی او ابراز نگرانی کرده‌اند. حسینی طباطبایی که به دلیل دیدگاه‌های خاص مذهبی پیش از نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

لینک خبر در بهارنیوز
https://www.baharnews.ir/news/265054


جان آگه با #فرهیختگان
به مناسبت اولین سالگرد استاد رضا بابایی

محمد مهتاب، وجدان بیدار و اندیشۀ پویای ما در زیر خاک قرون است. او به دنیا نیامد و در جایی درنگذشت و هرگز پا به شهر و دیار ما نگذاشت؛ اما همیشه با ما بود؛ خاصه آنگاه که از غار تعصب بیرون می‌آمدیم و چشم در چشم حقیقت می‌دوختیم.
مهتاب، نوری است که در شب تاریک می‌درخشد و مگر تاریخ ما جز تاریک‌زار افسونگری‌ها بوده است؟ او افسانه است اما کسی را افسون نمی‌کند. او سخنی نمی‌گوید که در پس آن حکمتی نهفته است؛ بلکه حکمت‌های دروغین را از پردۀ عادات فکری ما بیرون می‌آورد و پیش روی ما می‌گذارد و سپس ما را لختی با آن رها می‌کند تا بیشتر بیندیشیم. حکایت‌های او گفت‌وگوی وجدان ما با ما است؛ نه بیشتر.
جای محمد مهتاب در میان ما خالی بود و من کوشیدم این جای خالی را به نیروی خیال و نثر کهن پر کنم. توفیق‌مند بودم یا نه مهم نیست؛ مهم آن است که کوشش بیهوده به از خفتگی است.

رضا بابایی


چنین گفت مهتاب

تاج ‌الدین خوارزمی می‌گوید: در سفر حجاز، خواجه محمد مهتاب را در کاروان‌سرایی دیدم که در گوشه‌ای نشسته است و با خویش سخن می‌گوید و تبسمی ملیح بر صورت دارد. چون نزدیک او شدم، بخندید و بگفت: به‌هنگام آمدی. گفتم: آمدم تا سلام و تحیت گویم. گفت: نه. تو را خدا فرستاده است تا من به تو پردازم و گریبان او رها کنم. گفتم: معاذ الله! خدا را گریبان نیست؛ اما بگو ماجرا چیست؟ گفت: از آن هنگام که از نیشابور بیرون آمده‌ام تا اکنون که مرا در این گوشه می‌بینی، پیوسته می‌اندیشم که در مسجد الحرام از خدا چه خواهم که در آخرت گریبان مرا رها کند. ساعتی پیش بر خاطرم گذشت که اینک من گریبان او گیرم و رها نکنم مگر آنکه عهد کند که در روز رستاخیز بر من نگیرد. گفتم گریبان خدا چگونه گرفتی؟ گفت: از او سؤالی کردم که پاسخ آن سخت‌تر از رها کردن من در قیامت است. گفتمش خدایا مگر تو خود در قرآن نگفته‌ای که راست‌گویان را دوست داری و در قیامت ایشان را بهره‌ می‌رسانی؟ گفت آری، من گفته‌ام و رستگاری آنان بر ذمۀ من است. گفتم پس بر تو است که همسایۀ مرا در نیشابور که منکر تو است و از صبح تا شام در خانه و بازار بر طبل کفر می‌کوبد و در شیپور انکار می‌دمد، در بهشت جای دهی، زیرا او در انکار تو راست‌گو است و آنچه می‌گوید، راست و درست می‌پندارد. ای رفیق خوارزمی، اکنون خدا اگر او را به بهشت برد، انکار را با ایمان برابر نهاده است و اگر به دوزخ فرستد، با وعدۀ هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ چه کند؟ و اگر گاه باشد که کفر با ایمان پهلو زند، مؤمن چرا دعوی برتری کند؟ پس اکنون خدا تو را به سوی من فرستاد تا گریبان خویش از دست من بیرون آورد. به‌طعنه گفتم ای خواجه، اگر چنین است که تو می‌گویی، پس برخیز و سفر نجد رها کن و به نیشابور بازگرد تا همسایۀ کافر را مژدۀ رستگاری دهی. مهتاب برخاست و گفت: هرگز! بندگان را نرسد که به یک‌دیگر وعدۀ سعادت فروشند یا بیم شقاوت دهند.

رضا بابایی
۱۳۹۷/۷/۱۶


جان آگه با #فرهیختگان
شکست در نتیجه و استواری در اصول و تلاش

تقی رحمانی

♦️داستان تلخی است چرا که ما شکست خوردیم،ان که ما را شکست داد پیروز شد اما خود هم موفق نشد.

♦️داستان اصلاحات و کنش انتخاباتی است. به خصوص بعد از سرکوب جنبش سبز از سال 1388 در سال 1392 و 94 و 96 برای این که راست را عقب بزنیم و امید در جامعه را زنده کنیم در انتخابات شرکت کردیم. اما نتیجه را واگذار کردیم.

♦️اقای خامنه ای همه راشکست داد، اما موفق نشد. ولی در این میان نباید فراموش کرد که دولت روحانی و اصلاح طلبان دوم خردادی نقش بس منفی بازی کردند و برسر پیمان خود نمانند.

♦️اما غفلت امثال ما این بود که در موضع گیری و حمایت از اصلاح طلبان دوم خردادی منافع اقتصادی اصلاح طلبان را ندیدیم.اصلاح طلبان با رای مردم به قدرت بازگشتند با حمایت امثال م.م ها و دانشجویان و نهاد های جامعه مدنی به ثروت رسیدن اما زمانی که قرار شد میان ثروت و پیمان خود با مردم یکی را انتخاب کنند با این نگاه که نباید از نظام بیرون رویم و مانند نهضت آزادی شویم .ثروت را انتخاب کردند.

♦️امروز دیگر اصلاح طلبان را سودای سر پیمان بودن نیست الویتشان چبز دیگری شده است.ماندن در نظام حتی در سطح پائین برای آنان مهم است چرا که حفظ منافع شان مهم است ما این ویژگی را درک نمی کردیم.چرا که محاسبه اصلاح طلبی ما نه نظام الویت داشت بلکه ایران مهم بود نه منافع اقتصادی داشتیم نه موقعیتی در نظام و نه به ولایت فقیه باور داشتیم. فرق است میان آن فعال ستادی که برای پست مقام در انتخابات شرکت می کند با امثال من و مائی که بعد از انتخابات دستگیر می شویم اگر شغلی هم برای نان شب داریم بیکار.

متن کامل در instant view
http://bit.ly/3dKgfgB

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
در پی درگذشت وینسنت برومر، متاله مسیحی و از محققان برجسته دین شناسی و گفتگوهای بین الادیانی،فهیمه موسوی نژاد و سید محمد علی ابطحی، رییس موسسه گفتگوی ادیان پیام تسلیتی منتشر کردند.

پیام تسلیت موسسه گفتگوی ادیان برای درگذشت وینسنت برومر، دین شناس و الهیات دان


. متن این پیام به شرح زیر است:

◼️وینسنت برومر، فیلسوف، متاله و دین شناس برجسته که در ۳۰ دسامبر ۱۹۳۲ میلادی در «اشتلن بوش» افریقای جنوبی به دنیا آمد در 30 مارس 2021 دیده از جهان فروبست. از این الهیات دان مسیحی در زمینه مفهوم عشق در ادیان و رابطه عاشقانه انسان و خداوند تحقیقات و آثار ارزشمندی به جا مانده است.
وی از سال 1951 به تحصیل الهیات پرداخت. برومر مدرك كارشناسی ارشد در فلسفه خود را از دانشگاه اشتلن بوش دریافت كرد. سپس به دانشگاه هاروارد رفت و دوره كارشناسی ارشد الهیات را طی كرد، بین سال‌های ۶۱-۱۹۵۷ دكترای الهیات در فلسفه دین را از دانشگاه اوترخت دریافت كرد و در نهایت در سال ۱۹۶۱ دانشجوی تحقیق بعد از دكتری در فلسفه دین شد.

از استاد برومر بیش از هشتاد مقاله به زبان‌های انگلیسی، هلندی و آلمانی در مجلات كلامی و فلسفی به چاپ رسیده است كه از این میان می‌توان به «اندیشیدن استعاری و الهیات نظاموار»، «خدا و وصال عشق»، «به سوی مفهومی عقلی از محبت یا عشق»، «طبیعت محبت یا عشق الهی»، «ویتگنشتاین و طرح آنسلمی» و «سه راه توجیه كردن اعتقاد دینی» اشاره كرد.
از وی چندین کتاب نیز به زبان فارسی ترجمه شده است از جمله "الگوی عشق،پژوهشی در الهیات فلسفی".
استاد برومر در چندین همایش بین الادیانی در موسسه گفتگوی ادیان نیز شرکت کرده بود.
موسسه گفتگوی ادیان فقدان این دانشمند برجسته در زمینه گفتگوی ادیان را تسلیت میگوید. رحمت خداوند نثار روح او باد

فهیمه موسوی نژاد
سید محمد علی ابطحی، رییس موسسه گفتگوی ادیان.


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
هفته گذشته نوشتارِ « درباره مسئله مسلمانان اویغور چین»، نوشته مهدی فرمانیان را در سایت وزینِ « دین آنلاین» خواندم و خرسند شدم. دستان نویسنده محترمِ مقاله را از راه دور به نشانه احترام و قدردانی، به گرمی می فشارم. کمتر دیده ام کسی در کسوت روحانی، به ظلم عیانی که در حقّ جمعیت مسلمانِ ساکن چین می رود ، بانگ بر آورد و به صراحت اعتراض کند. از مراجع تقلیدی چون ناصر مکارم شیرازی و حسین نوری همدانی که سالهاست چشم های خود را بر ظلم های جاری و عیان بسته اند و جریده می روند که « گذرگاه عافیت تنگ است» گرفته، تا روحانیونی که هر سال در سوگ امام حسین و یارانش می گریند و می گریانند؛ اما نسبت به ظلمی که بر هموطنان و انسانهای گوشت و پوست دارِ پیرامونی می رود، هیچ نمی گویند و سکوت پیشه کرده اند. حقیقتا بزرگانی چون مرحوم احمد قابل و مرحوم حسینعلیِ منتظری، فخر حوزه علمیه بودند؛ خورشید سوارانی که رنج خود و راحت یاران را طلبیدند و نامی نیک از خویش بر جای نهادند.
در بخشی از مقاله ی مهدی فرمانیان آمده : « رفتار چینی ها با مسلمانان اویغور به شدت ظالمانه و سرکوبگرانه است و عموم مسلمانان در این منطقه به شدت تحت فشار هستند...حدود یک میلیون مسلمان اویغوری در اردوگاه های تحت نظارت دولت چین هستند. از دیدگاه دولت چین، ارودگاه های آموزش اجباری برای جلوگیری از گرایش جوانان اویغور به گروه‌های افراطی است. وظیفه اصلی اردوگاهها، آموزش زبان چینی، قوانین چین و حقوق شهروندی چین است. دولت چین ادعا می‌کند که این اردوگاه‌ها مراکز «آموزش فنی» هستند که برای جلوگیری از گسترش تروریسم ایجاد شده‌اند،‌ اما به نظر می رسد دولت چین به دنبال تغییر هویت زبانی و قومیتی اویغورهاست.»

اسباب تاسف است که دولت چین، به گواهی منابع موثق و معتبر، رفتار ظالمانه و سرکوبگرانه ای با یک میلیون مسلمانِ ساکنِ استان سین کیانگ پیشه کرده است. اعتراض به این ظلم آشکار، وظیفه انسانی، اخلاقی و دینیِ است. در مقالاتی که طی چند سال گذشته درباب نسبت میان فقاهت، دیانت و اخلاق نوشته و مقولات و موضوعاتی چون حجاب، ارتداد، مباهته، سنگسار... را بررسیده و به بحث گذاشته ام، با تمسک به مفهوم « الیناسیون دینی»، استدلال کرده و توضیح داده ام که دین منعزل از اخلاق، مصداقی نوین از « الیناسیون» و از خود بیگانگی است. اگر مارکس از « الیناسیون فرهنگی» سخن می گفت، بر همان سیاق می توان از « الیناسیون دینی» سخن گفت و دین بریده از اخلاق را فرو نهاد و به کناری نهاد، که « کافرم من گر از این شیوه تو ایمان داری».

تلاش روشمند برای تغییرِ هویت زبانی و قومیتیِ اویغورها، مسلمانانِ ساکن چین، آشکارا امری ظالمانه و غیر اخلاقی است و تحت هر لوایی و به هر بهانه ای صورت بگیرد، ناموجه است.

به سهمِ خُرد خویش و به عنوان عضوی از خانواده نواندیشی دینی، این اقدام دل آزار و انسان ستیز را محکوم می کنم


سروش دباغ


#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
شبکه‌سازی و آینده ایران!

محمود سریع‌القلم

✍️ چرا روزنامۀ نیویورک تایمز بیش از ۱۳۰میلیون نفر خواننده و ۵ میلیون نفر مشترک دارد؟ یک علت در میان علل مختلف به نظر مهمتر است: چون خبرنگارانی که برای نیویورک تایمز می‌نویسند "شبکه داخلی و جهانی" دارند. فقط این نیست که خبرنگاران نیویورک‌تایمز، اطلاعات (Database) دارند، کمااینکه بسیاری دیگر به آنها دسترسی دارند، بلکه به شبکه‌ای (Networking) از افراد مرتبط هستند که Data را تفسیر می‌کنند.

✍️ یکبار یک خبرنگار نیویورک‌تایمز به این نویسنده گفت: به فاصله ۴۸ ساعت وارد هر کشوری بشوم، می‌توانم با ده نفر اول سیاسی و فکری آن کشور مصاحبه و ملاقات کنم. سپس جوهر این مصاحبه‌ها را استخراج می‌کنم و با Data مخلوط می‌کنم و ده‌ها میلیون نفر آن مطلب را می‌خوانند و در تصمیم‌گیری‌های خود استفاده می‌کنند.

✍️ بنابراین، خبرنگاری که شبکه‌ای ندارد و میان ذهن خود و برداشت خود با ده‌ها ذهن دیگر ارتباط برقرار نمی‌کند، سخنانش در حد تحریریه باقی می‌ماند.

✍️ خبرنگاران را می‌توانیم به گروه‌های دیگر تعمیم دهیم: کارآفرینان، سیاستمداران، نویسندگان، اساتید دانشگاه، دانشجویان و گروه‌های حرفه‌ای دیگر.

✍️ اگر تولیدکننده‌ای با هم‌قطاران داخلی و خارجی خود تبادل اطلاعات و تحلیل نکند، طبعا در محیطِ محدودتری تصمیم‌سازی خواهد کرد.

✍️ اگر نویسنده و یک دانشگاهی صرفا در خلوتِ ذهن خود، نظریه بنویسد بدون آنکه مَحّک بیرون از ذهن بخورد، در دایره‌ای با شعاع محدود قرار خواهد گرفت و کارآمدی نخواهد داشت. شعاعِ دایرۀ تعامل و معاشرت، سرنوشت افراد، بنگاه‌ها، سیستم‌ها و حکومت‌ها را تعیین می‌کند.

✍️ کسانی که کتاب‌های جدید نمی‌خوانند، سفر نمی‌کنند، مشاهده نمی‌کنند، دیالوگ ندارند و با طیفی از شبکه‌ها در تعامل نیستند، چگونه می‌توانند کارآفرینان، نویسندگان، سیاستمداران و خبرنگاران نوآور و خلاقی باشند؟

✍️ دلیل شکستِ برجام این بوده و هست که کشور در شبکه نیست. برجام نتیجه تعجیل دو رییس‌جمهور بدون شبکه‌سازی بود.

✍️ یک رییس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند از معاهده نفتا (قرارداد تجاری آمریکا با کانادا و مکزیک) خارج شود؛ چون ۸۹ نفر در سنای آمریکا آن را تایید کرده‌اند.

✍️ چرا سنگاپور با جمعیتِ پنج میلیونی می‌تواند میلیاردها دلار سرمایه جذب کند؟ چون در شبکه است. چرا کره‌جنوبی میلیون‌ها دلار برای لابی خرج می‌کند؟ چون می‌خواهد در شبکه باشد.

✍️ چرا معمولا در اروپا، دانشجویان لیسانس، یک سال از چهار سال دوران تحصیل را در کشور دیگری درس می‌خوانند؟

✍️ چرا بنگاه‌های اقتصادی دائما افراد مختلف را به جلسات هیات مدیره و حتی کارمندان خود دعوت می‌کنند تا در "معرض" سخنان و تفاسیر جدید قرار گیرند؟

✍️ چرا یک استاد دانشگاه باید در یک شبکۀ جهانی باشد تا بتواند نوآور باشد؟ چرا یک نمایندۀ مجلس باید در طول یک روز با نمایندگان ده‌ها کشور در تماس باشد تا در جریان تحولات منطقه‌ای و جهانی باشد؟ چرا افراد امنیتی و نظامی باید با هم‌قطاران خود حداقل در ۲۰-۳۰ کشور تماس دائمی داشته باشند تا Data را دقیق تجزیه و تحلیل کنند و گرفتار بسته شدن زودهنگام تحلیل نشوند؟

✍️ تصمیم‌سازی نیازمند شبکه‌سازی است. تصمیم‌سازی‌های مهم‌تر، شبکه‌های وسیع‌تر و پیچیده‌تر می‌طلبد. بودنِ در شبکه‌ها حتی پی‌آمدهای مثبتِ اخلاقی دارد؛ زیرا افراد متوجه می‌شوند از آنها باهوش‌تر و مطلع‌تر و دقیق‌تر هم وجود دارد و از دایره بسته خودخواهی، خودمحوری، خودحق‌پنداری و خودبزرگ‌پنداری خارج می‌شوند.

✍️ پیامدهای ایزوله بودن جامعه ما از جهان، خود را در ۵ تا ۱۰سال آینده نشان خواهد داد: وقتی یک دانشجو، نویسنده، دانشگاهی، صنعت‌گر، پزشک، سیاستمدار، کشاورز و کارآفرین سال‌ها صرفا در مدارها و شبکه‌های محدود فکر کرده، تعامل کرده و تصمیم گرفته است، نوآوری او به حداقل خواهد رسید. شبکه‌های اجتماعی(Social Media) جایگزینی برای دیدن، شنیدن، صحبت کردن و شنیدنِ انتقاد نیستند.

✍️ اگر اهمیتِ اقتصاد بین‌الملل را دقیق و از طریق تعامل و شبکه‌های جهانی متوجه بودیم، به احتمال زیاد در اقتصاد همسایۀ نزدیک خود در ۲۵۰ کیلومتری سرمایه‌گذاری می‌کردیم تا اینکه وقت و منابع مالی‌مان را ۱۳۹۰۰کیلومتر آن طرف دنیا با بولیوی، کوبا و ونزوئلا، که سه کشور ورشکسته سیاسی و اقتصادی هستند و به فقر و فساد معروف هستند، صرف می‌کردیم ...

متن کامل مقاله را در Instant view بخوانید:

https://telegra.ph/شبکه‌سازی-و-آینده-ایران-04-05



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
مدير روابط عمومی وزارت ارتباطات:
اختلال در کلاب‌هاوس عادی نیست، بحث فیلترینگ حتی مطرح هم نشده


🔹 اختلال کلاب‌هاوس در شبکه همراه اول، ایرانسل و مخابرات ایران به ما گزارش شده و بررسی‌ها حاکی از صحت گزارش‌ها دارد.

🔹 تا الان می‌توانم این‌گونه بگویم که ادامه این اختلال‌ها عادی نیست.

🔹 فیلترینگ این شبکه اجتماعی در کارگروه تعیین مصادیق حتی مطرح هم نشده و تا کنون از صدور حکم قضایی هم در این باره اطلاعی نداریم و چنین حکمی نیز به وزارت ارتباطات واصل نشده است.

🔹 اپراتورهای مذکور دریافت حکم یا اختلال عمدی را رد می‌کنند در حالی که شواهد حاکی از وجود اختلالی جدی است.

.جان آگه با #فرهیختگان
"گاندو" و احمدی‌نژاد، پیروز انتخابات ۱۴۰۰؟

محمد مهاجری

🔹گاندو" فقط نام یک حیوان وحشی درنده نیست. اسم یک سریال بی شخصیت هم نیست. سازنده اش هم یک شبکه تلویزیونی مفلوک نیست. سازمان صداوسیمای بی اراده هم نیست. حتی موسسه سینمایی اوج (که به فرموده عمل می کند) هم نیست.

🔹"گاندو" مال تاریخ روزگار ما نیست. عمرش بس دراز است. حیوانی است زشت، بدخو و حیله گر و معرف آدمهایی مسخ شده که برای زنده ماندن به این و آن حمله می برند.

🔹نمونه دوپای گاندو هم مثل نمونه خزنده‌اش از دیرباز وجود داشته و در روزگار ما درخشیده است. چگونه؟ روشن است. او با دُم قدرتمندش به اعتماد مردمان حمله کرده و با آرواره‌های محکمش آن را خُرد کرده است. هر کس یا هر چیزی که می توانسته به سرمایه اجتماعی کشورمان تبدیل شود، هدف شکار گاندو است. نمونه برای آن بسیار است و به عنوان نمونه بسنده می کنم به روش گاندو منشانه محمود احمدی نژاد که برای رای آوردن در سالهای ۸۴و۸۸ به اعتماد مردم حمله کرد.

🔹گاندو آنگونه که زیست‌شناسان می گویند جانوری است حیله گر. گاندوصفتان را هم ما همینطوری دیده ایم. کمتر سرمایه اجتماعی از دست گاندوها در امان مانده. در یکی دوسال اول انقلاب، گاندو به هرکسی خوشش نمی آمد می گفت "لیبرال". مهدی بازرگان با همین حربه ضربه فنی شد. بعد از مدتی گاندو به شهید بهشتی حمله کرد و او را "سرمایه دار" خواند. پیش از آن "شهید مطهری " را هم با حیله "مرتجع" خواندن از سر راه برداشت.

🔹همین طور بیایید جلو تا به روزگار خودمان برسیم. نگاه کنید به همه آنهایی که در حوزه سیاست، مذهب، فرهنگ و هنر و موضوعات اجتماعی، محبوب مردم بوده‌اند و حرفشان شنیده می شده است. نه اینکه همه آنها معصوم بوده‌اند و بی اشتباه، نه؛ اما با همه اشتباهات‌شان برای عده ای مرجع بوده اند؛ وقتی از مردم خواسته‌ای داشتند برآورده می‌شد. در بزنگاه‌های سیاسی و اجتماعی نقش ایفا می کردند و ... .

🔹گاندوهای حیله گر، چپ و راست هم برایشان فرق نمی کرد. محمد خاتمی و میرحسین موسوی همانقدر برایشان طعمه لذیذی بود که ناطق نوری و علی لاریجانی و محمدجواد ظریف و حتی شجریان که ربنایش تنها و تنها آوایی است که سر سفره افطار به دل می‌نشست و می‌نشیند.

🔹خودتان بشمارید فراوان طعمه های گاندو را که بیانش در این کوتاه نمی گنجد و امروز همه‌شان ، یا به کلی نابود شده اند یا با تنی رنجور و مجروح، کار زیادی از دست‌شان برنمی آید. حتی سلبیریتی‌های حوزه سینما و موسیقی و ... .

🔹بلنداقبالی چون شهید سلیمانی هم از آرواره گاندو در امان نمانده و این روزها سند متهم کردن او بر در و دیوار فضای مجازی از سوی باند گاندویی معجزه هزاره سوم نصب شده و شوربختانه حدس اینکه نوبت این سرنوشت بعدها به چه کسانی خواهد رسید اصلا دشوار نیست.

🔹و ۱۴۰۰ اوج پیروزی "گاندو" است. او همه را تارانده و جنبنده ای که بتوان به آن اعتماد کرد باقی نگذاشته. و ما کاسه "چه کنم" دست گرفته ایم تا در این وانفسای بی اعتمادی، از مردم بخواهیم جان مادرتان بیایید پای صندوق رای. اگر نه همه تان لااقل ۷۰ درصدتان. ۶۰ درصدتان. ۵۰ درصدتان.

🔹و آنچه در پاسخ می بینیم، پوزخند است و آنچه می شنویم این جمله است: رای؟ به کی؟ به چی؟

🔹و "گاندو" این گونه پیروز شده است و احمدی‌نژاد، هم.



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نورستان زیبا و رنگین و شاد؛ شرق افغانستان. زبان‌ مردم نورستان نورستانی و پشه‌ای است؛ از خانواده‌ی زبان‌های هندوایرانی. رقص و آواز نورستانی‌ها منحصربه‌فرد است. همین‌طور هنر باستانی‌شان، کنده‌کاری‌ روی چوب. دره‌هایی پر درخت ولسوالی‌های نورستان را از همدیگر جدا می‌کند. همسایه‌ی ولایت‌های بدخشان و پنج‌شیر.

علی عبدی


جان آگه با #فرهیختگان
مهراب صادق نیا:
اینجا قم است، شهرک قدس. جایی که ده‌ها مسئول بلندپايه مملکتی خانه دارند! این عکس را (جمعه بیستم فروردین هزار و چهارصد) گرفتم. خانم جوانی که گاری ضایعات هل می داد، شرمنده اش شدم. کشوری که می خواهد ایدئولوژی خود را به جهان تحمیل کند، نباید زنان جوانش این گونه به دنبال لقمه ای نان خود را در معرض هزاران تهدید و تحقیر قرار دهند. راه های آسمان بسته است، وقتی زمین در حسرت جرعه ای آب له له می زند.



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی