فرهیختگان
12.8K subscribers
18.3K photos
9.74K videos
1.55K files
48K links
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفت‌وگو و خرد آغاز می‌شود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..

۰امام علی(ع):
«شجاع‌تر از خردمند، کسی نیست.»


ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin


گفت‌وگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup
Download Telegram
اصلاح اندیشه اسلامی.pdf
180 KB
تلخیص کتاب
اصلاح اندیشه اسلامی(1)

نویسنده:نصر حامد ابوزید
مترجم :یاسر میردامادی

نوع تلخیص:نقشه ذهنی

میزان تلخیص:صفحات 1تا 50

مباحث مطرح شده

-پرسش اصلی این پژوهش از این قرار است
تا چه حد متفکران آزاد اندیش و اصلاحگرا درگیر نوسازی راستینِ اندیشه اسلامی هستند؟ آیا آ نها موفق شده اند تصویر منفیِ ارائه شده از غرب توسط سلفیها را به چالش بکشند

-اروپا هم دشمنی بود که باید با آن جنگید و هم استادی بود که باید از آن آموخت

-پیوند سنت با حکمت صوفیانه، ویژگی نوعیِ اسلام هندی است، و اینجا جایی است که دو مخالف شدید، سرآخر، با یکدیگر سازگار میشوند:
یکی ابن عربی، نماینده حکمت صوفیانه و دیگری ابن تیمیه

-در هند شاه ولی الله دهلوی پدر «احیاگری » اسلامی به شمار می آید

-رفاعه رافع طهطاوی اهل مصر و احمد فاریاس شدیاق اهل سوریه نخستین روشنفکران عرب بودند که به جهان مدرن غربی سفر کردند و مستقیما از این جهان گزارش کردند.
-در نظر سر سید احمد خان هندی لازم بود که تفسیر قرآن را از سنت رها ساخت، در عوض، اصول «عقل » و «طبیعت » را جایگزین آن ساخت.


#فرهیختگان
فرهیختگان
اصلاح اندیشه اسلامی.pdf
نشست برخطِ بی‌سابقه حدیث‌پژوهی

راوی : کاربران علاقمند به حیطه‌های مرتبط با مطالعات اسلامی، گفتگوی مجازی آیت‌الله سید احمد مددی؛ استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم با دو تن از اساتید برجسته غربی؛ پروفسور رابرت گلیو (استاد دانشگاه اگزتر) و پروفسور اندرو نیومن (استاد دانشگاه ادینبرا) را شاهد بودند.

در این وبینار که به همت کالج اسلامی لندن برگزار شد، مباحثه‌ای درباره نظریه «تحلیل فهرستی» رقم خورد که استاد حوزه قم به ارائه نظرات خود پرداخت و پس از آن، آکادمسین‌ها مستقیماً پاسخ سؤالات خود را از ایشان جویا شدند.

در ابتدای گفتگو، آیت‌الله مددی با توضیح درباره برخی مصطلحات علم‌الحدیث و تاریخ تدوین حدیث در اسلام و به ویژه در تشیع، گریزی به دو رهیافت مهم در حدیث‌پژوهی یعنی تحلیل رجالی و تحلیل فهرستی زد. به نظر ایشان، تحلیل رجالی به بررسی وضعیت دقیق وثاقت و ضعف راویان واقع در سلسله اسانید روایات می‌پردازد. به عنوان مکمل رهیافت نخست، تحلیل فهرستی می‌تواند اطلاعات بیشتری از شیوه‌های اعتبارسنجی نزد محدثان امامیه را در اختیار ما قرار دهد. در تحلیل فهرستی با شواهدی از مصادر متقدم در رجال و فهرست همچون رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی، بیان می‌شود که قدمای اصحاب بیش از آنکه به یک روایت و وضعیت رجالی راویان آن توجه کنند، اعتبار کتاب برایشان حائز اهمیت بوده است؛ بنابراین اگر به روایتی هرچند با سندی غیرمعتبر التفات به خرج می‌دادند، از اعتبار کتاب نشأت می‌گیرد.

آیت‌الله مددی بر این باور است که نادیده گرفتن موازین اعتبار میراث حدیثی شیعه بر اساس مطالعه فهرستی و کتابشناختی سبب شد تا با پای‌گیری مکتب حله، بررسی رجالی جانشین روش مکمل خود شود و نظریه حجیت تعبدی خبر نیز تدریجاً استقرار یافت. آقای مددی به بحث اجازات کتب نیز پرداخت و اظهار داشت تمرکز بر مسأله کتاب‌های دارای نسخه‌های متعدد، ما را با برخی راویان آن کتاب‌ها همچون ابوسمینه محمد بن علی صیرفی آشنا می‌کند که ای‌بسا به لحاظ رجالی کنار نهاده می‌شوند، اما این کتاب را نقل کرده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد این راویان، صرفاً یک نقل‌کننده‌اند و دخل و تصرفی در کتاب نداشته‌اند. نتیجه آنکه مطالعه در سطح داده‌های رجالی بر پایه اکتفا به ثقه یا ضعیف بودن راویان، نمی‌تواند نمونه پیشین را توجیه کند. افزون بر آنکه توانایی تاریخ‌گذاری احادیث، کتاب‌ها و اجازات را می‌توان در سنت فهرستی جستجو کرد. این استاد حوزه البته تأکید کرد که ایده تحلیل فهرستی مورد توجه عالمان و محققان گذشته نیز قرار داشته است، اما در اینجا نظریه با شواهد و مباحث فراوان پخته‌تر شده و انسجام نسبی یافته است که با تعابیر مختص آقای مددی به نوعی این بحث را از ابداعات ایشان می‌توان تلقی کرد.

پس از سخنان آیت‌الله مددی، پروفسور گلیو با قدردانی از حضور ایشان نخستین پرسش را درباره ظرفیت‌های واقعی کاربست تحلیل فهرستی در مطالعه احادیث امامیه مطرح کرد. برای او مبهم بود که چگونه می‌توان با این رویکرد، تشخیص داد که شیخ کلینی در تدوین کتاب الکافی دقیقاً از چه مصادر و منابعی استفاده کرده است. آقای مددی در پاسخ مؤکدا اذعان داشت که امروز دانش ما از تاریخ حدیث و مشخصات کتابشناختی مکتوبات حدیثی با همه محدودیت‌های جبران‌ناپذیر توسعه یافته است. در ضمن این رویکرد خود را از تحلیل رجالی و حتی سایر مطالعات بی‌نیاز نمی‌داند و نمی‌توان تصور کرد با همنشینی رجال و فهرست، تمام مشکلات و ابهامات حدیث مرتفع خواهد شد. همچنین آیت‌‌الله مددی تفکیک میان نگاه مورخ و نگاه فقیه در نظر گلیو را با تمایز میان رویکرد واقع‌گرایانه و حجیت‌گرایانه بازتعریف کرد و تذکر داد که تحلیل فهرستی این استعداد را دارد که فقه به کشف واقعیات تاریخی درباره روندها و رویه‌های اعتبارسنجی حدیث دست یابد. به عبارت دیگر ایشان ادعا کرد با استفاده از این قبیل ابزارها ما می‌توانیم تشخیص دهیم که در ذهن عالمان متقدم امامی همچون شیخ طوسی چه استنباطات و شیوه‌هایی وجود داشته است.

به هر حال وبینار امشب که دو ساعت و نیم طول کشید، هرچند از مسائل کلی فراتر نرفت، ولی تجربه تبادل اطلاعات و دانش به ویژه با ایجاد تعامل سازنده میان پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی می‌تواند فرصت بحث‌های بعدی در دانش‌های فقه، حدیث و کلام را فراهم سازد.

#فرهیختگان
چرا اپوزیسیون نمی‌خواهد پیروز شود؟

ابراهیم نبوی

طنز
▫️البته زبانم لال اینطور نیست و اپوزیسیون احتمال دارد پس از سقوط جمهوری اسلامی و بعد از اینکه حاضر شد دل از خانه و زندگی از لندن و پاریس و نیویورک و لوس‌آنجلس بکند، به ایران برگردد و قدرت را- اگر قدرتی باقی مانده باشد- در اختیار بگیرد. اما در حال حاضر، یعنی در همین امروز علت اینکه اپوزیسیون نمی‌تواند شاید هم اصلا نمی‌خواهد بر حکومت چیره شود، خدمت مخاطبان عزیز عرض می‌شود:

یک. اپوزیسیون جمهوری اسلامی یا سلطنت‌طلب است، یا جمهوری‌خواه است یا ملی-مذهبی است، یا سکولار است، یا برانداز است یا اصلاح‌طلب است یا ملی‌گراست یا طرفدار فدرالیسم است یا چپ است یا مجاهد است یا همین‌جوری است.
سلطنت‌طلبان با جمهوری‌خواهان می‌جنگند، سکولارها با ملی-مذهبی‌ها مجادله می‌کنند، ملی‌گراها خشتک طرفداران فدرالیسم و جدایی‌طلبان را به سرشان می‌کشند، مجاهدین با همه دشمن و همه با مجاهدین مجادله می‌کنند، براندازان و بقیه گروه‌ها با اصلاح‌طلبان می‌جنگند و اصلاح‌طلبان با بقیه، در نتیجه جمهوری اسلامی نه تحت فشار اپوزیسیون است و نه اپوزیسیون کاری به خود حکومت دارد، در نتیجه حکومت باقی می‌ماند.

دو. اپوزیسیون بودن یک شغل است و عده‌ای از طریق آن درآمد دارند. آن‌ها با درآمدشان در کشورها و شهرهای مختلف خانه خریده‌اند و بچه‌های‌شان را به مدرسه فرستاده‌اند و عروس و داماد گرفته‌اند. شکست حکومت به معنی از دست دادن شغل است، آن هم در شصت هفتاد سالگی. پیروزی بر جمهوری اسلامی عملا امنیت شغلی اپوزیسیون را به خطر می‌اندازد. در واقع اگر حکومت شکست بخورد رهبران اپوزیسیون نه تنها وزیر و وکیل نمی‌شوند، بلکه شغل فعلی‌شان را هم از دست می‌دهند.

سه. تغییر حکومت از چند راه ممکن است: انقلاب، شورش، مبارزه پارلمانی، اصلاحات، مبارزه مسلحانه، مبارزه خیابانی، جنگ شهری، رفراندوم بین المللی، حمله خارجی، کودتا و برخی روش‌های دیگر که ما از آن اطلاع نداریم.

اپوزیسیون با انقلاب و مبارزه مسلحانه و جنگ شهری و حمله خارجی و کودتا یا مخالف است یا حتی اگر موافق باشد هم این کارها در حال حاضر ممکن نیست، مگر اینکه نصف حکومت‌های جهان و هشتاد درصد ملت ایران تغییر کنند. اصلاحات هم به بن بست رسیده. رفراندوم بین‌المللی هم بدون توافق با حکومت ایران عملا ممکن نیست. پس اپوزیسیون هیچ راهی برای شکست حکومت ندارد. در واقع تنها امید اپوزیسیون این است که یک کشور خارجی حکومت را شکست بدهد و وقتی حکومت را شکست داد، قدرت را بدهد دست اپوزیسیون و خودش هم همان کنار مواظب باشد که اگر دولت جدید مشکلی پیدا کرد، به او کمک کند.


جان آگه با #فرهیختگان
اصلاح دینی از منظر کدیور

کتاب اصلاح دینی: جنبشهای اصلاح دینی در کشورهای اسلامی مجموعه مصاحبه های محمد فرامرز با برخی متفکران شیعه و سنی ایران و افغانستان است. کتاب در اسفند ۱۳۹۹ در کابل منتشر شده، اما در ایران مصاحبه من به تیغ سانسور مبتلا شده است! متن کامل این مصاحبه برای نخستین بار در فضای مجازی فارسی زبان منتشر می شود.

مولفه های اصلی اصلاح دینی:
- دنبال کردن راهی برای جبران عقب ماندگی مسلمانان،
- توانمند کردن اندیشه و عمل اسلامی در دنیای متجدد،
- زدودن خرافات، رجوع به موازین کتاب و سنت به جای اسارت در بند برخی ظواهر و برداشتهای قشری،
- بها دادن بیشتر به عقلانیت و علوم بشری،
- عنایت بیشتر به موازین اخلاقی.

جنبش اصلاحی حداقل در چهار محور منشأ خدمات و برکاتی بوده است:
1. رواج تفکر انتقادی در حوزهی دین،
2. نگاه تاریخی به دین،
3. شتاب بخشیدن به روند سکولاریته،
4. مطرح کردن فهمهای گوناگون از متن واحد و قرائت پذیری دین.

جنبش اصلاح دینی حداقل در نیم قرن اخیر به دو جریان تقسیم می شود:
1. «نواندیشی دینی» (اصلاح معرفت دینی یا بهسازی)،
2. «روشنفکری دینی» (اصلاح اصل دین یا بازسازی متن دین).

من خود را متعلق به جریان نخست می دانم.

اگر رویکرد روشنفکران دینی به بلاموضوع شدن تدریجی دین، خدا، پیامبر، وحی و قرآن بیانجامد،
یعنی اگر روند تدریجی این طیف تقلیل رو به حذف دین باشد
در این صورت دیگر چه جای استفاده از پسوند «دینی» باقی میماند؟

به آینده «اصلاح معرفت دینی» یا «نواندیشی دینی» خوش بینم،
هرچند آینده مطلوبی برای رویکرد «اصلاح دین» مشهور به «روشنفکری دینی» پیش بینی نمی کنم.

جریان اخیر فعلا نوعی دئیسم (Deism) یا الهیات طبیعی است:
باور به امر متعالی و فعلا خداوند،
بدون التزام به الهیات تفسیری یا متن کتاب و سنت
یا بدون باور به شریعت و دین سازمان یافته.
بازسازی دین به نادیده گرفتن اختصاصات اسلام انجامیده است.

«نواندیشی دینی» بسیار جوان است و علیرغم سن جوان خود موفقیت و کامیابی قابل توجهی داشته است.
این جریان در میان افشار تحصیل کرده بسیار پرطرفدارتر از جریان سنتی است.

به میزان ارتقای دانش و آگاهی توده های مسلمان این رویکرد قوت بیشتری پیدا می کند.
دینداران سنتی و بنیادگرایان مسلمان در محافل آکادمیک و در میان مسلمان تحصیلکرده مطمئنا حرف آخر را نمی زنند!

نواندیشان دینی (اصلاح معرفت دینی)
ادله معتبری بر رویکرد خود دارند
و آینده جوامع مسلمان متعلق به آنهاست.

روشنفکری دینی (اصلاح اصل دین یا جریان بازسازی دین)
پلی به سوی سکولاریسم ذهنی یا فلسفی است
و دیر یا زود به همان ملحق خواهد شد.

محسن کدیور

جان آگه با #فرهیختگان
نامه عباس زریاب خویی به شاهرخ مسکوب در فروردین ۱۳۶۰

۶۰/۱/۱۰

دوست گرامی
نامه ای که از شهر “ولتر” و “رنان” به بلاد شیخان و حنبلیان زمان فرستاده بودید رسید. به قول خاقانی تحیّتی بود از خیرالبلاد و اطيبها الی شر البلاد و اوحشها. خیلی خوشحال شدم که کارتان به سامانی رسیده و مشغول شده‌اید.

خوشا به حالتان که در زبده و خلاصة بلاد عالم یعنی پاریس با زبده‌ترین اشخاص همکاری دارید. هذا هي الجنة التی کنتم بها توعدون. به قول آن هندی: اگر فردوس بر روی زمین است، همین است و همین است و همین است.

ما هم در این دوزخ روزگاری می‌گذرانیم. جسما و روحا در غربتیم. غربتی که نه غربی است و نه شرقی. مثل موجوداتی که جاذبه‌ای بر آنها وارد نیست و در فضا معلق هستند. ما نیز احساس بی‌چارگی و بی‌وزنی می‌کنیم و به فضا نرفته فضانورد شده‌ایم؛ آنچه معاش است بسته به موئی است که هر دم، دمِ تیزِ شمشیر بازسازی و پاکسازی بر سرش ایستاده است.

معادی هم که امید دهنده باشد نداریم، مانند یهود فقیر خسرالدنيا و الآخرة ذلک هو الخسران المبين. می‌گفتیم و به خود نوید می‌دادیم که در دوران تقاعد به کنجی می‌نشینیم و به گفته حافظ جز صراحی و کتاب، یار و ندیم نمی‌گیریم. اما آنچه صراحی است، شکسته است و کتاب‌ها نیز در معرض تهدید آب و آتش نشسته است.
گوشه گرفتم ز خلق و فایده‌ای نیست، گوشه چشمش بلای گوشه‌نشین است.

گاهی ندای ظریفی به گوش می‌رسد که چون سرآمد دولت ایام وصل بگذرد ایام هجران نیز هم. اما من ایام وصل نداشتم و همان ایام برای من مانند شبهای هجران تیره بود! به جهنم! سرتان را چرا درد بیاورم. روزگار همین بوده است و خواهد بود. این دم را که دوستی سلام صفایی از راه وفا فرستاده خوش بدارم و خود را به یاد دوستان باخبرِ دور، از دشمنان بی‌خبرِ نزدیک، دور سازم.

سلام به همه آن دوستان برسان و چو با حبیب نشستی و باده پیمودی، بیاد آر حریفان باده پیما را.
ایام به کام و دوران عزت مستدام بوده باشد.
قربانت


جان آگه با #فرهیختگان
SekkePod Episode 45
Mehdi Naji
اپیزود چهل‌وپنجم پادکست سکه

"نقش مطالبه‌گری در بهبود فضای اقتصاد ایران چیست؟"


مردم چه مطالباتی باید از مسئولین داشته باشند و چه موضوعاتی رو نباید مطالبه کنند؟ مطالبات نادرست از حکومت باعث بروز چه اشکلاتی می‌شود؟ مشکل اصلی اقتصاد ایران چیست که حل آن باید از سوی مردم مطالبه شود؟

مهمان: جواد صالح اصفهانی

اسپانسر:
گروه مالی‌ و مدیریت سرمایه‌گذاری شریف



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
کتاب امروز. گفتگو با مسکوب.pdf
3.7 MB
کتاب امروز
گفتگو با شاهرخ مسکوب

گفتگو‌کنندگان: مهرداد بهار، داریوش شایگان، امیرحسین جهانبگلو، ناصر پاکدامن و محمدرضا شفیعی کدکنی
پاییز ۱۳۵۱


آن جلسه‌ای که با مسکوب در «کتاب امروز» صحبت کردیم هم قبل از پاییز ۱۳۵۱ بوده است. بله، شاید در پاییز ۱۳۵۱ چاپ شده باشد. با اصرار، من را هم کشاندند و جلسهٔ خیلی خیلی خوبی بود. یادم نیست من از مرحوم مسکوب چه پرسیدم که سال‌ها بعد هر وقت من را می‌دید می‌گفت شفیعی آن سؤال تو هنوز در ذهنِ من هست و نتوانستم جوابش را پیدا کنم. الان واقعاً یادم نیست چه پرسیدم. در خانهٔ نجف [نجف دریابندری] بود. کریم امامی هم خدا بیامرزدش؛ عکس می‌گرفت. خیلی مجلهٔ آبرومندی بود‌. بچه‌های فرانکلین درمی‌آوردند.

محمدرضا شفیعی کدکنی

#فرهیختگان
سخنرانی هویت ملی و بنیادهای آن
شاهرخ مسکوب
هویت ملی و بنیادهای آن
سخنرانی شاهرخ مسکوب در ۱۳ مارس ۱۹۹۸

‌
‌#فرهیختگان
مسکوب اقلیم حضور بود.pdf
112.1 KB
نوشته داریوش شایگان در یادبود شاهرخ مسکوب

#فرهیختگان
‌
۷۲ساعت

۱. برادرانِ سپاهی! ‏مبادا ضدانقلاب بگوید این‌طور که فرمانده و معاون و مشاور و سخنگویِ سپاه، جورواجور حرف می‌زنند، همان‌طوری است که جنگ را اداره کردند!

۲.حضراتِ اخوی! آن محمّد جهان‌آرا که در خرمشهر جلوی لشکر زرهی دشمن ایستاد، خبرگزاری نداشت، روزنامه نداشت، فیلمسازی نداشت، سایبری نداشت، سودای ریاست نداشت. حتّی درجه‌ی نظامی و سلاحِ سنگین نداشت. خلوص داشت و مجاهدتِ با نفس داشت و چند رفیقِ پایِ کار. علیکم بالاخلاص و علیکم بالرفاقه.

۳. ‏دوستان فرمودید چندتا بزنند، چندتا می‌خورند؟! آن‌وقت از شهدای هسته‌ای تا طهرانی‌مقدّم و سلیمانی و فخری‌زاده، نطنز۱، نطنز۲، بمبارانِ مداومِ پایگاه‌های ن.ق در سوریه،... شما چندتا خوردید؟ و چندتا زدید؟

۴. ‏برادران فرمانده! فاو چگونه سقوط کرد؟ و چرا همه آنچه در ۸سال حاصل شده بود در کمتر از ۷۲ساعت از دست رفت؟ آیا جز این بود که به‌گاهِ حمله‌ی برق‌آسایِ دشمن ‐به جای سنگر‐ در اجلاسِ کرمانشاه بودید و در غفلتِ تقسیمِ صندلی‌های مجلس؟ و آیا امروز نیز مشابه همان فاجعه نیست؟ اسرائیل در تکرار جنایات بی‌مکافات‌اش گستاخ شده و سپاه در پی سیاست! کجا می‌روید سرداران؟ اُحُد را رها کرده و غنیمتِ جمع می‌کنید؟

۵. یاد من باشد از آن روز، از آن جاده‌ی سرد
و صدایی که چنین گفت: برادر برگرد!



حسین دهباشی


#فرهیختگان
گرامی داشت نوزدهمین سال روز درگذشت دکتر یدالله سحابی

رازگشایی از قرآن به کمک دانش‌های جدید

علی اشرف فتحی

🔹 سال ۱۳۴۶ دکتر یدالله سحابی به‌تازگی از زندان و تبعید چهار ساله رها شده بود. او که از پیشگامان دانش زمین‌شناسی در ایران بود، دغدغه سازگاری دین و دانش روز را داشت. در نخستین ماه‌های آزادی کتاب اثرگذار «خلقت انسان» را منتشر کرد و نقل محافل دینی و فکری شد. وی در مقدمه «خلقت انسان» نوشت:
«منظور ما در این کتاب، مطالعه در آیات قرآن از نظر خلقت انسان و موجودات زنده با استفاده از نتایج علمی تکاملی روز می‌باشد و همان‌طور که در مقدمه نشریه قرآن و تکامل متذکر شده‌ایم، اگر در بررسی و تفسیر آیات الهی اطلاعات و نتایج مسلمه علمی را نیز به عنوان مفتاح [:کلید] به کار ببریم، حقایق تازه‌ای از منبع پر فیض قرآن برای ما جلوه می‌کند که هم بینش ما را به گوشه‌ای از دستگاه بی‌انتهای کائنات زیادتر می‌کند و هم خضوع و ایمان ما را نسبت به آفریدگار دانا و توانای آن بیشتر و محکم‌تر می‌سازد» (ص۷ از چاپ سوم کتاب).

🔹نیمه اول این کتاب ۲۱۴ صفحه‌ای به ارائه شواهد علمی در دفاع از نظریه تکامل می‌پردازد و نیمه دوم آن نیز نگاه قرآن به خلقت انسان را بررسی کرده است. به باور دکتر سحابی نه تنها باور مرسوم ما درباره خلقت انسان متأثر از کتب غیر اسلامی است و ریشه در قرآن ندارد، بلکه «قرآن درباره سلسله موجودات ذی‌حیات، تصریحات متعددی دارد که علم امروز پس از تلاش‌ها و تجربه‌ها به همان نتیجه رسیده است»(ص۱۰).

🔹تلاش سحابی برای تفکیک اسرائیلیات از قرآن (ص۱۰۲) در کنار این‌که نسبت دادن نظریات غیر علمی از جمله جدا بودن کامل تبار انسان از سایر مخلوقات را «خلاف شأن قرآن» می‌دانست، نشان از باور عمیق او به دقت یافته‌های دانش روز داشت. او حتی تولد عیسی مسیح(ع) از مریم(س) را با علم روز تبیین می‌کرد و آن را حاصل نرمادگی یا بکرزایی برخی موجودات (Hermaphroditism) دانست (ص۱۵۹). این نگاه و رویکرد او بی‌شباهت به شیوه همفکر و هم‌بندش مرحوم آیت‌الله طالقانی نبود که در این کتابش از آرای او نیز یاد کرده است (ص۱۳۷).

🔹 اما نگاه او به اعتبار و اهمیت قرآن فراتر بود و می‌گفت: «قرآن تنها کتاب آسمانی دست‌نخورده‌ای است که در دست بشر باقی مانده و مندرجاتش جز بر علم و حقیقت و مصلحت مبتنی نیست»(ص۱۰۲).

🔹او با «رازگشایی از قرآن به کمک دانش روز» به این نتیجه رسیده بود که «ناموس کلی آفرینش؛ آمادگی و تکامل تدریجی» است (ص۱۵۶) و حضرت آدم نیز نه اولین انسان، بلکه نخستین انسان اندیشمند و «مبدأ بصیرت بشری است و برگزیدگی او بزرگ‌ترین واقعه در آفرینش کائنات و تاریخ تکامل سلسله موجودات است»(ص۱۷۲).

🔹انتشار این کتاب؛ همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد جنجالی در محافل دینی برانگیخت و اگر همزمان با گسترش استبداد سیاسی و شروع مبارزات مسلحانه نمی‌شد، ابعاد این جنجال بسیار گسترش می‌یافت و ثمربخش‌تر می‌شد. اگرچه مرحوم آیت‌الله علی مشکینی کتابچه‌ای در تأیید کتاب سحابی نگاشت، ولی علامه طباطبایی که رفاقت نزدیکی با دکتر سحابی داشت، در اواخر جلد ۱۶ المیزان گفتاری با عنوان «کلام فی کینونة الانسان الاولی» یعنی «سخنی درباره آفرینش نخستین انسان» آورد و به نقد سحابی و دفاع از نظریه سنتی پرداخت. سحابی نیز در چاپ سوم کتابش در سال ۱۳۴۶ صفحات پایانی کتاب را به پاسخ‌های خود به نقد علامه اختصاص داد.

🔹کتاب مهم سحابی به دلیل بی‌توجهی به بخش وسیعی از میراث اسلامی (یعنی روایات پیامبر و اهل بیت) ذیل آثار قرآن‌گرایان تعریف می‌شود و رد پای تاثیرپذیری از نگاه شریعت سنگلجی در آن مشهود است؛ هم‌او که سحابی و بازرگان در جوانی به شرکت در جلسات قرآنی او علاقه داشتند. اما نمی‌توان منکر جایگاه مهم این کتاب در تقویت جریان نواندیشی دینی شد که آرمان سازگاری میان دین و علوم مدرن را پیگیری می‌کردند. همچنین در زمانه تحقیر دین از سوی مارکسیست‌ها تألیف کتابی در دفاع عقلانی از دین با زبان و روش مطلوب علم مدرن، امتیاز بزرگی برای جوانان مذهبی نیم قرن پیش محسوب می‌شد.

🔹در دنیای امروز که تکامل یا فرگشت، سیطره خود را بر علوم مختلف گسترش داده و مقتدرانه به حیات خود ادامه می‌دهد، فرگشت الهی (Theistic evolution) نیز به عنوان راه‌حل آشتی دین و این نظریه مطرح شده و هوادارانی دارد. این همان راهی است که نیم قرن پیش سحابی در ایران آغاز کرد تا مانع از کم‌سو شدن چراغ اسلام در عصر علم شود. با این حال؛ جای خالی یک پژوهش جدید حس می‌شود که هم دستاوردهای تازه علمی را در نظر بگیرد و هم میراث اسلامی را به صورت جدی‌تر و کامل‌تری به کمک دانش‌های زبانی مورد استناد قرار دهد. این پژوهش می‌تواند راه دشواری را که سحابی و دوستانش آغاز کردند با قوت و دقت به پیش ببرد.
از ایران فردا

https://bit.ly/322TJdv



#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
Forwarded from نگاه آفتاب
💢بحثی در معنویت و اندیشه‌های مولانا با نگاهی بر فصلنامه ‌نگاه آفتاب

"به اهتمام موسسه سروش مولانا"

🔰نشست نخست با حضور:
محمد مهدی مجاهدی و اردشیر منصوری

📆 زمان: سه‌شنبه، ٢۴ فروردین ١۴٠٠
⌛️ساعت: ٢٠:٣٠ به وقت ایران

🌀 پخش زنده از اینستاگرام نگاه آفتاب👇

https://www.instagram.com/negaheaftab

#نگاه_آفتاب
#مجله_نگاه_آفتاب
#فصلنامه_نگاه_آفتاب
#مولانا
#سروش_مولانا
#محمد_مهدی_مجاهدی
#اردشیر_منصوری


@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کفش کار تو
بر فرق این همه سالوس مدعی
وی خاک پای تو
بر چهره سیاه تبهکار دین فروش
ای درد تو
بر جان فاسد بیدرد خرقه پوش
آرام تر بخوان
با دستهای کوچکت او را صدا بزن
شاید که درد مردم این شهر بی فروغ
در سجده گاه تو
درمان شود عزیز

#فرهیختگان
تاریخ نان در ایران

از صدها سال پیش از میلاد مسیح، نان در ایران قوت غالب فقیر و غنی بوده است. آرد گندمِ خالصِ مرغوب، سهم دارندگان بوده و آرد جو، آرد ارزن و آرد ذرت و... سهم تهیدستان. طبقۀ متوسط هم فراخور وسع، آرد گندم را به آردهای ارزان آمیخته، به آنچه داشته ساخته و با سیلی صورت خودش را سرخ نگه‌داشته‌است.
کتاب خواندنی «تاریخ نان در ایران»، نوشتۀ ویلم فلور (متولد ۱۹۴۲ م) ایران‌شناس مشهور هلندی، داستان نان است از آغاز پیدایی‌اش در روزگاران دور تا قرن اخیر. از روزی که انسان خمیر فطیرِ ورنیامده را با دست شکل داد و روی سنگ داغ و زیر خاکستر پخت تا روزی که با آزمون‌وخطا و تجربه، خمیرترش و مخمّر را شناخت و با به‌کار بردنش نان را ملایم و قابل خوردن کرد، تا قرن‌ها بعدش که سنگک دوآتشۀ طلایی را از روی سنگریزه‌های تنورهای بزرگ، معطّر و ترد و برشته، به مثابه اثری هنری برداشت و نشان داد و به قشنگی‌های دنیا افزود.
ویلم فلور از ترکیب انواع آرد برای پخت نان می‌گوید. از این که ایرانیان در روزگار تنگدستی و نداری و قحطی از بلوط و نخود و برنج و بذر کنف و گلسنگ تا هستۀ خرما و میوۀ خشکیده و حتی ماهی! آرد ساخته و نان پخته‌اند. او از انواع نان و روش‌های پخت آن گفته، از پیدایش تدریجی نانوایی، همچنین از نحوۀ فروش نان و از تنور نانوایان از دیروز تا عصر ما گفته است. ولی فصلی که بیشتر چشم مرا گرفت بخشی است که به ابعاد معنوی نان در زندگی ایرانیان پرداخته. به ارزش نان و جایگاهش در فرهنگ ایرانی. این که نان برکت و عضو ثابت سفرۀ ایرانی بوده. این که ندارترین ایرانیان هنگام بیماری و سختی و مصیبت برای رفع بلا نان به دیگرمردمان داده‌اند. این که در مراسم عروسی نان سر سفرۀ عقد می‌گذاشته‌اند. هنگام بستن پیمان، با هم نان می‌شکسته‌اند و با نان خوردن عهدشان را استوار می‌کرده‌اند و این که چندان نان را مقدّس می‌دانسته‌اند که به آن سوگند می‌خورده‌اند و به عنوان حرز در گهوارۀ نوزاد می‌گذاشته‌اند.


کتاب را خواندم و تمام ضرب‌المثل‌هایی که با نان شنیده‌ام به یاد آوردم. یادم آمد این همه ضرب‌المثلی که با نان ساخته شده اهمیت آن را در فرهنگ ایرانی نمایان می‌کند. یادم آمد که یک ایرانی نجیب اگر نان خورد نمکدان نمی‌شکند. نان کسی را نمی‌بُرد و آجر نمی‌کند. یادم آمد یک ایرانی راست و درست، نان از عمل خویش می‌خورد و منت حاتم طایی نمی‌برد. نان بازو می‌خورد و نان به نرخ روز نمی‌خورد. یادم آمد نفرین ما ایرانیان وقتی زورمان نمی‌رسد یقۀ ستمکار را بگیریم این است که الهی نان سواره باشد و تو پیاده، و الهی خدا نانت بدهد و دندانت ندهد. یادم آمد که بچه زرنگ‌ها تا تنور داغ است نان را می‌چسبانند و نانشان در روغن است. و یادم آمد فکر نان باشم که خربزه آب است! هرچند هرآنکس که دندان دهد نان دهد.
و بیت حافظ را به یاد آوردم که می‌گوید؛

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما...


«تاریخ نان در ایران» را صبا کارخیزان ترجمه و بنفشه دادفر ویرایش کرده است. در حدی که دیدم نثر ترجمه نثری متوسط و مفهوم است و لذّت را پس نمی‌زند. کتاب در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات ایران‌شناسی چاپ و منتشر شده است.

https://t.me/arshivefarhikhtegan/519

عاطفه طیه

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی
رمضان و‌ آیین‌هایش:
کم‌فروغ‌شدن جشن‌های دینی در سایه‌ی برجسته‌شدن فرهنگ سوگواری

در فرهنگ مناسکی مسلمانان، رمضان جایگاه ویژه‌ای دارد و مهم‌ترین و طولانی‌ترین دوره جشن آیینی محسوب می‌شود. این آیین‌ها از یکی دو روز مانده به آغاز ماه مبارک و با آیین‌های پیشوازواستقبال آغاز شده و درطول ماه به‌خصوص شب‌ها ادامه می‌یابد تا نیمه‌ی رمضان و لیالی قدر و نهایتاً‌ به روزهای عید فطر یا «بایرام کوچک» ختم می‌شود. اطعام دیگران، برپایی ضیافت‌های افطار، موسیقی‌های شاد و جشن‌های شبانه این ماه را به فستیوال یک‌ماهه‌ی جشن برای مسلمانان تبدیل کرده است.فستیوالی جذاب پر از رنگ، موسیقی، بازی، خوراک و... در مناطق مختلف ایران نیز رمضان فرهنگ آیینی خاص خود را داشته است. آیین‌هایی که موسیقی عنصر مرکزی آن‌هاست.به‌گونه‌ای که «موسیقی رمضان» را می‌توان شاخه‌ای از موسیقی مذهبی دانست.همچنین کودکان و زنان در این آئین‌ها نقش ویژه‌ای دارند.ازجمله‌ی آیین‌های سنتی رمضان در مناطق مختلف ایران، نقاره‌زنی، نوبت‌زنی، سحرخوانی، مناجات‌خوانی، قنبرخوانی، نادعلی‌خوانی، گلدسته‌خوانی، طبل‌زنی، دهل‌زنی، کمچلی‌زدن، کوله‌مرجان، کلیدزنی، هوم‌بابایی (هوربابایی)، کلوخ‌اندازان، الله‌رمضونی، گری‌گشو و الم ترانی را می‌توان نام برد.این آیین‌ها امروزه و متأثر از مجموعه تغییرات اجتماعی، کم‌رنگ شده و بعضاً به فراموشی سپرده شده‌اند یا برگزاری آن‌ها منحصر به شهرهای کوچک و روستاها شده است. در فرهنگ شهری، کمتر نشانی از آن‌ها می‌توان جست.یکی از دلایل کم‌فروغ‌شدن جشن‌های رمضانی در ایران، برجسته‌شدن عزاداری شهادت امام‌علی و تسری فرهنگ سوگ به همه‌ی شب‌های احیا در دوره‌ی معاصر است. به‌‌گونه‌ای که عملاً یک دهه از این ماه به عزاداری اختصاص یافته است. در سال‌های اخیر و با افزوده‌شدن مناسبت‌ 10 رمضان به‌عنوان وفات حضرت خدیجه به تقویم مناسکی، گستره‌ی سوگواری در این ماه بیشتر شده است.حال‌آن‌که گزارش‌های تاریخی ازجمله سفرنامه‌های اروپاییان نشان می‌دهد تا پیش از دوره‌ی معاصر، در ایران نیز مانند دیگر جوامع اسلامی، در رمضان فرهنگ جشن و شادی غلبه داشته و عزاداری امام‌علی منحصر به روز شهادت و نهایتا دو روز قبل از آن (ضربت‌خوردن امام) بوده است.

محسن حسام مظاهری

#فرهیختگان ندای آگاهی و آزادی

پیش از شما
به‌سان شما
بی‌شمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد
«کین دولت خجسته‌ی جاوید زنده باد!»

شفیعی کدکنی



جان آگه با #فرهیختگان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
غوغای ستارگان


شعری از کریم فکور
رهبر ارکستر: آرش فولادوند